صفحه اصلی  »  والدین
image_pdfimage_print
تیر
۲۱
۱۳۹۷
چه‌وقت باید مانع از برهنه دیده‌شدن مقابل کودک‌مان شویم؟
تیر ۲۱ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
shutterstock_429626740
image_pdfimage_print

کیتی هرله*، ترجمه: میناخراسانی//

اخیرا از طرف یک پدر (خانه‌دار) نامه‌ای دریافت کردم که نگرانی‌هایی درباره دوش‌گرفتن جلوی دختربچه ۳ ساله خود داشت. دغدغه‌اش این بود که از چه زمانی باید مانع آن شد که کودکان والدین‌شان را برهنه ببینند. تا پیش از این هیچ‌وقت به این صرافت نیفتاده بود، اما ناگهان با سوالات زیاد دخترش درباره آلت مردانه‌اش روبه‌رو شده بود… و نگران بود نکند دخترک بیش از حد به آناتومی بدن او دقت می‌کند.

 

این دغدغه و احساس ناراحتی مربوط به حمام‌گرفتن در مقابل کودکان منحصر به این پدر نیست و من بارها با سوالات این چنینی از سوی والدین روبه‌رو شده‌ام.

خود من از سال ۲۰۰۶  تا به‌حال یک حمام بدون ناظر نداشته‌ام و تقریبا این امر به شکل عجیبی در سکوت برگزار شده و مجبور به پاسخ‌دادن هیچ سوالی در طول حمام گرفتن نبوده‌ام. بچه‌هایم در سنین ۷ و ۹ سالگی دیگر در زمان دوش‌گرفتن من دماغشان را به شیشه حمام نچسبانده‌اند و اگر هم برای یک لحظه سرو‌کله‌شان پیدا شود، معمولا از سر اتفاق بوده است. اگرچه نگران این مسئله نیستم و متوجه شده‌ام که هر دوی آنها در این صورت معمولا قبل از بیرون رفتن می‌گویند: «متاسفم مامان، فکر کردم که بیرون آمدی». آنها خودشان به اهمیت حریم خصوصی در زمان حمام‌گرفتن پی برده‌اند و این برای من خوب است.

واقعیت آن است که یک سن مشخص برای امتناع از دوش‌گرفتن یا لباس عوض‌کردن جلوی بچه‌ها وجود ندارد. خانواده‌ها با هم فرق می‌کنند و میزان راحتی آنها درباره مسئله برهنگی مقابل کودکان متفاوت است. با این‌حال، بچه‌ها وقتی که کم‌کم از بدن خود آگاهی می‌یابند تمایل به داشتن حدی از حریم خصوصی دارند و در واقع از اینکه پدر و مادرشان را برهنه ببینند خجالت می‌کشند. اگر هنوز هم درگیر با این مسئله هستید، می‌توانید از راهنمای زیر استفاده کنید که به شما کمک می‌کند تا درباره اینکه خودتان و بچه‌هایتان در خانه چطور راحت هستید بهتر تصمیم بگیرید:

 

مراقب نشانه‌ها باشید

در سنین حدود ۶ سالگی بیشتر بچه‌ها مفهوم حریم خصوصی را درک می‌کنند و احتمالا طالب حیای بیشتر در خانه هستند. ممکن است متوجه شوید که کودک شما دیگر نمی‌خواهد با خواهر و برادرش حمام برود، در حمام و دستشویی در را پشت سرش می‌بندد و یا اینکه حتی وقت لباس عوض‌کردن هم در اتاق را می‌بندد. این به آن معناست که کودک شما در حال بزرگ‌شدن است و طالب ایجاد و داشتن یک حریم (خصوصی) است؛ این اتفاق خوبی است. بهترین کار آن است که به این مرزها احترام بگذارید تا به کودکتان نشان دهید که شما اهمیت داشتن مقداری فضای خصوصی در زمان حمام یا دستشویی و لباس‌پوشیدن را درک می‌کنید.

درباره مرزهای شخصی حرف بزنید

در حالی‌که بعضی بچه‌ها حوالی ۶ سالگی شروع به تعریف و حفظ حریم خصوصی می‌کنند، تعداد زیادی از بچه‌ها این کار را نمی‌کنند. بعضی بچه‌ها واقعا از حمام‌گرفتن با خواهر و برادرهایشان لذت می‌برند و احساس نیاز به فضای خصوصی برای حمام‌کردن ندارند. همچنین احتمال دارد که نسبت به برهنگی شما در زمان دوش‌گرفتن یا لباس عوض‌کردن نسبتا بی‌توجه به نظر برسند. درباره مرزهای خصوصی در خانواده صحبت کنید. وقتی صحبت از حیا می‌شود، همه ما حریم‌های راحت خود را داریم؛ و این مهم است که به مرزهای یکدیگر احترام بگذاریم. درباره چیزهایی مثل درزدن و اجازه‌گرفتن قبل از ورود به یک اتاق حرف بزنید. این قانون در خانه ما توسط دخترم که که ترجیح می‌داد موقع لباس‌پوشیدن برای مدرسه در اتاق تنها باشد مقرر شد. ارتباط و گفتگوی باز و صادقانه درباره مرزهای خصوصی به کودکان شما کمک می‌کند تا مفهوم احترام به حریم خصوصی را درک کنند. همچنین به آنها می‌آموزد تا مرزهای شخصی خود را معین کنند.

به نیازهای خودتان توجه کنید

اگر شما از آن دست آدم‌هایی هستند که واقعا دوست دارند پوشیده باشند، لازم نیست که به‌خاطر کودکتان تظاهر به لذت‌بردن از برهنگی کنید. در واقع وقتی پدر و مادر سطوح مختلف حیا را دارند، این در واقع به کودکان آموزش می‌دهد که همه ما با هم متفاوتیم. اگر کم‌کم درباره برهنه‌بودن در برابر کودکتان احساس ناخوشایندی را تجربه کردید و نیاز به حریم خصوصی بیشتری در زندگی داشتید، همین کار را بکنید. بهتر است که به‌جای فرارکردن و پنهان‌شدن که پیام گیج کننده‌ای به کودک می‌دهد، نیازهایتان را با او در میان بگذارید. چون نمی‌خواهید او فکر کند که برهنگی شرم‌آور یا غلط است. مثلا بگویید: «مامان الان در حمام کمی فضای خصوصی می‌خواد، بیا تا وقتی من تنهایی دوش می‌گیرم یه کار جالب برای تو پیدا کنیم که انجام بدی.»

کلید مسئله احساس راحتی است

 

در حالی‌که علم زیادی درباره روش «درست» در این باب وجود ندارد، خط قرمز، راحتی است. یک قانون کاربردی خوب آن است که والدین باید پشت سر کودک حرکت کنند. وقتی کودک شما برای لباس‌پوشیدن یا دستشویی‌رفتن خلوت می‌خواهد، دارد این پیام را می‌دهد که نیاز به حریم خصوصی را درک می‌کند. این یک نشانه خوب برای والدین است که دیگر برهنه در خانه نچرخند یا جلوی کودک دوش نگیرند. اگر بچه در این مورد دغدغه‌‌ای ندارد، آن‌را اجبار نکنید.

البته برای اینکه راحتی کلید محوری برای این مسئله باشد، مهم است که راحتی همه اعضای خانواده در نظر گرفته شود. این به معنی توجه دقیق به احساس و خواسته بچه‌ها، پدر و مادر در زمان لباس عوض‌کردن یا حمام‌رفتن است. مثلا برای من اینکه هر کدام از بچه‌ها مرا در حمام و دستشویی ببیند مسئله‌ای نیست، اما پدرشان عموما در را می‌بندد. این امر هیچوقت مسئله‌ساز نبوده و بچه‌ها حتی به‌ندرت متوجه این تفاوت شده‌اند، اما همیشه به معنی در بسته احترام می‌گذارند و به‌جای مثلا لگدزدن و باز‌کردن در، همیشه صبورانه بیرون منتظر می‌مانند. گاهی پیشرفت طبیعی که در درون خانواده اتفاق می‌افتد، بهترین راهنما برای آن است که بدانیم چه کاری را چه وقت انجام دهیم.

 

فقط کافی است که درباره‌اش نگران نباشیم و اجازه بدهیم که به‌طور طبیعی اتفاق بیفتد.

***

منبع

*روان‌درمانگر کودک و نویسنده و مشاور والدین

تیر
۲۰
۱۳۹۷
بگذارید کودکانِ والدین زندانی، شنیده شوند
تیر ۲۰ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_117841213
image_pdfimage_print

Photo: mayok21/shutterstock.com

معجزه برگ

نوشته حامد فرمند فعال حقوق کودک

آن روز با کیوان* پسر ۸ ساله کم حرف کمپ، تنهایی از گروه که در حال بازی در دریاچه بودند جدا شدیم و به سمت کابین رفتیم تا لباسش را عوض کند. جواب هیچ سوالی را نمی‌داد و تا آن روز هم کمتر امکان ارتباط برقرار کردن با او برایم فراهم شده بود. در اتاق می‌دانستم با دفتر نقاشی‌ام می‌توانم سرگرمش کنم اما راه دیگری برای ارتباط با او نمی‌دانستم. بی‌هوا تکه برگی از زمین برداشتم. بالاخره به حرف آمد و پرسید می‌خواهی باهاش چه کار کنی؟ هیچ ایده‌ای نداشتم و ترجیح هم دادم داستان نسازم. گفتم نمی‌دانم. تا به در اتاق برسیم، یک بغل برگ برایم جمع کرد و یکی یکی یا چندتا چندتا به دستم داد. هر دو می‌دانستیم که ممکن است این برگ‌ها به هیچ کاری نیاید، اما راه ارتباطی ما را برقرار کرد. کیوان عاشق طبیعت بود و با او می‌شد ساعت‌ها در جنگل راه رفت یا به یک برگ خیره شد.
آخرین روز کمپ، وقتی آیوا* دختر ۸ ساله کمپ دلتنگ خانه شده بود، و آن‌قدر هم با من نزدیک نبود تا از دلتنگی‌اش بگوید، و البته من تنها کسی بودم که آن لحظه در کنارش بودم، دوباره به معجزه برگ پناه بردم. گفتم می‌دانی من برگ جمع می‌کنم. او هم که تا آن لحظه جواب هیچ سوالی را نداده بود، پرسید: برای چی؟ من هم همان جواب صادقانه را دادم: نمی‌دانم. اما برگ، کار خودش را کرد. آیوا، فردا صبحش هم با لبخندی پهن‌تر از صورت کوچکش سراغم آمد و یک بغل برگ برایم آورد.
برگ‌ها را به خانه آوردم و شاید بتوانم تصویری از آن‌ها بسازم،‌ شاید هم ناچار شوم همه را دور بریزم. اما آن‌ها، راه ارتباطی من با کودکانی بودند که به خصوص به خاطر شرایط خانوادگی و حضور یک یا هر دو والد در زندان و ندانستن راه‌های بیان احساسات، ترامای جدایی از والد را با فشار روانی بیشتری تحمل می‌کنند. برگ‌ها، پل ارتباطی من و کودکانی شدند که گاه زبان و گاه موانع احساسی امکانی برای این رابطه برقرار نکرده بود.
تجربه کمپ، تجربه یگانه‌ای بود که امسال برای سومین بار تکرارش کردم. برای من، کمپ تنها بیست و چند کودک پسر و دختری که همراه‌شان بودیم نیست، تجربه‌ای است از ارتباط با میلیون‌ها کودک در آمریکا و جهان که والدین زندانی دارند و نیاز داریم تا با ابتکار،‌ راهی برای ارتباط با آن‌ها پیدا کنیم.
* اسامی این کودکان برای مراقبت از حریم خصوصی‌شان تغییر کرده است.

منبع

خرداد
۳۰
۱۳۹۷
والدینی که مانع رشد کودک می‌شوند
خرداد ۳۰ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Baby hand pushing  smile button.
image_pdfimage_print

Photo: fantazista/depositphotos.com

محققان دریافتند که کنترل بیش از حد کودک توسط والدین، مانع رشد توانایی‌های بالقوه کودک می‌شود.

به گزارش ایسنا و به نقل از هلث‌دی، نتایج تحقیقات جدید انجمن روانشناسی آمریکا نشان می‌دهد که کنترل و نظارت بیش از حد کودکان توسط والدین، تاثیر منفی بر سلامت و رفتار آنها می‌گذارد. والدینی که کودکان خود را بیش از حد کنترل می‌کنند، مانع رشد پتانسیل‌ها و توانایی‌های آنها می‌شوند.

این والدین که به عنوان والدین هلی‌کوپتری شناخته می‌شوند، والدینی هستند که بیش از حد درگیر زندگی فرزندانشان می‌شوند و اجازه انجام کاری را به آنها نمی‌دهند.

هدایت هر حرکتی که یک کودک نو پا انجام می‌دهد، ممکن است توانایی کودک برای مدیریت احساسات و رفتار را تضعیف کند. بر اساس نتایج این مطالعه، کودکان نیاز به فضا برای یادگیری و رشد دارند.

دکتر نیکل پری از دانشگاه مینه‌سوتا اظهار کرد:  کودکان با داشتن این والدین ( والدین هلیکوپتری)، کمتر قادر به مقابله با چالش‌های خود هستند و در سنین بالاتر با مشکلاتی مواجه خواهند شد.

آنها نمی‌توانند احساس و رفتار خود را تنظیم کنند و در مدرسه نیز در تعامل با دوستان با چالش مواجه می‌شوند.

نتایج نشان داد، کنترل بیش از حد والدین در سن دو سالگی فرزند منجر به کاهش کنترل عواطف و رفتار در سن پنج سالگی و بروز مشکلات عاطفی در سن ۱۰ سالگی خواهد شد و مهارت‌های اجتماعی آنها در این سنین، کاهش می‌یابد.

محققان عنوان کردند: کودکان باید یاد بگیرند که چگونه احساس و رفتار خود را مدیریت کنند و والدین هلی‌کوپتری نباید این فرصت را از آنها بگیرند.

کودکان نیاز به والدینی دارند که در صورت لزوم به آنها در مدیریت احساس کمک کنند. این گونه والدین به کودکان اجازه توانایی اداره کردن موقعیت‌های چالش‌برانگیز را خواهند داد که این موضوع منجر به سلامت روحی و جسمی بهتر، روابط اجتماعی بهتر و موفقیت تحصیلی خواهد شد.

محققان در این مطالعه، ۴۲۲ کودک را طی هشت سال بررسی کردند.

البته این بررسی نیاز به والدین در شرایط حساس را رد نمی‌کند و حاکی از آن است که والدین نقش مهمی در کمک به فرزندان برای یادگیری استقلال در احساسات و رفتار دارند، اما نباید کنترل بیش از حد آنها مانعی برای رشد کودک شود.

نتایج این مطالعه در مجله Psychobiology Development منتشر شده است.

منبع: ایسنا

آبان
۲۹
۱۳۹۳
کنوانسیون حقوق کودک قابلیت اجرائی درایران را دارد
آبان ۲۹ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

5303

عکس: kurdistanmedia

مهری ملکوتی: وکیل- پژوهشگر

 به گزارش ایرنا – خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، دبیر مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک اخیرا به مناسبت ۲۰ نوامبر سالروز تصویب پیمان نامه حقوق کودک گفته است: پیمان نامه حقوق کودک به دلیل محتوای انسان دوستانه و احترام این قشر از جامعه پذیرفته ترین کنوانسیون در جهان است و بیشر مفادش در کشور قابلیت اجرائی دارد.

وی با بیان این که ۳۰ در صد جمعیت کشور را افراد زیر ۱۸ سال تشکیل می دهند، گفت: شناسائی وضعیت این کودکان مهمترین کاری است که باید انجام شود و برای انجام این امر به بانک اطلاعات و هماهنگ کردن خدمات نیاز داریم.

اعلام این نطرات از سوی یک مقام جمهوری اسلامی، خبری است خوش که در آستانه روز جهانی کودک امید بر دل ها می نشاند و به خصوص از میزان رنجی که ایرانیان با دیدن کودکان کار و کودکان خیابانی و کودکان معتاد، می برند اندکی می کاهد. دبیر مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک باید از امروز که ۲۰ نوامبر ۲۰۱۴ میلادی است، تعهدات خود را نسبت به آن چه به صورت رسمی اعلام کرده است به عرصه اجرا نزدیک کرده و موانع سرراه اجرای مفاد کنوانسیون را با کارشناسان و مطبوعات در میان بگذارد.

اهمیت ایجاد بانک اطلاعات

تاسیس این بانک بر بسیاری پرسش ها که هم اکنون با پاسخ های ضد و نقیض و گمراه کننده برخورد می کند، به خصوص برای شناخت در صد انواع آسیب پذیری های کودکان ضروری است. هنوز به درستی  برای پژوهشگرانی که وضعیت کودکان در شرایط دشوار ایران را در مرکز مطالعات خود قرار می دهند، روشن نیست که مثلا چند در صد از دانش آموزان دبستانی و دبیرستانی، در سال تحصیلی جاری در مدارس نام نویسی نکرده اند. آنها در چه موقعیتی به سر می برند؟ به عضویت باند های فساد و توزیع مواد مخدر و تکدی گری در آمده اند یا به صورت فردی زندگی نابسامان زیرزمینی محنت باری دارند؟ والدین آنها کجا هستند؟ بچه هائی که پدر یا مادر یا هردو در زندان است در چه شرایطی زندگی می کنند؟ آیا دولت برای حفظ آنها از آسیب پذیری، خانه های امن درست کرده یا برنامه ای برای آن دارد؟ پرسش ها بسیار است و دست اغلب پژوهشگران از این اطلاعات خالی است. بنابراین تاسیس بانک اطلاعات کودکان می تواند مانند یک مقدمه سازی ضروری، نیروی رو به رشد پژوهشگران جوان ایرانی را به آن سمت و سو سوق بدهد تا با اطلاعات درست آماری، تحقیق خود را پیش برده و در اختیار سازمان های برنامه ریزی کشوری و سازمان های اجرائی و نهادهای مرتبط با قانونگزاری و مراکز بهزیستی، بگذارند.

سن بلوغ

درست است که دولت ایران کنوانسیون را با “حق تحفظ ” امضا کرده و این شرط به مفهوم خودداری ایران از انطباق با موادی از کنوانسیون است که با احکام شرع در تعارض است. ولی بی گمان حتی با وجود این شرط، دولت ها نباید مبانی بنیادی کنوانسیون را نادیده بگیرند. این که بر خلاف مبانی بنیادی حقوق کودک که تا زیر ۱۸ سالگی، دختر و پسر را کودک تلقی می کند، سن بلوغ در قوانین داخلی ایران برای دختر ۹ ساله به سال هجری قمری و برای پسر ۱۵ ساله به سال هجری قمری است، از مصادیق بارز نقض کنوانسیون و جریحه دار کردن روح کنوانسیون است. اگر این سن را به سقف تعریف شده کنوانسیون برسانند، آمار ازدواج دختر بچه های ایرانی خود به خود کاسته می شود و به تدریج مردم اقشار گوناگون آموخته می شوند که دختر بچه ها را شوهر ندهند. یا پسر ۱۵ ساله خود را به سلیقه خود پای سفره عقد ننشانند.

امور مربوط به کنوانسیون

نکته مهمی که در سخنان آقای الوندی با اهمیت ارزیابی می شود این است که گفته است:

” تا سال ۸۸ وزارت امور خارجه امور مربوط به این کنوانسیون را انجام می داد و از سال ۸۸ وزارت دادگستری دبیرخانه آن شد و دولت نیز مرجعی به نام مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک را به رسمیت شناخت.”

نمی شود پیش بینی کرد که این تغییر و تحول چگونه تاثیر و بازتابی در وضعیت کودکان ایرانی دارد. خوش بینانه می توان امید بست به این که وزارت دادگستری در تعامل با قوه قضائیه، نقش مثبتی ایفا کند تا کمبودها و کاستی های حقوق کودک در قوانین داخلی ایران را به صورت لوایح قضائی تدوین و برای تصویب در اختیار مجلس بگذارند. اصلاح قوانین همین حکم را دارد و تا وقتی در ساختار قوانین ایران پدر و جد پدری مالک بر جان و مال فرزند و نوه خود هستند، بعید است مفاهیم و مضامین انسانی مندرج در کنوانسیون حقوق کودک قابلیت اجرائی پیدا کند.

این است که شاید وزارت دادگستری به لحاظ نزدیک بودن به ارکان قوه قضائیه و قوه مجریه بهتر از وزارت امور خارجه بتواند به اجرائی شدن کنوانسیون کمک برساند.

خشونت خانگی بر ضد کودکان

نبود قوانین کافی و کاربردی در کنترل خشونت خانگی، و محرومیت کودکان از تحصیل به علت فقر و اعتیاد و مهمل بودن پدر و مادر، موضوع مهم دیگری است که محتاج تصویب قوانین خاص است. حتی نبود این قوانین خاص برای زنان باعث می شود که کودکان همواره شاهد بر خشونت هائی شوند که مادر تحمل می کند و آنها در موارد بسیار برای فرار از مشاهده آن، خانه و خانواده را ترک کرده و به باندهای سیاه می پیوندند.

ارتقاء نقش مادران در حضانت و سرپرستی فرزند موضوع مهم دیگری است که تا قانونگذار به آن نپردازد، سلامت روانی کودکان تامین نمی شود.

نتیجه گیری

خبری را که امروز با لینک http://www.irna.ir/fa/News/81392753 روی پایگاه های اینترنتی و مطبوعات کشور دیدیم به فال نیک می گیریم و امیدواریم سال آینده شاهد بر تحولات وسیع در وضعیت قانونی و اجتماعی کودکان ایرانی باشیم و برنامه های دقیق و موثری برای حمایت از کودکان کار و خیابانی و معتاد را در حال اجرا ببینیم. جملگی از آثار و تبعات  انواع خشونت خانگی هستند که در ایران نسبت به آن بی اعتنائی می شود.

مهر
۳
۱۳۹۳
شرم و گناه حاصل از آزار و اذیت های جنسی به کودکان
مهر ۳ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

111117477_d1d97c1851_o

عکس: Southworth Sailor

 مترجم: مهتاب صمیمی

تجاوز به کودکان بدلیل حس گناه و شرمی که بدنبال دارد از انوع پیچیده و خاص خشونت است. باید دانست که خشونت جنسی همیشه شامل تماس بدنی نیست. قرار دادن کودک در محیط ها، شرایط  و چیزهایی که مربوط به مسائل جنسی هستند نیز نوعی خشونت جنسی محسوب می شوند حال آنکه تماس بدنی را شامل شود یا خیر.

با اینکه داستان های جنایات جنسی بسیار هولناک هستند اما آنچه که وحشتناک تر است این واقعیت است که اغلب این تجاوزات توسط نزدیکان کودک  صورت می گیرند که به آنها اعتماد نیز دارند. بر خلاف آنچه که بسیاری به آن معتقدند، تنها دختران نیستند که مورد تجاوز قرار می گیرند. خطر تجاوز جنسی هم دختران و هم پسران را تهدید می کند. در واقع می توان گفت که خشونت جنسی به پسران به دلیل ننگ و شرم آن کمتر احتمال می رود که گزارش شوند.

جدای از اینکه خشونت های جنسی می توانند آسیب های فیزیکی بدنبال داشته باشند، آسیب های روحی آن بسیار بیشتر و بهبود و درمان آنها بسیار مشکل تر هستند. کودکانی که به آنها تجاوز شده است همواره از شرم و گناه آن رنج می برند. آنها یا تصور می کنند که در این تجاوز مقصر هستند و یا خودشان باعث و بانی آن بوده اند. این ممکن است که در بزرگسالی اثرات سوءی چون تنفر از خود و مشکلات جنسی برای آنها به بار آورد که اغلب یا باعث بیقیدی آنها نسبت به روابط جنسی و یا ناتوانی آنها در داشتن رابطه جنسی می شود.

شرم و ننگ حاصل از تجاوز و خشونت های جنسی مانع کودکان در افشای این مشکلات می شود. آنها می ترسند که شاید دیگران حرفشان را باور نکنند، آنها را عصبانی کنند و یا خانواده هایشان را از هم بپاشند. بدلیل این مشکلات، اتهامات این چنینی را جدی بگیرید زیرا خیلی شهامت لازم است تا این موضوعات بر ملا شوند و چنانچه کودکی به شما اطمینان کرد و داستان را به شما گفت، او را جدی بگیرید. از آن بی اعتنا نگذرید و چشم پوشی نکنید!

علائم هشدار دهنده غفلت و خشونت علیه کودکان

هر چه زودتر جلوی خشونت و تجاوز علیه کودک را بتوان گرفت، امکان درمان و بهبود او بیشتر خواهد بود. تجاوز و خشونت به کودکان همیشه قابل مشاهده نیست. با شناخت علائم متداول آن می توانید جلوی این مشکل را هر چه سریعتر بگیرید و به کودک و فرد خشونت گر و متجاوز، هر دو کمک کنید.

اما باید این را بدانید که چنانچه علائمی دیدید لزوماً به این معنا نیست که کودک مورد آزار و اذیت جنسی واقع شده، بلکه باید بیشتر کند و کاو کنید و سعی کنید تا یک الگوی رفتاری و نشانه خطری پیدا کنید.

علائم احساسی، روحی- روانی خشونت و تجاوز علیه کودکان

وحشت شدید و کناره گیری از انجام کاری بدلیل ترس از اشتباه انجام دادن آن

بروز رفتارهای افراطی (شدیداً مطیع و یا شدیداً پر توقع؛ شدیداً بی اراده و یا شدیداً ستیزه جو)

نداشتن رابطه خوب با والدین و یا پرستار

بی مورد احساس بزرگسالی (مراقبت از دیگر بچه ها) و یا احساس بچگی کردن (مک زدن انگشت شست، تاب خوردن گهواره ای، و قهر و غیظ کردن)

علائم آزار و اذیت های فیزیکی به کودکان

متناوباً زخم، بریدگی و کبودی داشتن

داشتن این حس که همیشه در حال تعقیب است

صدمات جسمی با طرح و الگویی خاص، مانند جای دست و کمربند

ترسیدن و پریدن از جا با یک حرکت و صدای بلند، خجالت کشیدن از هر نوع تماس فیزیکی، و یا ترس از رفتن به خانه

پوشیدن لباس های نامناسب مانند پوشیدن بلوز آستین بلند در روزهای گرم

علائم غفلت از کودکان

پوشیدن لباس های نا مرتب، گشاد و یا تنگ، اتو نشده و یا نا مناسب آب و هوا

داشتن بهداشت بد (حمام نرفتن و بوی بد دادن)

داشتن بیماری و زخم های درمان نشده

تنها و بی سرپرست بودن و در شرایط و محیط نا امن بازی کردن

دیر به مدرسه رفتن و غیبت کردن

علائم آزار و اذیت های جنسی در کودکان

داشتن مشکل راه رفتن و نشستن

داشتن اطلاعات و تمایل به موضوعات و مسائل جنسی نا مناسب با سن و سال و یا داشتن رفتارهای اغواکننده

کناره گیری و فرار از دیدن شخصی بدون هیچ دلیل خاص

عوض نکردن لباس جلوی دیگران و شرکت نکردن در فعالیت های فیزیکی

داشتن بیماری های منتقل شده از رابطه جنسی و بارداری در سنین زیر ۱۴سال

فرار از خانه

لینک منبع

مهر
۲
۱۳۹۳
قربانیان پنهان: کودکانی که والدینشان در صف اعدام هستند
مهر ۲ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

2403368609_32f4902d8d_b11-300x125

 عکس:  ntr23

مترجم: شبنم صبا

  “اسم من تانیاست. در زندان متولد شدم و همان روز تولدم به پدرم تحویل داده شدم. هر دو والدینم فعالین سیاسی بودند. در ماه مارچ ۱۹۸۴، زمانی که فقط یک سال داشتم، جسد مادرم که ۲۸سال داشت به خانواده مان تحویل دادند و پدرم سه روز بعد به تبعید فرستاده شد. من هیچ وقت داشتن خانواده را تجربه نکردم و به عنوان یک زن جوان نمی دانم داشتن مادر چگونه است. من مصرانه از همه کشورهایی که هنوز ” دومین پروتکل اختیاری پیمان بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ” را تصویب نکرده اند می خواهم که آن را تصویب کنند و آرزو می کنم روزی برسد که هیچ پدر و مادری اعدام نشوند و هیچ کودکی بدون حمایت پدرو مادرش نباشد. (تانیا داستان زندگی اش را در مناظره شورای حقوق بشر که درباره حقوق انسانی کودکانی که والدینشان به مرگ محکوم و یا اعدام شدند تعریف کرد).

مطالعات محدودی درباره تجربه کودکانی که والدینشان به مرگ محکوم؛ و یا یکی از آنان اعدام شده انجام گرفته است. هر چند از اطلاعات موجود واضح است، کودکانی که والدین خود را به دلیل محکومیت های طولانی و یا اعدام از دست داده اند از غم و اندوه و ضربه های روحی بلند مدت و عمیق رنج می برند. این فقدان می تواند به دلیل اینکه آنان اغلب بدون کمک و تکیه گاه، مانند نداشتن سر پناه، سرپرست، و عدم امکان تحصیل رها می شوند فاجعه بر انگیز باشد. این کودکان، که هیچ کس از تعداد واقعی آنها مطلع نیست، اغلب در جامعه با تحقیر و تبعیض روبرو می شوند .

معاون کمیساریای عالی حقوق بشر، Flavia Pansieri ، در میز گرد شورای حقوق بشر درباره حقوق انسانی کودکانی که والدینشان به مرگ محکوم شده و یا اعدام می شوند، توجه حضار را به تمایل روز افزون کشورها، به لغو مجازات اعدام جلب کرد. به گفته وی ” بیش از ۱۵۰عضو از ۱۹۳عضو کشورهای عضو سازمان ملل متحد حکم اعدام را یا متوقف کرده اند و یا اجرا نمی کنند. “

اگر چهPansierie  اظهار کرد، کشورهای عضوی که هنوز از مجازات اعدام استفاده می کنند، باید بدانند چگونه با عواقبی که استفاده از مجازات اعدام بر روی جامعه، به خصوص بر روی خانواده افرادی که به مرگ یا اعدام محکوم شده اند، بر جای می گذارد مقابله کنند.

یک  دفتر یار حقوقی که با سازمان ” اشک های صبحگاه ” همکاری و در برخی کشورها با کودکانی که والدین شان به مرگ و یا محکومیت های بلند مدت مجازات شدند کار می کند، در پروژه ای درZhengy hou، پایتخت استان Henan چین، تجربه کودکانی که سرپرستی آنها را به عهده داشت شرح می دهد. ” معمولا” هیچ کس آنها را واقعا” نمی خواهد، حتی خانواده ها و اقوامشان، و بیشتر آنها از خانواده های تنگدست هستند. اغلب کودکانی که به اینجا می آیند حداقل به مدت یک سال اینجا می مانند اما در بیشتر موارد، برای ۱۰سال و یا بیش از آن ماندگار می شوند.”

Marta Santos Pais ، نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل برای خشونت علیه کودکان، در اظهاراتی که از سوی او برای شورا قرائت شد می گوید: “صدور حکم اعدام برای والدین، برخورداری طیف وسیعی از کودکان را از حقوقشان به خطر انداخته است.”

Bertrand de Crombrugghe ، مدیر بحث و مذاکرات، نماینده دائم بلژیک در سازمان ملل در ژنو، لزوم رویکرد “حقوق بشر دوستانه ” را بر شمرد، و بیان کرد ” کودکان نباید بهای کاری که پدر و مادرشان مرتکب شده اند بپردازند “. او گفت، دولت ها باید مسئولیت عواقب ناخواسته سیستم عدالت کیفری خود را به عهده گیرند.

شمار کودکانی که والدینشان با مجازات اعدام مواجه می شوند نامعلوم است. بهSandra Jones  دانشیار دانشگاه   Rwan تجربه این کودکان بسیار دردناک است. او می گوید که این کودکان به شدت احساس تنهایی می کنند، آنها خود را منزوی کرده و از شرم درونی رنج می برند. اغلب، این کودکان احساس می کنند باید مدافع والدین زندانی شان باشند و با وحشت  و انتظار خبر کشته شدن والدین شان زندگی کنند. به گفته او، این کودکان معمولا” مجبورند با بسیاری از مسائل روانی، افسردگی، اضطراب، مشکلات رفتاری و خشم مقابله کنند.

مرکز “چشمه امید”، یک سازمان غیر دولتی مستقر در اوگاندا، با ارائه امکانات تحصیلی ورفاه عمومی، از کودکانی که یکی از والدین آنان یا هر دوی آنها در زندان هستند حمایت می کند. به گفتهFrancis Ssuubi ، مدیر اجرائی سازمان، اگرچه آخرین اعدام در اوگاندا در سال ۱۹۹۹  انجام شد، اما هنوز ۴۰۸نفر دیگر در انتظار اعدام هستند. کودکانِ کسانی که محکوم به مرگ هستند شناسایی نمی شوند، برخی همچنان بر این باورند که جرم والدین باید با کودکان قسمت شود.

Ssubi  از کشورها درخواست کرد تا دستگاه عدالت کیفری کودک محوری را در نظر بگیرند که به کودکان اجازه تماس بین آنها و والدینشان در زندان را بدهد.

Nisreen Zerikat  ، از مرکز ملی حقوق بشر اردن، بیان داشت بسیاری از مؤسسات حقوق بشر می توانند نقش مؤثری در حفاظت از حقوق انسانی کودکانِ زندانیان محکوم به اعدام، به خصوص با تسهیل بازدید از زندان فراهم کنند.

مدرس دانشگاه ، Jorge Cardona ، از کمیته سازمان ملل متحد درباره حقوق کودکان، تاکید کرد زمانی که والدین حکم اعدام دریافت می کنند، منافع کودکان باید به بهترین وجه در نظر گرفته شود. وی بیان داشت، کشورهایی که عضو مجمع حقوق کودک هستند از نظر قانونی موظف به ایجاد ارزیابی تصمیماتی هستند که در ارتباط با کودکی اتخاذ می شود .

درآخرین گزارش دبیر کل سازمان ملل متحد، با تاکید بر اینکه اینجا به یک اقدام سریع نیاز هست وضعیت کودکانی که والدینشان با مجازات اعدام روبرو بوده و نیز کودکانی که والدین آنها اعدام شده اند اشاره شده است؛ که ” بررسی کلی تاثیر سیستم اشد مجازات، شامل اثرات اجتماعی، اقتصادی و روانشناسی بر روی کودکانی که والدینشان اعدام شده یا حکم اعدام گرفته اند  “.

در تاریخ ۱۰اکتبر، روز جهانی بر علیه مجازات اعدام ، گزارشگر ویژه اعدام های فرا قضایی ، Christof Heyns  ،و گزارشگر ویژه شکنجه، Juan E.Menedez  ، از جامعه بین المللی تقاضا کرد که تلاش های جهانی برای غیر قانونی شماردن همیشگی مجازات اعدام را شدت بخشند.

کارشناسان در حالی که نگرانی عمیق خود را درباره از سر گیری اخیر اعدام ها در تعدادی از کشورها بعد از یک دوره طولانی رعایت کردن ممنوعیت اعدام ابراز کرده و اظهار می کنند: “هنوزکشورهایی وجود دارند که برخلاف استانداردهای تعیین شده قوانین بین المللی، مردمشان را همچنان اعدام می کنند “.

 لینک منبع 

مرداد
۲
۱۳۹۳
راهنمای کمک به کودکان و نوجوانان در معرض ضربات روحی
مرداد ۲ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

2043454719_2140a3433a_b-300x154

 

مترجم: فرخ نیک مرام

نکاتی درباره گفت و گو و کمک کردن به کودکان و نوجوانان، برای آنکه بتوانند با فجایع و وقایعی که ضربه روحی بر جای می گذارند، کنار بیایند.

حمایت و قوت قلب دادن از سوی بزرگترها کلید کمک به کودکان در دورانی است که ایجاد ضربات روحی می‌کنند.

کودکان و جوانان پس از وقایعی که ضربه روحی به همراه دارند، مانند تصادف رانندگی یا خشونت ممکن است، دچار فشار عاطفی و روحی شوند. فجایع نیز ممکن است تاثیرات زیان آور بلند مدت بر جای بگذارند. وقتی که کودکان ضربه روحی را تجربه می‌کنند، آن را در تلویزیون تماشا می‌کنند یا در میان گفتگوهای دیگران در مورد آن می‌شنوند، ممکن است دچار ترس، گیجی یا اضطراب شوند. جوانان در برابر این ضربات واکنش‌های متفاوتی از بزرگسالان دارند. گروهی ممکن است بلافاصله واکنش نشان دهند و گروهی ممکن است مدت‌ها بعد، علائم مشکل زا را از خود نشان دهند. در نتیجه بزرگسالان همیشه نمی‌دانند که کودکان چه زمانی نیازمند کمک برای کنار آمدن با آن ضربه هستند. این برگه به والدین، پرستاران و معلمان کمک می‌کند واکنش‌های متداول را شناسایی کنند، نسبت به آنان واکنش درست نشان دهند و بدانند چه زمانی باید از متخصصان کمک بگیرند.

واکنش های احتمالی به وقایع ضربه زننده

بسیاری از واکنش‌های زیر در میان کودکان و جوانان در هنگام اداره کردن فشار (استرس)، بلافاصله پس از واقعه طبیعی هستند. اگر هر یک از این واکنش‌ها بیش از ۲ تا ۴ هفته ادامه پیدا کنند، یا این که پس از مدتی ناگهان بروز کردند، کودک مورد نظر ممکن است برای کنار آمدن با ضربه به کمک نیاز داشته باشد.

کودکان پیش دبستانی – کمتر از پنج سال

کودکان بسیار کوچک ممکن است دوباره شروع به مکیدن شست کنند یا شب‌ها رخت خوابشان را خیس کنند. ممکن است از غریبه‌ها، تاریکی یا غول بترسند. در میان کودکان پیش دبستانی بسیار رایج است که کودک مدام به والدین، پرستار یا معلم بچسبد یا بخواهد مدام در جایی باشد که احساس امنیت کند. ممکن است بارها در هنگام بازی به ضربه مذکور اشاره کند، یا در تعریف ماجرا غلو کند. عادات خواب و خوراک بعضی کودکان ممکن است تغییر کند یا بعضی کودکان ممکن است دچار دردهایی شوند که قابل توضیح نیستند. سایر علائمی که باید به آنان دقت کرد عبارتند از خشونت، گوشه‌گیری، بیش‌فعالی، مشکلات تکلم یا سرکشی.

  • نوزادان و نوپایان – کمتر از ۲ سال: قادر به درک ضربه روانی نیستند، اما متوجه ناراحتی پرستارشان می‌شوند. این کودکان ممکن است واکنش‌هایی مشابه پرستاران خود نشان دهند یا رفتارهای متفاوت مانند: گریه بی دلیل، دوری از دیگران یا بازی نکردن با اسباب بازی‌هایشان داشته باشند.
  • کودکان – ۳ تا ۵ سال: قادر به درک تاثیرات ضربه هستند. ممکن است نتوانند به تغییرات یا از دست دادن [فرد یا چیزی] عادت کنند. ممکن است برای احساس بهتر داشتن به کمک بزرگسالان نیاز داشته باشند.
  • کودکان تا نوجوانان – ۶ تا ۱۹ سال: ممکن است در این بازه سنی رفتارهایی مشابه کودکان کوچکتر داشته باشند. کودکان کوچکتر معمولا نیاز به توجه بیشتری از سوی والدین یا پرستاران دارند. [این کودکان] ممکن است از انجام کارهای مدرسه یا مسئولیت‌های خود در خانه سر باز زنند. پاره‌ای از جوانان ممکن است دچار احساس گناه شوند، چرا که آنها در پاسخ به فاجعه یا ضربه، توان ایفای نقش بزرگترهای خانواده یا اجتماع را در خود نمی بینند.
  • کودکان – ۶ تا ۱۰ سال ممکن است از رفتن به مدرسه بترسند و دیگر با هم سن و سال‌های خود وقت نگذرانند. ممکن است تمرکز خود را از دست بدهند ویا به طور کلی در مدرسه دچار افت شوند. بعضی ممکن است بدون دلیل مشخص پرخاشگر شده یا کارهای کودکان کوچکتر را انجام دهند. مثلا ممکن است بخواهند که والدین یا پرستارشان لباسشان را عوض کنند یا به آنها غذا بدهند.
  • نوجوانان و جوانان – ۱۱ تا ۱۹ سال به دلیل رشد دچار تغییرات بدنی و عاطفی زیادی می‌شوند، پس ممکن است کنار آمدن با ضربات برای آنها دشوارتر باشد. در سنین بالای نوجوانی افراد ممکن است این واکنش‌ها را برای خود و دیگران انکار کنند. ممکن است تنها با پاسخ «خوبم» یا سکوت در هنگام ناراحتی پاسخ دهند. ممکن است از دردهای گوناگون گله کنند چون نمی‌دانند که چه چیزی آنها را از درون، دچار آزار عاطفی کرده است. بسیاری در خانه و مدرسه یکی به دو کرده، در مقابل هر گونه چارچوب یا قدرت بالاتر مقاومت می کنند. آنها ممکن است به رفتارهای خطرناک مانند مصرف الکل یا مواد مخدر نیز روی بیاورند.

والدین، پرستاران و معلمان چگونه می‌توانند به بهبود کودکان کمک کنند

خبر خوش این است که کودکان و جوانان بسیار انعطاف‌پذیرند. معمولا پس از ضربه به سرعت خوب می‌شوند. با حمایت درست از سوی بزرگترها بهبود پیدا کرده و رشد می‌کنند. مهمترین راه برای کمک کردن به این کودکان این است که  احساس کنند که [بزرگترها با آنان] ارتباط دارند، برایشان اهمیت قائل هستند و دوستشان دارند.

  • والدین، پرستاران و معلمان می‌توانند به کودکان کمک کنند که از راه گفتگو، نوشتن، نقاشی و خواندن احساسات خود را ابراز کنند. بیشتر کودکان دوست دارند در مورد ضربه حرف بزنند؛ به آنها اجازه این کار را بدهید. احساساتشان را بپذیرید و به آنها بگویید که غمگین، ناراحت یا نگران بودن ایرادی ندارد. گریه معمولا راهی برای تخلیه فشار عصبی و غم است. دقت کنید که شنونده‌ خوبی باشید.
  • بزرگترها می‌توانند از کودکانی که نگهداری می‌کنند بپرسند در مورد واقعه‌ای که رخ داده است چه می‌دانند. در مدرسه چه می‌شنوند و در تلویزیون چه می‌بینند. تلاش کنید که همراه آن‌ها بر روی اینترنت یا در تلویزیون به اخبار گوش دهید. کمی محدودشان کنید که زمان کافی داشته باشند از چیزهایی که یاد آور ضربه هستند دور بمانند. اجازه ندهید که گفتگو در مورد ضربه به طور طولانی مدت در خانه یا کلاس بحث غالب باشد. به آنها اجازه سوال پرسیدن بدهید.
  • بزرگسالان می‌توانند به کودکان کمک کنند تا چیزهای خوبی که از آن ضربه می‌توانند بیرون بیایند را ببینند. کارهای قهرمانانه، کمک خانواده و دوستان و حمایت‌هایی که از سوی جامعه انجام می شود نمونه‌هایی [از این چیزهای خوب] هستند. کودکان ممکن است از راه کمک به دیگران بهتر بتوانند با ضربه کنار بیایند. آنها می‌توانند به افرادی که مورد صدمه قرار گرفته‌اند یا خانه‌شان را از دست داده‌اند نامه‌های پر مهر بنویسند. می‌توانند به کسانی که کمک کرده‌اند نامه‌های تشکر بنویسند. این گونه فعالیت‌ها را تشویق کنید.
  • اگر خشونت یا خطای انسانی موجب واقعه‌ای شده است، مراقب باشید گروه فرهنگی، قومی یا نژادی، به خصوص افرادی با ناتوانی‌های ذهنی را ملامت نکنید. این می‌تواند فرصت مناسبی برای گفتگو در مورد تبعیض و گوناگونی [در جامعه] باشد. به کودکان بفهمانید که آنان مقصر اتفاقات بد نیستند.
  • اشکالی ندارد که کودکان بزرگسالان را ناراحت یا در حال گریه ببینند، اما تلاش کنید احساسات شدید نشان ندهید. فریاد کشیدن و به در و دیوار لگد زدن می‌تواند برای کودکان ترسناک باشد. خشونت ممکن است کودکان را بیشتر بترساند یا به ضربات بیشتری به آنها وارد کند.
  • بزرگسالان می‌توانند به کودکان و جوانان نشان دهند که چگونه از خود مراقبت کنند. اگر شما در سلامت بدنی و روحی به سر ببرید، می‌توانید بیشتر برای کمک به کودکان مورد حمایتتان آماده باشید. مراقبت از خود را به نمایش بگذارید، کارهای روزمره را انجام دهید، غذای سالم بخورید، به اندازه کافی بخوابید، ورزش کنید و برای اداره فشار (استرس) نفس عمیق بکشید.    

نکاتی در مورد گفتگو با کودکان و جوانان در گروه‌های سنی مختلف، پس از فجایع و وقایعی که ایجاد ضربه روحی می‌کنند

کودکان پیش دبستانی – زیر ۵ سال

این کودکان را زیاد مورد نوازش و حمایت کلامی قرار دهید:

  • پیش از بغل یا بلند کردن آنان نفس عمیق بکشید و بر روی آنان، و نه ضربه، تمرکز کنید.
  • هم سطح چشمانشان قرار بگیرید و با صدایی آرام و با کلماتی که برایشان قابل درک است سخن بگویید.
  • به آنان بگویید که همچنان دوستشان دارید و همچنان از آنان مراقبت می‌کنید تا احساس امنیت کنند.

کودکان تا نوجوانان – ۶ تا ۱۹ سال

کودکان و جوانان در این گروه سنی را پرورش دهید

  • از کودکانتان یا کودکانی که از آنان نگهداری می‌کنید بپرسید که چه چیزی آنان را نگران می‌کند و چه چیزهایی می‌تواند به آنان کمک کند تا [با ضربه] کنار بیایند.
  • با کلمات ملایم و در زمان‌هایی که مناسب باشد با در آغوش گرفتن، یا تنها با حضور خود به آنان آرامش دهید.
  • حتی برای دوره‌ای کوتاه با کودکان بیش از حد معمول وقت بگذرانید. بازگشتن به مدرسه و کارهای روزمره در خانه هم از اهمیت برخوردارند.
  • برای یک یا دو روز کودکانی که دچار ضربه شده‌اند را از کار خانه معاف کنید. پس از آن، اطمینان حاصل نمایید که فعالیت‌های متناسب با سنشان را انجام می‌دهند و به نوعی مشارکت می‌کنند. این عمل به آنان حس مفید بودن می‌دهد.
  • از وقت گذراندن آنها با هم سنی‌هایشان و اوقات تنهایی و سکوت برای نوشتن یا خلق آثار هنری حمایت نمایید.
  • کودکان را تشویق کنید تا در فعالیت‌های سرگرمی شرکت داشته باشند و به این طرف و آن طرف بروند و با دیگران بازی کنند.
  • به ضربه روحی خودتان بپردازید و از خشونت جسمی، منزوی کردن، تنها گذاشتن و مسخره کردن کودکان بپرهیزید.
  • کاری کنید که کودکان بدانند برای شما مهم هستند. برای انجام فعالیت‌های خاص با آن‌ها وقت صرف کنید و بدون این که فضولی کنید، به آنها سرکشی کنید.

هشدار: مراقب باشید کودکان را مجبور به حرف زدن در مورد ضربه یا شرکت در فعالیت‌های اجتماعی [که نشان دهنده احساسات و افکار باشند] نکنید. اگرچه بسیاری از کودکان به راحتی در مورد وقایع صحبت می‌کنند، برخی از کودکان دچار ترس می‌شوند. برخی ممکن است در اثر سخن گفتن از واقعه، گوش کردن به صحبت‌های دیگران یا دیدن نقاشی‌های مربوط به واقعه مجددا دچار ضربه شوند. به کودکان اجازه دهید که از چنین جلساتی کناره بگیرند و دقت کنید که آیا نشانه‌های پریشانی از خود نشان می‌دهند یا خیر.

زمانی که کودکان، جوانان، والدین، پرستاران و معلمان به کمک بیشتر نیاز دارند

در مواردی کودک و خانواده‌اش ممکن است برای عبور از ضربه دچار مشکل شوند. والدین یا پرستاران ممکن است از این که کودک را تنها بگذارند بترسند. معلمان ممکن است متوجه شوند که کودکی ناراحت است یا [رفتارش] متفاوت است. همکاری همه با هم می‌تواند کمک بزرگی باشد. گفتگو با یک متخصص بهداشت روانی برای پیدا کردن محدوده‌های مورد اشکال را در نظر بگیرید. در کنار هم، همه می‌توانند تصمیم بگیرند که چگونه باید کمک کرد و چگونه باید از یکدیگر آموخت. اگر کودک عزیزی را از دست داده است، همکاری با کسی که می‌داند چگونه با کودکان عزادار کار کند را در نظر بگیرید.

 لینک مطلب 

  

فروردین
۱۱
۱۳۹۳
چالش های والدین کودکان کم توان ذهنی
فروردین ۱۱ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
image_pdfimage_print

Tisa_djevojcicaعکس: amoozak.org

مژگان میراشرافی – مدد کار اجتماعی

« علی با پدر و مادر سالمندش در یک مجتمع آپارتمانی بزرگ، زندگی می کند. او ۱۵ سال دارد وکم توانی ذهنی است. پدر علی از رفتار خشن او شکایت می کند و می گوید که علی به تازگی سیگارهم می کشد و نگهداری علی در خانه برایش مشکل شده است. حتی او نمی داند چه کسی هزینه خرید سیگار او را می پردازد. علی به مددکاراجتماعی می گوید که او پسر بدی نیست و دوستان زیادی در میان همسایه هایشان پیدا کرده است. حتی آنها در قبال انجام کارهای بد، برای او سیگار می خرند.»

معلولیت، محدودیتی است که هر انسان معلول در مناسبات اجتماعی با آن مواجه است، اما این نوع محدودیت شدت و ضعف دارد. کم توانی ذهنی عبارت است از یک وضعیت خاص عملکردی که در دوران کودکی شروع می شود و مشخصه آن محدودیت در مهارت های هوشی و انطباقی است. بدین لحاظ بسیاری از کم توانان ذهنی در ارتباطات، مراقبت از خود، زندگی خانوادگی، مهارت های اجتماعی، خود تنظیمی، مهارت های کنش تحصیلی، کار، اوقات فراغت، تفریح، بهداشت و ایمنی با محدودیت مواجه هستند. از اینرو کم توانان ذهنی به لحاظ خصوصیت جسمی ، روانی و ذهنی نیازمند انرژی و توجه لازم سه برابر کودکان عادی ، در امر تربیت و آموزش می باشند.

تولد کودک کم توان ذهنی در هر خانواده ای، فارغ از طبقه اجتماعی که به آن تعلق دارد، سطح تحصیلات و نژاد به همراه خود چالش ها و مسئولیت های مضاعفی برای والدین به وجود آورده و آنها را ملزم به سازگاری با عضو جدید خانواده می نماید. والدین و اعضای خانواده، تحت تاثیر آگاهی از کم توانی ذهنی کودک خود قرار گرفته و در مدت زمان کوتاهی، باید برای این عضو تازه وارد تغییرات زیادی را در ساختار و کارکرد خانواده به وجود آورند. اغلب والدین این دسته از کودکان با افسردگی ، اضطراب و آشفتگی عاطفی که ارتباط مستقیمی با معلولیت دارد، مواجه می شوند. علاوه برآن والدین می بایست زمان بیشتری برای مراقبت و پرستاری از کودک کم توان ذهنی صرف کنند. تامین منابع مالی مورد نیاز برای مخارج بعضا” سنگین ، فشار و استرس زیادی  را به خانواده تحمیل می کند.

شماری از تحقیقات نشان می دهد که علاوه بر مشکلات متعددی که والدین با آن روبرو هستند، ارزیابی و مدیریت نادرست والدین می تواند در افزایش مشکلات رفتاری این کودکان امری تعیین کننده باشد.  یافته های پژوهشی در ارتباط با واکنش والدین کودکان کم توان ذهنی، نشان می دهد که پدران احساس افتخار کمتری دارند؛ زیرا آرزوهای خود را برباد رفته می بینند و به طبع آن ، نقش مشارکتی کمتری در رشد فرزندان کم توان ذهنی خود دارند. درگیری های شغلی پدران در این خانواده ها مانع می شود که آنها به این باور که به حمایت و حضور آنها نیاز است، برسند. در گزارشی از سازمان بهزیستی کشور(۱۳۷۰)، آمده است که با وجود آنکه حضور این کودکان موجب کاهش درآمد پدر می شود، ولی سلامت روان پدر درمقایسه با مادر کمتر به مخاطره می افتد. اما مادران کودکان کم توان ذهنی دچار اختلالات روانی و احساسات منفی همچون احساس گناه و افسردگی بیشتری می شوند. با افزایش کم توانی، سلامت مادر لطمه بیشتری می بیند. زیرا این مادر است که نقش مراقبتی بیشتری بر عهده دارد.

این دسته از والدین اغلب از اینکه دیگران پشت سرشان حرف بزنند، آنان را متهم و مورد تمسخر قرار دهند، وآنان را به لحاظ ژنتیکی یا کوتاهی در مراقبت یا بی توجهی در تولد فرزندشان مقصر بدانند، می ترسند. بسیاری از کارشناسان براین باورند که نبود ارتباط مناسب میان والدین، ناآگاهی آنان از چگونگی رفتار و تربیت مناسب کودک و فرسایش روانی ناشی از مراقبت از کودک کم توان ذهنی می تواند زمینه ساز مورد آزار قرار گرفتن کودکان کم توان ذهنی شود.

هرچند که از میزان خشونت علیه کودکان به لحاظ خشونت پنهان نمی توان آمار دقیقی داد، اما بررسی های تحلیلی توصیفی نشان داده است که میزان خشونت علیه کودکان کم توان ۳ تا ۴ برابر بیشتر از کودکان عادی است. در پژوهشی توصیفی در سال ۱۳۹۰ در میان ۴۲ دانش آموز کم توان ذهنی ساکن شهرهای مشهد، نیشابور و سبزوار که مورد آزار جنسی قرار گرفته بودند؛ نتایج حاکی از آن بودند که بیشتر این کودکان مورد سوءاستفاده اقوام و افراد حاضر در خانواده قرار گرفته اند. همچنین دختران بیشتر از پسران مورد آزار واقع شده بودند. کودکان کم توان ذهنی به دلیل آنکه توان دفاع کافی از خود را نداشته و از ادراک لازم برخوردار نیستند، برای متجاوزان طمعه های کم دردسرتری به شمار می آیند.

با توجه به اینکه نگهداری از کودک کم توان ذهنی کار دشواری است، نظام حمایتی دولتی می بایست در این زمینه به خانواده ها کمک کند. با اینحال چنین نظامی در کشور وجود ندارد و در بسیاری از مواقع خانواده ها در نگهداری فرزندان کم توان خود خسته و ناتوان شده و در این شرایط امکان هر سوء استفاده ای از کودک وجود دارد. بنظر می رسد که با توجه به کمبودهای موجود در جهت حمایت از افراد کم توان ذهنی پرداختن به راه های پیشگیری از آزار جنسی کودکان کم توان، دارای اهمیت فراوان است.

آموزش نشانه های خطر به دانش آموزان و والدین کودکان کم توان ذهنی، آسیب زدایی و کنترل کودک در محیط های در معرض آسیب اجتماعی مانند اعتیاد والدین، مراقبت بیشتر وتوجه به دختران در خانواده های بی سرپرست یا تک سرپرست و توجه به سلامت روان خانواده های کودکان کم توان ذهنی در مقابل تنشهای موجود، می تواند کمک شایان توجه ای به پیشگیری از مورد آسیب قرار گرفتن کودکان نماید.

در کنواسیون حقوق معلولان بند ۱۶ در برابر هرنوع بهره کشی، خشونت و سوءاستفاده از اشخاص کم توان، خواستار حمایت دولت ها از کودکان معلول و خانواده های آنان شده و برای توان بخشی اجتماعی، دولت مکلف به احترام به نفس و حرمت و استقلال معلول با توجه به نیازهای ویژه آنان شده است. همچنین در برابر اقدامات خشونت آمیز خواستار مجازات مرتکبین شده است. کارشناسان حوزه حقوق کودکان کم توان معتقدند، از آنجا که قانون حمایت از کودکان و نوجوانان برای کودک آزاری و خشونت، وصف مجرمانه قائل شده و چنین جرایمی را در زمره جرایم عمومی محسوب می کند، هر شخص مطلعی حق اعلام موضوع به دستگاه قضایی یا حتی سازمان بهزیستی را خواهد داشت.

خشونت برعلیه کودکان کم توان، عمدتا” در نظام خانواده و یا محله به لحاظ چالش های ناشی از معلولیت  نسبت به موسسات  توان بخشی و آموزشی بیشتر اتفاق می افتد. لذا بنظر می رسد تدوین نظام و برنامه ای ویژه مانند رساندن خدمات اجتماعی به منازل این دسته از کودکان به منظور پیشگیری از وقوع آسیب های اجتماعی و خشونت اهمیت فراوان دارد. مددکاران اجتماعی و مشاوران متخصص در حوزه کودکان کم توان ذهنی می توانند با ارائه خدمات اجتماعی در بازدید از منازل طی بررسی وضعیت کودک در محیط خانواده، در امر آموزش و تربیت  والدین را همراهی و به بهبود سلامت روان آنان  کمک نمایند.

منابع:

ـ بررسی سلامت روانی و استرس والدگری در والدین کودکان کم توان ذهنی ،مجله علوم رفتاری ، دوره ،۴ شماره۴، زمستان ۱۳۸۹

ـ مقایسه وضعیت سلامت روان پدران و مادران کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر شهر مشهد، کیمیایی، سیدعلی، محرابی، حسین، میرزایی، زهرا ۱۳۸۸

http://www.shahrwandan.ir/news/19590

http://congress.tbzmed.ac.ir/6child/Abstract/11898

http://mottaghian973.blogfa.com/post/83

http://www.shamdani.com/find.php?item=1.98.25.fa

http://andishe.khschool.ir/articles/viewArticle.asp?ID=8958

http://irandeaf.persianblog.ir/post/17/

http://goo.gl/xvlf1Z