صفحه اصلی  »  نفقه
image_pdfimage_print
بهمن
۵
عدم اجرای تعهدات پس از طلاق، چطور می‌توان پیگیری قانونی کرد؟
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , ,
Divorce, separation: hands of woman removing wedding or engagement ring
image_pdfimage_print

Photo: Krivinis/bigstockphoto.com

موسی برزین خلیفه‌لو- پژوهشگر حقوقی

یکی از مشکلات رایجی که معمولا بین زوج‌های جدا شده ایجاد می شود، عدم پایبندی یک طرف به تعهدات خود است. به هنگام جدایی چه از طریق طلاق توافقی و یا چه از طریق الزام زوج به طلاق، دادگاه در حکم جدایی تعهدات طرفین نسبت به یکدیگر را ذکر می‌کند. همچنین ممکن است زوجین جدا شده طی یک سند رسمی نسبت به یکدیگر انجام اقداماتی را متعهد شوند. این تعدات ممکن است مالی باشد از جمله پرداخت نفقه فرزند، دادن کرایه خانه، پرداخت مهریه و غیره و ممکن است غیر مالی باشد از جمله ملاقات با فرزند یا نگاهداری از آنها. بیشترین موارد عدم انجام تعهد مربوط به پرداخت مهریه و نفقه زن و سپس ممانعت از ملاقات فرزند است.

عدم انجام تعهدات یکی از زوجین جدا شده، مشکلاتی را برای طرف مقابل به وجود می‌آورد. به خصوص در مواردی که پای فرزندی در میان باشد. اگر حضانت فرزند به مادر واگذار شده باشد، پدر باید مخارج فرزند را تامین کند. این مخارج شامل خوراک و پوشاک و مسکن و غیره است. اگر این هزینه‌ها توسط پدر متقبل نشود مادر با سختی و مشقت مواجه می‌شود و زندگی کودک نیز به مخاطره می‌افتد، همچنین است در مورد مهریه. از آنجا که در اغلب موارد دادگاه‌ها حکم به تقسیط مهریه می‌دهند، لازم است مرد محکوم به پرداخت مهریه تا سال‌ها پس از جدایی اقدام به پرداخت آن کند. از طرف دیگر معمولا دادگاه‌ها در حکم خود تعیین می‌کنند که مسئول حضانت باید امکان ملاقات فرزند با طرف مقابل را فراهم کنند. اگر این حکم مورد توجه قرار نگیرد بدون شک حقوق یکی از طرفین محدود می‌شود.

در این نوشته سعی می کنیم ضمانت اجراهای عدم انجام تعهدات پس از جدایی را بررسی کنیم.

صدور اجرائیه

از آنجا که جدایی یا طلاق فقط از طریق حکم دادگاه امکان پذیر است، دادگاه در رای خود علاوه بر این حکم نسبت به اطراف و فرعیات نیز تصمیم‌گیری می‌کند. بر اساس ماده ۲۹ قانون حمایت از خانواده: « دادگاه ضمن رأی خود با توجه به شروط ضمن عقد و مندرجات سند ازدواج، تکلیف جهیزیه، مهریه و نفقه زوجه، اطفال و حمل را معین و همچنین اجرت المثل ایام زوجیت طرفین مطابق تبصره ماده (۳۳۶) قانون مدنی تعیین و در مورد چگونگی حضانت و نگهداری اطفال و نحوه پرداخت هزینه‌های حضانت و نگهداری تصمیم مقتضی اتخاذ می‌کند. همچنین دادگاه باید با توجه به وابستگی عاطفی و مصلحت طفل، ترتیب، زمان و مکان ملاقات وی با پدر و مادر و سایر بستگان را تعیین کند. ثبت طلاق موکول به تأدیه حقوق مالی زوجه است. طلاق درصورت رضایت زوجه یا صدور حکم قطعی دایر بر اعسار زوج یا تقسیط محکوم به نیز ثبت می‌شود. در هرحال، هرگاه زن بدون دریافت حقوق مذکور به ثبت طلاق رضایت دهد می‌تواند پس از ثبت طلاق برای دریافت این حقوق از طریق اجرای احکام دادگستری مطابق مقررات مربوط اقدام کند.»

بنابراین بر اساس این ماده به هنگامی که یکی از طرفین تعهداتی را که در حکم دادگاه آمده است رعایت نکند، طرف دیگر می‌تواند با مراجعه به واحد اجرای احکام نسبت به صدور اجرائیه و الزام به انجام تعهد اقدام کند. در این مورد فرقی بین تعهدات مالی و غیر مالی نداشته و نیازی به طرح دعوی و تنظیم دادخواست نیست.  در این مورد اداره حقوقی قوه قضائیه نیز نظریه ای صادر کرده است. از این اداره پرسیده شده است که: « با توجه به قانون حمایت خانواده مصوب۱/۱۲/۱۳۹۱خواهشمند است اعلام فرمائید: در طلاق­های توافقی که گواهی عدم امکان سازش بین زوجین صادر می­شود در صورت اجرای صیغه طلاق چنانچه زوج به تعهد مالی خود عمل نکند آیا با تقاضای زوجه امکان صدور اجرائیه وجود دارد یاخیر؟» این اداره نیز در پاسخ بیان داشته است که: « پس از صدور گواهی عدم امکان سازش بر اساس توافق زوجین و جاری شدن صیغه طلاق فیمابین آن‌ها، در صورتی که یکی از طرفین از انجام توافقات مندرج در گواهی مورد نظر خودداری نماید، طرف ذی‌نفع می‌تواند تقاضای صدور اجرائیه به منظور اجرای تعهدات مالی (مانند مهریه) و یا غیرمالی (مثل حضانت) را وفق مفاد گواهی عدم امکان سازش از دادگاه صادرکننده آن، بنماید. تصریح ذیل ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده ۹۱ به این امر راجع به امور مالی، صرفاً از این جهت است که در این ماده، ثبت طلاق موکول به تأدیه حقوقی مالی زوجه شده است و متعاقب آن اعلام گردیده که هرگاه زن بدون دریافت حقوق مذکور به ثبت طلاق رضایت دهد، می تواند پس از ثبت طلاق برای دریافت این حقوق از طریق اجرای احکام دادگستری مطابق مقررات مربوط اقدام کند. بنابراین به معنای انحصار حکم (امکان صدور اجرائیه) به حقوق مالی نمی‌باشد.» (نظریه شماره ۶۳۷/۹۳/۷ مورخ ۲۱/۳/۹۳)

همانطور که مشاهده می‌شود علاوه بر تعهدات مالی، تعدات غیر مالی نیز شامل ماده شده و متضرر می‌تواند نسبت به آنها نیز درخواست صدور اجرائیه کند.

در مورد امور مالی همچون مهریه و نفقه، اگر الزام متخلف به انجام تعهد ممکن نشود، شخص متقاضی می تواند نسبت به توقیف اموال متخلف اقدام کرده و دین خود را ار محل این اموال برداشت نماید. در نهایت در مورد مهریه نسبت به ۱۱۰ سکه در صورت فقدان اموال وممکن نبودن الزام، می توان در خواست حبس متخلف را بر اساس قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی کرد.

ضمانت اجرای کیفری

در برخی موارد فردی که از انجام تعهدات خود پس از طلاق امتناع می‌کند، مجرم شناخته می‌شود و ممکن است تحت تعقیب کیفری قرار گیرد. از جمله این موارد ممانعت از پرداخت نفقه فرزند است. به عنوان مثال اگر دادگاه حضانت فرزند را بر عهده مادر گذارد، از آنجا که پدر به عنوان ولی قهری مکلف به پرداخت نفقه فرزند است، بنابراین در صورت عدم پرداخت مادر می تواند نسبت به تعقیب کیفری پدر اقدام کند. بر طبق ماده ۵۳ قانون حمایت از خانواده: « هرکس با داشتن استطاعت مالی، نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع کند به حبس تعزیری درجه شش محکوم می‌شود. تعقیب کیفری منوط به شکایت شاکی خصوصی است و درصورت گذشت وی از شکایت در هر زمان تعقیب جزائی یا اجرای مجازات موقوف می‌شود…»

همچنین است در مورد ملاقات با فرزند، با این توضیح که پس از طلاق دادگاه حضانت فرزند را به یکی از والدین واگذار می‌کند اما نسبت به ملاقات فرزند با طرف مقابل نیز دستوراتی را صادر می‌کند. به عنوان مثال تعیین می‌کند که مسئول حضانت باید هر هفته چند ساعت امکان ملاقات طفل با طرف مقابل یعنی صاحب حق ملاقات را فراهم کند. چنانچه مسئول حضانت مانع این امر شود در شرایطی مجرم شناخته می‌شود. ماده ۵۴ قانون حمایت از خانواده در این مورد مقرر کرده است که: «هرگاه مسؤول حضانت از انجام تکالیف مقرر خودداری کند یا مانع ملاقات طفل با اشخاص ذی‌حق شود، برای بار اول به پرداخت جزای نقدی درجه هشت و درصورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور محکوم می‌شود.»

بنابراین با توجه به مطالب فوق می‌توان گفت عدم انجام تعهدات توسط زوجین پس از طلاق دارای ضمانت اجراهای مدنی و کیفری است. مهمترین ضمانت اجرای مدنی الزام متخلف با صدور اجرائیه است. از این طریق شخص متضرر بدون اینکه احتیاجی به طرح دعوی و طی تشریفات دادخواست داشته باشد، می‌تواند با مراجعه به واحد اجرای احکام مدنی با ارائه حکم دادگاه الزام متخلف به انجام تعهدات خود را بخواهد.

دی
۱۹
در دو جبهه می‌جنگم؛ تابوی سکوت و سرطان
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , , , , ,
manizhe_02-1-png-815x390_q85_crop_upscale-e1467818981680
image_pdfimage_print

ماهرخ غلامحسین‌پور

این روز‌ها غالب زنانی که درگیر سرطانند به نوعی با اینستاگرام آشنا هستند، «منیژه برزگر» را می‌شناسند. ۴۸ ساله است و مبتلا به سرطان تخمدان. منیژه شرح مبارزه‌ها و تلاش‌هایش برای کنترل بیماری را در دنیای مجازی می‌نویسد.

منیژه در جبهه دیگری نیز می‌جنگد. تامین هزینه‌های درمانی‌اش، سرپرستی دو فرزندش و مبارزه حقوقی با همسرش که نه حاضر به طلاق اوست و نه مایل به ادامه زندگی مشترک.

منیژه معتقد است که سکوتش در مقابل زندگی مشترک نابسامانی که داشته و تلاشی که برای حفظ آرامش فرزندان دو قلویش انجام داده و سرپوش گذاشتن روی رنج‌های درونی‌اش او را به وادی سرطان کشانده. حالا می‌خواهد به زن‌هایی با شرایط مشابه بگوید فشارهای عصبی ناشی از خشونت‌های روانی همراهانشان را تحمل نکنند چون خشم و نفرت متراکم به راحتی می‌تواند به تومورهای خطرناک مبدل شود.

همسرت بعد از ماجرای بیماری تو را ترک کرد؟

خیر، یک سال پیش از آن بود که در پی یک مشاجره معمولی خانه را ترک کرد. سعی کردم کنترل اوضاع را در دستم بگیرم. رانندگی سرویس کارمندان دانشگاه شهید بهشتی و پذیرش سفارش آشپزی در خانه، بخشی از تلاش‌هایم برای سرپرستی بچه‌ها بود اما فقط یک سال پس از این ماجرا متوجه شدم سرطان تخمدان دارم.

با شروع بیماری کارت را هم‌‌ رها کردی؟

نه. ماه‌های اول ابتلا، علی‌رغم شیمی‌درمانی و عوارضش یعنی درد و تهوع و شرایط نامتعادل روحی، سر کارم حاضر می‌شدم و با پاهای ناتوانم با ترمز و کلاچ و دنده سر و کله می‌زدم تا بتوانم هزینه‌های درمان و مخارج زندگی خودم و بچه‌ها را تامین کنم.

برخورد همسرت بعد از شنیدن خبر بیماری تو چطور بود؟

نه حاضر به ادامه زندگی شد نه حاضر به طلاق یا تامین هزینه‌های فرزندانمان. این شرایط منجر به عود دوباره سرطان و شروع دوباره شیمی درمانی شد.

من آبان ماه سال ۹۴ به او زنگ زدم و به خاطر شرایط نابسامانی که داشتم پیشنهاد ادامه زندگیمان را دادم اما همسرم گفت ادامه زندگی‌اش با من دو شرط دارد، نخست اینکه مهریه‌ام را ببخشم و دوم اینکه برای زندگی مشترکمان او خانه‌ای تهیه نخواهد کرد. یک ماه بعد دادگاه مرا فراخواند و پرسید که آیا مایل به تمکین هستم یا خیر؟ من شرح ماجرا را نوشتم و به پرونده‌ام الحاق کردم که البته تا به حال خبری از روند پرونده نشده.

خانه‌ای از دوران زندگی مشترک ندارید؟

تمام این بیست و یک سال در خانه پدرم زندگی کردیم و اجاره خانه نمی‌دادیم. قاضی به من گفت می‌بایست حق مسکن به تو می‌داد.

در شرایط فعلی و مبارزه‌ات در جبهه بیماری با چه انگیزه‌ای مایلی مشکلات زندگی زناشویی‌ات را هم مطرح کنی؟

می‌خواهم به جای تمام زنانی که در بند آزارهای خانگی خصوصا آزارهای پیچیده روانی هستند فریاد بزنم و تمام مسائلی را که زن‌ها در شرایط مشابه پنهان می‌کنند، در مقابل دید وجدان عمومی قرار بدهم.

گاهی وقتی در مورد ماجرای سرطان و صفحه اینستگرامم با رسانه‌ها حرف می‌زنم، همسر سابقم عصبانی می‌شود. او به دفتر روزنامه‌ها مراجعه کرده و سرپرست خانوار بودن مرا انکار می‌کند. جالب است که یکی از شرایطی که برای ادامه زندگی مطرح کرد این بود که با هیچ رسانه‌ای مصاحبه نکنم.

هنوز هم سرویس دانشگاه را انجام می‌دهی؟

از سال گذشته و با گران شدن بنزین و عود کردن بیماری‌ام فقط پول استهلاک ماشین در می‌آمد ناچار شدم کار رانندگی را‌‌ رها کردم. وقتی مرا ترک کرد چند ماهی منتظر ماندم شاید برگردد اما دیدم چنین قصدی ندارد به همین دلیل هم مهریه‌ام را به اجرا گذاشتم.

مهریه‌ات چقدر بود؟

۲۵۰ سکه که هر یک ماه در میان یک سکه برایم تعیین شده است.

چه احساسی در مورد بیماری‌ات داری؟

جریان کمی پیچیده است با اینکه سرطان سلامتی فرد را به مخاطره می‌اندازد اما همین سرطان برای من تبدیل به بزرگ‌ترین نعمت زندگی‌ام شده و زندگی‌ام را تغییر داده است. باورتان نمی‌شود بعد از ابتلا قدر فرصت‌هایم را عمیقا می‌دانم. به مخاطره افتادن سلامتی‌ام ارزشش را داشت تا این عشق و ایمان به زندگی را تجربه کنم.

13391127_1065431730162982_1327567834_n

چطور شد به فکر عمومی کردن تجربه‌هایت در فضای مجازی افتادی؟

سال گذشته تیرماه یک روز که داشتم در مورد حس و حالم برای خواهرم حرف می‌زدم او گفت که من خیلی برخورد متفاوت و جالبی با بیماری‌ام دارم و پیشنهاد داد یک صفحه در اینستاگرام باز کنم، و تجربه‌هایم را بنویسم.

حس می‌کردم که قصه من با دیگران متفاوت است. می‌دانستم ریشه سرطان در مشکلات روحی و استرس‌هایی است که تاب آورده‌ام. سال‌های سال تحت فشار خشم و نفرت زندگی کردم. می‌خواستم تجربه‌هایم را با زنان دیگری که سرپرست خانوار و مثل من بیمار بودند در میان بگذارم. فشار‌ها و حلقه محاصره زندگی روز به روز بر من تنگ‌تر می‌شد و شیوه‌های متفاوتی برای مقابله با آن برمی‌گزیدم و این‌ها قابل انتقال بود.

این بار نمی‌خواستم از ترس قضاوت مردم سکوت کنم در شرایطی شیمی‌درمانی می‌شدم که به شدت بابت هزینه‌های زندگی و درمانم در مضیقه و فشار بودم ولی با همه این‌ها می‌خواستم تجربه‌هایم را تقسیم کنم و به همین دلیل هم گاهی فکر می‌کنم درد و رنجی که تحمل می‌کنم بیهوده نیست.

همسرت در طول این مدت نفقه هم پرداخت می‌کند؟

او مردادماه نود و دو خانه را ترک کرد و من آذرماه مهریه‌ام را اجرا گذاشتم دو ماه بعد از شکایتم، حکم مهریه‌ام صادر شد. بعدش درخواست نفقه دادم. نفقه کار‌شناسی شد و گفتند که پنج میلیون میزان نفقه من است. اما تنها مالی که داشت پاداش سنوات خدمتش بود و با اینکه بیست و هشت میلیون دریافت کرده بود دو روز بعد از دریافت این پول خانه‌ای به نام خواهرزاده‌اش اجاره کرده بود و من نتوانستم در این مورد ادعایی داشته باشم.

چون برادرش را با این بیماری از دست داده، روزهای نخستی که مبتلا شدم گفت که تحت تاثیر قرار گرفته و قصد دارد به من کمک کند. اما آنچه که به من کمک کرد،‌‌ همان میزان نفقه‌ای بود که دادگاه برایم تعیین کرده بود و افزون بر آن تا به حال هیچ کمکی به من نکرده.

آیا متوسل به خشونت فیزیکی هم می‌شد؟

خیر. بخواهم صادق باشم خیر. اما چنان ترس و رعبی در دل من و بچه‌هایم انداخته بود که وقتی کلید را توی در خانه می‌انداخت من و دو بچه‌هایم می‌شدیم عین سه موش کتک خورده؛ هراسان و بی‌پناه، بابت خشونت‌های روانی و فضای بدی اکه ایجاد می‌کرد به شدت آزار دیدم.

پس برای چه در این رابطه ماندید؟

باید اعتراف کنم اشتباه کردم که در این رابطه خشونت بار ماندم. الان که مصمم هستم سکوتم را بشکنم به گذشته فکر می‌کنم و می‌بینم هم خودم تاوان این اشتباه را پس دادم هم فرزندانم. زندگی که می‌شد جور دیگری رقمش زد، از ترس آبرو و قضاوت مردم و اطرافیان و ترس از بیوه شدن تبدیل شد به این شکل بی‌قواره و ناموزن.

ما زن‌های ایرانی خودمان را به بهانه بچه‌ها فریب می‌دهیم. ادامه می‌دهیم مثلا به خاطر بچه‌هایمان. اما متوجه نیستیم که در یک رابطه نامتعادل، اتفاقا بچه‌ها هستند که به شدت آسیب می‌بینند و تا آخر عمرشان هم از زیر سیطره و تاثیر این آموزه‌های اشتباه خارج نمی‌شوند.

در طول این بیست و یک سال هرگز به جدایی فکر نکردی؟

فرزندانم دو ساله بودند که من مصمم به جدایی شدم. این مسئله را در صفحه اینستاگرامم هم نوشته‌ام. قبول می‌کنم که انتخابم از آغاز اشتباه بوده اما اشتباه واقعی و بزرگم، ادامه دادن این مسیر بود. خصوصا وقتی فرزندانم به دنیا آمدند و متوجه شدم که مسیرم اشتباه است. اما متاسفانه ما می‌ترسیم و واهمه داریم در فضای عمومی تجربه‌هامان را با دیگران قسمت کنیم. وانمود می‌کنیم که خوشبختیم. از سر حساسیت خانواده‌ام، در یک رابطه اشتباه ماندم. می‌توانستم مسیرم را اصلاح کنم. نخواستم شریک زندگی‌ام را آن طور که هست بپذیرم و مدام می‌خواستم اصلاحش کنم. می‌خواستم او را از رنج عمیق درونی‌اش جدا کنم در حالی که متوجه نبودم در آن سن و سال قادر به این کار نیستم و بعضی آدم‌ها رنج‌هایشان را دوست دارند، چسبیده‌اند به این رنج‌ها و تغییر مسیرشان کار من نیست.

بعد از این‌که فهمیدی قادر به این تغییرات نیستی چه کردی؟

وقتی فهمیدم نمی‌توانم مسیر زندگی را تغییر بدهم سکوت و تحمل را انتخاب کردم. از طرف خانواده‌ها تحت فشار بودم برای پذیرش آن زندگی. به من می‌گفتند می‌خواهی طلاق بگیری بعدش چه کار کنی؟ خیال می‌کنی سرنوشت بهتری در انتظار توست؟ کسی نبود به من بگوید تو کارمی کنی و درآمد داری. زیر سقف خانه پدری‌ات نشسته‌ای. قرار نیست دنیا کن فیکون بشود و تو زن لایقی هستی که از پس خودت برمی آیی. در واقع این تو نیستی که خودت را تحمیل کرده ایی.

انتظار تو دقیقا چه بود؟

او شریک بیست و اندی ساله زندگی‌ام بود. تنها درخواست من این بود که در حین روند درمانم از بچه‌ها حمایت کند. یکیشان سرباز بود آن روز‌ها و آن دیگری دانشجو.

وقتی صفحه اینستاگرامم مورد توجه قرار گرفت و روزنامه ایران با من مصاحبه کرد به او به شدت برخورد که من چرا مطرح کرده‌ام که سرپرست خانوارم؟ خوب تو من و بچه‌ها را ترک کردی، نه حاضر به ادامه زندگی هستی نه طلاقم می‌دهی نه آن طور که باید و شاید تامینمان می‌کنی. با این وصف چه کسی سرپرست خانوار است؟ من تحت فشار روانی زیادی قرار گرفتم این سال‌ها. پزشکان بعد از جراحی تاکید می‌کردند که یکی از مهم‌ترین فاکتور برگشت سرطان، شرایط روحی – روانی است. اما من واقعا در شرایط بدی زیست کردم در این چند ساله.

الان مخارجت را چطور تامین می‌کنی؟

خوب من مهریه‌ام را اجرا گذاشته‌ام و یک ماه و نیمی یک سکه دریافت می‌کنم. گاهی در خانه‌ام سفارش آشپزی می‌پذیرم و خانواده‌ام با اینکه خودشان در مضیقه هستند، اندکی کمک می‌کنند. پیش از این‌ها هم راننده سرویس دانشگاه بودم. به هر حال سعی‌ام را می‌کنم. از آن سو مثلا از همدلی پزشکم برخوردار شدم. او واقعا به من کمک کرد و هزینه ناچیزی از من گرفت. به هر حال از حق نمی‌گذرم که همسرم هم تحت فشار نزدیکان مرا بیمه تکمیلی کرد.

الان به لحاظ بیماری در چه شرایطی هستی؟

اردیبهشت ماه سال گذشته درمانم تمام شد اما از زمستان امسال که شرایطم متشنج شد و هر چه سعی کردم ماجرا را مدیریت می‌کردم، باز هم قادر به کنترل اوضاع نبودم و اوضاع بهم ریخت. دکتر باز هم شیمی درمانی تجویز کرد. از سی‌ام فروردین ماه دوباره شیمی درمانی‌ام به مدت شش دوره آغاز شده است.

13320173_1049914975082867_85049997_n

مهر
۳۰
ازدواج موقت مخفیانه، عدم ثبت ازدواج و موضوع فرزند: قانون چه می‌گوید؟
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , , , , ,
635578938967682017
image_pdfimage_print

موسی‌ برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسش: دخترخاله من چهار سال پیش با یکی از آشنایان ازدواج کرد. سال قبل صاحب یک فرزند نیز شده است. اما چندهفته پیش یک اتفاق بدی افتاد. متوجه شدیم که شوهرش یک زن صیغه ای داشته است. بنابرگفته خودش وقتی که دختر خاله من باردار بوده است با یک زن به صورت موقت صیغه کرده است. اما مشکل اصلی این است که شوهر دختر خاله‌ام از این زن صیغه ای یک نوزاد دارد. ما به تازگی مساله را فهمیدیم. مثل اینکه آن زن صیغه‌ای گفته که من از بچه نگهداری نمی کنم و بچه را تحویل شوهر دخترخاله ام داده و فراری شده است. بعد ایشان این نوزاد را به پیش مادرش برده است و مساله را به او گفته است.

 به هر حال ابتدا سعی کرده‌اند مساله مخفی بماند اما به هر طریقی روشن شده است. دخترخاله‌ام به خانه پدرش رفته است. به هر حال ریش سفیدها را واسطه کردند و شوهر دخترخاله ام گفته است که اشتباه کرده و پشیمان است. در نهایت دخترخاله ام را راضی کرده اند که برگردد اما هنوز برنگشته است. اما شوهر می گوید که بچه را هم می خواهد پیش خودش نگه دارد و دختر خاله ام را تحت فشار گذاشته است که باید از آن بچه نیز نگهداری کند. من با دخترخاله ام هم سن هستم و چند سال همکلاسی بودم. خیلی برایش ناراحت هستم. خودش می گوید قصد جدایی دارد اما خانواده اش نمی گذارند. خیلی تحت فشار است. من می خواستم بپرسم آیا شوهر می تواند دخترخاله ام را مجبور کند که از بچه دیگری نگهداری کند؟ آیا دخترخاله ام می تواند طلاق بگیرد؟

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم! خدممتان عرض شود که دختر خاله شما صرفا موظف به نگهداری از فرزند خودش است و هیچ وظیفه ای در قبال فردی که عضو خانواده اش نیست ندارد. بنابراین هیچ فردی نمی تواند او را مجبور به نگهداری از فرزند شوهرش کند. در مورد طلاق نیز خدمتتان عرض شود که بر اساس قانون مدنی به هنگامی که وضعیت عسر و حرج برای زن پیش آید، زن می تواند با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق نماید. یکی از موارد عسر و حرج ازدواج مجدد مرد است. البته لازم به ذکر است در قباله های ازدواج یک شرطی وجود دارد مبنی بر اینکه اگر مرد بدون اجازه همسر ازدواج مجدد کند زن می تواند به وکالت از مرد خود را طلاق دهد. یعنی در این صورت جدایی بسیار آسان خواهد بود. اما چنانچه مدت عقد موقت به پایان رسیده باشد نمی توان از این حق استفاده کرد. بنابراین اگر همچنان عقد موقت شوهر دختر خاله تان پابرجا باشد، بهترین روش استفاده از حق وکالت مندرج در سند ازدواج است اما اگر مدت عقد به پایان رسیده باشد یا باید به صورت توافقی جدا شوند و یا اینکه خانم به دادگاه خانواده مراجعه کرده و به استناد به عسر و حرج تقاضای صدور حکم طلاق نماید

پرسشگر: آیا این کار شوهر دختر خاله ام جرم نیست؟

وکیل خانه امن: بر اساس قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳ ازدواج مجدد مرد باید با رضایت همسر اول و یا حکم دادگاه باشد. اما اگر مردی بدون رضایت ازدواج مجدد کند، همسرش صرفا حق جدایی دارد و از بابت ازدواج مجدد بدون رضایت همسر اول نمی توان شکایت نمود اما عدم ثبت ازدواج جرم بوده و مجازات دارد. بر اساس ماده ۴۹ قانون حمایت خانواده جدید، عدم ثبت واقعه اردواج موقت از طرف مرد،  در مواردی که ثبت آن الزامی است جرم می باشد. در قانون حمایت خانواده جدید ذکر شده است که در ازدواج موقت در صورت بارداری زن، مرد موظف به ثبت آن است. حال چون همسر موقت شوهر دخترخاله شما باردار شده بود پس شوهر موظف به ثبت بوده است. به احتمال بسیار ایشان این ازدواج را ثبت نکرده است. از این بابت می توان شکایت کیفری نمود. مجازات عدم ثبت واقعه ازدواج، حبس تعزیری درجه هفت یعنی نود و یک روز تا شش ماه حبس یا جزای نقدی درجه پنج یعنی هشتاد تا صدو هشتاد ملیون ریال جزای نقدی است.

پاسخ سوالات دیگر را بخوانید:

الزام به تمکین و خشونت خانگی، قانون چه می‌گوید؟  

طلاق توافقی و طلاق یک طرفه، قانون چه می‌گوید؟

ازدواج مجدد شوهر به دلیل بیماری ام‌اس زن

مهر
۲۳
آیا پدر موظف به تهیه جهیزیه اولاد دختر است؟
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , ,
Photo: PlusONE/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: PlusONE/bigstockphoto.com

موسی‌ برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسشگر:سلام خسته نباشید! من یک سال پیش عقد کردم. با همسرم تصمیم گرفتیم که چند ماه بعد عروسی کنیم اما یک مشکلی پیدا کرده ام. پدر من خیلی آدم بی تفاوتی است و نسبت به جهیزیه من بی توجهی می‌کند. چندین بار من و مادرم گفتیم که جهیزیه بخرد اما می‌گوید که جهیزیه یعنی چه. می گوید خودت باید بروی سر کار و جهیزیه برای خودت بخری. من انتظار زیادی از پدرم ندارم اما در حد توان می تواند چیزهایی بخرد.

ایشان چون قبلا کارمند بود و الان بازنشسته است می تواند وام بگیرد. حتی فروشگاههایی هستند که به بازنشستگان به صورت قسطی لوازم خانگی می دهند. من به پدرم گفتم که حداقل وام بگیرد و یا اینکه اقساطی بخرد اما می گوید که به شرطی وام می گیرد که قسط وام را خودم پرداخت کنم. یعنی باز هم حاضر نیست خودش قسط وام را بدهد. از طرف دیگر من وام ازدواج گرفتم و با آن می خواهیم خانه ای رهن کنیم. پدرم می گوید با آن وام ازدواج برای خودت جهیزیه بخر. می گوید که پدر وظیفه ای برای خریدن جهیزیه ندارد. الان خیلی تحت فشار هستم. نمی دانم چه کار باید بکنم. اگر به همسرم بگویم جهیزیه ندارم آبرویم می رود. چند سوال داشتم. مگر این طور نیست که پدر موظف به تامین هزینه فرزند است؟ آیا پدرم می تواند برای من جهیزیه نخرد؟

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم! خدمتتان عرض شود که بر اساس قانون مدنی و دیگر قوانین مربوطه پدر مسئول پرداخت نفقه اولاد است اما جهیزیه داخل در نفقه نیست. یعنی پدرتان وظیفه ای برای تهیه جهیزیه ندارد. گرچه عرفا خانواده دختر باید جهیزیه تهیه کنند اما قانونا این طور نیست. دادن جهیزیه یک مساله عرفی است و طبق قانون نه شما و نه پدرتان موظف به تهیه جهیزیه هستید. بنابراین به هیچ وجه امکان الزام پدر برای تدارک جهیزیه وجود ندارد.

پرسشگر: رفتار پدر من از اول این طور بود. خیلی در دادن پول به ما سخت گیری می کند. حتی چند بار شهریه دانشگاه مرا هم نداد و من مجبور شدم یک ترم مرخصی بگیرم و بعضی وقتها هم قرض می کردم. الان هم قبل از عروسی مخارجی دارم که نمی دهد.

وکیل خانه امن: نفقه شامل نیازهای عرفی و مایحتاج ضروری است. نمی شود گفت که شهریه دانشگاه جزء نفقه محسوب می شوند. مساله دیگر اینکه تکلیف بر تامین نفقه زمانی است که فرد مکلف استطاعت مالی داشته باشد. یعنی کسی را که استطاعت مالی برای پرداخت نفقه ندارد را نمی توان ملزم به آن کرد. البته این شاید در مورد پدر شما صدق نکند چون ایشان به هر حال حقوق بگیر هستند. به هر حال این برای زمانی بوده است که شما ازدواج نکرده بودید.

در مورد مخارج فعلی تان نیز عرض شود گرچه پدر مسئول پرداخت نفقه اولاد است اما چون شما الان عقد کردید متاهل محسوب می شوید، دیگر پدرتان مسئولیتی در قبال نفقه ندارد و شوهرتان مسئول پرداخت نفقه است. ضمنا توجه کنید که  مراسم عروسی یا عقد و به طور کلی آداب و رسومهای مربوط به ازدواج مسائلی عرفی هستند و در قانون جایگاهی ندارند از این رو نمی توان مخارج این آداب و رسوم را جزء نفقه محسوب نمود.

پرسشگر: یک سوال دیگر دارم. پدر من ضامن وام ازدواج من و همسرم شده است. می خواستم بدان آیا این ضمانت یعنی اینکه پدرم باید قسطهای وام را پرداخت کند؟

وکیل خانه امن: نخیر. مسئول پرداخت وام ازدواج، شما و همسرتان هستید زیرا به نام شما وام داده شده است اما اگر شما پرداخت نکنید چون پدرتان ضامن شده است از حقوق ایشان کسر خواهد شد.

شهریور
۱۹
الزام به تمکین و خشونت خانگی، قانون چه می‌گوید؟  
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , , , ,
Photo: leeser/Bigstockphoto com
image_pdfimage_print

Photo: leeser/Bigstockphoto com

موسی برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه‌امن

پرسشگر: سلام خسته نباشید! من ۶ سال قبل ازدواج کردم و صاحب یک فرزند هستم. در یک شرکت خصوصی مشغول به کار هستم. شوهرم هم شغل آزاد دارد اما درآمدش چندان خوب نیست این اواخر نیز بیکار شده بود از این جهت اجاره خانه را من پرداخت می کردم. یعنی حدود ۲ سال من پرداخت کردم تا اینکه صاحب خانه گفت خانه را می‌خواهم بفروشم به همین دلیل باید خانه دیگری اجاره می‌کردیم. پول رهن کافی نداشتیم و قسمت زیادی از حقوق من هم بابت قسط‌هایی که داشتیم کم می‌شد. سر این مساله و بعضی مسائل دیگر اختلاف داشتیم.

چند بار با مشت مرا زده است و من برای درمان به درمانگاه رفتم. به هر حال در نهایت خانه را تخلیه کردیم. شوهرم به خانه پدرش رفت اما من نمی‌توانستم به آنجا بروم چون از محل کار من و مدرسه بچه بسیار دور بود. به همین دلیل با کمک برادرم یک خانه کوچک اجاره کردم و با پسرم در آنجا سکونت کردم. الان ۶ ماه است که جدا زندگی می‌کنیم و شوهرم بی توجهی می‌کند. چند روز پیش از دادگاه برگه ای آمد در مورد الزام به تمکین. شوهرم به دادگاه رفته است و این خیلی مرا ناراحت کرده. من مجبور شدم که خودم خانه بگیرم. حالا چه کار باید بکنم؟ این برگه یعنی چه؟ در دادگاه چه بگویم؟

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم! این برگه دادخواست الزام به تمکین است که از طرف دادگاه خانواده آمده است. یعنی شوهر شما به دادگاه رفته و اعلام کرده است که شما تمکین نکرده اید و خواسته است که دادگاه شما را ملزم به تمکین کند. در مورد این‌که مفهوم دقیق «تمکین» چیست اختلاف نظر وجود دارد اما به زبان ساده اینکه زن یک سری وظایفی در قبال شوهر دارد که باید انجام دهد اگر انجام ندهد تمکین نکرده است. اما در مورد شما چون مدت قرارداد اجاره شما تمام شده بوده است و شوهر شما اقدام به تهیه مسکن نکرده است و همچنین شما را مورد ضرب و شتم قرار داده، بنابراین شما مجبور شده‌اید خانه را ترک کنید و یا اصلا خانه‌ای موجود نبوده است گه در آن بمانید. به همین جهت در جلسه دادگاه تمام این مسائل را به صورت کتبی و شفاهی اظهار کنید. اگر مدرکی در مورد ضرب و شتم دارید حتما ارائه دهید. اگر شاهدی در مورد اینکه شوهرتان بدرفتاری کرده است دارید حتما به دادگاه معرفی کنید. در دادگاه عنوان کنید که شوهرتان اجاره خانه را پرداخت نمی‌کرده است و در نهایت امکان ماندن در آن خانه را نداشته‌اید. همچنین در دادگاه عنوان کنید که چندین بار مرتکب ضرب و جرح شده است و شما امنیت جسمی و روانی نداشته‌اید. حتما عنوان کنید که چاره‌ای به جز سکونت در یک خانه دیگر نداشته‌اید.

پرسشگر: اگر دادگاه حرف‌های مرا قبول نکند چه می‌شود؟

وکیل خانه امن: با وضعیت شما، احتمال اینکه دعوای شوهرتان قبول شود کم است اما به هر حال اگر دعوای الزام به تمکین قبول شود دادگاه شوهرتان را ملزم می‌کند که خانه ای متعادل و متعارف تهیه کند و بعد شما هم ملزم خواهید بود که به آن خانه بروید. اگر نروید نفقه شما ساقط می شود. همچنین شوهرتان می تواند اجازه ازدواج دوم بگیرد.

پرسشگر: آیا شوهرم می‌تواند مرا مجبور کند که به خانه پدرش بروم و در آنجا زندگی کنم؟

وکیل خانه امن: بر اساس قانون مدنی مسکن باید متعارف بوده و متناسب با شان زوجه باشد. بدین جهت مسکن باید مستقل باشد. شوهرتان نمی‌تواند شما را در یک مسکن غیر مستقل سکونت دهد.

پرسشگر: خب من اصلا انتظار نداشتم که شوهرم چنین کاری را بکند. من تقصیری نداشته‌ام اما نمی‌دانم چرا این کار را کرده است. الان به نظرتان چه کار کنم؟ آیا باید به دنبال جدایی باشم؟ آیا می توانم برای طلاق اقدام کنم؟

وکیل خانه امن: در مورد اینکه چگونه با این مساله برخورد کنید و درباره ادامه دادن یا ندادن به زندگی مشترک، حتما با یک مشاور خانواده تماس بگیرید.

می‌توانید با مراجعه به دادگاه با استناد به عسر و حرج درخواست صدور حکم طلاق دهید. یعنی با توجه به ترک نفقه و ضرب و شتم عنوان کنید که در وضعیت مشقت باری هستید و قادر به ادامه زندگی مشترک نیستید. در این مورد دادگاه تصمیم گیری خواهد کرد. اما اگر تصمیم به جدایی داشتید ابتدا سعی کنید رضایت شوهرتان برای طلاق توافقی را جلب کنید. مساله دیگر حضانت فرزند است. حضانت فرزند تا ۷ سالگی بر عهده مادر و پس از آن در صورت اختلاف مطابق نظر دادگاه خواهد بود. اما معمولا اگر پدر مشکل اخلاقی نداشته باشد و قادر به نگهداری از کودک باشد، دادگاه‌ها حضانت را پس از هفت سالگی بر عهده پدر می‌گذارند.

مرداد
۱
نفقه اولاد در صورت زندانی بودن پدر با کیست؟
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , ,
Photo: aruba200/BigStock.com
image_pdfimage_print

 Photo: aruba200/BigStock.com

موسی برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسشگر: سلام! در مورد مشکل یکی از اقوام نزدیکم می‌خواستم از شما راهنمایی بخواهم. دختر عمه من ۱۲ سال پیش ازدواج کرد. شوهر دختر عمه‌ام در بازار کار می‌کرد و وضعیت مالی‌اش هم چندان خوب نبود. اجاره‌نشین بودند. صاحب دو فرزند پسر هستند. متاسفانه ۱ سال پیش شوهر دختر عمه‌ام به دلیلی دستگیر شد و دادگاه وی را به ۶ سال زندان محکوم کرد. ایشان الان در زندان است. از آنجا که وضعیتشان هم خوب نبود، دختر عمه‌ام بسیار سختی کشید. چند ماه اول عموی بچه‌ها خرجشان را تاحدودی می‌دادند اما آن هم قطع شد. دختر عمه‌ام به صورت نیمه وقت در یک خیاطی کار می‌کند ولی حقوقش کفاف مخارج را نمی‌کند. چند وقت پیش که باهم صحبت می‌کردیم خیلی ناراحت بود. کرایه خانه‌اش هم عقب افتاده. من می‌خواستم بپرسم که مگر پدر بچه‌ها موظف به پرداخت نفقه نیست؟ حالا که ایشان زندان افتاده مگر نباید خانواده پدر بچه‌ها هزینه‌ها را بپردازند؟

وکیل خانه امن: اولا لازم است خدمتتان عرض کنم که کسی ملزم به پرداخت نفقه است که امکان آن را داشته باشد. با توجه به اینکه پدر بچه‌ها بازداشت است و به گفته شما استطاعت مالی نیز ندارد، مسئولیتی بر پرداخت نفقه ندارد. اجازه بدهید بپرسم پدر بزرگ بچه‌ها در قید حیات هستند؟ منظورم جد پدری؟

پرسشگر: بله اما بسیار سالخورده و مریض است و در خانه پسرش زندگی می‌کند. امکانات مالی هم اصلا ندارد

وکیل خانه امن: بر اساس قانون مدنی نفقه اولاد، بر عهده پدر است و بعد بر عهده جد پدری و بعد از به عهده مادر. ماده ۱۱۹۹ قانون مدنی در این مورد بیان کرده است که: «نفقه اولاد برعهده پدر است. پس ازفوت پدر یا عدم قدرت او به انفاق به عهده اجداد پدری است با رعایت الاقرب فالاقرب در صورت نبودن پدر و اجداد پدری و یا عدم قدرت آن‌ها نفقه برعهده مادر است. هرگاه مادر هم زنده و یا قادر به انفاق نباشد با رعایت الاقرب فالاقرب به عهده اجداد و جدات مادری و جدات پدری واجب النفقه است واگر چند نفراز اجداد وجدات مزبور ازحیث درجه اقربیت مساوی باشند نفقه را باید به حصه متساوی تادیه کنند.» این ماده به روشنی بیان کرده است که چه کسانی مسئول پرداخت نفقه هستند.

پرسشگر: پس با این وجود نمی‌توان عموی بچه‌ها را مجبور به پرداخت هزینه‌ها کرد؟

وکیل خانه امن: نه چنین امکانی وجود ندارد. اگر پدر بچه‌ها یا پدر بزرگ پدریشان اموالی داشت، توقیف آن اموال امکان پذیر بود. اما با توجه به اینکه می‌گویید اموالی ندارند، مساله منتفی

پرسشگر: اگر دختر عمه‌ام بچه‌ها را ببرد به پدربزرگشان تحویل بدهد چه می‌شود؟ آیا می‌تواند این کار را بکند؟

وکیل خانه امن: توجه داشته باشید که حضانت با نفقه متفاوت است. اگر منظورتان این است که حضانت بچه‌ها را به پدربزرگ واگذار کند، باید عرض کنم که حضانت تکلیف است و بر عهده و پدر و مادر

هم اکنون که پدر بچه‌ها در زندان است، مادر موظف به نگهداری از بچه‌هاست اما اگر استنکاف کند و از بچه‌ها نگهداری نکند، با مراجعه به دادگاه امکان واگذاری حضانت به پدربزرگ وجود دارد اما با توجه به گفته شما پدربزرگ سالخورده و بیمار است بنابراین دادگاه حضانت را به ایشان واگذار نمی‌کند. در ‌‌نهایت اگر مادر از بچه‌ها نگهداری نکند. پدربزرگ نیز نتواند، دادگاه در این مورد تصمیم گیری کرده و اختیار خواهد داشت. حتی ممکن است بچه‌ها را بدسرپرست تشخیص دهد و بر اساس مقررات مربوطه تصمیم‌گیری کند. این تصمیم‌گیری که بر اساس مصلحت طفل انجام می‌شود. اقداماتی از جمله سپردن طفل به دیگری، تعیین سرپرست برای او یا نظارت کسی بر نگهداری او را شامل می‌شود.

به هرحال تعیین شیوه از اختیارات دادگاه است. ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی به بیان کلیات احکام فرزندانی که والدین آن‌ها صلاحیت حضانت را ندارند پرداخته است. بر اساس صدر این ماده: «هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضائی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند اتخاذ کند…» به هر حال در مورد نفقه اقدام قضایی با وضعیت ایشان به نظر نمی‌رسد نتیجه‌ای دربر داشته باشد. همچنین لازم به ذکر است که خودداری از حضانت جرم است و مجازات دارد.

تیر
۱۸
آیا نفقه شامل شهریه دانشگاه زن نیز می‌شود؟
پرسش و پاسخ قانونی
۱
, , , ,
ygci5nvn4g9ws44mhake
image_pdfimage_print

موسی برزین خلیفه‌لو – وکیل خانه امن

پرسشگر: سلام خسته نباشید. خانم ۲۶ ساله‌ای هستم که دو سال پیش ازدواج کرده‌ام. من زمانی که دانشجوی کار‌شناسی در دانشگاه آزاد بودم با شوهرم که در‌‌ همان دانشگاه در مقطع کار‌شناسی ارشد درس می‌خواند آشنا شدم. شوهرم علاوه بر درس خواندن در یک شرکت مهندسی نیز مشغول به کار بود. قبل از ازدواج بار‌ها به او گفته بودم که قصد ادامه تحصیل دارم و او نیز موافق بود. بعد از اینکه در دوره کار‌شناسی ارشد دانشگاه آزاد پذیرفته شدم شوهرم گفت که وضعیت مالی‌اش خوب نیست و نمی‌تواند هزینه دانشگاه را بپردازد و گفت که یا از پدرم بگیرم و یا اینکه به سر کار بروم. به هر حال قسمتی از هزینه یک ترم را از شوهرم و قسمتی را از برادر و پدرم گرفتم. اما شهریه ترم دوم را نتوانستم بپردازم و به این دلیل مرخصی گرفتم. چند بار با شوهرم در این مورد اختلاف پیدا کرده‌ام. در برخی موارد دیگر نیز همین وضعیت وجود دارد. در کل شوهرم مرا متهم می‌کند که ولخرج هستم و می‌گوید وظیفه‌اش نیست که شهریه دانشگاه را بپردازد و لزومی هم ندارد که ادامه تحصیل بدهم. من سوالی از شما داشتم. مگر وظیفه شوهر نیست که نفقه بدهد و هزینه‌های زندگی را تامین کند؟ من در سایت شما خواندم که پرداخت نکردن نفقه جرم است.

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم! در مورد اینکه نفقه چه مواردی را شامل می‌شود خدمت شما عرض شود که یک ماده در قانون مدنی در این مورد وجود دارد. ماده ۱۱۰۷ می‌گوید: «نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه‌های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض.» با توجه این ماده، نفقه بر اساس عرف مشخص خواهد شد.

در این ماده آمده است که هزینه‌های متعارف و متناسب نفقه محسوب می‌شود و تامین آن بر عهده شوهر است. اما در مورد این‌که آیا شهریه دانشگاه هم نفقه است یا نه، رویه و نظر واحدی وجود ندارد. اما، اکثریت قضات دادگاه خانواده هزینه دانشگاه را از جمله نفقه نمی‌دانند. یعنی شوهر وظیفه‌ای برای پرداخت هزینه‌های دانشگاه زن ندارد مگر اینکه خودش متعهد شده باشد. پس اگر شوهر متعهد به پرداخت شهریه دانشگاه نشده باشد نمی‌توان وی را از نظر قانونی ملزم به پرداخت آن کرد. به عبارت دیگر، از منظر قانونی شما نمی‌توانید شوهرتان را مجبور به پرداخت هزینه‌های دانشگاه نمایید اما اگر همسرتان دیگر هزینه‌های لازم شما را پرداخت نمی‌کند مساله متفاوت خواهد بود.

پرسشگر: یکی از همکلاسی‌های من نیز با چنین مشکلی مواجه بود. البته مشکل آن‌ها فقط هزینه دانشگاه نبود اما دوستم می‌گفت که در دادگاه به شوهرش گفته‌اند که باید هزینه دانشگاه را هم بپردازی.

وکیل خانه امن: خانم محترم در مورد مساله دوستتان نمی‌توان اظهارنظر کرد چون جزئیات آن روشن نیست اما همانطور که گفتم اکثر دادگاه‌های خانواده هزینه‌های دانشگاه را جز نفقه نمی‌دانند. در عین حال برخی از حقوقدانان معتقدند که امروزه تحصیل در دانشگاه بسیار عادی شده و جز هزینه‌های متعارف محسوب می‌شود و مرد باید هزینه آن را تامین کند اما این نظر در دادگاه‌ها چندان پذیرفته نمی‌شود. توجه داشته باشید که منظور من این نیست که باید اقدام قضایی شود و دادگاه تصمیم بگیرد بلکه منظور بنده بیان مقررات مربوط به نفقه است.

پرسشگر: اینکه شوهرم قبلا موافق بود من ادامه تحصیل بدهم چطور؟

وکیل خانه امن: اولا توجه کنید که موافقت با ادامه تحصیل با پرداخت هزینه دانشگاه متفاوت است. اگر شوهر شما متعهد شده است که هزینه‌های دانشگاه را بپردازد این در قالب تعهدات قابل طرح است و باز ارتباطی به نفقه ندارد در ضمن این تعهد اگر شفاهی بوده و نمی‌توان ان را اثبات کرد فقط جنبه اخلاقی داشته و از لحاظ حقوقی چندان معتبر نیست. اگر شوهرتان فقط گفته است که با ادامه تحصیل موافق است این نمی‌تواند به منزله تعهد بر پرداخت هزینه دانشگاه باشد. به هر حال تحصیل حق شما است اما به نظر نمی‌رسد قانون شوهر را موظف به پرداخت هزینه تحصیل زن در دانشگاه کرده باشد. بهتر است این مشکل را صمیمانه و با صحبت کردن برطرف سازید.

تیر
۱۶
در دو جبهه می‌جنگم؛ تابوی سکوت و سرطان
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , , , , ,
manizhe_02-1.png.815x390_q85_crop_upscale
image_pdfimage_print

ماهرخ غلامحسین‌پور

این روز‌ها غالب زنانی که درگیر سرطانند به نوعی با اینستاگرام آشنا هستند، «منیژه برزگر» را می‌شناسند. ۴۸ ساله است و مبتلا به سرطان تخمدان. منیژه شرح مبارزه‌ها و تلاش‌هایش برای کنترل بیماری را در دنیای مجازی می‌نویسد.

منیژه در جبهه دیگری نیز می‌جنگد. تامین هزینه‌های درمانی‌اش، سرپرستی دو فرزندش و مبارزه حقوقی با همسرش که نه حاضر به طلاق اوست و نه مایل به ادامه زندگی مشترک.

منیژه معتقد است که سکوتش در مقابل زندگی مشترک نابسامانی که داشته و تلاشی که برای حفظ آرامش فرزندان دو قلویش انجام داده و سرپوش گذاشتن روی رنج‌های درونی‌اش او را به وادی سرطان کشانده. حالا می‌خواهد به زن‌هایی با شرایط مشابه بگوید فشارهای عصبی ناشی از خشونت‌های روانی همراهانشان را تحمل نکنند چون خشم و نفرت متراکم به راحتی می‌تواند به تومورهای خطرناک مبدل شود.

همسرت بعد از ماجرای بیماری تو را ترک کرد؟

خیر، یک سال پیش از آن بود که در پی یک مشاجره معمولی خانه را ترک کرد. سعی کردم کنترل اوضاع را در دستم بگیرم. رانندگی سرویس کارمندان دانشگاه شهید بهشتی و پذیرش سفارش آشپزی در خانه، بخشی از تلاش‌هایم برای سرپرستی بچه‌ها بود اما فقط یک سال پس از این ماجرا متوجه شدم سرطان تخمدان دارم.

با شروع بیماری کارت را هم‌‌ رها کردی؟

نه. ماه‌های اول ابتلا، علی‌رغم شیمی‌درمانی و عوارضش یعنی درد و تهوع و شرایط نامتعادل روحی، سر کارم حاضر می‌شدم و با پاهای ناتوانم با ترمز و کلاچ و دنده سر و کله می‌زدم تا بتوانم هزینه‌های درمان و مخارج زندگی خودم و بچه‌ها را تامین کنم.

برخورد همسرت بعد از شنیدن خبر بیماری تو چطور بود؟

نه حاضر به ادامه زندگی شد نه حاضر به طلاق یا تامین هزینه‌های فرزندانمان. این شرایط منجر به عود دوباره سرطان و شروع دوباره شیمی درمانی شد.

من آبان ماه سال ۹۴ به او زنگ زدم و به خاطر شرایط نابسامانی که داشتم پیشنهاد ادامه زندگیمان را دادم اما همسرم گفت ادامه زندگی‌اش با من دو شرط دارد، نخست اینکه مهریه‌ام را ببخشم و دوم اینکه برای زندگی مشترکمان او خانه‌ای تهیه نخواهد کرد. یک ماه بعد دادگاه مرا فراخواند و پرسید که آیا مایل به تمکین هستم یا خیر؟ من شرح ماجرا را نوشتم و به پرونده‌ام الحاق کردم که البته تا به حال خبری از روند پرونده نشده.

خانه‌ای از دوران زندگی مشترک ندارید؟

تمام این بیست و یک سال در خانه پدرم زندگی کردیم و اجاره خانه نمی‌دادیم. قاضی به من گفت می‌بایست حق مسکن به تو می‌داد.

در شرایط فعلی و مبارزه‌ات در جبهه بیماری با چه انگیزه‌ای مایلی مشکلات زندگی زناشویی‌ات را هم مطرح کنی؟

می‌خواهم به جای تمام زنانی که در بند آزارهای خانگی خصوصا آزارهای پیچیده روانی هستند فریاد بزنم و تمام مسائلی را که زن‌ها در شرایط مشابه پنهان می‌کنند، در مقابل دید وجدان عمومی قرار بدهم.

گاهی وقتی در مورد ماجرای سرطان و صفحه اینستگرامم با رسانه‌ها حرف می‌زنم، همسر سابقم عصبانی می‌شود. او به دفتر روزنامه‌ها مراجعه کرده و سرپرست خانوار بودن مرا انکار می‌کند. جالب است که یکی از شرایطی که برای ادامه زندگی مطرح کرد این بود که با هیچ رسانه‌ای مصاحبه نکنم.

هنوز هم سرویس دانشگاه را انجام می‌دهی؟

از سال گذشته و با گران شدن بنزین و عود کردن بیماری‌ام فقط پول استهلاک ماشین در می‌آمد ناچار شدم کار رانندگی را‌‌ رها کردم. وقتی مرا ترک کرد چند ماهی منتظر ماندم شاید برگردد اما دیدم چنین قصدی ندارد به همین دلیل هم مهریه‌ام را به اجرا گذاشتم.

مهریه‌ات چقدر بود؟

۲۵۰ سکه که هر یک ماه در میان یک سکه برایم تعیین شده است.

چه احساسی در مورد بیماری‌ات داری؟

جریان کمی پیچیده است با اینکه سرطان سلامتی فرد را به مخاطره می‌اندازد اما همین سرطان برای من تبدیل به بزرگ‌ترین نعمت زندگی‌ام شده و زندگی‌ام را تغییر داده است. باورتان نمی‌شود بعد از ابتلا قدر فرصت‌هایم را عمیقا می‌دانم. به مخاطره افتادن سلامتی‌ام ارزشش را داشت تا این عشق و ایمان به زندگی را تجربه کنم.

13391127_1065431730162982_1327567834_n

چطور شد به فکر عمومی کردن تجربه‌هایت در فضای مجازی افتادی؟

سال گذشته تیرماه یک روز که داشتم در مورد حس و حالم برای خواهرم حرف می‌زدم او گفت که من خیلی برخورد متفاوت و جالبی با بیماری‌ام دارم و پیشنهاد داد یک صفحه در اینستاگرام باز کنم، و تجربه‌هایم را بنویسم.

حس می‌کردم که قصه من با دیگران متفاوت است. می‌دانستم ریشه سرطان در مشکلات روحی و استرس‌هایی است که تاب آورده‌ام. سال‌های سال تحت فشار خشم و نفرت زندگی کردم. می‌خواستم تجربه‌هایم را با زنان دیگری که سرپرست خانوار و مثل من بیمار بودند در میان بگذارم. فشار‌ها و حلقه محاصره زندگی روز به روز بر من تنگ‌تر می‌شد و شیوه‌های متفاوتی برای مقابله با آن برمی‌گزیدم و این‌ها قابل انتقال بود.

این بار نمی‌خواستم از ترس قضاوت مردم سکوت کنم در شرایطی شیمی‌درمانی می‌شدم که به شدت بابت هزینه‌های زندگی و درمانم در مضیقه و فشار بودم ولی با همه این‌ها می‌خواستم تجربه‌هایم را تقسیم کنم و به همین دلیل هم گاهی فکر می‌کنم درد و رنجی که تحمل می‌کنم بیهوده نیست.

همسرت در طول این مدت نفقه هم پرداخت می‌کند؟

او مردادماه نود و دو خانه را ترک کرد و من آذرماه مهریه‌ام را اجرا گذاشتم دو ماه بعد از شکایتم، حکم مهریه‌ام صادر شد. بعدش درخواست نفقه دادم. نفقه کار‌شناسی شد و گفتند که پنج میلیون میزان نفقه من است. اما تنها مالی که داشت پاداش سنوات خدمتش بود و با اینکه بیست و هشت میلیون دریافت کرده بود دو روز بعد از دریافت این پول خانه‌ای به نام خواهرزاده‌اش اجاره کرده بود و من نتوانستم در این مورد ادعایی داشته باشم.

چون برادرش را با این بیماری از دست داده، روزهای نخستی که مبتلا شدم گفت که تحت تاثیر قرار گرفته و قصد دارد به من کمک کند. اما آنچه که به من کمک کرد،‌‌ همان میزان نفقه‌ای بود که دادگاه برایم تعیین کرده بود و افزون بر آن تا به حال هیچ کمکی به من نکرده.

آیا متوسل به خشونت فیزیکی هم می‌شد؟

خیر. بخواهم صادق باشم خیر. اما چنان ترس و رعبی در دل من و بچه‌هایم انداخته بود که وقتی کلید را توی در خانه می‌انداخت من و دو بچه‌هایم می‌شدیم عین سه موش کتک خورده؛ هراسان و بی‌پناه، بابت خشونت‌های روانی و فضای بدی اکه ایجاد می‌کرد به شدت آزار دیدم.

پس برای چه در این رابطه ماندید؟

باید اعتراف کنم اشتباه کردم که در این رابطه خشونت بار ماندم. الان که مصمم هستم سکوتم را بشکنم به گذشته فکر می‌کنم و می‌بینم هم خودم تاوان این اشتباه را پس دادم هم فرزندانم. زندگی که می‌شد جور دیگری رقمش زد، از ترس آبرو و قضاوت مردم و اطرافیان و ترس از بیوه شدن تبدیل شد به این شکل بی‌قواره و ناموزن.

ما زن‌های ایرانی خودمان را به بهانه بچه‌ها فریب می‌دهیم. ادامه می‌دهیم مثلا به خاطر بچه‌هایمان. اما متوجه نیستیم که در یک رابطه نامتعادل، اتفاقا بچه‌ها هستند که به شدت آسیب می‌بینند و تا آخر عمرشان هم از زیر سیطره و تاثیر این آموزه‌های اشتباه خارج نمی‌شوند.

در طول این بیست و یک سال هرگز به جدایی فکر نکردی؟

فرزندانم دو ساله بودند که من مصمم به جدایی شدم. این مسئله را در صفحه اینستاگرامم هم نوشته‌ام. قبول می‌کنم که انتخابم از آغاز اشتباه بوده اما اشتباه واقعی و بزرگم، ادامه دادن این مسیر بود. خصوصا وقتی فرزندانم به دنیا آمدند و متوجه شدم که مسیرم اشتباه است. اما متاسفانه ما می‌ترسیم و واهمه داریم در فضای عمومی تجربه‌هامان را با دیگران قسمت کنیم. وانمود می‌کنیم که خوشبختیم. از سر حساسیت خانواده‌ام، در یک رابطه اشتباه ماندم. می‌توانستم مسیرم را اصلاح کنم. نخواستم شریک زندگی‌ام را آن طور که هست بپذیرم و مدام می‌خواستم اصلاحش کنم. می‌خواستم او را از رنج عمیق درونی‌اش جدا کنم در حالی که متوجه نبودم در آن سن و سال قادر به این کار نیستم و بعضی آدم‌ها رنج‌هایشان را دوست دارند، چسبیده‌اند به این رنج‌ها و تغییر مسیرشان کار من نیست.

بعد از این‌که فهمیدی قادر به این تغییرات نیستی چه کردی؟

وقتی فهمیدم نمی‌توانم مسیر زندگی را تغییر بدهم سکوت و تحمل را انتخاب کردم. از طرف خانواده‌ها تحت فشار بودم برای پذیرش آن زندگی. به من می‌گفتند می‌خواهی طلاق بگیری بعدش چه کار کنی؟ خیال می‌کنی سرنوشت بهتری در انتظار توست؟ کسی نبود به من بگوید تو کارمی کنی و درآمد داری. زیر سقف خانه پدری‌ات نشسته‌ای. قرار نیست دنیا کن فیکون بشود و تو زن لایقی هستی که از پس خودت برمی آیی. در واقع این تو نیستی که خودت را تحمیل کرده ایی.

انتظار تو دقیقا چه بود؟

او شریک بیست و اندی ساله زندگی‌ام بود. تنها درخواست من این بود که در حین روند درمانم از بچه‌ها حمایت کند. یکیشان سرباز بود آن روز‌ها و آن دیگری دانشجو.

وقتی صفحه اینستاگرامم مورد توجه قرار گرفت و روزنامه ایران با من مصاحبه کرد به او به شدت برخورد که من چرا مطرح کرده‌ام که سرپرست خانوارم؟ خوب تو من و بچه‌ها را ترک کردی، نه حاضر به ادامه زندگی هستی نه طلاقم می‌دهی نه آن طور که باید و شاید تامینمان می‌کنی. با این وصف چه کسی سرپرست خانوار است؟ من تحت فشار روانی زیادی قرار گرفتم این سال‌ها. پزشکان بعد از جراحی تاکید می‌کردند که یکی از مهم‌ترین فاکتور برگشت سرطان، شرایط روحی – روانی است. اما من واقعا در شرایط بدی زیست کردم در این چند ساله.

الان مخارجت را چطور تامین می‌کنی؟

خوب من مهریه‌ام را اجرا گذاشته‌ام و یک ماه و نیمی یک سکه دریافت می‌کنم. گاهی در خانه‌ام سفارش آشپزی می‌پذیرم و خانواده‌ام با اینکه خودشان در مضیقه هستند، اندکی کمک می‌کنند. پیش از این‌ها هم راننده سرویس دانشگاه بودم. به هر حال سعی‌ام را می‌کنم. از آن سو مثلا از همدلی پزشکم برخوردار شدم. او واقعا به من کمک کرد و هزینه ناچیزی از من گرفت. به هر حال از حق نمی‌گذرم که همسرم هم تحت فشار نزدیکان مرا بیمه تکمیلی کرد.

الان به لحاظ بیماری در چه شرایطی هستی؟

اردیبهشت ماه سال گذشته درمانم تمام شد اما از زمستان امسال که شرایطم متشنج شد و هر چه سعی کردم ماجرا را مدیریت می‌کردم، باز هم قادر به کنترل اوضاع نبودم و اوضاع بهم ریخت. دکتر باز هم شیمی درمانی تجویز کرد. از سی‌ام فروردین ماه دوباره شیمی درمانی‌ام به مدت شش دوره آغاز شده است.

13320173_1049914975082867_85049997_n12501659_1731018883780673_1434418197_n

تیر
۸
خشونت علیه زنان در سه برداشت
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
مارد-شکوفه
image_pdfimage_print

پروین ذبیحی- بهار است و بساط گیاه فروشان در همه جای خیابان «جنگلبانیِ» مریوان به روال همیشگی پررونق و سرشار از مشتری. با شروع فصل بهار، روستاییان مریوان سبزی‌های کوهیِ خوراکی همچون «کنگر» و «ریواس» را جمع‌آوری و در شهر به فروش می‌رسانند. این کار را گیاه فروشی می‌نامند و البته خالی از خطر نیست؛ سقوط از کوه، خطر انفجار مین و حمله حیوانات سمی همچون مار، همیشه در کمین است.

تصمیم می‌گیرم پای درد دل چند زن گیاه فروش بشینم.

روایت اول

هوا بس ناجوانمردانه سرد است و باد به‌شدت می‌وزد

و در این سوز سرما پیرزن، سر در گریبان و خسته با دستانی کبودشده از سرما و چهره‌ای تکیده، بساطش را که مشتی سبزی کوهی و چند کیلو حبوبات و مقداری خرت‌وپرت است، در گوشه میدان اصلی شهر (شبرنگ) چیده و با نگاهی بی‌فروغ منتظر عابران است، به امید اینکه از بساط ناچیزش چیزی بخواهند.

مردی از کنارش می‌گذرد، قوی و قبراق با لبخندی تمسخرآمیز می‌گوید: همه بساطت ده هزار تومن نمی‌ارزه، منتظر معجزه نباش می‌خوای کمکت کنم؟ پیرزن با چشمانی اشک‌آلود و خیره به او می‌نگرد و می‌نالد «پسر جان کار می‌کنم نه گدایی». مرد می‌رود و زن زیر قطرات درشت باران خم می‌شود و باعجله بساطش را جمع می‌کند.

به‌شدت متاثر می‌شوم، درمانده بهش زل می‌زنم. نگاهم با نگاهش تلقی می‌کند و بغض‌کرده می‌گوید: این، همه‌ی سهم من از زندگیه، کاریش نمیشه کرد و راه می‌افتد و در یک چشم بر هم زدن چون سایه در لابه‌لای جمعیت گم می‌شود.

چند روز بعد به سراغش می‌روم تا داستان زندگی‌اش را بشنوم، نیست، انگار هیچ‌وقت نبوده است.

روایت دوم

در یک مهمانی با ایران خانم [اهل پاوه، اورامی زبان] حرف می‌زنم؛ زنی زحمتکش، سرپرست خانوار و بسیار چست و چالاک و خوش‌رو:

بعد از فوت همسرم، من ماندم و سرپرستی شش بچه. به خاطر تامین نیازهاشون به هر کار شرافتمندانه‌ای از جمله گیاه فروشی دست زدم. زندگی‌مون خیلی به‌سختی گذشت، ولی خیالم راحته بچه‌هام بزرگ شدن. دوتا از دخترام بعد از اتمام تحصیلات، ازدواج کردن. دوتا پسرام کار می‌کنن و بقیه دخترا درس می‌خونن.

می‌پرسم تلخ‌ترین خاطره‌ات هنگام چیدن سبزی کوهی چیست؟ با لبخند کمرنگی گوشه لب، آهی کوتاه می‌کشد و می‌گوید:

با پسرم رفته بودیم سبزی چینی خارج از روستا. در دامنه کوه، یک گونی سبزی چیدیم و برگشتیم. بعد از طی مسافتی، خسته‌وکوفته برای رفع خستگی در گوشه‌ای نشستیم. از روی کنجکاوی، نگاهی به اطراف انداختم و در یک آن نفسم بند آمد، قلبم داشت از سینه بیرون می‌زد، ما در میدان مین اُطراق کرده بودیم. درمانده، وحشت‌زده نگاهی به پسرم انداختم و سعی کردم خونسردیم رو حفظ کنم. به هیچ‌چیز غیر از نجات جان پسرم فکر نمی‌کردم. حاضر بودم صدبار بمیرم ولی یه مو از سرش کم نشه. سعی کردم بر لرزش صدام غلبه کنم. با آرامش گفتم پسرم از همون جایی که اومدیم خیلی آروم برگرد. مبادا مسیرت رو حتی یک قدم عوض کنی. تا وقتی به یک جای امن می‌رسی هر چند قدم یک‌بار صدام بزن که مطمئن بشم سالمی. نمی‌خواست بره ولی بالاخره به این بهانه که بره و نیروی کمکی بیاره، راضیش کردم. تنها بعد از رفتنش بود که فهمیدم چقدر ترسیدم ولی مهم نبود. مهم این بود که جونش رو نجات داده بودم. نفسی از ته دل و با رضایت خاطر کشیدم، دیگه حتا مرگ هم قادر نبود دلتنگم کنه.

به اینجا که می‌رسد از ته دل می‌خندد و می‌گوید:

دیگه وقت رفتنم رسیده بود. پاشدم و گونی گیاه و رو کولم گذاشتم. دلم نیامد دورش بریزم، کلی برای چیدنش زحمت کشیده بودیم. از همون راهی که پسرم رفته بود به سلامت برگشتم خانه، ولی هر بار که یادم میفته از ترس نفسم بند میاد.

روایت آخر

فردای آن روز رفتم بازار گیاه فروشی برای دیدن «مادر شکوفه». با راهنمایی و همراهی دوست ارجمند، آقای «ریبوار داودی»، فعال کارگری شهرمان. آشنا حدود هفتاد سال سن داشت، با قدی کوتاه و صورتی چروکیده اما بسیار سرزنده. اهل روستای «کولیت» و صراحت لهجه خاص!

بی‌شرف پدر سوختە بیشتر از ۶ کیلو سبزی کوهی بهش دادم، ٨ هزار تومن بیشتر بهم نداد، ولی خودش کیلویی ۶-٧ تومن می‌فروشە ناکس بی‌پدرومادر!

به خانه‌ام دعوتشان کردم تا با خیال راحت از زندگی‌اش حرف بزند.

از همان زمان بچگی با کار و سختی آشنا شدم. به یاد نمیارم یک روز با فراغت بال با کودکان هم‌سن‌وسالم هم‌بازی شده باشم. همیشه در دشت و خانه با دستان کوچکم کمک‌حال پدر و مادرم بودم و از کله‌سحر تا تاریکی شب، به‌سختی کار می‌کردم.

کمی که بزرگ‌تر شدم و نوجوانی بیش نبودم به همسری مردی درآمدم که با او حتی کلمه‌ای صحبت نکرده بودم و خیلی از خودم بزرگ‌تر بود. حاصل ازدواجمان دو فرزند، یک پسر و یک دختر بود. دخترم ازدواج کرد و پسر بیچاره‌ام پارسال برای کار به مشهد رفت. اما رفت و دیگر برنگشت، در یک تصادف کشته شد. برای پیگیری پرونده‌اش دو بار با کمک خیرین به مشهد رفتم اما پیرم و بی‌سواد و کسی محلم نمی‌زاره، این کار پارتی و پول می‌خواد که من ندارم.

مدتی بعد از فوت همسر اولم، دوباره ازدواج کردم و صاحب شش فرزند شدم اما هیچ‌کدام زنده نماندند. مدتی بعد از به دنیا اومدن می‌مردند. گاهی صبح که از خواب بیدار می‌شدیم با بدن کبود و بی‌جانشان مواجه می‌شدیم.

می‌پرسم چرا این‌طوری می‌شد؟ برای فهمیدن علت مرگ‌ومیر بچه‌هایت دکتر نمی‌رفتید؟ با چهره‌ای درهم‌کشیده و غمگین می‌گوید:

نه. رفتم پیش یک شیخ دعانویس و اون به هم گفت اجنه هم، خانه‌ات را صاحب شدن و هم، در وجود خودت نفوذ کردن و فرزندانت هیچ‌وقت زنده نمی‌مونن. تنها راه اینه که یه دعا برات بنویسم و برای همیشه به گردنت آویزان کن که خطری برای خودت نداشته باشن و از گزندشون محفوظ بمونی.

و با اشاره به دعایی که از زیر یقه پیراهنش نشان می‌دهد می‌گوید:

شکر خدا از برکت این دعا تا حالا نتونستن به خودم آسیب برسونن. همسرم هم ازم خسته شد و همسر دیگری گرفت. رفت و از اون روز سال‌ها گذشته. نه طلاقم داده و نه حتی یک ریال نفقه. مستمری ناچیزی هم که کمیته امداد بهم می‌ده، می‌گیره و خرج می‌کنه.

می‌پرسم شکایت نکردی؟ جواب می‌دهد:

خیر اون دیگه پیر و زمین‌گیر شده و خیلی تنگدسته، دلم براش می‌سوزه. بعد از رفتن همسرم روزگارم به‌سختی گذشت و برای تامین و ادامه زندگیم در کار مزرعه و کشاورزی و پختن نان به مردم روستا کمک می‌کنم و مبلغی پول بابت دستمزد ازشون می‌گیرم. بخورونمیره ولی از هیچی بهتره. در فصل بهار هم برای چیدن سبزی کوهی به دشت و کوه می‌زنم، از سپیده صبح میرم تا غروب و فردش حاصل کارم رو به شهر می‌برم اما اون بی همه چیزا پول کمی بهم میدن.

ازش می‌خواهم از خطرات کارش بگوید در جواب می‌گوید:

گاهی تا قله کوه باید از کوره‌راهی سخت بالا برم. گاهی پام لیز می‌خوره و چند متر اون طرف‌تر می‌خورم زمین. همش می‌ترسم یه روز از اون بالا بیفتم ته دره. گاهی هم پامو ناخواسته روی مار می‌زارم و به‌سختی و با کشتنش، جون به درمی‌برم.

مین چطور؟ تا به حال مین دیدی، نمی‌ترسی؟ می‌گوید:

البته که دیدم. همین الانشم یک مین تو روستامون هست که هنوز نیومدن خنثاش کنن و مردم دورش یک دیوار کوتاه چیدن که به کسی آسیب نزنه.

(یک ماه بعد از طرف مرکز مین‌زدایی این مین خنثی شد)

در این لحظه با خنده‌ای کوتاه و شیطنت‌آمیز می‌گوید:

دخترم زنگ می‌زنه و می‌گه نزدیک پایگاه مخروبه قدیمی نری، اونجا پر از مینه، خطرناکه! می‌گم باشه ولی تا به حال چند بار یواشکی رفتم اونجا، چون مردم می‌ترسن و نمی‌رن، سبزی برای چیدن زیاده.

و در ادامه صحبت‌های قبلی‌اش می‌گوید:

 به کمک مردم روستا خونه‌مو که خیلی مخروبه بود کوبیدم و از نو ساختم. برام وسیله هم آوردند که فرشش کنم.

به‌عنوان آخرین سال می‌پرسم مهم‌ترین آرزویت چیست؟ جواب می‌دهد:

پیگیری پرونده پسر بیچاره و مظلومم در مشهد. پسرم بی‌گناه بود و نمی‌خوام خونِش به ناحق پایمال بشه.

مادر شکوفه می‌رود و من به سهم و جایگاه زنان محروم روستایی از بازار کار ایران می‌اندیشم، کجای این جایگاه‌اند و چند درصد؟

خشونت بس – پروین ذبیحی 

خرداد
۲۱
شوهرم نفقه نمی‌دهد، چطور شکایت کنم؟
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , ,
IMG16043181
image_pdfimage_print

عکس: خبرگزاری مهر

موسی برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسشگر: با سلام. زنی هستم که ۵ سال پیش ازدواج کرده‌ام. یک فرزند سه ساله دارم. الان ۱۸ ماه است که به خانه پدرم آمده‌ام. دلیل این موضوع رفتارهای نامناسب شوهرم بود.

ما در طبقه بالای خانه پدر شوهرم زندگی می‌کردیم، به این مفهوم که مالک خانه پدرشوهرم بود. همین امر باعث شده بود که مادر شوهرم دخالت‌های زیادی در زندگی ما داشته باشد. مدام خانه ما بود و در همه چیز دخالت می کرد. در مورد خوراک، پوشاک، وضعیت بچه، مخارج و رفت و آمدها و غیره دخالت می‌کرد. من چند بار این مساله را به شوهرم گفتم اما او توجهی نکرد و مرا گناهکار می‌دانست.

به هر حال یک روز که با مادر شوهرم مشاجره می‌کردم، شوهرم مرا با مشت و سیلی زد و فحش‌های رکیکی به من داد. از خانه بیرون آمدم و به خانه پدرم رفتم. اختلاف‌ها رفته‌رفته بزرگتر شد و از آنجا که با شوهرم فامیل بودیم مسایل دیگری نیز پیش آمد.

 الان ۱۸ ماه است که به همراه فرزندم در خانه پدرم زندگی می‌کنم. در این مدت شوهرم هیچ گونه مخارجی را متقبل نشده است. چندین بار به او گفتم که مخارج بچه را بدهد اما او گفت که این کار را نمی‌کند و مرا تهدید نیز کرد.

از این وضعیت خسته شده‌ام. می خواهم برای دریافت نفقه شکایت کنم. چطور باید این کار را بکنم؟

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم. در مورد نفقه خود و فرزندتان می‌توانید به شکایت کیفری و طرح دعوی مدنی اقدام کنید.

ترک انفاق در حقوق ایران قابل تعقیب و جرم بوده و برای آن مجازات تعیین شده است. بر اساس ماده۵۳ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱: «هرکس با داشتن استطاعت مالی، نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب‌النفقه امتناع کند، به حبس تعزیری درجه شش محکوم می‌شود. تعقیب کیفری منوط به شکایت شاکی خصوصی است و درصورت گذشت وی از شکایت در هر زمان تعقیب جزائی یا اجرای مجازات موقوف می‌‌شود.» برای شکایت کیفری باید به دادسرا مراجعه کنید.

علاوه بر شکایت کیفری شما می‌توانید با مراجعه به دادگاه خانواده و تنظیم دادخواست، نفقه خود و فرزندتان را مطالبه کنید.

ماده ۱۱۱۱ قانون مدنی می‌گوید: «زن می‌تواند در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه به محکمه رجوع کند در این صورت محکمه میزان نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محکوم خواهد کرد.». اما چنانچه شوهر از اجرای حکم دادگاه خودداری کند و بازهم از پرداخت نفقه خودداری کند زن می‌تواند با حکم دادگاه از اموال مرد نفقه خود را برداشت کند.

ماده ۱۲۰۵ قانون مدنی به این موضوع اختصاص داده شده است. بر طبق این ماده: «در موارد غیبت یا استنکاف از پرداخت نفقه، چنان‌چه الزام کسی که پرداخت نفقه بر عهده اوست ممکن نباشد دادگاه می‌تواند با مطالبه افراد واجب‌النفقه به مقدار نفقه از اموال غایب یا مستنکف در اختیار آنها یا متکفل مخارج آنان قرار دهد و در صورتی که اموال غایب یا مستنکف در اختیار نباشد همسر وی یا دیگری با اجازه دادگاه می‌تواند نفقه را به عنوان قرض بپردازند و از شخص غایب یا مستنکف مطالبه نمایند.» بنابراین اگر شوهرتان به حکم دادگاه توجهی نکرد، اگر اموالی داشته باشد با رعایت مقررات می‌توانید نسبت به اخذ مهریه از آن اموال اقدام کنید. اما اگر اموالی از او یافت نشد در نهایت امکان حبس به دلیل نپرداختن نفقه نیز وجود دارد.

پرسشگر: اگر شوهرم نفقه را پرداخت نکند آیا می‌توانم طلاق بگیرم؟

وکیل خانه امن: قانون پیش‌بینی کرده است که اگر الزام به نفقه ممکن نباشد، زن می‌تواند تقاضای طلاق کند. بر اساس حکم ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی: «در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجرا حکم محکمه و الزام او به دادن نفقه زن می‌تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر او را اجبار به طلاق می‌نماید. همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه.» برای استفاده از این ماده و تقاضای طلاق به دلیل عدم پرداخت نفقه ابتدا باید دعوای الزام به نفقه مطرح کرده و در صورتی که الزام ممکن نشد نسبت به جدایی به دلیل عدم پرداخت نفقه اقدام کنید. توجه داشته باشید که اگر به میل خود خانه را ترک کرده و خطر جانی و حیثیتی یا مالی هم مطرح نبوده است، ممکن است دادگاه شما را ناشزه دانسته و مستحق نفقه نداند. البته این امر تاثیری در دعوای نفقه فرزند ندارد. مساله دیگر این‌که علاوه بر نفقه می‌توانید با استناد به عسر و حرج و به دلیل رفتار بد شوهر نیز تقاضای طلاق کنید. دادگاه پس از بررسی اگر عسر و حرج را محرز بداند حکم طلاق را صادر می‌کند. اما پیشنهاد می‌شود اگر تصمیم به جدایی دارید ابتدا تمامی تلاش خود را برای طلاق توافقی بکنید.