صفحه اصلی  »  کودکان زندانیان
image_pdfimage_print
تیر
۳۰
۱۳۹۵
تأسیس مهدکودک در زندان ها، محل بده‌بستان‌های مسئولان
تیر ۳۰ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
ax-zendan-e1432668468109
image_pdfimage_print

کودکانی که باید در شرایط سخت زندان سر کنند مهدکودک عاملی برای جدا شدن آنها از سایر زندانیان و مجرمان است که قانون هم بر آن تاکید کرده است.

به نقل از آرمان،  وجود مهد کودک در زندان برای کودکانی که در محیط تنگ و تاریک یک دخمه زندگی می‌کنند ضرورت دارد. شاید برای آن کودکانی که در کنار پدر و مادرانشان زندگی می کنند این مساله چندان مهم نباشد، اما در مورد کودکانی که باید در شرایط سخت زندان سر کنند مهدکودک عاملی برای جدا شدن آنها از سایر زندانیان و مجرمان است که قانون هم بر آن تاکید کرده است. با وجود این، موضوع تاسیس مهدکودک در زندان ها محل بده بستان های مسئولان و اختلاف نظرات شده است.

در آخرین اظهار نظر در این زمینه، محمد نفریه، مدیرکل امور کودکان و نوجوانان بهزیستی گفته است: « مجوز تاسیس مهدکودک در زندان ها صادر نخواهد شد، زیرا جای کودک زیر هفت سال در زندان نیست.» جای کودک زیر هفت سال در زندان نیست ولی حدود ۴۰۰ تا ۴۳۰ کودک زیر هفت سال در کل کشور به همراه مادران  خود در زندان ها زندگی می کنند.

بعد از اظهار نظر یک مقام مسئول در بهزیستی درباره عدم صدور مجوز برای مهد کودک در زندان که آب پاکی را روی دست همه می‌ریخت، با فاطمه دانشور،رئیس کمیسیون اجتماعی شورای شهر تهران در باره شرایط نگهداری کودکان در زندان های ایران به گفت و گو نشستیم.

دانشور به بازدیدهای خود از زندان های کشور و بند زنان اشاره کرده و می گوید: «در حالی که برای توانمندسازی زنان زندانی و آموزش مهارت های مختلف به آنها در زندان ها اقدامات خوبی صورت گرفته و زنان زندانی در حین مهارت آموزی می توانند درآمد مالی هم در زندان داشته باشند، مساله آزار دهنده در همه این بازدیدها وضعیت نگهداری کودکان در زندان ها بود که به نظر من هنوز به این مساله به اندازه کافی توجه نشده است.»

این عضو شورای شهر ادامه می‌دهد: «در کنار بند مادران و کودکان که کودکان زیر دو سال زیادی با مادران خود در آنجا هستند، سایر کودکان زندانی در بندهایی زندگی می کنند که افراد مختلف با جرایم مختلف در آنها حضور دارند.»

دانشور به جرایم این افراد اشاره کرده و می گوید: «از بدهکاری اقتصادی تا قتل و مشکلات اخلاقی در میان این زندانیان وجود دارد و بنابراین حضور کودک در کنار این همه مجرم برای خود کودک نیز خطرآفرین است. در این بازدید ها من ضرورت تاسیس مهدکودک را احساس می کردم تا حداقل برای ساعاتی این کودکان از این محیط بی نشاط جدا شوند.»

او در ادامه می گوید: «فضای بند زنان شاد نیست، داخل پنجره‌ای نیست و هوای بیرون را ندارد. در محوطه زندان هم فضای سبز و هیچ ادواتی برای بازی کودک نیست و این یکی از ضروریاتی است که باید به آن توجه شود.»

خیران حاضرند مهدکودک بسازند
البته در همه استان ها کودکان در زندان نیستند و برای مثال در استان زنجان هیچ کودکی در زندان نیست، اما در بسیاری از شهرها و استان ها کودکان در کنار مادران خود در زندان ها هستند. برای مثال در استان کرمانشاه ۷۳ کودک تا پنج سال در مهدکودک زندان نگهداری می‌شوند.

در ایران براساس تبصره ماده ۶۵ آیین‌نامه اجرایی سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور مصوب ۱۳۸۰ رئیس قوه‌قضائیه با اصلاحات و الحاقات ۱۳۸۹ آمده است که: «زندانیان زن می‌توانند اطفال خود را تا سن دو سال تمام به همراه داشته باشند. روسای زندان‌ها می‌توانند در هر زندانی نسبت به تفکیک و جداسازی اطفال دو سال تا شش سال در محل مجزا (مهد کودک) اقدام یا نسبت به انتقال اطفال موصوف به بهزیستی یا موسسات نگهداری اطفال مبادرت کنند.»

حتی در قانون هم برای جداسازی کودکان از سایر زندانیان تمهیداتی در نظر گرفته شده است و این اصلا به معنای آن نیست که مهدکودک -که قانونگذار در این تبصره به آن اشاره کرده- امری فانتزی و غیرضروری بوده که صرفا برای سرگرمی طفل در محیط زندان بنا می شود. با وجود این، از سال ۸۰ که این قانون در کشور اجرا می شود هنوز هم برخی مسئولان مخالف اجرای بخشی از آن در مورد تاسیس مهدکودک در زندان هستند.

در همه زندان های کشور بخش هایی که زنان باردار و شیرده و کودکانشان نگهداری می‌شوند، بندهایی جداست. اما در مورد کودکان بالای دو سال که اتفاقا بحث تاثیرپذیری رفتاری در مورد آنها بیشتر مطرح است این جداسازی وجود ندارد و در بسیاری از زندان ها کودکان بالای دو سال در کنار مادران خود و نه در بندی مجزا نگهداری می شوند. رئیس کمیسیون اجتماعی شورای شهر در این باره می گوید: «ساخت مهدکودک خیلی سنگین نیست و هیچ هزینه زیادی هم لازم نیست صرف این مساله شود، زیرا خود خیران در صورتی که مسئولان موافقت کنند حاضرند این هزینه ها را تقبل کنند.»

محیطی ناامن برای کودک زیر ۷ سال
همه کودکان از سه سالگی رشد روانی و اجتماعی خود را آغاز می کنند. از سه سالگی کودک یاد می گیرد با محیط خود ارتباط برقرار کند و هر چیزی را که می بیند و می شنود منعکس می کند. حتی اهمیت محیط و یادگیری از بعد از دو سالگی کودک آن‌قدر زیاد است که مسائلی مانند نظم و صحبت‌کردن را یاد می گیرند و این بخش مهمی از فرایند رشد روانی اجتماعی افراد محسوب می شود. کودکی که در محیط زندان و در اطراف کسانی زندگی می کند که صرف نظر از بزهکاری نوعی ناامیدی و فقدان نشاط و انگیزه را تجربه می‌کنند و از همه مهم تر از خود و زندگی شان، راضی نیستند، از این شرایط تاثیر می پذیرد.

در کنار اینها بحث امنیت و همچنین بهداشت نیز در مورد کودکان زندانی بسیار مهم است و نمی توان منکر این مساله شد. حتی در حالتی که مادر هم بیماری واگیرداری نداشته باشد این به منزله آن نیست که سایر هم‌بندی‌ها و زندانیان دیگر هم سالم باشند. در کنار بیماری های خاص مانند ایدز و هپاتیت که برخی از زندانیان کشور به آنها مبتلا هستند، بیماری های ساده مانند بسیاری از بیماری‌های پوستی و گوارشی واگیردار در میان زندانیان شایع‌تر است و احتمال ابتلا به این امراض برای کودک زیر هفت سال نیز بیشتر است.

امنیت هم نکته مهم دیگری است که نمی توان از آن غافل شد، زیرا درست است که در تمام محیط زندان امنیت وجود دارد، اما قرار دادن کودک در کنار افرادی که ممکن است جرم کودک آزاری هم یکی از جرایمشان باشد، کاری عقلانی نیست.

رئیس کمیسیون اجتماعی شورای شهر در پاسخ به اینکه چرا نباید کودک در زندان باشد، می گوید: «نمی توانیم الزام کنیم و بگوییم کودکی در زندان نباشد، زیرا بسیاری از مادران ترجیح می‌دهند تا دو سالگی حداقل کودکشان در کنارشان باشد تا با شیر خودشان تغذیه کند و بعد از این دو سال هم مادر راضی نمی شود کودکی را که به بودنش خو گرفته رها کند. مادری که دوران بارداری خودش را در زندان سپری کرده و صلاحیت روان دارد که کودکش در کنارش باشد هیچ جا برای کودک بهتر از آغوش مادر نیست و ما باید شرایطی را فراهم کنیم که کودک در کنار مادرش باشد.» دانشور می‌افزاید: «کودک به دلیل جرم مادر باید در کنارش باشد. این وظیفه ماست که شرایط را به سمتی ببریم که حضور کودک در کنار مادر و سایر زنان زندانی با کمترین هزینه باشد.»

مددکاری در زندان‌ها فعال‌تر شود
شاید نه گزینه بودن در زندان و نه حتی سپرده شدن به بهزیستی هیچ یک گزینه مناسبی برای کودکانی که مادر زندانی دارند، نباشد. بهترین و ضروری‌ترین راه، ایجاد تسهیلاتی برای آزادسازی این مادران و کاهش محکومیت‌هاست، در حالی که این مساله در حد یک آرزو مانده که خیران باید برای عملی کردن آن آستین همت را بالا بزنند، حداقل باید محیط زندان را برای کودک بهتر کرد.

دانشور در ادامه به اقداماتی که در شورای شهر برای آزادسازی مادران زندانی انجام داده اشاره کرده و می گوید: من سال گذشته خواستم مصوبه ای را به شورای شهر ببرم که تا سقف دو میلیارد تومان به آزادسازی زنان زندانی که به دلیل مشکلات مالی غیرعمدی در زندان بودند، کمک شود.

او به بازدیدهایش از زندان زنان اشاره کرده و می افزاید: در صحبت با تعداد زیادی از این زنان متوجه شدم بسیاری از آنها قربانی هستند؛ قربانی همسران یا پدران خود برای امضا کردن پشت سفته. در مورد زنانی که مواد مخدر حمل می کنند هم بسیاری از آنها قربانی شده اند و باز از آن مادر بدتر وضعیت آن کودکی است که بیش از همه قربانی است.

دانشور با بیان اینکه این کودکان حق کودکی دارند و نباید از تخصیص حداقل ها برای این آنها شانه خالی کرد، در ادامه به موضوع مهم مددکاری زندان ها اشاره کرده و می گوید: بین زنان زندانی هم باید تفکیک قائل شد. بسیاری از این زنان جایی را ندارند و کسی را ندارند که پیگیر کار آنها باشد، درحالی که برخی دیگر هم خانواده و وکلایی دارند که در بیرون زندان کار آنها را پیگیری می کنند و همین کمک خیران را اندکی سخت می کند. او بر لزوم فعال شدن و تقویت مددکاری زندان ها و در اولویت قرار گرفتن کودکان توسط آنها تاکید می‌کند.

منبع: آرمان 

بهمن
۲۱
۱۳۹۳
کودکان زندانیان، کودکان فراموش شده
بهمن ۲۱ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۲
, , , ,
image_pdfimage_print

prison_child_543

عکس: gozareshgaran1

ماهرخ غلامحسین پور- روزنامه نگار

هیچ نقطه‌ای از جهان به تاریکی زندانی نیست که میزبان کودک بی‌گناهی باشد. بسیار پیش می‌آید که کودکی در زندان‌زاده می‌شود یا مادری به زندان می‌افتد و چون کسی بیرون از زندان حاضر به نگهداری آن کودک نیست، اوهمراه با مادرش میهمان چهاردیواری زندان می‌شود.

فضای تاریک و خفقان آور و فضایی که نه نشانه‌ای از شادی و نشاط دارد و نه مناسب با رشد یک کودک سالم است، کودکانی که میان مجرمین عادی و خطرناک روز‌هایشان را سر می‌کنند ومتاثر از همه اتفاقات زندانند وطبیعتا نمی‌توانند به اندازهٔ کودکان بیرون از زندان شاد و‌‌ رها باشند.

بسیارند کودکانی که بیرون از زندان با یکی از والدینشان در انتظار دیگری که در زندان است، روز‌هایشان را شب می‌کنند، کودکانی که در فضای عمومی مدرسه، کوچه، اجتماع و اقوام از زندانی بودن پدر یا مادرشان شرمگین هستند، دلتنگ می‌شوند، رویای خانواده ایی که تمام و کمال باشد و روزهای تعطیل را به شادمانی درکنار یکدیگر سپری کنند، برایشان رویای دوردستی است. شرایط کودکانی که والدینشان بنا به ارتکاب هر جرمی درزندان هستند، هم کمتر از کودکانی که به ناحق ساکن زندان شده اند دردناک نیست.

وقتی به طور اتفاقی با عنوان موسسه غیر انتفاعی کودکان زندانیان   COIPI در فیس بوک برخورد کردم مصمم شدم با دست اندرکاران این تشکل گفت‌و‌گو کنم و از آنان بپرسم چطور به کودکان افراد زندانی کمک می‌کنند و راهکارهایی که در این باره ارائه می‌دهند، شامل چه مواردی است؟

 «حامد فرمند» مقاله نویسی است که در معرفی خودش می‌گوید هشت سال سابقه روزنامه نگاری آزد داشته است. او موسس سازمان غیر انتفاعی کویپی است و با خوشرویی دعوت مرا برای این گفت‌و‌گو می پذیرد. این موسسه به منظور حمایت از کودکان افراد زندانی یا کودکانی که به ناچار در زندان به سر می‌برند راه اندازی شده و او در این گفت‌و‌گو از برنامه‌هایی می‌گوید که می‌توان با توسل به آن‌ها از رنج این کودکان را کاهش داد:

ممکن است بگویید مشکلات عمده کودکانی که والدینشان در زندان هستند چه نوع مشکلاتی است؟

ببینید! تجربه کودکانی که پدر یا مادرشان در زندانند و آنهایی که خودشان در زندان به دنیا آمده یا مدت زمانی را با مادرشان در زندان گذرانده‌اند متفاوت است و در نتیجه آثاری که این اتفاق بر آن‌ها می‌گذارد نیز فرق خواهد داشت.

این آثار حتی در مورد کودکان یک خانواده که به ظاهر شرایط یکسانی داشته‌اند می‌تواند متفاوت باشد. این تفاوت هم علت‌های متعددی دارد؛ سن کودک٬ جنسیت او٬ نسبت فرد دستگیر شده (پدر یا مادر)٬ رابطه عاطفی فرد دستگیر شده با کودک٬ قبل و حین دستگیری٬ شرایط خانوادگی٬ و حتی خصوصیات روان‌شناختی فردی کودک که بخشی از آن ممکن است ژنتیکی باشد٬ عوامل گوناگونی هستند که می‌توانند آثار زندانی شدن پدر یا مادر بر کودک را شکل دهند.

با این حال قانون به همهٔ این کودکان نگاه یکسانی دار؟

خیر. بستگی به قوانین کشورها دارد؛ شیوه اجرای قوانین و نحوه برخورد کشورهای مختلف با این کودکان متفاوت است. به عنوان مثال قانون نگهداری کودک تازه به دنیا آمده تا سن خاصی٬ که معمولا یک سال یا بیشتر است٬ همراه مادر زندانی٬ به عنوان قانونی انسانی و حق طبیعی مادر در بسیاری از کشورهای توسعه یافته یا در حال توسعه٬ با در نظر گرفتن نوع جرم٬ اجرایی می‌شود. اما در برخی از این کشورها٬ فضای مجزایی برای مادران و فرزندان تدارک دیده می‌شود و این افراد از امکاناتی مانند پزشک مخصوص کودک؛ محل بازی و کلاس‌های آموزشی برخوردارند و این باور- که از تحقیقات علمی ناشی می‌شود- وجود دارد که مادری که با کودکش ارتباط دارد٬ کمتر احتمال بازگشت وی به زندان وجود دارد. در صورتی که در زندان‌های ایران٬ طبق اطلاعاتی که ما داریم٬ این شرایط فراهم نیست و کودک و مادر در فضای مجزایی نگهداری نمی‌شوند و همین موضوع٬ به تنهایی می‌تواند آسیب‌هایی را برای کودک به همراه داشته باشد.

از چه نوع آسیب هایی صحبت می کنید؟ ممکن است برخی آثار زندانی شدن والدین بر کودک یا نگهداری خود کودک در زندان را عنوان می‌کنید؟

اضطراب٬ استرس شدید، ایجاد اختلال در وضعیت تحصیلی، پیوستن به چرخه «زندان» و ارتکاب جرم یا یا اختلال اضطراب بازگشت به تراما (تجربه کردن شرایط تراما٬ در موقعیتی که ظاهرا هیچ ارتباطی به شرایط تراما ندارد) و ایجاد اختلال در ارتباط با والدین بعد از بازگشت از زندان تنها بخشی از این آسیب‌ها هستند.

عمده فعالیت های شما در چه حوزه ای است؟

ما یک موسسه بین المللی غیر انتفاعی حمایت از کودکان هستیم. موسسه‌ای که با هدف کمک به بهبود شرایط کودکانی که والدین زندانی داشته یا دارند٬ تاسیس شده و قصد دارد تا با حمایت از برنامه‌هایی که به بهبود وضعیت این کودکان کمک می‌کند٬ شرایطی را فراهم آورد تا تجربه این کودکان٬ به آسیب‌های روحی و جسمی در بزرگسالی آن‌ها تبدیل نشود.

ممکن است بگویید منظورتان از کمک دقیقا چه جور کمک‌هایی است؟

 این کمک‌ها شامل مجموعه برنامه‌های آموزشی٬ حمایتی و درمانی برای خود بچه‌ها می‌شود و هم برنامه‌های آموزشی و حمایتی از والدین٬ خانواده٬ اطرافیان و افراد مرتبط مثل مسئولان و ماموران قضایی را هم در بر می‌گیرد.

خود شما با کودکانی که در زندان به دنیا آمده‌اند تا کنون مواجه شده‌اید؟

بله. اساسا فکر اولیه و هستهٔ شکل گیری موسسه کویپی به دلیل ارتباط و تجربه شخصی‌ من با کودکانی بود که تجربه زندانی شدن پدر و مادرشان را داشته و یا حتی برخی ازآن‌ها، خودشان هم همراه مادرانشان زندانی بوده‌اند.

برای کاهش آثار زندان بر روحیه این کودکان چه پیشنهاداتی دارید؟

دقت کنید نه آثار زندان بر تمام کودکان یکسان است و نه پیشنهاد‌هایی که برای کاهش این آثار مطرح می‌شود برای همه جواب یکسان دارد. حمایت خانواده٬ ارتباط سالم با پدر یا مادر (در صورتی که خارج از زندان هستند)٬ داشتن شرایط برای بیان احساسات٬ و در صورت نیاز مراجعه به متخصص٬ از جمله مواردی است که در اغلب تحقیقات به آن‌ها اشاره شده است.

به عنوان مثال کودکانی که از حمایت اعضای خانواده برخوردارند و والدینشان به دلیل زندانی شدن٬ سرزنش نمی‌شوند٬ امکان بهتری برای درمان آسیب‌های وارد شده به خود را دارند. قطعا منظور از سرزنش نشدن٬ تایید کردن نیست.

همکاران شما در زمینه تراپی یا مسائل آموزشی هم برای این گروه فعالیت می‌کنند؟

ما در شش حوزهٔ آموزش٬ مربی گری٬ حمایت مالی٬ حمایت قانونی٬ برنامه‌های ملاقات با والدین زندانی و کمک‌های درمانی روانی و جسمی فعالیت می‌کنیم.

به این ترتیب٬ برای بچه ها٬ چه بچه‌های بزرگ شده داخل زندان و چه سایر بچه ها٬ برنامه‌های مختلف از جمله آموزشی و درمانی در نظر گرفته‌ایم.

گمان می‌کنید با آموزش می‌شود تاثیر و عوارض خشونت را به طور کامل از روح این کودکان زدود؟

منظور ما از آموزش٬ الزاما آموزش کودکان نیست، آموزش والدین٬ خانواده٬ اطرافیان٬ و به طور کلی جامعه است. البته در مواردی که امکان آموزش مسئولان و مجریان قضایی فراهم باشد٬ آموزش این دسته از افراد هم کمک زیادی به بهبود شرایط کودکان خواهد کرد.

اما قطعا آموزش تنها راه کمک به شرایط کودکان نیست. کمک درمانی به خصوص درمان آسیب‌های روحی٬ یکی از مهم‌ترین فعالیت‌هایی است که برای این کودکان ضرورت دارد. بهبود شرایط ملاقات٬ در صورت امکان٬ کمک‌های مالی برای تامین حداقل نیازهای کودکان٬ مربی‌گری و بهبود قوانین در صورت میسر بودن شرایط٬ از دیگر بخش‌های مهم چرخه کمک به کودکان والدین زندانی‌ هستند.

در مورد شیوهٔ برخورد با اینگونه  کودکان، خانواده‌ها باید چکار کنند؟ به طور مثال روش های تشویق و تنبیه برای آن‌ها با توجه به شرایط خاص و نبودن پدر و مادر باید چه شرایطی داشته باشد؟

یکی از نکاتی که بر روی آن تاکید زیادی می‌شود این است که قرار نیست به این کودکان به عنوان قربانی نگاه شود. به این معنا که قرار نیست برخورد ویژه‌ای در مورد روش‌های تربیتی با این کودکان بشود به دلیل آنکه شرایط ویژه‌ای دارند. از جمله اصلی ترین توصیه‌های روان‌شناسان به خانواده‌هایی که کودکشان تجربه «از دست دادن» دارند٬ که زندانی شدن پدر یا مادر را هم می‌توان «نوعی فقدان یا از دست دادن» تلقی کرد٬ این است که نظم زندگی آنها بر هم نخورد. به همین دلیل٬ آنچه باید مراقب باشیم٬ نه در شیوه‌های تربیتی بلکه در ایجاد شرایط مواجهه با بحران است.

ممکن است به طور مصداقی بگویید دقیقا خانواده‌ها باید چگونه برخورد کنند؟

مهم‌ترین نکته‌ای که خانواده این کودکان باید در نظر بگیرند این است که زمینه‌ای فراهم کنند که کودک بتواند احساساتش را بیان کند. این بخش٬ یکی از مهم‌ترین مراحل درمان محسوب می‌شود. ایجاد و حفظ رابطه عاطفی خانواده با کودک نیز به عنوان چتر حمایتی برای او عمل خواهد کرد. اما باز هم یادآوری می‌کنم که این چتر حمایتی٬ به معنای قربانی فرض کردن کودک نیست. بلکه رابطه امنی است که فرصت بازسازی روحی را به کودک می‌دهد.

در جایی خواندم که موسسه شما نسبت به انتشار فیلم دختر سهیل عربی که به اعدام محکوم شده در فضای مجازی مخالفت کرده است؟ علت این مخالفتتان چه بود؟

نقد ما به انتشار تصاویر کودکان زندانیان٬ دو بخش دارد یکی انتقاد حقوقی و دیگری انتقاد به نتایج این کار بر روی کودکان و خانواده‌ آنان.نقد حقوقی من این است که به دلیل اینکه این کودکان در موقعیتی نیستند که برای استفاده از عکس و فیلمشان به هر منظوری٬ مجوز بدهند٬ این کار از نظر حقوق کودک ایراد دارد. ضمن آنکه ما ناخودآگاه آن‌ها را به موضع گیری در مورد والدین زندانیشان وادار کرده‌ایم که این هم با اصل رعایت حقوق کودک منافات دارد.

البته این استدلال از سوی افرادی که این تصاویر را تهیه یا منتشر می‌کنند مطرح است که ما از شرایط زندانیان در ایران حرف می‌زنیم. در این شرایط ما ناچاریم تا به جلب نظر عمومی دست بزنیم تا شرایط خانواده آن کودک را بهتر کنیم. من تنها می‌توانم به گفتن این نکته بسنده کنم که نقض حقوق کودک به دلیل «شرایط خاص»٬ باز هم نقض حقوق کودک است.

 با وارد کردن ناخواسته کودکان به موضوع چالش آزادی یا کاهش مدت زندان یا جلوگیری از اعدام والدین کودک٬ بار روانی خاصی را بر کودک تحمیل کرده‌ایم که بدون توجه به آن٬ کودک در بزرگسالی می‌تواند با مشکلات روانی جدی مواجه شود.

اما با توجه به اینکه شما در ایران ساکن نیستید این خدمات را چگونه به کودکانی که والدینشان در ایران زندانی هستند ارائه می‌ دهید؟ این فاصله مکانی نمی‌تواند مانع کار و فعالیت شما باشد؟

برای ایران٬ چند مرحله فعالیت در نظر داریم که بخشی از آن٬ آغاز شده و برای بخش‌های دیگر٬ مقدماتی لازم است که در حال برنامه ریزی برای اجرای آن‌ها هستیم. انتشار مطالب آموزشی٬ در قالب پیام‌های کوتاه٬ انتشار مطالب علمی و دست آوردهای علمی مرتبط با کودکان زندانیان و کودکانی که تجربه از دست دادن دارند. در حال حاضر٬ وبسایت کویپی به دو زبان فارسی و انگلیسی مطالب مختلف آموزشی را منتشر می‌کند و پیام‌های آموزشی نیز از طریق صفحه فیس بوک٬ توئیترو گوگل پلاس باز هم به دو زبان انتشار پیدا می‌کند.

ارتباط با واسطه با خانواده و کودکان زندانیان و در اختیار گذاشتن مطالب آموزشی. از یک طرف در حال تکمیل ترجمه یک جزوه کوتاه آموزشی برای خانواده زندانیانی که کودکانی را در خانه دارند هستیم. در این مرحله٬ تطبیق این متن با فرهنگ و قوانین موجود در ایران٬ ضروری است تا قابلیت استفاده برای این افراد را داشته باشد. از طرف دیگر در حال برقراری ارتباط با افرادی هستیم که امکان توزیع جزوه بین خانواده زندانیان را فراهم کنند

از سوی دیگر در تلاشیم با موسسات فعال در حوزه کودک و حقوق زندانیان در ایران تماس بگیریم و اطلاعات و دستاورد‌هایمان را در اختیارشان بگذاریم.

از سوی دیگر ارتباط مستقیم با خانواده زندانیان و افراد مرتبط با آن‌ها برای اجرای برنامه‌های آموزشی٬ حقوقی و مربیگری مد نظرما است. این ارتباط با اجرایی شدن فعالیت‌های معرفی شده در بالا و گذشت زمان٬ برقرار می‌شود. نحوه اجرای آن٬ از دو طریق راه دور و مستقیم خواهد بود. به عنوان مثال٬ تجربه‌های موفقی در مورد آموزش از راه دور برای شهروندان ایرانی وجود دارد. موسسه کویپی تمام تلاش خود را خواهد کرد که برنامه‌های خود را با همکاری موسسات موفق موجود اجرایی کند. در غیر این صورت٬ از تجربه آن‌ها بهره خواهد برد.

آیا برنامه‌ای هم برای برقراری ارتباط با مجریان ودستگاه‌های قضایی دارید؟

بله برقراری ارتباط با قانون گذاران و مجریان قانون. اعتقاد داریم که رعایت حقوق کودکان و از جمله مراقبت از حقوق کودکان زندانیان٬ به نفع همه خواهد بود. پس تلاش می‌کنیم تا برای تغییر بخشی از قوانین و اجرایی کردن قوانین مرتبط با حقوق کودک و زندانیان و شهروندان٬ از تمام ظرفیت‌های موجود استفاده کنیم.