صفحه اصلی  »  مقابله با خشونت علیه زنان
image_pdfimage_print
اسفند
۲۸
۱۳۹۵
کار با پلیس برای مقابله با خشونت علیه زنان و دختران
اسفند ۲۸ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Photo: Innovated Captures/bigstock.com
image_pdfimage_print

 Photo:  jpgon/bigstockphoto.com

برگردان میترا پهلوان از زنان سازمان ملل

مداخلات باید با توجه به محتوی موضوع انجام گیرد تا نتایج بهتری حاصل شود. این مداخلات هرگز و تحت هیچ شرایطی نباید به قربانی صدمه‌ای وارد کند: عدم آسیب‌رسانی

  • تلاش‌های امنیتی باید قربانی-محور باشد
  • برنامه باید ساختاری سلسله‌مراتبی داشته باشد
  • پلیسی برای انواع خشونت علیه زنان باید مطمئن باشد که خشونت تحت هیچ عنوانی پذیرفتنی نیست
  • برنامه‌ها باید٬ ارتباطات باز٬ داشته باشند تا قربانیان و گروه‌های اجتماعی را توانمند سازد
  • تلاش‌ها باید هم به طور منفرد و هم به صورت مجموعه‌ای از برنامه‌ها در کنار هم ادامه داشته باشد

علاوه بر اصول راهنمای کلی که باید برای تمام برنامه‌ریزی‌های مرتبط به خشونت علیه زنان در نظر گرفته شود، اصول زیر را در کار با نیروهای پلیس باید در نظر داشت.

مداخلات باید با توجه به محتوی موضوع انجام گیرد تا نتایج بهتری حاصل شود. این مداخلات هرگز و تحت هیچ شرایطی نباید به قربانی صدمه‌ای وارد کند: عدم آسیب‌رسانی

دانستن در مورد عناصر کلیدی در رابطه با خشونت علیه زنان برای جلوگیری از وارد آمدن صدمه بیشتر به قربانیان و یا افزایش ریسک خشونت بسیار مهم است.

در اقدامات اولیه باید به پیش‌فرض‌هایی که در نظر گرفته می‌شود توجه شده و بر درک تجربه‌های خاص قربانیان  تمرکز شود. تمام پیامدهای احتمالی باید بررسی شوند.

برای مثال رفتار تبعیض‌آمیز پرسنل حمایتی و پلیس می‌تواند  زنان بسیاری را از مراجعه به پلیس بازدارد و یا آنها را به موقعیت خشونت آمیز بازگرداند. برنامه‌های حمایتی می‌توانند٬ برای فهم بهتر ریسک های موجود در اقداماتشان (هرگونه آسیب ناخواسته) مورد استفاده قرار گیرد. برای نمونه مشارکت دادن گروه‌های حمایتی زنان می‌تواند به پلیس کمک کند تا حساسیت بیشتری نسبت به تجربه‌های قربانیان داشته باشند و کارهای لازم برای محرمانه نگه داشتن اطلاعات قربانیان را تمرین کنند.  برای مثال گرفتن اظهارات از قربانی را به صورت خصوصی و بدون حضور دیگران انجام دهند. در تمام مراحل باید پیامدهای هر عملی مدنظر قرار گرفته شود. ( برای مثال فهمیدن مزایا و معایب دستگیری خشونت‌گر در مواردی که خشونت خانگی اتفاق افتاده است) .این موارد کمک می‌کند تا تمهیدات عملی اتخاذ شده، زنان و دختران را در معرض خشونت کمتری در آینده قرار دهد و امنیت آنها را در سطح وسیع تری تضمین کند.

تلاش‌های امنیتی باید قربانیمحور باشد

احترام و حفاظت از حقوق زنان و دختران باید در ر‌أس فعالیت‌های نیروهای امنیتی و پلیس قرار گیرد.

پرسنل باید به اصل محرمانه نگاه داشتن اطلاعات و تصمیمات زنان احترام بگذارد: برای مثال اگر زنی تصمیم گرفت که از خشونت‌گر یا همان متهم حادثه شکایت نکند و یا در دستگیری او مشارکت نداشته باشد. تمرکز بر روی قربانی  نیازمند این است که پرسنل و قوانین در مورد تهدیدات فوری و مداومی که زنان قربانی خشونت با آنها روبرو هستند، آگاه باشند.

در مواردی که زن با فرد خشونت‌گر در یک خانه زندگی می‌کند، تعیین مکانی امن که زن در آن احساس امنیت کند از اولین کمک‌هایی است که باید انجام گیرد و بعد از آن برنامه‌ریزی برای امنیت زن. در مواردی که خشونت و بهره‌کشی جنسی وجود دارد، جان زنان و دختران از طرف باندهای تبهکاری یا قاچاق در خطر است.  اگر زن شکایت کرده باشد ولی هیچ حمایت امنیتی را دریافت نکرده باشد، ممکن است او را به مکان دیگری منتقل کنند که این خطر بزرگی برای زن است. موارد دیگر خشونت نیز به اقدامات امنیتی مشابهی نیاز دارد، برای مثال دسترسی به خانه‌های امن و پناهگاه‌ها برای زنانی که ممکن است قربانی خشونت‌های ناموسی شوند.

برنامه باید ساختار سلسه‌مراتبی داشته باشد

تمرینات جدید و ایجاد مهارت زمان‌بر است. اقدامات عملیاتی گسترده (دوره‌های آموزشی، بهبود زیرساخت‌ها و ایجاد پروتکل‌ها)  لازم است که اجراشوند. ساختار سلسله‌مراتبی نیروهای پلیس می‌تواند برای تسریع تغییرات و ایجاد تعهد در میان پرسنل استفاده شود. ایجاد تغییرات سیستماتیک به منظور بهبود قوانین و اقدامات عملی برای تاثیر حداکثری نیز باید در دستور کار باشد.

پلیسی برای انواع خشونت علیه زنان باید مطمئن باشد که خشونت تحت هیچ عنوانی پذیرفتنی نیست

فعالان حوزه امنیتی از پلیس‌ها، سربازها که به صورت انفرادی یا گروهی در زمینه‌های آزار جنسی ، استثمار جنسی، قاچاق انسان و خشو نت‌خانگی فعالیت می‌کنند تشکیل می‌شود. این موارد نقض حقوق بشر به علت ساختارهای فرهنگی تبعیض‌آمیز در جامعه، طبیعی و قابل قبول تلقی می‌شوند. پرسنل در تمام سطوح باید در برابر هرگونه خشونتی که انجام داده‌اند مانند شهروندان دیگر پاسخگو باشند. اگر پلیس به درستی در برابر تمام انواع خشونت بایستد، تعداد بیشتری از زنان موارد خشونت را گزارش می‌کنند و ارتباط بین گروه‌های اجتماعی و پلیس بیشتر می‌شود که خود باعث افزایش اثرگذاری نهادهای امنیتی و اجرای قانون می‌شود.

برنامه‌ها باید٬ ارتباطات باز٬ داشته باشند تا قربانیان و گروه‌های اجتماعی را توانمند سازد

بی‌اعتمادی به پلیس و ارتباطات محدود که غالبا بین پرسنل کم اطلاع و سازمان‌های حمایت از زنان و یا قربانیان وجود دارد.  پلیس باید رابطه باز و گسترده‌ای با قربانیان و حامیان آن‌ها داشته باشد و نشان دهد که نسبت به مساله خشونت حساس است.  این کمک می‌کند تا دید منفی در جامعه را تغییر دهد و پرسنل مسایل و نیازمندی های مربوط به خشونت خانگی را بهتر بشناسند.

تلاش‌ها باید هم به طور منفرد و هم به صورت مجموعه‌ای از برنامه‌ها در کنار هم ادامه داشته باشد

برنامه های مستقل به صورت مستقیم با پلیس و نیروهای امنیتی مشارکت دارد و این باعث بهبود واکنش پلیس به موارد خشونت خانگی است و سرویس بهتر به قربانیان را به همراه دارد. درحالی که تغییرات قانونی و گسترده نیازمند برنامه ریزی وسیعی می‌باشد، مانند استراتژی امنیت ملی یا برنامه ریزی عملی برای آن. تمام تلاش‌ها باید هم به بهبود استراتژی کلی و هم به سرویس‌هایی که به زنان و دختران قربانی داده می‌شود، کمک کند.

اسفند
۶
۱۳۹۵
فراوانی ترسناک قتل‌های ناموسی در ایران
اسفند ۶ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Silhouette of a man carries a wooden stick and follows a young woman in a dark tunnel. Violence against women concept. Real people copy space
image_pdfimage_print

Photo: lucidwaters/bigstockphoto.com

ماهرخ غلامحسین پور

«همسرم را به خاطر خیانتش کشتم»، «زنم اعتراف کرد با مرد همسایه ارتباط دارد، راه نفسش را بریدم»، «دخترم را کشتم چون با داماد بزرگم رابطه جنسی داشت»، «سرکش بود، مایه سرافکندگی بود، همسایه ها یک جوری نگاهمان می کردند»، «کشتمش چون اس‌ام‌اس‌های عاشقانه‌اش را با مرد دیگری خواندم، مدام سرش توی تلفن بود، در نهایت خونم به جوش آمد»، « مطمئن بودم خیانت می‌کند اما نمی توانستم ثابت کنم به همین دلیل هم او را به بهانه گردش به بیابان کشاندم، خفه‌اش کردم و جسدش را همان جا سوزاندم.»

اینها و هزاران هزار تیتر مشابه دیگر، اخباری است که هر روز در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها می‌خوانیم، صفحه حوادث وب‌سایت‌ها پر است از شکل و شمایل حادث شدن این قتل‌ها و اتفاقات متنوع دردناکی که به بهانه عرف و شرع، مشروعیت پیدا می‌کنند.

کافی است مدت یک هفته در پی اخبار مرتبط با قتل های ناموسی خانوادگی باشید. فراوانی این قتل‌ها سرسام آورند؛ گاهی حضور کودکان در صحنه مرگ مادر ، ماجرا را پیچیده‌تر می‌کند: «مردی به نام رضا بعد از اینکه متوجه رابطه همسرش با دیگری شد، او را با اسلحه شکاری کشت و بعد از آن اقدام به زخمی کردن خودش کرد، فرزندان خردسال این زن و شوهری که در خون غلتیده بودند، شاهد تمامی این ماجرا بودند و با ترس و هراس به پلیس اطلاع دادند. مرد بعد از مداوا اظهار داشت همسرش را به علت خیانت و ارتباط با شریک خودش کشته است.»

متهمان و متوسلان به قتل ناموسی، گاهی به خاطر بی‌اعتمادی به «عدالت کیفری» خودشان دست به کار مجازات می‌شوند، مجازاتی که می‌تواند سرنوشت بقیه اعضای خانواده را هم به تباهی بکشاند، مانند تصمیم پدری که در شهرستان مراغه، دختر سی ساله دانشجویش را به دلیل داشتن رابطه نامشروع با همسردختر دیگرش به قتل رسانده است.

خبرگزاری فارس دراین مورد نوشت که مرد مورد نظر در ابتدا داشتن ارتباط با خواهر همسرش را انکار می‌کرد ولی با جستجوی خانه دختر کشته شده‌، عکس متهم به همراه بطری مشروب و وسایل استعمال مواد مخدر کشف شد، پلیس که به ماجرا مشکوک شده بود در ادامه تحقیقات متوجه شد که خانه مقتول توسط داماد قاتل برای او اجاره شده بوده و هزینه دانشگاهش نیز توسط همین مرد تامین می‌شده است.

موارد دردناکی هم هست که کودکان قربانی تردیدها یا اختلافات مابین زن و شوهر می‌شوند. مردی که نوزاد سه ماهه‌اش را به ظن خیانت همسرش کشت . پایگاه خبری بهار نوشت این مرد وقتی نوزاد گریه می کرده، بالش را روی صورتش گذاشته تا خفه شده است و بعد از آن جسد او را درون یک ساک جا داده و ساک را حوالی میدان تجریش گوشه خیابان رها کرده است. او بعد از انجام این جنایت با تلفن عمومی به نیروی انتظامی زنگ می‌زند و می‌گوید در خیابان قدم می‌زده که جسد یک نوزاد را درون یک ساک دیده است، همان جا کمین می‌کند تا مطمئن باشد که جسد نوزاد را از آنجا منتقل می‌کنند.

این قتل‌ها در استان‌های جنوبی کشور شکل خشن‌تری به خودشان می‌گیرند و از فراوانی بالاتری برخوردارند، بر اساس پژوهش‌های انجام شده‌، مناطق عرب‌نشین خوزستان، شهرهای فلاحیه و اهواز شاهد بالاترین آمار قتل های ناموسی در طول چند سال گذشته بوده‌اند، قتل‌هایی که غالبا با هم‌فکری و همراهی سایر اعضای خانواده یا طایفه اجرا می‌شوند.

 احمد الوانی، بیست و پنج ساله که به همسرش ظنین شده بود با کمک عموها و مردان دیگر خانواده، در محل پل ستاری اهواز، همسرش را محاصره کرد و او را با ضربات چاقو کشت، بعد از آن سرش را کاملا از بدن جدا کرد، داخل یک گونی قرار داد و به در خانه کسی فرستاد که ظن ارتباط همسرش را با او می‌برد. او با افتخار و حمایت طایفه، خودش را به نیروی انتظامی معرفی کرد، برخورد خانواده‌اش به شکلی بود که گویا او را مجاز به این قتل دانسته و به انجام آن افتخار می‌کردند، گر چه هیچ‌گاه تحقیقات پلیس به جایی نرسید و وجود چنین رابطه‌ای هرگز ثابت نشد.

به علت بافت سنتی و مردسالارانه جامعه و ناکارآمدی قانون مجازات، مردانی که تصور خیانت دیدگی دارند، خودشان را محق می دانند تا مجازات زن خاطی را شخصا و بدون توسل به قانون و با حمایت و پشتوانه سنت و عرف اجرا کنند، آنها از اجرای قانون واهمه ندارند، پدران قاتل بنا به ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی در صورت قتل فرزندشان به پرداخت دیه و تعزیر محکوم می‌شوند و همسران و برادران قاتل نیز اگر شاکی خصوصی نداشته یا اولیا دم از قصاص نفس او عبور کرده باشند، طبق ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی، به علت اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه، فقط  به سه تا ده سال حبس محکوم می‌شوند.

 مهرماه سال ۱۳۹۳ بود، رسانه ها نوشتند مردی به کلانتری ۱۰۸ نواب مراجعه کرد و گفت همسرش را با چاقو کشته است. او گفت متوجه شده که همسرش با مرد جوانی ارتباط برقرار کرده است، این اظهارات چنان با آرامش و خونسردی زده می‌شد که در ابتدا ماموران کلانتری با ناباوری برخورد کردند و فقط با اصرار مرد جوان بود که به محل جنایت مراجعه کردند. همان لحظه دیدند فرزند مشترک این زوج که هفده ساله است با جسد مادرش مواجه شده و به اورژانس اطلاع داده است.

قتل یک زن گاهی فقط بر پایه حدس و گمان به بدکاری و انحراف او اتفاق می‌افتد؛ نمونه‌هایی از این قبیل خشونت‌های ویرانگر در وب سایت «قتل‌های قومی و خشونت‌های ناموسی علیه زنان» نقل شده است: «نعیمه زن جوانی از عشایر عرب ساکن یکی از بخش‌های جنوبی خوزستان بود. در سال‌های جوانی به علت بدرفتاری‌های شوهر، از او جدا شد. تمام دوران جوانی تا میان‌سالی‌ وی در عسرت و سکوت گذشت و او برای گذران زندگی، در زمین‌های کشاورزی مردم منطقه کار می‌کرد. مردم منطقه در موردش حرف‌های نامربوط می زدند که حقیقت نداشت، یک روز هنگام چیدن علف‌های هرز زمین کشاورزی، توسط برادرزاده‌اش با تراکتور زیر گرفته شد و جانش را از دست داد. نعمیه اولین کسی بود که به عنوان دایه، فرزند برادرش را از شکم مادرش گرفته و بند ناف او را بریده بود.»

اما حتی مسئله رابطه خارج از عرفی هم وجود ندارد. بلکه صرف زیر بار نرفتن و مخالفت با یک ازدواج اجباری یا تن ندادن به انتخاب تحمیلی خانواده می‌تواند منجر به مرگ یک دختر جوان از سوی اعضای درجه اول خانواده ده و فاجعه دردناکی را رقم بزند، مانند مورد سودابه که علیرغم مقاومتش برای ازدواج اجباری، او را به طور شوهر دادند. سودابه به مرد جوانی علاقه داشت اما خانواده‌اش با ازدواج او مخالفت می کردند و در نهایت او را مجبور به ازدواجی کردند که علیرغم انتخاب و میلش بود. اما سودابه نتوانست حتی بعد از آن ازدواج اجباری هم مرد رویاهایش را فراموش کند. آنها یک علاقه سالم و قابل اعتنا داشتند و بی دلیل در معرض مخالفت خانواده سودابه بودند. چندی بعد جسد بی سر سودابه در یکی از بیابان‌های استان فارس پیدا شد. دست‌هایش را قبل از قتل بسته بودند. رسانه‌ها نوشتند برادر مقتول، قتل را بر عهده گرفت و گفت «روابط پنهانی خواهرم، آبروی ما را برده بود. به همین دلیل هم با مشورت با چند نفر از بستگان، قرار گذاشتیم با کمک پسر عمه‌ام، او را از بین ببریم.»

پلیس در حال تحقیق در مورد مرگ سودابه بود که خبر رسید مرد مورد علاقه سودابه نیز دست به خودکشی زده و جانش را از دست داده است.

چند ماه پیش مردی جان دخترش را در خیابان گرفت فقط به این دلیل که دخترش که دانشجوی موفق دانشگاه هم بود، نسبت به شرایط خواستگاری که به شکل رسمی برای ازدواج با او پا پیش گذاشته بود اظهار تمایل کرده بود…

خبر آنلاین نوشت مردی که در بلوار ولیعصر شهر خوی دخترش را به ضرب دو گلوله به قتل رسانده بود دستگیر شد. او که دخترش را به همراه پسر مورد علاقه‌اش حوالی دانشگاه پرستاری شهرستان خوی می‌بیند و از قصد دخترش برای فرار و ازدواج با مرد مورد علاقه‌اش مطمئن می‌شود، به سمت دختر و پسر جوان اسلحه می‌کشد، دختر که از قصد پدرش مطلع بوده خودش را جلوی گلوله می‌اندازد تا از آسیب زدن به پسر مورد علاقه‌اش جلوگیری کند و در این جریان کشته می‌شود.

جامعه شناسی چه می گوید؟

حسن رحیم زاده کارشناس جامعه شناسی به خانه امن می گوید:«یک جامعه بدوی و عقب مانده‌ای که  از ساختار یک جامعه سالم به دور مانده را به راحتی می‌توان از آمار بالای قتل‌های ناموسی آن بازشناخت چون این قبیل قتل‌ها در ساختار جامعه مدرن جای ندارند.»

از این جامعه‌شناس می پرسم چرا در یک جامعه امروزی‌تر، کمتر از جوامع سنتی شاهد بروز قتل‌های ناموسی هستیم؟

«چون که یک جامعه مدرن و امروزی، به فردیت انسان بها می‌دهد، او را در انتخابش آزاد می‌گذارد. در یک جامعه مدرن، حقوق شهروندی و فردیت انسانی در دل ساختار کلی جامعه مدنی و همراه با نهادهای اجتماعی کارکرد درستی دارند و دیگر کسی نگران آبرو و ماندگاری قبیله و عشیره و طایفه نیست.»

به گفته این کارشناس اغلب قتل‌های ناموسی در خانواده‌هایی رخ می‌دهند که به ساختار نظام عشیره و قبیله وابسته‌اند، سطح سواد و جایگاه اجتماعی درخوری ندارند و فرد به عنوان یک موجود، به رسمیت شناخته نمی‌شود بلکه ارزش و اعتبار و درجه ارزشمندی‌اش، بسته به اطاعتش از یک نظام خویشاوندی یا جامعه کوچک قبیله‌ایی سنجیده می‌شود.»

اما راه حل چیست؟ دکتر حسن هاشمیان، پژوهشگر و جامعه شناس، در وبلاگش ، در خصوص مبارزه با قتل های ناموسی فقط یک فرمول را توصیه می کند و بقیه نسخه‌های موجود را بی نتیجه می‌داند:

«گسترش مفاهیم جامعه مدنی با تمام معانی آن که شامل آزادی رسانه، تشکیل نهادهای مدنی و اجتماعی و سازمان یافتگی گروه های اجتماعی است چرا که جامعه مدنی با تمام ویژگی های خود، نظام خویشاوندی بسته را باز می‌کند و از اقتدار رویکرد قبیله‌گرائی می‌کاهد.»

 

آذر
۳۰
۱۳۹۵
۹ قدم عملی برای مردان در مقابله با خشونت علیه زنان
آذر ۳۰ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
The International Men's March to Stop Rape Sexual Assault & Gender Violence. Playful opportunity for men to raise awareness in their community about the serious causes effects and remediations to men's sexualized violence against women.
image_pdfimage_print

Photo: cylonphoto/bigstockphoto.com

برگردان مرسده محرابی از روبان سفید

خشونت علیه زنان تنها زمانی‌ پایان می‌پذیرد که مردان نیز برای متوقف کردن آن دست به کار شوند. اما در مسیر پایان دادن به خشونت علیه زنان، از مردان چه کمک‌های برمی‌آید:

۱- گوش دادن به زنان

چه کسی‌ بهتر از زنی که خشونت را تجربه می‌کند در مورد خشونت علیه زنان می‌داند؟

می‌توانید از زنی که به شما اعتماد دارد بپرسید که چگونه خشونت زندگیش را تحت تاثیر قرار داده تا در این زمینه آگاهی‌ بیشتری پیدا کنید. اگر به اندازه کافی‌ راحت بود که با شما صحبت کند، به اوگوش دهید.

۲- مشکل را بشناسید، بیشتر یاد بگیرید

حقوق اولیه‌‌‌ای مانند ایمنی در خانه‌های خود، امکان راحت بیرون رفتن در شب و داشتن یک شغل به دور از آزار و اذیت، که معمولا مردان به آن دسترسی راحت‌تری دارند برای زنان متفاوت است. زنان معمولا از طرف مردانی که می‌شناسند بیشتر در معرضِ خطر هستند، کسانی مانند شوهر، دوست‌پسر، پدر، بستگان و کارفرمایان.

۳- درباره  این که چرا برخی مردان خشن هستند بیاموزید

مردان به طور طبیعی خشن نیستند. مطالعات در طول قرن گذشته نشان می‌دهد در نیمی از جوامع قبیله‌ای خشونت بسیار کمی علیه زنان، کودکان و یا علیه مردان دیگر وجود دارد. خشونت مردان نتیجه روشی‌ است که بسیاری از مردان برای ابراز مردانگی خود را در ارتباط با زنان، کودکان و یا مردان دیگر می‌آموزند.

۴-  از خود شروع کنید

تغییر، زمانی‌ انجام می‌شود که هر کدام از ما مسئولیت شخصی انجام آن را به عهده بگیریم. به عنوان مردانی که برای زن‌های زندگیمان ارزش قائل هستیم، می‌توانیم این مسئولیت را قبول کنیم تا کمک کنیم، زنان فارغ از ترس و خشونت زندگی‌ کنند. همراه داشتن یک روبان سفید، نشان‌دهنده تعهد شخصی شما برای مقابله با خشونت علیه زنان است.

۵- زبان تبعیض جنسی و جک‌هایی که باعث تحقیر زنان می‌شود را به چالش بکشید 

جک‌های که به تبعیض جنسی‌ دامن می‌زند به ساختن فضایی کمک می‌کند که انواع خشونت و سواستفاده را ممکن می‌کند.

کلماتی‌ که ارزش زن را پایین می‌آورند، بازتاب نگاه جامعه‌ای هستند که در طول تاریخ، زنان را در موقعیت درجه دو قرار داده است. یکی‌ از سخت‌ترین تمرین‌ها برای مردان به چالش کشیدن مردان دیگر در این موضوع است.

۶- شناسایی و مقابله با آزار جنسی‌ و خشونت در محل کار، مدرسه، و خانواده 

لاس زدن و شوخی تنها در صورتی که با رضایت هر دو طرف باشد قابل قبول است. اظهارات ناخواسته‌ی جنسی‌، یا پیش بردن تماس و مکالمه در جهت‌های جنسی‌، و رفتارهای از این قبیل اگر توسط طرف دیگر مورد استقبال قرار نگیرد قابل قبول نیست.

۷- پشتیبانی‌ از برنامه‌های محلی زنان

در سراسر جهان، زنانی که وقت خود را وقف مبارزه با خشونت کرده‌اند، خدمات پشتیبانی‌ برای زنانی که قربانیان خشونت هستند تشکیل داده‌اند، این خدمات حمایتی عبارتند از پناه‌گاه، مرکز بحران تجاوز جنسی‌، خدمات مشاوره، و کلینیک کمک‌های حقوقی.

۸- واکاوی رفتار خود

اگر تاکنون از لحاظ جسمی‌ در برابر یک زن رفتارِ خشونت‌آمیز داشته‌اید، شما نیز بخشی از این مشکل بوده‌اید. اگر مدت‌ها پیش اتفاق افتاده است، بپذیرید که کارتان اشتباه بوده است و در صورت امکان جبران کنید. اما اگر چنین رفتاری هنوز هم ادامه دارد، نیاز به کمک فوری دارید تا به عمق و ریشه‌ این مشکل برسید و در صدد رفعِ آن بر آیید.

۹-  همراهی با راه‌حل‌های طولانی-مدت را در دستور کار خود قرار دهید

پایان یافتن خشونت علیه زنان، یک شبه اتفاق نمی‌افتد. تغییرات در نگرش‌ها، رفتارها، و نهاد‌ها زمان می‌برد. باید در چگونگی پرورش نسل آینده تامل کنیم. باید به فرزندان خود با نشان دادن نمونه‌های درس‌آموز یاد بدهیم که تمام اشکال خشونت غیرقابل قبول هستند، و پسران ما برای مرد شدن احتیاجی‌ به کنترل و یا تسلط بر زنان، سایر مردان، یا کودکان ندارند.

 

آذر
۲۹
۱۳۹۵
۹ باورِ اشتباه درباره خشونت علیه زنان
آذر ۲۹ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
a violet handprint on a white background, depicting the idea of to stop violence against women, as violet is used by the feminist movement
image_pdfimage_print

Photo: nito/bigstockphoto.com

برگران: مرسده محرابی از روبان سفید استرالیا

یک: خشونت علیه زنان مسالهای است که تنها به زنان مربوط است.

خشونت علیه زنان شاید شرم‌آور‌ترین و فراگیرترین نوع نقضِ حقوقِ بشر باشد. هیچ مرزِ جغرافیایی، فرهنگی‌ یا مالی نمی‌شناسد. تا زمانی‌ که ادامه دارد، نمیتوانیم ادعای پیشرفتِ واقعی‌ به سمت برابری، توسعه و صلح را داشته باشیم.» کوفی عنان، دبیر کل سازمان ملل متحد

از هر سه زن در سراسر جهان، یکی در طول عمرِ خود موردِ خشونت قرار می‌گیرد، تنها به این دلیل که زن است.

خشونت علیه زنان به اندازه ایدز یا مالاریا همه‌گیر شده است. اما به طور کلی‌ توسط عموم مردم و سیاست‌گذارانی که موفق به ایجاد برنامه و سرمایه برای ریشه کردن کردنِ آن نمی‌شوند، کم اهمیت جلوه داده می‌شود.

خشونت علیه زنان، مسالهٔ مردان نیز هست. این همسران، مادران، خواهران، دختران، و دوستانِ مردان هستند که زندگیشان با خشونت و سؤاستفاده محدود شده است. خشونت بعضی‌ از مردان، باعث بدنامی همه مردان می‌شود. این مسالهٔ مردان است چون به عنوانِ بخشی از رهبران جامعه و تصمیم گیرندگان، مردان می‌توانند نقش کلیدی در متوقف کردنِ خشونت علیهِ زنان ایفا کنند. این مسالهٔ مردان است چرا که اقلیتی از مردان با زنان و دختران با خشونت و تحقیر رفتار می‌کنند، و کمک برای ایجادِ فرهنگی‌ که خشونت‌پذیر نیست به عهده اکثریتِ است.

دو: برای جلوگیری از خشونت علیهِ زنان کاری از ما ساخته نیست.

برخی‌ از افراد فکر می‌کنند تجاوز و خشونتِ خانگی امری اجتناب‌ناپذیر است، چون مردان «این‌گونه به دنیا آمده‌اند» و خشونت علیه زنان، برآمده از زیست‌شناسی‌ و ژنتیک است. یا به این دلیل که آن دسته از افراد که مرتکب خشونت می‌شوند، «روانی» یا «دیوانه» هستند و تغییر نمی‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که خشونت علیهِ زنان، محصول آموزه‌های اجتماعی و هنجار‌ها و نا‌برابری‌های اجتماعی‌ است.

همان‌طور که نگرش‌های حامی‌ خشونت آموختی است، می‌توانند از یاد هم بروند. به همین ترتیب، جوامع و دولت‌ها می‌توانند شرایطِ اجتماعی که خشونت را تغذیه می‌کنند تغییر بدهند و آن را با شرایطی که همراه با احترام و عدمِ خشونت است جایگزین کنند.

جوامع امروزی ما دیگر نمی‌توانند بهانه‌ای برای پرخاشگری بیاورند. فرزندانِ ما، خواهرانِ ما، مادرانِ ما و مادر بزرگانِ ما حق دارند که زندگی‌ عاری از خشونت داشته باشند. دست‌آوردهای زیادی تا به امروز اتفاق افتاده، اما تغییرِ موردِ نیاز، در بسیاری از سطوح احتیاج به تلاشِ هماهنگ و پایدار دارد. همچنین نیازمند به افزایش آگاهی‌، تغییراتِ قانونی، برنامه‌های ملی عملی‌، و تحقیقات است. خشونتِ مبتنی‌ بر جنسیت به عنوان یک محصول از رفتار‌های آموخته شده شناخته شده است و می‌تواند تغییر کند، به ویژه از طریق آموزش‌هایی که کودکان، نوجوانان و جوانان از هر دو جنسیت را هدف قرار بدهد.

با ارائه یک پیامِ روشن که مردان خشونت علیهِ زنان را تحمل نخواهند کرد، کمپین روبان سفید در راستای  کمک برای پایان دادن به این مدل از نقضِ حقوقِ بشر قدم بر می‌دارد.

سه: زنان خود به تنهایی باید خودشان را از روابطِ خشونتآمیز بیرون بیاورند.

دلایل بسیاری وجود دارد که زنان در روابطِ نا‌سالم می‌مانند: که عبارتند از ترس از تشدید خشونت، وابستگی مالی‌، انگِ اجتماعی، عدمِ اعتماد به نفس، انزوا، ارزش‌های دینی و اخلاقی‌، عشق و تعهد و نگرانی برای کودکان، فشار‌های خانواد‌گی و عدمِ حمایتِ جامعه: از جمله محل اقامت مناسب و مقرون به صرفه.

مردی که با همسرِ خود با خشونت رفتار می‌کند، معمولا از طیفِ وسیعی از استراتژی‌ها استفاده می‌کند تا او را بیشتر به خود وابسته و تشویق به پیروی از خودش کند. مانندِ: نظارت بر حرکاتِ او، از بین بردن اعتماد به نفس، و تشویقِ زن به سرزنشِ خودش برای موردِ خشونت قرار گرفتن. وابستگی‌های از این قبل نیز ترک کردنِ یک رابطهٔ نا سالم را سخت می‌کنند.

چهار: بعضی سزاوارِ خشونت هستند چون خود محرک خشونت هستند

مسئولیتِ خشونت فقط و فقط بر دوش خشونت‌گر است. اکثر قربانیان همه تلاشِ خود را می‌کنند که همسر یا شریکِ خود را راضی‌ نگه دارند و از تکرارِ بیشتر خشونت جلوگیری کنند.

پنج: خشونت علیهِ زنان تنها در گروههای خاص رخ می‌دهد.

خشونت علیه زنان در تمامِ جنبه‌‌های جوامع ما، صرفِ نظر از نژاد، اعتقاداتِ مذهبی، سطحِ سواد، گرایشِ میلی، شغل، موقعیتِ اجتماعی، یا فرهنگی‌ یا پس‌زمینه‌های قومیتی رخ می‌دهد.

شش: خشونت‌گران بیمارِ عصبی یا روانی هستند

مطالعاتِ بالینی این ادعا را پشتیبانی‌ نمی‌کند. اکثریتِ قریب به اتفاقِ مردانِ خشونت‌گر از بیماری‌های روانی‌ رنج نمی‌برند و نمی‌توان آنها را به عنوانِ بیمارانِ روانی‌ توصیف کرد. اکثر این افراد مردان محترمی به نظر می‌آیند که کاملا بر خود مسلط هستند. آنها در تمام مشاغل و طبقات اجتماعی حضور دارند و معمولا خشونت آنها تنها در ارتباط با شریکِ زندگیشان و فرزندانشان آشکار است.

هفت: برخی از افراد به خشونت نیاز دارند، از آن لذت می‌برند یا به آن معتاد هستند

استفاده از خشونت یک انتخاب است: آنهایی که مرتکب خشونت می‌شوند، انتخاب می‌کنند کی‌، کجا و چگونه عمل کنند. به دور از علاقه به خشونت، قربانیان متوجه می‌شوند که خشونت، رابطه را از بین می‌برد، و بسیاری از مردم در شرایط خشونت‌آمیز در نهایت رابطه را ترک می‌کنند.

هشت: خشونت علیه زنان نتیجه استعمال مواد مخدر یا الکل است

تقریبا تعدادِ افرادِ هوشیار و مستِ خشونت‌گر مساوی است. جائی‌ که مطالعات نشان می‌دهد که مردانِ مست بیشتر شریک‌شان را موردِ خشونت قرار می‌دهند، قادر به توضیح نیستند که چرا بسیاری از مردانِ مست ( ۸۰% از مصرف کنندگانِ سنگین و دائم الخمر) همسرانِ خود را موردِ خشونت قرار نمی‌دهند! الکل و سایر مواد مخدر توسطِ خشونت‌گران استفاده می‌شوند تا مجوزی به آنها برای ابراز خشونت اجازه بدهد.

نـُه: خشونت تنها برای گروه خاصی از زنان اتفاق می‌افتد.  

تحقیقات بارها نشان داده‌اند که خشونت از تمامِ مرزها عبور می‌کند و می‌تواند برای تمامِ زنان در همهٔ موقعیت‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی‌ و خانوادگی اتفاق بیفتد.

آذر
۱۹
۱۳۹۵
روزهای سیاه‌تان را نارنجی کنید
آذر ۱۹ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
f7345f23582684438b9e0eb7a496350187c71834
image_pdfimage_print

ماهرخ غلامحسین پور

روزهای نارنجی از روز بیست و پنجم نوامبر شروع شده و روز جهانی حقوق بشر، یعنی روز دهم دسامبر تمام می‌شود. در این باره بیشتر بخوانید: شانزده روز نارنجی برای زنان در دنیای که هنوز نارنجی نشده

خواهران میرابل سا‌ل‌های متوالی ، بی‌خستگی و سکوت، علیه دیکتاتوری خشونت بار «رافایل تروخیو» مبارزه کرده و در نهایت با یک تصادف برنامه ریزی شده کشته شدند. حکومت «رافایل تروخیو» فقط یک سال بعد از مرگ ماریا، مینروا و پاتریا دوام آورد و بعد از آن سرنگون شد اما نام این سه زن به عنوان سمبل مقاومت زنانه در جهان باقی ماند و بعد از آن بود که این روز، توسط اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان به عنوان روزی نمادین برای مبارزه با خشونت علیه زنان شناخته شد. درباره تاریخچه این روز بیشتر بخوانید : از پروانه‌های فراموش‌نشدنی تا کمپینی جهانی در مقابله با خشونت علیه زنان

هر ساله از سوی کمپین بین‌المللی کارزار و مبارزه با خشونت علیه زنان، یک شعار نمادین، مورد توجه عمومی قرار گرفته و به عنوان شعار اصلی آن سال انتخاب می‌شود، موضوع امسال نیز «حمایت مالی و جمع آوری منابع برای مبارزه با خشونت علیه زنان در سطح ملی و محلی» است. درباره کمپین‌های موفق برای مقابله با خشونت علیه زنان بخوانید: این سو و آن سوی دنیا: مبارزه با خشونت علیه زنان

منابعی که برای کنترل خشونت علیه زنان به کار گرفته می‌شوند در دنیای امروزی ناکافی‌اند. هنوز هم یک نفر از هر سه زن ساکن کره زمین در طول زندگی‌شان با خشونت‌های مختلف فیزیکی و روانی مواجه‌اند و اغلب این خشونت‌ها را از سوی نزدیکانشان تجربه می‌کنند.

آقای «مهرداد عمادی»، کارشناس و مشاور نهادهای بین‌المللی در این گفت و گو به خانه امن از میزان ضرورت و اهمیت شعار انتخاب شده می‌گوید.

او می‌گوید باید دقت کنیم که تامین منابع با موضوع دسترسی عادلانه به منابع و فرصت‌ها متفاوت است. در واقع سازمان‌های بین‌المللی تلاش می‌کنند برای آموزش زنان و مردان جهان برای رفع خشونت، خصوصا خشونت‌های خانگی علیه زنان، منابع مالی مورد نیاز را تامین کنند.

آقای عمادی آیا اساسا موضوع تامین منابع برای رفع خشونت آنقدر اهمیت دارد که به عنوان شعار اصلی این کارزار یا کمپین در طول دو هفته نارنجی انتخاب شود؟  

به نظرم اتفاق بسیار مهمی است و می‌تواند در کنترل خشونت خانگی علیه زنان، مهم و اثرگذار باشد. از آنجایی که ما تا به حال با چنین مسئله‌ای به طور واضح و شفاف و عملی مواجه نبوده‌ایم، باید به تامین منابع برای موارد هم عرض و مشابه نگاهی بیندازیم.

به عنوان مثال به مشکلی به نام مصرف دخانیات یا قاچاق زنان و کودکان زیر ۱۸ برای تجارت جنسی سال دقت کنید. این دو مسئله مدت‌های مدیدی دنیا را در محاق فرو برده بود. دولت‌ها واقعا سردرگم بودند که چطور آنها را کنترل کنند. تا زمانی که توجه ویژه برای اختصاص منابع مالی به این پروژه‌ها مورد عنایت سازمان های بین المللی قرار نگرفت این دو مشکل روز به روز جدی تر می‌شد.

آیا تامین منابع به تنهایی می‌تواند دنیا را از شر خشونت خانگی برهاند؟

باید بگوید تامین منبع به تنهایی مهم نیست. این بخش از اهمیت بیشتری برخو