صفحه اصلی  »  PTSD
image_pdfimage_print
دی
۱۴
۱۳۹۵
کابوس آن سال‌های تلخ رهایم نمی‌کند، چه کنم؟
دی ۱۴ ۱۳۹۵
روان‌شناسی و خشونت خانگی
۰
, , , , ,
bigstock-156457052
image_pdfimage_print

Photo: tashatuvango/Bigstockphoto.com

خانه امن: پاسخ‌های این قسمت به صورت عمومی و برای عرضه به گروه بزرگی از مخاطبان طراحی شده است و به هیچ‌وجه نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای خاص و شخصی افراد باشد. برای بررسی دقیق‌تر مشکلات، ما مشاوره‌های انفرادی را توصیه می‌کنیم، که از حوزه توانایی‌های خانه امن خارج است.

رزا خورشیدی، مشاور خانواده

پرسش: زنی چهل ساله هستم وهشت سال از جدایی من می‌گذرد. هر شب کابوس پنج سال زندگی مشترک را می‌بینم. من خودم را از خشونت نجات داده‌ام و البته برای آن سختی زیادی کشیدم. خشونت‌ها فیزیکی بود اما همیشه با تحقیر و ناسزا همراه بود. من یک نجات یافته هستم ولی در تمام این هشت سال کابوس می‌بینم.

سوال اول من این است که چه کار کنم تا این کابوس‌ها تمام شود؟

سوال دوم این که این کابوس‌های شبانه من را خسته می‌کند. حتی صبح از شدت ترس و خستگی توانایی رفتن سر کار را ندارم و چطور می‌توانم بر این خستگی و ترس که با بیدار شدن بر من مسلط می‌شود غلبه کنم؟

من پس از خروج از خشونت به تدریج اعتماد به نفسم را بازیابی کردم ولی همچنان توانایی برخورد با آدم‌های زورگو را ندارم و مایلم بدانم چگونه می‌توانم در مقابل این افراد بایستم.

پاسخ: دوست عزیز درست مشابه سوال شما را با تفاوتی جزئی یک نفر دیگر هم به خانه امن ارسال کرده بود. پاسخی که به شما می‌دهم عمومی است و برای بسیاری از ‌نجات‌یافتگان خشونت خانگی قابل استفاده است. خیلی خوشحالم که از آن مهلکه نجات پیدا کردید؛ برای همه قربانیان خشونت خانگی چنین اتفاقی نمی‌افتد.

پنج سال مداوم تحت خشونت بودن، بدون شک اثرات عمیقی بر روح و روان آدمی می‌گذارد. حتی با شرایطی بسیار آسان‌تر از شرایط شما، ابتلا به اختلال اضطرابی پس‌ضربه‌ای Post-Traumatic Stress Disorder (PTSD) طبیعی است که البته درجات مختلفی دارد. با توجه به این‌که نوشته‌اید بعد از هشت سال هنوز کابوس می‌بینید که کاملا برای شما طبیعی است، حدس می‌زنم که شما به نوع مزمن Chronic PTSD آن مبتلا باشید. البته تشخیص نهایی با متخصصی است که شما را از نزدیک ببیند و با شما مصاحبه استاندارد کند.

تراما یا روان‌زخم چیست؟

تراما یا روان‌زخم را می‌توان به زخم‌هایی که در اثر درگیری فیزیکی یا تصادف یا سقوط از بلندی در بدن ایجاد می‌شود مقایسه کرد.

کسی که چنین زخم‌‌هایی در بدن دارد، با دیدن آنها یا به خاطر دردی که دارد، بخاطر خونریزی، یا حتی از ترس حرف مردم، که اگر زخم‌ها را ببینند چه خواهد شد، به مداوای خود اقدام می‌کند. جلوی خونریزی را می‌گیرد، مسکن مصرف می‌کند و محل درد را با یخ کمپرس می‌کند تا آرام بگیرد. گاهی که کار خیلی خراب است مثلا استخوانی شکسته، یا زخمی بیش از حد درمان خانگی عمیق است، به پزشک مراجعه می‌کند تا او کار درمان را انجام دهد.

این در حالی است که در اکثر موارد هیچکس برای روان‌زخم که تاثیرش اگر بیشتر نباشد، اصلا کمتر از زخم جسمانی نیست، کاری نمی‌کند. شاید به این خاطر باشد که روان زخم اثر آشکاری بر جای نمی‌گذارد. کبودی و خونریزی و درد روان‌زخم آشکار نیست. نشانگان PTSD که تقریبا شک ندارم شما به آن مبتلا هستید، عبارتند از ناآرامی و بی‌قراری، پرخاشگری یا انفعال زیاد، گوشه‌گیری و مشکلات ارتباطی، احساس گناه، یا بی‌احساسی و فقر هیجانی، برانگیختگی نابهنجار، کابوس و بازگشت روانی به صحنه‌های وقوع روان‌زخم، اجتناب از یادآوری و حتی حضور فیزیکی در جاهایی که روان زخم را تحریک می‌کنند و در عین حال تکرار مداوم آن خاطرات در ذهن بیمار، اختلال در کارهای روزمره، شغلی، درسی. این علائم باید بیش از یک ماه مداوم دیده شوند تا تشخیص اختلال ثابت شود. DSM-IV

برای ابتلا به این اختلال لازم نیست حتما شخص یک ضربه ناگهانی روحی دیده باشد. مثل شما، اگر فردی مدتی طولانی در معرض توهین و تحقیر و داد و فریاد و احیانا آسیب‌های جسمی باشد هم به این اختلال مبتلا می‌شود. مثلا کودکانی که در خانه‌هایی با والدین خیلی سختگیر و بداخلاق بزرگ می‌شوند، در بزرگسالی علائم اختلال را همانند کسی که یک ضربه شدید و ناگهانی مثلا تجاوز جنسی یا زلزله و … را تجربه کرده است، نشان می‌دهند.

آسان نیست، ولی ممکن است

نمی‌دانم کجا زندگی می‌کنید، تنها هستید یا کسی با شماست؟ از حمایت اجتماعی توسط شبکه دوستان وخانواده برخوردار هستید؟ به هرحال شما باید به درمان اختلال خود بپردازید اگر نه با افزایش سن توان روحی روانی شما تحلیل خواهد رفت و کار درمان هم مشکل‌تر می‌شود. همین امروز اقدام کنید و یک روانشناس بالینی خوب دارای پروانه تخصصی کار از بورد نظارتی محل زندگیتان به همراه یک روانپزشک خوب که حاضر به همکاری با هم باشند را پیدا کنید و هم‌زمان به هر دو مراجعه کنید. شاید لازم باشد سال‌ها هر هفته یک روان‌شناس را ببینید.

درمان‌های پیشنهادی مختلفی برای اختلال استرس پس ضربه‌ای ارائه می‌شود که بنا به تجربه من EMDR  که نوعی درمان فیزیکی- روانی است تاثیر بهتری از بقیه روش‌ها دارد که امیدوارم در محل زندگی شما، ارائه بشود. روانزخم شما عمیق است، ولی خبر خوب این است که درمان‌پذیر میباشد. آسان نیست، ولی ممکن است. برای شما آرزوی موفقیت می‌کنم.

دی
۲۳
۱۳۹۳
اختلال استرس پس از ضایعه PTSD
دی ۲۳ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

4522309210_a703f7ed0b_o

عکس: Truthout.org

ترجمه: سام زندی

 اختلال استرس پس از ضایعه یا PTSD متشکل از نشانه هایی است که در اشخاصی دیده می شود که از یک فاجعه طبیعی یا ساخته دست بشر، مانند جنگ، سانحه خطرناک، یا مشاهده مرگ خشونت بارِ دیگران، جان به در برده اند. این نشانه ها در قربانیان شکنجه، تروریسم، تجاوز جنسی، بدرفتاری یا جرایم دیگر نیز مشاهده می شوند. تمامی این اتفاقات، بیرون از دامنه تجربه “طبیعی” انسانی قرار می گیرند و باعث می شوند قربانی، واکنش های تاخیری ویا مزمن ِ اختلال زا بروز دهد، واکنش هایی که ممکن است چنان ناتوان کننده باشند که مانع زندگی روزمره طبیعی شوند.

کسانی که مورد آزار قرار گرفته اند اغلب احساس ها و واکنش های درازمدتی را تجربه می کنند که می تواند باعث رنج فراوانی شود. این اشخاص ممکن است تصاویر گذشته را به یاد بیاورند (فلش بک)، دچار احساس اضطراب ناگهانی شوند، توانایی تمرکز حواس را از دست بدهند یا حس کنند که همه چیز تا اندازه ای موهوم است. این واکنش ها و احساس ها، واکنش هایی نسبتا عادی به یک رخداد یا چند رخداد تکان دهنده اند و”اختلال استرس پس از ضایعه” یا PTSD خوانده می شوند. تخمین زده می شود که حدود بیست درصد از کسانی که رخدادی تکان دهنده، از قبیل تعرض جسمی یا جنسی را تجربه کرده اند، ممکن است دچار PTSD شوند.

شدت PTSD از شخصی به شخص دیگر تفاوت می کند، و ممکن است در حالی که رابطه آزاردهنده هنوز ادامه دارد، یا پس از پایان آن اتفاق بیافتد. ممکن است کوتاه مدت باشد یا سال ها باقی بماند. در هر صورت، توصیه می شود که برای کمک به سازگاری با رخدادهایی که منجر به PTSD  شده اند، و برای بررسی راه های کاهش چنین رخدادهایی یا اثر آنها، از یک مشاور یا درمانگر کمک گرفته شود. افرادی که دچار PTSD هستند نشانه های زیر را تجربه می کنند، گرچه این فهرست با استفاده از منابع مختلفی تهیه شده است و به منزله تجویز پزشکی نیست:

  • یادآوری تصاویر گذشته (فلش بک). تجربه مجدد یک رخداد تکان دهنده، از قبیل کتک خوردن یا تجاوز جنسی. ولی “فلش بک” ممکن است شامل گفته ها، حرکات یا تعرض هم باشد. عامل “فلش بک” معمولا محرکی است که به طریقی، زمان حال را به گذشته مربوط می کند، مثلا دیدن چاقویی مشابه آن چاقویی که قربانی را با آن تهدید کرده بودند، دیدار مجدد از مکانی که شخص در آن، مورد آزار عاطفی یا کلامی قرار گرفته بوده، و نظایر آن. اگر می بینید که از مکان ها، فعالیت ها، یا اشیای خاصی دوری می کنید، شاید به این دلیل باشد که آنها به شکل محرکی برای آزارتان عمل می کنند. “فلش بک” تنها خاطره یک رخداد نیست، تجربه کردن مجدد آن است، یعنی که بدن شخص، به گونه ای واکنش نشان می دهد که انگار خطر، در زمان حال وجود دارد، نه در گذشته.
  • خواب/کابوس و اختلال خواب. این خواب ها ممکن است به شکل بازآفرینی یک رخداد باشند یا تغییر آن. برخی مبتلایان، شب با حال اضطراب بیدار می شوند یا دچار بی خوابی هستند.
  • کرختی و کند شدگی عاطفی. این واکنش، ابزار بسیار سودمندی برای بقاست که شخص را قادر به ادامه زندگی عادی می کند، به خصوص زمانی که آزار هنوز ادامه داشته باشد. اما زمانی که ضایعه، تنش و خطر واقعی رفع شده باشد، نمی گذارد که شخص با مسائل برخورد کند و به زندگی عادی ادامه دهد.
  • جداافتادن از دیگران. ممکن است شخص، احساس تفاوت کند، انگار که جسم اش در همین دنیاست، ولی عملا در دنیایی موازی زندگی می کند که به آن تعلق ندارد. همچنین، شخص ممکن است حس کند که از نشان دادن واکنش “عادی” به دیگران و تعامل صحیح با آنها عاجز است. شخص ممکن است به طور کلی از معاشرت با دیگران، یا از نگاه کردن به چشم های آنان خودداری کند.
  • عدم واکنش به محیط اطراف. شخص ممکن است تقریبا خود را در خلسه یا “حالت خاموش” حس کند و برای توجه به اطراف، ناچار به تلاش عمدی شود. از آن مهم تر این که شخص ممکن است ارتباط با محیط اطراف را از دست بدهد (انواع مختلفی از این عارضه وجود دارد)، یا کاملا از دنیای بیرون جدا بیافتد یا از واکنش نشان دادن به آن عاجز باشد.
  • ناتوانی از لذت بردن Anhedonia. این عارضه اساسا به معنای ناتوانی از احساس لذت است. شخص، ممکن است بتواند عواملی را که معمولا لذت بخش هستند (بازی یا خنده کودکان، نور آفتاب، آسمان آبی، آواز پرنده ها) ببیند و بشنود، ولی چیزی حس نکند. شخص، خود را خالی از هر احساسی می یابد.
  • کناره جویی از هر چیزی که ممکن است شخص را به یاد آزار بیندازد یا محرک “فلش بک” باشد.
  • فوران ناگهانی ترس یا وحشت. ترس یا وحشت ناگهانی، اغلب بدون هیچ دلیل ظاهری، حساسیت فوق العاده ویا واکنش حادِ از جا پریدن. معنای این حالت تنها این نیست که شخص فقط به آسانی از جا بپرد، بلکه این است که وقتی از جا پرید، واکنش او بسیار شدید خواهد بود. اگر شخص دچار حساسیت فوق العاده باشد، ممکن است دائما در وضعیت “جنگ یا گریز” باشد. برخی از قربانیان، متوجه می شوند که با محو شدن کرختی و کندی احساسی، این نوع واکنش افزایش می یابد.
  • افسردگی و اضطراب. هرچند ممکن است شخص بدون ابتلا به PTSD هم دچار افسردگی ویا اضطراب شود، زمانی که این نشانه ها همراه یکدیگر بروز کنند، بخشی از اختلال را تشکیل می دهند.
  • افکار معطوف به خودکشی. تمایل به آسیب رساندن به خود، یا حتا تمایل به خودکشی. اگر حس می کنید که ممکن است به خودتان صدمه بزنید، لطفا هر چه زودتر کمک بخواهید.

 گرچه همه اشخاصی که آزار را تجربه کرده اند، تمامی نشانه های اختلال تنش زای پس از ضایعه را بروز نمی دهند، بیشتر آنها برخی از این واکنش ها را تجربه می کنند. اگر چند تا از نشانه های بالا را در خودتان تشخیص می دهید، توصیه می شود که به پزشک خودتان مراجعه کنید تا کمک تان کند و حمایت بیشتری از شما کند.

باید توجه داشت که نه تنها شخصی که مستقیما مورد آزار بوده ممکن است دچار PTSD شود، بلکه کودکانی که مادرشان مورد آزار است یا خودشان آزار می بینند هم ممکن است دچار این اختلال شوند.

خبر خوب این است که PTSD الزاما مادام العمر نیست، و در حکم “حبس ابد” نیست. PTSD در بزرگسالان و کودکان می تواند با موفقیت درمان شود، و با حل کردن مسائلی که آزار خانگی به جا گذاشته، به طور طبیعی علائم آن در طول زمان کمتر و کمتر پدیدار خواهد شد.