صفحه اصلی  »  مواد مخدر
image_pdfimage_print
خرداد
۱۷
۱۳۹۸
مواد، الکل، خشونت
خرداد ۱۷ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Photo: artem_furman/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: artem_furman/depositphotos.com

نعیمه دوستدار

پریسا وقتی پس از یک ازدواج ناموفق با یک پزشک متخصص آزمایشگاه ازدواج کرد، به خواب هم نمی‌دید که همسرش در آزمایشگاه مواد مخدر تولید کند و  خودش و همکارانش آن را مصرف کنند.

البته شوهرش به او گفته بود در مهمانی‌ها الکل می‌نوشد، اما پریسا، اولین بار زمانی که او را در ماشین در حال کشیدن پایپ دید و متوجه شد که حالت عادی ندارد، با واقعیت روبه‌رو شد.

همین که پرس و جو کرد چرا حالتش غیرعادی است، مشت اول به صورتش خورد. از‌ آن به بعد، داستان همیشه همین بود: مواد، الکل، خشونت.

اگرچه اعتیاد به تنهایی عامل خشونت خانگی نیست اما آمارهایی وجود دارد که ارتباط آن را با میزان خشونت یا طولانی شدن رابطه همراه با آزار نشان می‌دهد.

ریشه خشونت در تمایل آزارگر برای کنترل خشونت‌دیده است و اعتیاد به مواد مخدر با این موضوع ارتباط تنگاتنگی دارد.

معمولا کسانی که مواد مخدر یا الکل مصرف می‌کنند، قدرت کنترل و بازدارندگی خود را از دست می‌دهند و همچنین سوءظن بیشتری نسبت به محیط و اطرافیان دارند. کسی که مواد مخدر مصرف می‌کند در موارد زیادی قدرت پیش‌بینی اثرات رفتارهای خود را از دست می‌دهد و به راحتی دست به خشونت می‌زند.

سوءاستفاده از مواد در میان پرونده‌های خشونت خانگی

در بیش از نیمی از پرونده‌های خشونت خانگی مصرف الکل از سوی هر دو نفر یا یکی از افراد دیده می‌شود. مصرف مواد مخدر نیز در میان زوج‌های درگیر خشونت رایج است. اگر آزارگر به الکل معتاد باشد، حتی زمانی که مست نیست هم می‌تواند طرف مقابل را مورد آزار و خشونت قرار دهد. چه بسا خشونت‌ها در زمان غیر‌مستی خشونت‌بارتر و آسیب‌‌زننده‌تر هستند. آمارها در وزارت دادگستری ایالات متحده نشان می‌دهند ۶۱ درصد از افراد آزارگر، معتاد به الکل بوده‌اند.

این وضعیت البته به معنای آن نیست که در پرونده‌های مربوط به خشونت خانگی فقط فرد آزارگر اعتیاد به مواد مخدر یا مصرف الکل دارد.

در روابط خشونت‌‌‌آمیز ناشی از سوءمصرف مواد معمولا هر دو طرف رابطه به مواد اعتیاد دارند و در مواردی نیز فقط خود فرد خشونت‌دیده دچار اعتیاد است.

در این نوع پرونده‌ها معمولا آزارگر مدعی است که خشونت از سوی او در تلاش برای کنار آمدن با فرد معتاد اتفاق افتاده است. از قضا در مواردی که خشونت‌دیده معتاد است، وضعیت خطرناک‌تر و خشونت شدیدتر است. مثلا:

ـ خشونت‌دیده ممکن است نتواند در برابر تهاجم مقاومت کند یا از نظر روانی قابلیت تشخیص میزان خطر در موقعیت را نداشته باشد.

این وضعیت حتی ممکن است خطر جانی در پی داشته باشد.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

ـ خشونت‌دیده ممکن است به دلیل ترس از پلیس و مجازات به دلیل همراه داشتن مواد و اعتیاد مایل به گزارش خشونت و شکایت از فرد خشونت‌گر نباشد.

ـ خشونت‌دیده ممکن است به دلیل خشم، افسردگی، ترس یا شرم ناشی از خشونت خانگی به مواد مخدر قوی‌تر و خطرناک‌تری پناه ببرد و باعث بدتر شدن وضعیت بشود.

سناریوی رایج در زمان وقوع خشونت خارجی اما وقتی است که هر دو نفر در یک رابطه تحت تاثیر مواد مخدر هستند.

در یک پژوهش انجام شده در کارولینای شمالی در مورد تاثیر الکل و مواد مخدر بر خشونت خانگی، ۴۱۹ زن خشونت‌دیده در خشونت خانگی مورد بررسی قرار گرفتند.

این پژوهش نشان می‌دهد بیش از نیمی از افراد آزارگر مصرف‌کننده مواد مخدر بوده‌اند و یک‌‌سوم آزارگرها شدیدا به الکل اعتیاد داشته‌اند.

همچنین ۳۰ درصد از خشونت‌دیدگان نیز گزارش داده‌اند آزارگر معتاد به مصرف کوکائین بوده است.

نکته مهم در این پژوهش آن است که ۲۵ درصد از آزارگران در روز ارتکاب به خشونت، مواد مصرف کرده‌اند.

واضح است که آمار تاثیر مواد مخدر و اعتیاد به الکل بیش از این موارد است زیرا در مواردی فرد خشونت‌دیده اصلا متوجه اعتیاد طرف مقابل نیست.

سوءاستفاده از چه موادی شایع است؟

شاید عجیب باشد اما بیشتر موادی که در زمان وقوع خشونت‌های خانگی مورد استفاده قرارگرفته‌اند برای فرد آزارگر تجویز شده‌‌اند. در این میان داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب شیوع بیشتری دارند.

در پژوهش دانشگاه کارولینای شمالی از داروهای پروزاک، پاکسیل و سیتالوپرام و همچنین تاثیر بنزودیازپین‌ها (زاناکس، کلونازپام و لورازپام) که رده‌ای از داروهای ضد اضطراب هستند بر خشونت خانگی یاد شده است.

یکی از داروهایی که تعداد زیادی از آزارگرها مصرف کرده‌اند، قرص وارنیکلین است. این دارو برای ترک سیگار تجویز می‌شود.

تمام این مواد در شرایط خاصی اگر به وسیله آزارگر یا خشونت‌دیده مصرف شوند، می‌توانند میزان خشونت یا آسیب را افزایش دهند.

در یک مقاله چاپ شده در مجله تایمز، لیست ۱۰ دارویی که می‌تواند میزان رفتارهای خشونت‌آمیز را افزایش دهد آورده شده است. وارنیکلین در صدر لیست قرار دارد و بقیه داروهای اشاره شده در ادامه آمده است:

– وارنکیلین میزان رفتارهای خشونت‌آمیز را نسبت به داروهای معمولی ۱۸ برابر می‌کند.

ـ فلوکستین و پاروکستین احتمال رفتار خشونت‌آمیز را ۱۰ برابر می‌کنند.

ـ آمفتامین و اتوموکستین که رفتاری مشابه کریستال دارند و در مواردی برای اختلال بیش‌فعالی تجویز می‌شوند، احتمال رفتار خشونت‌آمیز را تا ۹.۵ برابر افزایش می‌دهند.

ـ تریازولام یک بنزودیازپین است که برای درمان بی‌خوابی به کار می‌رود. این دارو می‌تواند میزان خشونت را تا ۸.۵ برابر بیشتر کند.

ـ  داروهای ضد افسردگی فلووکسامین ونلافاکسین و پریستیک میزان خشونت را ۸ برابر می‌کنند.

آیا مصرف مواد مخدر عامل خشونت خانگی است؟

بر اساس علم آمار، ارتباط آماری بالایی میان مصرف الکل و مواد مخدر با خشونت خانگی وجود دارد و به نظر می‌آید که می‌توان میان این دو رابطه علی و معلولی یافت، اما کارشناسان تمایلی به تایید ۱۰۰ درصد این مساله ندارند.

اگرچه احتمال اینکه افراد معتاد به الکل دست به خشونت بزنند بیشتر است اما مساله این است: افرادی که اعتیاد شدید دارند معمولا آزارگر نیستند. همچنین اکثر افراد الکلی، آزارگر نیستند.

در کتابی با عنوان «معتادان و خدمات بهداشت روان، ترک مواد مخدر و خشونت‌ خانگی»، این مساله بررسی شده است و نتیجه‌گیری نویسنده این بوده است که مواد مخدر و الکل یکی از عوامل خشونت خانگی هستند اما تنها عامل خشونت نیستند.

در این کتاب یکی از عوامل مهم خشونت‌ورزی، تجربه یا مشاهده خشونت خانگی در زمان کودکی عنوان شده است.

همچنین این کتاب به این نکته اشاره دارد که بسیاری از آزارگران برای توجیه خشونت و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت، اعتیاد خود را بهانه می‌کنند.

در این کتاب همچنین به این موضوع پرداخته شده است که بسیاری از آزارگران به هیچ ماده‌ای اعتیاد ندارند و افرادی که اعتیاد شدیدی به مواد مخدر دارند، تمایلی به خشونت ندارند.

بیشتر بخوانید:

قوانین کشور هلند در مقابله با خشونت خانگی

حتی از الهه‌ها هم کاری بر نمی‌آید!

فرانسه؛ کشوری که زنان جوانش بر اثر خشونت خانگی می‌میرند

خشونت خانگی و اختلالات روان

احتمال اینکه خشونت‌دیدگان در خشونت خانگی با طیف وسیعی از اختلالات روانی درگیر شوند بسیار زیاد است.

خشونت‌دیدگان ممکن است برای درمان مشکلات روحی و روانی ناشی از خشونت، نیاز به دارو-درمانی یا روش‌های دیگر درمان داشته باشند.

در این میان دو موضوع شایع میان زنان و مردان اعتیاد به مواد مخدر و اختلال خوردن است. یعنی خشونت‌دیده‌ای که در تلاش است تا کنترل زندگی خود را به دست بگیرد، برای تسکین درد و ترس ناشی از خشونت مزمن، به خوردن غذا و نوشیدن الکل پناه می‌‌برد.

علاوه بر اختلال خوردن و مصرف مواد، خشونت‌دیدگان در خشونت خانگی، افسردگی، اضطراب و اختلال استرس پس از سانحه را نیز تجربه می‌کنند.

درمان اعتیاد و کاهش خشونت خانگی

خوشبختانه همواره به تعداد کسانی که قانون جلوی آزارگری آنها را می‌‌گیرد اضافه می‌شود و آنها به کمپ‌های ترک مواد مخدر یا کلاس‌های مدیریت خشم فرستاده می‌شوند که تاثیر مهمی در فهم آنان از خشونت خانگی دارد.

هدف این برنامه‌ها کمک به این بیماران است تا بتوانند رفتار خود را کنترل کنند.

برای آنها بسیار مهم است که هم خشم و هم مصرف مواد را کنترل کنند. علاوه بر این خشونت‌دیدگان در خشونت خانگی آسیب‌های شدیدی می‌بینند که سلامت روان آنها را تهدید می‌کند. این افراد نیز باید تحت درمان قرار بگیرند. بسیار مهم است که تروما و اختلالات ناشی از خشونت به موقع و فوری درمان شوند.

اگر شما درگیر این مساله هستید یا یکی از نزدیکانتان با چنین مشکلی مواجه است، باید بدانید پایان دادن به خشونت خانگی انتهای مسیر مقابله با خشونت نیست و باید قدم‌های مهمی برای التیام آسیب‌ها برداشت.

برای کاستن از رنج خشونت، از مشاور، روان‌شناس، روان‌پزشک و متخصصان ترک مواد مخدر کمک بگیرید.

فروردین
۳
۱۳۹۷
شوهرم مرا وادار به فروش مواد می‌کند
فروردین ۳ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , ,
Photo: Nutlegal Photographer/shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Nutlegal Photographer/shutterstock.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

پرسش: با عرض سلام! من ۳۱ سال دارم و سه سال پیش ازدواج کرده‌ام. پدر و مادرم وقتی بچه بودم از هم جدا شدند. پدرم بلافاصله ازدواج کرد و من با مادرم ماندم. وقتی یازده ساله بودم، مادرم هم ازدواج کرد. شوهر مادرم آدم بسیار بد و خشنی بود و با من خیلی بدرفتاری می‌کرد. به همین دلیل مادرم من را به خانه پدربزرگم فرستاد. هیچ وقت زندگی خوبی نداشتم و نتوانستم ادامه تحصیل بدهم. پدر و مادرم اصلا به فکر من نبودند و  فقط خرجی من را می‌دادند. همیشه فکر می‌کردم سر بار دیگران هستم.

خانه پدربزرگم در حاشیه شهر بود و  وضعیت مالی بسیار بدی داشت. خلاصه سه سال پیش با یکی از همسایه‌های پدربزرگم آشنا شدم. او در  همان محله یک ساندویچی داشت اما برخی می‌گفتند که در کار پخش مواد مخدر است. من به خاطر خستگی از زندگی و وضعیتی که داشتم به ازدواج با او راضی شدم تا شاید وضعیتم بهتر شود. واقعیتش شوهرم آدم بدی نیست ولی مواد مخدر پخش می‌کند و یک بار هم نیروی انتظامی دستگیرش کرده و  بعد آزاد شده است. شوهرم من را وادار می‌کند که مواد مخدر را آماده کنم و به مشتری‌هایی که می‌آیند؛ بدهم. من هم از روی ناچاری این کار را می‌کنم.

وقتی می‌گویم نمی‌خواهم این کار را بکنم، مرا تهدید می‌کند. اما واقعا وجدانم قبول نمی‌کند. خیلی هم می‌ترسم که یک روز دستگیر شوم. واقعیتش شوهرم بعضی وقت‌ها مواد مصرف می‌کند و من هم با او همراهی می‌کنم.  اوایل شوهرم مرا  به مواد عادت داد و حالا گاهی خودم برای آرامش اعصاب مصرف می‌کنم. البته معتاد نیستم و تقریبا هر هفته یک بار این کار را می‌کنم.

شوهرم چند وقت است که اصرار می‌کند بچه‌دار شویم اما من بهانه می‌آورم که الان زود است چون اصلا نمی‌خواهم با او بمانم. اگر بچه بیاوریم مثل خودمان بدبخت می‌شود. تصمیم دارم طلاق بگیرم اما جایی ندارم بروم و هیچ کس هم از من حمایت نمی‌کند. موضوع را به پدرم گفتم اما اصلا به فکر من نیست. دو تا بچه داره و خانمش هم تحریکش می‌کند که به من بی‌توجهی کند. مادرم هم می‌گوید  با شوهرت بساز! حالا من نمی‌دانم چه کار باید بکنم. می‌خواستم بپرسم آیا جایی هست که از من حمایت کند؟ آیا می‌توانم طلاق بگیرم؟

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

ممانعت از بارداری و جلوگیری از رشد زن

تمکین و تجاوز زناشویی در قوانین ایران

برادرم پدرم را تحقیر می‌کند

پاسخ: سلام خانم محترم. از مشکلی که برایتان پیش آمده متاسفم. بهتر است با یک مشاور خانواده هم مشورت کنید تا در مورد نحوه برخورد با این مشکل و اینکه آیا امکان اصلاح رفتار شوهرتان وجود دارد یا نه، اطلاعات لازم را کسب کنید. همچنین با توجه به اینکه می‌گویید شوهرتان آدم بدی نیست؛ بهتر است از طریق بزرگترها هم برای اصلاح شوهرتان کوشش کنید، چون اقدام قضایی آخرین راهی است که شما باید به دنبالش بروید.

وادار کردن عضو خانواده به ارتکاب جرم، نوعی خشونت خانگی محسوب می‌شود. چون پخش مواد مخدر جرم است؛ شوهرتان حق ندارد شما را وادار به آن کند. در مورد سوال اولتان عرض شود، می‌توانید با شماره تلفن ۱۲۳ که مربوط یه  اورژانس اجتماعی است تماس بگیرید. شاید این نهاد بتواند خدماتی را برای شما فراهم کند. متاسفانه در ایران پناهگاه‌های زنان قربانی خشونت خانگی وجود ندارد. به همین دلیل در بسیاری موارد زنان قربانی خشونت خانگی مجبور به تحمل خشونت می‌شوند. در مورد طلاق عرض شود که بر اساس ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی، در صورتی که زن در وضعیت عسر و حرج قرار گیرد؛ می‌تواند تقاضای طلاق دهد. عسر و حرج یعنی وضعیتی که باعث سختی و مشقت غیر‌ قابل تحمل شود. با توجه به اینکه فروش مواد مخدر جرم است و شوهرتان شما را مجبور به آن می‌کند، به احتمال بسیار قاضی تقاضای طلاق شما را بپذیرد.

پرسش: اگر من در دادگاه بگویم که مواد می‌فروشم آیا برایم مشکلی ایجاد نمی‌شود؟ یعنی من را به این جرم بازداشت نمی‌کنند؟

پاسخ: تقاضای طلاق شما در دادگاه خانواده رسیدگی خواهد شد و این دادگاه دخالتی در رسیدگی به جرایم مواد مخدر ندارد. اما به هر حال قاضی  این اختیار را دارد که به دادستان گزارش دهد. اگر این اتفاق بیافتد شما باید بگویید مضطر و مجبور به این کار شده‌اید و به رضایت خود مواد نفروخته‌اید.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

پرسش: در مورد اصرار شوهرم به فرزند‌آوری چه؟ آیا او حق دارد مرا مجبور به بچه‌دار شدن کند؟

پاسخ: در این مورد مطلبی در قوانین نیامده، اما به نظر می‌رسد زوجین نمی‌توانند یکدیگر را ملزم به فرزند‌آوری کنند. یعنی داشتن فرزند در زندگی مشترک از لحاظ حقوقی الزامی نیست.

پرسش: من چون هیچ درآمدی ندارم و جایی هم برای رفتن ندارم، چطور می‌توانم مهریه‌ام را بگیرم تا برای خودم خانه‌ای تهیه کنم؟ خانه‌ای که می‌نشینم برای شوهرم است و مغازه هم کرایه است. مهریه من ۲۰۰ سکه است.

پاسخ: شما می توانید حین دادخواست طلاق، یا قبل و بعد آن، مهریه‌ را مطالبه کنید. دادگاه در این مورد قطعا شوهرتان را به پرداخت مهریه محکوم خواهد کرد. اما توجه کنید یک خانه جزء مستثنیات دین بوده و قابل توقیف نیست. به همین دلیل اگر شوهرتان به جز این خانه اموال دیگری نداشته باشد، به احتمال زیاد تقاضای اعسار خواهد داد و دادگاه مهریه را قسط‌بندی می‌کند. میزان اقساط بستگی به وضعیت مالی شوهرتان دارد و دادگاه آن را تعیین خواهد کرد.

شهریور
۲۶
۱۳۹۳
یک زیر شلواری
شهریور ۲۶ ۱۳۹۳
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

2841909138_4e2b93b93a_b

عکس: Ed Yourdon

داستانی واقعی از خشونت ؛ بقا، موفقیت

مترجم: نرگس نقشبند

 امیدوارم این نوشته به کسی کمک کند… فقط خود شما می دانید که چه هنگام بیمار هستید و خسته از بیمار بودن…

آسان نبود، اما هر آنچه در دنیا بخواهید همین گونه است، متأسفانه آسان نخواهد بود…

این مقدمه کتاب من است و پایان یک زندگی سیاه و آغاز یک زندگی جدید.

عنوان کتاب من اینست:

یک شورت…” داستانی واقعی درباره آزار و اذیت و خشونت، جان سالم به در بردن و پیروزی”. این کتاب در جولای ۲۰۱۲ آماده فروش شد.

درباره کتاب

 Debra Bell-Vanzant تعریف می کند که چگونه خانواده ای که در پشت درهای بسته آن آزار و اذیت، خیانت، دروغ و فریب وجود دارد خانواده ای با ظاهری عالی و از طبقه متوسط که می تواند احساسات یک دختر را خدشه دار و نابود کند.

 این زندگی بود که او هرگز نباید می شناخت. داستان، این حس و مسئولیت را به خواننده می دهد که از خود بپرسد چرا این دختر کوچک طغیان کرد و با زندگی در خیابان های شیکاگو در سن ۱۴ سالگی روبرو شد- گمشده، تنها، و در جستجوی عشق. این داستان زندگی او با مواد مخدر، آزار و اذیت و خشونت، و آزار از طرف مردان، رسوایی، شرم، از دست دادن عزت نفس و طرد کامل از سوی خانواده را در چنین سن پایینی  به تصویر می کشد.

این داستان قرار است چشم دختران جوان را بگشاید و به آنها هشدار دهد که گرگ هایی در لباس گوسفند منتظر هستند که آنها را از دست خانواده شان در آورده و به خیابان ها بکشانند. زن داستان، که دیگر نمی تواند یک کودک نام گیرد، در زندگی خود مشکلات و مسائل بسیاری را دیده اما با تلاش خود بر همه آنها پیروز شده و اکنون بیش از ۱۸ سال است که از موقعیت واقعا ناامید کننده جان سالم بدر برده است.

امیدوارم این کتاب انگیزه ای برای زنانی باشد که در حال حاضر تلاش می کنند از چرخه آزار و اذیت آزاد شوند. به لطف پروردگار، شما می توانید موفق شوید؛ نه لزوما با تقلید تلاش های این زن، بلکه از مسیری که خداوند برای شما گسترانیده است.

این داستانی جدید نیست، اما داستان من است…

 من، اینجا در پایان این راه ایستاده ام، اما هنوز در آغاز زندگی هستم که زمانی فکر می کردم هرگز آن را نخواهم دید. اما خدایا… من این راه را به لطف و بخشندگی خدا، با امید، ایمان و دعا ، با قلبی خالص و ذهنی مصمم ، و بیش از همه با دعاهای مادربزرگم و افرادی که برای من دعا کرده اند، پیموده ام. من از اعماق زندگی که مستقیم به جهنم می رفت نجات پیدا کرده ام.

 من خیلی رشد کرده ام. بخش هایی از زندگی گذشته من بوده که من برای غلبه بر آنها سالیان طولانی را صرف کرده ام، و بالاخره پیروز شدم. اما خدا…

 من با نوشتن جزییات زندگی ام به شکل یک کتاب باز، می خواستم خوانندگان بدانند که مهم نیست در زندگی از چه مسیرهایی رد شده ای یا الان درست در کجا ایستاده ای؛ روزهای روشن تری در راه است. آفتاب می تابد و بالاخره یک رنگین کمان را خواهی دید، فقط باید دست محکم خدا را بگیری و به پشت سر نگاه نکنی.

 نوشتن درباره تجربیاتم در زندگی به من کمک کرد بفهمم که من باید از میان آنچه گذشتم می گذشتم، تا به جایی برسم که امروز هستم، و ببینم که دارم به کجا می روم!

 طی کار دشوار نوشتن زندگی ام، باید به بعضی نقطه های بسیار سیاه که برایم ترسناک و دردناک بودند، برمی گشتم. گریستم، خشمگین شدم و گاه خندیدم، اما در حالی که به گذشته برمی گشتم، متوجه شدم که حقیقتا چقدر مورد رحمت قرار گرفته ام؛ چقدر خداوند به من لطف و توان غلبه بر مصائب را عطا کرده است.

آدم ها سعی کردند مرا پایین بکشند، اما من متوجه شدم که بدترین دشمنم خودم بوده ام. مواقعی هست که می توانیم آدم های دیگر را برای همه تراژدی های زندگی مان سرزنش کنیم، اما واقعا اگر بایستیم و درباره این مسئله فکر کنیم، می بینیم که ما حق انتخاب داشته ایم. به یاد داشته باشید که خدا با اراده مان به ما حق انتخاب داده است.

 دوباره دیدن آن روزهای سیاه، جدال سختی برای من بود، تا بندهایی که شیطان بر روح و روان من بسته بود باز کنم؛ موانع گذشته من. من باید می فهمیدم که همیشه وسوسه ای در زندگی من وجود خواهد داشت. من می دانم که شیطان هرگز از تلاش برای انداختن من در دام نابودی باز نمی ایستد. این دیگر به عهده من است که به خواسته خدا برای ماندن در این سوی صحنه عمل کنم.

 بسیار اشک ریخته ام و دردها و رنج های بسیاری متحمل شده ام. در این جدال رنج کشیدم تا محکم بایستم و ملبس به زر خداوند منتظر وسوسه و جدال بعدی بمانم، و این آسان نیست!

 تا زمان مرگمان همواره مشکلات و رنج ها وجود خواهند داشت، اما خدا قادر است. فقط باید تصمیم خود را بگیریم که کدام سمت صحنه نبرد بایستیم.

 می خواهم از همه افرادی که طی پیمودن آن راه نابودی آزارشان داده ام عذرخواهی کنم. فرزندانم، بسیار متاسفم که مامان، شما را در چنین زندگی قرار داده است. می خواهم به همسر سابقم، جیمز بگویم که او را برای همه رنج ها و دردهایی که بر سر من آورده، بخشیده ام.

 من خود را از همه این بارها آسوده کرده ام و از شما به خاطر اینکه بخشی از امروز قدرتمند من هستید، ممنونم؛ من همچنان برای شما دعا می کنم. از خداوندگار خود بخاطر نعمت حیات ممنونم و بیش از آن بخاطر یاری من در آمدن به آن سمت صحنه نبرد.

ما همه باید بدانیم که در زندگی مان دارای حق انتخاب هستیم. می توانید در موقعیت کنونی خود بمانید و یا خود را از افراد، مکان ها، یا چیزهای نابود کننده بیرون بکشید.

 این انتخاب شماست که در کدام راه که به آن “زندگی” می گوییم ادامه دهید.

من داستان خود درباره چگونگی غلبه بر مصائب، آزار و اذیت، الکل، مواد مخدر و موانع گذشته خود را برای شما تعریف کردم.

 اگر من توانسته ام، پس شما هم می توانید! به یاد داشته باشید که این زندگی شماست؛ این انتخاب شماست. سوال اینست که آیا تصمیم درست را خواهید گرفت و به طرف دیگر این صحنه خواهید رفت؟

دعا می کنم که تصمیم درست را بگیرید. من توانستم، پس شما هم می توانید.

لینک منبع

شهریور
۱۴
۱۳۹۳
راهنما برای درمانگران: خشونت خانگی و مواد مخدر
شهریور ۱۴ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

438162712_0dde3fad15_b

عکس: Rafa from Brazil

راهنمای کوتاه مواد مخدر و خشونت خانگی برای درمانگران

ترجمه: فرخ نیک‌مرام

این راهنمای کوتاه جهت دسترسی آسان کسانی که قربانی خشونت خانگی هستند تهیه شده که به سادگی و سرعت قادر باشند، موقعیتی که در آن قرار دارند را ارزیابی کرده و عکس العمل مناسب و بی خطری داشته باشند.    

مقدمه:

خشونت خانگی عبارت است از استفاده عمدی از فشار روحی، عاطفی، جنسی یا فیزیکی از سوی عضوی از خانواده یا زوج عاطفی فرد، جهت کنترل وی. محققان دریافته‌اند که حدود یک چهارم تا نیمی از مردانی که دست به خشونت خانگی می‌زنند، از مواد مخدر استفاده می‌کنند. اگرچه خشونت خانگی اشکال گوناگونی دارد، این راهنمای کوتاه تنها به بررسی عاملان مذکر خشونت خانگی و قربانیان زن می‌پردازد.

رابطه بین مصرف مواد مخدر و خشونت خانگی

  • مصرف مواد مخدر تنها «دلیل» بروز خشونت خانگی نیست.
  • مصرف مواد مخدر می‌تواند هم به مهاجم و هم به قربانی آسیب بزند.
  • عدم توجه به مشکل خشونت خانگی می‌تواند تاثیرگذاری برنامه‌های ترک اعتیاد بر روی عاملان و قربانیان خشونت خانگی را کاهش دهد.
  • تلاش زن معتاد برای دریافت خدمات درمانی ترک اعتیاد می‌تواند موجب خشم مرد شود و خشونت مرد، می‌تواند به کنار گذاشتن درمان از سوی زن منجر شود.
  • پاره‌ای از معتادان مرد ممکن است در زمان‌هایی که از مواد مخدر استفاده نکرده اند بیشتر خشونت به خرج دهند. در این موارد زن ممکن است تلاش کند در روند ترک اعتیاد مرد اختلال ایجاد کند.

اهداف

  • توقف مصرف مواد مخدر
  • حفظ امنیت قربانیان خشونت

ایجاد ارتباط

برای حصول تغیرات پایدار، فعالان در هر دو زمینه باید اهمیت فعالیت‌های درمانی جامع را درک کرده، بتوانند به نیابت از مراجعان خود با یکدیگر همکاری داشته باشند. این راهنمای کوتاه اطلاعات جامع مورد نیاز برای جلوگیری از خشونت خانگی را در اختیار درمانگران مراکز ترک اعتیاد قرار می‌دهد. این ارتباط باید میان تمامی گروه‌های مختلفی که در درمان مراجعه کننده نقش دارند وجود داشته باشد. گروه‌هایی که ممکن است در این روند نقشی داشته باشند عبارتند از:

  • برنامه‌های مربوط به مبازره با خشونت خانگی
  • گروه‌های خدمات درمانی
  • دستگاه قضایی
  • مدارس و سازمان‌های آموزشی
  • کارفرمایان
  • برنامه‌های خدمات اجتماعی

توجه: نظر به وابستگی عمیق دو مشکل اعتیاد و خشونت خانگی به یکدیگر، تمامی مراجعان مراکز ترک اعتیاد باید در مورد خشونت خانگی مورد پرس و جو قرار گیرند.

بررسی قربانیان

توجه: اگر پرسش‌هایی که ممکن است پاسخ آنها دردناک باشد، زودتر از زمان مناسب پرسیده شوند، احتمال آن می‌رود که مراجعه کننده احساس فشار و سردرگمی کرده در جلسات بعدی شرکت نکند.

نشانه‌هایی که برای شناسایی خشونت خانگی باید مورد توجه درمانگران قرار گیرند:

  • آسیب‌ یا جراحت بر روی صورت، گردن یا گلو
  • پاسخ‌های متناقض و تلاش برای پاسخ درست ندادن به سوالات مربوط به جراحات
  • پیشینه همکاری نکردن با برنامه‌های ترک اعتیاد یا پیشینه‌ بازگشت به مواد پس از ترک
  • مشکلات و بیمار‌ی‌هایی که ریشه در فشار عصبی دارند
  • مشکلات دوران بارداری

نشانه‌های خشونت خانگی را می‌توان در توضیحات زن در مورد رفتار مرد نیز یافت. آیا مرد:

  • زن را منزوی می‌کند؟
  • زن را مجبور به فروش مواد مخدر می‌کند؟
  • به سایر افراد خانواده یا حیواناتی که در خانه نگهداری می‌شوند آسیب می‌رساند؟
  • تهدید به آسیب رساندن به زن، خود و یا سایرین می‌ کند؟

کودک آزاری نیز از نشانه‌های خشونت خانگی است. تحقیقات نشان می‌دهند، پدرانی که کودکان خود را مورد آزار قرار می‌دهند، در مورد همسر خود نیز خشونت به کار می برند.

هشدار: قربانیان معمولا مایل به تشریح شدت خشونت موجود در خانه نیستند.

مداخله در بحران

اگر زنی به کادر درمانی اطلاع داد که در معرض خشونت خانگی قرار دارد، درمانگران باید:

  • از امنیت او اطمینان حاصل کنند: امنیت فیزیکی زن از اولویت برخوردار است، چه او در طول درمان در بیمارستان بستری باشد، چه در خانه‌ خود زندگی کرده وفقط برای ملاقات با درمانگران به مراکز درمانی مراجعه کند. در صورت بستری بودن مراجعه کننده، اقدامات امنیتی باید تشدید شود. در صورتی که مراجعه کننده در خانه خود زندگی می‌ کند، باید برای امنیت او برنامه ریزی شود.
  • به زن اطمینان دهند که حرف او را باور کرده‌اند: تاکید بر این که درمانگر به خشونت علیه قربانی واقف است بخش مهمی از حمایت عاطفی از قربانی است. تصدیق تجربیات قربانی به او این قدرت را می‌دهد که در حل مشکلات کوتاه مدت و برنامه ریزی درمانی بلند مدت شرکت کند.
  • گزینه‌های زن را شناسایی کند: درمانگران باید از زنان بخواهند که گزینه‌های خود را شناسایی کرده و اطلاعاتی را در اختیار درمانگران بگذارند که به گسترش این گزینه‌ها کمک کنند. درمانگران همچنین باید در تنظیم یک برنامه امنیتی مناسب به قربانی کمک کنند.
  • نگرانی‌های پزشکی، ازجمله احتمال نیاز به سم زدایی را مورد توجه قرار دهند.
  • به هر چیزی که بتواند در شروع درمان اختلال ایجاد کند توجه داشته باشند.

طراحی درمان برای قربانیان

در شرایط اضطراری اگر زن در خانه مورد حمله قرار بگیرد باید:

  • از آشپزخانه دور بماند چرا که در آشپزخانه انواع سلاح سرد مانند چاقو در دسترس مهاجم قرار دارد.
  • از حمام، کمد یا سایر مکان‌های کوچک و محدود دور بماند که مهاجم نتواند او را به دام بیاندازد.
  • به اتاقی برود که دارای پنجره یا دری برای فرار کردن باشد.
  • به اتاقی برود که در آن تلفن برای تماس با پلیس وجود داشته باشد و در صورت امکان درب را بر روی مهاجم قفل کند.
  • به پلیس تلفن بزند و نام افسری که به تلفن پاسخ می‌دهد را نیز به خاطر داشته باشد.
  • به فکر دوست یا همسایه‌ای باشد که می‌تواند برای کمک به او پناه ببرد.
  • در هنگام رسیدن پلیس، وقایع را برای افسر پلیس تعریف کند و نام و شماره‌ شناسایی افسر مورد نظر را حفظ کند.
  • در صورت بروز جراحت کمک پزشکی بگیرد.
  • از جراحات یا کبودی‌های احتمالی عکس بگیرد.
  • با یک مرکز خشونت خانگی یا پناهگاه زنان تماس گرفته و از آنان بخواهد که به او برای تنظیم یک برنامه امنیتی یاری دهند.

زنان برای حمایت از خود در خانه باید:

  • بدانند از کجا باید کمک گرفت و شماره تلفن‌های مورد نیاز را حفظ کنند.
  • در اتاقی که بتوان درب آن را از داخل قفل کرد تلفنی قرار دهند یا تلفن همراهی داشته باشند که بشود در همه حال از آن استفاده کرد.
  • اگر مردی که دست به خشونت می‌زند خانه را ترک کند، قفل درب را عوض کرده، برای پنجره‌ها قفل مناسب تهیه کنند.
  • راه فراری برای خروج از خانه پیش بینی کنند و آن راه را به کودکان نیز یاد دهند.
  • پیش از این که اتفاقی بیافتد، مکانی را در نظر داشته باشند که در صورت بروز مشکل به آن پناه ببرند.
  • از همسایه‌ها بخواهند که در صورت دیدن مرد مهاجم در خانه به پلیس تلفن بزنند. برای همسایه‌ها علائمی مشخص کنند. مثلا اگر کرکره تا نیمه پایین کشیده شد، تلفن دو بار زنگ زد، یا چراغی خاص روشن شد همسایه خواهد دانست که باید با پلیس تماس بگیرد.
  • وسایل ضروری را برای زمان‌هایی که باید با سرعت خانه را ترک کنند در ساکی جمع کرده، آن ساک را در مکان امنی قرار دهند، یا به دوست یا همسایه‌ای که مورد اعتماد است بسپارند.
  • پول نقد، کلید اتومبیل، اطلاعات و مدارم مهم مانند برگه‌های دادگاه، پاسپورت، سند تولد، سابقه پزشکی، داروها و اسناد مهاجرت خود را در ساکی که در بالا ذکر شد قرار دهند.
  • شماره تلفنی تهیه کنند که در جایی مانند کتابچه‌های تلفن ثبت نشده باشد.
  • شماره خود را از نشان داده شدن بر روی تلفن‌هایی که به آن‌ها زنگ می‌زنند مسدود کنند.
  • از دستگاه پیام گیر استفاده کنند و تماس‌های تلفنی را زیر نظر بگیرند.
  • در یک دوره‌ دفاع شخصی شرکت کنند.

برای حفظ امنیت کودکان، زنان باید:

  • به کودکان یاد بدهند که حتی برای کمک کردن وارد درگیری نشوند.
  • به کودکان یاد بدهند که چگونه به مکانی امن رفته، به پلیس تلفن کنند و شماره تلفن و آدرس خانه را به پلیس بدهند.
  • به کودکان یاد بدهند که چگونه کمک خبر کنند.
  • به کودکان یاد بدهند که هنگام درگیری همواره از آشپزخانه دور بمانند.
  • یک کپی از احکام دادگاه را به مسئولان مدرسه یا کودکستان بدهند و از آنان بخواهند که کودک را به هیچ عنوان پیش از صحبت کردن با آنان به کسی نسپارند و برای این که کسی نتواند پای تلفن خود را به جای مادر جا بزند بین خود و مسئولان مدرسه یک رمز مشخص کنند. زنان باید یک عکس از فرد مهاجم را نیز در اختیار مدرسه قرار دهند.
  • به کودکان یاد دهند که در صورت دیدن فرد مهاجم در مدرسه به چه کسی باید خبر دهند.
  • به مدرسه بسپارند که آدرس و تلفن مادر را در اختیار کسی قرار ندهند.

برای مراقبت از خود در خارج از خانه زنان باید:

  • برنامه معمول عبور و مرور خود را تغییر دهند.
  • به همراه کسان دیگر از نقطه‌ای به نقطه دیگر بروند.
  • خرید و کارهای بانکی خود را در مکانی متفاوت انجام دهند.
  • هرگونه حساب بانکی یا کارت اعتباری مشترک با مرد مورد نظر را بسته، حسابی جدیدی در بانکی دیگر، باز کنند.
  • حکم دادگاه و شماره‌های اضطراری را همواره در کنار خود داشته باشند.
  • تلفن همراهی داشته باشند که شماره پلیس بر روی آن ذخیره شده باشد.

برای مراقبت از خود در محل کار زنان باید:

  • یک کپی از حکم دادگاه را در محل کار نگهداری کنند.
  • عکس مرد مورد نظر را به نگهبانی و دوستان در محل کار نشان دهند.
  • با مدیران خود صحبت کنند، شاید مدیران بتوانند اقداماتی انجام دهند که پیدا کردن زن برای مرد مهاجم دشوارتر شود.
  • به تنهایی برای خوردن نهار محل کار خود را ترک نکنند.
  • از یکی از نگهبانان بخواهند که تا کنار ماشین یا اتوبوس آنان را همراهی کند.
  • در صورتی که مهاجم با آنان در مکان کار تماس گرفت، پیام تلفنی او یا ایمیل او را نگه دارند.
  • به کارفرما اطلاع دهند چرا که کارفرما ممکن است بتواند در پیدا کردن منابع اجتماعی به آنان کمک کند.

استفاده زن از قانون برای کمک به خود

احکام مراقبت و عدم تعقیب

زنان باید:

  • از مرکز خشونت خانگی محلی خود بخواهند که برای گرفتن احکام مدنی و رسیدگی جزایی به آنان کمک کنند.
  • برای گرفتن وکیل درخواست کمک کنند.

در بسیاری اماکن قاضی می‌تواند:

  • حکم کند که مهاجم از زن و کودکان دور بماند.
  • حکم کند که مهاجم خانه را ترک کند.
  • به مادر حضانت موقت دهد و حکم کند که پدر به صورت موقتی برای پرداخت هزینه‌های کودک به مادر کمک هزینه بپردازد.
  • حکم کند که ماموران پلیس مهاجم را در هنگامی که برای بردن وسایل شخصی خود به خانه می‌رود همراهی کنند.
  • مالکیت ماشین، وسایل منزل و سایر دارایی‌ها را به مادر بدهد.
  • حکم کند که مهاجم در برنامه‌های آموزشی و بازپروری شرکت کند.
  • مهاجم را از تماس با زن در محل کار وی منع کند.
  • در صورتی که مهاجم اسلحه قانونی داشته باشد، به او حکم کند که اسلحه خود را به پلیس تحویل دهد.

در صورت وجود نگرانی، زنان باید:

  • عکس جراحات خود را به قاضی نشان دهند.
  • به قاضی بگویند که در زمان‌هایی که مهاجم برای بردن بچه‌ها برای ملاقات هفتگی به خانه می‌آید احساس امنیت نمی‌کنند.
  • از قاضی بخواهد، حکمی صادر کند که مرد کودکان را برای ملاقات در اداره پلیس یا مکانی دیگری تحویل بگیرد و به همانجا نیز بازگرداند.
  • از قاضی بخواهد، زمان ملاقات مرد با کودکان را با دقت مشخص کند تا پلیس به راحتی متوجه شوند که آیا حضور مرد در هر زمان در نزدیکی خانه مجاز است یا خیر.
  • در صورتی که مرد به کودکان آسیبی رسانده یا آنان را تهدید کرده است به قاضی اطلاع دهد و تقاضای ملاقات تحت نظارت کند و تصمیم بگیرد که چه کسی برای نظارت مناسب است.
  • حکم تصدیق شده دادگاه را بگیرند.
  • حکم را در همه حال در کنار خود نگه دارند.

رسیدگی جزایی

زنان باید:

  • حکم دادگاه را به دادستان نشان دهند.
  • گزارشات پزشکی و عکس‌های مربوط به آسیب‌ها و جراحات را به دادستان نشان دهند.
  • نام هر کسی که به آنان کمک می‌کند (مانند وکیل یا مددکار اجتماعی) را به دادستان بدهند.
  • در صورت وجود شاهدی برای آزار و ضرب و شتم دادستان را در جریان قرار دهند.
  • از دادستان بخواهند که پیش از خروج مهاجم از بازداشتگاه به آنان خبر دهد.

امنیت در دادگاه

زنان باید:

  • در دادگاه تا حد ممکن از متهم (مهاجم) دور بنشینند. زنان مجبور نیستند که به متهم یا دوستان و خانواده او نگاه کنند یا با آنان حرف بزنند.
  • فامیل یا دوستی را به همراه بیاورند که تا زمان رسیدن نوبت به پرونده‌ی آنان در کنارشان باشند.
  • در صورت ترس از متهم مامور پلیس یا دادگاه را در جریان قرار دهند و از آنان بخواهند که مراقبشان باشند.
  • پیش از خروج از دادگاه حکم را بگیرند.
  • در صورت لزوم از قاضی بخواهند که پس از اتمام رسیدگی، متهم را برای مدتی در دادگاه نگه دارد تا آنان زودتر دادگاه را ترک نمایند.
  • در صورتی که فکر می‌کنند متهم در حال تعقیب آنان است به سرعت به پلیس تلفن کنند.
  • اگر برای کار یا تفریح به ایالت دیگری می‌روند، احکام را همراه خود داشته باشند، چرا که این احکام در تمامی ایالات اعتبار دارند.

مسائل روانی

  • بخش بزرگی از درمان به این اختصاص دارد که زن باور کند که در مورد اعتیاد خود مسئول است اما در مورد رفتار همسر یا زوج خود هیچ گونه مسئولیتی ندارد.
  • بسیاری از زنانی که مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند، در سایر موراد زندگی نیز مدت ها تحت کنترل مرد بوده‌اند. رساندن این زنان به قدرت تصمیم گیری مستقل در درمان آنان نقش بنیادی دارد.
  • «اختلال پس از واقعه» (PTSD)، فشار مضاعف در نتیجه مصرف نکردن مواد مخدر و باور قربانی در مورد امنیت خود، همه مواردی هستند که در روند درمان و بازپروری وی تاثیر دارند و در طول درمان باید مورد توجه قرار گیرند.

مسائل بازپروری در آینده

نگرانی‌های عملی، بسیاری از قربانیان خشونت خانگی را پس از ترک مواد مخدر زیر فشار روانی شدیدی قرار می‌دهند. ارتباط میان برنامه‌ها و سازمان‌های مختلف در کمک به قربانی برای به جا آوردن مسئولیت‌های خود در طول درمان نقش بسیار تعیین کننده‌ای دارند. چهار حوزه که در این مدت باید مورد توجه باشند از این قرارند:

  • عملکرد اجتماعی: انزوای اجتماعی در میان قربانیان خشونت خانگی متداول است. درمانگران باید مراجعه کننده را تشویق کنند که خود تصمیم گیری برای فعالیت‌ها و سرگرمی‌های جدید خود را به عهده گیرد.
  • نقش مادری: قربانیان خشونت خانگی ممکن است نیازمند یادگیری مهارت‌های جدید و پذیرش شرایط خود به عنوان کسی که از خشونت خانگی جان سالم به در برده است باشند.کنار آمدن با ناامیدی و خشم یکی از مهارت‌های مهم زندگی است که باید در طول دوران درمان به صورت مستقیم مورد توجه قرار گیرد.
  • نگرانی‌های مالی و حقوقی: درمانگران باید همراه مراجعه کننده به برنامه‌های آینده‌ او برای تحصیل و کار بپردازند و در مورد گزینه‌های مختلف پیش روی مراجعه کننده اطلاع داشته باشند.
  • جلوگیری از بازگشت: قربانی شدن مجدد از سوی مردی که دست به خشونت می‌زند بزرگترین خطری است که زنان را در راه ترک مواد مخدر تهدید می‌ کند. توجه دقیق به وقوع خشونت خانگی در مسیر کمک به مراجع و جلوگیری از بازگشت وی به مصرف مواد یا محدود کردن تاثیرات منفی آن ضرورت دارد.     

مسئله آزار و بی توجهی به کودکان

شناخت آزار یا بی توجهی به کودکان

زمانی که درمانگران از وقوع خشونت خانگی مطلع می‌ شوند، مسئولیت دارند که احتمال این که کودک در هنگام بروز این خشونت در صحنه حضور داشته و یا این که به گونه ای در آن درگیر بوده است را بررسی کنند. به درمانگران در مراکز ترک اعتیاد توصیه نمی‌شود که کودکان را در مورد احتمال بروز کودک آزاری یا آزار جنسی از سوی اعضای خانواده مورد پرس و جو قرار دهند. این آزمون‌ها باید از سوی افراد متخصص این کار انجام گیرند.

گزارش آزار یا بی توجهی احتمالی

  • مراجعان باید مطلع شوند که می‌توانند آزار کودکان از سوی زوج خود را گزارش کنند.
  • آماده سازی فرد برای برخورد با تاثیرات گزارش کودک آزاری بر روی خانواده ضرورت دارد.
  • افراد حرفه‌ای که به خانواده‌ها کمک می‌کنند باید برای خانواده‌ها کاملا توضیح دهند که چه انتظاراتی می‌توانند از برنامه‌ها و سازمان‌های محافظت از کودکان داشته باشند. در صورت امکان اعضای خانواده باید با مددکاران سازمان محافظت از کودکان نشستی داشته باشند و این مددکاران باید در جلسات دادگاه در کنار اعضای خانواده باشند.

نقش درمانگران در حمایت از مادر

  • کمک به مادر برای شناسایی خدمات موجود و هماهنگی برای دسترسی او به این خدمات
  • حمایت از او برای شرکت در این برنامه‌ها و استفاده از این خدمات
  • گوش دادن به مشکلات و ناامیدی او در مورد بر آورده کردن مسئولیت‌هایی که سازمان‌های مختلف بر عهده او گذاشته‌اند.

روش‌های شناسایی و سوالات برای پرسیدن از مهاجمان

هشدار: در هنگام سوال کردن از کسانی که زنی را مورد خشونت خانگی قرار داده‌اند، درمانگران باید مراقب باشند که مهاجم تلاش نکند تقصیر را گردن قربانی یا الکل و مواد مخدر بیاندازد.

سوالات:

  • بعضی‌ها معتقدند که در شرایط خاص کتک زدن زن (دوست دختر و…) اشکالی ندارد. به نظر شما در چه شرایطی اعمال خشونت اشکالی ندارد؟
  • اگر شما زیر فشار بسیار شدید روانی بودید (مثالی فرضی ارائه کنید)، فکر می کنید که می‌توانید خونسردی خود را حفظ کنید؟
  • در این شرایط چه می‌کنید؟

پس از گفتگو در مورد مسائل کلی اجتماعی و تاریخچه خانوادگی، مصاحبه کننده می‌تواند به سوالات خصوصی‌تر و مستقیم‌تر برسد.

  • آیا کسی در خانواده به شما آسیبی زده است؟ (اگر مصاحبه شونده مورد ضرب و شتم قرار گرفته باشد، عکس مسئله ممکن است صحیح باشد.)
  • آیا شما به کسی در خانواده‌تان آسیبی رسانده‌اید؟

قرارداد «عدم خشونت»

مهاجمانی که به برنامه‌های ترک اعتیاد معرفی می‌شوند ممکن است لازم باشد که قرار دادی امضاء کنند که در آن تعهد کرده اند دست به خشونت نمی‌زنند. قرار داد «عدم خشونت» بخصوص در شرایطی که رابطه‌ای بین سازمان ترک اعتیاد و سازمان مربوط به خشونت خانگی وجود داشته باشد کارایی دارد. در صورت عدم وجود چنین ارتباطی، این قرار داد همچنان می‌تواند به عنوان یک هدف رفتاری مورد استفاده قرار بگیرد.

دام در درمان مهاجمان

برنامه‌های ۱۲ قدمی، در صورتی که اصولشان به درستی اعمال و درک شوند می‌توانند در درمان و بازپروری مهاجمان نقش مناسبی بازی کنند. اما درمانگران باید بسیار مراقب باشند که مهاجمان در نتیجه‌ درک نادرست، از فلسفه‌چنین برنامه‌هایی برای توجیه، دلیل تراشی یا فرافکنی مسئولیت خود در مورد ارتکاب اعمال خشونت آمیز استفاده نکنند.  

توجه مداوم به مسئله خشونت خانگی

توجه مداوم به خشونت خانگی در درمان این مراجعان، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، چرا که این مراجعان معمولان به سرعت و راحتی شروع به صحبت در مورد خشونت موجود در زندگی شخصی خود نمی‌کنند. پس از توقف مصرف مواد مخدر، مسائل دیگری نیز بروز می‌کنند که آنها نیز به مسئله خشونت ارتباط پیدا می‌کنند. ابعاد کامل خشونت خانگی معمولا در ابتدا به راحتی روشن نمی‌شود و در بسیاری افراد به صورت ناخودآگاه و در مراحل بعدی درمان خود را نشان می‌دهند.

برنامه ریزی درمانی برای مهاجمان

  • مسئولیت پذیری مراجعه کننده را اندازه گیری کنید.
  • رفتارهای او را با نتایج قابل لمس، مانند قرارداد عدم خشونت پیوند بزنید.
  • مراجعه کننده را تشویق کنید که به سطحی از خود آگاهی برسد که باورها و گرایش‌های درونی خود که پیش نیاز اعمال خشونت هستند را درک کند و بتواند احساساتی که منجر به خشونت می‌شوند را کنترل کند.
  • برنامه‌ درمانی را با استراتژی‌هایی که امنیت زن و سایر اعضای خانواده را تضمین می‌کنند تدوین کنید.
  • به مهاجم کمک کنید که بر روی تغییر دادن رفتارها و شرایطی که منجر به وقوع ناگهانی و شدید خشونت یا بازگشت ناگهانی به مصرف مواد مخدر می شوند تمرکز کنید.
  • مراقب باشید کسانی که خشونت را تایید می‌کنند یا به سایر مراجعان برای دلیل تراشی برای خشونت خود کمک می‌کنند را متوقف کنید.
  • آگاهی مهاجم را در مورد تاثیراتی که خشونت او بر روی رفتارهای آینده فرزندانش دارد بالا ببرید. (پسر بچه‌ها معمولا خشونت را از الگوهای مذکر در زندگیشان یاد می‌گیرند.)
  • از طریق مدیریت خشم و مهارت‌های مقابله‌ای مناسب به مهاجم کمک کنید که الگوهای رفتاری غیر خشونت آمیز در زندگی خود به وجود بیاورند.
  • اهمیت الگو قرار دادن رفتار غیر خشونت آمیز با همسر و فرزندان را در ذهن مراجعه کننده تقویت کنید.

رجوع دادن و ایجاد ارتباط

رجوع

زمانی که پاسخ به پرسش‌های مطرح شده در مصاحبه نشان دهد که فرد قربانی خشونت خانگی یا عامل آن است، وی بلافاصله باید به یک برنامه مبارزه با خشونت خانگی رجوع داده شود. در زمان‌هایی که رجوع دادن به این برنامه‌ها ممکن نیست، ادامه دادن مشاوره‌ فرد با یک متخصص خشونت خانگی قویا پیشنهاد می‌شود. در پاره‌ای موارد، مراجعه کننده از سوی دادگاه موظف به شرکت در دوره‌های ترک اعتیاد شده است. درمانگران آن مرکزها از اهرم بوجود آمده از سوی دستگاه قضایی استفاده می‌کنند و مهاجمان را برای بازپروری به برنامه‌های مربوط به خشونت خانگی نیز می‌فرستند.

رجوع قربانیان   

  • اگر مراجعه کننده‌ای عنوان کند که در خطر خشونت قرار دارد، مسئولان باید پیش از رسیدگی به هر مشکل دیگری برای رفع خطر خشونت اقدام کند.
  • به قربانی پیشنهاد دهید که گام‌های قضایی پیشگیرانه را بردارد و از مدارک خود، مانند گواهینامه رانندگی و کارت تامین اجتماعی مراقبت کند.
  • اقدامات تلافی جویانه مهاجم، در صورت وارد شدن پلیس به ماجرا را مورد گفتگو قرار دهید.
  • اگر قربانی برای فرزندانش ابراز نگرانی کرد، او را به یک پناهگاه و برای حمایت حقوقی ارجاع دهید.

ارجاع مهاجمان

  • برنامه ترک اعتیاد پس از شناسایی ضاربان، باید به عنوان بخشی کلیدی از برنامه ‌درمان و بازپروری، آنان را به برنامه‌های میانجی‌گری در مورد ضرب و شتم ارجاع دهد.
  • در صورت امضای مجوز کتبی، درمانگر مرکز مواد مخدر می‌تواند اطلاعات مربوط را با مسئولان مرکز مبارزه با خشونت خانگی در میان بگذارد، تا از رسیدگی به هر دو مشکل اطمینان حاصل شود.
  • خانواده درمانی یا میانجی‌گری خانوادگی برای ضاربان و همسرانشان باید از سوی یک سازمان مبارزه با خشونت خانگی یا یک متخصص مبارزه با خشونت خانگی اجرا شوند.

ارتباطات

  • برای درمان موثر اعتیاد به مواد مخدر، برنامه درمانی باید با هماهنگی برنامه‌ خشونت خانگی و سایر ارگان‌های مربوط به سلامت و بازپروری مراجعه کننده، مانند دستگاه قضایی و محل کار او پیش رود.
  • درمانگران مرکز ترک اعتیاد و مرکز مبارزه با خشونت خانگی و مسئولان حقوقی و سایر متخصصان باید طرح درمان مراجعه کننده را با هماهنگی یکدیگر برنامه ریزی کنند.
  • درمانگران مراکز ترک اعتیاد باید اطلاعات کافی در مورد امکانات و سازمان‌های موجود در محدوده‌ اجتماعی خود را داشته باشند.
  • بررسی هم زمان مسائل از سوی سازمان‌های متفاوت می‌تواند به ایجاد ارتباطات مناسب بین این سازمان‌ها کمک کند.
  • با توجه به نفوذی که نظام قضایی بر مراجعه کننده دارد، وارد کردن این نظام به مجموعه روابط بین سازمان‌ها باید گام اول باشد.

نظر به توجه فزاینده به کاهش و مدیریت هزینه‌ها، همکاری مشترک در آینده‌ بسیاری از این برنامه‌ها نقش کلیدی ایفا خواهد نمود.

خدمات درمانی مشترک

در هنگام ایجاد این ارتباطات توجه داشته باشید که خدمات درمانی مشترک باید دارای این خصوصیات باشند:

  • مراجعه کننده (بیمار) محور
  • جامع
  • انعطاف پذیر
  • مشترک با همکاری ارگان‌های مختلف
  • هماهنگ
  • پاسخگو و مسئولیت پذیر

مدیریت پرونده

برای مدیریت هر پرونده، یک درمانگر متخصص یا تیم مدیریتی پرونده مسئول هماهنگی ارتباطات بین مجموعه‌ وسیعی از خدمات و سازمان‌هایی است که در مورد اکثریت و چه بسا تمامی مراجعان به برنامه‌های ترک اعتیاد مورد نیاز هستند.

وزارت خدمات بهداشتی و انسانی ایالات متحده آمریکا

مرکز اعتیاد و سلامت روانی

مرداد
۹
۱۳۹۳
به بهبود خود کمک کنید، شما ارزشش را دارید  
مرداد ۹ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

7904422188_8e4a1ed658_z

ترجمه: گ – حقیقی

راهنمای زنان در حال ترک مواد مخدربرای مواجهه با مشکلات ناشی از خشونتی که در دوران کودکی دیده اند.

گزارش زیر در مرکز درمان سوء مصرف مواد مخدر و الکل CSAT ، اداره خدمات سلامت روان و سوء مصرف مواد SAMHSA ، اداره سلامت و خدمات انسانی ایالات متحده HHS تهیه شده است.

مقدمه:

اکنون که شما تحت درمان سوء مصرف مواد مخدر هستید، احتمالا” احساسات و علائم مختلفی را تجربه خواهید کرد. این احساسات ممکن است برای شما دردناک بوده و یا دست و پنجه نرم کردن با آنها دشوار باشد. شما ممکن است دارای چنین احساساتی باشید:

  • ترس و وحشت
  • درماندگی
  • احساس گناه
  • خجالت
  • اضطراب
  • افسردگی
  • عصبانیت
  • انزجار از خود
  • مشکل برقراری ارتباط با خانواده یا دوستان
  • دیوانگی و احساس بی قراری
  • کرختی یا بی احساسی
  • تمایل به مرگ

برخی از این احساسات در میان زنانی که شروع به ترک اعتیاد می کنند رایج هستند، اما همین عواطف می توانند برای بسیاری از زنانی که قربانی کودک آزاری بوده اند قوی تر باشند. این درد می تواند آن قدر زیاد باشد که فرد دست به هر کاری بزند تا از پس احساساتش بر آید، مانند استفاده مجدد از مواد مخدر یا الکل.

بعضی از زنان تحت درمان به روشنی به یاد نمی آورند که برای اولین بار چگونه مورد سوء استفاده قرار گرفته اند، اما دارای برخی از احساساتی که در این جا ذکر شد هستند. تعدادی از آنان ممکن است خاطرات سوء استفاده در کودکی را آن قدر سرکوب کرده باشند، که حتی نتوانند دلیل خشم شدید خود را توضیح دهند. اینکه چرا از شخص خاصی می ترسند، کابوس می بینند یا همیشه فکر می کنند قرار است اتفاق بدی بیافتد. گاهی آنها پس از ترک اعتیاد ودر دورانی که تحت درمان هستند، اتفاقاتی را به یاد می آورند که یادآوری آن خاطرات برایشان بسیاردردناک بوده به طوری که سعی کرده اند به وسیله مصرف مواد مخدریا الکل، از به یاد آوردنشان جلوگیری کنند.

 به هر حال ممکن است کار کردن روی خاطرات دوران کودکی یا لغزش های حافظه در دوران ترک مواد مخدر برای مواجه شدن با دردهای گذشته و تمرکز روی زندگی کنونی شما مفید باشد.

کودک آزاری (یا سوء استفاده از کودک) چیست؟

سوء استفاده از کودک معانی متعددی دارد و گاهی سخت می شود فهمید آنچه که در کودکی تجربه کرده اید سوء استفاده بوده است یا خیر. شاید در آن زمان نوع تنبیه و یا رفتارخشونت آمیزی که با شما صورت گرفته عادی به نظر می رسیده است. به همین دلیل بهتر است روی سوالات مطرح شده زیر فکر کنید. سوالاتی که موارد کودک آزاری را در بر می گیرند.

آیا به یاد می آورید فردی در زمان کودکی اعمال زیر را نسبت به شما انجام داده باشد ؟

  • شما را تنبیه یا تأدیب شدید کرده باشد؟
  • شما را آن قدر محکم کتک زده  که کبودی، بریدگی یا شکستگی استخوان به جا گذاشته است؟
  • شما را کتک یا مشت زده باشد ولو آثاری به جا نمانده باشد ؟
  • طوری با شما رفتار کرده که احساس  ناتوانی و درماندگی کرده باشید؟
  • به شما فحاشی کرده یا آزار کلامی داده است؟
  • در میان افراد خانواده و افراد نزدیک، کسی ظاهر فیزیکی شما مانند: رنگ مو، پوست، شکل بدن یا ناتوانی احتمالی شما را مورد انتقاد قرار داده یا مسخره کرده باشد.
  • با شما صحبت جنسی کرده، لباس در آوردن یا حمام کردن تان را تماشا کرده، عکس ها یا فیلم های پورنوگرافیک به شما نشان داده یا از شما به شکل نامناسبی عکس گرفته باشد؟
  • اعضای جنسی شما را لمس، یا مجبورتان کرده باشد که اعضای جنسی خود یا شخص دیگری را لمس کنید؟
  • شما را مجبور کرده دیگران را در حین اعمال جنسی نگاه کنید؟
  • شما را مجبور به مراقبت جنسی کرده باشد؟

پیامدها یا عوارض کودک آزاری

تأثیرات کودک آزاری می تواند تا زمان بزرگسالی با شما بماند. علاوه بر احساس عصبانیت، دلواپس، شرمندگی یا افسردگی ممکن است:

  • خاطرات تصویری از آزارهای گذشته را به یاد آورید
  • کابوس های مکرر داشته باشید
  • نسبت به صداهای بلند یا لمس شدن خیلی حساس باشید
  • همیشه منتظر اتفاق بدی باشید
  • اجازه بدهید دیگران از شما استفاده یا سوء استفاده کنند
  • دوران هایی از زندگی تان را به یاد نیاورید
  • احساس کرختی کنید

این احساسات می توانند هنگام اضطراب یا موقعیت هایی که خاطرات سوء استفاده شدن را به یادتان می آورد، مثل زمانی که با آشنای نزدیکی دعوا می کنید، بدتر یا شدیدتر شوند.

هر زمان احساس کردید می خواهید خودتان را آزار بدهید یا به خودکشی فکر می کردید، بلافاصله به مشاورتان تماس بگیرید.

چگونه می توان مادامی که تحت درمان هستید به مسائل کودک آزاری پرداخت؟

شاید بهتر باشد صحبت کردن درباره سوء استفاده دردناک گذشته را به زمانی که مصرف الکل را ترک کرده اید موکول کنید و درپروسه درمان بر باز شدن ذهن و الگوهای سالم رفتاری تمرکز کنید. در این مدت رابطه مستحکمی با مشاورتان برقرار کرده، دوست های جدید پیدا، و با افرادی که از مواد یا الکل سوء استفاده نمی کنند روابط جدیدی برقرارکنید. در آن زمان شاید کم کم احساس امنیت کافی برای فکر کردن به این موضوع رابه دست آورید.

با این حال اگر احساس می کنید این علایم بیش از حد شدید یا دردناک هستند باید بلافاصله به آن ها بپردازید، بدانید که می توانید هر زمانی که می خواهید یا نیاز دارید این موضوع را پیش بکشید. درهر مرحله ای از بهبود که باشید کمک در اختیارتان است. یادتان باشد زن های بسیاری روی مشکلشان کار کرده اند و امروز، زندگی شاد، سعادتمند و عاری از مواد مخدر دارند.

این به خود شما بستگی دارد که تصمیم بگیرید چه زمانی درباره تجربه سوء استفاده ای که در بچگی از شما شده با مشاورتان صحبت کنید، اما مهم است که این موضوع هر زمان که آمادگی اش دارید مطرح کنید. شاید اولین باری باشد که درباره آنچه در کودکی بر شما گذشته با کسی صحبت می کنید. شاید از صحبت کردن درباره افراد خانواده یا فردی نزدیک به شما احساس گناه یا ناسپاسی به شما دست دهد. شاید نگران واکنش خانواده تان باشید. همه این احساسات و ترس ها بسیار طبیعی هستند؛ آن ها را با مشاورتان در میان بگذارید.

گاهی به یاد آوردن تفاوت میان احساس قربانی بودن در بچگی و بزرگسالی دشوار است. در آن زمان نمی توانستید از خودتان محافظت کنید اما الآن می توانید. امروز توانایی دارید به عنوان یک فرد بالغ درباره آنچه بر شما گذشته صحبت کنید و می توانید روز به روز بهتر شوید.

مشاورتان چگونه می تواند به شما کمک کند؟

مادامی که درباره تجربه هایتان با مشاور یا درمانگر صحبت می کنید، این گفتگو ممکن است به ویژه درزمانی که خاطرات دردناک گذشته و احساساتتان اوج می گیرند و با نگاه دقیق تری به گذشته می نگرید دشوارتر شود. گاهی اوقات این احساسات شدید موجب بازگشت به مواد مخدر یا الکل می شوند. یک مشاور یا درمانگر می تواند به شما کمک کند ارتباط بین سوء استفاده شدن در گذشته و سوء مصرف مواد مخدر را در حال حاضر درک کنید. او می تواند به شما کمک کند با احساساتتان بهتر کنار بیایید تا کمتر آسیب ببینید.

همچنین مشاورمی تواند  برای ترک مواد، مشاور یا درمانگری پیدا کنید که تخصصش در کار کردن با افرادی است که قربانی کودک آزاری بوده اند. پرداختن به مسائل سوء استفاده در کودکی زمان زیادی می برد؛ باید با

روانشناسی تماس بگیرید که هم می تواند در حال حاضر وهم پس ازاتمام درمان سوء مصرف موادتان به شما کمک کند.

نکته آخر

 به عنوان زنی که در حال بهبود از سوء مصرف مواد مخدر  هستید، با چالش های مختلفی رو به رو شده اید و دوام آورده اید. تصمیم شجاعانه شما برای درمان سوء مصرف مواد مخدر حرکتی برای به قوی تر شدن خودتان است. شما لیاقت این فرصت را دارید که بهترشوید و یک زندگی شاد و سالم را پیش گیرید.

شما در آینده با مشکلاتی رو به رو می شوید اما این توانایی را خواهید داشت که اوضاع را بهتر کنید. شما می توانید این کار را کنید، همان طوری که بسیاری پیش از شما آن را انجام داده اند. یادتان باشد: شما تنها نیستید. از منابع متعدد و شبکه های حمایتی که دراختیارتان است استفاده کنید تا به شما احساس امنیت بدهند و به سوی اهدافتان پیش روید. تا زمانی که هوشیار هستید، گزینه هایتان بیشتر می شود. مادامی که رابطه ای بر پایه اعتماد  با مشاور یا درمانگر برقرار می کنید، بهتر می شوید.

شجاعتی که در کمک کردن به بهبود خودتان پیدا می کنید، می تواند روزی به فرد دیگری که در اعتیاد و درد از دست رفته است کمک کند.

با خودتان صبور باشید. بهتر شدن زمان می برد اما ارزشش را دارد چون شما ارزشش را دارید.

لینک منبع

بهمن
۲۲
۱۳۹۲
همسرم از من خواست که به دوستانش نگویم ما زن و شوهر هستیم
بهمن ۲۲ ۱۳۹۲
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , ,
image_pdfimage_print

8342843022_7812155d3f_n

عکس:   LiebeGaby

سحر نیازی- روزنامه نگار

مهسا همان سال اول بعد از پایان دبیرستان در کنکور سراسری  رشته دارو سازی قبول شد. دختری از خانواده خوب و متمول که در بهترین مدرسه های تهران درس خوانده بود و از بهترین امکانات زندگی بهره مند بود  خانواده مهسا مذهبی سنتی بودند و مسایل مادی هم برایشان مهم بود .

مهسا هنوز ترم اول دانشگاه را شروع نکرده بود که کارت دعوت عروسی اش به دستم رسید. گوشی تلفن را برداشتم و به بهانه تبریک تلفن زدم. او ذوق زده گفت که پسری از خانواده خوب و مذهبی به خواستگاری اش آمده است و فعلا عقد کرده اند تا مراسم عروسی در سالن فرمانیه برگزار شود. دختر جوان یک ساعت برایم از ویلای شمال و وضع مالی و شغل پدر داماد جوان برایم تعریف کرد و من مثل روز برایم روشن بود که کمتر از یک سال او به من با حالی دیگر زنگ خواهد زد. اما پیش بینی من خیلی زودتر از موعد و قبل از تاریخ عروسی به وقوع پیوست. یک روزخیلی اتفاقی مهسا را در خیابان دیدم. رنگ پریده و آشفته. صدایش زدم، با پیشنهاد خوردن چایی موافقت کرد. با هم به پاساژ گلستان رفتیم و من فرصت دادم تا خودش حرف بزند. اما دخترک به جای حرف بغضش ترکید و اشک ریخت. مهسا برایم تعریف کرد که بعد از مدتی پسر جوان به او گفته که حق ندارد به دوستانش ( شوهرش) بگوید که زن اوست چرا که او عاشق دختر دیگری است و تنها برای رهایی از غرغرهای پدر و مادر و تهدیدهای آنها تن به ازدواج داده است. چونکه پدر مولتی میلیارد پسر با فهمیدن عشق پسر به دختری که در شان خانواده آنها نیست، پسر را تهدید کرده که از خانه بیرونش می کند ودیگر از مواجب بی حساب و کتاب و ماشین آخرین مدل  خبری نخواهد بود. مهسا اشک می ریخت و برایم از داماد جوان ۲۰ ساله ای حرف می زد که نه درسی خوانده بود و نه کاری داشت و دستش در جیب پدرش بود. به مهسا گفتم که حتما با مادر و پدرش حرف بزند و حتما مشکل را با آنها در میان بگذارد. قرار گذاشتیم که هفته بعد دوباره همدیگر را ببینیم اما مهسا سر قرار نیامد و موبایلش را جواب نداد. از شدت نگرانی مجبور شدم سری به خانه آنها بزنم و همانجا متوجه شدم که داستان بالا گرفته و پسر جوان خودکشی کرده است.  مهسا هم  با ناراحتی اعصاب شدید در خانه افتاده بود. مادر مهسا به محض دیدن من التماس کرد که به داخل بروم و با مهسا حرف بزنم که از خر شیطان بیاید پایین و هر جور شده مدتی با پسر زندگی کند تا بلکه سر عقل بیاید.

من متعجب و حیران به حرف های مادر مهسا گوش می دادم که می گفت: خانم شما نمی دانید چه شانسی در خانه این دختر را زده است. تک پسر، خانواده پولدار و حسابی و متدین. من اطمینان دارم بعد از مدتی پسرک سرش به سنگ می خورد و سر زندگی خودش بر می گردد. ما آبرو داریم. کارت های عروسی را پخش کرده ایم و نمی خواهیم دشمن شاد بشویم. جواب مادر مهسا را ندادم و به سراغ دخترک بیچاره رفتم.

قرص خورده بود و بیحال روی تخت افتاده بود. با همان حال برایم تعریف کرد که پسر جوان کلا از عقد پشیمان شده و خود کشی کرده است و حتی چند بار قبل از خودکشی سعی کرده به شیوه های مختلف به مهسا مواد مخدر بدهد. در همین حال مادر مهسا عصبانی وارد اتاق شد و گفت: باز سفره دلت را باز کردی ؟ باز نشستی مسایل خانوادگی را برای غریبه ها تعریف کردی  و خیلی صریح عذر من را خواست و گفت که حق دخالت در زندگی خصوصی آنها را ندارم .

نمی دانم چند ساعت طول کشید. فقط می دانم از فرمانیه تا یوسف آباد پیاده آمدم و یکسره به سراغ روحانی که می دانستم معتمد خانواده آنهاست رفتم. این آقای روحانی را سال ها بود که می شناختم. اهل درس و بحث و فلسفه که دخلی به کار سیاسی نداشت و همیشه با روی باز از شاگردان قدیمی اش پذیرایی می کرد. داستان را برای ایشان تعریف کردم و گفتم که جان و سرنوشت و حیثیت این دختر در خطر است و من بسیار نگرانم. این آقا هم که بسیار مرد شریفی بود از خود مایه گذاشت و خیلی جدی خانواده طرفین را خواست و با دختر و پسر جوان صحبت کرد و خیلی جدی از آنها خواست که دست از سر این دختر و پسر بردارند.

امروز سال ها از آن روزها گذشته است. بعد از آن داستان دیگر مهسا را ندیدم. می دانستم که مهسا بالاخره توانسته طلاق توافقی بگیرد  و برای گذراندن فوق تخصص به آمریکا رفته است.

تا چند روز پیش که در فیس بوک پیغام آشنایی دیدم. مهسا بود با  خبر تولد دخترش و عکس های عروسی اش که را برایم فرستاده بود. برایم نوشته بود که بعد از جدایی و گرفتن دکترا به آمریکا آمده و با همکلاسی اش ازدواج کرده است و او مرد بسیار شریف و خوبی است. البته فهمیدم که بعد از این همه سال هنوز خیلی تغییر نکرده است. باز هم برایم از وضع مالی و جشن عروسی با شکوه و خانواده پولدار همسرش نوشته بود.

از پیام او خوشحال شدم و برایش آرزوی موفقیت کردم.