صفحه اصلی  »  همسر
image_pdfimage_print
آبان
۱۴
۱۳۹۷
زندگی مشترک اخلاقی منوط به رعایت مفاد «قرارداد ازدواج»
آبان ۱۴ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
people, homosexuality, same-sex marriage, valentines day and love concept - close up of happy male gay couple holding hands with red heart shape
image_pdfimage_print

Photo: Syda_Productions/depositphotos.com

مصطفی ملکیان گفت: ازدواج یک قرارداد است. در قرارداد چه زمانی به طرف مقابل وفادار هستید و چه زمانی بی‌وفا هستید؟ عقل سالم می گوید به هر آنچه که در قرارداد آمده وفادار باشم، به طرف مقابل قرارداد نیز وفادار هستم. تا زمانی که مفاد قراداد همسری را رعایت می‌کنم و التزام نظری و عملی دارم، بایستی خودم را به همسرم وفادار بدانم.

به گزارش ایسنا، این اندیشمند حوزه اخلاق در کارگاه درس‌گفتارهای اخلاق کاربردی که در محل پژوهشکده تعلیم و تربیت عباس‌زادگان برگزار شد، بیان کرد: آیا اساسا تشکیل خانواده، کاری اخلاقی است یا خیر؟ برخی از فیلسوفان اخلاق، ادله‌ای ارائه کرده‌اند که اساسا نهاد خانواده نهادی غیراخلاقی است و تشکیل خانواده به لحاظ اخلاقی امری صحیح نیست.

وی تصریح کرد: از حیث دیگر، فیلسوفان اخلاق به خانواده پرداخته‌اند و اینکه اصل نهاد خانواده را اخلاقی و صور و اشکال خاصی از آن را غیر اخلاقی دانسته‌اند. مثلا تک‌همسری مرد و تک‎همسری زن غیراخلاقی است. برخی گفته‌اند چندهمسری زن و تک‌همسری مرد غیراخلاقی است. برخی گفته‌اند چند همسری مرد و تک همسری زن غیراخلاقی است.

این اندیشمند حوزه اخلاق ادامه داد: برخی گفته‌اند که ازدواج موقت غیراخلاقی است و ازدواج دائم اخلاقی است. این صاحب‌نظران خود ازدواج را غیر اخلاقی نمی‌دانند بلکه برخی صور آن را غیراخلاقی دانسته‌اند.

ملکیان عنوان کرد: با در نظر گرفتن اخلاقی بودن ازدواج و ازدواج دائم، بایستی به این مسئله پرداخت که نحوه رفتار همسری چگونه باشد و اعضا با یکدیگر چه ارتباطاتی داشته باشند که بگوییم روابط آنها در کانون خانواده اخلاقی است.

وی اضافه کرد: اخلاق خانواده به چهار بخش قابل تقسیم است؛ ابتدا رابطه همسران با یکدیگر چگونه باشد. بحث دوم رابطه زن و شوهر با فرزندان خود چگونه باشد که به عنوان اخلاق فرزندپروری از آن یاد می‌شود. مورد دیگر چگونی رابطه فرزندان با والدین است که بتوان این ارتباطات را اخلاقی دانست. تا اینجا تنها با خانواده هسته‌ای روبه‌رو هستیم. خانواده هسته‌ای در حقیقت خانواده‌ای است که تنها والدین و فرزندان در آن حضور دارند.

این اندیشمند حوزه اخلاق اظهار کرد: اما با یک خانواده بزرگ نیز رو به رو هستیم که پدربزرگ و مادربزرگ، نوه‌ها، عمه‌ها و عموها نیز در آن حضور دارند. در این خصوص بایستی بدانیم که روابط خویشاوندی چگونه باشد تا آن را اخلاقی بدانیم.

اقسام وفاداری 

وی اضافه کرد: شکی نیست که اخلاق همسرانگی که مطرح می‌شود، نخستین مسئله مطروحه بحث وفاداری همسران به یکدیگر است. وفاداری به طور کلی بر سه قسم است؛ یک وفاداری مطلق است که در آن اختیاری وجود ندارد. وفاداری است که بدون اراده و اختیار انتخاب کرده‌ام. این نوع وفاداری تنها یک مصداق دارد و آن هم وفاداری فرزندان به والدین است.

ملکیان تصریح کرد: در این وفاداری بدون اراده انتظار داریم که فرزند همچنان وفادار باشد. قسم دیگر وفاداری نیمه ارادی و نیمه اختیاری است. تا حدودی اراده و اختیار در این وفاداری وجود دارد و مصداق آن وفاداری والدین به فرزندان خود است. علت نیمه ارادی بودن این است که والدین در اصل فرزنددار شدن اراده داشته‌اند و خود این تصمیم را اتخاذ کرده‌اند. والدین در ایجاد فرزند اراده داشته‌اند اما در ایجاد این فرزند با ویژگی‌های خصیصه‌های منحصر به فرد اراده‌ای نداشته‌اند بنابراین وفاداری آنان به فرزندشان نیمه ارادی و نیمه اختیاری است.

وی افزود: قسم دیگر وفاداری‌هایی که در زندگی اجتماعی وجود دارد، وفاداری‌های کاملا اختیاری است. مثلا وفاداری فردی به شریکش در کار تجاری کاملا ارادی و اختیاری است. مثالی دیگر وفاداری در رابطه دوستی است چرا که دوستان خود را با اراده خودم انتخاب کرده‌ام. در این نوع قراردادها از فرد انتظار می‌رود که وفاداری‌ داشته باشند چرا که خود فرد قرارداد را انتخاب کرده است.

این اندیشمند حوزه اخلاق اظهار کرد: همان‌طور که انتظار می‌رود، فرد به دوست خود وفادار باشد، چون شریک زندگی فرد توسط خود فرد انتخاب شده نیز بایستی نسبت به او وفادار باشد و نوع وفاداری نیز کاملا ارادی است چرا که خودشان ایجاد ارتباط همسری را انتخاب کرده‌اند.

وی اضافه کرد: اما در وفاداری‌های قراردادی، بایستی به چه چیزی وفادار باشیم؟ ازدواج یک قرارداد است. در قرارداد چه زمانی به طرف مقابل وفادار هستید و چه زمانی بی‌وفا هستید؟ عقل سالم می‌گوید به هر آنچه که در قرارداد آمده وفادار باشم، به طرف مقابل قرارداد نیز وفادار هستم. تا زمانی که مفاد قراداد همسری را رعایت می‌کنم و التزام نظری و عملی به آن دارم، بایستی خودم را به همسرم وفادار بدانم.

ملکیان خاطرنشان کرد: تا وقتی به مفاد قرارداد عمل کنم به همسرم وفادارم هستم. اما در قرارداد ازدواج، مفاد قرارداد چیست؟ در قرارداد تجاری مفاد مشخص است اما در ازدواج چه مفادی وجود دارد که التزام به آن وفاداری محسوب می‌شود؟ بزرگترین مشکل ازدواج از نظر اخلاق آن است که مفاد آن واضح نیست و مشخص نیست که همسران بایستی به چه چیزی پایبند باشند.

وی ادامه داد: من مواد قرارداد ازدواج را که میان صاحب‌نظران مطرح است، برمی‌شمارم. برخی بیان کرده‌اند همسران با یکدیگر قرارداد می‌بندند که بایستی عاشق یکدیگر باشند و بمانند. برخی می‌گویند که قرارداد ازدواج تنها شامل همین یک ماده است. کسانی ماده اصلی را آمیزش جنسی دوطرفه می‌دانند و آمیزش جنسی همسران تنها بایستی با یکدیگر صورت بگیرد. بنابراین قرارداد من با همسرم بر این است که آمیزش جنسی من تنها منحصر به او باشد و همسرم نیز چنین کند. کسان دیگری نیز می‌گویند ماده سومی نیز وجود دارد و آن یاری یکدیگر در ادامه مسیر زندگی است. طبق گفته آنان، قرارداد زن و شوهر بر آن است که به یکدیگر کمک و خدمت کنند.

ملکیان گفت: عده دیگر گفته‌اند که مفاد ازدواج بر آن است که منافع ازدواج میان همسران تقسیم شود. هر منفعت به دست آمده بایستی به مساوات میان همسران تقسیم گردد. عده دیگری فرزندآوری را مفاد قراداد ازدواج دانسته‌اند. چون زن و مرد بدون یکدیگر نمی‌توانند فرزند به دنیا آورند، در نتیجه برای فرزندآوری کنار یکدیگر آمده‌اند و ازدواج کرده‌اند.

لزوم شفافیت مفاد قرارداد ازدواج

وی افزود: حال پرسشی که مطرح است آیا تمامی این مفاد در قرارداد ازدواج حضور دارند؟ پرسشی که همچنان در نظر فیلسوفان اخلاقی مبهم است و بسیاری از افراد چون مفاد قرارداد ازدواج مبهم است، نمی‌دانند که اخلاقی رفتار کرده‌اند یا نه؟

این اندیشمند حوزه اخلاق اظهار کرد: فیلسوفان اخلاقی بیان می کنند که خود زن و شوهر بایستی از مفاد بالا، مواد قرارداد خود را برگزینند و به آن وفادار باشند. بسیاری از اختلافات ریشه در آن دارد که طرفین حس می‌کنند همسرشان به آنان وفادار نیست و خودشان وفاداراند. در هیچ آئین و دینی مفاد قراداد ازدواج تعیین نگردیده است.

وی ادامه داد: اگر این مسئله روشن گردد و طرفین بدانند مفاد قرارداد ازدواج آنان چیست تا به آن وفادار باشند، آن‌گاه فلسفه اخلاق به سادگی می‌تواند رفتار اخلاقی و وفاداری را تعیین کند. برای مثال ممکن است زن یا مردی باشد که معتقد به این مسئله باشد که زن یا شوهر من اگر با مرد یا زنی دیگر دست بدهد، خلاف قرارداد عمل کرده است. طرف مقابل می‌گوید که من چه زمانی ملزم به رعایت این قرارداد شدم که به مرد یا زنی دست ندهم؟

ملکیان عنوان کرد: مردان و زنانی که قصد ازدواج دارند، به سبب ویژگی‌های شخصیتی، با دلیل‌های متفاوتی با یکدیگر ازدواج می‌کنند. یکی در ازدواج فقط فرزند را در نظر می‌گیرد، یکی تنها ارضای نیاز جنسی را مد نظر دارد. بنابراین نمی‌توان گفت که انسان‌ها تمام علت‌های ازدواج را در خود داشته باشند اما بایستی از ابتدا به طور واضح بیان کنند که به چه دلیل تن به ازدواج داده‌اند.

وی افزود: اما بایستی توجه کرد که قرارداد ازدواج، قراردادی کتبی نیست. گاهی اوقات قرارداد ازدواج به صورت ذهنی یا شفاهی نیز ممکن است باشد. چون ازدواج وفاداری‌های ارادی را می‌طلبد پس بایستی قرارداد ازدواج مد نظر باشد. ازدواج نیازمند وفاداری است و وفاداری هم نیازمند قرارداد است.

این اندیشمند حوزه اخلاق مطرح کرد: اگر همسر من به مفاد قرارداد عمل می‌کند اما خلاف روحیات من عمل می‌کند، تا زمانی که به مفاد قرارداد عمل می‌کند به من وفادار است ولو این‌که خلاف روحیات من عمل کند و من در این خصوص توانایی اعتراض ندارم. اگر توقع مسئله بیشتر از قرارداد دارید، بایستی در ابتدا آن را بیان کرد. تا زمانی که همسر به مفاد قرارداد عمل می‌کند، بایستی سایر اعمال را به حال خود رها کرد.

وی اضافه کرد: شرط دوم ازدواج اخلاقی این است که طرفین بایستی به حریم خصوصی یکدیگر احترام بگذارند. تا زمانی که طرف مقابل به مفاد قرارداد عمل می‌کند، حق نظارت بر او را نداریم. حریم خصوصی به این معناست که وقتی مسئله‌ای جز مفاد قرارداد نیست، نه حق نظارت، نه حق دخالت و نه حق مخالفت نداریم.

ملکیان بیان کرد: همسران می‌توانند نسبت به یکدیگر یک کار را انجام دهند و آن هم این که اگر مسئله‌ای در شریک خود را نمی‌پسندند می‌توانند با استفاده از نیروهای باوراننده به طرف مقابل بگویند که بایستی آن مسئله رفع گردد. با نیروی باوراننده به عنوان نیروی اقناعی بایستی به نوعی رفتار کنیم که طرف مقابل راه گریزی نداشته باشد و متوجه معقول نبودن رفتار و گفتار و کردار خود شود و در این جا می‌توان انتظار داشت که به مسئله پذیرفته شده الزام داشته باشد. این اتفاق تنها با نیروهای اقناعی صورت خواهد گرفت و حق استفاده از نیروهای تشویقی را نداریم.

وی ادامه داد: اگر بتوانم همسر خود را با استفاده از استدلال به رعایت موردی خارج از مفاد قرارداد ملزم کنم، کار من اخلاقی بوده است ولی مادامی که همسر من مطابق مفاد قرارداد عمل کند، هرگونه مخالفتی با عقاید و کردار و خواسته من دارد، نمی‌توان گفت که او به من بی‌وفا شده است.

این اندیشمند حوزه اخلاق مطرح کرد: در خصوص پنج مورد قرارداد ازدواج که پیش‌تر ذکر شد، اولی ارادی نیست و چهار مورد دیگر ارادی هستند. عاشق شدن ارادی نیست و چیزی که می‌توان از طرف مقابل انتظار داشت، دو مورد است. نمی‌توان از همسر خود انتظار داشت که عاشق نشود، چرا که اختیاری نیست و قابل رعایت کردن نیست. اما می‌توان انتظار داشت که فرد عامدا زمینه‌های عاشق دیگری شدن را پدید نیاورد. اگر هم عاشق دیگری شد، عشق را در خود نگه دارد چرا که رفتار عاشقانه امری ارادی است اما عاشق شدن و عشق ارادی نیست.

وی ادامه داد: بنابراین کسی که مورد اول را انتظار داشته باشد، در حقیقت آب در هاون کوبیدن است اما می‌توانیم انتظار داشته باشیم که زمینه عاشق‌ شدن را پدید نیاورد و رفتار عاشقانه – در صورت عاشق کس دیگر شدن – از خود نشان ندهد. بنابراین عاقلانه نیست که عاشق یکدیگر شدن را در قرارداد وارد کنیم و عاشق ماندن را نمی‌توان به عنوان ماده قرارداد تصور کرد.

تفاوت شخص و شیء

ملکیان گفت: نکته سوم اخلاق همسری، شخص تلقی کردن طرف مقابل است. نبایستی طرف مقابل را شیء تلقی کرد که تا حدی سبب می‌شود که برای طرف مقابل حریم خصوصی قائل نشویم. زمانی طرف مقابل را شخص حساب می‌کنیم که در مقام نظر، به عقلانیت او احترام گذاشته و در مقام عمل نیز به آزادی او احترام بگذاریم. اگر عقلانیت نظری و آزادی عمل را احترام کنیم، او را شخص حساب کرده‌ایم و نه شیء.

وی ادامه داد: عقلانیت نظری به این معناست که نبایستی یک عقیده را به طرف مقابل تحمیل کنیم و بایستی بپذیریم که برای انسان بودن لازم نیست همانند من عقیده و معرفت داشته باشد. احترام به آزادی عمل به این معناست که طرف مقابل آزاد است که چه کند؛ کجا حضور پیدا کند، با چه کسانی دوستی کند و قص علی هذا. تا زمانی که خلاف قرارداد عمل نکرده است، او آزاد است که هر چه می‌خواهد انجام دهد.

این اندیشمند حوزه اخلاق بیان کرد: کانت می‌گوید زمانی که آزادی عمل و عقلانیت نظری طرف مقابل را محترم نشمرم، او را شیء در نظر گرفته‌ام. اگر یکی از این دو مورد را رعایت نکنیم، طرف مقابل را شیء دانسته‌ایم. هر شیء در مقام ابزار است و هنگامی که از ابزار استفاده می‌کنیم، برای استفاده از ابزار اجازه‌ای اخذ نکرده‌ایم. می‌توانیم هر کاربردی برای ابزار بتراشیم. شیء دانستن فرد چنین است که بدون اجازه گرفتن و کسب رضایت از او استفاده می‌کنیم.

وی ادامه داد: کانت معتقد بود اگر می‌خواهید فردی را شیء ندانید و کاری را به عهده او می‌گذارید، پیش ازسپردن کار بایستی سه مورد را مشخص کنید. نخست این‌که عمل انجام شده مقدمه چه عمل دیگری است؟ دوم انجام عمل چه سودها و ضررهایی برای من خواهد داشت؟ و سوم آن که مجموع سود و زیان آن عاید چه کسی خواهد شد؟

ملکیان گفت: در ارتباط زناشویی نیز این مورد صادق است و واقعا باید به عقلانیت و آزادی طرف مقابل احترام بگذاریم. احترام به عقلانیت و آزادی طرف مقابل ملزم به این است که اگر کاری با یک‌دیگر انجام می‌دهیم، بایستی برای طرف مقابل جزئیات آن روشن باشد.

وی تصریح کرد: شرط چهارم یک ارتباط اخلاقی نیز صراحت همراه با صداقت است. وقتی من و همسرم منافع مشترک داریم، همسرم بایستی به صداقت و صراحت من وقوف داشته باشد. در حقیقت صداقت و صراحت به این معنی است که آنچه می‌گویم به آن اعتقاد دارم و سخن خودم را در پرده ابهام نپوشانده‌ام.

 

منبع: ایسنا

 

آبان
۱۴
۱۳۹۴
این ۱۰ رابطه را با عشق اشتباه نگیرید
آبان ۱۴ ۱۳۹۴
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

مراقب باشید به دام این رابطه ها نیفتید و احساسات دیگر را با عشق اشتباه نگیرید.

شاید نه در خانه و نه در تمام سال هایی که پشت میز درس نشسته اید، هیچ کس این رازها را با شما در میان نگذاشته باشد. شاید وقتش باشد که باور کنیم برای شروع یک رابطه و به سرانجام رساندنش، واقعا به معلم و درس و کلاس نیاز داریم. باربارا دی آنجلیس یکی از کسانی است که تلاش می کند چیزهایی که خودش از زندگی و عاشق شدن یاد گرفته را با دیگران در میان بگذارد.

او می گوید بسیاری از رابطه ها به خاطر دلایلی که هیچ کس آنها را با شما در میان نگذاشته از هم می پاشند و اگر شما این بهانه های ساده بدبختی را نشناسید، ممکن است دانسته یا نادانسته به دام شان بیفتید. چنین بهانه ای کافی است تا در این صفحه، بی سرانجام ترین رابطه های عاشقانه را برای تان معرفی کنیم.

بیشتر از او عاشق هستید؟

اگر به رابطه ای وارد شده اید که بیشتر از آنچه به شما عشق می ورزند، عشق خود را نثار فرد مقابل تان می کنید، سرنوشت خوبی در انتظار تان نخواهد بود. در چنین رابطه ای یکی از دو طرف از لحاظ روانی تعقیب کننده و دیگری تعقیب شونده است و هیچ وقت دو طرف، وضعیت برابری را در رابطه عاطفی شان تجربه نمی کنند. وقتی در چنین رابطه ای می مانید، بعد از مدتی این احساس که شما را کنترل می کنند کلافه تان می کند و خودتان را تشنه عشقی خواهید دانست که نثارتان نمی شود.

حاصل این احساسات آزار دهنده، عصبانیت شما خواهد بود و احساس خواهید کرد به شما و احساسات پاکی که در این رابطه خرج می کنید خیانت می شود. کسانی که در این روابط یک طرفه می مانند و به اندازه ای که محبت می کنند عشق نمی بینند، پس از مدتی احساس درماندگی می کنند.

بیشتر عاشق تان است؟

وقتی می گوییم در یک رابطه عاطفی باید موازنه احساسات برقرار باشد، منظورمان تنها این نیست که شما نباید عاشق تر از همسرتان باشید. اگر او هم بیشتر از آنچه شما دوستش دارید به شما عشق بورزد، این معادله به هم می خورد و رابطه تان آزار دهنده و ویرانگر می شود. وقتی شما صددرصد قلب تان را در یک رابطه نمی گذارید، باز هم نمی توانید احساس آرامش کنید و هیچ یک از شما از زندگی که ساخته اید احساس رضایت نمی کنید.

در رویاهای تان می سازیدش؟

وقتی همسرتان را به مجسمه ای بی عیب و نقص تبدیل می کنید و شیفته توانایی های بالقوه ای می شوید، باز هم رابطه تان را در معرض تهدید قرار می دهید. شما وقتی می توانید یک رابطه موفق را شکل دهید که عاشق او به همین شکل که هست باشید اما وقتی عاشق کسی می شوید که «می تواند باشد» یا «آرزو دارید باشد» کار را خراب می کنید. همسر شما همین کسی است که در مقابل تان ایستاده؛ نه کسی که در رویاهای تان می بینید. در چنین شرایطی درواقع شما عاشق همسرتان نیستید، عاشق فردی هستید که امیدوارید همسرتان به آن بدل شود.

فرشته نجات هستید؟

کسانی که به نجات دیگران معتاد هستند، به خاطر اعتمادی که به همسرشان دارند یا توانایی هایی که در او می بینند در کنارش نمی مانند؛ آنها تنها تصور می کنند که مسوول نجات همه افراد جهان هستند و ماموریت نجات دیگران را به عهده دارند. چیزی که آنها را در یک رابطه نگه می دارند، عشق نیست، بلکه حس ترحم است و اشتباه گرفتن این دو حس با هم باعث می شود انرژی شان را در رابطه ای که نمی تواند انتظارات شان را برآورده کند خرج کنند.

معلم تان است؟

قرار نیست مردی که نقش همسرتان را دارد و در آینده قرار است پدر فرزندان تان باشد، معلم شما باشد. برای ساختن یک زندگی سالم، شما و همسرتان باید در یک مقام و مرتبه قرار داشته باشید و هیچ کدام تان خود را فرودست یا فرادست ندانید. وقتی یکی از شما دو نفر، خود را قدرتمند تر یا ضعیف تر ببیند، رابطه از مدار سلامت خارج می شود. اگر در آستانه ازدواج قرار دارید، مراقب باشید داناتر بودن و قوی تر بودن مردی که مقابل تان ایستاده، دلیل انتخاب شما نباشد؛ چراکه شما قرار است با همسری که همراه تان است زیر یک سقف بروید تا با معلم تان.

عاشق چشم و ابرویش هستید؟

زیبایی ظاهری، موقعیت خانوادگی، موقعیت شغلی یا حتی داشته های مالی نامزدتان باعث شده او را انتخاب کنید؟ پس وقتش است که از خود یک سوال مهم بپرسید؛ شما باید به این سوال جواب دهید که اگر این فرد این ویژگی را نداشت آیا همچنان برایم جذاب بود و می خواستم با او ازدواج کنم؟ اگر پاسخ تان به این سوال منفی است یا با تردید به آن جواب می دهید، معنایش این است که قرار است به رابطه ای وارد شوید که پیش از شروع، زمینه را برای شکست خوردنش فراهم کرده اید.

درد مشترک دارید؟

کم نیستند رابطه هایی که به خاطر درد مشترک شکل می گیرند. گاهی افراد در موقعیت هایی قرار می گیرند که به خاطر تفاهم های جزئی و کوچک احساس می کنند عاشق و دلباخته یکدیگر هستند. این افراد رابطه شان را براساس همین تفاهم های جزئی شکل می دهند و اگر موضوعی که دلیل پیوند شان شده برای شان اهمیت داشته باشد، به راحتی آن را با پیوندی عاشقانه و قوی اشتباه می گیرند.

می خواهید به دیگران دهن کجی کنید؟

گاهی افراد کسانی که خصوصیات شخصیتی آنها متضاد با آنچه مورد نظر والدین شان است را برای ازدواج انتخاب می کنند. این افراد احتمالا به خاطر اینکه با والدین و اطرافیان شان بجنگند، وارد یک رابطه عاطفی می شوند و دانسته یا ندانسته می خواهند با چنین انتخابی، انتقام خود را از کسانی که همیشه خواسته های شان را سرکوب کرده اند بگیرند. رابطه ای که سرکشی و به عبارت دیگر دهن کجی به دیگران دلیل شکل گرفتنش باشد، هیچ وقت نمی تواند شما را به خانه ای امن و آرام دعوت کند.

می خواهید حال نامزد سابق تان را بگیرید؟

وقتی با درد از کسی که دوستش داشته اید جدا می شوید، احتمالا برای آرام کردن خودتان به راه های مختلفی دست می زنید. رابطه ای که در آن نامزد یا همسر را به عنوان عکس العملی در قبال نامزد یا همسر قبلی خود انتخاب می کنید، بعید است شما را به آرامش برساند.

اگر به محض بیرون آمدن از یک رابطه و تنها به خاطر اینکه نشان دهید طرفداران دیگری هم دارید یا به این دلیل که تحمل تنها ماندن را ندارید به یک رابطه وارد شوید، احتمال زمین خوردن تان زیاد خواهد بود.

دل تان جای دیگر است؟

رابطه ای که در آن نامزد یا همسرتان از نظر روانی و عاطفی در دسترس شما نیست، نمی تواند رابطه موفقی باشد. در این روابط نامزد یا همسر از نظر عاطفی و روانی با کسی دیگر درگیر است و به طور کامل نتوانسته درگیری عاطفی خود را با شخص سوم حل کند.

اگر هنوز یکی از شما پرونده های عشق قدیمی تان را نبسته اید، معنایش این است که آمادگی وارد شدن به یک رابطه و ساختن یک زندگی موفق را ندارید. اگر عشق امروز شما هنوز به عشق دیروزش فکر می کند، نباید انتظار ساختن یک زندگی موفق را هم داشته باشید.

یک رابطه موفق و آرامش بخش، نیازمند توجه و مراقبت هر دوی شماست و زمانی که حتی یکی از شما دو نفر تمام انرژی اش را برای آن رابطه خرج نمی کند، هر دوی تان گرفتار سراشیبی که پایانش شکست و تلخی است، می شوید.

به من گوش کنید

باربارا دی آنجلیس را همه به عنوان نویسنده ای که عشق را تعریف می کند و مسیری دست یافتنی برای رسیدن به آن معرفی می کند، می شناسند. اگر شما هم می خواهید یکی از شاگردان این معلم باشید و به شیوه او عشق را در زندگی تان جا دهید، به اصولی که در این مطلب آورده ایم وفادار باشید و از آنچه خواسته ایم پرهیز کنید. تنها در این صورت است که می توانید با خیال راحت، به فرد مقابل تان تکیه کنید و برای تکمیل عشقی که میان شما جرقه زده قدم بردارید.

وقت را هدر ندهید

قرار نیست معجزه ای شما را عاشق کرده و یک زندگی همراه با عشق را به شما هدیه کند. پس منتظر نمانید عشق شما را پیدا کند. این شما هستید که باید زمین حاصلخیزی بیافرینید تا بذر عشق به سادگی در آن جوانه بزند و رشد کند.

صادق باشید

برای رسیدن به چنین هدفی باید خود را تمام و کمال و تا آنجا که در توان دارید با صداقت تمام به رابطه تان متعهد و پایبند کنید. مطمئن باشید اگر با صددرصد قلب تان به یک رابطه وارد شوید و از آنچه در این مطلب آوردیم هم پرهیز کنید، قدرت تعهد، بذر عشق میان شما و معشوق را آبیاری خواهد کرد و به آن این امکان را خواهد داد تا در قلب شما به بار بنشیند. این شما هستید که بهتر از هر کسی می توانید از عشق تان مراقبت کنید.

خودتان دست به کار شوید

باور کنید شما قدرت و توان آن را دارید که زندگی رضایت بخشی را بیافرینید؛ شما توان آن را دارید که به زندگی خود معنا و هدفی برتر ببخشید و این توان تنها در عشق و شور زندگی شما نهفته است. پس منتظر نباشید کسی از راه برسد و شما را نجات دهد، بلکه خودتان ناجی عشق تان باشید و با توانی که دارید از آن مراقبت کنید.

منبع:آفتاب

مهر
۳
۱۳۹۴
اخذ مهریه پس از فوت شوهر
مهر ۳ ۱۳۹۴
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

پرسشگر: باسلام. چند ماه قبل شوهرم در اثر یک حادثه کاری جان خود را از دست داد. مرحوم شوهرم یک خانه و یک ماشین و کمی پول در حساب بانکی خود داشت. پس از فوت وی، با توجه به اینکه ما صاحب فرزند نبودیم، خانواده شوهرم گفتند که سهم الارث من را پرداخت خواهند کرد و برای این کار اقدامات قانونی را نیز انجام دادیم. اما من علاوه بر سهم الارث خواهان مهریه نیز شدم که مخالفت کردند. می خواستم بدانم که در این مورد آیا من می توانم مهریه ام را نیز دریافت کنم:

وکیل خانه امن: مهریه دینی است بر عهده شوهر که به مجرد وقوع عقد نکاح زن مستحق دریافت آن می شود. تمام دیون نیز با فوت داین یعنی شخصی که دین بر عهده اوست از بین نخواهد رفت. اگر شوهر فوت کند، مهریه از اموال باقی مانده وی پرداخت خواهد شد. یعنی شما مستحق هستید که مهریه را از ماترک شوهرتان دریافت کنید.بر اساس قوانین ایران تقسیم ماترک شخص فوت شده بعد از پرداخت دیون او انجام خواهد شد و اگر تقسیم شده باشد نیز می توان پرداخت دین را از دادگاه خواست که در این مورد دادگاه ورثه را ملزم به پرداخت آن خواهد کرد.

پرسشگر: پس خانواده شوهرم نمی توانند مهریه من را پرداخت نکنند؟

وکیل خانه امن: نخیر نمی توانند

پرسشگر: من و پدر و مادر شوهرم به دادگاه مراجعه کردیم و اقدامات لازم برای تقسیم سهم الارث را انجام دادیم. اما در مورد مهریه نه من چیزی گفتم و نه اینکه دادگاه در این مورد تعیین تکلیف کرد. حالا چگونه باید اقدام کنم؟

وکیل خانه امن: خانم محترم! بهترین شیوه توافق با خانواده همسرتان است. همانطور که می دانید حتی کوچکترین اقدامهای قضایی ممکن است ماهها و یا سالها طول بکشد. حل مشکل از طریق دادگاه بدون شک مستلزم پرداخت هزینه و صرف وقت است به همین دلیل قبل از اقدام قضایی سعی کنید با خانواده شوهرتان به توافق برسید. اما اگر توافقی حاصل نشد شما می توانید به دادگاه خانواده دادخواست مطالبه مهریه از ماترک شوهر متوفی تان را بدهید. لازم است دادخواست را به طرفیت ورثه شوهرتان که همان پدر و مادرش است تنظیم کنید. در دادخواست ذکر کنید که شوهرتان از چه تاریخی فوت کرده و همچنین مهریه شما چه میزان بوده است. برای این امر لازم است کپی مصدق نکاحنامه را پیوست کنید. همچنین گواهی انحصار وراثت را نیز پیوست دادخواست کنید. می توانید لیست اموال همسرتان را نیز در قسمت شرح دادخواست بیاورید. دادگاه پس از بررسی حکم پرداخت مهریه از اموال شوهرتان را خواهد داد. اگر تا آن زمان خانواده شوهرتان، ماترک را تملک کرده باشند نیز مشکلی پیش نخواهد آمد. به هر حال شما می توانید مهریه را از اموال شوهرتان دریافت کنید.

پرسشگر: سوال دیگر اینکه آیا مهریه ام پس از اینکه سهم پدر و مادر شوهرم پرداخت شد به من تعلق می گیرد؟ یعنی از باقیمانده ارثیه؟

وکیل خانه امن: نخیر، مهریه چون دین است مقدم بر سهم الارث است .

پرسشگر: اگر اموال باقی مانده شوهرم از میزان مهریه من کم باشد چه می شود؟

وکیل خانه امن: در این مورد شما مازاد مهریه تان را نمی توانید دریافت کنید. یعنی اگر منظورتان این است که مابقی مهریه را از ورثه شوهرتان بخواهید، این امر امکان پذیر نیست و ورثه شوهرتان خارج از ماترک وی، موظف به پرداخت مهریه شما نیستند. یعنی اگر ماترک شوهر متوفی برای پرداخت مهریه کافی نباشد، زن نمی تواند مازاد را از ورثه شوهر مطالبه کند.

پرسشگر: سوال دیگری داشتم. اگر تصمیم به اقدام از طریق دادگاه گرفتم، آیا باید هزینه ای نیز پرداخت کنم؟

وکیل خانه امن: بله. مطالبه مهریه یک دعوای مالی است و باید بر اساس مقررات دعاوی مالی هزینه دادرسی پرداخت کنید. با توجه به میزان مهریه ای که مطالبه می کنید، هزینه دادرسی تعیین خواهد شد. اما  اگر توان پرداخت هزینه را نداشته باشید می توانید در دادخواستتان اشاره کنید که استطاعت مالی برای پرداخت هزینه دادرسی را ندارید پس از آن دادگاه در صورت تشخیص عدم توانایی شما در پرداخت هزینه شما را از هزینه دادرسی موقتا یا دایما معاف خواهد کرد.

پرسشگر: آیا به نظر شما بهتر نیست که از طریق یک وکیل اقدام کنم؟

وکیل خانه امن: قطعا استفاده از وکیل به نفع شما خواهد بود اما توجه کنید که اگر وکیل بگیرید، دادگاه شما را از هزینه دادرسی معاف نخواهد کرد. یعنی دعوای اعسار شما پذیرفته نمی شود.

مرداد
۲۳
۱۳۹۴
به ارتباطات مجازی همسرتان مشکوکید؟
مرداد ۲۳ ۱۳۹۴
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:epSos .de

ما انسان ها حس در ارتباط بودن با بقیه را دوست داریم. خوشمان می آید وقتی احساس می کنیم دیگران به ما توجه دارند و خوشحال می شویم وقتی می بینیم از ما حمایت می کنند، به همین دلایل است که عضو شبکه های اجتماعی می شویم و برای ماندگار شدن در آنها وقت می گذاریم و هزینه می کنیم.

تا اینجای قضیه اشکال ندارد که هیچ، خوب هم هست چرا که ما نیازمند ارتباط با جهان و دیگرانیم اما وقتی پای افراط وسط می آید و سرو کله غفلت از همسر، زندگی مشترک و اهم های دیگر پیدا می شود، مسئله ای جان می گیرد که اگر به موقع حل نشود می تواند آنقدر پیچیده شود که رابطه را پله پله تا اضمحلال بکشاند. فرآیندی که از حساسیت شروع می شود و بعد از گذر از شک هایی قوی تر به بدبینی، بی اعتمادی و طلاق عاطفی یا شناسنامه ای منجر می شود.

شاید اگر طرف افراط کننده آشنایمان باشد یا این شخص خود ما باشیم به دلیل شناخت و آگاهی که از عدم سوءنیت او یا خود داریم، بی درنگ حس مقصریاب ذهن مان را به سمت طرف دیگر که حساس شده، گسیل کنیم و به سرزنش اش بپردازیم؛ چرا که به نظرمان او بی دلیل و مدرک همسرش (ما) را قربانی حس اسیت های خود کرده و علیه او برنامه های نظارتی تدارک دیده است اما اگر از فاصله ای دورتر و کمی واقع بینانه تر به کل قضیه نگاه کنیم، متوجه می شویم که در تشکیل و تقویت این مسئله، رفتار حساسیت برانگیز یک طرف (که پیش فرض ما این است که ناآگاهانه است) به اندازه حساس شدن طرف دیگر موثر و مقصر بوده است.

بنابراین اگر می خواهیم برای رفع حساسیت های همسرمان نسبت به ارتباطات مجازی خود، اقدامی بکنیم، باید یک گام به عقب تر برگردیم؛ یعنی از زمان و مکانی شروع کنیم که مناطق حساس روانی و عاطفی او تحریک و بیدار شدند. بعد از کسب شناخت کافی از این مناطق، خواهیم آموخت که چطور می توانیم بیش از آنکه برانگیزاننده حساسیت در او باشیم، با وی همدلی کنیم. در ادامه چند راهکار ساده و کاربردی پیشنهاد می شود:

۱ روشن کردن برداشت ذهنی خود و همسرمان از ارتباط در فضای مجازی

عضو شدن در شبکه های اجتماعی برای ما چه معنایی دارد؟ برای همسرمان چه معنایی دارد؟ آیا معنای پست گذاشتن و لایک کردن برای هر دوی ما یکسان است؟ یا شاید هم خیلی متفاوت؟ همسر ما به کدام بخش این قضایا بیشتر حساس است؟ چه چیزهایی حساسیت های او را بیشتر می کنند؟ عادات رفتاری ما در فضای مجازی کدام است؟ عادات همسرمان کدام است؟ چه مقدار ارتباط مجازی برای هر کدام از ما لازم و خوب است؟ اینها برخی از سوالاتی است که برای شناخت حساسیت های همسر از او می پرسیم و نظرات او را به خاطر می سپاریم.

۲ تامین احساس امنیت در همسر

یکی از دلایل مهم حساس شدن همسران نسبت به روابط متفرقه یکدیگر، احساس عدم امنیت روانی و عاطفی کافی است. هر قدر میزان این احساس ناامنی در همسر ما بیشتر باشد، به همان نسبت او درباره ارتباطات مجازی ما حساسیت بیشتری نشان خواهد داد. بنابراین در گام دوم سعی می کنیم با ابراز عشق نامشروطمان احساس امنیت را در او تقویت کنیم.

۳ وضع قوانین ارتباطی برای خود

قانونگذار خود باشیم، آن هم بر مبنای شفافیت و صداقت.

* قانون اول: برای صرف وقت در شبکه های مجازی، برای خود برنامه ریزی کنیم؛ نیازهای واقعی مان را اساس کار قرار دهیم. برای مثال حتی اگر شغل مان طولی است که لازم است آنلاین باشیم، طوری ترتیب کارها را بدهیم که بعد از ساعات کار نیازمان به فضای مجازی به حداقل برسد. می توانیم در این زمینه با همکاران مان صحبت کنیم و از آنها بخواهیم در ساعات اداری با ما ارتباط برقرار کنند. به خاطر داشته باشیم برای صرف وقت در فضای غیرواقعی، کم هم زیاد است.

* قانون دوم: در انتخاب گروه هایی که عضو می شویم با دقت عمل کنیم. اگر کسی یا عاملی در آن گروه حضور دارد که همسر ما به آن حساس است، در ارزش رد کردن آن شک نکنیم.

* قانون سوم: در تعداد گروه هایی که عضو می شویم، معتدل رفتار کنیم.

* قانون چهارم: افراد ناشناس را تایید نکنیم.

* قانون پنجم: بیش از آن که وقت صرف دیگران کنیم با همسرمان حرف بزنیم.

* قانون ششم: در هنگام استفاده از شبکه های اجتماعی کنار همسرمان باشیم، سعی نکنیم چیزی را از او مخفی کنیم.

* قانون هفتم: سر سفره، در رختخواب، سفر و گفتگوهای دونفره، وسایل ارتباطی را از خود دور کنیم. بگذاریم همسرمان ببیند برای ما بیش از هر چیز اهمیت دارد.

۴ ارائه اطلاعات واقعی از وضعیت تأهل خود در پروفایل

کسی که متاهل است و در پروفایلش مجرد را علامت می زند، بدون شک کار حساسیت برانگیزی انجام داده است. برخلاف این فرد مثالی، یکی از دوستان واقعی ما در توضیح پروفایلش اضافه کرده بود، متأهل خوشبخت. فکر می کنید اضافه کردن این کلمه چقدر در کاهش حساسیت همسر او موثر بوده باشد؟

۵ رفتارهای حساسیت برانگیز نکنیم

فرض کنیم آنچه در شبکه اجتماعی می نویسیم، می خوانیم یا عکسی که برای دیگران می فرستیم، همه قرار است در یک مجله پرتیراژ چاپ شود. آیا باز هم آن رفتارها را انجام می دهیم؟

۶ رازدار باشیم

زندگی مشترک فراز و نشیب های زیادی دارد. بیان کردن مشکلات زندگی در فضاهای مجازی، حتی اگر در چنان لفافه ای باشد که جز خود و همسرمان کسی معنای آنها را متوجه نشود، عامل مهمی در تخریب آرامش همسر و ایجاد حساسیت در او خواهد بود. به جای ابراز احساسات در ارتباطات غیرواقعی، سعی کنیم به ارتباط واقعی مان با همسر سروسامانی بدهیم.

۷ از لایک های حساسیت برانگیز پرهیز کنیم

حواس مان باشد که چه مطالب، عکس ها یا خبرهایی را لایک می کنیم. بدیهی است اگر این موارد جزء حساسیت های همسرمان باشند، ماییم ه برانگیزاننده آن بوده ایم.

۸ با همسرمان همدل شویم

سعی کنیم احساس او را بفهمیم. بفهمیم در رقابت بودن با یک جسم بی جان که چیزی به جز شخصیت پردازی های مطلوب صاحبان شان نیستند، چه طعمی دارد؟ احساس عدم امنیت عاطفی را لمس کنیم. در یک کلم به جای اینکه او را احساس کنیم، سعی کنیم احساساتش را احساس کنیم.

منبع: آفتاب

مرداد
۲۳
۱۳۹۴
زندانی شدن شوهر به دلیل بدهی و تقاضای طلاق زوجه
مرداد ۲۳ ۱۳۹۴
پرسش و پاسخ قانونی
۱
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

خانه امن:نامم محمود است. ۶ سال است که ازدواج کرده ام و یک پسر ۳ ساله دارم.

تولیدی پوشاک دارم و از نوجوانی به این کار مشغول بوده ام. با تلاشهای بسیار توانستم کارگاهی برای خود راه اندازی کنم و از این جهت وضعیت مالی تقریبا مناسبی داشتم.

تقریبا ۱ سال قبل به دلیل رکود بازار و بعضی دلایل دیگر، بسیاری از چک هایم برگشت خورد و به نوعی ورشکسته شدم.

به همین دلیل مجبور شدم خانه را فروخته و بدهی ها را بپردازم. از وقتی که خانه را فروختم، اختلافم با همسرم شروع شد. همسرم اصرار داشت که خانه را نفروشم اما چاره ای نداشتم.

به همین دلیل همسرم هر روز با من مشاجره می کرد. پس از فروش خانه ، یک خانه کرایه کردیم و به آنجا رفتیم. همسرم اصلا وضعیت را درک نمی کرد و مرا آزرده می کرد. می گفت من نمی خواهم مستاجر باشم و اینکه باید خانه خودمان را داشته باشیم و مسائلی از این قبیل.

در این حین به دلیل بدهی هایم، طلبکاران به دادگاه شکایت کرده بودند. نهایتا مرا دستگیر و روانه زندان کردند. خوب مشکلات بسیاری پیش آمده بود اما تمام تلاشم را انجام دادم تا خانواده ام سختی نکشند.

یعنی با اینکه در زندان بودم ولی هزینه های خانه را تمام و کمال تهیه کرده و تدبیرات لازم را اندیشیده بودم.

زندان رفتن بنده بیشتر همسرم را بدخلق و عصبانی کرد. در یکی از ملاقاتها گفت که آبرویم رفته است. آبروی پدر و مادرم رفته است، می گفت که دیگر نمی تواند تحمل کند و از این نوع حرفها. همین رفتار وی تحمل زندان را برایم دشوار کرده بود. پس از مدتی دیگر به ملاقاتم نیامد.

تلفنی به من گفت که قصد جدایی دارد و به دادگاه رفته است. من پس از ۵ ماه با طلبکاران مصالحه کرده و از زندان بیرون آمدم و شروع به کار کردن کردم. اما به هر حال زمان زیادی لازم است تا به وضعیت مالی سابقم بازگردم. در این میان همسرم از تقاضای طلاق صرف نظر نکرده و علاوه بر آن مهریه خود را نیز طلب کرده است. من قصد جدایی ندارم زیرا یک فرزند کوچک داریم. در این مورد می خواستم مرا راهنمایی کنید که چه باید بکنم؟

وکیل خانه امن: هم اکنون خانم شما در کجا زندگی می کند؟

پرسشگر: به همراه پسرمان در خانه پدرش است.

وکیل خانه امن: آیا تاکنون از طریق اقوام و ریش سفیدان برای حل قضیه اقدام کرده اید؟

پرسشگر: بله اما جواب منفی بوده است.

وکیل خانه امن: در مورد مهریه باید خدمتتان عرض کنم که مهریه از حقوق مالی خانم و جزء بدهی های شما محسوب می شود. بنابراین هر زمان که خانم مطالبه کند باید پرداخت شود. اما این بدان معنا نیست که تمام مهریه را یکجا باید پرداخت کنید. اگر توانایی مالی برای پرداخت مهریه را ندارید می توانید دادخواست اعسار از پرداخت مهریه دهید. چنانچه دادگاه درخواست شما را بپذیرد با توجه به وضعیت مالی تان مهریه را تقسیط خواهد کرد. برای این کار لازم است شما مدارک کافی دال بر معسر بودن را به دادگاه ارائه دهید. از جمله استشهادیه یا مدارک مربوط به بدهی و به زندان رفتنتان از این بابت.

پرسشگر: آیا همسرم می تواند طلاق بگیرد؟ آیا زندان رفتن من می تواند حق جدا شدن را برای همسرم ایجاد کند؟

وکیل خانه امن: بر اساس قوانین ایران زمانی که زوجه در وضعیت عسر و حرج قرار گیرد به طوری که نتواند زندگی مشترک را ادامه دهد می تواند تقاضای طلاق دهد. تشخیص این وضعیت با دادگاه است. در مورد زندان رفتن شما قابل ذکر است اگر زوج به حبس ۵ سال یا بیشتر محکوم شود، برای زوجه حق جدایی ایجاد می شود. در مورد شما این مساله صادق نیست.

پرسشگر: به نظر شما چه کار می توانم انجام دهم تا همسرم نتواند جدا شود؟

به نظر بنده این طرز تفکر شما اشتباه است. راه حل اختلافات پیش آمده بین شما و همسرتان مانع شدن در جدایی نیست. درست است که قوانین ایران به سختی تقاضای طلاق از طرف خانم را می پذیرند اما نباید از این امر سوء استفاده کرد. یعنی لجبازی راه حل مساله نیست. اگر شما راضی به طلاق نباشید ممکن است همسرتان مدت طولانی نتواند پرونده را به نتیجه برساند اما آیا شما به دنبال چنین کاری هستید؟ آیا وضعیت پسرتان را اندیشیده اید؟ آیا به نظرتان می توانید با توجه به شناختی که از همسرتان دارید با وی به زندگی مشترکتان ادامه دهید؟

پرسشگر؟ پس چه کار باید بکنم:

وکیل خانه امن: بنده به عنوان وکیل نمی توانم قطعا به شما بگویم که جدا شوید یا نشوید. تصمیم گیرنده این موضوع شما هستید. اما اگر یکی از زن و شوهر مایل به ادامه زندگی مشترک نباشد نمی توان به زور وی را مجبور به زندگی کرد. از طرف دیگر لجبازی و طول دادن پرونده به شما نیز ضرر خوهد رساند.

پرسشگر: در صورت جدایی وضعیت فرزندمان چه می شود؟

حضانت فرزند تا ۷ سالگی برعهده مادر است و پس از آن را دادگاه تعیین می کند. شما ولی قهری پسرتان هستید و تامین هزینه های وی و همچنین تصمیم گیری راجع به وی بر عهده شما است.

شهریور
۱۳
۱۳۹۳
توصیه های پیش از ازدواج : خودتان را چقدر می شناسید؟
شهریور ۱۳ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

10363930676_c2efdefede_z

عکس: LadyDragonflyCC – >;<

عبدالسمیر اخی زاده – فوق لیسانس علوم جنایی

قرار نیست همین که به دوره نوجوانی و جوانی رسیدید و سن وسال برای ازدواج مناسب بود، دست به کار شوید و دنبال شریک زندگی تان بگردید. البته درست است که سن و سال یکی از مهم ترین معیارها برای داشتن ازدواجی موفق است ولی همه  چیز نیست، به این معنا که تمام دخترها و پسر هایی که به سن ازدواج می رسند، آماده پذیرش این مسئولیت نیستند و در واقع نمی توانند در زندگی مشترک شان موفق شوند.

پس اگر شما هم به فکر ازدواج افتاده اید یا می خواهید همسر آینده تان را انتخاب کنید. اول با خودتان صادق باشید، فکر کنید واقعاً  آماده ازدواج و زندگی با همسرتان زیر یک سقف هستید یانه؟ با خودتان خلوت کنید و ببینید چه انتظاری از زندگی مشترک دارید و با چه هدفی می خواهید این مسیر نو و ناشناخته را آغاز کنید؟ متخصصان و مشاوران هم این نظر را تایید می کنند و می گویند پیش از ازدواج باید خودتان را بهتر بشناسید و به طور دقیق نیازها و اهداف تان را تعیین کنید تا بتوانید زندگی مشترک موفقی داشته باشید.

چرا ازدواج می کنید؟

آیا تا به حال این سؤال را از خودتان پرسیده‌اید؟ این که چرا و برای چه ازدواج می‌کنید؟ اگر پرسیده‌اید که چه بهتر اما هنوز به فکر نیافتاده‌اید یا تلاش کرده و پاسخی برای آن پیدا نکرده‌اید. همین حالا صادقانه به این سؤال فکر کنید و به خودتان پاسخ دهید و بدون تعارف، دلایلی را که  باعث شده وارد این مسیر شوید، مشخص کنید حتی بد نیست فهرستی از مزایا و معایب طرف مقابل و همسر آینده‌تان را تهیه کنید و خوبی‌ها و بدی‌های رابطه‌تان و زندگی مشترکی را که قرار است در آینده داشته باشید. بنویسید. اگر قرار است خودتان را مجبور«لطفاً به کلمه مجبور دقت کنید» به ازدواج کنید بهتر است همین حالا مسیرتان را تغییر داده و به زندگی مجردی‌تان ادامه دهید. اگر می‌خواهید همسر آینده‌تان را وادار به این کارکنید نیز بدانید، چنین ازدواجی به نفع هیچ یک از شما دو نفر نخواهد بود و فضای زندگی خود را با خشونت آراسته می‌کنید، پس به هیچ‌وجه مرتکب چنین خطاهایی نشوید و یادتان باشد برای فرار یا اجتناب از چیزی، تن به ازدواج‌های خیالی ندهید که این نوع ازدواج نمی‌تواند عامل خوشبختی شما باشد. باید افزود که اکثر ازدواج های فی البداهه امروزی دچار مشکلات عدیده‌ای می‌شوند.که هیچ‌کدام قادر به شفاف‌سازی آن فضای مملو از حسادت و بغض نیست.

ازدواج موفق یا عروسی باشکوه؟

جشن عروسی، کیک چند طبقه، گل‌های رنگارنگ، لبخندها و تبریک‌ها و… همه این‌ها بسیار باشکوه، هیجان‌انگیز و دوست‌داشتنی است، اما یادتان باشد منظور از ازدواج و تشکیل زندگی مشترک فقط همین نیست. زندگی و یک عمر همراه شدن با فردی دیگر، موضوعی بسیار مهم تر و البته طولانی تر از این مهمانی‌هاست و برای همین بیشتر باید به آن فکر کنید؛ البته بدون هیجان و با تعقل و تأمل.

یادتان باشد مراسم عروسی فقط یک روز است، اما ازدواج باید یک عمر پایدار بماند و همین موضوع اهمیت انتخاب همسر مناسب را بیشتر و بهتر نشان می‌دهد. البته یادتان باشد، این یک عمر زندگی هم باید کیفیت داشته باشد، یعنی این که هدف فقط زندگی کردن در کنار هم و همراه با فردی دیگر نیست. این دو نفر باید کنار هم و همراه هم زندگی شاد، شیرین و موفقی را تجربه کنند، در کنار هم رشد کنند و به ایده آل‌ها خود برسند.

پس از همین امروز در باره۴۰ – ۵۰ سال آینده‌تان خوب فکر کنید و حداقل به همین اندازه که برای برنامه‌ریزی مراسم عروسی و نامزدی وقت می‌گذارید، به داشتن زندگی موفق در آن سال‌ها هم فکر و برایش برنامه‌ریزی کنید.

از همسرتان توقع بیش از حد نداشته باشید.

زن و شوهرهایی که پیش از ازدواج فکر می‌کردند بعد از آغاز زندگی مشترک قرار است فضای بسیار متفاوتی را تجربه کنند و به دنبال یک زندگی ایده آل بدون دردسر و مشکل بوده و هستند. معمولاً مدتی پس از شروع زندگی جدید دچار سرخوردگی و یاس می‌شوند و احساس بدی نسبت به زندگی زناشویی پیدا می‌کنند.علتش هم همان طرز فکر غیر واقعی قبل از ازدواج است. هیچ کس نگفته و جایی ننوشته که ازدواج همه مشکلات زندگی انسان‌ها را از بین می‌برد، بلکه همه مشاوران این حوزه می‌گویند سال‌های نخست زندگی مشترک باید صبر و آرامش بیشتری داشت، باید در کنار مسائل ساده‌تر گذشت و چشم بر بعضی تفاوت‌ها بست، چرا که دو نفر با خلق و خوی متفاوت می‌خواهند زیر یک سقف و در یک چهاردیواری زندگی کنند. پس اگر شما هم گاهی فکر می‌کنید زندگی‌تان پر از مشکل و درد سر شده، بد نیست نگاهی به اطرافتان بیندازید تا بهتر متوجه شوید همه انسان‌ها با چنین مسائلی روبه رو هستند. تنها تفاوتی که میان همسران موفق با دیگران وجود دارد، این است که آن‌ها می‌دانند دو انسان، دو نوع سلیقه و دو اخلاق متفاوت دارند، پس متوجه می‌شوند که چطور باید مشکلاتشان را حل کنند و می‌توانند به بهترین شکل ممکن این مسائل را پشت سر بگذارند.پس اگر شما هم جزو آن گروه هستید که فکر می‌کنند ازدواج تنها راه حل برای از بین بردن مشکلاتشان است و اعتقاد دارند شروع زندگی مشترک زیر یک سقف همه مسائل را حل می‌کند، باید فعلاً از این کار یعنی شروع زندگی خودداری کنید. بنابراین به طور خلاصه می‌توان گفت یک ازدواج موفق باید پایه محکم و استواری داشته باشد که البته این پایه با تارو پود عشق و علاقه، از خود گذشتگی احترام،اعتماد و منافع و عقاید مشترک ساخته شود. پس آن‌هایی که در زندگی مشترک با مشکل مواجه می‌شوند، در واقع این اصول اولیه را با انتظارات غیر واقعی‌شان اشتباه گرفته‌اند و فراموش کرده‌اند هدفشان از تشکیل زندگی مشترک چیست. یکی از این توقعات بی جا و متأسفانه متداول در جامعه ما این است که زن یا شوهر فکر می‌کنند همسرشان وظیفه دارد تنهایی و احساس ناراحتی آن‌ها را برطرف کند. البته همه ما انسان‌ها به حس تعلق و دوست داشته شدن و دوست داشتن نیاز داریم ولی نباید این احساسات را با برطرف کردن احساس ناراحتی یا تنهایی اشتباه بگیریم . البته همه افراد وظیفه دارند احساس پذیرش، صمیمیت و دوست داشته شدن را در وجود همسرشان ایجاد کنند. اما فراموش نکنیم ازدواج، درمانی برای رفع احساس تنهایی یا ناراحتی ما نیست و نمی‌تواند چنین حسی را در وجود ما از بین ببرد یا حداقل برای همیشه چنین اتفاق نمی‌افتد. همسران تنها وظیفه دارند احساس دوست داشته شدن و پذیرش را در وجود یکدیگر تقویت کنند، اما اگر یکی از آن دو چنان احساس کرد تنهاست یا ناراحتی زیادی را تجربه می‌کرد، به جای این که از همسرش توقع داشته باشد، خودش باید برای تغییر این شرایط دست به کار شود، شاید گفتگو با یک مشاور، راه حل مناسبی باشد.

منابع و مآخذ

۱٫            احمدی،مجید،«ازدواج و پند های زندگی»،قم انتشارات،جمال۱۳۷۷٫

۲٫            اردستانی،احمد صادقی،«اخلاق زن و شوهر و تنظیم خانواده»تهران انتشارات، حافظ نوین ۱۳۸۴٫

۳٫            ازدواج موفق،عباسی، رحیمی،قم نشر جنگل،۱۳۸۷٫

۴٫            زنگنه،محمد،«بررسی جامعه‌شناختی عوامل موثر بر خشونت شوهران علیه زنان، دانشکده  علوم انسانی،اصفهان،۱۳۸۰٫

۵٫            غفرانی،محمدجعفر،«ازدواج چرا و چگونه»تهران نشر زمین،۱۳۷۹٫

۶٫            مجلسی،محمدباقر،«ازدواج و آداب زناشویی»،قم انتشارات فرا گفت،۱۳۸۵٫