صفحه اصلی  »  کودک آزاری
image_pdfimage_print
فروردین
۱۰
وقتی «پایتخت» ازدواج کودکان را ترویج می‌کند!
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
photo_2017-09-25_03-29-45
image_pdfimage_print
photo by www.rishenews.com

واکنش ها به موضوع خواستگاری از سارا و نیکا دو کودک بازیگر در سریال پایتخت از همان روزهای اول پخش این سریال در نوروز امسال آغاز شد. حالا فعالین حقوق کودک معتقدند نمی‌توان در برابر این موج ایجاد شده از سوی تلویزیون برای ترویج ازدواج کودکان سکوت کرد و مسولین این رسانه باید در این زمینه پاسخگو باشند.

به گزارش خبرآنلاین، موضوع اصلا شوخی بردار نیست. تصور کنید، سالانه چند صد کودک تنها به دلیل جبر فرهنگی و اجتماعی، از دنیای کودکی خارج می‌شوند و انگار که به سیاره‌ای دیگر پرتاب شده باشند، به زنان و مردانی سرگردان در زندگی زناشویی تبدیل می‌شوند.

آسیب هایی که در کمین این کودکان است آنقدر زیاد است که نباید و نمیتواند، موضوع شوخی های یک سریال طنز پربییننده قرار گیرد. “ما نمیدانیم سرانجام پایتخت چه خواهد شد، اما حتی اگر موضوع خواستگاری از این دوکودک منجر به ازدواج هم نشود، تا همین جا هم نقض گسترده حقوق کودک در قالب شوخی ها و دیالوگ‌های شخصیت های سریال صورت گرفته و باید تهیه کنندگان این سریال، در این خصوص پاسخ دهند.”

واکنش ها به موضوع خواستگاری از سارا و نیکا دو کودک بازیگر در سریال پایتخت از همان روزهای اول پخش این سریال در نوروز امسال آغاز شد. حالا فعالین حقوق کودک معتقدند نمی‌توان در برابر این موج ایجاد شده از سوی تلویزیون برای ترویج ازدواج کودکان سکوت کرد و مسولین این رسانه باید در این زمینه پاسخگو باشند.

تکرار کلیشه های خطرناک!

تثبیت کلیشه‌های اجتماعی در “پایتخت”، (پربیننده ترین سریال این سالهای تلویزیون ایران) کم کم به امری تکراری و البته حساسیت برانگیز بدل شده است. از پافشاری بر کلیشه نقشِ زن در خانواده، تا امروز که معضل جدی ازدواج کودکان عملا دستمایه طنزپردازی شخصیت‌های این سریال قرار گرفته است، همگی حکایت از ادامه دار شدن روندی دارد که آگاهانه یا ناآگاهانه درصدد است، الگوی خاصی از سبک زندگی را در بین مخاطبان ترویج دهد.

ماجرا از این قرار بود که یکی از شخصیتهای سریال، موضوع خواستگاری از این دو دختر حدودا ۱۲-۱۳ ساله را برای برادران خود مطرح می‌کند. با ادامه دار شدن سریال، کم کم بر میزان شوخی‌ها و لودگی‌های حول این موضوع، توسط شخصیت های سریال دامن زده شد که همچنان نیز ادامه دارد.

در حالیکه موضوع ازدواج کودکان به خصوص در سالهای اخیر بسیار مورد توجه نهادهای مدنی قرار گرفته و حتی به طرح بحث های قانونی در زمینه بالا بردن سن ازدواج در مجلس ایران نیز کشیده شده، پخش این سریال با چنین محتوایی در نوروز امسال، نگرانی های زیادی در بین فعالین حقوق کودک ایجاد کرده است.

این درحالی است که در سال‌های گذشته موضوع ازدواج کودکان تبدیل به یک دغدغه جدی مخصوصا در جوامع محلی شده. تنها در سال ۹۴، نزدیک به ۱۳هزار کودک به واسطه طلاق بیوه شده اند، صدا و سیما به ترویج فرهنگی می پردازد که مبلغ ازدواج کودکان است.

فرشید یزدانی، پژوهشگر اجتماعی و مدیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودکان، در گفتگو با خبرآنلاین با اشاره به این آمار می‌گوید: آنچه در “پایتخت” به نمایش در آمده است نمونه ای از انواع خشونت هایی است که علیه کودکان در جامعه در جریان است. خشونت علیه کودکان جنبه‌های مختلفی دارد؛ از خشونت‌های جسمی و روانی گرفته تا خشونت‌های جنسی. و نمودهای آن را می‌توان در آمار کودک‌آزاری‌ها در خانواده‌ها و مدارس، کار کودکان و ازدواج کودکان دید.

وجود۱۳ هزار کودک بیوه در ایران

یزدانی ادامه میدهد: در حالیکه مطابق آمار ثبت احوال فقط در سال ۹۴ قریب به ۱۳ هزار کودک به‌واسطه طلاق، بیوه شده‌اند، صداوسیمای ما نیز مروج اینگونه خشونت‌ورزی شده است و در سریال پر بیننده‌ای چون پایتخت دو کودک مورد معامله هستند برای ازدواج.

به گفته او این رویکرد در واقع ترویج خشونت جنسی علیه کودکان است که در لفافه‌ای از تکنیک‌های سمعی و بصری و البته موعظه‌های شبه اخلاقی؛ موعظه‌هایی که مبانی ایجابی آن عمدتا برخاسته از چارچوب‌های سلطه گری و رویکردهای مردسالارانه است، نمود پیدا می‌کند: این سریال خشونتی پنهان را چنان ترویج می‌کند که گویا امری عادی و مسلم است؛ خواستگاری از دو کودک ۱۲-۱۳ ساله و استفاده از آن به‌عنوان یکی از سوژه‌های اصلی سریال و طبیعی نشان دادن آن، بدون آنکه به مبانی انتخاب در ازدواج پرداخته شود.

این درحالیست که ازدواج یکی از بزرگترین انتخاب های هر فرد در زندگی است که باید تمامی وجوه عقلانی و احساسی فرد بر آن صحه بگذارد: در چنین شرایطی چگونه کودکی که امکان دادوستد اموال منقول (دارای سند) و غیرمنقول را ندارد، می‌تواند به عقد ازدواج درآید؟!

سلطه این نگرش، مساله ساز است

او در پاسخ به این سوال که آیا ترویج این رویکرد توسط رسانه ملی آگاهانه صورت میگیرد یا ناآگاهانه است می‌گوید: نمیتوانم به طور صریح بگویم، آگاهانه بوده یا نه،ولی حداقل با نگاه خوشبینانه می‌شود گفت که دست اندرکاران آن از حقوق کودک آگاهی درستی نداشته اند و با قالب ذهنی سنتی به آن پرداخته اند. اگر چنین باشد، بازهم این نوع نگرش برای هنرمندان مساله ساز است.

یزدانی البته این روند را ناشی از تسلط رویکرد سنتی مردسالارانه میداند و مایل نیست از این نگاه خود که طبیعتا منافع فردی آنان را نیز تامین می‌کند، کوتاه بیایید.

به گفته این فعال اجتماعی، ماندگاری لایحه حمایت از حقوق کودکان در مجلس هم ناشی از همین نگاه و عمل صدا وسیما نیز امتداد همان نگاه است.

در همین حال برخی از فعالین حقوق کودک معتقدند، صدا و سیما با پخش سریال پایتخت ۵ در ایام نوروز بار دیگر ثابت کرد که رویکردش برخلاف خواست عموم جامعه است.

هادی شریعتی، حقوقدان و فعال حقوق کودک پرداختن به موضوع خواستگاری و ازدواج دو دختر کم سن و سال است را به دور از عرف جامعه معاصر ایران می داند و میگوید: هر چند گروه دیگری از ببیندگان معتقد هستند که باید منتظر قسمت‌های پایانی این مجموعه ماند به این امید که بخش پایانی همراه با پیام اخلاقی و نکوهش ازدواج کودکان باشد. اما حتی اگر چنین پایانی را هم متصور شویم، متاسفانه نویسندگان و دست اندرکاران این مجموعه برای پیام اخلاقی مورد نظرشان، فرهنگ نادرست و ادبیاتی مبتذل را ترویج و خواستگاری از کودکان را عادی سازی کرده اند.

او ادامه می‌دهد: اگر چنین است ، در آن صورت باید پرسید آیا با هر وسیله غیر اخلاقی و غیر فرهنگی می‌توان به هدفی اخلاقی رسید؟!

به گفته این فعال حقوق کودک و عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان، محتوا و زبان طنز سریال نباید بهانه ای برای مطرح شدن یک معضل اجتماعی ، آن هم به این شکل، باشد: سوژه طنز قرار دادن آسیب اجتماعی همچون ازدواج کودکان بدون آنکه پرداخت صحیح و کارشناسانه ای در لایه های این طنز دیده شود بیشتر شبیه چشم بستن و تمسخر همه مشکلات و آسیب هایی است که کودک‌همسری آنها را تولید می کند .آسیب های مثل سقط جنین، افسردگی، طلاق، خیانت در روابط زناشویی و فقر .

پشت پرده های ازدواج کودکان در پایتخت

شریعتی، به نکته تامل برانگیزی در خصوص پشت پرده های پخش این سریال اشاره میکند و میگوید: مسئله ای که در حال حاضر باعث نگرانی فعالین اجتماعی و برخی هنرمندان شده است صرفا پخش یک سریال نیست بلکه ورود یک جریان در قالب سرمایه گذار و حامی در رسانه ملی است.

اشاره او به طور مشخص موسسه رسانه ای اوج حامی مالی مجموعه پایتخت است که پیش از این نیز مبلغ فرهنگی برخی جریان های خاص در سطوح مختلف شهری و اجتماعی بوده است.

شریعتی می‌گوید: تفکرات این گروه در بیلبوردهای خیابانی، محصولات سینمایی و تلویزیونی و در بعضی سایت ها و روزنامه ها کاملا مشهود است.

به باور این فعال حقوق کودک، سریال ها و برنامه های مشابه پایتخت به دلیل طیف گسترده و متنوع مخاطبان قدرت اثر گذاری بالایی دارند: یکی از مشکلات اصلی صدا و سیما بی توجهی و گاهی حتی خاموش کردن صدای هنرمندان صاحب نظر و فعالین اجتماعی است. رسانه ملی بدون مشورت گرفتن از صاحب نظران و متخصصان حوزه های مربوط تولیداتی مسموم به خورد مخاطب می دهد. این یعنی یک ظرفیت آموزشی و یک فرصت مناسب برای فرهنگ سازی، ترویج حقوق شهروندی و حقوق کودکان که متاسفانه این فرصت به راحتی از دست می رود و می سوزد و رسانه ملی را از رسالت اصلی خود دور می کند.

 منبع:فرارو
اسفند
۲۵
بچه‌های چه کشورهایی بیشتر کتک می‌خورند؟
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Depositphotos_112279692_s-2015
image_pdfimage_print

 photo by: Stadnikov.K

تنبیه بدنی کودکان یکی از مسائل تربیتی چالش‌برانگیز محسوب شده و همواره مخالفین و موافقین زیادی دارد.

به گزارش ایسنا، «سیناپرس» در ادامه نوشت: بسیاری از کارشناسان و والدین، تنبیه بدنی را به دلیل اثرگذاری منفی آن بر سلامت روانی کودک رد می‌کنند اما گروه دیگر معتقدند که تنبیه بدنی می‌تواند به تربیت بهتر کودکان کمک کند.

بر اساس گزارش یونیسف که ماه نوامبر ۲۰۱۷ منتشر شد، حدود ۳۰۰ میلیون کودک ۲ تا ۴ در جهان، از سوی والدین یا مراقبان خود به‌صورت منظم تنبیه بدنی می‌شوند. این تنبیه‌ها شامل ضربه زدن به باسن، سیلی زدن، پشت‌دستی زدن، یا زدن به قسمت‌های مختلف بدن با وسایل و ابزار مختلف است.

کلودیا کاپا (Claudia Cappa) نویسنده گزارش یونیسف تأکید کرد: والدین از روش‌های ترکیبی شامل اشکال خشونت‌آمیز و بدون خشونت – ترکیبی از تنبیه بدنی و آزار روانی مانند فریاد زدن – استفاده می‌کنند.

براساس داده های یونیسف، سوازیلند، نیجریه، لیبریا، مالزی، جمهوری وانواتو (اقیانوس آرام)، پنج کشور نخستی هستند که درصد زیادی از جمعیت بالای ۱۵ سال آنها معتقدند که تنبیه بدنی برای تربیت و آموزش کودکان لازم است.

(درصد جمیعت بالای ۱۵ سال که معتقدند تنبیه بدنی برای تربیت و آموزش کودکان لازم است – منبع: Unicef)

تنبیه بدنی در کدام کشورها ممنوع است؟

سوئد نخستین کشور جهان است که در سال ۱۹۷۹ با تصویب قانون، تنبیه بدنی کودکان در این کشور را ممنوع کرد. در آمریکا، تنبیه بدنی همچنان در تمامی ایالت‌ها قانونی است. در برخی کشورها، تنبیه بدنی کودکان با مجازات زندان برای والدین همراه است.

بر اساس گزارش یونیسف، در ۶۰ کشور، منطقه یا ایالت‌، قوانینی وضع‌شده است که تنبیه بدنی کودکان در خانه ممنوع شده است؛ از جمله می‌توان به کشورهای اتریش، قبرس، دانمارک، فنلاند، آلمان، مجارستان، لیختن‌اشتاین، هلند، نیوزلند، نروژ، پرو، ایسلند، لهستان و پرتغال، اسپانیا و رومانی اشاره کرد.

(منبع: CNN)

ایران در فهرست کشورهایی که معتقد به تنبیه بدنی برای تربیت کودکان هستند (نمودار اول) دیده نمی‌شود؛ درعین حال، اگرچه کشور ایران در بین ۶۰ کشور با قانون ممنوعیت تنبیه بدنی کودکان نیست (نقشه بالا)، اما طبق مواد ۲ و ۳ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب سال ۱۳۸۱، هر نوع اذیت و آزار کودکان و نوجوانان که موجب شود سلامت جسم یا روان آنان به مخاطره بیافتد، ممنوع بوده و مستوجب مجازات خواهد بود.

در ایران، کودک آزاری از جرائم عمومی بوده و احتیاج به شکایت شاکی خصوصی ندارد. هرگونه صدمه و اذیت و آزار و شکنجه جسمی و روحی کودکان و نادیده گرفتن عمدی سلامت و بهداشت روانی و جسمی و ممانعت از تحصیل آنان، ممنوع و مرتکب به حبس یا پرداخت جزای نقدی محکوم می شود.

بر اساس داده‌های یونیسف، در اکثر کشورها با داده‌های در دسترس، کودکان خانواده‌های ثروتمندتر مانند کودکان خانواده‌های فقیرتر، رفتار خشونت‌آمیز والدین را تجربه می‌کنند.

دیدگاه علم در مورد تنبیه بدنی چیست؟

بسیاری از کارشناسان معتقدند که تنبیه بدنی با افزایش خطر پیامدهای منفی برای کودکان مانند بروز رفتارهای تهاجمی، مشکلات سلامت روانی در بزرگسالی، و حتی بروز رفتارهای خشونت‌آمیز در زندگی زناشویی مرتبط است.

اندرو گروگان کایلر (Andrew Grogan-Kaylor)، استادیار دانشگاه میشیگان (آمریکا) که مطالعه‌های مختلفی را در مورد تأثیرات تنبیه بدنی بر روی کودکان انجام داده است، تأکید کرد: نتیجه مشخص بین اکثر کارشناسان این است که تنبیه بدنی مضر بوده و پیوند عاطفی بین مراقب و کودک را از بین می‌برد.

کایلر در همکاری مشترک با الیزابت گرشوف (Elizabeth Gershoff)، استادیار دانشگاه تگزاس در آستین، مطالعه‌های قبلی انجام شده طی ۵۰ سال گذشته بر روی ۱۶۰ هزار کودک را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند.

نتایج این متاآنالیز که سال ۲۰۱۶ در مجله Family Psychology منتشر شد، هیچ‌گونه شواهد قطعی از ارتباط تنبیه بدنی با بهبود رفتار کودکان را نشان نداد؛ برعکس، افزایش خطر بروز ۱۳ رفتار نابهنجار در کودکان گزارش شد.

محروم کردن از امتیازات خاص، روش انضباطی جایگزین تنبیه بدنی

گرشوف و همکارانش، در تحقیقات خود، روش انضباطی جایگزینی را کشف کردند که می‌تواند به شکل قابل ملاحظه‌ای، مشکلات رفتاری کودکان را کاهش دهد.

نتایج این مطالعه که سال ۲۰۰۵ در مجله Clinical Child and Family Psychology Review منتشر شد، نشان داد که محروم کردن کودک از برخی امتیازات ویژه، از اثربخشی رفتاری بالاتری برخوردار بوده و میزان بروز رفتارهای نابهنجار را به‌طور چشمگیری کاهش می‌دهد.

والدین باید این نکته را همواره مدنظر قرار دهند که محیطی عاطفی، حمایتی، گرم و سرشار از عشق برای فرزندان خود ایجاد کنند؛ اما در شرایطی که رفتار جدی‌تری برای تربیت کودکان مورد نیاز است، به‌جای استفاده از تنبیه بدنی، از روش‌های انضباطی جایگزین استفاده کنند.

این روش‌ها می‌تواند شامل گرفتن اسباب‌بازی (به مدت مشخص) یا محروم کردن از برخی امتیازات ویژه مثل دوچرخه‌سواری یا رفتن به پارک باشد که از اثربخشی تربیتی بهتری برخوردار بوده و از بروز رفتارهای تهاجمی کودک نیز پیشگیری می‌کند.

منبع: ایسنا

اسفند
۱۴
یک میلیون کودک‌همسر در ایران و پدیده‌ صیغه کودکان
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
shutterstock_716651863
image_pdfimage_print

کامیل احمدی پژوهشگر تحقیق: صیغه محرمیت به ازدواج زودهنگام کودکان مشروعیت می‌دهد

جامعه > آسیب‌ها – سمینار بررسی عوامل تسهیل‌کننده ازدواج زودهنگام کودکان با محوریت صیغه محرمیت همراه با رونمایی از اثر تحقیقی «خانه‌ای روی آب»، امروز در دفتر مرکزی انجمن حمایت از حقوق کودکان برگزار شد.

فاطیما فردوس: در سمینار عوامل تسهیل‌کننده ازدواج کودکان، اثر تحقیقی جدید کامیل احمدی درباره صیغه محرمیت کودکان رونمایی شد.

به گزارش خبرآنلاین، کامیل احمدی، مردم‌شناس، پژوهشگر و نویسنده درباره اثر تحقیقی جدیدش به نام «خانه‌ای روی آب» گفت: «لغت صیغه بزرگسال اولین چیزی هست که با شنیدن کلمه صیغه به یاد می‌آوریم ولی صیغه نوع و انواع متفاوتی دارد که ما به صیغه بزرگسال و صیغه محرمیت می‌پردازیم و از آنجایی که بحث کلی ما درباره ازدواج کودکان است، محوریت را با صیغه محرمیت شروع می‌کنیم. یکی از کهن‌ترین رابطه‌هایی که در رفتار جنسی داریم، مذهب‌هایی است که همیشه رابطه‌های جنسی را قانونمند کرده‌اند و در قالب ازدواج آن را مشروع می‌کنند. ازدواج سنتی است که در مدنیت‌ها و مذهب‌های مختلف، برای جلوگیری از گناه و روابط خارج از عرف توجیه می‌کنند. اگر مطالعاتی در این زمینه در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی داشته باشیم، می‌بینیم که دوره‌ای در تاریخ آمریکای شمالی، آمریکا، بخشی از کانادا و اروپا انقلاب جنسی شروع شد که به انقلاب هیپی‌ها و قدرت گل‌ها انجامید و ساختار معمول و کلاسیک روابط جنسی و ازدواجی را از قالب مسیحی آن خارج کرد و روابط متعدد را ایجاد و نوع نگاه به ازدواج را تغییر داد.»

احمدی در ادامه با اشاره به رابطه جنسی از نگاه اسلام گفت: «در جایی که ما به‌عنوان یک کشور اسلامی حضور داریم، ارائه‌ یک رفتار و الگوی جنسی ایمن در چارچوب ازدواج برای ما قانونمند شده و قوانینی را برای آن وضع کرده‌اند که در طول زمان اصلاح شده است. در دین اسلام ارضای نیازهای جنسی فقط و فقط از طریق ازدواج قانونمند است که مشروعیت پیدا می‌کند و غیر از آن گناه، حرام و غیرقانونی است که متعاقبا مجازات‌هایی را دربردارد. در همین میان اسلام به مصون‌سازی روابط جنسی در دو بعد عفاف و حجاب تاکید می‌کند؛ برای سالم نگه‌داشتن جامعه و همچنین پرهیز از فساد و فحشا. می‌دانیم که ازدواج در ایران یک نرم کلاسیک است که طی یک رابطه تماما قانونمند و اسلامی جاری می‌شود. در این شرایط در قانون مدنی ایران با دو شکل ازدواج مواجه می‌شویم؛ ازدواج دائم و ازدواج موقت که بخشی از صحبت ما درباره ازدواج موقت است.»

از صیغه ساعتی تا صیغه با مسکن و خوراک!

این مردم‌شناس با توضیح صیغه محرمیت گفت: «کاربرد دیگری که در صیغه وجود دارد، صیغه محرمیت است. در حقیقت آیه و کلماتی که در صیغه موقت برای حلال‌کردن دو نفر و تسهیل رابطه جنسی خوانده می‌شود، همان آیات و کلماتی است که برای صیغه محرمیت جاری می‌شود. فرق اینها نوع کاربردشان است؛ دو کودکی که نامزد و ناف‌بر هستند و ممکن است با دیدگاه خانواده‌ها دچار خطا و گناه و روابط داخل ازدواج شوند، صیغه محرمیت را بین آنها جاری می‌کنند. علاوه بر این برای فرزندخوانده‌ها هم این صیغه جاری می‌شود و کاربردهای متفاوتی دارد. نوع خاص آن برای کودکانی است که قرار است در آینده وارد رابطه ازدواجی بشوند و در دل این محرمیت و سال‌هایی که باهم بزرگ می‌شوند، روابط متعددی از قبیل روابط جنسی اتفاق می‌افتد که عواقب خاص خودش را دارد. پیشینه تاریخی صیغه به ایران باستان، زمان پیامبر و قبلتر برمی‌گردد. در همین مورد آقای رفسنجانی در سال ۶۴ در خطبه نماز جمعه درباره صیغه صحبت کردند و از آن زمان وارد قانون شد اما نقدهای جدی به آن وارد است زیرا حقوق زن رعایت نمی‌شود.»

احمدی درباره اثر تحقیقی‌اش گفت: «روش مطالعه ما بیشتر میدانی و در سه کلانشهر تهران، مشهد و اصفهان بوده است. در واقع بررسی شده که ماهیت تغییر شکل صیغه چطور بوده است؟ در گذشته یک فرد ثروتمند زنی را صیغه می‌کرد و برای او خانه‌ای می‌خرید و تمام نیازهای مالی‌اش را تامین می‌کرد ولی در این سال‌ها نوع صیغه بسیار متفاوت شده است و شبکه‌های مجازی و اینترنت کمک فراوانی به گسترش آن کرده‌اند. در حال حاضر صیغه ساعتی، شبانه، با مسکن و خوراک، زیارتی و… داریم و علاوه بر این نوع نگاه مردم به صیغه تغییر کرده است. صیغه همیشه یک قبحی داشته و هنوز هم دارد. در این ساختار همه چیز قانونمند و شرعی می‌شود. بنابراین این تسهیل رابطه جنسی به ازدواج کودکان دامن می‌زند. در واقع صیغه محرمیت به ازدواج زودهنگام کودکان مشروعیت می‌دهد و کودکان را وارد قرارداد شرعی می‌کند که روابط دیگری مانند رابطه جنسی از آن بیرون می‌آید که در بسیاری از موارد به باردارشدن و سقط‌جنین و در نهایت فشار برای ازدواج منجر می‌شود.»

لزوم مشروط کردن و محدودیت قانونی برای صیغه

او در ادامه گفت: «مهم‌ترین عامل برای صیغه محرمیت پول است؛ مرد پول می‌دهد و زن در قبال آن رابطه جنسی را می‌پذیرد. یک رابطه نابرابر که قانون‌گذار باید به آن ورود کند و این سلطه مردانه را از بین ببرد و قانون را در این خصوص اصلاح کند. در واقع باید فرصت اشتغال و کارآفرینی برای زنان فراهم شود تا از فرط ناتوانی در مسائل مالی تن به صیغه ندهند. بخش اجرایی کار شدنی است و در مجلس باید برای آن فشار لازم وارد شود. صیغه حتی با خواندن کلمات فارسی هم جاری می‌شود و نیازی به شاهد ندارد و هیچ قانونی برای آن وجود ندارد و در مقابل هیچ مسئولیتی هم ندارد. اگر صیغه‌ها ثبت شوند در قانون بازدارندگی ایجاد می‌کنند و به این راحتی جاری نمی‌شود. یکی دیگر از راهکارها اجباری کردن تحصیلات است؛ بسیاری از خانواده‌ها پس از صیغه‌کردن فرزندانشان آنها را از تحصیل منع می‌کنند. علاوه بر این مشاوره‌های سلامت و جنسی بسیار مهم است و نیاز آن حس می‌شود. اگر قانونگذار در این خصوص وارد شود، قطعا شرایط بهتر می‌شود.

وجود یک‌میلیون کودک‌همسر در ایران

در ادامه پنلی با حضور فرشید یزدانی، فعال حقوق کودک، طیبه سیاوشی، نماینده مجلس،‌ عفت‌السادات مرقاتی خویی،‌ سکسولوژیست و مطهره ناظری برگزار شد.

فرشید یزدانی، مدیرعامل و عضو هیئت‌مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان در ابتدای این پنل گفت: «ازدواج کودکان مسئله بسیار مهمی است که آمار قابل توجهی را به خود اختصاص داده است؛ در ایران نزدیک به یک‌میلیون کودک‌همسر داریم که ۳۷ هزار نفر از آنها زیر ۱۵ سال و ۱۸۰ هزار نفر زیر ۱۸ سال هستند. در واقع ۲۴ درصد از کل ازدواج‌ها مربوط به کودکان است. آمار قابل توجه دیگری مربوط به کودکان مطلقه وجود دارد که نشان می‌دهد که در سال ۹۳، ۱۵ هزار کودک مطلقه داشتیم؛ ۱۳ هزار کودک ۱۵ تا ۱۸ سال و بقیه زیر ۱۵ سال. متاسفانه نهادهای مرتبط سعی در پنهان‌کردن آمارها دارد؛ در ثبت‌احوال آمار پسران ازدواج‌کرده زیر ۲۰ سال و دختران زیر ۱۰ سال به تفکیک لحاظ نشده است. مسئله‌ای که سلطه نظام مردسالارانه را نشان می‌دهد و باید ریشه‌کن شود.»

واردکردن کودکان به دنیای بزرگسالی برابر با تجاوز به آنهاست

عفت‌السادات مرقاتی خویی، رفتارشناس جنسی، سکسولوژیست و عضو هیئت‌علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران درباره ازدواج کودکان گفت: «پارادایم‌های متفاوتی درباره ازدواج کودکان وجود دارد؛ یکی از این پارادایم‌ها می‌‌گوید که هیچ سن مشخصی برای ازدواج وجود ندارد و هر زمان که فردی احساس نیاز و تهییج کرد می‌تواند ازدواج کند. در واقع این پارادایم می‌گوید ازدواج ابزاری شرعی و قانونی برای برطرف‌کردن نیاز جنسی است و نمی‌توان گفت این طرز تفکر درست یا غلط است. در مقابل پارادایم‌هایی وجود دارد که به هرنحوی با افزایش سن ازدواج مخالفت می‌کند و می‌گوید برای جلوگیری از فساد و فحشا باید در سن پایین ازدواج کرد. در واقع کسانی با این پارادایم‌های فکری برنامه‌ریزی می‌کنند که هیچ داده‌ای از این مباحث در زندگی زیسته خود ندارند و نمی‌دانند ازدواج کودکان چه پیامدهای منفی‌ای دارد. کودکان دارای رفتارهای جنسی هستند و نمی‌توان این اصل را انکار کرد ولی باید تربیت شوند و نباید به هیچ‌وجه آنها را وارد رابطه‌های بزرگسالان کرد. در واقع اولین اصل تربیت جنسی کودکان حفظ حریم شخصی آنهاست. در غیراینصورت یا شاهد دستمالی جنسی کودکان خواهیم بود یا در بدترین حالت آن که می‌شود تجاوز. بنابراین اگر کودکی را وارد دنیای بزرگسالی کنیم ناخودآکاه او را دستمالی جنسی کرده‌ایم.»

طیبه سیاوشی، نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون فرهنگی هم درباره تلاش‌های بسیار برای افزایش سن ازدواج به ۱۵ سال برای دختران و ۱۸ سال برای پسران اشاره کرد و گفت مخالفت‌های بسیاری وجود دارد که اجازه نمی‌دهد سن ازدواج کودکان را افزایش دهیم.

مطهره ناظری، وکیل دادگستری و رئیس هیئت‌مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان نیز درباره پروسه سن ازدواج کودکان در طول تاریخ گفت که تا قبل از انقلاب سن ازدواج دختران ۱۸ سال، پس از انقلاب ۹ سال و بعد از آن به ۱۳ سال رسیده است.

منبع: خبرآنلاین

خرداد
۱۰
سرپرستی کودکان بدسرپرست و شرایط کودک‌آزاری
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , ,
Photo: Flynt/bigstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Flynt/bigstock.com

موسی برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسشگر: من در مورد مشکلاتی که برای خواهرزاده‌هایم پیش آمده است از شما راهنمایی می‌خواستم. خواهرم یک سال قبل به دلیل بیماری سرطان درگذشت. دو فرزند پسر یکی ۸ ساله و دیگری ۱۰ ساله از او به یادگار مانده است. دامادمان که به دلیل شرایط کاری‌اش دائما در سفر است و بسیار کم به خانه می‌آید، نگهداری از فرزندان را به خواهرش واگذار کرده است. پس از مرگ خواهرم، خواهرزاده‌هایم مدتی با من زندگی کردند اما پدرشان در نهایت بچه‌ها را به خواهر خودش سپرد. بعضی وقت‌ها که برای دیدن بچه‌ها می‌رفتم، احساس می‌کردم که نگرانی و مشکل دارند. چندین‌بار مساله را از خواهر دامادمان پرسیدم و او جواب داد که چون مادرشان فوت کرده است ناراحتند. اما در نهایت از یکی از اقوام دامادمان شنیدم که عمه بچه‌ها آن‌ها را اذیت می‌کند. حتی بچه‌ها را در کارگاه لباس‌دوزی شوهرش مشغول به کار کرده است. یعنی پس از مدرسه آن‌ها را به کارگاه برده و مجبور به کارکردن می‌کند. هم‌چنین متوجه شدم که بچه‌ها در خانه و کارگاه مورد اذیت و آزار قرار گرفته و با آن‌ها بدرفتاری می‌شود. این موضوع را از خود بچه‌ها پرسیدم و آن‌ها تایید کردند. مساله را به دامادمان گفتم اما او توجهی نشان نداد و گفت که طبیعی است و کارکردن هم بد نیست. خودش هم به ندرت بچه‌ها را می‌بیند و نمی‌تواند از آن‌ها سرپرستی کند. خواهرم قبل از مرگش بارها از من خواسته بود که مواظب بچه‌ها باشم اما دامادمان اجازه نمی‌دهد بچه‌ها با من زندگی کنند. چه کار می‌توانم بکنم؟ آیا اگر به دادگاه بروم قاضی به من که خاله بچه‌ها هستم سرپرستی را می‌دهد؟

وکیل خانه امن: متاسفم از وضعیت پیش آمده برای خواهرزاده‌های‌تان. سوال‌تان را باید از جنبه‌های مختلف پاسخ داد. اولین مساله این‌که اذیت و آزار کودکان و بی‌توجهی به بهداشت و سلامتی و آموزش آن‌ها در قانون جرم است. طبق مواد ۲ و ۴ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب ۱۳۸۱: «ماده ۲- هر نوع اذیت و آزار کودکان و نوجوانان که موجب شود به آنان صدمه ‌جسمانی یا روانی و اخلاقی وارد شود و سلامت جسم یا روان آنان را به مخاطره اندازد‌ ممنوع است. ماده ۴ – هرگونه صدمه و اذیت و آزار و شکنجه جسمی و روحی کودکان و نادیده ‌گرفتن عمدی سلامت و بهداشت روانی و جسمی و ممانعت از تحصیل آنان ممنوع و‌ مرتکب به سه ماه و یک روز تا شش ماه حبس و یا تا ده میلیون ریال جزای‌ نقدی محکوم می‌گردد.» بنابراین چنان‌چه شما بتوانید مسائلی را که گفتید اثبات کنید، دادگاه مرتکب را محکوم به مجازات خواهد کرد. به کارگیری کودکان نیز ممنوع است و از این بابت نیز حق شکایت دارید. هم‌چنین اگر مسئول حضانت از انجام تکالیف خود خودداری کند مجرم خواهد بود. طبق ماده ۵۴ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱: «هرگاه مسئول حضانت از انجام تکالیف مقرر خودداری کند یا مانع ملاقات طفل با اشخاص ذ‌ی‌حق شود، برای بار اول به پرداخت جزای نقدی درجه هشت و درصورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور محکوم می‌شود.»

کودک‌آزاری از جمله جرائم عمومی است و نیازی به شکایت شاکی خصوصی نیست بنابراین شما می‌توانید با مراجعه به دادگستری از مرتکبان خشونت علیه خواهرزاده‌های‌تان به جرم کودک‌آزاری و از دامادتان به جرم خودداری از وظایف حضانت شکایت کنید. دادگاه تحقیقات لازم را در این مورد به عمل آورده و اگر تشخیص دهد که کودک‌آزاری رخ داده است مرتکب یا مرتکبان را به مجازات مقرر در قانون محکوم خواهد کرد.

پرسشگر: در مورد سرپرستی بچه‌ها چطور؟ آیا می‌توانم سرپرستی بچه‌ها را بگیرم؟

وکیل خانه امن: قبل از هرچیز توجه داشته باشید که ولی قهری بچه‌ها پدرشان است و ایشان مسئول نگهداری و سرپرستی کودکان است. بنابراین هر گونه طرح دعوای حقوقی باید به طرفیت پدر بچه‌ها صورت گیرد. طبق ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی: « هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضائی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند اتخاذ کند…» بنابراین با توجه به این ماده، شما می‌توانید با طرح دعوا عدم صلاحیت دامادتان موضوع را پیگیری کنید. دادگاه در این مورد به تشخیص خود تصمیم‌گیری خواهد کرد. اگر دادگاه تشخیص دهد که دامادتان صلاحیت سرپرستی را ندارد ممکن است ناظر و امینی برای نظارت تعیین کند. و اگر تشخیص دهد که حضانت کودکان با ضم امین و ناظر نیز تامین نمی‌شود کودکان بدسرپرست شناخته شده و مشمول قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست خواهند شد. در این صورت شما می‌توانید برای سرپرستی بچه‌ها تقاضا کنید. دادگاه اگر شما را صالح تشخیص دهد و اقربای نزدیک‌تر دیگری نیز آماده برای حضانت نباشند، سرپرستی کودکان را ممکن است به شما واگذار کند. بند دال ماده ۸ و ماده ۱۰ قانون مذکور در این مورد است. توجه کنید که تشخیص این‌که بچه‌ها بدسرپرست هستند یا نه و هم‌چنین تعیین سرپرست جدید با دادگاه خواهد بود.

لازم به ذکر است مرجع صالح به رسیدگی و سلب حق حضانت و انتقال به دیگری بر اساس ماده ۴ قانون حمایت خانواده با دادگاه خانواده است.

بهمن
۲۹
با کودک قربانی تجاوز چه کنیم؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Abused little girl with a broken arm covering here face while crying. Concept photo of child abuse violent in the familydomestic violent social issues.
image_pdfimage_print

Photo: lucidwaters/bigstock.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

همیشه به عنوان مادری که در مسیر رشد و تربیت دو کودک گام برمی دارد، از خودم می‌پرسم اگر به یک‌باره متوجه علائم هشداردهنده تجاوز در رفتار یکی از کودکانم شدم، بهترین واکنش ممکن چیست؟

بهتر است فکر نکنیم این همیشه دیگرانند که درگیر مشکل خواهند شد. گاهی دقیقا وقتی که در خوابیم اتفاق می‌افتد.

غالبا در قبال این پرسش و بدون اینکه در شرایط عینی، آن را تجربه کرده باشم، دست و پایم شروع به لرزیدن می‌کنند و احساس و روش منطقی ذهنم را گم می‌کنم. من به عنوان روزنامه‌نگاری که سال‌های متوالی است در مورد کودکان آسیب دیده می‌نویسم و می‌خوانم، واقعا به درستی نمی‌دانم اگر با این فاجعه مواجه شدم، بهترین واکنشی چیست؟

دکتر رضا کاظم زاده، روانشناس و روان درمانگر ساکن بلژیک، توصیه می کند: باید به عنوان پدر و مادر به هوش باشیم و علائم را دنبال کنیم. اگر شاهد ترس و وحشت کودک از آدم های پیرامون و حتی ترس از نزدیک شدن به آنها باشیم، حتی اگر الزاما آنها تجاوزگر نباشند، می تواند علامت تجاوز باشد. باید تغییرات رفتاری کودکان را جدی گرفت و به عنوان زنگ خطر آنها را دنبال کرد. [بیشتر بخوانید: تجاوز به پسر بچه‌ها، هشدارها و علائم را جدی بگیریم]

اما در عمل و به محض اینکه یک مادر متوجه تغییرات و علائمی شد که می‌تواند نشان دهنده تجاوز خانگی به کودک باشد، باید چه واکنشی داشته باشد؟ آیا باید کنجکاوی کنیم؟ کودک را برای فهم ماجرا تحت فشار بگذاریم؟ او را بازجویی و بازپرسی کنیم؟ دستپاچه و ویران شده به پلیس مراجعه کنیم؟ مسلما پاسخ همه این سوالات منفی است. [بیشتر بخوانید: تجاوز خانگی به پسران، دردی که همه کتمان می‌کنند]

نخستین کاری که لازم است انجام بدهیم ایجاد فضای امن برای کودک است. او باید مطمئن باشد که دیگر به هیچ وجه و در هیچ شرایطی در معرض خطر دوباره نخواهد بود و به طور کامل، پشتیبانی و حمایت خواهد شد.

دکتر کاظم زاده می‌گوید کودکان وقتی در موقعیت دشوار قرار می گیرند قادر نیستند از خودشان دفاع کنند. اصلا نمی دانند باید چه کاری انجام بدهند و اقدام درست کدام است؟ کسی به آنها آموزش نداده که مثلا اگر عضو خانواده یا دوستی که سابق بر این با تو خوب برخورد کرده، رفتار ناخوشایندی انجام داد باید چطور برخورد کند؟ اولین گام و پیش از  وقوع فاجعه، آموزش عکس العمل مناسب کودک در این شرایط است.

او می‌گوید غالبا کودکان در این قبیل موارد منفعل و در سکوت با مسئله برخورد می‌کنند. صریح نیستند. در حالی که نتایج تحقیقات نشان داده که وقتی کودک را آموزش بدهی، کاهش دست درازی به او چشمگیر خواهد بود و کودک قادر است شیوه دفاعی را با جرات بیشتری اجرا کند.

اما پس از حادثه چه کنیم؟

این روان‌درمانگر مراجعه به مشاور و متخصص را لازم و ضرری می داند اما لزومی ندارد در نخستین جلسه حتما کودک را با خودتان ببرید یا او را تحت فشار بگذارید:

«این امکان وجود دارد که والد، خودش به مشاور مراجعه کرده و مسئله را طرح کند. قربانی در این شرایط خودش را گناه‌کار و مقصرمی داند و تصور می کند که اگر برخورد بهتری کرده بود، احتمالا این اتفاق برایش رخ نمی‌داد به همین دلیل کنجکاوی آَشکار و پرسشگری غیرمنطقی می‌تواند این تصور را که کار اشتباهی کرده دامن بزند. او باید مطلقا احساس امنیت کند و این مهم است.»

آموزش کلید پیشگیری

در غالب کشورهایی که از همان ابتدا توسط خانواده و جامعه ، تلویزیون و سایر رسانه‌های جمعی، محدوده اندام‌های شخصی را به کودک آموزش می‌دهند، آمار تجاوز جنسی به شکل معناداری کاهش یافته است.

در ایران و پس از اتفاقی که برای دختری افغانستانی به نام «ستایش» رخ داد، مسئولان آموزشی مصمم شده اند آموزش پیشگیری از آزارهای جنسی کودکان را اجباری کنند.

روزنامه شرق در مقاله‌ای به قلم شهرزاد همتی، از قول مدیر کل اموراجتماعی و فرهنگی استانداری تهران نوشته است که به زودی این قبیل آموزش ها در مهدکودک ها و پیش دبستانی ها، قانونی و اجباری خواهد شد.

دکتر رضا کاظم زاده به کارنامه موفق برخی کشورها از جمله کانادا در این حوزه اشاره می‌کند: «آنها برنامه‌های خوبی در حوزه فرهنگی انجام داده‌اند از طریق نقاشی یا برنامه‌های کمدی به کودکان آموزش می‌دهند که این بدن متعلق به توست. حتی شیوه و جزییات احساس تملک را هم به کودک آموزش می‌دهند که چطور می‌تواند مرز قائل باشد و اجازه دست درازی ندهد. به او یاد می‌دهند وقتی با فرد بالغی احساس خوشایندی ندارد یا به نوع نگاه یا لمس کردنش حساس شده، بایستی به احساس درونی‌اش اعتماد کند و اجازه دست درازی به او را نداده و مسئله را با بزرگترهای قابل اعتمادش در میان بگذارد.»

خانم بهاره مهرجویی روانشناس و محقق امور تربیتی در این مورد تاکید می‌کند که بعد از بروز این اتفاق دردناک «لازم است کودک آسیب دیده توسط اطرافیان و خانواده یا گروه اولیه تربیتی کودک – هر کسی که باشد حتی اگر آنها ساکن پرورشگاه باشند- مورد حمایت قرار گیرد و مدام تکرار شود که شما تقصیری در این مورد ندارید.»

این محقق امور تربیتی از خشمی که کودکان مورد تعرض قرار گرفته درگیر آن هستند می‌گوید: «این کودکان غالبا در معرض خشم شدید قرار می‌گیرند و این خشم باعث می‌شود یا دوباره مورد تعرض قرار بگیرند و یا به صورت کاملا اجتنابی عمل کنند. یعنی از انجام هر کاری که در لحظه به آنها توان مدیریت بحران بدهد تا خودشان را از مهلکه نجات بدهند، اجتناب کنند و آنها باز هم دوباره مورد تعرض و تجاوز قرار می‌گیرند.»

تاثیر گروه درمانی

این روانشناس قرار دادن کودکان آزاردیده در گروه های همسالان و اقدام به گروه درمانی را روش بسیار موثری در حل مشکلات روانی آنها می‌داند: « آنها باید توسط گروه همسالان خودشان تحت درمان یا همدلی و پذیرش قرار بگیرند. البته به این معنا نیست که همبازی‌ها یا همسالان این افراد ، مطلع باشند که آنها از چه شرایطی عبور کرده‌اند. لزومی به این کار نیست فقط باید این کودکان در گروه جمعی همسالانشان مورد پذیرش قرار بگیرند. طرف بازی سایر کودکان باشند. مورد پذیرش قرار گرفتن در گروه همسالان می‌تواند کارکرد درمانی داشته باشد. در مورد خود ما هم که بزرگسالیم این مسئله صدق می‌کند. وقتی مابین دوستانیم یا دوره‌های شبانه مشارکت می‌کنیم ، بازی می‌کنیم و کنشگری داریم ، اولین اتفاقی که می‌افتد درمان تروماها و کمپلکس‌ها از طریق مشارکت و همدردی است.»

عدم تشخیص آستانه و محدوده اندام‌های جنسی

از او می خواهم در مورد تجربه مراجعین بگوید: «خوب باید بگویم من غالبا با دختر بچه‌هایی مابین مراجعینم برخورد کرده‌ام که چنین اتفاقی برایشان رخ داده و بعدها خانواده هایشان در جریان قرار گرفته‌اند. مراجعی دارم که استاد دانشگاه است ولی در کودکی مورد تجاوز قرار گرفته است که طبعا گذر زمان مرزها و توانایی های درمانگری را محدود می‌کند در حالی که اگر در همان گذشته، درمانش شروع شده و برای التیامش تلاش می‌شد، مسلما روند درمان به سرعت بیشتری انجام می‌شد.»

بهاره مهرجویی در مورد مشکلاتی می گوید که کودکان آسیب دیده از تجاوز درگیر آن می‌شوند: «این کودکان معمولا بعد از تعرض،  تشخیص آستانه و محدوده اندام‌های جنسی خودشان و همچنین قدرت تشخیص میزان مرز و محدوده نزدیک شدن به اندام‌های جنسی دیگران را ندارند. کسی که مورد تعرض قرار گرفته است ممکن است که خودش را به دوستش بمالد و اصلا نداند که چنین کاری درست نیست. مفاهیمی در این میان تخریب شده است، مثلا محدوده اعضای خصوصی خودمان و دیگران که این مفاهیم دوباره باید برای آنها بازآفرینی و بازتعریف بشود.»

آلتش را بسیار محکم به تخت و دیوار می‌کوبید

او پسربچه ای را به خاطر می‌آورد که توسط یکی از اعضای فامیل مورد تعرض قرار گرفته بوده: « کاری که انجام می‌داد این بود که آلتش را بسیار محکم به تخت و دیوار می‌کوبید یا شروع می‌کرد به بوسیدن لب‌های دیگران، شش هفت ساله بود و زبانش را در می‌آورد و لب‌های دیگران را خیس می کرد. این‌ها را در جریان تعرض یاد گرفته بود. لازم بود به تدریج به او آموزش داده شود که این رفتارها صحیح نیست و از نو مرزهای محدوده خصوصی را به او بیاموزند تا بتواند قدرت تشخیص و تمیز داشته باشد چرا که بسیاری از این کودکان بعدها به خاطر رفتارهای جنسی ناصحیح ممکن است توسط خانواده، همسالان و جامعه پیرامونشان طرد شوند.»

به باور خانم مهرجویی که در زمینه امور تربیتی پژوهش هایی انجام داده است برخی از این کودکان ممکن است بر اثر تجاوز و تعرض، قدرت تشخیصشان را برای شناخت مرز رفتار صحیح از ناصحیح از دست داده باشند: « اگر خاطرتان باشد وقتی خودمان هم کودک بودیم صحبت از پسر بچه هایی می شد که مثلا رفتارهای ناهنجار جنسی دارند، می‌گفتیم فلان پسر بچه شلوارش را می‌کشد پایین و ممکن بود همین رفتار دلیلی برای طرد شدنش در جامعه دوستان و همسالان باشد و به عنوان کودک بدرفتار یا بی‌ادب از او یاد می شد. در حالی که ممکن است علت رفتار بسیاری از این کودکان مورد تعرض قرار گرفتن باشد و بر اثر تعرض، قدرت تشخیصشان را برای شناخت مرز رفتار صحیح از ناصحیح گم کرده باشند. طبعا وقتی طرد می شوند بدترین اتفاق درونی برایشان رخ می‌دهد چون بدون اینکه بدانند چرا رها شده‌اند، تنها می مانند و خشم درونی‌شان شدیدتر می‌شود و امکان اعمال خشونت توسط آنها بیشتر می‌شود.»

 

بهمن
۱۹
آخرین وضعیت «مونا و ندا» دو کودک آزاردیده در شهریار
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
686987_359
image_pdfimage_print

عکس: تابناک

معاون امور اجتماعی بهزیستی استان تهران در خصوص خبر ضرب و شتم «مونا و ندا» دو کودک ۱۶ و ۲ ماهه در شهریار، اظهار کرد: در تاریخ ۴ بهمن ماه با مداخله اورژانس اجتماعی شهریار بنا به دستور قضایی دو فرزند که تحت آزار و اذیت والدین قرار داشتند، به بهزیستی تحویل شد و در حال حاضر به شیرخوارگاه آمنه تحویل داده شدند.

احمد خاکی گفت: والدین این کودکان معتاد هستند، مکان مناسبی برای زندگی ندارند و فرزندان در باغی در شهریار رها شده بودند.

وی افزود: هفتم بهمن مددکاران بهزیستی به آدرس مندرج در پرونده مراجعه کردند اما کسی آنجا نبود و دقیقا در همان روز مادر فرزندان به شیرخوارگاه آمنه مراجعه کرده، مدارک هویتی فرزند بزرگتر خود را ارائه داده و اظهار کرده که فرزند کوچکتر فاقد مدارک شناسایی است و می خواهند برای وی نیز شناسنامه بگیرند.

معاون امور اجتماعی بهزیستی استان تهران ادامه داد : روز سه شنبه ۱۲ بهمن نیز مادر مجدد به شیرخوارگاه مراجعه و خواستار ملاقات با فرزندان خود شده و  این دیدار  نیز صورت گرفته است.

خاکی در ادامه در پاسخ به آنکه گفته می شود بر روی بدن کودکان  آثار جراحت شدیدی وجود دارد، گفت:فرزندان در زمان تحویل به بهزیستی از لحاظ جسمی مشکل خاصی نداشتند و فقط فرزند کوچکتر بر روی دو طرف گونه و زیر چشم چپ کبودی مشهود داشته است.

وی افزود: پس از پذیرش کودکان، اولویت کاری بهزیستی، ارائه خدمات مددکاری همه جانبه و بررسی و ایجاد شرایط مناسب برای حضور و بازگشت کودکان نزد والدین و یا اجداد پدری و مادری از طریق حکم قضایی است؛ در صورت نبود شرایط مناسب نگهداری کودکان، آنان در مراکز بهزیستی نگهداری خواهند شد.

معاون امور اجتماعی بهزیستی استان تهران  در پایان گفت: در خصوص اعتیاد والدین این کودکان، بهزیستی آمادگی لازم را برای فراهم کردن شرایط درمان آنان را در مراکز بهبودی اقامتی خود دارد.

منبع: ایسنا

بهمن
۱۵
تجاوز به پسر بچه‌ها، هشدارها و علائم را جدی بگیریم
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Strong male hands cover little girl face with emotional stress pain afraid call for help struggle terrified expression.Concept Photo of abduction missing kidnappedvictim hostage abused child
image_pdfimage_print

Photo: lucidwaters/bigphoto.com

ماهرخ غلامحسین پور

«محمد بیجه» را به خاطر دارید. کارگر کوره‌پزخانه‌ای در خاتون‌آباد تهران بود که پس از دستگیری، به تجاوز و قتل ۱۷ کودک و سه بزرگسال اعتراف کرد. مورد بیجه به شدت افکارعمومی را به خشم و اندوه انداخت. خاطراتی که او از اعمال خشونت‌های  شدید خانگی و تجربه تجاوز در دوران کودکی‌اش در روزهای پیش از اعدام تعریف کرد، بعدها دستمایه تحقیقات برخی از پژوهشگران علوم جنایی و رفتارشناسی قرار گرفت.

بیجه هرگز مادرش را به خاطر نمی‌آورد چون او ترکش کرده است وقتی کودک بوده و  پدرش فردی مستبد و خشونت‌گر بوده که در دوران کودکی دست و پایش را با زنجیر می‌بسته و او را می‌زده.

بیجه در اعترافاتش گفته بود یک بار بعد از درگیری و کتک‌های وحشیانه پدرش، با آجر به سر خودش ضربه زده تا بمیرد. او بارها در کودکی و در محیط خانه مورد وحشیانه‌ترین اشکال خشونت قرار گرفته بود. نامادری بدنش را با سیگار می‌سوزاند و پدرش چندین بار با میله آهنی قصد کشتنش را داشت.

بیجه از همان کودکی مورد تجاوز قرار گرفت. او بعد از این تجربه‌های دهشتبار و زمانی که به سن جوانی رسید، همه اتفاقاتی را که تجربه کرده بود برای کودکان فقیر حاشیه پاکدشت بازسازی کرد، این بار او در آن سوی ماجرا ایستاده بود. او خشونت‌گر بود.

سه عاملی که از بیجه جانی ساخت

بیجه دوست نزدیکش را که از ترس کتک‌ها و خشونت‌های پدرش به بیجه پناه آورده بود را با تزریق سیانور کشت تا به باور خودش او را از بلای خشونت و آزار و تجاوز نجات داده باشد. او پیش از مرگش در اتاقی که برای اعدام مهیایش می‌کردند گفته بود: سه عامل باعث شده که آن لحظه آنجا باشد، تجاوزی که در کودکی به او شده بود، خشونت و آزارهای پدر و نامادری و فقر اقتصادی.

محققان علم روانشناسی تاکید می‌کنند که بین خشونت و تجاوز خانگی در کودکی و شکل‌گیری شخصیت ضد‌اجتماعی و داشتن روحیه مهاجم در بزرگسالی، ارتباط مستقیمی وجود دارد.

[در این باره بیشتر بخوانید: تجاوز خانگی به پسران، دردی که همه کتمان می‌کنند]

میزان صدمات تابعی از شرایط است

از دکتر رضا کاظم‌زاده، روانشناس و روان درمانگر ساکن بلژیک در مورد اثرات تجاوز بر روح و روان کودکان با تمرکز بر مسئله تجاوز بر پسران سوال می‌کنم. او میزان اثرگذاری این اتفاق دردناک را متفاوت و بسته به شرایط کودک ارزیابی می‌کند.

به باور دکتر رضا کاظم‌زاده، این که رابطه کودک با آزاررسانش چه طور رابطه خویشاوندی است؟ شرایط خانوادگی و موقعیت فردی کودک چگونه است؟ جامعه کوچک پیرامونش چه کیفیتی دارند؟ یا از جانب کدام عضو خانواده این تعرض انجام شده ، در میزان اثرگذاری ماجرا تفاوت ایجاد می‌کند.

این روان‌شناس معتقد است: بسته به میزان اعتماد کودک به فرد خشونت‌گر، ابعاد ماجرا شکل می‌گیرد: آیا فرد خشونت‌گر جزو کسانی بوده که مورد اعتماد کودک بوده است یا خیر؟ کسی است که کودک او را می‌شناسد و با او ارتباط مداوم داشته و کماکان بعد از این اتفاق هم دارد؟ آیا تجاوز یا تعرض جنسی فقط یک بار اتفاق افتاده است یا چندین بار تکرار شده، و کودک پس از آن تهدید شده است؟ توانایی و قوای ذهنی کودک هم در اثرات بعدی موثر است. این که تا چه حد عمق خشونت را درک کرده و متوجه شده است؟ این که کودک تا چه حد درون‌گرا یا برون‌گراست. به هر حال این اتفاق دردناک است اما میزان اثرگذاری آن بسته به سن و سال کودک و میزان درک و فهمش از شرایط متغییر است.

اتفاقی که زندگی افراد را تغییر می‌دهد

رحیمه می‌گوید پسرش تا پیش از آن هرگز سابقه شب ادراری نداشت. او فعال، شاد، اجتماعی و برون‌گرا بود و در تمامی برنامه‌های جمعی و خانوادگی حضور داشت. اما از یک ماه قبل از آن متوجه شده بود که کودکش در جمع فامیل و اعضای خانواده به اتاقش پناه می‌برد، میلی به حضور در جمع خانواده ندارد و اگر مجبورش می‌کردند، به وضوح دچار اضطراب شدید می‌شده است. بعد از این‌که چندین بار با کودک به مهربانی حرف زده، پسرش با گریه و رنجش بسیار اعتراف کرده که پسرعمویش که بیست و سه ساله است، در جریان پیک‌نیک خانوادگی و رفتن به باغ یکی از آشنایان ‌ به بهانه بازی و فوتبال او را به گوشه خلوتی کشانده، به او تجاوز کرده و البته تاکید کرده که اگر به کسی چیزی بگوید، او را می‌کشد.

دکتر رضا کاظم‌زاده می‌گوید: معمولا بخشی از صدمات ناشی از تجاوز کوتاه مدت هستند؛ مثل اضطراب شدید، ترس از تنها خوابیدن در اتاق، شب‌ادراری، ترس از حضور در جمع  یا به شکل ملایم‌تر کشیدن نقاشی‌هایی با اشکال مبهم و تیره، عقب افتادگی در جریان آموزش و یادگیری و افت نمرات درسی، یا حتی بروز برخی بیماری‌های روان تنی مثلا حساسیت‌های فصلی یا پوستی و کاهش سیستم دفاعی بدن در مقابل بیماری‌های مختلف، که منجر به تند تند مریض شدن کودک آزاردیده می‌شود.

[در این باره بیشتر بخوانید: تجاوز خانگی به پسران، دردی که همه کتمان می‌کنند]

او با تکیه بر موارد تجربی که به مطبش مراجعه کرده‌اند و آنچه که تا به حال خوانده و شنیده می‌گوید: «تصور می‌کنم تجاوز جنسی خانگی در پسر بچه‌ها شایع‌تر از دختر بچه‌هاست. چون پسرها راحت‌تر در دسترس‌اند و غالبا تجاوز به پسران در سنین پایین توسط دایره آشنایان یا خانواده اتفاق می‌افتد. اگر نه الزاما توسط اعضای خانواده هسته‌ای، اما افرادی چون دایی، عمو، پسر خاله یا حتی وابستگان دورتر. چون در این سن و سال معمولا کودک روابط گسترده‌ایی بیرون از خانه ندارد و در سال‌های اولیه زندگی، با افراد غریبه و خارج از محیط خانواده مرتبط نیست.»

او می‌گوید مراجعینی داشته که برای مشکلات کاملا متفاوتی برای درمان رجوع کرده‌اند، در ابتدا مسئله‌شان موضوع تجاوز نبوده، اما وقتی وارد مرحله درمان شده‌اند، او به عنوان درمانگر متوجه شده که ریشه مشکلاتشان به مسئله تجاوز برمی‌گردد.

از او می‌پرسم آیا مراجعه کننده ایرانی هم داشته است؟ «بله. وقتی مقایسه می کنم بین ملیت مراجعینم، تصور می‌کنم میزان تجاوز یا تعرض جنسی در جامعه ما کم نیست. الزاما منظورم تجاوز به معنای عرفی کلمه یعنی ارتباط کامل جنسی خشونت‌بار و به زور نیست، بلکه هر نوع دست درازی و تعرض جنسی منظور من است. از دستمالی کردن اعضای جنسی کودک گرفته تا لخت کردنش که غالبا از سوی افرادی انجام می‌شود که عضوی از خانواده هستند.»

ریشه اعتماد از بین می‌رود

کارشناسان علوم رفتاری می‌گویند هرچقدر رابطه مابین فرد متجاوز و کودک نزدیک‌تر و درهم تنیده‌تر باشد، یا هر چقدر که تجاوز، به دفعات تکرار شود، میزان آسیب پذیری کودک بیشتر و اثرات این اتفاق دردناک، ماندگارتر خواهد بود، چون ریشه اعتماد کودک به سایر اعضای جامعه را می‌سوزاند.

دکتر کاظم زاده در پاسخ این سوال که چرا اثرات تجاوز از سوی اعضای هسته‌ای خانواده به مراتب ماندگارتر و دردناک تر است؟ می‌گوید:«چون امکان تکرار این اتفاق بیشتر می‌شود و اثراتش شدیدتر است. این اتفاق در خانواده اعتماد پایه کودک نسبت به افراد بالغ و اعضای خانواده را خدشه‌دار می‌کند و این صدمات می‌تواند ضایعات گسترده‌ای را در پی داشته باشد. خصوصا در بسیاری موارد با امکاناتی که فرد بالغ در اختیار دارد، مدت طولانی‌تری این آسیب پنهان می‌ماند.»

رحیمه، می‌گوید: با این که رنج بسیاری از این موضوع برده اما تا چند روزی سبک و سنگین می‌کرده که آیا مسئله را علنی کند؟ او از واکنش اعضای خانواده، بی‌آبرویی و فشارهایی که احتمالا به او و کودکش تحمیل می‌شده و از قضاوت دیگران بیمناک بوده است.

پنهان‌کاری، پنهان‌کاری

دکتر کاظم زاده این پنهان‌کاری را ناشی از تابو بودن گفت‌و‌گو درباره تجاوز در برخی فرهنگ‌ها می‌داند: «گاهی ماجرا به لحاظ فرهنگی آنقدر سنگین است که سایر اعضای خانواده هم اگر این ارتباط را حدس زده یا نشانه‌هایی دیده باشند، به نوعی به طور ناخودآگاه میلی برای مواجهه با حقیقت از خودشان نشان نمی‌دهند. ناخودآگاه تلاش می‌کنند این ماجرا را نبینند یا نفهمند. حتی متاسفانه در برخی از مراجعینم که در خانواده و محیط سنتی‌تری رشد کرده‌اند، با اینکه کودک اختلالات روانی شدیدی داشته است، به جای تشخیص درست تجاوز تشخیص‌هایی مثل اسکیزوفرنی یا اختلالات دیگری داده‌اند. چون پذیرش آن بیماری‌ها به لحاظ اجتماعی در آن جوامع آسان‌تر بوده است. حتی در مواردی دیده‌ام که رنج ناشی از تجاوز به کودک تبدیل به صرع شده است، صرع نه به معنای پزشکی‌اش، بلکه واکنشی ناشی از تجاوز مکرر که در خانواده رخ می‌داده.»

او می‌گوید در مواردی در خصوص مراجعینش متوجه شده که تجاوز به کودک در درازمدت تکرار می‌شده، اما به علت تهیدستی و فقر، خانواده امکان حمایت کافی از کودک را نداشته‌اند. آنها اساسا وقت نداشته‌اند صرف کودک آسیب دیده کنند و کودک در شرایطی قرار گرفته که حتی افرادی که نسبت نزدیک با او نداشته‌اند این امکان و جسارت را پیدا کرده‌اند که از او سوءاستفاده کنند، بدون اینکه متوجه عمق فاجعه باشند.

 

بهمن
۶
پیامدهای تنبیه جسمی کودک
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Abused little girl with a broken arm covering here face while crying. Concept photo of child abuse violent in the familydomestic violent social issues.
image_pdfimage_print
یک کارشناس اجتماعی گفت: شکل‌گیری افسردگی، فرار از مدرسه، فرار از منزل، روی آوردن به فحشا و اعتیاد در سن نوجوانی، بزهکاری و رفتار غیراجتماعی از پیامدهای مهم تنبیه جسمی کودکان است.
 نسرین شهبازی اظهار کرد: حمایت از کودکان رسالتی است که علم حقوق از دیرباز بر آن تأکید داشته بطوری‌که ترقی زندگی اجتماعی با تعلیم و پرورش کودکان شایسته امکان‌پذیر بوده که بر این اساس صیانت از حقوق کودکان برنامه‌ریزی‌شده است.
وی بابیان این‌که حمایت قانون از کودک در ابعاد گوناگون مطرح است، افزود: کودکان در هر دوره از زندگی دارای حقوق ویژه و نیازمندی‌های خاص هستند تا در سایه این حمایت‌ها بتوانند از صحت و سلامت روحی و جسمی برخوردار و حضوری مفید و سازنده در اجتماع داشته باشند.
شهبازی خاطرنشان کرد: گفته‌های کارشناس مصداق این مسأله است که کودکان دارای حق‌وحقوقی بوده که حمایت قانونی از آن‌ها را شفاف و بر این نکته تأکید دارد که حقوق کودکان باید ابتدا توسط والدین و سپس در جامعه رعایت شود.
این کارشناس اجتماعی ادامه داد: والدینی که بدون در نظر گرفتن حق کودک به‌علت حس مالکیتی که بر فرزندشان داشته اقدام به تنبیه آن‌ها می‌کنند شاید هنوز از عواقب تنبیه بدنی آن‌ها بی‌اطلاع هستند.
وی افزود: کودکی که تنبیه جسمانی می‌شود پس از مدتی رفتاری را که والدین از او انتظار دارند تحقق‌نیافته و ممکن است پدر و مادر بر میزان و شدت تنبیه برای گرفتن نتیجه اضافه کنند که این مسأله به آسیب جسمی جبران‌ناپذیری نظیر شکستگی، سوختگی و خون‌ریزی بدن کودک منجر می‌شود و کودکی هم که کتک می‌خورد از همان دوران بچگی می‌آموزد که راه‌حل مشکلات ابراز خشم به دیگران است.
شهبازی تصریح کرد: تنبیه بدنی اگر مداوم و مستمر باشد موجب پائین آمدن اعتمادبه‌نفس در کودکان شده و واژه‌هایی نظیر من لیاقت ندارم، من ناتوانم و من به چشم نمی‌آیم را که در حین کتک از والدین دریافت کرده به‌عنوان یک باور در ذهن خود ثبت می‌کند.
وی اعتماد نداشتن به دنیا و محیط اطراف را از دیگر عواقب تنبیه جسمی کودکان دانست و افزود: کودکانی که در سن زیر ۲ سالگی از والدین خود کتک می‌خورند و باخشم با آنان رفتار می‌شود دنیا را از دید خود مکانی ناامن می‌بینند چراکه از سوی افرادی که مراحل اولیه اتکا و اعتمادبه‌نفس را قرار است در آنان شکل دهند تنبیه می‌شوند.
وی شکل‌گیری افسردگی، فرار از مدرسه، فرار از منزل، روی آوردن به فحشا و اعتیاد در سن نوجوانی، بزهکاری و رفتار غیراجتماعی را از دیگر پیامدهای تنبیه جسمی کودکان دانست.
منبع: ایسنا
بهمن
۱
تجاوز خانگی به پسران، دردی که همه کتمان می‌کنند
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Hands touching frosted glass. Conceptual scream for help, depression, stress, panic
image_pdfimage_print

Photo: PHOTOCREO Michal Bednarek/Bigstockphoto.com

ماهرخ غلامحسین پور

امسال دوستی مجازی‌مان وارد چهارمین سال متوالی شده، در طول این چند ساله و بعد از آشنایی با او، ذهنم نسبت به موضوع تجاوز به پسر بچه‌ها به شدت حساس و دردناک شده است. خود به خود بین آدم‌های دور و برم دنبال نشانه‌ها می‌گردم، مدام فضای مجازی را می‌کاوم. شاید مطلبی تسلادهنده یا هدایت‌کننده پیدا کنم و لینک مطلب را به امید کمکی هرچند ناچیز برایش کپی–پیست کنم. او با کسی حرف نمی‌زند. عملا دوست نزدیکی ندارد. میلی هم برای مراجعه به مشاور یا روانکاو ندارد. اما به من اعتماد کرده و به شدت مراقب هستم مبادا اعتمادش را از دست بدهد.

پس از مصاحبه با یک قربانی خشونت خانگی که با اقبال رسانه‌ها مواجه شد برایم ایمیل زد. اولش با شرم و به سختی حرف می‌زد. آن روزها نمی دانستم چرا؟ باید تلاش می‌کردم تا جمله‌هایش به نتیجه برسند و بتوانم توجهش را جلب کنم. مادرش را به خاطر نداشت. بعد از تولد پسرش، خانه را ترک کرده بود.عمه‌ایی که مسئولیت نگهداری‌اش را داشت در سن چهارسالگی به علت ابتلای به سرطان درگذشته بود و درست بعد از مرگ عمه مهربان، زندگی فاجعه بار او شروع شده بود. پدرش که کارگر یک کارخانه در حاشیه شهر تهران بود از پنج سالگی تا یازده سالگی، به صورت پیوسته به او تجاوز می‌کرد. بخش دردناک ماجرا اینجاست که او نمی‌دانسته این شکل رابطه خشونت بار، بخشی از تعریف متداول و هر روزه رابطه پدر- فرزندی نیست. او فکر می‌کرده همه پدرها همین‌اند. تا اینکه یک روز که از شدت درد و بی اختیاری مدفوع پیش دوست همکلاسی‌اش می نالیده و از او می‌پرسیده که او با این مسئله چه می‌کند؟ تازه آن موقع فهمیده چرا همه جای روحش درد می‌کند و خودش هم می ترسیده باورش کند.

اجازه می‌گیرم برای نوشتن این سطرها، شانه‌اش را بالا می اندازد و می‌گوید «به هر حال او مرده و هیچ کس هم نیست که مرا بشناسد.» هر بار از او می خواهم به مشاوره یا روانکاوی تن بدهد اما از هزینه بالای این خدمات لوکس درایران می‌گوید و تقریبا همه مکالمات‌مان به این جمله ختم می شود: «ماهرخ! ای کاش همه اینها رخ داده بود اما او نبود. کاش کس دیگری بود…..» و من مچاله می‌شوم. توی دلم و آه می کشم.

نرینگی دستکاری شده، عامل سکوت دهشتبار

بعد از حرف زدن‌های مداممان حس می‌کنم پسرانی که قربانی خشونت خانگی‌اند، به مراتب شرایطی دردناک‌تر و پیچیده‌تر از دخترانی را تجربه می کنند که در شرایط مشابه قرار گرفته‌اند.

اینجا حرف از تجاوز یک ناظم به دانش آموز، تجاوز وحشیانه یک مربی فوتبال به پسران علاقمند به این ورزش، تجاوز چند نفر به پسرکی نوجوان بعد از آشنایی در فضای مجازی بی‌تاک، یا تجاوز یک راننده جانی به پسرکی که با دلخوشی از مدرسه برمی گشته، نیست… صحبت از اتفاق تلخ‌تر و دهشتبارتری است که پایه‌ها و بنیان اعتماد هر انسانی را می‌تواند تا ابد به ویرانه‌ای غیر قابل ترمیم بدل کند. صحبت از تجاوز پدر، برادر، دایی، عمو، پسر خاله و پدر بزرگ به پسرکانی است که دلشان به امنیت خانه و کسانی گرم است که نقطه اتصالشان به زندگی هستند.

کسی حرفی نمی‌زند

با واکاوی موضوع متوجه می شوید که در این مورد حرف‌های زیادی زده نشده. به ندرت کسی از تجاوز خانگی به پسران می نویسد. چرا که قربانیان ذکور تجاوز خانگی، طرح این مسئله را دون‌شآن عنصر مردانگی و نرینگی می دانند که با آن هویت می‌یابند.

 آنها سال‌های متوالی با این درد کهنه خو می‌کنند، از پس و پیش احساساتشان، خشم و نفرت و پرخاشگری می‌بارد. حول ماجرا می‌چرخند و فقط به یک نقطه نمی‌پردازند. آنهم خود درد است. تاول عفونت باری که قلبشان را مریض کرده است، درد ناشی از تجاوز خانگی ….غالبشان از طرح آن گریزان و ترسانند.

آنها سکوت می کنند و چه بسا هر کدام از آن آزاردیدگان ، تبدیل به آزاررسانانی دیگر خواهند شد. افکار عمومی هنوز هم خاطره تلخ کشتارهای «محمد بیجه» را از خاطر نبرده است. مرد جوانی که بیست و دو کودک را در پاکدشت تهران مورد تجاوز قرار داد و کشت، چون از خشم ناشی از تجاوز جنسی دوران کودکی رنج می برد.

نمی‌توانیم گزارش بدهیم

خانواده کودک رنجور شده، از ترس انگی که به پسر آزاردیده خواهد خورد و فاعلیت جنسی‌اش را زیر سوال می برد، در پی اثبات آن نیستند. گاهی ممکن است فردی که مورد سوء‌استفاده قرار گرفته به علت ترس و تهدید از سوی فرد آزاررسان و آسیبی که ممکن است به جانش برسد، در این مورد سکوت کرده باشد.

 اما همیشه نشانه‌ها و روایت‌هایی برای تردید نسبت به این موقعیت دشوار برای سایر اعضای خانواده وجود دارد.

نام و نشانی ریحانه را هم او به من می دهد. «ریحانه» پرستار بیمارستان زعیم است. بیمارستانی حوالی پاکدشت. او می‌گوید کودکان متعددی را به آنجا می‌آورند که از ناحیه مقعد زخمی هستند. درمان می‌شوند و به قربانگاه و مسلخشان برمی‌گردند.

«ما نمی‌توانیم گزارش بدهیم چون وقتی از کودک می‌پرسیم انکار و پنهانکاری می‌کند. خانواده‌اش می‌گویند به خاطر یبوست مدام و ترومای ناشی از سفتی مدفوع به این وضعیت دچار شده. ممکن است در مواردی این ادعا درست باشد اما مواردی هست که به شکل آشکاری می شود پنهان‌کاری و ترس والدین را دید. کودک از اسپاسم و درد در ناحیه مقعد رنج می برد.»

تصور می کنم حتی اگر نسبت به کلمه «متعدد» مردد باشم، حتی یک مورد هم می‌تواند دهشتناک باشد. کودکی که به علت عوارض ناشی از تجاوز، دچار زخم و شقاق شده، بقیه اعضای خانواده هم خبردار شده‌اند، او را درمان می کنند و باز هم به همان محیط دهشتبار قبلی برمی گردانند.

او می گوید کودکان مبتلا به «فیشر» یا همان زخم مقعدی ممکن است علاوه بر ضربه‌های سخت روحی ناشی از تجاوز، ساعت‌ها به علت درد ناحیه مقعد در زمان اجابت مزاج، از رفتن به توالت امتناع کنند.

آمارهای مخفی مانده

به راحتی می شود فهمید که به ندرت، زخم چرکین تجاوز خانگی علیه پسران سرباز می‌کند. شاید یکی از دلایل پنهانکاری و سکوتی که خانواده قربانی در پیش می‌گیرند، مجازات‌های سنگینی است که جامعه و قانون برای فرد متجاوز در نظر گرفته است. ممکن است فرد قربانی سکوت کند چون نمی‌خواهد عضو دیگر خانواده را با مجازات‌هایی از آن دست روبرو کند.

تنها آمار موجود برمی گردد به گفت و گوی سال ۱۳۹۱ «اسماعیل احمدی مقدم»، فرمانده سابق نیروی انتظامی ایران با روزنامه قانون که در آن گفت‌وگو درباره آمار پرونده‌‌های به ثبت رسیده در مورد تجاوز به پسران زیر ۱۵ سال اظهار نظر کرده بود. او گفته بود:«از نهصد پرونده ثبت شده درباره تجاوز در سال ۱۳۹۰، حدود ۴۰ درصد آمار مربوط به تجاوز به زنان و ۶۰ درصد آن مربوط به مردان بوده که بیشتر این افراد در گروه سنی زیر ۱۵ سال بوده اند.»

 

دی
۲۸
از کودک‌آزاری آموزشی تا تشدید سندروم نمره بیست
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
f08f27
image_pdfimage_print

یک جامعه شناس و استاد دانشگاه به وجود مدارس آسیب‌زا اشاره کرد و گفت: در حوزه روانشناسی اصطلاحی تحت عنوان “کودک آزاری آموزشی” داریم و این کودک آزاری زمانی رخ می‌دهد که با محیط‌های آسیب زا در مدارس و نوع نظام تعلیم و تربیتی مبتنی بر محفوظات که یک نظام جذاب و مورد توجه نیست، مواجه باشیم.

رضا اسماعیلی  پیرامون نقش مشاوران و جایگاه امور پرورشی در مدارس به منظور پیشگیری از بروز آسیب‌های اجتماعی در مدارس با توجه به انتشار فیمی از خودآزاری و خودزنی دانش‌آموزان در فضای مجازی اظهار کرد: خودزنی، اوج احساس ناتوانی است که به فرد دست می دهد و به همین دلیل اگر جایگاه وی در خانواده، در سیستم بزرگتر مدرسه و پس از آن در محیط اجتماعی به درستی تعریف نشود و احساس مفید بودن و توانمندی در او بوجود نیاید به نقطه ای میرسد که در درجه اول احساس بی‌تفاوتی  و سپس رنجش از خود می کند.

وی افزود: اگر این مسئله تشدید شود به آسیب رسانی به خود منتهی می شود. یکی از عوامل مهم و اثرگذار، جایگاه مطلوب دانش آموزان در ارتباط با خانواده، دوستان و نهادهای اجتماعی چون مدرسه است و اگر فرد احساس اثربخشی  و تعلق و فایده مندی نداشته باشد در نهایت دچار بیگانگی از سیستم خانواده، مدرسه  و اجتماع شده و چون راه برون رفتی ندارد دست به خودزنی می‌زند.

فاصله گروهی از دانش‌آموزان با سیستم رسمی تعلیم و تربیت

لزوم بازنگری و احیای سیستم پرورشی

این جامعه شناس و استاد دانشگاه با بیان اینکه علی رغم تلاش های صورت گرفته در عرصه پرورشی اکنون یکی از چالش های مهم فرهنگی و تربیتی در سیستم های آموزشی فاصله گیری با نیازها، خواسته ها و انتظارات واقعی دانش آموزان است گفت:  نظام فرهنگی و پرورشی می‌تواند پاسخگوی نیازهای بخشی از دانش آموزان باشد که در سیستم رسمی رشد کرده‌اند اما گروهی از دانش آموزان به لحاظ تربیتی با سیستم رسمی تعلیم و تربیت فاصله پیدا کرده‌اند و این سیستم رسمی آمادگی و توانمندی پاسخگویی به نیاز این گروه از دانش‌آموزان را ندارد.

اسماعیلی با تاکید بر اینکه نیازمند بازنگری و احیای سیستم فرهنگی و پرورشی هستیم عنوان کرد: احیای نظام پرورشی و متناسب سازی آن با نیازهای تربیتی دانش آموزان که در معرض تغییرات و تحولات است از جمله ضرورت های بنیادین به حساب می‌آید.

تعطیلی مدارس؛ باشکوه‌ترین لحظه‌ دانش‌آموزان 

وی به وجود مدارس آسیب‌زا اشاره کرد و گفت: در حوزه روانشناسی اصطلاحی تحت عنوان ” کودک آزاری آموزشی” داریم و این کودک آزاری زمانی رخ می‌دهد که  با محیط‌های آسیب زا در مدارس و نوع نظام تعلیم و تربیتی مبتنی بر محفوظات که یک نظام جذاب و مورد توجه نیست مواجه باشیم.  به همین خاطر است که وقتی مدارس تعطیل می‌شوند، یکی از  زیباترین و باشکوه ترین لحظه‌های دانش آموزان به ثبت می‌رسد و شور و شوق آنها برای تعطیل شدن مدارس نشان می‌دهد مدارس ما گرفتار آسیب‌زایی مزمن شده‌اند و از سوی دیگر خانواده‌ها هم “سندروم ۲۰ ” و نمره بالا گرفتن را تشدید می کنند و انتظار دارند فرزندانشان همیشه سرآمد باشند در حالی که به لحاظ هوشی در رده معمولی قرار دارند.

بنگاه‌هایی که در حال جهت دهی به نظام آموزش و پرروش هستند

این جامعه شناس و استاد دانشگاه افزود: تاکید فراوان نظام آموزشی روی حیطه امتحانات و کنکور و تبلیغات بنگاه‌های پولی و مالی که در بیرون از آموزش وپرورش در حال جهت دهی به نظام آموزش و پرروش هستند، آسیب‌های بسیاری  را ایجاد کرده و متاسفانه این عارضه به دوره ابتدایی هم رسیده است و بسیاری مدارس خواسته و ناخواسته در این مسیر قرار می گیرند و این یک نظام تعلیم و تربیت آسیب زاست.

اسماعیلی با بیان اینکه کودک آزاری آموزشی یعنی آموزشی که باید پلکانی برای رشد و تعالی باشد را به عنوان “اهرم رنج” نمایش داده‌ایم گفت: امتحان که ابزاری برای سنجش آموخته‌هاست به یک ابزار انتقامی تبدیل شده است و مدام کودکان و افراد در سن آموزش را تحقیر می‌کند. نوع آموزش و انتظارات والدین محیط آموزشی را به یک محیط بیمارگونه تبدیل کرده و بچه ها از محیط مدرسه احساس لذت و خوشایندی نمی‌کنند و از محیط مدرسه دوری می‌کنند. کودک آزاری هم در محتوا و هم در روش‌های آموزشی که از یاددهی شروع می‌شود و به تست و امتحان و سنجش می‌رسد، دیده می‌شود.

منبع: ایسنا