صفحه اصلی  »  ویدا بالیخانی
image_pdfimage_print
آذر
۱۹
۱۳۹۳
عقد ما را درآسمان بسته بودند
آذر ۱۹ ۱۳۹۳
تجربه ها و خاطره ها
۱
, , , , ,
image_pdfimage_print

307726_623

عکس: عصرایران

ویدا بالیخانی – روزنامه نگار

وقتی به دنیا آمدم و ماما می خواست  به قول معروف نافم را ببرد، مادر بزرگ پدری ام از او می خواهد که نافم به اسم پسر عمویم که در آن زمان ۵ سال داشته و دردانه خانواده بوده را ببرند.

از وقتی خودم را شناختم هر گاه اعضای فامیل مرا می دیدند با خنده ، عروس عمو صدا یم میزدند، مادر بزرگ مادری ام  از این بابت خیلی ناراحت و حتی گاهی اوقات عصبانی می شد و با صدای بلند طوری که همه بشنوند می گفت والله خجالت هم خوب چیزیه به یه بچه سه ساله می گن عروس … حالا بذارین ببینیم اینا اصلا” بزرگ شدن می خوان عروس و داماد بشن یا نه؟ والله به خدا خوب نیست این چیزا رو به روی بچه ها میارین.

مادر بزرگم که او را مامان عاطفه صدا می زدیم حق داشت . یک کمی که بزرگتر شدم تمام تلاشم این بود که در جمع هایی که پسر عمویم و خانواده اش بودند حضور نداشته باشم و به هر بهانه ای غیبت کنم، اما خانواده عمویم سوغاتی و کادوهای زیادی برای من می فرستادند.

مادرم هم احساس من را داشت و کلافه شده بود اما در مقابل پدرم قدرت گفتن نه را نداشت، و مجبور بود هر چیزی که پدرم می گوید علی رغم خواست قلبی اش انجام دهد . حتی یک بار صدای صحبت آنها را تصادفا” شنیدم که به آرامی به پدرم می گفت تو رو خدا یک کاری بکن اینا دارن بزرگ می شوند و دل من اصلا” راضی با این وصلت نیست و پدرم با صدای محکم و امرانه همیشگی اش گفت: زن به تو نگفتم نباید تو این کارها دخالت کنی و مادرم هم ساکت شد .

۱۴ ساله شدم و سال اول دبیرستان بودم که خانواده عمویم قرار گذاشتن انگشتر نامزدی را دستم کنند و خطبه محرمیت برایمان بخوانند چون پسر عمویم باید خدمت سربازی اش را شروع می کرد و می خواستند بعد از آن بتواند به تنهایی به ملاقات من بیاید و یا با من تلفنی حرف بزند.

به خاطر دارم تمام شبی که قرار بود فردا آن این اتفاقات بیافتد. مادرم آرام آرام اشک ریخت و من هم برای خودم نه برای مظلومیت مادرم گریه می کردم زنی که تمام زحمت و شب نخوابی های بزرگ کردن ما را به عهده داشت اما حق دخالت تو هیچ یک از مسائل با اهمیت و کم اهمیت زندگی و سرنوشت ما را نداشت.

آن شب مادرم در اتاق من و خواهرم که ۳ سال از من کوچکتر بود خوابید و صبح زود از خواب بیدار شد و گفت من می روم با عمویت حرف بزنم شاید او حرفم را گوش کند او مرد خوب و قابل احترامی است چادرش را برداشت و از خانه بیرون رفت.

پدرم به محضی که از خواب بیدار شد پرسید مادرتان کجاست مگر نمی داند امروز خیلی کار داریم چرا هنوز خوابیده ؟ من و خواهرم با ترس و لرز گفتیم نخوابیده رفته بیرون، پرسید کجا اول صبحی رفته؟ چرا هیچی به من نگفته؟ این زن همه کارهاش همینطوره …. و همچنان به غر زدن ادامه داد.

دو سه ساعت بعد مادرم با چهره ای تکیده که احساس کردم ۱۰۰ سال پیرتر شده به خانه برگشت، پرسیدم چه شد؟ مادرم گفت نگو و نپرس . با کنجکاوی که داشت خفه ام می کرد پرسیدم مادر من بگو چه شد چرا اینقدر طولش می دهی؟ گفت هیچی آن مرد هم راضی نیست و نبوده اما…. دوباره مکث کرد دیگر اعصابم داشت خورد می شد با صدایی نیمه فریاد گفتم یعنی چه ؟ گفت : عمویت می گوید ازدواج فامیلی رسمی است که نمی تواند جلوی آن را بگیرد اگر نه مسخره عام و خاص می شود می گوید به خاطر اینکه خودش هم مجبور بوده با دختر دائیش ازدواج کند و تمام عمر هیچکدام طعم خوشبختی را نچشیدن نمی خواسته این اتفاق برای پسرش هم بیافتد اما از قدرت او خارج است نمی تواند چیزی بگوید.

حرف مادرم عین آب خنکی بود بر قلب من این جمله دائم در مغز نوجوان من طنین می انداخت “هیچوقت طعم خوشبختی را نچشیده” یعنی قرار است من تا آخر عمر طعم خوشبختی را نچشم ؟

مادرم از اتاق بیرون رفت و مشغول تدارک مهمانی شد صدای پدرم را شنیدم که از او پرسید کجا بودی؟ اما صدای جواب مادرم را نشنیدم به یکباره و به طور خیلی عجیبی تمام احساس عشق و علاقه به پدرم را از دست دادم نمی دانم نه مثل یک غریبه اما حس کسی را به او داشتم که سرنوشت محتومی برایم رغم زده است. دیگر نمی توانستم به صورتش نگاه کنم و برعکس احساسم نسبت به مادرم هزاران برابر شد حس می کردم با هر نفسش به من و خواهرم زندگی می بخشد و احساس می کردم در بدترین شرایط هم می توانم به او که با تمام مظلومیتش برای ما می جنگد تکیه کنم.

عصر شد و جشن نامزدی ما در حال آغاز بود حاج آقا کرامتی هم دعوت شده بود که صیغه محرمیت را بخواند اما خبری از پسر عمویم نبودم چند بار به تلفن همراهش زنگ زدند و پیغام گذاشتند اما تا ساعت ۱۰ شب خبری نبود. وقتی عاقد که از آشنایان عمویم بود در حال آماده شدن برای رفتن بود سر و کله پسر عمویم پیدا شد، خسته و ناراحت به نظر می رسید، عمو و پدرم در حال سرزنش کردن او بودند که با حالتی بی حوصله گفت بسه بابا این مسخره بازی را زودتر تمامش کنید می خواهم بروم کار دارم آنها که می ترسیدند جلو مهمان ها آبرو ریزی شود از حاج آقا خواستند خطبه را بخواند .

پسر عمویم حتی یک بار هم به من نگاه نکرد و پس از خطبه و وسط تبریک های مهمان ها رفت، خلاصه آن شب هم گذشت هر چند تعداد زیادی از مهمان ها سرزنش کنان می گفتند خب این چه کاری است زمان قدیم که نیست پسری که راضی نیست چرا مجبورش می کنید زن بگیرد اما هیچکس نگفت دختر بیچاره راضی هست یا نه، همه طوری رفتار می کردند انگار لطفی در حق من شده .

مدرسه شروع شد و روز اول دبیرستان من بود نمی دانستم خوشحال باشم یا نه؟ احساسی دو گانه داشتم نگران بودم که وسط تحصیل بگویند دیگر وقت عروسی است و باید درست را رها کنی و از طرفی می دانستم من به این تحصیل بیشتر از هر فرد دیگری نیاز دارم.

برای همین تمام مدت سعی می کردم به نصیحت دوستانم گوش کنم و به قولی مثبت فکر کنم، دو سال سربازی هم فرصتی بود، چون می دانستم تا سربازی او تمام نشود از عروسی خبری نیست یک سال هم به همین منوال گذشت و من ۱۵ ساله شدم.

یک روز بعد از مدرسه در راه خانه زن عمویم را دیدم که با زن دیگری در حال صحبت بود سعی کردم مسیرم را عوض کنم تا با آنها برخورد نداشته باشم، اما دیر شده بود و زن عمویم با صدای بلند گفت عروس عمو بیا اینجا، طوری می گفت عروس عمو انگار من اسم دیگری نداشتم نمی دانم چرا نسبت به این اسم اینقدر حساس بودم؛ رفتم جلو و سلام سردی کردم. سرم را بوسید و گفت ببین برایت چه گرفته ام و قواره پارچه بد رنگی از ساک خریدش بیرون آورد گفتم خیلی ممنون گفت خودم قشنگترین پیراهن حاملگی دنیا را برایت می دوزم و با دوستش زدند زیر خنده من که لحظه اول حس کردم دارند مسخره ام می کنند با تعجب به او خیره شدم اما تازه متوجه شدم خنده اش از ذوق نوه دار شدن است. برای فرار از آن مهلکه با عجله خدا حافظی کردم و از آنها دور شدم.

اصلا” نفهمیدم کی به خانه رسیدم تمام مسیر ذهنم مشغول بود، به فکر راهی بودم که به همه چیز پایان دهم اما چه جوری ؟ به خانه که رسیدم جریان را برای مادرم تعریف کردم مادرم هم آهی کشید و گفت چه بگویم دخترم، فقط سعی کن این مسئله را بپذیری و اینقدر به آن حساس نباشی تو قرار است یک عمر با این خانواده زندگی کنی اینطوری خودت اذیت می شوی.

یک عمر ؟ من قرار است یک عمر با اینها زندگی کنم ؟ سال دوم سربازی هم تمام شد و حالا دیگر باید آماده مراسم عروسی می شدیم اما پدرم که علاقه مرا به درس دیده بود و برای چندمین سال متوالی شاگرد اول مدرسه شده بودم از عمویم خواست اجازه دهد که درسم را هم بخوانم. عمویم گفت مشکلی نیست می تواند درسش را تا دیپلم ادامه دهد.

ما عروسی کردیم و همان موقع بود که فهمیدم پسر عمویم ۳ سال است با یک زن بیوه که دو تا بچه دارد و ۱۰ سال از خودش بزرگ تر است ارتباط دارد. او صادقانه همه چیز را برای من تعریف کرد ولی گفت اگر بشنوم این حرف ها جایی درز پیدا کرده فورا” طلاقت می دهم تا آبرویت برود.

از او خواستم مثل دو دوست با هم زندگی کنیم و اجازه دهد من درسم را بخوانم و من هم به او اجازه می دهم با آن زن بماند. در آن زمان و با آن سن فکر می کردم معامله خوبی است برای دو نفری که اجبارا” با هم ازدواج کرده اند. هر دو زندگی را با اولین قول و قرار آغاز کردیم یک سال که گذشت غرغرهای زن عمویم شروع شد که مگر شما اجاق کورید ما در فامیل اجاق کور نداشتیم پس چرا بچه دار نمی شوید …… و فشارها از همه طرف برای بچه دار شدن من شروع شد. من هم قول دادم به محض گرفتن دیپلم بچه دار شوم و با هزاران بدبختی آنها هم راضی شدند.

من دیپلم گرفتم و حالا دیگر هیچ بهانه ای قابل قبول نبود و کم کم به پسر عمویم هم علاقه مند شده بودم او هم مثل پدرش مردی بسیار مهربان و دلسوز بود و حس می کردم آن زن به خاطر اخلاق های او به رابطه ادامه می دهد. کم کم پسر عمویم هم نسبت به من اظهار علاقه می کرد و هر چه می خواستم فورا” فراهم می کرد هیچکس از معامله ما خبر نداشت و همه فکر می کردند که زوج خوشبختی هستیم ، بودیم اگر پای آن زن در میان نبود.

یک شب پسر عمویم که حالا شوهرم بود گفت مادرم بچه می خواهد من هم با خنده گفتم من هم می خوام با اخم گفت نه . من هم گفتم شوخی کردم اما قلبا” شوخی نبود اما چیزی که بیشتر می خواستم این بود که اجازه دهد درسم را تا مقطع لیسانس ادامه دهم برای همین گفتم خیلی دلم می خواهد درسم را ادامه دهم گفت پس چرا نمی دهی؟ گفتم اشکالی ندارد؟ گفت معلوم است که نه تا هر وقت دلت می خواهد درس بخوان . گفتم پس مادرت… نگذاشت حرفم را تمام کنم گفت زندگی من و توست به مادرم ربطی ندارد آنها به اندازه کافی در زندگی ما دخالت کرده اند.

گفتم اگر بفهمد …. گفت بفهمد دیگر از این حرف ها خسته شده ام تو زن من هستی و من به تو می گویم تا هر وقت دلت می خواهد درس بخوان اصلا” هر کاری دلت می خواهد بکن من هم کمکت می کنم و جمله ای که هیچوقت فراموش نمی کنم را گفت ” بعد از خدا تو برای من عزیزترینی و نمی گذارم هیچکس ناراحتت کند” برای اولین بار بود این جمله را از او می شنیدم.

خیلی برای من ارزش داشت شنیدن جمله ای این چنینی در زندگی مشترکی که تار و پودش را بزرگتر ها بافته بودند و ما اجازه هیچ چیز را نداشتیم.

به او گفتم تو هم برای من عزیزترینی اما بعد از خدا و بعد از مادرم، خندید و گفت منصفانه است.

هنوز یک هفته از این احساس خوب نگذشته بود که زنگ خانه به صدا آمد در را که باز کردم زنی میانه در ایستاده بود با یک بچه در آغوش و دو تای دیگر در اطرافش. فورا” او را با وجودی که تا بحال ندیده بودم شناختم همان زنی که شریک زندگی من شده بود. سلام کرد من هم جوابش را دادم و به صورتم حالتی پرسشگر دادم بدون آنکه سوالی کنم گفت من زهرا هستم احمد گفت شما همه چیز را در مورد من می دانید با خشکی و تلخ گفتم: خب…

حالت مرا که دید حالتی تهاجمی به خود گرفت و گفت: من سه تا بچه دارم که یکی از آنها از احمد است با شنیدن این حرف انگار دنیا را به سنگ ریزه هایی تبدیل کرده بودند و یکی یکی بر سرم می کوبیدند پاهایم حس تحمل وزنم را نداشتند به چارچوب در تکیه دادم یعنی خوشبختی اینقدر کوتاه است؟ مادرم که آنروزخانه بود آرام به در نزدیک شد و گفت خانم بفرمائید دم در بد است از این حرف ها بزنید.

من از لای در کنار رفتم تا آن زن وارد خانه ام شود.مادرم به بچه ها گفت می خواهید تلویزیون ببینید آنها هم با خجالت گفتند بله. مادرم آنها را به اتاق دیگری برای تماشای تلویزیون برد و برگشت و از او سوال کرد شما چایی میل دارید؟ داشتم از دست مادرم دیوانه می شدم با زنی که زندگی مرا دزیده با مهربانی رفتار می کرد .

زهرا گفت نه فقط یک لیوان آب، مادرم برایش آب آورد و پرسید این بچه چند وقتشه؟ گفت: یک سال و نیم . مادرم گفت خدا حفظش کند خیلی زیباست اسمش را چه گذاشته اید زهرا گفت نغمه مادرم گفت این که اسم دختر من است آن زن گفت احمد این اسم را انتخاب کرد. مادرم گفت: چون من باید زودتر بروم و کار دارم شما هم صلاح نیست زیاد اینجا بمانید بفرمائید چند وقت است احمد را می شناسید؟ زهرا گفت دختر خانم شما در جریان است مادرم که انگار شوک شده بود با چشمانی گرد شده به من نگاه کرد و انگار برای لحظه ای حس کرد اشتباه شنیده به زن گفت متوجه نشدم . زهرا گفت دختر خانم شما همه چیز را می داند احمد همه جریان را به او گفته من که دادم به هوا رفته بود گفتم به من نگفته بود بچه هم دارید

زهرا گفت من بی تقصیرم. گفتم تو بی تقصیری؟ تو وارد زندگی من شدی و بدبختم کردی بی تقصیری؟ گفت تو وارد زندگی من شدی احمد اول با من بود بعد با تو. دیگر داشتم دیوانه می شدم درست می گفت اما نمی توانستم به راحتی تسلیم شوم و زندگی که تازه داشت چهره زیبایش را به من نشان می داد به راحتی در اختیار او بگذارم.

از جایم بلند شدم و گفتم همین الان از خانه من برو بیرون او هم بلند شد و بچه هایش را صدا زد و رفت بدون آنکه حتی کلمه ای حرف با مادرم یا من رد و بدل کند.

وقتی او رفت مادرم در را بست و مبهوت به من نگاه می کرد گفتم مادر من؛ قول داده بودم چیزی نگویم و احساس می کردم دیگر لزومی به حفظ قولم نیست و داستان را برای مادرم تعریف کردم. مادرم گفت دخترک ساده من خیلی راحت با پنبه سرت را بریده و تو نتوانستی متوجه شوی . من با پدر و عمویت صحبت می کنم راه چاره ای پیدا کنند تو از پس این زن بر نمی آیی . از مادرم خواهش کردم که سکوت کند و اجازه دهد اول من با احمد صحبت کنم مادرم رفت و من منتظر احمد بودم که شب بیاید و از او بخواهم توضیح دهد چطور توانسته به این راحتی از اعتماد من سوء استفاده کند. احمد آمد برایش چایی آوردم اما نه مثل همیشه. دستانم می لرزید و به زور عصبانیتم را کنترل کرده بودم بالاخره همه چیز را برایش تعریف کردم و گفتم که مادرم هم از تمام جریان باخبر شده چون زهرا همه چیز را تعریف کرده و من هم مجبور شدم توضیح دهم.

احمد خیلی خونسرد گوش می کرد و وقتی دید حرف های من که با بغض و گریه همراه بود تمام شد گفت: نگران نباش من به تو دروغ نگفتم و می توانم آنرا ثابت کنم. بله من با این زن ارتباط داشتم تا زمانی که با تو ازدواج کردم بعد از آن هم فقط مخارج خانواده اش را تامین می کردم چون زن تنهایی با دو فرزند بود تا بالاخره از شوهر صیغه ای اش بچه دار شد و من دیگر به او پول ندادم و حالا از آن مرد جدا شده و احتمالا به پول احتیاج دارد که آمده و این داستان ها را سر هم کرده است . نمی دانستم باور کنم یا نه؟ خیلی دلم می خواست حرف هایش راست باشد اما دیگر نمی توانستم به این راحتی به او اعتماد کنم .گفتم برای اولین بار و آخرین بار ازتو می خواهم ثابت کنی حرف هایت راست است. با همان خونسردی گفت مشکلی نیست فردا با بچه می روم تست ژنتیک می دهم گفتم من هم می آیم گفت اگر دوست داری بیا.

فردای آنروز با هم به آزمایشگاه رفتیم و تست دادند در فاصله ای که جواب آزمایش بیاید من ۱۰ سال پیر شده بودم دخترک خیلی زیبا بود و من حس می کردم خیلی به احمد شباهت دارد بالاخره نتیجه آزمایش آمد و دخترک بچه احمد نبود.

احمد به زهرا گفت اگر دست از سر من و خانواده ام بر نداری و دوباره مزاحمت ایجاد کنی اینبار با قانون طرف هستی او اشک ریزان بدون آنکه چیزی بگوید رفت خیلی دلم به حالش سوخت اما از طرفی خوشحال بودم دیگر مالک تمام عیار زندگی شدم که برایش جنگیده بودم.

تصمیم گرفتیم بچه دار شویم ولی باید احتیاط می کردیم چون ازدواج ما فامیلی بود و احتمال آنکه بچه عیب ژنتیکی داشته باشد بسیار بود. با اولین آزمایش متوجه شدیم ما هرگز شانس داشتن بچه سالمی با هم را نداریم.

احمد گفت مهم نیست علم پیشرفت کرده و با این شرایط می توانیم از ره های دیگری بچه دار شویم. این شانس را هم امتحان کردیم اما باز بی فایده بود و در هر بار حاملگی بچه ۲ ماهه سقط می شد بعد از دو بار من گفتم نه من دیگر این کار نمی کنم. شاید خدا نمی خواهد ما بچه دار شویم چند ماهی به همین منوال گذشت تا اینکه یک روز احمد بر خلاف همیشه با قیافه ای غمگین و درهم به خانه آمد از او پرسیدم چه اتفاقی افتاده گفت: زهرا مرد. من که در آن لحظه آن زهرای معروف را فراموش کرده بودم با تعجب پرسیدم زهرا ؟ گفت زهرا و تازه انگار از خواب طولانی بیدار شده و هنوز گیج بودم آخرین بار ملاقات و چشمان اشکبارش را به خاطر آوردم گفتم آخ برای چه؟ گفت گویا سرطان داشته من دقیقا” نمی دانم، گفتم از کجا فهمیدی ؟ گفت یکی از آشنایان گفته که زنی با مشخصات او مرده و می خواهند ۳ تا بچه هایش را به بهزیستی بدهند اما بهزیستی قبول نکرده و حالا کلی کار اداری دارد و فعلا” یکی از بازاریان آنها را به خانه اش برده تا وقتی کسی از اقوامشان پیدا شود…..

نمی دانم چه شد انگار کسی از طرف من حرف میزد با صدایی که برای خودم هم آشنا نبود گفتم ما بچه ها را بگیریم ما بچه هارا بزرگ کنیم آنها گناهی ندارند و بغضم ترکید و قتی چهره معصوم دخترها را به خاطر می آورم بیشتر اصرار و بدون لحظه ای مکث حرفم را می کردم

احمد که از عکس العمل من بهت زده شده بود گفت می دانی بزرگ کردن ۳ بچه ای که بچه های خودت نیستند یعنی چه؟ می دانی چقدر سخت است؟ تو هنوز ۲۲ سال داری چطور می توانی ۳ دختر بچه ای که هیچ شناختی از آنها نداری بزرگ کنی؟

اما من دیگر حرف های او را گوش نمی کردم به او گفتم من برای آخرین بار در زندگی ام تقاضایی از تو دارم که اگر انجام ندهی هرگز نمی بخشمت.

خلاصه کارهای قانونی بچه های در مدت کوتاهی انجام شد و مادربزرگ آنها که تنها قیم شان محسوب می شد و در یکی از روستا های شمال زندگی می کرد حضانت آنها را به ما سپرد. حالا نغمه کوچولو ۲۲ ساله و دانشجوی معماری دانشگاه تهران است و دو دختر بزرگترم هم دانشگاه را به پایان رسانده، یکی از آنها ازدواج کرده و حامله است و دیگری با پدرش کار می کند و در حقیقت حسابدار شرکت پدرش است.

خلاصه داستان زندگی ام را برایتان تعریف کردم تا بدانید سرپرستی کودکان زیباترین کاری است که چهره ای درخشان و غیر قابل وصف به زندگی شما می دهد. از آن و قوانین دست و پاگیرش نترسید.

آذر
۳
۱۳۹۳
به سکوت در قبال خشونت علیه زنان پایان دهید
آذر ۳ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

BW-13-orangeurworld

ویدا بالیخانی – روزنامه نگار

برای اولین باردر سال ۲۰۱۲ کمپین دبیرکل سازمان ملل متحد در رابطه با پایان دادن به خشونت علیه زنان که توسط نهاد زنان ملل متحد، برنامه ریزی شد، بیست و پنجم هر ماه را “روز نارنجی” یعنی روز اقدام برای ارتقای آگاهی و پیشگیری از خشونت علیه زنان و دختران نام‌گذاری کرد.

موضوع کلی روز نارنجی در سال ۲۰۱۳عبارت بود از: “فضاهای امن برای زنان و دختران” که توصیه‌های سند نهایی پنجاه و هفتمین اجلاس کمیسیون مقام زن را مدنظر قرار داد. همچنین سال گذشته، از ۲۵نوامبر – روز بین‌المللی حذف خشونت علیه زنان تا ۱۰دسامبر، روز حقوق بشر؛ کمپین با این شعار خواستار اقدامی ‌جهانی شد:”جهان خود را در ۱۶روز نارنجی کنید” بیش از ۷۶میلیون نفر در بیش از ۵۰کشور جهان و از طریق وسایل ارتباط جمعی، از آن اطلاع یافتند.

طی این ۱۶روز اقدامات مختلفی از سوی فعالان مقابله با خشونت علیه زنان، سازمان‌ها و فعالان محلی و بین‌المللی انجام گرفت که برخی از مهم‌ترین آنها عبارت بودند از: جلسات بحث و بررسی، برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، برپایی کنسرت و جشنواره‌های فیلم که با مشارکت دولت‌ها، رسانه‌ها، سازمان‌های مدنی و ارکان سازمان ملل متحد؛ برای ارتقای آگاهی در سطح عموم برگزار شد.

روز نارنجی مسائلی از قبیل: مدارس امن، مکان های کار امن و امنیت زنان و دختران در فضاهای مجازی را شامل می شود.عواقب ناشی از خشونت های جنسی میلیون ها زن و دختر را در جهان تحت تاثیر خود قرار داده است.

امروزدوشنبه ۲۴ نوامبر برابر با چهارم آذرماه،  دبیرکل سازمان ملل متحد در پیامی به مناسبت فرارسیدن روز جهانی امحای خشونت علیه زنان، بر شکستن سکوت در قبال خشونت علیه زنان تاکید کرد.

به گزارش ایرنا از مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد، در متن پیام «بان کی مون» آمده است: خشونت مبتنی بر جنسیت و روابط جنسی، شدیدترین گونه نابرابری نظام مند و جهانی است که به وسیله زنان و دختران تجربه می شود، این نوع خشونت هیچ مرز جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی نمی شناسد.

«در سراسر جهان از هر سه زن، یک نفر در مقطعی از زندگی از طریق خشونت فیزیکی یا جنسی از تجاوز و خشونت خانگی گرفته تا آزار در محل کار و تهدید در فضای اینترنت رنج می برد.»

دبیرکل سازمان ملل متحد تصریح می کند: تنها در سال جاری، بیش از ۲۰۰ دختر در نیجریه ربوده شده اند؛ ما شاهد اعترافات واضح زنان عراقی در باره تجاوز و بردگی جنسی در طی درگیری بوده ایم؛ دو دختر مدرسه ای هندی مورد تجاوز قرار گرفته، کشته شده و از درخت آویزان شدند و در ایالات متحده آمریکا موارد خبرساز خشونت جنسی در تیم های ورزشی و پردیس های دانشگاهی وجود داشته است.

بان کی مون در این پیام می افزاید: زنان و دختران در تمامی کشور ها و محله ها خشونت را تجربه می کنند، اما این جرایم غالبا گزارش نشده و مخفی می مانند. ما باید به این سکوت خاتمه دهیم، به همین دلیل است که روز جهانی امحای خشونت علیه زنان امسال بر تلاش های بنیادی برای افزایش آگاهی به نام «محله خود را نارنجی کنید» متمرکز است.

در ادامه پیام دبیرکل سازمان ملل آمده است: در اطراف سازمان ملل متحد در نیویورک، ساختمان دبیرخانه و ساختمان امپایر استیت همه با رنگ نارنجی روشن می شوند و به همین منظور بسیاری مراسم دیگر در سراسر جهان و رسانه های اجتماعی برنامه ریزی شده است.

«هر فرد مسئولیتی برای جلوگیری و خاتمه خشونت علیه زنان و دختران دارد که با به چالش کشیدن فرهنگ تبعیض آمیزی آغاز می شود که اجازه می دهد خشونت علیه زنان و دختران ادامه یابد. ما باید کلیشه ها و شیوه برخورد منفی جنسیتی را نابود کنیم، قوانین برای جلوگیری و خاتمه تبعیض و استثمار معرفی کرده و به اجرا در آوریم و قیام کنیم بر علیه سوء رفتار درهرجا که آن را مشاهد می کنیم.

بان کی مون می افزاید: ما باید همه اقدامات خشونت آمیز را محکوم، برابری را در محل زندگی کاری و خانه برقرار نماییم و تجربه روزانه زنان و دختران را متحول کنیم.

زمانی تصور می شد استیفای حقوق زنان تنها مربوط به خود آنان است، اما امروزه مردان و پسران بیشتر و بیشتری شرکای واقعی در مبارزه برای توانمند سازی زنان می شوند.

«دو ماه قبل، اینجانب نهضت مردان برای زنان که جنبش همبستگی جهانی برای برابری جنسیتی است که نیمی از بشریت را برای حمایت از نیمی دیگر به میدان می آورد به جهت منفعت همگان معرفی کردم. همه ما نقشی برای ایفا کردن داریم و اینجانب شما را ترغیب به ایفای نقش خود می کنم. اگر ما با هم در خانه، جوامع، کشورها و صحنه بین المللی متحد شویم، می توانیم تبعیض و بی کیفرمانی را دگرگون کرده و افکار و سنت هایی را متوقف کنیم که خشونت ننگین جهانی علیه زنان و دختران را تشویق، انکار و تحمل می کنند.

 به گزارش ایرنا، شهیندخت مولا وردی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری نیز در بیانیه ای به مناسبت چهارم آذر ماه روز جهانی نفی خشونت علیه زنان اعلام کرد: محو خشونت علیه زنان و تامین امنیت آنها می تواند با عزمی ملی، آرمانی دور از دسترس نباشد، هر چند برای رسیدن به مقصد مطلوب می بایست، گام هایی محکم تر و موثرتری برداشته شود.

در این بیانیه تصریح شده است: توسعه روزافزون فن آوری های ارتباطی و تخصصی نیز بیش از آنکه به کار محدودسازی خشونت علیه زنان بیاید، به تعدد و تنوع آزارها و ارعاب های موجود در محیط های عمومی و خصوصی، حقیقی و مجازی، کاری و خانگی افزوده و طیف وسیعی از خشونت های مبتنی بر جنسیت را موجب شده است.

«این خشونت ها در سه حوزه خانواده، جامعه و حکومت به زنان وارد و به آسیب و آزار جسمی، جنسی، روانی و حتی مالی منجر می شوند و شرافت و شخصیت زنان را خدشه دار می سازند.»

معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری می افزاید: از این گذشته، خشونتی که علیه زنان اعمال می شود، خشونتی روزمره و اغلب خاموش است که زنان بسیاری را به خود مبتلا می کند؛ خشونتی که نه فقط با ضرب و شتم و تهدید و تحقیر که با نگاهی نابجا و کلامی نامناسب می تواند بر جان و روان زنان بنشیند و اراده و انگیزه آنان را محدود و مقهور سازد.

«خشونتی که اغلب نیز از سوی آشنایان و خویشاندانی که نزدیک ترین کسانِ زنان هستند، بر پایه فهمی نادرست از آموزه های سنت و فرهنگ و مذهب صورت می گیرد و سایه سنگین آن از کودکی تا جوانی و سالخوردگی بر زندگی زنان سایه می افکند. خشونتی که به واسطه تکرار و تداوم، گاه به رفتاری بدیهی و طبیعی در مناسبات خانوادگی و اجتماعی بدل می شود و بسیاری از مصادیق آن شناسایی نمی شوند.» این بیانیه تصریح می کند: خشونتی که عمدتاً محرمانه و گزارش نشده باقی می ماند و حتی به حیطه آمارها و ارقام و اطلاعاتی که آگاهی از آنها، لازمه تصمیم سازی و سیاست گذاری برای مقابله با این خشونت هاست، وارد نمی شود و همین وضعیت، برنامه ریزی برای مبارزه با خشونت علیه زنان را دشوارتر و پیچیده تر از دیگر انواع خشونت می سازد.

به گزارش شبکه خبر، سال گذشته در چنین روزی کارشناسان سازمان ملل در روز جهانی مقابله با خشونت علیه زنان اعلام کردند که در زمان حاضر بیش از ۶۰۳میلیون نفر از زنان دنیا در کشورهایی زندگی می کنند که خشونت علیه زن جرم محسوب نمی شود.

بر اساس گزارش برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) سالانه بیش از ۲میلیون زن در سرتاسر جهان مجبور یا به تن فروشی می شوند یا به سمت فحشا سوق داده می شوند که این کار عمدتا از کانال گروه های مافیایی تجارت انسان و به صورت سازمان یافته صورت می گیرد.

همچنین بر اساس این گزارش ۶۰درصد از زنان جهان در طول عمر خود شاهد خشونت های فیزیکی یا جنسی بوده اند.

از سال ۱۹۸۱روز ۲۵نوامبر از سوی سازمان ملل به عنوان روز جهانی منع خشونت علیه زنان انتخاب شده است.

 این گزارش می افزاید هنوز در ۳۵کشور جهان تجاوز به زنان جرم محسوب نمی شود و بیش از ۶۰۳میلیون زن در کشورهایی زندگی می کنند که خشونت های خانوادگی علیه زنان در آن کشورها جرم محسوب نمی شود.

نتیجه گیری:

آنچه که مسلم است صرف نظر از اتحاد بین المللی برای محو خشونت علیه زنان، شاید بهتر باشد سازمان ملل کشور ها را ملزم به اضافه نمودن مفادی به قوانین خود کند که خشونت علیه زنان حتی در محیط خانه را جرم محسوب کرده و ضمانت اجرای قویی را نیز برای آن در نظر گیرند. چنانچه که دیده می شود در بسیاری از کشورها خشونت علیه زنان جرم تلقی نشده و موانع قانونی موجب می شوند زنانی که با خشونت مواجه هستند از حق خود برای پیگیری و شکایت صرف نظر کنند. کشورها باید موظف شوند این موانع را بر داشته و از زنان خشونت دیده حمایت های قانونی کافی داشته باشند.

مهر
۴
۱۳۹۳
مرز تنبیه و خشونت برای کودکان
مهر ۴ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

Mark Kirchner

عکس: Mark Kirchner

 ویدا بالیخانی- روزنامه نگار

متاسفانه بسیاری از والدین برای تربیت کودکانشان خشونت بکار برده و آنرا تنبیه تلقی می کنند. این در حالی است که این تنبیهات شدید خشونت محسوب شده وصرف نظر از آسیب های جسمی ، آثار روانی بلند مدتی در کودکان بر جای می گذارد تا جایی که بعضا” دیده شده خشونت های بکار برده شده آینده این کودکان را مختل کرده و درک نادرستی از افرادی که با آنها در ارتباط هستند به آنها می دهد. در همین رابطه با خانم شهرزاد پور عبدالله روان درمانگر و مشاور خانواده در اینباره معتقدند مکن است تنها از سوی والدین بر کودکان خشونت اعمال نشود و گاها” دیده شده کودکان بوسیله خواهر و بردارهای بزرگتر خود مورد خشونت قرار گرفته اند.

 آیا تا به حال تعریف روشنی از خشونت خانگی ارائه داده شده است؟ در صورتی که پاسخ شما مثبت است تعریف آنرا با ذکر خصوصیاتش بیان کنید؟

بله، اعمال انواع مختلف خشونت مانند: خشونت جسمی ،خشونت جنسی، خشونت روحی ـ روانی و بدرفتاری در محیط خانه بین افرادی که با هم رابطه نزدیک و عاطفی  دارند را خشونت خانوادگی تعریف می کنند. در رابطه با کودکان سهل انگاری و بی توجهی به نیازهای آنان هم نوعی خشونت محسوب می شود. این خشونت می تواند بین والدین باشد و یا از سوی یکی یا هر دوی آنها به یکی و یا همه فرزندانشان اعمال شود. در مواردی هم خشونت خانگی می تواند ازطریق یکی از بچه‌ها به خواهر و یا برادرش اعمال شود. بدرفتاری، سهل انگاری و غفلت نسبت به افراد مسنی مانند: پدر بزرگ و مادر بزرگ و یکی از بزرگسال های خانواده که به دلیل نیاز مالی و یا ناتوانی جسمی در زیر سقف خانواده زندگی می کنند نیز خشونت خانگی محسوب می شود.

ما می دانیم برخی مواقع والدین برای تربیت کردن کودکانشان آنها را تنبیه می کنند و ممکن است ناخواسته و ناآگاهانه برخی تنبیهات خشونت محسوب شوند در صورت امکان بفرمایید چه نوع تنبیهاتی خشونت محسوب می شوند؟

 متاسفانه مرز تنبیه وخشونت بسیار باریک است. همانطور که گفتید بسیاری از والدین بدون آگاهی از این مرز و بدون قصد و غرضی کودکانشان را مورد خشونت قرار می دهند. هر تنبیهی خشونت نیست، ولی باید دید درک ما از تنبیه چیست؟ تنبیه و تشویق دو قطب لازم و ضروری تربیت محسوب می شوند. آنچه که خطرناک است و موجب آسیب رساندن به کودک می شود درک نادرستی است که اکثر والدین از تنبیه دارند. چیزی که روشن است این است که این تنبیه به هیچ وجه نمی تواند و نباید جسمی، روحی ـ روانی و غفلت و سهل انگاری به نیازهای کودک باشد. مهمتر اینکه باید به کودک توضیح داد برای چه کاری تنبیه می شود، در واقع تنبیه باید با گفتگو همراه باشد.  نوع و زمان تنبیه هم باید متناسب با سن کودک باشد. مثلا” کودکی اسباب بازی برادر و یا خواهرش راعمدا” می شکند، می شود به او گفت به خاطر کار بدی که مرتکب شدی باید به مدت مثلا” ۵دقیقه روی این مبل بنشینی و اجازه نداری بازی کنی. بعد از پنج یا ده دقیقه از او می خواهید که بابت کاری که کرده است از برادر و یا خواهرش معذرت بخواهد و قول بدهد دیگر چنین کاری را نکند. و تها بعد از معذرت خواهی است که می تواند به بازی ادامه بدهد. کودکی به جای رنگ کردن کتاب نقاشی روی میز یا مبل یا دیوار نقاشی کرده حق استفاده از ماژیک هایش را در آن روز از او سلب می کنید و به او توضیح می دهید که این به خاطر این است که در جایی که قرار نبوده خط کشیده است و به همین دلیل اجازه نقاشی را برای مدتی که برایش در نظر گرفته اید ندارد. مثلا زندانی کردن کودک در محیطی بسته کاری است که برخی از پدر و مادرها به غلط به عنوان روشی برای تنبیه از آن استفاده می کنند و با اعمال چنین تنبیهی حس وحشت زیادی به کودک می دهند. خاطره بدی که خیلی ها از کودکی دارند به عنوان مثال تهدید مادر خانواده به ترک خانه بوده است:”چون دختر و یا پسر بدی هستی، مامان می ره و تو دیگه مادر نداری“. کاری که موجب ایجاد حس ناامنی شدید در کودک میشود و او را وحشت زده می کند.

 تاثیرخشونت بر کودکان در بزرگ سالی و در زندگی اجتماعی آنان به چه صورت است؟

 وقتی از تاثیر خشونت حرف می زنیم باید بدانیم در مورد کدام نوع آن صحبت می کنیم. خشونت مستقیم یا غیر مستقیم. خیلی ها در کودکی شاهد این نوع از خشونت غیر مستقیم بین دیگران هستند. گاهی کودک مستقیما” مورد خشونت واقع نمی شود و شاهد خشونت والدین و یا والدین با خواهر یا برادرش است. تاثیر خشونت بر کودک به عوامل متعددی از جمله ماهیت و نوع خشونت بستگی دارد. اینکه یک بار اتفاق افتاده باشد یا کودک به طور مداوم آنرا تجربه کرده باشد. دوره سنی و مرحله رشدی که کودک در آن قرار دارد و امکاناتی که در محیط خانواده در اختیارش است، مثل برخورداری از حمایت افراد دیگر خانواده، از جمله عوامل مؤثر در این زمینه محسوب می شوند.

 میزان تماس کودک با خشونت و رابطه اش با فرد و یا افرادی که دست به اعمال خشونت در مورد او و یا دیگران می زنند یا مورد خشونت واقع می شوند هم از جمله عوامل مهم در میزان تأثیر‌پذیری کودک از خشونت است.

 تجربه غیر مستقیم خشونت و تنها شاهد آن بودن گاهی موجب بروز رفتارهای خشن درکودکی، نوجوانی و در سنین بزرگ سالی می شود. با استناد به تئوری فراگیری رفتارهای اجتماعی، حاصل تحقیقات روانشناسی به نام آلبرت باندورا، کودکان از طریق مشاهده و تقلید، مدل های متفاوت رفتاری را یاد می‌گیرند و آنرا بروز می دهند. هر چه رابطه بین افراد نزدیکتر باشد، احتمال و میزان الگوبرداری بیشترخواهد بود. به عبارتی دیگر هر چه وابستگی ما به یک نفر بیشتر باشد تمایل ما به تقلید رفتارش بیشتر خواهد بود. اگر اعمال خشونت توسط والدین کودک، مثلاً پدرش صورت بگیرد، احتمال بروز رفتار خشن از سوی کودک بسیار بالاتر خواهد بود.

 اگر بخواهیم ازتاثیر انواع مستقیم آن بگوییم من ترجیح می دهم با تاثیر خشونت کلامی شروع کنم. متاسفانه رایج ترین نوع خشونت خانگی نسبت به کودکان خشونت روحی ـ روانی است که  بیش از خشونت جسمی آسیب می رساند. خشونت کلامی، تمسخر، تحقیر، مورد شماتت قرار دادن کودک، انتظارات غیر منطقی و نامتناسب با سنش از او داشتن، او را مدام با خواهر و یا بردارانش و یا با کودکان دیگر مقایسه کردن، توانایی هایش را نادیده گرفتن و انگشت بر ناتوانی هایش گذاشتن، نادیده گرفتن نیازها و نظراتش و همه و همه موارد مشابه او را از نظر روحی آسیب پذیر می کند و رشد عاطفی او را دچار اختلال می کند. زندگی در چنین شرایطی و در ارتباط بودن با افرادی که نه تنها شرایط رشد اورا فراهم نمی کنند بلکه مانع رشد روحی ـ روانی او می شوند بر تصویری که او بعد ها از خود خواهد داشت تاثیر منفی گذاشته و از او انسانی با عزت نفس پایین می سازد که نیازهایش مناسبتی با سن او نخواهند داشت. نیازهایی که روابطه عاطفی او را تحت تاثیر قرار خواهند داد و برقراری یک رابطه سالم عاطفی را دچار مشکل خواهند کرد.

 بی تردید برخورداری از عزت نفس پایین بر روابط عاطفی کودک در سنین بزرگ سالی تاثیر گذار خواهد بود. به عنوان مثال بروز رفتارهای خشن یک نمونه آن است که، می تواند نشانه ضعف فرد در تفهیم منظورش باشد، قادر نبودن به گذاشتن حد و حدود  در روابط یا ناتوانی در نه گفتن هم از عزت نفس پایین ناشی می شود و همه اینها منجر به بروز رفتارهای ناهنجار و غیر مترقبه می شود. بروز رفتار خشن همچنان می تواند تنها الگوی رفتاری که او از کودکی با خود یدک می کشد باشد. گاهی اوقات آدم ها ممکن است به طور ناخوداگاه از آنجایی که همیشه در روابطشان یا کتک خورده اند، یا تحقیر شده اند و یا نادیده گرفته شده اند، با طرف رابطه خودشان چنان رفتار کنند تا پاسخ های مشابه بگیرند چرا که تنها در این شکل است که خود را در رابطه با دیگری احساس می کنند.

گوشه گیری، ترس، عدم موفقیت تحصیلی یا شغلی یا عاطفی، حس تنهایی، افسردگی، اضطراب و ترس های غیر منطقی، احساس گناه، شرم ومهم تر از همه ناتوانی در برخورد با مشکلات، بر زندگی اجتماعی و میزان رضایت فرد از خودش تاثیر گذار خواهند بود.

خشونت جنسی، پنهان ترین نوع خشونت است. کودکان زیادی قربانی این نوع از خشونت هستند ولی متاسفانه به دلیل پنهان ماندن این فرم از خشونت هیچ آماری از آنان در دسترس نیست. آسیب های روحی و روانی این نوع از خشونت بسیار بیشتر از انواع دیگر است. نتیجه ایی که کودک از تجربه آزار جنسی می گیرد این است که به بزرگترها و در واقع به دنیا نمی توان اعتماد کرد و همین باور می تواند به تنهایی روابط اجتماعی و عاطفی وی را به دلیل بدبینی و سوءظنی که به دیگران دارد خدشه دار کند. علاوه بر موارد فوق، اختلالات جنسی که ممکن است عدم توانایی و ترس در برقراری یک رابطه سالم جنسی باشد و یا برعکس بروز رفتارهای کنترل نشده و خطرناک جنسی هم از تبعات تجربه این نوع خشونت محسوب می شوند.

به چه صورت می توان از خشونت های بکار رفته شده در مورد کودکان اطلاع پیدا کرد اگر این خشونت ها آثار فیزیکی بر جای نگذاشته باشند؟

باز هم بسته به نوع خشونت بروز نشانه هایی در رفتار کودک می تواند حاکی از عدم بر خورداری او از یک محیط خانوادگی سالم با روابط متعادل باشد. به عنوان مثال تغییر ناگهانی در رفتار بچه مانند بروز یک سری از ترس‌ها، بی اشتهایی، پرخوری، گوشه گیری، پرخاشگری، شب ادراری، مخفی کاری، افت تحصیلی، بی انگیزه شدن و مواردی از این دست، علایمی هستند که می توانند نتیجه تجربه خشونت باشند.

متاسفانه بسیار دیده شده در مورد کودکان مخصوصا دختران خشونت های جنسی از طرف اطرافیان به کار برده شده چگونه می توان به آنها با توجه به سن کمشان این آگاهی را داد که در صورت مواجهه با این مشکل بزرگترها را در جریان بگذارند؟

 تنها راه پیشگیری از بروز چنین مسایلی در زندگی یک کودک که زندگی عاطفی و جنسی  او را بدون شک دچار اختلال می کند آموزش جنسی است. باید از خانواده و در واقع با مادران شروع کرد. به آنان آموخت چطور با بچه هایشان در مورد بدنشان صحبت کنند. به سوال هایی که از سر کنجکاوی جنسی می کنند چگونه به موقع و مناسب با سن کودک پاسخ دهند. اگر کودک مرز بایدها و نباید ها را در رابطه دیگران با خودش بداند، اگر به او یاد داده شود که بدنش متعلق به اوست و هیچکس حق ندارد با بدن او کاری بکند که او دوست ندارد، جلوی خیلی از جنایات جنسی گرفته می شود. البته این امر هم به خودی خود کافی نیست. نوع رابطه والدین به خصوص مادر با کودک میتواند تعیین کننده باشد. اولین شرط، احساس راحتی در بیان احساسات، مسایل و مشکلات بدون ترس از تنبیه و قضاوت است. شرط دوم این است که کودک بداند که باور می شود و حرفش جدی گرفته می شود. عامل اصلی سکوت قربانیان، حفظ آبروی خانوادگی و قضاوت مردم است، امری که متاسفانه عده زیادی را مجبور به سکوت کرده است. بعضی از آنها هم که موقعیتش را یافته اند برای اولین بار در پشت درهای بسته اتاق های مشاوره از تجربه تلخ شان سخن گفته اند.

 تا چه حد والدین و تا چه حد مدارس در جلب اعتماد کودکان برای اطلاع رسانی در مورد خشونت هایی که با آن مواجه هستند موثرند و چگونه می توان اعتماد کودکان را در مورد آن جلب کرد؟

 از آنجایی که اولین تجربیات کودک با دیگران در محیط خانواده شکل می گرد باید از خانواده و پیش از رفتن کودک به کودکستان یا مدرسه شروع کرد، چرا که مدرسه نمی تواند جایگزین نقش تعیین کننده والدین در تربیت کودکان باشد. آموزش جنسی حتی در کشورهای پیشرفته در سال اول دبستان صورت نمی گیرد و نباید به امید آن ماند، اگر چه که آن هم به جای خود مهم است و باید جزئی از سیستم آموزشی باشد. ارائه مجموعه ای از اطلاعات به صورت گروهی در مدارس ممکن است موجب شود خیلی از سوال ها که در ذهن کودک و نوجوان وجود دارد مطرح نگردد. در این صورت او احتمالا” سعی می کند از طرق غیر مستقیم و مثلا” با مراجعه به سایت های اینترنتی پاسخ را پیدا کند. متاسفانه در اغلب موارد اطلاعاتی که این سایت ها در اختیار می گذارند مناسب سن نوجوانان نیستند و ممکن است آنها با مطالعه شان تصور نادرستی از مسایل جنسی پیدا کنند.

شهریور
۳
۱۳۹۳
برای آخرین بار می بخشمت
شهریور ۳ ۱۳۹۳
تجربه ها و خاطره ها
۲
, , , ,
image_pdfimage_print

My name's axel

عکس: My name’s axel

 ویدا بالیخانی – روزنامه نگار 

چند وقتی بود که دنبال کار می گشتم، به هر دری می زدم بی فایده بود، یاد حرف یکی از هم کلاسی های دوره فوق لیسانسم افتادم که همیشه می گفت تنها بند ” پ” ( پول و پارتی) همه مشکلات رو حل می کنه اگه بند پ نداری بمون تا علف زیر پات سبز بشه

خلاصه یک روز تصادفا” یکی از استادامو تو راهرو دانشگاه دیدم، بعد از حال و احوال پرسی کوتاهی ازم پرسید کار پیدا کردی منم با حالتی مایوسانه و تا حدودی خجالت زده گفتم نه ، گفت: عجب مملکتی معماری مثل تو چرا نباید کار پیدا کنه ؟ بعد در کیفشو باز کرد و یک بیزنس کارت در آورد و روش یه شماره تلفن و اسم نوشت گفت با این شماره تماس بگیر بگو من معرفیت کردم شماره خودم هم رویه کارته هر سوالی داشتن بگو با من تماس بگیرن همین امروز باهاشون تماس بگیر

من که انگار برام معجزه شده بود از خوشحالی رو پاهام بند نمیشدم ازش خیلی تشکر کردم و گفتم خیلی ازتون ممنونم استاد و واقعا” مستاصل شده بودم ، گفت نه نگران نباش اینها به من خیلی مدیونن و حتما” کارتو درست می کنن از استادم خداحافظی کردم و در حالی که تو دلم خدا رو شکر می کردم وارد حیاط دانشگاه شدم و بدون معطلی با شماره ای که استادم داده بود تماس گرفتم.

خانمی که احتمال دادم منشی باشه گوشی رو برداشت و خیلی مودبانه پرسید با کی کار دارم منم اسمی که روی کارت بود رو گفتم و ادامه دادم که استاد … منو معرفی کرده ، خانم منشی سریعا” چاق سلامتی مفصلی کرد و گفت گوشی خدمتتون وصل کنم.

بعد با آقایی که احتمال دادم آقای …. باشه صحبت کردم و گفتم که استاد… شماره شو داده چون من دنبال کار می گردم و فوق لیسانس معماری هستم و سابقه کار ندارم اما حدود ۶ ماه تو یه شرکت کار آموز بودم.

به همین صورت بود که تو شرکت همسرم مشغول به کار شدم، بله بعد از دو سال کار وقتی تصمیم گرفتم که ازاون شرکت برم پسر صاحب شرکت ازم خواستگاری کرد و بعد از مدت کوتاهی نامزدی ازدواج کردیم ، دو سال بعد هم صاحب اولین فرزندم که یک دختر شیرین و زیبا است شدیم.

اما دوران شیرین زندگی من و فرزندم دو تایی سپری می شد و همسرم به بهانه های مختلف به مسافرت می رفت خب از اونجایی که اولین کسی که متوجه تغییر رفتار همسرش به دلیل ورود زن دیگه ای تو زندگیش میشه همسرشه منم خیلی زود به این نتیجه رسیدم که شوهرم با زن دیگه ای رابطه داره که دست بر قضا یک روز که با عجله خونه رو ترک کرد و فراموش کرد فیس بوکشو ببنده دیدم حدسم درسته و مدتهاست که با زن دیگه ای که اون هم متاهله رابطه داره.

هر چقدر بیشتر پیام هاشو می خوندم بیشتر ازش متنفر می شدم مخصوصا” وقتی دیدم درست روزی که تولد دخترم بوده اون گفته کار مهمی داره و باید برای بستن یک قرارداد پر سود به ماموریت بره با اون خانم در یکی از هتل های گران قیمت اطاق رزرو کرده بود.

همه پیامها رو ذخیره کرده و ازشون پرینت گرفتم اما از شدت عصبانیت گیج شده بودم و نمیدونستم باید چیکار کنم بالاخره با خواهرهام تماس گرفتم و همه فایلها رو براشون ایمیل کردم و برای پدر و مادر همسر هم فرستادم بعد با دوستم که وکیل خانواده است تماس گرفتم و داستان رو گفتم گفت من یک وکیل حرفه ای می شناسم که می تونه اطلاعات کامل دوست دختر شوهرتو بدست بیاره.

با اون وکیل تماس گرفتم و برای هفته بعد به من وقت داد وقتی به خودم اومدم دیدم شب شده و تمام این کارها رو طی چند ساعت انجام دادم از شدت ناراحتی و خستگی رفتم بخوابم اما فکر دیگه ای به مغزم رسید درو قفل کردم و کلیدو روش گذاشتم تا نتونه شب که میاد درو باز کنه.

دخترمو بردم تو اتاقش و خوابوندم بعد خودم خوابیدم نمیدونم چقدر گذشت که تلفنم زنگ زد گوشی رو برداشتم شوهرم بود گفت مثل اینکه اشتباهی یادت رفته کلید رو از روی در برداری من پشت در موندم گفتم نه اشتباهی نبوده و بهتره بری پیش …. ( اسم زنی که باهاش رابطه داشت بردم) چند لحظه ای سکوت کرد و بعد که انگار خودشو جمع جور کنه گفت کابوس دیدی این حرفا چیه می زنی پاشو بیا درو باز کن خیلی خسته ام.

گفتم زحمت نکش لازم نیست فیلم بازی کنی من همه چی رو میدونم حتی جزئیاتو پس برو همون جا که بودی و گوشی رو قطع کردم.

دیگه زنگ نزد چند روزی گذشت و حتی با دخترم هم تماس نگرفت اما مادرش تماس گرفت و گفت جریان چیه؟ منم همه چی رو براش تعریف کردم گفت: تو اگه زن خوبی بودی اون سراغ کس دیگه ای نمی رفت بهتره بری اشکال تو خودت پیدا کنی بعد هم گفت با فرستادن این ایمیلها آبروی پسرمو نبر و ارتباط قطع شد.

البته من که انتظار نداشتم مادرش از من دفاع کنه و بگه دستت درد نکنه ، بعد از چند ساعت پدرش زنگ زد و باز جریان رو براش تعریف کردم ، پدرش گفت دخترم اون لیاقت تو رو نداره اگه داشت همچی کاری نمی کرد تو زنی هستی که همه دوستاش بهش می گن خوش شانس ترین آدم رو زمین بوده که زن نجیب و خانمی مثل تو گیرش اومده …. گفتم شما جای من بودین چیکار می کردین گفت منم می نداختمش بیرون حالا اجازه بده من باهاش صحبت کنم گفتم من وکیل گرفتم و نمی خوام به این زندگی ادامه بدم گفت حالا عصبانی هستی و کمی صبر کن و اگر به من اعتماد داری به من بسپر.

گفتم باشه و احترام شما واجبه، چهارمین روز هم به همین منوال گذشت صبح روز پنجم خودش تماس گرفت و گفت می خواد حرف بزنیم منم گفتم هیچ حرفی نمونده من همه چی رو دیدیم گفت باید توضیح بدم به خدا اشتباه می کنی …. و وقتی داشت حرفشو ادامه می داد من گوشی رو گذاشتم.

به مدیر مدرسه دخترم سپرده بودم که بچه رو فقط به من یا پدر بزرگش بده، روز ششم وقتی رفتم بچه رو از مدرسه بیارم دیدم که با پدرش رفته فورا” بهش زنگ زدم و گفتم هر چه زودتر بچه رو بیار خونه گفت داره بازی می کنه گفتم به من ربطی نداره سریعا” بچه رو بیار ، گفت باشه الان میارم.

بچه رو آورد با دخترم دعوای مفصلی کردم که چرا بدون اجازه من رفته اونم که اصلا” متوجه نمی شد منظورم چیه و اون که با پدرش رفته بود تنها با چشم هایی گرد شده از تعجب و اشک آلود بهم زل زده بود.

برای اینکه تنبیهش کنم گفتم امسال خبری از جشن تولد نیست و همین الان هم میری مسواک میزنی و می خوابی، یه هو بغضش ترکید و هق هق کنان راه افتاد که بره من که بغضم ترکید به سرعت بازوشو گرفتم و بغلش کردم و اینقدر محکم که ترسیدم به دنده هاش آسیب زده باشم حسابی بوسش کردم و تمام تلاشمو کردم از دلش در بیارم اونم از اونجایی که دختر باهوشیه از این فرصت حداکثر استفاده رو کرد تمام کارهایی که اجازه نداشت بکنه از من قول گرفت که اجازه بدم انجام بده خب منم حقم بود و نباید عقده هامو سر بچه کوچیک و معصومی مثل اون خالی می کردم.

روز ملاقات با وکیلم رسید اما تا حدودی شل شده بودم و دلم نمی خواست برم ما باید می رفتم و خواهرها و دوستم اصرار داشتن که حتما” برم، رفتم و جریان رو برای وکیل با تمام جزئیات تعریف کردم وکیلم گفت اجازه بده من مدارکتو بررسی کنم و به شما خبر بدم هنوز مدت زیادی نگذشته بود که تماس گرفت و وکیلم بود که گفت این خانم متاهل بوده و اگر شکایت کنم پرونده سنگینی برای هر دو اونها تشکیل میشه و اگر پی به نوع ارتباط اونها ببرن احتمال اعدام و … وجود داره با شنیدن حرفهای وکیلم پاهام بی حس شده بود و فکر نمی کردم قضیه تا این حد وخیم بشه برای همین از اون خواستم دیگه پیگیری نکنه و همین جا قضیه برای من مختومه شد.

اومدم خونه و با خودم فکر می کردم باید چیکار کنم که خودش زنگ زد و دوباره گفت باید با هم صحبت کنیم منم قبول کردم اومد خونه و منم که قبل از اومدنش بچه رو فرستاده بودم خونه خواهرم راحت حرفامو باهاش زدم و گفتم چون نمی خواستم زندگیشون به خطر بیافته عقب نشینی کردم اما این به معنی این نیست همه چی حل شده و باید طلاق بگیریم.

اسم طلاق که اومد شروع به التماس کرد و گفت من بدون تو نمیتونم زندگی کنم و بچه چی میشه من گفتم من بچه رو می گیرم و اگر قبول نکنی پرونده رو پیگیری می کنم و اهمیتی نمیدم هر بلایی سر خودش و اون زن میاد.

گریه و التماس هاش کارگر افتاد و منم گفتم برای آخرین بار می بخشمت.

مرداد
۲۷
۱۳۹۳
آیا سقط جنین جنایت است؟
مرداد ۲۷ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

3377899078_d02ce06bb2_z

عکس: Bethany Brown

ویدا بالیخانی – روزنامه نگار

مقدمه:

سقط جنین چیست؟ و چرا قانون و مذهب این حق زن بر بدن خود را سلب کرده است؟ چرا نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای توسعه یافته جهان این حق به صورت چالشی بحث برانگیز در آمده و هنوز قانونگذاران با احتیاط آن را مورد بررسی قرار می دهند؟ چرا کمپین های ضد سقط جنین در بسیاری از کشورها بوجود آمده و حتی پزشکانی که عمل سقط جنین را انجام می دهند به قتل می رسند؟ آیا سقط جنین یک جنایت است؟

اینها سوالاتی است که با مطالعه قوانین به ذهن هرکسی ممکن است خطور کند اما آنچه مسلم است اختلاف نظر میان حقوقدانان و قانونگذاران و متخصصان علم پزشکی، کماکان از عوامل تغییر قانون در این مورد بخصوص بوده و زنان بسیاری در تلاطم این چالش ها قربانی می شوند. همچنین در بحث های پیرامونی، که با حق زن بر بدنش درآمیخته این قوانین مورد نقد و اعتراض است.

اخیرا” دکتر آمنه بیک محمدی رئیس اداره پزشکی قانونی مرکزی تهران در گفت گو با ایرنا در مورد شرایط صدور مجوز سقط جنین اظهار می کند: شرایط مربوط به وجود یک بیماری جدی در مادر، مشکلات و ناهنجاری های جنینی، تشخیص قطعی ناهنجاری با آزمایش ژنتیک معتبر و یا سونوگرافی معتبر، ناهنجاری یا ناهنجاریها موجب حرج مادر ، رضایت آگاهانه و کتبی مادر، سن بارداری کمتر از ۱۹ هفته براساس سونوگرافی معتبر و اینکه حرج مادر توسط سه متخصص مربوطه تشخیص و به تایید پزشکی قانونی برسد را شامل می شود.

  رئیس اداره پزشکی قانونی مرکزی تهران درباره مدارک لازم مورد نیاز برای تشکیل پرونده درخواست صدور مجوز سقط درمانی گفت: شناسنامه یا کارت ملی مادر باردار و حضور مادر در مرکز به همراه مدارک پزشکی مرتبط از جمله سونوگرافی یا آزمایش ژنتیک یا مدارک موید بیماری مادر الزامی است.

 سقط درمانی چیست؟  در اصطلاح پزشکی قانونی، خروج عمدی یا خودبه خودی جنین، قبل از آنکه قادر به زندگی در خارج رحم باشد را، سقط جنین گویند و در اصطلاح حقوق جزا، سقط جنین جرمی است که نتیجه آن بیرون انداختن جنین از رحم باشد و فاعل جرم (اعم از مادر، پدر و یا شخص ثالث) قصد این نتیجه را داشته باشد. خواه وسائلی به کار برده باشد، خواه نه  مورد صدق جنین آن است که جنین عادتاً بعد از سقط قابل ادامه زندگی نباشد. ولی به هر حال زنده ساقط شدن مانع صدق جرم نیست .

سقط درمانی در قانون

رئیس اداره پزشکی قانونی مرکزی تهران با اشاره به عواقب قانونی تاخیر و یا اشتباه پزشک آزمایشگاه در پروتکل تست های غربالگری که منجر به تولد نوزاد با ناهنجاری شود که اندیکاسیون سقط درمانی داشته است، گفت: در صورت شکایت مادر در این خصوص تشخیص خطای پزشکی در کمیسیون پزشکی قانونی انجام و خسارت در صورت درخواست والدین کودک پرداخت می شود.

بیک محمدی مجازات قانونی سقط عمدی جنین توسط پزشک و کادر درمان را پرداخت دیه برحسب سن جنین به همراه حبس از ۲ تا ۵ سال اعلام کرد.

آیا سقط جنین قتل محسوب می شود؟ ممکن است سقط جنین در نتیجه جرم دیگری مثل ضرب حاصل شود و حسب تعریف، عنوان سقط هم صدق نکند مثل اینکه چند روز مانده به تولد، براثر ضرب بچه ساقط شود و چون عادتاً طفل در این موقع قادربه ادامه زندگی است عنوان سقط جنین صدق نمی کند . اگر هم طفل، مرده به دنیا بیاید، آن وقت عمل عنوان قتل به خود می گیرد .

پزشکی قانونی یا دادپزشک مرجعی صاحب صلاحیت برای اظهار نظر پزشکی حقوقی در دادگاه‌ها برای سقط جنین هستند.

در قانون مجازات اسلامی پیشین و قانون مجازات اسلامی جدید به طور مستقیم به سقط درمانی اشاره نشده است اما در موادی که مربوط به سقط جنین هستند مانند قصاص و دیات می توان اشاراتی در این زمینه یافت که در ذیل به صورت جداگانه به دلیل تغییراتی که در آنها داده شده است به آنها اشاره می شود.

قانون مجازات اسلامی جدید

موادی که در قانون مجازات اسلامی جدید به سقط جنین مربوط می شوند عبارتند از:

فصل سوم- شرایط عمومی قصاص

 ماده ۳۰۶- جنایت عمدی بر جنین، هرچند پس از حلول روح باشد، موجب قصاص نیست. در این صورت مرتکب علاوه بر پرداخت دیه به مجازات تعزیری مقرر در کتاب پنجم«تعزیرات» محکوم می‌شود.

تبصره- اگر جنینی زنده متولد شود و دارای قابلیت ادامه حیات باشد و جنایت قبل از تولد، منجر به نقص یا مرگ او پس از تولد شود و یا نقص او بعد از تولد باقی بماند قصاص ثابت است.

فصل هفتم – دیه جنین

ماده ۷۱۶- دیه سقط جنین به ترتیب ذیل است:

الف- نطفه ای که در رحم مستقر شده است، دوصدم دیه کامل

ب- علقه که در آن جنین به صورت خون بسته در می آید، چهارصدم دیه کامل

پ- مضغه که در آن جنین به صورت توده گوشتی در می آید، شش صدم دیه کامل

ت- عظام که در آن جنین به صورت استخوان درآمده لکن هنوز گوشت روییده نشده است، هشت صدم دیه کامل

ث- جنینی که گوشت و استخوان بندی آن تمام شده ولی روح در آن دمیده نشده است یک دهم دیه کامل

ج- دیه جنینی که روح در آن دمیده شده است اگر پسر باشد، دیه کامل و اگر دختر باشد نصف آن و اگر مشتبه باشد، سه چهارم دیه کامل

ماده ۷۱۷- هرگاه در اثر جنایت وارد بر مادر، جنین از بین برود، علاوه بر دیه یا ارش جنایت بر مادر، دیه جنین نیز در هر مرحله ای از رشد که باشد پرداخت می‌شود.

ماده ۷۱۸- هرگاه زنی جنین خود را، در هر مرحله ای که باشد، به عمد، شبه عمد یا خطاء از بین ببرد، دیه جنین، حسب مورد توسط مرتکب یا عاقله او پرداخت می‌شود.

تبصره – هرگاه جنینی که بقای آن برای مادر خطر جانی دارد به منظور حفظ نفس مادر سقط شود، دیه ثابت نمی‌شود.

ماده ۷۱۹- هرگاه چند جنین در یک رحم باشند سقط هریک از آنها، دیه جداگانه دارد.

ماده ۷۲۰- دیه اعضاء و دیگر صدمات وارد بر جنین در مرحله ای که استخوان‌بندی آن کامل شده ولی روح در آن دمیده نشده است به نسبت دیه جنین در این مرحله محاسبه می‌گردد و بعد از دمیده شدن روح، حسب جنسیت جنین، دیه محاسبه می‌شود و چنانچه بر اثر همان جنایت جنین از بین برود، فقط دیه جنین پرداخت می‌شود.

ماده ۷۲۱- هرگاه در اثر جنایت و یا صدمه، چیزی از زن سقط شود که به تشخیص کارشناس مورد وثوق، منشأ انسان بودن آن ثابت نگردد، دیه و ارش ندارد لکن اگر در اثر آن، صدمه ای بر مادر وارد گردد، حسب مورد دیه یا ارش تعیین می‌شود.

مواد مربوط به سقط جنین در قانون مجازات اسلامی پیشین:

مجازات سقط جنین

ماده ۶۲۲ – هر کس عالماً عامداً به واسطه ضرب یا اذیت و آزار زن حامله، موجب سقط جنین وی شود علاوه بر پرداخت دیه یا قصاص حسب مورد به حبس از یک تا سه سال محکوم خواهد شد.

ماده ۶۲۳ –  هر کس به واسطه دادن ادویه یا وسایل دیگری موجب سقط جنین زن گردد به شش ماه تا یک سال حبس محکوم می شود و اگر عالماً و عامداً زن حامله ای را دلالت به استعمال ادویه یا وسایل دیگری نماید که جنین وی سقط گردد به حبس از سه تا شش ماه محکوم خواهد شد مگر این که ثابت شود این اقدام برای حفظ حیات مادر می باشد و در هر مورد حکم به پرداخت دیه مطابق مقررات مربوط داده خواهد شد.

ماده ۶۲۴ – اگر طبیب یا ماما یا داروفروش و اشخاصی که به عنوان طبابت یا مامایی یا جراحی یا داروفروشی اقدام می کنند وسایل سقط جنین فراهم سازند و یا مباشرت به اسقاط جنین نمایند به حبس از دو تا پنج سال محکوم خواهند شد و حکم به پرداخت دیه مطابق مقررات مربوط صورت خواهد پذیرفت.

 به موجب ماده ۷۱۵ قانون مجازات اسلامی [هرکس به علت بی احتیاطی یا بی مبالاتی یا عدم رعایت نظامات دولتی یا عدم مهارت رانندگی موجب سقط جنین زنی گردد ، به حبس از دو ماه تا یکسال و به پرداخت دیه در صورت مطالبه از ناحیه مصدوم محکوم می شود .]

باب دوازدهم – دیه سقط جنین

ماده ۴۸۷ – دیه سقط جنین به ترتیب زیر است:

۱- دیه نطفه که در رحم مستقر شده بیست دینار.

۲- دیه علقه که خون بسته است چهل دینار.

۳- دیه مضغه که به صورت گوشت درآمده است شصت دینار.

۴- دیه جنین در مرحله ای که به صورت استخوان درآمده و هنوز گوشت نروییده است هشتاد دینار.

۵- دیه جنین که گوشت و استخوانبندی آن تمام شده و هنوز روح در آن پیدا نشده یکصد دینار.

تبصره: در مراحل فوق هیچ فرقی بین دختر و پسر نمی باشد.

۶- دیه جنین که روح در آن پیدا شده است اگر پسر باشد دیهی کامل و اگر دختر باشد نصف دیهی کامل و اگر مشتبه باشد سه ربع دیه   کامل خواهد بود.

ماده ۴۸۸ – هر گاه در اثر کشتن مادر، جنین بمیرد و یا سقط شود دیه  جنین در هر مرحله ای که باشد باید بر دیه مادر افزوده شود.

ماده ۴۸۹ – هر گاه زنی جنین خود را سقط کند دیه آن را در هر مرحله ای که باشد باید بپردازد و خود از آن دیه سهمی نمی برد.

ماده ۴۹۰ – هر گاه چند جنین در یک رحم باشند به عدد هر یک از آنها دیه جداگانه خواهد بود.

ماده ۴۹۱ – دیه اعضای جنین و جراحات آن به نسبت دیه همان جنین است.

ماده ۴۹۲ – دیه سقط جنین در موارد عمد و شبه عمد بر عهده جانی است و در موارد خطای محض بر عاقله اوست خواه روح پیدا کرده باشد و خواه نکرده باشد.

ماده ۴۹۳ – اگر در اثر جنایت چیزی از زن ساقط شود که منشأ انسان بودن آن طبق نظر پزشک متخصص ثابت نباشد دیه و ارش ندارد لکن اگر در اثر آن صدمه ای بر مادر وارد شده باشد برحسب مورد جانی محکوم به پرداخت دیه یا ارش خواهد بود.

توضیح :

–               سقط جنین عمدی آنست که جانی فعلی انجام دهد که نوعاً موجب جنایت شده و قصد سقط جنین زن حامله را داشته باشد .

–               سقط جنین شبه عمدی آنست که جانی فعلی  انجام دهد که نوعاً سبب جنایت نمی شود و قصد جنایت را نسبت به زن حامله نداشته باشد. مثل اینکه به قصد تادیب زن او را بزند ولی براثر این زدن جنین زن سقط گردد .

–               سقط جنین خطایی آنست که جانی نه قصد جنایت(سقط جنین زن حامله) را داشته باشد و نه قصد فعل واقع شده بر مجنی علیه را مثل اینکه سنگی بیندازد و براثر اتفاق، سنگ به شکم و رحم زن اصابت کرده، موجب سقط جنین گردد .

–               عاقله یعنی خویشاوندان .

ماده ۴۹۳ – اگر در اثر جنایت چیزی از زن ساقط شود که منشاء انسان بودن آن طبق نظر پزشک متخصص ثابت نباشد دیه و ارش ندارد لکن اگر در اثر آن صدمه ای به مادر وارد شده باشد برحسب مورد جانی محکوم به پرداخت دیه یا ارش خواهد بود.

سقط اورژانسی و‍ سقط درمانی در قانون :

حسب  ماده واحده مصوب ۱۳۸۴/۳/۱۰ مجلس شورای اسلامی ؛سقط درمانی با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تایید پزشکی قانونی مبنی بر جنین که به علت عقب افتادگی یا ناقص الخلقه بودن موجب حرج مادر است و یا بیماری مادر که با تهدید جانی مادر توام باشد قبل از ولوج روح( چهارماه) با رضایت زن مجاز می باشد و مجازات و مسئولیتی متوجه پزشک مباشر نخواهد بود.  متخلفین از اجرای مفاد این قانون به مجازات های مقرر در قانون مجازات اسلامی محکوم خواهند شد.

–               زوجین با مراجعه به پزشک متخصص زنان و مامایی درخواست سقط درمانی می نمایند .

–               پزشک پس از طی آزمایشاتی از زوجه حامله، اگر احتیاج به سقط درمانی را ضروری تشخیص دهد، توصیه نامه یا معرفی نامه ای به او می دهد. این معرفی نامه باید شامل عکس بیمار، مشخصات شناسنامه ای برای احراز هویت، تشخیص بیماری و روش تشخیص آن باشد.

–               به همراه این معرفی نامه تصویر شناسنامه زوجین برای احراز هویت و نیز نتایج آزمایشات پاراکلینیک ارائه  می شود.

–               درمورد ضرورت های سقط ناشی از علل جنینی، انجام حداقل ۲ نوبت سونوگرافی و در مورد ضرورت های سقط ناشی از علل مادری حداقل یک نوبت سونوگرافی برای تعیین سن حاملگی به همراه حداقل دو مشاوره تخصصی در تایید بیماری الزامی است.

–               پس از طی این مراحل با مراعات کلیه جنبه های بهداشتی/پزشکی جنین سقط و سقط درمانی صورت می گیرد.

توجه: رسیدگی به درخواست سقط انتخابی طبق دستورالعمل جدید سازمان پزشکی قانونی کشور تنها در ادارات کل پزشکی قانونی مراکز استان ها و با دستور مقام قضایی که معمولاً معاونت دادگستری است انجام می شود .

اختلاف نظر در تدوین قانون سقط جنین 

سقط جنین یا سقط حمل یکی از جرائمی است که جوامع پیوسته با آن درگیر بوده اند و راه یابی برای مقابله با آن از جمله مسائل و مشکلات جوامع بشری بوده و از دیرباز نیز مقررات خاصی برای جلوگیری از وقوع این پدیده و تعقیب و مجازات مرتکبان آن تدوین شده است.

نکته قابل ذکر آن است که قوانین و مقررات و همچنین در کتب و آثار صاحب نظران کیفری ، راجع به مفهوم و معنی این جرم و مجازات آن اتفاق نظر دیده نمی شود.

جنین در منابع دینی و فقهی:

در قرآن کریم آیه ۱۵-۱۱ سوره مؤمن مراحل رشد جنین را  اینگونه بیان می دارد: ما انسان را از گل فشرده آفریدیم .سپس او را نطفه ای قرار دادیم در جایگاهی استوار (جنین)، سپس  آن نطفه را خون بسته  (علقه) ساختیم، و خون بسته را به  صورت گوشت جویده (مضغه) در آوردیم، و بعد از آن، گوشت  جویده را به صورت استخوان (عظم) در آوردیم، و بعد استخوان رابه گوشت (لحم) پوساندیم ، پس از آن آفرینشی دیگر در آن پدید آوردیم(دمیدن روح در جنین) .علمای عظام در هیچ یک از مراحل رشد جنین بیان شده در آیات فوق سقط را جایز ندانسته اند مگر در مقام اضطرار و حصول شرایط خواص آنهم قبل از دمیدن روح در جنین.

برخی از علما از جمله حضرت امام خمینی(ره) و آیت الله اراکی و آیت الله گلپایگانی سقط جنین را مطلقاً حرام می دانند مگر اینکه ادامه حاملگی برای جان مادر خطر داشته باشد که فقط در صورتی که روح در جنین دمیده نشده ، سقط را جایز

جمع بندی

بنابر این در هر دو قانون، سقط جنین به صورت مشروط پذیرفته شده است.

منابع:

قانون مجازات اسلامی جدید

قانون مجازات اسلامی پیشین

 http://maghallat.blogfa.com/post/4

مرداد
۱۵
۱۳۹۳
با اجباری شدن آزمایشات ژنتیک کودکان کمتری رنج معلولیت را متحمل می شوند
مرداد ۱۵ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

Bernard & Myrtha Garonعکس: Bernard & Myrtha Garon

ویدا بالیخانی – روزنامه نگار

متخصصان علم ژنیتک متفق القول از اجباری شدن آزمایشات ژنتیک قبل از ازدواج دفاع می کنند. با توجه به اینکه سالانه بین ۳۰ تا ۴۰ هزار کودک معلول در ایران به دنیا می آیند که بیشتر آنان ثمره ازدواج ها فامیلی هستند و بسیاری از آنان قبل از رسیدن به سن بلوغ فوت می کنند، بنابر این اجباری شدن آزمایشات ژنتیک پیش از ازدواج نه تنها از بار اقتصادی بلکه از آن مهمتر رافع نگرانی های والدین آنان نیز خواهد بود.

دکتر حامد رضا گودرزی متخصص ژنتیک پزشکی و بالینی دانشگاه علوم پزشکی شیراز در این مورد می گوید: آنچه به آزمایش ژنتیکی پیش از ازدواج مرسوم شده است و زوجین به طور اجباری و با نامه دفتر ازدواج برای آن غربالگری می گردند، تنها معطوف به کم خونی های شایع ژنتیکی در ایران مانند بیماری های تالاسمی است که گروه کوچکی از هزاران بیمار ژنتیکی موجود در دنیا را در بر می گیرد. ( بیش از ۶۰۰۰ بیماری ژنتیکی با توارث تک ژنی ثبت شده است.)

وی می افزاید: افرادی که قصد ازدواج دارند باید بدانند که بلامانع بودن ازدواج از جهت این آزمایش، تنها خطر وقوع تالاسمی ماژور و بیماری های خونی وابسته را در نسل بعد( فرزندان) رد می کند و آزمایشی برای اطلاع از وقوع دیگر بیماری ها انجام نمی شود، مگر در موارد خاص و پس از مشاوره ژنتیک.

وی معتقد است میزان افزایش خطر ناهنجاری های مادرزادی و بیماری های ژنتیکی در ازدواج های خویشاوندی به نوع ازدواج خویشاوندی و پیچیدگی حلقه های فامیلی در نسل های پیشین آنها بستگی دارد، بنابراین مشاوره و میزان خطر برای هر زوج خویشاوند می تواند با زوج دیگر متفاوت باشد. یک آزمایش ژنتیک به طور اختصاصی که بتواند خطر افزایش یافته برای امکان ابتلای فرزندان زوجین با ازدواج خویشاوندی( و بدون سابقه بیماری در فامیل) به بیماری یا بیماری های ژنتیکی را پیش بینی یا تعدیل کن،د با صرف هزینه های پائین وجود ندارد و اشخاصی که قصد ازدواج فامیلی دارند باید به این نکته توجه جدی داشته باشند.

دکتر صالحی عضو هیئت علمی گروه ژنتیک دانشگاه علوم پزشکی اصفهان نیز با اشاره به اینکه ازدواج های فامیلی احتمال ابتلای نوزادان به بیماری های ژنتیکی را ۳ برابر افزایش می دهد می گوید: اگر چه والدین با وجود داشتن یک ژن سالم و یک ژن معیوب بیمار نیستند اما می توانند به طور اتفاقی هر دو، ژن های معیوب خود را با فرزند انتقال دهند.

وی در ادامه می گوید: شایع ترین معلولیت در بین نوزادان این والدین معلولیت های ذهنی و جسمی است و حتی ۴۰ درصد بیماری های عروق کرونر قلب به خصوص از نوع زودرس آن نیز به سبب ازدواج های فامیلی است

وی می گوید با توجه به تعداد ژن ها و بیماری های ژنتیکی انتظار نمی رود یک آزمایش ژنتیک بتواند به طور کلی سلامت ژنتیکی فرزندان یک زوج را مشخص کند و متاسفانه بعضی تبلیغات در این خصوص تنها به قصد سودجویی است .

این متخصص علم ژنتیک می گوید: اگر چه بیماری های ساده ای مانند ناشنوایی، تالاسمی و هموفیلی در صورت ازدواج و بارداری در دوره جنینی با آزمایش ژنتیک قابل تشخیص هستند؛ اما متخصصات ژنتیک ترجیح می دهند ازدواج های فامیلی صورت نگیرد که نتیجه آن ممکن است بیماری ژنتیکی در فرزند باشد. برخی از این کودکان به فلج مغزی و تعدادی دیگر دچار معلولیت ذهنی از بدو تولد می شوند.

محمد نفریه معاون امور اجتماعی بهزیستی کشور در مورد آمار کودکان معلول ایران می گوید: به طور متوسط سالیانه حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار کودک معلول در کشور متولد می شوند و معلولیت های آنان شامل عقب ماندگی های ذهنی ، سندروم داون و بیماری های متابولیسم است.  وی معتقد است که اساسا” بیشترین سهم معلولیت مربوط به اختلالات ژنتیکی است که با مشاوره ای ژنتیکی پیش از از ازدواج می توان مانع بروز درصد بالایی از آنان شد.

جمع بندی:

با توجه به اینکه در شهرهای کوچک و برخی اقوام ایرانی ازدواج های فامیلی معمولا” به صورت یک رسم است و گاها” به اجبار و بدون رضایت دختر و پسر صورت می گیرد، بنابراین شاید به جا باشد مسئولین در این مورد قانونی وضع کرده و اگر نمی توانند از ازدواج های فامیلی ممانعت به عمل آورند حداقل آزمایشات ژنتیکی را برای آنان اجباری کنند. اما از آنجا که آزمایشات ژنتیکی معمولا” هزینه بر هستند و بسیاری از زوجین از عهده هزینه های آن که گاها” چندین میلیون تومان است بر نمی آیند دولت باید بودجه ای اختصاصی برای آن در نظر گرفته تا شاید کودکان کمتری قربانی معلولیت هایی شوند که حاصل ناآگاهی و یا حتی مشکلات اقتصادی والدین آنان است. آنچه مسلم است هزینه های آزمایشات ژنتیک بیش از هزینه نگهداری از کودکان معلولی که سالانه ۳۰ تا ۴۰ هزار به تعداد آنان افزوده می شود نیست.

آگاهی رسانی از طریق کتب درسی و یا وسایل ارتباط جمعی نیز یکی دیگر از راه های پیشگیری است زیرا با آگاه ساختن دختران و پسران حتی در سنین دبستان و راهنمایی ( شاید بسیاری از آنان شانس رفتن به دبیرستان و یا دانشگاه را نداشته باشند) و الیته به صورت مستمر؛ می توان آنان راعواقب ازدواج های فامیلی و یا خطراتی که نقص ژنتیکی می تواند کودکان آنان را در آینده تهدید کند آگاه ساخت.

مسئله دیگری که بسیار اهمیت دارد پیگیری برای اجباری شدن آزمایشات ژنتیک و پوشش بیمه ای این نوع آزمایشات است، زیرا با بازدید سالانه یکی از مسئولین از مرکز معلولین و پیشنهادات شعار گونه آنان، این مشکل همچنان که سالهاست گریبانگیر جامعه ایرانی است باقی خواهند ماند.

خرداد
۱۶
۱۳۹۳
حق طلاق به زن با شرط و شروط
خرداد ۱۶ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۴
, , ,
image_pdfimage_print

Signing The Marriage Register

عکس: lawwiki

ویدا بالیخانی- روزنامه نگار  

قوانین داخلی ایران در امر طلاق برای زن محدودیت های بسیاری ایجاد کرده اند. با وجود این محدودیت ها، زنانی که از ادامه زندگی زناشویی به هر دلیل ناراضی می شوند و تنها راه رهایی را در طلاق می جویند به سهولت نمی توانند طلاق بگیرند، این محدودیت های قانونی شامل حال مردان نمی شود. آنها هر وقت بخواهند می توانند به دادگاه مراجعه کرده و با پرداخت حقوق مالی زن او را طلاق دهند. بنابراین در قوانین ایران حق زن بر طلاق و حق مرد بر طلاق، فاقد تعادل است. به همین دلیل زنان اغلب مجبور می شوند پس از مدت ها شکیبایی و تحمل یک رابطه نامطلوب، همه حقوق مالی خود را به مرد بذل کنند و به ازاء آن رضایت شوهر را برای طلاق بگیرند.

از این رو راه حل این است که در قوانین ایران بخصوص قانون مدنی و قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۲ با هدف ایجاد تعادل بین این دو حق بازنگری شود، اما تا زمانی این که این بازنگری لازم انجام نشده است، توصیه کارشناسان حقوق به زنان این است که از امکانات مندرج در ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی استفاده کنند و با استفاده از نیروی شروط ضمن عقد، کاستی های حقوقی خود را در امر طلاق جبران نمایند. البته این راه حل جای قانون را نمی گیرد و فقط شامل حال زنانی می شود که می توانند امضای شوهر خود را زیر شروط ضمن عقد بدست آورند. بخصوص زیر شرط” وکالت زن به صورت مطلق و بی قید و شرط برای طلاق” که بیشترین کمک را به زنان ایرانی در مواردی که نمی خواهند به زندگی مشترک ادامه دهند می رساند.

در این یاداشت کوشش شده است اطلاعات مربوط به این راه حل در اختیار زنان قرار گیرد.

بر اساس ماده ۱۱۱۹قانون مدنی، طرفین عقد ازدواج می توانند هر شرطی را که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر شرط کنند، مثل اینکه شرط شود هرگاه (شوهر)، زن دیگری بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک نفقه کند، یا بر علیه حیات زن سوء قصد کند، یا سوء رفتاری داشته باشد که زندگانی آنان با یکدیگررا غیرقابل تحمل کند، “زن وکیل و وکیل در توکیل” است که پس از اثبات تحقق هر یک از شروط در محکمه و صدور حکم نهایی طلاق بگیرد و در ماده ۶۴۲قانون مجازات اسلامی این امکان برای دادگاه پیش بینی شده که هرگاه مرد در صورت استطاعت خود و تمکین زن، از پرداخت نفقه خودداری کند، شوهر را تعزیر کند.”هر کس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد و یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید، دادگاه او را ازسه ماه و یک روز تا پنج ماه به حبس محکوم می کند.”

همچنین اگر اجبار به نفقه ممکن نباشد و مرد از طلاق همسر خود نیز امتناع کند حاکم می تواند نفقه زن را از اموال شوهر بپردازد اگر چه این امر مستلزم فروش اموال شوهر باشد.

  در ماده ۱۱۳۰قانون مدنی نیز آمده است: “در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج باشد، وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند. چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود، دادگاه می تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع، طلاق داده می شود.

در بند «الف» این عقد نامه ها آمده است: ضمن عقد نکاح خارج لازم زوج شرط کرد هرگاه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد و طبق تشخیص دادگاه تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق و رفتار وی نبود، زوج موظف است تا نصف دارایی موجود خود را که در ایام زناشویی با او به دست آورده است طبق نظر دادگاه بلاعوض به زوجه منتقل کند.

در بند «ب» آن نیز ضمن عقد نکاح خارج لازم زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر می دهد که زن در صورت تحقق شرایطی، از جانب مرد وکیل است خودش شخصاً یا با انتخاب فرد دیگری به عنوان وکیل به دادگاه مراجعه کند و پس از اثبات ادعا، درخواست طلاق کند.

شروط ضمن عقد نکاح شامل ۱۲شرط است که به آن شروط دوازده گانه عقد نکاح می گویند. این شروط عبارتند از :

1)      زن می تواند از دادگاه تقاضای صدور طلاق کند، در صورت خودداری شوهر از دادن خرجی زن و انجام سایر حقوق واجب زن به مدت ۶ ماه.

2)      دومین شرط ذکر شده در عقدنامه که به زن اجازه طلاق می دهد، بدرفتاری زوج است به حدی که ادامه زندگی را برای زوجه غیر قابل تحمل کند.

3)      سومین شرطی که با وجود آن زن اختیار طلاق دارد، بیماری خطرناک غیر قابل درمان مرد است در حدی که سلامت زن را به خطر اندازد.

4)      شرط چهارم دیوانه بودن مرد است در زمانی که امکان فسخ وجود ندارد.

5)      پنجمین شرط مندرج در عقدنامه، اشتغال مرد به کاری است که به حیثیت و آبروی زن و مصالح خانوادگی او لطمه بزند در این صورت زن می تواند تقاضای طلاق کند.

6)      محکومیت شوهر به مجازات ۵ سال حبس یا بیشتر، یا به جزای نقدی که بر اثر ناتوانی از پرداخت، منجر به ۵ سال بازداشت شود یا به حبس و جزای نقدی که مجموعاً منتهی به ۵ سال بازداشت یا بیشتر شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد نیز یکی دیگر از شروط ضمن عقد نکاح است که به زن امکان مطلقه شدن را می دهد.

7)      ابتلاء زوج به هر گونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خللی وارد آورد و ادامه زندگی را برای زوجه دشوار کند مانند اعتیادی که منجر به بیکاری مرد، فروش اثاثیه منزل و وارد نمودن ضرر به سلامت جسمی و روحی زن و فرزند شود.

8)      هشتمین شرطی است که به استناد آن زن حق طلاق می یابد. چنانچه زوج زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند یا اینکه ۶ ماه متوالی بدون عذر موجه غیبت کند، زن می تواند با مراجعه به دادگاه و بدون حضور شوهر طلاق خود را ثبت کند.

9)      از جمله مواردی که دادگاه تقاضای زن را برای طلاق می پذیرد و در عقدنامه نیز ذکر شده، محکومیت قطعی زوج بر اثر ارتکاب به جرم و اجرای هر گونه مجازات اعم از حد و تعزیر است که مغایر با حیثیت و شئون خانوادگی زن باشد تشخیص این امر نیز با توجه به وضع و موقیعت زن و عرف و موازین دیگر با دادگاه است.

10)    دهمین شرط از شروط دوازده گانه عقد نکاح، بچه دار نشدن مرد پس از گذشت ۵ سال از زندگی مشترک به جهت عقیم بودن یا عوارض جسمی دیگر است که در این صورت زن می تواند تقاضای طلاق کند.

11)    همچنین چنانچه زوج مفقودالاثر شود و ظرف ۶ ماه پس از مراجعه زوجه به دادگاه پیدا نشود نیز دادگاه حکم طلاق را صادر می کند.

12)    آخرین شرطی که زوج در عقدنامه آن را امضا می کند و اختیار طلاق را به همسرش می دهد، ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسر است که در صورت وقوع این مورد، زن حق طلاق را از مرد می گیرد.

  علاوه بر شرایط مندرج در قباله ازدواج زن می تواند حق سکونت( اختیار تعیین محل سکونت) ، حق تحصیل و حق اشتغال یا هر شرطی که مخالف اقتضای عقد نکاح نباشد را در سند ازدواج خود با توافق شوهر درج کند.

با تحقق یکی از شرایط دوازده گانه و اثبات آن در دادگاه، زن می تواند با استفاده از وکالت ضمن عقد با مراجعه به دادگاه خانواده و طی تشریفات قانونی نسبت به اجرای طلاق اقدام کند.

در مواردی هم اتفاق می افتد که مرد و زن بر سر داشتن حق طلاق زن بدون هیچ پیش شرطی رضایت دارند یا زنانی در پی دریافت این حق هستند که این مورد خارج ار این دوازده شرط در صورتی محقق می شود که مرد در دفاتر استاد رسمی «وکالت در طلاق» را به زن بدهد که در این صورت زن هر زمانی و فارغ از هر پیش شرطی می تواند از دادگاه تقاضای طلاق کند.

منابع:

  • انور حمیدی، قانون مدنی، (دوره کامل) (تهران، چاپخانه سپهر، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، چاپ بیست و نهم، (۱۳۵۳ه‍ ‍. ش.) ج ۱-۳، ص ۱۴۹، ماده ۱۱۱۹٫
  • جهانگیر منصوری، قانون مجازات اسلامی(تهران، نشر دیدار، ۱۳۷۸) ص ۱۷۷، ماده ۶۴۲٫
  • محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، ج ۳۱، ص ۲۰۷٫
  • قانون مدنی
  • دفترچه ازدواج
  • قانون مجازات اسلامی
خرداد
۱۲
۱۳۹۳
تمامی کودکان مستحق زندگی عاری از خشونت هستند
خرداد ۱۲ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۲
, ,
image_pdfimage_print

2741625619_cddb996061_b

عکس: Brice CANONNE

ویدا بالیخانی –  روزنامه نگار

یونیسف می گوید: در روز جهانی کودک خشونت و سوء استفاده پنهان از کودکان را باید زیر نور مستقیم نور افکن ها قرار دهیم.

روز جهانی کودک به عنوان سالگرد کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل شناخته می شود و ۵نهاد تخصصی مستقل حقوق کودک سازمان ملل از دولت ها می خواهند که خشونت علیه کودکان را در اولویت دستور العمل توسعه خود تا سال ۲۰۱۵قرار داده و تعهد مالی مناسبی را در این زمینه انجام دهند.

دستورالعملی که برای دستیابی به برنامه ضد فقر که یکی از اهداف توسعه هزاره سازمان ملل بوده است و از سال ۲۰۰۰آغاز و در سال ۲۰۱۵پایان می یابد.

در حال حاضر در بسیاری از کشورهای جهان کودکان قربانیان خاموش خشونت هایی هستند که هرگز در مورد آنها گزارشی داده نمی شود و به رغم آن مورد بی توجهی قرار می گیرد.

رئیس یونیسف Anthony lake می گوید: “بسیاری از مواقع این خشونت ها در سایه رخ می دهد، کشف نمی شوند، گزارش نمی شوند و بدتر از آن اغلب پذیرفته می شوند.”

“همه ما مسئولیت داریم این خشونت های نامرئی را برای حکومت ها مرئی و قابل رویت کنیم تا در مورد آنها عکس العمل نشان دهند و قوانینی را در مورد رفتارهای خشونت آمیز علیه کودکان وضع کرده و به اجراء بگذارند، تا هرگاه  هرشهروندی شاهد و یا مشکوک به خشونت علیه کودکی است سکوت نکند.”

کودکان تحت اشکال زیادی از خشونت قرار دارند از جمله خشونت خانگی، خشونت جنسی و بکار بردن تمرینات انضباطی خشن در مورد آنها، که بسیاری مواقع در موقعیت های جنگی و تعارضات رخ می دهد تمامی اینها موجب صدمات جسمی و آسیب های روحی- روانی جبران ناپذیری برای کودکان می شوند.

خشونت علیه کودکان بسیار بیشتر از صدمه دیدن یک کودک به تنهایی است، تولیدات جامعه را کاهش داده، ابتکارات فکری را تحت تاثیرو شادی و موفقیت را تحت الشعاع قرار می دهد بنابر این هیچ اجتماعی نباید منکر خشونت علیه کودکان شود.

شاید اگر بخواهیم تنبیهاتی که در مورد کودکان، تحت عنوان ادب و تربیت کردن آنها بکار می رود را هم از انواع خشونت بدانیم بی شک می توانیم ادعا کنیم درصد بسیار کمی از کودکان تحت خشونت قرار نمی گیرند و بیشتر کودکان طعم تلخ خشونت را می چشند. که بسته به جامعه، محیط، خانواده، … که در آن زندگی می کنند اشکال متفاوتی دارد اما برای کودکان نتیجه یکی است از میان رفتن احساس ارزشمند بودن و اعتماد نسبت به دیگران و حتی اعضای خانواده خود.

نهاد حقوق کودک سازمان ملل متحد  نیز مانند تمام جهان سعی بر آن دارد تا نیرومند تر از پیش خشونتی که بر میلیون ها کودک در نقاط مختلف جهان و در جوامع مختلف و در طبقات اجتماعی متفاوت بکار می رود را آشکار کند.

تاریخچه کنوانسیون حقوق کودک

این کنوانسیون در ۵۴ ماده در ۲۰نوامبر ۱۹۸۹به اتقاق آرا، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد مورد تصویب قرار گرفته و در سپتامبر ۱۹۹۰؛یک ماه پس ازآنکه بیست کشور کنوانسیون را مورد تصویب قرار داده وبه آن ملحق شدند؛لازم الاجرا گردید. در اجرای ماده۴۳آن جهت حصول اطمینان از اجرای کنوانسیون مذکور، کمیته ای با عنوان ” کمیته حقوق کودکان “، متشکل از ۱۰نفر از متخصصین صلاحیتدار از ۵قاره جهان در سازمان ملل متحدد تشکیل  شده است. کمیته مزبور بعنوان نهاد ناظر کمیسیون محسوب می گردد که وظیفه بحث و گفتگو میان کشور های عضو در جهت ارتقاء حقوق کودک را به عهده دارد. دو پروتکل الحاقی این کنوانسیون  شامل: به کار گیری کودکان در درگیری های مسلحانه و نیز فروش، فحشاء و بهره برداری جنسی از کودکان  است که هر دو، مصوب ۲۵می سال ۲۰۰۰میلادی طبق قطعنامه مجمع عمومی می باشد.

این کنوانسیون مشتمل بر۵۴ماده و دو پروتکل اختیاری و تا آگوست سال ۲۰۱۱میلادی، ۱۹۴کشور عضو این  کنوانسیون شده اند.

چهار اصول پایه‌ای این کنوانسیون شامل:

هیچ کودکی نباید از تبعیض رنج ببرد.

زمانی‌که در رابطه با کودکان تصمیم‌گیری می‌شود، باید منافع عالیه آنان در راس قرار گیرد.

کودکان حق حیات داشته و باید رشد کنند.

کودکان حق دارند آزادانه عقاید و نظرات خود را ابراز کنند و این نظرات در تمامی اموری که به آنها مربوط می‌شود، باید مورد توجه قرار گیرد.

مفاد این کنوانسیون را در یک تقسیم بندی کلی به شش گروه کلی می توان تقسیم کرد :

الف-    موادی که به مسائل کلی تعریف کودک،اصل عدم تبعیض و اصل مصلحت محوری در حقوق کودک می پردازد.

ب-     موادی که حقوق مدنی و سیاسی کودک را در بردارد.

ج-      موادی که به حقوق اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی کودک می پردازد.

د-      موادی که به امور خاص کودکان مانند نقش و جایگاه والدین در ارتباط با کودکان اختصاص داده شده و در مواد ۱-۴۱کنوانسیون، مقرر شده است.

ه-      موادی از کنوانسیون که به طور عمده به مسائل مربوط به کمیته حقوق کودک نظر کرده است.

و-    بخش پایانی این کنوانسیون موادی را به مسائل اداری مربوط به کنوانسیون مانند: الحاق و امضاء و اصلاح این سند بین المللی حقوق بشری اختصاص داده است. پیش از تصویب کنوانسیون مزبور- اعلامیه جهانی حقوق بشر در دو ماده ۲و۲۵؛ به صورت مستقیم و غیر مستقیم حقوق کودک را اجمالاً، مورد بررسی قرار داده بود. ماده ۲۴میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی؛که یک سند الزام آور بین المللی است؛ با تفصیل بیشتری در سه بند به حقوق کودکان پرداخته و ضمن تاکید بر اصل عدم تبعیض در مورد کودکان؛ حق حمایت شدن کودک در سه حوزه خانواده، جامعه وکشور را مورد توجه قرار داده است.

بسیاری از اسناد جامعه بین الملل، در واقع از عدم کفایت نظام حقوقی کارا در حمایت از کودکان رنج می بردند. الزام آور نبودن اعلامیه ها و مجمل بودن میثاق بین المللی در پوشش تمامی ابعاد مورد نیاز در حمایت از حقوق کودک آشکار بود. از اینرو، تدوین کنندگان کنوانسیون حقوق کودک در دیباچه این کنوانسیون ضمن تاکید بر نقش اسناد پیشین؛ بر این نکته اذعان داشته اند که کنوانسیون ۱۹۸۹در ادامه همان حرکت در حمایت از حقوق کودک است. کنوانسیون ۱۹۸۹حقوق کودک؛ اصلی ترین منبع بین المللی در حمایت از حقوق کودکان است. این کنوانسیون، کامل ترین سند مربوط به حقوق کودکان است که تا کنون تدوین شده و اولین سندی است که این حقوق را در عرصه بین المللی به صورتی لازم الاجرا مطرح کرده است. بیشتر کشورهای جهان به آن ملحق شده اند.

 ایران و کنوانسیون حقوق کودک

ایران نیز به موجب ماده واحده الحاق اجازه دولت جمهوری اسلامی ایران در اسفند ۱۳۷۲به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته است. برابر این ماده واحده، مشروط به آنکه مفاد آن در هر مورد و هر زمان در تعارض با قوانین داخلی و موازین اسلامی باشد یا قرار گیرد، از طرف دولت جمهوری اسلامی ایران لازم الرعایه نباشد. الحاق مزبوراز حیث حقوقی نادرست بوده و قابل پذیرش نیست و به لحاظ مبهم و کلی بودن، مغایرت با هدف و مقصود کنوانسیون و مخالفت با حقوق بین الملل؛ خلاف مقتضای اهداف و اصول بین المللی و حقوق بشری مندرج آن، در ارتباط با حقوق کودک بوده و نیز به منزلۀ نقض اصل برتری حقوق بین الملل برحقوق داخلی محسوب گشته و با اعتراضات گسترده بین المللی نیزهمراه بوده است. علاوه بر مراتب مزبور، تعارضات فراوان موجود و مشهود در قوانین داخلی ایران نیز دراین ارتباط، از دیگر پیامدهای این ایراد است.

و مطابق با ماده ۴۴پیمان‌نامه حقوق کودک، کشورهای عضو متعهد، شده‌اند از طریق دبیرکل سازمان ملل متحد گزارشاتی در مورد اقداماتی که به منظور تحقق حقوق به رسمیت شناخته شده در پیمان‌نامه انجام داده‌اند و پیشرفت‌هایی که در برخورداری از این حقوق صورت گرفته را ابتدا ظرف دو سال از تاریخ لازم‌الاجرا شدن پیمان‌نامه برای کشور عضو مربوطه و سپس هرپنج سال یک بار ارائه دهد که ایران در ارائه گزارشات خود به این مرجع بین‌المللی کاستی‌هایی را داشته است.

 منابع:

 http://goo.gl/wsFwZ

 http://www.unicef.org/media/media_70976.html

http://www.unicef.org/iran/fa/media_4218.html

http://goo.gl/3dd8NT

http://goo.gl/Y5e9Y8

خرداد
۶
۱۳۹۳
نگاهی به کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان و مشکلات ایران برای پیوستن به آن
خرداد ۶ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۰
, ,
image_pdfimage_print

Gisella Klein11

عکس: Gisella Klein11

ویدا بالیخانی – روزنامه نگار

مرکز امور مشارکت زنان در سال ۱۳۷۷ لایحه الحاق جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان را، با دو شرط تقدیم دولت نمود. دولت اصلاحات این لایحه را تصویب و به مجلس ششم ارسال نمود و این بار فراکسیون زنان مجلس دست به کار شد و فهرستی از مشکلات حقوقی زنان را تهیه کرده و بر طرف کردن این مشکلات را، مستلزم تغییر قوانین مربوط به زنان و پیوستن به این کنوانسیون دانست.

لایحه پیشنهادی دولت به کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی رفت و تصویب شد این یک خبر برای فعالان حقوق زن در ایران بسیار امیدوار کننده بود.

قرار شد این لایحه ۲۲ اسفند ۱۳۸۰ در دستور کار مجلس قرار گیرد ولی بر خلاف آئین نامه مجلس از دستور کار آن خارج و مذاکرات آغاز گردید. نمایندگان زن برای دیدار با علما به قم رفتند، مخالفان هم بیکار ننشستند. امامان جمعه شهرهای تبریز، همدان، قم، سمنان، رشت، اهواز و ایلام شهردر خطبه های نماز جمعه علیه پیوستن به این کنوانسیون سخنرانی کردند و در قم بعد از نماز جمعه تظاهرات به راه انداختند.

نمایندگان زن مجلس ششم هم پی در پی تذکر می دادند و با نمایندگان مرد برای تصویب این کنوانسیون رایزنی می کردند. در نهایت قرار شد، ۱۷ اسفند ۱۳۸۲ دوباره این لایحه در صحن علنی مجلس مطرح شود ولی این کار تا اول مرداد سال بعد به تعویق افتاد.

در روز اول مرداد ۱۳۸۳ محمد رضا خاتمی (در جانشینی از مهدی کروبی) رییس مجلس بود. موسی قربانی و حسن سبحانی بعنوان نمایندگان مخالف با کنوانسیون سخنرانی کردند و الهه کولایی و احمد پور نجاتی نیز به عنوان موافق پشت تریبون رفتند و در نهایت مجلس شورای اسلامی به پیوستن ایران به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان رای مثبت داد.

مصوبه به شورای نگهبان رفت و شورای نگهبان الحاق به این کنوانسیون را خلاف شرع و قانون اساسی دانست و آنرا رد کرد.

عمده ترین دلیل مخالفان الحاق، وجود اختلاف برخی از مواد کنوانسیون با برخی از قواعد و مقررات در نظام حقوقی کشورمان می باشد؛ به ویژه این که به اعتقاد آنها از آن جا که عمده این قوانین از دستورات اسلامی برگرفته شده اند، غیرقابل تغییرند و چنان چه ایران به کنوانسیون ملحق شود امکان تغییر و اصلاح مواد معارض منتفی است و از پیامدهای سوء این الحاق مسئولیت بین المللی ایران خواهد بود.در مقابل، موافقین الحاق که خود دو گروه اند (موافقین الحاق مشروط و موافقین الحاق بدون شرط) الحاق ایران را امری ضروری دانسته و معتقدند که اسلام دینی است پویا و خاتم تمام ادیان، پس قرائت ما از این دین باید به گونه ای باشد که با پیشرفت مدنیت و توسعه جامعه بشری بتواند پاسخگوی مسائل گوناگون باشد.در این مقاله دلایل مخالفان و موافقان الحاق مورد بررسی و نقد قرار گرفته و با توجه به مستندات مختلف، الحاق مشروط ایران توصیه شده است.

قابل توجه است که ازمجموع ۵۷ کشوراسلامی تاکنون ۴۲ کشور از جمله مصر، اندونزی، عراق، لیبی، اردن، بنگلادش، افغانستان، سوریه و نیجریه کنوانسیون را تصویب نموده اند.

پروتکل اختیاری کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان مصوبه ۱۵ اکتبر ۱۹۹۹ بدین شرح است:

 با توجه به منشور سازمان ملل متحد مبنی بر اعتقاد راسخ به اصول پایه ای حقوق بشر و احترام به ارزش ذاتی و برابری خدشه ناپذیر حقوق مردان و زنان.

با توجه به “اعلامیه جهانی حقوق بشر” تمام افراد بشر آزاد بدنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابر هستند و همه از کلیه حقوق و آزادی هایی که در آن بیان شده است بدون هیچگونه تمایزی از جمله تمایز در جنسیت، برخوردار می باشند.

با یادآوری و تذکر به میثاق های بین المللی حقوق بشر و دیگر اسناد بین المللی حقوق بشر که تبعیض برمبنای جنسیت را منع کرده اند.

با یادآوری و تذکر به کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان که دولت های عضو بوسیله آن تبعیض علیه زنان را در تمام اشکال آن محکوم کرده اند و پذیرفته اند که با تمام ابزارهای مناسب و بدون درنگ رویه حذف تبعیض علیه زنان را پیگیری کنند.

با تائید مجدد بر تصمیم آنها (دولت های عضو) جهت بهره مندی کامل و مساوی زنان و برخورداری آنها از حقوق بشر و آزادیهای اساسی و نیز اطمینان از اقدامات موثر برای ممانعت ازنقض این حقوق و آزادی ها.

چنان که از عنوان کنوانسیون مشخص است هدف زدودن هر نوع تبعیض علیه زنان و تأمین تساوی همه جانبه آنان با مردان است.برخی از اصول و حقوق به رسمیت شناخته شده در این کنوانسیون بین المللی عبارتند از:

  • برابری حقوق زن و مرد در همه ابعاد فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی
  • جایز نبودن تبعیض علیه زنان در تمامی اشکال و توسط هر فرد، سازمان یا شرکت
  • تقسیم مسئولیت بین زن و مرد و جامعه به طور کلی در تربیت کودکان
  • الغای موانع جنسیتی انتخاب حرفه و شغل و رفع تبعیض شغلی زنان و برقراری امنیت شغلی و آزادی انتخاب محل اقامت و سکونتبرای زنان
  • ایجاد امکانات و شرایط مساوی با مردان در زمینه شغل و حرفه و انتخاب رشته های تحصیلی و اخذ مدرک تحصیلی از مؤسسات آموزشی، استفاده از بورس ها و سایر مزایای تحصیلی
  • تغذیه مناسب زنان و اعطای خدمات رایگان به آنان در دوران بارداری و شیردهی؛ -توجه به رفاه اقتصادی زنان و تسهیل دسترسی آنان به وام ها و اعتبارات مختلف و تکنولوژی مناسب خصوصا در مورد زنان روستایی
  • تساوی زنان با مردان در اهلیت قانونی، انعقاد قرارداد، اداره املاک و دارایی ها و شرکت در مراحل مختلف دادرسی در دادگاه
  • برخورداری زنان و مردان از حقوق مساوی و یکسان در مسائل و حقوق خانواده از جمله انتخاب آزادانه همسر، حقوق و تعهدات در دوران زناشویی و پس از جدایی، تصمیم گیری در مورد بارداری و تعداد فرزندان ، قیمومت، حضانت، سرپرستی و فرزندخواندگی
  • تشکیل کمیته رفع تبعیض علیه زنان جهت اجرای مفاد این کنوانسیون از میان کارشناسان دارای صلاحیت که در انتخاب این اشخاص به توزیع عادلانه جغرافیایی و به حضور اشکال مختلف تمدن و نظام های عمده حقوقی توجه می شود .

دولت های عضو موارد زیر را می پذیرند:

ماده اول

دولت عضو پروتکل حاضر صلاحیت کمیته حذف تبعیض علیه زنان (کمیته) را جهت دریافت و رسیدگی به شکایات ارائه شده بنابر ماده ۲ به رسمیت میشناسد.

ماده دوم

شکایات ممکن است بوسیله فرد یا به نیابت از افراد یا جمعیتی بنابر اختیارات قانونی یک دولت عضو تسلیم کمیته شود و (شکایت کننده) مدعی گردد، بنابر حقوقی که در کنوانسیون بیان شده است قربانی خشونت از جانب دولت عضو شده است. در جاییکه شکایت به نیابت افراد و یا جمعیتی به کمیته تسلیم شده باشد، جلب رضایت آنها ضروری است مگر آنکه مرجع قانونی این نیابت را بدون رضایت آنها مجاز بداند.

ماده سوم

شکایات میبایست بطور کتبی و دارای امضاء باشد. اگر شکایت رسیده به کمیته راجع به دولتی باشد که عضو کنوانسیون است اما عضو پروتکل نیست، این شکایت مورد رسیدگی قرار نخواهد گرفت.

ماده چهارم

۱)      کمیته به شکایت فردی رسیدگی خواهد کرد که محقق و معلوم گردد آن فرد تمام راههای قابل قبول اصلاحی داخلی را طی کرده و نتیجه ای از شکایت خود نگرفته است. (این قاعده) در مواردی که طی کردن مراحل شکایت بنحو غیر معقولی طولانی باشد، اجرا نخواهد شد.

۲)      کمیته شکایاتی را که قابل پذیرش نیستند را (به دلایل زیر) اعلام خواهد کرد:

الف) آن شکایت قبلا بوسیله کمیته یا بوسیله دیگر روند تحقیقات بین المللی مورد رسیدگی قرار گرفته باشد.

ب) آن شکایت آشکارا ناقص و یا کاملا اثبات نشدنی باشد.

ج) آن شکایت (تشخیص داده شود که) مورد سوء استفاده از حق تسلیم شکایت کردن است.

د) موارد موضوع شکایت زمانی اتفاق افتاده است که پروتکل حاضر برای دولت عضو مربوطه لازم الاجرا نبوده است، مگر آنکه آن موارد بعد از آن زمان ادامه داشته است.

ماده پنجم

۱)      در هر زمان پس از دریافت شکایت و قبل از تصمیم و تعیین صلاحیت (رسیدگی به شکایت) کمیته میتواند از دولت عضو مربوط درخواست کند برای رسیدگی فوری فیمابین و جهت جلوگیری از زیانهای جبران ناپذیری که (ممکن است) به قربانی و یا قربانیان مدعی خشونت وارد شده باشد، اقدامات لازم را بعمل آورد.

۲)      در جائیکه کمیته نظر صلاحدید خود را طبق بند ۱ ماده حاضر ابراز کند، این (نظر) دلالت به یک تصمیم مجاز و قابل قبول و یا استحقاق (رسیدگی) به شکایت تلقی نمی گردد.

ماده ششم

۱)      کمیته به شکایت غیر مجاز و بدون (ذکر) مرجع دولت عضو مربوطه رسیدگی میکند، مشروط به اینکه فرد یا افراد موافقت کنند که هویت آنها برای دولت عضو روشن شود. در این مورد کمیته شکایتی که به آن تسلیم میشود را بنابر پروتکل حاضر، جهت رسیدگی به امور دولت عضو مربوطه محرمانه مطرح خواهد کرد.

۲)      در ظرف شش ماه دولت عضو دریافت کننده (شکایت)، توضیحات یا اظهارات روشن کننده ای راجع به موضوع و تدابیری را که برای بهبود وضعیت ممکن است اتخاذ گردد و یا در صورت اتخاذ چنین تدابیری بطور کتبی به کمیته تقدیم خواهد داشت.

ماده هفتم

۱)      کمیته به شکایات دریافتی بنابه پروتکل حاضر و به کمک اطلاعات قابل دسترس که بوسیله (فرد) یا به نیابت افراد یا گروهها و دولت عضو مربوطه دریافت کرده است، رسیدگی خواهد نمود. اطلاعات ارائه شده به کشورهای مربوطه ارسال میگردد.

۲)      کمیته در موقع رسیدگی به شکایات بنابه پروتکل حاضر جلسات محرمانه تشکیل خواهد داد.

۳)      پس از رسیدگی به شکایات، کمیته نظرات خود را نسبت به شکایت و نیز توامان پیشنهادات خود را و یا هر (نظر) دیگری را به کشورهای مربوطه ارسال خواهد داشت.

۴)      دولتهای عضو به نظرات و توصیه های کمیته توجه کامل خواهند کرد و ظرف ۶ ماه پاسخ کتبی از جمله اطلاعات مبنی بر هر اقدامی که به (اجرای) نظرات و توصیه های کمیته کمک نماید، ارائه خواهند نمود.

۵)      کمیته ممکن است کشور عضو را به ارائه بیشتر اطلاعات در باره اقداماتی که در پاسخ نظرات و توصیه ها از جمله تصمیمات مقتضی کمیته انجام داده است، ترغیب کند. (این اقدامات) و گزارشات بعدی دولت عضو طبق ماده ۱۸ کنوانسیون میباشد.

ماده هشتم

۱)      اگر کمیته اطلاعات موثق و معتبر دریافت کند که نشان دهد یک دولت عضو، حقوقی را که در کنوانسیون بیان شده است، بطور مرتب نقض کرده است. کمیته آن دولت عضو را جهت همکاری و رسیدگی به اطلاعات بدست آمده دعوت خواهد کرد و در پایان مشاهدات خود را در رابطه با اطلاعات مربوطه ارائه خواهد کرد.

۲)      با توجه و با در نظر گرفتن مشاهداتی که بوسیله دولت عضو مربوطه پذیرفته شده است و همچنین دیگر اطلاعات موثق و قابل دسترس، کمیته یک یا چند تن از اعضاء خود را برای تحقیق و رسیدگی تعیین میکند تا گزارشی فوری برای کمیته تهیه نمایند. این تحقیقات و رسیدگی شامل بازدید از قلمرو کشور مربوطه و با مجوز کتبی دولت عضو انجام خواهد گرفت.

۳)      پس از کسب مجوز و رسیدگی برای چنین تحقیقی، کمیته این مجوز را همراه با نظرات و توصیه های خود به دولت عضو مربوط ارسال خواهد کرد.

۴)      دولت عضو مربوطه ظرف ۶ ماه از دریافت حکم کتبی و با توجه به نظرات و توصیه هائی که بوسیله کمیته ارسال شده است، موافقت خود را جهت تحقیقات کمیته ابراز خواهد کرد.

۵)      چنین تحقیق و رسیدگی محرمانه انجام خواهد گرفت و همکاری دولت عضو در تمام مراحل تحقیقات خواسته خواهد شد.

ماده نهم

۱)      کمیته ممکن است دولت عضو مربوطه را جهت (ارائه) گزارش خود، طبق ماده ۱۸ کنوانسیون و همچنین جزیئات اقدامات انجام شده در پاسخ به رسیدگی ها و تحقیقات به عمل آمده را طبق ماده ۱۸ پروتکل حاضر، دعوت نماید.

۲)      کمیته ممکن است در صورت ضرورت طبق ماده ۸ و ۴، پس از پایان دوره ۶ ماهه طی دعوتی از دولت عضو مربوطه، اقدامات انجام شده در پاسخ به رسیدگی ها را به اطلاع آن دولت برساند.

ماده دهم

۱)      هر دولت عضوی در موقع امضاء یا تصویب یا الحاق پروتکل حاضر ممکن است اعلام کند که صلاحیت کمیته را نسبت به ماده ۸ و ۹ به رسمیت نمیشناسد.

۲)      دولت عضوی که در ارتباط با بند ۱ ماده حاضر اعلام کرده است (که صلاحیت کمیته را به رسمیت نمیشناسد) میتواند در هر زمان بوسیله اعلام به دبیر کل آنرا پس بگیرد.

ماده یازدهم

دولت عضو کلیه اقدامات لازم و مقتضی را برای اطمینان از اینکه افراد بنابر قوانین قضائی آن کشور تحت رفتار بد یا تهدید که در نتیجه ارتباط آنها با کمیته و پیگیری پروتکل حاضر (نسبت به آن دولت) میباشد، انجام خواهد داد.

ماده دوازدهم

کمیته گزارش سالانه خود را طبق ماده ۲۱ کنوانسیون و خلاصه فعالیت های خود را طبق این پروتکل ارائه خواهد داد.

ماده سیزدهم

هر یک از دولتهای عضو متعهد میشوند که بطور گسترده مفاد کنوانسیون وپروتکل حاضر را در دسترس اطلاع عموم قرار دهند، بویژه امکانات دستیابی به اطلاعات در مورد دانستن نظرات و پیشنهادات کمیته در خصوص دولت عضوی که درگیر است را مهیا سازند.

ماده چهاردهم

کمیته مقررات اجرائی خود را در جهت پیروی (از دستورالعمل ها) و وظائفی که این پروتکل به آن اعطاء کرده است، تعیین و گسترش خواهد داد.

ماده پانزدهم

۱)      پروتکل حاضر برای امضاء هر کشوری که کنوانسیون را امضاء ، تصویب یا به آن ملحق شده است، مفتوح خواهد بود.

۲)      پروتکل حاضر موکول به تصویب هر کشوری است که کنوانسیون را تصویب یا به آن ملحق شده است. اسناد تصویب نزد دبیر کل سازمان ملل متحد سپرده خواهد شد.

۳)      پروتکل حاضر برای الحاق هر کشوری که کنوانسیون را تصویب کرده است و یا به آن ملحق شده است، مفتوح خواهد بود.

۴)      الحاق بوسیله سپردن سند الحاق نزد دبیر کل سازمان ملل متحد انجام خواهد گرفت.

ماده شانزدهم

۱)      پروتکل حاضر ۳ ماه پس از تاریخ سپردن دهمین سند تصویب یا الحاق نزد دبیر کل سازمان ملل لازم الاجرا خواهد شد.

۲)      برای هر کشوری که پس از لازم الاجرا شدن، این پروتکل را به تصویب رساند و یا به آن ملحق شود، این پروتکل ۳ ماه پس از تاریخ سپردن سند تصویب یا الحاق، لازم الاجرا خواهد بود.

ماده هفدهم

هیچ اجازه حق شرطی ( حق تحفیظ) نسبت به پروتکل حاضر داده نخواهد شد.

ماده هجدهم

۱)      هر کشوری میتواند اصلاحیه ای نسبت به پروتکل حاضر پیشنهاد کند و آنرا نزد دبیر کل سازمان ملل متحد بسپارد. دبیر کل هر اصلاحیه پیشنهاد شده را به کشورهای عضو (این پروتکل) ارسال میدارد و طی درخواستی از آنها میخواهد که به او اطلاع دهند که آیا مایل هستند کنفرانسی از کشورهای طرف معاهده برای بررسی این طرحها و اخذ رای در باره آنها تشکیل شود. هر گاه حداقل یک سوم کشورهای طرف معاهده موافق تشکیل چنین کنفرانسی باشند، دبیر کل کنفرانسی را زیر نظر سازمان ملل متحد تشکیل خواهد داد. هر اصلاحیه ای که به اکثریت آراء کشورهای حاضر و رای دهنده در کنفرانس پذیرفته شود برای تصویب به مجمع عمومی سازمان ملل متحد تقدیم خواهد شد.

۲)      هنگامیکه اصلاحیه ها به تصویب مجمع عمومی ملل متحد رسیده باشد و بوسیله دوسوم از کشورهای طرف معاهده پروتکل حاضر و طبق قانون اساسی هر یک از آنها پذیرفته گردد، لازم الاجرا خواهد شد.

۳)      هنگامیکه این اصلاحیه ها لازم الاجرا شدند برای کشورهائی که آنها را پذیرفته اند اجرای آن الزامی خواهد بود. سایر کشورهای عضو کماکان به مقررات پروتکل حاضر و هر اصلاحیه ای که قبلا پذیرفته اند ملزم خواهند بود.

ماده نوزدهم

۱)      هر کشور عضو میتواند در هر زمان بوسیله اعلام کتبی خطاب به دبیر کل سازمان ملل متحد پروتکل حاضر را فسخ نماید. این فسخ شش ماه پس از تاریخ وصول اعلام به دبیر کل نافذ خواهد بود.

۲)      فسخ به اجرای مقررات پروتکل حاضر در مورد هر اطلاعیه ای که به موجب ماده ۲ قبل از تاریخ نافذ شدن فسخ تقدیم شده باشد خللی وارد نخواهد کرد.

ماده بیستم

دبیر کل سازمان ملل متحد به اطلاع تمام کشورها مراتب زیر را خواهد رساند:

الف) امضاها، تصویب ها و الحاق های پروتکل حاضر را

ب) تاریخ لازم الاجرا شدن پروتکل حاضر و هر اصلاحیه ای را بنابر ماده ۱۸

ج) هر فسخی که انجام گیرد بنابر ماده ۱۹

ماده بیست و یکم

۱)      متنهای عربی، چینی، انگلیسی، فرانسه، روسی و اسپانیائی پروتکل حاضر دارای اعتباری یکسان است و در بایگانی سازمان ملل متحد سپرده خواهد شد.

۲)      دبیر کل سازمان ملل متحد رونوشت گواهی شده پروتکل حاضر را به کلیه کشورهای مذکور درماده ۲۵ کنوانسیون ارسال خواهد کرد.

منابع:

 http://www.unic-ir.org/hr/hr43.pdf

http://www.humanitiesportal.com/FA/ArticleView.html?ArticleID=109253&SubjectID=6752

http://www.wrc.ir/?action=Publication.View&Type=&CID=99&ID=521

خرداد
۲
۱۳۹۳
بخاطر دخترم یاسمن
خرداد ۲ ۱۳۹۳
تجربه ها و خاطره ها
۳
, ,
image_pdfimage_print

1323754333_74e6ac2cb0_z

عکس: Arek

ویدا بالیخانی – روزنامه نگار

 پاورچین پاورچین از تاریکی سایه ای که دیوار درست کرده بود استفاده کرد و از کوچه گذشت، دستش رو محکم روی دهان نوزاد ۶ ماهه اش گذاشته بود که مبادا صدای گریه اش کسی رو متوجه خروج اونها کنه، به انتهای کوچه که رسید نفس راحتی کشید و دستش را از روی دهان نوزادش برداشت برای لحظه ای نگران نفس کشیدن او شد اما همه چی رو به راه بود، وقت آن رسیده بود که قدمهایش را بلند تر و سریعتر کند به خیابان که رسید دستش را برای تاکسی که در حال رد شدن بود تکان داد تاکسی ترمز کرد و او که هنوز می ترسید با صدایی لرزان گفت: ۵ تومن زعفرانیه، راننده تاکسی که متوجه نگرانی و وحشت او شده بود از فرصت استفاده کرد و گفت: چند وقته تاکسی نگرفتی آبجی از فاطمی تا زعفرانیه ۱۵ تونه نه