صفحه اصلی  »  کودکان
image_pdfimage_print
بهمن
۴
ما و دو قلوها، مشاوری که زندگی‌مان را نجات داد
تجربه ها و خاطره ها
۰
, ,
Photo: aslysun/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: aslysun/bigstockphoto.com

من و همسرم هر دو شاغل بودیم که ازدواج کردیم و زندگی خوبی داشتیم. مشکل هم بود ولی مشکلات معمولی زندگی که همیشه علاقه من و شوهرم به همدیگر همه مشکلات را برای ما آسان می‌کرد.

درآمد ما متوسط بود و همسرم مجبور بود برای هزینه‌های هنگفت زندگی دو جا کار کند ولی باز من و او در عین حال که خسته بودیم باز برای ساختن زندگی تلاش می‌کردیم.

بعد از سه سال صاحب دو قلو شدیم و همین موضوع هم ما را خوشحال و هم شوکه کرد ولی خوشبختانه مادرم و مادر همسرم با هم قرار گذاشتند که پس از مرخصی زایمان، از دو قلوها نگهداری کننند و همین موضوع کمک بزرگی به ما بود.

دوقولوهای بداخلاق

مشکل از هشت ماهگی دو قلوها شروع شد. بد اخلاق و عبوس بودند. دائم گریه می‌کردند و هر چه بزرگتر می‌شدند بدتر. هر چه دکتر می‌بردیم فایده نداشت، سالم بودند‌. مادرهای ما از نگهداری آن ها خسته شده بودند و وقتی که من و همسرم به خانه می‌آمدیم هیچ فرصت استراحت نداشتیم و همین موضوع روی رابطه ما تاثیر گذاشته بود. هر دو کج‌خلق و عصبانی شده بودیم و گاهی با هم سر مسائل کوچک مجادله می‌کردیم تا جایی که یک بار شوهرم بعد از یک دعوای مفصل سر موضوعی که به یاد نمی آورم سه روز خانه را ترک کرد.

مشاور

دو قلوها نوزده ماهه شده بودند که شدت اختلافات من و همسرم ما را راهی مشاور خانواده کرد. مشاور هم ما را خسته کرده بود و همه جزییات زندگی ما را سوال می‌کرد و به دقت می‌نوشت و سه جلسه داستان‌سرایی ما ادامه داشت.

جلسه چهارم مشاور حرف عجیبی به من و همسرم زد و گفت زندگی شما مثل فیلمی است که روی دور تند گذاشته باشند. خودتان و خانواده‌هایتان را درگیر کردید بدون اینکه یک مشکل جدی داشته باشید. خیلی‌ها دو قلو دارند و کار می‌کنند ولی با مشکلاتی که شما روبرو هستید روبرو نیستند. زندگی شما با بچه‌ها فقط در تامین خوراک و لباس و دکتر و استرس سلامتی و سرما خوردن و نخوردن آن‌ها، واکسن و مایحتاج آنها می‌گذرد و مشکل هم شما نیستید، بلکه کج خلقی دو قلو هاست.

من به مشاور گفتم درسته من و همسرم اصلا به خودمان نمی‌رسیم. مشاور گفت، نه شما به بچه ها نمی‌رسید؟ چند ساعت در روز با آن‌ها وقت می‌گذرانید و یا با آن‌ها بازی می‌کنید؟ چند دقیقه در روز با آنها نقاشی می‌کشید و یا به کیفیت رشد روانی آن ها فکر می‌کنید ؟ تمام زندگی شما عجله و هیاهو و نگرانی است در حالی‌که می‌توانید از دو قلوها لذت ببرید و از داشتن آنها با عشق بیشتری زندگی کنید. نتیجه این همه هیاهو تبدیل به جهنمی برای شما شده است که دیگر طاقت یکدیگر را ندارید و به هم توهین می‌کنید و یا مثل بچه‌ها قهر می‌کنید و داد می‌زنید.

مشاور از من و همسرم پرسید سه جلسه من از شما سوال کردم و یک کلمه درباره کیفیت تعامل و رابطه شما برای رشد روانی آنها ندیدم. شما هیچ توان و انرژی برای رسیدگی به سلامت روانی خود و کودکان خود ندارید. هیچ برنامه‌ای برای رشد مهارت‌های کودک خود ندارید و از دو کودک نوزده ماهه چه انتظاری دارید؟

بازی کنید

همسرم از مشاور پرسید یعنی چه کار کنیم و مشاور پاسخ داد نسخه اول من به شما بازی با دو قلوهاست. من گفتم که یک عالم اسباب‌بازی دارند و او مجددا تکرار کرد من از بازی با دو قلوها حرف می زنم نه از اسباب بازی و برای بازی. باید برنامه‌ریزی کنید، این یک واقعیت انکارناپذیر است. همین امروز برای آن‌ها مداد رنگی بخرید. کاغذ. مکعب‌های چوبی و با مادر بزرگ‌های آنها حرف بزنید تا برنامه مرتبی برای بازی و بیرون بردن آن‌ها از خانه داشته باشد. شما با تعدادی چوب و گچ رنگی و توپ و خواندن قصه می توانید به این کودکان نه تنها مهارت‌هایی را آموزش دهید بلکه کاری کنید که سرگرم شوند.

شما برای رشد شناختی آن‌ها هیچ کاری نمی‌کنید و انتظار دارید این دو کودک شاد باشند و بی‌حوصله نباشند. آنها با وسایل ساده یاد می گیرند که در رفتارهایی که بازی کردن یاد می‌گیرند چگونه زندگی اجتماعی خود را بسازند و حتی هوش خود را پرورش دهند. بزرگتر که شدند با موسیقی و ساختمان‌سازی و تصاویر و اعداد و حروف و چسباندن روز به روز به هوش آن‌ها افزوده می‌شود.

ما به جای آنکه مستقیم و با عجله به خانه برگردیم با وسایل ساده‌ای که تهیه کردیم به یک بستنی فروشی رفتیم و با هم یک برنامه روزانه برای دو قلوها نوشتیم. نگاه ما با راهنمایی‌های مشاور به کودکانمان عوض شد و متوجه شدیم آن ها به جز نیازهای مادی احتیاجات دیگری دارند، که بازی می‌تواند بخش زیادی از این نیازها را مرتفع کند.

سر راه از خواهرم خواهش کردم که پیش بچه‌ها بماند تا ما با مادر بزرگ‌ها در رستورانی خلوت کنیم. مفصل همه گفته‌های مشاور را برای مادرانمان گفتیم و آن‌ها از بازی‌هایی که در بچگی بدون هیچ هزینه‌ای با ما انجام می‌دادند خاطره گفتند. چهار نفری برنامه روزانه بچه‌ها را تکمیل کردیم.

قرار شد این جمله مشاور را روی کاغذی بنویسیم و به دیوار بچسبانیم که : فراموش نکنید که در همه این بازی‌ها باید با کودک‌تان همراه باشید. آنها را تنها رها نکنید. با آنها بازی کنید تا از کودکی فرزندتان لذت ببرید و زندگی‌کردن را در قالب بازی به او بیاموزید.

از آن روزها دو سال می گذرد. چند ماهی طول کشید تا دو قلوها خوش اخلاق و خنده‌رو شوند و ما را باور کنند ولی حالا من و همسر و فرزندانم اوقات فراغتی خوبی داریم و زندگی پر از تنش من و همسرم با یک توصیه‌ای که به ظاهر کم اهمیت بود از این رو به آن رو شده است.

دوستان خانه امن شما تجربه ما را با کودکان خود تجربه کنید و مطمئن باشید به مراتب محیط بهتری در خانه شما حکم فرما خواهد شد.

دی
۱۹
در دو جبهه می‌جنگم؛ تابوی سکوت و سرطان
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , , , , ,
manizhe_02-1-png-815x390_q85_crop_upscale-e1467818981680
image_pdfimage_print

ماهرخ غلامحسین‌پور

این روز‌ها غالب زنانی که درگیر سرطانند به نوعی با اینستاگرام آشنا هستند، «منیژه برزگر» را می‌شناسند. ۴۸ ساله است و مبتلا به سرطان تخمدان. منیژه شرح مبارزه‌ها و تلاش‌هایش برای کنترل بیماری را در دنیای مجازی می‌نویسد.

منیژه در جبهه دیگری نیز می‌جنگد. تامین هزینه‌های درمانی‌اش، سرپرستی دو فرزندش و مبارزه حقوقی با همسرش که نه حاضر به طلاق اوست و نه مایل به ادامه زندگی مشترک.

منیژه معتقد است که سکوتش در مقابل زندگی مشترک نابسامانی که داشته و تلاشی که برای حفظ آرامش فرزندان دو قلویش انجام داده و سرپوش گذاشتن روی رنج‌های درونی‌اش او را به وادی سرطان کشانده. حالا می‌خواهد به زن‌هایی با شرایط مشابه بگوید فشارهای عصبی ناشی از خشونت‌های روانی همراهانشان را تحمل نکنند چون خشم و نفرت متراکم به راحتی می‌تواند به تومورهای خطرناک مبدل شود.

همسرت بعد از ماجرای بیماری تو را ترک کرد؟

خیر، یک سال پیش از آن بود که در پی یک مشاجره معمولی خانه را ترک کرد. سعی کردم کنترل اوضاع را در دستم بگیرم. رانندگی سرویس کارمندان دانشگاه شهید بهشتی و پذیرش سفارش آشپزی در خانه، بخشی از تلاش‌هایم برای سرپرستی بچه‌ها بود اما فقط یک سال پس از این ماجرا متوجه شدم سرطان تخمدان دارم.

با شروع بیماری کارت را هم‌‌ رها کردی؟

نه. ماه‌های اول ابتلا، علی‌رغم شیمی‌درمانی و عوارضش یعنی درد و تهوع و شرایط نامتعادل روحی، سر کارم حاضر می‌شدم و با پاهای ناتوانم با ترمز و کلاچ و دنده سر و کله می‌زدم تا بتوانم هزینه‌های درمان و مخارج زندگی خودم و بچه‌ها را تامین کنم.

برخورد همسرت بعد از شنیدن خبر بیماری تو چطور بود؟

نه حاضر به ادامه زندگی شد نه حاضر به طلاق یا تامین هزینه‌های فرزندانمان. این شرایط منجر به عود دوباره سرطان و شروع دوباره شیمی درمانی شد.

من آبان ماه سال ۹۴ به او زنگ زدم و به خاطر شرایط نابسامانی که داشتم پیشنهاد ادامه زندگیمان را دادم اما همسرم گفت ادامه زندگی‌اش با من دو شرط دارد، نخست اینکه مهریه‌ام را ببخشم و دوم اینکه برای زندگی مشترکمان او خانه‌ای تهیه نخواهد کرد. یک ماه بعد دادگاه مرا فراخواند و پرسید که آیا مایل به تمکین هستم یا خیر؟ من شرح ماجرا را نوشتم و به پرونده‌ام الحاق کردم که البته تا به حال خبری از روند پرونده نشده.

خانه‌ای از دوران زندگی مشترک ندارید؟

تمام این بیست و یک سال در خانه پدرم زندگی کردیم و اجاره خانه نمی‌دادیم. قاضی به من گفت می‌بایست حق مسکن به تو می‌داد.

در شرایط فعلی و مبارزه‌ات در جبهه بیماری با چه انگیزه‌ای مایلی مشکلات زندگی زناشویی‌ات را هم مطرح کنی؟

می‌خواهم به جای تمام زنانی که در بند آزارهای خانگی خصوصا آزارهای پیچیده روانی هستند فریاد بزنم و تمام مسائلی را که زن‌ها در شرایط مشابه پنهان می‌کنند، در مقابل دید وجدان عمومی قرار بدهم.

گاهی وقتی در مورد ماجرای سرطان و صفحه اینستگرامم با رسانه‌ها حرف می‌زنم، همسر سابقم عصبانی می‌شود. او به دفتر روزنامه‌ها مراجعه کرده و سرپرست خانوار بودن مرا انکار می‌کند. جالب است که یکی از شرایطی که برای ادامه زندگی مطرح کرد این بود که با هیچ رسانه‌ای مصاحبه نکنم.

هنوز هم سرویس دانشگاه را انجام می‌دهی؟

از سال گذشته و با گران شدن بنزین و عود کردن بیماری‌ام فقط پول استهلاک ماشین در می‌آمد ناچار شدم کار رانندگی را‌‌ رها کردم. وقتی مرا ترک کرد چند ماهی منتظر ماندم شاید برگردد اما دیدم چنین قصدی ندارد به همین دلیل هم مهریه‌ام را به اجرا گذاشتم.

مهریه‌ات چقدر بود؟

۲۵۰ سکه که هر یک ماه در میان یک سکه برایم تعیین شده است.

چه احساسی در مورد بیماری‌ات داری؟

جریان کمی پیچیده است با اینکه سرطان سلامتی فرد را به مخاطره می‌اندازد اما همین سرطان برای من تبدیل به بزرگ‌ترین نعمت زندگی‌ام شده و زندگی‌ام را تغییر داده است. باورتان نمی‌شود بعد از ابتلا قدر فرصت‌هایم را عمیقا می‌دانم. به مخاطره افتادن سلامتی‌ام ارزشش را داشت تا این عشق و ایمان به زندگی را تجربه کنم.

13391127_1065431730162982_1327567834_n

چطور شد به فکر عمومی کردن تجربه‌هایت در فضای مجازی افتادی؟

سال گذشته تیرماه یک روز که داشتم در مورد حس و حالم برای خواهرم حرف می‌زدم او گفت که من خیلی برخورد متفاوت و جالبی با بیماری‌ام دارم و پیشنهاد داد یک صفحه در اینستاگرام باز کنم، و تجربه‌هایم را بنویسم.

حس می‌کردم که قصه من با دیگران متفاوت است. می‌دانستم ریشه سرطان در مشکلات روحی و استرس‌هایی است که تاب آورده‌ام. سال‌های سال تحت فشار خشم و نفرت زندگی کردم. می‌خواستم تجربه‌هایم را با زنان دیگری که سرپرست خانوار و مثل من بیمار بودند در میان بگذارم. فشار‌ها و حلقه محاصره زندگی روز به روز بر من تنگ‌تر می‌شد و شیوه‌های متفاوتی برای مقابله با آن برمی‌گزیدم و این‌ها قابل انتقال بود.

این بار نمی‌خواستم از ترس قضاوت مردم سکوت کنم در شرایطی شیمی‌درمانی می‌شدم که به شدت بابت هزینه‌های زندگی و درمانم در مضیقه و فشار بودم ولی با همه این‌ها می‌خواستم تجربه‌هایم را تقسیم کنم و به همین دلیل هم گاهی فکر می‌کنم درد و رنجی که تحمل می‌کنم بیهوده نیست.

همسرت در طول این مدت نفقه هم پرداخت می‌کند؟

او مردادماه نود و دو خانه را ترک کرد و من آذرماه مهریه‌ام را اجرا گذاشتم دو ماه بعد از شکایتم، حکم مهریه‌ام صادر شد. بعدش درخواست نفقه دادم. نفقه کار‌شناسی شد و گفتند که پنج میلیون میزان نفقه من است. اما تنها مالی که داشت پاداش سنوات خدمتش بود و با اینکه بیست و هشت میلیون دریافت کرده بود دو روز بعد از دریافت این پول خانه‌ای به نام خواهرزاده‌اش اجاره کرده بود و من نتوانستم در این مورد ادعایی داشته باشم.

چون برادرش را با این بیماری از دست داده، روزهای نخستی که مبتلا شدم گفت که تحت تاثیر قرار گرفته و قصد دارد به من کمک کند. اما آنچه که به من کمک کرد،‌‌ همان میزان نفقه‌ای بود که دادگاه برایم تعیین کرده بود و افزون بر آن تا به حال هیچ کمکی به من نکرده.

آیا متوسل به خشونت فیزیکی هم می‌شد؟

خیر. بخواهم صادق باشم خیر. اما چنان ترس و رعبی در دل من و بچه‌هایم انداخته بود که وقتی کلید را توی در خانه می‌انداخت من و دو بچه‌هایم می‌شدیم عین سه موش کتک خورده؛ هراسان و بی‌پناه، بابت خشونت‌های روانی و فضای بدی اکه ایجاد می‌کرد به شدت آزار دیدم.

پس برای چه در این رابطه ماندید؟

باید اعتراف کنم اشتباه کردم که در این رابطه خشونت بار ماندم. الان که مصمم هستم سکوتم را بشکنم به گذشته فکر می‌کنم و می‌بینم هم خودم تاوان این اشتباه را پس دادم هم فرزندانم. زندگی که می‌شد جور دیگری رقمش زد، از ترس آبرو و قضاوت مردم و اطرافیان و ترس از بیوه شدن تبدیل شد به این شکل بی‌قواره و ناموزن.

ما زن‌های ایرانی خودمان را به بهانه بچه‌ها فریب می‌دهیم. ادامه می‌دهیم مثلا به خاطر بچه‌هایمان. اما متوجه نیستیم که در یک رابطه نامتعادل، اتفاقا بچه‌ها هستند که به شدت آسیب می‌بینند و تا آخر عمرشان هم از زیر سیطره و تاثیر این آموزه‌های اشتباه خارج نمی‌شوند.

در طول این بیست و یک سال هرگز به جدایی فکر نکردی؟

فرزندانم دو ساله بودند که من مصمم به جدایی شدم. این مسئله را در صفحه اینستاگرامم هم نوشته‌ام. قبول می‌کنم که انتخابم از آغاز اشتباه بوده اما اشتباه واقعی و بزرگم، ادامه دادن این مسیر بود. خصوصا وقتی فرزندانم به دنیا آمدند و متوجه شدم که مسیرم اشتباه است. اما متاسفانه ما می‌ترسیم و واهمه داریم در فضای عمومی تجربه‌هامان را با دیگران قسمت کنیم. وانمود می‌کنیم که خوشبختیم. از سر حساسیت خانواده‌ام، در یک رابطه اشتباه ماندم. می‌توانستم مسیرم را اصلاح کنم. نخواستم شریک زندگی‌ام را آن طور که هست بپذیرم و مدام می‌خواستم اصلاحش کنم. می‌خواستم او را از رنج عمیق درونی‌اش جدا کنم در حالی که متوجه نبودم در آن سن و سال قادر به این کار نیستم و بعضی آدم‌ها رنج‌هایشان را دوست دارند، چسبیده‌اند به این رنج‌ها و تغییر مسیرشان کار من نیست.

بعد از این‌که فهمیدی قادر به این تغییرات نیستی چه کردی؟

وقتی فهمیدم نمی‌توانم مسیر زندگی را تغییر بدهم سکوت و تحمل را انتخاب کردم. از طرف خانواده‌ها تحت فشار بودم برای پذیرش آن زندگی. به من می‌گفتند می‌خواهی طلاق بگیری بعدش چه کار کنی؟ خیال می‌کنی سرنوشت بهتری در انتظار توست؟ کسی نبود به من بگوید تو کارمی کنی و درآمد داری. زیر سقف خانه پدری‌ات نشسته‌ای. قرار نیست دنیا کن فیکون بشود و تو زن لایقی هستی که از پس خودت برمی آیی. در واقع این تو نیستی که خودت را تحمیل کرده ایی.

انتظار تو دقیقا چه بود؟

او شریک بیست و اندی ساله زندگی‌ام بود. تنها درخواست من این بود که در حین روند درمانم از بچه‌ها حمایت کند. یکیشان سرباز بود آن روز‌ها و آن دیگری دانشجو.

وقتی صفحه اینستاگرامم مورد توجه قرار گرفت و روزنامه ایران با من مصاحبه کرد به او به شدت برخورد که من چرا مطرح کرده‌ام که سرپرست خانوارم؟ خوب تو من و بچه‌ها را ترک کردی، نه حاضر به ادامه زندگی هستی نه طلاقم می‌دهی نه آن طور که باید و شاید تامینمان می‌کنی. با این وصف چه کسی سرپرست خانوار است؟ من تحت فشار روانی زیادی قرار گرفتم این سال‌ها. پزشکان بعد از جراحی تاکید می‌کردند که یکی از مهم‌ترین فاکتور برگشت سرطان، شرایط روحی – روانی است. اما من واقعا در شرایط بدی زیست کردم در این چند ساله.

الان مخارجت را چطور تامین می‌کنی؟

خوب من مهریه‌ام را اجرا گذاشته‌ام و یک ماه و نیمی یک سکه دریافت می‌کنم. گاهی در خانه‌ام سفارش آشپزی می‌پذیرم و خانواده‌ام با اینکه خودشان در مضیقه هستند، اندکی کمک می‌کنند. پیش از این‌ها هم راننده سرویس دانشگاه بودم. به هر حال سعی‌ام را می‌کنم. از آن سو مثلا از همدلی پزشکم برخوردار شدم. او واقعا به من کمک کرد و هزینه ناچیزی از من گرفت. به هر حال از حق نمی‌گذرم که همسرم هم تحت فشار نزدیکان مرا بیمه تکمیلی کرد.

الان به لحاظ بیماری در چه شرایطی هستی؟

اردیبهشت ماه سال گذشته درمانم تمام شد اما از زمستان امسال که شرایطم متشنج شد و هر چه سعی کردم ماجرا را مدیریت می‌کردم، باز هم قادر به کنترل اوضاع نبودم و اوضاع بهم ریخت. دکتر باز هم شیمی درمانی تجویز کرد. از سی‌ام فروردین ماه دوباره شیمی درمانی‌ام به مدت شش دوره آغاز شده است.

13320173_1049914975082867_85049997_n

آذر
۱۷
کودکان زندان؛ قربانیان تمام عیار
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
screen_shot_2013-01-28_at_12_58_08_pm
image_pdfimage_print

علاوه بر این‌که بر این کودکان برچسب مادرـ مجرم یا کودکان زندان هم می‌خورد و این برچسب می‌‌تواند برای جامعه هزینه‌های بسیاری به همراه داشته باشد. از این منظر، جامعه از دو سو، درحال هزینه کردن است، یکی هزینه نگاهداری این کودکان را در زندان و بهزیستی به عهده می‌گیرد و دوم هزینه خسارتی را که بر شخصیت این کودکان وارد می‌کند، در سنین نوجوانی، جوانی و بزرگسالی بیش از آن پرداخت خواهد کرد

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه شهروند نوشت: عکس صفحه نخست روزنامه شهروند در روز شنبه، مرا میخکوب ‌کرد؛ عکسی از زندان زنان در قرچک. چهار زن، یکی نوزادی به بغل، پشت به دوربین، روبه‌روی مهد کودک داخل زندان. این مهد که مادران جلوی آن ایستاده‌اند، با میله‌هایی شبیه درهای زندان از راهرو تفکیک شده است و بر میله‌ها دو عروسک آویزان‌اند؛ عروسک‌هایی که گویا به صلابه کشیده‌ شده‌اند و گل‌های مصنوعی پلاستیکی در حاشیه‌ میله‌ها که نتوانسته‌اند از خشونت تند فضا بکاهند.

تصویری که از این مهد به نمایش گذاشته شده است، حکایت از آن دارد که در زندان‌هایمان نه این‌که نتوانسته‌ایم حق کودکانی را که فقط به بهای مجرم بودن مادران‌شان یکی از مهم‌ترین سال‌های زندگی‌شان را پشت میله‌های زندان سپری می‌کنند، در سطحی حداقلی به جا آوریم، بلکه نوع مهدی که برایشان مهیا کرده‌ایم، تصویر زندانی بودن آنان را نیز بر ذهن و روان‌شان حک می‌کنیم.

روز دوشنبه آقای عبدی در یادداشتی به بهانه انتشار گزارش مربوط به آن عکس از وضعیت زنان بی‌پناه زندانی یاد کردند و به برخی نکات مهم در این باره اشاره داشتند. آنچه در این یادداشت به آن اشاره می‌کنم وضعیت کودکانی است که به همراه مادران خود در زندان به سر می‌برند. در آن گزارش اشاره شده بود که تعدادی از زنان، دارای کودکان شیرخواری بودند که تا ٢ سالگی در زندان کنار مادران خود و در میان زندانیان هستند و چون بدون سرپرست یا فردی هستند که از کودکان آنها نگاهداری کند، پس از پایان ٢ سال، کودک را از مادر جدا می‌کنند و به مراکز نگاهداری بهزیستی می‌سپارند؛ دو اقدامی که برای تخریب و آسیب‌دیدن روانی و اجتماعی کودک کافی است؛ به عبارتی، ما در مجازات چنین زنانی، فقط و فقط به خودشان و جرمی که مرتکب شده‌اند و سازوکار سلب قانونی می‌نگریم و وجوه اخلاقی و انسانی لازم برای برخورد با آنان را در نظر نمی‌گیریم.این در صورتی است که آن کودکان سهمی در جرم مادر نداشته‌اند که اکنون ٢‌سال ابتدایی زندگی خود را در زندان و بقیه را در مراکز بهزیستی و بدون مراقبت‌های مادر به سر برند؛ در صورتی که همه می‌دانند، مهم‌ترین زمان شکل‌گیری شخصیت کودک تا ۶ سالگی است و کودکان این مادران در این ۶‌سال یا در زندان به‌سر می‌برند و یا به دور از مادر در مراکز بهزیستی.

به عبارتی دیگر، ما به جز این مادران، کودک را نیز محکوم به ماندن در فضاها و روابطی می‌کنیم که به هیچ‌وجه مستحق ماندن در آنها نیست. علاوه بر این‌که بر این کودکان برچسب مادرـ مجرم یا کودکان زندان هم می‌خورد و این برچسب می‌‌تواند برای جامعه هزینه‌های بسیاری به همراه داشته باشد. از این منظر، جامعه از دو سو، درحال هزینه کردن است، یکی هزینه نگاهداری این کودکان را در زندان و بهزیستی به عهده می‌گیرد و دوم هزینه خسارتی را که بر شخصیت این کودکان وارد می‌کند، در سنین نوجوانی، جوانی و بزرگسالی بیش از آن پرداخت خواهد کرد. این در صورتی است که به راحتی می‌توان در این‌باره اندیشید و سازوکاری را در نظر گرفت تا هم مادران دوران محکومیت خود را در فضایی سالم‌تر بگذرانند و هم کودک از آثار منفی زندان و دور ماندن از مادر در دوران زندگی در بهزیستی، در امان باشد. به‌ویژه آن‌که با در نظر گرفتن برنامه‌هایی به خوبی می‌توان فضای بازآفرینی و توانمندسازی این مادران برای ورود به زندگی متفاوتی را مهیا کرد، تا بتوان سهمی اندک در ایجاد محیطی سالم‌تر و کاستن از افرادی با برچسب‌های منفی درونی ـ آن‌گونه که فرد بر خود می‌خواند و سرزنش‌هایی که از درون می‌شنود ـ و برچسب‌های بیرونی ـ آن‌گونه که دیگران به او می‌نگرند ـ ایفا کرد.

برای این منظور چاره‌ای نداریم به جز نگهداری این قبیل زندانی در خارج از زندان. دراین‌باره به دو طریق می‌توان اقدام کرد:
اول، گذراندن دوران محکومیت در خانه خود با در نظر گرفتن مجموعه‌ای از محدودیت‌ها و نظارت کافی بر آن. به نظر می‌رسد این روش به جهت فقدان و یا کمبود نیروی نظارتی متخصص به سهولت قابل اجرا نباشد. دوم، گذراندن دوران محکومیت در مجموعه‌ خانه‌هایی که هم از محیط بیرونی تفکیک شده است و هم در درون خود دارای آزادی عملی است که امکان شکل‌گیری برخی از ارتباطات اجتماعی سالم را برای زندانیان و فضای باز شبیه به محله را برای کودکان فراهم کند. در چنین فضایی می‌توان امکان حضور سازمان‌های رسمی و نیز سازمان‌های مردم‌نهاد را برای رسیدگی به وضع زنان و فرزندان آنان مهیا کرد، تا از طریق برنامه‌ها و فعالیت‌های آنان هم این زنان بتوانند در دوران محکومیت خود با آموزش‌هایی که می‌بینند، از سبک زندگی پیشین خود فاصله بگیرند و هم کودکان آنان بتوانند به راحتی و با آسیب کمتر جذب جامعه شوند. دراین‌باره به ظرافت‌های عملکردی نیاز است که در صورت پذیرفتن کلیات آن ـ که البته هم ضروری است و هم شدنی – با حضور سازمان‌های داوطلبانه‌ای که تجربه‌ کار با زنان آسیب‌دیده را دارند، می‌توان سازو کارهای اجرایی آن را طراحی کرد.

منبع: روزنامه شهروند

آبان
۲۷
تنها یک مرکز شبانه‌روزی نگهداری کودکان اوتیسم در کشور وجود دارد
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Autism, kid looking far away without interesting
image_pdfimage_print

مدیر آسایشگاه خیریه کهریزک استان البرز گفت: آسایشگاه خیریه کهریزک استان البرز تنها مرکز شبانه روزی نگهداری از کودکان اوتیسم در کشور است.

 به گفته افشین وجدانی روشن ،مدیر آسایشگاه خیریه کهریزک استان البرز این آسایشگاه، سال ۱۳۸۰ با همت خیّرین و نیکوکاران و بر پایه دانش و تجربه عملی آسایشگاه کهریزک تهران و با تکیه بر آخرین دستاوردهای علمی و پزشکی و مداخلات وسیع توانبخشی جامعه نگر، پروژه آسایشگاه واقع در محمدشهر کرج عملیاتی شد.

وی در ادامه اظهار کرد: این مجموعه در زمینی به مساحت ۸۰ هزار متر مربع و با ۶۰ هزار متر مربع زیر بنا در ۷ مجموعه تخصصی متمرکز در دو سایت پردیس شرقی و پردیس غربی شد؛به طوریکه در حال حاضر ۳ مرکز جامع با خدمات توانبخشی و مراقبت در منزل (Home Care )،آموزش و توانبخشی روزانه (Day Care )، توانبخشی و نگهداری شبانه روزی (Residential Care) برای سه گروه مددجوی کودکان معلول ذهنی، معلولان جسمی حرکتی ، سالمندان در این مرکز دایر است.

مدیر آسایشگاه خیریه کهریزک استان البرز در ادامه عنوان کرد: در کنار این مراکز ، کلینیک شبانه روزی دکتر حکیم زاده در تمامی ساعات در این مجموعه ارائه دهنده خدمات کلینیکی بوده و علاوه برآن مجموعه ساختمان گلها نیز به منظور حفظ شـأن و کـرامت انسانـی سالمندان نیکوکار با کمکهای شایان نیکوکاران دارای سوئیت های کاملا مجهز است.

وجدانی ادامه داد:هم چنین ساختمان رز به عنوان مرکز توانبخشی و نگهداری سالمندان زن و ساختمان لاله به عنوان مرکز توانبخشی و نگهداری سالمندان مرد در حال حاضر به عنوان پروژه های در حال ساخت این مجموعه هستند تا به امید کمکهای خیرخواهانه خیّرین در آینده نزدیک به بهره برداری برسد.

وی همچنین در خصوص نحوه نگهداری از کودکان اوتیسم در این مرکز گفت: توانبخشی و آموزش مخصوص کودکان اوتیسم در کهریزک شامل کاردرمانی جسمی – ذهنی و گفتار درمانی است که توسط تیم توانبخشی انجام می شود و کودکان در آموزش پایه، آموزشی برای هماهنگی دست و چشم بیماران ارائه می شود.

مدیر آسایشگاه خیریه کهریزک استان البرز افزود: آسایشگاه خیریه کهریزک استان البرز ،روزهای زوج از ساعت ۱۴ تا ۱۶ اقدام به برگزاری کلاسی نموده که ۱۸ کودک اوتیسم را برای شرکت در کلاس های توانبخشی و آموزشی انتخاب شده اند که ۳ کودک از مرکز آموزش و توانبخشی روزانه و ۱۵ کودک از مرکز توانبخشی و نگهداری شبانه روزی هستند.

وجدانی همچنین یکی از فعالیت های ارزشمند دیگر این موسسه در حوزه کودک را ایجاد مرکز شبانه روزی آسایشگاه جهت نگهداری کودکان اوتیسم و معلول با هوش بسیار پایین دانست و گفت: خانواده هایی که قادر به نگهداری فرزندان معلول خود نیستند فرزندانشان را به این مرکز می سپارند و برای اولین بار در ایران هست که مرکز نگهداری شبانه روزی برای کودکان اوتیسم راه اندازی شده است.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: فعالیت دیگر موسسه در حوزه کودکان ایجاد یک مرکز آموزش و توانبخشی روزانه و به عبارتی مهد کودکی برای کودکان معلول است تا در این راستا خانواده‌هایی که قادر به نگهداری کودکان معلول خود نیستند و از طرفی هم نمی‌خواهند ۲۴ ساعته فرزندانشان در مرکز بمانند موسسه از صبح تا بعد از ظهر آموزش های لازم به این کودکان را ارائه وسپس آن ها را به خانواده هایشان تحویل دهد.

به گزارش ایسنا ،با توجه به اینکه کهریزک استان البرز در گروه کودکان معلول ذهنی با بیماری های فلج مغزی ، سندروم دان ، اوتیسم و بقیه مشکلات تحولی هوشی فعالیت های مراقبتی، پرستاری ، توانپزشکی و توانبخشی دارد و با ارایه مـراقبت‌های ویـژه از بروز تشنج و افزایش ناهنجاری های جسمی و ذهنی کودکان امکان ارائه کمک و پیشرفت کلامی، رفتاری، حرکتی و … آنان را میسرمی کند و در مرکز توانبخشی و آموزش روزانه و مرکز توانبخشی و نگهداری شبانه روزی کودکان معلول ذهنی ارائه خدمات آموزشی و توانبخشی ویژه به کودکان با اختلال اوتیسم مورد توجه قرار گرفته است.

منبع: ایسنا

آبان
۲۶
بگذارید کودک مالک بدن خود باشد!
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Newborn beautiful baby twins sleeping with pacifier. Closeup portrait caucasian child
image_pdfimage_print

Photo: aslysun/bigstockphoto.com

به عقیده یک روانشناس، والدین برای تربیت صحیح و اصولی باید از تذکر و اندرزهای بی رویه و رفتارهایی که ورود به حریم شخصی فرزندان تلقی می شود پرهیز کنند.

عاطفه رضایی اظهار کرد: والدین باید از کنارزدن مداوم موهای کودک، تکاندن خاک لباسش، مرتب کردن یقه‌اش و مواردی از این دست خودداری کنند؛ در واقع پدر و مادر باید خود را از جزییات زندگی کودک دور نگهدارند و مدام به او نگویند که « وقتی تکالیف مدرسه‌ات رو انجام میدی راست بشین و موهات و از جلوی چشمت کنار بزن»؛ چراکه با تکرار این جملات ناخودآگاه حریم شخصی کودک و احساس مالکیت او را نابود می‌کنند.

این روانشناس ادامه داد: پند و اندرزهای ریز و درشت با استقلال کودکان مغایرت دارد. وقتی مدام به کودکان‌مان تذکر دهیم و یا مالک بدن آن‌ها باشیم، با خود این‌طور می‌اندیشند که فهم و شعور ندارند. به همین‌خاطر به مرور زمان وجودشان پر از خشم و دوگانگی می‌شود و ممکن است در سال‌های آتی، حتی در کوچکترین تصمیم‌گیری‌ها نیز از تردید رنج ببرند.

وی افزود: برخی از والدین نیز وقتی از کودکشان سوال می‌شود بی‌درنگ به جای او پاسخ می‌دهند و این رفتار خود را نوعی محبت قلمداد می‌کنند. در حالی که کودکان اصلا چنین فضایی را نمی‌پسندند و حتی یکی از دلایل رشد ناقص اعتمادبه‌نفس نیز، همین رفتار است؛ چراکه این کودکان به مرور زمان عادت می‌کنند که همیشه یک نفر حامی به جای آن‌ها حرف بزند و پاسخ بدهد.

رضایی افزود: بسیاری از ما ناخودآگاه مالک فرزندان‌مان هستیم و روح و جسم آن‌ها را به اسارت کشیده‌ایم. مثلا همین که مدام حواس‌مان هست که کودک‌مان در میهمانی‌ها مودب بنشیند، نوشیدنی‌اش را هورت نکشد و یا لباس‌هایش نامرتب نشود، با اسارت هیچ فرقی نمی‌کند. متاسفانه هیچ‌کدام از ما نمی‌دانیم که فرزندمان تا زمانی که به هفت سالگی نرسیده، هنوز کودک است و هیچ نیازی نیست که درست مانند بزرگسالان مبادی آداب باشد.

این روانشناس تصریح کرد: نباید سلیقه خود را به کودکان‌مان دیکته کنیم. فرزندان ما لوح فشرده‌ای از آمال و خواسته‌های ما نیستند. آن‌ها می‌توانند چاق یا لاغر، شلخه و مرتب و یا خوش‌سلیقه و بدسلیقه باشند. آن‌چه بیش از هر مساله‌ای اهمیت دارد این است که والدین مالک فرزندانشان نیستند و کودکان حق دارند بیست و چهار ساعت از شبانه‌روز موهایشان را شانه نکنند و یا هنگام مشق نوشتن دفتر و کتاب‌هایشان را پخش کنند. ما فقط وظیفه داریم که منظم باشیم و نظم را با رفتارمان به آن‌ها بیاموزیم.

وی خاطرنشان کرد: وقتی کودک بفهمد که چه باید بکند و چه می‌خواهد بکند، احساس اطمینان در او رشد می‌کند و مشتاق است تا مسوولیت تصمیمات خود را بر عهده بگیرد. پس بهتر است که به کوک‌مان فضا دهیم که حداقل در رابطه با جسم خود، مختار باشد.

منبع: ایسنا

آبان
۱۰
بهزیستی برای نگهداری کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست بودجه کافی ندارد
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
amir-kholoosi-4-94-th3
image_pdfimage_print

حبیب‌الله مسعودی فرید در گفت‌وگو با ایسنا، بابیان اینکه در ۱۹۴ شهر کشور، مراکز اورژانس اجتماعی وجود دارد، اظهار کرد: مطابق قانون باید در تمامی شهرهای بالای ۵۰ هزار نفر مراکز اورژانس اجتماعی مستقر شود ازاین‌رو در حال حاضر در ۱۵۰ شهر کمبود این مراکز وجود دارد.
وی افزود: در سامانه ۱۲۳ که آماده دریافت موارد نیازمند به اورژانس اجتماعی است مددکاران و روانشناسان مستقر هستند تا خدمات مختلف مشاوره‌ای را ارائه دهند و چنانچه موردی نیازمند فوریت‌های خدمات سیار اورژانس بود آن را اعلام کنند.

فرید با اشاره به تعداد تماس‌های دریافتی با سامانه ۱۲۳ اورژانس اجتماعی اعلام کرد: تاکنون ۶۰۰ هزار تماس با این سامانه برقرار شده که ۱۵۰ هزار مورد آن مرتبط با فعالیت‌های اورژانس اجتماعی است.

وی با اعلام اینکه کودک‌آزاری ازجمله مواردی است که در اورژانس اجتماعی موردبررسی قرار می‌گیرد، تصریح کرد: موارد کودک‌آزاری ۸٫۵ درصد و همسر آزاری ۷٫۵ درصد ثبت‌شده است؛ همچنین درصد قابل‌توجهی از تماس‌ها نیز به مشاجرات و اختلافات خانوادگی مربوط می‌شود.

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در مورد بخش‌های مختلف مرکز اورژانس اجتماعی گفت: خط تلفن ۱۲۳، تیم خدمات اجتماعی سیار اورژانس اجتماعی و پایگاه اورژانس خدمات اجتماعی از بخش‌های این مرکز به شمار می‌رود.

وی یکی از مهم‌ترین دست آوردهای اورژانس اجتماعی را در بحث برطرف کردن موضوع خودکشی دانست و گفت: ۴۲۰۰ مورد خودکشی با مداخله مددکاران اورژانس اجتماعی، مدیریت و نافرجام شد که ۱۴۰۰ نفر آقا و ۲۸۰۰ مورد خانم بوده‌اند.

این مسئول ادامه داد: بیش از ۹۰ درصد کسانی که اقدام به خودکشی می‌کنند در آن لحظه تعادل روحی و روانی مناسب ندارند.

فرید با تأکید بر اینکه ۸۷ درصد کودکانی که در مراکز بهزیستی نگه‌داری می‌شوند، دارای سرپرست هستند، خاطرنشان کرد: این کودکان که تعداد آن‌ها ۹۸۰۰ نفر است، به سبب اینکه والدین آن‌ها به دلایلی چون فقر،اختلالات روانی و کودک‌آزاری صلاحیت و یا توانایی نگه‌داری از فرزندان خود را ندارند، ازاین‌رو در این مراکز نگه‌داری می‌شوند.

وی افزود: برای هر کودک حداقل به‌طور سالانه به بودجه‌ای معادل ۶ تا ۸ میلیون نیازمند هستیم که برای تأمین آن به توجه مسئولان برای یاری بهزیستی نیازمند هستیم.

منبع: ایسنا

آبان
۳
نوزادان و کودکانی که درد اعتیاد می‌کشند، مسئولان چه می‌کنند؟
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
12136-163-24
image_pdfimage_print
مسأله کودکان معتاد به اندازه‌ای در سال‌های اخیر اهمیت پیدا کرده که همین یک ماه پیش دکتر علی ربیعی؛ وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی خبر از قرار گرفتن این موضوع در اولویت‌های اصلی آسیب‌های اجتماعی داد و گفت: رییس‌جمهور پس از جلسه‌ای که با مقام معظم رهبری در حوزه آسیب‌های اجتماعی داشتیم با توجه به تأکید ایشان، دستور داد بحث درمان و محدودسازی معتادان و کنترل اعتیاد با اولویت کودکان در دستورکار قرار گیرد.
در ایران بیش از ۲ میلیون معتاد وجود دارند که حدود ۱۰ درصد از این آمار را زنان تشکیل می‌دهند و با این احتساب تعداد زنان معتاد را می‌توان حدود ۲۰۰ هزار نفر برآورد کرد. اگر حتی یک‌چهارم از این زنان درگیر کارتن‌خوابی یا روابط پرخطر متعدد شوند و به بارداری‌های مکرر برسند، در آینده نزدیک با به دنیا آمدن تعداد قابل توجهی کودک معتاد مواجه خواهیم بود.

مسأله اعتیاد، همیشه جزو مسایل چالش‌زای کشور بوده که برنامه‌های متعدد و بعضاً کم‌ثمری برای حل این چالش در کشور به اجرا درآمده است اما در سال‌های اخیر، با روند زنانه‌تر شدن اعتیاد و افزایش شمار زنان معتاد، مسأله دیگری نیز به مشکلات بی‌پایان اعتیاد اضافه شده که البته در گذشته هم وجود داشت اما در این سال‌ها پررنگ‌تر و محسوس‌تر چهره خود را به جامعه نشان داده است؛ اعتیاد کودکان.

در فرهنگ‌ها و منابع مختلف، تعاریف متفاوتی از کودکی و سن کودک ارایه شده است. عموماً افراد ۱۲ تا ۱۸ سال با عنوان «نوجوان» و افراد زیر ۱۲ سال با عنوان «کودک» شناخته می‌شوند. با این حساب می‌توان برای افرادی که زیر ۱۲ سال دارند و درگیر اعتیاد هستند از لفظ «کودک معتاد» استفاده کرد.

چه کودکانی درگیر اعتیاد می‌شوند؟
کودکان به انحاء مختلفی درگیر اعتیاد می‌شوند. برخی از آن‌ها فرزندان مادران معتاد هستند و بدون هیچ اختیار و اراده‌ای بر زندگی خود، معتاد به دنیا می‌آیند که باید از آنها سم‌زدایی شود اما هنگامی هم که این اتفاق می‌افتد، نوزاد از شیر مادر معتاد خود استفاده می‌کند و باز هم احتمال اعتیاد او وجود دارد. عده دیگری از کودکان معتاد، کودکان مادران آسیب‌دیده اجتماعی هستند که این مادران برای رفع ناآرامی‌ها و بی‌قراری‌های نوزاد خود به او موادمخدر خورانده‌اند اما کودک به مرور گرفتار اعتیاد شده است. دسته دیگری از کودکان معتاد کسانی هستند که مورد سوءاستفاده متکدیان و سایر بزه‌کاران قرار می‌گیرند و آن‌ها را به مواد مخدر معتاد می‌کنند تا بتوانند بهره‌برداری‌های خاص خود را داشته باشند. عده دیگری از کودکان نیز در سنین بسیار پایین مجبور به کار در خیابان‌ها یا کارگاه‌های مختلف می‌شوند و ازآن‌جایی‌که این محل‌ها، اماکنی پر از آسیب و چالش‌زا هستند، احتمال درگیر شدن کودک در اعتیاد بالا می‌رود.

فقدان آمارهای رسمی در خصوص کودکان معتاد
با این‌که در سال‌های اخیر توجه به کودکان معتاد بیش از گذشته شده و در مورد این مسأله حرف‌های بسیاری از زبان مسئولان و نهادهای مدنی می‌شنویم اما هنوز هیچ آمار رسمی و تأییدشده‌ای در این خصوص منتشر نشده و همه چیز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. به‌گونه‌ای که برخی از سازمان‌های مردم‌نهاد از تولد روزانه ۴ نوزاد معتاد در تهران خبر می‌دهند اما مسئولان این آمار را رد می‌کنند. در عین این‌که خودشان هم آمار متقنی در این رابطه ارایه نمی‌دهند و می‌گویند تاکنون هیچ تحقیقی پیرامون این موضوع صورت نگرفته است.‌ یکی از آمارهای رسمی که در این زمینه ارایه شده، در خصوص اصفهان است که به گفته مصطفی هادی‌زاده؛ دبیر شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر استان اصفهان هر هفته سه نوزاد معتاد در این شهر به دنیا می‌آیند، اما هیچ آمار دیگری که به‌صورت کشوری یا تفکیک‌شده باشد و بتواند مبنای برنامه‌ریزی قرار بگیرد، ارایه نشده است.

زنان معتاد خطر بالقوه‌ای برای افزایش کودکان معتاد هستند
آن‌طور که آمارهای رسمی می‌گویند در ایران بیش از ۲ میلیون معتاد وجود دارند که حدود ۱۰ درصد از این آمار را زنان تشکیل می‌دهند و با این احتساب، تعداد زنان معتاد را می‌توان حدود ۲۰۰ هزار نفر برآورد کرد. جدا از مسأله حاد زنان معتاد، اهمیت این مسأله ازاین‌روست که اگر حتی یک‌چهارم از این زنان درگیر کارتن‌خوابی یا روابط پر خطر متعدد شوند و به بارداری‌های مکرر برسند، در آینده نزدیک با به دنیا آمدن تعداد قابل توجهی کودک معتاد مواجه خواهیم بود و این زنان و کودکان سیل آسیب‌های اجتماعی را به همراه خود می‌آورند. ازاین‌رو، باید این مسأله به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های حوزه مبارزه با موادمخدر و آسیب‌های اجتماعی تبدیل شود که گام اول در این راه، شناسایی درست و برآورد دقیق آمار است.

نحوه شناسایی کودکان معتاد
در حوزه اعتیاد به‌طور کلی و اعتیاد کودکان به‌طور خاص، نهادهای مختلفی مانند ستاد مبارزه با موادمخدر، بهزیستی و وزارت بهداشت وظایفی دارند. اما این‌که شناسایی کودکان معتاد از چه طریقی صورت می‌گیرد، خود جای بحث و تأمل دارد. بهزیستی در این‌باره می‌گوید ساماندهی کودکان خیابانی برعهده این سازمان قرار دارد و در بین این کودکان اگر کودک معتاد هم وجود داشته باشد، تحت درمان قرار خواهد گرفت. از سوی دیگر، معرفی نوزادانی که مادران معتاد، آن‌ها را در بیمارستان به دنیا آورده‌اند، گزارش اورژانس اجتماعی و نیروهای انتظامی و قضایی، سرکشی به پاتوق‌های مصرف مواد و ارایه گزارش توسط مردم و سازمان‌های مردم‌نهاد جزو مبادی و راه‌هایی نام برده می‌شوند که از طریق آن‌ها می‌توان کودکان معتاد را شناسایی کرد. این در حالی است که فعالان مدنی معتقدند با وجود این‌که مسئولان وزارت بهداشت و سازمان بهزیستی مسئولیت اصلی شناسایی کودکان و نوزادان معتاد را برعهده ستاد مبارزه با موادمخدر می‌دانند و می‌گویند پس از شناسایی می‌توان این کودکان را وارد مرحله درمان کرد و سپس به بهزیستی ارجاع داد اما هیچ سازوکار مشخص و یک‌پارچه‌ای برای شناسایی کودکان و نوزادان معتاد در کشور وجود ندارد و تنها به برخی از ابلاغیه‌های ناکارآمد بسنده شده است.

سؤالی که در این‌جا مطرح می‌شود این است که وزارت‌خانه‌ها و سازمان‌های مختلف در حال حاضر چه کارهایی برای درمان و مراقبت از کودکان معتاد انجام می‌دهند؟ سازمان بهزیستی پذیرش کودکان معتاد را از حیطه وظایف خود خارج می‌داند. به گفته احمد دلبری؛ مدیرکل بهزیستی استان تهران هیچ کودک معتادی در این سازمان پذیرش نمی‌شود این کودکان ابتدا باید توسط سایر نهادها مراحل درمان خود را طی کنند و بعد از آن اگر بی‌سرپرست یا بدسرپرست باشند یا مادران معتادشان آن‌ها را در بیمارستان رها کرده باشد، بهزیستی پذیرای آن‌ها خواهد بود. درواقع، بهزیستی، مراحل ترک اعتیاد کودکان را جزو وظایف وزارت بهداشت می‌داند.

بسته‌های درمانی و مددکاری وزارت بهداشت
از آن‌جایی‌که براساس قانون، درمان از هر نوع وظیفه وزارت بهداشت است، درمان اعتیاد کودکان نیز برعهده این وزارت‌خانه قرار گرفته است. به گفته دکتر علیرضا نوروزی؛ رییس اداره پیشگیری و درمان سوءمصرف موادمخدر وزارت بهداشت، این وزارت‌خانه بسته‌های درمانی ویژه‌ای را برای کودکان معتاد در نظر گرفته و بر این اساس قرار است درمان اعتیاد کودکان و نوجوانان در سطح فوق‌تخصصی و زیر نظر فوق‌تخصص‌های روانپزشکی کودکان و نوجوانان انجام شود. در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی نیز اساتید و متخصصان حوزه اعتیاد، بسته خدمتی در حوزه اعتیاد و اختلالات مصرف مواد در کودکان و نوجوانان آسیب‌پذیر را تهیه کرده‌اند که این بسته، خدمات سلامت مورد نیاز را در حوزه اعتیاد کودکان و نوجوانان آسیب‌پذیر ارایه می‌دهد. وزارت بهداشت، بسته‌های مددکاری را هم در نظر گرفته که در این بسته‌ها علاوه بر خدمات پیشگیری، خدمات درمانی هم وجود دارد که این روش‌های درمانی شامل درمان‌های دارویی و درمان‌های غیردارویی می‌شوند. در این بسته پیش‌بینی شده است که متناسب با شرایط خاص گروه سنی کودکان، اقداماتی انجام شود که آسیب‌های مرتبط با مصرف مواد در این افراد کاهش پیدا کند.

تفاهم‌نامه بهزیستی با دانشگاه‌های علوم پزشکی در خصوص کودکان معتاد
تیرماه سال جاری حبیب‌الله مسعودی‌فرید؛ معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور از برنامه‌هایی برای همکاری بیشتر این سازمان با وزارت بهداشت خبر داد و اعلام کرد بهزیستی تمامی استان‌های کشور مکلف به انعقاد تفاهم‌نامه با دانشگاه علوم پزشکی استان‌های مربوطه شدند. در تمامی این تفاهم‌نامه‌ها مسأله ارجاع پرونده کلیه کودکان و نوزادان معتاد و یا مشکوک به اعتیاد یا حتی آن دسته از کودکان و نوزادانی که دارای والدین معتاد هستند، توسط بیمارستان‌ها به اورژانس اجتماعی، مورد تأکید قرار خواهد گرفت. پس از آن، همکاران ما در اورژانس اجتماعی مکلف هستند در اسرع‌وقت در بیمارستان‌ها حضور پیدا کرده و فرآیند مددکاری را آغاز کنند تا در صورت نیاز، سایر اقدامات بعدی نیز انجام شود. طی رایزنی با مسئولان وزارت بهداشت، مسئولان این وزارت‌خانه نیز به طور جداگانه ابلاغیه‌ای را جهت همکاری هرچه بیشتر بیمارستان‌های سراسر کشور با اورژانس اجتماعی، صادر خواهند کرد. در چنین شرایطی به محض ورود نوزادان و کودکان معتاد و یا مشکوک به اعتیاد به بیمارستان‌ها در کوتاه‌ترین زمان ممکن و پیش از پایان فرآیند درمان، مداخلات اورژانس اجتماعی آغاز خواهد شد. بر این اساس، دیگر بهزیستی منتظر نخواهد ماند تا فرآیند درمان در بیمارستان‌ها پایان یافته و سپس اقدامات خود را آغاز کند؛ بلکه این مداخلات از همان ابتدا شروع خواهد شد.

دکتر محمدهادی ایازی؛ معاون اجتماعی وزیر بهداشت نیز با اشاره به برگزاری جلسه ستاد آسیب‌های اجتماعی این وزارت‌خانه، خبر از ابلاغ دستورالعملی درباره مادران و نوزادان معتاد به دانشگاه‌های علوم پزشکی داد که براساس آن قرار است بیمارستان‌ها با مراجع قضایی و سازمان بهزیستی در این رابطه هماهنگی داشته باشند و نوزاد بعد از تولد به بهزیستی تحویل داده شود و مادران نیز به مراکز ترک اعتیاد فرستاده شوند.

تنها مراکز نگه‌داری از کودکان معتاد در زاهدان و بیرجند قرار دارند
یکی از خلأهایی که همیشه در حوزه کودکان معتاد وجود داشت، عدم وجود مراکز ترک اعتیاد ویژه این سن بود. اواسط سال ۹۳ برای نخستین‌بار یک مرکز نگهداری از کودکان معتاد و بهبودیافته در شهر زاهدان به‌صورت پایلوت آغاز به کار کرد و پس از آن مرکزی در بیرجند راه‌اندازی شد اما جز این مراکز که در نقاط بسیار پرآسیب کشور از نظر اعتیاد راه‌اندازی شده‌اند، در هیچ منطقه دیگری این مراکز وجود ندارند. درحالی‌که طبق گفته علیرضا نوروزی؛ سرپرست اداره پیشگیری و درمان سوءمصرف مواد وزارت بهداشت قرار بود تا پایان سال ۹۴، هشت استان کشور برای درمان اعتیاد کودکان فعال شوند و تعداد استان‌های برخوردار از این مراکز تا پایان سال جاری به ۱۶ استان افزایش یابد که این اتفاق محقق نشد.

به گفته مسئولان سازمان بهزیستی در استان سیستان و بلوچستان یک مرکز دخترانه ترک اعتیاد کودکان به نام «ترنم باران» و یک مرکز پسرانه به نام «سرای امید» وجود دارد که تاکنون ۴۷ نفر در مرکز دخترانه و ۶۶ نفر در مرکز پسرانه پذیرش شده‌اند. روند کار این مراکز به این صورت است که یک بسته کامل شامل شناسایی فرد، ارزیابی او در مراکز بهزیستی، درمان و سم‌زدایی او به مدت یک یا دو هفته در بیمارستان را دربرمی‌گیرد. بعد از بهبودی اولیه، فرد به بهزیستی برمی‌گردد و در واحدهای دخترانه یا پسرانه مستقر می‌شود سپس توسط روانشناس و مددکار، مداخلات لازم صورت می‌گیرد. در مرحله بعد، با آموزش و پرورش و نهضت سوادآموزی برای آموزش سواد به این کودکان هماهنگی لازم انجام می‌شود. بعد از سه ماه دوره ارزیابی نیز روانشناس نشان می‌دهد که آیا کودک توان بازگشت به خانواده را دارد یا خیر. در این میان، اگر خانواده کودک، آسیب‌دیده اجتماعی باشند و فرد معتادی در خانواده حضور داشته باشد کودک پاک‌شده به آن‌ها تحویل داده نمی‌شود و در مراکز شبه‌خانواده بهزیستی ادامه مراحل بهبودی و درمان را می‌گذراند.

در مدت زمان اجرای آزمایشی این طرح در زاهدان، از مرکز پسران یعنی سرای امید ۲۱ نفر به خانواده‌ها تحویل داده شدند و بقیه به مراکز شبه خانواده بهزیستی در سیستان و بلوچستان، زاهدان و زابل ارجاع داده یا به استان مرجع فرستاده شدند. از میان دختران مرکز ترنم باران نیز ۱۶ نفر به خانواده‌ها تحویل و بقیه به مراکز شبه‌خانواده بهزیستی استان منتقل شدند. طبق گفته مسئولان، قرار است استان‌های دیگری مانند تهران و البرز نیز این طرح را برای کودکان معتاد خود به اجرا درآورند.

اعتیاد کودکان؛ اولویت اصلی آسیب‌های اجتماعی
مسأله کودکان معتاد به اندازه‌ای در سال‌های اخیر اهمیت پیدا کرده که همین یک ماه پیش دکتر علی ربیعی؛ وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی خبر از قرار گرفتن این موضوع در اولویت‌های اصلی آسیب‌های اجتماعی داد و گفت: رییس‌جمهور پس از جلسه‌ای که با مقام معظم رهبری در حوزه آسیب‌های اجتماعی داشتیم با توجه به تأکید ایشان، دستور داد بحث درمان و محدودسازی معتادان و کنترل اعتیاد با اولویت کودکان در دستورکار قرار گیرد. با این تحلیل که از اعتیاد کودکان جلوگیری شود تا آنان بتوانند در آینده جوانان مؤثری در جامعه شوند و هم این‌که از گسترش آسیب‌ها در آینده پیشگیری شود و از سوی دیگر، طول مدت هزینه اجتماعی دادن برای یک معتاد را کمتر کند.

مشکلاتی که در راه خدمت‌رسانی به کودکان معتاد وجود دارد
با وجود اقدامات محدودی که تاکنون در این زمینه صورت گرفته اما به اعتقاد فعالان مدنی هنوز مشکلات بسیاری در این حوزه وجود دارد که برخی از این مشکلات بدین شرح است: عدم مجهز بودن تعداد زیادی از بیمارستان‌ها به بخش NICU (بخش مراقبت‌های ویژه کودکان)، عدم وحدت رویه در برخورد با مادران معتاد و نوزادان آن‌ها در بیمارستان‌ها، عدم هماهنگی میان بیمارستان‌ها و اورژانس اجتماعی، وجود خلأ در حوزه فعالیت سمن‌ها در این رابطه، وجود چالش‌های قانونی مانند فقدان مواد قانونی در موضوع اقدام برای مقابله با اعتیاد زنان و کودکان و کنترل و کاهش درمان اعتیاد آن‌ها و فقدان ساختارهای لازم مانند مراکز درمانی در دسترس، کیفی و ارزان یا رایگان برای زنان باردار یا مادر و نوزاد معتاد به‌صورت توأمان.

اگر به واقع، مسأله مهم اعتیاد کودکان در اولویت حوزه درمان و کنترل اعتیاد قرار گیرد و بخش‌نامه‌ها و ابلاغیه‌های وزارت‌خانه‌ها و سازمان‌های ذی‌ربط به درستی به اجرا درآید و از سوی دیگر، نگاهی سیستماتیک به این مسأله صورت گیرد و از ظرفیت سمن‌های فعال نیز به درستی استفاده شود، شاید بتوانیم در آینده نزدیک شاهد کاهش اعتیاد کودکان و در نتیجه، کاهش آسیب‌های اجتماعی پیش رو باشیم.

منبع: مهرخانه
مهر
۲۷
آزمایش ایدز ویژه مادران باردار
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Photo: Gamjai/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: Gamjai/bigstockphoto.com

رییس اداره کنترل ایدز و بیماری‌های آمیزشی وزارت بهداشت از تخمین وجود ۷۵ هزار بیمار مبتلا به HIV در کشور خبر داد.

دکتر پروین افسر کازرونی، با اشاره به شناسایی ۳۲ هزار بیمار مبتلا به HIV در سطح کشور، گفت: از این تعداد ۸۴ درصد مرد و ۱۶ درصد زن هستند.

وی خاطرنشان کرد: آمار HIV به صورت تجمعی است و در حال حاضر از مجموع موارد شناسایی شده حدود ۲۵ هزار بیمار زنده هستند و تخمین ما این است که این تعداد تنها ۳۰ درصد جامعه بیماران HIV کشور را شامل می‌شود.

کازرونی با بیان اینکه در دوران بارداری در صورت ابتلای مادر به ویروس HIV و انجام زایمان طبیعی و شیردهی احتمال انتقال ویروس به نوزاد ۳۵ تا ۴۰ درصد است، گفت: با اطلاع زودهنگام از آلودگی مادر با انجام روش‌های درمانی و انجام سزارین و استفاده از شیرخشک به جای شیرمادر احتمال انتقال ویروس به نوزاد به کمتر از دو درصد کاهش می‌یابد.

وی تصریح کرد: این امر نشان از اهمیت این آزمایش دارد و سعی ما بر این است که انجام این آزمایش برای زنان باردار در مناطق حاشیه شهرها با جدیت بیشتری انجام شود، هر چند که هر یک از زنان باردار می‌توانند متقاضی انجام این آزمایش شوند.

وی با بیان اینکه برای اولین بار اپیدمی HIV در کشور در میان معتادان تزریقی به وجود آمد، گفت: خوشبختانه با اقدامات کاهش آسیب، شیوع بیماری در میان این گروه کاهش پیدا کرده است. در حال حاضر انتقال ایدز از طریق جنسی در حال افزایش است، به طوریکه در موارد جدید شناسایی شده در سال گذشته، ۴۱ درصد موارد از طریق تماس جنسی آلوده شده بودند.

رییس اداره کنترل ایدز و بیماری‌های آمیزشی وزارت بهداشت با بیان اینکه سالانه حدود ۱۵۰۰ تا ۱۶۰۰ بیمار مبتلا به HIV در کشور شناسایی می‌شوند، افزود: همه تلاش ما این است که در گروه‌های پرخطر مانند افرادی که سابقه اعتیاد تزریقی دارند یا همسر فرد معتاد هستند یا رفتارهای جنسی پرخطر دارند متمرکز شویم و کار موردیابی و شناسایی را در این گروه‌ها بیشتر پیگیری کنیم.

کازرونی تصریح کرد: اطلاع رسانی لازم باید انجام شود تا افراد در این گروه‌ها متوجه شوند که اطلاعات آنها در کمال رازداری در مراکز مشاوره خواهد بود و می‌توانند راحت در خصوص اطلاع از وضعیت بیماری خود و انجام اقدامات درمانی به مراکز مشاوره ما در سراسر کشور مراجعه کنند.

وی با بیان اینکه عمده موارد HIV مربوط به گروه معتادان تزریقی است، گفت: متاسفانه این افراد بیماری را به همسران خود انتقال می‌دهند و این احتمال که فرزندان این افراد نیز مبتلا شوند، وجود دارد.

رییس اداره کنترل ایدز و بیماری‌های آمیزشی وزارت بهداشت تصریح کرد: در همین راستا طرحی را در کشور از دو سال گذشته شروع کردیم که بر اساس آن آزمایش HIV هم جزو آزمایش‌های زنان باردار قرار می‌گیرد و زنان باردار بویژه افرادی که همسران معتاد دارند می‌توانند این آزمایش را بصورت رایگان انجام دهند.

منبع: ایسنا

مهر
۱۶
اتفاقی تکان‌دهنده در حوالی اراک: حراج سه نوزاد!
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , , , ,
1409730079077_3ghol-8-th3
image_pdfimage_print

Photo: isna.ir

با اختلاف یک دقیقه، پا به این دنیا گذاشته‌اند اما سرنوشت هر سه‌شان یکسان بوده است. آنها به این خاطر که زودتر از موعد متولد شده‌اند، همچنان در دستگاه نگهداری می‌شوند.

به گزارش ایسنا، «میزان» در ادامه نوشت: مادرشان ۳۳ ساله است و همسر دوم مردی شده که هنوز درگیر پرداخت مهریه همسر اولش است.

در روستای آنها دختر که سنش از ۳۰ سال می‌گذرد باید حتما به خانه بخت برود و «مژگان» به اجبار خانواده، با مردی که ۲ سال از خودش بزرگ‌تر بوده و از همسر اولش جدا شده، ازدواج کرده است.

آنها درگیر مشکلات عدیده‌ای هستند و مژگان و سعید هیچ گاه نتوانسته‌اند از پس مخارج زندگی‌شان برآیند.

آنها در روستایی در حوالی شازند از توابع استان مرکزی زندگی می‌کنند و مرد خانواده کار مشخصی ندارد. با این شرایط، او از همان ماه‌های نخست زندگی مشترکشان تاکید زیادی به فرزندآوری داشته و سرانجام پس از گذشت ۳ سال، خواسته مرد با تولد «نیکا»، «سارا» و «خورشید» برآورده می‌شود. مردی که می‌خواسته پدر یک فرزند شود، حال با تولد سه قلوها غافلگیر شده و به فکر فروش فرزندانش افتاده است.

او در ابتدا، بهای ۴۰ میلیون تومان را برای هر یک از فرزندان خود تعیین کرده اما زمانی که با استقبال خریداران تهرانی مواجه نشده است، قیمت در نظر گرفته برای فرزندانش را پایین آورده است.

فاطمه یزدان‌پور – مددکار اجتماعی موسسه خیریه مهرآفرین – توضیحاتی را در رابطه با وضعیت زندگی مژگان و تلاش‌های همسر او برای فروش فرزندانش مطرح کرده است.

وی در این رابطه می‌گوید: یک هفته قبل، مژگان برای وضع حمل به یکی از بیمارستان‌های اراک مراجعه می‌کند. او به این خاطر که توان پرداخت هزینه‌های بیمارستان را نداشته از طرف مددکاران بیمارستان به موسسه خیریه مهرآفرین معرفی می‌شود.

وی می‌افزاید: زمانی که با مژگان مواجه شدیم او اعلام کرد که همسرش قصد دارد سه قلوها را به فروش برساند.

این مددکار اجتماعی با اشاره به تولد زودهنگام سه‌قلوها می‌گوید: به علت شرایط ویژه مادر، سه‌قلوها ۴۰ روز زودتر از موعد مقرر به دنیا می‌آیند و به همین خاطر باید در دستگاه نگهداری می‌شدند.

یزدان‌پور می‌افزاید: همان زمان شرایط را برای بستری‌ماندن سه‌قلوها در بیمارستان فراهم کردیم و مقرر شد این ۳ نوزاد در دستگاه نگهداری شوند تا به شرایط عادی بازگردند.

وی آشنایی پدر نوزادان با یک زن در بیمارستان را یکی از اصلی‌ترین دلایل تشویق پدر به فروش فرزندان خود می‌داند و می‌گوید: روزی که ۳ قلوها متولد شدند، «سعید» پدر سه نوزاد با یک زن که خود را کارمند بازنشسته یکی از نهادهای دولتی معرفی کرده، آشنا می‌شود. با توجه به انگیزه پدر سه قلوها برای فروش نوزادانش، بحث فروش آنها مطرح می‌شود. او در ابتدا برای هر کدام از آنها قیمت ۴۰ میلیون تومان را تعیین می‌کند اما پس از چانه‌زنی‌های زیاد، حاضر می‌شود هر کدام از نوزادان خود را به بهای ۲۰ میلیون تومان بفروشد.

این مددکار اجتماعی می‌افزاید: مادر نوزادان موضوع فروش سه‌قلوها را فاش کرد و ما نیز متوجه شدیم که پدر قصد دارد فرزندان خود را به دست یک زن بسپارد تا راهی تهران شود و نوزادان را به یک خانواده واگذار کند. این طور به نظر می‌رسید که پدر در حال جر و بحث برای افزایش بهای نوزادان است تا علاوه بر کسب درآمد، مبلغی را نیز به پدر و مادر خود بدهد.

یزدان پور از ارسال گزارش مددکاری به دادستانی خبر می‌دهد و می‌گوید: گزاش مددکاری و وضعیت فرزندان با همکاری اورژانس اجتماعی در اختیار دادستان قرار گرفت و خوشبختانه با حکم دادستان اراک، مقرر شد سه قلوها به علت عدم صلاحیت خانواده، برای نگهداری از فرزندان به سازمان بهزیستی واگذار شوند.

وی از ارائه خدمات به مادر نوزادان خبر می‌دهد و می‌گوید: مژگان اکنون تحت نظارت موسسه ما قرار دارد و خدمات بهداشتی و درمانی به او ارائه می‌شود.

منبع: ایسنا

مهر
۱۶
این بغض‌ها در گلو نمی‌شکنند؛ لطفا لبخند بزنید
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
57362859
image_pdfimage_print

Photo: isna.ir

سال زندگی کرده، راه رفته و زندگی عادی داشته، معلوم نیست دست روزگار چه تقدیری برایش رقم زده که در اوایل جوانی کم کم به علت مشکلات روحی خانه‌نشین و زمین‌گیر می‌شود و حالا حتی نمی‌تواند بخوبی حرف بزند و کارهای شخصی‌اش را انجام دهد؛ دنیای “نجمه” سرشار از سکوت است، اما هنوز لبخند می‌زند.

به گزارش ایسنا، اینجا منطقه دره وی در حاشیه مشهد است. در دل کوچه پس کوچه‌های دره وی خانه‌ای با حیاط بزرگ و دیوارهای آجری و گلی به چشم می‌خورد که بیشتر شبیه انباری بزرگ است؛ در گوشه‌ای از آن کمدی قدیمی روی چند ردیف آجر جا خوش کرده و در سمتی دیگر قفسی روی زمین برای کبوترها ساخته‌اند. پیرمرد ۸۰ ساله با چشمانی توسی رنگ که مانند تیله می درخشند دست به سینه در گوشه‌ای ایستاده و خوشامد می‌گوید. همسرش دیگر کمی خمیده شده و چادری رنگی به سر دارد و مراقب است نوه‌هایش بازیگوشی نکنند.

وارد  خانه می‌شویم؛ نجمه سرش را بالا گرفته و از پایین نگاهمان می کند اما چیزی نمی‌گوید. از تختش پایین آمده و در گوشه‌ای از اتاق دراز کشیده و در خودش مچاله شده است. لاغری مفرطش جلب توجه می‌کند و به نظر می‌رسد با هوشیاری کامل تک تک مان را برانداز می‌کند و به حرفهایمان گوش می‌دهد.

غلامکار، مددکار کمیته امداد درباره وضعیت نجمه توضیح می‌دهد: نجمه ۳۲ ساله، ۱۵ سال است که در بستر افتاده و  علت آن افسردگی شدید و بیماری اعصاب  و روان است. می‌گویند که در دوران مدرسه دختر آرامی بوده و معلم تشخیص می‌دهد که او با بچه‌ها ارتباط برقرار نمی‌کند و گوشه گیر است. او در همان دوران افسرده می‌شود و از تحصیل باز می‌ماند و  حالا بیماری اش پیشرفت کرده و شبیه به فلج مغزی شده است.

وی می‌افزاید: نجمه تحت پوشش طرح شفا قرار دارد و ماهانه ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان کمک خیران برای داروهای وی می‌رسد و ما در مداوای او مشارکت می‌کنیم.

خانم مددکار در حال توضیح بیماری نجمه است و وقتی پتو را کنار می زند تا پاهای او را که در شکم جمع شده و می لرزد را نشانمان بدهد، واکنش نشان می‌دهد و با حرکات دستانش می‌گوید که از این کار خوشش نمی آید، اما وقتی از او می‌پرسد که آیا خوشحال است این همه مهمان دارد؟ سر تکان می دهد و لبخند می زند اما حرکتی بیش از این نشان نمی دهد.

مادر نجمه می‌گوید: همسرم از ۵۸ سالگی تحت پوشش کمیته امداد است، پنج دختر دارم که یکی از آنها فوت کرده است و او هم قبل از مرگش گرفتار افسردگی بود. همه دخترانم ازدواج کرده اند اما نجمه هنوز بیمار است.

از او می پرسم آیا نجمه می‌تواند حرف بزند که می‌گوید: با ما گاهی صحبت می کند اما با دیگران نه. نجمه به شدت به لباس علاقه دارد و مرتب اصرار می کند برایش لباس های نو بخریم و تنش کنیم.

پدر نجمه همچنان آرام نشسته و سرش را پایین انداخته است و گاهی که سر بلند می کند چشمان توسی‌اش که حالا هاله‌ای از اشک روی آن نشسته در صورت چروکیده اش برق می‌زنند.

همراه تیم رسانه ای کمیته امداد به خانه‌ای دیگر در حاشیه دره وی مشهد می‌رسیم که در انتهای آن بیابانی فراخ دیده می‌شود و می‌توانی در پشت دیوارهای یک باغ خرید و فروش مواد مخدر را علنا به چشم ببینی. در می‌زنیم و وارد حیاطی می شویم که یک راهروی باریک بلند دارد. زن میانسالی به همراه دو فرزندنش به استقبالمان می آیند. دختر کوچک که ظاهری پسرانه دارد و بالا و پایین می پرد سمت ما می دود و دستمانمان را می فشارد و به داخل هل می‌دهد. خوشحال است و خیلی زود با همه عیاق می‌شود و علاقه زیادی به تصویربرداری و عکاسی دارد . در مقابل دوربین همه عکاسان می نشیند و حتی اصرار دارد چند عکس سلفی با هم بیندازیم.

اسم دختر را که می پرسیم بلند می گوید: “مهسا”. مادرش پشت بند او می آید و می‌گوید: اسمش نرگس است اما خودش اسم مهسا را دوست دارد و اصرار می‌کند همه مهسا صدایش کنند.

مهسای یازده ساله که از امسال به مدرسه استثنایی رفته و خواندن و نوشتن را شروع کرده است به قدری شادمانه با ما وارد گپ و گفت می‌شود که از شنیدن ماجرای بیماری و ابتلایش به سرطان خون شوکه می شویم. مهسا ماهی دوبار شیمی درمانی می‌کند.

مادر مهسا که حدود ۱۰ سال پیش به علت اعتیاد از همسرش جدا شده است قالیبافی می‌کند اما می‌گوید هزینه درمان و مدرسه بچه‌ها بالاست و تامین معاش برایش مشکل است. اما کمیته امداد در درمان مهسا و تامین بخشی از معیشت آنها کمک می‌کند.

مقصد بعدی منزل خانواده‌ای با سه فرزند است، مادر خانواده به گرمی به استقبالمان می‌آید. بتول دخترعموی همسرش بوده، ازدواج فامیلی کرده‌اند و حالا دخترش دچار ناراحتی قلبی و دو پسرش گرفتار شکاف کام و به اصطلاح لب شکری شده‌اند. سجاد پسر اول خانواده کلاس پنجم است و با هشت عمل جراحی که بر رویش انجام شده حالا وضع بهتری دارد، هرچند کمی در تکلم دچار مشکل است و برای بهتر شنیدن  باید سمعک بزند. امیر مهدی دومین پسر اوست و در سن هشت سالگی باید عمل پیوند کام انجام بدهد.

اینجا در روستای دره وی در حاشیه مشهد زنی شجاع از اهالی سبزوار زندگی می‌کند، زنی ۴۱ ساله که از ۲۲ سالگی درگیر ناراحتی قلبی و از کارافتادگی همسرش شده و حالا سه فرزند بیمار هم دارد؛ ناچار است در خانه های مردم کار کند و  خم به ابرو نیاورد. زنی که از ابتدای جوانی بیمار داری کرده و شاهد رنج همسر و فرزندانش بوده اما همچنان روحیه‌اش را حفظ کرده و به موفقیت فرزندانش در آینده دل بسته است و دوست دارد آنها در هر شرایطی درس بخوانند.

خانه‌ای کوچک دارد که پرده‌های سفید توری قدیمی‌اش تو را به گذشته می‌برد. فرزندانش در گوشه‌ای آرام نشسته‌اند و با سکوتی مملو از شرم و اندوه نگاهمان می‌کنند. از سجاد که پسر ساکت و کم حرفی به نظر می‌رسد درباره حال و هوای درس خواندن می پرسیم، سمعکش را به گوش می ‌زند و می‌گوید که هنوز کتاب نو ندارد و با کتاب‌های دست دوم درس می‌خواند و ناراحت است.

خانواده پنج نفره او هفت سال است تحت پوشش کمیته امداد هستند  و وقتی درباره گذران زندگی از او می‌پرسیم می‌گوید: در دوران عقد بودم که همسرم به ناراحتی قلبی مبتلا شد و همان زمان به کمیته امداد رفتیم؛ “سجاد” پسر اولم لب شکری داشت و برایش کارت درمان گرفتیم. او شش بار در مشهد و دوبار در تهران عمل شد و حالا ارتودنسی دندان هایش باقی مانده که هزینه هایش بالاست. “امیرمهدی” هم با همین مشکل به دنیا آمد و ما او را به کمک یک مرکز خیریه در تهران عمل کردیم. کام امیرمهدی هنوز باز است و باید شیر خشک بخورد و بسیار ضعیف است.

وی ادامه می‌دهد: این خانه را هشت میلیون تومان خریدیم که بخشی از هزینه آن را امداد پرداخت کرد و وسایل خانه هم از طریق امداد در اختیار ما قرار گرفت. بچه هایم حدود ۱۵ حامی دارند و از طریق مستمری ماهانه و یارانه گذران زندگی می‌کنیم.

کم نیستند زنانی که رنج فقر بر پیشانی پر خط شان نشسته و اندوه در چشم‌هایشان موج می‌زند اما با آبرو روزگار می‌گذرانند و در خانه‌هایی زندگی می‌کنند که ممکن است هرکدام از ما بارها از جلوی آن رد شویم اما هیچ گاه متوجه نور کم سوی چراغ زندگی شان نشویم. هر چند نهادحمایتی کمیته امداد تلاش کرده است با پوشش خدماتی چون درمان و تحصیل فرزندان و  جذب مشارکت خیران کمی از بار زندگی مددجویانش بردارد، اما هنوز بسیاری از این خانواده‌ها نتوانسته‌اند زیر فشار زندگی کمر راست کنند.

منبع: ایسنا