صفحه اصلی  »  مشاور خانواده
image_pdfimage_print
تیر
۱۲
۱۳۹۶
طلاق به دلیل ضرب و شتم
تیر ۱۲ ۱۳۹۶
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
78506
image_pdfimage_print

هنوز امضای سند ازدواجشان خشک نشده بود که با جثه نحیف و لرزان صورتش را از حاضرین در راهرو دادگاه مخفی می کرد تا مبادا کسی متوجه کبودی های صورتش شود.
لیلی دختری ۱۹ ساله که به همراه مادرش برای جاری شدن صیغه طلاق به این مکان آمده بود علت مراجعه اش را ناسازگاری با همسرش در زندگی مشترک عنوان کرد و ادامه داد: هنوز پنج ماه از ازدواجمان نمی گذرد که هر بار مهرداد به بهانه ای مرا مورد ضرب و شتم قرار می دهد.
در این مدت هیچگاه نتوانستیم همدیگر را درک کنیم دخالت های خانواده مهرداد از سویی، بدبینی و شکاک بودن وی به همه امورات از سوی دیگر صبر و تحملم را تمام کرده است. به این ازدواج راضی نبودم مادرم برای رهایی از سختی های روزگار و به این دلیل که پدرم را از دست داده بودم به زور و اجبار مرا راهی خانه بخت کرد. هیچ شناختی از یکدیگر نداشتیم و فاصله روحیات اخلاقی ما با هم زمین تا آسمان بود، فقط برای اینکه سایه ای بالای سرم باشد در این مسیر قرار گرفتم.
پس از دوماه زندگی مشترک، اختلافاتمان روز به روز شدت گرفت و همسرم پی برد که هیچ علاقه ای نسبت به وی ندارم از همین رو سختگیری ها را بیشتر کرد و هر روز به بهانه ای مرا به شدت مورد ضرب و شتم قرار می داد وسایل خانه را پرت می کند و مشت و لگد می زند. اکنون دیگر تحمل ندارم شک و بدبینی، حرف‌های رکیک و رفتارهای ناپسند مهرداد عاملی شد تا به این زندگی که با تصمیم دیگران برایم آغاز شده بود پایان دهم.
مهسا کریمی کارشناس ارشد روانشناسی در گفت وگو با خبرنگار عصر هامون چهار واقعه مهم زندگی را تولد، ازدواج، طلاق و فوت عنوان کرد و اظهار داشت: ازدواج باید با مطالعه و بر اساس معیارهای حقیقی همسرم انجام شود و سرسری یا به زور اجبار و تهدید همراه نباشد.

ما را در کانال تلگرام خانه امن دنبال کنید.

وی یکی از علت های مهم طلاق را عدم شناخت زوجین نسبت به یکدیگر و خانواده ها مطرح کرد و گفت: مشاوره های قبل از ازدواج تاثیر بسزایی در شناخت طرفین و همچنین کاهش آمار طلاق دارد چرا که به افراد کمک کرده تا واقع بینانه به مقوله ازدواج نگاه کنند و از تصمیم گیری در ازدواج بر اساس احساسات جلوگیری می کند.
کریمی مشاوره قبل از ازدواج را عاملی مهم در شناخت زوجین از یکدیگر دانست و افزود: از آنجایی که منشا اصلی اختلافات چشم و هم چشمی، دخالت های نابجای والدین و لج و لجبازی است زوجین باید به مشاوره ها اهمیت دهند زیرا مشاوره حین ازدواج موجب کاهش اختلاف‌ها و مشاوره ‌های بعد از ازدواج زمینه استحکام بنیان خانواده را فراهم می‌کند.
وی خشونت را یکی از مهمترین عوامل طلاق ذکر کرد و ادامه داد: از آنجایی که بیش از ۵۰درصد طلاق‌ها در پنج سال ابتدایی زندگی مشترک به وقوع می پیوندد زوجین و خانواده ها باید نسبت به فرا گیری این آموزش‌ها در مراکز مشاوره اقدام کنند تا در این خصوص مشکلی در دوران زندگی مشترک خود نداشته باشند.

منبع: عصر هامون

شهریور
۹
۱۳۹۵
خشونت و پشیمانی: چرخه‌ای که فقط با پذیرفتن مسئولیت نجات خود، آن را می‌شکنید
شهریور ۹ ۱۳۹۵
روان‌شناسی و خشونت خانگی
۰
, , , , ,
Photo: Vertolet/Bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

 

Photo: Vertolet/Bigstockphoto.com

خانه امن: پاسخ‌های این قسمت به صورت عمومی و برای عرضه به گروه بزرگی از مخاطبان طراحی شده است و به هیچ‌وجه نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای خاص و شخصی افراد باشد. برای بررسی دقیق‌تر مشکلات، ما مشاوره‌های انفرادی را توصیه می‌کنیم، که از حوزه توانایی‌های خانه امن خارج است. 

رزا خورشیدی، مشاور خانواده

پرسش: دوازده سال قبل با همسرم بعد از دوره کوتاه دوستى که فقط به صورت تلفنى بود ازدواج کردم. بارها مادرم با این ازدواج مخالف کرد اما من بعد از اصرار‌های زیاد سرانجام با او ازدواج کردم . بعد از تولد فرزندم اوضاع تغییر کرد و او خشونت را به صورت آشکار آغاز کرد.

حتى یک بار نوزاد دو ماهه را که گریه می‌کرد را  زد وقتی من اعتراض کردم. داد زد: «خاک‌برسرت که عرضه ساکت کردن بچه را ندارى.» هر بار که به خانه پدرم می‌رفتم او مرا با عذرخواهی و گل بر می‌گرداند. به دفعات من و فرزندم را مورد آزار فیزیکی قرار داد. این روند زندن و بعد عذرخواهی ادامه پیدا کرد. اما من به خاطر فرزندم تحمل می‌کردم. هر بار که می‌خواست به او حمله کند من سپربلای او می‌شدم.

فرزند‌ من خیلی بالغ هست و من با او درددل می‌کنم. از من که گذشته اما نگران آینده بچه‌ام هستم. باید چه کار کنم؟

پاسخ: دوست عزیز بسیار متاثر شدم. دوستی‌های تلفنی و اینترنتی معمولا کانال مناسبی برای انتخاب همسر نیستند. پدیده ارتباط اینترنتی در حال حاضر اجتناب‌ناپذیر است ولی توصیه همیشگی من این است که دیدار اول حتما حضوری باشد. بعد از مقدمات آشنایی به صورت واقعی و نه مجازی، اگر شرایط ایجاب می‌کرد می‌توان صحبت‌ها را از طریق اینترنت انجام داد که البته هرچه کمتر باشد، بهتر است. ارتباط اینترنتی و تلفنی محدودیت‌های زیادی دارد.

والدین معمولا خواستگار دخترشان را بدون جهت رد نمی‌کنند. آنها حتما دلایلی دارند که باید در نظر گرفته شود. متاسفانه در اغلب موارد نگرانی آنها به جا بوده و ازدواج به شکست می‌انجامد. نکته مهم دیگر در این میان، برخورد پدر و مادر است. اگر والدین نه به خاطر سلیقه شخصی، بلکه با دلایل محکم با ازدواج فرزندشان مخالفند به هیچ عنوان نباید تسلیم شوند. اتفاقا اصرار بیش از حد خواستگار، خودش می‌تواند یک زنگ خطر باشد. همچنین در صورت سر گرفتن ازدواج، خانواده‌ها نباید با فرزند خود قطع رابطه کنند و حمایت خود را از او دریغ کنند. در این رابطه مدتی پیش با خانه امن مصاحبه‌ای داشتم که می‌توانید مطالعه کنید.

بچه‌دار شدن از مهمترین تصمیمات است

زود بچه‌دار شدن پس از ازدواج  یکی دیگر از اشتباهات رایج زوج‌های جوان است که می‌تواند پیامدهای بدی داشته باشد. اصولا حتی اگر زن و شوهر با هم مشکلی نداشته باشند، بچه‌دار شدن یکی از مهمترین تصمیمات زندگی است که نیاز به مطالعه، مشاوره، بررسی، توافق و از همه مهمتر بلوغ فکری، عاطفی، اجتماعی و اقتصادی دارد. این‌ها هیچ‌کدام در عرض یکی دو ماه حاصل نمی‌شوند. در صورتی که نشانه‌هایی از رابطه نابرابر و خشن در یک زوج مشاهده شد، باید به صورت جدی از بارداری پیشگیری شود. توصیه‌هایی مثل «بچه دار شوید درست می‌شود» کاملا بی اساس است. در دنیا هیچ مشکلی نه با ازدواج و نه با بچه دار شدن حل نمیشود، بلکه به دلیل افزایش پیچیدگی و استرس، بدتر هم خواهد شد.

درمان تخصصی

هنگام بروز خشونت خانگی، ترک منزل از سوی قربانی و گل و شیرینی بردن فرد خشونت‌گر به همراه قول و قرارهای محکم گذاشتن ، تقریبا یک کلیشه است. کلیشه دیگری که در این میان بسیاررایج است، قبول کردن آن قول وقرارها از سوی قربانی و خانواده او و بازگشت وی به همان شرایط قبلی است. کسی که همسر و فرزندش را کتک میزند، نیاز به درمان تخصصی دارد. این فرد حتی اگر واقعا بخواهد، بدون کمک تخصصی قادر به تغییر ناگهانی و قطعی رفتارهای خود نیست.

اشتباه بزرگ قربانیان خشونت خانگی، تحمل کردن است. دلیل اینکار هم اغلب «بخاطر بچه هایم» عنوان می‌شود. به یاد داشته باشید که عقب‌نشینی در مقابل یک فرد خشونت‌گر باعث پیشروی بیشتر او و افزایش خشونت می‌شود. هرگز کوچکترین مورد خشونت خانگی که الزاما هم فیزیکی نیست را تحمل نکنید و اتفاقا به خاطر فرزندتان وضعیت را هرچه زودتر تغییر دهید. چطور میتوان گفت کودکان در این خانواده‌ها آرامش دارند؟  فرزند شما با شنیدن کلمات رکیک پدر و دیدن صحنه های وحشتناکی که شرح داده اید، چگونه آرامش داشته؟ بچه‌ها، حتی از سنین خیلی پایین، تمامی کدهای رفتاری والدین خود را دریافت می‌کنند و حتی اگر شخصا شاهد خشونت نباشند، جو سنگین و ناخوشایند خانه روی آنها تاثیری ماندگار بر جای می‌‌گذارد.

بچه سنگ صبور مادر نیست

به کرات دیده می‌شود که مادران قربانی خشونت به دلیل بی پناهی، برای حمایت عاطفی به فرزندان خود مراجعه می‌کنند. اینکار اصلا صحیح نیست. بچه قرار نیست سنگ صبور مادرش باشد. او برای اینکار خلق نشده بلکه خود نیازمند حمایت عاطفی مادر است. در ادبیات تحقیق، از این کودکان به عنوان  Parentified Child  (فرزندی که نقش والد به خود گرفته)، یاد می‌شود. این بچه ها معمولا سلامت روان خوبی ندارند و در روابط بزرگسالی خود دچار مشکل می‌شوند. اگر کودک شما بسیار بالغانه رفتار می‌کند و مشکلات شما را حل می‌کند، به جای احساس غرور باید احساس نگرانی کنید. او باید مناسب سنش رفتار کند. انحراف از این مسیر به هر سمت آسیب‌زاست. یعنی بچه نباید کوچکتر از سن خود و یا بزرگتر از سن خود رفتار کند.

قربانیان خشونت خانگی باید بدانند که هیچ کس در اثر تحمل این وضعیت، موفق به تغییر الگوی خشونت نشده است. آنها باید مسئولیت نجات خود را به عهده بگیرند و دست به عمل بزنند. کار آسانی نیست ولی از وضعیت فعلی آنها بهتر است. حتی در کشوری مثل ایران، که قانون از زنان خشونت دیده حمایت لازم نمیکند، دست آنها کاملا بسته نیست.

پرسش و پاسخ قبلی را بخوانید: زنگ خطر خشونت خانگی

مرداد
۲۱
۱۳۹۵
زنگ خطر خشونت خانگی
مرداد ۲۱ ۱۳۹۵
روان‌شناسی و خشونت خانگی
۰
, , , , , ,
Photo: Antonuk/Bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: Antonuk/Bigstockphoto.com

خانه امن: پاسخ‌های این قسمت به صورت عمومی و برای عرضه به گروه بزرگی از مخاطبان طراحی شده است و به هیچ‌وجه نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای خاص و شخصی افراد باشد. برای بررسی دقیق‌تر مشکلات ما مشاوره‌های انفرادی را توصیه می‌کنیم، که از حوزه توانایی‌های خانه امن خارج است. 

رزا خورشیدی، مشاور خانواده

پرسش: زنی هستم ۴۰ ساله که در ۱۸ سالگی ازدواج کردم و سه فرزند دارم. همسرم هم خشونت جسمی اعمال می‌کند و هم فحش می‌دهد و تهدید می‌کند. من به خوبی می‌دانم که باید جدا شوم ولی به شدت می‌ترسم.

می‌ترسم بلایی سر مادرم بیاورد. من از کتک‌هایش نمی‌ترسم. از خودش می‌ترسم. فریاد می‌زند. من از دست این مرد رهایی ندارم

پاسخ: دوست عزیز در درجه اول از وضعیت زندگی شما که سال‌هاست ادامه دارد متاسفم و آرزو می‌کنم که زود‌تر از این‌ها کمک می‌گرفتید. هرچند برای توقف چرخه خشونت هرگز دیر نیست.

اجازه بدهید از سوال شما جهت افزایش آگاهی عموم استفاده و موضوع را کمی باز کنم. به دلیل آمار بسیار بالای خشونت مردان علیه زنان در خانواده، مطالب مربوط به خشونت خانگی با این پیش فرض نگاشته می‌شوند که شوهر خشونتگر و زن قربانی است. این کار بخاطر سهولت نگارش است وگرنه صد در صد قطعیت ندارد.

زنگ خطر خشونت خانگی

از مهم‌ترین عوامل خشونت خانگی سن پایین زنان هنگام ازدواج است. مردان خشونت‌گری که با دختران نوجوان ازدواج می‌کنند، یا از اول به دنبال تسلط بوده‌اند و یا بدون قصد اولیه، بعد‌ها شرایط را مهیا دیده و دست به انواع خشونت می‌زنند. اغلب این افراد در مورد چرایی انتخاب یک همسر نوجوان می‌گویند: «می‌خواهم مطابق میل خودم تربیتش کنم.» این عبارت خود زنگ خطر خشونت خانگی است.

عروس نوجوان هنوز به رشد شخصیتی، عاطفی و اجتماعی لازم نرسیده و شخصیتش شکل نگرفته است. او مسلما تحصیلات بالا و شغل ندارد، بی‌تجربه، خجالتی، شکننده، مردد در مورد خود، و سخت به دنبال تایید دیگران، بخصوص همسرش است. چه کسی می‌تواند هدف بهتری برای خشونت خانگی باشد؟

وابستگی مالی

نمی‌دانم هنگام ازدواج همسر شما چند سال داشته ولی به نظر می‌رسد که توانسته برشما مسلط شود. وابستگی مالی به ایشان قدرت بیشتری برای اعمال انواع خشونت می‌دهد.

خشونت تنها برخورد فیزیکی نیست. فرد خشونت‌گر ممکن است ظاهرا بسیار آرام باشد و هرگز دست روی همسر خود بلند نکند ولی از ابزارهای کنترل دیگری استفاده کند. خشونت می‌تواند به صورت عاطفی، اقتصادی، اجتماعی، روانی، فیزیکی، جنسی و غیره باشد. خشونت‌گران هویت قربانی خویش را سرکوب می‌کنند. آن‌ها تمامی وجود قربانی را با تحقیر و ناسزا گفتن زیر پا له می‌کنند و برای کنترل بیشتر، تهدید به صدمه زدن به دیگران می‌کنند. در نتیجه این فرایند‌ها، قربانی کاملا احساس درماندگی می‌کند و به فکر تلاش برای رهایی هم نمی‌افتد چرا که معتقد است توانایی این کار را ندارد و به علاوه نگران سلامتی عزیزان خویش است. دو سه جمله آخر شما این نظریه را تایید می‌کند.

نشان بدهید که موفق نشده

دوست عزیز، احساس درماندگی شما را درک می‌کنم. بیست و دو سال طول کشیده که شما به اینجا برسید و همسرتان در این راه تلاش بسیاری کرده. نشان بدهید که موفق نشده. این‌کار برای شما یکشبه ممکن نیست ولی باید شروع کنید.

از خود سوال کنید که آیا مایلید این وضعیت خاتمه یابد یا نه؟ به ستم‌هایی که تا کنون کشیده‌اید و به فرزندان‌تان فکر کنید. ببینید مشاهده کتک خوردن شما از پدرشان چه تاثیری بر حال و آینده آن‌ها دارد؟ انگیزه شما برای خروج از این رابطه خشونت‌بار چقدر نیرومند است؟

این بهانه که «به خاطر بچه‌هایم دارم تحمل می‌کنم» کاملا بی‌اساس است. همان‌ها بعد‌ها از شما گله خواهند کرد که چرا در آن جهنم ماندید و آنها‌ها را هم نگه داشتید؟ در ضمن زندگی در یک خانواده تک والدی به مراتب بهتر از خانه شماست. اگر دیدید که باید به این وضعیت خاتمه دهید، سوال بعدی این است: مسئول پایان دادن به این رابطه ظالمانه کیست؟ هروقت گفتید «خودم» قدم اول را برداشته‌اید.

تاج قربانی و تاج مسئولیت

تا وقتی معتقدید که کاری از دستتان برنمیاید، مشکل شما نه تنها حل نمی‌شود بلکه روز بروز بد‌تر می‌شود. هرچه کوتاه بیایید شوهرتان گستاخ‌تر می‌شود. این طبیعت یک رابطه ظالمانه است.

قربانی بودن خیلی آسان‌تر است، وجهه اجتماعی مقبولتری هم دارد. اما ضررش این است که شما از خود سلب اختیار می‌کنید و هرگز تلاشی برای رهایی نخواهید کرد. تاج قربانی را بدور بیندازید و تاج مسئولیت را بر سر بگذارید. در زندگی هیچکس نمی‌تواند آدمی را تحقیر کند مگر اینکه خودش اجازه بدهد.

سوای مسئله خشونت خانگی، کمی به خود بپردازید. ورزش و مطالعه کنید، یک سرگرمی و ترجیحا یک حرفه بیاموزید تا درآمدی حتی اندک کسب کنید و کاملا به همسرتان وابسته نباشید. کم کم اعتماد بنفستان افزایش می‌یابد. مواظب باشید که این کار‌ها توجه همسرتان را به خود جلب نکند. مردان خشونتگر با هرحرکتی برعلیه سلطه مطلق خود، به شدت مخالفند.

نیاز به مشاوره

پس از آن، در درجه اول نیاز به یک مشاور دارید که احساس کنترل درونی را به شما برگرداند. به هر ترتیب که می‌توانید درمان را دور از چشم همسر شروع کنید. اگر ایشان شکاک و بدبین هستند و اجازه بیرون رفتن را به شما نمی‌دهند، با صدای مشاور شروع کنید.

هم‌زمان، حمایت نزدیکان خود را جلب کنید. مشکل خود را با چند نفر معتمد در میان بگذارید و ببینید به شما پناه خواهند داد یا نه. در جایی که زنان از حمایت قانونی مناسب برخوردار نیستند، می‌توان با رعایت مولفه‌های فرهنگی از خانواده، فامیل، دوستان و همسایگان مورد اعتماد کمک گرفت. با مشاورین حقوقی رایگان خانه امن تماس بگیرید و اطلاعات لازم را کسب کنید.

توانمندسازی روحیه، کسب اطلاعات حقوقی و اجتماعی به همراه کسب حمایتهای عاطفی، شما را برای خروج از این رابطه آماده می‌کند. آسان نیست ولی غیرممکن هم نیست. خود را باور داشته باشید و از همین الان شروع کنید. بدانید که در زندگی هر کار بدی تاوان و هر کار خوبی هزینه دارد. اگر بمانید باید خودتان و نسل‌های بعدی تاوان آنرا بپردازید. اگر هم تصمیم به تغییر وضعیت بگیرید با علم به این نکته که باید هزینه اینکار را بپردازید شروع کنید. با درایت می‌توان هزینه را به حداقل رساند ولی هرگز نمی‌توان حذف کرد.