صفحه اصلی  »  پیشگیری
image_pdfimage_print
اردیبهشت
۱۱
۱۳۹۶
تدابیر کلی پیشگیرانه از خشونت خانگی
اردیبهشت ۱۱ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Woman with her hand extended signaling to stop (only her hand is in focus)
image_pdfimage_print

 Photo: Dean Drobot/bigstockphoto.com

موسی برزین- پژوهشگر حقوقی

بر اساس یک تقسیم‌بندی کلی در حوزه جرم‌شناسی هر انحراف اجتماعی یا هر جرم را می‌توان فرآیندی محسوب کرد که سه مرحله دارد. مرحله اول زمان قبل از وقوع انحراف است. در این مرحله علل و عوامل متعددی که باعث بروز انحراف می‌شود مورد بررسی قرار می‌گیرد. مرحله دوم زمان ارتکاب انحراف اجتماعی یا جرم است که بیشتر نحوه برخورد با انحراف و یا اعمال مجازات مورد توجه این مرحله است و مرحله سوم پس از وقوع انحراف است. در این مرحله آثار انحراف بر جامعه و قربانی بررسی می‌شود و حمایت از قربانی و اصلاح بزه‌دیده  بحث و مطالعه می شود. از آنجا که خشونت خانگی نیز یک رفتار انحرافی و مضر به جامعه است و دارای یک سیر زمانی است، این تقسیم‌بندی در مورد آن صدق می‌کند. به عبارتی خشونت خانگی را نباید پدیده‌ای آنی دانست که در یک لحظه اتفاق می‌افتد و تمام می‌شود بلکه خشونت خانگی یک فرآیند است که در طول زمان اتفاق می‌افتد. طبیعتا علل و عواملی که می‌تواند فرهنگی، اقتصادی، روانی و غیره باشد بر وقوع خشونت خانگی تاثیر بگذارد. به دیگر سخن وجود خشونت خانگی در یک جامعه قطعا به دلیل وجود علل و عوامل متعدد است و از این رو بهترین نوع و روش برخورد با انحرافات اجتماعی و جرایم همچون خشونت خانگی، پیشگیری از آن است.

مرحله اول انحراف اجتماعی یعنی قبل از وقوع، مهمترین مرحله‌ای است که باید به آن توجه شود. نمی‌توان بدون ریشه‌یابی عواملی که باعث خشونت خانگی می‌شوند و پیشگیری از آن، مبارزه‌ای جدی با خشونت خانگی داشت. توجه صرف به برخورد با مرتکب خشونت خانگی یا ترمیم خسارت‌های قربانی به تنهایی نمی‌تواند خشونت خانگی در یک جامعه را به طور معناداری کاهش دهد. به همین دلیل قوانین کشورها و همچنین سیاست‌های پیش‌بینی شده ضروری است تدابیر پیشگیرانه و بازدارانده اعمال کنند. بخشی از این تدابیر ممکن است تدابیر قانونی باشد. به عنوان مثال در قانون مدنی ایران پیش‌بینی شده است که در صورتی که زندگی زوجه در منزل مشترک متضمن «خوف جانی» باشد، زن می‌تواند خانه را ترک کند و این امر او را حقوق مالی محروم نخواهد کرد. این قانون را می‌توان ابزاری قانونی برای پیشگیری خشونت خانگی دانست. اما مهمترین تدابیر پیشگیرانه، تدابیر غیرحقوقی هستند. به این معنا که ضروری است تمامی راه‌هایی که می‌تواند باعث بروز خشونت خانگی شود مسدود شوند و در جامعه شهروندان به صورتی تربیت شوند که خشونت خانگی را زشت بدانند.

در این نوشته به برخی از تدابیر پیشگیرانه در مورد خشونت خانگی اشاره می‌شود.

آموزش

آموزش از دوران کودکی قطعا یکی از مهمترین تدابیری است که می‌تواند برای پیشگیری از خشونت خانگی اعمال شود. بسیاری از کسانی که در ایران مرتکب خشونت خانگی می‌شوند اعتقادی به قبیح بودن این مساله ندارند. از طرف دیگر ممکن است قربانی خشونت خانگی نیز اطلاعی از حقوق خود و اینکه چگونه باید با خشونت خانگی برخورد کند ندارد. از این رو ضروری است در سیستم آموزشی کشور واحدهای درسی در رابطه با مهارت‌های کنترل خشم و همچنین نحوه برخورد با خشونت خانگی ارائه شود. افراد از سن کودکی لازم است با حقوق و آزادی‌های خود آشنا شده و همچنین حل و فصل مشکلات از طرق مسالمت‌آمیز و غیر خشن را آموزش ببینند. این در حالی است که در سیستم آموزشی ایران از دوران ابتدایی تا دوران تحصیلات عالیه، هیچ‌گونه آموزشی در رابطه با این موضوع وجود ندارد.

فرهنگ‌سازی از طریق رسانه‌ها

راهکار دیگری که می‌تواند در پیشگیری از خشونت خانگی تاثیرگذار باشد، فرهنگ‌سازی آموزش همگانی شهروندان از طریق رسانه‌های عمومی است. رسانه‌های عمومی می‌توانند با تهیه برنامه‌های صوتی و تصویری شهروندان را در زمینه خشونت خانگی مطلع کنند و در فرهنگ‌سازی تقبیح خشونت خانگی موثر باشند. طبیعتا سیاست کراهت‌سازی از خشونت خانگی می‌تواند جامعه را نسبت به خشونت خانگی حساس کند و فرصت اعمال خشونت را محدود نماید. با این وجود در رادیو و تلوزیون ایران که به طور کامل در اختیار دولت است، هیچ‌گونه سیاستی برای کراهت‌سازی از خشونت خانگی  وجود ندارد. عدم توجه دولت به فرهنگ‌سازی صحیح در باب خشونت خانگی در کنار بافت سنتی و مذهبی در ایران، سبب شده است مصادیق زیادی از خشونت خانگی امری عادی تلقی شده و در برخی نقاط خشونت نشانه‌ای از درستی و غیرت و مردانگی باشد و حتی قربانیان نیز آن را خشونت تلقی نکنند. طبیعتا وجود چنین باورهایی بستر مناسبی برای بروز خشونت خانگی خواهند بود. از این رو قطعا رسانه‌های دولتی موظف به اصلاح چنین باورهایی هستند.

تاسیس خانه‌های امن

وجود پناهگاه‌هایی که قربانیان ناتوان خشونت خانگی بتوانند در آنجا به صورت موقت سکونت کنند، از طرفی نوعی حمایت از قربانیان است و از طرف دیگر به نوعی تدبیر پیش‌گیری‌کننده از تکرار خشونت خانگی می‌باشد. شخصی که مورد خشونت خانگی قرار گرفته است و احتمال تکرار این خشونت وجود دارد، لازم است به محلی دیگر دسترسی داشته باشد تا مجبور به تحمل خشونت نباشد چرا که ادامه زندگی در آن محل وی را بیش از پیش در معرض خشونت خانگی قرار می‌دهد و امکان دارد با ادامه خشونت زندگی وی به صورت جدی به خطر بیفتد. در مواردی که قربانی مکانی برای زندگی دور از خشونت ندارد، ضروری است مکان‌هایی وجود داشته باشند که قربانی به آنها مراجعه کند. این‌گونه مکان‌ها با نام‌های مختلفی از جمله خانه امن، خانه زنان، پناهگاه و … شناخته می‌شوند.

در بسیاری از کشورها این گونه مکان‌ها از طرف دولت‌ها و یا نهادهای غیر دولتی تأسیس شده و به مکانی امن برای قربانیان خشونت خانگی تبدیل شده‌اند. این مکان‌ها باید از هر جهت امن و استاندارد بوده و از بودجه و پرسنل مناسب برخوردار باشند. همچنین باید امکاناتی از قبیل برنامه‌های ویژه ترک اعتیاد و خدمات مشاوره‌ای در اختیار قربانیان خشونت خانگی به ویژه زنان قرار دهد. برای یافتن محل سکونت دائمی‌تر و حتی توانمند‌سازی و کارایی نیز می‌بایست برای زنان مساعدت‌هایی در نظر گرفته شود. وجود چنین موسساتی باعث خواهد شد که زنان و کودکان قربانی خشونت خانگی مجبور به تحمل شرایط مشقت‌بار و خشونت نباشند. تجربه نشان داده است که تکرار خشونت خانگی در برخی موارد به دلیل این است که قربانی محلی برای سکونت ندارد و مجبور است با خشونت کنار بیاید و آن را تحمل کند.

خدمات تامین اجتماعی به زنان فاقد درآمد

یکی دیگر از عواملی که در ایران سبب بروز خشونت خانگی علیه زن می شود، نبود استقلال مالی و درآمد زن است. این امر باعث شده است که زنان برای امرا معاش و گذران زندگی محتاج به شوهران خود باشند و در صورت بروز خشونت از طرف شوهر مجبور به تحمل آن باشند. چنان‌چه زنی شغلی داشته و درآمد مستقلی داشته باشد قطعا امکان مستقل شدن و ترک خانه وجود دارد اما زنان خانه دار توان مالی برای برقراری زندگی مستقل را نخواهند داشت. از این رو بهتر است تدابیری پیشگیری شود که زنان خانه دار و فاقد درآمد از حقوق ماهیانه برخوردار شوند.

فراهم کردن امکان تحقیقات

طبیعی است بدون بررسی و ریشه‌یابی عوامل خشونت خانگی نمی‌توان سیاست‌های پیشگیرانه نسبت به آن اعمال نمود. این مهم صرفا با ایجاد شرایط و امکانات لازم در جهت انجام پژوهش‌های تخصصی در این مورد امکان‌پذیر است. ضروری است تدابیری پیش‌بینی شود تا متخصصان امر به راحتی بتوانند به داده‌ها و اطلاعاتی که مورد نیاز است دسترسی داشته باشند. متاسفانه در ایران هر چند تحقیقاتی در این مورد انجام شده است لکن شرایط لازم برای انجام پژوهش در مورد خشونت خانگی فراهم نیست. قوه قضائیه معمولا اجازه دسترسی به پرونده‌ها را به محققان نمی‌دهد. سازمان‌ها هم وظیفه‌ای قانونی برای همکاری با محققان ندارند. از این رو ضروری است قوانینی تصویب شود که ارگان‌های دولتی را موظف به همکاری با محققان نماید.

بهمن
۴
۱۳۹۵
ما و دو قلوها، مشاوری که زندگی‌مان را نجات داد
بهمن ۴ ۱۳۹۵
تجربه ها و خاطره ها
۰
, ,
Photo: aslysun/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: aslysun/bigstockphoto.com

من و همسرم هر دو شاغل بودیم که ازدواج کردیم و زندگی خوبی داشتیم. مشکل هم بود ولی مشکلات معمولی زندگی که همیشه علاقه من و شوهرم به همدیگر همه مشکلات را برای ما آسان می‌کرد.

درآمد ما متوسط بود و همسرم مجبور بود برای هزینه‌های هنگفت زندگی دو جا کار کند ولی باز من و او در عین حال که خسته بودیم باز برای ساختن زندگی تلاش می‌کردیم.

بعد از سه سال صاحب دو قلو شدیم و همین موضوع هم ما را خوشحال و هم شوکه کرد ولی خوشبختانه مادرم و مادر همسرم با هم قرار گذاشتند که پس از مرخصی زایمان، از دو قلوها نگهداری کننند و همین موضوع کمک بزرگی به ما بود.

دوقولوهای بداخلاق

مشکل از هشت ماهگی دو قلوها شروع شد. بد اخلاق و عبوس بودند. دائم گریه می‌کردند و هر چه بزرگتر می‌شدند بدتر. هر چه دکتر می‌بردیم فایده نداشت، سالم بودند‌. مادرهای ما از نگهداری آن ها خسته شده بودند و وقتی که من و همسرم به خانه می‌آمدیم هیچ فرصت استراحت نداشتیم و همین موضوع روی رابطه ما تاثیر گذاشته بود. هر دو کج‌خلق و عصبانی شده بودیم و گاهی با هم سر مسائل کوچک مجادله می‌کردیم تا جایی که یک بار شوهرم بعد از یک دعوای مفصل سر موضوعی که به یاد نمی آورم سه روز خانه را ترک کرد.

مشاور

دو قلوها نوزده ماهه شده بودند که شدت اختلافات من و همسرم ما را راهی مشاور خانواده کرد. مشاور هم ما را خسته کرده بود و همه جزییات زندگی ما را سوال می‌کرد و به دقت می‌نوشت و سه جلسه داستان‌سرایی ما ادامه داشت.

جلسه چهارم مشاور حرف عجیبی به من و همسرم زد و گفت زندگی شما مثل فیلمی است که روی دور تند گذاشته باشند. خودتان و خانواده‌هایتان را درگیر کردید بدون اینکه یک مشکل جدی داشته باشید. خیلی‌ها دو قلو دارند و کار می‌کنند ولی با مشکلاتی که شما روبرو هستید روبرو نیستند. زندگی شما با بچه‌ها فقط در تامین خوراک و لباس و دکتر و استرس سلامتی و سرما خوردن و نخوردن آن‌ها، واکسن و مایحتاج آنها می‌گذرد و مشکل هم شما نیستید، بلکه کج خلقی دو قلو هاست.

من به مشاور گفتم درسته من و همسرم اصلا به خودمان نمی‌رسیم. مشاور گفت، نه شما به بچه ها نمی‌رسید؟ چند ساعت در روز با آن‌ها وقت می‌گذرانید و یا با آن‌ها بازی می‌کنید؟ چند دقیقه در روز با آنها نقاشی می‌کشید و یا به کیفیت رشد روانی آن ها فکر می‌کنید ؟ تمام زندگی شما عجله و هیاهو و نگرانی است در حالی‌که می‌توانید از دو قلوها لذت ببرید و از داشتن آنها با عشق بیشتری زندگی کنید. نتیجه این همه هیاهو تبدیل به جهنمی برای شما شده است که دیگر طاقت یکدیگر را ندارید و به هم توهین می‌کنید و یا مثل بچه‌ها قهر می‌کنید و داد می‌زنید.

مشاور از من و همسرم پرسید سه جلسه من از شما سوال کردم و یک کلمه درباره کیفیت تعامل و رابطه شما برای رشد روانی آنها ندیدم. شما هیچ توان و انرژی برای رسیدگی به سلامت روانی خود و کودکان خود ندارید. هیچ برنامه‌ای برای رشد مهارت‌های کودک خود ندارید و از دو کودک نوزده ماهه چه انتظاری دارید؟

بازی کنید

همسرم از مشاور پرسید یعنی چه کار کنیم و مشاور پاسخ داد نسخه اول من به شما بازی با دو قلوهاست. من گفتم که یک عالم اسباب‌بازی دارند و او مجددا تکرار کرد من از بازی با دو قلوها حرف می زنم نه از اسباب بازی و برای بازی. باید برنامه‌ریزی کنید، این یک واقعیت انکارناپذیر است. همین امروز برای آن‌ها مداد رنگی بخرید. کاغذ. مکعب‌های چوبی و با مادر بزرگ‌های آنها حرف بزنید تا برنامه مرتبی برای بازی و بیرون بردن آن‌ها از خانه داشته باشد. شما با تعدادی چوب و گچ رنگی و توپ و خواندن قصه می توانید به این کودکان نه تنها مهارت‌هایی را آموزش دهید بلکه کاری کنید که سرگرم شوند.

شما برای رشد شناختی آن‌ها هیچ کاری نمی‌کنید و انتظار دارید این دو کودک شاد باشند و بی‌حوصله نباشند. آنها با وسایل ساده یاد می گیرند که در رفتارهایی که بازی کردن یاد می‌گیرند چگونه زندگی اجتماعی خود را بسازند و حتی هوش خود را پرورش دهند. بزرگتر که شدند با موسیقی و ساختمان‌سازی و تصاویر و اعداد و حروف و چسباندن روز به روز به هوش آن‌ها افزوده می‌شود.

ما به جای آنکه مستقیم و با عجله به خانه برگردیم با وسایل ساده‌ای که تهیه کردیم به یک بستنی فروشی رفتیم و با هم یک برنامه روزانه برای دو قلوها نوشتیم. نگاه ما با راهنمایی‌های مشاور به کودکانمان عوض شد و متوجه شدیم آن ها به جز نیازهای مادی احتیاجات دیگری دارند، که بازی می‌تواند بخش زیادی از این نیازها را مرتفع کند.

سر راه از خواهرم خواهش کردم که پیش بچه‌ها بماند تا ما با مادر بزرگ‌ها در رستورانی خلوت کنیم. مفصل همه گفته‌های مشاور را برای مادرانمان گفتیم و آن‌ها از بازی‌هایی که در بچگی بدون هیچ هزینه‌ای با ما انجام می‌دادند خاطره گفتند. چهار نفری برنامه روزانه بچه‌ها را تکمیل کردیم.

قرار شد این جمله مشاور را روی کاغذی بنویسیم و به دیوار بچسبانیم که : فراموش نکنید که در همه این بازی‌ها باید با کودک‌تان همراه باشید. آنها را تنها رها نکنید. با آنها بازی کنید تا از کودکی فرزندتان لذت ببرید و زندگی‌کردن را در قالب بازی به او بیاموزید.

از آن روزها دو سال می گذرد. چند ماهی طول کشید تا دو قلوها خوش اخلاق و خنده‌رو شوند و ما را باور کنند ولی حالا من و همسر و فرزندانم اوقات فراغتی خوبی داریم و زندگی پر از تنش من و همسرم با یک توصیه‌ای که به ظاهر کم اهمیت بود از این رو به آن رو شده است.

دوستان خانه امن شما تجربه ما را با کودکان خود تجربه کنید و مطمئن باشید به مراتب محیط بهتری در خانه شما حکم فرما خواهد شد.

خرداد
۱۷
۱۳۹۵
رییس انجمن روانشناسی: جای خالی روانشناس در مدارس وجود دارد
خرداد ۱۷ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
4
image_pdfimage_print

رییس هیات مدیره انجمن روانشناسی ایران با تاکید بر اینکه نباید منتظر آشکار شدن آسیب‌ها بمانیم، گفت: جای مددکاری به موقع، روانشناسی و مشاوره در مدارس خالی است.

شیوا دولت آبادی (رییس هیات مدیره انجمن روانشناسی ایران) در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا با اشاره به اینکه سلامت روان از طرف مسئولان وزارت بهداشت مورد توجه قرار نمی‌گیرد، گفت: معمولا درصد خیلی کمی از بودجه سلامت کشور به موضوع سلامت روان اختصاص پیدا می‌کند و بخش زیادی از این بودجه کم نیز برای بهداشت و سلامت بیماران روانی صرف می‌شود.

نیاز به تمرکز روی پیشگیری

وی افزود: بیشترین هزینه در کشور در حوزه سلامت روان برای روانپزشکی اختصاص می‌یابد و به طور کلی جای خالی مباحث مربوط به پیشگیری و موارد غیربستری در حوزه بهداشت روان خالی است.

دولت آبادی ادامه داد: امیدورایم با هماهنگی‌های سازمان روانشناسی و مشاوره کشور و انجمن روانشناسی ایران بتوانیم در آینده بودجه مناسبی برای پیشگیری و طیف بسیار گسترده اختلالات مربوط به سلامت روان که در عین حال غیرروانپزشکی نیز هستند؛ تامین کنیم، چرا که این موضوع می‌تواند؛ متضمن سلامت روان بیشتری در جامعه باشد.

رییس هیات مدیره انجمن روانشناسی ایران گفت: مسلما هماهنگی بین وزارت بهداشت و سایر سازمان‌ها که در حوزه بهداشت روان فعال هستند، می‌تواند در هماهنگی‌ها و جذب بودجه بیشتر در خصوص سلامت روان موثر باشد.

وی با اشاره به فعالیت‌های دفتر سلامت روان وزارت بهداشت اظهار کرد: فعالیت‌های مرتبط با سلامت روان فقط در حوزه این وزارتخانه قابل پوشش نیستند و توجه به این مساله در آموزش و پرورش نیز حائز اهمیت است به طوری که با اهمیت به سلامت روانی کودکان در مدارس می‌توانیم؛ در پیشگیری از مسایلی که بعدا به مشکلات روانی تبدیل می‌شوند؛ اقدام کنیم.

نگاه وزارت بهداشت اشکال دارد

این روانشناس با تاکید بر اینکه در حوزه سلامت روان از دو جهت دچار مشکل هستیم؛ گفت: مساله اول این است که نگاه وزارت بهدشت به سلامت روان بیشتر بیمار محور است و دیگر اینکه به جنبه پیشگیرانه و ارتقا سلامت روان و جلوگیری از بدتر شدن آسیب‌های روانی نمی‌پردازد.

دولت آبادی نقش مدرسه را در وضعیت حساس کودکان و نوجوانان بسیار با اهمیت برشمرد و گفت:  جای مددکاری به موقع، روانشناسی و مشاوره در مدارس خالی است، در حالی که این موضوع بسیار برای پیشگیری از آسیب‌های روانی کودکان و نوجوانان پراهمیت است.

وی ادامه داد: اگرچه خانواده‌ها به عنوان اولین مرجع برای ایجاد سلامت روان در فرزندان مهم هستند؛ اما مدرسه به عنوان یکی از مکان‌هایی که کودکان و نوجوانان با هم جمع می‌شوند و حساسیت بیشتری از این جهت نسبت به آسیب‌پذیری آنها وجود دارد، نیاز به نگاه تخصصی دارد که متاسفانه در این زمینه نیز جای خالی مددکاری و روانشناسی در سیستم‌های ارایه خدمات مشهود است.

رییس هیات مدیره انجمن روانشناسی ایران افزود: اگر به جای منتظر ماندن برای آشکار شدن آسیب‌ها و سپس درمان؛ به پیشگیری بپردازیم و همچنین با استفاده از امکانات تخصصی، آموزش‌ها و مهارت‌آموزی‌های مناسب برای آگاهی‌رسانی در این حوزه تلاش کنیم، می‌توانیم از تعداد انسان‌هایی که مشکلات روانی دارند، بکاهیم و در نتیجه جامعه سالم‌تری از نظر روانی داشته باشیم.

منبع: ایلنا

اسفند
۱۱
۱۳۹۴
نقش پلیس در پیشگیری و کنترل خشونت خانگی
اسفند ۱۱ ۱۳۹۴
پادکست
۰
, , , , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

سخنرانان بیستمین میزگرد خانه امن سودابه چمن‌آرا، مشاور قربانیان جنایی و حسین رئیسی، وکیل دادگستری، نقش پلیس را در پیشگیری و کنترل خشونت خانگی از جنبه جامعه‌شناسی و حقوقی بررسی کرده‌اند.