صفحه اصلی  »  مقابله با خشونت علیه زنان
image_pdfimage_print
اسفند
۲۸
۱۳۹۵
کار با پلیس برای مقابله با خشونت علیه زنان و دختران
اسفند ۲۸ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Photo: Innovated Captures/bigstock.com
image_pdfimage_print

 Photo:  jpgon/bigstockphoto.com

برگردان میترا پهلوان از زنان سازمان ملل

مداخلات باید با توجه به محتوی موضوع انجام گیرد تا نتایج بهتری حاصل شود. این مداخلات هرگز و تحت هیچ شرایطی نباید به قربانی صدمه‌ای وارد کند: عدم آسیب‌رسانی

  • تلاش‌های امنیتی باید قربانی-محور باشد
  • برنامه باید ساختاری سلسله‌مراتبی داشته باشد
  • پلیسی برای انواع خشونت علیه زنان باید مطمئن باشد که خشونت تحت هیچ عنوانی پذیرفتنی نیست
  • برنامه‌ها باید٬ ارتباطات باز٬ داشته باشند تا قربانیان و گروه‌های اجتماعی را توانمند سازد
  • تلاش‌ها باید هم به طور منفرد و هم به صورت مجموعه‌ای از برنامه‌ها در کنار هم ادامه داشته باشد

علاوه بر اصول راهنمای کلی که باید برای تمام برنامه‌ریزی‌های مرتبط به خشونت علیه زنان در نظر گرفته شود، اصول زیر را در کار با نیروهای پلیس باید در نظر داشت.

مداخلات باید با توجه به محتوی موضوع انجام گیرد تا نتایج بهتری حاصل شود. این مداخلات هرگز و تحت هیچ شرایطی نباید به قربانی صدمه‌ای وارد کند: عدم آسیب‌رسانی

دانستن در مورد عناصر کلیدی در رابطه با خشونت علیه زنان برای جلوگیری از وارد آمدن صدمه بیشتر به قربانیان و یا افزایش ریسک خشونت بسیار مهم است.

در اقدامات اولیه باید به پیش‌فرض‌هایی که در نظر گرفته می‌شود توجه شده و بر درک تجربه‌های خاص قربانیان  تمرکز شود. تمام پیامدهای احتمالی باید بررسی شوند.

برای مثال رفتار تبعیض‌آمیز پرسنل حمایتی و پلیس می‌تواند  زنان بسیاری را از مراجعه به پلیس بازدارد و یا آنها را به موقعیت خشونت آمیز بازگرداند. برنامه‌های حمایتی می‌توانند٬ برای فهم بهتر ریسک های موجود در اقداماتشان (هرگونه آسیب ناخواسته) مورد استفاده قرار گیرد. برای نمونه مشارکت دادن گروه‌های حمایتی زنان می‌تواند به پلیس کمک کند تا حساسیت بیشتری نسبت به تجربه‌های قربانیان داشته باشند و کارهای لازم برای محرمانه نگه داشتن اطلاعات قربانیان را تمرین کنند.  برای مثال گرفتن اظهارات از قربانی را به صورت خصوصی و بدون حضور دیگران انجام دهند. در تمام مراحل باید پیامدهای هر عملی مدنظر قرار گرفته شود. ( برای مثال فهمیدن مزایا و معایب دستگیری خشونت‌گر در مواردی که خشونت خانگی اتفاق افتاده است) .این موارد کمک می‌کند تا تمهیدات عملی اتخاذ شده، زنان و دختران را در معرض خشونت کمتری در آینده قرار دهد و امنیت آنها را در سطح وسیع تری تضمین کند.

تلاش‌های امنیتی باید قربانیمحور باشد

احترام و حفاظت از حقوق زنان و دختران باید در ر‌أس فعالیت‌های نیروهای امنیتی و پلیس قرار گیرد.

پرسنل باید به اصل محرمانه نگاه داشتن اطلاعات و تصمیمات زنان احترام بگذارد: برای مثال اگر زنی تصمیم گرفت که از خشونت‌گر یا همان متهم حادثه شکایت نکند و یا در دستگیری او مشارکت نداشته باشد. تمرکز بر روی قربانی  نیازمند این است که پرسنل و قوانین در مورد تهدیدات فوری و مداومی که زنان قربانی خشونت با آنها روبرو هستند، آگاه باشند.

در مواردی که زن با فرد خشونت‌گر در یک خانه زندگی می‌کند، تعیین مکانی امن که زن در آن احساس امنیت کند از اولین کمک‌هایی است که باید انجام گیرد و بعد از آن برنامه‌ریزی برای امنیت زن. در مواردی که خشونت و بهره‌کشی جنسی وجود دارد، جان زنان و دختران از طرف باندهای تبهکاری یا قاچاق در خطر است.  اگر زن شکایت کرده باشد ولی هیچ حمایت امنیتی را دریافت نکرده باشد، ممکن است او را به مکان دیگری منتقل کنند که این خطر بزرگی برای زن است. موارد دیگر خشونت نیز به اقدامات امنیتی مشابهی نیاز دارد، برای مثال دسترسی به خانه‌های امن و پناهگاه‌ها برای زنانی که ممکن است قربانی خشونت‌های ناموسی شوند.

برنامه باید ساختار سلسه‌مراتبی داشته باشد

تمرینات جدید و ایجاد مهارت زمان‌بر است. اقدامات عملیاتی گسترده (دوره‌های آموزشی، بهبود زیرساخت‌ها و ایجاد پروتکل‌ها)  لازم است که اجراشوند. ساختار سلسله‌مراتبی نیروهای پلیس می‌تواند برای تسریع تغییرات و ایجاد تعهد در میان پرسنل استفاده شود. ایجاد تغییرات سیستماتیک به منظور بهبود قوانین و اقدامات عملی برای تاثیر حداکثری نیز باید در دستور کار باشد.

پلیسی برای انواع خشونت علیه زنان باید مطمئن باشد که خشونت تحت هیچ عنوانی پذیرفتنی نیست

فعالان حوزه امنیتی از پلیس‌ها، سربازها که به صورت انفرادی یا گروهی در زمینه‌های آزار جنسی ، استثمار جنسی، قاچاق انسان و خشو نت‌خانگی فعالیت می‌کنند تشکیل می‌شود. این موارد نقض حقوق بشر به علت ساختارهای فرهنگی تبعیض‌آمیز در جامعه، طبیعی و قابل قبول تلقی می‌شوند. پرسنل در تمام سطوح باید در برابر هرگونه خشونتی که انجام داده‌اند مانند شهروندان دیگر پاسخگو باشند. اگر پلیس به درستی در برابر تمام انواع خشونت بایستد، تعداد بیشتری از زنان موارد خشونت را گزارش می‌کنند و ارتباط بین گروه‌های اجتماعی و پلیس بیشتر می‌شود که خود باعث افزایش اثرگذاری نهادهای امنیتی و اجرای قانون می‌شود.

برنامه‌ها باید٬ ارتباطات باز٬ داشته باشند تا قربانیان و گروه‌های اجتماعی را توانمند سازد

بی‌اعتمادی به پلیس و ارتباطات محدود که غالبا بین پرسنل کم اطلاع و سازمان‌های حمایت از زنان و یا قربانیان وجود دارد.  پلیس باید رابطه باز و گسترده‌ای با قربانیان و حامیان آن‌ها داشته باشد و نشان دهد که نسبت به مساله خشونت حساس است.  این کمک می‌کند تا دید منفی در جامعه را تغییر دهد و پرسنل مسایل و نیازمندی های مربوط به خشونت خانگی را بهتر بشناسند.

تلاش‌ها باید هم به طور منفرد و هم به صورت مجموعه‌ای از برنامه‌ها در کنار هم ادامه داشته باشد

برنامه های مستقل به صورت مستقیم با پلیس و نیروهای امنیتی مشارکت دارد و این باعث بهبود واکنش پلیس به موارد خشونت خانگی است و سرویس بهتر به قربانیان را به همراه دارد. درحالی که تغییرات قانونی و گسترده نیازمند برنامه ریزی وسیعی می‌باشد، مانند استراتژی امنیت ملی یا برنامه ریزی عملی برای آن. تمام تلاش‌ها باید هم به بهبود استراتژی کلی و هم به سرویس‌هایی که به زنان و دختران قربانی داده می‌شود، کمک کند.

اسفند
۶
۱۳۹۵
فراوانی ترسناک قتل‌های ناموسی در ایران
اسفند ۶ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Silhouette of a man carries a wooden stick and follows a young woman in a dark tunnel. Violence against women concept. Real people copy space
image_pdfimage_print

Photo: lucidwaters/bigstockphoto.com

ماهرخ غلامحسین پور

«همسرم را به خاطر خیانتش کشتم»، «زنم اعتراف کرد با مرد همسایه ارتباط دارد، راه نفسش را بریدم»، «دخترم را کشتم چون با داماد بزرگم رابطه جنسی داشت»، «سرکش بود، مایه سرافکندگی بود، همسایه ها یک جوری نگاهمان می کردند»، «کشتمش چون اس‌ام‌اس‌های عاشقانه‌اش را با مرد دیگری خواندم، مدام سرش توی تلفن بود، در نهایت خونم به جوش آمد»، « مطمئن بودم خیانت می‌کند اما نمی توانستم ثابت کنم به همین دلیل هم او را به بهانه گردش به بیابان کشاندم، خفه‌اش کردم و جسدش را همان جا سوزاندم.»

اینها و هزاران هزار تیتر مشابه دیگر، اخباری است که هر روز در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها می‌خوانیم، صفحه حوادث وب‌سایت‌ها پر است از شکل و شمایل حادث شدن این قتل‌ها و اتفاقات متنوع دردناکی که به بهانه عرف و شرع، مشروعیت پیدا می‌کنند.

کافی است مدت یک هفته در پی اخبار مرتبط با قتل های ناموسی خانوادگی باشید. فراوانی این قتل‌ها سرسام آورند؛ گاهی حضور کودکان در صحنه مرگ مادر ، ماجرا را پیچیده‌تر می‌کند: «مردی به نام رضا بعد از اینکه متوجه رابطه همسرش با دیگری شد، او را با اسلحه شکاری کشت و بعد از آن اقدام به زخمی کردن خودش کرد، فرزندان خردسال این زن و شوهری که در خون غلتیده بودند، شاهد تمامی این ماجرا بودند و با ترس و هراس به پلیس اطلاع دادند. مرد بعد از مداوا اظهار داشت همسرش را به علت خیانت و ارتباط با شریک خودش کشته است.»

متهمان و متوسلان به قتل ناموسی، گاهی به خاطر بی‌اعتمادی به «عدالت کیفری» خودشان دست به کار مجازات می‌شوند، مجازاتی که می‌تواند سرنوشت بقیه اعضای خانواده را هم به تباهی بکشاند، مانند تصمیم پدری که در شهرستان مراغه، دختر سی ساله دانشجویش را به دلیل داشتن رابطه نامشروع با همسردختر دیگرش به قتل رسانده است.

خبرگزاری فارس دراین مورد نوشت که مرد مورد نظر در ابتدا داشتن ارتباط با خواهر همسرش را انکار می‌کرد ولی با جستجوی خانه دختر کشته شده‌، عکس متهم به همراه بطری مشروب و وسایل استعمال مواد مخدر کشف شد، پلیس که به ماجرا مشکوک شده بود در ادامه تحقیقات متوجه شد که خانه مقتول توسط داماد قاتل برای او اجاره شده بوده و هزینه دانشگاهش نیز توسط همین مرد تامین می‌شده است.

موارد دردناکی هم هست که کودکان قربانی تردیدها یا اختلافات مابین زن و شوهر می‌شوند. مردی که نوزاد سه ماهه‌اش را به ظن خیانت همسرش کشت . پایگاه خبری بهار نوشت این مرد وقتی نوزاد گریه می کرده، بالش را روی صورتش گذاشته تا خفه شده است و بعد از آن جسد او را درون یک ساک جا داده و ساک را حوالی میدان تجریش گوشه خیابان رها کرده است. او بعد از انجام این جنایت با تلفن عمومی به نیروی انتظامی زنگ می‌زند و می‌گوید در خیابان قدم می‌زده که جسد یک نوزاد را درون یک ساک دیده است، همان جا کمین می‌کند تا مطمئن باشد که جسد نوزاد را از آنجا منتقل می‌کنند.

این قتل‌ها در استان‌های جنوبی کشور شکل خشن‌تری به خودشان می‌گیرند و از فراوانی بالاتری برخوردارند، بر اساس پژوهش‌های انجام شده‌، مناطق عرب‌نشین خوزستان، شهرهای فلاحیه و اهواز شاهد بالاترین آمار قتل های ناموسی در طول چند سال گذشته بوده‌اند، قتل‌هایی که غالبا با هم‌فکری و همراهی سایر اعضای خانواده یا طایفه اجرا می‌شوند.

 احمد الوانی، بیست و پنج ساله که به همسرش ظنین شده بود با کمک عموها و مردان دیگر خانواده، در محل پل ستاری اهواز، همسرش را محاصره کرد و او را با ضربات چاقو کشت، بعد از آن سرش را کاملا از بدن جدا کرد، داخل یک گونی قرار داد و به در خانه کسی فرستاد که ظن ارتباط همسرش را با او می‌برد. او با افتخار و حمایت طایفه، خودش را به نیروی انتظامی معرفی کرد، برخورد خانواده‌اش به شکلی بود که گویا او را مجاز به این قتل دانسته و به انجام آن افتخار می‌کردند، گر چه هیچ‌گاه تحقیقات پلیس به جایی نرسید و وجود چنین رابطه‌ای هرگز ثابت نشد.

به علت بافت سنتی و مردسالارانه جامعه و ناکارآمدی قانون مجازات، مردانی که تصور خیانت دیدگی دارند، خودشان را محق می دانند تا مجازات زن خاطی را شخصا و بدون توسل به قانون و با حمایت و پشتوانه سنت و عرف اجرا کنند، آنها از اجرای قانون واهمه ندارند، پدران قاتل بنا به ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی در صورت قتل فرزندشان به پرداخت دیه و تعزیر محکوم می‌شوند و همسران و برادران قاتل نیز اگر شاکی خصوصی نداشته یا اولیا دم از قصاص نفس او عبور کرده باشند، طبق ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی، به علت اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه، فقط  به سه تا ده سال حبس محکوم می‌شوند.

 مهرماه سال ۱۳۹۳ بود، رسانه ها نوشتند مردی به کلانتری ۱۰۸ نواب مراجعه کرد و گفت همسرش را با چاقو کشته است. او گفت متوجه شده که همسرش با مرد جوانی ارتباط برقرار کرده است، این اظهارات چنان با آرامش و خونسردی زده می‌شد که در ابتدا ماموران کلانتری با ناباوری برخورد کردند و فقط با اصرار مرد جوان بود که به محل جنایت مراجعه کردند. همان لحظه دیدند فرزند مشترک این زوج که هفده ساله است با جسد مادرش مواجه شده و به اورژانس اطلاع داده است.

قتل یک زن گاهی فقط بر پایه حدس و گمان به بدکاری و انحراف او اتفاق می‌افتد؛ نمونه‌هایی از این قبیل خشونت‌های ویرانگر در وب سایت «قتل‌های قومی و خشونت‌های ناموسی علیه زنان» نقل شده است: «نعیمه زن جوانی از عشایر عرب ساکن یکی از بخش‌های جنوبی خوزستان بود. در سال‌های جوانی به علت بدرفتاری‌های شوهر، از او جدا شد. تمام دوران جوانی تا میان‌سالی‌ وی در عسرت و سکوت گذشت و او برای گذران زندگی، در زمین‌های کشاورزی مردم منطقه کار می‌کرد. مردم منطقه در موردش حرف‌های نامربوط می زدند که حقیقت نداشت، یک روز هنگام چیدن علف‌های هرز زمین کشاورزی، توسط برادرزاده‌اش با تراکتور زیر گرفته شد و جانش را از دست داد. نعمیه اولین کسی بود که به عنوان دایه، فرزند برادرش را از شکم مادرش گرفته و بند ناف او را بریده بود.»

اما حتی مسئله رابطه خارج از عرفی هم وجود ندارد. بلکه صرف زیر بار نرفتن و مخالفت با یک ازدواج اجباری یا تن ندادن به انتخاب تحمیلی خانواده می‌تواند منجر به مرگ یک دختر جوان از سوی اعضای درجه اول خانواده ده و فاجعه دردناکی را رقم بزند، مانند مورد سودابه که علیرغم مقاومتش برای ازدواج اجباری، او را به طور شوهر دادند. سودابه به مرد جوانی علاقه داشت اما خانواده‌اش با ازدواج او مخالفت می کردند و در نهایت او را مجبور به ازدواجی کردند که علیرغم انتخاب و میلش بود. اما سودابه نتوانست حتی بعد از آن ازدواج اجباری هم مرد رویاهایش را فراموش کند. آنها یک علاقه سالم و قابل اعتنا داشتند و بی دلیل در معرض مخالفت خانواده سودابه بودند. چندی بعد جسد بی سر سودابه در یکی از بیابان‌های استان فارس پیدا شد. دست‌هایش را قبل از قتل بسته بودند. رسانه‌ها نوشتند برادر مقتول، قتل را بر عهده گرفت و گفت «روابط پنهانی خواهرم، آبروی ما را برده بود. به همین دلیل هم با مشورت با چند نفر از بستگان، قرار گذاشتیم با کمک پسر عمه‌ام، او را از بین ببریم.»

پلیس در حال تحقیق در مورد مرگ سودابه بود که خبر رسید مرد مورد علاقه سودابه نیز دست به خودکشی زده و جانش را از دست داده است.

چند ماه پیش مردی جان دخترش را در خیابان گرفت فقط به این دلیل که دخترش که دانشجوی موفق دانشگاه هم بود، نسبت به شرایط خواستگاری که به شکل رسمی برای ازدواج با او پا پیش گذاشته بود اظهار تمایل کرده بود…

خبر آنلاین نوشت مردی که در بلوار ولیعصر شهر خوی دخترش را به ضرب دو گلوله به قتل رسانده بود دستگیر شد. او که دخترش را به همراه پسر مورد علاقه‌اش حوالی دانشگاه پرستاری شهرستان خوی می‌بیند و از قصد دخترش برای فرار و ازدواج با مرد مورد علاقه‌اش مطمئن می‌شود، به سمت دختر و پسر جوان اسلحه می‌کشد، دختر که از قصد پدرش مطلع بوده خودش را جلوی گلوله می‌اندازد تا از آسیب زدن به پسر مورد علاقه‌اش جلوگیری کند و در این جریان کشته می‌شود.

جامعه شناسی چه می گوید؟

حسن رحیم زاده کارشناس جامعه شناسی به خانه امن می گوید:«یک جامعه بدوی و عقب مانده‌ای که  از ساختار یک جامعه سالم به دور مانده را به راحتی می‌توان از آمار بالای قتل‌های ناموسی آن بازشناخت چون این قبیل قتل‌ها در ساختار جامعه مدرن جای ندارند.»

از این جامعه‌شناس می پرسم چرا در یک جامعه امروزی‌تر، کمتر از جوامع سنتی شاهد بروز قتل‌های ناموسی هستیم؟

«چون که یک جامعه مدرن و امروزی، به فردیت انسان بها می‌دهد، او را در انتخابش آزاد می‌گذارد. در یک جامعه مدرن، حقوق شهروندی و فردیت انسانی در دل ساختار کلی جامعه مدنی و همراه با نهادهای اجتماعی کارکرد درستی دارند و دیگر کسی نگران آبرو و ماندگاری قبیله و عشیره و طایفه نیست.»

به گفته این کارشناس اغلب قتل‌های ناموسی در خانواده‌هایی رخ می‌دهند که به ساختار نظام عشیره و قبیله وابسته‌اند، سطح سواد و جایگاه اجتماعی درخوری ندارند و فرد به عنوان یک موجود، به رسمیت شناخته نمی‌شود بلکه ارزش و اعتبار و درجه ارزشمندی‌اش، بسته به اطاعتش از یک نظام خویشاوندی یا جامعه کوچک قبیله‌ایی سنجیده می‌شود.»

اما راه حل چیست؟ دکتر حسن هاشمیان، پژوهشگر و جامعه شناس، در وبلاگش ، در خصوص مبارزه با قتل های ناموسی فقط یک فرمول را توصیه می کند و بقیه نسخه‌های موجود را بی نتیجه می‌داند:

«گسترش مفاهیم جامعه مدنی با تمام معانی آن که شامل آزادی رسانه، تشکیل نهادهای مدنی و اجتماعی و سازمان یافتگی گروه های اجتماعی است چرا که جامعه مدنی با تمام ویژگی های خود، نظام خویشاوندی بسته را باز می‌کند و از اقتدار رویکرد قبیله‌گرائی می‌کاهد.»

 

آذر
۳۰
۱۳۹۵
۹ قدم عملی برای مردان در مقابله با خشونت علیه زنان
آذر ۳۰ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
The International Men's March to Stop Rape Sexual Assault & Gender Violence. Playful opportunity for men to raise awareness in their community about the serious causes effects and remediations to men's sexualized violence against women.
image_pdfimage_print

Photo: cylonphoto/bigstockphoto.com

برگردان مرسده محرابی از روبان سفید

خشونت علیه زنان تنها زمانی‌ پایان می‌پذیرد که مردان نیز برای متوقف کردن آن دست به کار شوند. اما در مسیر پایان دادن به خشونت علیه زنان، از مردان چه کمک‌های برمی‌آید:

۱- گوش دادن به زنان

چه کسی‌ بهتر از زنی که خشونت را تجربه می‌کند در مورد خشونت علیه زنان می‌داند؟

می‌توانید از زنی که به شما اعتماد دارد بپرسید که چگونه خشونت زندگیش را تحت تاثیر قرار داده تا در این زمینه آگاهی‌ بیشتری پیدا کنید. اگر به اندازه کافی‌ راحت بود که با شما صحبت کند، به اوگوش دهید.

۲- مشکل را بشناسید، بیشتر یاد بگیرید

حقوق اولیه‌‌‌ای مانند ایمنی در خانه‌های خود، امکان راحت بیرون رفتن در شب و داشتن یک شغل به دور از آزار و اذیت، که معمولا مردان به آن دسترسی راحت‌تری دارند برای زنان متفاوت است. زنان معمولا از طرف مردانی که می‌شناسند بیشتر در معرضِ خطر هستند، کسانی مانند شوهر، دوست‌پسر، پدر، بستگان و کارفرمایان.

۳- درباره  این که چرا برخی مردان خشن هستند بیاموزید

مردان به طور طبیعی خشن نیستند. مطالعات در طول قرن گذشته نشان می‌دهد در نیمی از جوامع قبیله‌ای خشونت بسیار کمی علیه زنان، کودکان و یا علیه مردان دیگر وجود دارد. خشونت مردان نتیجه روشی‌ است که بسیاری از مردان برای ابراز مردانگی خود را در ارتباط با زنان، کودکان و یا مردان دیگر می‌آموزند.

۴-  از خود شروع کنید

تغییر، زمانی‌ انجام می‌شود که هر کدام از ما مسئولیت شخصی انجام آن را به عهده بگیریم. به عنوان مردانی که برای زن‌های زندگیمان ارزش قائل هستیم، می‌توانیم این مسئولیت را قبول کنیم تا کمک کنیم، زنان فارغ از ترس و خشونت زندگی‌ کنند. همراه داشتن یک روبان سفید، نشان‌دهنده تعهد شخصی شما برای مقابله با خشونت علیه زنان است.

۵- زبان تبعیض جنسی و جک‌هایی که باعث تحقیر زنان می‌شود را به چالش بکشید 

جک‌های که به تبعیض جنسی‌ دامن می‌زند به ساختن فضایی کمک می‌کند که انواع خشونت و سواستفاده را ممکن می‌کند.

کلماتی‌ که ارزش زن را پایین می‌آورند، بازتاب نگاه جامعه‌ای هستند که در طول تاریخ، زنان را در موقعیت درجه دو قرار داده است. یکی‌ از سخت‌ترین تمرین‌ها برای مردان به چالش کشیدن مردان دیگر در این موضوع است.

۶- شناسایی و مقابله با آزار جنسی‌ و خشونت در محل کار، مدرسه، و خانواده 

لاس زدن و شوخی تنها در صورتی که با رضایت هر دو طرف باشد قابل قبول است. اظهارات ناخواسته‌ی جنسی‌، یا پیش بردن تماس و مکالمه در جهت‌های جنسی‌، و رفتارهای از این قبیل اگر توسط طرف دیگر مورد استقبال قرار نگیرد قابل قبول نیست.

۷- پشتیبانی‌ از برنامه‌های محلی زنان

در سراسر جهان، زنانی که وقت خود را وقف مبارزه با خشونت کرده‌اند، خدمات پشتیبانی‌ برای زنانی که قربانیان خشونت هستند تشکیل داده‌اند، این خدمات حمایتی عبارتند از پناه‌گاه، مرکز بحران تجاوز جنسی‌، خدمات مشاوره، و کلینیک کمک‌های حقوقی.

۸- واکاوی رفتار خود

اگر تاکنون از لحاظ جسمی‌ در برابر یک زن رفتارِ خشونت‌آمیز داشته‌اید، شما نیز بخشی از این مشکل بوده‌اید. اگر مدت‌ها پیش اتفاق افتاده است، بپذیرید که کارتان اشتباه بوده است و در صورت امکان جبران کنید. اما اگر چنین رفتاری هنوز هم ادامه دارد، نیاز به کمک فوری دارید تا به عمق و ریشه‌ این مشکل برسید و در صدد رفعِ آن بر آیید.

۹-  همراهی با راه‌حل‌های طولانی-مدت را در دستور کار خود قرار دهید

پایان یافتن خشونت علیه زنان، یک شبه اتفاق نمی‌افتد. تغییرات در نگرش‌ها، رفتارها، و نهاد‌ها زمان می‌برد. باید در چگونگی پرورش نسل آینده تامل کنیم. باید به فرزندان خود با نشان دادن نمونه‌های درس‌آموز یاد بدهیم که تمام اشکال خشونت غیرقابل قبول هستند، و پسران ما برای مرد شدن احتیاجی‌ به کنترل و یا تسلط بر زنان، سایر مردان، یا کودکان ندارند.

 

آذر
۲۹
۱۳۹۵
۹ باورِ اشتباه درباره خشونت علیه زنان
آذر ۲۹ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
a violet handprint on a white background, depicting the idea of to stop violence against women, as violet is used by the feminist movement
image_pdfimage_print

Photo: nito/bigstockphoto.com

برگران: مرسده محرابی از روبان سفید استرالیا

یک: خشونت علیه زنان مسالهای است که تنها به زنان مربوط است.

خشونت علیه زنان شاید شرم‌آور‌ترین و فراگیرترین نوع نقضِ حقوقِ بشر باشد. هیچ مرزِ جغرافیایی، فرهنگی‌ یا مالی نمی‌شناسد. تا زمانی‌ که ادامه دارد، نمیتوانیم ادعای پیشرفتِ واقعی‌ به سمت برابری، توسعه و صلح را داشته باشیم.» کوفی عنان، دبیر کل سازمان ملل متحد

از هر سه زن در سراسر جهان، یکی در طول عمرِ خود موردِ خشونت قرار می‌گیرد، تنها به این دلیل که زن است.

خشونت علیه زنان به اندازه ایدز یا مالاریا همه‌گیر شده است. اما به طور کلی‌ توسط عموم مردم و سیاست‌گذارانی که موفق به ایجاد برنامه و سرمایه برای ریشه کردن کردنِ آن نمی‌شوند، کم اهمیت جلوه داده می‌شود.

خشونت علیه زنان، مسالهٔ مردان نیز هست. این همسران، مادران، خواهران، دختران، و دوستانِ مردان هستند که زندگیشان با خشونت و سؤاستفاده محدود شده است. خشونت بعضی‌ از مردان، باعث بدنامی همه مردان می‌شود. این مسالهٔ مردان است چون به عنوانِ بخشی از رهبران جامعه و تصمیم گیرندگان، مردان می‌توانند نقش کلیدی در متوقف کردنِ خشونت علیهِ زنان ایفا کنند. این مسالهٔ مردان است چرا که اقلیتی از مردان با زنان و دختران با خشونت و تحقیر رفتار می‌کنند، و کمک برای ایجادِ فرهنگی‌ که خشونت‌پذیر نیست به عهده اکثریتِ است.

دو: برای جلوگیری از خشونت علیهِ زنان کاری از ما ساخته نیست.

برخی‌ از افراد فکر می‌کنند تجاوز و خشونتِ خانگی امری اجتناب‌ناپذیر است، چون مردان «این‌گونه به دنیا آمده‌اند» و خشونت علیه زنان، برآمده از زیست‌شناسی‌ و ژنتیک است. یا به این دلیل که آن دسته از افراد که مرتکب خشونت می‌شوند، «روانی» یا «دیوانه» هستند و تغییر نمی‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که خشونت علیهِ زنان، محصول آموزه‌های اجتماعی و هنجار‌ها و نا‌برابری‌های اجتماعی‌ است.

همان‌طور که نگرش‌های حامی‌ خشونت آموختی است، می‌توانند از یاد هم بروند. به همین ترتیب، جوامع و دولت‌ها می‌توانند شرایطِ اجتماعی که خشونت را تغذیه می‌کنند تغییر بدهند و آن را با شرایطی که همراه با احترام و عدمِ خشونت است جایگزین کنند.

جوامع امروزی ما دیگر نمی‌توانند بهانه‌ای برای پرخاشگری بیاورند. فرزندانِ ما، خواهرانِ ما، مادرانِ ما و مادر بزرگانِ ما حق دارند که زندگی‌ عاری از خشونت داشته باشند. دست‌آوردهای زیادی تا به امروز اتفاق افتاده، اما تغییرِ موردِ نیاز، در بسیاری از سطوح احتیاج به تلاشِ هماهنگ و پایدار دارد. همچنین نیازمند به افزایش آگاهی‌، تغییراتِ قانونی، برنامه‌های ملی عملی‌، و تحقیقات است. خشونتِ مبتنی‌ بر جنسیت به عنوان یک محصول از رفتار‌های آموخته شده شناخته شده است و می‌تواند تغییر کند، به ویژه از طریق آموزش‌هایی که کودکان، نوجوانان و جوانان از هر دو جنسیت را هدف قرار بدهد.

با ارائه یک پیامِ روشن که مردان خشونت علیهِ زنان را تحمل نخواهند کرد، کمپین روبان سفید در راستای  کمک برای پایان دادن به این مدل از نقضِ حقوقِ بشر قدم بر می‌دارد.

سه: زنان خود به تنهایی باید خودشان را از روابطِ خشونتآمیز بیرون بیاورند.

دلایل بسیاری وجود دارد که زنان در روابطِ نا‌سالم می‌مانند: که عبارتند از ترس از تشدید خشونت، وابستگی مالی‌، انگِ اجتماعی، عدمِ اعتماد به نفس، انزوا، ارزش‌های دینی و اخلاقی‌، عشق و تعهد و نگرانی برای کودکان، فشار‌های خانواد‌گی و عدمِ حمایتِ جامعه: از جمله محل اقامت مناسب و مقرون به صرفه.

مردی که با همسرِ خود با خشونت رفتار می‌کند، معمولا از طیفِ وسیعی از استراتژی‌ها استفاده می‌کند تا او را بیشتر به خود وابسته و تشویق به پیروی از خودش کند. مانندِ: نظارت بر حرکاتِ او، از بین بردن اعتماد به نفس، و تشویقِ زن به سرزنشِ خودش برای موردِ خشونت قرار گرفتن. وابستگی‌های از این قبل نیز ترک کردنِ یک رابطهٔ نا سالم را سخت می‌کنند.

چهار: بعضی سزاوارِ خشونت هستند چون خود محرک خشونت هستند

مسئولیتِ خشونت فقط و فقط بر دوش خشونت‌گر است. اکثر قربانیان همه تلاشِ خود را می‌کنند که همسر یا شریکِ خود را راضی‌ نگه دارند و از تکرارِ بیشتر خشونت جلوگیری کنند.

پنج: خشونت علیهِ زنان تنها در گروههای خاص رخ می‌دهد.

خشونت علیه زنان در تمامِ جنبه‌‌های جوامع ما، صرفِ نظر از نژاد، اعتقاداتِ مذهبی، سطحِ سواد، گرایشِ میلی، شغل، موقعیتِ اجتماعی، یا فرهنگی‌ یا پس‌زمینه‌های قومیتی رخ می‌دهد.

شش: خشونت‌گران بیمارِ عصبی یا روانی هستند

مطالعاتِ بالینی این ادعا را پشتیبانی‌ نمی‌کند. اکثریتِ قریب به اتفاقِ مردانِ خشونت‌گر از بیماری‌های روانی‌ رنج نمی‌برند و نمی‌توان آنها را به عنوانِ بیمارانِ روانی‌ توصیف کرد. اکثر این افراد مردان محترمی به نظر می‌آیند که کاملا بر خود مسلط هستند. آنها در تمام مشاغل و طبقات اجتماعی حضور دارند و معمولا خشونت آنها تنها در ارتباط با شریکِ زندگیشان و فرزندانشان آشکار است.

هفت: برخی از افراد به خشونت نیاز دارند، از آن لذت می‌برند یا به آن معتاد هستند

استفاده از خشونت یک انتخاب است: آنهایی که مرتکب خشونت می‌شوند، انتخاب می‌کنند کی‌، کجا و چگونه عمل کنند. به دور از علاقه به خشونت، قربانیان متوجه می‌شوند که خشونت، رابطه را از بین می‌برد، و بسیاری از مردم در شرایط خشونت‌آمیز در نهایت رابطه را ترک می‌کنند.

هشت: خشونت علیه زنان نتیجه استعمال مواد مخدر یا الکل است

تقریبا تعدادِ افرادِ هوشیار و مستِ خشونت‌گر مساوی است. جائی‌ که مطالعات نشان می‌دهد که مردانِ مست بیشتر شریک‌شان را موردِ خشونت قرار می‌دهند، قادر به توضیح نیستند که چرا بسیاری از مردانِ مست ( ۸۰% از مصرف کنندگانِ سنگین و دائم الخمر) همسرانِ خود را موردِ خشونت قرار نمی‌دهند! الکل و سایر مواد مخدر توسطِ خشونت‌گران استفاده می‌شوند تا مجوزی به آنها برای ابراز خشونت اجازه بدهد.

نـُه: خشونت تنها برای گروه خاصی از زنان اتفاق می‌افتد.  

تحقیقات بارها نشان داده‌اند که خشونت از تمامِ مرزها عبور می‌کند و می‌تواند برای تمامِ زنان در همهٔ موقعیت‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی‌ و خانوادگی اتفاق بیفتد.

آذر
۱۹
۱۳۹۵
روزهای سیاه‌تان را نارنجی کنید
آذر ۱۹ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
f7345f23582684438b9e0eb7a496350187c71834
image_pdfimage_print

ماهرخ غلامحسین پور

روزهای نارنجی از روز بیست و پنجم نوامبر شروع شده و روز جهانی حقوق بشر، یعنی روز دهم دسامبر تمام می‌شود. در این باره بیشتر بخوانید: شانزده روز نارنجی برای زنان در دنیای که هنوز نارنجی نشده

خواهران میرابل سا‌ل‌های متوالی ، بی‌خستگی و سکوت، علیه دیکتاتوری خشونت بار «رافایل تروخیو» مبارزه کرده و در نهایت با یک تصادف برنامه ریزی شده کشته شدند. حکومت «رافایل تروخیو» فقط یک سال بعد از مرگ ماریا، مینروا و پاتریا دوام آورد و بعد از آن سرنگون شد اما نام این سه زن به عنوان سمبل مقاومت زنانه در جهان باقی ماند و بعد از آن بود که این روز، توسط اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان به عنوان روزی نمادین برای مبارزه با خشونت علیه زنان شناخته شد. درباره تاریخچه این روز بیشتر بخوانید : از پروانه‌های فراموش‌نشدنی تا کمپینی جهانی در مقابله با خشونت علیه زنان

هر ساله از سوی کمپین بین‌المللی کارزار و مبارزه با خشونت علیه زنان، یک شعار نمادین، مورد توجه عمومی قرار گرفته و به عنوان شعار اصلی آن سال انتخاب می‌شود، موضوع امسال نیز «حمایت مالی و جمع آوری منابع برای مبارزه با خشونت علیه زنان در سطح ملی و محلی» است. درباره کمپین‌های موفق برای مقابله با خشونت علیه زنان بخوانید: این سو و آن سوی دنیا: مبارزه با خشونت علیه زنان

منابعی که برای کنترل خشونت علیه زنان به کار گرفته می‌شوند در دنیای امروزی ناکافی‌اند. هنوز هم یک نفر از هر سه زن ساکن کره زمین در طول زندگی‌شان با خشونت‌های مختلف فیزیکی و روانی مواجه‌اند و اغلب این خشونت‌ها را از سوی نزدیکانشان تجربه می‌کنند.

آقای «مهرداد عمادی»، کارشناس و مشاور نهادهای بین‌المللی در این گفت و گو به خانه امن از میزان ضرورت و اهمیت شعار انتخاب شده می‌گوید.

او می‌گوید باید دقت کنیم که تامین منابع با موضوع دسترسی عادلانه به منابع و فرصت‌ها متفاوت است. در واقع سازمان‌های بین‌المللی تلاش می‌کنند برای آموزش زنان و مردان جهان برای رفع خشونت، خصوصا خشونت‌های خانگی علیه زنان، منابع مالی مورد نیاز را تامین کنند.

آقای عمادی آیا اساسا موضوع تامین منابع برای رفع خشونت آنقدر اهمیت دارد که به عنوان شعار اصلی این کارزار یا کمپین در طول دو هفته نارنجی انتخاب شود؟  

به نظرم اتفاق بسیار مهمی است و می‌تواند در کنترل خشونت خانگی علیه زنان، مهم و اثرگذار باشد. از آنجایی که ما تا به حال با چنین مسئله‌ای به طور واضح و شفاف و عملی مواجه نبوده‌ایم، باید به تامین منابع برای موارد هم عرض و مشابه نگاهی بیندازیم.

به عنوان مثال به مشکلی به نام مصرف دخانیات یا قاچاق زنان و کودکان زیر ۱۸ برای تجارت جنسی سال دقت کنید. این دو مسئله مدت‌های مدیدی دنیا را در محاق فرو برده بود. دولت‌ها واقعا سردرگم بودند که چطور آنها را کنترل کنند. تا زمانی که توجه ویژه برای اختصاص منابع مالی به این پروژه‌ها مورد عنایت سازمان های بین المللی قرار نگرفت این دو مشکل روز به روز جدی تر می‌شد.

آیا تامین منابع به تنهایی می‌تواند دنیا را از شر خشونت خانگی برهاند؟

باید بگوید تامین منبع به تنهایی مهم نیست. این بخش از اهمیت بیشتری برخوردار است که بودجه تامین شده کجا و چطور هزینه خواهد شد؟ مهم است که در جای مناسب هزینه شود. دقت کنید که خشونت خانگی در خانه‌ها اتفاق می افتد و کمتر، با روش های نظارتی قابل کنترل است، بلکه با آموزش خانواده و جامعه محقق می‌شود.

مثلا در اروپای شرقی که منبع اصلی تامین کارگران جنسی برای بهره برداری جنسی بود، تلاش دولت تا زمانی که بودجه مناسب در این زمینه  اختصاص داده نشد، به نتیجه منطقی نرسید.

به باور شما به عنوان یک کارشناس مالی، منابع اختصاصی برای مدیریت و کاهش خشونت خانگی علیه زنان، در چه حوزه‌هایی باید هزینه شود؟  

همان طور که گفتم در وهله نخست در بخش آموزش خانواده و آموزش دانش آموزان در سیستم آموزشی از ابتدایی ترین پایه‌ها، پس از آن آموزش قضات و سیستم دادگستری، آموزش پلیس برای اتخاذ شیوه برخورد مناسب با فرد آسیب دیده و همچنین تهیه فیلم و خوراک فرهنگی برای قانع کردن و آموزش افکار عمومی. یک کودک از همان بدو ورود به جامعه باید متوجه زشتی اقدام خشونت آمیز باشد، جامعه هم بیاموزد که همگام و همسو با فرد آزاردیده از او حمایت کند.

پلیس باید آموزش ببیند که وقتی یک زن قربانی به سیستم حمایتی مراجعه کرد، بهترین شکل برخورد با او چطور خواهد بود تا رفتار و برخورد اولیه ما، زخم او را عمیق تر نکند.

همه اینها جز با تامین مالی، قابل دسترسی و اجرا نیست. دنیای امروز دنیای هزینه کردن ، تبلیغات و تهیه خوراک مناسب برای افکار عمومی است.

تا زمانی که بودجه مبارزه با دخانیات در اروپای غربی به حد کفایت تامین نشد، شما در مدارس، تلویزیون، کف جامعه و در سطح خانواده، تغییر محسوسی احساس نکردید. همزمان با اختصاص بودجه در این زمینه بود که جامعه متوجه مسیر تاریکی شد که در حال طی کردنش بود و افزایش هر روزه دخانیات متوقف شد.

آیا آموزش کودک و خانواده کافی است؟

نه به نظرم کافی نیست. خشونت خانگی الزاما با آموزش خانواده قابل کنترل نیست، باید بدنه اجتماع را هم درگیر کرد. با آموزش همه جانبه. وقتی می گوییم بدنه اجتماع، باید به آن به صورت عمودی نگاه کنیم به لایه های بالاتری همچون دولت تا قوه قضاییه، اجراییه، پلیس و بخش قانونگذار سطح عمومی جامعه.

635749131207263203

الان هم این شعارها توسط نهادهای مختلفی در سطح جامعه تکرار می‌شود. اما راهگشا نبوده  و آمار خشونت خانگی را کاهش نداده است.

به این دلیل است که گر چه خشونت خانگی در حوزه گفتار بد نیست. اما کافی و راهگشا نخواهد بود. به صورت عملی باید در این حوزه ورود کنیم و ورود به آن جز با صرف هزینه و تامین منابع ممکن نیست، به عنوان مثال ذائقه دنیای امروز هنر و سینما را می‌پسندد. کسی حوصله ندارد بیانیه یا دستورالعمل بخواند. پس می‌شود با عنایت به سینما و تلویزیون این مفاهیم را آموزش داد و دنبال نشانه‌های عمیق و پنهان خشونت خانگی بود.

چطور ممکن است در جامعه‌ای که به روند خشونت خانگی عادت کرده و هم قربانی هم بقیه اعضای خانواده آن را عادی می پندارند، فهماند که باید درمقابل این مفاهیم عمیقا ریشه دوانده ایستاد؟ با دست خالی ممکن است؟ باید تعداد قابل توجهی مامور و ناظر و مددکار اجتماعی زن پرورش بدهیم. برای حفاظت از کودکان خشونت دیده باید مراکز نگهداری مناسب راه اندازی کرد.

نمونه‌های عملی هم دیده‌اید؟

بله. من بارها دیده‌ام هم اتحادیه اروپا و هم سیستم سوشال آمریکا هزینه هایی را اختصاص می دهند برای به روز کردن آموزش قضات و اتفاقا نتیجه بخش هم بوده.

طبعا این آموزش ها باید یک پارچه باشد. آموزگار مدرسه باید کودک را آموزش دهد که هم روحیه ضد خشونت داشته باشد، هم خودش اگر در معرض خشونت باشد ، قادر باشد در مقابل آن مقاومت کند.

همزمان باید مراکزی برای حمایتگری از کودک وجود داشته باشد. باید این سلسله مراتب به نظم و به قاعده فعالیت کنند تا نتیجه بخش باشد و این کار جز با تامین منابع مالی و صرف هزینه ممکن نخواهد بود.

نیازمند آموزش نسل جدید هستیم با توجه به تغییرات و نیازهایی که رخ داده، این که دنبال چه نشانه‌ها و علامت هایی باشیم. خشونت های زیرپوستی را چطور شناسایی کنیم؟

تا به حال در چه کشورهایی در این مورد با تکیه بر تامین منابع، قدم‌های موثری برداشته شده ؟

در فنلاند و در آلمان مسئله خشونت علیه زنان و کودکان بسیار جدی مورد توجه و عنایت قرار گرفت. هر سال منابع مهمی به آموزش در این حوزه اختصاص داده شد. دولت‌های این دو کشور این مقوله را جدی گرفتند و اکنون در آمارهای مرتبط با خشونت خانگی این کشورها ، نتایج خوبی گرفته شده است.

به باور من تامین یا اختصاص منابع ربطی به شرق و غرب جهان ندارد. در جامعه‌ای مانند چین که یک جامعه سوسیالیستی است یا جامعه عربستان یا حتی آمریکا و اروپا هم تامین چنین منابعی ضروری است.

یک تفاوت بنیادی البته وجود دارد مثلا در کشوری مثل پاکستان کمی روند کار دشوارتر است. چون تحمل و مدارای پلیس در مواجه با قربانی خشونت بسیار بیشتر است تا مثلا کشوری مثل آلمان یا فنلاند.

یا در کشوری مثل ایتالیا هم خشونت خانگی علیه زنان چندان جدی گرفته نشده است . حتی حدی از خشونت خانگی را قابل تحمل می دانند. بخشی از آن ریشه در فرهنگ و عرف دارد. در چنین جوامعی آموزش پلیس بسیار مشکل تر خواهد بود چون آنها اطلاعاتی در تضاد با سنت های جاری در جامعه دریافت می‌کنند.

به نظرتان در نهایت دنیای عاری از خشونت خانگی خواهیم داشت؟

بله. چالش مبارزه با خشونت از نوع خانگی و اجتماعی، چالشی بزرگتر از چالش مبارزه با مصرف دخانیات نیست. مصرف دخانیات با لابی‌های بزرگ و سرمایه گذاری های شگفت اقتصادی حمایت و پشتیبانی می شد ولی چون در سطح عموم پذیرفته شد که مصرف سیگار، تنها آسیب شخصی به دنبال نخواهد داشت، بلکه نزدیکان مصرف کننده را نیز درگیر و هزینه های اجتماعی بسیاری ایجاد می کند، جامعه این آمادگی را پیدا کرد که با فشار بسیار، منابع موجود برای کنترل مصرف دخانیات را تامین کند، شروع کردند به آموزش و ما دیدیم که در بریتانیا که بیشترین مقاومت را در مقابل تبلیغات ممنوع کردن دخانیات داشت، این روزها مردم خودشان مشتاق هستند و اگر کسی در یک محیط عمومی بخواهد سیگار بکشد، مردم عادی اعتراض می‌کنند.

به نظرم چالش خشونت خانگی چالشی به مراتب قابل کنترل تر خواهد بود.

با نگاهی به مجموع سخنانتان من فکر می‌کنم شما از مدافعان شعار امسال کارزار مبارزه با خشونت علیه زنان هستید.

تصور میکنم این شعار به شدت امیدوار کننده است و اگر در عمل هم اجرا شود، سه سال دیگر شما خواهید توانست میزان خشونت را بسنجید و می بینید که این پروژه پاسخ دهی اجتماعی بسیار مثبتی خواهد داشت. با تامین منابع و آموزش می شود آگاهی اجتماعی و حساسیت جمعی را نسبت به خشونت خانگی افزایش داد. به شکلی که شهروندان،  خشونت را در هیچ سطحی قابل پذیرش ندانسته و جرم تلقی کنند. به باور من ذهن جهان پذیرای این تغییر و مقابله با خشونت خانگی است. ما فقط نیاز به منابع داریم.

آذر
۱۱
۱۳۹۵
شانزده روز نارنجی برای زنان در دنیای که هنوز نارنجی نشده
آذر ۱۱ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
orange
image_pdfimage_print

آیدا قجر

کارزار شانزده روزه مبارزه با انواع خشونت علیه زنان در سال ۱۹۹۱ توسط دو مرکز «هدایت جهانی زنان» و «زنان برای زنان، خشونت و حقوق بشر» که در آن زمان بیست کشور عضو آن بودند، اعلام کردند که می‌خواهند کارزاری جهانی به راه بیاندازند تا گستردگی خشونت علیه زنان را در دنیا بازتاب دهند. رنگ سمبلیک این کارزار نارنجی است اما انگار هنوز خشونت علیه زنان هر روز ادامه دارد.

اختصاص این شانزده روز به مبارزه برای رفع خشونت از زنان، به چندین مناسبت بین‌المللی اشاره دارد. ۲۵ نوامبر که روز جهانی منع خشونت علیه زنان است، روز نخستین این کارزار به حساب می‌آید و تاریخچه آن به سال ۱۹۶۱ و مقاومت سیاسی مدنی خواهران میرابل در مقابل دیکتاتوری تروخیو برمی‌گردد. ۲۹ نوامبر که روز جهانی زنان مدافع حقوق بشر است. البته در سال‌های اخیر نهادهای بین‌المللی و حقوق بشری از تهدیدات گسترده و در خطر بودن جان این مدافعان خبر داده و بر لزوم ایجاد ساز و کاری در حمایت از آن‌ها تاکید کرده است.

روزهای ماه دسامبر

مناسبت دیگر روز اول ماه دسامبر است یعنی روز جهانی ایدز. پدیده‌ای که در تمامی جهان رو به پیشرفت است و همچنان در برخی از کشورها از جمله ایران تابوی اجتماعی شناخته می‌شود. نه آموزشی برای مقابله با آن وجود دارد و نه شناختی نسبت به آن ایجاد شده. در نتیجه مبتلایان به بیماری ایدز در همه جای جهان و خصوصا کشورهای توسعه‌ نیافته از تنهاترین مردمان هستند که جامعه یا آن‌ها را نپذیرفته یا در مقابل پذیرش آن مقاومت نشان می‌دهد.

ششم دسامبر مناسبت دیگری است که در این شانزده روز کارزار جهانی ارج نهاده می‌شود. ساعت از چهار بعد از ظهر روز ششم دسامبر سال ۱۹۸۹ گذشته بود که مارک لپین وارد دانشگاه پلی‌تکنیک مونتریال شد. این جوان ۲۵ ساله  با در دست داشتن تفنگ مینی-۱۴ و چاقوی شکاری وارد یکی از کلاس‌ها شد، زنان و مردان را از هم جدا کرد و گفت از فمینیسم و فمینیست‌ها متنفر است. او ابتدا ۶ زن را در آن کلاس به گلوله بست و سپس در مسیر کلاس دیگر، ۸ زن دیگر را کشت. ۱۰ زن و ۴ مرد را نیز مجروح کرد. او پس از این کشتار، تفنگش را به سمت خود نشانه رفت و خودکشی کرد.

روز پایانی این کارزار، دهم دسامبر تعیین شده. یعنی روز جهانی «حقوق بشر» که یونسکو بر آن نام نهاده است. تاریخچه این روز به پیمان بین‌المللی «اعلامیه جهانی حقوق بشر» برمی‌گردد که در دهم دسامبر سال ۱۹۴۸ پس از پایان جنگ جهانی دوم در مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسید. اعلامیه‌ای ۳۰ ماده‌ای که سازمان ملل پس از تصویب‌اش از اعضای خود خواست تا متن آن را به گونه‌ای منتشر کنند که «در مدارس و موسسات آموزشی پخش گشته، به نمایش گذاشته و خوانده شود.» در این اعلامیه تمامی انسان‌ها فارغ از جنسیت، رنگ، نژاد، ملیت، طبقه و هر خصلت دیگری، برابر شناخته می‌شوند.

با وجود این تاریخچه و کارزارهایی که هر سال در مقابله با خشونت علیه زنان شکل می‌گیرد، همچنان در چهارگوشه جهان زنان هر روز مورد خشونت‌های مختلف قرار می‌گیرند. همان‌طور که بان‌کی‌مون، دبیر کل سازمان ملل به زنان حاضر در برنامه «جهان را نارنجی کنید» که روز ۲۱ نوامبر برگزار شد، گفت: «آمارها وجود خشونت علیه زنان را تایید می‌کنند. اما آنچه سخت است، درک دلیل این خشونت‌هاست. چرا مردان به زنان و دختران خشونت می‌ورزند؟ چرا جوامع قربانیان خشونت را سرزنش می‌کنند؟ چرا دولت‌ها نمی‌توانند جنایت علیه زنان را متوقف کنند؟ چرا جهان نمی‌خواهد زنان نقش خود را به طور کامل ایفا کند؟»

به گفته او مساله خشونت علیه زنان، موضوع «مرگ و زندگی» است: «در برخی کشورها ۷۰ درصد زنان خشونت فیزیکی یا جنسی را از سوی شریک خود تجربه کرده‌اند. در برخی کشورها ۴۰ تا ۷۰ درصد جنایت‌هایی که بر زنان صورت می‌گیرد از سمت همسرشان است.»

در حالی‌که آمار دقیقی از میزان خشونت وارده علیه زنان وجود ندارد، اما آخرین گزارش‌ها از شواهد موجود می‌گوید ۳۴ درصد زنانی که دچار مشکلاتی در سلامت خود هستند از تجربه خشونتی که دیده‌اند خبر داده‌اند. در بیشتر موارد خشونت علیه زنان از سوی نزدیک‌ترین افراد خانواده اتفاق میفتد. کم‌تر از ۴۰ درصد زنانی که مورد خشونت قرار می‌گیرند، آن را گزارش می‌کنند. زنانی که خشونت را تجربه کرده‌اند دو برابر زنان دیگر با احتمال سقط جنین و افسردگی مواجه‌اند. ۴۳ درصد زنان در ۲۸ کشور اروپایی خشونت را تجربه‌ کرده‌اند. بر اساس برخی پژوهش‌ها، آمار تجربه خشونت و آزار جنسی در فضاهای عمومی ۹۲ درصد است.

در عین‌حال بیش از ۷۰۰ میلیون زن زنده در جهان وجود دارد که در کودکی ازدواج کرده‌اند. حدود ۱۳۳ میلیون دختر در جهان ختنه شده‌اند. زنان نیمی از قربانیان قاچاق انسان در سراسر جهان هستند. از هر سه کودک قربانی قاچاق، دو کودک دختر هستند. در اتحادیه اروپا یک زن از میان هر ۱۰ زن، از ۱۵سالگی تجربه خشونت سایبری دارد. ۲۳ درصد زنان دگرباش نیز گزارش داده‌اند که از سوی شریک مرد یا زن خود مورد خشونت قرار گرفته‌اند.

هرچند دست‌کم ۱۱۹ کشور جهان قانونی ضد خشونت خانگی به تصویب رسانده‌اند که البته ایران در میان آن‌ها نیست. ۱۲۵ کشور درباره آزارجنسی قانون دارند و ۵۲ کشور درباره تجاوز زناشویی قانون تصویب کرده‌اند.

مقاومت در مقابل پذیرش گستردگی خشونت علیه زنان را می‌توان در همین ۲۵ نوامبر سال جاری در شبکه‌های اجتماعی مشاهده کرد. اگرچه کاربران سعی کردند با هشتگ #نه_به_خشونت_علیه_زنان این روز را پاس بدارند و از انواع خشونت‌هایی که دیده‌اند، روایت کنند اما جبهه‌ای مقابل خود مشاهده کردند که مدام خشونت به مردان را یاداور می‌شد. بی‌آن‌که کسی توجه کند اگرچه خشونت در هر شکل آن محکوم است و جنسیت نمی‌شناسد اما طبق گزارش‌ها و پژوهش‌های بسیار ثابت شده گستردگی، انواع و شدت خشونت علیه زنان بسیار بیشتر از مردان است.

اما چرا جهان مقابل پذیرش وجود خشونت علیه زنان چنین مقاومت می‌کند؟

گیسو جهانگیری، معاون فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و رییس بنیاد حقوق بشری و فرهنگی آرمان‌شهر به «خانه امن» می‌گوید: «اگر بحث فوکو را قبول داشته باشیم که در رابطه قدرت مساله سلطه گروهی بر دیگری و این رابطه اساس روابط اجتماعی است، طبیعتا استمرار جامعه مردسالاری بر پایه قدرت و سلطه‌ای است که می‌توانند بر گروه دیگر یعنی زنان داشته باشند. یکی از اشکال سلطه، خشونت است که در حوزه‌ عمومی و خصوصی خود را نمایان می‌کند. آمران و عاملان آن هم قدرت سیاسی است و هم قدرت نهادهای دیگر اجتماعی و هم خانواده که جلوه‌های آن را در مجموعه حیات خود نشان می‌دهد.»‌

به روایت جهانگیری، این مجموعه ابزارهای قدرت در جامعه مردسالاری باعث شده زنان برای مبارزه با آشکارترین اشکال خشونت مثل خشونت‌های فیزیکی، کشته شدن زنان توسط اعضای مرد خانواده، تجاوز جنسی، ممانعت از اشکال مختلف استقلال فردی مانند درس خواندن، ازدواج و سفر توفیق‌هایی در عمومی ساختن این فضا داشته باشند. تلاش‌های بسیاری شده تا تعریف اشکال خشونت و به کرسی نشاندن این‌که این نمونه رفتارها خشونت است و نه حق «طبیعی» بنا به «عرف» یا «عادت» یا «روال» جا بیفتد. تلاش‌هایی که البته کافی نیست.

این کنش‌گر حقوق بشر در ادامه توضیح داد که اگرچه ناقدان جامعه مردسالاری متوجه‌ هستند که «اشکال ناپیدا یا کم‌تر آشکار خشونت نسبت به زنان در قلب نابرابری میان ۵۰ درصد جامعه جهانی با نیم دیگر آن همچنان جریان دارد. پس هنوز باید در مبارزه خود و ایجاد پذیرش عمومی در خصوص مجموعه فرهنگ انسانی با رابطه ناعدلانه و غیرمساوی کوشید. چراکه اصل این نابرابری و رابطه قدرت جنسیتی با مجموعه فرهنگ‌ها و تجربیات کشورهای مختلف در آمیخته و عموما به عنوان روال عادی از روابط انسانی محسوب می‌شود. زیر سوال بردن این رابطه قدرت یعنی زیرسوال بردن مجموعه ریشه‌های روابط اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و سیاسی.»

به باور جهانگیری شاید به همین دلیل است که کنوانسیون امحای تمامی اشکال خشونت علیه زنان و روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان قادر نیستند به تنهایی «زیربنای روابط انسان‌ها را در جهان تغییر دهند». زیرا «بدون مشارکت فعال و همه‌جانبه مردان و تغییرات بنیادی در فرهنگ، اقتصاد، سیاست، قوانین و روش‌های حکومت‌داری چه در کشورهای دموکراتیک و چه استبدادزده، رسیدن به جهان برابر امکان‌پذیر نیست. در واقع تنها تغییر فردی افراد یا مذاکره در یک خانواده یا محل کار نمی‌تواند مجموعه‌ای چنین سنگین، قدیمی و جهان‌شمول را تکان دهد.»

نایب رییس فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر به عنوان نمونه از کانادا مثال می‌آورد که اگرچه نخست‌وزیر جدید گفته کابینه‌اش باید به شکل مساوی از زنان و مردان بهره بگیرد، می‌تواند از نظر سمبلیک زیبا باشد و در سطح جهان با مشارکت سیاسی زنان دستاوردهای بسیاری داشته باشد «اما مجموعه روابطی که باعث می‌شود زنان شهروند درجه دو محسوب شوند زیر سوال نرفته است.»

آذر
۱۰
۱۳۹۵
کار با پلیس برای مقابله با خشونت علیه زنان و دختران
آذر ۱۰ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Los Angeles, California--September 5, 2016. Homeless woman arrested by police officers and handcuffed.  Confrontations between transients and police on the rise as homeless population increases.
image_pdfimage_print

Photo: wade mcmillan/bigstockphoto.com

برگردان میترا پهلوان از زنان سازمان ملل

مداخلات باید با توجه به محتوی موضوع انجام گیرد تا نتایج بهتری حاصل شود. این مداخلات هرگز و تحت هیچ شرایطی نباید به قربانی صدمه‌ای وارد کند: عدم آسیب‌رسانی

  • تلاش‌های امنیتی باید قربانی-محور باشد
  • برنامه باید ساختاری سلسله‌مراتبی داشته باشد
  • پلیسی برای انواع خشونت علیه زنان باید مطمئن باشد که خشونت تحت هیچ عنوانی پذیرفتنی نیست
  • برنامه‌ها باید٬ ارتباطات باز٬ داشته باشند تا قربانیان و گروه‌های اجتماعی را توانمند سازد
  • تلاش‌ها باید هم به طور منفرد و هم به صورت مجموعه‌ای از برنامه‌ها در کنار هم ادامه داشته باشد

علاوه بر اصول راهنمای کلی که باید برای تمام برنامه‌ریزی‌های مرتبط به خشونت علیه زنان در نظر گرفته شود، اصول زیر را در کار با نیروهای پلیس باید در نظر داشت.

مداخلات باید با توجه به محتوی موضوع انجام گیرد تا نتایج بهتری حاصل شود. این مداخلات هرگز و تحت هیچ شرایطی نباید به قربانی صدمه‌ای وارد کند: عدم آسیب‌رسانی

دانستن در مورد عناصر کلیدی در رابطه با خشونت علیه زنان برای جلوگیری از وارد آمدن صدمه بیشتر به قربانیان و یا افزایش ریسک خشونت بسیار مهم است.

در اقدامات اولیه باید به پیش‌فرض‌هایی که در نظر گرفته می‌شود توجه شده و بر درک تجربه‌های خاص قربانیان  تمرکز شود. تمام پیامدهای احتمالی باید بررسی شوند.

برای مثال رفتار تبعیض‌آمیز پرسنل حمایتی و پلیس می‌تواند  زنان بسیاری را از مراجعه به پلیس بازدارد و یا آنها را به موقعیت خشونت آمیز بازگرداند. برنامه‌های حمایتی می‌توانند٬ برای فهم بهتر ریسک های موجود در اقداماتشان (هرگونه آسیب ناخواسته) مورد استفاده قرار گیرد. برای نمونه مشارکت دادن گروه‌های حمایتی زنان می‌تواند به پلیس کمک کند تا حساسیت بیشتری نسبت به تجربه‌های قربانیان داشته باشند و کارهای لازم برای محرمانه نگه داشتن اطلاعات قربانیان را تمرین کنند.  برای مثال گرفتن اظهارات از قربانی را به صورت خصوصی و بدون حضور دیگران انجام دهند. در تمام مراحل باید پیامدهای هر عملی مدنظر قرار گرفته شود. ( برای مثال فهمیدن مزایا و معایب دستگیری خشونت‌گر در مواردی که خشونت خانگی اتفاق افتاده است) .این موارد کمک می‌کند تا تمهیدات عملی اتخاذ شده، زنان و دختران را در معرض خشونت کمتری در آینده قرار دهد و امنیت آنها را در سطح وسیع تری تضمین کند.

تلاش‌های امنیتی باید قربانیمحور باشد

احترام و حفاظت از حقوق زنان و دختران باید در ر‌أس فعالیت‌های نیروهای امنیتی و پلیس قرار گیرد.

پرسنل باید به اصل محرمانه نگاه داشتن اطلاعات و تصمیمات زنان احترام بگذارد: برای مثال اگر زنی تصمیم گرفت که از خشونت‌گر یا همان متهم حادثه شکایت نکند و یا در دستگیری او مشارکت نداشته باشد. تمرکز بر روی قربانی  نیازمند این است که پرسنل و قوانین در مورد تهدیدات فوری و مداومی که زنان قربانی خشونت با آنها روبرو هستند، آگاه باشند.

در مواردی که زن با فرد خشونت‌گر در یک خانه زندگی می‌کند، تعیین مکانی امن که زن در آن احساس امنیت کند از اولین کمک‌هایی است که باید انجام گیرد و بعد از آن برنامه‌ریزی برای امنیت زن. در مواردی که خشونت و بهره‌کشی جنسی وجود دارد، جان زنان و دختران از طرف باندهای تبهکاری یا قاچاق در خطر است.  اگر زن شکایت کرده باشد ولی هیچ حمایت امنیتی را دریافت نکرده باشد، ممکن است او را به مکان دیگری منتقل کنند که این خطر بزرگی برای زن است. موارد دیگر خشونت نیز به اقدامات امنیتی مشابهی نیاز دارد، برای مثال دسترسی به خانه‌های امن و پناهگاه‌ها برای زنانی که ممکن است قربانی خشونت‌های ناموسی شوند.

برنامه باید ساختار سلسه‌مراتبی داشته باشد

تمرینات جدید و ایجاد مهارت زمان‌بر است. اقدامات عملیاتی گسترده (دوره‌های آموزشی، بهبود زیرساخت‌ها و ایجاد پروتکل‌ها)  لازم است که اجراشوند. ساختار سلسله‌مراتبی نیروهای پلیس می‌تواند برای تسریع تغییرات و ایجاد تعهد در میان پرسنل استفاده شود. ایجاد تغییرات سیستماتیک به منظور بهبود قوانین و اقدامات عملی برای تاثیر حداکثری نیز باید در دستور کار باشد.

پلیسی برای انواع خشونت علیه زنان باید مطمئن باشد که خشونت تحت هیچ عنوانی پذیرفتنی نیست

فعالان حوزه امنیتی از پلیس‌ها، سربازها که به صورت انفرادی یا گروهی در زمینه‌های آزار جنسی ، استثمار جنسی، قاچاق انسان و خشو نت‌خانگی فعالیت می‌کنند تشکیل می‌شود. این موارد نقض حقوق بشر به علت ساختارهای فرهنگی تبعیض‌آمیز در جامعه، طبیعی و قابل قبول تلقی می‌شوند. پرسنل در تمام سطوح باید در برابر هرگونه خشونتی که انجام داده‌اند مانند شهروندان دیگر پاسخگو باشند. اگر پلیس به درستی در برابر تمام انواع خشونت بایستد، تعداد بیشتری از زنان موارد خشونت را گزارش می‌کنند و ارتباط بین گروه‌های اجتماعی و پلیس بیشتر می‌شود که خود باعث افزایش اثرگذاری نهادهای امنیتی و اجرای قانون می‌شود.

برنامه‌ها باید٬ ارتباطات باز٬ داشته باشند تا قربانیان و گروه‌های اجتماعی را توانمند سازد

بی‌اعتمادی به پلیس و ارتباطات محدود که غالبا بین پرسنل کم اطلاع و سازمان‌های حمایت از زنان و یا قربانیان وجود دارد.  پلیس باید رابطه باز و گسترده‌ای با قربانیان و حامیان آن‌ها داشته باشد و نشان دهد که نسبت به مساله خشونت حساس است.  این کمک می‌کند تا دید منفی در جامعه را تغییر دهد و پرسنل مسایل و نیازمندی های مربوط به خشونت خانگی را بهتر بشناسند.

تلاش‌ها باید هم به طور منفرد و هم به صورت مجموعه‌ای از برنامه‌ها در کنار هم ادامه داشته باشد

برنامه های مستقل به صورت مستقیم با پلیس و نیروهای امنیتی مشارکت دارد و این باعث بهبود واکنش پلیس به موارد خشونت خانگی است و سرویس بهتر به قربانیان را به همراه دارد. درحالی که تغییرات قانونی و گسترده نیازمند برنامه ریزی وسیعی می‌باشد، مانند استراتژی امنیت ملی یا برنامه ریزی عملی برای آن. تمام تلاش‌ها باید هم به بهبود استراتژی کلی و هم به سرویس‌هایی که به زنان و دختران قربانی داده می‌شود، کمک کند.

آذر
۱۰
۱۳۹۵
زنان تحت خشونت را قضاوت نکنید
آذر ۱۰ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
violence-against-women-1169348_960_720
image_pdfimage_print

 CC0 Public Domain

«همایش مبارزه با خشونت علیه زنان» به مناسبت ۲۵ نوامبر (روز جهانی منع خشونت علیه زنان) با حضور جمعی از فعالان حقوق زن و علاقمندان این حوزه درتهران برگزار شد.

در این نشست زیبا جلالی ناشر و فعال حقوق زنان به عنوان یکی از سخنرانان این مراسم درباره منشأ و عوامل خشونت خانوادگی صحبت کرد و گفت: امروزه بیش از پیش با یک جهان ترسیده مواجه هستیم، ریشه بروز خشونت‌ها قابل پیش‌بینی و شناخته شده نیست. خشونت جغرافیا و سن و طبقه اجتماعی نمی‌شناسد و هیچکس نمی‌تواند ادعا کند که مورد خشونت قرار نگرفته است.

وی با بیان این که خشونت امری ذاتی نیست بلکه انسان آن را یاد می‌گیرد؛ خشونت خانوادگی سرچشمه خشونت در جامعه است، در ادامه خاطر نشان کرد: در پدیده خشونت عادت‌پذیری وجود دارد، به این معنا که خشونتگر و خشونت دیده به این امر عادت می‌کنند. برای جلوگیری از خشونت باید ریشه‌های آن آشکار و راهکارهایی برای جلوگیری از رواج آن پیدا شود و در این راه نیاز است تا با نهادها چاره‌جویی و همفکری شود.

جلالی با اشاره به مراحل چهارگانه جلوگیری از خشونت که شامل ایجاد حساسیت، آگاهی، خودآگاهی و مرحله اقدام عملی است؛ جامعه ایران را در مرحله چهارم دانست.

او با استناد به تحقیقات خود در مرکز پژوهش‌های مطالعات زنان ابراز کرد: ۲۰ سال پیش پدیده خشونت خانوادگی در میان زنان امری شخصی بود و به حوزه خصوصی مربوط می‌شد. در واقع فرد خشونت‌دیده از خشونت‌گر حمایت می‌کرد و خشونت را ناشی از کوتاهی خود می‌دانست. در این مرحله فرد در مرحله پیشاحساسیت است که خشونت را درک نمی‌کند.

این فعال حقوق زنان در ادامه گفت: اما پس از گذران این مراحل، با ورود به مرحله چهارم، ساز و کار قانون اهمیت می‌یابد و نیاز به اقدام عملی احساس می‌شود.

وی سپس ریشه‌های خشونت را مطرح کرد و منشأ خشونت خانوادگی را در چهار عامل مردسالاری، فرهنگ خانواده، نظریه‌های آموزش اجتماعی و نظریه‌های سوسیوبیولوژیک نهفته دانست.

پنهان بودن خشونت در میان خانواده‌ها موجب تکرار خشونت شده است

به گزارش ایسنا، زهرا مینویی وکیل و حقوقدان به عنوان دومین سخنران این برنامه با بیان این که تعاریف خشونت تقریبا برای همگان محسوس و بهتر است به قوانین موجود در این حوزه پرداخته شود  اعلام کرد: زمانی که زنی خشونت‌دیده به مرجع قضایی مراجعه می‌کند، مرجع قضایی به سراغ قانون جزا می‌رود اما قانون قضا به سمتی پیش نرفته است که از زن حمایت کند، جراحتش را ترمیم کند و او را به جامعه بازگرداند.

این وکیل دادگستری افزود: در نهایت زمانی که زنی برای خشونت به دادگاه مراجعه کند نهاد قانون‌گذاری اگر قصد حمایت هم داشته باشد دستش بسته است. در مقایسه با نزاع خیابانی که قوانین برای آن محسوس است، برای خشونت خانوادگی در دادگاه نیاز به دو شاهد است که در همان ابتدا موجب می‌شود که پرونده به علت خانگی بودن بسته شود. در واقع در همان ابتدای پروسه شکایت، کلانتری از زن می‌خواهد که از حق خود بگذرد و سعی در قانع کردن او می‌کند. در بسیاری موارد نیز اگر همسایگان یا فردی دیگر قصد شهادت دادن داشته باشد، با موانع بسیاری مواجه می‌شود.

مینویی تصریح کرد: در بسیاری از مواقع شرایط موجب می‌شود زنان خشونت دیده شکایت نکنند و ما با آمار واقعی در این زمینه مواجه نشویم.

او ابراز کرد: در پرونده‌های طلاق سوء رفتار آقایان از راهکارهای طلاق برای زنان است اما برای مثال زمانی که زن از تحقیر شکایت می‌کند، دادگاه از او شاهد می‌خواهد. در خصوص خشونت جسمی نیز وضع به همین منوال است.

این فعال حقوق زنان در ادامه با آوردن مثال‌هایی از موکلان خود اشاره کرد که گاهی زن به علت درخواست رابطه جنسی نامتعارف از سوی شوهر، قصد طلاق داشته است اما به علت نداشتن شاهد پروسه وی با مشکل مواجه شد.

مینویی تاکید کرد: در نهایت با وجود چنین خلاءهای قانونی نیازمند راهکارهایی هستیم که به بهبود وضعیت زنان کمک کنند. فقدان قانونی موجب می‌شود امر خشونت در میان خانواده‌ها ادامه یابد. پنهان بودن خشونت در میان خانواده‌ها موجب شده است که امر خشونت تکرار شدنی باشد. به همین دلیل گروهی از وکلای ایران زمانی که قانون منع خشونت خانوادگی در کشورهایی همچون کشور همسایه ترکیه را دیدند، نیاز به تدوین چنین قانونی را احساس کردند.

این وکیل دادگستری در خاتمه سخنانش گفت: به طور قطع تصویب چنین قانونی زمان‌بر است اما تاکنون وکلا با کمک جامعه‌شناسان، روان‌شناسان و مددکاران قانونی را تدوین کرده‌اند تا آن را به دولت ارائه کنند. در بسیاری مواقع فرد نمی‌داند که در معرض خشونت قرار گرفته است، برای مثال فرد نمی‌داند که نفقه به او پرداخت نشده است، به همین دلیل باید به زنان جامعه آگاهی داده شود تا آنان حقوق خود را مطالبه کنند. حتی پزشکان و بیمارستان‌ها نیز از دیگر گروه‌هایی هستند که با زنان خشونت‌دیده برخورد می‌کنند ولی به علت نبود دستورالعمل جامعی در این زمینه این امر را به مرجعی گزارش نمی‌کنند.

«تنبیه» در قانون به صورت دقیق تعریف نشده است

به گزارش ایسنا، در ادامه این برنامه لیلی ارشد مددکار اجتماعی و مؤسس خانه خورشید که در حوزه توانمندسازی زنان بهبود یافته از اعتیاد فعالیت می‌کند از زاویه‌ای دیگر به پدیده خشونت خانوادگی نگاه کرد و به‌عنوان کسی که بیش از ۲۵ سال در حوزه آسیب‌های زنان و کودکان فعالیت کرده است، از اثرات خشونت خانوادگی در جامعه در سطحی گسترده‌تر سخن گفت.

وی اشاره کرد: امروز نیازهای نوزادان و کودکان نسبت به گذشته از سطح امور مادی و جسمی فراتر رفته است و آن‌ها دارای نیازهای عاطفی، جنسی و اجتماعی بسیاری هستند که کاستی در این امور می‌تواند اثرات متعددی بر روی فرزندان داشته باشد.

وی از تجربیات خود در مواجهه با افرادی که به وی مراجعه کردند سخن گفت و ابراز کرد که بسیاری از افرادی که مرتکب خشونت می‌شوند از خشونت خود آگاهی ندارند. مردی که برای مشاوره مراجعه کرده بود می‌گفت در دوران کودکی از کتک خوردن مادرش رنج می‌برده اما الان خودش هم همسرش را می‌زند. از او پرسیدم چرا که گفت نمی‌دانم، حتی بعدش پشیمان هم می‌شوم اما نمی‌دانم چرا دچار چنین کاری می‌شوم.

او ادامه داد: یک علت خشونت این است که انگار ما کار دیگری بلد نیستیم، همه مایی که این جا نشسته‌ایم آموزشی ندیده‌ایم که چگونه با فرزندان خود برخورد کنیم؛ رفتارهایمان همان است که از والدینمان یاد گرفته‌ایم.

ارشد افزود: برای حل این مشکل نیاز داریم نهادهای حمایتی و قانونی داشته باشیم که نوع جدیدی از روابط را بتوانیم ترویج کنیم. کارهای بنیادی باید صورت بگیرد و زیربناها باید تغییر کند.در مورد گزارش خشونت به پلیس، اعلام می‌کنند که ما اجازه ورود به منزل را نداریم. وقتی پلیس دخالت نمی‌کند قانون حمایت نمی‌کند و مجبور می‌شویم به سمت راهکارهای فردی برویم اما چون مسائل زیاد هست و هزینه‌ها بالا، جامعه مدنی به تنهایی از پس آن برنمی‌آید.

ارشد در بخش دیگر سخنانش به قانونی که در سال ۳۰ هجری شمسی در ایران تصویب شده و سالهاست اجرا نمی‌شود اشاره کرد و گفت: براساس این قانون مادر می‌تواند برای فرزندش بدون ازدواج رسمی هم شناسنامه بگیرد اما مدتی است که به دلایلی اجرا نمی‌شود. این اجرا نشدن سبب می‌شود ما فرزندانی بی‌شناسنامه که از همه چیز محروم می‌شوند داشته باشیم و چطور توقع داریم این بچه‌ها از ما انتقام نگیرند.

ارشد به لزوم گنجاندن آموزش‌های سطح اول و دوم در تمام مقاطع تحصیلی مانند کنترل خشم، مسئولیت‌پذیری… اشاره کرد و گفت: زمانی که واژه «تنبیه» در قانون به صورت دقیق تعریف نشده است، هرکس با توجه به تربیت و آگاهی خود به نحوه متعددی فرزند خود را تنبیه می‌کند؛ بنابراین امروز وقت آن است که تغییر قوانین به نفع گروه‌هایی از جامعه اتفاق بیفتد. در سازمان زندان‌ها و کانون اصلاح و تربیت نیاز به تشخیص مددکار احساس می‌شود ولی این تشخیص به قاضی واگذار شده است. قاضی نیز که با پرونده‌های بسیاری سر و کار دارد، رسیدگی مناسبی به این‌گونه پرونده‌ها نمی‌کند.

نمایندگان مجلس به شعارهای انتخاباتی خود پایبند باشند

سخنران بعدی مراسم شهلا انتصاری، مددکار و فعال حقوق زنان بود.

انتصاری با اشاره به اهمیت ایجاد کارزار هایی همچون کارزار «منع خشونت خانوادگی» گفت: برای این‌که این گونه کارزارها پیش برده شود نیاز به حمایت همه فعالان مدنی،تشکل‌های مدنی، کانون وکلا و هنرمندان است تا خشونت در جامعه کم شود چرا که خشونت خانوادگی زمینه‌ساز خشونت‌های دیگر در جامعه هست.

او ادامه داد: همچنین به نمایندگان مجلس هم یادآوری می‌کنیم که به شعارهای انتخاباتی خود پایبند باشند و نهایت همکاری را با فعالان زنان برای تصویب قانون منع خشونت خانوادگی به عمل آورند. در زمینه خشونت خانوادگی خلاء قانونی جدی وجود دارد و این مساله نیاز به کمک همه نهادهای مدنی و ارگان‌های دولتی مثل آموزش و پرورش، وزارت بهداشت، شهرداری و قوه قضاییه دارد و امیدواریم همه این نهادها در این زمینه گام بردارند.

انتصاری همچنین به نبود خانه‌های امن برای زنان خشونت‌دیده و پایین بودن آگاهی خانواده‌ها در مورد خشونت خانوادگی اشاره کرد و خواستار صدور مجوز برای نهادهایی شد که تلاش می‌کنند آسیب‌های اجتماعی و خشونت را در جامعه کاهش دهند.

این مددکار به نقش پررنگ مردان برای کاهش خشونت اشاره کرد و گفت: برای کاهش خشونت علیه زنان آموزش‌هایی شامل مهارت‌های ارتباطی، ارتباط بدون خشونت در همه مقاطع تحصیلی باید به همه زنان و مردان ارائه شود.

در ادامه این برنامه احترام عشقی از فعالان زن کردستان و مدیرعامل صندوق زنان روستایی مریوان به توضیح درمورد خشونت‌های خاص دراین منطقه علیه زنان پرداخت و گفت: خشونت‌ها در منطقه کردستان متفاوت از مناطق دیگر است. قتل‌های ناموسی  یکی از این نوع خشونتهاست که توسط افراد درجه‌یک خانواده مثل پدر و برادر یا درجه دوم مثل دایی و عمو علیه زنان رخ می‌دهد و در بسیاری موارد این قتل‌ها به دلایل بسیار واهی است. به‌طور مثال مدتی قبل یک دختر توسط برادرش به دلیل این که شماره یک پسر در دفترچه تلفنش بوده است، به قتل رسید.

چندهمسری، خون‌بس، ازدواج‌های اجباری و قسم به طلاق در کردستان وجود دارد که مدیرعامل صندوق زنان روستایی مریوان در مورد قسم طلاق توضیح داد مثلاً روز عید زن تا دم در خانه پدرش رفته است و مرد به زنش می‌گوید قسم طلاق می‌دهم که حق نداری پایت را داخل خانه پدرت بگذاری. اگر زن برود بعد از آن به مرد نامحرم است.

او برای نمونه از زندگی زنی گفت که در ۱۴ سالگی به دلیل خشونت‌های نامادری خود ازدواج می‌کند و بعد توسط همسر و همه اعضای خانواده او که با هم زندگی می‌کرده‌اند، مورد خشونت و شکنجه قرار می‌گیرد. شوهر این زن بعداً او را قسم طلاق می‌دهد و شورای حل اختلاف نیز او را نامحرم اعلام می‌کند اما قاضی دادگاهی که به آن مراجعه شده است چون شیعه بوده است طلاق را به لحاظ قانونی درست نمی‌داند وبرای مرد مجازات ۶ ماه زندان، پرداخت ۱۰۰ هزارتومان جریمه با پرداخت همه حق‌وحقوق برای زن تعیین می‌کند اما متأسفانه همه قضات چنین رویه‌ای ندارند و در این بین زن مورد خشونت‌های مختلفی قرار می‌گیرد.

زنان تحت خشونت را قضاوت نکنید

در این مراسم شهلا هویدا معلم بازنشسته و از فعالان زن در رشت به خشونت‌هایی که طی ۲۰ سال زندگی مشترک از همسرش دیده است و در نهایت با تلاش بسیار توانسته است از چرخه خشونت خارج شود اشاره کرد و تاکید کرد: در ابتدا می‌خواهم بگویم لطفا زنانی که تحت خشونت هستند را قضاوت نکنید. نگویید چقدر خنگ است که در این زندگی مانده است. عوامل زیادی سبب می‌شود که یک زن در زندگی پرتنش باقی بماند و از آن خارج نشود.

او با اشاره به تجربیات خودش و خشونت‌های فیزیکی و روانی که در زندگی زناشویی‌اش متحمل شده است گفت: بعدها که فکر کردم و از خودم می‌پرسیدم من چرا بعد از کتک خوردن به کلانتری نرفتم؟ متوجه شدم در آن زمان فکر می‌کردم من معلم هستم و کلانتری جای مجرمان است. از طرف دیگر به کلانتری اعتماد نداشتم. ضعف قانون و بند و بسته‌ای ذهنم مانع شده بود که از این چرخه خارج شوم. فکر می‌کردم با طلاق ۳ تا بچه من چه خواهند شد؟ وقتی بخواهند ازدواج کنند دیگران چه قضاوتی در مورد آن‌هاخواهند کرد؟ نگاه جامعه به زن طلاق گرفته هم خودش مانعی در این زمینه بود.

این فعال حقوق زنان در ادامه گفت: کبودی‌های تنم کم نشده فقط دیده نمی‌شوند اما جزئی از من شده‌اند. هر وقت در مورد آن‌ها حرف می‌زنم بغض راه گلویم را می‌بندد. به‌هرحال من با هزار ترفند توانستم طلاق بگیرم اما باید باورهای غلط را کنار بگذاریم و سکوت خود را بشکنیم. اگر فکر کنیم با بیان آن ما بی‌آبرو می‌شویم خشونت در حوزه خصوصی باقی می‌ماند و باز تکرار می‌شود. بعضی زن‌ها بعد از جدایی نیز در مورد این که تحت خشونت بوده‌اند حرف نمی‌زنند.

هویدا ادامه داد: ما نیاز به حضور مشاور زن در کلانتری و بیمارستان‌ها داریم تا زنان خشونت دیده بتوانند با آن‌ها صحبت کنند.

به گزارش ایسنا، در این مراسم از کارزار «منع خشونت خانوادگی» رونمایی شد. این کارزار یک حرکت جمعی و مستقل است که توسط جمعی از مدافعان حقوق زنان در ایران به‌منظور ترویج مطالبه‌ تصویب قانون منع خشونت خانوادگی علیه زنان راه‌اندازی شده است. هدف این کارزار «تلاش برای تصویب قانون منع خشونت خانوادگی علیه زنان» از طریق «آگاهی‌رسانی عمومی» و «رسیدن به اجماع در جامعه مدنی» است.

در این مراسم سمانه عابدینی از فعالان زنان در مورد «کارزار منع خشونت خانوادگی» توضیحاتی ارائه داد و در ادامه متن بیانیه کارزار منع خشونت خانوادگی را قرائت کرد.

در این بیانیه ضمن اشاره به آمار بالای خشونت خانوادگی علیه زنان و پیامدهای آن بر زنان خشونت دیده، خانواده و افراد جامعه به ضرورت تصویب قانونی برای منع خشونت خانوادگی علیه زنان اشاره شده است. بنا به ضرورت‌های یادشده، جمعی از حقوقدانان در ایران پیش‌نویسی برای «قانون منع خشونت خانگی علیه زنان» تهیه کرده‌اند. کارزار منع خشونت خانوادگی، ضمن تلاش برای تکمیل و به‌روزرسانی این قانون بر اساس نظرات و جلب حمایت جامعه مدنی برای تصویب آن، خواستار آن است چنانچه قانون دیگری هم ارائه شد دربرگیرنده حمایت همه‌جانبه ارگان‌های دولتی مسئول باشد و رویکردی ترویجی،‌ پیشگیرانه،‌ ترمیمی و حمایت گر داشته باشد و منافع همه زنان خشونت دیده (از جمله مهاجران) را به‌ویژه در زمینه‌ی ابعاد پنهان خشونت در نظر بگیرد. ثبت روایت‌ها و تجارب زیسته زنان در زمینه‌ خشونت خانوادگی از طریق گفت‌وگوی چهره به چهره و به‌کارگیری آن در اصلاح قانون پیشنهادی از اهداف دیگر این کارزار است. مدت زمان این کارزار یک سال پیش بینی شده و قرار است تا ۲۵ نوامبر سال آینده ادامه داشته باشد.

منبع: ایسنا

آذر
۸
۱۳۹۵
از لایحه امنیت زنان چه خبر؟
آذر ۸ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , ,
Woman with her hand extended signaling to stop (only her hand is in focus)
image_pdfimage_print

Photo: Dean Drobot/bigstockphoto.com

نعیمه دوستدار

هر بار اخباری از خشونت شدید خانگی، قتل‌های خانوادگی یا جنجال‌ درباره آزار جنسی زنان در خیابان و محیط‌های کار منتشر می‌شود، مطالبه قانونی که زنان خشونت دیده را مورد حمایت قرار دهد، از سوی جامعه زنان و حقوقدانان مطرح می‌شود. ایران در حالی از فقدان یک قانون جامع در زمینه خشونت علیه زنان رنج می‌برد که بسیاری از کشورهای جهان، سال‌هاست خشونت علیه زنان را جرم‌انگاری کرده‌اند. در بسیاری از کشورهای جهان، اکنون صحبت بر سر گسترده‌تر کردن ابعاد پوشش این قوانین است به نحوی که شکل‌های متنوع خشونت علیه زنان را در بربگیرد. با این حال در شرایط فعلی در ایران، زنان ایرانی امکان چندانی برای پیگیری قانونی خشونتی که بر آنها اعمال می‌شود ندارند و از همه مهم‌تر اینکه این خشونت‌ها گاه در پوشش قوانین بر آنها اعمال می‌شود و بنا بر عرف و فرهنگ مذهبی، تحمل و پذیرش آنها از سوی زنان یک موضوع عادی تلقی می‌شود.

با وجود این، مطالبه برای تدوین قانونی برای ممنوع کردن خشونت با زنان، چندین بار به مرحله تدوین طرح‌هایی در دولت رسیده است.

سال ۱۳۸۸ تاکنون لایحه‌ای از سوی دولت ایران تهیه شد که هدفش حمایت از بزه‌دیدگان اجتماعی بود و این مسوولیت را برعهده وزارت دادگستری قرار می‌داد. وزارت‌ دادگستری لایحه پیشنهادی خود را برای بررسی به هیأت دولت داد به نام لایحه «حمایت از بزه‌دیدگان اجتماعی» که بر تشکیل صندوق حمایت از بزه‌دیدگان، پرداخت هزینه‌های درمان، بیکاری و خسارت معنوی، اعطای وام و پرداخت هزینه‌های مشاوره‌های حقوقی یا روان‌شناسی تأکید می‌کرد.

یکی از مواد این لایحه در ارتباط با خشونت علیه زنان بود. ماده ۳ این لایحه «زیان‌های ناشی از برخی از جرایم از جمله تجاوز به عنف و تجاوز ناشی از اغفال دختران تا ۱۸ سال سن را مشمول حمایت‌های پیش‌بینی شده در این قانون می‌دانست اما این لایحه اوایل سال ۹۲ بی نتیجه بایگانی شد و مشخص نیست که ایا هرگز دوباره زنده شود.

اما حقوقدانان، فعالان حقوق زنان و زنان خشونت دیده مدت‌هاست که در انتظار تصویب لایحه‌ای‌ هستند که می‌تواند تاثیر مهمی در کاهش خشونت علیه زنان داشته باشد. از چند سال قبل، قرار بود لایحه‌ «تأمین امنیت زنان در برابر خشونت» را مرکز امور زنان و خانواده و مرکز پژوهش‌های مجلس، در دو حوزه خشونت‌های اجتماعی علیه زنان و خشونت‌های خانگی با همکاری هم تدوین کنند.

لایحه امنیت زنان در دولت قبل تدوین شد اما بررسی آن در کمیسیون لوایح متوقف شد و بعد هم دوران دولت دهم به پایان رسید. دولت یازدهم هم دو سال است که از تهیه پیش‌نویس آن سخن می‌گوید و مدعی است که ۱۰ ماده آن با همکاری قوه قضائیه تعیین شده است. با توجه به آنچه که در رسانه‌ها درباره مواد این لایحه منتشر شده، تصویب آن می‌تواند یک سند مهم قانونی برای پیشگیری از خشونت علیه زنان و کودکان و امکانی برای پیگیری قضایی خشونت‌های رخ داده باشد.

شهیندخت مولاوردی، ماه گذشته در نشست هم اندیشی بانوان فعال خراسان رضوی در مشهد، از تلاش برای تصویب این لایحه‌ به صورت جامع و با کمترین حاشیه در مجلس شورای اسلامی سخن گفت.

شهیندخت مولاوردی گفت: «هم اکنون ۳۰ گروه و تیم پژوهشی در این زمینه فعالیت می‌کنند تا لایحه‌ای جامع با تدابیر بازدارنده و پیشگیرنده، قانونی، حفاظتی و حمایتی ارائه شود.»

او گفت امیدوار است که با تصویب این لایحه خشونت علیه زنان و کودکان کاهش یابد.

پس از آن، اوایل آبان ماه ۱۳۹۵، فاطمه ذوالقدر نماینده مجلس ایران اعلام کرد که قرار است این لایحه در دو ماه آینده به مجلس ارائه شود، هرچند گفت که چون در حال حاضر در دست دولت قرار دارد نمی‌توان درباره‌ آن توضیحی ارائه داد. او از قول شهیندخت مولاوردی نقل کرد که کارهای این لایحه تمام است.

چرا تصویب لایحه امنیت زنان مهم است؟

نخست اینکه ماده ۲، این لایحه زنان بالاتر از ۱۸ سال و زنان متأهل بالاتر از ۱۳ سال را مشمول حمایت این لایحه می‌کند که از لحاظ میزان فراگیری قابل توجه است. به علاوه، یکی از بندهای این لایحه زنان آسیب‌پذیر مانند زنان بیمار، باردار، کم‌توان و ناتوان، مهاجر، پناهنده، فقیر و …را مشمول حمایت این لایحه می‌داند و در آن خشونت جنسی در چهار سطح تجاوز جنسی، تعرض جنسی، آزار جنسی و مزاحمت جنسی جرم‌انگاری شده است.

نکته مثبت دیگر این لایحه این است که آزارهای شوهر را که به خودسوزی، خودکشی و اقدام زن علیه خود منجر شود، به علاوه خشونت‌های روانی جرم‌انگاری می‌کند.

سوءاستفاده از موقعیت شغلی و اجتماعی در ارتباط با زنان از سوی پزشکان، وکلا و کارشناسان رسمی، اساتید دانشگاه و … هم با کیفر مواجه خواهد بود که از این لحاظ، به معنای در بر گرفتن آزار جنسی در محل کار است؛ موضوعی که سابقه چندانی در قوانین ایران ندارد.

این لایحه نکات مثبت دیگری هم دارد؛ از جمل اینکه اگر کسی شاهد خشونت علیه زنان باشد و از ادای شهادت با توجه به دعوت قبلی خودداری کند، مرتکب جرم شده است.

به عنوان یک نکته بسیار مثبت دیگر باید به در نظرگرفتن خشونت اقتصادی به عنوان یک شیوه اعمال خشونت علیه زنان اشاره کرد: ‌موضوع فراگیری که هنوز از نظر فرهنگی چندان به عنوان خشونت شناخته شده نیست. همچنین بر اساس این لایحه افشای اطلاعات و نشوز مرد هم جرم است؛‌ مواردی که تاکنون بنا بر عرف و قانون رایج در ایران حتی به عنوان شکلی از اعمال خشونت تعریف نمی‌شدند.

قانون‌های در راه

علاوه بر این،«سند امنیت زنان و کودکان در روابط اجتماعی» که موضوع ماده ۲۲۷ برنامه پنجم توسعه است، یکی دیگر از قوانینی است که قرار است به کاهش خشونت علیه زنان کمک کند. بر اساس برنامه پنجم توسعه، دولت مکلف است که با همکاری دستگاه‌های مختلف از جمله قوه قضائیه، نیروی انتظامی، بهزیستی، وزارت کار، وزارت بهداشت، معاونت امور زنان و خانواده، شهرداری و شورای عالی استان‌ها این سند را تدوین کند.

اما نکته این است که این سند هم از سال ۹۰ در حال تدوین و بررسی در دستگاه‌های مختلف است.

پس از تهیه نسخه اولیه آن، قرار بود که به دلیل متفاوت بودن موضوع امنیت زنان با کودکان، این دو بخش جدا از یکدیگر در سند تنظیم شود.

برای تنظیم جدید، بخش کودکان باید به مرجع ملی کودک ارجاع داده می‌شد و بخش امنیت زنان توسط وزارت کشور تکمیل و اصلاح می‌شد به نحوی که سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در این زمینه مشاوره دهد. آخرین خبر درباره این سند اینکه شهیندخت مولاوردی گفته پیش‌بینی می‌شود این سند نهایتا در برنامه ششم توسعه عملیاتی شود.

آخرین خبر مرتبط با موضوع کاهش خشونت علیه زنان در ایران هم از سوی مولاوردی اعلام شده است. او گفته: «۱۰ ماده قانونی استخراج و در تفاهمی با قوه قضائیه مقرر شده این مواد قانونی در اصلاحیه قانون تعزیرات حکومتی که در دستور کار قوه قضائیه قرار دارد، گنجانده شود.»

به جز این، معاونت زنان و امور خانواده ریاست جمهوری اعلام کرده که این مرکز در مرجع کنوانسیون کودک، عضو فعال است و در تدوین منشور ملی حقوق کودک و اجرای طرح‌های مشترک در زمینه مقابله با ازدواج زودهنگام دختران که یک شیوه از اعمال خشونت علیه زنان است، با وزارت دادگستری همکاری دارد.

دورنمای تصویب قوانینی برای کاهش خشونت علیه زنان فریبنده به نظر می‌رسد اما نکته نگران‌کننده این است که بسیاری از این قوانین پس از سال‌ها سرگردانی یا در انتظار تصویب ماندن، نهایتا فراموش و بایگان می‌شوند و به علاوه، در سندهای قانونی مختلف پراکنده‌اند به نحوی که زنان درگیر خشونت‌های خانگی و اجتماعی، نه تنها از وجود چنین قوانینی اطلاع ندارند بلکه اگر به نحوی از وجود یک ماده قانونی مطلع شوند، از ترس دردسرهای اداری و قضایی یا به دلیل نداشتن اطمینان از نحوه پوشش قانون، عطای مراجعه به مرجع قانونی را به لقایش می‌بخشند.

آذر
۸
۱۳۹۵
پیام مدیر کل یونسکو به مناسبت روز جهانی رفع خشونت علیه زنان
آذر ۸ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
irina_bokova_director-general_unesco_19137861979
image_pdfimage_print

پیام مدیر کل یونسکو، خانم ایرینا بوکووا، به مناسبت روز جهانی رفع خشونت علیه زنان
امنیت زنان در جریان تغییر اقلیم ۲۵نوامبر۲۰۱۶

خشونت علیه زنان نمونۀ بارزی از نقض جدی حقوق اساسی زنان و تهدیدی برای میلیون‌ها زن و دختر در سراسر جهان محسوب می‌شود. از هر سه زن در جهان حداقل یک نفر از آنان کتک خورده، با زور و ارعاب مورد آزار جنسی قرار گرفته و یا به شکل دیگری در طول زندگیش مورد سوء استفاده قرار گرفته است. جوامعی هستند که همۀ افراد آن تحت تأثیر خشونت، اعم از خشونت فیزیکی، جنسی (شامل آزار جنسی، ارعاب یا تبعیض) و روانی (به شکل لفظی یا سوء استفادۀ احساسی از قبیل زورگویی یا طرد شدن) قرار گرفته‌اند.

در این روز جهانی رفع خشونت علیه زنان، یونسکو بر موضوع تغییر اقلیم و کمبود منابع به عنوان عوامل ایجاد کنندۀ خشونت علیه زنان در منزل، خیابان و در هنگام بروز بلایای طبیعی تأکید دارد.

تغییر اقلیم میزان تهدید را چندبرابر می‌کند. تغییر اقلیم می‌تواند باعث افزایش مهاجرت و جابه‌جایی افراد و همچنین کاهش رشد غلات، سیل و افزایش فشار در منازل شود و بر امرار معاش افراد تأثیر می‌گذارد. مطالعات نشان می‌دهد که در آسیا مسئولیت ۶۵ درصد از تولید مواد غذایی مورد استفادۀ خانوارها بر عهدۀ زنان است. این مقدار در جنوب صحرای آفریقا به ۷۵ در صد و در آمریکای لاتین به ۴۵ درصد می‌رسد. در اغلب موارد این نقش سنتی زنان (و نوع فعالیت‌های) آنان است که آنان را در معرض مخاطرات بیشتر ناشی از تغییر اقلیم قرار می‌دهد. آنان در طول مسیر ده‌ها کیلومتری که برای تأمین غذا، آب و هیزم برای خانواده در روز طی می‌کنند و یا به ‌علت جا‌به‌جایی‌ها یا فقری که پس از بروز بلایای طبیعی متحمل آن می‌شوند، بسیار آسیب‌پذیر می‌شوند. از بین رفتن منبع درآمد و فقر (ناشی از آن) می‌تواند به‌واسطۀ بروز فشار اقتصادی، عامل افزایش خشونت در منزل شود؛ ضمن اینکه ختنۀ زنان و دختران ازدواج دختران در دوران کودکی نیز ادامه پیدا می‌کند.

یونسکو به طرق مختلف به دنبال تقویت راه‌های افزایش مقاومت در شرایط تغییر اقلیم بوده و در این راستا رویکردی جنسیت‌محور را اتخاذ کرده است. یونسکو بر این باور است که زنان و دختران کلید رویارویی با مشکل تغییر اقلیم بوده و به‌ویژه در مسائل مربوط به مدیریت آب و آمادگی برای مقابله با خطر بلایای طبیعی نقش کلیدی داشته و در این راستای ترویج این ایده از برنامه‌های متنوع و همکاری‌های بین‌المللی استفاده می‌کند.

ما همه به تأثیر منفی انتشار گازهای گلخانه‌ای بر کرۀ زمین واقف هستیم. به علاوه، باید نسبت به تأثیرگذاری تغییراقلیم بر زندگی زنان و دختران در سراسر جهان نیز آگاه شویم. در زمانی که منتظر الزامی شدن اجرای توافق‌نامۀ پاریس و در حال آماده شدن برای برگزاری نشست موفقیت‌آمیز COP22 در مراکش هستیم نباید نیمی از جمعیت (کرۀ زمین) و توان بسیار بالای آنان را به دست فراموشی بسپاریم. در حل مشکلات تغییر اقلیم، نباید نقش زنان را نادیده بگیریم.

ایرینا بوکووا

مترجم: مهرناز پیروزنیک
کمیسیون ملّی یونسکو – ایران