صفحه اصلی  »  مشاوره
image_pdfimage_print
تیر
۲۴
۱۳۹۸
سازمان‌های حمایت‌ از خشونت‌دیده چه می‌کنند؟
تیر ۲۴ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Photo: photographee/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: photographee/depositphotos.com

باران خسروی

از راه‌های کمک کردن به افراد خشونت‌دیده ارجاع آنها به مراکز و سازمان‌های حمایت‌گری است. هدف مراکز حمایت از خشونت‌دیده سرویس‌‌دهی و خدمات‌رسانی به افرادی است که به دلیل خشونت یا جرم، زندگیشان تحت تاثیر قرار گرفته است. معمولا این سرویس‌ها شامل حمایت از بازماندگان خشونت خانگی، آزار جنسی و کودک آزاری است. هدف نهایی این مراکز عموما بهبود خشونت‌دیده برای به رسیدن به نقطه تعادل در زندگی و توانمند‌سازی‌ است. در بیشتر کشورها این خدمات رایگان است و از سوی ان‌جی‌او (NGO)ها، نهادهای غیردولتی یا سازمان‌هایی با نظارت و حمایت مالی دولت ارائه می‌شود.

خدمات این مراکز شامل موارد زیر است که البته ممکن است همه سازمان‌ها این سرویس‌ها را نداشته باشند و خشونت‌دیده را به مراکزی ارجاع دهند که این خدمات را دارند.

  • حمایتگری در سطح کلان: گاهی هدف بعضی از نهاد‌های حمایت‌گر، تاثیرگذاری در سطح کلان است. این مرکز‌ها با راه انداختن کارزار (کمپین‌سازی) سعی در افزایش آگاهی عمومی دارند و گاهی با رابطه (لابی) با سیاستمداران برای تغییر قوانین تلاش می‌کنند. به عنوان مثال سازمانی را در نظر بگیرید که هدفش افزایش آگاهی عمومی در باره پایین آوردن آمار خشونت خانگی است. این سازمان‌ ممکن است قسمتی از بودجه و توان خود را صرف تغییر در سطح کلان کند. مثلا ممکن است بیلبوردهایی در سطح شهر اجاره کند تا شماره تماس خط بحران را در اختیار عموم بگذارد یا این که حمایت‌گران خود را برای تصویب قانون‌های حمایت از خشونت‌دیده به دیدار نمایندگان مختلف بفرستند.
  • حمایت از خشونت‌دیده در سطح فردی: بعضی از مراکز حمایت‌گری از خشونت‌دیده، خدماتشان در جهت بهبود و کمک به افراد خشونت‌دیده است و به عنوان مثال سعی می‌کنند در مراجع قضایی و دادگاه‌ها، در مراکز پلیس، مراکز درمانی و … همراه خشونت‌دیده باشند تا او احساس تنهایی نکند و در عین حال او را از روند پروسه ‌مطلع کنند و سعی کنند در محیط‌های ناآشنا در کنارش باشند و از حقوقش دفاع کنند.
  • عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.
  • آموزش: بعضی از این سازمان‌ها هدفشان آموزش است. این آموزش گاهی در دو سطح است. یک سطح شامل آموزش کسانی است که در این حوزه کار می‌کنند، مانند آموزش افراد سازمان‌های دیگر، قانون‌گذاران، پزشکان، ‌پرستاران، افراد متخصص، ‌داوطلبان و …. سطح دیگر آموزش هم می‌تواند شامل آموزش خشونت‌دیده باشد. مانند آموزش دسترسی به خدمات عمومی یا آموزش مهارت‌های زندگی.
  • حمایت عاطفی: یکی از خدمات مهم این مراکز، حمایت از خشونت‌دیده به منظور بهبود بخشیدن سلامت روانی فرد است. این سازمان‌ها معمولا وابسته یا در ارتباط با بیمارستان‌ها یا مراکز سلامت روانی هستند و از تیم‌های مختلف درمانی تشکیل شده‌اند.

این تیم‌ها خدمات زیر را ارائه می‌کنند اما در عین حال کارشان محدود به این موارد نیست:

  • مشاوره فردی: فرد می‌تواند مشاور، روان درمان‌گر، مددکار یا روان‌پزشک را ببیند.
  • مشاوره گروهی: فرد در جلسات گروهی همراه با دیگر خشونت‌دیدگان شرکت می‌کند. در این جلسه‌ها معمولا تسهیل‌گر مشاور یا روان درمان‌گر است و شرکت کنندگان همه به صورتی خشونت را تجربه کرده‌اند. در این نشست‌ها با کمک تسهیل‌گر، افراد تجربه خود را به اشتراک می‌گذارند و به این صورت از طریق تجربه به یکدیگر کمک می‌کنند.
  • مشاوره در بحران: افراد در صورت بحران تیم حمایتی خواهند داشت و معمولا در این تیم حتما مددکارانی خواهند بود که سعی می‌کنند فرد را در این موقعیت حمایت کنند. این حمایت شامل قرار دادن خشونت‌دیده در نقطه امن و کمک کردن و وصل کردن او به مراکز و سرویس‌های حمایتی دیگر است.
  • حمایت قانونی: این حمایت در چندین مرحله می‌تواند باشد. یک مرحله شامل بالا بردن دانش فرد از حقوق خود است. در مرحله دیگر اگر خشونت‌دیده در دادگاه یا مراکز پلیس نیاز به مشاوره قانونی داشته باشد، حمایت‌گر که معمولا وکیل یا متخصص در حوزه قانونی است خشونت‌دیده را همراهی می‌کند.

حمایت قانونی می‌تواند در موارد دیگر هم باشد. مثلا در صورتی که خشونت‌دیده جرمی مرتکب شده باشد: اگر خشونت‌دیده در جریان دفاع از خود به خشونت‌گر آسیب جدی زده باشد، حمایت‌گر کمک‌های لازم را می‌رساند. همچنین اگر خشونت‌دیده درخواست طلاق، دستور محدودیت ارتباط یا حضانت کودکان را داشته باشد، وکیلانِ حمایت‌گر می‌توانند در طول روند قضایی به صورت رایگان خشونت‌دیدگان را حمایت کنند.

از دیگر خدمات قانونی می‌توان به زمانی اشاره کرد که خشونت‌دیده نیاز به مدارک قانونی دارد، از جمله کارت هویتی یا درخواست شناسنامه یا اگر به لحاظ مهاجرتی با مشکل روبه‌روست و نیاز به دریافت ویزا دارد.

بیشتر بخوانید:

چگونه امنیت را در پروسه حمایت‌گری بالا ببریم؟

حمایت‌گران چگونه قانون را به نفع زنان عوض می‌کنند؟

حمایت‌گران مراقب خودشان باشند

  • تیم داوطلبان: معمولا تشکیل شده از افرادی است که به صورت داوطلبانه با سازمان همکاری می‌کنند و اغلب مسئولیت‌های تخصصی ندارند و کمک‌هایشان شامل موارد جزیی می‌شود. مانند کمک در حمل و نقل خشونت‌دیده یا کمک به کودکان خشونت‌دیدهگان. معمولا سازمان‌های حمایت‌گری در زمینه خشونت خانگی هر نوع داوطلبی را قبول نمی‌کنند و داوطلبان باید سوء پیشینه نداشته باشند و در این مورد چک و کنترل می‌شوند.
  • تیم مصاحبه و ارزیابی: تیم تخصصی که معمولا در بدو ورود با فرد صحبت می‌کنند تا ارزیابی کنند که به عنوان خشونت‌دیده به چه خدماتی نیاز دارد.
  • تیم مددکاری و مدیریت پرونده: معمولا وقتی فرد مددجوی این سازمان‌ها می‌شود به او مددکار یا مسئول پرونده‌ای اختصاص می‌دهند. این تیم معمولا خشونت‌دیده را به سازمان‌های حمایت‌گر دیگر ارجاع می‌دهد و مسئول تهیه برنامه امن برای اوست. در بعضی سازمان‌ها که خانه امن دارند، مددکاران در شیفت شب و در خانه‌های امن هم به خشونت‌دیده کمک می‌کنند.

در نهایت هدف آن‌ها توانمند‌سازی خشونت‌دیده است.

  • تیم خانه امن : بعضی از این سازمان‌ها خانه‌های امن دارند و در صورت خطر جانی بازگشت به خانه برای خشونت‌دیده، او را در خانه‌ امن سکونت می‌دهند. سکونت در این خانه‌ها معمولا با توجه به موقعیت خشونت‌دیده و درجه خطر موجود است و گاهی حتی خانه‌های امن، خارج از شهر و محدوده زندگی خشونت‌دیده هستند. نشانی این خانه‌ها عمومی نیست و معمولا غیر از مددکار و مسئول پرونده و کسانی که مسئول خانه امن هستند، کسی از موقعیت این خانه‌ها باخبر نیست.

همان‌طور که اشاره شد همه مراکز حمایتی همه موارد خدمات‌رسانی را ندارند اما با توجه به نیاز خشونت‌دیده سعی می‌کنند در صورت نبود خدمات،‌ خشونت‌دیده را به مراکز دیگر ارجاع دهند.

منبع اول

منبع دوم

منبع سوم

بهمن
۴
۱۳۹۵
ما و دو قلوها، مشاوری که زندگی‌مان را نجات داد
بهمن ۴ ۱۳۹۵
تجربه ها و خاطره ها
۰
, ,
Photo: aslysun/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: aslysun/bigstockphoto.com

من و همسرم هر دو شاغل بودیم که ازدواج کردیم و زندگی خوبی داشتیم. مشکل هم بود ولی مشکلات معمولی زندگی که همیشه علاقه من و شوهرم به همدیگر همه مشکلات را برای ما آسان می‌کرد.

درآمد ما متوسط بود و همسرم مجبور بود برای هزینه‌های هنگفت زندگی دو جا کار کند ولی باز من و او در عین حال که خسته بودیم باز برای ساختن زندگی تلاش می‌کردیم.

بعد از سه سال صاحب دو قلو شدیم و همین موضوع هم ما را خوشحال و هم شوکه کرد ولی خوشبختانه مادرم و مادر همسرم با هم قرار گذاشتند که پس از مرخصی زایمان، از دو قلوها نگهداری کننند و همین موضوع کمک بزرگی به ما بود.

دوقولوهای بداخلاق

مشکل از هشت ماهگی دو قلوها شروع شد. بد اخلاق و عبوس بودند. دائم گریه می‌کردند و هر چه بزرگتر می‌شدند بدتر. هر چه دکتر می‌بردیم فایده نداشت، سالم بودند‌. مادرهای ما از نگهداری آن ها خسته شده بودند و وقتی که من و همسرم به خانه می‌آمدیم هیچ فرصت استراحت نداشتیم و همین موضوع روی رابطه ما تاثیر گذاشته بود. هر دو کج‌خلق و عصبانی شده بودیم و گاهی با هم سر مسائل کوچک مجادله می‌کردیم تا جایی که یک بار شوهرم بعد از یک دعوای مفصل سر موضوعی که به یاد نمی آورم سه روز خانه را ترک کرد.

مشاور

دو قلوها نوزده ماهه شده بودند که شدت اختلافات من و همسرم ما را راهی مشاور خانواده کرد. مشاور هم ما را خسته کرده بود و همه جزییات زندگی ما را سوال می‌کرد و به دقت می‌نوشت و سه جلسه داستان‌سرایی ما ادامه داشت.

جلسه چهارم مشاور حرف عجیبی به من و همسرم زد و گفت زندگی شما مثل فیلمی است که روی دور تند گذاشته باشند. خودتان و خانواده‌هایتان را درگیر کردید بدون اینکه یک مشکل جدی داشته باشید. خیلی‌ها دو قلو دارند و کار می‌کنند ولی با مشکلاتی که شما روبرو هستید روبرو نیستند. زندگی شما با بچه‌ها فقط در تامین خوراک و لباس و دکتر و استرس سلامتی و سرما خوردن و نخوردن آن‌ها، واکسن و مایحتاج آنها می‌گذرد و مشکل هم شما نیستید، بلکه کج خلقی دو قلو هاست.

من به مشاور گفتم درسته من و همسرم اصلا به خودمان نمی‌رسیم. مشاور گفت، نه شما به بچه ها نمی‌رسید؟ چند ساعت در روز با آن‌ها وقت می‌گذرانید و یا با آن‌ها بازی می‌کنید؟ چند دقیقه در روز با آنها نقاشی می‌کشید و یا به کیفیت رشد روانی آن ها فکر می‌کنید ؟ تمام زندگی شما عجله و هیاهو و نگرانی است در حالی‌که می‌توانید از دو قلوها لذت ببرید و از داشتن آنها با عشق بیشتری زندگی کنید. نتیجه این همه هیاهو تبدیل به جهنمی برای شما شده است که دیگر طاقت یکدیگر را ندارید و به هم توهین می‌کنید و یا مثل بچه‌ها قهر می‌کنید و داد می‌زنید.

مشاور از من و همسرم پرسید سه جلسه من از شما سوال کردم و یک کلمه درباره کیفیت تعامل و رابطه شما برای رشد روانی آنها ندیدم. شما هیچ توان و انرژی برای رسیدگی به سلامت روانی خود و کودکان خود ندارید. هیچ برنامه‌ای برای رشد مهارت‌های کودک خود ندارید و از دو کودک نوزده ماهه چه انتظاری دارید؟

بازی کنید

همسرم از مشاور پرسید یعنی چه کار کنیم و مشاور پاسخ داد نسخه اول من به شما بازی با دو قلوهاست. من گفتم که یک عالم اسباب‌بازی دارند و او مجددا تکرار کرد من از بازی با دو قلوها حرف می زنم نه از اسباب بازی و برای بازی. باید برنامه‌ریزی کنید، این یک واقعیت انکارناپذیر است. همین امروز برای آن‌ها مداد رنگی بخرید. کاغذ. مکعب‌های چوبی و با مادر بزرگ‌های آنها حرف بزنید تا برنامه مرتبی برای بازی و بیرون بردن آن‌ها از خانه داشته باشد. شما با تعدادی چوب و گچ رنگی و توپ و خواندن قصه می توانید به این کودکان نه تنها مهارت‌هایی را آموزش دهید بلکه کاری کنید که سرگرم شوند.

شما برای رشد شناختی آن‌ها هیچ کاری نمی‌کنید و انتظار دارید این دو کودک شاد باشند و بی‌حوصله نباشند. آنها با وسایل ساده یاد می گیرند که در رفتارهایی که بازی کردن یاد می‌گیرند چگونه زندگی اجتماعی خود را بسازند و حتی هوش خود را پرورش دهند. بزرگتر که شدند با موسیقی و ساختمان‌سازی و تصاویر و اعداد و حروف و چسباندن روز به روز به هوش آن‌ها افزوده می‌شود.

ما به جای آنکه مستقیم و با عجله به خانه برگردیم با وسایل ساده‌ای که تهیه کردیم به یک بستنی فروشی رفتیم و با هم یک برنامه روزانه برای دو قلوها نوشتیم. نگاه ما با راهنمایی‌های مشاور به کودکانمان عوض شد و متوجه شدیم آن ها به جز نیازهای مادی احتیاجات دیگری دارند، که بازی می‌تواند بخش زیادی از این نیازها را مرتفع کند.

سر راه از خواهرم خواهش کردم که پیش بچه‌ها بماند تا ما با مادر بزرگ‌ها در رستورانی خلوت کنیم. مفصل همه گفته‌های مشاور را برای مادرانمان گفتیم و آن‌ها از بازی‌هایی که در بچگی بدون هیچ هزینه‌ای با ما انجام می‌دادند خاطره گفتند. چهار نفری برنامه روزانه بچه‌ها را تکمیل کردیم.

قرار شد این جمله مشاور را روی کاغذی بنویسیم و به دیوار بچسبانیم که : فراموش نکنید که در همه این بازی‌ها باید با کودک‌تان همراه باشید. آنها را تنها رها نکنید. با آنها بازی کنید تا از کودکی فرزندتان لذت ببرید و زندگی‌کردن را در قالب بازی به او بیاموزید.

از آن روزها دو سال می گذرد. چند ماهی طول کشید تا دو قلوها خوش اخلاق و خنده‌رو شوند و ما را باور کنند ولی حالا من و همسر و فرزندانم اوقات فراغتی خوبی داریم و زندگی پر از تنش من و همسرم با یک توصیه‌ای که به ظاهر کم اهمیت بود از این رو به آن رو شده است.

دوستان خانه امن شما تجربه ما را با کودکان خود تجربه کنید و مطمئن باشید به مراتب محیط بهتری در خانه شما حکم فرما خواهد شد.

شهریور
۵
۱۳۹۵
منصرف شدن ۲۸۰۰ زن از خودکشی پس از مشاوره
شهریور ۵ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Woman's hand lying on the bed with suicide pills. Conceptual of Suicide and sadness.
image_pdfimage_print

Photo: structuresxx/Bigstockphoto.com

رئیس سازمان بهزیستی کشور گفت: در استان البرز بالغ بر ۴ هزارکودک بازمانده از تحصیل وجود دارد که نیازمند توجه و حمایت هستند.

انوشیروان محسنی بندپی پیش از ظهر جمعه(۵ شهریور) در جشن واگذاری ۷۳۵ مسکن به مددجویان تحت پوشش بهزیستی استان البرز که با حضور وزیر کار در باشگاه میلاد کرج برگزار شد، با بیان اینکه پیشگیری از شیوع آسیب‌های اجتماعی و معلولیت و همچنین ارائه خدمات استاندارد توانبخشی جزو اهداف سازمان بهزیستی است، اظهارکرد: به همت ۲۲ هزار نیروی توانمند سازمان بهزیستی و در راستای پیشگیری از آسیب اجتماعی اقدامات خوبی انجام شده است.

رئیس سازمان بهزیستی با تاکید بر بهره‌گیری بیش از پیش از ظرفیت خیرین اظهار کرد: مداخلات به‌هنگام اجتماعی و تشویق در راستای استفاده از ظرفیت خیرین از اهمیت زیادی برخوردار است؛ چرا که سازمان بهزیستی به تنهایی قادر به پاسخگویی همه نیازها نیست.

وی در پایان بر لزوم گسترش اورژانس اجتماعی تاکید و ابراز کرد: تا کنون ۲۸۰۰ زن با بهره‌مندی از مشاوره اجتماعی از خودکشی منصرف شده‌اند.

منبع: ایسنا

مرداد
۱۱
۱۳۹۵
نرخ طلاق های سال اولی سرسام‌آور است
مرداد ۱۱ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Photo: Bernie123/Bigstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Bernie123/Bigstock.com

ابتدای ماه جاری، صبحی، مدیرکل دفتر ازدواج و تعالی خانواده وزارت ورزش و جوانان، با بیان اینکه بیش از نیمی از طلاق‌ها در پنج سال اول زندگی زوج ها اتفاق می افتد، خاطرنشان کرد:« شیب طلاق در کشور در حال افزایش است. در حال حاضر ۱۴ درصد از طلاق‌ها زیر یک سال و ۵۰ درصد از طلاق‌ها زیر پنج سال از آغاز زندگی مشترک به وقوع می پیوندد.» براساس آمارهای سال ۹۰، از هر صد ازدواج، ۱۶ مورد به طلاق می انجامید درحالی که آمار فعلی نشان می دهد از هر صد ازدواج، ۲۴ مورد به طلاق منجر می شود.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه آرمان در ادامه می نویسد: گاهی طلاق یا همان جدایی زن و شوهر خوب است، اما بی تردید هیچ وقت طلاق توصیه کردنی نیست، با این‌همه گاه شرایطی در زندگی مشترک پیش می آید که جدایی تنها گریزگاه است.

آمارهای نگران کننده و سرسام‌آوری درباره طلاق در سال‌های اولیه زندگی مطرح می شود، اما علاجی تحت عنوان «مشاوره پیش از ازدواج» به عنوان حلقه گمشده ازدواج قبل از خوانده شدن عقد رسمی، مغفول می ماند. مشاوره پیش از ازدواج در ایران به یک کلاس ۴۵ دقیقه ای در کنار مراحل آزمایش و تست اعتیاد محدود می شود و در این کلاس هم طبیعی است که هیچ زوجی نمی تواند پیش بینی کند چقدر در شناخت طرف مقابلش درست عمل کرده است. سن ازدواج و جوان بودن و خام بودن دو طرف بر تمام تصمیمات مهم زندگی آنها از جمله ازدواج سایه می اندازد و آنها شاید سال‌ها بعد و بعد از ازدواج یا حتی بعد از تولد بچه تازه به اشتباه بودن تصمیم خود پی ببرند. مائده زن ۲۹ ساله ای که شش سال قبل از همسرش جدا شده در مورد مشاوره پیش از ازدواج می‌گوید: «در مرکز بهداشت و درمان تجریش یک روز از صبح تا حدود ساعت سه، همه کارهای تست اعتیاد و آزمایش و کلاس‌های تنظیم خانواده را انجام دادیم و البته یادم نمی آید در آن کلاس ۴۵ دقیقه ای که بیشتر آن در مورد چگونگی روش‌های پیشگیری از بارداری و اطلاعات پزشکی بود، حرفی از شناخت زوجین قبل از ازدواج و امکان وجود خطا در آن به میان بیاید.» این زن جوان می گوید: «زمانی که من برای مشاوره پیش از ازدواج به این مرکز رفتم سن کمی داشتم و اگر تنها یک فرد آگاه چند دقیقه با من صحبت می کرد می توانست مرا متوجه اشتباه بودن تصمیمم بکند.» مائده می افزاید: «میان من و همسرم اختلافات بزرگ و فاحشی وجود داشت و بعد از ازدواج تقریبا تمام مشاورانی که ما را با هم دیدند این مساله را تایید کردند.» او می گوید:‌ «همیشه آرزو می کردم کاش این مشاوره ها را پیش از ازدواج گرفته بودم تا در تصمیم‌ام کمتر عجله می کردم.»

فقط مشاوره پزشکی و زناشویی

مرکز بهداشت و درمان شمیرانات ظهر یک روز خیلی گرم؛حدود ۲۰ زوج جوان منتظرند تا مراحل دریافت پرونده و پرکردن فرم انجام شود و بعد از مراحلی مثل تست خون و تالاسمی یا کلاس‌های مشاوره برگه تاییدیه آزمایشگاه را برای دفترخانه برده و عقد جاری شود. چهره ها همه بشاش و خندان است و مشخص است همه افراد از تصمیمی که گرفته‌اند خوشحال و راضی هستند. یاسمن ۲۶ ساله در مورد این کلاس‌ها می گوید: نمی دانم این همه وقت تلف کردن و معطلی برای چیست؟ او می افزاید: این طور که من متوجه شدم قرار است تا عصر اینجا باشیم تا آزمایشات انجام شود و کلاسی برای من برگزار شود و تازه جواب آزمایش چند روز بعد آماده می شود. یاسمن بعد از اتمام کلاس در مورد آن روز و کلاس‌های مشاوره پیش از ازدواج می گوید: در کلاسی حدودا ۴۵ دقیقه ای از مسائل زناشویی و مراقبت های پزشکی که ما در گذشته در کلاس های تنظیم خانواده آن را خوانده بودیم و البته در همه کتاب های پزشکی هم وجود داشته و این روزها با یک جست‌و‌جوی کوتاه در اینترنت می توانی جواب همه آنها را پیدا کنی صحبت کردند و در نهایت به ما گفتند برای گرفتن جواب آزمایش چند روز بعد مراجعه کنیم. وقتی از یاسمن پرسیدم آیا در این کلاس ها در مورد شناخت قبل از ازدواج و احتمال خطا بودن انتخاب صحبتی شد؟ او در پاسخم گفت :‌ به جز مسائل پزشکی و زناشویی در مورد هیچ مساله دیگری حرفی نزدند. پزشک این مرکز که مسئول توضیح این موارد برای افراد است، در مورد اینکه چرا مشاوره های روانشناسی که اهمیت بیشتری از مشاوره های پزشکی دارد در این مراکز وجود ندارد؟ می گوید: «مشاوره و خدمات روانشناسی پرخرج است و قرار نیست در قالب مرکز بهداشت همه این خدمات ارائه شود.»

هر ۴۵ دقیقه خدمات روانشناسی ۵۶ هزار تومان!

مشاوره و خدمات روانشناسی در ذهن ما ایرانی ها بر خلاف اکثر کشورهای دیگر دنیا حتی توسعه‌نیافته‌ترینشان، امری لوکس و غیرضروری است، در حالی که دنیای امروز و تحولات بشری بر این مساله مهم صحه گذاشته که روح و روان افراد بسیار بیشتر از جسم و ظاهر آنها به مراقبت و بازنگری نیاز دارد. همه ما ایرانی‌ها حتی تحصیلکرده‌ترین‌هایمان وقتی صحبت از رفتن نزد روانشناس به میان می آید تصور می کنیم باید حتما فرد اختلال روانی داشته باشد، در حالی که در نظر اکثر مردم دنیا این قضیه برعکس است. در کشورهای دیگر مردم از نوجوانی و حتی کودکی عادت دارند به مشاورانی غیر از خانواده که در محیط‌های مختلف در اطرافشان هستند اعتماد کنند و بنابراین رفتن نزد مشاور و مشورت خواستن از آنها نه تنها امری بدیهی است، بلکه یک الزام است. در کشورهای توسعه یافته افراد برای امور مختلف مانند انتخاب رشته تحصیلی، انتخاب شغل، ازدواج و هر تصمیم ریز و درشت دیگر به روانشناس مراجعه می‌کنند و البته هزینه ای نیز برای این کار پرداخت نمی کنند، زیرا کلیه خدمات مشاوره رایگان و تحت پوشش بیمه هاست. در ایران اما نرخ هزینه های مشاوره همچنان سرسام آور است. چندی پیش عباسعلی اللهیاری، رئیس سازمان روانشناسی، از نظارت سه ماه به سه ماه به مراکز تخصصی مشاوره خبر داد. او گفت: «متخصص‌ترین روانشناسان و مشاوران که بالاترین رتبه دانشگاهی را دارند بر اساس تعرفه‌های سازمان نظام روانشناسی و مشاوره برای یک جلسه حداکثر ۵۶ هزار تومان می‌گیرند درحالی که هم‌تراز متخصص ما برای ۱۰ دقیقه ۳۵ هزار تومان دریافت می‌کنند ولی متخصص ما برای ۴۵ دقیقه این مبلغ را می‌گیرد.»

مشاوره پیش از ازدواج جلسه‌ای ۵۰۰ هزار تومان

مبلغی که برخی مشاوران و روانشناسان برای مشاوره پیش از ازدواج از افراد می گیرند بسیار زیاد است. این افراد بر اساس تشخیص خودشان و البته بر پایه تخصص و مدارک علمی که دارند نرخ مشاوره و سقف آن را حتی به جلسه ای ۵۰۰ هزار تومان می رسانند. یکی از مشاوران مشهور که استاد دانشگاه شهید بهشتی در رشته روانشناسی است برای مشاوره پیش از ازدواج جلسه ای ۵۰۰ هزار تومان از زوجین دریافت می‌کند. منشی او در مورد این دکتر روانشناس می گوید: «مطب تابلو ندارد، اما خیلی ها به دلیل اسم و رسم ایشان و سواد زیادش برای مسائل مختلف زندگی از او مشاوره می گیرند. دکتر به صورت صد درصدی و تضمین شده بعد از چند جلسه مشاوره به فرد می گوید که انتخابش برای همسر چقدر درست است و در سایر موارد هم به صورت قطعی فرد را در انتخاب تصمیم کمک می کند.» خانم منشی در پاسخ به اینکه با توجه به اینکه در مشاوره پیش از ازدواج از آزمون‌های روانی استفاده می‌شود و این آزمون‌ها مسلما محدودیت هایی دارند، نتیجه‌ای که حاصل می‌شود تا چه اندازه قابل اطمینان است؟ می گوید: «ما در مشاوره پیش از ازدواج صرفا به آزمون‌ها اکتفا نمی کنیم، بلکه روانشناس علاوه بر آزمون‌ها، و جلسات مصاحبه نظر کلی خود را اعلام می کند و توجه زوج‌ها را به کم و کاستی های رابطه و زنگ خطرها جلب می کند. زوج‌ها باید با مشورت با افراد صاحب صلاحیت و بزرگان فامیل در کنار نظر روانشناس تصمیم نهایی را اتخاذ کنند.» با وجود این، به نظر نمی رسد دختر و پسری که در آستانه ازدواج مشتاق با هم بودن هستند و البته با توجه به مخارج سنگین ازدواج دوست دارند در همه هزینه‌ها صرفه جویی کنند، به مشاورانی با این دستمزدها مراجعه کنند و برای مهم ترین تصمیم زندگی شان هم پول خرج کنند. در مورد طبقات متوسط و ضعیف جامعه هم که این مخارج چیزی اضافی و غیرضروری به نظر می رسد. اینکه نیمی از طلاق‌ها در پنج سال اول زندگی رخ می دهد، یعنی قبل از ازدواج هیچ شناختی حاصل نشده است و البته با توجه به برخی محدودیت‌ها این مساله گریزناپذیر به نظر می‌رسد. برخی افراد توانایی زیادی در مخفی کردن عیوب خود و پنهانکاری دارند و با توجه به زندگی مجزا زوج‌ها کمتر این مسائل بروز می کند که وجود یک مشاور و فردی با تجربه می تواند در این شناخت به فرد کمک زیادی کند.

منبع: سلامت‌نیوز به نقل از آرمان 

فروردین
۱۹
۱۳۹۵
این مسائل را در زندگی زناشویی جدی بگیرید
فروردین ۱۹ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
people, relationship difficulties, conflict and family concept - unhappy couple having argument at home
image_pdfimage_print

Photo: dolgachov/Bigstock.com

گاهی حالتان خوب نیست، گلویتان درد می‌کند، تب دارید، سرفه می‌کنید و این عوارض آنقدر کوچک و سطحی نیستند که با قرص سرماخوردگی و کمی استراحت خوب شوند، در چنین شرایطی حتمی ترین کاری که انجام می‌دهید، رفتن نزد پزشک و گرفتن داروی مناسب است.

بعضی مواقع آنقدر بیماری آزارتان می‌دهد که خودتان به پزشک پیشنهاد می‌کنید که برایتان داروی تزریقی تجویز کند، با آن که می‌دانید درد خواهد داشت. دلیل این که چنین کاری را انجام می‌دهید این است که تب بروز خارجی دارد، گلودرد را حس می‌کنی و سرفه شنیده می‌شود. خواب شبانه‌تان را می‌گیرد، به کارهای روزمره‌تان نمی‌رسید و زمانی که این عوارض با بدن درد و تنگی نفس و چیزهای دیگر همراه شود، نگران می‌شوید که نکند به ریه‌هایتان آسیب برسد یا به آنفلوآنزایی مبتلا شده باشید که می‌گویند جان افراد زیادی را گرفته است.

این رفتارتان در برابر بیماری و عوارض آن کاملا طبیعی است. همه انسان‌ها برای جان خود ارزش قائل هستند و زمانی که می‌بینند حال شان خوب نیست به دنبال راهی برای بهبود شرایط شان می‌گردند، اما همین انسان‌ها زمانی که حال روح‌، دل‌ و رابطه‌شان خوب نیست، ممکن است بی‌تفاوت از کنارش عبور کنند.

روح و روان شما به اندازه جسم‌تان مهم است، اما فراموش می‌کنید و گاهی در برابر سرفه و تب و گلو درد‌های روحی‌تان فقط می‌نشینید و نگاه می‌کنید تا خودش خوب شود. در صورتی که آن هم نیاز به استراحت و قرص و تزریق دارد. درست مثل بیماری جسمی هر قدر حال روح‌تان خراب‌تر باشد، برای درمان آن بیشتر به کمک گرفتن از پزشک و مشاور و جدی گرفتن مراحل درمان نیاز دارید.

علاوه بر مشکلات فردی مانند افسردگی و بیماری‌های روحی که این روزها به‌خاطر سبک زندگی جدید، استرس‌های محیطی و همچنین عواملی چون آلودگی هوا و تغذیه نامناسب رو به افزایش است و نیاز به مشاور و گاهی روانپزشک و دارو درمانی دارد، مهم‌ترین رابطه‌ای که باید مراقبش باشید تا سرما نخورد و تب نکند، رابطه شما و همسرتان است.

برخی زوج‌ها زمانی به مشاور مراجعه می‌کنند که رابطه زناشویی‌شان در مرحله تب ۴۰ درجه همراه با لرز و تشنج است؛ یعنی سال‌هاست که بدن درد احساسی و بی‌تفاوتی را تحمل کرده‌اند به امید این که خود به خود خوب خواهد شد و زمانی که زندگی‌شان تا مرز فروپاشی پیش می‌رود و صدای سرفه‌های ناسازگاری‌شان تا خانه همسایه‌ها می‌رود، به این فکر می‌افتند که به مشاور مراجعه کنند. بسیاری از این زوج‌ها می‌گویند: همه راه‌ها را آزمایش کرده‌ایم، اما چون نتیجه نگرفته‌ایم، مشاوره را به عنوان آخرین راه انتخاب کرده‌ایم، اما واقعیت این است که مشاوره آخرین راه نیست، بلکه باید اولین راه باشد زمانی که کوچک‌ترین عارضه‌ای در زندگی‌تان رخ داد.

مراجعه به مشاور نه به معنی ناتوانی شما در حل و فصل موضوعات زندگی، بلکه به معنی علاقه شما به یک زندگی اصولی و لذتبخش است. مهم‌ترین کار مشاوره این است که به شما فرصت داده می‌شود تا حرف‌های خود را بزنید. مشاور به شما وقت کافی برای صحبت کردن، گریه کردن، فریاد زدن یا فقط فکر کردن می‌دهد. مشاوره فرصت مناسبی است که شما به کمک کسی که به عقایدتان احترام گذاشته و تشویقتان می‌کند، بتوانید از زاویه‌های گوناگون به مشکل نگاه کنید.

ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: همه چیز را همه کس دانند؛ پس نمی‌توانید توقع داشته باشید شما و همسرتان به چم و خم‌های ارتباطی آگاه بوده، زیر و بم روحی یکدیگر را بشناسید و بدانید چگونه از پس همه چالش‌های اجتناب‌ناپذیر زندگی‌تان بر بیایید.

همان طور که یک آنفلوآنزا می‌تواند از بدن دردی خفیف شروع شود و در عرض چند ساعت زمینگیرتان کند، طلاق و جدایی که این روزها از آنفلوآنزا قربانیان بیشتری دارد هم می‌تواند از یک بی‌تفاوتی، حضور بیش از حد در شبکه‌های اجتماعی و ناتوانی در تصمیم‌گیری‌های دوطرفه آغاز شود.

مهم این است که شما حال دل‌ و شرایط روحی‌تان را زیر ذره‌بین بگذارید و مراقبش باشید زیرا ناراحتی‌های روحی و مشکلات ارتباطی مانند بیماری‌های جسمی با عوارض ملموس شروع نمی‌شود، ممکن است سال‌ها خاموش و بی‌صدا همه چیز را تخریب کند و شما تنها مرگ رابطه‌تان را ببینید.

وقتی نمی‌توانید با همسرتان گفت‌وگویی بدون ختم‌شدن به دعوا داشته باشید، زمانی که در رابطه جنسی‌تان لذت کافی نمی‌برید، وقتی حرف‌های‌تان را به دیگران می‌گویید و همسرتان را محرم خود نمی‌دانید یا هر زمانی که احساس می‌کنید در زندگی زناشویی هستید، اما تنهایید بایداین عوارض را جدی بگیرید.

مشاور کنار شما خواهد بود تا مراحل درمان را طی کنید و دوباره در زندگی فردی و مشترک‌تان به سلامت کامل برسید. وقت بیشتری باید صرف کنید، با یک نسخه و تزریق همه چیز حل نمی‌شود، اما نتیجه‌اش یک زندگی عاشقانه همراه با رضایت و آرامش است .چیزی که این روزها در چاردیواری خانه خیلی‌ها جایش خالی است.

منبع: سلامت نیوز

دی
۸
۱۳۹۴
سکوت را بشکنید!
دی ۸ ۱۳۹۴
پادکست
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

برای فهمیدن حقوق اولیه و همچنین حقوق قضایی خود به‌عنوان یک انسان در جامعه ایران باید از وکلای متبحر کمک گرفت. وب‌سایت «خانه امن» یک دفتر وکالت مجازی رایگان و امن برای قربانیان خشونت خانگی است. حفظ امنیت و اسرار کلیه کسانی که جهت دریافت کمک و مشاوره با خانه امن تماس می‌گیرند در اولویت قرار دارد.

 

مرداد
۲۹
۱۳۹۴
اما و اگرهای مشاوره در پرونده های خشونت خانگی
مرداد ۲۹ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

خانه امن:حساسیت و توجه به پرونده های مربوط به خشونت خانگی آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفته است . یکی از نکاتی که در این پرونده ها به آن توجه نشده بررسی پیامدهای مثبت و منفی مشاوره است .

سوال اساسی اینجاست آیا در پرونده ای که خشونت خانگی رخ داده مشاوره و میانجی گری به نفع قربانی است یا به ضرر و حتی در خطر گرفتن جان و مال و سلامت روحی و روانی او منجر می شود ؟

زنی که تجربه ضرب و شتم داشته و همواره در ترس و تهدید تکرار خشونت قرار دارد چنانچه با میانجی گری به خانه برگردد ساز و کاری مناسب برای حل مشکل او انتخاب شده است ؟

هدف مدل های مداخله و مشاوره و میانجی گری ، رفع منازعات و بهبود روابط در میان افراد خانواده است . حال اگر این منازعات به عنوان مثال مبتنی بر خشونت پدر یا مادر نسبت به کودک باشد چه ضمانتی وجود دارد که پس از مشاوره یا میانجی گری جان کودک در خطر نگیرد و در صورت هر اتفاقی برای قربانی مسیول چنین اتفاقی کیست ؟

به عبارتی می توان گفت استفاده از مشاوره در حل و فصل پرونده های خشونت خانگی مناسب نیست چرا که منجر به عواقب سو برای قربانی خواهد شد.

وکلا، قضات و قانون گذاران باید از مطالعات عادی روی خشونت خانگی فراتر رفته و به تاثیرات بالفعل روابط خشونت آمیز توجه کنند .

روابطی که به شکل یک فرهنگ و مولفه های فرهنگی در خانواده درآمده و با میانجی گری و مشاوره حل نمی شود و حتی در جلسه مشاوره با تغییر چهره و ایما و اشاره و تغییر لحن صدا که تنها قربانی و خشونت گر از آن آگاه هستند ادامه می یابد .

 چرا که همواره الگویی نظام مند از خشونت و کنترل و سلطه از ناحیه خشونت گر وجود دارد که تنها قربانی آنها را می شناسد و چه بسا در جلسه میانجی گری از آن الگوهای ارتباطی استفاده کند .

میانجی گری در پرونده های مربوط به خشونت خانگی می تواند به جرایم جنایی تبدیل شود و یا روز به روز قربانی را با شکل های جدیدی از اعمال خشونت روبرو کند .

به عنوان مثال دختری که در زمان نامزدی و محرمیت موقت مجبور به دیدن فیلم های پورن از سوی شوهرش شده بود و با قول و میانجی گری مشاور پای سفره عقد نشسته بود پس از ازدواج مجبور به رابطه جنسی اجباری از سوی شوهر با دیگران و یا بستن زن در رابطه زناشویی شده بود . زن جوان سالها از ترس اینکه مراجعه به محاکم احتمالا او را نیز به زنای محصنه متهم می کند در رابطه خشونت آمیز باقی مانده و در نهایت اقدام به خودکشی کرد .

در نهایت باید گفت قانونگذاران و دست اندرکاران حقوق باید از نگاه دیگری به موضوع مشاوره و میانجی گری در پرونده های مربوط به خشونت خانگی نگاه کنند تا نگاه نادرست به چنین پرونده هایی موجب گسترش و تعمیق خشونت در خانواده های ایرانی نشود