صفحه اصلی  »  ناقص سازی جنسی زنان
image_pdfimage_print
بهمن
۱۷
۱۳۹۷
خشونتی به نام سنت
بهمن ۱۷ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_714580543
image_pdfimage_print

Photo: Polina Gazhur/www.shutterstock.com

ختنه زنان یکی از مهم ترین مصادیق خشونت علیه زنان و کاری غیر انسانی است که با ناقص‌سازی زنان در سنین کودکی، پیامدهای بسیار ناگواری را برای تمام عمر آنها رقم میزند. رواج این اقدام در برخی مناطق کشور، موجب شد تا برخی علما و مراجع نیز نسبت به آن واکنش نشان دهند. به عنوان مثال، آیت الله العظمی سیستانی در پاسخ به یک استفتاء که از ایشان پرسیده شده است:« آیا ختنه دختران واجب است یا فقط مستحب و سنت است؟» جواب دادند: « اگر منظور از ختنه دختر بریدن پوسته عضو جنسی زن باشد، صحیح آن است که این کار سنت شرعی نیست، بلکه در صورتی‌ که به دختر آسیب برساند حرام می‌باشد. و اما قطع خود عضو جنسی زن و یا قطع قسمتی از آن به یقین جنایتی در حق دختر محسوب می‌شود و برای والدین هیچ‌گونه مجوزی در اقدام به آن وجود ندارد.»

دیدارنیوز در این خصوص، با کامیل احمدی مردم شناس و پژوهشگر که کتابی نیز در همین موضوع با عنوان « به نام سنت» نوشته و توسط نشر شیرازه منتشر شده است و فیلمى را هم با همین عنوان در آپارات در دسترس عموم قرار داده است، گفتگو کرده است. در ادامه، متن این گفتگو را بخوانید.

ختنه زنان خشونتی زیسته در فرهنگ
کامیل احمدی، انگیزه پژوهش خود در خصوص ختنه زنان را مشاهده تلاش‌های یونیسف در آفریقا در مبارزه با این پدیده دانست و گفت: پس از پایان تحصیلات و بازگشت به ایران، موضوع ختنه زنان را در میان زنان خانواده خودم دنبال کردم و متوجه شدم این رسم و آیین در میان مردم شهر‌های پیرانشهر، نقده، سردشت، بوکان و مهاباد، در گذشته رواج داشته و در آن زمان هم، کم و بیش دیده می‌شد. پس از این بود که کار میدانی خودم را که مدت ۸ سال طول کشید با موضوع ختنه زنان، در چهاراستان ختنه خیز ایران آغاز کردم.
احمدی در مورد رابطه میان مذهب و ختنه زنان گفت: ختنه زنان عملی است که بر اساس سنت های فرهنگی، عرفی و با توجیهات مذهبی و دینی انجام می شود. این مساله از حیث دینی، فارغ از دین اسلام یا هر دین دیگری است. بالاترین آمار ختنه زنان در جهان متعلق به آفریقا است و در میان یهودیان اتیوپی و اریتره، مسلمانان نیجریه، سومالی و سودان و طیفی از مسیحیان رواج دارد، بنابراین ختنه زنان یک پدیده اجتماعی و فارغ از دین است.
این پژوهشگر در ادامه به مناطق ختنه خیز در ایران اشاره کرد و گفت: در ایران در مناطق کردنشین آذربایجان غربی، بخش‌هایی از اورامانات، کردستان، بعضی از مناطق کرمانشاه و با درصد بالایی در هرمزگان و جزایر قشم، بندر آفتاب، بندرچارک، هرمز و میناب انجام می‌شود.از حیث گرایش مذهبی، عمل ختنه زنان در میان فرقه شافعی و سنی‌ها انجام می‌شود و در بعضی ازشهرها و روستاهایی که حدفاصل بین مناطق سنی‌نشین و شیعه‌نشین هستند نیز این عمل انجام می‌شود.

ختنه زنان ناقض حقوق بشر

این مردم شناس، ختنه زنان را به عنوان یکى از سنتهاى آسیب زا (HTP) بر شمرد که جامعه جهانى، آن را مصداق خشونت علیه زنان و کودکان دانست. ختنه زنان چهار نوع یا درجه دارد و در این عمل، تمام یا قسمتی از آلت تناسلی دختربچه در قسمت کلیتوریس بریده می‌شود که از منظر حقوق بین الملل، این عمل ناقص حقوق بشر، خشونت علیه زنان و عملى غیر قانونى است و براساس قوانین و تعهدهاى بین المللى که اکثر کشور‌ها از جمله ایران امضا کرده اند ممنوع اعلام شده و مجازات کیفرى براى والدین و ختان‌ها در پى دارد. خوشبختانه در ایران حفیف‌ترین نوع ختنه انجام می‌شود.

هدف از ختنه زنان چیست؟

کامیل احمدی در توضیح هدف از ختنه زنان گفت: هدف نهایى از انجام این عمل، کاهش میل جنسی زن بوده و در بخشی از مناطق به دلایل مختلفی از جمله پیروى از سنت های اشتباه انجام می شود. وی ادامه داد: در برخی مناطق جهان نیز این عمل به منزله مرحله ای برای عبور از کودکی به زنانگی است، در برخی مناطق نیز به عنوان نوعی طب سنتی یا باور عامه انجام می شود، به این معنا که در این مناطق اعتقاد دارند که در بدن دختربچه ها خون سیاه یا خون کثیف وجود دارد و این عمل باعث می شود که این خون از بدن وی خارج شود، اما هدف و خاستگاه اصلی آن، همان کاهش یا کنترل میل جنسی زن، پیش از ازدواج است.
وی در ادامه صحبت خود به وجود ارتباط بین ختنه دختران و پدیده کودک همسری اشاره کرد و گفت: در مناطقی که ختنه دختربچه ها رایج است، ازدواج دختربچه ها نیز شیوع بیشتری دارد. به این معنا که در اغلب مناطق که روستایى بوده و از فقر اقتصادى و فرهنگى رنج مى برند، برای کاهش میل جنسی دختر و اینکه او بعد از رسیدن به سن بلوغ، وارد رابطه جنسی خارج از ازدواج نشود او را ختنه می‌کنند و دقیقا به همین علت نیز دختربچه را وادار به ازدواج زودهنگام می‌کنند که این موضوع نشان می‌دهد مردم این مناطق به ارتباط خارج از چارچوب ازدواج، تعصب نشان می‌دهند.
ضرورت آگاهی بخشی در خصوص ختنه زنان
کامیل احمدی در بخش ارائه راهکارها به موضوع ضرورت آگاهی بخشی در مناطق ختنه خیز اشاره کرد و گفت: خوشبختانه آمار ختنه زنان  در ایران کاهش چشمگیری داشته که این مساله، دلایل متعددی دارد، از جمله مرگ ختانها در اثر کهولت که عمل ختنه را انجام می‌دهند و دنبال نشدن این حرفه توسط جوانترها، آگاه شدن مردم از طریق ابزارهای مدرن و رسانه‌ها و کم رنگ شدن سنت‌های فرهنگی غلط و ناقض حقوق انسانی؛ متاثر از نفوذ آگاهی های مدرن به درون آگاهی و فرهنگ عامه در مناطق ختنه خیز.
این پژوهشگر حوزه آسیب های اجتماعی با تاکید بر وجود آسیب های پایدار در زنان ختنه شده گفت:  کاهش میل جنسی زن در روابط زناشویی  از جمله این آسیب‌ها است که شدت آن با توجه به نوع و عمق برش متفاوت است.
وی در پایان افزود: این عمل به وسیله تیغ های غیر استاندارد و حتی تیغ ریش تراشی و آن هم بدون بى حسى به صورت غیربهداشتی انجام می شود که باعث از بین رفتن سنسورهای حساس زن شده و رضایت جنسی او را در زمان زناشویی مختل می کند. خون ریزی و عفونت از دیگر پیامدهای ختنه زنان است.
منبع: قطره
بهمن
۱۷
۱۳۹۴
ردپای ناقص سازی جنسی زنان در میناب
بهمن ۱۷ ۱۳۹۴
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , , ,
1
image_pdfimage_print

رایحه مظفریان

میناب یکی از شهرستان‌های شرقی استان هرمزگان واقع در جنوب ایران است. مذهب اصلی مردمان این شهرستان شیعه است در حالی که به دلیل همجواری با شهرستان سیریک تعدادی از اهالی نیز پیرو مذهب سنی هستند.

هما احدی و همکاران، پژوهشی با عنوان “شیوع و میزان آگاهی و نگرش زنان سنین باروری شهر میناب در مورد ختنه زنان” (۱۳۸۱) در حوزه‌ی علوم پزشکی و خدمات بهداشتی-درمانی انجام داده‌اند. در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، ۴۰۰ زن ۱۵ تا ۴۹ ساله مراجعه کننده به مراکز بهداشتی-درمانی شهر میناب به روش نمونه‌گیری غیر احتمالی و مبتنی بر هدف گزینش شدند. اطلاعات لازم با استفاده از پرسش‌نامه‌ی پژوهشگر ساخته، سنجش میزان آگاهی و نگرش از طریق مصاحبه‌ی نیمه سازمان یافته و هم‌چنین به کمک فهرست مشاهده جمع آوری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون تی، مجذور کای و واریانس یک طرفه تحلیل شد.

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که شیوع “ختنه” ۷۰ درصد بود که در بین زنان ختنه شده، ختنه‌ی درجه یک۴/ ۸۷ درصد و ختنه‌ی درجه‌ دو ۶ / ۱۲ درصد بود. میانگین نمره‌ی آگاهی در گروه ختنه شده در مورد بهداشت باروری ۶/۱ ± ۱/۲ و گروه ختنه نشده ۷/۱± ۰۵/۳ از ۱۳ نمره و این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (۰۰۱/۰> p ).  میانگین نمره‌ی نگرش گروه ختنه شده ۹/۱۰± ۵/۳۶ و گروه ختنه نشده ۰/۹± ۷/۴۷ و این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (۰۰۱/۰> p ). ب ین آگاهی و درجه‌ی ختنه و بین نگرش و درجه‌ی ختنه ارتباط مثبت معنی دار آماری وجود داشت(۰۰۱/۰> p ).

2

نتیجه‌ی این پژوهش: ضعیف بودن آگاهی و نگرش افراد مورد مطالعه، لزوم آموزش مردم منطقه و اهمیت مراکز بهداشتی-درمانی در افزایش سطح آگاهی و تغییر نگرش‌های مردم را نشان می‌دهد.

پیرو این پژوهش نگارنده سفری به چند روستای این منطقه داشت تا وضعیت رواج ناقص سازی جنسی زنان را در میان اهل تشیع بعد از گذشت ۱۳ سال بررسی کند. مهم‌ترین عامل در ترویج این سنت، حضور زنانی به نام دایه محلی و خواست مادرانی است که هم‌چنان تمایل دارند دختران خود را ختنه کنند. در این میان عوامل بازدارنده‌ی زیادی وجود دارد که می­تواند به توقف این عمل در مناطق کمک کند: عواملی مانند آگاهی بخشی عمومی از طریق رسانه‌ها، پزشکان، معلمان و مهم‌تر از همه پیشوایان مذهبی.

اگرچه ناقص سازی جنسی زنان به درجات مختلف هم‌چنان در شهرستان‌های استان هرمزگان انجام می‌شود ولی برخی از دایه‌های محلی دیگر به انجام این عمل مشغول نیستند. در مصاحبه با برخی از دایه‌ها، آن‌ها اظهار می­کردند که حدود سی سال پیش به انجام این عمل اشتیاق داشتند ولی با حضور پزشکان و ملاهای شیعی، دیگر این عمل رایج نیست اگر چه هم‌چنان از مهارت‌های خود برای مراقبت‌های پیش از زایمان مادران باردار استفاده می‌کنند.

بیش‌تر دایه‌ها شیوه‌ی انجام عمل را با دست نشان می‌دهند و نوک انگشت اشاره را میزان برش کلیتوریس کودک تخمین می‌زنند. شیوع ختنه‌ی دختران در میان اهل تسنن بیش از تشیع است. در روستاهای سنی نشین دختران بیش‌تری هم‌چنان با نام سنت ختنه می­شوند. بیش‌ترین آمار ختنه‌ی دختران در استان هرمزگان مربوط به جزیره‌ی قشم است. در اکثر روستاهای این جزیره حداقل یک دایه وجود دارد که با داشتن تجربه‌ی کافی دختران روستا را در سنین مختلف ختنه می‌کند.

در خلال جستجوها متوجه شدم که همسر راننده که شیعه هم بودند تاکنون دوبار دختر کوچک چهار ساله‌اش را نزد دایه برده است تا او را ختنه کنند و هر دو بار دایه از انجام عمل سر باز زده است چرا که معتقد بوده که اندازه‌ی کلیتوریس دختر کوچک است و هنوز برای انجام عمل آمادگی ندارد.

3

با همسر راننده و دختر کوچکشان پیش دایه محلی رفتیم. این دایه محلی سنی است و هم‌چنان دختران را ختنه می‌کند. دایه معتقد است اگر چه در قرآن اسمی از ختنه برده نشده است ولی به همان دلیل که پسرها ختنه می‌شوند دختران را نیز باید ختنه کرد. ابزار کار این دایه نیز تیغ می‌باشد. او توضیح می‌دهد که تکه پوست مانند و ابتدایی کلیتوریس را می‌کشد و بخش کوچکی از آن را با تیغی که از قبل خریده است می­برد و به میزان بسیار کمی محل برش خونریزی دارد. سپس محل برش با پنبه‌ی آغوشته به الکل تمیز می‌شود. حدود سه یا چهار روز هم هنگام ادرار محل برش سوزش خواهد داشت. دایه علت ختنه شدن دخترها را این می­داند که آن‌ها بتوانند مسلمان واقعی شوند و قرآن بخوانند و غذا و آبی که از دست آن‌ها گرفته می‌شود، حلال باشد. او دخترهای خودش را نیز ختنه کرده است: “اول دختر خودم بعد دخترهای مردم، اول نوه‌های خودم بعد نوه‌های مردم را ختنه می‌کنم. در منطقه‌ی ما فرقی بین شیعه و سنی نیست و پیروان هر دو مذهب دختران خود را ختنه می‌کنند”. دستمزد این دایه حدود ۵۰۰۰ تومان برای هر بار ختنه کردن یک دختر است. اگر کسی هم توان پرداخت این مبلغ را نداشته باشد، از او پول نمی‌گیرد.

اکثر دایه ها از مادر یا مادربزرگ خودشان یاد گرفته اند چرا که در گذشته پزشک و طبیبی نبوده است. سن ختنه در دختران متفاوت است و این تفاوت به میزان بزرگی و کوچکی کلیتوریس بستگی دارد.

از همسر راننده می‌پرسم به چه دلیل تا این حد برای ختنه شدن دخترش پافشاری می‌کند؟ او توضیح می دهد که به دلیل این که این سنت از دیرباز رسم بوده است او دوست دارد تا دخترش هم مانند خودش ختنه شده باشد. هم‌چنین او معتقد است که این رسم از هوس‌بازی دختران جلوگیری می‌کند. او می‌گوید: “مانند سوزن زدن به فرد مریض، ختنه کردن دختران هم توکل می‌خواهد. باید دل فرد راضی باشد تا توان این را داشته باشد که با تیغ کار کند. تمام خواهرها و خواهرزاده‌های من هم ختنه شده‌اند.”

۶ فوریه‌ی هر سال، روز جهانی پایان دادن به ناقص سازی جنسی زنان نام گرفته است. تاکنون ۲۹ کشور در لیست کشورهایی قرار گرفته‌اند که این عمل در آن‌ها هم‌چنان رواج دارد. هنوز نام ایران و بیش از ۱۰ کشور دیگر در لیست جهانی سازمان بهداشت جهانی و یونیسف قرار نگرفته است. در مناطقی از غرب و جنوب ایران نیز، هم‌چنان دخترانی قربانی نقص عضو جنسی می‌شوند. اما موادی در قانون مجازات اسلامی پیش بینی شده است که می‌توان از آن‌ها برای جرم انگاری مثله کردن دختران استفاده کرد:

ماده‌ی ۷۰۴: از بین بردن قدرت انزال یا تولید مثل مرد یا بارداری زن و یا از بین بردن لذت مقاربت زن یا مرد، موجب ارش اشت.

ماده‌ی ۷۰۷: از بین بردن کامل قدرت مقاربت، موجب دیه‌ی کامل است.

ماده‌ی ۷۰۸: از بین بردن یا نقص دائم یا موقت حواس یا منافع دیگر مانند لامسه، خواب و عادت ماهانه و نیز به وجود آوردن امراضی مانند لرزش، تشنگی، گرسنگی، ترس و غش، موجب ارش است.

ماد‌ی ۴۴۹: “ارش” دیه‌ی غیرمقدر است که میزان آن در شرع تعیین نشده است و دادگاه با لحاظ نوع و کیفیت جنایت و تاثیر آن بر سلامت مجنی‌علیه و میزان خسارت وارده با در نظر گرفتن دیه‌ی مقدر و با جلب نظر کارشناس میزان آن را تعیین می‌کند. مقررات دیه‌ی مقدر در مورد ارش جریان دارد، مگر این‌که در این قانون ترتیب دیگری مقرر شود.

در ماده‌ی ۶۶۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ نیز آمده است که: “قطع و از بین بردن هر یک از دو طرف اندام تناسلی زن، موجب نصف دیه‌ی کامل زن است و قطع و از بین بردن بخشی از آن، به همان نسبت دیه دارد.” در این حکم فرقی میان باکره و غیر باکره، خردسال و بزرگسال، سالم و معیوب از قبیل رتقاء و قرناء نیست.

منبع: گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران