صفحه اصلی  »  موسی برزین خلیفه لو
image_pdfimage_print
فروردین
۱۰
در صورت سکونت در مسکن نامناسب، زن می تواند تمکین نکند  
خشونت خانگی و قانون
۰
, , , , , , , , , , , ,
Refusing, stop violence against women. A young girl with her hand away and rejects violence of someone. Tears and crying. Black background. Focus on the face.
image_pdfimage_print

موسی برزین خلیفه لو – پژوهشگر حقوق

گرچه خشونت خانگی از لحاظ مفهومی کما بیش روشن بوده و به هزر رفتار خشونت آمیز یک عضو علیه عضو دیگر خانواده اطلاق می شود، اما مصادیق خشونت خانگی نسبت به هر جامعه ای ممکن است متفاوت باشد. وجود برخی آداب و رسوم و باورهای مذهبی و یا فرهنگ حاکم بر افراد می تواند مصادیق و موارد متعددی از خشونت خانگی را به وجود آورد. یکی از مسائلی که در جامعه ایران از قدیم الایام رواج داشته است، زندگی با خانواده شوهر یا زن در یک محل است. گرچه این امر رفته رفته بسیار کم رنگ شده و هم اکنون بیشتر زوج ها تمایل به زندگی مستقل دارند، اما بازهم شاهد اختلاف در مورد زندگی با خانواده همسر هستیم. در برخی موارد به دلیل فقدان شرایط مالی مناسب زن و شوهر پس از ازدواج مجبور به اقامت در خانه خانواده خود می شوند در برخی موادر نیز فرد به دلیل سالخوردگی والدین خود، آنها را در خانه خود سکونت می دهد. در هر دو مورد استقلال محل سکونت خدشه دار می شود.

زندگی با مادر و پدر شوهر یکی از مواردی است که معمولا باعث بروز اختلاف بین زن و شوهر ها می شود. بعضا مشاهده می شود که برخی از مردان، همسر خود را مجبور به نگهداری از پدر و مادر خود می کنند در حالی که همسر راضی به زندگی کردن در کنار آنان نیست. همین امر باعث بروز تشتت در خانواده و بعضا خشونت خانگی می شود. برخی از مراجعه کنندگان به خانه امن چنین مشکلی را داشته اند. به عنوان مثال خانمی با مرکز مشاوره خانه امن تماس گرفته و اظهار می کرد که شوهرش مادر ۷۰ ساله خود را به خانه آنان آورده است. این شوهر همسر خود را مجبور به نگهداری از مادر شوهر می کرده است. علاوه بر آن افرادی که به دیدار مادر سالخورده می آمده اند زحمات مضاعفی برای وی ایجاد کرده بودند. همین مساله سبب بروز اختلاف بین ایشان و همسرش شده بود. این زن و شوهر در نهایت نتوانسته بودند به توافق برسند و زن خانه را ترک کرده بود.

شاید بتوان تعداد زیادی از این گونه موارد را ذکر کرد اما سوال مهم در این موارد این است که از لحاظ حقوقی آیا زن یا مرد می تواند خانواده خود را به صورت دائم در خانه سکونت داده و همسر خود را موظف به نگهداری از آنان کند؟ و یا اینکه آیا زن موظف به سکونت در منزل خانواده مرد است؟

بر اساس قوانین ایران حق انتخاب مسکن بر عهده شوهر است اما این بدان معنا نیست که شوهر بتواند بدون توجه به وضعیت زن، وی را مجبور به سکونت در هر خانه ای که خود صلاح بداند کند. یعنی اینکه در انتخاب مسکن توسط شوهر، لازم است شان و موقعیت اجتماعی وی در نظر گرفته شود. این بدان معنی است که مرد گرچه حق انتخاب مسکن را دارد اما نمی تواند مسکنی انتخاب کند که آشکارا با شان و منزلت زن در تعارض باشد. شان و موقعیت اجتماعی نیز بر اساس زندگی قبل از ازدواج زن و یا وضعیت زندگی اقربای نزدیک زن تعیین می شود. موقعیت مالی زن، شغل وی، موقعیت اجتماعی پدر و مادر وی و مسائلی از این قبیل، موقعیت اجتماعی زن را تعیین می کند. به عبارتی مرد باید با رجوع به عرف، مسکن مناسبی با وضعیت زن تهیه کند. البته این بدان معنا نیست که مرد موظف به تهیه مسکنی کاملا برابر یا برتر از مسکن قبل از ازدواج زن است بلکه لازم است نزدیک به آن باشد. از ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی این مساله به خوبی قابل برداشت است. بر اساس این ماده: «نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن ، البسه ، غذا ، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض» همانطور که از متن ماده پیداست قانونگذار تهیه مسکن متعارف و متناسب با وضعیت زن را مد نظر قرار داده و آن را از وظایف مرد دانسته است. بنابراین اگر زندگی در خانه خانواده شوهر متعارض با شان زن باشد می تواند از آن امتناع کند.  زن در صورت عدم تهیه مسکن مناسب می تواند به دادگاه رجوع کرده و بخواهد که شوهرش را ملزم به تعیین مسکن مناسب کند. ضمانت اجرای دیگر این است که اگر سکونت در مسکن نامناسب، خطر ضرر شرافتی به زن را ایجاد کند، وی می تواند زندگی مشترک را ترک کرده و تمکین نکند. بر طبق ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی ایران: «اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند مسکن علی حده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.»  بنابراین دو ضمانت اجرا در این مورد وجود دارد یکی مراجعه به دادگاه و الزام شوهر و دومی عدم تمکین.

اما در فرضی که شوهر خانواده خود را در منزل خود سکونت دائم می دهد تا از آنان نگهداری کند در این مورد  قوانین ساکت هستند فقط در قانون مدنی ذکر شده است که نفقه پدر و مادر بر عهده اولاد است. شاید از این مقرره بتوان استنباط کرد که نگهداری از پدر و مادر سالخورده و ناتوان نیز بر عهده اولاد است. اگر از لحاظ اخلاقی هم به مساله نگاه شود، می توان گفت فرزندان موظف به تامین مخارج زندگی والدین خود و مکلف به نگهداری از آنان هستند. قطعا چه از لحاظ حقوقی و چه از لحاظ اخلاقی نمی توان فرزندی را هر چند متاهل از زندگی در کنار پدر و مادر خود بازداشته و مانع نگهداری کردن از آنان شد. اما در برخی موارد این حق و وظیفه با حقوق دیگری تعارض پیدا می کند. فرزندی خواهان نگهداری از پدر و مادر ناتوان خود د از طرف دیگر همسر رضایتی به زندگی با خانواده همسرش را نداشته و تمایلی به نگهداری از آنها ندارد. بنابراین در این مواقع از یک طرف شوهر موظف به تهیه مسکن مناسب و مستقل برای زن است از طرف دیگر لازم است از والدین خود نگهداری کند. قطعا الزام به نگهداری از والدین توسط همسر معارض با قوانین است اما زندگی با پدر و مادر حقی قانونی است .

اسفند
۳۰
خشونت‌های پنهان اما خطرناک، دور از دید قانون
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , ,
equality in a blue and pink paper in a corkboard
image_pdfimage_print

Photo: pedrosala/bigstockphoto.com

موسی برزین خلیفه لو- پژوهشگر حقوق

وقتی صحبت از خشونت خانگی می شود شاید کتک زدن و ایراد جراحت و یا توهین و تحقیر و یا بیرون کردن از خانه  در ذهن بسیاری بیایید. خشونت جسمی یا کلامی از آنجا که روشن ترین و ملموس ترین نوع خشونت است، بیشتر از دیگر انواع آن مدنظر قرار می گیرد. اما در این میان انواعی از خشونت وجود دارند که قابل لمس و مشاهده مستقیم نیست. چه بسا این نوع از خشونت بسیار خطرناک ‌تر از خشونت‌های قابل لمس باشد. این نوع خشونت‌ها خاموش و بی صدا بوده و بسیاری متوجه آن نمی شوند. حتی خود قربانی نیز ممکن است سال‌ها درگیر آن بوده باشد بدون اینکه متوجه شود. خاصیت این خشونت‌ها به گونه ای است که لمس نشده و در مدت طولانی اعمال می شوند و شخصیت و کرامت قربانی را هدف می گیرند.

جلوگیری از رشد شخصیت، منزوی کردن، کنترل نامتعارف، تحمیل شرایط روحی و روانی آزاردهنده، تحمیل روابط یا موقعیت اجتماعی خاص، جلوگیری از استقلال فکری و رفتاری، تضعیف اراده، ایجاد احساساتی همچون ترس و دلهره و مواردی از این قبیل از جمله خشونت‌های خاموش هستند. خشونت گر این نوع از خشونت‌ها ممکن است فردی متمدن، روشن فکر، فداکار و دارای خصوصیات اخلاقی خوب به نظر برسد و مورد تایید همگان نیز باشد اما در باطن دانسته یا نداسنته بر قربانی مسلط شده و اراده وی را مخدوش کند. به عبارتی ویژگی اساسی این نوع خشونت ملموس نبودن آن و تخریب تدریجی ارداه قربانی است.

از آنجا که در قوانین ایران و جامعه ایرانی بیشتر خشونت‌های فیزیکی و کلامی مورد توجه قرار گرفته است، خشونت‌هایی از این دست در اغلب موارد گزارش نمی شوند، و بدان‌ها توجهی نمی شود. با این وجود برخی از مراجعه کنندگان به مرکز مشاوره خانه امن از خشونت‌های غیر فیزیکی و غیر کلامی سخن گفته اند.

تنها یک نمونه

در یک مورد خانمی که از زندگی مشترک اش بیست سال گذشته بود، به همراه خواهرش با مرکز مشاوره خانه امن تماس گرفت و از آزارهای روانی و اجتماعی شوهر خود شکایت داشت.  او می‌گفت که همه اقوامش در شهرستان دیگری ساکن هستند و از آنجا که در شهری زندگی می کند که بستگان شوهرش بیشتر در آنجا سکونت دارند. از ابتدای امر ارتباط ایشان با اقوام بسیار محدود شده است و با توجه به عدم توجه شوهر به این مساله و تمایل نداشتن به رفت و آمد با خویشاوندان زن،  خانم هر از چندگاهی توانسته است پدر و مادر خود را ملاقات کند. همچنین این خام به دلیل ازدواج در سن ۱۷ سالگی و بچه دار شدن در سنین پایین  نتوانسته است تحصیل کرده یا فعالیت اقتصادی داشته باشد. شوهر این خانم منش اجتماعی و اعتقاد و اندیشه خود را به خانم تحمیل کرده است. الزام به انجام امورات مذهبی و اعتقادی، الزام به رفت و آمد به مراسم های مشخص آیینی از جمله اقدامات شوهر بوده است. این خانم علی رغم میل خود مجبور به استفاده از چادر شده است. ایشان اظهار می کرد که شوهرش مطلقا در تصمیم گیری‌های مشترک از جمله انتخاب مسکن، خرید وسایل خانه یا ماشین، خرید لوازم مورد نیاز برای فرزندان، رفت و آمد و غیره صرفا نظرات خود را اعمال داشته است و حتی وی را از دخالت در کوچکترین مسائل بازداشته است. شوهر این خانم دائما با استهزا و تحقیر و بی توجهی نوعی دلهره و ترس در خانم ایجاد کرده است به طوری که بر اساس اظهارات خواهر وی، ایشان حتی از بیان نظر خود و صحبت کردن در مراسمها و مهمانی ها اکراه داشته است. فرزندان این زن نیز با تاسی از رفتار پدر، مادر خود را فردی کم رو و با اراده ضعیف تلقی کرده و اجازه کوچکترین دخالت  در امورات زندگی شان را نمی دهند. به هر حال اراده این خانم تضعیف شده و رفتار شوهرش وی را از رشد اجتماعی بازداشته است. ایشان بسیار سرخورده شده و دائما در حالت ترس و دلهره بود.

سوال اساسی که در مورد این نوع از خشونت‌های خانگی به ذهن می رسد این است که چه راهکارهایی برای مبارزه با آن وجود دارد؟ آیا قوانین باید برای برچیده شدن این مساله تدابیری را پیش بینی کنند؟

مقابله با این نوع از خشونت نیز مانند انواع دیگر آن نیازمند برنامه های بلند مدت اجتماعی و آموزشی -تحصیلی است. اما در این میان باید دید که حقوق چه اقداماتی می تواند انجام دهد. گرچه ورود قوانین و مقررات به کلیه امورات زندگی مشترک نه امکانپذیر بوده و نه مفید است، لکن وجود تضمینات مدنی برای جلوگیری از این نوع خشونت و رهایی قربانی مفید به نظر می رسد. بر اساس قانون مدنی ایران زوجین موظف به حسن معاشرت با یکدیگر هستند. علی رغم ذکر این مساله در قانون، اما اینکه چه عملی سوء معاشرت و بدرفتاری است مورد اشاره قانونگذار قرار نگرفته است به همین دلیل الزام به حسن معاشرت در حقوق ایران در اغلب موارد نوعی توصیه اخلاقی است به همین دلیل از لحاظ حقوقی دقیقا نمی توان گفت که خشونت‌های موضوع بحث حاضر سوء معاشرت هستند یا نه.

عسر و حرج 

قانون مدنی همچنین در ماده ۱۱۳۰ بیان کرده است که : « در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند، چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود، دادگاه می تواند زوج را اجبار به طلاق کند و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود.»

«عسر و حرج  موضوع این ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد…» قطعا بسیاری از خشونت‌های موضوع بحث ما زن را در وضعیت مشقت و سختی قرار می دهد اما از آنجا که محاکم ایران عسر و حرج را بسیار محدود تفسیر کرده و رویه قضائی در مواقعی که زن تقاضای طلاق می دهد بسیار سختگیری می کند.

در عمل بسیاری از خشونت‌های موضوع بحث مورد توجه محاکم قرار نگرفته و از قربانی حمایت های لازم به عمل نمی آید. از طرف دیگر اثبات خشونتهای غیر ملموس روانی امری بسیار مشکل است. اینکه فردی از رشد اجتماعی و شخصیتی همسر خود جلوگیری کرده و اراده وی را تضعیف نموده است به سختی قابل اثبات است. از همین رو قربانیان این گونه از خشونت‌ها  به حال خود رها شده و در بسیاری از موارد وجود خشونت انکار می شود. به نظر می رسد لازم است قوانین، تدابیر حمایتی و بازپرورانه برای قربانیان این نوع از خشونتها پیش بینی کرده و چاره ای برای رهایی قربانی از موقعیت خشونت بار بیاندیشند.

اسفند
۱۲
راهکار حقوقی ابطال ازدواج کودکان
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , ,
Very young bride. Wedding white dress. Luxury veil. Flower red rose. Background black. Bride sad. A minor child. The concept of the wedding teens
image_pdfimage_print

موسی برزین خلیفه لو – پژوهشگر حقوق

رئیس انجمن حمایت از کودکان در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا گفته است: ۱۷ درصد از ازدواج‌های ثبت شده در ایران زیر سن ۱۸ سال انجام می‌شود و این زنگ خطری است برای جامعه. بر اساس گزارش رادیو زمانه نیز «آمارهای سازمان ثبت احوال کشور نشان می‌دهد که از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۳، نزدیک به ۴۲۰هزار دختر زیر ۱۵سال در ایران ازدواج کرده‌اند. همچنین بر اساس آخرین آماری که یونیسف در اواخر سال گذشته میلادی منتشر کرد، ۱۷درصد از دختران ایرانی زیر سن ۱۸سال و سه درصد نیز زیر ۱۵سال ازدواج می‌کنند.»
گرچه آمار دقیق و رسمی از ازدواج کودکان در ایران منتشر نشده است اما آمارهای غیر رسمی حکایت از وجود معضلی اجتماعی در این زمینه دارد. بدون شک ازدواج در سنین پایین تبعاتی برای فرد و جامعه دارد، از جمله اینکه کودکی که ازدواج کرده است از رشد و تعالی بازمانده و درگیر تکالیف و مسئولیت‌های زناشویی می‌شود.

دلایل قانونی
در مورد دلایلی این پدیده نظرات مختلفی وجود دارد اما شکی نیست که ضعف قوانین از اصلی‌ترین دلایل این پدیده است. بر اساس ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی ایران: «عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر ‌قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت ‌مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.» بنابراین قانون اجازه داده است که دختران پس از ۱۳ سالگی بتوانند ازدواج کنند و زیر ۱۳ سالگی نیز در شرایطی امکان ازدواج برای آن‌ها وجود دارد در حالی که بر اساس کنوانسیون بین‌المللی حقوق کودک افراد زیر ۱۸ سال کودک محسوب می‌شوند.
به راحتی می‌توان گفت که اغلب افرادی که در سنین کودکی ازدواج می‌کنند درک کافی از امر ازدواج و تکالیف و مسئولیتهای آن نداشته و بیشتر با تصمیم و فشار اطرافیان این ازدواج‌ها صورت می‌گیرد. به عبارتی کودک رضایت واقعی در ازدواج نداشته و فشار خانواده همچون پدر باعث تن دادن به ازدواج می‌شود. چه بسا این کودک، بعد‌ها متوجه این امر شده و تمایلی به ادامه زندگی نداشته باشد. در این هنگام این سوال حقوقی به ذهن می‌رسد که آیا رضایت کودک به ازدواج اعتبار قانونی دارد؟ آیا کودک پس از بزرگسال شدن می‌تواند ادعا کند که ازدواجش با فشار اطرافیان بوده و رضایتی به آن نداشته است؟ آیا وی می‌تواند چنین ازدواجی را باطل کند؟ در صورت مثبت بودن جواب تبعات حقوقی آنچه خواهد بود؟

شرط رضایت
بر اساس یک اصل مسلم حقوقی، هر نوع قرارداد و عقدی باید با رضایت واقعی طرفین محقق شود. یعنی بدون رضایت طرفین عقد، آن عقد اعتبار لازم را نداشته و باطل ویا غیر نافذ است. این قاعده نسبت به تمامی عقود صادق است. در عقد ازدواج نیز وجود رضایت زن و مرد از جمله اصلیترین شرط صحت عقد نکاح است. بر اساس ماده ۱۰۷۰ قانون مدنی ایران: «رضای زوجین شرط نفوذ عقداست وهرگاه مکره بعد از زوال کره عقد را اجازه کند نافذ است مگراین‌که اکراه به درجه‌ای بوده که عاقد فاقد قصد باشد.» همانطور که از ماده پیداست چنانچه نوعی اجبار و اکراه سبب رضایت به ازدواج شده باشد آن ازدواج نافذ نیست. بدین معنا که پس از رفع اجبار، شخصی که بدون رضایت ازدواج کرده می‌تواند ازدواج را باطل کرده و یا با تنفیذ آن ادامه دهد زیرا این خود ازدواج کننده نبوده که در مورد ازدواج تصمیم گرفته است بلکه افراد دیگر از طرف او در این مورد تصمیم گیری کرده‌اند.

در مورد اکراه در عقود ماده ۲۰۲ قانون مدنی بیان داشته است که: «اکراه به اعمالی حاصل می‌شود که موثر در شخص باشعوری بوده و او را نسبت بجان یا مال یا آبروی خود تهدید کند بنحوی که عادتا قابل تحمل نباشد. درمورد اعمال اکراه آمیز سن و شخصیت و اخلاق و مرد یازن بودن شخص باید درنظرگرفته شود.» بر اساس این ماده می‌توان گفت چنانچه کودک از طرف اطرافیان خود با فشار بدون اینکه رضایت داشته باشد و یا ماهیت رضایت و ازدواج را درک کند، ازدواج کند این ازدواج غیر نافذ خواهد بود و این کودک پس از درک موضوع می‌تواند نسبت به ابطال آن اقدام کند. شکی نیست که اغلب کودکانی که ازدواج می‌کنند به خصوص کودکان دختر، رضایت حقیقی نسبت به نکاح ندارند.

چطور ازدواج باطل می‌شود؟
در مورد ابطال ازدواج کودک به دلیل عدم رضایت نمونه‌های عملی نیز وجود دارد. به عنوان مثال از اداره حقوقی قوه قضائیه در مورد سوال شده است که: «دختر خانم ۱۱ ساله‌ای به ازدواج مردی درآمده و زمانی که کبیر شده دادخواستی دایر بر صدور حکم ابطال ازدواج به دادگاه تقدیم و مدعی شده که وقتی ۱۱ ساله بوده پدرش و برادرش بدون رضایت او، مردی را به عقد خوانده دعوی درآورده‌اند. سوال این است که آیا پدر خواهان می‌توانسته بدون رضایت دختر، او را به عقد ازدواج درآورد یا خیر؟» این اداره نیز در نظریه شماره ۶۸۳/۷ مورخ ۳/۳/۱۳۷۵ در پاسخ به این سوال بیان داشته است که: «در صورتی که با رسیدگی‌های ماهوی معلوم شود که عقد ازدواج بدون رضایت خواهان در سن ۱۱ سالگی که بالغ بوده صورت گرفته است، عقد فضولی بوده و نیاز به تنفیذ دارد، همچنین است اگر ثابت شود که عقد کرهاً واقع شده است. زیرا ماده ۱۰۷۰ قانون مدنی رضای زوجین را شرط نفوذ عقد می‌داند».

بنابراین اگر دخترانی که در سنین کودکی مجبور به ازدواج شده‌اند، پس از کبیر شدن متوجه شوند که رضایت حقیقی نسبت به ازدواج نداشته‌اند و قصد ادامه زندگی را نیز نداشته باشند، می‌توانند تحت شرایطی اقدام به ابطال ازدواج کنند. برای این اقدام باید به دادگاه حقوقی مراجعه کرده و با تنظیم دادخواستی تحت عنوان تقاضای صدور حکم ابطال ازدواج، خواهان ابطال ازدواج خود شوند. لازم به ذکر است ابطال ازدواج امری متفاوت از طلاق یا فسخ نکاح است. در صورت عدم تنفیذ این گونه ازدواج‌ها، ازدواج از ابندای عقد نکاح باطل می‌شود و تمامی اثرات آن نیز ابطال می‌شود. در این حالت شخص مجبور شده می‌تواند بر اساس قواعد کلی مسئولیت مدنی، نسبت به مطالبه خسارات خود از شخص اجبار کننده اقدام کند. گرچه ابطال ازدواج به این جهت تبعات حقوقی سوئی را نیز خواهد داشت اما ممکن است در برخی موارد ساز و کاری برای رهایی از ازدواج ناخواسته باشد. این امر به خصوص در زمانی که شخص مجبور شونده به ازدواج زن بوده و همچنین قربانی خشونت خانگی قرار گرفته است، می‌تواند راهکاری برای رهایی از این خشونت باشد.

بهمن
۲۵
الزام به تکمین و ترک خانه بعد از خشونت خانگی، قانون چه می‌گوید؟
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , ,
Divorce, separation: hands of woman removing wedding or engagement ring
image_pdfimage_print

Photo: Krivinis/bigstockphoto.com

موسی برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه‌امن

پرسش‌گر: سلام! ۷ سال پیش ازدواج کرده‌ام و دو فرزند دارم. رفتارهای شوهرم در خانه بسیار بد است به همین دلیل اختلافات زیادی باهم داریم. سال پیش برادر شوهرم برای کار از شهرستان به تهران آمد و در خانه ما ساکن شد. اوایل فکر می‌کردم که موقتی در خانه ما می‌ماند اما رفته رفته متوجه شدم که قصد رفتن به جای دیگری را ندارد. چند ماه گذشت و من صبر کردم و چیزی نگفتم که شاید ایشان خودش متوجه شود و جای دیگری برود. خب من دو تا فرزند دارم و همه وقت به آن‌ها رسیدگی می‌کنم. با آمدن برادر شوهرم کارهای خانه زیاد‌تر شد من مجبور بودم کارهای او را نیز انجام دهم مثل لباس شستن و غذا پختن برای او. برادر شوهرم صبح زود به سرکار می‌رفت و ناهار به خانه می‌آمد و من مجبور بودم هر روز صبح ساعت شش بیدار شوم تا برای او صبحانه حاضر کنم. وقتی هم که ایشان در خانه بود من راحت نبودم در کل خیلی عذاب کشیدم.

هم شوهرم و هم برادرش طوری با من رفتار می‌کنند که انگار خدمتکار و کنیز هستم و این خیلی مرا ناراحت می‌کنم چون چاره‌ای ندارم مجبور به تحمل هستم. به هر حال یک روز مساله را به شوهرم گفتم اما شوهرم توجهی نکرد. وقتی چند وقت بعد دوباره گفتم عصبانی شد و گفت که برادرش تا وقتی ازدواج کند و زندگی تشکیل دهد در خانه ما می‌ماند. این مساله باعث شد اختلافمان بیشتر شود. یک روز سر همین مساله جلوی بچه‌ها مرا کتک زد و به پدر و مادرم توهین کرد.

به هر حال وقتی دیدم چاره دیگری وجود ندارد به خانه پدرم آمدم. الان دو ماه است که در خانه پدرم هستم. چند روز پیش یک برگه از دادگاه آمد در مورد الزام به تمکین. می‌خواستم بدانم این یعنی چه؟ آیا مجبورم با همین وضعیت به خانه برگردم؟ آیا نمی‌توانم بگویم که تا برادر شوهرم نرفته بر نمی‌گردم؟ در دادگاه چه بگویم؟ خواهش می‌کنم کمکم کنید.

وکیل خانه‌امن: سلام خانم محترم! اولین مساله که باید خدمتتان عرض کنم این است که شما از لحاظ حقوقی وظیفه‌ای در قبال برادر شوهرتان ندارید. در قوانین ایران زن در قبال اولاد و شوهر خود یک سری تکالیفی دارد اما مطلقا شما موظف به انجام کارهای برادر شوهرتان یا زندگی با او در یک خانه نیستید.

برگه‌ای که از دادگاه آمده است دادخواست الزام به تمکین است. یعنی شوهر شما به دادگاه خانواده رفته و تقاضای الزام به تمکین کرده است یعنی اینکه گفته است شما خانه را ترک کرده‌اید و باید به خانه برگردید. در این مورد دادگاه جلسه‌ای برگزار خواهد کرد و اظهارات هر دو طرف را می‌شوند. شما در جلسه دادگاه هم به صورت کتبی و هم شفا‌هی مشکلات پیش‌آمده را اظهار کنید.

در دادگاه بگویید که علی رغم مخالفتتان با حضور برادر شوهر در خانه، شوهرتان توجهی نکرده و شما را موظف به انجام کارهای ایشان می‌کند. همچنین ضرب و جرح و یا توهین شوهرتان را هم بگویید. سپس عنوان کنید که مجبور به ترک خانه شده‌اید و قلبا تمایلی به ترک خانه نداشته‌اید. حتما در دادگاه بگویید که به دلیل رفتارهای خشونت‌آمیز شوهرتان خانه را ترک کرده‌اید زیرا امنیت جانی نداشته‌اید.

بر اساس قوانین ایران زن موظف به تمکین از شوهر است اما در برخی موارد قانون اجازه داده که زن تمکین نکند. ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی در این مورد مقرر کرده است که: «اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می‌تواند مسکن علی حده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.» به این ماده در دادگاه استناد کنید. همچنین اگر آثاری از ضرب و جرح در بدنتان باقی مانده است می‌توانید نسبت به این مورد هم شکایت کیفری کنید.

پرسش‌گر: به نظر شما دادگاه چه رایی می‌دهد؟ اگر قاضی حرف‌های مرا گوش نکرد و محکوم شدم چه می‌شود؟

وکیل خانه امن: رای دادگاه بستگی به خیلی از عوامل دارد و نمی‌توان دقیقا پیش بینی کرد اما به هر حال شما موارد مذکور را در دادگاه اظهار کنید. احتمال اینکه دادگاه شما را مستحق بداند زیاد است. اگر این چنین شود دادگاه تقاضای شوهرتان را رد می‌کند و اگر شوهرتان نفقه شما را پرداخت نمی‌کند می‌توانید از او هم شکایت کیفری کنید و هم اینکه مطالبه نفقه پرداخت نشده خودتان را. می‌توانید در دادگاه بگویید سکونت برادرشوهرتان در خانه شما موجبات ناراحتی و عذاب شما را فراهم ساخته و برگشتن به خانه را مشروط به رفتن او کنید. اما اگر الزام به تمکین قبول شود شما باید به خانه برگردید اگر بر نگردید نفقه ساقط خواهد شد و همچنین شوهرتان می‌تواند اجازه ازدواج دوم را بگیرد.

دی
۲۴
خشونت اقتصادی تصاحب اموال همسر، قانون چه می‌گوید؟
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , , , ,
Struggle between the two rivals (arm wrestling). Image is black and white toned isolated.
image_pdfimage_print

Photo: SvetaZi/Bigstockphoto.com

موسی‌ برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسشگر: سلام! من ۷ سال قبل ازدواج کردم. دو سال پس از ازدواج صاحب یک فرزند شدم اما متاسفانه شوهرم سه سال پیش در اثر بیماری فوت کرد. الان پسرم پنج ساله است. یک سال و نیم قبل دوباره ازدواج کردم. این مرد هم قبلا یک ازدواج ناموفق داشت اما فرزندی نداشت. به هر حال قول و قرارهایی گذاشتیم و ازدواج کردیم. از همسر سابقم مقداری پول مانده بود و یک ماشین و رهن خانه. وقتی با این مرد ازدواج کردم ایشان چون خانه نداشت به خانه من آمد. آن مقدار پولی هم که از همسر سابقم مانده بود به شوهرم دادم تا یک مغازه باز کند. ماشین هم تقریبا در اختیار ایشان است.
پس از مدتی متوجه شدم که ایشان مشکلات رفتاری دارد. مرتبا با پسر من بدرفتاری می کند و حتی یکبار به صورتش سیلی زد. اوایل فکر می کردم اصلاح می شود اما روز به روز رفتارش بدتر شد. مرتبا فحش و ناسزا می دهد. مخارج خانه را نیز به درستی تامین نمی کند. می گوید که من وظیفه ندارم خرجی پسر تو را بدهم. برو از پدربزرگش بگیر در حالی که مغازه اش را با پولی که متعلق به من و پسرم است راه اندازی کرده است.

همچنین مرتبا با دوستانش خوشگذرانی می کند و حتی بعضی شبها به خانه نمی آید از آنجا که خانواده ام نیز مخالف ازدواجم با این مرد بودند به آنها هم نتوانستم مساله را بگویم. خیلی در مضیقه هستم. فکر می کنم اشتباه کردم که با ایشان ازدواج کردم. چند سوال از شما دارم. آیا مسئول تامین هزینه من و پسرم ایشان نیست؟ چطور می توانم پولی را که به او دادم پس بگیرم؟

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم. بر اساس قانون مدنی ایران نفقه زوجه بر عهده زوج است. بنابراین شوهرتان موظف به پرداخت هزینه زندگی است. اما از آنجا که پسرتان فرزند ایشان نیست پرداخت نفقه در این مورد بر عهده شوهرتان نمی باشد. نفقه فرزندتان اگر جد پدری اش زنده باشد با ایشان بوده و اگر نباشد با شما است. اما در مورد پولی که به ایشان داده اید می توانید نسبت به مطالبه آن اقدام کنید.

ابتدا با ایشان صحبت کنید اگر آن پول را ندهد به دادگستری بروید و اظهارنامه تنظیم کنید. اظهار نامه برگه ای است دارای دو قسمت. در یک قسمت شما از شوهرتان سوال می کنید. در قسمت مربوطه بنویسید که در تاریخ فلان مبلغ فلان به شما به عنوان قرض داده ام و هم اکنون خواهان دریافت مبلغی که دادم می باشم. این اظهارنامه به ایشان ابلاغ می شود. ایشان می توانند پاسخ دهند یا ندهند. به هر حال اگر در اظهارنامه به نوعی اعتراف و اقرار کرد که از شما پول قرض گرفته کار شما راحت خواهد بود. به دادگاه حقوقی می روید و با تنظیم دادخواستی و با استناد به اقرار خودش در اظهار نامه وجه را مطالبه می کنید. اما اگر در اظهارنامه اقراری انجام ندهد در دادگاه حقوقی باید اثبات کنید که پولی را به ایشان قرض داده اید. اگر شاهدی دارید به دادگاه معرفی کنید. اگر به حسابش واریز کرده اید، فیش بانکی را به دادگاه ارائه دهید. به طور کلی باید هر سندی که بتواند دادن پول را اثبات کند به دادگاه ارائه کنید.

پرسشگر: من می خواهم از ایشان طلاق بگیرم. چون فکر می کنم که رفتارهای شوهرم در روحیه پسرم تاثیر بدی داشته است. چه کار باید بکنم؟ آیا می توانم مهریه ام را نیز مطالبه کنم؟

وکیل خانه امن: اگر قصد جدایی دارید ابتدا با شوهرتان صحبت کنید و ایشان را راضی به طلاق توافقی نمایید. چون طلاق توافقی بسیار راحت تر و سریع تر به نتیجه می رسد. اما اگر ایشان موافقت نکرد به دادگاه خانواده رجوع کرده و دادخواست صدور حکم طلاق بدهید. در دادخواست کلیه مشکلاتتان را توضیح داده و با اعلام بدرفتاری ها و خشونت‌های شوهرتان عنوان کنید که در وضعیت عسر و حرج قرار داشته و قادر به ادامه زندگی با ایشان نیستید. دادگاه در این مورد تصمیم گیری خواهد کرد. در مورد مهریه می توانید مهریه تان را جداگانه یا طی دادخواست طلاق مطالبه کنید. دادگاه در نهایت همسرتان را محکوم به پرداخت مهریه می کند. اگر شوهرتان تمکن مالی نداشته باشد پرداخت مهریه تقسیط می شود.

دی
۱۰
ترک خانه بعد از خشونت، قانون چه می‌گوید؟
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , ,
Old vintage suitcases pile. Vintage old suitcases near the white brick wall behind the beige curtain. Interior design. Travel, vacation concept with copyspace. Packing things for trip, leaving home.
image_pdfimage_print

Photo: Milkos/bigstockphoto.com

موسی برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه‌امن

پرسش‌گر: سلام! ۷ سال پیش ازدواج کرده‌ام و دو فرزند دارم. رفتارهای شوهرم در خانه بسیار بد است به همین دلیل اختلافات زیادی باهم داریم. سال پیش برادر شوهرم برای کار از شهرستان به تهران آمد و در خانه ما ساکن شد. اوایل فکر می‌کردم که موقتی در خانه ما می‌ماند اما رفته رفته متوجه شدم که قصد رفتن به جای دیگری را ندارد. چند ماه گذشت و من صبر کردم و چیزی نگفتم که شاید ایشان خودش متوجه شود و جای دیگری برود. خب من دو تا فرزند دارم و همه وقت به آن‌ها رسیدگی می‌کنم. با آمدن برادر شوهرم کارهای خانه زیاد‌تر شد من مجبور بودم کارهای او را نیز انجام دهم مثل لباس شستن و غذا پختن برای او. برادر شوهرم صبح زود به سرکار می‌رفت و ناهار به خانه می‌آمد و من مجبور بودم هر روز صبح ساعت شش بیدار شوم تا برای او صبحانه حاضر کنم. وقتی هم که ایشان در خانه بود من راحت نبودم در کل خیلی عذاب کشیدم.

هم شوهرم و هم برادرش طوری با من رفتار می‌کنند که انگار خدمتکار و کنیز هستم و این خیلی مرا ناراحت می‌کنم چون چاره‌ای ندارم مجبور به تحمل هستم. به هر حال یک روز مساله را به شوهرم گفتم اما شوهرم توجهی نکرد. وقتی چند وقت بعد دوباره گفتم عصبانی شد و گفت که برادرش تا وقتی ازدواج کند و زندگی تشکیل دهد در خانه ما می‌ماند. این مساله باعث شد اختلافمان بیشتر شود. یک روز سر همین مساله جلوی بچه‌ها مرا کتک زد و به پدر و مادرم توهین کرد.

به هر حال وقتی دیدم چاره دیگری وجود ندارد به خانه پدرم آمدم. الان دو ماه است که در خانه پدرم هستم. چند روز پیش یک برگه از دادگاه آمد در مورد الزام به تمکین. می‌خواستم بدانم این یعنی چه؟ آیا مجبورم با همین وضعیت به خانه برگردم؟ آیا نمی‌توانم بگویم که تا برادر شوهرم نرفته بر نمی‌گردم؟ در دادگاه چه بگویم؟ خواهش می‌کنم کمکم کنید.

وکیل خانه‌امن: سلام خانم محترم! اولین مساله که باید خدمتتان عرض کنم این است که شما از لحاظ حقوقی وظیفه‌ای در قبال برادر شوهرتان ندارید. در قوانین ایران زن در قبال اولاد و شوهر خود یک سری تکالیفی دارد اما مطلقا شما موظف به انجام کارهای برادر شوهرتان یا زندگی با او در یک خانه نیستید.

برگه‌ای که از دادگاه آمده است دادخواست الزام به تمکین است. یعنی شوهر شما به دادگاه خانواده رفته و تقاضای الزام به تمکین کرده است یعنی اینکه گفته است شما خانه را ترک کرده‌اید و باید به خانه برگردید. در این مورد دادگاه جلسه‌ای برگزار خواهد کرد و اظهارات هر دو طرف را می‌شوند. شما در جلسه دادگاه هم به صورت کتبی و هم شفا‌هی مشکلات پیش‌آمده را اظهار کنید.

در دادگاه بگویید که علی رغم مخالفتتان با حضور برادر شوهر در خانه، شوهرتان توجهی نکرده و شما را موظف به انجام کارهای ایشان می‌کند. همچنین ضرب و جرح و یا توهین شوهرتان را هم بگویید. سپس عنوان کنید که مجبور به ترک خانه شده‌اید و قلبا تمایلی به ترک خانه نداشته‌اید. حتما در دادگاه بگویید که به دلیل رفتارهای خشونت‌آمیز شوهرتان خانه را ترک کرده‌اید زیرا امنیت جانی نداشته‌اید.

بر اساس قوانین ایران زن موظف به تمکین از شوهر است اما در برخی موارد قانون اجازه داده که زن تمکین نکند. ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی در این مورد مقرر کرده است که: «اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می‌تواند مسکن علی حده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.» به این ماده در دادگاه استناد کنید. همچنین اگر آثاری از ضرب و جرح در بدنتان باقی مانده است می‌توانید نسبت به این مورد هم شکایت کیفری کنید.

پرسش‌گر: به نظر شما دادگاه چه رایی می‌دهد؟ اگر قاضی حرف‌های مرا گوش نکرد و محکوم شدم چه می‌شود؟

وکیل خانه امن: رای دادگاه بستگی به خیلی از عوامل دارد و نمی‌توان دقیقا پیش بینی کرد اما به هر حال شما موارد مذکور را در دادگاه اظهار کنید. احتمال اینکه دادگاه شما را مستحق بداند زیاد است. اگر این چنین شود دادگاه تقاضای شوهرتان را رد می‌کند و اگر شوهرتان نفقه شما را پرداخت نمی‌کند می‌توانید از او هم شکایت کیفری کنید و هم اینکه مطالبه نفقه پرداخت نشده خودتان را. می‌توانید در دادگاه بگویید سکونت برادرشوهرتان در خانه شما موجبات ناراحتی و عذاب شما را فراهم ساخته و برگشتن به خانه را مشروط به رفتن او کنید. اما اگر الزام به تمکین قبول شود شما باید به خانه برگردید اگر بر نگردید نفقه ساقط خواهد شد و همچنین شوهرتان می‌تواند اجازه ازدواج دوم را بگیرد.

آذر
۲۶
شوهرم کتکم می‌زند، چطور طلاق بگیرم؟
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , , , ,
Photo: HalfPoint/Bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: HalfPoint/Bigstockphoto.com

موسی برزین خلیفه‌لو – وکیل خانه امن

پرسشگر: سلام! خانم ۴۰ ساله‌ای هستم که دو فرزند دارم. شوهرم در خانه خیلی بدرفتار است، به طوری که بر سر مسائل کوچک مرا مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. به خاطر بچه‌هایم تا حالا تحمل کرده‌ام اما دیگر نمی‌توانم. چند روز پیش پس از بازگشت از یک مهمانی به بهانه اینکه نباید حرفهایی را می‌زدم و اینکه به برخی‌ بی‌احترامی کرده‌ام مرا به شدت کتک زد. بینی من شکست و پیشانی‌ام به شدت آسیب دید. به درمانگاه رفتم و معالجه شدم.

فکر نمی‌کنم که رفتار شوهرم تغییر کند و اصلاح شود چون سالهاست که همین رفتار را دارد. قبلا هم بار‌ها مرا کتک زده است حتی یک بار مقابل خانواده‌اش به من سیلی زد. وقتی هم که می‌گویم چرا چنین رفتاری می‌کنی می‌گوید من شوهرت هستم و طبیعی است عصبانی بشوم. می‌گوید تقصیر خودت است که کارهایی می‌کنی که من عصبانی می‌شوم.

به هر حال من الان در خانه برادرم هستم و قصد دارم از او شکایت کنم و طلاق بگیرم. راه دیگری برای من باقی نمانده است. لطفا راهنمایی کنید که چطور می‌توانم شکایت کنم؟

وکیل خانه امن: متاسفم از وضعیت پیش آمده برای شما. ایا منظورتان از شکایت این است که می‌خواهید نسبت به ضرب و جرح شکایت کنید؟

پرسشگر: بله. هم نسبت به ضرب و جرح و هم می‌خواهم جدا بشوم.

وکیل خانه امن: نسبت به ضرب و جرح می‌توانید شکایت کیفری کنید و شوهرتان را تحت تعقیب قرار دهید. جنایت عمدی بر عضو یا‌‌ همان ضرب و جرح بر اساس حقوق ایران جرم بوده و مجازات‌هایی برای آن پیش‌بینی شده است.

قانون مجازات اسلامی فردی را که عمدا فرد دیگری را مورد ضرب و جرح قرار دهد مجرم می‌داند و مجازات او را قصاص، دیه و در برخی موارد تعزیر از جمله حبس تعیین کرده است. بدین ترتیب اگر مردی هرگونه آسیبی به جسم یا منافع همسر خود وارد کند مجرم محسوب می‌شود و قربانی می‌تواند در دادگاه علیه وی شکایت کرده و مجازاتش را بخواهد.

مجازات ضرب و جرح عمدی قصاص و دیه است که در اکثر موارد به دلیل عدم امکان اجرای قصاص، مجازات دیه در نظر گرفته می‌شود. دادگاه با توجه به میزان آسیب و نظریه پزشکی قانونی مقدار دیه را معین و مرتکب را به پرداخت آن ملزم می‌کند. مقررات و مقدار دیه در مواد ۴۴۸ الی ۷۲۷ قانون مجازات اسلامی بیان شده است.

پرسشگر: پس مجازات ایشان فقط دیه خواهد بود؟

وکیل خانه امن: بستگی به آسیب‌های وارده به شما دارد. علاوه بر مجازات دیه، در برخی موارد ممکن است شوهری که همسر خود ضرب و جرح همسر خود پرداخته است به مجازات حبس نیز محکوم شود. با این توضیح که اگر ضرب و جرح منجر به آسیب شدیدی در بدن شود و یا مرتکب از سلاح سرد یا گرم استفاده کرده باشد، مجازات حبس به میان خواهد آمد. بر اساس ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات): «هرکس عمدا به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که ‌موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا منتهی به ‌مرض دایمی یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل‌ مجنی‌علیه گردد در مواردی که قصاص امکان نداشته باشد چنانچه ‌اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم‌ تجری مرتکب یا دیگران گردد به دو تا پنج سال حبس محکوم‌ خواهد شد و در صورت درخواست مجنی علیه مرتکب به پرداخت ‌دیه نیز محکوم می‌شود. تبصره ـ در صورتی که جرح وارده منتهی به ضایعات فوق نشود و آلت جرح اسلحه یا چاقو و امثال آن باشد مرتکب به سه ماه تا یک ‌سال حبس محکوم خواهد شد.»

بنابراین اگر وضعیت شما با ماده فوق مطابقت می‌کند احتمال محکوم شدن ایشان به حبس نیز وجود دارد اما اگر آسیب در حد شکستن بینی و یا خراش و کبودی باشد فقط حکم به دیه داده می‌شود. در این مورد دادسرا شما را به پزشکی قانونی معرفی می‌کند و پزشکی قانونی پس از معاینه میزان و کیفیت آسیب‌ها را گزارش می‌کند. این گزارش در جریان دادگاه در اختیار قاضی پرونده قرار می‌گیرد.

پرسشگر: برای شکایت باید به کجا مراجعه کنم؟

وکیل خانه امن: باید به دادسرای حوزه خانه مشترکتان بروید و شکایت خود را مطرح کنید. توجه کنید که تمامی مدارک و شواهدی که ضرب و جرح را ثابت می‌کند باید ارائه دهید. به عنوان مثال گزارش درمانگاهی که به آنجا مراجعه کردید، استشهادیه از همسایگان و آشنایان مبنی بر ضرب و جرح، شهادت فرزندانتان و دیگر کسانی که از موضوع اطلاع دارند از جمله مواردی است که می‌تواند در دادگاه ادعای شما را ثابت کند.

پرسشگر: در مورد طلاق چطور؟ آیا می‌توانم طلاق بگیرم؟

وکیل خانه امن: یکی از مواردی که برای زن حق جدایی ایجاد می‌شود ضرب و جرح و سوء‌رفتار شوهر است. برای تقاضای طلاق شما باید به دادگاه خانواده مراجعه کنید. در دادخواست رفتارهای شوهرتان را توضیح دهید و مدارک لازم از جمله پرونده درمانی و استشهادیه محلی را ضمیمه کنید. دادگاه اگر تشخیص دهد که زندگی برای شما سخت و غیر قابل تحمل شده حکم طلاق را صادر خواهد کرد. اما قبل از اینکه یک طرفه تقاضای طلاق بدهید با شوهرتان صحبت کنید تا به طلاق توافقی راضی شود زیرا طلاق توافقی خیلی راحت‌تر به نتیجه می‌رسد. در مورد جنبه‌های مالی نیز اگر توافق کنید که بر اساس توافق عمل می‌شود اگر توافق نکنید دادگاه شوهرتان را ملزم به پرداخت مهریه و اجرت المثل می‌کند.

آذر
۱۲
اثبات ضرب و جرح در دادگاه، اجبار به نگهداری مادر از منظر قانون
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , ,
Photo: Oleg Golovnev/bigstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Oleg Golovnev/bigstock.com

موسی‌ برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسشگر: سلام خسته نباشید. می‌خواستم از شما در مورد مشکلی که برایم پیش آمده مشاوره بگیرم. من ۶ سال قبل ازدواج کردم و یک فرزند نیز دارم. پنج ماه پیش پدر شوهرم فوت کرد و مادر شوهرم تنها ماند. مادر شوهرم ۷۰ ساله است  و سه پسر و دو دختر دارد که همگی نیز متاهل هستند. خانه مادر شوهرم در شهرستان بود به همین دلیل فرزندانش تصمیم گرفتند که او را به اینجا بیاورند. قرار بر این بود که از مادر شوهرم به نوبتی نگهداری کنند اما دخترها بهانه آوردند که شوهرشان راضی نیست. اختلافاتی هم پیش آمد که در نهایت شوهر من مادرش را به خانه ما آورد و گفت که ایشان از این به بعد با ما زندگی خواهد کرد.

واقعیتش من از اینکه چرا فرزندان دیگرش قبول نکردند و شوهر مرا مجبور کردند که مادرش در خانه ما بماند ناراحت شدم. به هر حال ابتدا چیزی نگفتم اما بعد به شوهرم گفتم که یا یک خانه مستقل برای مادرش بگیرد و یا اینکه او را به خانه سالمندان بفرستد. شوهرم بسیار عصبانی شد و مرا به باد فحش و ناسزا گرفت. می‌گوید که من وظیفه دارم از مادرش نگهداری کنم. خب من خودم یک فرزند دارم و نمی توانم از فرد دیگری نگهداری کنم. به هر حال اختلاف‌مان زیاد شد. یک بار هم سر این مساله دست روی من بلند کرد. قبلا هم چند بار مرا زده است. چند روز پیش دوباره بحثمان شد و گفت که اگر در خانه با مادرم بدرفتاری کنی طلاقت می دهم. چون قبلا هم سر مسائل دیگر اختلاف داشتیم فکر می کنم شوهرم به فکر جدایی است. می‌خواستم بدانم آیا من موظف به نگهداری از مادر شوهرم هستم؟ آیا حق ندارم مستقل زندگی کنم؟ آیا می توانم به خاطر کتک زدن شوهرم از او شکایت کنم؟

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم! از لحاظ حقوقی شما وظیفه‌ای نسبت به نگهداری از مادر شوهرتان را ندارید اما نمی‌توانید شوهرتان را از نگهداری از مادرش منع کنید. یعنی شما نمی‌توانید شوهرتان را مجبور کنید که مادرش را ترک کرده یا به خانه سالمندان بفرستد. در این جا ممکن است تناقضی بین وظایف شما و شوهرتان ایجاد شود که این تناقض باید با گفتگو و توافق برطرف شود. به هر حال شما مکلف نیستید که از مادرشوهرتان مراقبت کنید.

در مورد شکایت کردن بابت ضرب و جرح عرض شود که اگر ضرب و جرح به اندازه‌ای بوده که آثارش هنوز در بدنتان باقی مانده است، از قبیل کبودی و و … می‌توانید شکایت کیفری کنید اما باید اثبات کنید که شوهرتان مرتکب ضرب و جرح شده است. اگر خودش اقرار نکند به سختی می‌توانید آن را اثبات کنید.

پرسشگر: آیا شوهرم می‌تواند این مساله را بهانه کرده و تقاضای طلاق کند؟

وکیل خانه امن: بر اساس قوانین ایران مرد هر وقت بخواهد صرفا با اعلام اینکه از همسر خود کراهت دارد و نمی‌خواهد به زندگی مشترک ادامه دهد، می‌تواند زن خود را طلاق دهد. یعنی مرد موظف به ارائه دلیل خاصی در دادگاه نیست لذا اگر شوهرتان تصمیم به جدایی داشته باشد تقاضای ایشان از طرف دادگاه پذیرفته خواهد شد.

پرسشگر: به نظرتان چگونه این مشکل را حل کنم. واقعا نمی دانم چه کار باید بکنم؟

وکیل خانه امن: خانم محترم! این مشکل شما مشکلی نیست که با مراجعه به دادگاه و اقدام قضایی حل شود بلکه باید از طریق گفتگو و توافق برطرف شود لذا پیشنهاد می‌شود با یک مشاور خانواده در این مورد مشورت کنید.

پرسشگر: سوال دیگری داشتم. من دو سال پیش تصمیم گرفتم که در دانشگاه ادامه تحصیل بدهم. آن موقع چون فرزندم تازه متولد شده بود منصرف شدم اما الان قصد ادامه تحصیل دارم. یکبار به شوهرم گفتم اما ایشان مخالفت کرد و گفت که رفتن به دانشگاه بیهوده است و گفت که اجازه نمی‌دهد. می خواستم بدانم ایا شوهر می‌تواند اجازه ندهد که همسرش ادامه تحصیل بدهد؟

وکیل خانه امن: نخیر در قوانین ایران در مورد اینکه زن باید از شوهر خود برای ادامه تحصیل اجازه بگیرد چیزی نیامده است، بنابراین شما از لحاظ حقوقی موظف نیستید که در این مورد از شوهرتان اجازه بگیرید اما توجه داشته باشید که هزینه تحصیل جز نفقه نیست و شوهرتان ملزم به پرداخت هزینه تحصیل شما نمی باشد.

آذر
۱
همه آنچه که درباره قوانین ازدواج مجدد باید بدانیم
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , ,
%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d9%85%d8%ac%d8%af%d8%af-765x510
image_pdfimage_print

موسی برزین- پژوهشگر حقوق

یکی از پیچیدگی‌هایی قانونی در ایران، مربوط به قوانین در رابطه با موضوع چندهمسری است که می‌توان آن را مسبب بروز برخی‌ خشونت‌های علیه زنان و نیز خشونت خانگی دانست. چند همسری برای مردان براساس قوانین ایران و موازین شرعی مجاز است.

تاکنون اعتراضات بسیاری به قوانین ایران در این مورد شده است. گرچه این تلاش‌ها نتیجه های مثبتی هم داشته است، اما هنوز منجر به برچیده شدن چندهمسری مردان نشده است. قوانین ایران چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب با به رسمیت شناختن چند همسری برای مردان، صرفا محدودیت‌هایی را در این زمینه وضع کرده‌اند. ازدواج مجدد شوهر می‌تواند زمینه‌‌ساز بخش بزرگی از مصادیق خشونت خانگی باشد. قربانی این نوع خشونت ممکن است به دلیل عدم استقلال مالی یا فشارهای اجتماعی مجبور به تحمل مساله شود.

یکی از مراجعه کنندگان به مرکز مشاوره خانه امن بیان می کرد که شوهرش ازدواج دوم کرده و قصد جدایی دارد اما به دلیل اینکه استقلال مالی ندارد و صاحب سه فرزند است، اطرافیان و خانواده اش شدیدا وی را تحت فشار قرار داده‌اند. این خانم که ساکن شهرستان کوچکی بود می‌گوید که در منطقه آنها ازدواج دوم شوهر امری عادی است. وقتی خانواده این خانم از او حمایت نکرده‌اند، ایشان تصمیم به خودکشی گرفته است و بعد از اقدام به خودکشی ناموفق، این خانم شدیدا دجار اختلالات روحی و افسردگی شده بود.

فشارهایی از این دست که برخواسته از مناسبات نابرابر زن و مرد در جامعه ایران است می‌تواند سرنوشت فرزندان آنها را نیز به مخاطره اندازد. در چارچوب فعلی حقوقی ایران چندهمسری مردان را به رسمیت شناخته است اما قانون‌گذار حقوقی را برای زنانی که شوهرانشان ازدواج مجدد می‌کنند پیش‌بینی کرده است. مهمترین این حقوق حق جدایی است.

حق جدایی

بند ۱۰ ماده ۸ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳ و همچنین ماده ۱۷ آن قانون صراحتا ذکر کرده‌اند که اگر مرد ازدواج مجدد داشته باشد، زن در هر حال می‌تواند برای طلاق به دادگاه مراجعه کند. علاوه بر این بر اساس قسمت آخر تبصره الحاقی به ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی نیز می‌توان گفت که ازدواج مجدد مرد در اغلب موارد برای زن مشقت آور بوده و موجب عسر و حرج وی خواهد شد.

از این منظر نیز می‌توان گفت که زن به دلیل عسر و حرج حق طلاق خواهد داشت.

همچنین در عقدنامه‌های رسمی در بند دوازدهم تصریح شده است که اگر شوهر بدون رضایت زن ازدواج مجدد کند، زن از طرف شوهر خود وکالت خواهد داشت که به دادگاه رجوع کرده و خود را مطلقه کند. این شرط در صورتی که به هنگام تنظیم سند ازدواج از طرف مرد امضا و پذیرفته شده باشد، زنی که قربانی ازدواج مجدد شوهر شده است می‌تواند بدون نیاز به موافقت شوهر با مراجعه به دادگاه خود را مطلقه کند. [ازدواج دوم شوهر به دلیل نازایی زن، قانون چه می‌گوید؟]

درباره ازدواج مجدد شوهر به دلیل بیماری ام‌اس زن بخوانید.

حق وکالت زن در طلاق

این نکته را نباید فراموش کنیم که اگر مرد از دادگاه اجازه ازدواج مجدد اخذ کرده باشد یا زن خود اجازه داده باشد دیگر نمی‌توان از این شرط مندرج در عقد نامه ازدواج کرد. بر اساس رای وحدت رویه شماره ۷۱۶ مورخ ۲۰/۷/۱۳۸۹ : «نظر به اینکه مطابق ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی تمکین از زوج تکلیف قانونی زوجه است، بنابراین در صورتی که بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع و زوج این امر را در دادگاه اثبات و با اخذ اجازه از دادگاه همسر دیگری اختیار نماید، وکالت زوجه از زوج در طلاق که به حکم ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی ضمن عقد نکاح شرط و مراتب در سند ازدواج ذیل بند ب شرایط ضمن عقد در ردیف۱۲ قید گردیده، محقق و قابل اعمال نیست…» اما در صورت منتفی شدن حق وکالت، بازهم زن می‌تواند با استناد به عسر و حرج از دادگاه تقاضای طلاق کند. با این توضیح که در صورت اجازه دادگاه برای ازدواج مجدد صرفا حق وکالت زن در طلاق ساقط می شود نه حق وی بر جدایی.

از آنجا که پروسه و روند طلاق از طریق وکالت در طلاق بسیار آسان و راحت است این حق دارای اهمیت است لکن با منتفی شدن این حق نیز، زن همچنان حق جدایی و تقاضای طلاق را دارد.

ازدواج موقت مجدد

مساله قابل ذکر دیگر، ازدواج موقت مجدد مرد است. در قانون حمایت خانواده سال ۱۳۵۳ آمده است که مرد برای ازدواج مجدد لازم است اجازه همسر خود را بگیرد. اما اینکه آیا در ازدواج موقت نیز چنین است یا نه اختلاف نظر وجود دارد. عده‌ای می‌گویند که برای ازدواج موقت دوم یا همان صیغه، مرد نیازی ندارد که اجازه همسر خود را داشته باشد اما در مقابل عده دیگری می‌گویند که در صیغه نیز مرد باید اجازه همسر اول را داشته باشد.

دادگاه‌ها نیز در این مورد نظر واحدی ندارند. اما به هر حال با توجه به اینکه در قانون از لزوم اجازه برای ازدواج مجدد بحث شده و تاکیدی بر ازدواج دایم نداشته است، پس به نظر می‌رسد که مرد حتی برای ازدواج موقت مجدد نیز باید از همسر اول خود رضایت داشته باشد. مگر در مواردی که قانون اجازه را لازم ندانسته باشد. مانند عدم تمکین زن از شوهر، ابتلا زن به جنون یا بیماری‌های صعب العلاج، محکومیت زن، اعتیاد مضر زن، ترک زندگی، عقیم بودن و غایب مفقودالاثر بودن که باید از طریق دادگاه احراز شود. این موارد در ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳ آمده است. بنابراین در صورت ازدواج مجدد موقت مرد، زن می‌تواند از حق طلاق موجود در نکاح‌نامه استفاده کند و یا این‌که با استناد به عسر و حرج تقاضای طلاق دهد.

ازدواج مجدد بی‌اجازه جرم است؟

اما در مورد اینکه آیا ازدواج مجدد مرد بدون اجازه از همسر اول یا دادگاه جرم است یا نه عرض شود که قانون حمایت خانواده سال ۵۳ این امر را پیش‌بینی کرده بود لکن پس از انقلاب این جرم‌انگاری خلاف شرع شناخته شد. هم اکنون می توان گفت ازدواج مجدد مرد بدون تحصیل اجازه از دادگاه یا همسر اول جرم نیست اما اگر مرد ازدواج دوم دائم خود را ثبت نکند و یا در مواردی که ثبت ازدواج موقت الزامی است، اقدام به ثبت ننماید، بر اساس ماده ۴۹ قانون حمایت خانواده جدید مجرم بوده و به مجازات مقرر محکوم خواهد شد. [ازدواج موقت مخفیانه، عدم ثبت ازدواج و موضوع فرزند: قانون چه می‌گوید؟]

آبان
۲۸
خشونت و آزار از طرف پدر، راهکار قانونی چیست؟
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , ,
Woman is standing hear the grunge wall. She is sad and depressed, covering her mouth with hands. Retouched and vignette is added.
image_pdfimage_print

Photo: Antonuk/bigstockphoto.com

پرسشگر: سلام خسته نباشید. من یک دختر ۲۴ ساله هستم. پدرم خیلی مرا اذیت می‌کند. مرتبا به محل کارم می‌آید و درگیری ایجاد می‌کند. در خانه فحش و ناسزا می‌گوید و نسبت‌های بدی به من می‌دهد. من  یکبار ازدواج کردم و در دوران نامزدی بعد از عقد جدا شدم دلیلش هم دخالت‌های پدرم بود. پس از آن مساله رفتارش خیلی بدتر شده است. تلفن مرا کنترل می‌کند. اگر بخواهم حتی به سر کوچه بروم باید از او اجازه بگیرم.

چندین بار مرا کتک زده است. چند وقت پیش با مشت به صورتم زد و دندانم شکست. به من می‌گوید که تو از نظر اخلاقی مشکل داری. مادرم از من حمایت می‌کند اما مادرم را هم اذیت می‌کند. چند سال است که هیچ پولی بابت خرجی به من نداده گرچه من الان کار می‌کنم و احتیاجی ندارم. خیلی در وضعیت بدی قرار دارم.

چند بار تصمیم گرفتم که از خانه فرار کنم اما ترسیدم و منصرف شدم. مادرم می‌گوید باید هر چه سریعتر ازدواج کنی تا از این خانه خلاص بشوی. لطفا مرا راهنمایی کنید. چه کار باید بکنم؟ اگر از خانه بروم و پیش دوستانم که دانشجو هستند زندگی کنم  آیا پدرم می تواند مرا برگرداند؟ به نظرتان از پدرم شکایت کنم؟ خواهش می‌کنم کمکم کنید.

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم. متاسفم از مشکل پیش آمده. در مورد تصمیم‌هایی که می خواهید بگیرید حتما با یک مشاور خانواده و یا روانشناس صحبت کنید. فرار از خانه گرچه می‌تواند شما را از خشونت‌های پدر خلاص کند اما ممکن است خطرات جبران‌ناپذیری نیز به همراه داشته باشد. ازدواج ناخواسته نیز شاید شما را دوباره درگیر خشونت خانگی بکند. به هر حال از لحاظ حقوقی شما مجبور به اقامت در خانه پدرتان نیستید. اگر جای دیگری بخواهید زندگی کنید می‌توانید.

پدرتان نیز نمی تواند شما را مجبور به بازگشت به خانه کرده یا از شما شکایت کند. در مورد شکایت از پدرتان عرض شود که این امکان وجود دارد. شما می‌توانید نسبت به ضرب و جرح شکایت کنید اما توجه داشته باشید که باید ضرب و جرح را اثبات کنید. یعنی باید به نحوی اثبات کنید که پدرتان مرتکب ضرب و جرح شده است. اگر آثار ضرب و جرح در بدنتان نمانده و یا ضرب و جرح جزئی بوده پیشنهاد نمی‌شود که شکایت کنید چون احتمال به نتیجه رسیدنش کم است. از طرف دیگر توجه کنید اگر شکایت کنید ممکن است رفتار پدرتان بدتر شود. به هر حال شکایت حق شما است اما لازم است ادعایتان را اثبات کنید.

پرسشگر: در مورد کنترل کردن‌ها و افتراها و توهین‌ها چطور؟

وکیل خانه امن: کنترل کردن در قوانین ایران جرم نیست و از این بابت نمی‌توانید شکایت کنید اما در مورد افترا و توهین این امکان وجود دارد. اما در این موارد نیز شما باید اثبات کنید که اثبات آن هم مشکل است. همچنین دادگاه‌های ایران در این گونه موارد زیاد تمایلی به محکوم کردن پدر ندارند. با این وجود افتر و توهین جرم است اما همانطور که گفته شد زمانی می‌توانید به نتیجه برسید که آن را به اثبات برسانید. صرف ادعا کافی نیست زیرا قطعا پدرتان منکر خواهد شد.

پرسشگر: واقعیتش من دیگر نمی‌توانم تحمل کنم. می‌خواهم به بهانه ادامه تحصیل به شهر دیگری بروم. می خواستم بدانم اگر با پدرم قطع رابطه کنم چه مشکلاتی پیش خواهد آمد؟ مثلا اگر بخواهم در آینده ازدواج کنم پدرم می‌تواند اجازه ندهد؟

وکیل خانه امن: اجازه ولی قهری برای ازدواج دختر شرط است اما چون شما قبلا ازدواج کرده و طلاق گرفته‌اید در آینده نیازی به اخذ اجازه از پدرتان نخواهید داشت. در مورد خروج از کشور هم مشکلی نخواهید داشت.