اثبات ضرب و جرح در دادگاه، اجبار به نگهداری مادر از منظر قانون


Photo: Oleg Golovnev/bigstock.com

موسی‌ برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسشگر: سلام خسته نباشید. می‌خواستم از شما در مورد مشکلی که برایم پیش آمده مشاوره بگیرم. من 6 سال قبل ازدواج کردم و یک فرزند نیز دارم. پنج ماه پیش پدر شوهرم فوت کرد و مادر شوهرم تنها ماند. مادر شوهرم 70 ساله است  و سه پسر و دو دختر دارد که همگی نیز متاهل هستند. خانه مادر شوهرم در شهرستان بود به همین دلیل فرزندانش تصمیم گرفتند که او را به اینجا بیاورند. قرار بر این بود که از مادر شوهرم به نوبتی نگهداری کنند اما دخترها بهانه آوردند که شوهرشان راضی نیست. اختلافاتی هم پیش آمد که در نهایت شوهر من مادرش را به خانه ما آورد و گفت که ایشان از این به بعد با ما زندگی خواهد کرد.

واقعیتش من از اینکه چرا فرزندان دیگرش قبول نکردند و شوهر مرا مجبور کردند که مادرش در خانه ما بماند ناراحت شدم. به هر حال ابتدا چیزی نگفتم اما بعد به شوهرم گفتم که یا یک خانه مستقل برای مادرش بگیرد و یا اینکه او را به خانه سالمندان بفرستد. شوهرم بسیار عصبانی شد و مرا به باد فحش و ناسزا گرفت. می‌گوید که من وظیفه دارم از مادرش نگهداری کنم. خب من خودم یک فرزند دارم و نمی توانم از فرد دیگری نگهداری کنم. به هر حال اختلاف‌مان زیاد شد. یک بار هم سر این مساله دست روی من بلند کرد. قبلا هم چند بار مرا زده است. چند روز پیش دوباره بحثمان شد و گفت که اگر در خانه با مادرم بدرفتاری کنی طلاقت می دهم. چون قبلا هم سر مسائل دیگر اختلاف داشتیم فکر می کنم شوهرم به فکر جدایی است. می‌خواستم بدانم آیا من موظف به نگهداری از مادر شوهرم هستم؟ آیا حق ندارم مستقل زندگی کنم؟ آیا می توانم به خاطر کتک زدن شوهرم از او شکایت کنم؟

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم! از لحاظ حقوقی شما وظیفه‌ای نسبت به نگهداری از مادر شوهرتان را ندارید اما نمی‌توانید شوهرتان را از نگهداری از مادرش منع کنید. یعنی شما نمی‌توانید شوهرتان را مجبور کنید که مادرش را ترک کرده یا به خانه سالمندان بفرستد. در این جا ممکن است تناقضی بین وظایف شما و شوهرتان ایجاد شود که این تناقض باید با گفتگو و توافق برطرف شود. به هر حال شما مکلف نیستید که از مادرشوهرتان مراقبت کنید.

در مورد شکایت کردن بابت ضرب و جرح عرض شود که اگر ضرب و جرح به اندازه‌ای بوده که آثارش هنوز در بدنتان باقی مانده است، از قبیل کبودی و و … می‌توانید شکایت کیفری کنید اما باید اثبات کنید که شوهرتان مرتکب ضرب و جرح شده است. اگر خودش اقرار نکند به سختی می‌توانید آن را اثبات کنید.

پرسشگر: آیا شوهرم می‌تواند این مساله را بهانه کرده و تقاضای طلاق کند؟

وکیل خانه امن: بر اساس قوانین ایران مرد هر وقت بخواهد صرفا با اعلام اینکه از همسر خود کراهت دارد و نمی‌خواهد به زندگی مشترک ادامه دهد، می‌تواند زن خود را طلاق دهد. یعنی مرد موظف به ارائه دلیل خاصی در دادگاه نیست لذا اگر شوهرتان تصمیم به جدایی داشته باشد تقاضای ایشان از طرف دادگاه پذیرفته خواهد شد.

پرسشگر: به نظرتان چگونه این مشکل را حل کنم. واقعا نمی دانم چه کار باید بکنم؟

وکیل خانه امن: خانم محترم! این مشکل شما مشکلی نیست که با مراجعه به دادگاه و اقدام قضایی حل شود بلکه باید از طریق گفتگو و توافق برطرف شود لذا پیشنهاد می‌شود با یک مشاور خانواده در این مورد مشورت کنید.

پرسشگر: سوال دیگری داشتم. من دو سال پیش تصمیم گرفتم که در دانشگاه ادامه تحصیل بدهم. آن موقع چون فرزندم تازه متولد شده بود منصرف شدم اما الان قصد ادامه تحصیل دارم. یکبار به شوهرم گفتم اما ایشان مخالفت کرد و گفت که رفتن به دانشگاه بیهوده است و گفت که اجازه نمی‌دهد. می خواستم بدانم ایا شوهر می‌تواند اجازه ندهد که همسرش ادامه تحصیل بدهد؟

وکیل خانه امن: نخیر در قوانین ایران در مورد اینکه زن باید از شوهر خود برای ادامه تحصیل اجازه بگیرد چیزی نیامده است، بنابراین شما از لحاظ حقوقی موظف نیستید که در این مورد از شوهرتان اجازه بگیرید اما توجه داشته باشید که هزینه تحصیل جز نفقه نیست و شوهرتان ملزم به پرداخت هزینه تحصیل شما نمی باشد.




همه آنچه که درباره قوانین ازدواج مجدد باید بدانیم


موسی برزین- پژوهشگر حقوق

یکی از پیچیدگی‌هایی قانونی در ایران، مربوط به قوانین در رابطه با موضوع چندهمسری است که می‌توان آن را مسبب بروز برخی‌ خشونت‌های علیه زنان و نیز خشونت خانگی دانست. چند همسری برای مردان براساس قوانین ایران و موازین شرعی مجاز است.

تاکنون اعتراضات بسیاری به قوانین ایران در این مورد شده است. گرچه این تلاش‌ها نتیجه های مثبتی هم داشته است، اما هنوز منجر به برچیده شدن چندهمسری مردان نشده است. قوانین ایران چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب با به رسمیت شناختن چند همسری برای مردان، صرفا محدودیت‌هایی را در این زمینه وضع کرده‌اند. ازدواج مجدد شوهر می‌تواند زمینه‌‌ساز بخش بزرگی از مصادیق خشونت خانگی باشد. قربانی این نوع خشونت ممکن است به دلیل عدم استقلال مالی یا فشارهای اجتماعی مجبور به تحمل مساله شود.

یکی از مراجعه کنندگان به مرکز مشاوره خانه امن بیان می کرد که شوهرش ازدواج دوم کرده و قصد جدایی دارد اما به دلیل اینکه استقلال مالی ندارد و صاحب سه فرزند است، اطرافیان و خانواده اش شدیدا وی را تحت فشار قرار داده‌اند. این خانم که ساکن شهرستان کوچکی بود می‌گوید که در منطقه آنها ازدواج دوم شوهر امری عادی است. وقتی خانواده این خانم از او حمایت نکرده‌اند، ایشان تصمیم به خودکشی گرفته است و بعد از اقدام به خودکشی ناموفق، این خانم شدیدا دجار اختلالات روحی و افسردگی شده بود.

فشارهایی از این دست که برخواسته از مناسبات نابرابر زن و مرد در جامعه ایران است می‌تواند سرنوشت فرزندان آنها را نیز به مخاطره اندازد. در چارچوب فعلی حقوقی ایران چندهمسری مردان را به رسمیت شناخته است اما قانون‌گذار حقوقی را برای زنانی که شوهرانشان ازدواج مجدد می‌کنند پیش‌بینی کرده است. مهمترین این حقوق حق جدایی است.

حق جدایی

بند 10 ماده 8 قانون حمایت خانواده مصوب 1353 و همچنین ماده 17 آن قانون صراحتا ذکر کرده‌اند که اگر مرد ازدواج مجدد داشته باشد، زن در هر حال می‌تواند برای طلاق به دادگاه مراجعه کند. علاوه بر این بر اساس قسمت آخر تبصره الحاقی به ماده 1130 قانون مدنی نیز می‌توان گفت که ازدواج مجدد مرد در اغلب موارد برای زن مشقت آور بوده و موجب عسر و حرج وی خواهد شد.

از این منظر نیز می‌توان گفت که زن به دلیل عسر و حرج حق طلاق خواهد داشت.

همچنین در عقدنامه‌های رسمی در بند دوازدهم تصریح شده است که اگر شوهر بدون رضایت زن ازدواج مجدد کند، زن از طرف شوهر خود وکالت خواهد داشت که به دادگاه رجوع کرده و خود را مطلقه کند. این شرط در صورتی که به هنگام تنظیم سند ازدواج از طرف مرد امضا و پذیرفته شده باشد، زنی که قربانی ازدواج مجدد شوهر شده است می‌تواند بدون نیاز به موافقت شوهر با مراجعه به دادگاه خود را مطلقه کند. [ازدواج دوم شوهر به دلیل نازایی زن، قانون چه می‌گوید؟]

درباره ازدواج مجدد شوهر به دلیل بیماری ام‌اس زن بخوانید.

حق وکالت زن در طلاق

این نکته را نباید فراموش کنیم که اگر مرد از دادگاه اجازه ازدواج مجدد اخذ کرده باشد یا زن خود اجازه داده باشد دیگر نمی‌توان از این شرط مندرج در عقد نامه ازدواج کرد. بر اساس رای وحدت رویه شماره 716 مورخ 20/7/1389 : «نظر به اينكه مطابق ماده 1108 قانون مدنی تمكين از زوج تكليف قانونی زوجه است، بنابراين در صورتی كه بدون مانع مشروع از ادای وظايف زوجيت امتناع و زوج اين امر را در دادگاه اثبات و با اخذ اجازه از دادگاه همسر ديگری اختيار نمايد، وكالت زوجه از زوج در طلاق كه به حكم ماده 1119 قانون مدني ضمن عقد نكاح شرط و مراتب در سند ازدواج ذيل بند ب شرايط ضمن عقد در رديف12 قيد گرديده، محقق و قابل اعمال نيست…» اما در صورت منتفی شدن حق وکالت، بازهم زن می‌تواند با استناد به عسر و حرج از دادگاه تقاضای طلاق کند. با این توضیح که در صورت اجازه دادگاه برای ازدواج مجدد صرفا حق وکالت زن در طلاق ساقط می شود نه حق وی بر جدایی.

از آنجا که پروسه و روند طلاق از طریق وکالت در طلاق بسیار آسان و راحت است این حق دارای اهمیت است لکن با منتفی شدن این حق نیز، زن همچنان حق جدایی و تقاضای طلاق را دارد.

ازدواج موقت مجدد

مساله قابل ذکر دیگر، ازدواج موقت مجدد مرد است. در قانون حمایت خانواده سال 1353 آمده است که مرد برای ازدواج مجدد لازم است اجازه همسر خود را بگیرد. اما اینکه آیا در ازدواج موقت نیز چنین است یا نه اختلاف نظر وجود دارد. عده‌ای می‌گویند که برای ازدواج موقت دوم یا همان صیغه، مرد نیازی ندارد که اجازه همسر خود را داشته باشد اما در مقابل عده دیگری می‌گویند که در صیغه نیز مرد باید اجازه همسر اول را داشته باشد.

دادگاه‌ها نیز در این مورد نظر واحدی ندارند. اما به هر حال با توجه به اینکه در قانون از لزوم اجازه برای ازدواج مجدد بحث شده و تاکیدی بر ازدواج دایم نداشته است، پس به نظر می‌رسد که مرد حتی برای ازدواج موقت مجدد نیز باید از همسر اول خود رضایت داشته باشد. مگر در مواردی که قانون اجازه را لازم ندانسته باشد. مانند عدم تمکین زن از شوهر، ابتلا زن به جنون یا بیماری‌های صعب العلاج، محکومیت زن، اعتیاد مضر زن، ترک زندگی، عقیم بودن و غایب مفقودالاثر بودن که باید از طریق دادگاه احراز شود. این موارد در ماده 16 قانون حمایت خانواده مصوب 1353 آمده است. بنابراین در صورت ازدواج مجدد موقت مرد، زن می‌تواند از حق طلاق موجود در نکاح‌نامه استفاده کند و یا این‌که با استناد به عسر و حرج تقاضای طلاق دهد.

ازدواج مجدد بی‌اجازه جرم است؟

اما در مورد اینکه آیا ازدواج مجدد مرد بدون اجازه از همسر اول یا دادگاه جرم است یا نه عرض شود که قانون حمایت خانواده سال 53 این امر را پیش‌بینی کرده بود لکن پس از انقلاب این جرم‌انگاری خلاف شرع شناخته شد. هم اکنون می توان گفت ازدواج مجدد مرد بدون تحصیل اجازه از دادگاه یا همسر اول جرم نیست اما اگر مرد ازدواج دوم دائم خود را ثبت نکند و یا در مواردی که ثبت ازدواج موقت الزامی است، اقدام به ثبت ننماید، بر اساس ماده 49 قانون حمایت خانواده جدید مجرم بوده و به مجازات مقرر محکوم خواهد شد. [ازدواج موقت مخفیانه، عدم ثبت ازدواج و موضوع فرزند: قانون چه می‌گوید؟]




خشونت و آزار از طرف پدر، راهکار قانونی چیست؟


Photo: Antonuk/bigstockphoto.com

پرسشگر: سلام خسته نباشید. من یک دختر 24 ساله هستم. پدرم خیلی مرا اذیت می‌کند. مرتبا به محل کارم می‌آید و درگیری ایجاد می‌کند. در خانه فحش و ناسزا می‌گوید و نسبت‌های بدی به من می‌دهد. من  یکبار ازدواج کردم و در دوران نامزدی بعد از عقد جدا شدم دلیلش هم دخالت‌های پدرم بود. پس از آن مساله رفتارش خیلی بدتر شده است. تلفن مرا کنترل می‌کند. اگر بخواهم حتی به سر کوچه بروم باید از او اجازه بگیرم.

چندین بار مرا کتک زده است. چند وقت پیش با مشت به صورتم زد و دندانم شکست. به من می‌گوید که تو از نظر اخلاقی مشکل داری. مادرم از من حمایت می‌کند اما مادرم را هم اذیت می‌کند. چند سال است که هیچ پولی بابت خرجی به من نداده گرچه من الان کار می‌کنم و احتیاجی ندارم. خیلی در وضعیت بدی قرار دارم.

چند بار تصمیم گرفتم که از خانه فرار کنم اما ترسیدم و منصرف شدم. مادرم می‌گوید باید هر چه سریعتر ازدواج کنی تا از این خانه خلاص بشوی. لطفا مرا راهنمایی کنید. چه کار باید بکنم؟ اگر از خانه بروم و پیش دوستانم که دانشجو هستند زندگی کنم  آیا پدرم می تواند مرا برگرداند؟ به نظرتان از پدرم شکایت کنم؟ خواهش می‌کنم کمکم کنید.

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم. متاسفم از مشکل پیش آمده. در مورد تصمیم‌هایی که می خواهید بگیرید حتما با یک مشاور خانواده و یا روانشناس صحبت کنید. فرار از خانه گرچه می‌تواند شما را از خشونت‌های پدر خلاص کند اما ممکن است خطرات جبران‌ناپذیری نیز به همراه داشته باشد. ازدواج ناخواسته نیز شاید شما را دوباره درگیر خشونت خانگی بکند. به هر حال از لحاظ حقوقی شما مجبور به اقامت در خانه پدرتان نیستید. اگر جای دیگری بخواهید زندگی کنید می‌توانید.

پدرتان نیز نمی تواند شما را مجبور به بازگشت به خانه کرده یا از شما شکایت کند. در مورد شکایت از پدرتان عرض شود که این امکان وجود دارد. شما می‌توانید نسبت به ضرب و جرح شکایت کنید اما توجه داشته باشید که باید ضرب و جرح را اثبات کنید. یعنی باید به نحوی اثبات کنید که پدرتان مرتکب ضرب و جرح شده است. اگر آثار ضرب و جرح در بدنتان نمانده و یا ضرب و جرح جزئی بوده پیشنهاد نمی‌شود که شکایت کنید چون احتمال به نتیجه رسیدنش کم است. از طرف دیگر توجه کنید اگر شکایت کنید ممکن است رفتار پدرتان بدتر شود. به هر حال شکایت حق شما است اما لازم است ادعایتان را اثبات کنید.

پرسشگر: در مورد کنترل کردن‌ها و افتراها و توهین‌ها چطور؟

وکیل خانه امن: کنترل کردن در قوانین ایران جرم نیست و از این بابت نمی‌توانید شکایت کنید اما در مورد افترا و توهین این امکان وجود دارد. اما در این موارد نیز شما باید اثبات کنید که اثبات آن هم مشکل است. همچنین دادگاه‌های ایران در این گونه موارد زیاد تمایلی به محکوم کردن پدر ندارند. با این وجود افتر و توهین جرم است اما همانطور که گفته شد زمانی می‌توانید به نتیجه برسید که آن را به اثبات برسانید. صرف ادعا کافی نیست زیرا قطعا پدرتان منکر خواهد شد.

پرسشگر: واقعیتش من دیگر نمی‌توانم تحمل کنم. می‌خواهم به بهانه ادامه تحصیل به شهر دیگری بروم. می خواستم بدانم اگر با پدرم قطع رابطه کنم چه مشکلاتی پیش خواهد آمد؟ مثلا اگر بخواهم در آینده ازدواج کنم پدرم می‌تواند اجازه ندهد؟

وکیل خانه امن: اجازه ولی قهری برای ازدواج دختر شرط است اما چون شما قبلا ازدواج کرده و طلاق گرفته‌اید در آینده نیازی به اخذ اجازه از پدرتان نخواهید داشت. در مورد خروج از کشور هم مشکلی نخواهید داشت.




حضانت موقت قبل از طلاق، قانون چه می‌گوید؟


موسی‌ برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسشگر: سلام خسته نباشید! من 4 سال قبل ازدواج کرده‌ام. الان یک فرزند دو ساله دارم. با شوهرم خیلی اختلاف داشتیم دلیل اصلی‌اش هم تفاوت فرهنگی بود. شوهرم مخالف ارتباطات اجتماعی بود و من را بسیار محدود کرده بود. نمی‌گذاشت با دوستان و آشنایان رفت و آمد کنم. حتی وقتی نزدیکترین اقوام به خانه می‌آمدند مرا مجبور می کرد که روسری سر کنم.

خواهر و مادر شوهرم نیز مرتبا وی را تحریک می کردند. خودم یکبار شنیدم که مادرشوهرم به شوهرم می گفت که چه قدر بی‌غیرتی نباید اجازه بدهی زنت هر جا که می خواهد برود. خیلی در زندگی ما دخالت می کرد من هم بعضی وقت‌ها که جوابش را می دادم شوهرم با من دعوا می کرد. مرتبا فحش و ناسزا می گفت. یکبار داشتم با پسر عمه‌ام در تلفن صحبت می‌کردم یکباره گوشی را از دستم گرفت و گفت که چرا این طور شوخی می‌کنی و صمیمانه حرف می‌زنی.

با پدرم نیز سر مسائل مالی اختلاف داشت و اصلا احترام ایشان را نگه نمی‌داشت. به هر حال اختلافاتمان خیلی زیاد شد هر روز دعوا داشتیم تا اینکه من به خانه پدرم رفتم و هفته پیش تقاضای طلاق دادم و مهریه‌ام را به اجر گذاشتم. [ درباره مهریه بیشتر بخوانید: مطالبه مهریه، مرور قوانین ایران] شوهرم هر روز به در خانه می آید و می‌گوید باید بچه را به من بدهی. مگر نه این است که بچه تا 7 سالگی برای مادر است؟ آیا شوهرم می تواند به دادگاه برود و بچه را از من بگیرد؟

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم! عرض شود که حضانت زمانی مطرح می شود که والدین از یکدیگر جدا شوند. منظور قانون از اینکه حضانت تا هفت سالگی بر عهده مادر است این است که اگر زن و شوهر جدا شوند فرزند تا 7 سالگی به مادر واگذار می‌شود. بنابراین در مورد شما این امر صدق نمی‌کند اما از آنجا که رسیدگی به تقاضای طلاق شما ممکن است به طول انجامد می‌توانید از دادگاه تقاضا کنید قبل از رسیدگی به طلاق در مورد حضانت فرزندتان دستور موقت صادر کند.

بر طبق ماده 7 قانون حمایت خانواده: « دادگاه مي‌تواند پيش از اتخاذ تصميم در مورد اصل دعوی به درخواست يکی از طرفين در اموري از قبيل حضانت، نگهداري و ملاقات طفل و نفقه زن و محجور که تعيين تکليف آنها فوريت دارد بدون اخذ تأمين، دستور موقت صادر کند. اين دستور بدون نياز به تأييد رئيس حوزه قضائي قابل اجراء است. چنانچه دادگاه ظرف شش ماه راجع به اصل دعوي اتخاذ تصميم نکند، دستور صادرشده ملغي محسوب و از آن رفع اثر مي شود، مگر آنکه دادگاه مطابق اين ماده دوباره دستور موقت صادر کند.» شما باید به شعبه ای که دادخواست طلاقتان ارجاع شده است مراجعه کرده و ضمن لایحه‌ای از دادگاه بخواهید تا صدور حکم نهایی دستور دهد تا فرزندتان با شما زندگی کند. اگر دادگاه موافقت کند احتمالا حق ملاقات برای شوهرتان تعیین خواهد کرد. در این صورت شما موظف خواهید بود فرزند را در موعد مقرر به ملاقات پدرش ببرید. همچنین شما می توانید تقاضای صدور دستور موقت نسبت به نفقه را نیز نمایید.

پرسشگر:سوال دیگری دارم. شوهر من می‌گوید که طلاق نمی‌دهد. می‌خواستم بدانم که در دادگاه چه چیزی باید بگویم تا قاضی حکم طلاق را دهد؟

وکیل خانه امن: زن در صورتی می تواند تقاضای طلاق نماید که در وضعیت عسر و حرج باشد. یعنی وضعیتی که باعث سختی و مشقت شده به طوری که ادامه زندگی مشترک را ممکن نسازد. شما در جلسه دادگاه رفتارهای شوهرتان را توضیح دهید. اگر دادگاه پذیرفت حکم طلاق را صادر می کند اما ممکن است نپذیرد. در این صورت تقاضای شما را رد خواهد کرد. اگر تصمیمتان برای جدایی جدی است بهتر است شوهرتان را به نحوی برای طلاق توافقی راضی کنید. رویه قضایی ایران هر خشونتی را عسر و حرج محسوب نمی کنند بلکه موارد بارز خشونت همچون ضرب و جرح مداوم و یا اعتیاد شوهر از مصادیق عسر و حرج محسوب می‌شود. به هر حال تصمیم گیری با قاضی است ولی سعی کنید رضایت شوهرتان را جلب کنبد تا جدایی راحت‌تر و آسانتر شود.

الزام به تمکین و خشونت خانگی، قانون چه می‌گوید؟  




طلاق به خاطر اعتیاد شوهر به شیشه، قانون چه می‌گوید؟


 Photo: Anastasia_vish/bigstockphoto.com

موسی‌ برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسشگر: سلام خسته نباشید! من پنج سال پیش ازدواج کردم و الان صاحب یک دختر 3 ساله هستم. متاسفانه شوهر من به مواد مخدر اعتیاد دارد. قبل از ازدواج هم مصرف می‌کرد اما آن موقع می‌گفت به صورت تفریحی بعضی وقت‌ها مصرف می‌کند. پدر من هم این موضوع را می‌دانست، و من هم شنیده بودم. اما پدرم خودش سال‌هاست که اعتیاد دارد آن موقع گفت که مشکلی ندارد. گفت که درست می‌شود. واقعیتش من به هنگام ازدواج 30 سال  داشتم و خانواده‌ام اصرار کردند که قبول کنم. می‌گفتند که اگر شوهر نکنم ممکن است دیگر نتوانم ازدواج کنم و از این حرف‌ها. من هم برای فرار از فشار اجتماع و خانواده قبول کردم.

شوهرم اوایل خیلی کم‌مصرف می‌کرد و مشکلی نداشت اما رفته رفته اعتیادش شدیدتر شد و الان شیشه مصرف می‌کند. به ندرت به سر کار می‌رود. هر جا که می رود به دلیل تنبلی و نرفتن به سرکار اخراجش می‌کنند. خرج خانه را هم درست و حسابی نمی‌دهد و معمولا با صاحبخانه درگیر هستیم. من چند انگشتر و دستبند طلا داشتم که آنها را هم به زور از من گرفت و فروخت. توجهی به من و دخترم نمی کند.

من فکر نمی کنم شوهرم ترک کند خیلی از این جور آدمها دیده‌ام. به همین دلیل برای آینده دخترم نگرانم. می‌خواهم جدا شوم. گرچه هیچ منبع درآمدی ندارم و پدرم نیز چندان حمایت نمی‌کند. اما چاره‌ای ندارم.  لطفا مرا راهنمایی کنید. به کجا بروم؟ چطور باید طلاق بگیرم؟

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم! متاسفم از مشکل پیش آمده. متاسفانه اعتیاد در ایران به یک معظل اساسی تبدیل شده و بسیاری از طلاق‌ها به دلیل اعتیاد شوهر صورت می‌گیرد. به هر حال برای طلاق گرفتن ابتدا بهتر است با شوهرتان صحبت کنید تا راضی به طلاق توافقی شود. زیرا طلاق توافقی زودتر به نتیجه می رسد. اگر توافق نکرد باید به دادگاه خانواده‌ای که در حوزه آن اقامت دارید بروید. باید دادخواست تنظیم کنید و در دادخواست شرح دهید که به دلیل اعتیاد شوهرتان نمی‌توانید به زندگی مشترک ادامه دهید. بر اساس قانون مدنی ایران اعتیاد شوهر به مواد مخدر یکی از مصادیق عسر و حرج است. به هر حال دادگاه مساله را بررسی کرده و به احتمال زیاد حکم طلاق را صادر می‌کند.

پرسشگر: من هیچ درآمدی ندارم از طرف دیگر شوهرم نیز اموالی ندارد. بنابراین فکر می‌کنم که مطالبه مهریه بی‌فایده باشد. به نظرتان مهریه‌ام را مطالبه کنم؟

وکیل خانه امن: مطالبه مهریه ضرری ندارد هر چند در عمل شاید نتوانید به آن دست پیدا کنید. ممکن است در آینده شوهرتان صاحب اموالی شود یا ارث به ایشان برسد. بهتر است مهریه تان را مطالبه کنید. ممکن است شوهرتان شرط کند که در صورت بخشش مهریه حاضر به طلاق توافقی می‌شود. در این صورت اگر برای جدایی عجله داشته باشید می‌توانید نسبت به پیشنهاد ایشان فکر کنید. شما می‌توانید در حین دادخواست طلاق مهریه را نیز مطالبه کنید. [ درباره مهریه بیشتر بخوانید: مطالبه مهریه، مرور قوانین ایران]

پرسشگر: اگر جدا شوم خرج و مخارج بچه بر عهده چه کسی خواهد بود؟ ایا ممکن است حضانت دخترم را به شوهرم بدهند؟

وکیل خانه امن: نفقه اولاد بر عهده پدر است. اگر ایشان ندادند بر عهده جد پدری است. اگر جدا شوید، پدر دخترتان باید نفقه او را پرداخت کند.

در مورد حضانت عرض شود که تا 7 سالگی حضانت با مادر است پس از آن توسط دادگاه تعیین می‌شود. معمولا اگر پدر اعتیاد داشته باشد، حضانت فرزند را حتی پس از هفت سالگی بر عهده مادر می‌گذارند. [درباره حضانت بیشتر بخوانید: مسائل حقوقی حضانت فرزند پس از طلاق]

پرسشگر: اگر شوهرم راضی به طلاق توافی نشود چقدر طول می کشد تا حکم طلاق صادر شود؟

وکیل خانه امن: دقیقا نمی شود پیش‌بینی کرد. بستگی به شهر شما و حوزه قضایی دارد. اما ممکن است یک سال یا بیشتر طول بکشد.




رجوع شوهر در طلاق بر مبنای خشونت خانگی، ممکن یا غیرممکن؟


Photo: ia_64/bigstockphoto.com

موسی برزین – پژوهشگر حقوق

یکی از مهمترین راهکارها برای رهایی از خشونت خانگی، جدایی قربانی از مرتکب خشونت است. در حقوق تمامی کشورها جدایی زن و شوهر به عنوان یک راهکار برای خاتمه دادن به یک زندگی ناموفق و نامطلوب به رسمیت شناخته شده است. در حقوق ایران نیز در برخی موارد قربانی زن خشونت خانگی می‌تواند تقاضای طلاق دهد. یکی از این موارد عسر و حرج است.

بر اساس قانون مدنی ایران چنانچه در اثر رفتار شوهر وضعیتی برای زن به وجود آید که تحمل آن مشکل بوده و باعث مشقت و سختی شود، زن می‌تواند با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق کند. ماده 1130 قانون مدنی ایران عسر و حرج و بعضی از مصادیق آن را توضیح داده است. به عبارتی ماده 1130 و عسر و حرج مهمترین ابزار قانونی در دستان زنان قربانی خشونت خانگی برای طلاق است. معمولا به هنگامی که زن قربانی خشونت خانگی یک طرفه تقاضای طلاق می‌کند، شوهر به دلایلی راضی به جدا شدن نمی باشد. از طرف دیگر در برخی موارد شوهر حتی پس از طلاق و در مدت عده می‌تواند رجوع کرده و طلاق را بلااثر کند. حال سوال این است اگر حکم طلاق بر اساس عسر و حرج زن صادر شده باشد مرد می تواند در مدت عده رجوع کند؟ آیا منطقی است طلاقی که به دلیل خشونت خانگی علیه زن صورت گرفته باشد، توسط مردی که خود مرتکب خشونت شده است قابل ابطال باشد؟

طلاق رجعی و طلاق بائن

بر اساس یک تقسیم بندی کلی در حقوق ایران طلاق به دو قسمت کلی تقسیم می شود. طلاق رجعی و طلاق بائن. طلاق رجعی طلاقی است که مرد در مدت عده زن، حق رجوع دارد و طلاق بائن طلاقی است که حق رجوع برای مرد وجود ندارد. حق رجوع نیز به این معناست که مرد در مدت عده می‌تواند با گفتار و رفتار خود از طلاق صرف نظر کرده و به زندگی مشترک با زن ادامه دهد.

طلاق خلع و مبارات از جمله طلاق بائن محسوب می شود لذا برای مرد حق رجوع وجود ندارد.ماده 1144 و 1148 قانون مدنی صراحتا این را گفته است. همچنین قانون مدنی در ماده 1145 عنوان کرده است که: «در موارد ذيل طلاق بائن است : 1- طلاقيكه قبل از نزديكي واقع شود. 2- طلاق يائسه . 3- طلاق خلع و مبارات مادام كه زن رجوع بعوض نكرده باشد. 4- سومين طلاق كه بعد از سه وصلت متوالي بعمل آيد اعم از اينكه وصلت در نتيجه رجوع باشد يا در نتيجه نكاح جديد.»

حال با توجه به اینکه طلاق عسر و حرجی در ماده فوق ذکر نشده است، برخی‌ها معتقدند که این نوع طلاق رجعی بوده و مرد حق رجوع در دوران عده را دارد. برخی ها نیز با اعتقاد بر اینکه طلاق بر اساس عسر و حرج رجعی است اما حق رجوع برای مرد را به رسمیت نمی‌شناسند در مقابل برخی دیگر از حقوقدانان معتقدند طلاق بر اساس عسر و حرج از نوع بائن بوده و مطلقا حق رجوع برای مرد نیست. نتیجه این بحث بسیار مهم است. اگر بپذیریم که مرد در طلاق عسر و حرجی در مدت عده حق رجوع دارد با یک تعارضی مواجه خواهیم شد. زیرا زنی که برای رهایی از خشونت از دادگاه تقاضای طلاق داده است و قاضی حکم طلاق صادر کرده است، در معرض خطر ابطال جدایی خواهد بود زیرا مرد می‌تواند در مدت عده رجوع کرده و تلاش‌های زن را بلااثر کند. به عبارتی قانون از یک طرف اجازه طلاق برای زن قربانی خشونت خانگی داده اما از طرف دیگر برای مرد اختیار بلااثر کردن طلاق را به رسمیت شناخته است!

این موضوع در رویه قضایی نیز مورد اختلاف است. تا کنون آرا و احکام و نظریات متفاوتی در این مورد صادر شده است. (برای مطالعه بیشتر در این مورد رجوع کنید به: محمد علی انصاری پور و محمد حسن صادقی مقدم، نوع طلاق مبتنی بر عسر و حرج، مجله نامه مفید، شماره 67، سال 1387)

نظرات متفاوت

در کنار نظرات و احکامی که معتقد به رجعی بودن طلاق بر مبنای عسر و حرج هستند، نظراتی هم این نوع طلاق را بائن دانسته و حق رجوع برای مرد را به رسمیت نشناخته‌اند. کمسیون قوانین مدنی اداره حقوقی دادگستری در نظریه مشورتی شماره 697-7-29-3-69 در پاسخ به این سوال که «آیا در مواردی که زوجه ضمن مطالبه حقوق شرعی و قانونی به لحاظ عسر و حرج خویش از دادگاه تقاضای طلاق نماید و با امتناع زوج، حاکم زوجه را مطلقه کند، طلاق مزبور رجعی است؟ » می‌گوید: «احصا موارد طلاق بائن در ماده 1145 قانون مدنی با توجه به موارد عادی طلاق است که وفق موازین شرع و قانون مدنی اصولا در اختیار زوج است…بنابراین می‌توان گفت طلاق‌هایی که زوج با اختیار و حقی که دارد واقع می شود اصولا رجعی است و در ایام عده حق رجوع دارد به جز مواردی که تصریح به بائن بودن آن شده است و این امر منصرف از مواردی است که  به رغم اراده و خواست مرد، به حکم دادگاه طلاق واقع می شود. بنابراین با توجه به حکمتی که برای الزام شوهر به طلاق توسط دادگاه وجود دارد و ملاک موجود در روایات مربوط به اختیار حاکم در تفریق زوجین در مورد استنکاف شوهر از دادن نفقه و فتوای برخی مراجع به بائن بودن طلاق حاکم در مورد مزبور، به نظر کمسیون طلاقی که بر اجرای مواد 1129 و 1130 قانون مدنی به حکم دادگاه واقع می شود بائن محسوب است و زوج در ایام عده حق رجوع ندارد.» همچنین اداره حقوقی قوه قضائیه  در در نظریه شماره 2177/7 مورخ 4/6/1386  بیان کرده است که: «در صورتی که با احراز عسروحرج طلاق واقع شود، این طلاق بائن محسوب می‌گردد نه رجعی زیرا اگر طلاق رجعی باشد رافع عسروحرج زوجه نخواهد بود و بی‌نتیجه و عبث است بعضی از فقهای بزرگ معاصر مانند آیت‌الله خویی در منهاج‌الصالحین بدین‌گونه فتوا داده‌اند….»

رویه قضایی

به نظر می‌رسد در طلاقی که شوهر الزام به طلاق می شود حق رجوع وجود نداشته باشد زیرا وقتی دادگاه شوهر را الزام به طلاق می‌کند قائل بودن حق رجوع برای وی منطقی نیست. چگونه ممکن است دادگاه علی رغم عدم رضایت شوهر به جدایی، حکم طلاق را به دلیل رفتارهای خشونت آمیز وی صادر کند اما از طرف دیگر این شوهر بتواند با رجوع در زمان عده این حکم را بلااثر نماید! از طرف دیگر حکم طلاق به دلیل عسر و حرج زن صادر می شود چنانچه معتقد به رجعی بودن طلاق باشیم به راحتی ممکن است زن دوباره در حالت عسر و حرج قرار گیرد.  به هر حال در رویه قضایی نیز دادگاهها این طلاق را بائن محسوب می کنند تا به نوعی مرد نتواند در مدت عده به زن رجوع کرده و طلاق را ابطال کند. به این صورت که با بخشش اندکی از اموال زن به مرد از جمله بخشش قسمتی از مهریه، طلاق تبدیل به طلاق خلع می شود و در طلاق خلع نیز زن تا از این بخشش رجوع نکرده مرد نمی تواند در مدت عده از طلاق انصراف داده و به زن رجوع کند.




خشونت خانگی علیه کودکان: جدا کردن محل زندگی بدون طلاق


Photo: Anastasia_vish/bigstockphoto.com

موسی‌ برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسش: سلام! من 35 سال دارم و صاحب یک دختر 7 ساله و یک پسر سه ساله هستم. متاسفانه شوهر من رفتارهای نامتعادلی دارد. بعضی وقت‌ها به شدت عصبانی و خشمگین می‌شود و بعضی وقت‌ها بسیار مهربان می‌شود. شوهرم وقتی که عصبانی می‌شود کنترل خود را از دست می‌دهد. یا وسایل خانه را می‌شکند و یا به من و بچه‌ها حمله ور می‌شود. رفته رفته هم این مشکلش شدیدتر می‌شود.

یک بار با اصرار زیاد به دکتر مراجعه کردیم گفت که باید تحت درمان قرار گیرد اما شوهرم قبول نمی‌کند. چندین بار به بچه‌ها حمله کرده و آنها را کتک زده است. چند هفته قبل عصبانی شد و دفتر نقاشی دخترم را پاره کرد. دخترم چند ساعت گریه می‌کرد.  بعد از این کارها هم  به شدت پشیمان می‌شود. من نگران خودم نیستم بلکه نگران بچه‌ها هستم. همیشه می‌ترسم اتفاقی بیافتد و آسیبی به بچه‌هایم برسد.

واقعیتش من اوایل از شوهرم به دلیل رفتارش متنفر بودم و فکر می کردم باید جدا شوم اما متوجه شدم که این رفتار شوهرم اختیاری نیست بنابراین نمی‌خواهم از او جدا شوم اما فکر می‌کنم باید محل زندگی خودم و بچه‌ها را جدا کنم. چند وقت پیش این مساله را مطرح کردم اما موافقت نکرد و گفت که اجازه نمی‌دهد بچه ها را ببرم. گفت که می‌رود و شکایت می‌کند. می خواستم بدانم آیا من می‌توانم خانه را ترک کنم؟ آیا می‌توانم بچه ها را جای دیگری ببرم؟ آیا می‌توانم حضانت بچه‌ها را بگیرم؟ لطفا راهنمایی کنید. خیلی نگران بچه ها هستم.

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم. بر اساس قانون مدنی ایران زن باید در منزلی سکونت داشته باشد که شوهر تعیین می‌کند اما در بعضی موادر زن می‌تواند خانه مشترک را ترک کند. یکی از این موارد خوف ورود ضرر بدنی است. از آنجا که شوهر شما بر رفتار خود کنترل نداشته و چندین بار شما و بچه ها را مورد ضرب و شتم قرار داده می‌توانید خانه را ترک کرده و در محل دیگری ساکن شوید.

در این زمینه ماده 1115 قانون مدنی مقرر کرده است که: «اگر بودن زن با شوهر در يك منزل متضمن خوف ضرر بدني يا مالي يا شرافتي براي زن باشد زن مي‌تواند مسكن علي حده اختيار كند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محكمه حكم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام كه زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.» همانطور که می‌بینید قانون این اختیار را به زنانی که مورد خشونت قرار می‌گیرند داده است اما توجه کنید که اگر شوهرتان به دادگاه رفته و الزام به تمکین بخواهد این شما هستید که باید اثبات کنید رفتارهای شوهرتان نامتعادل است.

[درباره پیچ و تاپ‌های قانونی تمکین بیشتر بخوانید: الزام به تمکین و خشونت خانگی، قانون چه می‌گوید؟  ]

پرسش: در مورد بچه ها چطور؟ هدف اصلی من دور کردن بچه‌ها است. آیا می‌توانم بچه‌ها را جای دیگری ببرم؟

وکیل خانه امن: ولی قهری فرزندان پدرشان است، بنابراین برای اینکه فرزندان را جای دیگر ببرید لازم است توجیهی وجود داشته باشد. قانون مدنی ایران در برخی موارد پیش بینی کرده است که در صورت عدم مواظبت والدین یا ضرب و جرح توسط پدر و مادر دادگاه می‌تواند برای مصلحت طفل هر تصمیمی را که لازم بداند اتخاذ کند. [چگونه می شود ولی قهری را عزل کرد؟]

طبق ماده 1173 قانون مدنی ایران: « هر گاه در اثر عدم مواظبت يا انحطاط اخلاقي پدر يا مادري كه طفل تحت حضانت اوست, صحت جسماني و يا ترتيب اخلاقي طفل در معرض خطر باشد, محكمه مي‌تواند به تقاضاي اقرباي طفل يا تربيت اخلاقي طفل در معرض خطر باشد, محكمه مي تواند به تقاضاي اقرباي طفل و يا به تقاضاي قيم او يا به تقاضاي رئيس حوزه قضائي هر تصميمي را كه براي حضانت طفل مقتضي بداند, اتخاذ كند. موارد ذيل از مصاديق عدم مواظبت و يا انحطاط اخلاقي هر يك از والدين است :.. 3 – ابتلا به بيماريهاي رواني با تشخيص پزشكي قانوني… 5- تكرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف.»

همانطور که مشاهده می‌کنید در صورت بیماری روانی والدین یا ضرب و جرح مداوم، دادگاه می‌تواند صلاحیت والدین برای نگهداری از طفل را سلب کند. در این گونه موارد تصمیم‌گیری با دادگاه است. اگر بتوانید رفتارهای شوهرتان را در دادگاه اثبات کنید و در خطر بودن بچه‌ها را به دادگاه بقبولانید، به احتمال بسیار دادگاه حکم به جدا کردن محل زندگی کودکان می‌دهد.

توجه داشته باشید که بهترین روش توافق با همسرتان است. در صورتی که نتوانید توافق کنید باید رفتارهای نامتعارف و خشن همسرتان را اثبات کنید و این موضوع به هر حال مشکلات خاص خود را دارد.




قصاص در برابر دفاع، خشونت جنسی و مرزهای باریک قانون


Photo: Kasia Bialasiewicz/bigstockphoto.com

صبا امیدوار

«آنقدر با گلدان زدم توی سرش که دیگر نفس نکشید.» چادر آبی‌اش را جلو کشید، به حکم دادگاه ایستاد و داستان آن شب را گفت.

نمی‌دونم ساعت چند بود فقط احساس کردم دارم خفه می‌شم، چشم که باز کردم عمو حمید رو دیدم که افتاده روی من و دستش زیر لباسمه، تا دید بیدار شدم یه دستش رو گذاشت رو دهنم و با اون دستش اشاره کرد،هیسسسسسس!

نمی‌تونستم تکون بخورم ، داشتم خفه می‌شدم، ترسیده بودم فقط دستم رو بردم بالای سرم و با گلدون کوبیدم به سرش، آنقدر با گلدان زدم توی سرش که دیگر نفس نکشید. نمی خواستم بکشمش ولی ترسیده بودم.

راضیه 18 ساله زیر حکم اعدام. او در14 سالگی اعتراف کرد که «عمو حمید»، دوست پدرش، را با گلدان کشت.

خشونت‌های جنسی یکی از جرم‌های کثیرالوقوع

راضیه اولین و آخرین قربانی خشونت جنسی در ایران نیست. او متجاوز را کُشت، ولی آمار بالایی از زنان قربانی خشونت جنسی فقط راز این تجاوز را در دل خود می کُشند.

کارشناسان می‌گویند، گر چه خشونت‌های جنسی یکی از جرم‌های کثیرالوقوع است، ولی کمتر از آن سخن گفته می‌شود‌.

موسی برزین خلیفه لو وکیل و پژوهشگر حقوقی معتقد است: زنان از خشونت کمتر می‌گویند چون بیشتر از سوی دوستان یا در بین همسایگان خود خشونت، تجاوز و تعرض را تجربه می‌کنند.

به گفته این وکیل دادگستری، بافت فرهنگی جامعه و نگاه بدبینانه به زنانی که قربانی تجاوز قرار گرفته اند باعث می‌شود که تعداد قابل توجهی از زنان قربانی تجاوز خشونت جنسی علیه خود را بیان نکنند.

این پژوهشگر حقوقی فقدان باور به اجرای عدالت در مراجع قضایی و دشوار بودن اثبات تجاوز را از دیگر دلایل مخفی نگه داشتن تجاوز می‌داند، به خصوص اگر تجاوز از طرف یکی از اعضای خانواده اتفاق افتاده باشد.

به گفته موسی برزین، معمولا قربانی تجاوز عضو ضعیفتر، نسبت به مرتکب است، از این رو ترس از مرتکب، ترس از بی‌آبرو شدن‌، بیم از اینکه در صورت بیان مجبور به ترک خانه شود، و همچنین مورد قبول واقع نشدن ادعای قربانی، قربانی را از بیان تجاوز جنسی باز می‌دارد.

قصاص در برابر دفاع

«وقتی از حمام بیرون آمدم، بهزاد در اتاق بود، پا به فرار گذاشتم، اما در اتاق قفل بود در همین هنگام بهزاد از پشت سر، موهایم را کشید و روی تخت پرتم کرد من که کنترل خودم را از دست داده بودم با او درگیر شدم. من باید از خودم دفاع می‏کردم . آنقدر با چاقو به بدنش ضربه زدم که مُرد.»

این‌ها اعترا‌ف‌های افسانه نوروزی است زنی که هشت سال معلق میان آزادی و اعدام بود و البته در نهایت آزاد شد.

یکی از مشکلاتی که زنان در خشونت خانگی دارند، بحث دفاع از خودشان است.

اگر بکُشند، قاتلند، نکشند، قربانی خشونت. اما حکم آنها چیست؟

موسی برزین خلیفه لو وکیل و پژوهشگر حقوقی می‌گوید، بر اساس مواد 156 قانون جدید مجازات اسلامی اگر فعل مجرمانه در دفاع از خود باشد با وقوع شرایطی دفاع کننده مجازات نمی‌شود.

به گفته او، مهمترین شرط احراز دفاع مشروع این است که دفاع برای رفع خطر ضرورت داشته باشد.

دومین شرط اساسی این است که باید یک خوف عقلایی موجود باشد. ضرورت دفاع در برابر خطر شرط تعیین کننده در پرونده‌های مربوط به دفاع مشروع است.

این شرط در درون خود متناسب بودن دفاع با خطر را نیز دارد. در پرونده‌های مربوط به تجاوز جنسی اگر قربانی مدعی است برای دفاع از خود مرتکب قتل یا ضرب و جرح شده است باید احراز شود که یک تجاوز قریب‌الوقوعی در حال اتفاق بوده است، و بدون قتل متجاوز امکان دفع آن وجود نداشته است.

به عنوان مثال اگر فرار قربانی یا فریاد زدن وی می‌توانسته خطر را رفع کند و این امکان برای قربانی وجود داشته است، قربانی نمی‌تواند فردی که قصد تجاوز دارد را بکُشد.

خشونت جنسی جرمی علیه شرافت زنان

او را می فروخت، روزی سه بار، چهار بار هر چند بار که مشتری بود. یک شب قبل از آمدن آخرین مشتری اش چاقو را برداشت و به تعداد همه کسانی که شوهرش برای همخوابی برایش آورده بود به قلبش چاقو زد و شُمرد یک.. دو ..هجده… بیست….

موسی برزین خلیفه‌لو وکیل و پژوهشگر حقوقی با اشاره به قانون می‌گوید: در اکثر پرونده‌هایی که ادعای دفاع مشروع قربانی پذیرفته نمی‌شود، ضرورت یا تناسب دفاع با خطر محرز دانسته نمی‌شود.

چرا که  لازم است یک خطر قریب‌الوقوع وجود داشته باشد. به عنوان مثال چنانچه شوهری، زن خود را مجبور به تن فروشی می‌کند در صورتی این زن می‌تواند برای دفاع از خود مرتکب قتل شود که تجاوز قریب‌الوقوع باشد.

برای مثال اگر مردی به همسرش بگوید که فردا باید با یک مرد اجنبی همبستر شوی و وی را تحت فشار قرار دهد، این زن نمی‌تواند همسر خود را به قتل برساند و ادعا کند که برای دفاع از خود این کار را کرده است زیرا به هنگام قتل خطر تجاوز قریب‌الوقوعی وجود نداشته است.

 این پژوهشگر حقوقی می‌گوید، دفاع باید در برابر یک فعل مجرمانه باشد. به عنوان مثال اگر مردی بدون رضایت همسرش با او رابطه جنسی برقرار کند و یا حتی زن را مجبور به برقراری رابطه جنسی نامتعارف و خشن کند، از آنجا که این اعمال در حقوق ایران جرم‌انگاری نشده است، زن نمی‌تواند اقدام به ضرب و جرح یا قتل شوهر خود کند و ادعا کند که برای دفاع از تجاوز شوهر این کار را کرده است.

این در حالی است که در برخی از کشورها، بحث تجاوز جنسی از سوی شوهر به همسر مطرح است و به ‌عنوان یکی ازانواع خشونت شناخته می‌شود.

به گفته موسی برزین اثبات اینکه قتل یا دیگر اعمال مجرمانه در جهت دفاع مشروع بوده است با فردی است که ادعا می‌کند.

او می گوید، اگر زنی فردی را به قتل برساند و ادعا کند که برای دفاع از ناموس خود این کار را کرده است، این زن است که باید وجود خطر و دفاع در برابر آن را اثبات کند.

اما اگر اصل دفاع محرز باشد، یعنی مشخص باشد که زن برای دفاع از خود اقدام به قتل کرده است ولی در مورد شرایط دفاع شک و شبهه وجود داشته باشد و مهاجم یا اولیای دم ادعا بر عدم رعایت شرایط دفاع مشروع داشته باشند، این ادعا را باید ثابت کنند. در نهایت تشخیص اینکه مساله دفاع مشروع بوده است یا نه با قاضی یا قضات صادر کننده رای است.




ازدواج موقت مخفیانه، عدم ثبت ازدواج و موضوع فرزند: قانون چه می‌گوید؟


موسی‌ برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسش: دخترخاله من چهار سال پیش با یکی از آشنایان ازدواج کرد. سال قبل صاحب یک فرزند نیز شده است. اما چندهفته پیش یک اتفاق بدی افتاد. متوجه شدیم که شوهرش یک زن صیغه ای داشته است. بنابرگفته خودش وقتی که دختر خاله من باردار بوده است با یک زن به صورت موقت صیغه کرده است. اما مشکل اصلی این است که شوهر دختر خاله‌ام از این زن صیغه ای یک نوزاد دارد. ما به تازگی مساله را فهمیدیم. مثل اینکه آن زن صیغه‌ای گفته که من از بچه نگهداری نمی کنم و بچه را تحویل شوهر دخترخاله ام داده و فراری شده است. بعد ایشان این نوزاد را به پیش مادرش برده است و مساله را به او گفته است.

 به هر حال ابتدا سعی کرده‌اند مساله مخفی بماند اما به هر طریقی روشن شده است. دخترخاله‌ام به خانه پدرش رفته است. به هر حال ریش سفیدها را واسطه کردند و شوهر دخترخاله ام گفته است که اشتباه کرده و پشیمان است. در نهایت دخترخاله ام را راضی کرده اند که برگردد اما هنوز برنگشته است. اما شوهر می گوید که بچه را هم می خواهد پیش خودش نگه دارد و دختر خاله ام را تحت فشار گذاشته است که باید از آن بچه نیز نگهداری کند. من با دخترخاله ام هم سن هستم و چند سال همکلاسی بودم. خیلی برایش ناراحت هستم. خودش می گوید قصد جدایی دارد اما خانواده اش نمی گذارند. خیلی تحت فشار است. من می خواستم بپرسم آیا شوهر می تواند دخترخاله ام را مجبور کند که از بچه دیگری نگهداری کند؟ آیا دخترخاله ام می تواند طلاق بگیرد؟

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم! خدممتان عرض شود که دختر خاله شما صرفا موظف به نگهداری از فرزند خودش است و هیچ وظیفه ای در قبال فردی که عضو خانواده اش نیست ندارد. بنابراین هیچ فردی نمی تواند او را مجبور به نگهداری از فرزند شوهرش کند. در مورد طلاق نیز خدمتتان عرض شود که بر اساس قانون مدنی به هنگامی که وضعیت عسر و حرج برای زن پیش آید، زن می تواند با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق نماید. یکی از موارد عسر و حرج ازدواج مجدد مرد است. البته لازم به ذکر است در قباله های ازدواج یک شرطی وجود دارد مبنی بر اینکه اگر مرد بدون اجازه همسر ازدواج مجدد کند زن می تواند به وکالت از مرد خود را طلاق دهد. یعنی در این صورت جدایی بسیار آسان خواهد بود. اما چنانچه مدت عقد موقت به پایان رسیده باشد نمی توان از این حق استفاده کرد. بنابراین اگر همچنان عقد موقت شوهر دختر خاله تان پابرجا باشد، بهترین روش استفاده از حق وکالت مندرج در سند ازدواج است اما اگر مدت عقد به پایان رسیده باشد یا باید به صورت توافقی جدا شوند و یا اینکه خانم به دادگاه خانواده مراجعه کرده و به استناد به عسر و حرج تقاضای صدور حکم طلاق نماید

پرسشگر: آیا این کار شوهر دختر خاله ام جرم نیست؟

وکیل خانه امن: بر اساس قانون حمایت خانواده مصوب 1353 ازدواج مجدد مرد باید با رضایت همسر اول و یا حکم دادگاه باشد. اما اگر مردی بدون رضایت ازدواج مجدد کند، همسرش صرفا حق جدایی دارد و از بابت ازدواج مجدد بدون رضایت همسر اول نمی توان شکایت نمود اما عدم ثبت ازدواج جرم بوده و مجازات دارد. بر اساس ماده 49 قانون حمایت خانواده جدید، عدم ثبت واقعه اردواج موقت از طرف مرد،  در مواردی که ثبت آن الزامی است جرم می باشد. در قانون حمایت خانواده جدید ذکر شده است که در ازدواج موقت در صورت بارداری زن، مرد موظف به ثبت آن است. حال چون همسر موقت شوهر دخترخاله شما باردار شده بود پس شوهر موظف به ثبت بوده است. به احتمال بسیار ایشان این ازدواج را ثبت نکرده است. از این بابت می توان شکایت کیفری نمود. مجازات عدم ثبت واقعه ازدواج، حبس تعزیری درجه هفت یعنی نود و یک روز تا شش ماه حبس یا جزای نقدی درجه پنج یعنی هشتاد تا صدو هشتاد ملیون ریال جزای نقدی است.

پاسخ سوالات دیگر را بخوانید:

الزام به تمکین و خشونت خانگی، قانون چه می‌گوید؟  

طلاق توافقی و طلاق یک طرفه، قانون چه می‌گوید؟

ازدواج مجدد شوهر به دلیل بیماری ام‌اس زن




قربانیان خشونت خانگی به مشاوره حقوقی نیاز دارند


 Photo: Gajus/Bigstockphoto.com

موسی برزین – پژوهشگر حقوقی

مراجعه به دادگاه و طرح دعوی و پیگیری پرونده یا دفاع و به طور کلی هر اقدام قضایی امری است که نیازمند اطلاعات حقوقی است. پیچیده بودن قوانین و فقدان رویه واحد قضایی در محاکم دادگستری، نیاز به داشتن اطلاعات حقوقی را بیشتر می‌کند. پرونده‌های مربوط به خشونت خانگی نیز از این قاعده مستثنی نیست. از آنجا که در حقوق ایران تدابیر کافی برای برخورد با خشونت خانگی پیش‌بینی نشده است، و در برخی موارد خشونت‌گر می‌تواند با توسل به قوانین ناکارآمد و ناقص از زیر بار رفتار خشونت آمیز خود شانه خالی کند، ضروری است برای طرح دعوی نسبت به خشونت خانگی از اطلاعات و دانش لازم حقوقی برخوردار بود.

در حقوق ایران قوانین و مقرراتی وجود دارند که به نوعی امکان اعمال خشونت علیه زنان در خانواده را فراهم می کنند. از طرف دیگر رویه قضائی حاکم بر دادگاه‌های ایران به نوعی است که در دعاوی خانوادگی سختگیری کرده و در مواردی که زن خواهان طلاق است موانع و محدودیت‌هایی ایجاد می‌کند.

میزان تماس‌ها با مرکز مشاوره خانه امن نشان می‌دهد که بسیاری از قربانیان خشونت خانگی از اینکه چگونه در دادگستری اقدام به طرح دعوی کنند و چگونه در برابر مرتکب خشونت خانگی دفاع حقوقی کنند، اطلاعات مناسبی ندارند.

در سیستم رسانه‌ای در ایران نیز برنامه‌های آموزشی در این مورد وجود ندارد. قوه قضائیه نیز در ارائه مشاوره به قربانیان خشونت خانگی اقدامات کافی و لازم را انجام نداده است. به عبارتی فقدان قوانین مستحکم و روشن از یک طرف و نبود سازو کارهای مشاوره ای از طرف دیگر، قربانیان خشونت خانگی را از پیگیری قضایی مساله ناامید می‌کند.

تجربه مشاوره حقوقی خانه امن

تعداد قابل توجهی از قربانیان خشونت خانگی که با مرکز مشاوره خانه امن تماس می‌گیرند از اینکه نتوانند در دادگستری اقامه دعوی کنند نگران هستند. این قربانیان پیچیده بودن فرآیند دادرسی، و نداشتن اطلاعات حقوقی را دلیلی برای عدم مراجعه به دادگاه می‌دانند. از آنجا که استفاده از وکیل دادگستری نیز متضمن صرف هزینه است، معمولا قربانیان خشونت خانگی به دنبال وکیل نمی‌روند. بیشتر قربانیان خشونت خانگی به دلیل عدم استقلال مالی و نداشتن درآمد توان اخذ وکیل را ندارند.

از همین رو ضروری است ساز و کاری پیش‌بینی شود که اولا قربانیان خشونت خانگی بتوانند به راحتی و به صورت رایگان به مشاوره حقوقی دسترسی داشته باشند و در مرحله بعد در صورت ضرورت بتوانند از خدمات وکیل معاضدتی بهره‌مند شوند. گرچه در دادگستری‌ها و کانونهای وکلا واحد مشاوره حقوقی وجود دارد و تعدادی از وکلا به صورت رایگان مشاوره می دهند. اما، با توجه به کثرت مراجعه کنندگان و کمبود مشاوره دهندگان، در عمل تا حد قابل توجهی قربانیان خشونت خانگی نمی‌توانند از این مشاوره ها بهره‌مند شوند. ضروری است قوه قضائیه اهتمام ویژه‌ای به این مساله نموده و با همکاری کانون‌های وکلا مراکز مشاوره ویژه‌ای برای اراده خدمات حقوقی به قربانیان خشونت خانگی ایجاد کند. همچنین لازم است در صورت ضرورت نسبت به تعیین وکیل معاضدتی اقدامات لازم انجام شود.

وکیل معاضدتی: راهکاری که در عمل وجود ندارد

هم اکنون در حقوق ایران تدابیری برای استفاده از وکیل معاضدتی در مواردی که فرد فاقد تمکن مالی است و حضور وکیل ضرورت داشته باشد پیش بینی شده است. ماده 347 قانون آیین دادرسی کیفری: « متهم می‌تواند تا پایان اولین جلسه رسیدگی از دادگاه تقاضا کند وکیلی برای او تعیین شود. دادگاه در صورت احراز عدم تمکن متقاضی، از بین وکلای حوزه قضائی و در صورت عدم امکان از نزدیکترین حوزه قضائی، برای متهم، وکیل تعیین مینماید. در صورتی که وکیل درخواست حق‌‏الوکاله کند، دادگاه حق‌‏الوکاله او را متناسب با اقدامات انجام شده، تعیین می‌کند که در هر حال میزان حق‏الوکاله نباید از تعرفه قانونی تجاوز کند. حق‌‏الوکاله از محل اعتبارات قوه قضائیه پرداخت میشود. تبصره – هرگاه دادگاه حضور و دفاع وکیل را برای شخص بزه‏دیده فاقد تمکن مالی ضروری بداند، طبق مفاد این ماده اقدام می‌کند.» همچنین قسمت دوم ماده 5 قانون حمایت خانواده مصوب 1392 نیز بیان داشته است که در صورت ضرورت حضور وکیل و عدم تمکن مالی، دادگاه برای فرد وکیل معاضدتی تعیین می‌کند.

با وجود چنین مقرراتی در قوانین ایران، در عمل وکیل معاضدتی برای قربانیان خشونت خانگی تعیین نمی‌شود. در حقوق ایران حضور وکیل در برخی جرایم سنگین از جمله قتل الزامی است اما در بسیاری از جرایم و همچنین دعاوی مدنی حضور وکیل الزامی نیست. اکثریت قریب به اتفاق پرونده‌های خشونت خانگی از مواردی است که قانونا حضور وکیل در آنها الزامی نیست. از طرف دیگر با توجه به این که قضات و سیستم قضایی ایران معمولا تمایلی به حضور وکیل در پرونده‌ها را ندارد و از طرف دیگر انتخاب وکیل معاضدتی مستلزم انجام نامه نگاری و بعضا هزینه است، از انتخاب وکیل معاضدتی توسط دادگاه‌ها در عمل اجتناب می شود.

ممنوعیت حضور وکیل در دعاوی مربوط به طلاق؟

به تازگی یکی از مقامات قوه قضائیه در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم از احتمال ممنوعیت ورود وکلا در دعاوی طلاق سخن گفته است. این مقام قضایی گفته: برخی وکلا زوجین را به طلاق تشویق می‌کنند. به عبارتی عدم الزام قانونی حضور وکیل در دعاوی خشونت خانگی و فقدان اراده و تمایل سیستم قضایی برای ورود وکلا به پرونده های قضایی  در عمل مواد مذکور را بلااثر کرده است. حال با این وصف قربانیان خشونت خانگی که معمولا زنان یا کودکانی هستند که استقلال مالی ندارند، نمی‌توانند نسبت به اخذ وکیل و با دانش و اطلاعات کافی نسبت به طرح دعوی یا دفاع حقوقی از خود اقدام کنند.

از طرف دیگر از آنجا که قوه قضائیه در پرداخت حق الوکاله وکلای معاضدتی سهل‌انگاری کرده و میزان حق الوکاله در موارد نادری که پرداخت می شود بسیار ناچیز است، در بیشتر موارد وکیل معاضدتی آنگونه که لازم است پیگیر پرونده نمی شود. در برخی موارد مشاهده شده است که قربانی خشونت خانگی به دلیل عدم اطلاع از مسائل حقوقی نه تنها اینکه در پرونده موفق نشده است بلکه رای به نفع مرتکب خشونت خانگی صادر شده است.

برخی قربانیان خشونت خانگی پس از مراجعه به دادگستری به دلیل سختی پیگیری پرونده از ادامه کار دلسرد می‌شوند و پرونده را پیگیری نمی‌کنند. بدون شک قربانی خشونگی اگر خود اطلاعات حقوقی لازم را نداشته و نتواند از خدمات وکیل استفاده کند، نمی تواند به نتیجه مطلوب دست پیدا کند. از این رو ضروری است مقرراتی تنظیم شوند که قربانیان خشونت خانگی بتوانند به صورت رایگان از خدمات وکلا بهره‌مند شوند. حضور وکیل در مقام دفاع از قربانی خشونت خانگی می‌تواند از انحراف مسیر پرونده جلوگیری کرده و در سریع‌ترین زمان ممکن حقوق قربانی را تامین کند.

پاسخ‌های وکیل خانه امن به پرسش‌های حقوقی‌ را بخوانید و یا با خط مشاوره حقوقی خانه امن تماس بگیرید.