صفحه اصلی  »  کودک آزاری
image_pdfimage_print
بهمن
۱
تجاوز خانگی به پسران، دردی که همه کتمان می‌کنند
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Hands touching frosted glass. Conceptual scream for help, depression, stress, panic
image_pdfimage_print

Photo: PHOTOCREO Michal Bednarek/Bigstockphoto.com

ماهرخ غلامحسین پور

امسال دوستی مجازی‌مان وارد چهارمین سال متوالی شده، در طول این چند ساله و بعد از آشنایی با او، ذهنم نسبت به موضوع تجاوز به پسر بچه‌ها به شدت حساس و دردناک شده است. خود به خود بین آدم‌های دور و برم دنبال نشانه‌ها می‌گردم، مدام فضای مجازی را می‌کاوم. شاید مطلبی تسلادهنده یا هدایت‌کننده پیدا کنم و لینک مطلب را به امید کمکی هرچند ناچیز برایش کپی–پیست کنم. او با کسی حرف نمی‌زند. عملا دوست نزدیکی ندارد. میلی هم برای مراجعه به مشاور یا روانکاو ندارد. اما به من اعتماد کرده و به شدت مراقب هستم مبادا اعتمادش را از دست بدهد.

پس از مصاحبه با یک قربانی خشونت خانگی که با اقبال رسانه‌ها مواجه شد برایم ایمیل زد. اولش با شرم و به سختی حرف می‌زد. آن روزها نمی دانستم چرا؟ باید تلاش می‌کردم تا جمله‌هایش به نتیجه برسند و بتوانم توجهش را جلب کنم. مادرش را به خاطر نداشت. بعد از تولد پسرش، خانه را ترک کرده بود.عمه‌ایی که مسئولیت نگهداری‌اش را داشت در سن چهارسالگی به علت ابتلای به سرطان درگذشته بود و درست بعد از مرگ عمه مهربان، زندگی فاجعه بار او شروع شده بود. پدرش که کارگر یک کارخانه در حاشیه شهر تهران بود از پنج سالگی تا یازده سالگی، به صورت پیوسته به او تجاوز می‌کرد. بخش دردناک ماجرا اینجاست که او نمی‌دانسته این شکل رابطه خشونت بار، بخشی از تعریف متداول و هر روزه رابطه پدر- فرزندی نیست. او فکر می‌کرده همه پدرها همین‌اند. تا اینکه یک روز که از شدت درد و بی اختیاری مدفوع پیش دوست همکلاسی‌اش می نالیده و از او می‌پرسیده که او با این مسئله چه می‌کند؟ تازه آن موقع فهمیده چرا همه جای روحش درد می‌کند و خودش هم می ترسیده باورش کند.

اجازه می‌گیرم برای نوشتن این سطرها، شانه‌اش را بالا می اندازد و می‌گوید «به هر حال او مرده و هیچ کس هم نیست که مرا بشناسد.» هر بار از او می خواهم به مشاوره یا روانکاوی تن بدهد اما از هزینه بالای این خدمات لوکس درایران می‌گوید و تقریبا همه مکالمات‌مان به این جمله ختم می شود: «ماهرخ! ای کاش همه اینها رخ داده بود اما او نبود. کاش کس دیگری بود…..» و من مچاله می‌شوم. توی دلم و آه می کشم.

نرینگی دستکاری شده، عامل سکوت دهشتبار

بعد از حرف زدن‌های مداممان حس می‌کنم پسرانی که قربانی خشونت خانگی‌اند، به مراتب شرایطی دردناک‌تر و پیچیده‌تر از دخترانی را تجربه می کنند که در شرایط مشابه قرار گرفته‌اند.

اینجا حرف از تجاوز یک ناظم به دانش آموز، تجاوز وحشیانه یک مربی فوتبال به پسران علاقمند به این ورزش، تجاوز چند نفر به پسرکی نوجوان بعد از آشنایی در فضای مجازی بی‌تاک، یا تجاوز یک راننده جانی به پسرکی که با دلخوشی از مدرسه برمی گشته، نیست… صحبت از اتفاق تلخ‌تر و دهشتبارتری است که پایه‌ها و بنیان اعتماد هر انسانی را می‌تواند تا ابد به ویرانه‌ای غیر قابل ترمیم بدل کند. صحبت از تجاوز پدر، برادر، دایی، عمو، پسر خاله و پدر بزرگ به پسرکانی است که دلشان به امنیت خانه و کسانی گرم است که نقطه اتصالشان به زندگی هستند.

کسی حرفی نمی‌زند

با واکاوی موضوع متوجه می شوید که در این مورد حرف‌های زیادی زده نشده. به ندرت کسی از تجاوز خانگی به پسران می نویسد. چرا که قربانیان ذکور تجاوز خانگی، طرح این مسئله را دون‌شآن عنصر مردانگی و نرینگی می دانند که با آن هویت می‌یابند.

 آنها سال‌های متوالی با این درد کهنه خو می‌کنند، از پس و پیش احساساتشان، خشم و نفرت و پرخاشگری می‌بارد. حول ماجرا می‌چرخند و فقط به یک نقطه نمی‌پردازند. آنهم خود درد است. تاول عفونت باری که قلبشان را مریض کرده است، درد ناشی از تجاوز خانگی ….غالبشان از طرح آن گریزان و ترسانند.

آنها سکوت می کنند و چه بسا هر کدام از آن آزاردیدگان ، تبدیل به آزاررسانانی دیگر خواهند شد. افکار عمومی هنوز هم خاطره تلخ کشتارهای «محمد بیجه» را از خاطر نبرده است. مرد جوانی که بیست و دو کودک را در پاکدشت تهران مورد تجاوز قرار داد و کشت، چون از خشم ناشی از تجاوز جنسی دوران کودکی رنج می برد.

نمی‌توانیم گزارش بدهیم

خانواده کودک رنجور شده، از ترس انگی که به پسر آزاردیده خواهد خورد و فاعلیت جنسی‌اش را زیر سوال می برد، در پی اثبات آن نیستند. گاهی ممکن است فردی که مورد سوء‌استفاده قرار گرفته به علت ترس و تهدید از سوی فرد آزاررسان و آسیبی که ممکن است به جانش برسد، در این مورد سکوت کرده باشد.

 اما همیشه نشانه‌ها و روایت‌هایی برای تردید نسبت به این موقعیت دشوار برای سایر اعضای خانواده وجود دارد.

نام و نشانی ریحانه را هم او به من می دهد. «ریحانه» پرستار بیمارستان زعیم است. بیمارستانی حوالی پاکدشت. او می‌گوید کودکان متعددی را به آنجا می‌آورند که از ناحیه مقعد زخمی هستند. درمان می‌شوند و به قربانگاه و مسلخشان برمی‌گردند.

«ما نمی‌توانیم گزارش بدهیم چون وقتی از کودک می‌پرسیم انکار و پنهانکاری می‌کند. خانواده‌اش می‌گویند به خاطر یبوست مدام و ترومای ناشی از سفتی مدفوع به این وضعیت دچار شده. ممکن است در مواردی این ادعا درست باشد اما مواردی هست که به شکل آشکاری می شود پنهان‌کاری و ترس والدین را دید. کودک از اسپاسم و درد در ناحیه مقعد رنج می برد.»

تصور می کنم حتی اگر نسبت به کلمه «متعدد» مردد باشم، حتی یک مورد هم می‌تواند دهشتناک باشد. کودکی که به علت عوارض ناشی از تجاوز، دچار زخم و شقاق شده، بقیه اعضای خانواده هم خبردار شده‌اند، او را درمان می کنند و باز هم به همان محیط دهشتبار قبلی برمی گردانند.

او می گوید کودکان مبتلا به «فیشر» یا همان زخم مقعدی ممکن است علاوه بر ضربه‌های سخت روحی ناشی از تجاوز، ساعت‌ها به علت درد ناحیه مقعد در زمان اجابت مزاج، از رفتن به توالت امتناع کنند.

آمارهای مخفی مانده

به راحتی می شود فهمید که به ندرت، زخم چرکین تجاوز خانگی علیه پسران سرباز می‌کند. شاید یکی از دلایل پنهانکاری و سکوتی که خانواده قربانی در پیش می‌گیرند، مجازات‌های سنگینی است که جامعه و قانون برای فرد متجاوز در نظر گرفته است. ممکن است فرد قربانی سکوت کند چون نمی‌خواهد عضو دیگر خانواده را با مجازات‌هایی از آن دست روبرو کند.

تنها آمار موجود برمی گردد به گفت و گوی سال ۱۳۹۱ «اسماعیل احمدی مقدم»، فرمانده سابق نیروی انتظامی ایران با روزنامه قانون که در آن گفت‌وگو درباره آمار پرونده‌‌های به ثبت رسیده در مورد تجاوز به پسران زیر ۱۵ سال اظهار نظر کرده بود. او گفته بود:«از نهصد پرونده ثبت شده درباره تجاوز در سال ۱۳۹۰، حدود ۴۰ درصد آمار مربوط به تجاوز به زنان و ۶۰ درصد آن مربوط به مردان بوده که بیشتر این افراد در گروه سنی زیر ۱۵ سال بوده اند.»

 

دی
۲۸
از کودک‌آزاری آموزشی تا تشدید سندروم نمره بیست
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
f08f27
image_pdfimage_print

یک جامعه شناس و استاد دانشگاه به وجود مدارس آسیب‌زا اشاره کرد و گفت: در حوزه روانشناسی اصطلاحی تحت عنوان “کودک آزاری آموزشی” داریم و این کودک آزاری زمانی رخ می‌دهد که با محیط‌های آسیب زا در مدارس و نوع نظام تعلیم و تربیتی مبتنی بر محفوظات که یک نظام جذاب و مورد توجه نیست، مواجه باشیم.

رضا اسماعیلی  پیرامون نقش مشاوران و جایگاه امور پرورشی در مدارس به منظور پیشگیری از بروز آسیب‌های اجتماعی در مدارس با توجه به انتشار فیمی از خودآزاری و خودزنی دانش‌آموزان در فضای مجازی اظهار کرد: خودزنی، اوج احساس ناتوانی است که به فرد دست می دهد و به همین دلیل اگر جایگاه وی در خانواده، در سیستم بزرگتر مدرسه و پس از آن در محیط اجتماعی به درستی تعریف نشود و احساس مفید بودن و توانمندی در او بوجود نیاید به نقطه ای میرسد که در درجه اول احساس بی‌تفاوتی  و سپس رنجش از خود می کند.

وی افزود: اگر این مسئله تشدید شود به آسیب رسانی به خود منتهی می شود. یکی از عوامل مهم و اثرگذار، جایگاه مطلوب دانش آموزان در ارتباط با خانواده، دوستان و نهادهای اجتماعی چون مدرسه است و اگر فرد احساس اثربخشی  و تعلق و فایده مندی نداشته باشد در نهایت دچار بیگانگی از سیستم خانواده، مدرسه  و اجتماع شده و چون راه برون رفتی ندارد دست به خودزنی می‌زند.

فاصله گروهی از دانش‌آموزان با سیستم رسمی تعلیم و تربیت

لزوم بازنگری و احیای سیستم پرورشی

این جامعه شناس و استاد دانشگاه با بیان اینکه علی رغم تلاش های صورت گرفته در عرصه پرورشی اکنون یکی از چالش های مهم فرهنگی و تربیتی در سیستم های آموزشی فاصله گیری با نیازها، خواسته ها و انتظارات واقعی دانش آموزان است گفت:  نظام فرهنگی و پرورشی می‌تواند پاسخگوی نیازهای بخشی از دانش آموزان باشد که در سیستم رسمی رشد کرده‌اند اما گروهی از دانش آموزان به لحاظ تربیتی با سیستم رسمی تعلیم و تربیت فاصله پیدا کرده‌اند و این سیستم رسمی آمادگی و توانمندی پاسخگویی به نیاز این گروه از دانش‌آموزان را ندارد.

اسماعیلی با تاکید بر اینکه نیازمند بازنگری و احیای سیستم فرهنگی و پرورشی هستیم عنوان کرد: احیای نظام پرورشی و متناسب سازی آن با نیازهای تربیتی دانش آموزان که در معرض تغییرات و تحولات است از جمله ضرورت های بنیادین به حساب می‌آید.

تعطیلی مدارس؛ باشکوه‌ترین لحظه‌ دانش‌آموزان 

وی به وجود مدارس آسیب‌زا اشاره کرد و گفت: در حوزه روانشناسی اصطلاحی تحت عنوان ” کودک آزاری آموزشی” داریم و این کودک آزاری زمانی رخ می‌دهد که  با محیط‌های آسیب زا در مدارس و نوع نظام تعلیم و تربیتی مبتنی بر محفوظات که یک نظام جذاب و مورد توجه نیست مواجه باشیم.  به همین خاطر است که وقتی مدارس تعطیل می‌شوند، یکی از  زیباترین و باشکوه ترین لحظه‌های دانش آموزان به ثبت می‌رسد و شور و شوق آنها برای تعطیل شدن مدارس نشان می‌دهد مدارس ما گرفتار آسیب‌زایی مزمن شده‌اند و از سوی دیگر خانواده‌ها هم “سندروم ۲۰ ” و نمره بالا گرفتن را تشدید می کنند و انتظار دارند فرزندانشان همیشه سرآمد باشند در حالی که به لحاظ هوشی در رده معمولی قرار دارند.

بنگاه‌هایی که در حال جهت دهی به نظام آموزش و پرروش هستند

این جامعه شناس و استاد دانشگاه افزود: تاکید فراوان نظام آموزشی روی حیطه امتحانات و کنکور و تبلیغات بنگاه‌های پولی و مالی که در بیرون از آموزش وپرورش در حال جهت دهی به نظام آموزش و پرروش هستند، آسیب‌های بسیاری  را ایجاد کرده و متاسفانه این عارضه به دوره ابتدایی هم رسیده است و بسیاری مدارس خواسته و ناخواسته در این مسیر قرار می گیرند و این یک نظام تعلیم و تربیت آسیب زاست.

اسماعیلی با بیان اینکه کودک آزاری آموزشی یعنی آموزشی که باید پلکانی برای رشد و تعالی باشد را به عنوان “اهرم رنج” نمایش داده‌ایم گفت: امتحان که ابزاری برای سنجش آموخته‌هاست به یک ابزار انتقامی تبدیل شده است و مدام کودکان و افراد در سن آموزش را تحقیر می‌کند. نوع آموزش و انتظارات والدین محیط آموزشی را به یک محیط بیمارگونه تبدیل کرده و بچه ها از محیط مدرسه احساس لذت و خوشایندی نمی‌کنند و از محیط مدرسه دوری می‌کنند. کودک آزاری هم در محتوا و هم در روش‌های آموزشی که از یاددهی شروع می‌شود و به تست و امتحان و سنجش می‌رسد، دیده می‌شود.

منبع: ایسنا

دی
۲۲
مدیرکل پزشکی قانونی: کودک‌آزاری‌ها اعلام نمی‌شود
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
A young girl looking sullen because of child abuse and depression isolated against a black background
image_pdfimage_print
Photo: dragon_fang/bigstockphoto.com
مدیرکل پزشکی قانونی گفت: مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران با بیان اینکه بسیاری از کودک آزاری ها اعلام نمی شود، گفت: بر اساس محل و نوع جراحت، این پدیده شناسایی می شود.

به گزارش مهرخانه، به نقل از مهر، مسعود قادی پاشا در خصوص پدیده کودک آزاری گفت: با برسی شکل، محل و نوع جراحت، کودک آزاری ها شناسایی می شود و پس از این تشخیص به مراجع قضایی کمک می کنیم تا کودک آزاری ها پیگیری قضایی شود.

وی افزود: در بسیاری از موارد خانواده اعلام به بچه آزاری نمی کنند بلکه کارشناسان براساس معاینات پزشکی، این مسئله را کشف می کنند.
منبع: مهر
دی
۱۵
چند نکته آموزشی برای پیشگیری از کودک‌آزاری جنسی
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
Sad little child boy hugging his mother at home isolated image copy space. Family concept
image_pdfimage_print

Photo: Tatyana_Tomsickova/bigstockphoto.com

کودکان درک درستی از اتفاقی که برایشان می‌افتد ندارند. ممکن است بترسند حقایق را به ما بگویند و ما آن‌ها را ملامت کنیم. ممکن است فکر کنند خودشان مقصر اتفاقی که برایشان افتاده، هستند. ممکن است از کسی که مورد اعتمادشان بوده رفتار ناپسندی ببینند و فکر کنند کار اشتباهی نبوده است و از حس ناراحتی خود سردرگم شوند. بهتر است به‌عنوان کسانی که در قبال کودکان مسئول هستیم به آن‌ها آموزش دهیم که چه چیزی رفتار نامناسب است و بعد از هرگونه رفتار نامناسب جنسی که با آن‌ها صورت گرفت چه‌کار باید انجام دهند تا از خود محافظت کنند. اگرچه خطاب این متن کودکان هستند ولی برای کسانی تهیه شده است که بتوانند این نکات را با کودکان در میان بگذارند.

به کودکان بگویید: اگر کسی به شیوه‌ی نادرستی شما را لمس کرد، یا به شما چیزی را نشان داد که احساس ناراحتی کردید، آن را در دل خود نگه ندارید. حتی اگر یک کودک بالغ و بزرگ‌تر این کار را با شما انجام داد، بازهم عمل او درست نیست و بدانید هرگز این اتفاق تقصیر شما نبوده است.

به کودکان یاد بدهید که اگر کسی رفتارهای زیر را با آن‌ها کرد با کسی که به او اعتماد دارند در میان بگذارند:

شما را به شیوه‌ی نادرست لمس کند، یا اعضای خصوصی بدن شما را که با لباس زیر یا حوله‌ی حمام پوشانده‌اید، لمس کند.

از شما کاری را بخواهد که از انجام آن احساس ناراحتی کنید یا برایتان عجیب باشد، مثل نشان دادن اعضای خصوصی بدنتان به کسی، یا دست زدن به اعضای خصوصی بدن فردی دیگر.

نشان دادن چیزی به شما که قرار نبوده ببینید، یا باعث ناراحتی شما می‌شود، مانند عکسی از کسی یا پیامی که به قصد شما نبوده است.

از شما عکس یا ویدئو بگیرد، یا از شما بخواهد که از خودتان عکس و ویدئو بگیرید.

بخواهد به‌تنهایی با شما وقت بگذراند و اجازه ندهد کسی به شما بپیوندد.

به شما بگوید کاری که با شما کرده است را به‌عنوان راز نگه دارید و به کسی درباره آن نگویید. وقتی کسی می‌داند که کاری که با شما انجام داده اشتباه بوده است، ممکن است چیزهایی را برای ترساندن و تهدید به شما بگوید تا آن کارها را در دل نگه دارید؛ مثلاً بگوید حیوان خانگی یا اسباب‌بازی موردعلاقه شما را از بین می‌برد یا به کسی که برای شما مهم است صدمه می‌زند. لازم نیست این نوع اسرار را نگه دارید و می‌توانید آن را به کسی بگویید.

به شما هدایایی دهد و از شما بخواهد آن را مخفی نگه دارید، یا از شما بخواهد به هیچ کس در مورد وقتی که با شما می‌گذراند، نگویید.

طبیعی است که بترسید

کاملاً طبیعی است بترسید یا نگران باشید که به دردسر بخورید اگر درباره‌ این مسئله با کسی حرف بزنید. موردی ندارد. شجاعت شما را می‌رساند اگر به کسی بگویید. به گفتن آنقدر ادامه دهید تا کسی به شما کمک کند؛ در بیرون کسانی هستند که می‌توانند به شما کمک کنند.

به چه کسی باید بگویید؟

می‌توانید به کسی که به او اعتماد دارید مانند یکی از والدین، اعضای خانواده، معلم، مربی، والدینِ یک دوست، یا همسایه خود بگویید.

چگونه بگویید؟

می‌توانید با آن‌ها رودررو صحبت کنید یا به آن‌ها پیام یا ایمیل ارسال کنید. می‌توانید از طریق تلفن بگویید یا یک نقاشی ازآنچه اتفاق افتاده را بکشید یا حتی یک نامه برای او بفرستید. مهم این است که به کسی بگویید. حتی اگر از اولین کسی که به او گفته‌اید واکنش مناسبی دریافت نکردید، آن‌قدر به گفتن ادامه دهید تا کسی به شما کمک کند.

اگر همچنان سؤال‌هایی دارید و به کمک نیازمندید

اگر می‌خواهید در این زمینه با فرد دیگری صحبت کنید و جواب سؤال‌هایتان را نگرفته‌اید با یکی از خطوط زیر تماس بگیرید تا بتوانید با یکی از مددکاران صدای یارا صحبت کنید و از او راهنمایی دریافت کنید:

 شماره تلفن‌های واحد مددکاری صدای یارا (تهران):

 ۸۸۵۰۱۴۱۴ – ۸۸۵۰۱۴۱۵ – ۸۸۵۳۱۱۰۹ – ۸۸۵۳۱۱۱۳

صدای یارا همه روزه از ۹ صبح تا ۵ بعدازظهر، برای کمک‌رسانی به کودکان ‌و نوجوانان و خانواده‌ها به تماس‌ها پاسخ می‌دهد.

اگر نیاز فوری داشتید و خود را در خطر دیدید

اگر در اطراف شما کسی نبود که به شما کمک کند و احساس خطر کردید برای دریافت کمک‌های فوری با تلفن اورژانس اجتماعی (۱۲۳) تماس بگیرید. همچنین می‌توانید با پلیس ۱۱۰ نیز تماس بگیرید، که باید از شما در زمینه کودک‌آزاری محافظت کند.


منبع: برگرفته از I Am a Kid and Something Happened, RAINN ترجمه خشونت‌بس

مطالب مرتبط:

دی
۱
امیرعلی کوچولو قربانی اعتیاد پدر
این سو و آن سو خبر
۰
,
635545207586640850
image_pdfimage_print

پدر و مادر کودک ۴ ساله که به خاطر مصرف متادون جان باخته درجلسه بازپرسی مدعی شدند پسرشان به اشتباه متادون را به جای شربت خورده است.

رسیدگی به این پرونده از صبح ۱۶ آبان سال گذشته و درپی انتقال پیکر پسرک چهارساله به بیمارستان شریعت رضوی درجنوب غرب تهران دردستوررسیدگی قرارگرفت.تیم پزشکی نیزپس ازمعاینه پسرکوچولو اعلام کردند او پیش ازانتقال به بیمارستان جان باخته است. بدین ترتیب موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد.
سپس به دستور بازپرس منافی آذر از شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران، جسد پسر ۴ ساله برای تعیین علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد. پس از انجام آزمایش های سم شناسی، متخصصان پزشکی قانونی علت مرگ را نارسایی تنفسی در اثر مصرف متادون اعلام کردند.
بنابراین دستور احضار پدر و مادر امیرعلی به دادسرا صادر شد اما بررسی‌ها نشان داد آنها مدتی قبل خانه‌شان را ترک کرده‌اند. به همین خاطرتحقیقات برای یافتن ردپای زن و شوهر جوان ادامه داشت تا اینکه صبح دوشنبه ۲۹ آذر امسال، مادر امیرعلی و پدرش بازداشت شدند. زوج جوان صبح دیروز برای تحقیقات به دادسرای امور جنایی پایتخت منتقل شدند.مادر امیرعلی درباره مرگ پسرش گفت: زمان حادثه پسر دیگرم را که دو ساله بود به درمانگاه برده بودم. زمانی که به خانه برگشتم حال امیرعلی خوب بود و بازی می‌کرد. شب مثل همیشه خوابید اما صبح متوجه شدم پسرم مرده. فوراً او را به بیمارستان بردیم اما افسوس که دیرشده بود. به من گفتند امیرعلی متادون خورده است، اما باور کنید من تا به حال در عمرم متادون ندیده‌ام و نمی‌دانستم که همسرم چنین چیزی مصرف می‌کند.
پدر امیرعلی نیز در رابطه با مرگ پسرش گفت:ازحدود ۶ سال قبل مواد مصرف می‌کردم و همسرم از این موضوع چیزی نمی‌دانست. مدتی قبل دوستانم به من پیشنهاد کردند متادون مصرف کنم تا بتوانم راحت‌تر اعتیاد را کنار بگذارم. من هم به نصیحت آنها توجه کردم و برای اینکه همسرم از این ماجرا باخبر نشود متادون را در زیرزمین مخفی کرده بودم اما روز حادثه آن را داخل بطری آب معدنی ریخته و داخل یخچال گذاشتم. از شانس بد من، امیرعلی به سراغ یخچال رفته و به اشتباه متادون را به جای شربت خورده بود. باورکنید امیرعلی بر اثر یک اشتباه فوت کرد و مــــــــن هرگز فکر نمی کردم چنین بلایی سر پسرم بیاید.
به دنبال اظهارات زوج جوان، بازپرس جنایی دستور بازداشت پدر امیرعلی را برای بازجویی‌های بیشتر صادر کرد و مادر پسرک نیز آزاد شد.

منبع: روزنامه ایران

آذر
۱۲
آمار شش ماهه: مرگ چهار کودک در پی کودک‌آزاری والدین
این سو و آن سو خبر
۰
,
Photo: aradaphotography/bigstock.com
image_pdfimage_print

Photo: aradaphotography/bigstock.com

رئیس اورژانس اجتماعی بهزیستی کشور از مرگ ۴ کودک در پی آزار و اذیت والدین خود طی ۶ ماهه اخیر خبرداد و گفت: آمار کودک آزاری در سال ۹۵ به نسبت سال ۹۴ افزایش یافته است.

حسین اسد بیگی با اشاره به آمار کودک آزاری در ۶ ماه گذشته سال ۹۵ گفت: تاکنون مسئولان ۱۱ استان کشور گزارش های دریافتی مبنی بر کودک آزاری در ۶ ماهه نخست سال جاری را به اورژانس اجتماعی بهزیستی کشور ارسال کرده اند.

وی افزود: یزد، خراسان رضوی، اصفهان، همدان، گلستان، قم، گیلان، کرمان، تهران، البرز و قزوین استان های هستند که آمار کودک آزاری خود را اعلام کرده اند.

رئیس اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با ارائه آماری از تعداد افراد زیر ۱۸ سالی که طی بازه زمانی ۶ ماهه مورد آزار قرار گرفته اند اظهارکرد: بر اساس آمار، ۱۰۲ دختر و ۱۰۷ پسر در سنین مختلف از نوزادی تا قبل از ۱۸ سالگی از سوی والدین خود مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند که از این تعداد ۱۰۴ نفر، نوزاد بوده اند.

اسدبیگی ادامه داد: از آمار ۲۰۹ نفره کودک آزاری، ۱۲۹ مورد از بیمارستان ها و مراکز درمانی به بهزیستی کشور ارجاع داده شده بودند که بعد از بررسی های متعدد از سوی قضات، ۱۱۰ نفر به خانواده های خود ارجاع و ۸۷ کودک به سازمان بهزیستی سپرده شده و سرپرستی ۸ کودک نیز به اقوامشان سپرده شد.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا کودک آزاری ها طی ۶ ماهه اخیر منجر به فوت کودکی شده است یا خیر؟، گفت: از میان آمار ۲۰۹ کودک آزاری صورت گرفته، ۴ مورد منجر به فوت کودکان شده و بیشترین آمار کودک آزاری ها متعلق به تهران بوده است.

رئیس اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با اشاره به دلایل شناسایی کودکانی که در شهر تهران مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند، خاطر نشان کرد: نخست جمعیت بالای پایتخت و دوم فعال بودن سازمان های حمایت کننده از مادران و کودکان در تهران منجر شده تا کودکان شناسایی شوند و در نهایت مورد حمایت قرار گیرند.

وی به همکاری وزارت بهداشت و تعامل این وزارتخانه با سازمان بهزیستی و اورژانس اجتماعی اشاره کرد و گفت: جلسات متعددی با مسئولان این وزارتخانه برگزار شده که در نهایت منجر به ابلاغ بخشنامه ای از سوی وزارت بهداشت به بیمارستان ها و مراکز درمانی جهت همکاری بیشتر با بهزیستی شده است.

اسد بیگی افزود: طبق بخشنامه وزارت بهداشت، مراکز درمانی و بیمارستانی موظف شده اند تمامی مادرانی که باردار بوده و فرزند معتاد به دنیا می آوردند و دچار مسمویت مواد هستند را بستری و تحت درمان قرار دهند.

رئیس اورژانس اجتماعی بهزیستی کشور اضافه کرد: نسبت کودک آزاری در ۶ ماه سال جاری نسبت به زمان مشابه سال گذشته افزایش داشته است.

منبع: سلامت‌نیوز

آذر
۹
سیگارهایی که پشت دست کوچک من خاموش می‌شد
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , ,
Concept of child abuse - Smoking in the vicinity of children
image_pdfimage_print

Photo: Micha Klootwijk/Bigstockphoto.com

معنی سوختن با آتش سیگار را می‌دانید؟ من می‌دانم. وقتی خیلی کوچک بودم مادرم هر وقت عصبانی می‌شد سیگارش را روی تن من خاموش می‌کرد و پدرم سکوت می کرد.

ما در یکی از خیابان های نظام آباد می‌نشستیم و یک زندگی معمولی داشتیم. مادرم تا وقتی عصبانی نمی‌شد یک مادر معمولی بود ولی وقتی عصبانی می‌شد سیگارش را روی تن من خاموش می‌کرد و حالا که من یک زن چهل ساله هستم روی دست‌ها ، پاها ، شکم و حتی باسنم آثار سوختگی معلوم است.

اولین بار، یک روز که توی کوچه لی‌لی بازی می کردم مادرم چند بار من را صدا کرد و من که سرخوش بازی بودم توجهی نکردم. نمی‌دانم چند ساله بودم ولی مدرسه نمی‌رفتم البته مادرم قبل از آن روز، چند بارمن را کتک زده بود ولی آن روز آمد توی کوچه، جلوی دوستانم یک کشیده محکم توی گوشم زد ومن را کشان‌کشان به داخل خانه برد.

سیگارش توی جا سیگاری بود. فکر می‌کردم همین الان دستم از جا کنده می‌شود. چند پک محکم به سیگار زد و سیگار را پشت دستم خاموش کرد و با فریاد تکرار می کرد:«آخرین بارت باشه که صدات می‌کنم دیر جواب می‌دی.»

درست به خاطر دارم که یک باره تمام تنم آتش گرفت. انگارسیگار را روی همه تنم خاموش کرده بود. فرار کردم تو راه پله پشت بام تا صدای گریه‌ام دوباره عصبانی‌اش نکند. می سوختم و نمی دانستم چکار کنم. آرزو می کردم کاش بابا زود برگردد ولی انگار زمان دیر می گذشت. صدای در را که شنیدم از پله ها دوان دوان پایین رفتم. پدرم صورت ورم کرده از گریه ام را دید و فکر کرد دوباره مادر کتکم زده است ولی وقتی دست سوخته‌ام را دید بغلم کرد و من را به درمانگاه رساند.

این اولین بار بود ولی آخرین بار نبود. بعد ازهر بار که مادر سیگارش را روی تن من خاموش می‌کرد او نیز سکوت می‌کرد. سکوتی که من نفهمیدم از ترس بود یا هر چیز دیگری ولی دیگر پدر را هم دوست نداشتم.

از آن به بعد تا دوم راهنمایی اگر سیر بودم وغذا نمی‌خوردم یا نمره متوسطی می گرفتم، روپوش مدرسه‌ام لک می شد و یا دلایلی چون این، جا سیگاری مادر من بودم.

من بزرگ شدم و داغ نفرت از پدر و مادرروی دلم تلنبارشده است اگر چه امروز خودم مادرم و مترجم زبان انگلیسی هستم. بعد از استقلال مالی هرگز به آن خانه برنگشتم. همسرم همیشه جای زخم‌هایم را نوازش می‌کند ولی من توان بخشیدن مادر و پدرم را ندارم.

پدرم چندین بار به در خانه‌ام آمده یا تلفن زده و با همسرم صحبت کرده است ولی به همسرم گفته‌ام که حتی خبراین پیغام ، پسغام‌ها را برای من نیاورد وقتی که هنوز مجبورم برای پنهان کردن دست هایم در زمان کار دست‌کش بپوشم و آن ها را پنهان کنم.

حالا که خودم مادرم گیج‌تر از گذشته هستم که چطور یک مادر می تواند با دخترش اینطور رفتار کند. هر چند که روانشناسم درباره انواع و اقسام بیماری هایی که مادر احتمالا به یکی از آن ها مبتلا بوده برایم توضیح داده ولی همچنان بار آن روزها و کابوس‌های شبانه آن روی دوشم سنگینی می‌کند.

شخصیت ضد اجتماعی او که همه خانواده را از دور ما دور کرده بود و من پس ازترک آن خانه لعنتی بود که توانستم پدر بزرگ و مادر بزرگ‌هایم را ببینم و بفهمم عمه و خاله و فامیلی داشتم که از دست او به امان آمده بودند ولی هیچکدام فکر نمی‌کردند که رفتارهای مادرم تا جایی عمق پیدا کرده که دخترش را بسوزاند.

اما آنچه من را ترغیب به نوشتن تجربه ام ازخشونت خانگی کرد تنها گفتن یک داستان یا مظلوم نمایی نبود بلکه هدف من چرایی سکوت افرادی بود که دیدند و حرفی نزدند.

روز اولی که پدرم من را درمانگاه رساند و پزشکی که سکوت کرد و گزارش نداد و روز‌های دیگری که اگر جای سوختگی عفونت می‌کرد یا دیرتر خوب می‌شد و هر بار پدرم من را برای پانسمان یا دارویی به یک مرکز درمانی می‌رساند چرا هیچ پرستار یا حتی داروخانه‌ای محل از من به پلیس یا مرکزی که من را حمایت کند گزارش نداد؟

از معلم هایی که سال ها هر کدام به یک شکل می دانستند که من تحت شکنجه جسمی و روحی هستم چرا هیچکدام برای نجات من اقدام نکردند و نهایت حساسیتشان صحبت با پدرم و سکوت بود. همسایه‌های ما می‌دانستند ولی در نهایت از مادرم دوری می‌کردند و همچنان خانه برای من مثل قبرستان باقی ماند.

من از قانون صحبت می‌کنم که بعدها فهمیدم مراکز درمانی و آموزشی و حتی مردم عادی را موظف نکرده که چنانچه شاهد کودک‌آزاری هستند به مراکز حمایتی یا پلیس گزارش دهند ویا وجود مکان هایی که ازافرادی چون من برای توقف خشونت حمایت کنند.

من از مسوولیت اجتماعی برای کمک به کودکان و یا حتی زنانی که خشونت خانگی را تجربه می کنند صحبت می‌کنم و اینکه تک تک ما در برابر این قبیل اتفاقات مسئول هستیم. مسئول تا از دولت، معلم، پزشک و خودمان سوال کنیم که چرا همچنان قوانین مناسبی برای کنترل خشونت خانگی نداریم.

آذر
۱
روز جهانی کودک، روزی برای آینده
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Photo: hjalmeida/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: hjalmeida/bigstockphoto.com

«کودک باید در فضایی سرشار از خوشبختی، محبت و تفاهم بزرگ شود». این جمله ای است که در مقدمه کنوانسیون حقوق کودک آمده است، عبارتی که مانند یک آرزو خودش را به رخ می کشد و برآورده نمی شود.

کودکان هم در تقویم سازمان ملل متحدد روزی را به نام روزجهانی کودک به خود اختصاص داده اند و”وب سایت خانه امن ” این روز را به امید بهبود وضعیت کودکان سراسردنیا گرامی می دارد، درحالیکه در کشور ما ایران هزاران کودک از خشونت و تبعیض و نداشتن آموزش و بهداشت و سو تغذیه رنج می برند واز دست ما جز نوشتن و اطلاع رسانی و حساس کردن مردم و جامعه و مسولان کاری ساخته نیست چرا که در نهایت این دولت ها هستند که با تصمیم سازی و برنامه ریزی می توانند در این زمینه گام های اساسی بردارند.

عادت کرده‌ایم روزهای بین المللی را گرامی بداریم تا ضرورت پرداختن به موضوعاتی که بشریت از آن رنج می برد بیش از پیش بر جهانیان روشن شود ولی تا چه اندازه موفق بوده یا نبوده ایم آماری دردست نیست در حالیکه تحقیق و آمار و داده های مناسب یکی از گام های برنامه ریزی است.

متاسفانه در کشور ما ایران قوانین و نظام آموزشی مربوط به کودکان نیازمند اصلاح جدی است و این اصلاح مشارکت عامه مردم ،مسوولان و بخش خصوصی را می طلبد . مشارکتی که اراده ای برای شکل گرفتن آن نیست. مشارکتی که با کمک سازمان های غیر دولتی و حمایت رسانه ها می تواند به نتایج ارزشمندی در ارتقا حقوق کودک در ایران منجر شود .

کودکانی که امکان دفاع از حقوق خود را ندارند و چنانچه با خشونت و تبعیض و غفلت روبرو شوند تنها نهاد های میانجی و حمایتی هستند که می توانند از آن ها دفاع کنن.

یونیسف چگونه تشکیل شد؟

سازمان ملل متحدد ۲۰ نوامبر که مصادف با ۲۹ آبان است را روز جهانی کودک اعلام کرده است. مجمع عمومی سال ملل در چنین روز نیکویی در سال ۱۹۵۹ اعلامیه حقوق کودک و در سال ۱۹۸۹ ” کنوانسیون حقوق کودک ” را تصویب کرد.

نه سال قبل از تصویب چنین روزی در سال ۱۹۴۶ بعد از آنکه جنگ جهانی دوم به پایان رسیده بود و جهان شاهد اشکال مختلف ستم برکودکان بود، مجمع عمومی سازمان ملل یونیسف را تاسیس کرد . سازمانی که وظیفه اش حمایت از کودکان باشد.

این سازمان بنا بر ضرورت  یکی از از بخش‌های دائمی و مهم در سازمان ملل متحد  شد . یونیسف در آن زمان ۸ اکتبر را به نام  روز جهانی کودک نام‌گذاری کرد و بعد ها موظف شد در ۲۰ نوامبر چنین روزی را گرامی بدارد تا نظر کشورهای دنیا را به مشکلاتی که کودکان با آن دست به گریبان هستند جلب  کرده  تا به راههایی برای زندگی بهتر کودکان فکر کنند.

یکی از مواردی که یونیسف همواره برای آن تلاش می کند بهداشت و سلامتی کودکان است چرا که هر سال بسیاری از کودکان در جهان به دلیل بیماری و فقدان بهداشت کافی جان خود را از دست می دهند . ۴۰ درصد این مرگ و میرها مربوط به نوزادان زیر ۲۸ روز است . ۱۸ درصد این کودکان به دلیل ذات الریه می میرند و ۱۱ درصد با اسهال و استفراغ ازمیان می روند . در قاره آفریقا هر دقیقه یک کودک با بیماری مالاریا جان خود را ازدست می دهد و این در حالی است که دهه حاضر تا سال ۲۰۲۰ از سوی سازمان بهداشت جهانی با عنوان دهه واکسیناسیون نام‌گذاری شده است.

کودکان از خشونت و آزار رنج می برند
یونیسف خشونت علیه کودکان را شامل «استفاده عمدی از نیروهای فیزیکی ، زور، تهدید واشکال مختلف خشونت می داند که عملاً یا احتمالاً‌ منجر به صدمه، مرگ، لطمه روحی، اختلال رشدی، یا محرومیت  کودکان شود ». این خشونت می‌تواند در خانواده، مدرسه، جامعه یا محل کار رخ دهد ولی در هر کجا که اتفاق بیافتد والدین و جامعه مسوول هستند.

نشانه‌های خشونت جسمی علیه کودک کاملا واضح هستند، مانند زخم و کبودی. زخم‌هایی که شاید قابل دیدن نباشند ولی روانی و عاطفی و جنسی اعمال می شوند و می‌توانند اثرات ماندگاری روی کودک بگذارند.

هر چه زودتر بتوانید این نشانه‌ها را تشخیص دهید و به کودک کمک کنید، احتمال اینکه مشکل آن‌ها درمان شود بیشتر خواهد بود. شناخت نشانه‌های رایج خشونت علیه کودک و راه‌های کمک به او می‌تواند تفاوت بزرگی در زندگی کودک ایجاد کند.

همواره روز جهانی کودک با منع هر گونه خشونت علیه کودکان عجین شده است .خانه امن معتقد است  نمی توان به موضوع کودک پرداخت و از موضوع خشونت علیه اوغلفت کرد. نمی توان چنین روزی را گرامی داشت درحالیکه صد ها هزار کودک در جهان درمعرض  انواع خشونت قراردارند .
همچنین، محیط‌ها و شرایط ویژه که به طور خاص با کودکان سروکار دارند نیز باید برای بررسی و رصد خشونت‌های جسمی و روحی و عاطفی و جنسی به کودک شناسایی شوند و قانون معلمان و پزشکان و پلیس را موظف به رعایت قوانین خاص برای حمایت از کودکانی شوند که امکان دارد تحت خشونت خانگی قرار بگیرند .

به سوءتغذیه کودکان توجه کنید

آیا می دانید یک‌سوم مرگ و میر کودکان جهان ناشی از سوءتغذیه است. آیا تا به حال فکر کرده اید که ممکن است یکی از این کودکان فرزند شما باشد .کودکانی که از سوءتغذیه رنج می‌برند بسیاربیش ازسایرکودکان در معرض ابتلا به بیماری‌های  سخت و خطرناک هستند و به همین علت است که چگونگی تغذیه کودکان باید همواره مورد توجه دولت ها قرارگیرد . دولت ها موظف هستند به برنامه هایی که موجب کاهش سو تغذیه کودکان می شود فکر کنند چرا که سو تغذیه از رشد مغزی کودک جلوگیری کرده و نسل های آینده  یک کشوررا در معرض مخاطرات جدی قرار می دهد ، امنیت غذایی خانوار در کشورها و مناطق محروم از نظر کیفی و کمی بسیار مهم است و  آموزش به خانواده‌ها درباره نیازهای غذایی بدن کودک در سنین مختلف نقش محوری بازی می کند.

هم اکنون نه تنها کودکان ایرانی که در حاشیه شهرها و مناطق مرزی زندگی می کنند از سو تغذیه رنج می برند بلکه به دلیل کیفیت پایین مواد غذایی و تورم ، کودکانی از طبقه متوسط نیز دچارسو تغذیه هستند . تغذیه در دوران بیماری، آموزش درباره موادغذایی ویژه مورد نیاز دختران و زنان، باید  مورد توجه سازمان‌های بین‌المللی، سازمان‌های خیریه جهانی و محلی، دولت‌ها و جامعه مدنی قرار گیرد.

آب و فاضلاب و سلامت کودکان

کودک نیازمند آب پاکیزه است و یکی از مشکلات جدی در کشور ما مساله آلودگی آب خوراکی است که دولتمردان باید به آن توجه کنند. یکی از مهمترین عوامل سلامت کودکان آب و فاضلاب است . مطالعات نشان داده است صرف هر یک دلار هزینه برای بهبود در شرایط آب و فاضلاب، می‌تواند ۵ تا ۴۶ دلار از هزینه‌های درمانی و غیره را برای دولت‌ها کاهش ، و آمار مرگ و میر جهانی را تا ۶ درصد و بیماری‌های عمده کودکان را تا ۹ درصد کم کند . سازمان ملل متحدد همواره بر بهره مندی کودکان از آب تمیز و سالم تاکید کرده است.

تبعیض
کودکان تبعیض را به خاطر می سپارند و با آن بزرگ می شوند. تبعیض بر رفتارها و عکس العمل های کودک تاثیر می گذارد و او را آزار می دهد.

یک کودک معلول و یا کودکی که از یک اقلیت مذهبی و قومی است تبعیض را می فهمد تا جایی که آن تبعیض به شکلی از خشونت برای او تبدیل می شود . دختر بچه ای که به خاطر دختر بودنش احساس تبعیض می کند با همان احساس بزرگ می شود و به همین دلیل است که کنوانسیون حقوق کودک هر گونه تبعیضی علیه کودک را منع می کند.

کودکان معلول بیش از هر دسته‌ای در معرض تبعیض و فراموشی والدین و جامعه قرار دارند و این امر شرایط زندگی آتی و اشتغال آنها را شدیداً مخدوش کرده و آن ها را به انسان هایی منزوی تبدیل می کند.
کودکان قربانی خشونت یا تبعیض، به شکل معناداری بیش از سایر کودکان در معرض بیماری‌های جسمی، روحی و ذهنی، ایدز، محرومیت از تحصیل، و مرگ قرار دارند. حمایت از کودکان در برابر این همه، از مسئولیت‌های خانواده، جامعه و دولت‌هاست، اما این موضوع به دلیل گزارش نشدن از سوی اطرافیان، تشخیص ندادن به موقع، و فراوانی زیاد مورد غفلت بسیار قرارمی گیرد و از این‌رو آسیب‌های جدی آن قابل کنترل نیستند.

بچه ها حق آموزش دارند

کودکان را از آموزش محروم نکنید. یکی از اهداف برنامه چهارم توسعه هزاره، بهبود وضعیت آموزش کودکان به خصوص برای دختران است. تحصیل عاملی برای نجات کودکان از فقر است و این مهم در حالی است که صدها کودک ایرانی بی شناسنامه امکان رفتن به مدرسه را ندارند و صدها دختر بچه برای ازدواج زود رس مجبور به ترک تحصیل می شوند.

۶۷ میلیون کودک در سنین دبستان که با احتساب کودکان در سنین دبیرستان به ۷۲ میلیون می‌رسد، در مناطق مختلف جهان از تحصیل محروم‌اند. ۵۳ درصد از این تعداد را دختران تشکیل می‌دهند. چرا که اگر خانواده اندک امکان مالی برای فرستادن فرزندان به مدرسه داشته باشد ابتدا پسرها را راهی مدرسه می کنند .

چه بسیار جوامعی که به دلیل حفظ ناموس و یا راه دور و آداب و رسوم اجازه ادامه تحصیل به دختر بچه ها نمی دهند و بیسوادی و کم سوادی دختران همچنان چهره فقر را زنانه نگه می دارد و یا زنانی به جامعه تحویل می دهد که بدون استقلال زیر سایه مردان زندگی کرده و همواره مجبور به اطاعت هستند.

کودکان کار ، کودکان بی‌آینده

ما ایرانی ها کودکان کار را خوب می شناسیم . هر روز از کنار آنها می گذریم . سر هر چهار راه و خیابانی این کودکان خود را به رخ ما می کشند . درد و بی پناهی و ناچاری از چشمانشان می بارد و این در حالی است که سازمان کار جهانی در روز کودک خود (۱۲ ژوئن) از دولت‌ها و جامعه مدنی خواسته است تا با وضع قانون برای تعیین سن قانونی کار برای کار خانگی و تعیین استانداردهای محیط کار برای کارگران خانگی که عمدتاً دختران هستند، در راستای تأمین فضای کار مناسب و محترمانه و حداقل حقوق تلاش نمایند.

خانه امن معتقد است خشن ترین شکل خشونت علیه کودکان فروش و تجارت کودکان به وسیله والدین  است که از فقر و اعتیاد و بیماری و حاشیه نشینی رنج می برند و از فرزندان خود برای امرار معاش سو استفاده می کنند . کودکانی که در معرض تجاوز ، بیماری ، گرسنگی و انواع و اقسام خشونت ها قرار می گیرند.

سازمان کار جهانی از سال ۱۹۹۲ برنامه مبارزه با کار کودکان را راه‌اندازی کرده است. طبق اطلاعات این سازمان، در حال حاضر ۱۰ و نیم میلیون کودک در سطح جهان به کارهای مختلف عمدتاً‌ کار منزل به شکل برده‌وار مشغول هستند. از این تعداد ۶ و نیم میلیون بین ۵ تا ۱۴ سال دارند و ۷۱ درصد دختر هستند. این کودکان در شرایط دوری از خانواده و بی‌اطلاعی پلیس، در معرض خشونت و سوءاستفاده فیزیکی، جنسی، و روانی قرار دارند.

علاوه بر این، نزدیک به ۵ میلیون کودک که در قوانین کشور متبوع‌شان حائز سن قانونی هستند اما در عرف بین‌الملل کودک شناخته می‌شوند، نیز در ازای دستمزد و یا بدون دستمزد و به دلیل وابستگی حیاتی به کارفرما مشغول به انجام کارهای مختلف، عمدتاً کار خانه نظیر بچه‌داری، نظافت، باغبانی، پرستاری و نظیر این، هستند.اهمیت این داده‌ها از آن جهت است که کار خانگی در سیستم حقوقی اکثر کشورها کار کودک و غیرقانونی تلقی نمی‌شود و لذا شناسایی دقیق آمار و شرایط موجود در این زمینه کار بسیار دشواری است.
در روز جهانی کودک به کودکان خود و کودکان کشور و کودکان جهان فکر کنیم . کودکان نیازمند حمایت ما هستند و چنانچه حمایت نشوند تنها آنها نیستند که تاوان پس می دهند . جامعه ای تاوان بی توجهی به کودکان را پرداخت می کند .

تک تک ما که آن ها را می بینیم و بی توجه از کنار آنها می گذاریم.

آبان
۲۸
یادداشت یک وکیل: مرثیه رنج کودک‌آزاری
این سو و آن سو خبر
۰
,
homeless boy holding a cardboard house dirty hand
image_pdfimage_print

Photo: Bodnarchuk/Bigstock.com

حسین احمدی‌نیاز در یادداشتی به مناسبت روز جهانی پیشگیری از کودک آزاری و منع خشونت با کودکان، تاکید کرد که کودک‌آزاری صرفا بدرفتاری فیزیکی یا اشکال سنتی آن نیست.

در یادداشت این وکیل دادگستری و حقوقدان آمده است:

کودک آزاری مرثیه ای دردآور برای همگان اعم از کودک، خانواده و جامعه خواهد بود. رنج آن بین همگان تقسیم می شود. این بیماری بسان بختک بر جامعه ما و بسیاری از جوامع افتاده است و شب های تاری برای کودکان و آینده جامعه  رقم خواهد زد. در این راستا جامعه جهانی برای کاهش آسیب، مبارزه با اشکال و پیشگیری از کودک آزاری، روز ۱۹ نوامبر برابر با ۲۸ آبان ماه را روز جهانی پیشگیری از کودک آزاری و منع خشونت با کودکان نامگذاری و آن را بهانه‌ای جهت تلاش همگان برای منع خشونت با کودکان  قلمداد کرده است.

سازمان پزشکی قانونی از آمار ۲۲۴ نفر مورد کودک‌آزاری در سال جاری خبر می‌دهد، این در حالیست بیشتر کودک آزاری‌ها پنهان می ماند و آمار مذکور متعلق به مواردی است که منتج به اقامه دعوی در مراجع قضایی شده است، از دیگر سو کودک آزاری صرفا بدرفتاری فیزیکی یا اشکال سنتی آن نیست بلکه کودکانی که بر اثر کار دچار آسیب می شوند یا کودکانی که بر اثر انفجار مین مصدوم می شوند یا کودکانی که در مدارس غیراستاندارد دچار حادثه می شوند بسان کودکان شین‌آباد یا کودکانی که بر اثر اعتیاد والدین در معرض اعتیاد قرار می‌گیرند یا کودکان فاقد شناسنامه یا کودکانی که در سنین کودکی تن به ازدواج زودهنگام می زنند یا کودکان پناهنده و … همه و همه کودک آزاری قلمداد می شود که در این آمار جای نمی گیرد.

کودک‌آزاری بزرگترین ستم وارده به کودکان است. کودک آزاری پدیده‌ای جهانی است که به دلایل گوناگون رو به گسترش است. بنا بر آمار سازمان بهداشت جهانی هر سال بیش از ۴۰ میلیون کودک در جهان مورد انواع آزارها قرار می‌گیرند. در کشور ما نیز کودک آزاری پدیده ای رو به افزایش است. علل پدیداری این پدیده شوم، عوامل مختلفی دارد. متاسفانه برداشت بسیاری در مورد کودک آزاری، صرفا کتک کاری تا حد مرگ کودک است، این در حالیست که هر نوع رفتار و کردار بزرگسالان که موجب آسیب روحی، روانی و جسمی کودک شود، کودک آزاری تلقی می شود. بر اساس استاندارد جهانی، کودک آزاری رفتاری است که از طرف بزرگسالان (والدین، سرپرستان، معلمان و افراد دیگر) نسبت به کودکان انجام می‌شود و به سلامت جسمی و روانی آنان آسیب می رساند. کودک‌آزاری در انواع گوناگون، جسمی، عاطفی یا روانی، غفلت سوء‌استفاده و اشکال آن (جنسی، بهره ‌کشی اقتصادی) صورت می گیرد.

انواع کودک‌آزاری با تفاوت‌هایی که دارند، تاثیرات زیانبار مشترکی بر جای می‌گذارند: پیامدهای آسیب‌زای انواع کودک آزاری به جنبه خاصی از رشد کودک، جسمی یا روانی، محدود نمی شود، بلکه اثرات آن تا بزرگسالی ادامه می یابد و در بسیاری از موارد به چرخه کودک آزاری می‌انجامد و کودک قربانی آزار در کودکی به آزارگر در بزرگسالی تبدیل می شود. در سال‌های اخیر به نوعی از کودک آزاری توجه شده که با سایر انواع کودک آزاری تفاوت دارد و آن کودک‌آزاری ساختاری است. مهم‌ترین ویژگی کودک آزاری ساختاری این است که برخلاف سایر انواع کودک آزاری، کودک توسط فرد یا افرادی مورر آزار قرار نمی گیرد بلکه آسیبی که به کودک وارد می شود از ساختارهای اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی جامعه ناشی می‌شود.

نمونه‌های این نوع کودک‌آزاری را می‌توان در حوزه اقتصادی و اجتماعی- فرهنگی مورد بررسی قرار دارد. در حوزه اقتصادی کار کودکان نمونه بارز کودک آزاری ساختاری است. کار کودک از این نظر آزار محسوب می شود که مانع دستیابی او به حقوق اساسی خود از جمله آموزش، بهداشت، سلامت، بازی و شادی است؛ در واقع اجبار کار کودک به کار توسط پدر و مادر صورت نمی گیرد بلکه شرایط نامناسب اقتصادی جامعه که محصول ساختار اقتصادی جامعه است، کار اجباری را به کودک تحمیل می کند. نمونه های دیگر کودک آزاری در حوزه اقتصادی، کودکان بازمانده از تحصیل و ازدواج در سنین پایین است که هر دو به سلامت جسمی و روانی کودکان آسیب می رساند؛ در واقع بازماندن از تحصیل به دلایل اقتصادی یعنی در نظر گرفتن آموزش به عنوان یک کالا و نه یک حق اساسی. کالایی که کودکان محروم، نمی‌توانند از آن بهره‌مند شوند.  در حوزه اجتماعی- فرهنگی می توان از آزارهایی که از نظام آموزشی و نه توسط معلمان و مدیران بر کودکان وارد می شود، نام برد. مانند رقابت، آموزش مبتنی بر حافظه، نمره‌ گرایی، فضاهای نامناسب آموزشی، کمبود مدرسه، تعداد زیاد دانش آموزان در هر کلاس، آموزش در نوبت بعد از ظهر که با خستگی کودکان همراه است و دادن تکالیف درسی زیاد به کودکان که مانع استراحت و خواب کافی آن ها می شود.این موارد از آن جهت آزار شمرده می شود که سبب اضطراب، فشار روانی، خستگی محرومیت از خواب و استراحت کافی و در نتیجه کاهش سلامت جسمی و روانی کودکان می شود.

گروهی از خانواده‌ها نیز به‌جای حل مشکل در دور باطل پیدا کردن مقصر گرفتارند، نمونه دیگر کودک آزاری ساختاری کودکان بازمانده از تحصیل، نه به علت شرایط نامناسب اقتصادی بلکه به دلایل اجتماعی- فرهنگی است. کودکانی که به علت بیزاری از مدرسه ترک تحصیل می کنند و یا به دلیل نپذیرفتن فشارهای ناشی از نظام آموزشی از مدرسه اخراج می شوند. بازماندن از تحصیل به هر دلیل اولین گام در راه رفتارهای پرخطر است؛ به ویژه در مورد کودکانی که به دلایل غیراقتصادی به مدرسه نمی‌روند و بکار نمی‌پردازند. تبعیض به‌ویژه تبعیض جنسیتی که جنبه فردی ندارد و به فرهنگ تبدیل شده است نمونه دیگری از کودک آزاری ساختاری در حوزه اجتماعی- فرهنگی است. این نوع تبعیض در خانواده، مدرسه، جامعه، به صورت نگرش‌های تعمیم یافته و حتی گاه در قوانین نیز وجود دارد.

پیشگیری و کاهش خشونت‌های ساختاری به علت پیچیدگی این نوع کودک‌آزاری، دشوارتر از سایر انواع آزارهاست. آنچه مسلم است، بیشترین وظیفه و مسؤلیت در این زمینه بر عهده دولت‌هاست زیرا این نوع کودک آزاری، مسأله‌ای اجتماعی است و ریشه در ساختارهای جامعه دارد. دولت‌ها می‌توانند با امکاناتی که در اختیار دارند با برنامه‌ریزی اجتماعی در سطح کلان با فقر زدایی و بهبود شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی جامعه در کاهش آن بکوشند.

متاسفانه در حال حاضر بسیاری از والدین هر نوع رفتار با کودک را حق خود می دانند و کتک کاری را لازمه رشد و تربیت کودک می پندارند یا حق تنبیه مصرح در قانون مدنی برای والدین نیز نمونه دیگری از مجاری پدیداری کودک آزاری تلقی می شود. از دیگر سو معلمین در امر آموزش نیز اشتباه دانش‌آموزان را با بدرفتاری پاسخ می دهند که بعضا منتج به کتک کاری شدید دانش آموز کودک شده و در بعضی موارد مرگ کودک را رقم زده است. تلقی جامعه ما از کودک هنوز با برداشت های سنتی همراه است. حجم وسیعی از رفتارها با کودکان می تواند مصداق کودک آزاری محسوب شود اما به زعم بزرگسالان کودک آزاری قلمداد نمی شود. این دوکانگی باعث شده است تا علیرغم جرم انگاری کودک آزاری، هنوز شاهد وقوع آن باشیم. واقعیت این است که کودک آزاری نه تنها کودک را آزار می دهد بلکه جامعه نیز از آن رنج خواهد برد .جامعه ی سالم در گرو  کودکان سالم خواهد بود.

منبع: ایسنا 

آبان
۱۸
اختلال در بینایی دانش‌آموز کرمانی ناشی از تنبیه معلم
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
2262358
image_pdfimage_print

چندی قبل بود که فیلمی در فضای مجازی دست به دست شد که گروهی از دانش آموزان محروم یک مدرسه در جنوبی ترین نقطه استان کرمان در این فیلم عنوان می کردند که معلم به دلیل عدم پرداخت شهریه آنها را تنبیه کرده است اما چند روز بعد آموزش و پرورش استان در فیلمی جدید اعلام کرد که چنین امری ساختگی است و پس از بررسی های قضایی و قانونی هم کذب بودن فیلم مورد نظر اعلام شد.

آن فیلم و دانش آموزانش هرچند برای چند روزی در راس خبرهای رسانه ها بودند اما به مرور زمان فراموش شدند.

اما روز گذشته فیلمی جدید منتشر شد که آموزش و پرورش را بار دیگر به تیتر رسانه های استان تبدیل کرد.

در این فیلم دانش آموز در یکی از مدارس شهرستان محروم فهرج در شرق استان کرمان به دلیل اینکه توسط معلمش تنبیه شده با مصدومیت  مواجه شده و بینایی چشم چپ این فرد مختل شده است.

این بار آموزش و پرورش استان کرمان در اقدامی مثبت با ورود جدی و پیگیری این مساله ضمن تاکید صحت حادثه از مردم عذرخواهی کرد و طبق بررسی های خبرگزاری مهر در مراحل ابتدایی بروز این حادثه و قبل از رسانه ای شدن، وضعیت درمانی و روند بهبود دانش آموز مصدوم را پیگیری کرده است.

سرباز معلم نیز همان روز از کار برکنار و به پادگان محل خدمتش بازگردانده شده است.

اما آنچه که در فیلم و خبرهای منتشر شده در خصوص تنبه این دانش اموز اشاره نشده است این است که این دانش آموز فهرجی نابینا نشده است و به دلیل شدت ضربه و خونریزی داخلی چشم دچار اختلال در بینایی شده و روند درمان برای بهبود کامل بیمار در حال انجام است.

به هر صورت آموزش و پرورش کرمان در اطلاعیه ای مسئولیت این حادثه را پذیرفته وعنوان کرده است؛ در پی تنبیه بدنی یکی از دانش آموزان مدرسه شهید چمران اسدآباد از توابع شهرستان فهرج، سرباز معلم متخلف برکنار و برای ادامه خدمت سربازی به پادگان اعزام و با سایر متخلفان احتمالی نیز برخورد قانونی می شود.

روابط عمومی اداره کل آموزش  و پرورش استان کرمان ضمن ابراز تاسف و عذرخواهی از این حرکت ناشایست سرباز معلم مذکور که موجب جریحه دار شدن افکار عمومی شده، بار دیگر تاکید می کند هر گونه تنبیه بدنی در مدارس تحت هر شرایطی، ممنوع و محکوم است و با متخلفان به شدت برخورد قانونی می شود.

در خصوص حادثه پیش آمده اما پدر دانش آموز مصدوم به خبرنگار مهر می گوید: فرزند من در کلاس درس در حال صحبت با هم کلاسی اش بوده که معلم با کمربند به صورتش می زند.

درخواست برخورد قانونی با معلم را دارم

محمد کدخدامنش می گوید: بعد از اطلاع از مصدوم شدن فرزندم به دلیل نبود بیمارستان در فهرج عرفان را به بیمارستان بم منتقل کردیم و مورد مداوا قرار گرفت و در همان روز مسئولان حراست آموزش و پرورش فهرج ما را همراهی کردند و گفتند پیگیریهای لازم را انجام می دهیم.

پدر این دانش آموز افزود: در حال حاضر خبر ندارم که پیگیری ها در چه مرحله ای قرار دارد اما از مسئولان می خواهم مطابق قانون با معلم برخورد شود و اجازه ندهد چنین افرادی در زمینه آموزش دانش اموزان فعال باشند.

وی گفت: نباید چندین دانش آموز را به معلمی واگذار کنند که برای حضور در این شغل تنها یک ماه آموزش دیده است.

عرفان دانش آموز صدمه دیده نیز در پاسخ به وضعیت بینایی اش گفت: بعد از اینکه کمربند به صورتم برخورد کرد روی نیمکت افتادم و چشمم دچار تورم شد و در نهایت بعد از اطلاع به والدینم به بیمارستان مراجعه کردم در حال حاضر هم بینایی چشم چپم مختل شده و مثل این است که آب صابون در چشمم است.

در پیگیریهای خبرنگار مهر مشخص شد که چشم دانش آموز نابینا نشده است و به دلیل ضربه دچار خونریزی داخلی شده است و به مرور زمان دید چشم باز خواهد گشت.

مراحل درمان تا بهبود کامل فرد مصدوم انجام می شود

امید سلاجقه، رئیس روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان کرمان در گفتگو با مهر در این خصوص بیان کرد: امروز مدیران آموزش و پرورش از دانش آموز مذکور عیادت کرده اند و تمام پیگیریهای لازم از ابتدای بروز حادثه تا کنون انجام شده است.

وی افزود: معلمی که دچار این اشتباه شده است یکی از سرباز معلم هایی است که آموزش و پرورش برای جبران کمبود نیروی انسانی جذب می کند و در دبستان مشغول به کار بوده است.

سلاجقه ادامه داد: آموزش و پرورش کرمان بیش از نیم میلیون نفر دانش آموز و ۵۰ هزار نفر معلم دارد اما به دلیل تعداد بالای دانش آموزان و پراکندگی مراکز جمعیتی با کمبود شدید معلم مواجه هستیم.

رئیس روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان کرمان گفت: برای جذب سرباز معلم ها گزینش با دقت و حساسیت بالا انجام می شود و آموزش های علمی و حتی نحوه برخورد با دانش آموزان هم به سرباز معلم ها داده می شود.

سلاجقه گفت: در حال حاضر فرد خاصی از کار برکنار شده است و روال قانونی برای حمایت از دانش آموز و برخورد با عوامل خاطی در حال انجام است.

وی افزود: دانش آموز بیمه حوادث است و البته روند درمان وی با دقت کامل توسط آموزش و پرورش رصد و پیگیری می شود و در صورت نیاز پیگیری های تخصصی پزشکی نیز انجام می شود.

شهرستان فهرج یکی از شهرستان های کویری و بسیار محروم استان کرمان است که آموزش و پرورش برای رفع مشکل کمبود معلم در مناطق روستایی و عشایری این شهرستان و سایر مناطق کم برخورد مشابه از سرباز معلم استفاده می کند.

منبع: خبرگزاری مهر