صفحه اصلی  »  کودک آزاری
image_pdfimage_print
دی
۲۵
۱۳۹۷
شکنجه کودک به دست پدر: چه باید کرد؟
دی ۲۵ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, ,
shutterstock_106889135
image_pdfimage_print

Photo: JungHyun Lee/shutterstock.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:

سلام!

من به تازگی عضو یک ان.‌جی.‌او شده‌ام که در زمینه حقوق کودکان فعالیت می‌کند. خودم هم دانشجوی ترم سوم جامعه‌شناسی هستم. چند وقت پیش در سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) خواندم که یک فردی در شهرستان خدابنده استان زنجان با دریل زانوی دخترش را سوراخ کرده و ایشان را چند روز حبس کرده است. من خودم اهل زنجان هستم و از شنیدن این خبر خیلی متاسف شدم. واقعیتش تا حالا چندین مورد از این طور اتفاقات را شاهد بودم و چون خودم هم در کودکی توسط پدرم مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتم به این مساله خیلی حساس هستم. در خبر ایسنا نوشته شده بود که این امکان وجود دارد که بعد از آزادی پدر، از ایشان تعهد گرفته شود و به خانه‌اش بازگردد. من می‌خواهم بدانم که آیا ممکن است دادگاه یک تعهد ساده بگیرد و این فرد خشونتگر را به خانه بازگرداند؟ آیا می‌شود قانونا مانع این کار شد؟

جواب:

با سلام!

در قوانین ایران مقرره‌ای در مورد اخذ تعهد وجود ندارد و چنین تعهدهایی هم که در عمل گرفته می‌شود جنبه الزام‌آوری نداشته و معمولا موثر نیستند.

بر اساس قانون مجازات اسلامی ضرب و جرح جرم بوده و مجازات دیه و در برخی موارد مجازات حبس دارد.

بر اساس ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی، «هر کس عمداً به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا منتهی به مرض دائمی ‌یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل مجنی‌علیه گردد، در مواردی که قصاص امکان نداشته باشد چنانچه اقدام وی موجب اخلال در نظم‌ و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد به دو تا پنج سال حبس محکوم خواهد شد و در صورت درخواست مجنی‌علیه مرتکب‌ به پرداخت دیه نیز محکوم می‌شود.»

بیشتر بخوانید:

آزمایش نشان داد که این بچه من نیست

برای جدایی از شوهر بد رفتار و ناسازگار چه باید کرد؟

بعد از بارداری تازه فهمیدم ازدواج ثبت نشده

همچنین در قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب سال ۱۳۸۱ پیش‌بینی شده است که کودک آزاری از جرایم عمومی محسوب می‌شود. بر همین اساس دادستان شهرستان خدابنده قانونا موظف است موضوع را پیگیری کرده و خواهان مجازات پدر شود. طبیعتا بعد از اجرای مجازات، فرد مورد نظر آزاد خواهد شد و اخذ تعهد مانعی برای رجوع مجدد او به خانه نخواهد بود.

سوال:

یعنی بر فرض اینکه ایشان به زندان محکوم شود، بعد از آزادی قانونا نمی‌توان کاری کرد که نزدیک خانواده‌اش نشود؟ به هر حال به نظر من به چنین شخصی نباید اجازه داد دوباره به خانه برگردد و مرتکب خشونت شود؟

جواب:

در حقوق ایران مبحثی با عنوان مجازات‌های تکمیلی پیش‌بینی شده است. در ماده ۲۳ پیش‌بینی شده است که قاضی می‌تواند تحت شرایطی مجرم را به مجازات تکمیلی نیز محکوم کند. یکی از مجازات‌های تکمیلی منع از اقامت در محل معین است. بنابراین قاضی اگر تشخیص بدهد امکان تکرار خشونت وجود دارد می‌تواند حکم به منع اقامت پدر در خانه مشترک بدهد. البته حداکثر مدت چنین تدبیری دو سال است و در اختیار قاضی‌ست که چنین حکمی بدهد یا نه. ضمن اینکه منع اقامت در محل معین زمانی خواهد بود که قاضی پدر خشونت‌گر را به زندان محکوم کند. یعنی ماده ۶۱۴ که در بالا اشاره شد در صورتی قابل اعمال است که بیم تجری وجود داشته باشد یا اخلال در نظم جامعه به وجود آمده باشد.

متاسفانه قانونگذار در چنین مواردی سیاست مستحکمی نداشته و دست قاضی را برای تصمیم‌گیری باز گذاشته است. در حقوق برخی کشورها این امکان وجود دارد که تا عدم احراز سلامت روانی و اصلاح رفتار خشونت‌گر، ایشان از نزدیک شدن به قربانی خشونت خانگی منع شود اما این امر در حقوق ایران پیش‌بینی نشده است.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

سوال:

الان ما به عنوان یک ان.‌جی.‌او که در زمینه حقوق کودکان فعالیت می‌کنیم در رابطه با این پرونده چه کار می‌توانیم بکنیم؟

جواب:

ماده ۶۶ قانون آیین دادرسی کیفری پیش‌بینی کرده است که: «سازمان‌های مردم‌نهادی که اساس‌نامه آنها در زمینه حمایت از اطفال و نوجوانان، زنان، اشخاص بیمار و دارای ناتوانی جسمی یا ذهنی، محیط زیست، منابع طبیعی، میراث فرهنگی، بهداشت عمومی و حمایت از حقوق شهروندی است، می‌توانند نسبت به جرائم ارتکابی در زمینه‌های فوق اعلام جرم کنند و در تمام مراحل دادرسی شرکت کنند.»

بنابراین شما می‌توانید با گرفتن اجازه از دادگستری پیگیر این پرونده باشید و مرتبا اخبار آن را منتشر کنید. به طور کلی ورود یک سازمان غیر دولتی به چنین پرونده‌هایی نتایج مفیدی خواهد داشت.

سوال:

آخرین سوالم این است که آیا در چنین مواردی می‌شود از پدر بچه سلب صلاحیت کرد و اگر مادرش نیز شریک خشونت بوده و نمی‌تواند از بچه‌اش نگهداری کند، بچه را کلا گرفت؟

جواب:

بر اساس ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی، «هر گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی یا ترتیب اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضائی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ کند».

بنابراین به هر دلیلی چنانچه سلامت جسمی و تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، مقامات قضایی می‌توانند هر تصمیمی را که به نفع طفل باشد اتخاذ کنند. ضمانت اجرای مدنی دیگر نسبت به بی توجهی والدین به کودک را می‌توان در قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست مصوب ۱۳۹۲ یافت.

بر اساس مقررات این قانون زمانی که پدر و مادر یا جد پدری یا قیم یا وصی منصوب از سوی ولی قهری صلاحیت سرپرستی طفل را نداشته باشد، دادگاه سرپرستی او را به فرد دیگری منتقل می‌کند.

بند دال ماده ۸ و همچنین ماده ۱۰ این قانون مقرراتی را در این زمینه پیش‌بینی کرده است. بر اساس بند دال ماده ۸ قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بد سرپرست، «سپردن سرپرستی افراد موضوع این قانون در صورتی مجاز است که دارای یکی از شرایط ذیل باشند: (…) د- هیچ یک از پدر، مادر و جد پدری آنان و وصی منصوب از سوی ولی قهری صلاحیت سرپرستی را نداشته باشند و به تشخیص دادگاه صالح این امر حتی با ضم امین یا ناظر نیز حاصل نشود.»

بر طبق ماده ۱۰، «در کلیه مواردی که هیچ یک از پدر، مادر یا جد پدری یا وصی منصوب از سوی ولی قهری صلاحیت سرپرستی را ولو با ضم امین یا ناظر نداشته باشند، دادگاه می‌تواند مطابق این قانون و با رعایت مواد ۱۱۸۴ و ۱۱۸۷ قانون مدنی و با اخذ نظر مشورتی سازمان، مسئولیت قیم یا امین مذکور در این مواد را به یکی از درخواست‌کنندگان سرپرستی واگذار کند.»

 

آذر
۱۳
۱۳۹۷
بهره‌کشی و به‌کارگیری کودکان
آذر ۱۳ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , ,
shutterstock_311810603
image_pdfimage_print

Photo: Polina Gazhur/shutterstock.com

موسی برزین وکیل خانه امن

پرسش: سلام.  خواهر من سه سال پیش در اثر بیماری سرطان در سن ۴۰ سالگی  درگذشت. دو فرزند داشت که الان یکی ۹ ساله و دیگری ۱۴ ساله است. متاسفانه شوهر خواهرم معتاد بود و یک سال پیش در اثر اعتیاد او هم درگذشت. سرپرستی فرزندان به پدربزگ (پدرشوهر خواهرم) سپرده شد. او متاسفانه با بچه‌ها خیلی بدرفتاری می‌کند. ما در شهر دیگری زندگی می‌کنیم و امکان سر زدن مرتب به بچه‌ها را نداریم. شاید سالی یک یا دو بار بتوانیم آنها را ببینیم. پدربزرگ بچه‌ها نیز وضع مالی خوبی ندارد. به همین دلیل بچه‌ها را مجبور به کار کردن می‌کند. پدربزرگ خودش  مصرف‌کننده مواد مخدر است. چندی پیش از یکی از آشنایان شنیدیم که بچه‌ها را در بازار به گدایی می‌فرستد. خیلی از شنیدن این خبر ناراحت شدم. زنگ زدم به پدربزرگ و تهدیدش کردم. او هم با کمال بی‌ادبی گفت “به شما ربطی ندارد. سرپرستی بچه‌ها با من است  و هرکاری دلم بخواهد می‌کنم.”  راستش خیلی عذاب وجدان دارم. گرچه خودمان هم وضع خوبی نداریم، اما می‌خواهم از این پدربزرگ بی‌مسوولیت شکایت کنم و سرپرستی بچه‌ها را بگیرم. با همسرم هم صحبت کردم که چندان راضی نبود اما قانعش کردم. لطفا ما را راهنمایی کنید. از کجا باید شروع کنم؟ به کجا بروم؟ مگر پدربزرگ می تواند بچه ها را به گدایی بفرستد؟

پاسخ: سلام. متاسفم که چنین مشکلی برای شما پیش آمده است. تصمیم شما خوب است و باید بچه‌ها را از این شرایط اسفناک نجات بدهید. در صورت ادامه این وضعیت آینده بچه‌ها به خطر می‌افتد. شما باید هم شکایت کیفری کنید و هم اقدام به طرح دعوای حقوقی. بر طبق قوانین ایران، هر کس کودکی را اجبار به تکدی‌گری کند مجرم است و فرقی نمی‌کند که چه نسبتی با بچه‌ها داشته باشد. بر طبق ماده ۷۱۳ قانون مجازات اسلامی: «هرکس طفل صغیر یا غیررشیدی را وسیله تکدی قرار دهد یا افرادی را به این امر بگمارد به سه ماه تا دو سال حبس و استرداد کلیه اموالی که از طریق مذکور به دست آورده است محکوم خواهد شد.» بنابراین این ماده پدربزرگ مجرم است و نمی‌تواند بگوید چون سرپرست بچه‌ها است، می‌تواند هر کاری که بخواهد بکند.

مورد دیگر این است که چون پدربزرگ بچه‌ها را به گدایی می‌فرستد و شاید هم با آن‌ها بدرفتاری می‌کند، شما علاوه بر مورد بالا می‌توانید به علت بهره‌کشی و آزار و اذیت کودک از پدربزرگ اعلام جرم کنید. بر طبق ماده ۳ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان: «هرگونه خرید، فروش، بهره‌کشی و به‌کارگیری کودکان به منظور ارتکاب ‌اعمال خلاف ازقبیل قاچاق، ممنوع و مرتکب، حسب مورد علاوه بر جبران خسارات وارده‌به شش ماه تا یک سال زندان و یا به جزای نقدی از ده میلیون  ریال تا ‌بیست میلیون  ریال محکوم خواهد شد.»  با توجه به این ماده می‌توان گفت که از آنجا که تکدی‌گری نوعی بهره‌کشی از کودک و عملی است ممنوع و برخلاف قانون، کسانی که افراد زیر ۱۸ سال را مجبور به تکدی‌گری می کنند محکوم به مجازات این ماده خواهند شد. همچنین بر اساس ماده ۴ این قانون «ھرگونه صدمه و اذیت و آزار و شکنجه جسمی و روحی کودکان و نادیده گرفتن عمدی سلامت و بھداشت روانی و جسمی و ممانعت از تحصیل آنان ممنوع است و مرتکب به سه ماه و یک روز تا شش ماه حبس و تا ده میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شود.» تمامی این جرم‌ها از جرایم عمومی هستند و نیاز به شاکی خصوصی ندارند، با گزارش به دادستان ایشان موظف به پیگیری است. به همین دلیل شما به دادسرای محلی که بچه‌ها سکونت دارند بروید و کتبی به دادستان اعلام جرم کنید. حتما از دادستان وقت بگیرید و شفاهی هم اعلام کنید.

پرسش: من چطور می‌توانم اثبات کنم که پدربزرگ چنین رفتارهایی با بچه‌ها دارد؟

پاسخ: از روش‌های مختلفی می‌توانید اثبات کنید. بهتر است قبل از شکایت، به محلی که بچه‌ها تکدی‌گری می‌کنند بروید و یک فیلم از آنها بگیرید. سپس از اقوام، آشنایان و افراد مطلع یک استشهادیه تنظیم کنید. هرکسی که مطلع از رفتارهای بد پدربزرگ است می‌تواند شهادت دهد. در گزارش اعلام جرم  حتما به اعتیاد پدربزرگ اشاره کنید و خواستار تحقیقات محلی از همسایگان، آشنایان و همچنین محلی که بچه‌ها در آنجا گدایی می‌کنند بشوید. مقامات دادسرا خود تمام تحقیقات را انجام خواهند داد. توجه داشته باشید که دادستان به عنوان مدعی العموم موظف به شکایت از پدربزرگ است.

پرسش: برای گرفتن بچه‌ها چه کار باید بکنم؟ آیا بچه‌ها را به من می‌دهند؟

پاسخ: هم‌زمان با اینکه شکایت کیفری می‌کنید به دادگاه خانواده بروید و دادخواست سلب صلاحیت ولی قهری و تقاضای تعیین سرپرست برای کودکان را بدهید. بر اساس ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی: «هر گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا ترتیب اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل و یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضایی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ کند.» گرچه در صدر ماده از پدر و مادر سخن گفته شده است، اما به نظر می‌رسد پدربزرگ به عنوان ولی قهری نیز شامل این ماده شود. بنابراین با توجه به این ماده شما می‌توانید با طرح شکایت، عدم صلاحیت پدربزگ را پیگیری کنید. دادگاه در این مورد به تشخیص خود تصمیم‌گیری خواهد کرد. اگر دادگاه تشخیص دهد که پدربزرگ صلاحیت سرپرستی را ندارد، ممکن است ناظر و امینی برای نظارت تعیین کند.  اگر هم دادگاه تشخیص دهد که سرپرستی کودکان با  حضور امین و ناظر نیز تامین نمی شود، کودکان بدسرپرست شناخته شده و مشمول قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست و بد ‌سرپرست خواهند شد.  بر اساس این قانون زمانی که پدر و مادر، پدربزرگ پدری، قیم و یا وصی منصوب از سوی ولی قهری صلاحیت سرپرستی طفل را نداشته باشند، دادگاه سرپرستی را به فرد دیگری منتقل می‌کند. بند دال ماده ۸ و همچنین ماده ۱۰ این قانون مقرراتی را در این زمینه پیش‌بینی نموده است. در این صورت شما می‌توانید تقاضای سرپرستی بچه ها را نمایید. دادگاه اگر شما را صالح تشخیص داد و اقربای نزدیکتر دیگری نیز آماده برای سرپرستی نشدند، سرپرستی کودکان را ممکن است به شما واگذار کند.

 

آبان
۱۶
۱۳۹۷
زخم‌های سپیده
آبان ۱۶ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
sad child
image_pdfimage_print

Photo: chrisroll/depositphotos.com

ماهرخ غلامحسین پور

بی­‌مقدمه می­‌پرسد «تو می­‌توانی یک دختر چهارساله را به فرزند‌خواندگی بپذیری؟» این جمله سرآغاز حجم عظیم اطلاعات دهشتناکی می­‌شود درباره دخترکی به نام سپیده که خانه امنی ندارد و روزها پشت در خانه دایی و عمه و خاله‌ای که دیگر راهش نمی­‌دهند، به انتظار می‌نشیند.

به سپیده  فکر می­‌کنم و دستش که جای دندان­‌های نامادری قلوه­‌کنش کرده و دکتری که گفته باید بخیه بزند و  رفته تا نخ بخیه بیاورد. دکتر باور نکرده که دست آسیب‌دیده نتیجه یک دعوای کودکانه و کار پسر کوچک‌تر خانواده باشد. قبل از اینکه دکتر برگردد، آن‌ها دخترک را با همان دست زخمی زده‌اند زیر بغلشان و از بیمارستان فرار کردند.  حالا روی زخمی که باید بخیه می‌­خورد، یک چسب زخم چرکین آویزان، باقی مانده و دو لبه پوستی که به هم چفت نشده… . هیچ‌کدامشان سپیده را نمی‌خواهند. سپیده یادگار یک زندگی مشترک از دست رفته است، حاصل اولین زندگی مشترک «مصطفی» که این روزها با فقر و بی‌کاری دست و پنجه نرم می‌کند.

مصطفی زمانی راننده تاکسی تلفنی بود. آن روزها هنوز ناچار نشده بود به خاطر بهانه‌تراشی­های طاق و جفت همسر دومش، تاکسی  را بفروشد. او ماشینش را با فروختن هدایای عروسی و طلاهای همسر اولش منیژه و اندک پس‌انداز خودش خریده بود و کار می‌کرد. وقتی آقای نقوی گفت یک سرویس ثابت شبانه برایش در نظر گرفته، منیژه تازه باردار شده بود. مصطفی از این پیشنهاد خوشحال شد، به این خیال که مخارج زایمان همسرش را بی­‌واهمه فراهم کند. او هر شب باید خانم منشی یک شرکت تولیدی را، از محل کارش که مرکز شهر بود، به خانه­‌اش در حومه شهر می­‌رساند. مسیر طولانی و دیدار هر شب، باب گفت و گو و علاقه را باز کرد و راه زندگی اولش به بن بست خورد. منیژه که ماجرا را فهمید، مصطفی و کودک یک ساله را رها کرد و چند ماه بعد هم زن مرد دیگری شد. خانم منشی هم یک دوقلوی پسر زیبا برایشان به دنیا آورد. مادر تازه وارد در طول دوران بارداری می‌گفت نسبت به بوی سپیده ویار دارد. سپیده را می‌فرستادند خانه اقوام دور و نزدیک که توی دست و پای آن‌ها نباشد. دوقلوها هم که به دنیا آمدند، باز هم حساسیتش نسبت به سپیده به قوت خود باقی ماند. اصلا نمی­‌توانست حضور دخترک را تاب بیاورد. مشکلات مالی مصطفی که بالا گرفت، سپیده این وسط بی‌کس و کار ماند. مثل یک لکه اضافه روی سطح یک ملحفه سپید.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

دشواری‌های زنانه

دختران خاک و رنج، دختران زلزله

قتل‌های ناموسی در رده نخست

هیچ‌کس تاب این کودک چهارساله را نداشت. اولین بهانه معمول کودکانه به دومی نمی‌­رسید که تحمل دیگران در مقابلش تمام می­‌شد و متوسل می­‌شدند به زور و خشونت.

موضوع سپیده را اول صبح روز بیست و پنجم نوامبر، در یک گروه بسته متشکل از اعضای درجه اول و دوستان نزدیک خانوادگی می‌خوانم. روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان و دختران است. روزی که سازمان ملل با انتخاب شعار «هیچ کس را پشت سرت جا نگذار، بیایید خشونت علیه زنان و دختران را متوقف کنیم.» تلاش کرده امسال هم چون سال‌های پیش، توجه افکار عمومی را به موضوع خشونت علیه زنان و دختران جلب کند.

 تمام صبح را در این گروه کوچک تلگرامی با هم بحث و تبادل نظر می­‌کنیم . به هر کسی که ممکن است آدم خوبی باشد، برای ساختن یک خانه تازه برای دخترک فکر می‌کنیم. یک نفر داوطلب گفت و گو با پدر دخترک می­شود . قرار می‌گذاریم اگر نتوانستیم وضعیت «سپیده» را تغییر بدهیم، هر‌چه سریع‌تر به مراجع قضایی اطلاع بدهیم. با اینکه یکی از اعضای گروه که همان حوالی زندگی می‌کند می‌گوید چنین کاری بی‌تاثیر و فایده است و فقط وضعیت موجود را بغرنج‌تر می‌کند. شنیدن این که «درعمل، هیچ مرجع واقعی حمایت‌گری وجود ندارد.»،  ترسناک است.

«ناخواسته» اصطلاحی که در جنوب ایران برای این کودکان کاربرد فراوان دارد و مفهوم درد در آن مستتر است. کودکانی که والدین آن‌ها به هر دلیل، امکان یا تاب و تحمل حضورشان را ندارند. عده زیادی از آن‌ها پیش از تولد در مراکزی غیر‌بهداشتی و بدون نظارت یا تایید قانونی، با رابطه‌ای که بین بیمار و دکتر شکل گرفته، به دیار نابودی می‌روند.

دکتر مهدی فصیحی‌زاده، که در خیابان مرکزی شهریاسوج یک مطب کوچک را اداره می‌کند، می‌گوید خودش به دلایل مذهبی و به این دلیل که حوصله درگیری­‌های قانونی را ندارد، حاضر به انجام سقط‌جنین نیست، اما مراجعین سقط‌جنین فراوانند و گاهی به دو یا سه مورد متقاضی بر می‌خورد. آن‌ها با کمی جستجو به خانم دکتری مراجعه می‌­کنند که حتی جنین هشت ماهه را هم سقط می‌کند.

این پزشک عمومی می‌گوید یک روز برای گرفتن یک دارو به مطب خانم دکتر سر زده، حین برگشتن یک جنین حدود شش ماهه را دیده که توی سطل آشغال مطب خانم دکتر دور انداخته شده بود. او می‌گوید خانم دکتر برایش تعریف کرده که یک بار وقتی آمپول را به بیمار تزریق کرده، جنین هشت ماهه زنده از رحم مادر خارج شده و والدینش با این معضل روبرو بودند که چطور جنین را از بین ببرند؟

اما زندگی همه کودکان ناخواسته در مرحله جنینی متوقف نمی‌شود. بسیاری از این کودکان بدسرپرست یا بی سرپرست پا به جهان امکان می‌گذارند و به دوران کودکی می‌رسند. آن‌ها ممکن است در شهرهای بزرگ، خرید و فروش شده یا به گروه‌های تکدی‌گر سودجو اجاره داده شوند و یا در شهرهای کوچک‌تر بین اقوام دور و نزدیک در رفت و آمد باشند. بخشی از جامعه آماری کودکان ناخواسته، کودکان طلاقند.

تا پیش از این، آمار طلاق از سوی مسئولان سازمان ثبت احوال، به شکل سالانه و بر مبنای موارد به ثبت رسیده اعلام می‌شد. در آخرین داده‌های موجود، رئیس انجمن مددکاری ایران، سید حسن موسوی چلک، گفته بود هر ساعت ۱۹ طلاق در ایران به ثبت می‌رسد. اما سال گذشته علی اکبر محزون، مدیر کل اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور، با طرح این که ذکر آمار طلاق تاکنون دردی را دوا نکرده و می­‌تواند منجر به تکرار آسیب­های اجتماعی شود، اعلام کرد زین پس آمار طلاق نداریم.

با این همه شواهد موجود، بیان‌گر وجود یک رابطه معنادار بین کودکان طلاق و خشونت خانگی است. برخی کودکانی که به هر دلیل در زندگی تازه والدین، ناخواسته محسوب می­‌شوند، بیش از کودکان عادی در معرض خشونت قرار می­‌گیرند.

آرزو نقده، روانپزشک ساکن یکی از شهرهای جنوبی ایران و طرف مشاوره اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی، می‌گوید در طول شانزده سالی که تجربه درمان داشته، هرگز شرایطی به دردناکی وضعیت این کودکان ندیده، چون احساس اضافه بودن و سربار بودن در جایی می‌کنند که باید تنها گوشه امن جهان‌شان باشد.

این روانپزشک در ادامه سخنانش به کودکان طلاق اشاره می‌کند: «طلاق یک اتفاق یک‌باره و تصادفی نیست. این پدیده اجتماعی یک روند دردناک و کاهنده دارد. نقطه شروع، اوج و پایان دارد و متاسفانه در جامعه ما به دلیل عدم آموزش صحیح، فرآیند طلاق برای والدین و تطبیق خودشان با شرایط موجود و کمک به پذیرش کودکانشان برای بازسازی، مدت زمان بیشتری را نسبت به سایر جوامع دیگر طلب می‌کند. در دوره طلاق، والدین درگیر خشم و رفتارهای تنش‌­زا با همدیگر و با کودکانشان می‌شوند. هیچ‌یک از ما برای مدیریت بحران در دوره طلاق آموزش ندیده‌ایم و مجموعه این‌ها باعث می­‌شود که کودک طلاق، از ابتدا در معرض خشونت‌های کلامی، روانی و حتی فیزیکی قرار بگیرد.»

این روانپزشک معتقد است  بعد از پایان پذیرفتن جدایی و رسیدن به یک ثبات نسبی، باز هم این کودکانند که بیش از طرفین ماجرا ضربه‌پذیرند.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید

«در مناطق فقیرنشین و حاشیه شهرها، فقر و فشارهای اقتصادی باعث می‌شود که والدین، کودکان حاصل از ازدواج  سابق‌شان را به همدیگر پاس بدهند. این وضعیت ممکن است برای کودکان، نتایج خطرناکی به دنبال داشته باشد. احساس ناخواسته بودن، بی‌جا و مکانی و عدم تعلق به یک نقطه امن و باثبات، و حتی در معرض خشونت فیزیکی قرار گرفتن از سوی والدین یا شرکای جدید جنسی آن‌ها می‌تواند برای کودک، اثرات مخرب غیرقابل‌باوری در پی داشته باشد.»

خانم نقده، راه‌حل را در آموزش بنیادین مسئولیت‌پذیری می‌داند. این که مردم بدانند مسئولیت انتخابشان تا پایان راه با آن‌ها خواهد بود و اگر باعث به دنیا آمدن کودکی شدند، تا زمان بلوغ و استقلال او در مقابل سرنوشتش مسئول‌اند، مهم نیست که مجردند یا متاهل و مطلقه، آنچه مهم است به ثمر رساندن کودکی است که در این کشاکش می‌تواند قربانی اصلی باشد.

کشورهای توسعه‌یافته راه‌حلی برای کودکان ناخواسته دارند. دولت‌ها خود را متولی اصلی مراقبت از این کودکان می‌دانند. در اغلب این کشورها، در خیابان‌های خلوت شهر، باجه‌هایی به نام «بیبی باکس[۱]» تعبیه شده که کودکان یا نوزادن ناخواسته را آنجا رها می‌کنند. زنگ باجه که به صدا در بیاید، در کم‌ترین زمان ممکن، اورژانس اجتماعی خودش را به کودک رها شده می‌رساند.

در ایران نیز طبق آخرین آماری که خبرگزاری جمهوری اسلامی منتشر کرده، ۲۵ هزار کودک بی‌سرپرست یا بد‌سرپرست، تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارند، که ده هزار نفر از آن‌ها در  ۵۹۰ مرکز مخصوص نگهداری شده و بقیه آن‌ها به خانواده‌های جایگزین سپرده شده‌اند. در مورد کافی بودن این مراکز، نوع خدمات ارائه شده و عمومیت داشتن آن‌ها، حرف و حدیث فراوانی وجود دارد.

[۱] Baby Box

آبان
۲
۱۳۹۷
خوراندن شربت متادون به یک دختر ۷
آبان ۲ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Low poly  design triangular teen girl crying tears polygon
image_pdfimage_print

Photo: maxximmm1/depositphotos.com

خبرگزاری هرانا – خوراندن شربت متادون به یک دختر ۷ ساله‌ توسط پدرش منجر به لمس شدن پاهای کودک شد. پدر این کودک از ۱۱ سالگی به مواد مخدر اعتیاد داشته و در طی این سال‌ها بارها همسر و فرزندش را مورد آزار و اذیت قرار داده و در آخرین مرتبه نیز با خوراندن شربت متادون منجر به لمس شدن کودک ۷ ساله‌اش شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از تسنیم، تانیا ۷ ساله متولد مشهد است، مادر وی به نام مهناز متولد ۶۹ از بجنورد و پدرش متولد ۷۶ از مشهد، مادر سالم و خانه‌دار بوده و پدر از ۱۱ سالگی اعتیاد به تریاک، حشیش داشته، وی همچنین سابقه بیماری اعصاب و روان داشته و یک بار نیز سابقه بستری در بیمارستان روانپزشکی ابن‌سینا به مدت ۴۶ روز را دارد.

فاطمه محمدعلی یکی از مددکاران مؤسسه خیریه مهرآفرین در خصوص این خانواده می‌گوید: “پدر این خانواده در سن ۱۲ سالگی به جرم چاقوکشی در کانون اصلاح و تربیت به مدت یک سال زندانی شده است و طبق اظهاراتش سابقه ارتباط نامشروع نیز داشته و در این سال‌ها مشاغل زیادی را تجربه کرده است که از آن جمله می‌توان به کار در کارواش، پمپ‌گاز و… اشاره کرد”.

وی به سابقه آزار و اذیت پدر خانواده اشاره می‌کند و می‌افزاید: “از دوران عقد و نامزدی تاکنون مادر تانیا بارها مورد آزار و اذیت و خشونت خانگی توسط پدر قرار گرفته است ضمن اینکه زندگی ۳ عمه و ۳ عموهای تانیا نیز به گونه‌ای بوده که با توجه به شرایطشان هنوز ازدواج نکرده‌اند و همگی بیماری اعصاب و روان دارند”.

این مددکار به وضعیت خانوادگی مهناز اشاره کرد و گفت: “پدر وی فوت کرده و مادرش در قید حیات است و ۴ خواهر و ۳ برادر دارد که همگی ازدواج کرده‌اند و بارها خانواده از مهناز خواسته‌اند که به زندگی‌اش بازگردد و طلاق نگیرد علاوه بر اینکه در طی این مدت تانیا و مادرش بارها مورد آزار و اذیت پدرخانواده قرار گرفته‌اند و این کار بارها تکرار شده است”.

مددکار مؤسسه خیریه مهرآفرین ادامه می‌دهد: “مادر تانیا در تاریخ ۲۳ تیر ۹۷ و پس از اینکه توسط همسرش مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد و مخفیانه با اورژانس اجتماعی تماس می‌گیرد و راهنمایی می‌خواهد و آنها به وی می‌گویند فردا صبح به مرکز مداخله در بحران مراجعه کند و پس از شرح ماجرای زندگیش او را به خانه‌های امن می‌برند”.

محمدعلی می‌افزاید: “وی از تاریخ ۲۴ تیر ۹۷ به همراه فرزندش در خانه‌های امن سکونت داشته تا این که یک هفته بعد با اطلاع پرسنل مرکز مداخله برای رفع مشکل این زن و شوهر، به شوهر وی اطلاع می‌دهند و شوهرش به همراه خواهرش (عمه ۱۶ ساله تانیا ) به همراه نامه از دادگاه جهت بازپس گرفتن تانیا به خانه‌های امن می‌آیند و وی را به بهانه خرید تبلت با خودش می‌برد. سپس مادر تانیا در تاریخ ۱۶ خرداد ۹۷ به همراه مادرش از خانه‌های امن به شهرستان بجنورد می‌روند و در این مدت مدام همسرش با پیامک و تماس تلفنی وی را تهدید کرده که در صورتی که به منزل بازنگردد تانیا را خواهد کشت، تا این که یک هفته بعد از تهدیدهایش با فرستادن عکس شربت متادون از طریق تلگرام اعلام کرده که با این شربت قصد کشتن تانیا را دارد و در تاریخ ۲۰ خرداد ۹۷ با قاطی کردن شربت متادون با آبمیوه به زور تا قطره آخر به تانیا خورانده است”.

وی می‌گوید: “پس از این اتفاق تانیا بیهوش بر زمین افتاده و سپس پدربزرگش با مراجعه به منزل آنها و با توجه به عدم باز کردن درب منزل با آتش‌نشانی و اورژانس ۱۱۵ تماس گرفته و سپس درب منزل را باز می‌کنند و آنان را بیهوش بر زمین پیدا می‌کنند و به سرعت به بیمارستان امام رضا اعزام می‌شوند”.

تانیا ۸ روز در کما بوده و زمانی که بهوش می‌آید، از ناحیه ۲ پا فلج شده و پزشکان اظهارداشتند که با جلسات فیزیوتراپی امکان بازگشت مجدد و راه رفتن وی میسر می‌شود. هم اکنون این مادر و کودک تحت حمایت خیریه مهرآفرین هستند. نکته‌ای که بارها با آن مواجه بوده‌ایم این است که کودکان و مادرانشان پس از پناه آوردن به بهزیستی مجدد با حکم قاضی به فرد کودک آزار یا همسر آزار برگردانده می‌شود که خیلی وقت‌ها نتایج غمباری را سبب شده است که قابل جبران نبوده این نتایج نشان از ضعف قوانین حمایتی از زنان و کودکان دارد، امیدواریم نهادهای متولی در رویه‌های خود تجدید نظرکرده و امنیت این مادران و کودکان را تضمین کنند.

منبع: هرانا

مهر
۱۶
۱۳۹۷
در سوگ قربانیان کوچک خشونت؛ در سوگ ترنم/ نفیسه محمدپور
مهر ۱۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰

shutterstock_676427023
image_pdfimage_print

Photo: Photographee.eu/www.shutterstock.com

بیدارزنی:‌ این خاصیت آدمیزاد است که گمان می‌کند مرگ مال همسایه است. این دور انگاشتن و باورناپذیری فاجعه چون افیونی ست که موقتاً ما را آرام می‌کند. وقتی به کمک شبکه‌های اجتماعی به فاصله چند ساعت یا چند دقیقه اخبار قتل، خشونت و تجاوز مخابره می‌شوند ناخودآگاه در خبر دنبال مکان وقوع آن‌ها می‌گردیم. حاشیه تهران، کرج، هرمزگان، رشت … این اخبار با همه‌ی فراوانی‌شان انگار می‌گویند: این دور و بر امن و امان است؛ اما وقتی نان تازه به دست، کلید به در انداخته و می‌چرخانی و در همان حال به همسایه بغلی صبح به خیر می‌گویی و نان تعارف می‌کنی، اگربشنوی که فقط چند کوچه بالاتر کودک ۳ ساله‌ای را شکنجه کرده و کشته‌اند، تمام آن باورهای پوشالی که پشتشان سنگر گرفتی فرو می‌ریزد و تو می‌مانی وسط یک خشونت عریان و نزدیک. آن‌قدر نزدیک که داغی آن را مثل نانی که در دست داری حس می‌کنی با پوست و گوشت و استخوان.

امروز روز کودک است. دو روز پیش کودکی در شهر من همین چند کوچه بالاتر با ضربات کابل و سیلی از پای درآمد. کودکی ظریف، زیبا و لاغراندام. کودکی که وقتی به عکسش نگاه می‌کنی نمی‌دانی چطور توانسته ماه‌ها زیر کتک و شکنجه تاب بیاورد. کودکی که چشم‌هایش به خوابم می‌آید. به من خیره می‌شود و با صدایی کرکننده می‌پرسد: به کدامین گناه کشته شدم؟»

امروز روز کودک است و همه مایی که مبهوت این ماجرای ترسناک هستیم نمی‌دانیم در این لحظه چند کودک در شهرمان زیر شکنجه هستند. کودکانی که تنها وسیله دفاعی‌شان گریه است. کودکانی که با یک سیلی ضربه‌مغزی می‌شوند و تا بیمارستان دوام نمی‌آورند. امروز روز تلخی ست. آن‌قدر تلخ که یادآوری مکرر و نشخوارهای ذهنی‌ام نمی‌تواند آن را عادی جلوه دهد.

وقتی این خبر تلخ را شنیدم به کوچه‌ای که قتلگاه دخترک در آن قرار داشت رفتم. نمی‌توانم آنجا را خانه بنامم زیرا خانه باید برای کودکان و ساکنین آن امن باشد. سکوتی مرگبار کوچه را فراگرفته است. کمی قدم می‌زنم و از فکر اینکه اینجا دیشب کودکی زیر کتک از دست رفته است به مرز جنون می‌رسم. زنی با دست پر می‌آید سمت من. انگار از بازار آمده است. می‌روم جلو و می‌پرسم کمک می‌خواهید. تشکر می‌کند چند تا از کیسه‌ها را از دستش می‌گیرم و می‌پرسم شما خانواده ترنم را می‌شناختید؟ با تعجب نگاه می‌کند و می‌گوید ترنم کیه؟ توضیح می‌دهم. می‌گوید آهان آن دخترک مادر مرده. نه خیلی نمی‌شناسم. چند ماهی است آمده‌اند اینجا. من خیلی با کسی رفت و آمد ندارم. زن دیگری را می‌بینم همین حرف‌ها را تکرار می‌کند و مادر ترنم را نفرین می‌کند. مغازه‌ای آن‌طرف تر دیده می‌شود. می‌روم سمت مغازه و از مردی که پشت دخل نشسته همان سؤال‌ها را می‌پرسم. او می‌گوید نمی‌داند پدرش بوده یا نه اما آدم درستی نبود. خیلی بهش رو نمی‌دادم خرید کند. می‌پرسم بچه را هم دیده بودید؟ می‌گوید: آره یک بچه ضعیف و زرد و زار بود. گفتم آثار کتک خوردن در بدنش بود؟ گفت: دقت نکردم ولی معلوم بود اذیتش می‌کنند. بیرون میایم و سه پسر دوچرخه‌سوار دوره‌ام می‌کنند. میگویند: خاله ما می‌شناسیمشان. پدرش معتاد بود. بچه رو با کابل می‌زد. بچه همه بدنش کبود بود. بغضم را فرو می‌دهم. تصور این خشونت عریان و اینکه این بچه‌ها به‌راحتی در موردش حرف می‌زنند، می‌ترساندم.

من نمی‌دانم واقعاً کسی از آدم بزرگ‌های آن محله متوجه آزار و اذیت این کودک شده بود یا نه؛ اما سکوت مردم و این فرار از ماجرا و سعی در فراموشی آن این زنگ خطر را به صدا درمی آورد که این فجایع دائما تکرار خواهند شد. همه این‌ها یک الگوی ثابت و تکرار شونده دارند که به خشونت میدان می‌دهد تا چون حیوانی وحشی و افسار گسیخته از هر گوشه این مملکت قربانی بگیرد؛ ضعف قانون و سکوت ناظران و شاهدان خشونت. باید بدانیم خشونت از آنچه فکر می‌کنیم به ما نزدیک‌تر است. ساختن یک حاشیه امن برای خود و عزیزانمان به امید در امان ماندن از گزند، زویایی بیش نیست.

منبع: بیدارزنی

شهریور
۱۹
۱۳۹۷
کودک بد سرپرست و خشونت خانگی
شهریور ۱۹ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , ,
Photo: 							altanaka/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: altanaka/depositphotos.com

معین خزائلی

خشونت علیه کودکان یکی از مهم‌ترین و رایج‌ترین اشکال خشونت خانگی بوده که دامنه پنهان و مخفی آن بسیار گسترده‌تر از موارد کشف شده و گزارش شده آن است. این نوع از خشونت خانگی که خود دارای مدل‌هایی متفاوت است، اثرات جبران‌ناپذیری بر روح و روان کودک قربانی می‌گذارد که این تاثیرات در بسیاری از موارد تا سنین بزرگسالی همراه او باقی می‌ماند و حتی در بعضی افراد خود تبدیل به دلیلی برای میل به خشونت می‌شود.

بر اساس گزارش‌های منتشر شده، عاملان اکثر موارد خشونت علیه کودکان، در درجه اول والدین کودک و پس از آن سرپرست‌های قانونی او از جمله ناپدری، نامادری یا اقوام نزدیکی هستند که به دلایلی سرپرستی قانونی کودک را به عهده دارند.

این افراد که در اصطلاح عرفی به آنها «سرپرستان بد» و به کودک تحت حمایت‌شان «کودک بد سرپرست» گفته می‌شود، اشخاصی هستند که در حقیقت بنا بر اماره‌های قانونی، حضانت کودک را به شکل قانونی بر عهده داشته اما به دلایلی (از جمله اِعمال خشونت علیه کودک) صلاحیت‌های لازم برای انجام این وظیفه را ندارند.

کودکان بد سرپرست، قربانیان پراکندگی قوانین در ایران

بر اساس ماده ۳۶ قانون حمایت از کودکان و نوجوان بی‌سرپرست و بد سرپرست، مصوب سال ۱۳۹۲ در ایران‏‫(۱)، مسئولیت رسیدگی به وضعیت کودکان بد سرپرست از جمله پذیرش، نگهداری و مراقبت، حضانت و سرپرستی و نیز اختیار تصمیم‌گیری در مورد واگذاری قیمومیت آنها به غیر بر عهده سازمان بهزیستی کشور است.

با این حال الزام قانونی یاد شده در حالی است که دایره اِعمال این قانون روشن نیست چرا که نه تنها در این قانون هیچ تعریف روشنی از کودک بد سرپرست نشده بلکه طریقه شناسایی کودک بد سرپرست نیز روشن نیست. ضمن اینکه معیارهای «بد سرپرستی» سرپرستان قانونی کودک نیز مشخص نشده و از این رو اساسا نمی‌توان با استناد به این قانون و معیارهای تعریف شده حقوقی آن، اقدام به شناسایی کودکی به عنوان کودک بد سرپرست کرد.

از طرف دیگر، قانون مدنی ایران در ماده ۱۱۷۳ خود با اشاره به مواردی از جمله «عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادر» و «در معرض خطر قرار گرفتن صحت جسمانی یا تربیت اخلاقی کودک»، این موارد را سبب سلب صلاحیت والدین دانسته و بر این اساس دستگاه قضایی را مخیر به تصمیم‌گیری در زمینه حضانت کودک در صورت وجود مشخصه‌های یاد شده در والدین کرده است. (۲)

بیشتر بخوانید:

فانتزی‌های جنسی و خشونت خانگی

چگونه کودک‌آزاری را تشخیص دهیم؟

بچه‌های چه کشورهایی بیشتر کتک می‌خورند؟

در همین زمینه قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب سال ۱۳۸۱ نیز با اعلام ممنوعیت هر گونه آزار و اذیت جسمی، روانی و اخلاقی کودک، اقدام به جرم‌انگاری این اَعمال کرده و برای مرتکبان آنها نیز مجازات تعیین کرده است.

این پراکندگی قوانین در حالی است که ضمانت اجرای قانون تعیین شده از سوی قانونگذار، پروسه رسیدگی و تشخیص و نیز راه‌های احتمالی حمایت از کودک قربانی خشونت، در هر یک از این سه قانون متفاوت است. ضمن اینکه در این میان تنها قانون حمایت از کودکان و نوجوانان اقدام به جرم‌انگاری خشونت علیه کودکان کرده و دو قانون دیگر (قانون مدنی و قانون حمایت از کودکان بی سرپرست و بد سرپرست) بدون در نظر گرفتن جنبه کیفری موضوع، تنها اقدامات مدنی مانند سلب اجازه حضانت کودک را مورد توجه قرار داده‌اند.

به همین دلیل اساسا مشخص نیست که آیا اِعمال خشونت خانگی علیه کودک از سوی والدین یا سرپرستان قانونی او از مصادیق ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی بوده یا ماده ۳۶ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست؟

ضمن اینکه روشن نیست آیا عاملان خشونت علیه کودک مشمول در چنین مواردی مشمول قانون حمایت از کودکان و نوجوانان شده و مورد مجازات قرار می‌گیرند یا تنها صلاحیت مدنی آنان به عنوان قیم قانونی مورد پرسش و تشکیک قرار می‌گیرد؟

از طرف دیگر اینکه آیا می‌توان با استناد به ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی و اثبات عدم صلاحیت والدین کودک، او را مشمول قانون «حمایت از کودکان بی سرپرست و بد سرپرست» دانسته و حضانت کودک را مانند کودکان بی سرپرست برای همیشه به خانواده‌ای دیگر سپرد؟

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

نگاهی به رویه دستگاه قضایی ایران در این زمینه نشان می‌دهد با توجه به نقش تام‌‌الاختیاری والدین در فقه اسلامی و به تبع آن قوانین موضوعه ایران، سلب همیشگی حضانت از والدین شرعی و قانونی کودک با استناد به مفهموم «بد سرپرستی» کاری آسان نبوده و پیش از آن نیاز به اثبات شاخصه‌های تعیین شده در ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی دارد. این در حالی است که اساسا مفاهیم بد سرپرستی و خشونت خانگی فراتر از آن چیزی هستند که قانون مدنی ایران آن را از علل از دست رفتن صلاحیت والدین و سرپرستان قانونی کودک دانسته است.

علاوه بر اینکه انواع پنهان خشونت خانگی علیه کودکان سبب شده در عمل قوانینی مانند قانون مدنی ایران نه تنها کمکی به جلوگیری از ارتکاب این خشونت‌ها علیه کودک نکند، بلکه وجود آنها خود سبب دست و پاگیری‌های قضایی به منظور تلاش برای رها کردن کودک از محیط خطر شود.

از این رو به نظر می‌رسد قوانین فعلی موضوعه در ایران آن‌طور که باید و شاید نتوانسته‌اند موضوع کودکان بد سرپرست را پوشش داده و خلاء قانونی ناشی از پراکندگی قوانین در این زمینه سبب شده حمایت از این کودکان در برابر خشونت خانگی دشوار و بدون پشتوانه‌های قانونی لازم باشد.

در عین حال نیز در شرایط فعلی و تا پیش از تصویب کامل «لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان» و سپس تایید و ابلاغ آن، تنها روش قانونی حمایت از کودکان بدسرپرست، تمسک به سه قانون اشاره شده است.

پانویس:

۱. «به منظور انجام صحیح مسئولیت پذیرش، نگهداری و مراقبت، حضانت و سرپرستی کودکان بی‌سرپرست و بد سرپرست توسط سازمان بهزیستی کشور و اختیار واگذاری سرپرستی آنان به خانواده‌های واجد شرایط و موسسات، آیین‌نامه‌های اجرایی این قانون با پیشنهاد وزارتخانه‌های تعاون، کار و رفاه اجتماعی، دادگستری و کشور ظرف سه ماه از تاریخ تصویب این قانون تهیه می‌شود و به تصویب هیات وزیران می‌رسد.»

۲. «هرگاه در صورت عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رییس حوزه قضایی، تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ کند. موارد ذیل از مصادیق عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی هر یک از والدین است: اعتیاد زیان‌آور به الکل، مواد مخدر و قمار. اشتهار به فساد اخلاق و فحشا. ابتلا به بیماری‌های روانی با تشخیص پزشکی قانونی. سوء استفاده از طفل یا اجبار او به ورود به مشاغل ضد اخلاقی مانند فساد و فحشا، تکدی‌گری و قاچاق. تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف.»

تیر
۱۲
۱۳۹۷
استحمام کودک ۷ ساله با سموم کشاورزی توسط پدر بی رحم
تیر ۱۲ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
,
8248555_721
image_pdfimage_print

Photo: www.yjc.ir

به گزارش خبرنگار حوزه حوادث و انتظامی گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان؛ این روزها خبرهای کودک آزاری با جدیت بیشتری از طرف رسانه ها  منتشر می شود و مورد پیگیری قرار می گیرد.

از طرفی حساسیت مردم نسبت به وقوع هر گونه کودک آزاری در نقاط مختلف نیز افزایش پیدا کرده است و خوشبختانه مردم در گزارش دهی موارد کودک آزاری که در همسایگی و نزدیکی خود مشاهده می کنند با حس مسئولیت پذیری بیشتری نسبت به گذشته  مداخله می کنند تا شاید پادرمیانی مسئولانه آنها جان کودکی گرفتار در پنجه والدین کودک آزار و مجرمان و خلافکار را نجات بخشد.

لایحه حمایت از حقوق کودکان بالاخره هفته گذشته به ایستگاه نهایی خود یعنی به «صحن علنی» رسید و همه افراد حامی حقوق کودکان چشم انتظار بررسی و تصویب نهایی این لایحه هستند تا شاید چماق قانون بتواند ناقضان حقوق کودکان را تادیب کند و از اخبار تلخ و وحشتناکی که هر ساعت و هر روز در خصوص کودکانی که مورد اذیت و آزار قرار می گیرند کاسته شود.

طی روزهای اخیر در شبکه های اجتماعی ماجرای وقوع یک کودک آزاری وحشتناک دیگر در یکی از روستاهای شهرستان خمام در استان گیلان منتشر شده است.

ماجرا از این قرار است که سرپرستی پسری ۷ ساله پس از جدایی والدین وی از یکدیگر، به پدر خود سپرده شده است و پدر کودک بیچاره را با خود به شالیزاری واقع در یک مزرعه انتقال داده است و البته محل سکونت کودک فوق درون یک چادر در نزدیکی مزرعه قرار داشته است.

پس از حدود یک هفته از استقرار پدر و پسر در شالیزار فوق، برخی از مردم محلی وضعیت نامناسب زندگی این پدر و پسر را به اورژانس اجتماعی و نیروی انتظامی  گزارش داده اند.

تن لرزان کودک از حضور پدر کودک آزار

بر اساس گفته های شاهدان عینی شرایط کودک ۷ ساله به قدری حاد و تامل برانگیز بود که پدر این پسر بچه ۷ ساله برای استحمام وی از سموم کشاورزی موجود در مزرعه استفاده می کرده  و مردم محلی در حالی کودک را مشاهده کردند که هیچ گونه لباسی بر تن نداشته است و از شدت ترس و اضطراب به خود می لرزیده است.

پس از تماس مردم با نیروی انتظامی و اورژانس اجتماعی برای نجات جان کودک از چنگال پدر کودک آزار که به گفته برخی منابع محلی به بیماری روانی مبتلا است، نیروهای اورژانس اجتماعی در محل استقرار پدر و کودک حاضر شده و با مشاهده  وجود سلاح سرد (چکش و چاقو) در کنار پدر کودک، محل را ترک کرده و رسیدگی به موضوع را منوط به حضور پلیس برشمرده اند.

یکی از اهالی روستا مجددا به کلانتری مربوطه مراجعه کرده است و  در نهایت با پیگیری های نیروی انتظامی و قاضی کشیک پدر کودک آزار به کلانتری  منتقل شده و کودک نیز با هماهنگی های صورت گرفته  به مادر وی تحویل داده شده و نگهداری او تا صدور رای نهایی دادگاه به مادر واگذار شده است.

بر اساس گفته افراد مطلع از وضعیت کودک مورد آزار قرار گرفته ۷ ساله گیلانی، پدر این کودک به منظور ارزیابی بیماری حاد روانی به یکی از بیمارستان های تشخیص اختلالات روانی انتقال داده شده است و در حال حاضر کودک نزد مادر خود حضور دارد.

اگر اختلال روانی پدر کودک آزار خُمامی  به اثبات نرسد و به جرم کودک آزاری به زندان انداخته شود، بدون تردید او هم با شرایط فعلی که قانون مستحکمی در حمایت از کودکان وجود ندارد، مثل پدر و نامادری کودکان شکنجه شده ماهشهری می تواند  با ارائه فیش حقوقی از مخمصه بازداشت و زندان آزاد شود.

ای کاش نمایندگان مردم در خانه ملت زنگ هشدار  فوت و  آسیب دیدن کودکان مورد آزار واقع شده توسط والدین و دیگر مجرمان را  جدی بگیرند و وظیفه اصلی خود در تحقق حقوق شهروندان که بخشی از آن را کودکان شامل می شوند را ادا کنند.

گزارش از فرزانه فراهانی

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

خرداد
۹
۱۳۹۷
چگونه کودک‌آزاری را تشخیص دهیم؟
خرداد ۹ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Close-up Of A Thief's Hand Wearing Gloves Stealing Green Human Figure
image_pdfimage_print

photo: AndreyPopov/depositphotos.com

درک رفتارهای کودک‌آزارانه و شناخت علائم آن ممکن است بسادگی میسر نباشد اما هوشیاری و آگاهی می‌تواند به بزرگسالان مسئول کمک کند کودکی که مورد سوء استفاده و آزار قرار دارد را از درد و رنج و مشکلاتی که تمام عمر گریبانگیرش خواهد بود شاید نجات دهند.

در ابتدا توجه به اینکه بسیار مهم است که بر اساس کنوانسیون حقوق کودک هر فرد زیر ۱۸ سال کودک (یا نوجوان) محسوب می‌شود.

هر یک از موارد زیر را که مشاهده کردید (یا اگر خود انجام دادید) کودک‌آزاری است یا دستکم احتمال کودک‌آزاری را مطرح می‌کند.

کودک‌آزاری در کل چهار نوع دارد: عاطفی (روانی)، بدنی، جنسی و غفلت و بی‌توجهی.

آزار جسمی: هر گونه لطمه یا آزار بدنی؛ هر نوع کتک زدن، تکان دادن شدید، سوزاندن، پرتاب کردن و هل دادن، مسموم کردن، خفه کردن و امثال آن.

بعنوان یک قاعده کلی هر نوع آسیب یا لطمه‌ای در بدن که یکی از سه ویژگی زیر را داشته باشد باید احتمال کودک‌آزاری را مطرح کند:

  • هر گونه علامت یا نشانه‌ آسیب در بدن کودکی که توانایی حرکت ندارد (هنوز رشد نکرده یا دچار معلولیت است)
  • در جایی از بدن که چنین آسیبی غیر معمول است،
  • هیچ توضیح یا دلیل پزشکی برای آن وجود ندارد
  • توضیح پدر و مادر/سرپرست درباره چگونگی ایجاد آسیب با ماهیت آن تطبیق ندارد یا منطقی به نظر نمی‌رسد (توجه به این موضوع برای پزشکان، کارکنان درمانی و معلمان بسیار مهم است.)
  • پدر و مادر/سرپرست رفتاری مشکوک دارند، با تاخیر از پزشک یا کادر درمانی کمک خواسته‌اند یا اصلا کمک نگرفته‌اند، برای ترخیص کودک از بیمارستان عجله دارند و اصرار می‌کنند که با بچه خوب رفتار می‌کنند.
  • پدر و مادر از هم جدا شده باشند و مراقبت از کودک گاهی بعهده همسر (یا دوست پسر/دختر) مادر یا پدر باشد.
  • کودک اغلب غم‌زده، منزوی، ترسیده یا با بهت‌زدگی ناظر است یا ممکن است چیزی بگوبد که حاکی از آزار دیدن باشد
علائم و نشانه‌های آزار جسمی توضیح؛ ویژگی‌ها
کبودی کبودی یا اثر هر نوع شیء بر بدن مثلا قلاب کمربند، کبودی‌های متعدد، هم‌اندازه و هم‌شکل
جای گاز گرفتن جای گاز گرفتن انسان (نه متعلق به کودک دیگر)، جای گاز گرفتن حیوانات (می‌تواند حاکی از غفلت و بی‌توجهی باشد)
انواع زخم زخم‌های متعدد، قرینه، هم‌شکل در جاهای غیر معمول، جای طناب بر مچ دست و پا یا گردن
سوختگی وقتی جای سوختگی شبیه یک شیء شناخته شده مثل اتو باشد؛ وقتی به نظر برسد علت، فرو کردن عضو به زور در آب جوش است
شکستگی شکستگی‌های متعدد در زمان‌های متفاوت، شکستگی‌های نهفته که در عکس رادیولوژی دیده شود
آسیب‌های سر و جمجمه بخصوص اگر در کودک زیر سه سال دیده شود، همراه با شکستگی‌های دیگر، خونریزی داخل چشم،
آسیب ستون فقرات، اعضای داخلی و دهان اگر توضیح پزشکی نداشته باشد
 
غفلت و بی‌توجهی
انواع توضیح، ویژگی‌ها
عدم رسیدگی و مراقبت درمورد نیازهای ضروری کودک (غذا، لباس، جای امن) نداشتن لباس، کفش و پوشش کافی، تکرر مشکلاتی مثل شپش سر یا گال، عدم رشد کافی متناسب با سن، بوی بد یا کثیف بودن کودک، نخوردن غذای کافی و مناسب، تنها گذاشتن کودک بدون مراقبت و سرپرستی، خانه کثیف و غیر بهداشتی، حمام نبردن و شستشوی ناکافی، تصادف
عدم رسیدگی‌های بهداشتی و درمانی و بی‌توجهی به سلامت کودک واکسن نزدن، ندادن دارو به کودک، عدم مراجعه به پزشک، مسمومیت کودک، گاز گرفتن حیوانات، در آب افتادن و خطر غرق شدن، پوسیدگی دندان،
عدم رسیدگی به آموزش و فعالیت‌های فوق برنامه مدرسه نرفتن، غیبت زیاد از مدرسه، نبود فعالیت‌های مختلف در اوقات فراغت که مانع از رشد شناختی (هوش، مهارت‌های اجتماعی، تمرکز) کودک می‌شود
نبود قاعده و قانون در خانه نداشتن استمرار در گذاشتن قاعده و اعمال آن، نبود برنامه خواب، غذا، درس و غیره
 

آزار روانی (عاطفی): این نوع آزار کمتر از انواع دیگر گزارش می‌شود یا شناسایی می‌شود اما بسیاری آن را شایع‌ترین نوع کودک‌آزاری می‌دانند. این نوع آزار معمولا با سه نوع آزار دیگر همراه است. ابتدا به انواع آزار روانی می‌پردازیم بعد به نشانه‌ها و علائم آن در کودک آزار دیده.

آزار روانی (عاطفی)
انواع توضیح، ویژگی‌ها
پرخاشگری و انتقاد بیش از حد پدر و مادر فقط به رفتارهای نامناسب کودک توجه می‌کند و با خشونت و انتقاد به آن پاسخ می‌دهند، توانایی و شخصیت کودک را زیر سوال می‌برند و او را تحقیر می‌کنند آبروی کودک را جلوی دیگران می‌برند، ایجاد احساس بی اهمیتی و ناچیز بودن در کودک
نبود محبت و عاطفه و طرد کودک در آغوش نگرفتن، عدم اظهار محبت کلامی و غیرکلامی، نداشتن رابطه صمیمانه و نزدیک، تبعیض گذاشتن بین خواهر یا برادرها
محرومیت از توجه پاداش ندادن به رفتارهای مناسب کودک، نادیده گرفتن کودک، بازی نکردن با کودک، نداشتن همبازی، غیبت زیاد از خانه یا در دسترس نبودن پدر و مادر
ناهماهنگی و رفتارهای متناقض خواسته‌های پدر با مادر با هم تناقض اساسی دارد، پدر یا مادر یک بار به رفتاری پاداش می‌دهند بار دیگر بشدت تنبیه می‌کنند، پدر یا مادر صبح خوش خلق هستند شب پرخاشگر و تندخو و کودک را طرد می‌کنند (مانع اعتماد کودک به والدین می‌شود)
تهدید به ترک کودک تهدید کودک (گاهی بعلت خطای جزئی) به بیرون انداخته شدن از خانه، سر راه گذاشتن، به یتیم‌خانه فرستادن، یا تهدید پدر و مادر که خود خانه را ترک می‌کنند (منجر به رابطه اضطرابی با والدین می‌شود)
خواسته‌ها یا استرس‌های نامناسب کتک خوردن مادر، خشونت خانگی، اعتیاد، انداختن گناه‌ها مثل طلاق به گردن کودک، استفاده از کودک برای رساندن پیام‌های خشن پدر و مادر به یکدیگر، زیر فشار گذاشتن کودک برای طرفداری از یکی از والدین، استفاده از کودک برای آشتی بین پدر و مادر، توقع اینکه کودک کارهایی را بعهده بگیرد که مناسب سنش نیست، مثل روبرو شدن با طلبکار

کودکی که از نظر روانی آزار می‌بیند رفتارهایی بروز می‌دهد که برای آنها دلیل پزشکی یا دلیل موجهی پیدا نمی‌شود، یا متناسب با سنش نیستند یا نشانه‌های عدم رشد کافی از جنبه‌های مختلف وجود دارد.

علائم و نشانه‌های آزار روانی کودک
رفتار کودک رفتار پدر و مادر/سرپرست
کابوس‌های مکرر با مضامین مشابه طرد کودک
اضطراب، رنج و غم شدید مقصر دانستن کودک برای هر چیز
پرهیز از ارتباط با دیگران انتظارات و توقع نابجا و نامتناسب با سن کودک (رفتاری، تحصیلی، اجتماعی)
انزوا و در دنیای خود بودن تهدید یا تنبیه نامناسب
پرخاشگری استفاده از کودک برای برآوردن نیازهای خود
رفتارهای نامتناسب با سن استفاده از کودک برای برآوردن آرزوهای دست‌نیافته خود
ترسیده و نگران با عزت نفس پایین بی‌تفاوتی وقتی که باید به کودک توجه شود
تکان دادن بدن به جلو غقب قرار دادن کودک در شرایط ترسناک، مثل شاهد خشونت خانگی بودن
رفتارهایی برای جلب توجه یا محبت کمک نکردن به رشد مهارت‌های اجتماعی کودک
صمیمیت بیش از حد با غریبه‌ها یا با پزشک و پرستار نگرانی از صحبت کردن کودک با پزشک یا پرستار بدون حضور والدین/سرپرست
بیش از حد چسبیدن به دیگران بدبینی به کودک
رابطه نامناسب با کسی که از او مراقبت می‌کند خشونت و پرخاش با کودک
اطاعت افراطی
واکنش‌های عاطفی نامناسب یا شدید که با سن تناسب ندارند و دلیل پزشکی هم ندارند
گریه و قشقرق و جنجال در سن مدرسه
خشم شدید بدون دلیل
از دست دادن علاققه به چیزها یا کارهایی که کودک قبلا به آنها علاقه داشته
گریه تسکین‌ناپذیر
کودک بسیار کمتر از گذشته احساسات مختلف نشان می‌دهد و دیگر نمی‌تواند به دیگران ابراز علاقه کند
مشکل تمرکز
واکنش‌های نامعمول به حضور برخی بزرگسالان
ادرار یا مدفوع در رختخواب (در حالی که این مشکل قبلا نبوده یا اینکه عمدا اتفاق می‌افتد) تنبیه برای شب ادراری حتی اگر پزشکان به پدر و مادر گفته باشند که غیر ارادی اتفاق می‌افتد
مشکلات خوردن (دزدیدن یا پنهان کردن غذا)
عقب بودن رشد جسمی، روانی، عاطفی و کلامی
واکنش نامناسب به معاینه پزشکی
فرار کردن
خودآزاری و آسیب زدن به خود

آزار جنسی: برای دختربچه‌ها بیشتر از پسربچه‌ها اتفاق می‌افتد، اما در پسربچه‌ها هم کم نیست. نکته مهم در رابطه جنسی رضایت هر دو طرف است. در فرد زیر پانزده سال در هر حالتی رابطه جنسی، سوء استفاده جنسی است. رابطه جنسی فرد بالای هجده سال با فرد زیر هجده سال هم آزار جنسی است.

آزار جنسی
علائم و نشانه‌ها توضیح
ترشح، زخم و خونریزی و آسیب در ناحیه تناسلی و مقعد بخصوص وقتی تکرار شود بدون وجود دلیل پزشکی
عفونت ادراری مکرر بدون وجود دلیل پزشکی
پیدا شدن اشیا مختلف در واژن یا مقعد
باز بودن غیر عادی مقعد در حین معاینه پزشکی بدون وجود دلیل پزشکی
هپاتیت بی یا زگیل تناسلی بخصوص در کودکی که هنوز به سن رابطه جنسی نرسیده (یا زیر ۱۵ سال) وقتی که تزریق خون آلوده مطرح نیست
حاملگی در نوجوانی
بیماری‌های آمیزشی وقتی کودک به سن رابطه جنسی نرسیده
خودآزاری
فرار
شب‌ادراری یا شب‌مدفوعی که قبلا وجود نداشته
خودآزاری و آسیب زدن به خود
رفتارهایی با مضامین جنسی که متناسب با سن نیست
پرخاشگری و خشونت بدون دلیل
انزوا، در خود رفتن، سکوت و تلخی
از دست دادن دوستان
خودداری از مدرسه رفتن
خودکشی
همیشه نگران و گوش بزنگ است و با کوچکترین صدا یا اتفاقی پریشان می‌شود

در ایران برای کمک‌‌گرفتن از متخصصان و سازمان‌های مسئول در مورد کودک‌آزاری می‌توانید با اورژانس اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید، یا با صدای یارا (خط تلفنی انجمن حمایت از حقوق کودکان).

دادستانی تهران هم شماره تلفنی را برای گزارش موارد کودک‌آزاری اعلام کرده و در استان‌های دیگر هم با بهزیستی یا دادستانی استان می‌توان تماس گرفت.

منبع: دکتر حسام فیروزی

اردیبهشت
۲۸
۱۳۹۷
کودک آزاری، لایحه‌ای که قرار نیست تصویب شود
اردیبهشت ۲۸ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Domestic and family violence. Little girl asking for help.
image_pdfimage_print
                                                                                                                     Photo: karich/depositphotos.com/13473866/stock-photo-violence.html

 

هفته آخر اردیبهشت، هادی صادقی، معاون فرهنگی قوه قضاییه در گفت‌وگو با ایسنا گفت: «کودک آزاری شایعی در جامعه نداریم». همین خبرگزاری اسفند سال گذشته از قول رییس اورژانس اجتماعی کشور، حسین اسدبیگی، از ۱۶ هزارمورد کودک آزاری گزارش‌شده به این مرکز در نیمه نخست سال ۹۶ خبر داده بود. آقای اسدبیگی در گزارش سایت سلامت‌نیوز این رقم را بالاتر از آمار نیم سال قبل از آن گزارش کرده بود. با این‌حال معاون قوه قضاییه، در ادامه ادعای خود، خبرهای تجاوز و قتل منتشر شده از تعدادی کودک یا تصاویر آزار جسمی آنان در شبکه‌های اجتماعی را ملاک قرار داد و گفت:« …چون خبرهای {کودک آزاری} منتشر می‌شود حتی یک مورد از آن هم انسان را آزار می‌دهد.» به نظر می‌رسد آن‌چه اغلب مقامات جمهوری اسلامی را نگران می‌کند نه آمار کودک آزاری که خبرهایی است که از اتفاقات دردناک آزار کودک منتشر می‌شود و نمایی متفاوت از آن‌چه آن‌ها انتظار دارند از جامعه ایران به نمایش می‌گذارد.

کودک آزاری از زبان اعداد

وقتی مقامات سازمان بهزیستی میزان کودک آزاری را گزارش می‌دهند، به تماس‌هایی ارجاع می‌دهند که با مرکز اورژانس گرفته شده است. این مرکز سال‌هاست برای گزارش کودک آزاری و آزار خانگی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این سازمان و نهادهای مدنی در تلاش‌ بوده‌اند تا درباره گزارش‌دهی موارد مرتبط با کودک‌ آزاری فرهنگ‌سازی کنند و حتی برخی از فعالان حقوق کودک معتقدند بخشی از افزایش آمار کودک آزاری به افزایش فرهنگ گزارش‌دادن آن مرتبط است و لزوما به معنای بالا رفتن میزان کودک آزاری در کشور نیست.

طبق قانون ۹ ماده‌ای مصوب سال ۱۳۸۱ مجلس شورای اسلامی، کودک آزاری جرم عمومی محسوب می‌شود و هر فردی که شاهد کودک آزاری باشد موظف است آن ‌را گزارش کند. با این‌حال به تاکید مقامات مسئول و تایید فعالان مدنی، همچنان نداشتن آگاهی نسبت به این قانون و سایر قوانین حمایتی برای پیشگیری از کودک آزاری، آگاهی نداشتن از تعریف و مصادیق کودک آزاری و ملاحظات فرهنگی، شرم یا باورهای خاص، باعث می‌شود تا موارد متعددی از کودک آزاری گزارش نشود.

با این‌حال حتی اگر حداکثر موارد کودک آزاری به اورژانس کشور گزارش شود، این موارد عمدتا آزار فیزیکی و در موارد معدودی کودک آزاری جنسی را شامل می‌شوند. به این ترتیب عدد کودک‌ آزاری‌های گزارش نشده بسیار بالاتر از رقمی خواهد بود که در گزارش‌های مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران مطرح می‌شود.

کودک آزاری سیستماتیک

طبق تعریف پذیرفته شده بین‌المللی، هرگونه آسیب رساندن، اقدام یا بی‌توجهی از طرف والدین یا نگهدارنده کودک که سلامت جسم، روان یا سعادت، رفاه و منافع عالیه کودک را به خطر بیاندازد، کودک آزاری محسوب می‌شود.

به این ترتیب، دایره کودک آزاری، تنها محدود به رفتارهای خشونت‌آمیز یا در برخی موارد تجاوز جنسی برخی والدین، سرپرست کودکان و معلمان آن‌ها در مورد کودکان نیست. آن‌چه امروز و در سایه قوانین یا رعایت‌نکردن برخی قوانین در ایران اتفاق می‌افتد را می‌توان کودک آزاری سیستماتیک نام گذاشت. کودکان به خاطر جنسیت، قومیت و مذهب والدین‌شان از بدو تولد مورد خشونت حکومتی و غیرحکومتی قرار می‌گیرند.

حجاب اجباری دختران که گاه پیش از آغاز سن رسمی تکلیف یعنی نه سالگی به او تحمیل می‌شود، به دلیل احتمال بروز بیماری‌های پوستی و کاهش قدرت تحرک کودکان، به صورت مستقیم به سلامت جسم و روان آن‌ها آسیب می‌رساند. حجاب کودکان به صورت غیرمستقیم هم می‌تواند به روان کودکان و از جمله به اعتماد به نفس آن‌ها آسیب برساند. کودکان خانواده‌های بهایی که از کودکی با محدودیت و برچسب خوردن مواجه هستند، نمونه دیگر آزار سیستماتیک در جمهوری اسلامی محسوب می‌شوند. این افراد تنها از سوی نهادهای رسمی خشونت را تجربه نمی‌کنند و گاه از سوی همسایگان نیز مورد آزار قرار می‌گیرند که به دلیل قانونی نبودن مذهب‌شان، امکان پیگیری قضایی نیز برای‌شان وجود ندارد.

شرایط زندگی برای کودکان افغانستانی که در برخی موارد به دلیل مهاجر بودن پدر، تا آخر عمر از گرفتن شناسنامه و داشتن هویت برای استفاده از حق تحصیل و سایر مزایای زندگی عادی محروم هستند، نمونه دیگر آزارکودک‌اند که نه توسط خانواده‌ها که از سوی حکومت اعمال می‌شود. در حالی که نزدیک به بیست سال از تصویب قانون ممنوعیت استفاده از کودکان زیر هجده سال در جنگ‌ها می‌گذرد، همچنان تبلیغات رسمی برای ترغیب کودکان به جنگ از جمله با تداوم فعالیت بسیج مدارس ادامه دارد. همچنین سال گذشته سازمان دیده‌بان حقوق بشر در مورد استفاده ایران از کودکان افغانستانی در جنگ نیابتی در سوریه خبر داد که نشان‌دهنده نقض این قانون بین‌المللی و کودک آزاری سیستماتیک توسط جمهوری اسلامی ایران است. ازدواج کودک که به صورت قانونی و زیر سن ۱۸ سال و گاه زیر سن مورد تایید مقامات مذهبی انجام می‌گیرد، نمونه دیگری است که آسیب‌های فردی و اجتماعی متعددی را به همراه داشته و دارد.

برخورد حاکمیت ایران با کودکان کار، از نادیده گرفتن معضل تا دستگیری کودکان در خیابان‌ها، از دیگر نمونه‌های نقض حقوق کودک و آزار او محسوب می‌شود. وجود کودکان داخل زندان‌ها، نبود قانون و برنامه حمایتی برای کودکان افراد زندانی، برخوردار نبودن کودکانی که مجرم تلقی می‌شوند از نظام قضایی ویژه کودکان و گاه اعدام کودکان یا اعدام افرادی که در کودکی مرتکب خطا یا جرم شده‌اند و همچنین نبود دستورالعمل برای دستگیری والدین زمانی که کودک حضور دارد که گاه به دستگیری خود کودک هم منجر می‌شود، از دیگر موارد نقض حقوق کودک و کودک آزاری است که اتفاقا در حوزه عملکرد قوه قضاییه است، قوه‌ای که مقام ارشدش وجود کودک آزاری شایع در کشور را رد می‌کند.

لایحه‌ای که قرار نیست تصویب شود

حدود ده سال پیش دولت محمود احمدی‌نژاد لایحه‌ای را به مجلس داد که بعد از جرح و تعدیل بسیار برای بررسی در صحن علنی مجلس آماده شد. با تغییر دولت و روی کار آمدن آقای روحانی، لایحه از مجلس پس گرفته شد و مجددا همان لایحه نخست در سال ۱۳۹۱به مجلس فرستاده شد و تمام مراحل اداری و بررسی‌ها از سر گرفته شد. برخلاف گفته محمد علی پورمختار، عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس و نماینده مردم بهار و کبودرآهنگ در گفت‌وگو با خبرگزاری خانه ملت، از نظر فعالان حقوق کودک، لایحه فعلی نه «کاملا جامع و کامل» است و نه با اجرای آن کودک آزاری «به شدت» کاهش پیدا می‌کند. اما کارشناسان و فعالان حقوق کودک وجود همین قانون را به دلیل نیاز به داشتن پشتوانه حداقلی قانونی برای حمایت از کودکان ضروری می‌دانند.

روند بررسی این قانون، اظهارنظر مقامات قانون‌گزار یا مجری قانون در قوه قضاییه و مجریه درباره این قانون و به طور کلی در مورد پدیده کودک آزاری نشان می‌دهد که به نظر نمی‌رسد اراده‌ای برای تصویب این قانون وجود داشته باشد. مقامات حکومتی یا مانند آقای صادقی وجود کودک‌ آزاری را نفی می‌کنند یا مانند حبیب الله مسعودی فرید،‌ معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی، اساسا نیازی به تصویب قانون جدید نمی‌بینند و قوانین موجود را برای حمایت از کودکان کافی می‌دانند. شاید از نظر سایر مقامات جمهوری اسلامی نیز سرعت عمل دادن به تصویب این قانون یعنی پذیرش وجود کودک آزاری در حدی که نیاز به قانونی جداگانه و جامع برای حمایت از کودک وجود دارد. برخی از مقامات اجرایی بارها از رسانه‌ها به دلیل پیگیری‌شان از تصویب لایحه حمایت از کودک و نوجوان گله کرده‌اند. با وجود چنین دیدگاهی که وجود معضل اجتماعی کودک‌ آزاری را نفی می‌کند یا آن را کم اهمیت جلوه می‌دهد، این نگرانی وجود دارد که حتی بعد از تصویب قانون پرنقص فعلی نیز اقدام جدی برای فرهنگ سازی و اجرای قانون اتفاق نیفتد، به خصوص که تصویب این قانون، همچنان راه را برای نقض سیستماتیک حقوق کودک از جمله حجاب اجباری دختران و ازدواج کودکان باز می‌گذارد.

آن‌چه به عنوان راه برون رفت از بن بست فعلی باقی می‌ماند، نقش فعال‌تر رسانه‌ها و نهادهای مدنی است تا جامعه را نسبت به ابعاد نقض حقوق کودک در اثر نبود امکان حمایت از او آگاه کنند، انواع کودک آزاری را شرح دهند و مسئولیت شهروندی را در برابر کودک آزاری ترویج کنند.

منبع: بی بی سی 

فروردین
۱۰
۱۳۹۷
وقتی «پایتخت» ازدواج کودکان را ترویج می‌کند!
فروردین ۱۰ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
photo_2017-09-25_03-29-45
image_pdfimage_print
photo by www.rishenews.com

واکنش ها به موضوع خواستگاری از سارا و نیکا دو کودک بازیگر در سریال پایتخت از همان روزهای اول پخش این سریال در نوروز امسال آغاز شد. حالا فعالین حقوق کودک معتقدند نمی‌توان در برابر این موج ایجاد شده از سوی تلویزیون برای ترویج ازدواج کودکان سکوت کرد و مسولین این رسانه باید در این زمینه پاسخگو باشند.

به گزارش خبرآنلاین، موضوع اصلا شوخی بردار نیست. تصور کنید، سالانه چند صد کودک تنها به دلیل جبر فرهنگی و اجتماعی، از دنیای کودکی خارج می‌شوند و انگار که به سیاره‌ای دیگر پرتاب شده باشند، به زنان و مردانی سرگردان در زندگی زناشویی تبدیل می‌شوند.

آسیب هایی که در کمین این کودکان است آنقدر زیاد است که نباید و نمیتواند، موضوع شوخی های یک سریال طنز پربییننده قرار گیرد. “ما نمیدانیم سرانجام پایتخت چه خواهد شد، اما حتی اگر موضوع خواستگاری از این دوکودک منجر به ازدواج هم نشود، تا همین جا هم نقض گسترده حقوق کودک در قالب شوخی ها و دیالوگ‌های شخصیت های سریال صورت گرفته و باید تهیه کنندگان این سریال، در این خصوص پاسخ دهند.”

واکنش ها به موضوع خواستگاری از سارا و نیکا دو کودک بازیگر در سریال پایتخت از همان روزهای اول پخش این سریال در نوروز امسال آغاز شد. حالا فعالین حقوق کودک معتقدند نمی‌توان در برابر این موج ایجاد شده از سوی تلویزیون برای ترویج ازدواج کودکان سکوت کرد و مسولین این رسانه باید در این زمینه پاسخگو باشند.

تکرار کلیشه های خطرناک!

تثبیت کلیشه‌های اجتماعی در “پایتخت”، (پربیننده ترین سریال این سالهای تلویزیون ایران) کم کم به امری تکراری و البته حساسیت برانگیز بدل شده است. از پافشاری بر کلیشه نقشِ زن در خانواده، تا امروز که معضل جدی ازدواج کودکان عملا دستمایه طنزپردازی شخصیت‌های این سریال قرار گرفته است، همگی حکایت از ادامه دار شدن روندی دارد که آگاهانه یا ناآگاهانه درصدد است، الگوی خاصی از سبک زندگی را در بین مخاطبان ترویج دهد.

ماجرا از این قرار بود که یکی از شخصیتهای سریال، موضوع خواستگاری از این دو دختر حدودا ۱۲-۱۳ ساله را برای برادران خود مطرح می‌کند. با ادامه دار شدن سریال، کم کم بر میزان شوخی‌ها و لودگی‌های حول این موضوع، توسط شخصیت های سریال دامن زده شد که همچنان نیز ادامه دارد.

در حالیکه موضوع ازدواج کودکان به خصوص در سالهای اخیر بسیار مورد توجه نهادهای مدنی قرار گرفته و حتی به طرح بحث های قانونی در زمینه بالا بردن سن ازدواج در مجلس ایران نیز کشیده شده، پخش این سریال با چنین محتوایی در نوروز امسال، نگرانی های زیادی در بین فعالین حقوق کودک ایجاد کرده است.

این درحالی است که در سال‌های گذشته موضوع ازدواج کودکان تبدیل به یک دغدغه جدی مخصوصا در جوامع محلی شده. تنها در سال ۹۴، نزدیک به ۱۳هزار کودک به واسطه طلاق بیوه شده اند، صدا و سیما به ترویج فرهنگی می پردازد که مبلغ ازدواج کودکان است.

فرشید یزدانی، پژوهشگر اجتماعی و مدیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودکان، در گفتگو با خبرآنلاین با اشاره به این آمار می‌گوید: آنچه در “پایتخت” به نمایش در آمده است نمونه ای از انواع خشونت هایی است که علیه کودکان در جامعه در جریان است. خشونت علیه کودکان جنبه‌های مختلفی دارد؛ از خشونت‌های جسمی و روانی گرفته تا خشونت‌های جنسی. و نمودهای آن را می‌توان در آمار کودک‌آزاری‌ها در خانواده‌ها و مدارس، کار کودکان و ازدواج کودکان دید.

وجود۱۳ هزار کودک بیوه در ایران

یزدانی ادامه میدهد: در حالیکه مطابق آمار ثبت احوال فقط در سال ۹۴ قریب به ۱۳ هزار کودک به‌واسطه طلاق، بیوه شده‌اند، صداوسیمای ما نیز مروج اینگونه خشونت‌ورزی شده است و در سریال پر بیننده‌ای چون پایتخت دو کودک مورد معامله هستند برای ازدواج.

به گفته او این رویکرد در واقع ترویج خشونت جنسی علیه کودکان است که در لفافه‌ای از تکنیک‌های سمعی و بصری و البته موعظه‌های شبه اخلاقی؛ موعظه‌هایی که مبانی ایجابی آن عمدتا برخاسته از چارچوب‌های سلطه گری و رویکردهای مردسالارانه است، نمود پیدا می‌کند: این سریال خشونتی پنهان را چنان ترویج می‌کند که گویا امری عادی و مسلم است؛ خواستگاری از دو کودک ۱۲-۱۳ ساله و استفاده از آن به‌عنوان یکی از سوژه‌های اصلی سریال و طبیعی نشان دادن آن، بدون آنکه به مبانی انتخاب در ازدواج پرداخته شود.

این درحالیست که ازدواج یکی از بزرگترین انتخاب های هر فرد در زندگی است که باید تمامی وجوه عقلانی و احساسی فرد بر آن صحه بگذارد: در چنین شرایطی چگونه کودکی که امکان دادوستد اموال منقول (دارای سند) و غیرمنقول را ندارد، می‌تواند به عقد ازدواج درآید؟!

سلطه این نگرش، مساله ساز است

او در پاسخ به این سوال که آیا ترویج این رویکرد توسط رسانه ملی آگاهانه صورت میگیرد یا ناآگاهانه است می‌گوید: نمیتوانم به طور صریح بگویم، آگاهانه بوده یا نه،ولی حداقل با نگاه خوشبینانه می‌شود گفت که دست اندرکاران آن از حقوق کودک آگاهی درستی نداشته اند و با قالب ذهنی سنتی به آن پرداخته اند. اگر چنین باشد، بازهم این نوع نگرش برای هنرمندان مساله ساز است.

یزدانی البته این روند را ناشی از تسلط رویکرد سنتی مردسالارانه میداند و مایل نیست از این نگاه خود که طبیعتا منافع فردی آنان را نیز تامین می‌کند، کوتاه بیایید.

به گفته این فعال اجتماعی، ماندگاری لایحه حمایت از حقوق کودکان در مجلس هم ناشی از همین نگاه و عمل صدا وسیما نیز امتداد همان نگاه است.

در همین حال برخی از فعالین حقوق کودک معتقدند، صدا و سیما با پخش سریال پایتخت ۵ در ایام نوروز بار دیگر ثابت کرد که رویکردش برخلاف خواست عموم جامعه است.

هادی شریعتی، حقوقدان و فعال حقوق کودک پرداختن به موضوع خواستگاری و ازدواج دو دختر کم سن و سال است را به دور از عرف جامعه معاصر ایران می داند و میگوید: هر چند گروه دیگری از ببیندگان معتقد هستند که باید منتظر قسمت‌های پایانی این مجموعه ماند به این امید که بخش پایانی همراه با پیام اخلاقی و نکوهش ازدواج کودکان باشد. اما حتی اگر چنین پایانی را هم متصور شویم، متاسفانه نویسندگان و دست اندرکاران این مجموعه برای پیام اخلاقی مورد نظرشان، فرهنگ نادرست و ادبیاتی مبتذل را ترویج و خواستگاری از کودکان را عادی سازی کرده اند.

او ادامه می‌دهد: اگر چنین است ، در آن صورت باید پرسید آیا با هر وسیله غیر اخلاقی و غیر فرهنگی می‌توان به هدفی اخلاقی رسید؟!

به گفته این فعال حقوق کودک و عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان، محتوا و زبان طنز سریال نباید بهانه ای برای مطرح شدن یک معضل اجتماعی ، آن هم به این شکل، باشد: سوژه طنز قرار دادن آسیب اجتماعی همچون ازدواج کودکان بدون آنکه پرداخت صحیح و کارشناسانه ای در لایه های این طنز دیده شود بیشتر شبیه چشم بستن و تمسخر همه مشکلات و آسیب هایی است که کودک‌همسری آنها را تولید می کند .آسیب های مثل سقط جنین، افسردگی، طلاق، خیانت در روابط زناشویی و فقر .

پشت پرده های ازدواج کودکان در پایتخت

شریعتی، به نکته تامل برانگیزی در خصوص پشت پرده های پخش این سریال اشاره میکند و میگوید: مسئله ای که در حال حاضر باعث نگرانی فعالین اجتماعی و برخی هنرمندان شده است صرفا پخش یک سریال نیست بلکه ورود یک جریان در قالب سرمایه گذار و حامی در رسانه ملی است.

اشاره او به طور مشخص موسسه رسانه ای اوج حامی مالی مجموعه پایتخت است که پیش از این نیز مبلغ فرهنگی برخی جریان های خاص در سطوح مختلف شهری و اجتماعی بوده است.

شریعتی می‌گوید: تفکرات این گروه در بیلبوردهای خیابانی، محصولات سینمایی و تلویزیونی و در بعضی سایت ها و روزنامه ها کاملا مشهود است.

به باور این فعال حقوق کودک، سریال ها و برنامه های مشابه پایتخت به دلیل طیف گسترده و متنوع مخاطبان قدرت اثر گذاری بالایی دارند: یکی از مشکلات اصلی صدا و سیما بی توجهی و گاهی حتی خاموش کردن صدای هنرمندان صاحب نظر و فعالین اجتماعی است. رسانه ملی بدون مشورت گرفتن از صاحب نظران و متخصصان حوزه های مربوط تولیداتی مسموم به خورد مخاطب می دهد. این یعنی یک ظرفیت آموزشی و یک فرصت مناسب برای فرهنگ سازی، ترویج حقوق شهروندی و حقوق کودکان که متاسفانه این فرصت به راحتی از دست می رود و می سوزد و رسانه ملی را از رسالت اصلی خود دور می کند.

 منبع:فرارو