صفحه اصلی  »  کودک‌آزاری
image_pdfimage_print
آبان
۱۲
لایحه حمایت از کودکان می‌تواند به کاهش کودک‌آزاری کمک کند
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
ایرنا
image_pdfimage_print

دبیر اجرایی سمینار کودک آزاری جمعیت امام علی (ع) با اشاره به خلاءهای قانونی برای مبارزه با کودک آزاری گفت: تصویب حتی بخشی از لایحه حمایت از کودکان و نوجوان می تواند به کاهش کودک آزاری کمک کند.

رویا منوچهری پنجشنبه در نشست «نقش رسانه در پیشگیری، مداخله و درمان کودک آزاری در سکونت گاه های فقیرنشین» که در هفتمین روز فعالیت بیست و سومین نمایشگاه مطبوعات برگزار شد، با اشاره به سابقه فعالیت ۲۰ ساله جمعیت امام علی در حوزه کاهش آسیب های اجتماعی، گفت: نقش رسانه در پیگیری موضوعات کودک آزاری بسیار برجسته است.

وی در ادامه با اشاره به اینکه جمعیت امام علی در تلاش است، حساسیت و توجه کارگزاران اجتماعی و دولتی را به موضوع کودک آزاری جلب کند، افزود: برای این منظور سمیناری با عنوان کودک آزاری در بهمن ماه امسال برگزار می کنیم و تحقیقات میدانی و دانشگاهی که انجام دادیم را ارائه خواهیم کرد.

این فعال اجتماعی، دلیل بروز بیشتر کودک آزاری در مناطق حاشیه شهرها را نابسامانی در خانواده ها عنوان کرد و گفت: بسیاری از این کودکان در خانواده هایی با مشکلات زیاد زندگی می کنند.

منوچهری جرم خیز بودن مناطق حاشیه ای را یکی دیگر از دلایل کودک آزاری در این مناطق اعلام کرد و افزود: نبود قانون حمایتی و توزیع پخش مواد مخدر صنعتی از دیگر دلایل کودک آزاری در این مناطق است.

وی با بیان اینکه بیشتر کودک آزاری ها از سوی خانواده کودک رخ می دهد، اظهار کرد: در بسیاری از کودک آزاری ها پدر و مادر که قیم وی هستند به کودک آزار می رسانند.

این فعال حقوق کودکان با تاکید بر اینکه کودک آزاری یک جرم عمومی محسوب می شود و اگر فردی شاهد این اتفاق مثلا در همسایگی خانه اش باشد و آن را اطلاع ندهد، شریک جرم خواهد بود، تصریح کرد: رسانه ها می توانند در آگاهی بخشی نسبت به این موضوع کمک زیادی بکنند.

وی کودک آزاری را موضوعی جهان شمول دانست و اضافه کرد: تابو بودن مساله کودک آزاری، خلاءهای قانونی برای برخورد با مجرمان و به قانونی نشدن لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان در ایران از مشکلات برای جلوگیری از کودک آزاری در کشور است.

منوچهری با اعلام این که اگر حتی بخشی از این لایحه که در مجلس قرار دارد به قانون تبدیل شود بسیاری از این مشکلات کاسته می شود، گفت: نمایندگان مجلس باید به ضرورت این لایحه آگاه شوند.

وی افزود: هم اکنون جمعیت امام علی ۳۵ مرکز در مناطق حاشیه نشین کشور دارد که ۱۱ مرکز آن در حاشیه تهران است.

منبع: خبرگزاری ایرنا

بهمن
۲۹
با کودک قربانی تجاوز چه کنیم؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Abused little girl with a broken arm covering here face while crying. Concept photo of child abuse violent in the familydomestic violent social issues.
image_pdfimage_print

Photo: lucidwaters/bigstock.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

همیشه به عنوان مادری که در مسیر رشد و تربیت دو کودک گام برمی دارد، از خودم می‌پرسم اگر به یک‌باره متوجه علائم هشداردهنده تجاوز در رفتار یکی از کودکانم شدم، بهترین واکنش ممکن چیست؟

بهتر است فکر نکنیم این همیشه دیگرانند که درگیر مشکل خواهند شد. گاهی دقیقا وقتی که در خوابیم اتفاق می‌افتد.

غالبا در قبال این پرسش و بدون اینکه در شرایط عینی، آن را تجربه کرده باشم، دست و پایم شروع به لرزیدن می‌کنند و احساس و روش منطقی ذهنم را گم می‌کنم. من به عنوان روزنامه‌نگاری که سال‌های متوالی است در مورد کودکان آسیب دیده می‌نویسم و می‌خوانم، واقعا به درستی نمی‌دانم اگر با این فاجعه مواجه شدم، بهترین واکنشی چیست؟

دکتر رضا کاظم زاده، روانشناس و روان درمانگر ساکن بلژیک، توصیه می کند: باید به عنوان پدر و مادر به هوش باشیم و علائم را دنبال کنیم. اگر شاهد ترس و وحشت کودک از آدم های پیرامون و حتی ترس از نزدیک شدن به آنها باشیم، حتی اگر الزاما آنها تجاوزگر نباشند، می تواند علامت تجاوز باشد. باید تغییرات رفتاری کودکان را جدی گرفت و به عنوان زنگ خطر آنها را دنبال کرد. [بیشتر بخوانید: تجاوز به پسر بچه‌ها، هشدارها و علائم را جدی بگیریم]

اما در عمل و به محض اینکه یک مادر متوجه تغییرات و علائمی شد که می‌تواند نشان دهنده تجاوز خانگی به کودک باشد، باید چه واکنشی داشته باشد؟ آیا باید کنجکاوی کنیم؟ کودک را برای فهم ماجرا تحت فشار بگذاریم؟ او را بازجویی و بازپرسی کنیم؟ دستپاچه و ویران شده به پلیس مراجعه کنیم؟ مسلما پاسخ همه این سوالات منفی است. [بیشتر بخوانید: تجاوز خانگی به پسران، دردی که همه کتمان می‌کنند]

نخستین کاری که لازم است انجام بدهیم ایجاد فضای امن برای کودک است. او باید مطمئن باشد که دیگر به هیچ وجه و در هیچ شرایطی در معرض خطر دوباره نخواهد بود و به طور کامل، پشتیبانی و حمایت خواهد شد.

دکتر کاظم زاده می‌گوید کودکان وقتی در موقعیت دشوار قرار می گیرند قادر نیستند از خودشان دفاع کنند. اصلا نمی دانند باید چه کاری انجام بدهند و اقدام درست کدام است؟ کسی به آنها آموزش نداده که مثلا اگر عضو خانواده یا دوستی که سابق بر این با تو خوب برخورد کرده، رفتار ناخوشایندی انجام داد باید چطور برخورد کند؟ اولین گام و پیش از  وقوع فاجعه، آموزش عکس العمل مناسب کودک در این شرایط است.

او می‌گوید غالبا کودکان در این قبیل موارد منفعل و در سکوت با مسئله برخورد می‌کنند. صریح نیستند. در حالی که نتایج تحقیقات نشان داده که وقتی کودک را آموزش بدهی، کاهش دست درازی به او چشمگیر خواهد بود و کودک قادر است شیوه دفاعی را با جرات بیشتری اجرا کند.

اما پس از حادثه چه کنیم؟

این روان‌درمانگر مراجعه به مشاور و متخصص را لازم و ضرری می داند اما لزومی ندارد در نخستین جلسه حتما کودک را با خودتان ببرید یا او را تحت فشار بگذارید:

«این امکان وجود دارد که والد، خودش به مشاور مراجعه کرده و مسئله را طرح کند. قربانی در این شرایط خودش را گناه‌کار و مقصرمی داند و تصور می کند که اگر برخورد بهتری کرده بود، احتمالا این اتفاق برایش رخ نمی‌داد به همین دلیل کنجکاوی آَشکار و پرسشگری غیرمنطقی می‌تواند این تصور را که کار اشتباهی کرده دامن بزند. او باید مطلقا احساس امنیت کند و این مهم است.»

آموزش کلید پیشگیری

در غالب کشورهایی که از همان ابتدا توسط خانواده و جامعه ، تلویزیون و سایر رسانه‌های جمعی، محدوده اندام‌های شخصی را به کودک آموزش می‌دهند، آمار تجاوز جنسی به شکل معناداری کاهش یافته است.

در ایران و پس از اتفاقی که برای دختری افغانستانی به نام «ستایش» رخ داد، مسئولان آموزشی مصمم شده اند آموزش پیشگیری از آزارهای جنسی کودکان را اجباری کنند.

روزنامه شرق در مقاله‌ای به قلم شهرزاد همتی، از قول مدیر کل اموراجتماعی و فرهنگی استانداری تهران نوشته است که به زودی این قبیل آموزش ها در مهدکودک ها و پیش دبستانی ها، قانونی و اجباری خواهد شد.

دکتر رضا کاظم زاده به کارنامه موفق برخی کشورها از جمله کانادا در این حوزه اشاره می‌کند: «آنها برنامه‌های خوبی در حوزه فرهنگی انجام داده‌اند از طریق نقاشی یا برنامه‌های کمدی به کودکان آموزش می‌دهند که این بدن متعلق به توست. حتی شیوه و جزییات احساس تملک را هم به کودک آموزش می‌دهند که چطور می‌تواند مرز قائل باشد و اجازه دست درازی ندهد. به او یاد می‌دهند وقتی با فرد بالغی احساس خوشایندی ندارد یا به نوع نگاه یا لمس کردنش حساس شده، بایستی به احساس درونی‌اش اعتماد کند و اجازه دست درازی به او را نداده و مسئله را با بزرگترهای قابل اعتمادش در میان بگذارد.»

خانم بهاره مهرجویی روانشناس و محقق امور تربیتی در این مورد تاکید می‌کند که بعد از بروز این اتفاق دردناک «لازم است کودک آسیب دیده توسط اطرافیان و خانواده یا گروه اولیه تربیتی کودک – هر کسی که باشد حتی اگر آنها ساکن پرورشگاه باشند- مورد حمایت قرار گیرد و مدام تکرار شود که شما تقصیری در این مورد ندارید.»

این محقق امور تربیتی از خشمی که کودکان مورد تعرض قرار گرفته درگیر آن هستند می‌گوید: «این کودکان غالبا در معرض خشم شدید قرار می‌گیرند و این خشم باعث می‌شود یا دوباره مورد تعرض قرار بگیرند و یا به صورت کاملا اجتنابی عمل کنند. یعنی از انجام هر کاری که در لحظه به آنها توان مدیریت بحران بدهد تا خودشان را از مهلکه نجات بدهند، اجتناب کنند و آنها باز هم دوباره مورد تعرض و تجاوز قرار می‌گیرند.»

تاثیر گروه درمانی

این روانشناس قرار دادن کودکان آزاردیده در گروه های همسالان و اقدام به گروه درمانی را روش بسیار موثری در حل مشکلات روانی آنها می‌داند: « آنها باید توسط گروه همسالان خودشان تحت درمان یا همدلی و پذیرش قرار بگیرند. البته به این معنا نیست که همبازی‌ها یا همسالان این افراد ، مطلع باشند که آنها از چه شرایطی عبور کرده‌اند. لزومی به این کار نیست فقط باید این کودکان در گروه جمعی همسالانشان مورد پذیرش قرار بگیرند. طرف بازی سایر کودکان باشند. مورد پذیرش قرار گرفتن در گروه همسالان می‌تواند کارکرد درمانی داشته باشد. در مورد خود ما هم که بزرگسالیم این مسئله صدق می‌کند. وقتی مابین دوستانیم یا دوره‌های شبانه مشارکت می‌کنیم ، بازی می‌کنیم و کنشگری داریم ، اولین اتفاقی که می‌افتد درمان تروماها و کمپلکس‌ها از طریق مشارکت و همدردی است.»

عدم تشخیص آستانه و محدوده اندام‌های جنسی

از او می خواهم در مورد تجربه مراجعین بگوید: «خوب باید بگویم من غالبا با دختر بچه‌هایی مابین مراجعینم برخورد کرده‌ام که چنین اتفاقی برایشان رخ داده و بعدها خانواده هایشان در جریان قرار گرفته‌اند. مراجعی دارم که استاد دانشگاه است ولی در کودکی مورد تجاوز قرار گرفته است که طبعا گذر زمان مرزها و توانایی های درمانگری را محدود می‌کند در حالی که اگر در همان گذشته، درمانش شروع شده و برای التیامش تلاش می‌شد، مسلما روند درمان به سرعت بیشتری انجام می‌شد.»

بهاره مهرجویی در مورد مشکلاتی می گوید که کودکان آسیب دیده از تجاوز درگیر آن می‌شوند: «این کودکان معمولا بعد از تعرض،  تشخیص آستانه و محدوده اندام‌های جنسی خودشان و همچنین قدرت تشخیص میزان مرز و محدوده نزدیک شدن به اندام‌های جنسی دیگران را ندارند. کسی که مورد تعرض قرار گرفته است ممکن است که خودش را به دوستش بمالد و اصلا نداند که چنین کاری درست نیست. مفاهیمی در این میان تخریب شده است، مثلا محدوده اعضای خصوصی خودمان و دیگران که این مفاهیم دوباره باید برای آنها بازآفرینی و بازتعریف بشود.»

آلتش را بسیار محکم به تخت و دیوار می‌کوبید

او پسربچه ای را به خاطر می‌آورد که توسط یکی از اعضای فامیل مورد تعرض قرار گرفته بوده: « کاری که انجام می‌داد این بود که آلتش را بسیار محکم به تخت و دیوار می‌کوبید یا شروع می‌کرد به بوسیدن لب‌های دیگران، شش هفت ساله بود و زبانش را در می‌آورد و لب‌های دیگران را خیس می کرد. این‌ها را در جریان تعرض یاد گرفته بود. لازم بود به تدریج به او آموزش داده شود که این رفتارها صحیح نیست و از نو مرزهای محدوده خصوصی را به او بیاموزند تا بتواند قدرت تشخیص و تمیز داشته باشد چرا که بسیاری از این کودکان بعدها به خاطر رفتارهای جنسی ناصحیح ممکن است توسط خانواده، همسالان و جامعه پیرامونشان طرد شوند.»

به باور خانم مهرجویی که در زمینه امور تربیتی پژوهش هایی انجام داده است برخی از این کودکان ممکن است بر اثر تجاوز و تعرض، قدرت تشخیصشان را برای شناخت مرز رفتار صحیح از ناصحیح از دست داده باشند: « اگر خاطرتان باشد وقتی خودمان هم کودک بودیم صحبت از پسر بچه هایی می شد که مثلا رفتارهای ناهنجار جنسی دارند، می‌گفتیم فلان پسر بچه شلوارش را می‌کشد پایین و ممکن بود همین رفتار دلیلی برای طرد شدنش در جامعه دوستان و همسالان باشد و به عنوان کودک بدرفتار یا بی‌ادب از او یاد می شد. در حالی که ممکن است علت رفتار بسیاری از این کودکان مورد تعرض قرار گرفتن باشد و بر اثر تعرض، قدرت تشخیصشان را برای شناخت مرز رفتار صحیح از ناصحیح گم کرده باشند. طبعا وقتی طرد می شوند بدترین اتفاق درونی برایشان رخ می‌دهد چون بدون اینکه بدانند چرا رها شده‌اند، تنها می مانند و خشم درونی‌شان شدیدتر می‌شود و امکان اعمال خشونت توسط آنها بیشتر می‌شود.»

 

بهمن
۱۹
آخرین وضعیت «مونا و ندا» دو کودک آزاردیده در شهریار
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
686987_359
image_pdfimage_print

عکس: تابناک

معاون امور اجتماعی بهزیستی استان تهران در خصوص خبر ضرب و شتم «مونا و ندا» دو کودک ۱۶ و ۲ ماهه در شهریار، اظهار کرد: در تاریخ ۴ بهمن ماه با مداخله اورژانس اجتماعی شهریار بنا به دستور قضایی دو فرزند که تحت آزار و اذیت والدین قرار داشتند، به بهزیستی تحویل شد و در حال حاضر به شیرخوارگاه آمنه تحویل داده شدند.

احمد خاکی گفت: والدین این کودکان معتاد هستند، مکان مناسبی برای زندگی ندارند و فرزندان در باغی در شهریار رها شده بودند.

وی افزود: هفتم بهمن مددکاران بهزیستی به آدرس مندرج در پرونده مراجعه کردند اما کسی آنجا نبود و دقیقا در همان روز مادر فرزندان به شیرخوارگاه آمنه مراجعه کرده، مدارک هویتی فرزند بزرگتر خود را ارائه داده و اظهار کرده که فرزند کوچکتر فاقد مدارک شناسایی است و می خواهند برای وی نیز شناسنامه بگیرند.

معاون امور اجتماعی بهزیستی استان تهران ادامه داد : روز سه شنبه ۱۲ بهمن نیز مادر مجدد به شیرخوارگاه مراجعه و خواستار ملاقات با فرزندان خود شده و  این دیدار  نیز صورت گرفته است.

خاکی در ادامه در پاسخ به آنکه گفته می شود بر روی بدن کودکان  آثار جراحت شدیدی وجود دارد، گفت:فرزندان در زمان تحویل به بهزیستی از لحاظ جسمی مشکل خاصی نداشتند و فقط فرزند کوچکتر بر روی دو طرف گونه و زیر چشم چپ کبودی مشهود داشته است.

وی افزود: پس از پذیرش کودکان، اولویت کاری بهزیستی، ارائه خدمات مددکاری همه جانبه و بررسی و ایجاد شرایط مناسب برای حضور و بازگشت کودکان نزد والدین و یا اجداد پدری و مادری از طریق حکم قضایی است؛ در صورت نبود شرایط مناسب نگهداری کودکان، آنان در مراکز بهزیستی نگهداری خواهند شد.

معاون امور اجتماعی بهزیستی استان تهران  در پایان گفت: در خصوص اعتیاد والدین این کودکان، بهزیستی آمادگی لازم را برای فراهم کردن شرایط درمان آنان را در مراکز بهبودی اقامتی خود دارد.

منبع: ایسنا

بهمن
۱۵
تجاوز به پسر بچه‌ها، هشدارها و علائم را جدی بگیریم
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Strong male hands cover little girl face with emotional stress pain afraid call for help struggle terrified expression.Concept Photo of abduction missing kidnappedvictim hostage abused child
image_pdfimage_print

Photo: lucidwaters/bigphoto.com

ماهرخ غلامحسین پور

«محمد بیجه» را به خاطر دارید. کارگر کوره‌پزخانه‌ای در خاتون‌آباد تهران بود که پس از دستگیری، به تجاوز و قتل ۱۷ کودک و سه بزرگسال اعتراف کرد. مورد بیجه به شدت افکارعمومی را به خشم و اندوه انداخت. خاطراتی که او از اعمال خشونت‌های  شدید خانگی و تجربه تجاوز در دوران کودکی‌اش در روزهای پیش از اعدام تعریف کرد، بعدها دستمایه تحقیقات برخی از پژوهشگران علوم جنایی و رفتارشناسی قرار گرفت.

بیجه هرگز مادرش را به خاطر نمی‌آورد چون او ترکش کرده است وقتی کودک بوده و  پدرش فردی مستبد و خشونت‌گر بوده که در دوران کودکی دست و پایش را با زنجیر می‌بسته و او را می‌زده.

بیجه در اعترافاتش گفته بود یک بار بعد از درگیری و کتک‌های وحشیانه پدرش، با آجر به سر خودش ضربه زده تا بمیرد. او بارها در کودکی و در محیط خانه مورد وحشیانه‌ترین اشکال خشونت قرار گرفته بود. نامادری بدنش را با سیگار می‌سوزاند و پدرش چندین بار با میله آهنی قصد کشتنش را داشت.

بیجه از همان کودکی مورد تجاوز قرار گرفت. او بعد از این تجربه‌های دهشتبار و زمانی که به سن جوانی رسید، همه اتفاقاتی را که تجربه کرده بود برای کودکان فقیر حاشیه پاکدشت بازسازی کرد، این بار او در آن سوی ماجرا ایستاده بود. او خشونت‌گر بود.

سه عاملی که از بیجه جانی ساخت

بیجه دوست نزدیکش را که از ترس کتک‌ها و خشونت‌های پدرش به بیجه پناه آورده بود را با تزریق سیانور کشت تا به باور خودش او را از بلای خشونت و آزار و تجاوز نجات داده باشد. او پیش از مرگش در اتاقی که برای اعدام مهیایش می‌کردند گفته بود: سه عامل باعث شده که آن لحظه آنجا باشد، تجاوزی که در کودکی به او شده بود، خشونت و آزارهای پدر و نامادری و فقر اقتصادی.

محققان علم روانشناسی تاکید می‌کنند که بین خشونت و تجاوز خانگی در کودکی و شکل‌گیری شخصیت ضد‌اجتماعی و داشتن روحیه مهاجم در بزرگسالی، ارتباط مستقیمی وجود دارد.

[در این باره بیشتر بخوانید: تجاوز خانگی به پسران، دردی که همه کتمان می‌کنند]

میزان صدمات تابعی از شرایط است

از دکتر رضا کاظم‌زاده، روانشناس و روان درمانگر ساکن بلژیک در مورد اثرات تجاوز بر روح و روان کودکان با تمرکز بر مسئله تجاوز بر پسران سوال می‌کنم. او میزان اثرگذاری این اتفاق دردناک را متفاوت و بسته به شرایط کودک ارزیابی می‌کند.

به باور دکتر رضا کاظم‌زاده، این که رابطه کودک با آزاررسانش چه طور رابطه خویشاوندی است؟ شرایط خانوادگی و موقعیت فردی کودک چگونه است؟ جامعه کوچک پیرامونش چه کیفیتی دارند؟ یا از جانب کدام عضو خانواده این تعرض انجام شده ، در میزان اثرگذاری ماجرا تفاوت ایجاد می‌کند.

این روان‌شناس معتقد است: بسته به میزان اعتماد کودک به فرد خشونت‌گر، ابعاد ماجرا شکل می‌گیرد: آیا فرد خشونت‌گر جزو کسانی بوده که مورد اعتماد کودک بوده است یا خیر؟ کسی است که کودک او را می‌شناسد و با او ارتباط مداوم داشته و کماکان بعد از این اتفاق هم دارد؟ آیا تجاوز یا تعرض جنسی فقط یک بار اتفاق افتاده است یا چندین بار تکرار شده، و کودک پس از آن تهدید شده است؟ توانایی و قوای ذهنی کودک هم در اثرات بعدی موثر است. این که تا چه حد عمق خشونت را درک کرده و متوجه شده است؟ این که کودک تا چه حد درون‌گرا یا برون‌گراست. به هر حال این اتفاق دردناک است اما میزان اثرگذاری آن بسته به سن و سال کودک و میزان درک و فهمش از شرایط متغییر است.

اتفاقی که زندگی افراد را تغییر می‌دهد

رحیمه می‌گوید پسرش تا پیش از آن هرگز سابقه شب ادراری نداشت. او فعال، شاد، اجتماعی و برون‌گرا بود و در تمامی برنامه‌های جمعی و خانوادگی حضور داشت. اما از یک ماه قبل از آن متوجه شده بود که کودکش در جمع فامیل و اعضای خانواده به اتاقش پناه می‌برد، میلی به حضور در جمع خانواده ندارد و اگر مجبورش می‌کردند، به وضوح دچار اضطراب شدید می‌شده است. بعد از این‌که چندین بار با کودک به مهربانی حرف زده، پسرش با گریه و رنجش بسیار اعتراف کرده که پسرعمویش که بیست و سه ساله است، در جریان پیک‌نیک خانوادگی و رفتن به باغ یکی از آشنایان ‌ به بهانه بازی و فوتبال او را به گوشه خلوتی کشانده، به او تجاوز کرده و البته تاکید کرده که اگر به کسی چیزی بگوید، او را می‌کشد.

دکتر رضا کاظم‌زاده می‌گوید: معمولا بخشی از صدمات ناشی از تجاوز کوتاه مدت هستند؛ مثل اضطراب شدید، ترس از تنها خوابیدن در اتاق، شب‌ادراری، ترس از حضور در جمع  یا به شکل ملایم‌تر کشیدن نقاشی‌هایی با اشکال مبهم و تیره، عقب افتادگی در جریان آموزش و یادگیری و افت نمرات درسی، یا حتی بروز برخی بیماری‌های روان تنی مثلا حساسیت‌های فصلی یا پوستی و کاهش سیستم دفاعی بدن در مقابل بیماری‌های مختلف، که منجر به تند تند مریض شدن کودک آزاردیده می‌شود.

[در این باره بیشتر بخوانید: تجاوز خانگی به پسران، دردی که همه کتمان می‌کنند]

او با تکیه بر موارد تجربی که به مطبش مراجعه کرده‌اند و آنچه که تا به حال خوانده و شنیده می‌گوید: «تصور می‌کنم تجاوز جنسی خانگی در پسر بچه‌ها شایع‌تر از دختر بچه‌هاست. چون پسرها راحت‌تر در دسترس‌اند و غالبا تجاوز به پسران در سنین پایین توسط دایره آشنایان یا خانواده اتفاق می‌افتد. اگر نه الزاما توسط اعضای خانواده هسته‌ای، اما افرادی چون دایی، عمو، پسر خاله یا حتی وابستگان دورتر. چون در این سن و سال معمولا کودک روابط گسترده‌ایی بیرون از خانه ندارد و در سال‌های اولیه زندگی، با افراد غریبه و خارج از محیط خانواده مرتبط نیست.»

او می‌گوید مراجعینی داشته که برای مشکلات کاملا متفاوتی برای درمان رجوع کرده‌اند، در ابتدا مسئله‌شان موضوع تجاوز نبوده، اما وقتی وارد مرحله درمان شده‌اند، او به عنوان درمانگر متوجه شده که ریشه مشکلاتشان به مسئله تجاوز برمی‌گردد.

از او می‌پرسم آیا مراجعه کننده ایرانی هم داشته است؟ «بله. وقتی مقایسه می کنم بین ملیت مراجعینم، تصور می‌کنم میزان تجاوز یا تعرض جنسی در جامعه ما کم نیست. الزاما منظورم تجاوز به معنای عرفی کلمه یعنی ارتباط کامل جنسی خشونت‌بار و به زور نیست، بلکه هر نوع دست درازی و تعرض جنسی منظور من است. از دستمالی کردن اعضای جنسی کودک گرفته تا لخت کردنش که غالبا از سوی افرادی انجام می‌شود که عضوی از خانواده هستند.»

ریشه اعتماد از بین می‌رود

کارشناسان علوم رفتاری می‌گویند هرچقدر رابطه مابین فرد متجاوز و کودک نزدیک‌تر و درهم تنیده‌تر باشد، یا هر چقدر که تجاوز، به دفعات تکرار شود، میزان آسیب پذیری کودک بیشتر و اثرات این اتفاق دردناک، ماندگارتر خواهد بود، چون ریشه اعتماد کودک به سایر اعضای جامعه را می‌سوزاند.

دکتر کاظم زاده در پاسخ این سوال که چرا اثرات تجاوز از سوی اعضای هسته‌ای خانواده به مراتب ماندگارتر و دردناک تر است؟ می‌گوید:«چون امکان تکرار این اتفاق بیشتر می‌شود و اثراتش شدیدتر است. این اتفاق در خانواده اعتماد پایه کودک نسبت به افراد بالغ و اعضای خانواده را خدشه‌دار می‌کند و این صدمات می‌تواند ضایعات گسترده‌ای را در پی داشته باشد. خصوصا در بسیاری موارد با امکاناتی که فرد بالغ در اختیار دارد، مدت طولانی‌تری این آسیب پنهان می‌ماند.»

رحیمه، می‌گوید: با این که رنج بسیاری از این موضوع برده اما تا چند روزی سبک و سنگین می‌کرده که آیا مسئله را علنی کند؟ او از واکنش اعضای خانواده، بی‌آبرویی و فشارهایی که احتمالا به او و کودکش تحمیل می‌شده و از قضاوت دیگران بیمناک بوده است.

پنهان‌کاری، پنهان‌کاری

دکتر کاظم زاده این پنهان‌کاری را ناشی از تابو بودن گفت‌و‌گو درباره تجاوز در برخی فرهنگ‌ها می‌داند: «گاهی ماجرا به لحاظ فرهنگی آنقدر سنگین است که سایر اعضای خانواده هم اگر این ارتباط را حدس زده یا نشانه‌هایی دیده باشند، به نوعی به طور ناخودآگاه میلی برای مواجهه با حقیقت از خودشان نشان نمی‌دهند. ناخودآگاه تلاش می‌کنند این ماجرا را نبینند یا نفهمند. حتی متاسفانه در برخی از مراجعینم که در خانواده و محیط سنتی‌تری رشد کرده‌اند، با اینکه کودک اختلالات روانی شدیدی داشته است، به جای تشخیص درست تجاوز تشخیص‌هایی مثل اسکیزوفرنی یا اختلالات دیگری داده‌اند. چون پذیرش آن بیماری‌ها به لحاظ اجتماعی در آن جوامع آسان‌تر بوده است. حتی در مواردی دیده‌ام که رنج ناشی از تجاوز به کودک تبدیل به صرع شده است، صرع نه به معنای پزشکی‌اش، بلکه واکنشی ناشی از تجاوز مکرر که در خانواده رخ می‌داده.»

او می‌گوید در مواردی در خصوص مراجعینش متوجه شده که تجاوز به کودک در درازمدت تکرار می‌شده، اما به علت تهیدستی و فقر، خانواده امکان حمایت کافی از کودک را نداشته‌اند. آنها اساسا وقت نداشته‌اند صرف کودک آسیب دیده کنند و کودک در شرایطی قرار گرفته که حتی افرادی که نسبت نزدیک با او نداشته‌اند این امکان و جسارت را پیدا کرده‌اند که از او سوءاستفاده کنند، بدون اینکه متوجه عمق فاجعه باشند.

 

بهمن
۱
تجاوز خانگی به پسران، دردی که همه کتمان می‌کنند
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Hands touching frosted glass. Conceptual scream for help, depression, stress, panic
image_pdfimage_print

Photo: PHOTOCREO Michal Bednarek/Bigstockphoto.com

ماهرخ غلامحسین پور

امسال دوستی مجازی‌مان وارد چهارمین سال متوالی شده، در طول این چند ساله و بعد از آشنایی با او، ذهنم نسبت به موضوع تجاوز به پسر بچه‌ها به شدت حساس و دردناک شده است. خود به خود بین آدم‌های دور و برم دنبال نشانه‌ها می‌گردم، مدام فضای مجازی را می‌کاوم. شاید مطلبی تسلادهنده یا هدایت‌کننده پیدا کنم و لینک مطلب را به امید کمکی هرچند ناچیز برایش کپی–پیست کنم. او با کسی حرف نمی‌زند. عملا دوست نزدیکی ندارد. میلی هم برای مراجعه به مشاور یا روانکاو ندارد. اما به من اعتماد کرده و به شدت مراقب هستم مبادا اعتمادش را از دست بدهد.

پس از مصاحبه با یک قربانی خشونت خانگی که با اقبال رسانه‌ها مواجه شد برایم ایمیل زد. اولش با شرم و به سختی حرف می‌زد. آن روزها نمی دانستم چرا؟ باید تلاش می‌کردم تا جمله‌هایش به نتیجه برسند و بتوانم توجهش را جلب کنم. مادرش را به خاطر نداشت. بعد از تولد پسرش، خانه را ترک کرده بود.عمه‌ایی که مسئولیت نگهداری‌اش را داشت در سن چهارسالگی به علت ابتلای به سرطان درگذشته بود و درست بعد از مرگ عمه مهربان، زندگی فاجعه بار او شروع شده بود. پدرش که کارگر یک کارخانه در حاشیه شهر تهران بود از پنج سالگی تا یازده سالگی، به صورت پیوسته به او تجاوز می‌کرد. بخش دردناک ماجرا اینجاست که او نمی‌دانسته این شکل رابطه خشونت بار، بخشی از تعریف متداول و هر روزه رابطه پدر- فرزندی نیست. او فکر می‌کرده همه پدرها همین‌اند. تا اینکه یک روز که از شدت درد و بی اختیاری مدفوع پیش دوست همکلاسی‌اش می نالیده و از او می‌پرسیده که او با این مسئله چه می‌کند؟ تازه آن موقع فهمیده چرا همه جای روحش درد می‌کند و خودش هم می ترسیده باورش کند.

اجازه می‌گیرم برای نوشتن این سطرها، شانه‌اش را بالا می اندازد و می‌گوید «به هر حال او مرده و هیچ کس هم نیست که مرا بشناسد.» هر بار از او می خواهم به مشاوره یا روانکاوی تن بدهد اما از هزینه بالای این خدمات لوکس درایران می‌گوید و تقریبا همه مکالمات‌مان به این جمله ختم می شود: «ماهرخ! ای کاش همه اینها رخ داده بود اما او نبود. کاش کس دیگری بود…..» و من مچاله می‌شوم. توی دلم و آه می کشم.

نرینگی دستکاری شده، عامل سکوت دهشتبار

بعد از حرف زدن‌های مداممان حس می‌کنم پسرانی که قربانی خشونت خانگی‌اند، به مراتب شرایطی دردناک‌تر و پیچیده‌تر از دخترانی را تجربه می کنند که در شرایط مشابه قرار گرفته‌اند.

اینجا حرف از تجاوز یک ناظم به دانش آموز، تجاوز وحشیانه یک مربی فوتبال به پسران علاقمند به این ورزش، تجاوز چند نفر به پسرکی نوجوان بعد از آشنایی در فضای مجازی بی‌تاک، یا تجاوز یک راننده جانی به پسرکی که با دلخوشی از مدرسه برمی گشته، نیست… صحبت از اتفاق تلخ‌تر و دهشتبارتری است که پایه‌ها و بنیان اعتماد هر انسانی را می‌تواند تا ابد به ویرانه‌ای غیر قابل ترمیم بدل کند. صحبت از تجاوز پدر، برادر، دایی، عمو، پسر خاله و پدر بزرگ به پسرکانی است که دلشان به امنیت خانه و کسانی گرم است که نقطه اتصالشان به زندگی هستند.

کسی حرفی نمی‌زند

با واکاوی موضوع متوجه می شوید که در این مورد حرف‌های زیادی زده نشده. به ندرت کسی از تجاوز خانگی به پسران می نویسد. چرا که قربانیان ذکور تجاوز خانگی، طرح این مسئله را دون‌شآن عنصر مردانگی و نرینگی می دانند که با آن هویت می‌یابند.

 آنها سال‌های متوالی با این درد کهنه خو می‌کنند، از پس و پیش احساساتشان، خشم و نفرت و پرخاشگری می‌بارد. حول ماجرا می‌چرخند و فقط به یک نقطه نمی‌پردازند. آنهم خود درد است. تاول عفونت باری که قلبشان را مریض کرده است، درد ناشی از تجاوز خانگی ….غالبشان از طرح آن گریزان و ترسانند.

آنها سکوت می کنند و چه بسا هر کدام از آن آزاردیدگان ، تبدیل به آزاررسانانی دیگر خواهند شد. افکار عمومی هنوز هم خاطره تلخ کشتارهای «محمد بیجه» را از خاطر نبرده است. مرد جوانی که بیست و دو کودک را در پاکدشت تهران مورد تجاوز قرار داد و کشت، چون از خشم ناشی از تجاوز جنسی دوران کودکی رنج می برد.

نمی‌توانیم گزارش بدهیم

خانواده کودک رنجور شده، از ترس انگی که به پسر آزاردیده خواهد خورد و فاعلیت جنسی‌اش را زیر سوال می برد، در پی اثبات آن نیستند. گاهی ممکن است فردی که مورد سوء‌استفاده قرار گرفته به علت ترس و تهدید از سوی فرد آزاررسان و آسیبی که ممکن است به جانش برسد، در این مورد سکوت کرده باشد.

 اما همیشه نشانه‌ها و روایت‌هایی برای تردید نسبت به این موقعیت دشوار برای سایر اعضای خانواده وجود دارد.

نام و نشانی ریحانه را هم او به من می دهد. «ریحانه» پرستار بیمارستان زعیم است. بیمارستانی حوالی پاکدشت. او می‌گوید کودکان متعددی را به آنجا می‌آورند که از ناحیه مقعد زخمی هستند. درمان می‌شوند و به قربانگاه و مسلخشان برمی‌گردند.

«ما نمی‌توانیم گزارش بدهیم چون وقتی از کودک می‌پرسیم انکار و پنهانکاری می‌کند. خانواده‌اش می‌گویند به خاطر یبوست مدام و ترومای ناشی از سفتی مدفوع به این وضعیت دچار شده. ممکن است در مواردی این ادعا درست باشد اما مواردی هست که به شکل آشکاری می شود پنهان‌کاری و ترس والدین را دید. کودک از اسپاسم و درد در ناحیه مقعد رنج می برد.»

تصور می کنم حتی اگر نسبت به کلمه «متعدد» مردد باشم، حتی یک مورد هم می‌تواند دهشتناک باشد. کودکی که به علت عوارض ناشی از تجاوز، دچار زخم و شقاق شده، بقیه اعضای خانواده هم خبردار شده‌اند، او را درمان می کنند و باز هم به همان محیط دهشتبار قبلی برمی گردانند.

او می گوید کودکان مبتلا به «فیشر» یا همان زخم مقعدی ممکن است علاوه بر ضربه‌های سخت روحی ناشی از تجاوز، ساعت‌ها به علت درد ناحیه مقعد در زمان اجابت مزاج، از رفتن به توالت امتناع کنند.

آمارهای مخفی مانده

به راحتی می شود فهمید که به ندرت، زخم چرکین تجاوز خانگی علیه پسران سرباز می‌کند. شاید یکی از دلایل پنهانکاری و سکوتی که خانواده قربانی در پیش می‌گیرند، مجازات‌های سنگینی است که جامعه و قانون برای فرد متجاوز در نظر گرفته است. ممکن است فرد قربانی سکوت کند چون نمی‌خواهد عضو دیگر خانواده را با مجازات‌هایی از آن دست روبرو کند.

تنها آمار موجود برمی گردد به گفت و گوی سال ۱۳۹۱ «اسماعیل احمدی مقدم»، فرمانده سابق نیروی انتظامی ایران با روزنامه قانون که در آن گفت‌وگو درباره آمار پرونده‌‌های به ثبت رسیده در مورد تجاوز به پسران زیر ۱۵ سال اظهار نظر کرده بود. او گفته بود:«از نهصد پرونده ثبت شده درباره تجاوز در سال ۱۳۹۰، حدود ۴۰ درصد آمار مربوط به تجاوز به زنان و ۶۰ درصد آن مربوط به مردان بوده که بیشتر این افراد در گروه سنی زیر ۱۵ سال بوده اند.»

 

دی
۲۲
مدیرکل پزشکی قانونی: کودک‌آزاری‌ها اعلام نمی‌شود
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
A young girl looking sullen because of child abuse and depression isolated against a black background
image_pdfimage_print
Photo: dragon_fang/bigstockphoto.com
مدیرکل پزشکی قانونی گفت: مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران با بیان اینکه بسیاری از کودک آزاری ها اعلام نمی شود، گفت: بر اساس محل و نوع جراحت، این پدیده شناسایی می شود.

به گزارش مهرخانه، به نقل از مهر، مسعود قادی پاشا در خصوص پدیده کودک آزاری گفت: با برسی شکل، محل و نوع جراحت، کودک آزاری ها شناسایی می شود و پس از این تشخیص به مراجع قضایی کمک می کنیم تا کودک آزاری ها پیگیری قضایی شود.

وی افزود: در بسیاری از موارد خانواده اعلام به بچه آزاری نمی کنند بلکه کارشناسان براساس معاینات پزشکی، این مسئله را کشف می کنند.
منبع: مهر
آذر
۱۲
آمار شش ماهه: مرگ چهار کودک در پی کودک‌آزاری والدین
این سو و آن سو خبر
۰
,
Photo: aradaphotography/bigstock.com
image_pdfimage_print

Photo: aradaphotography/bigstock.com

رئیس اورژانس اجتماعی بهزیستی کشور از مرگ ۴ کودک در پی آزار و اذیت والدین خود طی ۶ ماهه اخیر خبرداد و گفت: آمار کودک آزاری در سال ۹۵ به نسبت سال ۹۴ افزایش یافته است.

حسین اسد بیگی با اشاره به آمار کودک آزاری در ۶ ماه گذشته سال ۹۵ گفت: تاکنون مسئولان ۱۱ استان کشور گزارش های دریافتی مبنی بر کودک آزاری در ۶ ماهه نخست سال جاری را به اورژانس اجتماعی بهزیستی کشور ارسال کرده اند.

وی افزود: یزد، خراسان رضوی، اصفهان، همدان، گلستان، قم، گیلان، کرمان، تهران، البرز و قزوین استان های هستند که آمار کودک آزاری خود را اعلام کرده اند.

رئیس اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با ارائه آماری از تعداد افراد زیر ۱۸ سالی که طی بازه زمانی ۶ ماهه مورد آزار قرار گرفته اند اظهارکرد: بر اساس آمار، ۱۰۲ دختر و ۱۰۷ پسر در سنین مختلف از نوزادی تا قبل از ۱۸ سالگی از سوی والدین خود مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند که از این تعداد ۱۰۴ نفر، نوزاد بوده اند.

اسدبیگی ادامه داد: از آمار ۲۰۹ نفره کودک آزاری، ۱۲۹ مورد از بیمارستان ها و مراکز درمانی به بهزیستی کشور ارجاع داده شده بودند که بعد از بررسی های متعدد از سوی قضات، ۱۱۰ نفر به خانواده های خود ارجاع و ۸۷ کودک به سازمان بهزیستی سپرده شده و سرپرستی ۸ کودک نیز به اقوامشان سپرده شد.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا کودک آزاری ها طی ۶ ماهه اخیر منجر به فوت کودکی شده است یا خیر؟، گفت: از میان آمار ۲۰۹ کودک آزاری صورت گرفته، ۴ مورد منجر به فوت کودکان شده و بیشترین آمار کودک آزاری ها متعلق به تهران بوده است.

رئیس اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با اشاره به دلایل شناسایی کودکانی که در شهر تهران مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند، خاطر نشان کرد: نخست جمعیت بالای پایتخت و دوم فعال بودن سازمان های حمایت کننده از مادران و کودکان در تهران منجر شده تا کودکان شناسایی شوند و در نهایت مورد حمایت قرار گیرند.

وی به همکاری وزارت بهداشت و تعامل این وزارتخانه با سازمان بهزیستی و اورژانس اجتماعی اشاره کرد و گفت: جلسات متعددی با مسئولان این وزارتخانه برگزار شده که در نهایت منجر به ابلاغ بخشنامه ای از سوی وزارت بهداشت به بیمارستان ها و مراکز درمانی جهت همکاری بیشتر با بهزیستی شده است.

اسد بیگی افزود: طبق بخشنامه وزارت بهداشت، مراکز درمانی و بیمارستانی موظف شده اند تمامی مادرانی که باردار بوده و فرزند معتاد به دنیا می آوردند و دچار مسمویت مواد هستند را بستری و تحت درمان قرار دهند.

رئیس اورژانس اجتماعی بهزیستی کشور اضافه کرد: نسبت کودک آزاری در ۶ ماه سال جاری نسبت به زمان مشابه سال گذشته افزایش داشته است.

منبع: سلامت‌نیوز

آذر
۹
سیگارهایی که پشت دست کوچک من خاموش می‌شد
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , ,
Concept of child abuse - Smoking in the vicinity of children
image_pdfimage_print

Photo: Micha Klootwijk/Bigstockphoto.com

معنی سوختن با آتش سیگار را می‌دانید؟ من می‌دانم. وقتی خیلی کوچک بودم مادرم هر وقت عصبانی می‌شد سیگارش را روی تن من خاموش می‌کرد و پدرم سکوت می کرد.

ما در یکی از خیابان های نظام آباد می‌نشستیم و یک زندگی معمولی داشتیم. مادرم تا وقتی عصبانی نمی‌شد یک مادر معمولی بود ولی وقتی عصبانی می‌شد سیگارش را روی تن من خاموش می‌کرد و حالا که من یک زن چهل ساله هستم روی دست‌ها ، پاها ، شکم و حتی باسنم آثار سوختگی معلوم است.

اولین بار، یک روز که توی کوچه لی‌لی بازی می کردم مادرم چند بار من را صدا کرد و من که سرخوش بازی بودم توجهی نکردم. نمی‌دانم چند ساله بودم ولی مدرسه نمی‌رفتم البته مادرم قبل از آن روز، چند بارمن را کتک زده بود ولی آن روز آمد توی کوچه، جلوی دوستانم یک کشیده محکم توی گوشم زد ومن را کشان‌کشان به داخل خانه برد.

سیگارش توی جا سیگاری بود. فکر می‌کردم همین الان دستم از جا کنده می‌شود. چند پک محکم به سیگار زد و سیگار را پشت دستم خاموش کرد و با فریاد تکرار می کرد:«آخرین بارت باشه که صدات می‌کنم دیر جواب می‌دی.»

درست به خاطر دارم که یک باره تمام تنم آتش گرفت. انگارسیگار را روی همه تنم خاموش کرده بود. فرار کردم تو راه پله پشت بام تا صدای گریه‌ام دوباره عصبانی‌اش نکند. می سوختم و نمی دانستم چکار کنم. آرزو می کردم کاش بابا زود برگردد ولی انگار زمان دیر می گذشت. صدای در را که شنیدم از پله ها دوان دوان پایین رفتم. پدرم صورت ورم کرده از گریه ام را دید و فکر کرد دوباره مادر کتکم زده است ولی وقتی دست سوخته‌ام را دید بغلم کرد و من را به درمانگاه رساند.

این اولین بار بود ولی آخرین بار نبود. بعد ازهر بار که مادر سیگارش را روی تن من خاموش می‌کرد او نیز سکوت می‌کرد. سکوتی که من نفهمیدم از ترس بود یا هر چیز دیگری ولی دیگر پدر را هم دوست نداشتم.

از آن به بعد تا دوم راهنمایی اگر سیر بودم وغذا نمی‌خوردم یا نمره متوسطی می گرفتم، روپوش مدرسه‌ام لک می شد و یا دلایلی چون این، جا سیگاری مادر من بودم.

من بزرگ شدم و داغ نفرت از پدر و مادرروی دلم تلنبارشده است اگر چه امروز خودم مادرم و مترجم زبان انگلیسی هستم. بعد از استقلال مالی هرگز به آن خانه برنگشتم. همسرم همیشه جای زخم‌هایم را نوازش می‌کند ولی من توان بخشیدن مادر و پدرم را ندارم.

پدرم چندین بار به در خانه‌ام آمده یا تلفن زده و با همسرم صحبت کرده است ولی به همسرم گفته‌ام که حتی خبراین پیغام ، پسغام‌ها را برای من نیاورد وقتی که هنوز مجبورم برای پنهان کردن دست هایم در زمان کار دست‌کش بپوشم و آن ها را پنهان کنم.

حالا که خودم مادرم گیج‌تر از گذشته هستم که چطور یک مادر می تواند با دخترش اینطور رفتار کند. هر چند که روانشناسم درباره انواع و اقسام بیماری هایی که مادر احتمالا به یکی از آن ها مبتلا بوده برایم توضیح داده ولی همچنان بار آن روزها و کابوس‌های شبانه آن روی دوشم سنگینی می‌کند.

شخصیت ضد اجتماعی او که همه خانواده را از دور ما دور کرده بود و من پس ازترک آن خانه لعنتی بود که توانستم پدر بزرگ و مادر بزرگ‌هایم را ببینم و بفهمم عمه و خاله و فامیلی داشتم که از دست او به امان آمده بودند ولی هیچکدام فکر نمی‌کردند که رفتارهای مادرم تا جایی عمق پیدا کرده که دخترش را بسوزاند.

اما آنچه من را ترغیب به نوشتن تجربه ام ازخشونت خانگی کرد تنها گفتن یک داستان یا مظلوم نمایی نبود بلکه هدف من چرایی سکوت افرادی بود که دیدند و حرفی نزدند.

روز اولی که پدرم من را درمانگاه رساند و پزشکی که سکوت کرد و گزارش نداد و روز‌های دیگری که اگر جای سوختگی عفونت می‌کرد یا دیرتر خوب می‌شد و هر بار پدرم من را برای پانسمان یا دارویی به یک مرکز درمانی می‌رساند چرا هیچ پرستار یا حتی داروخانه‌ای محل از من به پلیس یا مرکزی که من را حمایت کند گزارش نداد؟

از معلم هایی که سال ها هر کدام به یک شکل می دانستند که من تحت شکنجه جسمی و روحی هستم چرا هیچکدام برای نجات من اقدام نکردند و نهایت حساسیتشان صحبت با پدرم و سکوت بود. همسایه‌های ما می‌دانستند ولی در نهایت از مادرم دوری می‌کردند و همچنان خانه برای من مثل قبرستان باقی ماند.

من از قانون صحبت می‌کنم که بعدها فهمیدم مراکز درمانی و آموزشی و حتی مردم عادی را موظف نکرده که چنانچه شاهد کودک‌آزاری هستند به مراکز حمایتی یا پلیس گزارش دهند ویا وجود مکان هایی که ازافرادی چون من برای توقف خشونت حمایت کنند.

من از مسوولیت اجتماعی برای کمک به کودکان و یا حتی زنانی که خشونت خانگی را تجربه می کنند صحبت می‌کنم و اینکه تک تک ما در برابر این قبیل اتفاقات مسئول هستیم. مسئول تا از دولت، معلم، پزشک و خودمان سوال کنیم که چرا همچنان قوانین مناسبی برای کنترل خشونت خانگی نداریم.

آبان
۲۸
یادداشت یک وکیل: مرثیه رنج کودک‌آزاری
این سو و آن سو خبر
۰
,
homeless boy holding a cardboard house dirty hand
image_pdfimage_print

Photo: Bodnarchuk/Bigstock.com

حسین احمدی‌نیاز در یادداشتی به مناسبت روز جهانی پیشگیری از کودک آزاری و منع خشونت با کودکان، تاکید کرد که کودک‌آزاری صرفا بدرفتاری فیزیکی یا اشکال سنتی آن نیست.

در یادداشت این وکیل دادگستری و حقوقدان آمده است:

کودک آزاری مرثیه ای دردآور برای همگان اعم از کودک، خانواده و جامعه خواهد بود. رنج آن بین همگان تقسیم می شود. این بیماری بسان بختک بر جامعه ما و بسیاری از جوامع افتاده است و شب های تاری برای کودکان و آینده جامعه  رقم خواهد زد. در این راستا جامعه جهانی برای کاهش آسیب، مبارزه با اشکال و پیشگیری از کودک آزاری، روز ۱۹ نوامبر برابر با ۲۸ آبان ماه را روز جهانی پیشگیری از کودک آزاری و منع خشونت با کودکان نامگذاری و آن را بهانه‌ای جهت تلاش همگان برای منع خشونت با کودکان  قلمداد کرده است.

سازمان پزشکی قانونی از آمار ۲۲۴ نفر مورد کودک‌آزاری در سال جاری خبر می‌دهد، این در حالیست بیشتر کودک آزاری‌ها پنهان می ماند و آمار مذکور متعلق به مواردی است که منتج به اقامه دعوی در مراجع قضایی شده است، از دیگر سو کودک آزاری صرفا بدرفتاری فیزیکی یا اشکال سنتی آن نیست بلکه کودکانی که بر اثر کار دچار آسیب می شوند یا کودکانی که بر اثر انفجار مین مصدوم می شوند یا کودکانی که در مدارس غیراستاندارد دچار حادثه می شوند بسان کودکان شین‌آباد یا کودکانی که بر اثر اعتیاد والدین در معرض اعتیاد قرار می‌گیرند یا کودکان فاقد شناسنامه یا کودکانی که در سنین کودکی تن به ازدواج زودهنگام می زنند یا کودکان پناهنده و … همه و همه کودک آزاری قلمداد می شود که در این آمار جای نمی گیرد.

کودک‌آزاری بزرگترین ستم وارده به کودکان است. کودک آزاری پدیده‌ای جهانی است که به دلایل گوناگون رو به گسترش است. بنا بر آمار سازمان بهداشت جهانی هر سال بیش از ۴۰ میلیون کودک در جهان مورد انواع آزارها قرار می‌گیرند. در کشور ما نیز کودک آزاری پدیده ای رو به افزایش است. علل پدیداری این پدیده شوم، عوامل مختلفی دارد. متاسفانه برداشت بسیاری در مورد کودک آزاری، صرفا کتک کاری تا حد مرگ کودک است، این در حالیست که هر نوع رفتار و کردار بزرگسالان که موجب آسیب روحی، روانی و جسمی کودک شود، کودک آزاری تلقی می شود. بر اساس استاندارد جهانی، کودک آزاری رفتاری است که از طرف بزرگسالان (والدین، سرپرستان، معلمان و افراد دیگر) نسبت به کودکان انجام می‌شود و به سلامت جسمی و روانی آنان آسیب می رساند. کودک‌آزاری در انواع گوناگون، جسمی، عاطفی یا روانی، غفلت سوء‌استفاده و اشکال آن (جنسی، بهره ‌کشی اقتصادی) صورت می گیرد.

انواع کودک‌آزاری با تفاوت‌هایی که دارند، تاثیرات زیانبار مشترکی بر جای می‌گذارند: پیامدهای آسیب‌زای انواع کودک آزاری به جنبه خاصی از رشد کودک، جسمی یا روانی، محدود نمی شود، بلکه اثرات آن تا بزرگسالی ادامه می یابد و در بسیاری از موارد به چرخه کودک آزاری می‌انجامد و کودک قربانی آزار در کودکی به آزارگر در بزرگسالی تبدیل می شود. در سال‌های اخیر به نوعی از کودک آزاری توجه شده که با سایر انواع کودک آزاری تفاوت دارد و آن کودک‌آزاری ساختاری است. مهم‌ترین ویژگی کودک آزاری ساختاری این است که برخلاف سایر انواع کودک آزاری، کودک توسط فرد یا افرادی مورر آزار قرار نمی گیرد بلکه آسیبی که به کودک وارد می شود از ساختارهای اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی جامعه ناشی می‌شود.

نمونه‌های این نوع کودک‌آزاری را می‌توان در حوزه اقتصادی و اجتماعی- فرهنگی مورد بررسی قرار دارد. در حوزه اقتصادی کار کودکان نمونه بارز کودک آزاری ساختاری است. کار کودک از این نظر آزار محسوب می شود که مانع دستیابی او به حقوق اساسی خود از جمله آموزش، بهداشت، سلامت، بازی و شادی است؛ در واقع اجبار کار کودک به کار توسط پدر و مادر صورت نمی گیرد بلکه شرایط نامناسب اقتصادی جامعه که محصول ساختار اقتصادی جامعه است، کار اجباری را به کودک تحمیل می کند. نمونه های دیگر کودک آزاری در حوزه اقتصادی، کودکان بازمانده از تحصیل و ازدواج در سنین پایین است که هر دو به سلامت جسمی و روانی کودکان آسیب می رساند؛ در واقع بازماندن از تحصیل به دلایل اقتصادی یعنی در نظر گرفتن آموزش به عنوان یک کالا و نه یک حق اساسی. کالایی که کودکان محروم، نمی‌توانند از آن بهره‌مند شوند.  در حوزه اجتماعی- فرهنگی می توان از آزارهایی که از نظام آموزشی و نه توسط معلمان و مدیران بر کودکان وارد می شود، نام برد. مانند رقابت، آموزش مبتنی بر حافظه، نمره‌ گرایی، فضاهای نامناسب آموزشی، کمبود مدرسه، تعداد زیاد دانش آموزان در هر کلاس، آموزش در نوبت بعد از ظهر که با خستگی کودکان همراه است و دادن تکالیف درسی زیاد به کودکان که مانع استراحت و خواب کافی آن ها می شود.این موارد از آن جهت آزار شمرده می شود که سبب اضطراب، فشار روانی، خستگی محرومیت از خواب و استراحت کافی و در نتیجه کاهش سلامت جسمی و روانی کودکان می شود.

گروهی از خانواده‌ها نیز به‌جای حل مشکل در دور باطل پیدا کردن مقصر گرفتارند، نمونه دیگر کودک آزاری ساختاری کودکان بازمانده از تحصیل، نه به علت شرایط نامناسب اقتصادی بلکه به دلایل اجتماعی- فرهنگی است. کودکانی که به علت بیزاری از مدرسه ترک تحصیل می کنند و یا به دلیل نپذیرفتن فشارهای ناشی از نظام آموزشی از مدرسه اخراج می شوند. بازماندن از تحصیل به هر دلیل اولین گام در راه رفتارهای پرخطر است؛ به ویژه در مورد کودکانی که به دلایل غیراقتصادی به مدرسه نمی‌روند و بکار نمی‌پردازند. تبعیض به‌ویژه تبعیض جنسیتی که جنبه فردی ندارد و به فرهنگ تبدیل شده است نمونه دیگری از کودک آزاری ساختاری در حوزه اجتماعی- فرهنگی است. این نوع تبعیض در خانواده، مدرسه، جامعه، به صورت نگرش‌های تعمیم یافته و حتی گاه در قوانین نیز وجود دارد.

پیشگیری و کاهش خشونت‌های ساختاری به علت پیچیدگی این نوع کودک‌آزاری، دشوارتر از سایر انواع آزارهاست. آنچه مسلم است، بیشترین وظیفه و مسؤلیت در این زمینه بر عهده دولت‌هاست زیرا این نوع کودک آزاری، مسأله‌ای اجتماعی است و ریشه در ساختارهای جامعه دارد. دولت‌ها می‌توانند با امکاناتی که در اختیار دارند با برنامه‌ریزی اجتماعی در سطح کلان با فقر زدایی و بهبود شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی جامعه در کاهش آن بکوشند.

متاسفانه در حال حاضر بسیاری از والدین هر نوع رفتار با کودک را حق خود می دانند و کتک کاری را لازمه رشد و تربیت کودک می پندارند یا حق تنبیه مصرح در قانون مدنی برای والدین نیز نمونه دیگری از مجاری پدیداری کودک آزاری تلقی می شود. از دیگر سو معلمین در امر آموزش نیز اشتباه دانش‌آموزان را با بدرفتاری پاسخ می دهند که بعضا منتج به کتک کاری شدید دانش آموز کودک شده و در بعضی موارد مرگ کودک را رقم زده است. تلقی جامعه ما از کودک هنوز با برداشت های سنتی همراه است. حجم وسیعی از رفتارها با کودکان می تواند مصداق کودک آزاری محسوب شود اما به زعم بزرگسالان کودک آزاری قلمداد نمی شود. این دوکانگی باعث شده است تا علیرغم جرم انگاری کودک آزاری، هنوز شاهد وقوع آن باشیم. واقعیت این است که کودک آزاری نه تنها کودک را آزار می دهد بلکه جامعه نیز از آن رنج خواهد برد .جامعه ی سالم در گرو  کودکان سالم خواهد بود.

منبع: ایسنا 

آبان
۱۸
اختلال در بینایی دانش‌آموز کرمانی ناشی از تنبیه معلم
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
2262358
image_pdfimage_print

چندی قبل بود که فیلمی در فضای مجازی دست به دست شد که گروهی از دانش آموزان محروم یک مدرسه در جنوبی ترین نقطه استان کرمان در این فیلم عنوان می کردند که معلم به دلیل عدم پرداخت شهریه آنها را تنبیه کرده است اما چند روز بعد آموزش و پرورش استان در فیلمی جدید اعلام کرد که چنین امری ساختگی است و پس از بررسی های قضایی و قانونی هم کذب بودن فیلم مورد نظر اعلام شد.

آن فیلم و دانش آموزانش هرچند برای چند روزی در راس خبرهای رسانه ها بودند اما به مرور زمان فراموش شدند.

اما روز گذشته فیلمی جدید منتشر شد که آموزش و پرورش را بار دیگر به تیتر رسانه های استان تبدیل کرد.

در این فیلم دانش آموز در یکی از مدارس شهرستان محروم فهرج در شرق استان کرمان به دلیل اینکه توسط معلمش تنبیه شده با مصدومیت  مواجه شده و بینایی چشم چپ این فرد مختل شده است.

این بار آموزش و پرورش استان کرمان در اقدامی مثبت با ورود جدی و پیگیری این مساله ضمن تاکید صحت حادثه از مردم عذرخواهی کرد و طبق بررسی های خبرگزاری مهر در مراحل ابتدایی بروز این حادثه و قبل از رسانه ای شدن، وضعیت درمانی و روند بهبود دانش آموز مصدوم را پیگیری کرده است.

سرباز معلم نیز همان روز از کار برکنار و به پادگان محل خدمتش بازگردانده شده است.

اما آنچه که در فیلم و خبرهای منتشر شده در خصوص تنبه این دانش اموز اشاره نشده است این است که این دانش آموز فهرجی نابینا نشده است و به دلیل شدت ضربه و خونریزی داخلی چشم دچار اختلال در بینایی شده و روند درمان برای بهبود کامل بیمار در حال انجام است.

به هر صورت آموزش و پرورش کرمان در اطلاعیه ای مسئولیت این حادثه را پذیرفته وعنوان کرده است؛ در پی تنبیه بدنی یکی از دانش آموزان مدرسه شهید چمران اسدآباد از توابع شهرستان فهرج، سرباز معلم متخلف برکنار و برای ادامه خدمت سربازی به پادگان اعزام و با سایر متخلفان احتمالی نیز برخورد قانونی می شود.

روابط عمومی اداره کل آموزش  و پرورش استان کرمان ضمن ابراز تاسف و عذرخواهی از این حرکت ناشایست سرباز معلم مذکور که موجب جریحه دار شدن افکار عمومی شده، بار دیگر تاکید می کند هر گونه تنبیه بدنی در مدارس تحت هر شرایطی، ممنوع و محکوم است و با متخلفان به شدت برخورد قانونی می شود.

در خصوص حادثه پیش آمده اما پدر دانش آموز مصدوم به خبرنگار مهر می گوید: فرزند من در کلاس درس در حال صحبت با هم کلاسی اش بوده که معلم با کمربند به صورتش می زند.

درخواست برخورد قانونی با معلم را دارم

محمد کدخدامنش می گوید: بعد از اطلاع از مصدوم شدن فرزندم به دلیل نبود بیمارستان در فهرج عرفان را به بیمارستان بم منتقل کردیم و مورد مداوا قرار گرفت و در همان روز مسئولان حراست آموزش و پرورش فهرج ما را همراهی کردند و گفتند پیگیریهای لازم را انجام می دهیم.

پدر این دانش آموز افزود: در حال حاضر خبر ندارم که پیگیری ها در چه مرحله ای قرار دارد اما از مسئولان می خواهم مطابق قانون با معلم برخورد شود و اجازه ندهد چنین افرادی در زمینه آموزش دانش اموزان فعال باشند.

وی گفت: نباید چندین دانش آموز را به معلمی واگذار کنند که برای حضور در این شغل تنها یک ماه آموزش دیده است.

عرفان دانش آموز صدمه دیده نیز در پاسخ به وضعیت بینایی اش گفت: بعد از اینکه کمربند به صورتم برخورد کرد روی نیمکت افتادم و چشمم دچار تورم شد و در نهایت بعد از اطلاع به والدینم به بیمارستان مراجعه کردم در حال حاضر هم بینایی چشم چپم مختل شده و مثل این است که آب صابون در چشمم است.

در پیگیریهای خبرنگار مهر مشخص شد که چشم دانش آموز نابینا نشده است و به دلیل ضربه دچار خونریزی داخلی شده است و به مرور زمان دید چشم باز خواهد گشت.

مراحل درمان تا بهبود کامل فرد مصدوم انجام می شود

امید سلاجقه، رئیس روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان کرمان در گفتگو با مهر در این خصوص بیان کرد: امروز مدیران آموزش و پرورش از دانش آموز مذکور عیادت کرده اند و تمام پیگیریهای لازم از ابتدای بروز حادثه تا کنون انجام شده است.

وی افزود: معلمی که دچار این اشتباه شده است یکی از سرباز معلم هایی است که آموزش و پرورش برای جبران کمبود نیروی انسانی جذب می کند و در دبستان مشغول به کار بوده است.

سلاجقه ادامه داد: آموزش و پرورش کرمان بیش از نیم میلیون نفر دانش آموز و ۵۰ هزار نفر معلم دارد اما به دلیل تعداد بالای دانش آموزان و پراکندگی مراکز جمعیتی با کمبود شدید معلم مواجه هستیم.

رئیس روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان کرمان گفت: برای جذب سرباز معلم ها گزینش با دقت و حساسیت بالا انجام می شود و آموزش های علمی و حتی نحوه برخورد با دانش آموزان هم به سرباز معلم ها داده می شود.

سلاجقه گفت: در حال حاضر فرد خاصی از کار برکنار شده است و روال قانونی برای حمایت از دانش آموز و برخورد با عوامل خاطی در حال انجام است.

وی افزود: دانش آموز بیمه حوادث است و البته روند درمان وی با دقت کامل توسط آموزش و پرورش رصد و پیگیری می شود و در صورت نیاز پیگیری های تخصصی پزشکی نیز انجام می شود.

شهرستان فهرج یکی از شهرستان های کویری و بسیار محروم استان کرمان است که آموزش و پرورش برای رفع مشکل کمبود معلم در مناطق روستایی و عشایری این شهرستان و سایر مناطق کم برخورد مشابه از سرباز معلم استفاده می کند.

منبع: خبرگزاری مهر