صفحه اصلی  »  مهتاب صمیمی
image_pdfimage_print
آذر
۲
ظاهر آرامش فریبم داد
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , , , , , ,
Concept of domestic abuse. Battered woman escaping from man silh
image_pdfimage_print

 مترجم :مهتاب صمیمی

 ریا (Rhia) داستان خشونت خانگی اش را بخاطر جلب حس دلسوزی و همدردی تعریف نمی کند، بلکه او می خواهد از این طریق به این نکته اشاره کند که شما هیچگاه نمی دانید که چه چیزی ممکن است زندگی و باورهایتان را یکباره دگرگون کند.

زندگی ریا (Rhia) اینگونه عوض شد:

موارد بسیاری هستند که می توانند مسیر زندگی یک فرد را تغییر دهند، مواردی چون فارغ التحصیلی، ازدواج، بچه دار شدن، از دست دادن والدین، طلاق و بسیاری از موارد دیگر. تمام این مسائل برای من پیش آمده است. من با مردی که سه هفته بیشتر او را نمی شناختم در سن ۱۸ سالگی ازدواج کردم، بلافاصله بچه دار شدم و در طول ۴ سال ۳ پسر به دنیا آوردم. شوهرم همسر و پدر خوبی نبود اما من جوان بودم و نمی خواستم که پسرانم را به تنهایی بزرگ کنم بنابراین در آن رابطه ماندم. در واقع ۱۵ سال با او زندگی کردم تا اینکه کاسه صبرم لبریز شد. وقتی از شوهرم جدا شدم با مردی ملاقات کردم که هرگز فکرش را نمی کردم که روزی بزرگترین بلای جانم شود. ما در یک مهمانی با هم آشنا و بلافاصله بهم علاقمند شدیم. او بسیار خوش قیافه و با نمک بود و بنظر می رسید که عاشقم شده است.

بعد از ۱۵ سال زندگی کردن با مردی که به نظر نمی رسید به من علاقه ای داشته باشد این رابطه برایم بسیار خوش آیند بود. او مرتب به من زنگ می زد و برایم گل می آورد او بسیار جذاب بود. او حتی با پسرانم که در آن زمان همه در سنین بلوغ بودند و ارتباط برقرار کردن با آنها سخت بود، رابطه خوبی برقرار کرده بود.

می دانستم که او تازه از زندان آزاد شده، اما مدام می گفت که درس عبرتش را گرفته است. من نیز در آن زمان برای کسب صلاحیت برای نگهداری از فرزندانم تحت نظر بودم، در نتیجه آن زمان برای هر دو ما بحرانی بود و هرگز نباید وارد آن رابطه می شدیم اما گویی که این دوران باعث شده بود که بیشتر بهم جذب شویم.

من باید از همان زمان متوجه نشانه های خطر می شدم، اما افسوس که از رابطه مان چیزی نگذشته بود که تصمیم گرفت که با من زندگی کند؛ من هم که همیشه دوست دارم رابطه سریع پیش برود همه چیز به نظرم بسیار زیبا و خوب می آمد.

او هر روز صبح خودش قهوه درست می کرد و وسایلش را جمع می کرد و بنظر می رسید که هر چقدر هم که با هم بودیم باز برایش کافی نبود، درست چیزهایی که من سالها تشنه آنها بودم؛ تشنه محبت.

شروع تجاوزات و خشونت های او فیزیکی نبود کلامی بود. او می گفت که من بسیار خوش شانس هستم که با او هستم، او از من سر است ، خانه باید تمیزتر باشد پسران باید آرامتر باشند ؛ و من باید هر وقت که او خانه است خانه باشم، اینکه دوستانم ، دوستان واقعی نیستند و از این قبیل.

اولین نشانه تجاوز فیزیکی او با هل دادن و گرفتن من شروع شد و نه با کتک زدن، او بلافاصله معذرت خواهی می کرد و می گفت: من را ببخش نمی خواستم که آنقدر محکم بگیرمت، اما اگر از همان اول به حرفم گوش می دادی و کارت را درست انجام می دادی بحث ما به اینجا کشیده نمی شد.

به مرور زمان خشونت های او شدت گرفت و بیشتر تکرار شد. او دیگر مشت و لگد زدن ، سوزاندن و بریدن بدن من را شروع کرده بود.

من همه این چیزها را از کسانی که دوستم داشتند پنهان کرده بودم در نتیجه ،کسی نبود که بتوانم به او پناه ببرم من حتی نمی توانستم از لحاظ قانونی شکایت کنم، مسئله ای که او مرتب متذکر می شد و بنظر می رسید که از بیان آن لذت می برد. او یک زندانی آزاد شده به قید شرط بود و من هم تحت نظر برای کسب صلاحیت ؛ پس اگر مشکل رابطه مان گزارش می شد و یا دستگیر می شدیم ممکن بود که یکی از ما از زندان سر در بیاورد.

بنابراین هر چه این خشونت ها بیشتر می شد ترس من از اینکه روزی یکی از پسرانم به او صدمه بزند و خود را درگیر کند بیشتر می شد.

آخرین موضوعی که باعث شد که تصمیم نهایی ام را در رابطه با او بگیرم، روزی بود که برای شام به منزل همسایه رفته بودیم و او فکر کرد که من با مرد همسایه در ارتباط هستم.

جنگ و جدل ما تا زمانی که به خانه رسیدیم ادامه داشت. من چیزی برای گفتن نداشتم تا به این داستان خاتمه دهم. پسرانم را برای خرید به مغازه فرستادم تا بلکه بتوانم اوضاع را آرام کنم، نمی خواستم که بیش از این آنها را درگیر مسائلمان کنم.

اما همچنان عصبانیت او بیشتر و بیشتر شد تا اینکه، به طرف اسلحه اش رفت. اولین باری نبود که دست به اسلحه اش می برد اما اینبار بسیار ترسیده بودم. حدسم درست بود او تفنگ را در دهانم گذاشت چون فکر می کرد که دروغ می گفتم و باید با شلیک کردن در دهانم مرا می کشت .

بیاد می آورم که در آن لحظه بسیار آرام بودم ولی افکار بسیاری در ذهنم پرسه میزدند آیا من با خدا بودم؟ بله. آیا پسرانم در امان خواهند بود؟ نه. اما در نهایت تنها چیزی را که می توانستم از خدا بخواهم این بود که پسرانم کسانی نباشند که او را در حال ارتکاب به این جرم پیدا کنند.

خوشبختانه عموی او ناگهان ظاهر شد و با حرف زدن با او جلویش را گرفت، و من نیز دست پسرانم را گرفتم و فرار کردم و تا آنجا که ممکن بود از آن خانه دور شدم.

من داستان این خشونت را نه برای جلب حس ترحم و همدردی تعریف می کنم بلکه می خواهم به این نکته اشاره کنم که هیچگاه نمی دانید که چه چیزی ممکن است زندگی و باورهایتان را یکباره دگرگون سازد. اگر کسی به من می گفت این رابطه در نهایت به من صدمه می زند به او می خندیدم.

 من از این رابطه یاد گرفتم که از آنچه که فکر می کردم قوی تر هستم و همچنین فهمیدم بر خلاف آنچه که فکر می کردم پسرانم ساده نیستند و همه چیز را متوجه می شوند.

بزرگترین نتیجه ای را که گرفتم این بود که حتی کسانی که فکر می کنند با هوش و زیرک هستند می توانند فریب خورند.

 و من فقط می خواهم که کسانی که در چنین رابطه هایی هستند آگاه شوند و بدانند که می توانند خود را نجات دهند و زندگی امنی داشته باشند.

این تنها دلیلی است که من داستانم را تعریف می کنم و از گفتن آن خجالت نمی کشم. اگر داستان من تنها بتواند برای یک نفر هم که شده درس عبرتی باشد و راهی برای نجات او پیش رویش بگذارد، همان برای من کافی خواهد بود و می تواند مرحمی بر روی زخم هایم باشد.

بنابراین اگر خود شما و یا کسی که او را دوست دارید در چنین شرایطی بسر می برید فقط بدانید که تنها نیستید و شما از آنچه که فکر می کنید قوی ترید. امروز می تواند روز تحول شما باشد.

مترجم: مهتاب صمیمی

اسفند
۱۲
یک سوم زنان ایتالیایی قربانی خشونت خانگی هستند
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
image_pdfimage_print

1368434708690.cached

عکس: آنتونیو کلانی/ AP/ تظاهرت زنان در میلان ایتالیا بر علیه خشونت خانگی

به گزارش باربی لاتزا نادو(Barbie Latza Nadeau) عمل شرورانه اسید پاشی که عملی تقلید آمیز است  کشورهای اروپایی را دچار هراس کرده است. این عمل نمایانگر فرهنگ ریشه دار خشونت علیه زنان است.

زمانی که ونیا دل کول Vania Del Col سی و یک ساله پنجشنبه گذشته در آپارتمان خود را باز کرد، دو مرد نقابدار را دید که منتظر او ایستاده اند. آنها به زور وارد خانه او شدند و او را به زمین پرت کردند. سپس یک بطری اسید روی او خالی کردند و به شدت بازوها و پاهای او را سوزاندند. آنها حتی بر روی سگ همسایه نیز اسید ریختند. دل کول در سال ۲۰۰۲ نیز توسط دوست پسر سابق خود مورد تجاوز شدید جنسی قرار گرفته بود که دوست پسرش ۴ سال بابت آن به زندان محکوم شد. او با اینکه محل سکونت فعلی اش مشخص نیست  اولین مظنون این واقعه شناخته شده است.

یک هفته قبل از این واقعه، همسر دل کول به او گفته بود که ۴ یادداشت در صندوق پستی به این مضموم ” تو خواهی مرد ” و ” ما می دانیم که چه کار می کنی ”  پیدا کرده است.

با اینکه حمله به دل کول بسیار مخوف و ناگوار بود، اما فاجعه بزرگترشیوع اسیدپاشی به زنان در ایتالیا است، که در ماه گذشته ۳ مورد آن گزارش شده است. دو هفته پیش، یک زن ۳۶ ساله که ۸ ماهه و دو قلوحامله بود در پارکینگ یک کلینیک درمانی در شهر میلان برای وقت دکتر آماده می شده که مردی با اسکوتر (یک نوع موتور سیکلت) از جلوی او رد می شود و یک باطری اسیدی را به صورت او پرتاب می کند. دو قلو های در شکمش از این فاجعه جان سالم به در بردند، اما زنی که اسمش در لیست گزارش پلیس به عنوان سامانتا ف. درج شده است ممکن است بینایی چشم چپش را از دست بدهد. شخص مهاجم درشت هیکل و بین ۵۰ تا ۶۰ ساله توصیف شده است، اما هنوز او را پیدا نکرده اند. نه سامانتا و نه شوهرش هرگز دشمنی نداشته و تهدید نشده بودند. لیگی ارسی (Luigi Orsi)، رئیس کلانتری، که این پرونده را دنبال می کند می گوید: ” تا الآن متوجه نشده ایم که چرا کسی باید این کار را انجام دهد”.

۱۶ آپریل، سه مرد به زور وارد آپارتمان لوشا انی بالی (Lucia Annibali)  وکیل ۳۵ ساله شدند و با پاشیدن اسید روی او یک چشمش را کور و به چشم دیگرش به شدت آسیب رساندند و صورت او را کاملاً نابود کردند. پس از شنیدن صدای جیغ و داد لوشا، همسایه ها آنها را تعقیب و دستگیر کردند. یک هفته بعد، دوست پسر اسبقش که او نیز یک وکیل است به جرم هماهنگ کردن این حمله دستگیر شد. او زخمی بر روی دستش داشت که با اینکه ادعا می کرد که با قهوه داغ سوخته  است اما گفته اند بازجویان نشانه سوختگی با اسید بود.

اسیدپاشی یک عمل تقلیدی محسوب می شود، اما متأسفانه در ایتالیا و بر علیه زنان در حال افزایش است. بیش از

۰۰۰ ۷۴۳ ۶  زن در ایتالیا – تقریباً یک زن از هر سه زن در کشور- گزارش می دهند که قربانیان خشونت خانگی هستند. بر طبق گزارش تلفنو رزا (Telefono Rosa)، اولین خط کمک رسانی ملی برای مورد های خشونت خانگی، بیش از ۰۰۰ ۴۰ زن سالانه برای کمک به این خط تماس می گیرند. در سال ۲۰۱۲، یکصد و بیست و چهار زن و از آغاز سال ۲۰۱۳ تا به حال ۲۵ زن توسط شرکای زندگی و دوستدارانشان به قتل رسیده اند.  حدود ۱۵% از این مقتولان قبل از آنکه به قتل برسند، گزارش داده بودند که توسط شوهران و یا دوست پسران سابق خود تعقیب می شدند.

 انا کاستانزا بالدری ((Anna Costanza Baldry، روان شناس گروه حامی مبارزه با خشونت خانگی دیفرنزا دونا(Differenza Donna)  می گوید: با اینکه افزایش چشمگیر خشونت خانگی در این کشور نگران کننده است، اما خبر خوب این است که این افزایش به کندی صورت می گیرد زیرا که زنان بالاخره حرکتی به خود داده اند و علیه متجاوزان سکوت خود را شکسته اند. این عمل آنها مانعی برای افراد متجاوز خواهد بود.

بالدری می گوید: اسید پاشی های اخیر، بر مشکل نگران کننده ملی و غیر قابل کنترل خشونت خانگی تاکید دارند. او می گوید اسید پاشی برای برخی از خشونت گران نسبت به فرم های دیگر خشونت،  که قربانیان پس از مدتی از لحاظ فیزیکی بهبود پیدا می کنند، جذابیت بیشتری دارد. زیرا اثری که اسید بر روی ظاهر فرد می گذارد ماندگارتر است.

 میشل مارزونو((Michelle Marzono، سیاستمدار میانه رو که سعی دارد مبارزه با خشونت خانگی را در برنامه عملیاتی ملی قرار دهد می گوید: “این خشونت گران از اسید استفاده می کنند که تنها با مقدار کمی از آن بتوانند زندگی شخص قربانی را نابود کنند. آنها اغلب صورت زن که مظهر زیبایی و شناسایی اوست را هدف قرار می دهند. اسید شکل و فرم صورت و  زندگی عادی آنها را از بین می برد. تا زمانی که موج این جرائم علیه زنان توجه ملی را به خود جلب نکند، توسعه پیدا خواهند کرد و تنها پس از هر واقعه سر تیتر خبرها را تشکیل می دهند و خیلی زود به دست فراموشی سپرده می شوند. بحران های سیاسی اخیر در ایتالیا موجب شده اند که به مسائل مهم اجتماعی چون برنامه های مبارزه با خشونت علیه زنان اهمیت لازم داده نشود. بدون داشتن برنامه های آموزشی و راه کارهای مناسب برای کمک به زنان خشونت دیده، کسانی که با چنین قربانیانی سرو کار دارند نگرانند که به زودی این روند همه گیر شود. “بالدری” اضافه می کند: ” باید برای آموزش مبارزه با خشونت جنسی در مدارس سرمایه گذارس کنیم. ما برای محافظت از زنان و کودکان خشونت دیده و فراهم کردن مراکزی امن برای آنها به سرمایه نیاز داریم. صحبت کردن در مورد این مسائل به تنهایی کارساز نیست و ما را در این مبارزه پیروز نمی کند. داریم وقت را از دست می دهیم”.

مترجم: مهتاب صمیمی

منبع:

http://www.thedailybeast.com/witw/articles/2013/05/13/acid-attacks-against-women-on-the-rise-in-italy.html

مهر
۴
کلیات کنوانسیون شورای اروپا: جلوگیری و مبارزه با خشونت علیه زنان و خشونت خانگی 
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

181736168_571b388b9a_b

عکس:   Adam Lang

مترجم: مهتاب صمیمی

 این کنوانسیون نه تنها دولت ها، سازمان های غیر دولتی، شورای ملی و مقامات محلی را مورد خطاب قرار می دهد بلکه پیامی برای کل جامعه است. هر مرد و زنی، هر دختر و پسری، هر پدر و مادری، هر دوست دختر یا  دوست پسری باید بیاموزد که خشونت از هر نوعی، راه صحیحی برای حل مسائل و داشتن زندگی آرام نیست. هم اکنون و در آینده همه باید بدانند که خشونت علیه زنان و خشونت خانگی غیر قابل قبول و باید جلوی آن گرفته شود.

پیشگیری

این کنوانسیون بر روی مسئله پیشگیری تأکید دارد، حال آنکه این موضوع چه مفهومی برای کشورهای عضو دارد؟

به زبان ساده، پیشگیری از خشونت علیه زنان و خشونت خانگی می تواند جان بسیاری را نجات و رنج و عذاب ها را کاهش دهد. دولت هایی که موافق تعهدات کنوانسیون هستند باید موارد زیر را انجام دهند:

متخصصانی را برای داشتن ارتباط نزدیک با قربانیان آموزش دهند.

بطور مدام کمپین های آگاهی رسانی تشکیل دهند.

مسائلی چون برابری جنسیتی و راه حل های بدون خشونت در روابط بین افراد را به مواد آموزشی بیفزایند.

برنامه های درمانی برای مرتکبان به خشونت خانگی و متجاوزان طراحی کنند.

با سازمان های غیر دولتی همکاری کنند.

رسانه ها و بخش های خصوصی را جهت از میان برداشتن تبعیضات جنسی و ایجاد احترام متقابل، سهیم کنند.

نمی توان پیشگیری از خشونت خانگی و خشونت علیه زنان را تنها به دولت سپرد و این کمیسیون سعی دارد کلیه اعضا جامعه خصوصاً مردان و پسران را برای رسیدن به هدفش که داشتن اروپایی عاری از هر نوع خشونت خانگی و خشونت علیه زنان است را نیز در این راستا سهیم کند.

از آنجا که بر روی رفتارهای ضد زن سماجت و ایستادگی وجود دارد، خشونت علیه آنها همچنان بصورت گسترده ای شایع است. حال آنکه باید بدانیم که هر یک از ما می توانیم در راه مقابله با تبعیضات جنسی، سنت های زیان بار، تبعیضات علیه زنان قدمی بر داریم. تنها در صورت بر قراری برابری جنسیتی است که می توان از خشونت علیه زنان پیشگیری کرد.

حمایت

کنوانسیون چگونه حمایت از قربانیان را بهبود می بخشد؟

زمانی که فعالیت های پیشگیرانه با شکست مواجه می شوند و خشونت اتفاق می افتد، حمایت از قربانیان و شاهدان خشونت از اهمیت به سزایی بر خوردار می شود. این بدان معنا است که حمایت و مداخلات پلیس به همراه خدمات حمایتی مخصوص از جمله تأمین خانه های امن و خطوط تلفن برای تماس های اورژانسی بسیار مهم هستند. همچنین این مفهوم را می رساند که خدمات اجتماعی عمومی بر واقعیت و نگرانی های قربانیان خشونت خانگی، خشونت های علیه زنان، و حمایت هایی که باید بر اساس خواسته شان برای بازسازی و شروع دوباره زندگیشان صورت گیرد واقف هستند.

در زیر مثال هایی از مسائلی که در کنوانسیون مطرح شده اند آمده است:

دادن اجازه و اختیار به پلیس برای بیرون کردن خشونت گر از خانه: در صورت احساس خطر، پلیس باید بتواند امنیت قربانیان را تضمین کند. در بسیاری از موارد این بدان معناست که حکمی صادر شود تا خشونت گر برای مدت مشخصی خانه و خانواده را ترک کند و از قربانی فاصله بگیرد.

 اطمینان حاصل کردن از امکان دسترسی به اطلاعات کافی: پس از دیدن و تجربه خشونت، قربانیان معمولاً دچار شوک روحی هستند و نیاز مبرمی به دسترسی آسان به اطلاعات دقیق و به زبان خوشان در مورد خدمات موجود دارند.

تأمین خانه های امن قابل دسترس، به تعداد کافی و با گستردگی جغرافیایی متناسب: قربانیان از سطوح و بخش های مختلف اجتماعی هستند. برای مثال، زنان روستایی و نا توان جنسی باید به همان میزان به خانه های امن دسترسی داشته باشند که زنان شهری دارند.

تأمین خطوط تلفن اضطراری رایگان و ۲۴ساعته در سطح کشور: با خطوط تلفن اضطراری می توان زنان قربانی خشونت و بطور کل قربانیان خشونت خانگی را به مراکز خدماتی مورد نیازشان هدایت کرد. این مراکز خدماتی مجهز به راه حل های متخصصانه و فوری برای ایجاد امنیت برای قربانیان هستند.

تأمین مراکز قابل دسترس برای مراجعه قربانیان پس از خشونت جنسی و تجاوز: این مراکز مشاوره درمانی، خدمات استرس درمانی و حقوقی تأمین می کنند. این مراکز در اروپا بسیار نادرند و بسیار مهم است که این خدمات را بصورت گسترده تأمین و در دسترس قرار داد.

باید این مسئله را نیز مد نظر قرار داد که تنها تشکیل ساختارها و خدمات حمایتی برای قربانیان کافی نیست بلکه آنها باید از این خدمات، حق و حقوقشان و اینکه کجا و چگونه باید به این خدمات دسترسی پیدا کنند مطلع باشند.

پیگرد قانونی 

کنوانسیون چگونه مجازات خشونت گران را تضمین می کند؟

این کنوانسیون انواع گوناگون خشونت علیه زنان و خشونت خانگی را تعریف و خلاف قانون اعلام می کند که یکی از دست آوردهای بزرگ آن است. برای اجرائی کردن کنوانسیون، کشورهای عضو باید تعدادی از جرائم را که در حال حاضر در قانون وجود ندارند را  معرفی کنند که از آن جمله می توان خشونت فیزیکی و روانی، تجاوز و خشونت جنسی، تعقیب، ختنه زنان، ازدواج اجباری، سقط جنین اجباری، و نا زا کردن اجباری را نام برد. علاوه بر این کشور های عضو باید بدانند که فرهنگ، سنت، افتخارات و تعصبات قومی هیچکدام توجیهی برای جرائم ذکر شده بالا نیستند.

زمانی که این جرائم وارد سیستم قانون ملی شوند، دیگر هیچ دلیلی برای مجازات نکردن مجرمین باقی نمی ماند. پیرو آن کشورهای عضو باید دامنه ای از اقدامات را برای تضمین بررسی مؤثر هر اتهامی در مورد خشونت علیه زنان و خشونت خانگی را انجام دهند. این بدان معنا است که مجریان قانون موظف به پاسخگویی به کلیه داد خواست ها، گرد آوری شواهد، ارزیابی و بررسی خطرات احتمالی ادامه خشونت بوده تا بتوانند از قربانیان بطور کامل حمایت کنند.

علاوه بر این، کشورهای عضو باید دعاوی حقوقی و قضایی را با احترام کامل به حقوق قربانیان در کلیه مراحل دنبال کنند تا مبادا قربانی برای بار دیگر مورد ظلم و خشونت قرار گیرد.

سیاست های یکپارچه

سیاست های یکپارچه چه هستند؟

کنوانسیون بر این اساس است که هیچ سازمان و یا مؤسسه ای نمی تواند به تنهایی به مسائل مربوط به خشونت علیه زنان و  خشونت خانگی رسیدگی کند. رسیدگی و پاسخ مؤثر به چنین خشونت هایی نیاز به اقدام هماهنگ و مشترک تعدادی از سازمان ها دارد. بنابراین کنوانسیون از کلیه کشورهای عضو می خواهد تا سیاست های قابل درک و اجرائی پیش گیرند و سازمان های دولتی، غیر دولتی و همچنین مقامات و شورای ملی، منطقه ای، و محلی را نیز در این اقدامات دخیل کنند. هدف این سیاست ها جلوگیری و مبارزه با خشونت علیه زنان و خشونت خانگی است که باید توسط تمامی سطوح دولت و مؤسسات و آژانس های مربوطه اجرا گردد. برای مثال برای اجرائی شدن این سیاست ها می توان برنامه ملی تهیه کرد که مسئولیت ها و اقداماتی را که هر آژانس باید انجام دهد را مشخص کند.

نتایج حاصله از کشورهایی که این سیاست ها را پیاده کرده اند نشان می دهند، زمانی که مجریان قانون، سیستم قضایی، سازمان های غیر دولتی، سازمان های حمایت از کودکان و دیگر سازمان ها سر یک موضوع خاص با هم همکاری می کنند، رشد و پیشرفت چشمگیری صورت می گیرد.

این کنوانسیون نه تنها دولت ها، سازمان های غیر دولتی، شورای ملی و مقامات محلی را مورد خطاب قرار می دهد بلکه پیامی برای کل جامعه است. هر مرد و زنی، هر دختر و پسری، هر پدر و مادری، هر دوست دختر یا  دوست پسری باید بیاموزد که خشونت از هر نوعی، راه صحیحی برای حل مسائل و داشتن زندگی آرام نیست. هم اکنون و در آینده همه باید بدانند که خشونت علیه زنان و خشونت خانگی غیر قابل قبول و باید جلوی آن گرفته شود.

کنترل

چه کسی کشورهای عضو را کنترل و از انجام تعهدات شان اطمینان حاصل می کند؟

به محض اعمال و اجرائی کردن کنوانسیون، گروهی از متخصصان، بنام GREVIO به ارزیابی فعالیت های کشورهای عضو می پردازند.

 بر اساس این برنامه گزارش دهی، GREVIO معیارها و استراتژی های مختلفی را که کشورهای عضو برای اجرائی کردن کنوانسیون اتخاذ کرده اند را ارزیابی می کند. علاوه بر گزارشات و اطلاعاتی که از کشورهای عضو بدست آمده، سازمانهای غیر دولتی نیز به اطلاعاتی دست یافته اند.

از شوراهای ملی برای شرکت در این سیستم کنترل و ارزیابی نیز دعوت به عمل آمده است. چنانچه اطلاعات بدست آمده نا کافی و مسأله خاصی نیاز به توجه و رسیدگی فوری داشته باشد، گروه GREVIO برای رسیدگی به آن کشور سفر خواهد کرد.

در صورت در اختیار داشتن اطلاعات، گروه GREVIO می تواند از گزارشات و نتایج بدست آمده برای کمک به کشورهای عضو در راستای اجرای مؤثر کنوانسیون کمک کند. این گروه همچنین پیشنهادات کلی را به کشورهای عضو ارائه می دهد.

علاوه بر GREVIO، نهاد دیگری نیز که متشکل از نمایندگان تمامی کشورهای عضو کنوانسیون است و “کمیته کشورهای عضو” نام دارد تشکیل خواهد شد. از جمله وظایف این کمیته، انتخاب اعضای گروه GREVIO و پیشنهاد معیارها و شاخص هایی به کشورهای عضو برای اجرای کنوانسیون در راستای اهداف این گروه می باشد.

مهر
۳
شرم و گناه حاصل از آزار و اذیت های جنسی به کودکان
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

111117477_d1d97c1851_o

عکس: Southworth Sailor

 مترجم: مهتاب صمیمی

تجاوز به کودکان بدلیل حس گناه و شرمی که بدنبال دارد از انوع پیچیده و خاص خشونت است. باید دانست که خشونت جنسی همیشه شامل تماس بدنی نیست. قرار دادن کودک در محیط ها، شرایط  و چیزهایی که مربوط به مسائل جنسی هستند نیز نوعی خشونت جنسی محسوب می شوند حال آنکه تماس بدنی را شامل شود یا خیر.

با اینکه داستان های جنایات جنسی بسیار هولناک هستند اما آنچه که وحشتناک تر است این واقعیت است که اغلب این تجاوزات توسط نزدیکان کودک  صورت می گیرند که به آنها اعتماد نیز دارند. بر خلاف آنچه که بسیاری به آن معتقدند، تنها دختران نیستند که مورد تجاوز قرار می گیرند. خطر تجاوز جنسی هم دختران و هم پسران را تهدید می کند. در واقع می توان گفت که خشونت جنسی به پسران به دلیل ننگ و شرم آن کمتر احتمال می رود که گزارش شوند.

جدای از اینکه خشونت های جنسی می توانند آسیب های فیزیکی بدنبال داشته باشند، آسیب های روحی آن بسیار بیشتر و بهبود و درمان آنها بسیار مشکل تر هستند. کودکانی که به آنها تجاوز شده است همواره از شرم و گناه آن رنج می برند. آنها یا تصور می کنند که در این تجاوز مقصر هستند و یا خودشان باعث و بانی آن بوده اند. این ممکن است که در بزرگسالی اثرات سوءی چون تنفر از خود و مشکلات جنسی برای آنها به بار آورد که اغلب یا باعث بیقیدی آنها نسبت به روابط جنسی و یا ناتوانی آنها در داشتن رابطه جنسی می شود.

شرم و ننگ حاصل از تجاوز و خشونت های جنسی مانع کودکان در افشای این مشکلات می شود. آنها می ترسند که شاید دیگران حرفشان را باور نکنند، آنها را عصبانی کنند و یا خانواده هایشان را از هم بپاشند. بدلیل این مشکلات، اتهامات این چنینی را جدی بگیرید زیرا خیلی شهامت لازم است تا این موضوعات بر ملا شوند و چنانچه کودکی به شما اطمینان کرد و داستان را به شما گفت، او را جدی بگیرید. از آن بی اعتنا نگذرید و چشم پوشی نکنید!

علائم هشدار دهنده غفلت و خشونت علیه کودکان

هر چه زودتر جلوی خشونت و تجاوز علیه کودک را بتوان گرفت، امکان درمان و بهبود او بیشتر خواهد بود. تجاوز و خشونت به کودکان همیشه قابل مشاهده نیست. با شناخت علائم متداول آن می توانید جلوی این مشکل را هر چه سریعتر بگیرید و به کودک و فرد خشونت گر و متجاوز، هر دو کمک کنید.

اما باید این را بدانید که چنانچه علائمی دیدید لزوماً به این معنا نیست که کودک مورد آزار و اذیت جنسی واقع شده، بلکه باید بیشتر کند و کاو کنید و سعی کنید تا یک الگوی رفتاری و نشانه خطری پیدا کنید.

علائم احساسی، روحی- روانی خشونت و تجاوز علیه کودکان

وحشت شدید و کناره گیری از انجام کاری بدلیل ترس از اشتباه انجام دادن آن

بروز رفتارهای افراطی (شدیداً مطیع و یا شدیداً پر توقع؛ شدیداً بی اراده و یا شدیداً ستیزه جو)

نداشتن رابطه خوب با والدین و یا پرستار

بی مورد احساس بزرگسالی (مراقبت از دیگر بچه ها) و یا احساس بچگی کردن (مک زدن انگشت شست، تاب خوردن گهواره ای، و قهر و غیظ کردن)

علائم آزار و اذیت های فیزیکی به کودکان

متناوباً زخم، بریدگی و کبودی داشتن

داشتن این حس که همیشه در حال تعقیب است

صدمات جسمی با طرح و الگویی خاص، مانند جای دست و کمربند

ترسیدن و پریدن از جا با یک حرکت و صدای بلند، خجالت کشیدن از هر نوع تماس فیزیکی، و یا ترس از رفتن به خانه

پوشیدن لباس های نامناسب مانند پوشیدن بلوز آستین بلند در روزهای گرم

علائم غفلت از کودکان

پوشیدن لباس های نا مرتب، گشاد و یا تنگ، اتو نشده و یا نا مناسب آب و هوا

داشتن بهداشت بد (حمام نرفتن و بوی بد دادن)

داشتن بیماری و زخم های درمان نشده

تنها و بی سرپرست بودن و در شرایط و محیط نا امن بازی کردن

دیر به مدرسه رفتن و غیبت کردن

علائم آزار و اذیت های جنسی در کودکان

داشتن مشکل راه رفتن و نشستن

داشتن اطلاعات و تمایل به موضوعات و مسائل جنسی نا مناسب با سن و سال و یا داشتن رفتارهای اغواکننده

کناره گیری و فرار از دیدن شخصی بدون هیچ دلیل خاص

عوض نکردن لباس جلوی دیگران و شرکت نکردن در فعالیت های فیزیکی

داشتن بیماری های منتقل شده از رابطه جنسی و بارداری در سنین زیر ۱۴سال

فرار از خانه

لینک منبع

خرداد
۲۳
گروه امداد حقوقی کوبالکس: از زنان کوبایی در برابر هیچ نوع خشونتی حمایت لازم صورت نمی گیرد
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

7221461030_cdfff2315c_z

عکس:  Michele Solmi

نویسنده: Alexander Robles

در اولین گزارشی که وکلای مستقل کوبایی به کمیته “منع تبعیض علیه زنان” سازمان ملل فرستادند، مقامات را متهم به چشم پوشی از خشونت خانگی کردند.

کوبالکس (Cubalex)، گروه امداد حقوقی کوبا در جلسات روزهشتم و نهم ماه جولای(۲۰۱۳) خود، گزارشی به کمیته “منع تبعیض علیه زنان” درژنو ارائه داد. این کمیته به منظور بررسی چگونگی عملکرد کشورهای مختلف نسبت به کنوانسیون “حذف هر نوع خشونت و تبعیض علیه زنان” تشکیل شد. گزارش کوبالکس به این کمیته پیرامون مسائلی چون خشونت، آزار و اذیت های خانگی، قاچاق انسان، روسپیگری، تجاوز و سوء استفاده جنسی تهیه شده بود.

طبق این گزارش زنان نسبت به خشونت دولت علیه آنها بسیار آسیب پذیرهستند، “ظلم، خشونت، و تبعیضی که از جانب پلیس و گاردهای امنیتی دولت به زنان می شود، اغلب توسط دولت حمایت و تأیید می شوند. از جمله این خشونت ها می توان از خشونت به کارکنان زن شاغل درهمین سازمان ها نام برد. اینگونه خشونت ها می توانند نمونه بارزی از خشونت های سازمان یافته باشند که به عنوان وسیله ای برای سرکوب زنان از آن ها استفاده می شود.”

کوبالکس در این گزارش از ماجرای سونیا گارو آلفانسو Sonia Garro Alfanso ، رهبر پیشین گروه معترض داماس دو بلانکو Damas De Blanco  مثال می زند که بیش از یک سال است بدون محاکمه در زندان به سر می برد.

به طور کلی، وکلا طی این گزارش دلیل و استدلال آورده اند که از زنان کوبایی در برابر هیچ نوع خشونتی حمایت لازم صورت نمی گیرد که از جمله می توان ازخشونت های خانگی نام برد.

بر اساس این گزارش، چنانچه زنان برای شکایت از خشونت خانگی به پلیس مراجعه کنند، پلیس آنها را قبول نمی کند و آن موارد را نا دیده می گیرد زیرا معتقد است که آن خشونت ها تنها خشونت شخصی، علیه شخص دیگر است. در واقع مقامات بر حسب تفکر سنتی معروف که “کسی نباید در رابطه و مشکلات بین زن و شوهر دخالت کند” عمل می کنند.

اتحادیه ملی حقوقدانان کوبایی UNJC به نمایندگی از دولت کوبا در این جلسه حضور داشتند و اظهار کردند که دولت کوبا از انقلاب سال ۱۹۵۹ تا کنون موفق به حذف و کاهش بسیاری از انواع خشونت علیه زنان بوده است.

این گزارش همچنین اضافه کرده است، علاوه بر خشونت خانگی، “دیگر انواع خشونت، مانند آزار و اذیت جنسی در محل کار، تحصیل و غیره و روسپیگری اجباری بسیار کم و محدود هستند.”

حال آنکه گروه امداد حقوقی کوبالکس طبق گزارش خود در مورد وضعیت روسپیگران در کوبا می نویسد: “هیچ امکاناتی برای پیشگیری از قاچاق انسان و روسپیگری وجود ندارد و در نتیجه دختران و زنان کوبایی در برابر این مسائل در امان نیستند”.

انجمن حقوق بشر، نهاد دیگری از سازمان ملل است که تا کنون مسئله روسپیگری را با دولت کوبا طی بازبینی های دوره ای در میان گذاشته است. بازبینی دوره ای جهانی در واقع مکانیزمی است که بطور مدام عملکرد کشورهای عضو را در رابطه با پیشرفت آنها در مسائل حقوق بشری مورد ارزیابی قرار می دهد. این انجمن از دولت کوبا خواسته است تا دلایل بنیادی روسپیگری را ریشه یابی و اقدامات لازم را جهت جلوگیری از این معضل صورت دهد.

با این تفاسیر همچنان دولت کوبا منکر آن است که حرفه و پیشه روسپیگری از معضلات این کشور است و در بازبینی دوره گذشته اظهار داشته: “هیچ زنی در کوبا برای کسب در آمد و ادامه زندگی مجبور به روسپیگری نیست”.

ناشر: مؤسسه گزارش جنگ و صلح

مترجم: مهتاب صمیمی

منبع: http://goo.gl/aix87v

مهر
۱۶
داشتن امنیت ازآغاز: طرح امریکا برای مبارزه با خشونت های تبعیض جنسیتی در جهان
این سو و آن سو خبر
۰

image_pdfimage_print

8594022157_5332f05b1c_b

خانه امن: جان کری، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا، برنامه جدیدی  را برای مبارزه با خشونت هایی که پایه و اساس تبعیضات جنسیتی در جهان دارند را اعلام کرد.

جان کری اعلام کرد که ایالات متحده آمریکا برای طرح مبارزه با خشونت های جنسیتی در سراسر دنیا و به خصوص در مناطق بحرانی  ۱۰ میلیون دلار بودجه تخصیص داده است.  این طرح “داشتن امنیت ازآغاز” نام دارد. جان کری تأکید کرد در دوران پس از وقوع  فجایع طبیعی و در بحران جنگ، برای حفاظت از زنان و دختران از آزار و اذیت های جنسی و دیگر انواع خشونت نهایت تلاش خود را باید انجام داد.

این طرح جدید و بودجه ۱۰ میلیون دلاری تخصیص داده شده به آن، به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، کمیته بین المللی صلیب سرخ، و دیگر نهادها و سازمان های حامی حقوق بشر این امکان را می دهد تا در شرایط اضطراری برای حفاظت از زنان و دختران طرح های جدید و روش های نوین توسعه ابداع کنند. سازمان ملل متحد همچنین با هماهنگی با دیگر ذی نفعان و حامیان، سعی در ایجاد چارجوبی برای اقدامات خود دارد تا بتواند، از آن طریق رسیدگی به خشونت های جنسیتی را تضمین کند. رسیدگی به این نوع خشونت ها همواره در کنار دیگر اقدامات و امدادهای انسان دوستانه در اولویت کار قرار دارند.

این طرح بر اساس برنامه ملی ایالات متحده برای زنان، صلح، و امنیت و استراتژی ایالات متحده برای پیشگیری و رسیدگی به موارد خشونت های جنسیتی در سطح جهان ایجاد شده است و از طرف دفتر جمعیت، پناهندگان، و مهاجران وزارت امور خارجه  و همچنین دفتر دموکراسی، و امداد رسانی نهاد توسعه بین المللی ایالات متحده اداره می شود.

مترجم: مهتاب صمیمی

منبع: http://www.state.gov/r/pa/prs/ps/2013/09/214552.htm

مهر
۱۶
انجمن حقوق بشر سازمان ملل اولین قطعنامه علیه ازدواج زود هنگام و اجباری کودکان را تصویب کرد
این سو و آن سو خبر
۰
,
image_pdfimage_print

9193844638_ee5f929161

عکس:   UNCTAD

مینا ایمانی

 خانه امن: بیست و چهارمین جلسه انجمن حقوق بشر سازمان ملل در ژنو- سوئیس روز جمعه ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۳ به پایان رسید. در این جلسه انجمن حقوق بشر برای اولین بار در تاریخ تأسیس خود  قطعنامه ازدواج زود هنگام و اجباری کودکان را  با ۱۰۷ رأی از کشورهای مختلف به تصویب رساند.

این قطعنامه از آنجا که ازدواج زود هنگام و اجباری کودکان را نوعی تعدی به حقوق بشر اعلام می کند، مورد توجه بسیاری واقع شده است. طی این قطعنامه “پیچیدگی و مشکلات ناشی از ازدواج زود هنگام و اجباری کودکان ایجاب می کند تا دولت ها، قانون گذاران، مقامات قضائی، مجریان قانون، و رهبران سنتی و مذهبی با سعی و تلاش جمعی این مشکل را ریشه یابی کنند”.

همچنین مشخص شده است که ازدواج زود هنگام و اجباری کودکان در تمام مناطق دنیا شایع است و اثر منفی بر حق تحصیل، و حق سلامت که شامل سلامت جسمی و بارداری است می گذارد. این مشکل حق دختران را در داشتن زندگی عاری از خشونت و همچنین سهیم بودن شان در توسعه اجتماعی از آنها سلب می کند.

بحث در مورد این موضوع از عناوین اصلی و اولیه مجمع عمومی سازمان ملل بود که موجب شد کشورهای بسیاری برای کمک به از میان برداشتن ازدواج کودکان متعهد به تخصیص منابع بیشتر شوند. بن کی مون، دبیر کل سازمان ملل بیان داشت، برای اینکه زنان و دختران بتوانند به حق و حقوق برابر برسند، باید جلوی ازدواج کودکان گرفته شود.

مترجم: مهتاب صمیمی

منبع: http://goo.gl/LqFBKT

http://goo.gl/NL8Uz9

http://goo.gl/nSSrTv

 http://goo.gl/mT0b6B

مهر
۱۲
بلاروس: از هر پنج زن چهار تن از آنان تحت خشونت خانگی قرار دارند
خشونت خانگی و اجتماع
۰

image_pdfimage_print

5781350238_331a88e426_b

عکس: UNDP in Europe and Central Asia

نویسنده : Svetlana Burova عضو انجمن زنان جوان مسیحی

خانه امن: اسوتلانا بورووا Svetlana Burova   یکی از مؤسسان “انجمن زنان جوان مسیحی” در بلاروس در سال ۱۹۹۶ است. او حقوقدان و جامعه شناسی است که در بخش جامعه شناسی دانشگاه دولتی بلاروس استادیاری می کند. او متخصص جامعه شناسی ازدواج و خانواده، جامعه شناسی جنسیتی، و متدولوژی و تکنیک های تحقیق اجتماعی وعضو انجمن ملی سیاست های جنسیتی “انجمن وزرا” است. او مدت ۱۰ سال دبیر کل “انجمن زنان جوان مسیحی” بوده و هم اکنون به عنوان معاون “انجمن زنان جوان مسیحی” بلاروس خدمت می کند. او هماهنگ کننده پروژه جلوگیری از خشونت علیه زنان، آموزش های جنسیتی، و رهبری زنان است.

خشونت علیه زنان یکی از مهمترین مسائل اجتماعی در بلاروس است. در این کشور زنان و دختران در معرض انواع مختلف خشونت هستند، که از جمله می توان از خشونت های جسمی، جنسی، روانی، و اقتصادی نام برد. آمار رسمی در خصوص خشونت خانگی بسیار کم و ناقص است. وزارت کشور تنها آمار جرائمی که از حسادت، دعوا و نزاع، و دیگر دلایل معمول روابطخانوادگی حاصل می شود را گرد آوری می کند که نمی تواند انعکاس واقع بینانه ای از شرایط موجود باشد. آمار واقعی بسیار بالاتر است و نمی تواند درک کاملی از وضعیت خشونت خانگی به مخاطب بدهد، حال آنکه تحقیقات در این باره نمای بهتری از این وضع را به ما نشان می دهند.

مشکل اصلی اینجاست که به عقیده عموم، خشونت خانگی به ندرت یک مشکل و یا معضل به حساب می آید. پدیده خشونت اغلب بسیار پیش پا افتاده و بی اهمیت تلقی می گردد و معمولاً برداشتی که از آن می شود، آزار و اذیت های شدید و وحشیانه جسمی و جنسی است. اکثر مواقع خود زنان نیز متوجه تبعیض و خشونتی که به آنها می شود نیستند.

بر اساس تحقیقاتی که انجام داده ایم یک سوم زنان بلاروس حداقل یک بار در طول زندگی شان از جانب شوهر و یا شریک جنسی خود کتک خورده اند و بیش از ۹۰ در صد از زنان از خشونت های روحی – روانی رنج می برند. یک چهارم از دانش آموزان مورد خشونت ها و سوء استفاده های جنسی قرار می گیرند. بیش از ۸۰ درصد از جمعیت بلاروس معتقدند زنی که در زندگی مورد انواع خشونت واقع شده است، از اضطراب و آسیب های روحی – روانی رنج می برد. حدود ۶۰ در صد از آنان معتقدند زنی که در زندگی مورد انواع خشونت قرار گرفته است، سلامت عمومی ضعیفی دارد. بنا بر نظر پاسخ دهندگان به پرسشنامه این تحقیق، یک چهارم از جمعیت گمان دارند که زنان خشونت دیده قادر به بارداری نیستند و مادران بدی برای فرزندان خود هستند. یک پنجم از پاسخگویان نیز معتقدند که آثار منفی خشونت موجب انهدام خانواده ها می شوند. خشونت خانگی موجب کاهش آمار زاد و ولد می شود و اثرات منفی بر روی کودکان و افزایش آمار طلاق دارد. زنان اغلب این نتایج را بیشتر از مردان متوجه می شوند.

“انجمن زنان جوان مسیحی” بلاروس، تحقیق ” خشونت خانگی علیه زنان و استراتژی آنها در زندگی ” را سال ۲۰۱۰ در چارچوب کمپین سالانه “۱۶ روز مبارزه با خشونت علیه زنان” انجام داد. برای این تحقیق، با ۵۱ زن نجات یافته از خشونت خانگی مصاحبه شد. این تحقیق با هدف دستیابی به اطلاعات کیفی و عمیق، از وضعیت خشونت خانگی علیه زنان و استراتژی آنها در زندگی صورت گرفت. بر اساس اهداف تحقیق زنان مورد مطالعه به دو گروه تقسیم شدند:

  • گروه اول: “گروه فعال”، زنانی که خودشان به وضعیت اسف بار خود پایان داده اند و زندگی جدیدی را برای خود آغاز آغاز کرده بودند. (۲۹ زن)
  • گروه دوم: “گروه غیر فعال”، زنانی که به زندگی با خشونت گران ادامه داده اند و بدنبال هیچ تغییر و امدادطلبی نبودند و همچنین زنانی که وضعیت شان خود به خود بهبود پیدا کرده بود. (۲۲ زن)

اکثر این زنان کسانی بودند که در دوران کودکی در خانواده های خود احساسات منفی شدیدی را تجربه کرده بودند.حتی تعدادی از این زنان به دلیل آسیب های روحی و روانی که از آن دوران در آنها بوجود آمده بود نیاز به درمان داشتند. این واقعیت مشخص نیست که جو منفی درون منزل ممکن است روی دختران تنها اثر منفی داشته باشد، زیرا که  می تواند مانند دوران تحصیل، خمیر مایه شخصیت برخی ازآنها را بسازد و به آنها کمک کند که بر همه مشکلات زندگی خود غلبه کنند. همانطور که دیده می شود زنانی که دوران کودکی سختی را گذرانده اند عکس العمل های متفاوتی در زمینه های احساسی و اجتماعی از خود نشان می دهند.

مادران و پدران که هر کدام شخصیت های متفاوتی دارند، مداخلات اجباری، کیفیت زندگی، اثر نهاد ها و یا افراد غیر از فامیل (مدرسه، دوستان) می توانند به گونه های مختلف تأثیرگذار باشند، اما در نهایت در این مسیر، برخی از این موارد در شکل دهی شخصیت فرد تأثیرگذارتر خواهند بود و ممکن است که باعث مقاوم و قدرتمند کردن شخصیت این دختران شوند. در عین حال لازم به ذکر است که این مقاومت ممکن است بسیار شدید باشد، برای مثال ممکن است در حدی باشد که دختر مخالف ازدواج شود و یا تماس هایش را با جامعه مرد محدود کند.

 آنچه که میان همه زنان “گروه فعال” مشترک بود توانایی آنها به تنهایی، در نجات دادن خود از خشونت و در بزرگسالی بود. آنها توانسته بودند که نیروی خود را متمرکز کنند، برای خود اهداف مهمی مشخص کنند، به شرایط  نا بسامان و به وابستگی خود به فرد خشونت گر پایان دهند.

اکثر زنان “گروه فعال” روابط خود را با مردان مرور و با ازدواج به روش سنتی مخالفت کردند. آنها تدریجاً به این نتیجه رسیده بودند که زندگی مشترک نباید اینگونه باشد. آنها شروع به مخالفت و اعتراض کردند و بدنبال شریکی جدید برای زندگی مشترک خود گشتند. آنها توانستند فردی را پیدا کنند که خشونت نمی کرد. این خصوصیات “گروه فعال” آنها را از “گروه غیر فعال” که به قربانی شدن و زندگی با فرد خشونت گر ادامه دادند، متمایز می کند.

 در اکثر موارد زنان “گروه فعال” قادر بودند که در مورد خشونتی که به آنها شده بود توضیح دهند و آن را تجزیه و تحلیل کنند، حال آنکه زنان “گروه غیر فعال” اغلب خود را با باور به اینکه شریک خشونت گر آنها اولین و تنها کسی است که دارند، خود را محدود می کردند و نمی توانستند راجع به خشونتی که به آنها می شد توضیع دهند.

یکی از مهمترین نتایجی که از این تحقیق و از تجزیه و تحلیل مصاحبه هایی که با زنان “گروه فعال” بدست آمد و مرتب هم تکرار شد این بود که همه می گفتند: “ما باید خودمان را تغییر دهیم”.

شهامت این را داشته باشید که خود را تغییر دهید و خود را دوست داشته باشید. به خود به عنوان یک انسان احترام بگذارید. قوی باشید، فعال باشید و از خود حرکتی نشان دهید. این یک پند تکراری است، اما زنان باید همواره آن را برای خود تکرار کنند: “به قربانی شدن خود پایان بده! تو می توانی! رفتارت را نسبت به خودت تغییر بده! نترس، تحمل نکن، رنج نبر، و از لحاظ مالی رشد کن و مستقل شو. مبارزه کن و به محض مشاهده خشونت به آن خاتمه بده! افراد خشونت گر در صورتی که خود راغب نباشند، هرگز تغییر نخواهند کرد”.

زنان “گروه فعال” می گویند: نجات یافتگان خشونت! سطح تحصیلات خود را بالا ببرید، کمک حرفه ای بجوئید، به فکر کودکان خود باشید، با اولین مردی که سر راهتان قرار می گیرد ازدواج نکنید. همه زنان باید متوجه خشونتی که به آنها می شود باشند و آن را تشخیص دهند.همه زنان حق زندگی عاری از خشونت را دارند.

آمار و ارقام بدست آمده از تحقیق

  • از هر پنج زن بلاروسی چهار زن بین سنین ۱۸ تا ۶۰ سال مورد خشونت های روحی – روانی خانگی قرار می گیرند و یک زن از این چهار زن مورد خشونت جسمی قرار گرفته اند.
  • ۱۳٫۱ در صد از زنان از طرف شوهر و یا شریک زندگی خود مورد خشونت جنسی قرار گرفته اند.
  • ۲۲٫۴ درصد از زنان مورد خشونت اقتصادی قرار گرفته اند.
  • ۸ در صد از زنان در خانه مورد خشونت جسمی و جنسی قرار گرفته اند.
  • ۹٫۵ در صد از زنان در حین بارداری از سوی شوهر و یا شریک زندگی خود مورد خشونت قرار گرفته اند.

 آمار گزارش شده از پلیس

  • بر اساس آمار سال ۲۰۰۹ وزارت کشور، تعداد ۲۷۲ مورد قتل حاصل از درگیری های خانوادگی صورت گرفته است.
  • در سال ۲۰۰۷، تعداد ۲۱۱۵ مورد خشونت علیه زنان به پلیس گزارش شده است.

مترجم: مهتاب صمیمی

منبع: http://goo.gl/5nWNMl

 http://goo.gl/fqZrgo

 ©۲۰۱۳ WAVE, All Rights Reserved

مهر
۱۲
کودک عروسان در مناطق بحرانی
خشونت خانگی و حقوق
۰

image_pdfimage_print

6144272711_d5819cbc33

عکس: ||-SAM Nasim-||

نویسنده: گیل زماک لمون

تاریخ: ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۳

خانه امن: در مناطق بحرانی، برخی از خانواده ها ازدواج کودکان را راهی برای حفظ آبرو و احترام دختران، محافظت آنان در برابر آزار و اذیت های جنسی، و خشونت های تبعیض آمیز و جنسیتی می دانند که اغلب در مناطق جنگی و کمپ های پناهندگی رخ می دهند. اما در واقع ازدواج کودکان نه تنها به امنیت و حفاظت از دختران کمک نمی کند بلکه بر ترس و وحشت آنها در این شرایط  نا بسامان می افزاید.

در گزارش سال ۲۰۱۳ سازمان دیدگاه جهانی که “باز کردن گره: تحقیق در مورد ازدواج کودکان در کشورهای آسیب پذیر” نام دارد، مشخص شده است که ۲۵ ملیتی که بالاترین آمار ازدواج کودکان را دارند، اکثراً از کشورهایی هستند که تحت تأثیر بحران جنگ و یا فجایع طبیعی قرار گرفته اند. این گزارش همچنین فقر، چارچوب های ضعیف قانونی و اجرائی، سنت های زیان بار، تبعیضات جنسی، و فقدان وجود فرصت های گوناگون برای دختران (خصوصاً فرصت های تحصیلی) را از دیگر عوامل ازدواج کودکان برشمرده است.

فرقی نمی کند که این ازدواج ها با چه دلیل و توجیهی صورت می گیرند، به محض ازدواج  به این کودکان لقب “همسر” داده می شود و دیگر کودک محسوب نمی شوند و از آن پس برای ادامه تحصیل و کسب کار با مشکل مواجه می شوند. کودک عروسان اغلب به دام چرخه فقر می افتند که هم آنها و هم فرزندان شان را آسیب پذیر و در شرایط  نا متعادل قرار می دهد.

نتایج حاصل از فعالیت ها و ارتباطات جنسی در سنین کم نیز می تواند هم از نظر جسمی و هم از نظر روانی برای این دختران زیان بار باشند. به نقل از مرکز بین المللی تحقیقات بر روی زنان، عوارض بارداری از اصلی ترین عوامل مرگ و میر در میان کودک عروسان بین ۱۵ تا ۱۹ سال است. احتمال مرگ دختران زیر ۱۵ سال در هنگام وضع حمل در مقایسه  با دختران بالای ۲۰ سال، پنج برابر است. برای مثال می توان به مورد اخیر دخترک هشت ساله یمنی اشاره کرد که، پس از برقراری ارتباط جنسی با شوهر ۴۰ ساله اش از جراحت های شدید داخلی درگذشت.

گزارش مرکز بین المللی تحقیقات بر روی زنان همچنین به این موضوع اشاره می کند که امکان مورد خشونت خانگی قرار گرفتن و افسردگی دخترانی که در سنین کمتر از ۱۸ سالگی ازدواج می کنند بیشتر از دخترانی است که که در سنین بالاتر ازدواج می کنند. تحت چنین فشارهایی برخی دختران حتی دست به خود کشی می زنند. البته اثرات سؤ ازدواج کودکان تنها معطوف به کودک عروسان نخواهند بود. گزارش “وضعیت کودکان در جهان” یونیسف مشخص می کند، احتمال مرگ نوزادی که مادری زیر ۱۸ سال دارد در سال اول زندگی اش،  ۶۰ درصد از نوزادی که مادری بالاتر از ۱۹ سال دارد بیشتر است.

بر خلاف اطلاعاتی که پیرامون چنین مشکلاتی وجود دارد، قوانین و اقدامات کافی برای جلوگیری از این معضل در مناطق بحرانی صورت نگرفته است که برای مثال می توان از کشورهایی چون سوریه، و افغانستان نام برد.

حتی با اینکه قوانینی برای حفظ حق و حقوق دختران و زنان تصویب شده اند، اما همچنان بسیاری از نهادها مسئولیتی در قبال اجرائی کردن آنها ندارند و یا در اجرای آن قوانین نا موفق هستند. برای مثال در سال ۲۰۰۹، رئیس جمهور افغانستان حمید کرزی “قانون حذف خشونت علیه زنان” که شامل اعمال مجازات برای ازدواج کودکان، اجبار کودکان به ازدواج، خشونت خانگی، و بسیاری از خشونت های دیگر علیه زنان می شود را امضا کرد. اما متأسفانه بر اساس گزارش اخیر دیدبان حقوق بشر که “افغانستان: خاتمه دادن به خشونت خانگی و ازدواج کودکان” نام دارد، این قانون و دیگر قوانینی که همه هدف جلوگیری از خشونت علیه زنان را داشته اند آنگونه که باید اجرا نمی شوند.

آمار تقریبی و ۳۰ در صدی ازدواج زنان زیر ۱۸ سال در افغانستان نشان می دهد که هنوز ازدواج کودکان در افغانستان معمول است. بر اساس این گزارشات، افغانستان بالاترین آمار مرگ و میر میان دختران باردار و بیماری های ناشی از آن را دارد. گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر از دولت افغانستان می خواهد تا اقدامات فوری در مورد ازدواج کودکان و خشونت خانگی صورت دهد. این سازمان همچنین از دولت افغانستان می خواهد تا قانونی برای بالا بردن سن قانونی ازدواج به ۱۸ سال وضع و کمپین های اطلاع رسانی راه اندازی کند. کلیه دولت های جهان باید برای حفظ امنیت زنان چنین قوانینی داشته باشند، در غیر این صورت زنان در مناطق بحرانی همچنان در داخل و خارج از خانه های شان در معرض خطر خواهند بود. دنیا نیز زنان بیشتری را که ممکن بود بتوانند تغییرات عظیمی در جهان بوجود بیاورند را از دست خواهد داد.

مترجم: مهتاب صمیمی

منبع: http://goo.gl/8ozy4w

مهر
۱۱
یکی از راه های مهم غلبه بر خشونت خانگی برداشتن محدودیت های فرهنگی است
خشونت خانگی و اجتماع
۰

image_pdfimage_print

Domestic-Violence-Campaign-2010-Photo-by-UNDP-640

عکس: UN

نویسنده: نهات رمضانی

خانه امن – در سال ۲۰۱۰، دولت جمهوری مقدونیه با سازمان ملل، کمپینی برای آگاهی رسانی و مبارزه با خشونت خانگی راه اندازی کرد.

تا قبل از اینکه برای نهاد “برنامه توسعه سازمان ملل” کار کنم، هر گاه از خشونت خانگی صحبت می شد متوجه محدودیت های فرهنگی این کشور در رابطه با این موضوع، نمی شدم.

وقتی که در سال ۲۰۱۱ به این نهاد پیوستم، مسئول کنترل  پروژه بزرگی در مورد خشونت خانگی شدم که تعدادی از آژانس های سازمان ملل با آن همکاری داشتند و بودجه آن ۲٫۵ میلیون دلار بود.

با کار روزانه در رابطه با این موضوع، چیزی نگذشت که متوجه شدم تا چه حد این مسئله در تار و پود جامعه پیچیده و تا چه حد همواره مسئله ای ، به خصوص در مناطق روستایی پنهان است.

طی پنج سال گذشته، سازمان ملل با همکاری نزدیک خود با مؤسسات ملی و سازمان های جامعه مدنی سعی بر رسیدگی به مشکلات و مسائل خشونت خانگی کشور داشته است.

خبر خوشحال کننده سیاسی این است که جمهوری مقدونیه یکی از اولین کشورهای اروپایی است که کنوانسیون پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی شورای اروپا را امضا کرده است.

خشونت خانگی یکی از انواع خشونت ها و تعدی جدی و شدید به حقوق بشر است و همواره محدودیت های فرهنگی شدیدی در این رابطه موجود است. زمانی که در سال ۲۰۱۲ برای ارتقاء سطح آگاهی در مورد خشونت خانگی و گزارش آن فیلم مستندی تهیه کردیم، شنیدم که تعدادی از مردان در این مستند می گویند که خشونت علیه زنان یک رفتاری عادی و معمولی است، از این اظهار نظرها متحیر و وحشت زده شدم.

۳۵٫۵ درصد از قربانیان خشونت خانگی مرد هستند. من اغلب از خود می پرسیدم که چرا خشونت خانگی همیشه به عنوان مسئله ای تصور می شود که تنها گریبان گیر زنان است و به طور کلی این مردان هستند که علیه زنان خشونت بکار می برند.

زمانی که در تهیه استراتژی ملی خشونت خانگی سال های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ کمک می کردم، من یکی از افراد گروه ۳۰ نفره ای بودم که از سازمان های مختلف آمده بودند و بسیار متعجب شدم وقتی که متوجه شدم تنها مرد این گروه من هستم.

سال گذشته، وزارت کار و سیاست های اجتماعی جمهوری مقدونیه با حمایت سازمان ملل اولین تحقیق خود را بر میزان شیوع خشونت خانگی انجام داد.

برای این تحقیق با ۲۱۰۰ نفر مصاحبه شد و نتایج حیرت انگیز بودند. گزارش این تحقیق مشخص کرد که از هر سه نفر در کشور،  یک نفر شکلی از انواع خشونت خانگی را تجربه کرده است.

مطابق این گزارش، با اینکه ۶۰ % از قربانیان خشونت خانگی زنان هستند، مجموعا” ۳۵٫۵ % از مردان نیز در مقایسه با ۳۹٫۴% زنان، از خشونت خانگی رنج می برند. تحقیق همچنین نشان داد که بیشتر مردان تحت خشونت روانی قرار می گیرند، در حالی که زنان اکثراً مورد خشونت فیزیکی واقع می شوند.

با توجه به این نتایج، باید دوباره بپرسم:

چرا همواره نه مردان و نه زنان نتوانسته اند بر محدودیت های فرهنگی غلبه کنند و خشونت هایی که به آنها می شود را اعلام کرده و یا گزارش دهند؟

چرا هیچ یک به دنبال راهی برای از میان برداشتن خشونت خانگی، بدون هیچ تقسیم بندی و تبعیضی نیستند؟

مترجم: مهتاب صمیمی

منبع: http://goo.gl/QHbV9K