صفحه اصلی  »  گ – حقیقی
image_pdfimage_print
مرداد
۱۷
۱۳۹۳
چگونه می توان به کودکان خشونت دیده کمک کرد؟
مرداد ۱۷ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

5871707852_45bf8260dc_z

مترجم: گ. حقیقی

 حقایقی که در این جا می آید توسط مرکز اطلاعات و منابع ملی خشونت خانگی (NRCDV) دریک  بسته آموزشی ” تحت عنوان کودک هایی که شاهد خشونت شریک زندگی بوده اند” گردآوری شده است:

سوء رفتار و خشونت با کودکان و خشونت علیه زنان معمولاً هم زمان اتفاق می افتند. پلیس هر ساله هنگام برخورد با عاملان خشونت و دستگیری آنها، با نیم میلیون کودک خشونت دیده روبرو می شود. در ۳۰ تا ۶۰ درصد خانواده هایی که خشونت علیه زنان رواج دارد خشونت علیه کودکان نیزاتفاق می افتد. (دفتر دادرسی ویژه نوجوانان و پیشگیری از بزهکاری. امنیت از ابتدا: اقدام برای کودکان در معرض خشونت (نوامبر ۲۰۰۰). نشر شماره NCJ182789، واشنگتن دی.سی. وزارت دادگستری، دفتر برنامه ریزی.)

تحقیقات نشان می دهند مردانی که دردوران کودکی در معرض خشونت خانگی بوده اند احتمال این که در بزرگسالی هم مرتکب خشونت خانگی شوند بیشتر است و برای زنان با تجربه خشونت دیدگی در دوران کودکی امکان این که در بزرگسالی قربانی خشونت خانگی بشوند افزایش می یابد.(ویتفیلد، ۲۰۰۳)

کودکانی که شاهد خشونت خانگی هستند و مورد سوء استفاده فیزیکی و جنسی هم قرار می گیرند، در مقایسه با کودکانی که مورد سوء استفاده قرار نمی گیرند با خطرات مضاعفی از جمله، ناسازگاری احساسی و روانی، مواجه می شوند. (کارلسن، ۲۰۰۰، ادلسن، ۱۹۹۹؛ هیو و دیگران، ۲۰۰۱)

همچنین کودکانی که با خشونت خانگی زندگی می کنند با خطرات بیشتری از قبیل: خطر قرار گرفتن در معرض اتفاقاتی که ضربه روحی شدید وارد می کنند، خطر غفلت، خطر سوء استفاده مستقیم و خطر از دست دادن یکی یا هر دوی سرپرست هایشان رو به رو می شوند. همه این ها می توانند برای کودکان نتایج منفی زیان باری داشته باشند و سلامت، امنیت و ثبات آن ها را تحت تأثیر قرار بدهد. (کارلسن، ۲۰۰۰؛ ادلسن، ۱۹۹۹؛ راسمن، ۲۰۰۱).

 فهرست زیر را مرکز اطلاعات و منابع خشونت خانگی از شیوه هایی که خشونت خانگی می تواند بر کودکان تأثیر بگذارد تهیه کرده است.

کودکان و خشونت خانگی

آستانه تحمل کودکان متفاوت است. آنها به اشکال مختلفی نسبت به خشونت واکنش نشان می دهند. در اینجا فهرستی از احساسات و رفتارهایی می آید که در میان این کودکان به طور مشترک مشاهده شده است را ذکر می کنیم.

  1. احساس ترس از خشونت پدر و همه مردها
  • احساس ترس از ترک شدن
  • احساس ترس از شب

عصبانیت از پدر و مردهای دیگر

  • عصبانیت از مادر (برای جلوگیری نکردن از خشونت)
  • عصبانیت از خود (به خاطر ناتوانی در حفاظت از مادر)

احساس گناه برای خشونتی که تحمل می کنند. کودکان نسبت به خشونت احساس مسئولیت و گناه می کنند.

  • احساس گناه از بی وفایی نسبت به خانواده و دوستان
  • احساسات منفی نسبت به یکی یا هر دوی والدین

 سردرگمی و احساس تضاد در احساسات نسبت به والدین

  • سردرگمی از واکنش های غیر قابل پیش بینی از بزرگسالان که باعث می شود کودک نتواند به آن ها اعتماد کند.
  • باور به این که روابط زناشویی به معنی خشونت است.

ناتوانی در فراگیری و عدم ثبات احساسی در خانه فراگیری را از بین می برد.

  • درجا زدن در مرحله رشدی که ضربه روحی در آن اتفاق افتاده است.

۲. علایم رفتاری مشترک

  • کناره گیری
  • نیاز بیش از حد به توجه
  • واکنش های منفی نسبت به مردها
  • نگرانی از جدایی
  • ترس های قبل خواب
  • وحشت از مدرسه
  • بد خلقی
  • پرخاشگری
  • فحاشی
  • بد خلقی های نامناسب سن
  • داشتن باور منفی نسبت به خود: باور این که “من بدم.” منجر به بدرفتاری یا تنبیه می شود، که این باور غلط را تقویت می کند.
  • از دست دادن انگیزه در مدرسه
  • اعتماد به نفس پایین به خاطر باور به این که “تقصیر خودم است که مشت خوردم.”
  • دمدمی مزاج بودن
  • محک زدن بزرگسالان
  • سردرگمی در باورها
  • ناتوانایی در تمرکز در مدرسه
  • خواب آلودگی به خاطر بیدار ماندن در طول شب
  •  پسرفت درکارها

۳. مهارت های زندگی

  • انعطاف پذیری شدید
  • بلوغفکری
  • حس مسئولیت
  • صمیمیت بین خواهرو برادرها
  • حساسیت غیر عادی
  • رد رفتارهای خشونت آمیز

با این اوصاف  ما به عنوان والدین جایگزین، پرستار یا معلم (یا هر نسبتی که با کودک داریم) چگونه می توانیم از کودکانی حمایت کنیم که سرپرستی آنها را به عهده گرفته ایم در حالی که تجربه خشونت خانگی داشته اند؟

من یک سری مسائل خیلی ساده را آموختم:

۱) زمانی که انتظارهایت را در خانه یا مدرسه مطرح می کنی از یک پیام “ما” استفاده کن.

۲) به احساسات کودک زمانی که رفتار خشونت آمیز می کند توجه کن.

۳) راه های متفاوتی جز خشونت پیش رو بگذار.

۴) نسبت به بالا بردن صدایت حساس و آگاه باش.

این ها یکی دو تا مثال برای هر کدام از این موارد هستند:

۱) زمانی که انتظارهایت را در خانه (یا مدرسه) مطرح می کنی از یک پیام “ما” استفاده کن.

  اقرار می کنم بعضی اوقات اولین واکنش غریزی من، وقتی که یکی از فرزندخوانده هایمان بدرفتاری خشونت آمیز می کند این است که بگویم: “بسه دیگه!” یا “نزنش!”

وقتی کودکان از محیطی می آیند که در آن خشونت خانگی بوده است به اندازه کافی با احساس شرم دست و پنجه نرم می کنند، بنابر این به جای استفاده از یک لحن اتهام آمیز و سرزنش کننده با آن ها (که فقط باعث می شود احساس بدتری داشته باشند)، برایشان مرز تعیین کنید، اما توضیح دهید این قانونی است که برای نه تنها آنان، بلکه تمامی اعضای خانه یا کلاس درس اجرا می شود.

برای مثال به جای این که بگویید “تو حق نداری تو این خونه کسی رو بزنی” با آرامش اما با لحنی محکم توضیح دهید، “ما تو این خونه کسی رو نمی زنیم.” و “ما” یعنی همه والدین و کودک ها. در غیر این صورت مرتکب یک سخت گیری خیلی تبعیض آمیز خواهید شد. برای درک کودک های کوچک تر ساده تر است برایشان مثال های ملموس بزنید، مثلاً بگویید “تو خونه ما، باباها مامانا رو نمی زنند، مامانا باباها رو نمی زنن، مامانا و باباها کودک ها رو نمی زنن یا سرشون داد نمی زنن، کودک ها مامانا و باباها و کودک های دیگه رو نمی زنن، گاز نمی گیرن، لگد نمی زنن.”

۲) احساسات کودک را زمانی که رفتار خشونت آمیز می کند به رسمیت بشناسید.

همان طور که در بخش “احساسات”، فهرست کودکان و خشونت خانگی DVRC به آن اشاره شد، از کودکانی که پیشینه خشونت خانگی داشته اند، انتظار می رود مشکلات مربوط به عصبانیت زیادی داشته باشند. عصبانیت به خودی خود چیز بدی نیست، کارهایی که کودک با احساس عصبانیتش می کند می تواند مضر باشد. علاوه بر آن کودکان ممکن است ندانند بدون این که به رفتارهای خشونت آمیز پناه ببرند چطور به عصبانیت یا کلافگی یا احساس عدم امنیت واکنش نشان دهند. بخصوص اگر این تنها چیزی است که از بزرگترها در زندگی شان دیده اند.

احساسات کودک را معتبر بشمارید، به جای این که او را شرمنده کنید و بعد رفتارهایش را تصحیح کنید. جملات اعتباربخش شما می تواند شامل این ها باشد:

“ای وای، مثل این که خیلی عصبانی هستی الآن. نه؟” یا “احساس می کنم داری خیلی کلافه می شی.” یا “می تونی کمکم کنی بفهمم چرا این قدر ناراحتی؟”

هیچ نیازی نیست که احساسات او را تحلیل کنید، یا بعد از ماجرا جلسات کوچک مشاوره راه بیندازید. (که خود من طبیعتاً ممکن است تحریک شوم که چنین کاری بکنم.) اما گاهی اوقات صرف عمل معتبر شمردن احساسات آن ها برای کودک کافی است که رفتارهایش را از احساساتش جدا کند و به نوعی احساس “درک شدن” توسط بزرگسالی بکند که نگران اوست.

“عصبانیت” یکی از عواطفی است که معمولاً می تواند احساسات دیگری مثل آزرده شدن یا ترس را پشت خود پنهان کند. اگر احساس یک کودک توسط بزرگسال معتمد به رسمیت شناخته شود ، امکان این که درباره احساسات پنهان شده اش صحبت کند بیشتر است. حرف زدن درباره این احساسات نتیجه بخش تر از حمله کردن به دیگران یا کناره گیری خواهد بود.

 ۳) راه های متفاوتی جز خشونت پیش رو بگذار.

این پیشنهاد در کنار پیشنهاد قبلی پیش می رود. اولاً بگذارید کودک بداند که عصبانی بودن بد نیست، اما زدن، گاز گرفتن یا جیغ زدن سر دیگران و غیره درست نیست. سپس، راه چاره دیگری برای ابراز عصبانیتشان به آن ها نشان بدهید.

“می خوای روی ترامپولینت بالا پایین بپری؟”

“اونقدر عصبانی هستی که می خوای یه کسی رو بزنی؟ بیا به بالشتت مشت بزنیم یا ببینیم این توپ رو چقدر دور می تونی شوت یا پرت کنی!”

(دلیل دیگری برای این که ورزش های تماس بدنی یا گروهی کانال های تخلیه فوق العاده ای، برای کودکان تحت خطر هستند یا هر کودکی!)

۴) نسبت به بالا بردن صدایت حساس و آگاه باش.

بسیاری از کسانی که از شرایط خشونت، سوء استفاده یا ضربه روحی شدید می بینند به ناچار نسبت به صداهای بلند و فریاد حساس تر هستند. یادتان باشد تنها گروهی که پس از سربازان جنگی بیشترین آمار PTSD (اختلال استرس پس از سانحه) را دارند کودکانی هستند که به فرزندی پذیرفته شده اند! چه حقیقت ناراحت کننده ای است اینکه خانه و زندگی به اندازه یک منطقه جنگی به کودکان ضربه وارد کند.  تأثیرات روانی (این دو) می تواند به طرز وحشتناکی شبیه هم باشند.

ممکن است مثال احمقانه ای باشد اما من خیلی خوب به یاد دارم یک روز وقتی همسرم صدایش را روی من بلند کرد (نه به خاطر این که داشت سر من فریاد می زد یا با من بدخلقی می کرد، بلکه به خاطر این که دیرمان شده بود و از برنامه مان عقب بودیم و او داشت سعی می کرد به من یادآوری کند بجنبم و بروم حمام و حاضر شوم.) صدای بلند او خیلی به نظر من نیامد، به خودم هم نگرفتم، اما بلافاصله یک تغییر فیزیولوژیک در کودکی که به فرزندی قبول کرده بودیم احساس کردم . ممکن است بعضی ها بگویند واکنش او فقط یک اتفاق بوده یا هر کودکی می توانست همین طور واکنش نشان دهد، اما وقتی ما به چیزهای فکر کردیم که او احتمال داشت از خانواده قبلی خود شنیده یا دیده باشد یادآوری خوبی بود که موقع بالا بردن صدایمان حواسمان را بیشتر جمع کنیم.

آیا شما برای کمک به کودک هایی که با خشونت خانگی رو به رو هستند توصیه ای دارید ؟

لینک منبع

مرداد
۹
۱۳۹۳
به بهبود خود کمک کنید، شما ارزشش را دارید  
مرداد ۹ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

7904422188_8e4a1ed658_z

ترجمه: گ – حقیقی

راهنمای زنان در حال ترک مواد مخدربرای مواجهه با مشکلات ناشی از خشونتی که در دوران کودکی دیده اند.

گزارش زیر در مرکز درمان سوء مصرف مواد مخدر و الکل CSAT ، اداره خدمات سلامت روان و سوء مصرف مواد SAMHSA ، اداره سلامت و خدمات انسانی ایالات متحده HHS تهیه شده است.

مقدمه:

اکنون که شما تحت درمان سوء مصرف مواد مخدر هستید، احتمالا” احساسات و علائم مختلفی را تجربه خواهید کرد. این احساسات ممکن است برای شما دردناک بوده و یا دست و پنجه نرم کردن با آنها دشوار باشد. شما ممکن است دارای چنین احساساتی باشید:

  • ترس و وحشت
  • درماندگی
  • احساس گناه
  • خجالت
  • اضطراب
  • افسردگی
  • عصبانیت
  • انزجار از خود
  • مشکل برقراری ارتباط با خانواده یا دوستان
  • دیوانگی و احساس بی قراری
  • کرختی یا بی احساسی
  • تمایل به مرگ

برخی از این احساسات در میان زنانی که شروع به ترک اعتیاد می کنند رایج هستند، اما همین عواطف می توانند برای بسیاری از زنانی که قربانی کودک آزاری بوده اند قوی تر باشند. این درد می تواند آن قدر زیاد باشد که فرد دست به هر کاری بزند تا از پس احساساتش بر آید، مانند استفاده مجدد از مواد مخدر یا الکل.

بعضی از زنان تحت درمان به روشنی به یاد نمی آورند که برای اولین بار چگونه مورد سوء استفاده قرار گرفته اند، اما دارای برخی از احساساتی که در این جا ذکر شد هستند. تعدادی از آنان ممکن است خاطرات سوء استفاده در کودکی را آن قدر سرکوب کرده باشند، که حتی نتوانند دلیل خشم شدید خود را توضیح دهند. اینکه چرا از شخص خاصی می ترسند، کابوس می بینند یا همیشه فکر می کنند قرار است اتفاق بدی بیافتد. گاهی آنها پس از ترک اعتیاد ودر دورانی که تحت درمان هستند، اتفاقاتی را به یاد می آورند که یادآوری آن خاطرات برایشان بسیاردردناک بوده به طوری که سعی کرده اند به وسیله مصرف مواد مخدریا الکل، از به یاد آوردنشان جلوگیری کنند.

 به هر حال ممکن است کار کردن روی خاطرات دوران کودکی یا لغزش های حافظه در دوران ترک مواد مخدر برای مواجه شدن با دردهای گذشته و تمرکز روی زندگی کنونی شما مفید باشد.

کودک آزاری (یا سوء استفاده از کودک) چیست؟

سوء استفاده از کودک معانی متعددی دارد و گاهی سخت می شود فهمید آنچه که در کودکی تجربه کرده اید سوء استفاده بوده است یا خیر. شاید در آن زمان نوع تنبیه و یا رفتارخشونت آمیزی که با شما صورت گرفته عادی به نظر می رسیده است. به همین دلیل بهتر است روی سوالات مطرح شده زیر فکر کنید. سوالاتی که موارد کودک آزاری را در بر می گیرند.

آیا به یاد می آورید فردی در زمان کودکی اعمال زیر را نسبت به شما انجام داده باشد ؟

  • شما را تنبیه یا تأدیب شدید کرده باشد؟
  • شما را آن قدر محکم کتک زده  که کبودی، بریدگی یا شکستگی استخوان به جا گذاشته است؟
  • شما را کتک یا مشت زده باشد ولو آثاری به جا نمانده باشد ؟
  • طوری با شما رفتار کرده که احساس  ناتوانی و درماندگی کرده باشید؟
  • به شما فحاشی کرده یا آزار کلامی داده است؟
  • در میان افراد خانواده و افراد نزدیک، کسی ظاهر فیزیکی شما مانند: رنگ مو، پوست، شکل بدن یا ناتوانی احتمالی شما را مورد انتقاد قرار داده یا مسخره کرده باشد.
  • با شما صحبت جنسی کرده، لباس در آوردن یا حمام کردن تان را تماشا کرده، عکس ها یا فیلم های پورنوگرافیک به شما نشان داده یا از شما به شکل نامناسبی عکس گرفته باشد؟
  • اعضای جنسی شما را لمس، یا مجبورتان کرده باشد که اعضای جنسی خود یا شخص دیگری را لمس کنید؟
  • شما را مجبور کرده دیگران را در حین اعمال جنسی نگاه کنید؟
  • شما را مجبور به مراقبت جنسی کرده باشد؟

پیامدها یا عوارض کودک آزاری

تأثیرات کودک آزاری می تواند تا زمان بزرگسالی با شما بماند. علاوه بر احساس عصبانیت، دلواپس، شرمندگی یا افسردگی ممکن است:

  • خاطرات تصویری از آزارهای گذشته را به یاد آورید
  • کابوس های مکرر داشته باشید
  • نسبت به صداهای بلند یا لمس شدن خیلی حساس باشید
  • همیشه منتظر اتفاق بدی باشید
  • اجازه بدهید دیگران از شما استفاده یا سوء استفاده کنند
  • دوران هایی از زندگی تان را به یاد نیاورید
  • احساس کرختی کنید

این احساسات می توانند هنگام اضطراب یا موقعیت هایی که خاطرات سوء استفاده شدن را به یادتان می آورد، مثل زمانی که با آشنای نزدیکی دعوا می کنید، بدتر یا شدیدتر شوند.

هر زمان احساس کردید می خواهید خودتان را آزار بدهید یا به خودکشی فکر می کردید، بلافاصله به مشاورتان تماس بگیرید.

چگونه می توان مادامی که تحت درمان هستید به مسائل کودک آزاری پرداخت؟

شاید بهتر باشد صحبت کردن درباره سوء استفاده دردناک گذشته را به زمانی که مصرف الکل را ترک کرده اید موکول کنید و درپروسه درمان بر باز شدن ذهن و الگوهای سالم رفتاری تمرکز کنید. در این مدت رابطه مستحکمی با مشاورتان برقرار کرده، دوست های جدید پیدا، و با افرادی که از مواد یا الکل سوء استفاده نمی کنند روابط جدیدی برقرارکنید. در آن زمان شاید کم کم احساس امنیت کافی برای فکر کردن به این موضوع رابه دست آورید.

با این حال اگر احساس می کنید این علایم بیش از حد شدید یا دردناک هستند باید بلافاصله به آن ها بپردازید، بدانید که می توانید هر زمانی که می خواهید یا نیاز دارید این موضوع را پیش بکشید. درهر مرحله ای از بهبود که باشید کمک در اختیارتان است. یادتان باشد زن های بسیاری روی مشکلشان کار کرده اند و امروز، زندگی شاد، سعادتمند و عاری از مواد مخدر دارند.

این به خود شما بستگی دارد که تصمیم بگیرید چه زمانی درباره تجربه سوء استفاده ای که در بچگی از شما شده با مشاورتان صحبت کنید، اما مهم است که این موضوع هر زمان که آمادگی اش دارید مطرح کنید. شاید اولین باری باشد که درباره آنچه در کودکی بر شما گذشته با کسی صحبت می کنید. شاید از صحبت کردن درباره افراد خانواده یا فردی نزدیک به شما احساس گناه یا ناسپاسی به شما دست دهد. شاید نگران واکنش خانواده تان باشید. همه این احساسات و ترس ها بسیار طبیعی هستند؛ آن ها را با مشاورتان در میان بگذارید.

گاهی به یاد آوردن تفاوت میان احساس قربانی بودن در بچگی و بزرگسالی دشوار است. در آن زمان نمی توانستید از خودتان محافظت کنید اما الآن می توانید. امروز توانایی دارید به عنوان یک فرد بالغ درباره آنچه بر شما گذشته صحبت کنید و می توانید روز به روز بهتر شوید.

مشاورتان چگونه می تواند به شما کمک کند؟

مادامی که درباره تجربه هایتان با مشاور یا درمانگر صحبت می کنید، این گفتگو ممکن است به ویژه درزمانی که خاطرات دردناک گذشته و احساساتتان اوج می گیرند و با نگاه دقیق تری به گذشته می نگرید دشوارتر شود. گاهی اوقات این احساسات شدید موجب بازگشت به مواد مخدر یا الکل می شوند. یک مشاور یا درمانگر می تواند به شما کمک کند ارتباط بین سوء استفاده شدن در گذشته و سوء مصرف مواد مخدر را در حال حاضر درک کنید. او می تواند به شما کمک کند با احساساتتان بهتر کنار بیایید تا کمتر آسیب ببینید.

همچنین مشاورمی تواند  برای ترک مواد، مشاور یا درمانگری پیدا کنید که تخصصش در کار کردن با افرادی است که قربانی کودک آزاری بوده اند. پرداختن به مسائل سوء استفاده در کودکی زمان زیادی می برد؛ باید با

روانشناسی تماس بگیرید که هم می تواند در حال حاضر وهم پس ازاتمام درمان سوء مصرف موادتان به شما کمک کند.

نکته آخر

 به عنوان زنی که در حال بهبود از سوء مصرف مواد مخدر  هستید، با چالش های مختلفی رو به رو شده اید و دوام آورده اید. تصمیم شجاعانه شما برای درمان سوء مصرف مواد مخدر حرکتی برای به قوی تر شدن خودتان است. شما لیاقت این فرصت را دارید که بهترشوید و یک زندگی شاد و سالم را پیش گیرید.

شما در آینده با مشکلاتی رو به رو می شوید اما این توانایی را خواهید داشت که اوضاع را بهتر کنید. شما می توانید این کار را کنید، همان طوری که بسیاری پیش از شما آن را انجام داده اند. یادتان باشد: شما تنها نیستید. از منابع متعدد و شبکه های حمایتی که دراختیارتان است استفاده کنید تا به شما احساس امنیت بدهند و به سوی اهدافتان پیش روید. تا زمانی که هوشیار هستید، گزینه هایتان بیشتر می شود. مادامی که رابطه ای بر پایه اعتماد  با مشاور یا درمانگر برقرار می کنید، بهتر می شوید.

شجاعتی که در کمک کردن به بهبود خودتان پیدا می کنید، می تواند روزی به فرد دیگری که در اعتیاد و درد از دست رفته است کمک کند.

با خودتان صبور باشید. بهتر شدن زمان می برد اما ارزشش را دارد چون شما ارزشش را دارید.

لینک منبع

مرداد
۷
۱۳۹۳
زیبایی بزرگترین مشکل زنان موریتانی، زن لاغرداشتن هنوز تحقیر آمیز است  
مرداد ۷ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

1620105883_44ff563da3_o

عکس: Helge F.

ترجمه: گ – حقیقی 

نواکشوت، ۲۱ فوریه ۲۰۱۱ IRIN در حالی که به زور غذا دادن به دختران جوان در موریتانی، به ویژه در مناطق شهری کاهش یافته است، اما هنوز زنان و دختران بسیاری داوطلبانه از روش های پیشرفته و خطرناکی استفاده می کنند که به آن ها اندام چاقی می دهد که مدت ها در این کشور، تعیین کننده جایگاه اجتماعی آنان بوده است.

زینبو منت طالب موسی، مدیر سازمان غیر انتفاعی “انجمن سلامت مادران و فرزندان موریتانی AMSME “می گوید: عملاً دوران غذا خوراندن از طریق سوء استفاده جسمی سر آمده است ومعمولاً  امروز بیشتر در مناطق دور افتاده اتفاق می افتد. اما وجود زنان جوانی که می خواهند چاق شوند و به روش های مختلف دست می زنند، یک واقعیت است.

موریتانیایی ها به IRIN از مواردی گفتند که زنان جوان بر اثر مصرف دارو از جمله محصولاتی که برای احشام تولید می شوند، جان خود را از دست داده اند تا چاق شوند.

در حالی که استانداردهای زیبایی شنایی به آرامی در حال تغییر هستند و برخی زنان، از روش های به زور چاق شدن سرباز می زنند، به طور سنتی در موریتانی بدن چاق برای زن به معنای ثروت و رفاه است. خانواده ها در این کشور نسل در نسل هر روز، لیتر لیتر شیر گاو یا شتر به دخترانشان می خوراندند تا بلکه شانس ازدواج آنها بالا رود.

یکی از ضرب المثل های قوم مور در موریتانی می گوید: “زن هرچه بزرگ تر باشد جای بزرگ تری در دل همسرش دارد.”

اما در سال های اخیر، علی رغم هشدارهای سلامتی، بعضی از دختران و زنان، داوطلبانه به روش های دیگری رو آورده اند، مانند: مصرف محصولات کورتیزون، شربت های اشتها آور و داروهای روان گردان و داروهایی که برای بالا بردن وزن گاو تولید شده است.

یکی از اعضای AMSME که از ما خواست هویتش پنهان بماند گفت: “چند ماه پیش، دختر خاله ام به روستایی رفت تا آماده ازدواج شود. این آمادگی شامل فرایند چاق شدن هم بود و او بر اثر سوء مصرف موادی که برای وزن آوردن ساخته شده اند جانش را از دست داد.”

سلیمان شریف، مدیر انجمن داروخانه داران موریتانی می گوید: در مورد دیگری، یک دختر جوان در حلبی آبادی در پایتخت نواکشوت، پس از مصرف داروهای پروار کردن گاو از بین رفت.

محمد اولد اکاهه، پژوهشگر اجتماعی می گوید: یکی از داروهای حیوانی که زنان استفاده می کنند تا “خودشان را چاق کنند”، به خاطر خطرهایی که برای سلامتی که ایجاد می کند ، به “درگ درگ” شناخته می شود. آن ها می خواهند به استانداردهای جامعه ای برسند که عاشق زن های چاق است.

شریف، داروخانه دار به IRIN گفت: دسترسی به این محصولات آسان است و این بخشی از مشکل است.

او می گوید: “مقررات درمانی به خاطر سودی که برای برخی از بخش های درمانی دارند به طور جدی اجرا نمی شوند.علاوه بر این منابع دولت نیز نسبتاً محدود است. با این حال مسئولین در سال های گذشته تلاش هایی برای جمع کردن محصولات خاصی از بازار کرده اند.”

با وجود این تلاش ها و قانونی  که در سال ۲۰۱۰  جریمه های جدی تری برای فروش داروهای غیر متعارف تعیین کرد، باز هم هر کسی می تواند این محصولات را در بازار و از داروخانه بخرد. محاسبه این که چقدر پول صرف محصولات و این اهداف می شود دشوار است، چون بخش بزرگی از این داد و ستدها در بازار سیاه اتفاق می افتد.

آنا فال، که در کلینیکی در منطقه ای فقیر نشین در نواکشوت ماما است، می گوید: زن های بسیاری فقط به خاطر چاق شدن تقاضای قرص های ضد بارداری و شربت های اشتها آور می کنند.

 آیا مشکل نادانی است؟

محمد لمین اولد شیخ، دکتر ارشد کلینیک می گوید: اصرار به وزن زیاد داشتن خطر بیماری های قلبی _ عروقی، ناکارایی کلیه، بیماری قند و فشار خون را بالا می برد. اغلب زن ها نمی دانند که این داروها خطرناک هستند، اگر می دانستند آنها را مصرف نمی کردند. در اینجا مشکل ناآگاهی است.

طالب موسی می گوید: همه اش به خاطر نادانی نیست؛ برخی از دخترانی که سعی دارند وزن بیاورند خطرات سوء استفاده از دارو را انکار می کنند. من یک روز در داروخانه بودم و دخترهایی را دیدم که مشغول خرید این قبیل محصولات بودند. به آن ها گفتم این کار خطرناک است؛ خندیدند و به کارشان ادامه دادند.

فشار اجتماعی و استانداردهای کهنه از بین نمی روند.

به مریم دیالو، ۵۳ ساله، در نوجوانی به زور غذا خورانده شده بود. دو دختر او، ۱۴ و ۱۹ ساله لاغر هستند و از بالا رفتن وزنشان جلوگیری می کنند؛ دیالو می گوید آن ها را مجبور به این کار نمی کند و به این خاطر از طرف دوستانش سرزنش می شود. “چند وقت پیش همسایه ام آمد و به من گفت این عادی نیست، برای خانواده ام آبرو ریزی است که دخترانم لاغر هستند. او می خواست آن ها را به روستا ببرد تا چاقشان کند.”

خدیجه ساخو، مسئول امور هماهنگی AMSME می گوید: مردهای زیادی هنوز سایز را به عنوان میزان زیبایی می بینند. “برای بعضی از مردها زن لاغر داشتن هنوز تحقیر آمیز است. آن ها جلوی دوستانشان خجالت می کشند.”

لینک منبع