صفحه اصلی  »  مهریه
image_pdfimage_print
بهمن
۲۰
تیراندازی داماد جوان به همسرش برای فرار از پرداخت مهریه
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
Capture
image_pdfimage_print

عکس: رکنا

فریبا در پلیس آگاهی تهران در خصوص زندگی ناکامش با داود و ماجرای دستگیر شدن او یکسال پیش با داوود در مسیر جمکران آشنا شدم و در این مدت او به خاطر علاقه ای که به من داشت به خواستگاری ام آمده که به خاطر اینکه از او بزرگتر بودم به خواسته اش جواب منفی دادم.

دختر جوان گفت: به خاطر اصرار های داوود پذیرفتم تا به خواستگاری اش جواب مثبت دهم اما فردای روز عقدمان نامزدم مرا به باد کتک گرفت که این کتک کاری ها ادامه داشت و تصمیم به جدایی گرفتم که خانواده هایمان با میانجیگری ما را آشتی دادند و زندگی مان تا ماه رمضان خوب بود اما پس از آن دوباره داوود مرا کتک زد و همین باعث شد تا از  داوود بخواهم طلاق توافقی بگیریم اما وقتی پیش مشاور رفتیم داوود ادعا کرد که نمی خواهد از من طلاق بگیرد.
فریبا در حالیکه اشک می ریخت  گفت: ماه محرم بود که داوود دوباره مرا کتک زد و تهدید کرد مرا خواهد کشت تا اینکه جلوی در خانه توانستم از دستش فرار کنم و وارد خانه شدم. خانواده ام به خانه مان آمده و مرا به خانه خود بردند و از داوود شکایت کردم. داوود همراه مادر و خواهر و زن دایی اش پس از چند روز به خانه مان آمدند و با شکستن در خانه وارد خانه شدند که داوود طلاهایم را از روی میز برداشت و از خانه خارج شد.

دختر جوان گفت: در این مدت بارها از سوی داوود تهدید شدم تا اینکه پذیرفت به صورت توافقی از هم جداشویم و صبح روزی که می خواستیم به دادگاه برویم چون حالم خوب نبود داوود پیشنهاد داد خودش به دنبالم می آید و با هم به دادگاه می رویم و این در حالی بود که مادرم مخالف بود و وقتی داوود به دنبالم آمد من و مادرم سوار بر خودروی او شده و به سمت دادگاه حرکت کردیم.

در مسیر دادگاه بودیم که ناگهان داوود مسیرش را تغییر داد و به سمت بیابان های اطراف تهران رفت که تازه متوجه شدم شوهرم نیت شومی در سر دارد که از او خواستم ما را به خانه بازگرداند اما ناگهان داوود اسلحه ای از زیر لباسش بیرون کشید و ادعا که مرا خواهد کشت که در همین لحظه گلوله ای شلیک کرد که به شیشه خودرو اثبات کرد.

وی گفت: با جیغ و فریاد از مردم کمک می خواستم اما کسی صدایم را نمی شنید که مجبور شدم در حالیکه خودرو در حال حرکت بود از خودرو خودم را به بیرون پرت کنم و بعد از فرار شنیدم که داوود مادرم را در محدوده چهاردانگه اسلامشهر از خودرویش پیاده کرده است.

پس از این ماجرا از داوود شکایت کردم تا اینکه صبح امروز شنیدم داوود دستگیر شده است.

فریبا گفت:داوود ادعا می کند که مرا دوست دارد و حرفهایش را قبول دارم ولی این چه دوست داشتنی است که تصمیم به قتل من گرفته بود.

داود ۲۳ ساله با اشاره به اینکه برای جرم تیراندازی دستگیر شده است به خبرنگار گفت: می خواستم او را تهدید کنم و به همین دلیل به سمت بیرون ماشین شلیک کردم و نمی خواستم او را بکشم.
داوود اظهار داشت: من سابقه دار نیستم اما توان پرداخت مهریه و تحمل زندان را ندارم به همین دلیل مجبور شدم این کار را بکنم تا شاید گذشت کنند و مرا ببخشند و سر زندگی بیاید.

منبع: رکنا

بهمن
۵
عدم اجرای تعهدات پس از طلاق، چطور می‌توان پیگیری قانونی کرد؟
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , ,
Divorce, separation: hands of woman removing wedding or engagement ring
image_pdfimage_print

Photo: Krivinis/bigstockphoto.com

موسی برزین خلیفه‌لو- پژوهشگر حقوقی

یکی از مشکلات رایجی که معمولا بین زوج‌های جدا شده ایجاد می شود، عدم پایبندی یک طرف به تعهدات خود است. به هنگام جدایی چه از طریق طلاق توافقی و یا چه از طریق الزام زوج به طلاق، دادگاه در حکم جدایی تعهدات طرفین نسبت به یکدیگر را ذکر می‌کند. همچنین ممکن است زوجین جدا شده طی یک سند رسمی نسبت به یکدیگر انجام اقداماتی را متعهد شوند. این تعدات ممکن است مالی باشد از جمله پرداخت نفقه فرزند، دادن کرایه خانه، پرداخت مهریه و غیره و ممکن است غیر مالی باشد از جمله ملاقات با فرزند یا نگاهداری از آنها. بیشترین موارد عدم انجام تعهد مربوط به پرداخت مهریه و نفقه زن و سپس ممانعت از ملاقات فرزند است.

عدم انجام تعهدات یکی از زوجین جدا شده، مشکلاتی را برای طرف مقابل به وجود می‌آورد. به خصوص در مواردی که پای فرزندی در میان باشد. اگر حضانت فرزند به مادر واگذار شده باشد، پدر باید مخارج فرزند را تامین کند. این مخارج شامل خوراک و پوشاک و مسکن و غیره است. اگر این هزینه‌ها توسط پدر متقبل نشود مادر با سختی و مشقت مواجه می‌شود و زندگی کودک نیز به مخاطره می‌افتد، همچنین است در مورد مهریه. از آنجا که در اغلب موارد دادگاه‌ها حکم به تقسیط مهریه می‌دهند، لازم است مرد محکوم به پرداخت مهریه تا سال‌ها پس از جدایی اقدام به پرداخت آن کند. از طرف دیگر معمولا دادگاه‌ها در حکم خود تعیین می‌کنند که مسئول حضانت باید امکان ملاقات فرزند با طرف مقابل را فراهم کنند. اگر این حکم مورد توجه قرار نگیرد بدون شک حقوق یکی از طرفین محدود می‌شود.

در این نوشته سعی می کنیم ضمانت اجراهای عدم انجام تعهدات پس از جدایی را بررسی کنیم.

صدور اجرائیه

از آنجا که جدایی یا طلاق فقط از طریق حکم دادگاه امکان پذیر است، دادگاه در رای خود علاوه بر این حکم نسبت به اطراف و فرعیات نیز تصمیم‌گیری می‌کند. بر اساس ماده ۲۹ قانون حمایت از خانواده: « دادگاه ضمن رأی خود با توجه به شروط ضمن عقد و مندرجات سند ازدواج، تکلیف جهیزیه، مهریه و نفقه زوجه، اطفال و حمل را معین و همچنین اجرت المثل ایام زوجیت طرفین مطابق تبصره ماده (۳۳۶) قانون مدنی تعیین و در مورد چگونگی حضانت و نگهداری اطفال و نحوه پرداخت هزینه‌های حضانت و نگهداری تصمیم مقتضی اتخاذ می‌کند. همچنین دادگاه باید با توجه به وابستگی عاطفی و مصلحت طفل، ترتیب، زمان و مکان ملاقات وی با پدر و مادر و سایر بستگان را تعیین کند. ثبت طلاق موکول به تأدیه حقوق مالی زوجه است. طلاق درصورت رضایت زوجه یا صدور حکم قطعی دایر بر اعسار زوج یا تقسیط محکوم به نیز ثبت می‌شود. در هرحال، هرگاه زن بدون دریافت حقوق مذکور به ثبت طلاق رضایت دهد می‌تواند پس از ثبت طلاق برای دریافت این حقوق از طریق اجرای احکام دادگستری مطابق مقررات مربوط اقدام کند.»

بنابراین بر اساس این ماده به هنگامی که یکی از طرفین تعهداتی را که در حکم دادگاه آمده است رعایت نکند، طرف دیگر می‌تواند با مراجعه به واحد اجرای احکام نسبت به صدور اجرائیه و الزام به انجام تعهد اقدام کند. در این مورد فرقی بین تعهدات مالی و غیر مالی نداشته و نیازی به طرح دعوی و تنظیم دادخواست نیست.  در این مورد اداره حقوقی قوه قضائیه نیز نظریه ای صادر کرده است. از این اداره پرسیده شده است که: « با توجه به قانون حمایت خانواده مصوب۱/۱۲/۱۳۹۱خواهشمند است اعلام فرمائید: در طلاق­های توافقی که گواهی عدم امکان سازش بین زوجین صادر می­شود در صورت اجرای صیغه طلاق چنانچه زوج به تعهد مالی خود عمل نکند آیا با تقاضای زوجه امکان صدور اجرائیه وجود دارد یاخیر؟» این اداره نیز در پاسخ بیان داشته است که: « پس از صدور گواهی عدم امکان سازش بر اساس توافق زوجین و جاری شدن صیغه طلاق فیمابین آن‌ها، در صورتی که یکی از طرفین از انجام توافقات مندرج در گواهی مورد نظر خودداری نماید، طرف ذی‌نفع می‌تواند تقاضای صدور اجرائیه به منظور اجرای تعهدات مالی (مانند مهریه) و یا غیرمالی (مثل حضانت) را وفق مفاد گواهی عدم امکان سازش از دادگاه صادرکننده آن، بنماید. تصریح ذیل ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده ۹۱ به این امر راجع به امور مالی، صرفاً از این جهت است که در این ماده، ثبت طلاق موکول به تأدیه حقوقی مالی زوجه شده است و متعاقب آن اعلام گردیده که هرگاه زن بدون دریافت حقوق مذکور به ثبت طلاق رضایت دهد، می تواند پس از ثبت طلاق برای دریافت این حقوق از طریق اجرای احکام دادگستری مطابق مقررات مربوط اقدام کند. بنابراین به معنای انحصار حکم (امکان صدور اجرائیه) به حقوق مالی نمی‌باشد.» (نظریه شماره ۶۳۷/۹۳/۷ مورخ ۲۱/۳/۹۳)

همانطور که مشاهده می‌شود علاوه بر تعهدات مالی، تعدات غیر مالی نیز شامل ماده شده و متضرر می‌تواند نسبت به آنها نیز درخواست صدور اجرائیه کند.

در مورد امور مالی همچون مهریه و نفقه، اگر الزام متخلف به انجام تعهد ممکن نشود، شخص متقاضی می تواند نسبت به توقیف اموال متخلف اقدام کرده و دین خود را ار محل این اموال برداشت نماید. در نهایت در مورد مهریه نسبت به ۱۱۰ سکه در صورت فقدان اموال وممکن نبودن الزام، می توان در خواست حبس متخلف را بر اساس قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی کرد.

ضمانت اجرای کیفری

در برخی موارد فردی که از انجام تعهدات خود پس از طلاق امتناع می‌کند، مجرم شناخته می‌شود و ممکن است تحت تعقیب کیفری قرار گیرد. از جمله این موارد ممانعت از پرداخت نفقه فرزند است. به عنوان مثال اگر دادگاه حضانت فرزند را بر عهده مادر گذارد، از آنجا که پدر به عنوان ولی قهری مکلف به پرداخت نفقه فرزند است، بنابراین در صورت عدم پرداخت مادر می تواند نسبت به تعقیب کیفری پدر اقدام کند. بر طبق ماده ۵۳ قانون حمایت از خانواده: « هرکس با داشتن استطاعت مالی، نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع کند به حبس تعزیری درجه شش محکوم می‌شود. تعقیب کیفری منوط به شکایت شاکی خصوصی است و درصورت گذشت وی از شکایت در هر زمان تعقیب جزائی یا اجرای مجازات موقوف می‌شود…»

همچنین است در مورد ملاقات با فرزند، با این توضیح که پس از طلاق دادگاه حضانت فرزند را به یکی از والدین واگذار می‌کند اما نسبت به ملاقات فرزند با طرف مقابل نیز دستوراتی را صادر می‌کند. به عنوان مثال تعیین می‌کند که مسئول حضانت باید هر هفته چند ساعت امکان ملاقات طفل با طرف مقابل یعنی صاحب حق ملاقات را فراهم کند. چنانچه مسئول حضانت مانع این امر شود در شرایطی مجرم شناخته می‌شود. ماده ۵۴ قانون حمایت از خانواده در این مورد مقرر کرده است که: «هرگاه مسؤول حضانت از انجام تکالیف مقرر خودداری کند یا مانع ملاقات طفل با اشخاص ذی‌حق شود، برای بار اول به پرداخت جزای نقدی درجه هشت و درصورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور محکوم می‌شود.»

بنابراین با توجه به مطالب فوق می‌توان گفت عدم انجام تعهدات توسط زوجین پس از طلاق دارای ضمانت اجراهای مدنی و کیفری است. مهمترین ضمانت اجرای مدنی الزام متخلف با صدور اجرائیه است. از این طریق شخص متضرر بدون اینکه احتیاجی به طرح دعوی و طی تشریفات دادخواست داشته باشد، می‌تواند با مراجعه به واحد اجرای احکام مدنی با ارائه حکم دادگاه الزام متخلف به انجام تعهدات خود را بخواهد.

دی
۱۹
در دو جبهه می‌جنگم؛ تابوی سکوت و سرطان
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , , , , ,
manizhe_02-1-png-815x390_q85_crop_upscale-e1467818981680
image_pdfimage_print

ماهرخ غلامحسین‌پور

این روز‌ها غالب زنانی که درگیر سرطانند به نوعی با اینستاگرام آشنا هستند، «منیژه برزگر» را می‌شناسند. ۴۸ ساله است و مبتلا به سرطان تخمدان. منیژه شرح مبارزه‌ها و تلاش‌هایش برای کنترل بیماری را در دنیای مجازی می‌نویسد.

منیژه در جبهه دیگری نیز می‌جنگد. تامین هزینه‌های درمانی‌اش، سرپرستی دو فرزندش و مبارزه حقوقی با همسرش که نه حاضر به طلاق اوست و نه مایل به ادامه زندگی مشترک.

منیژه معتقد است که سکوتش در مقابل زندگی مشترک نابسامانی که داشته و تلاشی که برای حفظ آرامش فرزندان دو قلویش انجام داده و سرپوش گذاشتن روی رنج‌های درونی‌اش او را به وادی سرطان کشانده. حالا می‌خواهد به زن‌هایی با شرایط مشابه بگوید فشارهای عصبی ناشی از خشونت‌های روانی همراهانشان را تحمل نکنند چون خشم و نفرت متراکم به راحتی می‌تواند به تومورهای خطرناک مبدل شود.

همسرت بعد از ماجرای بیماری تو را ترک کرد؟

خیر، یک سال پیش از آن بود که در پی یک مشاجره معمولی خانه را ترک کرد. سعی کردم کنترل اوضاع را در دستم بگیرم. رانندگی سرویس کارمندان دانشگاه شهید بهشتی و پذیرش سفارش آشپزی در خانه، بخشی از تلاش‌هایم برای سرپرستی بچه‌ها بود اما فقط یک سال پس از این ماجرا متوجه شدم سرطان تخمدان دارم.

با شروع بیماری کارت را هم‌‌ رها کردی؟

نه. ماه‌های اول ابتلا، علی‌رغم شیمی‌درمانی و عوارضش یعنی درد و تهوع و شرایط نامتعادل روحی، سر کارم حاضر می‌شدم و با پاهای ناتوانم با ترمز و کلاچ و دنده سر و کله می‌زدم تا بتوانم هزینه‌های درمان و مخارج زندگی خودم و بچه‌ها را تامین کنم.

برخورد همسرت بعد از شنیدن خبر بیماری تو چطور بود؟

نه حاضر به ادامه زندگی شد نه حاضر به طلاق یا تامین هزینه‌های فرزندانمان. این شرایط منجر به عود دوباره سرطان و شروع دوباره شیمی درمانی شد.

من آبان ماه سال ۹۴ به او زنگ زدم و به خاطر شرایط نابسامانی که داشتم پیشنهاد ادامه زندگیمان را دادم اما همسرم گفت ادامه زندگی‌اش با من دو شرط دارد، نخست اینکه مهریه‌ام را ببخشم و دوم اینکه برای زندگی مشترکمان او خانه‌ای تهیه نخواهد کرد. یک ماه بعد دادگاه مرا فراخواند و پرسید که آیا مایل به تمکین هستم یا خیر؟ من شرح ماجرا را نوشتم و به پرونده‌ام الحاق کردم که البته تا به حال خبری از روند پرونده نشده.

خانه‌ای از دوران زندگی مشترک ندارید؟

تمام این بیست و یک سال در خانه پدرم زندگی کردیم و اجاره خانه نمی‌دادیم. قاضی به من گفت می‌بایست حق مسکن به تو می‌داد.

در شرایط فعلی و مبارزه‌ات در جبهه بیماری با چه انگیزه‌ای مایلی مشکلات زندگی زناشویی‌ات را هم مطرح کنی؟

می‌خواهم به جای تمام زنانی که در بند آزارهای خانگی خصوصا آزارهای پیچیده روانی هستند فریاد بزنم و تمام مسائلی را که زن‌ها در شرایط مشابه پنهان می‌کنند، در مقابل دید وجدان عمومی قرار بدهم.

گاهی وقتی در مورد ماجرای سرطان و صفحه اینستگرامم با رسانه‌ها حرف می‌زنم، همسر سابقم عصبانی می‌شود. او به دفتر روزنامه‌ها مراجعه کرده و سرپرست خانوار بودن مرا انکار می‌کند. جالب است که یکی از شرایطی که برای ادامه زندگی مطرح کرد این بود که با هیچ رسانه‌ای مصاحبه نکنم.

هنوز هم سرویس دانشگاه را انجام می‌دهی؟

از سال گذشته و با گران شدن بنزین و عود کردن بیماری‌ام فقط پول استهلاک ماشین در می‌آمد ناچار شدم کار رانندگی را‌‌ رها کردم. وقتی مرا ترک کرد چند ماهی منتظر ماندم شاید برگردد اما دیدم چنین قصدی ندارد به همین دلیل هم مهریه‌ام را به اجرا گذاشتم.

مهریه‌ات چقدر بود؟

۲۵۰ سکه که هر یک ماه در میان یک سکه برایم تعیین شده است.

چه احساسی در مورد بیماری‌ات داری؟

جریان کمی پیچیده است با اینکه سرطان سلامتی فرد را به مخاطره می‌اندازد اما همین سرطان برای من تبدیل به بزرگ‌ترین نعمت زندگی‌ام شده و زندگی‌ام را تغییر داده است. باورتان نمی‌شود بعد از ابتلا قدر فرصت‌هایم را عمیقا می‌دانم. به مخاطره افتادن سلامتی‌ام ارزشش را داشت تا این عشق و ایمان به زندگی را تجربه کنم.

13391127_1065431730162982_1327567834_n

چطور شد به فکر عمومی کردن تجربه‌هایت در فضای مجازی افتادی؟

سال گذشته تیرماه یک روز که داشتم در مورد حس و حالم برای خواهرم حرف می‌زدم او گفت که من خیلی برخورد متفاوت و جالبی با بیماری‌ام دارم و پیشنهاد داد یک صفحه در اینستاگرام باز کنم، و تجربه‌هایم را بنویسم.

حس می‌کردم که قصه من با دیگران متفاوت است. می‌دانستم ریشه سرطان در مشکلات روحی و استرس‌هایی است که تاب آورده‌ام. سال‌های سال تحت فشار خشم و نفرت زندگی کردم. می‌خواستم تجربه‌هایم را با زنان دیگری که سرپرست خانوار و مثل من بیمار بودند در میان بگذارم. فشار‌ها و حلقه محاصره زندگی روز به روز بر من تنگ‌تر می‌شد و شیوه‌های متفاوتی برای مقابله با آن برمی‌گزیدم و این‌ها قابل انتقال بود.

این بار نمی‌خواستم از ترس قضاوت مردم سکوت کنم در شرایطی شیمی‌درمانی می‌شدم که به شدت بابت هزینه‌های زندگی و درمانم در مضیقه و فشار بودم ولی با همه این‌ها می‌خواستم تجربه‌هایم را تقسیم کنم و به همین دلیل هم گاهی فکر می‌کنم درد و رنجی که تحمل می‌کنم بیهوده نیست.

همسرت در طول این مدت نفقه هم پرداخت می‌کند؟

او مردادماه نود و دو خانه را ترک کرد و من آذرماه مهریه‌ام را اجرا گذاشتم دو ماه بعد از شکایتم، حکم مهریه‌ام صادر شد. بعدش درخواست نفقه دادم. نفقه کار‌شناسی شد و گفتند که پنج میلیون میزان نفقه من است. اما تنها مالی که داشت پاداش سنوات خدمتش بود و با اینکه بیست و هشت میلیون دریافت کرده بود دو روز بعد از دریافت این پول خانه‌ای به نام خواهرزاده‌اش اجاره کرده بود و من نتوانستم در این مورد ادعایی داشته باشم.

چون برادرش را با این بیماری از دست داده، روزهای نخستی که مبتلا شدم گفت که تحت تاثیر قرار گرفته و قصد دارد به من کمک کند. اما آنچه که به من کمک کرد،‌‌ همان میزان نفقه‌ای بود که دادگاه برایم تعیین کرده بود و افزون بر آن تا به حال هیچ کمکی به من نکرده.

آیا متوسل به خشونت فیزیکی هم می‌شد؟

خیر. بخواهم صادق باشم خیر. اما چنان ترس و رعبی در دل من و بچه‌هایم انداخته بود که وقتی کلید را توی در خانه می‌انداخت من و دو بچه‌هایم می‌شدیم عین سه موش کتک خورده؛ هراسان و بی‌پناه، بابت خشونت‌های روانی و فضای بدی اکه ایجاد می‌کرد به شدت آزار دیدم.

پس برای چه در این رابطه ماندید؟

باید اعتراف کنم اشتباه کردم که در این رابطه خشونت بار ماندم. الان که مصمم هستم سکوتم را بشکنم به گذشته فکر می‌کنم و می‌بینم هم خودم تاوان این اشتباه را پس دادم هم فرزندانم. زندگی که می‌شد جور دیگری رقمش زد، از ترس آبرو و قضاوت مردم و اطرافیان و ترس از بیوه شدن تبدیل شد به این شکل بی‌قواره و ناموزن.

ما زن‌های ایرانی خودمان را به بهانه بچه‌ها فریب می‌دهیم. ادامه می‌دهیم مثلا به خاطر بچه‌هایمان. اما متوجه نیستیم که در یک رابطه نامتعادل، اتفاقا بچه‌ها هستند که به شدت آسیب می‌بینند و تا آخر عمرشان هم از زیر سیطره و تاثیر این آموزه‌های اشتباه خارج نمی‌شوند.

در طول این بیست و یک سال هرگز به جدایی فکر نکردی؟

فرزندانم دو ساله بودند که من مصمم به جدایی شدم. این مسئله را در صفحه اینستاگرامم هم نوشته‌ام. قبول می‌کنم که انتخابم از آغاز اشتباه بوده اما اشتباه واقعی و بزرگم، ادامه دادن این مسیر بود. خصوصا وقتی فرزندانم به دنیا آمدند و متوجه شدم که مسیرم اشتباه است. اما متاسفانه ما می‌ترسیم و واهمه داریم در فضای عمومی تجربه‌هامان را با دیگران قسمت کنیم. وانمود می‌کنیم که خوشبختیم. از سر حساسیت خانواده‌ام، در یک رابطه اشتباه ماندم. می‌توانستم مسیرم را اصلاح کنم. نخواستم شریک زندگی‌ام را آن طور که هست بپذیرم و مدام می‌خواستم اصلاحش کنم. می‌خواستم او را از رنج عمیق درونی‌اش جدا کنم در حالی که متوجه نبودم در آن سن و سال قادر به این کار نیستم و بعضی آدم‌ها رنج‌هایشان را دوست دارند، چسبیده‌اند به این رنج‌ها و تغییر مسیرشان کار من نیست.

بعد از این‌که فهمیدی قادر به این تغییرات نیستی چه کردی؟

وقتی فهمیدم نمی‌توانم مسیر زندگی را تغییر بدهم سکوت و تحمل را انتخاب کردم. از طرف خانواده‌ها تحت فشار بودم برای پذیرش آن زندگی. به من می‌گفتند می‌خواهی طلاق بگیری بعدش چه کار کنی؟ خیال می‌کنی سرنوشت بهتری در انتظار توست؟ کسی نبود به من بگوید تو کارمی کنی و درآمد داری. زیر سقف خانه پدری‌ات نشسته‌ای. قرار نیست دنیا کن فیکون بشود و تو زن لایقی هستی که از پس خودت برمی آیی. در واقع این تو نیستی که خودت را تحمیل کرده ایی.

انتظار تو دقیقا چه بود؟

او شریک بیست و اندی ساله زندگی‌ام بود. تنها درخواست من این بود که در حین روند درمانم از بچه‌ها حمایت کند. یکیشان سرباز بود آن روز‌ها و آن دیگری دانشجو.

وقتی صفحه اینستاگرامم مورد توجه قرار گرفت و روزنامه ایران با من مصاحبه کرد به او به شدت برخورد که من چرا مطرح کرده‌ام که سرپرست خانوارم؟ خوب تو من و بچه‌ها را ترک کردی، نه حاضر به ادامه زندگی هستی نه طلاقم می‌دهی نه آن طور که باید و شاید تامینمان می‌کنی. با این وصف چه کسی سرپرست خانوار است؟ من تحت فشار روانی زیادی قرار گرفتم این سال‌ها. پزشکان بعد از جراحی تاکید می‌کردند که یکی از مهم‌ترین فاکتور برگشت سرطان، شرایط روحی – روانی است. اما من واقعا در شرایط بدی زیست کردم در این چند ساله.

الان مخارجت را چطور تامین می‌کنی؟

خوب من مهریه‌ام را اجرا گذاشته‌ام و یک ماه و نیمی یک سکه دریافت می‌کنم. گاهی در خانه‌ام سفارش آشپزی می‌پذیرم و خانواده‌ام با اینکه خودشان در مضیقه هستند، اندکی کمک می‌کنند. پیش از این‌ها هم راننده سرویس دانشگاه بودم. به هر حال سعی‌ام را می‌کنم. از آن سو مثلا از همدلی پزشکم برخوردار شدم. او واقعا به من کمک کرد و هزینه ناچیزی از من گرفت. به هر حال از حق نمی‌گذرم که همسرم هم تحت فشار نزدیکان مرا بیمه تکمیلی کرد.

الان به لحاظ بیماری در چه شرایطی هستی؟

اردیبهشت ماه سال گذشته درمانم تمام شد اما از زمستان امسال که شرایطم متشنج شد و هر چه سعی کردم ماجرا را مدیریت می‌کردم، باز هم قادر به کنترل اوضاع نبودم و اوضاع بهم ریخت. دکتر باز هم شیمی درمانی تجویز کرد. از سی‌ام فروردین ماه دوباره شیمی درمانی‌ام به مدت شش دوره آغاز شده است.

13320173_1049914975082867_85049997_n

مهر
۱۹
مطالبه مهریه، مرور قوانین ایران
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , ,
farhangnews_127819-361752-1432469314
image_pdfimage_print

موسی‌ برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسشگر: من سه سال پیش ازدواج کردم. شوهرم از دوستان برادرم بود و از آنجا آشنا شدیم. ایشان در بازار کار می کنند و درآمد خوبی هم دارند. یک سال اول زندگی مان خوب بود و زیاد اختلاف نداشتیم اما بعد از تقریبا یکسال مشکلاتمان شروع شد. شوهرم صبح‌ها زود می رود و شب هم بسیار دیر به خانه می آید. حتی بعضی روزهای تعطیل هم در خانه نیست. نسبت به من بسیار بی توجه است وقتی هم که به تفریح میرود با دوستانش می رود.

چند وقت است که مرتبا می گوید که طلاقت می دهم و از این حرف‌ها. دوبار هم با پدرم تماس گرفته و گفته است که بیایید دخترتان را ببرید من نمی توانم با او زندگی کنم. آدم بسیار بدبینی است هر وقت که در مراسم‌ها و مهمانی ها می بیند من با مردی حرف می زنم ناراحت می شود و وقتی به خانه برمی گردیم بد و بیراه می گوید. خودش هر وقت بخواهد چند روز با دوستانش به شمال می رود و مرا به خانه پدرم می برد اما وقتی من می خواهم یک روز با دوستان یا اقوام جایی بروم اجازه نمی دهد.

با چند نفر از دوستانم مشورت کردم گفتند که نباید تحمل کنی چون چنین مردانی اصلاح پذیر نیستند. به هر حال چند وقت پیش متوجه شدم اموالش را به نام مادرش کرده است. پرسیدم چرا این کار را کردی گفت که بازار خوب نیست ممکن است چکهایم برگشت بخورد به همین دلیل این کار را کردم اما دروغ می گوید. فکر می کنم می خواهد از زیر بار مهریه فرار کند. پس از این مساله من به خانه پدرم آمدم. الان می خواهم مهریه ام را مطالبه کنم. مهریه من ۱۵۰۰ سکه است. آیا می توانم اموالش را توقیف کنم؟ آیا درست است که بیشتر از ۱۱۰ سکه ارزشی ندارد؟

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم. پیشنهاد می شود در مورد اختلافاتتان به یک مشاور خانواده مراجعه کنید. اما در مورد سوالتان باید عرض کنم که مهریه را می توانید با مراجعه به اداره ثبت اسناد و یا دادگاه خانواده مطالبه کنید. پس از مطالبه اجرائیه صادر خواهد شد.

در صورتی که شوهرتان مهریه را پرداخت نکند، می توانید اموالش را به دادگاه معرفی کرده و خواستار توقیف آنها شوید. البته توجه کنید که ممکن است شوهرتان تقاضای اعسار دهد و دادگاه مهریه را قسط بندی کند. همچنین برخی از اموال قابل توقیف نیست. اموال ضروری برای زندگی همچون یک خانه متعارف قابل توقیف نیست.

از طرف دیگر چون شوهر شما اموالش را به مادرش واگذار کرده است، بنابراین امکان توقیف این اموال وجود ندارد چون دیگر تحت مالکیت شوهر شما نیست. البته می توانید نسبت به معامله صوری به قصد فرار از دین شکایت کنید اما چون ایشان قبل از مطالبه اقدام به انتقال کرده است، به سختی شکایت شما پذیرفته شود. در مورد ۱۱۰ سکه عرض شود که تمام مهریه مندرج در نکاح‌نامه قابل مطالبه است فقط نسبت به ۱۱۰ سکه امکان جلب شوهر وجود دارد. نسبت به مازاد توان مالی شوهر شرط  است.

پرسشگر: من تاکنون تصمیم جدی برای طلاق نگرفتم  اما شوهرم گفته که می خواهد به دادگاه برود. آیا شوهرم می تواند بدون اینکه من بخواهم حکم طلاق بگیرد؟ آیا نباید در دادگاه دلیلی بیاورد؟

وکیل خانه امن: بله. بر اساس قوانین ایران مرد هر وقت بخواهد می تواند زن خود را طلاق دهد و احتیاجی به آوردن دلیل نیست. همین که عنوان کند، خواهان ادامه زندگی با شما نیست دادگاه تقاضای ایشان را خواهد پذیرفت. اگر شوهرتان بخواهد نسبت به طلاق توافقی اقدام کند، در این صورت باید رضایت شما را بگیرد.

شهریور
۳۱
تهدید به افشای اسرار خانوادگی، قوانین ایران چه می‌گوید؟
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , ,
Photo: Ammentorp/bigstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Ammentorp/bigstock.com

موسی برزین خلیفه لو

«پنج سال پیش از طریق یکی از همکلاسی هایم با پسری آشنا شدم. پس از چند ماه با او ازدواج کردم. اما متاسفانه چند ماه پس از ازدواج اختلافات جدی با شوهرم پیدا کردیم. شوهرم آدم بدبینی بود و مرا بسیار اذیت می کرد. به دلایل متعددی تصمیم به جدایی گرفتم. به هر حال پس از سه سال زندگی مشترک تقضای طلاق دادم و نصف مهریه ام را بخشیدم. دادگاه حکم طلاق صادر کرد و مهریه ام را قسط بندی کرد و شوهرم موظف شد که هر ماه یک سکه پرداخت کند. پس از طلاق دو ماه شوهرم مهریه را پرداخت کرد اما از ماه سوم دیگر پرداخت نکرد. یک روز با من تماس گرفت و گفت که باید همدیگر را ببینیم.  در یک رستوران قرار گذاشتیم. شوهر سابقم در تلفن خود چند ویدئو به من نشان داد. ایشان در دوران زندگی مشترکمان از من به صورت مخفیانه عکس گرفته بود در حالی که برهنه بوده ام. همچنین از رابطه جنسی مان نیز فیلم تهیه کرده بود. به من گفت که یا باید مهریه ام را ببخشم و یا اینکه این تصاویر را منتشر می کند. الان مرتبا مرا تهدید می کنند. اگر آن فیلمها منتشر شود آبروی من می رود. از طرف دیگر من الان قصد ازدواج دارم و با انتشار آن فیلمها ازدواجم مشکل می شود…»

دشمنی پس از طلاق

این صحبت‌های خانمی بود که چند سال پیش برای مشاوره تماس گرفته بود. بسیار درمانده شده و می ترسید.

معمولا پس از طلاق نوعی خصومت و کینه بین زن و شوهر سابق ایجاد می‌شود. در برخی موارد طرفین به انتقام از یکدیگر اقدام می کنند و در برخی موارد اسرار زندگی مشترک ابزاری می شود برای باج گرفتن و یا ممانعت از احقاق حق. با توجه به بافت فرهنگی ایران، انتشار تصاویر برهنه زن و یا رابطه جنسی هر چند با شوهر، بدون شک آسیب‌های روحی قابل توجهی متوجه زن خواهد کرد. حساسیت این موضوع باعث شده است که برخی مردان این امر را حربه و ابزاری برای تحمیل خواسته های خود نمایند. قانون‌گذار برای جلوگیری از وقوع چنین مواردی، تدابیری را پیش بینی کرده و برخی از مصادیق مرتبط را جرم انگاری کرده است.

مجازات انتشار

قانون «نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت‌های غیر مجاز می‌کنند.» مصوب ۱۳۸۶ نیز مقرراتی در این زمینه پیش بینی کرده است. بر طبق ماده ۵ این قانون: «مرتکبان جرائم زیر به دو تا پنج سال حبس و ده سال محرومیت از حقوق اجتماعی و هفتاد و چهار ضربه شلاق محکوم می‌شوند: بند الف-وسیله تهدید قرار دادن آثار مستهجن به منظور سوء استفاده جنسی، اخاذی، جلوگیری از احقاق حق یا هر منظور نامشروع و غیر قانونی دیگر…» بنابراین از آنجا که مهریه یک حق است، چنانچه شوهر تصاویر برهنه همسر خود را ابزاری برای تهدید و اجبار به گذشت از مهریه قرار دهد به مجازات این ماده محکوم خواهد شد و قابل ذکر است در این ماده منتشر شدن تصویر شرط نیست، بلکه همینکه تصاویر وسیله اخاذی یا ممانعت از احقاق حق قرار گرفت موضوع مشمول این ماده می شود. چنانچه این تصاویر منتشر و توزیع شوند مرتکب به مجازات‌های دیگری که در قانون جرایم رایانه ای مصوب ۱۳۸۸ ذکر شده و یا در قانون «نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت های غیر مجاز می کنند» محکوم می‌شود.

جرم‌انگاری تهدید

در قانون مجازات اسلامی نیز تهدید جرم‌انگاری شده است. بر اساس ماده ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات): «هرگاه کسی دیگری را به هر نحو تهدید به قتل یا ضررهای نفسی یا شرفی یا مالی و یا به افشاء سری نسبت به خود یا بستگان او نماید، اعم از اینکه به این واسطه تقاضای وجه یا مال یا تقاضای انجام امر یا ترک فعلی را کرده یا نکرده باشد به مجازات شلاق تا ( ۷۴ ) ضربه یا زندان از دو ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.»

همان‌طور که از متن ماده پیداست جرم تهدید طیف وسیعی از رفتارهای تهدیدآمیز را شامل می شود. بنابراین می توان گفت در صورتی که شوهر با قصد مجرمانه اقدام به تهدید همسر خود نماید، مجرم محسوب می‌شود. از این رو اگر شوهر تهدید نماید که در صورت عدم بخشش مهریه، تصاویر برهنه زن را منتشر خواهد کرد، به مجازات این ماده محکوم خواهد شد.

هر تهدیدی جرم نیست

باید توجه داشت که هر گونه تهدیدی نمی تواند جرم تلقی شود لذا لازم است مواد مرتبط با تهدید به صورت منطقی تفسیر شود به عبارتی تفسیر موسع و جرم دانستن هرگونه رفتار تهدید آمیز برخلاف اصول حقوق کیفری است. لذا با استناد به این ماده نمی توان تهدیدهای شوهری را که قصدی بر تهدید نداشته و صرفا در حین مشاجره به زبان آورده است را جرم تلقی نمود. همچنین هرگونه تهدید را نیز نمی توان شامل این ماده دانست. به طور کلی خصوصا در روابط خانوادگی، این ماده را باید تا حد امکان مضیق و محدود تفسیر نمود. به هر حال بر اساس این ماده یکی از مصادیق خشونت غیر فیزیکی علیه زن یعنی تهدید جرم است و زن در قبال آن حق تعقیب کیفری و مجازات را خواهد داشت.

اما مساله مهم دیگر در مورد تهدید در رابطه زن و شوهر یا پس از انحلال زندگی مشترک، مساله اثبات است. اگر تهدید در خانه و در جریان زندگی مشترک صورت گرفته باشد، تهدید شونده نمی تواند به راحتی آن را اثبات کند زیرا افراد خانواده معمولا حاضر به شهادت نمی شوند و تهدید شونده نمی تواند مدرکی برای اثبات تهدید ارائه دهد. به عنوان مثال اگر موردی را که در اول مطلب ذکر شد را در نظر بگیریم می توانیم بگوییم چنانچه این خانم به دادگاه مراجعه کند، به سختی می تواند ادعای خود را ثابت کند. شوهرسابق فیلم‌ها و عکس‌ها را در گوشی خود نگاه داشته و قطعا خانم بدان دسترسی ندارد. در صورت دسترسی به آنها نیز خانم نمی تواند اثبات کند که شوهر سابق آنها را وسیله ای برای تهدید قرار داده است. به عبارتی در این مورد خانم هم باید تصاویر را به دست آورد و هم باید اثبات نماید که شوهر سابقش از طریق این تصاویر وی را مجبور به بخشش مهریه می کند. اما در این مورد پیشنهاد شد که حتی اگر احتمال اثبات کم باشد شکایت شود زیرا نفس این شکایت می تواند شوهر را از تصمیم خود بازدارد و اگر در نهایت شوهر اقدام به انتشار تصاویر نمود، شکایت سابق می تواند در اثبات امر کمک کرده باشد. به هر حال تهدید در روابط خانوادگی جرم بوده قربانی می تواند تقاضای تعقیب کیفری نماید.

شهریور
۴
دادگستری یا دفتر اجرای ثبت اسناد؛ کدامیک پاسخگوی مطالبات مهریه هستند؟
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
22695_127
image_pdfimage_print
در موضوع مهریه، زن سندی در دست دارد که نشان می‌دهد مرد مبلغی را به او مدیون است. دفاتر ثبت اسناد واحدهایی تحت عنوان دفتر اجرا دارند که نسبت به اجرای مفاد آن اسناد رسمی اجراییه صادر می‌کند و از مدیون وجه مهریه را می‌گیرند و به طلب‌کار می‌دهند. در نتیجه این موضوع مشکل قانونی ندارد و در حال حاضر نیز جاری و قابل عمل است.
لایحه برنامه ششم توسعه دارای بندی است که در صورت تصویب احتمالاً از این پس مطالبات مهریه صرفاً در دفاتر اجرای ثبت اسناد انجام شود؛ این موضوع در شرایطی مطرح شده که به گفته مسئولان هم‌اکنون نیز چنین روندی انجام می‌پذیرد.

در بند ٣ ماده ٢٨ لایحه برنامه ششم توسعه که در حال بررسی توسط کمیسیون‌هاى مجلس است و به‌زودى راهى صحن علنى می‌شود، آمده: «تمامى دعاوى ناشى از عدم اجراى اسناد رسمى تنظیمى در دفاتر اسناد رسمى و دفاتر رسمى ازدواج و طلاق، در مرحله بدوى از طریق ادارات اجراى مفاد اسناد رسمى لازم‌الاجراى سازمان ثبت اسناد و املاک کشور رسیدگى و اجرا شود. آیین‌نامه اجرایى این بند به منظور کاهش مراجعات مکرر جهت رسیدگى به پیشنهاد وزارت دادگسترى و با همکارى سازمان ثبت اسناد و املاک کشور تهیه و به تصویب رئیس قوه قضاییه می‌رسد».

ابهام در متن ماده
در یادداشتی که توسط یکی از وکلای دادگستری درباره این ماده نوشته و دیروز منتشر شده، آمده است که هرچند متن ماده، مبهم و مغایر منطق و ادبیات حقوقیست، اما مراد این است که از تاریخ لازم‌الاجرا شدن این قانون، مطالبه تعهدات و تکالیف موضوع اسناد رسمى از جمله مهریه مندرج در اسناد رسمى ازدواج و غیره در دادگاه‌هاى حقوقی و خانواده پذیرفته نمی‌شود و ذی‌نفع تنها با مراجعه به دفترخانه و اداره ثبت می‌تواند حق خود را مطالبه کند. در این متن مراد از قید مرحله بدوى نامعلوم است، چرا که اساسا ممکن نیست که مرجع رسیدگى مرحله بدوى، اداره ثبت و مرحله بعد محاکم عمومى باشد.

این ماده هم‌اکنون با قید اختیار انجام می‌شود
به‌منظور بررسی دقیق‌تر موضوع به سراغ محمد کاظمی، نایب‌رییس اول کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس رفتیم. او که از قضات کشور است، در گفت‌و‌گو با خبرنگار مهرخانه، تصریح کرد: در حال حاضر فرد برای به اجرا گذاشتن مهریه اختیار دارد به ثبت اسناد یا دادگستری مراجعه کند. به‌منظور کاهش کار دادگستری و محاکم تسهیل کردیم که این افراد و کسانی که اسناد لازم‌الجرا در اختیار دارند، مستقیماً به دفاتر ثبت اسناد رسمی مراجعه کنند. سند لازم‌الاجرا مانند چک، قابل اجراست و در مدیون بودن فرد شکی نیست. در موضوع مهریه، زن سندی در دست دارد که نشان می‌دهد مرد مبلغی را به او مدیون است. دفاتر ثبت اسناد واحدهایی تحت عنوان دفتر اجرا دارند که نسبت به اجرای مفاد آن اسناد رسمی اجراییه صادر می‌کند و از مدیون وجه مهریه را می‌گیرند و به طلب‌کار می‌دهند. در نتیجه این موضوع مشکل قانونی ندارد و در حال حاضر نیز جاری و قابل عمل است.

در صورت امتناع مرد، طرح دعوی در محاکم قضایی انجام می‌شود
کاظمی با اشاره به امتناع مرد از پرداخت مهریه گفت: اگر در بین راه مرد از پرداخت مهریه سر باز زند، زن می‌تواند به محاکم قضایی مراجعه کند. در صورت رسیدگی به مواردی مانند مهریه در دفاتر اسناد رسمی، شرایط نسبت به قبل چندان تفاوتی نمی‌کند. کسی که این اسناد را در دست دارد و از طریق دادگستری یا اجرای ثبت برای وصول طلب خود اقدام کند، باید تشریفات و زمان‌هایی صرف کند که این موارد مقررات جاری کشور است. به هر حال قطعاً هر اقدام قضایی زیان‌های مالی و اطاله وقت دارد تا روند قانونی مسأله چه در دفاتر اسناد رسمی و چه در محاکم قضایی انجام شود. پس اگر زوجین در مورد مهریه توافق کنند، می‌توانند در دفاتر اسناد رسمی، موضوع را تنظیم و اجرا کنند، اما اگر مرد امتناع کند و به دنبال آن زن بخواهد طرح دعوی کند، باید به محاکم قضایی مراجعه کند.

منبع: مهرخانه
مرداد
۱۸
تعیین مهریه بعد از ازدواج: شدنی یا نه؟  
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , ,
volume37_25
image_pdfimage_print

محمد اولیایی فرد – وکیل و پژوهش‌گر حقوقی

معمولا مهریه زوجه را هنگام عقد نکاح تعیین می‌کنند اما اگر هنگام عقد نکاح مهریه تعیین نشود. آیا زن استحقاق دریافت مهریه را ندارد؟ در صورت تعیین مهریه پس از عقد نکاح، مبنا و شرایط تعیین مهریه تابع چه قواعدی است؟ ایا در تعیین مهریه پس از عقد نکاح تفاوتی میان نکاح دائم و موقت وجود دارد؟ تعیین مهریه برای زن بعد از وقوع نکاح در صورت طلاق یا فوت شوهر چگونه است؟

بررسی سه پرونده

در پرونده اول پریسا زنی مینسال در مورد مشکل خود چنین می‌گوید: همسرم ناصر پسر خاله‌ام است. پدرم ناصر را خیلی دوست داشت چون ناصر پدر نداشت و زیر دست پدرم بزرگ شده بود پدرم ناصر را مثل پسر خود می‌دانست برای همین از درخواست ازدواج او با من، استقبال کرد و چون دوست داشت در حق او پدری کند من را بدون تعیین مهریه مشخصی به عقد نکاح ناصر درآورد. تا شرایط ازدواج برای او آسان شود. در هر حال من بدون مهریه مشخصی زندگی مشترک را با ناصر شروع کردم تا اکنون که سال‌ها از ازدواج ما گذشته و ناصر وضعیت مالی خوبی پیدا کرده و تصمیم به ازدواج مجدد دارد، به من می‌گوید که یا با ازدواج مجدد او موافقت کنم یا اینکه طلاق بگیرم. من تحمل ازادواج مجدد ناصر را ندارم ولی شرایط طلاق را هم ندارم چون مهریه‌ای ندارم تا با دریافت آن بتوانم زندگی جدیدی برای خود فراهم کنم، ناصر می‌گوید چون مهریه‌ای برای من تعیین نشده به راحتی می‌تواند مرا طلاق دهد. من نمی‌دانم اگر هنگام عقد برای من مهریه‌ای تعیین نشده ایا اکنون واقعا مستحق دریافت مهریه‌ام نیستم؟

در پرونده دوم علی از اهالی روستایی در نزدیکی مشهد می‌گوید: به خواستگاری یکی از دختران روستایمان رفته‌ام، همدیگر را پسندیده‌ایم و در ازدواج با هم توافق داریم اما مهریه‌ای که پدر دختر برایم شرط کرده عجیب به نظر می‌رسد، او گفته برای ازدواج با دخترش باید امام‌زاده روستا را مهریه دخترش کنم، من نمی‌دانم ایا می‌توان زیارتگاه امام‌زاده را مورد مهریه قرار داد؟ اگر من امام‌زاده روستا را مهریه همسر اینده‌ام کنم و روزی او مهریه‌اش را بخواهد ایا من باید زیارتگاه امام‌زاده را برای او بخرم؟ یا اینکه درامد امام‌زاده را به او پرداخت کنم؟ اصلا تعیین چنین مهریه‌ای امکانپذیر است؟

در پرونده سوم سحر دختری جوان در مورد مشکل خود می‌گوید: با همسرم ایرج عاشق و معشوق بودیم، خانواده‌هایمان هم در جریان این عشق بودند برای همین با ازدواج ما موافقت کردند اما هنگام عقد نکاح سر میزان مهریه بین خانواده‌ها اختلاف ایجاد شد ولی به اصرار من و ایرج قرار شد که عقد نکاح بین ما منعقد شود تا بعدا و سرفرصت مهریه‌ای تعیین شود، بدین ترتیب من و ایرج زندگی مشترکمان را بدون اینکه مهریه‌ای برای من تعیین شود اغاز کردیم اما چند ماهی از ازدواج ما نگذشته بود که متاسفانه ایرج در اثر سانحه رانندگی جان خود را از دست داد. اکنون من علاوه بر غم ازدست دادن ایرج برای اینده خود نیز نگران هستم و نمی‌دانم با وجود اینکه با ایرج مدتی زندگی مشترک و رابطه جنسی داشتم ایا استحقاق دریافت مهریه را دارم یا نه، هر چند که در هنگام عقد نکاح مهریه‌ای برای من تعیین نشده است؟

مهر چیست؟

طبق قانون مدنی ایران مهر «به مالی گفته می‌شود که مرد در هنگام وقوع عقد نکاح به همسر خود می‌پردازد یا مکلف به پرداختِ آن می‌شود» به همین دلیل به مجرد عقد، زن مالک مهر می‌شود و می‌تواند هر نوع تصرفی که بخواهد درآن بنماید. براین اساس برای وجود مهریه نیازی به وجود قرارداد نیست و صرف عقد نکاح زوج را مکلف و ملزم به مهریه می‌کند.

چه مواردی می‌تواند مهر باشد؟

مهر اما باید مالیت داشته باشد یعنی دارای ارزش مالی و قابل خرید و فروش باشد بطور مثال منظومه شمسی را نمی‌توان مورد مهر قرار داد همچنین مهریه باید مشروع باشد یعنی از نظر شرعی قابل نقل و انتقال باشد مثلا مشروبات الکلی نمی‌تواند مورد مهریه قرار گیرد.همچنین مهر نباید ملک غیر یا مال موقوفه و یا اموال عمومی باشد بنابراین پارک‌ها و میادین شهر را نمی‌توان مهریه زوجه نمود. البته مهریه می‌تواند عین معین نباشد مثلا تدریس درسی به زوجه می‌تواند به عنوان مهریه قلمداد شود بنابراین مهریه می‌تواند هم مال منقول باشد هم غیر منقول ویا به صورت عین معین باشد. درهر صورت شوهر باید قدرت تسلیم مهریه را داشته باشد. البته زن می‌تواند برای پرداخت تمام یا قسمتی از مهر از سوی شوهر مدت یا اقساطی قرار دهد. اما اگردرعقد نکاح شرط شودکه درصورت عدم پرداخت مهردرمدت معین نکاح باطل است، چنین شرطی باطل است.

مهریه بعد از نکاح

در هر صورت تعیین مقدار مهر زن منوط به توافق طرفین است و زمان تعیین مهر نیز هنگام انعقاد عقد نکاح است اما این بدان معنا نیست که اگر هنگام ازدواج مهریه‌ای تعیین نشود، زن استحقاقی برای دریافت مهر نداشته باشد زیرا طبق ماده ۱۰۸۷ قانون مدنی اگر در نکاح دایم مهر ذکر نشده باشد، نکاح صحیح است و طرفین می‌توانند بعد از عقد، مهر را طبق توافق معین کنند و اگر قبل از توافق بر مهر معین، بین آن‌ها نزدیکی واقع شود، زن مستحق مهرالمثل است. مهر المثل به معنای تعیین مهریه زن مشابه مهریه زنان هم‌شأن، هم‌تراز و هم‌رتبه او است.

بنابراین تعیین مهریه در هنگام عقد یا بعد از آن، چنانچه بین زوجین نزدیکی واقع نشده باشد طبق توافق طرفین است (مهرالمسمی) اما اگر بعد از عقد و قبل از توافق بر مهر معین، بین زوجین نزدیکی واقع شود تعیین مهریه زن نه براساس توافق طرفین بلکه مشابه مهریه زنان هم‌شأن و هم‌تراز و هم‌رتبه او خواهد بود (مهر المثل) در هر صورت عدم تعیین مهر هنگام انعقاد عقد نکاح مانع استحقاق زن برای دریافت مهریه نیست. به همین سبب هر شرطی که بر مبنای آن زن هیچ‌گونه مهری نداشته باشد باطل است زیرا این شرط مخالف مقصود قانون‌گذار برای حمایت از زن است اما لطمه‌ای به اساس عقد نکاح نخواهد زد زیرا مهریه یک امر تبعی است و به اساس عقد نکاح خدشه‌ای وارد نمی‌کند.

مهرالمتعه

همچنین در طلاق زنی که برای او در هنگام عقد یا بعد از ان مهریه تعیین نشده باشد چنانچه طلاق بعد از انجام نزدیکی بین زوجین باشد زن مستحق تمام مهرالمثل خواهد بود (مهریه‌ای مشابه مهریه زنان هم‌شأن و هم‌تراز و هم‌رتبه) اما اگر مهردرعقد ذکرنشده باشد و شوهرقبل ازنزدیکی وتعیین مهرزن خودراطلاق دهد زن مستحق مهرالمتعه است. مهرالمتعه به مهریه‌ای گفته می‌شود که براساس میزان دارایی شوهر و با توجه به درجه غنی یا فقیر بودن او برای زن تعیین می‌شود.

درصورت مرگ شوهر

ضمن اینکه به موجب ماده ۱۰۸۸ قانون مدنی اگر شوهر قبل از تعیین مهر و قبل از نزدیکی بمیرد، زن مستحق هیچ‌گونه مهری نیست. اما چنانچه شوهر قبل از تعیین مهرو بعد ازنزدیکی فوت کند زوجه مستحق نصف مهرالمثل خواهد بود. فسخ نکاح نیز چنانچه قبل از تعیین مهر و قبل از نزدیکی صورت گیرد زن مستحق هیچ‌گونه مهری نخواهد بود مگردرصورتی که موجب فسخ عنن (ناتوانی جنسی در مرد یا عدم توانایی مقاربت در مرد) باشد که دراین صورت با وجود فسخ نکاح زن مستحق نصف مهراست. اما چنانچه فسخ نکاح قبل از تعیین مهرو بعد ازنزدیکی باشد زوجه مستحق تمام مهرالمثل است.

عدم آگاهی زن به عدم صحت نکاح یا بطلان عقد از موارد دیگری است که زن را مستحق مهرالمثل می‌کند اعم از اینکه در هنگام عقد یا بعد از ان برای زن مهریه‌ای تعیین شده یا نشده باشد. به موجب ماده ۱۰۹۹ قانون مدنی در صورت جهل زن به فساد نکاح یا بطلان عقد و در صورت وقوع نزدیکی، زن مستحق مهرالمثل است؛ بدین معنی که اگر نکاح باطل باشد مانند آن‌که زن در عده با مرد دیگری ازدواج کند ولی زن از بطلان چنین ازدواجی بی‌اطلاع بوده است و آن را درست می‌پنداشته است. چنانچه به واسطه این ازدواج بین آنان نزدیکی واقع شده باشد، زن استحقاق گرفتن مهرالمثل را دارد هر چند که در هنگام عقد یا بعد از ان برای زن مهریه‌ای تعیین نشده باشد اما در صورتی که عقدنکاح باطل بوده و زن از این امر مطلع بوده ونزدیکی نیز واقع نشده باشد زن حق مهر ندارد و اگر مهر را گرفته، شوهرمی‌تواند آن را استرداد نماید. فساد یا بطلان در نکاح موقت هم تابع همین شرایط است.

اختیار تعین مهر

البته ممکن است اختیار تعیین مهربه شوهریاشخص ثالثی داده شود دراین صورت شوهر یا شخص ثالث می‌تواند مهر را هرقدر که بخواهد معین کند اما اگر اختیارتعیین مهربه زن داده شود زن نمی‌تواند بیشتراز مهرالمثل معین نماید. با این حال این پرسش مطرح است که در صورت استحقاق زن به تعیین مهرالمثل، چه زمانی را باید در نظر گرفت؟ به عبارتی دیگربرای تعیین مهرالمثل ایا زمان عقد ملاک است یا زمان نزدیکی زوجین؟ پاسخ این است که تعیین میزان مهرالمثل باید به قیمت زمان نزدیکی بین زوجین باشد و با توجه به ارزش‌های آن زمان تعیین شود، زیرا در زمان نزدیکی زوجین است که مهرالمثل بر ذمه شوهر ثابت و واجب می‌شود.

برخلاف نکاح دائم که در آن می‌توان مهریه را پس از انعقاد عقد نیز تعیین نمود، در نکاح موقت اما تعیین مهریه برای زن هنگام انعقاد عقد ضروری است در غیر این صورت عقد باطل می‌باشد. با این حال در عقد موقت حتی اگرتا اخر مدت عقد نزدیکی نیز بین زوجین صورت نگیرد یا در مدت عقد زن فوت کند، مهریه تماما باید پرداخت شود.، اما در مورد بذل مدت (بخشش مدت عقد موقت) هرگاه شوهر قبل ازنزدیکی تمام مدت نکاح را ببخشد تنها موظف به پرداخت نصف مهر خواهد بود.

منابع:

۱- قانون مدنی

۲- امامی. سید حسن. شرح قانون مدنی. انتشارات اسلامیه.

مرداد
۶
بکتاش: مردی که قربانی خشونت‌ خانگی است
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Photo: Alon-o/ Bigstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Alon-o/ Bigstock.com

پریسا صفرپور

بکتاش ۴۶ ساله و بیکار است. اگرچه مدرک و سابقۀ مهندسی صنایع دارد اما حدود ۲۱ ماه پیش وقتی چند نفر از همکارانش را تحریک کرد که برای هفت ماه حقوق عقب افتادۀ خود مقابل اتاق مدیرعامل تجمع کنند اخراج شد. می‌گوید آنقدر که درد بیکاری و بی پولی و میانسالی عذابش می‌دهد نگران قهر و طلاق و مهریه همسرش نیست.

 در ابتدای گفتگو زیاد حاشیه می‌رود و احساس می‌کنم قصد دارد از آنچه که به خاطرش با او تماس گرفته‌ام فرار کند. بلاخره خودش از مهریه و طلاق می‌گوید و من فرصت می‌کنم اصل مطلب را بپرسم:

 کاش پیش از این‌که به تقاضای مهریه برسیم از خشونت‌ حرف بزنیم.

اوایل که این‌طوری نبود. وقتی خانواده‌ام او را برایم انتخاب کردند یک دختر کمرو و معصوم و کم‌سواد بود. از فامیل. همه می‌گفتند دروتخته به هم جور شده‌اند. من از او کمروتر او از من خجالتی‌تر. من از او کم حرف‌تر او از من ساکت‌تر. اما وقتی دخترمان به دنیا آمد، عوض شد.

وقتی بچه هفت هشت ماهه بود زمزمه‌هایی از او می‌شنیدم نظیر اینکه بایستی تغییر کنیم. می‌گفت جامعه گرگ است و بره بودن خطاست. می‌گفت اگر قرار است پدرومادر موفقی باشیم باید عقاب بشویم. وحشتش از بزرگ کردن بچه زیاد شد و ترسید نکند او آسیب ببیند. مدام به من گوشزد می‌کرد که بی‌عرضه هستیم و فلانی خوب بلد است در آینده بچه‌اش تأثیر مثبت بگذارد ولی ما بی‌دست و پا هستیم و دخترمان بدبخت می‌شود. تا بچه سه ساله شد و دومی را باردار بود از این رو به اون رو شده بود. مدام غر می‌زد و پرخاش می‌کرد و تا می خواستم آرامش کنم می‌گفت تو خودت که عرضه و مردانگی نداری بگذار من تکیه گاه این زندگی شوم.

مگر به جز زایمان بحران خاصی پشت سر گذاشته بودید مثلا در روابط اجتماعی،اقتصادی وعاطفی؟

نه، من که نمی‌دانم! ولی به نظرم معمولی بود. با فامیل‌ها و دوست‌هایمان می‌رفتیم و می‌آمدند و زندگی ایرانی دیگر. دهه هفتاد بود و یک عالمه اتفاقات خاص اجتماعی اقتصادی سیاسی ولی ما سرمان به زندگی خودمان گرم بود.

از چه زمانی خشونت را وارد رابطه‌تان کرد؟ شما تحریکش‌ نمی‌کردید؟ هیچ وقت کتکش نزدید؟

رابطه ما اصلا جوری نبود که من بخواهم کتک بزنم. اصولا من همیشه کتک خور بودم بین

 رفقای مدرسه و خواهر و برادرها. اصلن خجالت می‌کشیدم از او بخواهم مثلا غذا را بکشد یا مثلا وقتی از دست بچه عصبانی می‌شد، می‌گفتم می‌خواهی ما برویم بیرون تو دوش بگیری آرام بشوی؟

مثلا تو مسائل زناشویی خجالت می‌کشیدم پیش قدم بشوم. ولی او بعد از بچه دوم بدتر شد. اولی را کتک می‌زد که چرا دومی مریض است. دومی را می‌کوبید زمین که چرا مزاحم شده و نگذاشته برای اولی مادر خوبی باشد. من هم وقتی ازدواج کردیم ۱۹ ساله بودم و در مغازه پدرم کار می‌کردم و درس می‌خواندم. وقتی ۲۵ ساله بودم هم دوفرزند داشتم و هم مهندس شده بودم. شبها دیر می آمدم و فقط روزهای تعطیل می‌دیدم چطور با بچه‌ها رفتار می‌کند. همه را هم می گذاشتم به پای خستگی‌اش و شیطنت بچه‌ها و حق مادری‌اش.

پس شما مسئولیت خانه و بچه و زندگی را تمام و کمال به او سپرده بودید؟

دوره‌اش بود که مرد مسئول بیرون باشد و زن داخل. زن‌هایی شاغل بودند  اما او فقط تا دوم راهنمایی درس خوانده بود حتا سیکل نداشت. خودش برای همه فخر می‌فروخت که کدبانو است و مادر تمام وقت سنتی است و شوهر مهندس دارد.

از چه زمانی رابطۀ خودتان آسیب دید؟ یعنی چه وقت متوجه شدید به شما هم پرخاش می‌کند؟

از همان روزها دیگر. همان وقت که بچه را کتک می‌زد اگر من حتا آرام بچه را از او دور

 می‌کردم و بغلش می‌کردم و می‌گفتم عیبی نداره گریه نکن این می‌گفت چرا بچه را خراب می کنی. چرا نمی‌گذاری تربیتش کنم. چرا با من دو حرف هستی جلوی بچه. در کل اعصابش خرد بود و فقط

جلوی پدرش مظلوم می‌شد. بچه سوم که آمد دیگر اصلا نمی شناختمش.

راستش دیگر میل جنسی هم به او نداشتم. می‌رفتم سرکار و می آمدم و سرم به تلویزیون یا روزنامه گرم می‌شد. بعد هم دیگر اتاق خوابمان جداشد و من با پسر بزرگم در یک اتاق می خوابیدیم و او با دخترم و پسر کوچکم در اتاق دیگر. حدود هفت سال پیش که دیگر بچه‌ها از آب و گل درآمده بودند گفت می‌خواهد برود کار بکند. گفتم کجا چطورتو که حتا آرایشگری و خیاطی هم بلد نیستی گفت نمی‌دانم یاد می‌گیرم می‌خواهم بروم کلاس این کلاس آن آشپزی فلان چنان. خلاصه دیگر نمی‌خواست خانه باشد. گفتم برو چه بهتر که خستگی کار خانه بین بچه‌ها قسمت بشود و من و تو به هم برسیم و گردش برویم و از این حرف‌ها، ولی به تندی گفت می‌خواهم مال خودم باشم چون تو هم با بچه‌ها فرقی نداری. چه از لحاظ زحمت زیادی که برایت کشیده‌ام چه از نظر بی عرضگی.

خلاصه دروتخته‌ای به هم خورد و یک همکار من گفت برادر زنش پزشک است و دنبال منشی می‌گردد. ما اقدام کردیم که خانمم برود. رفت و حالا هم تزریقات و پانسمان یاد گرفته دیگر منشی نیست وهم مطب به یک کلینیک کوچک تبدیل شده است.

خوب پس چطور کار به طلاق و مهریه و مشکل مادی رسیده است؟

والله ایشون معتقد است که بنده در کل بی‌عرضه هستم و حتا می‌گوید اگر من زنت نبودم مهندس نمی‌شدی. می‌گوید خودت بی‌عرضه بودی که حقوقت عقب افتاد. خودت بی‌دست و پا هستی که آنقدر رو بازی کردی تا اخراجت کردند. حتا آن زمان او مرا تحریک کرد و اصرار داشت اعتصاب کنیم که حقوقمان را بدهند ولی حالا می‌گوید به تک تک حرفهایم گوش و عمل نکردی وگرنه اخراج نمی شدی. ۲۱ ماه بیکارم و ۷ ماه حقوق نداده بودند این ۲۸ ماه او خرج زندگی را داد.

حدود ۵ ماه پیش گلدان را برداشت کوبید تو سرم که ای خاک تو سر بی همه چیز بی‌ات که بجای اینکه پناه و حامی و الگوی بچه‌ها باشی از سگ پاسوخته بدتری.

یعنی عملا شما را مورد ضرب و شتم قرار داد! و شما چه کردید؟ مقابله به مثل نکردید؟

بله دیگر. نه من نزدم. اول گلدان پر از خاک خیس و گل حسنی یوسف را تو سرم زد که من شوکه شدم جا خوردم تا به خودم بیایم مرا زیر مشت و لگد گرفت. به نظر من مریض است. من حاضرم باز هم کتک بخورم ولی دست روی سگ و گربه هم بلند نمی‌کنم چه برسد به زن و بچه.

الان ۵ ماه است ما یا از پدرم قرض میگیریم بنده خدا یک مغازه پلاستیک فروشی کوچک محلی دارد با نزدیک به ۸۰ سال سن برای لقمه نانش آن را باز می‌کند با روزی پنج شش تا مشتری. دارم با یارانه و قرض قوله و کم خوری روزگار می گذرانم ولی این بچه‌ها چه گناهی دارند که مادرشان عید هم برایشان خرید نکرد. حالا به آشنا و فامیل پیغام پسغام می‌دهد که طلاق می‌خواهم. گفتم برو دنبالش. مهریه هم می‌خواهد. از کف دستی که مو ندارد چطور می‌شود زلف زلیخا بافت!؟ چشمش دنبال دو دانگ سهم من از خانه است. چون ما وقتی با وام وبدبختی خانه را خریدیم او اصرار داشت کامل به نامش بشود. برادرم که۱۵  درصد پول خانه را مثل وام به ما قرض داده بود به او گفت بهتر است دو دانگ به نام مرد خانه باشد و چهاردنگ دیگر به نام تو و بچه‌ها.

منبع: مجله مردروز 

تیر
۱۶
در دو جبهه می‌جنگم؛ تابوی سکوت و سرطان
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , , , , ,
manizhe_02-1.png.815x390_q85_crop_upscale
image_pdfimage_print

ماهرخ غلامحسین‌پور

این روز‌ها غالب زنانی که درگیر سرطانند به نوعی با اینستاگرام آشنا هستند، «منیژه برزگر» را می‌شناسند. ۴۸ ساله است و مبتلا به سرطان تخمدان. منیژه شرح مبارزه‌ها و تلاش‌هایش برای کنترل بیماری را در دنیای مجازی می‌نویسد.

منیژه در جبهه دیگری نیز می‌جنگد. تامین هزینه‌های درمانی‌اش، سرپرستی دو فرزندش و مبارزه حقوقی با همسرش که نه حاضر به طلاق اوست و نه مایل به ادامه زندگی مشترک.

منیژه معتقد است که سکوتش در مقابل زندگی مشترک نابسامانی که داشته و تلاشی که برای حفظ آرامش فرزندان دو قلویش انجام داده و سرپوش گذاشتن روی رنج‌های درونی‌اش او را به وادی سرطان کشانده. حالا می‌خواهد به زن‌هایی با شرایط مشابه بگوید فشارهای عصبی ناشی از خشونت‌های روانی همراهانشان را تحمل نکنند چون خشم و نفرت متراکم به راحتی می‌تواند به تومورهای خطرناک مبدل شود.

همسرت بعد از ماجرای بیماری تو را ترک کرد؟

خیر، یک سال پیش از آن بود که در پی یک مشاجره معمولی خانه را ترک کرد. سعی کردم کنترل اوضاع را در دستم بگیرم. رانندگی سرویس کارمندان دانشگاه شهید بهشتی و پذیرش سفارش آشپزی در خانه، بخشی از تلاش‌هایم برای سرپرستی بچه‌ها بود اما فقط یک سال پس از این ماجرا متوجه شدم سرطان تخمدان دارم.

با شروع بیماری کارت را هم‌‌ رها کردی؟

نه. ماه‌های اول ابتلا، علی‌رغم شیمی‌درمانی و عوارضش یعنی درد و تهوع و شرایط نامتعادل روحی، سر کارم حاضر می‌شدم و با پاهای ناتوانم با ترمز و کلاچ و دنده سر و کله می‌زدم تا بتوانم هزینه‌های درمان و مخارج زندگی خودم و بچه‌ها را تامین کنم.

برخورد همسرت بعد از شنیدن خبر بیماری تو چطور بود؟

نه حاضر به ادامه زندگی شد نه حاضر به طلاق یا تامین هزینه‌های فرزندانمان. این شرایط منجر به عود دوباره سرطان و شروع دوباره شیمی درمانی شد.

من آبان ماه سال ۹۴ به او زنگ زدم و به خاطر شرایط نابسامانی که داشتم پیشنهاد ادامه زندگیمان را دادم اما همسرم گفت ادامه زندگی‌اش با من دو شرط دارد، نخست اینکه مهریه‌ام را ببخشم و دوم اینکه برای زندگی مشترکمان او خانه‌ای تهیه نخواهد کرد. یک ماه بعد دادگاه مرا فراخواند و پرسید که آیا مایل به تمکین هستم یا خیر؟ من شرح ماجرا را نوشتم و به پرونده‌ام الحاق کردم که البته تا به حال خبری از روند پرونده نشده.

خانه‌ای از دوران زندگی مشترک ندارید؟

تمام این بیست و یک سال در خانه پدرم زندگی کردیم و اجاره خانه نمی‌دادیم. قاضی به من گفت می‌بایست حق مسکن به تو می‌داد.

در شرایط فعلی و مبارزه‌ات در جبهه بیماری با چه انگیزه‌ای مایلی مشکلات زندگی زناشویی‌ات را هم مطرح کنی؟

می‌خواهم به جای تمام زنانی که در بند آزارهای خانگی خصوصا آزارهای پیچیده روانی هستند فریاد بزنم و تمام مسائلی را که زن‌ها در شرایط مشابه پنهان می‌کنند، در مقابل دید وجدان عمومی قرار بدهم.

گاهی وقتی در مورد ماجرای سرطان و صفحه اینستگرامم با رسانه‌ها حرف می‌زنم، همسر سابقم عصبانی می‌شود. او به دفتر روزنامه‌ها مراجعه کرده و سرپرست خانوار بودن مرا انکار می‌کند. جالب است که یکی از شرایطی که برای ادامه زندگی مطرح کرد این بود که با هیچ رسانه‌ای مصاحبه نکنم.

هنوز هم سرویس دانشگاه را انجام می‌دهی؟

از سال گذشته و با گران شدن بنزین و عود کردن بیماری‌ام فقط پول استهلاک ماشین در می‌آمد ناچار شدم کار رانندگی را‌‌ رها کردم. وقتی مرا ترک کرد چند ماهی منتظر ماندم شاید برگردد اما دیدم چنین قصدی ندارد به همین دلیل هم مهریه‌ام را به اجرا گذاشتم.

مهریه‌ات چقدر بود؟

۲۵۰ سکه که هر یک ماه در میان یک سکه برایم تعیین شده است.

چه احساسی در مورد بیماری‌ات داری؟

جریان کمی پیچیده است با اینکه سرطان سلامتی فرد را به مخاطره می‌اندازد اما همین سرطان برای من تبدیل به بزرگ‌ترین نعمت زندگی‌ام شده و زندگی‌ام را تغییر داده است. باورتان نمی‌شود بعد از ابتلا قدر فرصت‌هایم را عمیقا می‌دانم. به مخاطره افتادن سلامتی‌ام ارزشش را داشت تا این عشق و ایمان به زندگی را تجربه کنم.

13391127_1065431730162982_1327567834_n

چطور شد به فکر عمومی کردن تجربه‌هایت در فضای مجازی افتادی؟

سال گذشته تیرماه یک روز که داشتم در مورد حس و حالم برای خواهرم حرف می‌زدم او گفت که من خیلی برخورد متفاوت و جالبی با بیماری‌ام دارم و پیشنهاد داد یک صفحه در اینستاگرام باز کنم، و تجربه‌هایم را بنویسم.

حس می‌کردم که قصه من با دیگران متفاوت است. می‌دانستم ریشه سرطان در مشکلات روحی و استرس‌هایی است که تاب آورده‌ام. سال‌های سال تحت فشار خشم و نفرت زندگی کردم. می‌خواستم تجربه‌هایم را با زنان دیگری که سرپرست خانوار و مثل من بیمار بودند در میان بگذارم. فشار‌ها و حلقه محاصره زندگی روز به روز بر من تنگ‌تر می‌شد و شیوه‌های متفاوتی برای مقابله با آن برمی‌گزیدم و این‌ها قابل انتقال بود.

این بار نمی‌خواستم از ترس قضاوت مردم سکوت کنم در شرایطی شیمی‌درمانی می‌شدم که به شدت بابت هزینه‌های زندگی و درمانم در مضیقه و فشار بودم ولی با همه این‌ها می‌خواستم تجربه‌هایم را تقسیم کنم و به همین دلیل هم گاهی فکر می‌کنم درد و رنجی که تحمل می‌کنم بیهوده نیست.

همسرت در طول این مدت نفقه هم پرداخت می‌کند؟

او مردادماه نود و دو خانه را ترک کرد و من آذرماه مهریه‌ام را اجرا گذاشتم دو ماه بعد از شکایتم، حکم مهریه‌ام صادر شد. بعدش درخواست نفقه دادم. نفقه کار‌شناسی شد و گفتند که پنج میلیون میزان نفقه من است. اما تنها مالی که داشت پاداش سنوات خدمتش بود و با اینکه بیست و هشت میلیون دریافت کرده بود دو روز بعد از دریافت این پول خانه‌ای به نام خواهرزاده‌اش اجاره کرده بود و من نتوانستم در این مورد ادعایی داشته باشم.

چون برادرش را با این بیماری از دست داده، روزهای نخستی که مبتلا شدم گفت که تحت تاثیر قرار گرفته و قصد دارد به من کمک کند. اما آنچه که به من کمک کرد،‌‌ همان میزان نفقه‌ای بود که دادگاه برایم تعیین کرده بود و افزون بر آن تا به حال هیچ کمکی به من نکرده.

آیا متوسل به خشونت فیزیکی هم می‌شد؟

خیر. بخواهم صادق باشم خیر. اما چنان ترس و رعبی در دل من و بچه‌هایم انداخته بود که وقتی کلید را توی در خانه می‌انداخت من و دو بچه‌هایم می‌شدیم عین سه موش کتک خورده؛ هراسان و بی‌پناه، بابت خشونت‌های روانی و فضای بدی اکه ایجاد می‌کرد به شدت آزار دیدم.

پس برای چه در این رابطه ماندید؟

باید اعتراف کنم اشتباه کردم که در این رابطه خشونت بار ماندم. الان که مصمم هستم سکوتم را بشکنم به گذشته فکر می‌کنم و می‌بینم هم خودم تاوان این اشتباه را پس دادم هم فرزندانم. زندگی که می‌شد جور دیگری رقمش زد، از ترس آبرو و قضاوت مردم و اطرافیان و ترس از بیوه شدن تبدیل شد به این شکل بی‌قواره و ناموزن.

ما زن‌های ایرانی خودمان را به بهانه بچه‌ها فریب می‌دهیم. ادامه می‌دهیم مثلا به خاطر بچه‌هایمان. اما متوجه نیستیم که در یک رابطه نامتعادل، اتفاقا بچه‌ها هستند که به شدت آسیب می‌بینند و تا آخر عمرشان هم از زیر سیطره و تاثیر این آموزه‌های اشتباه خارج نمی‌شوند.

در طول این بیست و یک سال هرگز به جدایی فکر نکردی؟

فرزندانم دو ساله بودند که من مصمم به جدایی شدم. این مسئله را در صفحه اینستاگرامم هم نوشته‌ام. قبول می‌کنم که انتخابم از آغاز اشتباه بوده اما اشتباه واقعی و بزرگم، ادامه دادن این مسیر بود. خصوصا وقتی فرزندانم به دنیا آمدند و متوجه شدم که مسیرم اشتباه است. اما متاسفانه ما می‌ترسیم و واهمه داریم در فضای عمومی تجربه‌هامان را با دیگران قسمت کنیم. وانمود می‌کنیم که خوشبختیم. از سر حساسیت خانواده‌ام، در یک رابطه اشتباه ماندم. می‌توانستم مسیرم را اصلاح کنم. نخواستم شریک زندگی‌ام را آن طور که هست بپذیرم و مدام می‌خواستم اصلاحش کنم. می‌خواستم او را از رنج عمیق درونی‌اش جدا کنم در حالی که متوجه نبودم در آن سن و سال قادر به این کار نیستم و بعضی آدم‌ها رنج‌هایشان را دوست دارند، چسبیده‌اند به این رنج‌ها و تغییر مسیرشان کار من نیست.

بعد از این‌که فهمیدی قادر به این تغییرات نیستی چه کردی؟

وقتی فهمیدم نمی‌توانم مسیر زندگی را تغییر بدهم سکوت و تحمل را انتخاب کردم. از طرف خانواده‌ها تحت فشار بودم برای پذیرش آن زندگی. به من می‌گفتند می‌خواهی طلاق بگیری بعدش چه کار کنی؟ خیال می‌کنی سرنوشت بهتری در انتظار توست؟ کسی نبود به من بگوید تو کارمی کنی و درآمد داری. زیر سقف خانه پدری‌ات نشسته‌ای. قرار نیست دنیا کن فیکون بشود و تو زن لایقی هستی که از پس خودت برمی آیی. در واقع این تو نیستی که خودت را تحمیل کرده ایی.

انتظار تو دقیقا چه بود؟

او شریک بیست و اندی ساله زندگی‌ام بود. تنها درخواست من این بود که در حین روند درمانم از بچه‌ها حمایت کند. یکیشان سرباز بود آن روز‌ها و آن دیگری دانشجو.

وقتی صفحه اینستاگرامم مورد توجه قرار گرفت و روزنامه ایران با من مصاحبه کرد به او به شدت برخورد که من چرا مطرح کرده‌ام که سرپرست خانوارم؟ خوب تو من و بچه‌ها را ترک کردی، نه حاضر به ادامه زندگی هستی نه طلاقم می‌دهی نه آن طور که باید و شاید تامینمان می‌کنی. با این وصف چه کسی سرپرست خانوار است؟ من تحت فشار روانی زیادی قرار گرفتم این سال‌ها. پزشکان بعد از جراحی تاکید می‌کردند که یکی از مهم‌ترین فاکتور برگشت سرطان، شرایط روحی – روانی است. اما من واقعا در شرایط بدی زیست کردم در این چند ساله.

الان مخارجت را چطور تامین می‌کنی؟

خوب من مهریه‌ام را اجرا گذاشته‌ام و یک ماه و نیمی یک سکه دریافت می‌کنم. گاهی در خانه‌ام سفارش آشپزی می‌پذیرم و خانواده‌ام با اینکه خودشان در مضیقه هستند، اندکی کمک می‌کنند. پیش از این‌ها هم راننده سرویس دانشگاه بودم. به هر حال سعی‌ام را می‌کنم. از آن سو مثلا از همدلی پزشکم برخوردار شدم. او واقعا به من کمک کرد و هزینه ناچیزی از من گرفت. به هر حال از حق نمی‌گذرم که همسرم هم تحت فشار نزدیکان مرا بیمه تکمیلی کرد.

الان به لحاظ بیماری در چه شرایطی هستی؟

اردیبهشت ماه سال گذشته درمانم تمام شد اما از زمستان امسال که شرایطم متشنج شد و هر چه سعی کردم ماجرا را مدیریت می‌کردم، باز هم قادر به کنترل اوضاع نبودم و اوضاع بهم ریخت. دکتر باز هم شیمی درمانی تجویز کرد. از سی‌ام فروردین ماه دوباره شیمی درمانی‌ام به مدت شش دوره آغاز شده است.

13320173_1049914975082867_85049997_n12501659_1731018883780673_1434418197_n

اردیبهشت
۱۷
طلاق به دلیل ممانعت شوهر از فعالیت‌های ورزشی
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , ,
adc6536
image_pdfimage_print

موسی برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسش‌گر: ۲۹ ساله هستم. دو سال پیش ازدواج کردم و در تهران به همراه همسرم ساکن شدیم. از‌‌ همان هفته‌های اول ازدواج اختلافات‌مان شروع شد. شوهرم شروع کرد به محدود کردن ارتباطات من با دوستان و آشنایان. از آن‌جا که به کوهنوردی علاقه داشتم از سال‌ها پیش مرتبا با گروه‌های کوهنوردی به کوه می‌رفتم. این مساله را قبل از ازدواج‌مان نیز به شوهرم گفته بودم. اما پس از ازدواج یک‌بار که رفتم و برگشتم، شوهرم شروع کرد به مشاجره و این‌که لازم نیست به کوهنوردی بروی و از این حرف‌ها. وقتی هم دلیل مخالفتش را ‌پرسیدم حرف‌های غیر منطقی ‌زد. به هر حال رفتن به کوه را بسیار محدود کردم. مشکل دیگرمان این بود که در دادن هزینه‌ها و مخارج بسیار خساست می‌کرد در حالی که درآمد بدی نداشت. هر وقت برای خودم چیزی می‌خریدم شروع می‌کرد به حساب و کتاب و می‌گفت که باید قناعت کنیم. از آن‌جا که با پدر و مادر شوهرم همسایه بودیم خانواده‌اش نیز دایما در زندگی ما دخالت می‌کردند. به هر حال دیگر نتوانستم تحمل کنم و به خانه پدرم در کرج آمدم. الان چهار ماه است که در خانه پدرم هستم. من می‌خواهم جدا شوم اما شوهرم می‌گوید که طلاق نمی‌دهد. یعنی می‌خواهد اذیت کند. تصمیم دارم مهریه‌ام را به اجرا بگذارم تا بیاید توافق کند. همچنین در سایتی خواندم که می‌توانم به دلیل عدم پرداخت نفقه نیز شکایت کنم. می‌خواستم بدانم چطور باید این کار‌ها را انجام دهم؟ آیا می‌توانم در کرج اقدام کنم؟ همچنین می‌خواستم بپرسم آیا شوهرم حق محدود کردن فعالیت‌ها و ارتباطات من را دارد؟

وکیل خانه امن: در مورد این‌که آیا مرد می‌تواند فعالیت‌ها و ارتباطات همسرش را محدود کند یا نه، حکم مشخصی در قوانین نیامده است. برخی‌ها با گسترش مفهوم تمکین معتقدند که زن باید در همه امور از شوهر خود اطاعت کند اما برخی‌ها می‌گویند تمکین فقط مربوط به رابطه جنسی است. اما آن‌چه که بیش‌تر منطقی به نظر می‌رسد این است که مرد نمی‌تواند ارتباطات و فعالیت‌های مشروع و قانونی همسر خود را محدود کند. فعالیت ورزشی مطلقا در تعارض با قانون نیست و شوهر نمی‌تواند این نوع فعالیت همسر خود را محدود یا منع کند.

در مورد مهریه، شما می‌توانید با مراجعه به دادگاه خانواده و تنظیم دادخواست مهریه‌تان را مطالبه کنید. این اقدام را می‌توانید در محل اقامت خودتان نیز انجام دهید. در این مورد دادگاه شوهرتان را ملزم به پرداخت مهریه خواهد کرد. اگر شوهرتان استطاعت مالی نداشته و تقاضای اعسار کند به احتمال بسیار دادگاه پرداخت مهریه را قسط‌بندی خواهد کرد. هم‌چنین می‌توانید در همان‌جا نفقه پرداخت نشده خود را نیز مطالبه کنید. هم‌چنین شکایت از عدم پرداخت نفقه نیز امکان‌پذیر است اما برای شکایت کیفری باید به دادسرای حوزه خانه‌ای که قبلا زندگی می‌کردید مراجعه کنید. یعنی برخلاف مهریه و مطالبه نفقه، شکایت کیفری را نمی‌توانید در محل اقامت خود انجام دهید.

مساله دیگری که باید توجه کنید این است که دادگاه‌ها به هنگامی که زن خانه را به میل خود ترک کند وی را ناشزه دانسته و دعوای مطالبه نفقه را قبول نمی‌کنند.

پرسش‌گر: به نظر شما دعوای طلاق را هم مطرح کنم؟

وکیل خانه امن: اگر قصد جدا شدن از همسر خود را دارید، بهتر است با ایشان توافق کنید. اگر شما تقاضای طلاق بدهید با مشکلات بسیاری مواجه می‌شوید زیرا دادگاه‌ها به راحتی تقاضای طلاق زن را قبول نمی‌کنند. اگر توافق حاصل نشد راه دیگری به جزء تقاضای صدور حکم طلاق وجود ندارد.