هیچ‌کس سپیده را دوست نداشت


Photo: Monkey Business Images/shutterstock.com

ماهرخ غلامحسین پور

بی‌­مقدمه می‌­پرسد «تو می‌­توانی یک دختر چهارساله را به فرزند‌خواندگی بپذیری؟» این جمله سرآغاز حجم عظیم اطلاعات دهشتناکی می‌­شود درباره دخترکی به نام سپیده که خانه امنی ندارد و روزها پشت در خانه دایی و عمه و خاله‌ای که دیگر راهش نمی­‌دهند، به انتظار می‌نشیند.

به سپیده  فکر می­‌کنم و دستش که جای دندان‌­های نامادری قلوه‌­کنش کرده و دکتری که گفته باید بخیه بزند و  رفته تا نخ بخیه بیاورد. دکتر باور نکرده که دست آسیب‌دیده نتیجه یک دعوای کودکانه و کار پسر کوچک‌تر خانواده باشد. قبل از اینکه دکتر برگردد، آن‌ها دخترک را با همان دست زخمی زده‌اند زیر بغلشان و از بیمارستان فرار کرده‌اند.  حالا روی زخمی که باید بخیه می‌­خورد، یک چسب زخم چرکین آویزان، باقی مانده و دو لبه پوستی که به هم چفت نشده… . هیچ‌کدامشان سپیده را نمی‌­خواهند. سپیده یادگار یک زندگی مشترک از دست رفته است، حاصل اولین زندگی مشترک مصطفی که این روزها با فقر و بی‌کاری دست و پنجه نرم می‌کند.

مصطفی زمانی راننده تاکسی تلفنی بود. آن روزها هنوز ناچار نشده بود به خاطر بهانه‌تراشی­‌های طاق و جفت همسر دومش، تاکسی  را بفروشد. او ماشینش را با فروختن هدایای عروسی و طلاهای همسر اولش منیژه و اندک پس‌انداز خودش خریده بود و کار می‌کرد. وقتی آقای نقوی گفت یک سرویس ثابت شبانه برایش در نظر گرفته، منیژه تازه باردار شده بود. مصطفی از این پیشنهاد خوشحال شد، به این خیال که مخارج زایمان همسرش را بی­‌واهمه فراهم کند. او هر شب باید خانم منشی یک شرکت تولیدی را، از محل کارش که مرکز شهر بود، به خانه‌­اش در حومه شهر می­‌رساند. مسیر طولانی و دیدار هر شب، باب گفت و گو و علاقه را باز کرد و راه زندگی اولش به بن‌بست خورد. منیژه که ماجرا را فهمید، مصطفی و کودک یک ساله را رها کرد و چند ماه بعد هم زن مرد دیگری شد. خانم منشی هم یک دوقلوی پسر زیبا برایشان به دنیا آورد. مادر تازه‌وارد در طول دوران بارداری می‌گفت نسبت به بوی سپیده ویار دارد. سپیده را می‌فرستادند خانه اقوام دور و نزدیک که توی دست و پای آن‌ها نباشد. دوقلوها هم که به دنیا آمدند، باز هم حساسیتش نسبت به سپیده به قوت خود باقی ماند. اصلا نمی‌­توانست حضور دخترک را تاب بیاورد. مشکلات مالی مصطفی که بالا گرفت، سپیده این وسط بی‌کس و کار ماند. مثل یک لکه اضافه روی سطح یک ملحفه سپید.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

سرخو، روایت زنانی که سنت می‌شوند…

جنگ معلم مهربان با والدین آزاررسان

باید برای آسیب‌های اجتماعی کاری کرد

هیچ‌کس تاب این کودک چهارساله را نداشت. اولین بهانه معمول کودکانه به دومی نمی‌­رسید که تحمل دیگران در مقابلش تمام می‌­شد و متوسل می‌­شدند به زور و خشونت.

موضوع سپیده را اول صبح روز بیست و پنجم نوامبر، در یک گروه بسته متشکل از اعضای درجه اول و دوستان نزدیک خانوادگی می‌خوانم. روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان و دختران است. روزی که سازمان ملل با انتخاب شعار «هیچ‌کس را پشت سرت جا نگذار، بیایید خشونت علیه زنان و دختران را متوقف کنیم.» تلاش کرده امسال هم چون سال‌های پیش، توجه افکار عمومی را به موضوع خشونت علیه زنان و دختران جلب کند.

 تمام صبح را در این گروه کوچک تلگرامی با هم بحث و تبادل نظر می­‌کنیم . به هر کسی که ممکن است آدم خوبی باشد، برای ساختن یک خانه تازه برای دخترک فکر می‌کنیم. یک نفر داوطلب گفت و گو با پدر دخترک می‌­شود . قرار می‌گذاریم اگر نتوانستیم وضعیت «سپیده» را تغییر بدهیم، هر‌چه سریع‌تر به مراجع قضایی اطلاع بدهیم. با اینکه یکی از اعضای گروه که همان حوالی زندگی می‌کند می‌گوید چنین کاری بی‌تاثیر و فایده است و فقط وضعیت موجود را بغرنج‌تر می‌کند. شنیدن این که «درعمل، هیچ مرجع واقعی حمایت‌گری وجود ندارد.»، ترسناک است.

«ناخواسته» اصطلاحی که در جنوب ایران برای این کودکان کاربرد فراوان دارد و مفهوم درد در آن مستتر است. کودکانی که والدین آن‌ها به هر دلیل، امکان یا تاب و تحمل حضورشان را ندارند. عده زیادی از آن‌ها پیش از تولد در مراکزی غیر‌بهداشتی و بدون نظارت یا تایید قانونی، با رابطه‌ای که بین بیمار و دکتر شکل گرفته، به دیار نابودی می‌روند.

دکتر مهدی فصیحی‌زاده، که در خیابان مرکزی شهریاسوج یک مطب کوچک را اداره می‌کند، می‌گوید خودش به دلایل مذهبی و به این دلیل که حوصله درگیری­‌های قانونی را ندارد، حاضر به انجام سقط‌جنین نیست، اما مراجعین سقط‌جنین فراوانند و گاهی به دو یا سه مورد متقاضی بر می‌خورد. آن‌ها با کمی جستجو به خانم دکتری مراجعه می‌­کنند که حتی جنین هشت ماهه را هم سقط می‌کند.

این پزشک عمومی می‌گوید یک روز برای گرفتن یک دارو به مطب خانم دکتر سر زده، حین برگشتن یک جنین حدود شش ماهه را دیده که توی سطل آشغال مطب خانم دکتر دور انداخته شده بود. او می‌گوید خانم دکتر برایش تعریف کرده که یک بار وقتی آمپول را به بیمار تزریق کرده، جنین هشت ماهه زنده از رحم مادر خارج شده و والدینش با این معضل روبرو بودند که چطور جنین را از بین ببرند؟

درباره کودکانی که کودکی نکردند، بخوانید:

ناخواسته عروس شد، مادرشد، مطلقه شد

این نوزاد پنج روزه در جاده آمل رها شده بود

ناپدریم به پاهایم دست می‌کشید و می‌گفت: چه پاهای پرمویی دارم

اما زندگی همه کودکان ناخواسته در مرحله جنینی متوقف نمی‌شود. بسیاری از این کودکان بدسرپرست یا بی سرپرست پا به جهان امکان می‌گذارند و به دوران کودکی می‌رسند. آن‌ها ممکن است در شهرهای بزرگ، خرید و فروش شده یا به گروه­های تکدی‌گر سودجو اجاره داده شوند و یا در شهرهای کوچک‌تر بین اقوام دور و نزدیک در رفت و آمد باشند. بخشی از جامعه آماری کودکان ناخواسته، کودکان طلاقند.

تا پیش از این، آمار طلاق از سوی مسئولان سازمان ثبت احوال، به شکل سالانه و بر مبنای موارد به ثبت رسیده اعلام می شد. در آخرین داده‌های موجود، رئیس انجمن مددکاری ایران، سید حسن موسوی چلک، گفته بود هر ساعت 19 طلاق در ایران به ثبت می‌رسد. اما سال گذشته علی اکبر محزون، مدیر کل اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور، با طرح این که ذکر آمار طلاق تاکنون دردی را دوا نکرده و می­‌تواند منجر به تکرار آسیب‌­های اجتماعی شود، اعلام کرد زین پس آمار طلاق نداریم.

با این همه شواهد موجود، بیان‌گر وجود یک رابطه معنادار بین کودکان طلاق و خشونت خانگی است. برخی کودکانی که به هر دلیل در زندگی تازه والدین، ناخواسته محسوب می­شوند، بیش از کودکان عادی در معرض خشونت قرار می­‌گیرند.

آرزو نقده، روانپزشک ساکن یکی از شهرهای جنوبی ایران و طرف مشاوره اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی، می‌گوید در طول شانزده سالی که تجربه درمان داشته، هرگز شرایطی به دردناکی وضعیت این کودکان ندیده، چون احساس اضافه بودن و سربار بودن در جایی می‌کنند که باید تنها گوشه امن جهانشان باشد.

این روانپزشک در ادامه سخنانش به کودکان طلاق اشاره می‌کند: «طلاق یک اتفاق یک‌باره و تصادفی نیست. این پدیده اجتماعی یک روند دردناک و کاهنده دارد. نقطه شروع، اوج و پایان دارد و متاسفانه در جامعه ما به دلیل عدم آموزش صحیح، فرآیند طلاق برای والدین و تطبیق خودشان با شرایط موجود و کمک به پذیرش کودکانشان برای بازسازی، مدت زمان بیشتری را نسبت به سایر جوامع دیگر طلب می‌کند. در دوره طلاق، والدین درگیر خشم و رفتارهای تنش­زا با همدیگر و با کودکانشان می‌شوند. هیچ‌یک از ما برای مدیریت بحران در دوره طلاق آموزش ندیده‌ایم و مجموعه این‌ها باعث می­‌شود که کودک طلاق، از ابتدا در معرض خشونت‌های کلامی، روانی و حتی فیزیکی قرار بگیرد.»

این روانپزشک معتقد است  بعد از پایان پذیرفتن جدایی و رسیدن به یک ثبات نسبی، باز هم این کودکانند که بیش از طرفین ماجرا ضربه‌پذیرند.

«در مناطق فقیرنشین و حاشیه شهرها، فقر و فشارهای اقتصادی باعث می‌شود که والدین، کودکان حاصل از ازدواج  سابقشان را به همدیگر پاس بدهند. این وضعیت ممکن است برای کودکان، نتایج خطرناکی به دنبال داشته باشد. احساس ناخواسته بودن، بی‌جا و مکانی و عدم تعلق به یک نقطه امن و باثبات، و حتی در معرض خشونت فیزیکی قرار گرفتن از سوی والدین یا شرکای جدید جنسی آن‌ها می‌تواند برای کودک، اثرات مخرب غیرقابل‌باوری در پی داشته باشد.»

خانم نقده، راه‌حل را در آموزش بنیادین مسئولیت‌پذیری می‌داند. این که مردم بدانند مسئولیت انتخابشان تا پایان راه با آن‌ها خواهد بود و اگر باعث به دنیا آمدن کودکی شدند، تا زمان بلوغ و استقلال او در مقابل سرنوشتش مسئولند، مهم نیست که مجردند یا متاهل و مطلقه، آنچه مهم است به ثمر رساندن کودکی است که در این کشاکش می‌تواند قربانی اصلی باشد.

کشورهای توسعه‌یافته راه‌حلی برای کودکان ناخواسته دارند. دولت‌ها خود را متولی اصلی مراقبت از این کودکان می‌دانند. در اغلب این کشورها، در خیابان‌های خلوت شهر، باجه‌هایی به نام «بیبی باکس[1]» تعبیه شده که کودکان یا نوزادان ناخواسته را آنجا رها می‌کنند. زنگ باجه که به صدا در بیاید، در کم‌ترین زمان ممکن، اورژانس اجتماعی خودش را به کودک رها شده می‌رساند.

در ایران نیز طبق آخرین آماری که خبرگزاری جمهوری اسلامی منتشر کرده، 25 هزار کودک بی‌سرپرست یا بد‌سرپرست، تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارند، که ده هزار نفر از آن‌ها در  590 مرکز مخصوص نگهداری شده و بقیه آن‌ها به خانواده‌های جایگزین سپرده شده‌اند. در مورد کافی بودن این مراکز، نوع خدمات ارائه شده و عمومیت داشتن آن‌ها، حرف و حدیث فراوانی وجود دارد.

[1] Baby Box




کودکان و طلاق : کمک به کودکان برای کنار آمدن با طلاق و جدایی والدین


parents-arguing-350

عکس: Helpguide

ترجمه: اهورا افشار

طلاق برای کودکان می‌تواند پرتنش، غم انگیز و گیج کننده باشد. در هر سنی، ممکن است کودکان از جدایی مادر و پدر احساس ناآرامی یا عصبانیت کنند. به عنوان والدین شما می‌توانید از ناراحتی کودکانتان از روند طلاق و اثراتش روی آنها بکاهید. کمک به فرزندان برای کنار آمدن با طلاق والدین یعنی به وجود آوردن محیط باثبات در خانه و رسیدگی به نیازهای آنها از راه دلداری دادن و تشویقشان به مثبت فکر کردن. این روند بدون فراز و نشیب نخواهد بود ولی این راهنمایی‌ها می‌تواند برای کمک به فرزندان مفید باشد.

 کمک به کودکان برای کنار آمدن با طلاق: حمایت از کودکان در طی روند طلاق

به عنوان پدر یا مادر طبیعی است که مطمئن نباشید که بهترین راه برای حمایت از فرزندان در طول روند طلاق و جدایی چیست. این شاید مسئله‌ای باشد که قبلا در رابطه با آن تجربه‌ای نداشته‌اید. ولی این امکان وجود دارد که با موفقیت این مدت زمان مغشوش را پشت سر گذارید و در عین حال به فرزندانتان هم کمک کنید که احساس اعتماده به نفس و اقتدار کنند و بدانند هنوز دوستشان دارید.

راه‌های بسیاری وجود دارد که کمک کنید فرزندانتان به جدایی و طلاق عادت کنند. صبر، دلداری و تمایل به گوش کردن به حرف های آنها می‌تواند تنش این جریان را کم کند در زمانی که کودکان خود را با شرایط جدید وفق می‌دهند. با ایجاد برنامه‌ روزانه که کودکان به طور متداول استفاده می‌کنند به آنها یادآوری می‌کنید که می‌توانند به ثبات رابطه با شما و مراقبت شما از آنها اعتماد کنند. همچنین اگر بتوانید با همسر سابقتان روابط دوستانه را حفظ کنید به فرزندتان کمک می‌کنید که از استرسی که مشاهده دعوای والدین در آنها ایجاد می‌کند، دوری کنند. دوران تغییر نمی‌تواند بدون سختی باشد ولی شما می‌توانید با اولویت دادن به رفاه فرزندان از رنج آنها بکاهید.

 «از پدر و مادر چه می‌خواهم» – انتظارات کودکان از والدین

 کمک به کودکان در زمان طلاق: به آنها چه بگوییم

وقتی زمان آن رسید که با فرزندتان در مورد طلاق حرف بزنید، خیلی از والدین نمی‌دانند چه بگویند. قبل از اینکه شروع کنید، حرف هایی را که می‌خواهید به کودکان بزنید آماده کنید. این به هر دوی شما کمک می‌کند گفتگوی راحت‌تری داشته باشید. اگر انتظار دارید فرزندان از شما سئوال های دشواری بپرسند، از قبل حاضر باشید که جوابشان را بدهید. این به شما کمک می‌کند که جواب هایتان برای کودکان قابل فهم باشد.

 چه بگوییم و چگونه بگوییم.

گر چه ممکن است این مشکل باشد، ولی سعی کنید خود را جای کودکان بگذارید و با آنها هم دلی کنید. مهمترین مسائل را در آغاز مطرح کنید. با آنها با صراحت صحبت کنید و در عین حال مناسب با سن و سال آنها عمل کنید.

همدیگر را سرزنش نکنید.

مهم است که با کودکان رو راست باشید. در عین حال از دیگری به آنها شکایت نکنید و از هم ایراد نگیرید. این ممکن است امر بسیار مشکلی باشد مخصوصاً اگر حوادث دردناکی را تجربه کرده‌اید (مثل خیانت همسر) ولی با درایت و ملاحظه خواهید توانست از انتقاد از دیگری جلوی فرزندان اجتناب کنید.

 تا چه حد باید توضیح دهیم؟

باید از قبل تصمیم بگیرید تا چه حد می‌بایست دلایل طلاق یا جدایی را برای کودکان توضیح دهید، مخصوصاً در مراحل ابتدایی آن. درباره اینکه اطلاعات تا چه روی آنها اثر خواهد گذاشت فکر کنید.

کمک به کودکان در زمان طلاق: به حرفشان گوش کنید و دلداریشان دهید

به فرزندان کمک کنید که احساسات خود را بیان کنند. بدون موضع گیری و دفاع از خویشتن به حرفشان گوش کنید. دلداری‌شان دهید که نباید بترسند. سوء تفاهم را برطرف کنید و مهر و محبت بی‌شرط و شروط‌‌‌‌تان را به آنها نشان دهید. مهمتر از همه این است که کودکان بدانند که مقصر طلاق شما نیستند.

به کودکان کمک کنید که احساسات خود را بیان کنند.

برای کودکان طلاق می‌تواند به معنی از دست دادن پدر یا مادر و یا طرز زندگی باشد. این حس از دست دادن می‌تواند به اندازه فوت یکی از اعضای خانواده برای آنها دردناک باشد. به آنها کمک کنید که سوگواری کنند و به شرایط جدید زندگی عادت کنند. این از راه درک احساسات آنها میسر می‌شود.

سوء تفاهم را برطرف کنید.

بسیاری از کودکان فکر می‌کنند که مقصر طلاق والدین هستند. به یاد می‌آورند که با پدر یا مادر جر و بحث کرده اند، نمره بد گرفتند، یا اینکه گاهی دچار مشکل شده‌اند. شما می‌توانید کمک کنید که از تصورات نادرست رها شوند.

دوستشان بدارید و دلداری‌شان دهید.

کودکان وقتی که از مهر و محبت و حمایت لازم برخوردار هستند توانایی عظیمی برای کنار آمدن با مشکلات دارند. رفتار شما، گفتار شما و توانایی شما برای رفتار مناسب و منسجم، به آنها کمک می‌کند که بدانند محبت شما برای آنها تغییری نکرده است.

کمک به کودکان در زمان طلاق: ایجاد ثبات و  ساختار برای زندگی کودکان

گرچه خوب است که کودکان یاد بگیرند انعطاف پذیر باشند، عادت کردن به موارد متعدد هم زمان می‌تواند برای آنها بسیار دشوار باشد. با ایجاد ثبات و ساختار غیرمتحول در زندگی کودکان، به آنها کمک کنید که به تغییر عادت کنند.

به یاد داشته باشید که ایجاد ثبات و ساختار به این معنا نیست که باید جدول زمان بندی غیر انعطاف پذیری داشته باشید یا اینکه پدر و مادر دقیقاً برنامه روزانه کاملاً یکسانی داشته باشند. ولی ایجاد برنامه های متدوال در هر خانه و ارتباط متداوم با کودکان در مورد انتظارات آنها به آنها احساس ثبات و آرامش می‌دهد.

برنامه روزانه و آرامش در نتیجه آن

مزایای برنامه و ساختار روزانه برای کودکان کوچک به طور گسترده‌ای به رسمیت شناخته شده است ولی بسیاری از مردم نمی‌دانند که برای کودکان بزرگ تر هم برنامه روزانه مفید است. کودکان از دانستن برنامه روزانه‌ احساس امنیت می‌کنند. مثلاً اگر بدانند که چه در خانه پدر باشند چه مادر، بعد از شام باید دوش بگیرند و سپس باید تکالیف مدرسه را انجام دهند، احساس آرامش می‌کنند.

پیروی از برنامه روزانه به معنی این است که کودکان از مقررات خانه پیروی می‌کنند، از این کار پاداش می‌گیرند و در غیر این صورت تادیب می‌شوند. شاید وسوسه شوید که در زمان طلاق کودکان را لوس کنید و اجازه دهید که مقررات را رعایت نکنند. بهتر است در برابر این وسوسه مقاومت کنید.

کمک به کودکان در زمان طلاق: از خودتان مراقبت کنید

در هواپیما اولین دستور العمل برای مواقع اورژانس این است که اول ماسک اکسیژن خود را بزنید و بعد از آن به کودکان کمک کنید. پیام اصلی این است که مراقبت از کودکان مستلزم سلامتی شما و مراقبت از خود شما می‌باشد.

بهبود شما

اگر شما آرامش داشته باشید و بتوانید حضور عاطفی داشته باشید فرزندانتان هم احساس راحتی می‌کنند. برای بهبود و مراقبت از خویشتن می‌توانید از روش های زیر استفاده کنید:

به حمایت نیاز خواهید داشت.

طلاق فرایند پیچیده و پردغدغه‌ای است که بدون حمایت دیگران می‌تواند تجربه مخربی باشد.

کمک به کودکان در زمان طلاق: با همسر سابق توافق کنید

اگر در سرپرستی مشترک (joint custody) از کودکان دچار مشکل شده‌اید به این راهنمای پرورش فرزندان برای والدین طلاق گرفته مراجعه کنید: Co-Parenting Tips for Divorced Parents.

کشمکش بین والدین، چه طلاق گرفته باشند چه نه، می‌تواند برای کودکان بسیار مضر باشد. مهم این است که کودکان را درگیر دعوای بین والدین نکنید در غیر این صورت احساس می‌کنند که باید از والدین یکی را انتخاب کنند.

قوانین کلی

به یاد داشته باشید که هدف شما گریز از استرس و درد پایدار برای کودکانتان است. راهنمایی های زیر کمک می‌کند که از رنجش آنها اجتناب کنید.

هدف نهایی

اگر در جزییات آموزش و پرورش کودکان دائماً با همسر سابقتان مشاجره دارید، یک لحظه درنگ کنید و فکر کنید که هدف نهایی چیست.

کمک به کودکان در زمان طلاق: بدانید در چه زمان کودکان به کمک احتیاح دارند

بعضی کودکان در زمان طلاق والدین مشکلات نسبتاً کمی دارند در حالی که برخی کودکان واقعاً زجر می‌کشند. طبیعی است که کودکان طیف گسترده‌ای از احساسات مختلف تجربه کنند ولی برای بهبود حالشان احتیاج به زمان، محبت و دلداری هست. ولی اگر فرزندانتان همچنان دل آشفته ماندند، شاید لازم باشد به روانشناس مراجعه کنید.

واکنش های طبیعی به طلاق و جدایی

گر چه هضم احساسات شدید برای کودکان مشکل است، ولی موارد زیر واکنش طبیعی کودکان می‌باشد.

بهبود کودکان و عادت کردنشان به طلاق و جدایی احتیاج به گذشت زمان دارد ولی انتظار می رود که به طور تدریجی بهبود حال آنها را مشاهده کنید.

علائم خطر در مورد وجود مشکلات جدی‌تر

اگر پس از چند ماه مشکلات بهتر نشد و بدتر شد، ممکن است نشانه این باشد که فرزندتان مشکل بلند مدتی مانند افسردگی، اضطراب یا عصبانیت داشته باشد و نیازمند حمایت بیشتر باشند. این علائم افسردگی و اضطراب در نتیجه طلاق والدین را مد نظر بگیرید:

در صورت مشاهده این علائم مربوط به طلاق، با دکتر اطفال، معلمان و یا روانشناس مشورت کنید و برای حل مشکلات خاص فرزندتان از آنها درخواست راهنمایی کنید.

کمک بیشتر برای کنار آمدن با طلاق یا جدایی

حل مشکلات کودکان

منابع بیشتر

اطلاعات کلی در مورد کودکان و طلاق

برای کودکان و نوجوانان در زمان جدایی و طلاق والدین

ترومای طلاق

 نوشته: کارشناس ارشد جینا کمپ (Gina Kemp)، کارشناس ارشد ملیندا اسمیت (Melinda Smith) و دکتر جین سگال (Jeanne Segal)

دسامبر ٢٠١٤ (آذر یا دی ١٣٩٣)

منبع: HELPGUIDE




کودکان قربانیان بی گناه طلاق


 100849038994

عکس: gvy.ir

رویا تاجی – روزنامه نگار

اسمشان بچه های طلاق است، سهم آنها از داشتن پدر و مادرانتخاب یکی از آنها است، یا مادر یا پدر…

سازمان ثبت احوال ایران، می گوید: در 9 ماهه اول امسال ،هر روز 392 مورد طلاق ثبت شده است. آمار همسرانی که از هم جدا می شوند، ثبت می شود ولی آمار بچه هایی که از پدر یا مادر جدا می شوند درهیچ دفتری ثبت نمی شود. بچه هایی که بازنده اصلی بحران طلاق ها هستند. کودکان در بازی بزرگتر ها، گروکشی می شوند، گاهی بهانه انتقام جویی می شوند و نیازهای شان به دست فراموشی سپرده می شود. بسیاری از آنها خیلی کوچکند معنای اختلاف و دعوا در ذهنشان نقش می بندد و مشکلات زندگی شان آغاز می شود.

مریم قربانی روانشناس می گوید: تأخيردر رشد، شب ادراری، مشکلات تغذیه ای، افسردگی و کابوس هاي شبانه، گوشه ای از مشکلاتی است که کودکان طلاق با آن درگیرند.

او با اشاره به این که هویت روشنی در انتظار بچه‌های طلاق نیست، می گوید: آنها همیشه یک ترس را با خود می کشند، ترس از زندگی مشترک .

باید جیغ کشید

” 4 ساله بودم که فهمیدم برای این که توجه دیگران را جلب کنم، باید جیغ بکشم، این آموخته سال های اول زندگی من بود ، وقتی مادرم جیغ می کشید تا پدر سرش را از لای روزنامه بیرون بکشد و بگوید ولم کن “.

اینها را سینا می گوید، حالا او 14 ساله است و هر روز به عنوان یک بچه پرخاشگر در مدرسه باز خواست می شود. می خندد و می گوید، هنوز زنگ جیغ های مادرم در گوشم است.

قربانی می گوید: بالاخره کودکانی طلاق، کودکانی عادی و بهنجار نیستند. آنها به خاطر نداشتن نیمه ای از محبت، دچار ضعف عاطفی هستند و در گروهی از آنها در بزرگسالی  دست به شرارت و جنایت می زنند.

این روانشناس می گوید: آثار مستقیم و تخریبی طلاق بر کودکان ثابت شده است، آنها احساس خود کم بینی می کنند و نسبت به دوستان خانوادگی و حتی اقوام نزدیک خود حس حسادت دارند. چرا که در کودکی انسجام و هماهنگی خانوادگی خود را از دست داده اند. از این رو رو به انزوا می آورند و در کار های گروهی کمتر شرکت می کنند.

من پست چی پدر و مادرم بودم

” سینی چای را روی میز گذاشت، آرامش روی صندلی نشست و مثل یک زن جا افتاده تعارف کرد، بفرمائید سرد میشه از دهن می افته “.

سحر اما 16 سال بیشتر ندارد، او هم فرزند طلاق است، با نگاهی عمیق و آرام، و خنده ای که از کنج لبش نمی رفت گفت: من پست چی پدر و مادرم بودم. یادم نیست چند وقت، اما آنها با هم حرف نمی زدند، خانه ما همیشه پر بود از سکوت، من هم ساکت بودم، تنها بازی و سرگرمی من نامه هایی بود که آنها از اتاق هایشان برای هم می نوشتند. حتی چند وقت من با مادرم در خانه مامانی ( مادربزرگم) زندگی می کردیم، وقتی پدرم بعد از ظهرها برای دیدنم می آمد باز هم برای او نامه داشتم.

سحر می گوید: این عادت برای من به یادگار مانده و برای بیان خواسته هایم، احساساتم و حتی اعتراضم سکوت می کنم و می نویسم.

او 6 ساله بود که زندگی با پدربزرگ و مادر بزرگ برایش رقم خورد، سه سال بعد مادر بزرگش برای همیشه آنها را تنها گذاشت و از 9 سالگی او شد خانم خانه پدر.

مریم قربانی می گوید: یکی از مشکلات طلاق برای بچه ها همین است، آنها زود تر از سنشان بزرگ می شوند، زودتر وارد بازی زندگی می شوند و مشکلات زندگی را از همان ابتدای کودکی تجربه می کنند.

او با اشاره به تجربه طلاق برای کودکان می گوید: این تجربه می‌تواند هم نتایج منفی هم مثبت داشته باشد.

برای بعضی از آنها یک بحران است، بزرگترین فاجعه زندگی شان که زمان حال و آینده آن‌ها را زخمی می کند. اما هستند کودکانی که طلاق باعث می شود که درک آنها از زندگی متفاوت شود، آنها زندگی را واقعی تر می بینند و حساستر و مسئولیت پذیر‌تر می شوند. اما سن آنها هم تاثیر مستقیمی بر فهم آنها از طلاق دارد.

خشونت ،سهم  کودکان از طلاق

“زن دست پسرک را کشید، او را هول داد، در اتاق را قفل کرد و گفت آنقدر گریه کن تا جونت در بیاد. از بابات چه خیری دیدم که از تو ببینم.

بچه های طلاق قبل از طلاق هم خشونت می بینند آنها نه تنها شاهد روز های سخت طلاق مادر و پدر هستند، نه تنها ترس از دست دادن را تجربه می کنند، بلکه بهانه ای می شوند برای خالی کردن همه غر ها و حرص ها و ناراحتی ها. فرقی ندارد چند ساله باشند، کودکان طلاق در هر سنی خشونت می بینند وآسیب پذیرند. اول در خانه بعد در اجتماع.

مریم قربانی می گوید: هنوز تحقیق ویژه ای بر روی تاثیر طلاق بر کودکان کمتر از دو یا سه سال انجام نشده، اما  آنها در گیر و دار طلاق آسیب پذیر ترند، چون توانایی ندارند که خودشان نیاز های اولیه خود را تامین کنند، مثلا گزارش هایی هست از بچه های شیر خوار شاید ساعت ها به خاطر درگیری فکری مادر در پوشک کثیف مانده اند، به آنها غذا داده نشده و حتی کتک خورده اند .

این روانشناس می گوید: کودکان در سن 2 تا 5 سالگی گاهی دچار عذاب وجدان می شوند، که این نوعی ایجاد دغدغه فکری برای آنها است، آنها فکر می کنند که مثلا اگر بچه خوبی بودند، مادرشان از خانه نمی رفت یا مثلا اگر اتاقشان را جمع کرده بودند پدرشان با مادرشان دعوا نمی کرد. این کودکان گاهی نیز مورد بی رحمی های فیزیکی قرار می گیرند. و از نظر غذای روح وجسم هم دچار مشکل هستند.

 به گفته او بچه هایی که طلاق را در سن 6 تا 11 سال  تجربه می کنند، سازگاری کمتری با مقوله طلاق دارند و درک آن برای آنها از کودکان سن مدرسه ای، از کودکان 2 تا 5 یا در سن 12 سال به بالا سخت تر است او انقدر بزرگ شده که درد ناشی از طلاق را بفهمد ولی هنوز برای درک چرایی و کنترل آن به اندازه کافی بزرگ نیست.

اما به گفته قربانی سهم نوجوانان 10 تا 19 ساله که معنای دقیق طلاق را می دانند، چیزی نیست جز ترس، افسردگی خشم و در نهایت تنهایی. طلاق به بعضی از آنها وظایفی را تحمیل می کند که آنها را در مسیر بزرگسالی زودرس قرار می دهد.

او می گوید در این مرحله جنسیت در زندگی آنها تعریف جدیدی می گیرد. اگر پسر باشند در کنار مادر، نقش سرپرستی می گیرند و مرد خانه می شوند و اگر دختر باشند و در کنار پدر بمانند می شوند همان کد بانویی که شانزده ساله است، اما سرد و گرم روزگار را چشیده است.

به گفته این روانشناس: بچه های طلاق همواره مورد خشونت خانگی قرار می گیرند آنها در جو مسمومی که در خانه حاکم می شود قرار دارند، گاهی سکوت گاهی دعوا و بود ونبود یکی از والدین. اما پسران به خاطر شیطنت ها و پر سر وصدا بودنشان گاهی  بیشتر مورد خشونت های فیزیکی هستند و به خاطر شرایط روحی والدین، کتک می خورند. اما دختر بچه ها به خاطر روحیه آرامی که دارند شاید مورد خشونت فیزیکی کمتری باشند ولی آسیب جدی روحی و روانی می بینند و حتی گفتگو های رد و بدل شده بین والدین ر،ا در ذهن ثبت می کنند و در خاله بازی های کودکانه خود آن را تکرار می کنند. آنها هر روز به جای خاله بازی، طلاق بازی می کنند.