صفحه اصلی  »  مردان
image_pdfimage_print
اسفند
۳
۱۳۹۴
۵ درمان ناتوانی جنسی در مردان
اسفند ۳ ۱۳۹۴
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , , ,
Bad blood between lovers thanks to erectile dysfunction.
image_pdfimage_print

Photo: Barabasa/Bigstock.com

دکتر حمید‌رضا اکبری گیلانی، متخصص ارولوژی

ناتوانی جنسی به عدم توانایی ایجاد نعوظ کامل و یا ناتوانی در حفظ نعوظ تا پایان رابطه جنسی گفته می‌شود. عوامل روحی و روانی، مثل استرس و فشار‌های عصبی در ایجاد ناتوانی جنسی نقش دارند. اغلب موارد ناتوانی جنسی در ابتدا‌ی زندگی مشترک، به علت استرس‌های شروع زندگی و آغاز پذیرش مسئولیت‌های جدید بوده و با گذشت زمان خود به خود بهبود می‌یابد.

قند خون بالا، چربی خون، فشار خون، استرس‌ها و نگرانی‌های بیش از حد معمول، مصرف بعضی داروها از جمله برخی داروهای ضد فشار خون و بعضی داروهای کوچک کننده پروستات در ایجاد ناتوانی جنسی موثرند.

از آنجایی که رگ‌های آلت عامل مهمی در تنظیم ورود خون و ایجاد نعوظ می‌باشند، سلامت آنها در توانایی جنسی فرد بسیار مهم است. قند و چربی و فشار خون بالا به همان نحوی که عروق کرونر قلب را تحت تاثیر قرار داده و منجر به سکته قلبی می‌شوند، برعروق آلت تاثیر گذاشته و توانایی نعوظ را کاهش می‌دهند.

در مطالعات سال‌های اخیر، ارتباط نزدیکی بین بیماری‌های عروقی قلب و ناتوانی جنسی در افراد گزارش شده است. آسیب‌های نخاعی وسابقه ضربه به ستون فقرات نیز در ایجاد ناتوانی جنسی موثر است. همچنین برخی اعمال جراحی در ناحیه لگن و یا اطراف ستون فقرات به علت آسیب و دستکاری اعصاب مرتبط با عملکرد آلت روی توانایی جنسی اثر می‌گذارند.

پیشگیری از ناتوانی جنسی
داشتن رژیم غذایی مناسب، پرهیز از مواد غذایی پرچرب، عدم استعمال دخانیات، فعالیت ورزشی منظم، پرهیز از استرس‌های بیش از حد، انجام آزمایش‌‌‌های سالیانه قند و چربی خون و در صورت بالا بودن، درمان زیر نظر پزشک توصیه می‌گردد.

درمان دارویی
توصیه مجدد درمان قند و چربی خون بالا به عنوان مرحله اول درمان می‌باشد. داروهای خوراکی ممکن است داروهایی مثل سیلدنافیل و تادالافیل تجویز شود که شایع ترین عوارض آنها سردرد و ناراحتی معده است. به علت تداخلات دارویی با برخی داروهای قلبی، بهتر است این داروها زیر نظر پزشک شروع شوند.

داروهای تزریقی
در مواردی که داروهای خوراکی مؤثر نباشند، تزریق داروهایی مثل پاپاورین و فنتولامین داخل اجسام غاری تنه آلت تناسلی توسط پزشک ارولوژیست انجام می‌شود.

دستگاه واکیوم
باز هم در مواردی که درمان دارویی موثر نباشد، می‌توان از دستگاه واکیوم زیر نظر متخصص استفاده کرد. از آنجایی که در حالت طبیعی ورود حجم بالای خون از طریق سرخرگ آلت باعث ایجاد نعوظ می‌شود، دستگاه واکیوم با استفاده از مکشی که ایجاد می‌کند باعث ورود خون به آلت در مبتلایان به ناتوانی جنسی خواهد شد.

لازم به ذکر است که برخلاف تبلیغات گسترده‌ای که صورت می‌گیرد، دستگاه واکیوم و هیچ دستگاه و داروی خوراکی و موضعی دیگری باعث افزایش اندازه آلت نعوظ یافته در فردی که ناتوانی جنسی ندارد نخواهند شد. مورد دیگر اینکه که برخلاف تصور عامه مردم، تزریق هورمون مردانه(تستوسترون) در فردی که به علت قند یا چربی بالا دچار ناتوانی جنسی شده است، تاثیری در درمان ندارد.

انزال زودرس
به خروج زودرس مایع منی قبل از زمان مورد انتظار زوج و در کمتر از دو دقیقه گفته می‌شود. از آنجایی‌که علل روحی و روانی در ایجاد انزال زودرس نقش دارند، روانپزشک متخصص در این زمینه به درمان این بیماران کمک خواهد کرد.

درمان دارویی انزال زودرس
داروهای بی‌حس کننده، مثل اسپری و ژل لیدوکائین، استفاده از کاندوم‌های تاخیری که حاوی ماده بی‌حس‌کننده هستند در درمان انزال زودرس موثر است. با این وجود، بی‌حسی ایجاد شده از کیفیت رابطه جنسی در برخی افراد می‌کاهد. داروهای دیگری که بدون ایجاد بی‌حسی و به تدریج باعث درمان انزال زودرس می‌شوند، برخی از دارو‌های ضد افسردگی مثل فلوکستین، سرترالین، سیتالوپرام و کلومیپرامین می‌باشند که توصیه می‌شود زیر نظر پزشک مصرف شوند.

منبع: سلامت نیوز

بهمن
۶
۱۳۹۴
خشونت علیه زنان؛ این مساله‌ای مردانه است
بهمن ۶ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

جکسون کاتز: من می‌خواهم با شما در مورد چشم‌انداز تغییر الگواره مربوط به خشونت جنسیتی، توهین‌های جنسی، خشونت خانگی، سوء‌رفتار در روابط، تعرض جنسی، سوءاستفاده جنسی از کودکان، صحبت کنم. گستره تمام معضل‎هایی که به طور خلاصه از آن‌ها تحت عنوان «مسائل خشونت جنسیتی» یاد خواهم کرد، تا حالا همگی این مسائل زنانه تلقی شده‌اند، که گروهی از مردان خوب به حل آن کمک می‌کرده‌اند، اما من با این قالب تعریفی مشکل دارم و آن را نمی‌پذیرم. من این‌ها را مسائل زنانه‌ای نمی‌بینم که مردان به کمکشان بشتابند. در واقع، قصد دارم در این مورد بحث کنم که پیش از هرچیز و مهم‌تر از همه چیز، این‌ها مسائلی مردانه هستند.

البته قطعاً این چیزها مسائل زنانه هم هستند، من متوجه آن هستم، اما این که خشونت جنسیتی را صرفاً مسئله زنان بدانیم، بنا به دلایل متعدد خود بخشی از مسئله است.

نخست آن که بهانه‌ای به دست مردان می‌دهد تا به مسئله توجهی نشان ندهند. درست است؟ بسیاری از مردان اصطلاح “مسائل زنان” را شنیده‌اند و تمایل داریم که آن را ندیده بگیریم و فکر کنیم، “هی، من مرد هستم. این برای دختران است.” یا “این مربوط به زنان است.” ودر نتیجه بسیاری از مردان به معنای واقعی فراتر از جمله‌ی اول نمی روند. درست مثل اینکه تراشه‌ای در مغزمان فعال می‎شود، و مسیرهای عصبی، وقتی اصطلاح “مسائل زنان” را می‌شنویم، توجه‌مان را به سمت دیگری می‎کشاند. این مساله همچنین در مورد واژه “جنسیت” صدق می‌کند، به همین دلیل وقتی بسیاری از مردم واژه ی “جنسیت” به گوش شان می‌خورد تصور می‌کنند که منظور اشاره به “زنان” است. بنابراین فکر می‌کنند که مسائل جنسیتی مترادف با مسائل زنان است. درباره‌ی اصطلاح جنسیت کمی ابهام وجود دارد.

بگذارید این ابهام را به شکل مقایسه‌ای روشن کنم. بگذارید قدری درباره ی نژاد صحبت کنیم. در ایالات متحده، وقتی کلمه‌ی “نژاد” به گوشمان می‌خورد، بسیاری تصور می‌کنند منظور آفریقایی-آمریکایی‌ها، آمریکای جنوبی‌ها، آسیایی- آمریکایی‌ها، بومیان امریکا، آسیای جنوبی‌ها، جزیره‌نشینان اقیانوس آرام و غیره و غیره است. بسیاری از مردم، وقتی کلمه‌ی “گرایش‌های جنسی” به گوششان می‌خورد فکر می‌‌کنند منظور گی‌ها، لزبین‌ها یا دوجنس‌گرا‌ها هستند. و بسیاری، وقتی کلمه‌ی “‌جنسیت” را می‌شنوند، فکر می‌کنند منظور زن‌ها هستند. در هر حالت به گروه اکثریت توجهی نشان نمی‌دهند. درست است؟ انگار سفیدپوستان نوعی شناسه نژادی ندارند یا متعلق به دسته یا گروه نژادی خاصی نیستند، مثل دگرجنس‌گرایان که انگارگرایش جنسی خاصی ندارند، گویی مردان یک جنسیت خاصی ندارند. این یکی از راه‌هایی است که گروه‌های غالب پایدار می‌مانند و خود را باز تولید می‌کنند، به بیان دیگر گروه غالب به ندرت حتی برای اندیشیدن به اکثریت بودن خود به چالش گرفته می‌شود، زیرا یکی از ویژگی‌های کلیدیقدرت و برتری، توانایی زیر سوال قرار نگرفتن، عدم خویشتن‌نگری، در واقع به صورت نامرئی جلوه یافتن در مقیاس وسیع در گفتمان درباره‌یمسائلی است، که در وهله‌ی اول درباره ی خود ما است. و نکته‌ی جالب چگونگی صدق این موضوع در خشونت خانگی و جنسی است که چه‌گونه مردان در سطح وسیع از گفتمان در‌باره موضوعی که قطب اصلی آن مردان است ، حذف شده‌اند.

می‌خواهم با استفاده از فن آوری قدیمی نشان دهم که درباره‌ی چه چیزی صحبت می‌کنم. در برخی مسایل اساسی من قدیمی‌پسند هستم. با فناوری پیشرفته کار می‌کنم – من فیلم می‌سازم – ولی به عنوان آموزش‌دهنده، هنوز قدیمی‌پسند هستم، و می‌خواهم فعالیتی را با شما درمیان بگذارم که در آن با شکل ساخت یک جمله نشان می‌دهد که ما چگونه فکر می‌کنیم، در واقع چگونگی استفاده ما از زبان (به عنوان ابزار)، منجر به جلوگیری از جلب توجه به مردان می‌شود. این نکته به خصوص درباره‌ی خشونت خانگی صدق می‌کند، ولی می‌توانید آن را به موارد مشابه بسط دهید. این نتایج از تحقیقات “ژولیا پنلوپ” یک زبانشناس فمینیست به دست آمده است.

با یک جمله‌ی بسیار ساده در زبان انگلیسی آغاز می‌شود: “جان ماری را زد.” ساختار جمله‌ی انگلیسی درست است. جان فاعل است. زدن فعل است.ماری مفعول است. یک جمله‌ی خوب. حالا به جمله‌ی دوم می‌رویم، وقتی همین جمله را به فرم مجهول می‌گوییم. “ماری از جان کتک خورد .” و حالا چیزهای زیادی در یک جمله اتفاق افتاده است. ما از ” جان ماری را زد.” به “ماری از جان کتک خورد.” رسیدیم. توجه‌مان را در یک جمله از جان به ماری تغییر دادیم، و می‌توانید ببینید که جان خیلی به پایان جمله نزدیک است، در واقع، نزدیک به حذف از نقشه طرح روانی‌مان است.جمله‌ی سوم، جان حذف می‌شود، و ما داریم، “ماری کتک خورد”، و حال همه چیز درباره‌ی ماری است. حتی درباره‌ی جان فکر هم نمی‌کنیم. تمام توجه مان روی ماری است. در طی نسل گذشته، اصطلاحی که برای مترادف “کتک خوردن” به کار می‌بردیم، ” لت و پاره شدن” بوده، بنابر‌این ما داریم ” ماری لت و پار شد.” و جمله‌ی نهایی در این بخش، که به دنبال بقیه می‎آید، این است که ” ماری، زنی لت و پار شده است.” پس حالا هویت خود ماری – ماری زنی لت و پار شده است — تبدیل شد به همان کاری که جان در جمله اول با او انجام داد. ولی دیدیم که جان مدت‌ها پیش از گفت گوی‌مان حذف شده است.

حال، کسانی از ما که در حوزه‌ی خشونت خانگی و جنسیتی کار می‌کنند، می‌دانند که در این حوزه سرزنش قربانی، به بیان دیگر، نکوهش شخصی که اتفاقی برای او افتاده است به جای شخصی که مسئول اتفاق بوده است، بسیار فراگیر و متداول است. و ما چیزهایی شبیه این می‌گوییم: چرا این زنان با این مردان بیرون می‌روند؟ چرا آن‌ها به این مردان جذب شده اند؟ چرا آنها مرتب برمی‌گردند؟ (م-به خانه) این چه لباسی است که در مهمانی می‌پوشد؟ چه کار احمقانه‌ای است! چرا داشت با یک عده مرد در آن اتاق هتل مشروب می‌خورد؟ این سرزنش کردن قربانی است، و دلایل متعددی برای آن وجود دارد، ولی یکی از این دلایل این است که کل الگوی شناختی ما مبتنی بر سرزنش کردن قربانی است. این تماماٌ ناخودآگاه است. تمام الگوی شناختی ما بر پایه ی پرسیدن پرسش‌هایی است درباره‌ی زنان و انتخاب‌های زنان و این که زنان چه کار می‌کنند، چه فکر می‌کنند، و چه می‌پوشند. من نمی‌خواهم مردم را وادار به نپرسیدن پرسش درباره‌ی زنان کنم، خُب؟ پرسش امری مشروع است. ولی بگذارید صادق باشیم: پرسیدن سوال درباره‌ی ماری ما را در راه منع خشونت به جایی نخواهد برد.

ما باید سوال‌های دیگری را بپرسیم. متوجه هستید که به کجا می‌خواهم برسم، درسته؟ این پرسش‌ها درباره‌ی ماری نیستند. درباره‌ی جان هستند. این پرسش‌ها شامل چیزهایی از این دست می‌شوند: چرا جان ماری را زد؟ چرا خشونت خانگی هنوز در ایالت متحده و در سراسر جهان مساله‌ی بزرگی است؟ چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ چرا برخی از مردان به صورت جسمی، عاطفی، کلامی و به شیوه‌های دیگر از زنان و دختران، مردان و پسرانی که مدعی‌اند دوست شان دارند، سوءاستفاده می‌کنند؟ مردها چشان شده است؟ چرا بسیاری از مردان بزرگسال از دخترو پسر بچه‎ها سو استفاده جنسی می‎کنند؟ و چرا این معضل در جامعه ما و در سراسر دنیای امروزی، مسئله‌ی مشترک و فراگیری است؟ چرا ما بارها و بارها درباره‌ی رسوایی‌های جدیدی می شنویم که از مؤسسات بزرگ سر برمی‌آورد؟ مانند کلیسای کاتولیک یا برنامه‌ی فوتبال ایالت پنسیلوانیا یا پیشاهنگی پسران آمریکا وغیره. و مشابه آن در جوامع کوچک‎تر محلی در سراسر کشور و سراسر جهان، درسته؟ ما همیشه درباره اش می‌شنویم. سوء‌استفاده جنسی از کودکان. مردها چشان است؟ چرا این همه مردان به زنان در جامعه‌ی ما و سراسر جهان تجاوز می‌کنند؟ چرا این همه از مردان به مردان دیگر تجاوز می‌کنند؟مردان چشان شده؟ و پس از آن نقش نهادهای مختلف در جامعه‌ای که کمک می‌کند تا مردان در مقیاس‌های فراگیر، سوءاستفاده‌گر بار آیند، چیست؟

زیرا این مساله درباره‌ی مقصران و مجرمان منفرد و مشخص نیست. این راه ساده‌ای است برای درک یک مسئله‌ی اجتماعی خیلی عمیق و بسیار نظام‌مندتر. می‌دانید، مجرمان هیولاهایی نیستند که از مرداب بیرون بخزند و به داخل شهر بیایند تا کار کثیف خود را انجام دهند و سپس به درون تاریکی برگردند. این خیال ساده لوحانه‌ای است، درست است؟ مجرمان آدم‌هایی بسیار معمولی‌تر و روزمره‌تر هستند. پس سؤال این است، ما داریمدر جامعه مان و در دنیا چه کار می‌کنیم؟ نهادهای مختلف چه نقش‌هایی در پرورش مردان سوءاستفاده‌گر دارند؟ نقش سیستم‎های باورهای دینی،فرهنگ ورزشی، فرهنگ هرزه‌نگاری(پورنوگرافی)، ساختار خانواده، اقتصاد و رابطه میان این دو، و نژاد، قومیت ورابطه‎شان ، چیست؟ تمام این‌ها چه گونه کار می‌کنند؟

و سپس، هنگامی که شروع به انجام این دست از تحلیل‌ها و پرسیدن پرسش‌های بزرگ و مهم کردیم، می‌توانیم درباره ی آن صحبت کنیم که چگونه می‌توانیم تغییر ایجاد کنیم، به عبارت دیگر، چگونه می‌توانیم به شیوه‌ای متفاوت کاری انجام دهیم؟ چگونه می‌توانیم این روش‎های متداول را تغییر دهیم؟چگونه می‌توانیم فرایند اجتماعی شدن پسران و تعاریف مردانگی که منجر به این پی‌آمدهای کنونی می‌شود را تغییر دهیم؟ این‌ها پرسش‌هایی است که باید پرسیده شوند و کارهایی است که ما نیاز داریم و باید انجام بشود، ولی اگر بی وقفه در باره‌ی این که زنان در روابط یا مسائل دیگر چه کار و چه فکر می‌کنند تمرکز کنیم، راه به جایی نخواهیم برد.

من متوجه هستم که تعداد زیادی از زنان که تلاش می‌کردند درباره این مسایل صحبت کنند، امروز و دیروز و سال‌ها و سال‌ها، اغلب درنتیجه تلاش‌های‌شان وادار به سکوت شده‎اند. با نام‌های زننده‌ای مثل “کتک زن مردان” و “متنفر از مردان” (م- معادل کلماتی مثل سلیطه یا پاچه ورمالیده)و نام زننده و توهین‌آمیز “فمنازی” (م- ترکیب کلمات فمنیست و نازی) خطاب شدند. می‌دانید دلیل همه این‌ها چیست؟ به این می‌گویند کشتن پیام آور.دلیلش این است که برای زنانی که به پا خواسته اند و برای خودشان و زنان دیگر و همینطور برای مردان و پسران سخن می‌گویند، روشی است که آن‌ها را به عقب می‌راند و به سکوت وادارشان می‌کند، تا شرایط موجود حفظ شود، چون ما افرادی که به دنبال ایجاد تغییر و اصلاح هستند را دوست نداریم. ما اینکه افراد قدرت‌مان را به چالش بکشند، نمی‌پسندیم. در واقع، بهتر است که بنشینید و خفه شوید‎. خدا را شکر که زنان چنین نکرده‎اند. خدا را شکر که در جهانی زندگی می‌کنیم که در آن به قدری از زنان پیشرو و رهبر وجود دارند، که می‌توانند آن را خنثی کنند.

ولی یکی از نقش‌های قدرتمندی که مردان می‌توانند در این زمینه ایفا کنند، این است که چیزهایی را بگویند که گاهی زنان نمی‌توانند بگویند، و یا حتی بهتر، از ما می‌تواند چیزهایی شنیده شود که گفتنشان از سوی زنان ناشنیده گرفته می‎شود. من قبول دارم که این خودش یک مشکل است. این تبعیض جنسیتی است. ولی این یک واقعیت است. و همینطور یکی از چیزهایی که من به مردان می‌گویم، و من و همکارانم همیشه این را می‌گوییم، این است که ما مردان بیشتری را نیاز داریم که شجاعت و قدرت به پا خاستن و گفتن چیزهایی از این دست، و ایستادن در کنار زنان و نه در مقابل آنان را داشته باشند و وانمود نکنند که این مساله به نوعی جنگ بین جنسیت‎ها و و چیزهای بی‌معنی دیگری از این دست است. ما با هم در این جهان زندگی می‌کنیم.

و در ضمن، یکی از چیزهایی که مرا در مورد برخی لفاظی‌ها در مورد فمینیست‌ها و دیگرانی که جنبش‌های حمایت از زنان خشونت دیده و قربانی تجاوز در سراسر جهان را راه‌اندازی کرده‌اند، بسیار آزار می‌دهد، این است که همانطور که گفتم، آن‌ها را ضد مرد می‌پندارند. در مورد پسرانی که به نحو ناخوشایندی به دلیل خشونتی که یک مرد بزرگسال علیه مادرشان، خودشان و خواهران‌شان تحت تاثیر قرار گرفته‌اند، چه می‌گویید؟ درباره‌ی همه این پسران چه حرفی می‌توان زد؟ در باره‌ی همه‌ی پسران و مردان جوانی که به دلیل خشونت مردان بزرگسال دچار آسیب‌های روانی شده اند، چه می‌گویید؟ می‌دانید چیست؟همان سیستمی که مردانی را پرورش می‌دهد که از زنان سوءاستفاده می‌کنند، مردانی را هم پرورش می‌دهد که از مردان دیگر سوءاستفاده می‌کنند. اگر قرار است در مورد مردان قربانی صحبت کنیم، اصلا بیایید در مورد مردان قربانی صحبت می‌کنیم. بسیاری از مردانی که قربانی خشونت هستند، قربانی خشونت مردان دیگر هستند. پس این قربانی بودن، مساله‌ای مشترک میان زنان و مردان است. ما هر دو قربانی خشونت مردان هستیم. پس این مستقیما در رابطه با منافع شخصی خود ماست، در ضمن بهتر است یادآوری کنم که بیشتر مردانی که می‎شناسم،زنان و دخترانی هم دارند که همگی برایشان اهمیت قائل هستیم و آنها درون خانواده، حلقه های دوستان و یا آشنایان ما به هر طریق دیگری هستند.بنابراین دلایل زیادی وجود دارند که مردان باید به خاطرش حرف بزنند. گفتنش به صورت آشکار، واضح به نظر می‌رسد، این طور نیست؟ حالا، طبیعت کاری که من و همکارانم در فرهنگ ورزشی، در ارتش ایالات متحده، در مدارس انجام می‌دهیم، پیشبرد روشی به نام راه‌حل ناظر برای پیشگیری از خشونت جنسیتی است.

می‌خواهم به شما در مورد کلیت راه‌ حل ناظر نزدیک توضیحاتی بدهم زیرا این یک تغییر موضوعی بزرگ است، گرچه موارد خاص زیادی وجود دارد، اما محتوای اصلی آن، به جای دیدن مردان به عنوان مجرم و زنان به عنوان قربانی، و یا زنان به عنوان مجرم، مردان به عنوان قربان، یا هر ترکیب دیگری شبیه به این، — من دارم به هر دو جنس اشاره می‌کنم. می‌دانم مساله فراتر از زن و یا مرد، مونث و مذکر است . زنانی وجود دارند که مجرم هستند و البته مردانی هم هستند که قربانی‎اند. این یک دید و گستره‌ی کلی است. ولی به جای دیدن آن در آن حالت متدوال دوگانه، ما روی خودمان به عنوان چیزی که ناظرین می‌نامیم، تمرکز می کنیم و یک ناظر فردی است که در یک موقعیت مشخص، قربانی و یا مجرم نباشد. پس به بیان دیگر، دوستان، هم‌تیمی‌ها، شریکان، همکاران، اعضای خانواده و کسانی از اطرافیان ما که به طور مستقیم در یک سوی رابطه سوءاستفاده‌گر نیستند، ولی همگی در بسترهایی تنیده شده ایم مانند جامعه، خانواده، کار، مدرسه و … که با افرادی که ممکن است در آن شرایط باشند، در ارتباطیم. چه باید بکنیم؟ چگونه باید صدایمان را به گوششان برسانیم؟ چگونه دوستان مان را به چالش بکشیم؟ چگونه از دوستان مان حمایت کنیم؟ اما چگونه در برابر سوءاستفاده سکوت نکنیم؟

حالا، وقتی نوبت به مردان و فرهنگ مردانه می‎رسد، هدف این است که مردانی که سوءاستفاده‌گر نیستند را برای به چالش کشیدن مردان سوءاستفاده‌گر تشویق کنیم. و زمانی که می‎گویم سوءاستفاده‎گر، منظورم فقط مردانی که زنان را می‌زنند نیست. منظورمان این نیست که مردی که رفیقش در حال کتک زدن دوست دختر خودش است را را درهمان لحظه حمله متوقف کند. این راه مبتدیانه‎ای برای ایجاد تغییر در سطح اجتماع است. در راستایی زنجیره‌وار و مستمر، در تلاشیم تا مردان را تشویق کنیم تا همدیگر را از خشونت بازدارند. پس برای مثال، اگر شما یک مرد باشید و در گروهی از مردان که پوکر بازی می‌کنند، حرف می‌زنند، به گردش می‌روند، بدون هیچ زن دیگری، و یکی از مردان مطلبی جنسی، تحقیرآمیز و یا توهین‌آمیز درباره زنان بگوید، به جای خندیدن و یا تظاهر به اینکه آن را نشنیده‌اید، نیاز داریم که مردان بگویند: “هی! این اصلاً خنده دار نبود. این می‌تونست خواهر من باشه که در موردش صحبت می‌کنی، می‌شه در مورد چیز دیگه‌ای جوک بسازی؟ یا می‌تونی در مورد چیز دیگه‌ای حرف بزنی؟ من از این جور حرف‌ها خوشم نمیاد.” درست مثل اینکه اگر شما یک سفیدپوست باشید و سفیدپوست دیگری حرف نژادپرستانه‌ای بزند، شما دوست دارید، امیدوارم، که سفیدپوست‌ها آن حرف نژادپرستانه توسط یک سفید پوست را قطع کنند. درست مانند دگرجنس‌گرایی، اگر شما یک دگرجنس‌گرا باشید و خود شما رفتارهای توهین‌آمیز و خشونت‌آمیز علیه دیگر افراد با گرایش جنسی متفاوت به کار نبرید، اگر شما در مقابل دگرجنس‌گرایانی که این کار را می‌کنند، نایستید و اعتراض نکنید پس در این صورت، به نحوی این سکوت شما به معنی تایید و همراهی نیست؟

خوب، راه‌حل ناظر تلاش می‌کند به مردم ابزارهایی برای دخالت در این فرایند و حرف زدن و ایجاد یک فضای فرهنگی برابر که رفتارهای سواستفاده‎گرانه غیرقابل قبول باشند، نه فقط به این دلیل که غیر قانونی هستند، بلکه به این دلیل که در فرهنگ برابر نادرست هستند. اگر ما بتوانیم به جایی برسیم که مردانی که تبعیض جنسی قائل می‌شوند، موقعیت شان را از دست بدهند، پسران و مردان جوانی که تبعیض جنسی قائل می‌شوند و رفتارهای خشونت‌آمیز علیه زنان و دختران و همینطور مردان و پسران نشان می‌دهند، موقعیت شان را از دست بدهند، فکر می‌کنید چه بشود؟ شاهد کاهش شدیدی در خشونت و سوءاستفاده خواهیم بود. به این دلیل که یک مجرم نوعی، فردی بیمار و غیر عادی نیست. او از هر نظر دیگری، مردی معمولی محسوب می‌شود. اینطور نیست؟

حالا، در میان همه چیزهای فوق‌العاده دیگری که مارتین لوتر کینگ در طول عمر کوتاهش گفته است، “در پایان، چیزی که بیش از هر چیز دیگریآزاردهنده خواهدبود، سخنان دشمنان مان نیست، بلکه سکوت دوستان مان است.” در پایان، چیزی که بیش از هر چیز دیگری آزاردهنده خواهد بود،سخنان دشمنان مان نیست، بلکه سکوت دوستان مان است. سکوت فراگیر وحشتناکی در فرهنگ مردان درباره تراژدی پیش‌رونده خشونت مردان علیهزنان و کودکان وجود دارد. اینطور نیست؟ سکوت زیاد و وحشتناکی وجود دارد. منظور اصلی گفته‎هایم این است که باید این سکوت را بشکنیم، و نیاز داریم مردان بیشتری این کار را انجام دهند.

گفتنش از انجام دادنش آسان تر است، به این دلیل که من دارم در موردش صحبت می‌کنم، ولی به شما می‌گویم که در فرهنگ مردان به چالش کشیدن مردان دیگر کار ساده‌ای نیست، که یکی از دلایلی است که چرا قسمتی از تغییر الگویی که باید اتفاق بیافتد، متوجه این نیست که نه تنها این مسایل، مسایل مردان هستند، بلکه مسایل رهبریت برای مردان هم هست. زیرا در پایان، مسئولیت بر پا خواستن در مورد این مسایل نباید بر دوش پسربچه‌ها و پسران نوجوان در دبیرستان‌ها و یا پسران دانشجو در کالج‌ها بیافتد. این‌ها باید وظیفه مردان بزرگسال با قدرت موثر باشد. مردان بزرگسال با قدرت موثر کسانی هستند که نیاز داریم به عنوان رهبران و پیش‎قدمان در این مسایل روی آن‌ها حساب کنیم، زیرا وقتی کسی در یک فرهنگ برابر حرف می‌زند و به چالش می‌کشد و دخالت می‌کند، آن مرد یا زن یک رهبر است، واقعاً اینطور نیست؟ اما در یک مقیاس بزرگ، ما به مردان بزرگسال با قدرت موثربیشتری برای شروع اولویت بندی این مسایل نیاز داریم، و هنوز چنین چیزی را مشاهده نکرده‌ایم، درست است؟

من چند سال پیش در یک برنامه شام بودم، من به طور گسترده با ارتش ایالات متحده، همه‌ی سرویس‌ها، کار می‌کنم. من در این برنامه‌ی شام بودم و یک زن به من گفت – گرچه فکر می‌کنم کمی طعنه دار حرف می‎زد – ” خوب، چند سال است که درباره‌ی حساسیت‎آموزی (کاهش حساسیت جنسیتی) با تفنگداران دریایی کار می‌کنید؟”

و من به او گفتم، “با تمام احترام، من با تفنگداران در مورد حساسیت‎آموزی کار نمی‌کنم. من یک برنامه رهبری را در دسته تفنگداران اجرا می‌کنم.”

می‌دانم که پاسخم کمی پر طمطراق بود، اما این یک تفاوت بسیار جدی است، زیرا من باور ندارم که ما به آموزش‌های حساسیت نیاز داشته باشیم. ما به آموزش‌های رهبری نیاز داریم، زیرا، برای مثال، زمانی که یک مربی حرفه‌ای و یا مدیر یک تیم بیسبال و یا یک تیم فوتبال –من به طور گسترده‌ای در این حوزه هم کار کرده‌ام — یک نظر تبعیضانه جنسیتی می‌دهد، عبارتی ضد همجنس‌گرایان بیان می‌کند، حرف نژادپرستانه‌ای می‌زند، بحث‌های زیادی در بلاگ‌های ورزشی و رادیوهای ورزشی رخ می‌دهند. آدم‌های زیادی می‌گویند، “خوب، اون به آموزش‌های حساسیت نیاز دارد.”و آدم‌های دیگری می‌گویند، “ولش کن. می‌دونی جلوی جمع رشته‎ی کار از دستش در رفت، و اون یه حرف احمقانه زده. فراموشش کن.” حرف من این است که او به آموزش حساسیت نیاز ندارد. اون به آموزش رهبری نیاز دارد، به این دلیل که رهبر بدی است، زیرا در جامعه‌ای با تنوع‎های جنسیتی و گرایش‎های جنسی- — تشویق حضار — و تفاوت‌های نژادی و قومیتی، اگر شما این قبیل حرف‌ها را بزنید، در رهبریتان دچار لغزش شده‌اید. اگر بتوانیم به این نتیجه برسیم که من دارم در مورد زنان و مردان قدرتمند در جامعه‌ی مان در تمامی سطوح مدیریت موسسات و قدرت، می‌رسم، داریم شرایط را عوض می‌کنیم. داریم به سمت تغییر داریم الگوواره‎ی فکری آدم‌ها حرکت می‎کنیم.

می‌دانید، برای مثال، من با قهرمانان ورزشی کالج‌ها و دانشگاه‌ها در تمامی آمریکای شمالی کار کرده‌ام. ما می‌دانیم چگونه از خشونت خانگی و جنسیتی جلوگیری کنیم، درست است؟ هیچ عذری برای یک کالج یا دانشگاه برای نداشتن برنامه‌های جلوگیری از خشونت خانگی و جنسیتی اجباری برای همه دانش‌آموزان ورزشی، مربیان، مدیران به عنوان بخشی از برنامه‌ی آموزشی شان وجود ندارد. ما همه آنقدر می‌دانیم که می‌توانیم به سادگی این کار را انجام دهیم. ولی می‌دانید چه چیزی کم است؟ رهبری. این رهبری دانش‌آموزان ورزشی نیست، این رهبری متعلق به مدیران ورزشی،روسای دانشگاه، مسئولان تصمیم‌گیرنده در مورد منابع و کسانی که در مورد اولویت‌ها در مسایل سازمانی تصمیم می‌گیرند، است. در بسیاری از موارد این رهبری مردان یک شکست است.

به دانشگاه Penn State نگاه کنید. Penn State مادر تمام لحظه‌های آموزنده برای راه‌حل ناظر است. موسسات زیادی در این حوزه هستند که در آن مردان دارای پست‌های قدرتمند، در حمایت از کودکان و در این مثال خاص پسران، شکست می‌خورند. این واقعاً غیر قابل باور است. ولی زمانی که به مساله نگاه می‌کنید متوجه فشاری که روی مردان است می‌شوید. در فرهنگ برابر، روی مردان فشارهایی وجود دارد، که به دلیل آن ما نیاز داریم مردها را تشویق کنیم، تا این فشار ها را بشکنند و تاب بیاورند.

یکی از راه‌های انجام این کار، گفتن این است که تعداد بسیار زیادی از مردان هستند که به طرز عمیقی به این مسایل اهمیت می‌دهند. من این را می‌دانم. من با مردان کار می‌کنم، با ده‌ها هزار، با صدها هزار برای دهه‌های زیادی کار کرده‌ام. وقتی درباره همه‌ی این سال های فکر می‌کنید، این بسیار وحشتناک است. ولی مردان زیادی هستن که به شدت به این مسایل اهمیت می‌دهند، ولی اهمیت دادن اصلاً کافی نیست. ما به مردان با جسارت،با شجاعت، با بردباری، با اصول اخلاقی بیشتری نیازمندیم، تا سکوت هم‌دستانه را بشکنیم و یکدیگر را به چالش بکشیم و در کنار زنان بایستیم و نه در برابر آن‌ها.

به هر حال، ما این را به زنان مدیونیم. هیچ پرسشی در این مورد وجود ندارد. اما ما این را به پسران‌مان هم مدیونیم. ما این را به مردان جوانی که در سراسر جهان رشد می‌کنند و در شرایطی زندگی می‌کنند که درباره‌ی چیزی که جامعه‌ی شان درباره‌ی مرد شدن و تعریف مردانگی به یک روش به خصوص به آن‌ها گفته‌است، انتخابی ندارند. آن‌ها این را انتخاب نکرده‌اند. مایی که بخت آن را داریم، فرصت و مسئولیتی هم در قبال آنان داریم.

امیدوارم که با رفتن به پیش رو، مردان و زنان در کنار هم، بتوانند تغییر و دگرگونی‌ای را آغاز کنند، که به شکلی رخ خواهد داد که نسل‌های آینده چنین سطحی از تراژدی را که ما به طور روزمره با آن سرو کار داریم، تجربه نکنند.

می‌دانم که ما می‌توانیم این کار را انجام بدهیم. ما می‌توانیم بهتر باشیم.

منبع: تد

بهمن
۲
۱۳۹۴
تنی پرتر: ندایی برای مردها
بهمن ۲ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
image_pdfimage_print

من در نیویورک بزرگ شدم. بین هارلم و برانکس. بعنوان یک پسر، در دورانی که بزرگ می‌شدم، به ما یاد دادند که مرد‌ها می‌بایست خشن، قوی، دلیر و حکمفرما باشند — بدون درد، بدون احساسات، به استثناء عصبانیت — و قطعا بدون ترس — که مرد‌ها مسئول و عهده دارند، بمعنی اینکه زن‌ها نیستند؛ که مرد‌ها هدایت می‌کنند، و شما فقط باید پیروی کنید و هر چه ما می‌گوییم را انجام دهید؛ که مرد‌ها ارشدند و زن‌ها زیردست؛ مرد‌ها قوی‌اند و زن‌ها ضعیف؛ و زن‌ها کمتر ارزش دارند — دارایی مرد‌ها هستند — صرفا اشیاء هستند، بخصوص بعنوان موضوع جنسی. بعد‌ها متوجه شده‌ام که این‌ها همه اجتماعی کردن اشتراکی مرد‌ها است، که بهتر بعنوان «در چهارچوب مرد محصور شدن» معروف است. این چهارچوب، دارای تمام عناصرهایی است که مرد بودن را برای ما تعریف می‌کند. می‌خواهم اینرا هم بگویم، که بدون شک، چیزهای بسیار عالی، کاملا عالی درباره مرد بودن وجود دارند. ولی هم زمان، چیزهایی وجود دارند که کاملا پیچیده و منحرف هستند. و ما احتیاج به این داریم که دقیقا به این موضوع نگاه کنیم و آنرا به چالش بکشیم، و واقعا شروع به ویران کردن و دوباره تعریف کردن عقیده‌ای که آنرا مردانگی می‌دانیم شویم.

این دو، پسرم کِندال و دخترم جِی هستند. یازده ساله و دوازده ساله‌اند. کِندال پانزده ماه از جِی بزرگ‌تر است. زمانی بود که همسرم، تَمی، و من بسیار مشغول شدیم و ویم، بَم، بوم: کِندال و جِی. (خنده) و زمانی که آن‌ها پنج و شش ساله بودند، چهار و پنج ساله، جِی می‌توانست، گریه کنان بیاد پیشم. مهم نبود که برای چی گریه می‌کرد، روی زانویم می‌نشست و آستین پیراهنم را با آب بینیش کثیف می‌کرد، فقط گریه می‌کرد. بابا هوات رو داره. این تنها چیز مهمی بود.

ولی از آن جهت، کِندال — همانطوی که گفتم، او فقط پانزده ماه از جِی بزرگ‌تر است — می‌امد پیشم گریه کنان، مثل این می‌ماند که همینکه گریه‌اش را می‌شنیدم، ساعتی در من زنگ می‌زد. شاید به او بیشتر از سی سانیه محل نمی‌گذاشتم، به این معنی، که تا به من می‌رسید، من شروع کرده بودم به گفتن چیزهایی مانند: «چرا گریه می‌کنی؟ سرت را بالا نگه دار. بمن نگاه کن. بهم بگو که چی شده. بگو چی شده. متوجه نمی‌شم. چرا گریه می‌کنی؟» و از رنجش نقش و مسئولیت خودم بعنوان اینکه از او مردی بسازم تا بین این رهنمون‌ها، و ترکیباتی که این «چهارچوب مرد» را تعریف می‌کنند، بگنجد، خود را در حال گفتن چیزهایی پیدا می‌کردم مانند: «برو تو اتاقت. برو، برو تو اتاقت. بنشین، خودت را رو به راه کن بعد برگرد و با من صحبت کن وقتی که توانستی با من صحبت کنی؛ مثل….. چی؟! (حضار:» مرد «.)» مثل یک مرد. «و او پنج سالش بیش نبود. بار‌ها در طی زندگیم، بخودم می‌گفتم،» خدای من، من چمه؟ چکار دارم می‌کنم؟ چرا همچین کاری را کردم؟ به گذشته فکر می‌کنم. بیاد پدرم.

زمانی در زندگی من بوده که تجربیات بسیار دشواری در خانوادهٔ ما وجود داشت. برادرم، هِنری، در زمانی که ما نوجوان بودیم، بنحو تراژدی مُرد. همانطوری که گفتم، ما در نیویورک زندگی می‌کردیم. در آن زمان، در برانکس زندگی می‌کردیم. و مراسم دفن هِنری در لانگ آیلند بود، حدود دو ساعت بیرون از شهر. همینکه مشغول تدارکات بودیم تا از مراسم برگردیم، ماشین‌ها جفت دستشویی‌ها متوقف شدند که اجازه داده بشه تا همه خودشانرا برای سواری طولانی بسوی شهر آماده کنند. لموزین خالی شد. مادرم، خواهرم، خاله‌ام، همه از ماشین خارج شدند، ولی من و پردم در داخل لموزین ماندیم. همینکه خانم‌ها پاشون را از ماشین گذاشتند بیرون، پدرم زد زیر گریه. نمی‌خواست جلوی من گریه کنه. ولی می‌دانست که بدون گریه نمی‌توانست به شهر برگردد، بهتر بود که من این را مشاهده کنم تا اینکه احساساتش را جلوی خانم‌ها نشان دهد. و این مردیست که ده دقیقهٔ پیش از آن، پسر نوجوانش را در خاک دفن کرده بود — من حتی قادر به تصور آن نیستم. چیزی که بیشتر از همه چیز در ذهنم مانده این است که او داشت از من عذر خواهی می‌کرد که داشت جلوی من گریه می‌کرد. و همزمان داشت مرا تشویق می‌کرد، تقویتم می‌کرد، چون گریه نمی‌کردم.

همچنین به این نتیجه رسیده‌ام که این بیمی که ما مرد‌ها داریم، این بیمی که ما را فلج کرده است، بیمی است که ما را در این «چهارچوب مردانگی» گروگان گرفته است. بیاد دارم که از یک پسر دوازده ساله، یک بازیکن فوتبال، سؤال کردم که: اگر مربی تیم فوتبالت، جلوی تمامی بازیکننان، بهت بگه که مانند یک دختر بازی می‌کنی، چه احساسی خواهی داشت؟ «توقع این را داشتم که چیزهایی مانند اینکه ناراحت خواهم بود، عصبانی خواهم شد و غیره بگوید. خیر، بمن گفت — او بمن گفت:» مرا کاملا ویران خواهد کرد. «بخودم گفتم» خدایا، اگر دختر بودن ویرانش می‌کند، پس ما چه چیزی را داریم دربارهٔ دختر‌ها به او یاد می‌دهیم؟ «

مرا بسوی زمانی برد که تقریبا دوازده سالم بود. من در یک ساختمان استیجاری در مرکز شهر بزرگ شدم. در برانکس زندگی می‌کردیم. در ساختمان جنبی ما، پسری زندگی می‌کرد بنام» جانی «. تقریبا شانزده سالش بود، و ما همه تقریبا دوازده سالمان بود — پسرهای جوان‌تر. و او دور ور ما جوانتر‌ها می‌گشت. و او بدنبال کارهای بد و بیهوده بود. بچه‌ای بود که والدینش دائما در تعجب بودند که:» این پسر شانزده ساله ما با این دوازده ساله‌ها چکار می‌کنه؟ «او ولگرد بود و تمام وقتش را صرف کارهای بد و بیهوده صرف می‌کرد. یک بچهٔ رنج کشیده‌ای بود. مادرش از زیادی استفاده کردن هروئین مُرد. مادربزرگش داشت او را بزرگ می‌کرد. از پدرش خبری نبود. مادربزرگش دو جا کار می‌کرد. زمانهای بسیاری را در خانه بتنهایی سپری می‌کرد. ولی باید به‌تان بگویم که ما پسرهای جوان، با احترام به او نگاه می‌کردیم. خونسرد و خوشتیپ بود. دختر‌ها همه می‌گفتند:» چقدر خوشتیپ است. «مشغول روابط جنسی بود. همه با احترام به او نگاه می‌کردیم.

پس یک روز، جلوی خونمون مشغول بکاری بودم — مشغول بازی کردن — بدقت یادم نمی‌اد. از پنجره‌اش صدایم کرد:»‌های اَنتونی. «در زمان نوجوانیم، مرا اَنتونی صدا می‌کردند.»‌های اَنتونی، بیا بالا. «وقتی جانی صدا می‌زنه، تو باید بری. پس از پله‌ها دویدم به بالا. همینکه در را باز کرد از من پرسید:» می‌خواهی؟ «من فورا می‌دانستم که منظورش چیست. با بزرگ شدن در آن زمان، بعلاوه رابطه ما با آن» چهارچوب «،» می‌خواهی؟ «می‌توانست فقط دو معنی داشته باشد، روابط جنسی یا مواد مخدره — و ما مواد مخدره استفاده نمی‌کردیم. حال، چهارچوب من، کارتم، این کارت مردانه، بلافاصله به خطر افتاده بود. دو چیز: یک، من هیج وقت روابط جنسی نداشتم. ما مرد‌ها درباره آن صحبت نمی‌کنیم. فقط با عزیزت یا نزدیک‌ترین دوستت، آنهم بعد که آن‌ها را برای راز نگه داشتن آن قسم دادیم، که اولین روابط جنسیت را درمیان می‌گذاری. با بقیه، جوری رفتار می‌کنیم که یعنی از سن دو سالگی مشغول روابط جنسی بوده‌ایم. اولین باری وجود ندارد. (خنده) چیز دیگر این بود که نمی‌توانستم به او بگویم که نمی‌خواهم. آن حتی بد‌تر بود. ما می‌بایست همیشه در حال پرسه زدن باشیم. زن‌ها صرفا اشیاء هستند، مخصوصا موضوع جنسی.

بلاخره، نمی‌توانستم هیچکدام از آن‌ها را به او بگم. بقول مادرم، داستان بلند را خلاصه کنم. بسادگی به جانی گفتم:» آره. «بمن گفت برم توی اتاقش. رفتم توی اتاقش. روی تختش دختر همسایه بود بنام (شیلا). شانزده سالش بود. لخت بود. بنظر کنونی من، او عقب افتاده بود، بعضی وقت‌ها از بقیه بیشتر فعال بود. ما یک عالم اسمهای نامناسب برای او داشتیم. بهرصورت، جانی تازه با او یک روابط جنسی داشت. در واقع، ناموس او را تجاوز کرده بود ولی آنرا بعنوان روابط جنسی می‌دانست. چون، در حالی که شیلا هیج وقت به او نگفته بود نه، او بله نیز نگفته بود.

پس او داشت بمن فرصت‌‌ همان کار را می‌داد. وقتی که وارد اتاقش شدم، در را پشت سرم بستم. هی ملت! باور کنید از ترس سنگ شده بودم! پشت در وایستادم تا جانی نتونه در را باز کنه و ببینه که من داشتم هیچ کاری نمی‌کردم. زمان طولانی آنجا وایستادم که عملا وقت این بود تا بتوانم کاری کنم. دیگه مشغول سنجیدن اینکه چکار بکنم نبودم، سعی می‌کردم ببینم چطوری می‌تونم از آن اتاق فرار کنم. پس با عقل دوازده سالگیم، شلوارم را کندم، و از اتاق آمدم بیرون. داد و بیداد، دیدم که هنگامیکه من در اتاق با شیلا بودم، جانی از سر پنجره بقیهٔ بچه‌ها را صدا کرده بود. پس، اتاق نشیمن پر از پسر شده بود. مانند اتاق انتظار دفتر دکتر. همه از من مبپرسیدند که چطور بود. پاسخ دادم:» خوب بود. «و جلوی همه آن‌ها شلوارم را پا کردم و بسوی در رفتم.

تمام اینرا با ندامت شرح می‌دهم، در آن زمان نیز احساس پشیمانی عجیبی داشتم، ولی در تضاد بودم، چون در حالیکه پشیمان بودم، همزمان پر از هیجان بودم، چون کسی متوجه کارم نشد، ولی می‌دانستم که از اتفاقی که افتاده بود ناراحت هستم. ترس پا فرا گذاشتن از» چهارچوب «کاملا مرا فرا گرفته بود. برای من، خودم و چهارچوبم مهم‌تر بود تا شیلا و اتفاقی که داشت می‌افتاد.

ما مرد‌ها، مجتمعا آموخته‌ایم که زن‌ها کم ارزش‌تر هستند، و آن‌ها را باید بعنوان دارایی و اشیاء قضاوت کرد. ما این را بعنوان معادله‌ای که برابر با خشونت بسوی زن‌ها است می‌دانیم. ما مرد‌ها، مردهای خوب، اکثریت مرد‌ها، پایهٔ فعالیتمان کاملا زندگی اجتماعی و اشتراکی است. ما خودمان را بگونه‌ای سوا از این مشکلات می‌دانیم، ولی در اصل قسمتی از آنهاییم. می‌بینید، ما باید بفهمیم که ارزش کمتر، دارایی و پست کردن، همه پایه این روینه غلط هستند و بدون آن‌ها خشونت اتفاق نمی‌افتد. پس ما هم راه حل هستیم و هم خود مشکلات. مرکز کنترل بیماری و پیشگیری می‌گوید که خشونت مرد‌ها بسوی زنان به درجه مسری در اجتماع رسیده است، و این خشونت، اولین اهمیت بهبودی زنان چه در این کشور و چه کشورهای دیگر می‌باشد.

خب، می‌خواهم فقط بگویم، این عشق من است، دخترم جِی. دنیایی را که برای او در نظر دارم، مرد‌ها می‌بایست چطوری در آن رفتار کنند؟ من به کمک شما احتیاج دارم. ما باید با بکوشیم تا ببینیم چطوری پسرانمان را بزرگ کنیم و به آن‌ها مرد بودن را بیاموزیم — بیاموزیم که حکمفرمایی نکردن بد نیست، احساسات داشتن بد نیست، برابری را ترویج کردن بد نیست، بد نیست که زنان صرفا دوست ما باشند و بس، بد نیست که همدیگر را کامل کنیم، آزادی من بعنوان یک مرد، با آزادی شما بعنوان یک زن پیوسته است.

بیاد دارم که از یک پسر نه ساله سؤالی کردم. از او پرسیدم،» زندگیت به چه وجه می‌بود، اگر تو وفادار به این «چهارچوب مردانه» نمی‌بودی؟ گفت: «آزاد می‌بودم.»

منیع: تد

آبان
۷
۱۳۹۴
مردان علیه خشونت، چرا و چگونه؟
آبان ۷ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

محسن فرشیدی

در طول تاریخ، مردان به شکل‌های مختلف زنان را مورد انواع خشونت‌ها قرار داده‌اند. این خشونت‌ها با وجود تفاوت‌ در شکل‌های ظاهری، اما به یک دلیل عمده شکل گرفته‌اند و آن سلطه‌ مردان بر زنان یا همان مردسالاری بوده است. جنایاتی از جمله زنده به گور کردن، سوزاندن و یا به دریا انداختن تنها نمونه‌هایی از آن‌ها هستند.

در کشورهای توسعه یافته و پیشرفته‌ امروز، برخی از این خشونت‌ها تا دو-سه قرن گذشته نیز رایج بوده است. فارغ از موقعیت جغرافیایی یا دلیلی که باعث چنین اعمالی شده‌اند، همگی آن‌ها در یک موضوع اشتراک داشته‌اند؛ عاملیت مردان

مردسالاری

سلطه‌ مردان بر زنان به شکل‌های مختلف را مردسالاری می‌گویند. زنان در جوامع مردسالار نه تنها از فرصت‌های برابر اجتماعی و اقتصادی برخوردار نمی‌شوند که به شکل‌های مختلف مورد انواع خشونت‌ها قرار می‌گیرند. بسیاری از قوانین، فرهنگ‌ها و سنت‌ها در طول تاریخ نسل به نسل ادامه پیدا کرده‌اند.

هر چند شکل بسیاری از آن‌ها دچار دگرگونی‌های زیادی شده‌ است، اما بسیاری از آن‌ها در ماهیت، ساختار خود را حفظ کرده‌اند.

زنان در چنین جوامعی کمتر فرصت حضور در عرصه‌های تاثیرگذار اجتماعی و سیاسی را پیدا می‌کنند و به این دلیل فرصت توانمندسازی خود را در یک بازده زمانی طولانی مدت که قابلیت انتقال به زنان نسل‌های آینده را نیز داشته باشد به دست نمی‌آورند.

در طول تاریخ عموما این مردان بوده‌اند که قوانین کشورها را نوشته‌‌اند و یا اینکه قضاوت و حکم صادر کرده‌ و در ادامه سنت‌ها و عرف‌ها را زمینه سازی کرده‌اند.

به عنوان نمونه قانون اساسی کشور فرانسه سال ۱۹۵۸، قانون اساسی آلمان ۱۹۴۹ و قانون اساسی آمریکا در سال ۱۷۸۹ نوشته شده‌اند. دیگر کشورها هم وضعیتی مشابه دارند. در چنین سال‌هایی در اکثر کشورها زنان امکان مشارکت در نوشتار قوانین را نداشته و حتی از حق رای نیز برخوردار نبوده‌اند.

هرچند تا به امروز اصلاحیه‌هایی بر روی این قوانین صورت گرفته است، اما  با این وجود در بخش‌هایی از قوانین کشورها هنوز مردسالاری وجود دارد.

دنیایی که امروز در آن زندگی می‌کنیم با گذشته تفاوت‌های زیادی کرده است. یکی از این تفاوت‌ها حضور گسترده و موثر زنان در جامعه است. موضوعی که تا یک قرن گذشته بسیار محدود و یک امر غیر معمول حساب می‌شده است. امروزه ضرورت حضور تمامی افراد یک جامعه برای توسعه و پیشرفت یک کشور بر کسی پوشیده نیست. حذف هر کدام از گروه‌های انسانی به دلیل جنس، جنسیت و یا گرایش جنسی آن‌ها در واقع محروم کردن دیگر افراد جامعه نیز از استعداد‌ها و توانایی‌های یک عضو خود است که این موضوع می‌تواند مستقیم یا غیر مستقیم روی تمامی افراد جامعه تاثیر بگذارد. هر انسانی باید فرصت حضور موثر در اجتماع و رشد شخصیت و استعداد‌های خود را داشته باشد و دولت‌ها این مسئولیت را بعهده دارند تا زمینه‌های آن را فراهم سازند.

در دنیای امروز این موضوع یکی از اصل‌های مهم حقوق بشر محسوب می‌شود. هر مانعی در جهت جلوگیری از آن، چه از سوی اعضای خانواده باشد یا دیگران، نوعی از تبعیض جنسیتی و شکلی از خشونت است. با این وجود در برخی کشورها از جمله ایران قوانین رایج، زنان را صرفا به دلیل جنس آن‌ها، از بسیاری از فرصت‌های اقتصادی و حضور در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی محروم کرده است.

رابطه میان پیشرفت جامعه و حضور گسترده زنان در اجتماع

مردان به عنوان وارثان انسان‌هایی که در طول تاریخ از عاملین اصلی خشونت علیه زنان بوده‌اند باید تلاش بیشتری در دنیای امروز برای رفع هر گونه خشونت یا تبعیض بر مبنای جنسیت صورت دهند.

اضافه بر آن و همزمان با پیشرفت علوم اجتماعی در قرن بیست و یکم، این واقعیت که توسعه و پیشرفت یک کشور زمانی به دست می‌آید که از تمامی ظرفیت‌ها و گروه‌های انسانی آن استفاده شود بر کسی پوشیده نیست.

مردان به عنوان نیمی از جامعه که در پیشرفت یک کشور سهم دارند باید در برداشته شدن موانع حضور زنان در عرصه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی و اجتماعی پیشرو باشند.

این موضوع هم از منظر فردی و هم عمومی بر آن‌ها  تاثیرات مثبت فراوانی خواهد داشت. هرگونه تبعیض جنسیتی جدا از اینکه حقوق انسانی یک فرد را لگدمال می‌کند، یک جامعه را نیز از استعدادهای  خود محروم می‌کند و این موضوع روی تمامی شهروندان از جمله مردان  تاثیرات منفی خود را می‌گذارد.

ضرورت تاکید مردان بر شروط ضمن عقد و قوانین برابر

بنابر آمارهای موجود، بیشترین خشونت‌ها در خانه و از سوی مردان صورت می‌گیرد. خشونتی که در خانه انجام می‌شود به دلیل اینکه در یک محیط بسته و به دور از چشم دیگران و اضافه بر آن به دلایل متعدد فرهنگی از سوی فرد آزار دیده عمومی نمی‌شود دارای پیچیدگی‌های زیادی است که رسیدگی به وضعیت آزارگر و آزاردیده را مشکل‌تر می‌کند.

هر چند بسیاری از این خشونت‌ها مخفی می‌مانند، اما تاثیرات مخرب آن در زندگی هر کدام از اعضای خانواده به شکل‌های مختلف آشکار می‌شود. هر چقدر خشونت در یک خانواده بیشتر باشد، امنیت روانی، آسایش و کیفیت مطلوب آن زندگی نیز کمتر خواهد شد. زمانی یک زندگی مشترک می‌تواند با کیفیت و دوام داشته باشد که زوجین احساس برابری نسبت به هم داشته باشند، بدین معنا که وابستگی کامل اقتصادی یا دیگر وابستگی‌ها وجود نداشته باشد.

مردان زمانی معنی واقعی عشق را خواهند چشید که همسر قدرتمند و مستقلی داشته باشند. در چنین رابطه‌ای است که انتظارات به حداقل می‌رسد و عوامل خشونت ورزیدن از بین می‌رود.

اگر چه در قوانین فعلی ایران تبعیض‌های پرشماری علیه زنان وجود دارد، اما مردان با تاکید بر شروط ضمن عقد و همچنین فراهم سازی دیگر ملزومات یک زندگی برابر می‌توانند شرایطی را رقم بزنند که هم احترام وعلاقه‌ خود به یک زندگی بدون خشونت و در شرایط برابر را اثبات کرده و هم در نهایت خود نیز از اثرات این آسایش و امنیت روانی در خانه سود ببرند.

رابطه‌ جنسی بهتر در یک زندگی برابرتر

رابطه‌ جنسی یکی از دلایل اصلی شکل گیری یک رابطه کوتاه یا بلندمدت است. هر چند شکل‌های گوناگون و متفاوتی از روابط جنسیِ میان انسان‌ها وجود دارد، اما همگی آن‌ها در برخی موارد مشترکات و ملزوماتی دارند که از مهمترین این ملزومات رضایت کامل فرد یا افرادِ در یک رابطه است. هر انسانی تمایل به یک رابطه‌ جنسی بهتر و با کیفیت‌تری را دارد. امروزه برای این منظور وسایل، فیلم‌ها و کتب آموزشی فراوانی وجود دارند. اما قبل از آن، یک رابطه‌ جنسی مطلوب به چند عامل اصلی دیگر نیز احتیاج دارد که آمادگی جسمی و عوامل روحی و روانی از مهم‌ترین آن‌ها هستند.

در رابطه‌ای که شکل‌های مختلف خشونت در آن وجود داشته باشد، فرد آزارگر و قربانی نمی‌توانند چنین رابطه‌ای را در دراز مدت داشته باشند. مردان به عنوان عاملین اصلی خشونت، قبل از هر راهکاری برای دستیابی به یک رابطه‌ جنسی با کیفیت‌تر، باید تلاش خود را در جهت رفع قوانین تبعیض‌آمیز علیه شریک زندگی خود انجام داده و در جهت رفع موانع حضور زنان در اجتماع به سهم خود تلاش بیشتری صورت دهند.

وقتی مجموعه این عوامل را در کنار هم قرار می‌دهیم آن آرامش و امنیت روانی در دسترس‌تر می‌شود و چشم‌انداز یک زندگی با کیفیت، بادوام و همراه با  رابطه‌ جنسی مطلوب تری قابل تصور خواهد بود.

عدم موفقیت مردان آزارگر در اجتماع

مردانی که دست به اقدامات خشونت آمیز در محیط خانه می‌زنند، جدای از مشکلاتی که برای شریک زندگی خود ایجاد می‌کنند، برای خود نیز مشکلات متعددی را درست می‌کنند.

چنین مردانی حتی اگر در کشورهای مردسالار از سوی مقامات قضایی محکوم نشوند، اثرات ناشی از این اقدامات بر روح و روان آن‌ها تاثیرات مخربی به جا می‌گذارد.

اضافه بر آن فرزندانی که شاهد چنین خشونت‌هایی هستند نیز به نوعی متحمل خشونت می‌شوند. فرصت پیشرفت چنین مردانی در اجتماع و مشاغل به دلیل پایین آمدن کارایی آن‌ها در اثر مشکلات روانی متعدد پایین آمده و جسم آن‌ها نیز به شدت آسیب می‌بیند.

واقعیت این است که عموم مردانی که در خانه مرتکب خشونت می‌شوند و سعی در مخفی کردن آن می‌کنند، دچار بیماری‌های روحی و روانی فراوانی می‌شود که قابل مخفی کردن نیستند و تاثیرات مخرب آن  در شغل و موقعیت اجتماعی آن‌ها نمایان خواهد شد.

کاهش خشونت‌ها، با مشارکت مردان در کمپین‌های اجتماعی

یکی از روش‌های موثر در کاهش خشونت‌ها، حضور گسترده مردان در کمپین‌های اجتماعی و با محوریت مقابله با خشونت علیه زنان است.

این نوع کارزارها آگاهی فردی مردان نسبت به مقوله‌ خشونت را بالاتر خواهد برد و آن‌ها را به شبکه‌های فعالین برابری طلب وصل می‌کند و از طریق این شبکه‌ها ضمن اینکه در جهت رفع خشونت تلاش می‌کنند، خود نیز با احساس مسئولیت در زندگی شخصی خود دست به اقدام خشونت آمیز نخواهند زد.

همچنین هر چه بیشتر شدن این کارزارها، دیگر مردان را نیز تشویق به حضور در آن‌ها خواهد کرد. در سال‌های گذشته و در وسعت جهانی کمپین مختلفی از سوی مردان در مقابله با خشونت شکل گرفته است.

یکی از شناخته‌ شده ترین آن‌ها، کمپین روبان سفید است. این کمپین در پی خشونت‌های گسترده علیه زنان در سال ۱۹۸۹ از سوی مردان در کانادا شکل گرفت و بعد از مدت زمانی کوتاه به پنجاه کشور دیگر نیز گسترش پیدا کرد.

مردانی که در این کمپین شرکت کردند سکوت در مقابل خشونت را به نوعی تایید خشونت می‌دانستند و دیگران را تشویق به محکوم کردن خشونت علیه زنان در هر محیط و شرایطی می‌کردند.

از این دست کارزارها امروزه در بسیاری از کشورها وجود دارند و مردان با مشارکت گسترده خود می‌تواند این پیام را به دیگر مردان آزارگر وهمچنین زنان جامعه برسانند که خشونت را تایید نمی‌کنند و معتقد به یک زندگی برابر در چهارچوب‌های انسانی هستند.

واقعیت این است فردی که آزارگر است، این بیماری در او چند روزه درمان نمی‌شود. اگر مردی به این آگاهی برسد که دیگر نباید دست به اعمال خشونت‌آمیز بزند باید روند درمان خود را شروع کند.

بسیاری از مردان آزارگر بعد از بروز خشونت پشیمان شده و قول به عدم تکرار آن داده‌اند. اما بدون روش‌های درمانی روانی و همچنین قوانین سخت‌گیرانه این چرخه خشونت بعد از چند روز آغاز و تکرار می‌شود.

ایجاد مراکز درمانی و مشاوره به مردان آزارگر، توانمندی زنان، وجود قوانین سفت و سخت علیه آزارگران و بالا بردن سطح آگاهی و آموز‌ش‌های اجتماعی می‌توانند به کاهش خشونت‌های خانگی کمک کنند.

در انتها باید تاکید کرد که مردان نیز به مانند زنان تمایل به زندگی در خانه‌ای دارند که رفاه و آسایش داشته باشد و در جامعه‌ای با امنیت جسمی، روانی و شغلی زندگی کنند.

با نگاهی به کشورهای توسعه یافته جهان می‌توان نتیجه گرفت که چنین آمال‌هایی تنها زمانی به دست خواهند آمد که زنان به عنوان نیمی از جامعه، در شرایطی برابر و همپای مردان در در تمامی عرصه‌های اجتماع  حضوری گسترده داشته باشند و مردان در جهت حذف تبعیض‌های جنسیتی و کاهش انواع خشونت‌ها تلاش‌های موثر و مستمرتری از خود نشان دهند.

مهر
۱
۱۳۹۳
صد و یک روش روزانه برای مردان که بتوانند دوستان زنان باشند
مهر ۱ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , ,
image_pdfimage_print

2464955731_e1583f7b17_n

عکس: thehutch

ترجمه: مریم شجاعی

  خانه امن: من مدتی است که خودم را یک مرد فمنیست و یک دوستدار حقوق زنان می دانم. دو سال پیش که اولین کلاس در مورد مطالعات زنان را برمی داشتم آنقدر متوجه نبودم که تا چه اندازه  به مسیری زیبا، متفاوت و فارغ از هر بدگمانی را در راه تساوی حقوق زنان قدم خواهم گذاشت. در اینجا ۱۰۱روش روزانه را آورده ام که نشان می دهد چگونه مردان می توانند دوستان بهتری برای زنان باشند.

باید اذعان کنم که این متن تا حد ممکن یک نوشتار فرا جنسیتی و علاقمند به حقوق جنس مخالف است و روی صحبتش با مردانی است که، مسائل زنان با عدم حمایت و توجه شان روبرو بوده است، هر چند احساس می کنم بسیاری از این روش ها، در مقیاس بزرگتری قابل اجرا و استفاده هستند. اگرچه برخی از این نکات توسط دوستان پیشنهاد شده بودند ولی اکثریت آنها از تجارب شخصی من با دوستی و فعالیت های حقوق زنان بدست آمده است.

امتیازات خود را شناسایی کنید، بخصوص امتیازات مردانه خود را و امتیازاتی که در مورد شما کاربرد دارد.

در مورد این نکته من ذهنیت جهان شمولی دارم. درک همه امتیازاتتان. نکته اصلی و مهم رابطه دوستانه شما با زنان و یا کسانی است که خارج از طیف جنسیتی هستند. امتیازات مردانه امتیازاتی هستند که مردان (و یا هر کسی که به عنوان جنس مذکر شناخته می شود) تحت پوشش پدر سالارانه از آن بهره مند می شود. تمام این امتیازات بهائی است که زنان پرداخته اند. در اینجا لیستی از موارد امتیازات مردانه وجود دارد.

برای شناسایی و به چالش کشیدن امتیازات مردانه تان کوشش روزانه به کار ببرید.

برای ساختن یک رابطه خوب و سالم با زنان، شما باید تلاش مستمری برای شناسایی امتیازات خود و به چالش کشیدن آنها داشته باشید. به عنوان یک مرد این مسئولیت اجتماعی شماست که نسبت به این امتیازات آگاهی داشته باشید و این آگاهی را برای کشف موقعیت های مختلف به کار برید. برای مثال اگر خانمی در موقعیت اجتماعی و در جایگاه شما بود چه اتفاقی می افتاد؟ و چگونه با آن زن به نوع دیگری رفتار می شد؟

آگاه باشید که امتیازات مردانه شما چشمانتان را به روی تجربه های دیگران نبندد.

دوستان همیشه کامل و بی عیب نیستند، ما اشتباهاتی مرتکب می شویم کاری که پس از ارتکاب اشتباه مان انتخاب می کنیم و انجام دهیم، همان چیزی است که  تاثیر گذاری ما را به عنوان یک دوست مشخص می کند. بنابراین بسیار مهم است که به این نتیجه برسیم که ما همه چیز را صرفا” به دلیل مرد بودنمان نمی دانیم. ما در مورد مسائلی ناآگاه خواهیم بود که فقط یک زن می تواند در مورد آن صحبت کند. بنابراین، این موقعیت را تشخیص دهید و اگر زمانی، کسی به دلیل اشرافی که به موضوعی دارد شما را تصحیح می کند آن را مغرضانه نپندارید.

تصاویری را که از دختران و مدل های زیبا به دیوار و یا بر روی آیفون دارید.

به وضوح به شما بگویم با این تصاویر شما زن و بدنش را به یک شی ساده و بیجان تبدیل می کنید.عجیب است که شما این تصاویر را به دلیل شکل نیمه برهنه یا برهنه ای که آن زن به نظر می رسد نگه می دارید. دقت کنید که زنان کالا نیستند. شما چگونه می توانید با زنان کار کنید و آنها را جدی بگیرید اگر تنها چیزی که به آن اهمیت می دهید ظاهر آنان است.

راه افتادن دنبال خانم ها در کوچه و خیابان را کنار بگذارید.

بسیاری از دوستانی که خانم هستند به من گفته اند که متلک ها و مزاحمت های خیابانی از وحشتناک ترین تجربه هایی بوده که در زندگی شان داشته اند. با این کار شما در ایجاد فرهنگی ایفای نقش می کنید که به زنان می آموزد از محیطی که در آن زندگی می کنند هراسان باشند. به آنها می گوئید که همه مردان موجودات پستی هستند که هیچ احترامی برای زنان قائل نیستند. با این کار شما مبلغ فرهنگ تبعیض جنسیتی هستید، شما از زنان احساس امنیت و آرامش در جامعه را می گیرید. همین الان از این کار دست بکشید.

زمانی که خانمی از کنارتان می گذرد مواظب چشمانتان  باشید.

نمونه دیگری از مزاحمت های خیابانی نگاه مردان است. ما عادت کرده ایم به زنان به عنوان شی بنگریم، ممکن است که همه اقرار نکنند اما همه ما مرتکب این خطا می شویم. صادقانه بگویم حتی به عنوان مردی که در کلاس های مطالعات زنان شرکت کرده است ، بارها مچ خودم را در حال زل زدن به خانمی گرفته ام. باید تا جایی که می توانم روی خودم کار کنم تا بتوانم این عادت زشت را کنار بگذارم و بتوانم خودم را یک دوست مفید بدانم.

این تصور را که خانم ها فقط به دلیل نگاه کردن و لبخند زدن به شما علاقه مند هستند فراموش کنید.

ممکن است تعجب کنید اما لبخند زدن معمولاً علامت علاقه و کشش داشتن نیست بلکه نشانه خوشرویی و اینکه شما به عنوان یک انسان در آن محیط حضور دارید. امیدوارم متوجه این موضوع بشوید.

مواظب خوش و بش کردن با یک خانم باشید

همه روزه طرفداران حقوق زنان مقالات خوبی در این زمینه منتشرمی کنند.

هنگام شب زمانی که خانمی به سمت شما راه می رود مسیر حرکت تان را به سمت دیگری تغییر دهید.

در موقع راه رفتن در شب تلاش می کنم موقعیتم طوری باشد، خانمی که در خیابان است احساس امنیت بیشتری کند. یکی از کارهایی که می کنم این است: دستانم را در وضعیتی قرار می دهم که قابل دیدن باشد، نگاهم را به پایین یا سمت دیگری می برم و یا اینکه کلا مسیر را به عرض خیابان تغییر می دهم تا خانمی که از کنارم می گذرد به هیچ وجه با حضور من احساس وحشت نکند. به عنوان یک مرد آگاه هر کاری که می توانم انجام می دهم. نکته مهم این است که من یک لاتین هستم. متاسفانه، مردان رنگین پوست بیشتر خطر محسوب می شوند و من با توجه به این مطلب این تمرین را شروع کردم. زنان به دلایل گوناگون از بیرون رفتن در شب منع شده اند. جامعه به دلیل نابهنجاری هایی که در آن وجود دارد پیام هایی به زنان برای توجیه کردن این معضلات می دهد، به عبارت دیگر زنان باید خود را از این آسیب ها دور نگه دارند. این می تواند به این معنا باشد که زنان در شب حتی به سالن های ورزشی نروند چراکه ممکن است در راه برگشت و سوار شدن به ماشین خطری آنان را تهدید کند.

 اگر می خواهید در زندگی تان آدم جوانمردی باشید این شیوه را در مورد همه و همواره اجرا کنید

برخی از مردم فکر می کنند که جوانمردی از بین رفته است، بعضی دیگر باور دارند که نسبت به موقعیت و ضرورت هنوز وجود دارد. من فکر می کنم که جوانمردی مفهوم زیبایی است که باید توسط همه و همه جا به کار گرفته شود. زنان ممکن است رفتار مردانی را که در را برایشان باز می کنند یا صورت حساب را می پردازند مورد تحسین قرار دهند، اما من باور دارم جوانمردی شیوه ای است که باید همه رعایت کنند احترام همه جا و برای هر انسان و هم نوعی به کار گرفته شود.

در محیط کار با زنان بااحترام رفتار کنید به ویژه حرفه هایی که در تسلط مردان هستند.

به طور تاریخی محیط کاری بیشتر در اختیار مردان بوده است. اکنون زمان آن است که این محیط را بازتعریف کنیم و همان احترامی را که انتظار داریم از دیگران دریافت کنیم نسبت به زنان داشته باشیم.

از فرهنگ عامه لذت ببریم اما با شناخت آن را بسنجیم.

هر چیزی که در رسانه ها می خوانیم، تماشا می کنیم و می شنویم بر ما تاثیر می گذارند. به عنوان مردانی که می خواهند دوست زنان باشند لازم است که اشارات و پیام های فرهنگی رسانه ها را دریابیم و تشخیص دهیم، اگر دراین مورد با من موافق نیستید، معلوم است پیام ها تاثیر خود را بر شما گذشته اند.

بعضی مواقع لازم است با احساس معذب بودن کنار  بیایید.

این نکته بسیار مهم است. تنها راه آموختن این است که خود را در موقعییت های مختلف قرار دهید، به خصوص موقعیت هایی که احساس راحتی کامل نمی کنید. برای مثل من کتاب هایی در رابطه با حقوق زنان خوانده ام و در گفتگوهای مرد سالارانه مشارکت می کنم. هموار به دنبال فضاهایی برای گفتگو با زنان در رابطه با حقوق شان هستم. بعضی از این مکالمات گفتگوهای دشواری است که در برگیرنده نکات مردسالارانه ای است که ممکن است شما به عنوان عضوی از این گروه، مورد هجمه قرار گرفته و معذب شوید. اما من می خواهم دوستی تاثیر گذار باشم، پس مسئولیت اجتماعی من این است که با شرایط کنار بیایم و علی رغم سختی در آنجا قرار بگیرم.

گوش دادن را یاد بگیرید

زنان در زندگی تجارب و دانشی کسب کرده اند که هسته مرکزی جنبش حقوق زنان و جنبش های تساوی خواهی دیگر شده است. در صورتی که این جنبش ها نیازمند آن هستند که همه افراد، از زن و مرد کارهایی علیه تبعیض جنسیتی انجام دهند. به جای محکوم کردن زنان برای اینکه نظرات شما شنیده شود گامی به عقب بردارید و به چیزهائی که قبلا” گفته شده گوش دهید، قطعا” چیزهای زیادی وجود دارد که می توانید بیاموزید. به عنوان یک فرد خواستاراتحاد و دوستی با زنان، روزانه سعی در بهتر کردن مهارت گوش دادن دارم.

  به نوع کلماتی که به کار می برید دقت کنید

از کلماتی که علیه زنان استفاده می کنید، نظراتی که می دهید، یا چیزهایی که در موردشان می گویید بپرهیزید.شما نمی توانید خود را دوست زنان بدانید و در عین حال از واژه هایی مانند زنیکه هرزه، هرجایی، و یا شلخته استفاده کنید، باید حواستان را جمع کنید.

 هرگز نظراتتان را به دیگران تحمیل نکنید

یاد بگیرید که بعضی اوقات کنار بکشید همیشه نمی توانید همه گفتگوها را رهبری کنید به خصوص، جایی که مبحث به زنان برگردد، در آنجا شما باید خود را مهمان بحث به حساب آورید. حتی در بحث های مربوط به حقوق زنان لازم است که امتیازات مردانه خود را به یاد بیاورید و نظرات خود را فقط زمانی که اقتضاء می کند مطرح کنید. لازمه گفتگو شنیده شدن همه و احترام به نظراتشان است.

 مراقب چیزهائی که می گویید و تاثیرشان بر دیگران باشید

تجربه می گوید این اولین قدم در مورد اهمیتی است که شما به جریان رابطه تان با خانم ها می دهید. نمی توانید پیش بینی کنید که حرفهایتان چه تأثیری بر دیگران خواهد گذاشت، خواه این یک گفتگوی دو نفره باشد یا یک مکالمه جمعی. ممکن است حرف هایتان شنیده شود. آنچه را که در مورد کنار آمدن با احساس ناراحتی و معذب بودن را گفتم به یاد بیاورید.

 طرفدار حق انتخاب باشید      

حق انتخاب دادن به انسان ها یک موهبت است. این را به این دلیل می گویم که زنان همیشه دوست دارند بر بدن خود کنترل داشته باشند. قوانین و گفتگوهائی که در جامعه مبنی بر تصمیم گرفتن برای زنان وجود دارد خشم آنان را برمی انگیزد. چرا مردان که  عده کثیری از دولت را تشکیل می دهند باید برای زنان و بدنشان تصمیم بگیرند؟

 به خودتان فرصت گریه کردن و احساساتی شدن بدهید

 مردان گمان می کنند که نشان دادن احساساتشان به خصوص درعموم مردانه نیست؛ اینطور نیست. توقعات سنتی و مردانه را به چالش بکشید و با زنان متحد شوید. گریه کردن، احساساتی بودن و صداقت در مورد اینکه چگونه احساس می کنید علی رغم توقعات فرهنگی یک ضرورت است.

 همیشه رضایت طرف مقابلتان را بخواهید

همواره رضایت مندی شریک جنسی خود را بخواهید. ما مردان یاد نگرفته ایم که رضایت و اجازه طرف مقابل را در روابط جنسی بخواهیم. اما من به شما قول می دهم که پرسیدن و آگاهی داشتن از تمایل طرف مقابلتان در روابط جنسی احساس بهتری به شما می دهد. برخی از زنان ممکن است فکر کنند که شما سوال عجیبی می پرسید، اما نگذارید این احساس شما را از پرداختن به انجام کاری درست باز دارد.

 برای منابع خبری از تارنمای مربوط به زنان استفاده کنید و از آنان را روزانه بازدید کنید

هر کدام از آنها داستان ها و خبرهای جالب که دیدگاههای فمنیستی دارند و شما را در راهتان به سمت دوستی با زنان کمک خواهند کرد. چیزی که در مورد این تار نماها جالب است اینکه معمولاً به منابع بهتری وصل شده اند

  کلاس هایی در مورد مطالعات زنان بردارید

اگر در مدرسه و یا دانشگاه هستید در مورد برداشتن کلاس هایی در رابطه با زنان فکر کنید، به شما قول می دهم که دیدگاهتان را به عنوان یک مرد تغییر خواهد داد. اولین کلاسی که برداشتم برایم این امکان را فراهم کرد که در مورد جنسیت، پدرسالاری، و تبعیض جنسیتی که در آمریکا وجود دارد صحبت کنم و بعدها باعث شد که آن را به عنوان رشته اصلی خود انتخاب کنم. باور کنید که باید یک کلاس در این زمینه بردارید و اگر ارتباطتان با مدرسه و دانشگاه قطع شده است بگردید و اگر در اطرافتان کلاس های آزاد وجود دارد ثبت نام کنید. اینترنت هم یک منبع فوق العاده است، کلاس های جالبی که در این رابطه به صورت آنلاین وجود دارند.

 تجربه های زنان را بشنوید و بپذیرید

به عنوان یک یار و دوست زنان هرگز نباید فرض کنید یا به جای آنان حرف بزنید. وظیفه شما این است که به آنان گوش دهید و ببینید که چه چیزی از زندگیشان به شما می گویند.

از همجنس گراهاهراس نداشته باشید.

خواهر من یک همجنس گرا است، به عنوان یک دوست زنان من حمایت از این مسئله را در برنامه خود قرار داده ام.

 یک کتاب فمنیستی را از کتابخانه بگیرید و شروع به خواندن آن کنید.

نکته اصلی در مورد دوستی و اتحاد با زنان آموزش است. آن را در نظر داشته باشید و منابع مناسب پیدا کنید.

 با مدارس، مرکز آموزشی و برنامه های آنان همکاری کنید.

دوستی و متحد شدن با زنان فقط به آموزش دادن خودتان ختم نمی شود بلکه باید در اشاعه آن کوشا باشید. دنبال منابع و مراکزی که در رابطه با مسائل اجتماعی فعال هستند باشید و با آنها همکاری کنید.

 سازمان های غیر دولتی و مدافع حقوق زنان را حمایت کنید.

ایمیل خود را در اختیار این سازمان ها قرار دهید و به صورت داوطلبانه و آموزشی با آنها همکاری کنید. راه های مختلفی برای یاری رساندن وجود دارد.

 یادداشت هایی از تاثیرات روزانه بر عقاید و افکارتان را تهیه کنید.

ما بعضی وقت ها باید خود آزمایی کنیم، من این کار را بسیار مفید یافته ام، این کار برای حرکت های بزرگتر و فعالیت بیشتر به من انگیزه می دهد.

 تبعیض جنسیتی را هر روزه در زندگی روزانه خود به چالش بکشید.

راه های مختلفی برای این کار وجود دارد. یکی از کارهایی که من هر روزه برای نقد این حرکت انجام می دهم این است که به دوستانی که حرف های غیر منصفانه علیه زنان می زنند تذکر می دهم. همچنین زمانی که سر کار هستم اطمینان حاصل می کنم که زنان نیز نظراتشان شنیده و مطرح می شود.

 فقط اهل حرف زدن نباشید بلکه به حرف هایی که می زنید عمل کنید.

 دوست و یار بودن یک کار اداری نیست، نمی توانید انتخاب کنید چه زمان های می خواهید و چه زمان های نمی خواهید که یک طرفدار حقوق زنان باشید، اگر به اندازه کافی شهامت این کار را دارید، باید آن را به درستی انجام دهید. این کار را به صورت روزانه انجام دهید. این کار بیشتر از یک ادعا، برچسب و حتی یک شیوه است. باید خود را در آن حل کنید و کاری را که می توانید از بهترین وجه انجام دهید.

 نیازی نیست به خانم ها بگویید شما با بقیه مردان متفاوت هستید در عمل ثابت کنید.

عملتان بیشتر از حرفتان باشد، سعی کنید متفاوت باشید.

  به دوستانتان در مورد جوک ها، نظرات و رفتارهای تبعیضانه تذکر دهید.

این نمونه بارزی از تبعیض جنسیتی است که همه روزه علیه زنان انجام می شود، رعایت این مسئله ممکن است در ابتدا سخت باشد چرا که این زبان در بین مردان بسیار ترویج یافته و عادت شده است، اما شما باید به این عادت دوستانتان مقابله کنید و آنان را دعوت به دوری از هر گونه تبعیض جنسیتی بکنید.

 مردان دیگر را تشویق به انجام کاری که می دهید بکنید.

تمام این اطلاعات در مورد رفع تبعیض جنسیتی بی فایده خواهد بود اگر آنها را با مردان دیگر قسمت نکنید. در زندگی خود بر روی مردان تاثیر مثبت بگذارید. این وظیفه شماست که مردان دیگر را متوجه امتیازات مردانشان کنید و دعوت به مقابله به مرد سالاری موجود در جامعه. اگر همه ما با هم کار کنیم امکان انجام کارهای بیشتری فراهم است.

  بر روی شیوهای که با آن به عنوان یک پسر بزرگ شده اید تاثیر بگذارید.

آموزش های اجتماعی به ما یاد داده اند که مردانی باشیم که امروز هستیم، تجربیات، درس ها و گفته های پدران و مادرانمان از ما انسان هایی ساخته اند که امروز هستیم، با آگاهی که به مسائل زنان پیدا کردید کودکی خود را بررسی کنید و بر آن چیزی که به شما یاد داده شده است تاثیر گذار باشید، گذشته خود را به چالش بکشید و تعریف جدیدی از هویت مردانه ارائه دهید. کسی باشید که واقعا می خواهید.

  رابطه خود را با مردان دیگر تقویت کنید.

به عنوان یک مرد دورانی کوتاهی را به یاد می آورم که از مردان به دلیل عدم استقبال شان از مسائل حقوق زنان متنفر بودم، فقط انگشت شماری بودند که این مطلب با اقبال شان روبرو می شد، بعدها دریافتم که به جای این خشم وظیفه من به عنوان یک فمنیست این است که خود را به آنان نزدیک کنم، باید هر کوششی را به کار ببرم بدون هیچگونه ترسی از عواقب آن. بعضی وقت ها رابطه نزدیک مردان به عنوان رابطه همجنس گرائی پنداشته می شود، این خود به آن معنی است که چه طبقه بندی های مغرضانه ای در اجتماع وجود دارد.

  اگر دارای فرزند هستید، مسولیت های پدرانه را به عهده بگیرید.

وضعیت موجود را به چالش بکشید. پدری مسئولیت پذیر باشید و در پرورش نسل آینده مشارکت داشته باشید. به پسرانتان یاد بدهید که به زنان احترام بگذارند. آنها به راهنمایی شما تکیه می کنند.

ادامه دارد…

 لینک منبع  

مرداد
۲۲
۱۳۹۳
زنان در حوادث طبیعی بیشتر از مردان می میرند
مرداد ۲۲ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

N81196728-5753237

عکس: ایرنا

رویا تاجی – روزنامه نگار

بررسی‌های انجام شده توسط برنامه توسعه سازمان ملل متحد بیانگر آن است که زنان در مواجهه با حوادث و رخدادهای طبیعی مرگ‌بار، ۱۴برابر بیشتر از مردان آسیب‌پذیرند و جان‌شان در خطر است.

این را بررسی های سه ماهه سازمان کمک رسانی آکسفام که در هند، اندونزی و سریلانکا تهیه شده، نیز تایید می کند .تعداد زنانی که در فاجعه سونامی در آسیا کشته شدند سه برابر بیش از مردان بود.

۲۶ دسامبر ۲۰۰۴ ، خیزش امواج اقیانوس ، به ازای هر یک مرد جان چهار زن را گرفت.

کارشناسان این موسسه می گویند؛ زنان بیشتر کشته شدند چون در زمان وقوع سونامی در سواحل در انتظار بازگشت شوهران ماهیگیرشان بودند و یا در خانه بچه داری میکردند.

گروه بین المللی آکسفام  تحقیقات خود را در “اندونزیایی آچه”، ناحیه “کودالور در هند” و داده های جمع آوری شده از اردوگاه های سراسر “سریلانکا” متمرکز کرد.

در چهار روستای ناحیه «آچه بسار» تعداد بازماندگان مرد سه برابر بازماندگان زن بود.

در شهر کوالا کانگوی در آچه شمالی تعداد کشته شدگان زن عدد تکان دهنده ۸۰ درصد را نشان میداد. هند نیز تجربه ای مشابه داشت و در ناحیه کودالور تعداد زنانی که جان باختند سه برابر مردان بود.

در روستای “پاچانکوپام”، همه جان باختگان زن بودند.

سریلانکا نیز سرنوشتی مشابه داشت، تعداد بازماندگان مرد در اردوگاه های اضطراری از تعداد زنان بازمانده بسیار بیشتر بود.

این عددها این آمار را می دهد که زنان در کشورهای در حال رشد در بلایای طبیعی بیشتر احتمال مرگ دارند تا مردان .

زنان آمادگی درک خطر بیشتری دارند

 دکتر یاسمین دخت ایزدخواه عضو هیات علمی پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله تهران در این خصوص می گوید: زنان در زمره یکی از گروه های آسیب پذیر جامعه محسوب می شوند. تحقیقات نشان می دهد زنان قربانیان اصلی بحران های طبیعی هستند.

او با استناد به آمارها و تحقیقات انجام شده، می گوید: تجربه سیل ۱۹۹۲ بنگلادش نشان می دهد به دلیل وجود سنت های حاکم محدودیت های فرهنگی و ممنوعیت های اجتماعی، زنان در نجات خود با مشکلاتی روبه رو شدند و بنابراین تعداد قربانیان زن به شدت افزایش یافت.

سال ها بعد دوباره تاریخ تکرار شد و در سونامی سریلانکا، اندونزی و هند زنان زیادی به دلیل ناآگاهی کافی جان خود را از دست دادند یا به سختی به امرار معاش و زندگی پس از سانحه ادامه می دهند.

 به اعتقاد استادیار و عضو هیات علمی پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله تهران برخی از عوامل کلی که در آسیب پذیری زنان موثر است، عبارتند از: مشارکت نابرابر زنان در تصمیم گیری های مهم، ناآگاهی زنان از حقوق خود، استفاده نابرابر زنان از امر آموزش، مشکلات اقتصادی و فقر در زنان، ارائه چهره نامناسب از زنان در رسانه ها، بی تفاوتی زنان نسبت به مسائل به دلیل نبود آگاهی و نابرابری در امر بهداشت و تغذیه.

دکتر ایزدخواه می گوید: در تحقیقات بسیاری نشان داده شده زنان آمادگی درک خطر بیشتری نسبت به مردان داشته و در عین حال آمادگی مشارکت در فعالیت های امداد اضطراری را همانند و پایاپای مردان دارند. به عنوان مثال در زلزله منجیل- رودبار اغلب خانواده هایی که در آن زن خانواده زنده مانده بود، زندگی بعد از بحران، روال بهتری داشت .

همچنین در هند نیز بعد از زلزله ۱۹۹۳ در “لاتور”  شبکه ای متشکل از ۳۵۰۰ زن از گروه های خودگردان فعالانه به نیازهایی از قبیل رسیدگی به امرار معاش، تامین آب و نیازهای بهداشتی، حفظ سلامت و آموزش در کنار موارد دیگر پرداختند. (استراتژی بین المللی کاهش سوانح، هند ۲۰۰۷)

پس از زلزله آستانه لرستان در فروردین ۱۳۸۵ نیز زنان نقش بسیار مهمی در بازسازی پس از سانحه برعهده داشتند.آنها همچنین از نظر روحی و احساسی به خانواده هایشان کمک کرده و در موارد متعدد دیگر از قبیل آماده کردن غذا، جمع آوری آب و تهیه سوخت کمک شایانی کردند. نقش بسیار موثر آنان در حفظ و تامین مایحتاج خانواده حتی بیش از مردان برآورد شده است.

 فعالیت های عمده زنان در کاهش خطر سوانح

 زنان می توانند نقش بسیار مهمی در گسترش فرهنگ ایمنی جامعه ایفا کنند و در مراحل مختلف یک بحران چه در عملیات پیشگیری و چه حین و پس از وقوع بحران از توانمندی های خود تا حد ممکن استفاده کنند. این را دکتر ایزدخواه می گوید.

به اعتقاد او باید به زنان قدرت بیشتری داد تا بتوانند در خصوص «ایفای نقش فعال در طراحی، تصمیم گیری، برنامه ریزی و مشارکت در برنامه های کاهش خطرهای ناشی از زلزله»به عنوان بخشی از طرح توسعه ملی فعالیت کنند.

این استادیار ادامه می دهد: همچنین مشارکت زنان در طرح های تخصصی و فنی مربوط به زلزله، آموزش، پژوهش و تدوین برنامه های جامع کاهش خطر، تشکیل گروه های کاری، پژوهشی و شوراهای اجرایی برای ارائه تجربیات و مشارکت در فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توصیه می شود.

 به اعتقاد عضو هیات علمی پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله تهران یادگیری درباره زلزله و خطرهای ناشی از آن و شناخت و آگاهی در خصوص هر پدیده یی می تواند به کاهش خطرات ناشی از آن پدیده منجر شود بنابراین زنان باید درباره زلزله، خطرات آن و منابع مربوط شناخت کافی پیدا کنند.

همچنین در کلاس های مربوطه شرکت کرده و سعی در گسترش فرهنگ ایمنی در خانه و محل کار کنند. تبادل اطلاعات و تجربیات با دوستان، همسایگان، کودکان و خانواده یکی از راه های توسعه فرهنگ پیشگیری و ایمنی است.

ایزدخواه با اشاره به مشارکت و برنامه ریزی در اقدامات کاهش خطر در سه فاز قبل، حین و پس از زلزله ادامه می دهد: در این مرحله زنان می توانند به آموزش خانواده خود در خصوص موارد ایمنی سانحه و تمرین آن بپردازند. همچنین ضروری است مواردی از قبیل تهیه لوازم مورد نیاز جهت خروج از خانه، مدیریت مورد نیاز، دانستن اصول پزشکی اولیه، کنترل بیماری ها، بهداشت محیط و تهیه غذا را فراگیرند. زنان قادرند با آگاهی هنگام زلزله به کمک سایرین پردازند.

آنان پس از زلزله نیز می توانند در تهیه مایحتاج کمک کرده و علاوه بر تامین معاش، در صورت از بین رفتن مرد خانه، از نظر روحی روانی به افراد خانواده و همسایگان تسلی بخشند. همچنین در راستای سازماندهی به مواردی از قبیل گردآوری اطلاعات و جمع آوری ضروریات افراد خانواده و محله، همکاری در رابطه با اطلاع رسانی سریع، حمایت از افراد آسیب دیده و کودکان بی سرپرست، مدیریت اردوگاه ها، تشکیل انجمن ها و مشارکت فعال در امر اسکان مجدد، توانبخشی، بازسازی و… بپردازند.

به گفته این استاد دانشگاه نقش زنان در تولید غذا و آماده سازی آن، همین طور تدارکات ضروری به منظور رفع سوء تغذیه در زمان اضطرار بسیار حساس است و آنها می توانند در ساعات و روزهای اولیه پس از زلزله به آماده سازی و توزیع غذا در بین کودکان، سالمندان و نیازمندان و کمک به مجروحان و بیماران پرداخته و همزمان با شروع عملیات بازسازی در فعالیت های مربوط به کشاورزی یا تولید مواد غذایی در کارخانه ها همکاری کنند چرا که شواهد نشان می دهد نقش زنان در یاری رساندن به کودکان، سالخوردگان و معلولان و کاهش تنش ها و آسیب های روانی در آنان جهت حفظ آرامش روحی در هر دو مرحله قبل و پس از زلزله بسیار مثبت بوده است.

 منبع: http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1844741

بهمن
۲۵
۱۳۹۲
ناتوانی جنسی در مردان و خشونت خانگی
بهمن ۲۵ ۱۳۹۲
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

6958626199_c122f33957

عکس:   vanz

مژگان میر اشرافی – مددکار اجتماعی

“ هما به تازگی بعد از شش ماه زندگی مشترک بعلت انزال زودرس و ناتوانی جنسی از همسرش  جدا شده است. او می گوید: هر بار که قصد انجام رابطه جنسی را داشتیم، همسرم دچار انزال زودرس می شد. شوهرم به شدت برآشفته و در حالی که بلند بلند گریه می کرد، خودش را کتک می زد. او می گوید فشارهای روانی ناشی از این مسئله در طول زندگی مشترکش او را بسیارافسرده کرده  تا جایی که فکر می کند شاید دیگر دوست نداشته باشد با مرد دیگری رابطه جنسی داشته باشد.”

اختلال در توانایی جنسی یکی از پنج علت طلاق در کشور است. طبق آمار اعلام شده در کشورمان ۴۳  درصد زنان و ۳۱ درصد از مردان که به نوعی از اختلال عملکرد جنسی در رابطه شان رنج می برند، اغلب در بیان مشکلات خود کوتاهی می کنند و این درحالی است که بیشتر بیماران درمان پذیرند.

در این میان برطبق نظر کارشناسان، بین ۲۵ تا ۴۰درصد از مردان در ایران به مشکل انزال زودرس مبتلا هستند که تابع بسیاری از مسائل روحی و روانی است. بااین حال بسیاری از مردان در مورد این مشکل سکوت کرده و تا مدت ها این مسئله را از همسرشان مخفی نگاه می دارند.

تاثیرمسئله اختلال در عملکرد جنسی در مردان فرای مشکلات رابطه جنسی میان زوجین است. صحبت در مورد این مشکل برای مردان در تمامی جوامع مشکل به نظر می رسد. عدم مهارت برقراری ارتباط موثر میان زوجین باعث می شود که سلامت روحی و روانی بسیاری از زوجین درگیر با کم توانایی و یا ناتوانی جنسی، در معرض آسیب قرار گیرد.

در بسیاری از اوقات ناتوانی جنسی مردان تنها یک مسئله فیزیکی برای آنان نیست بلکه  برای بسیاری از آنان به معنای زیرسوال بردن مردانگی شان است. در جوامعی مانند ایران تصورعمومی از مردانگی ومعنای نقش مردان در هدایت رابطه جنسی میان زوجین، می تواند به مشکلات بیشتری مانند آزارهای روحی و روانی دامن زده و حتی همسران را در معرض خشونت خانگی  قرار دهد.

بسیاری از پژوهش ها در این حوزه نشان می دهد که اختلال در عملکرد جنسی تاثیر به سزایی برروی عزت نفس مردان دارد. چنانچه اعتماد به نفس آنها را به شدت کاهش می دهد و در نتیجه آن، ممکن است آنها به افسردگی مبتلا گردند.

 اما طرف دیگر این مشکل، طیف گسترده ای ازاحساسات و فشارهای عاطفی برهمسران آنان می باشد. زنان ممکن است بارها و بارها از خود سوال کنند که آیا آنان عملی را دررابطه جنسی درست انجام نمی دهند ؟! شاید شوهرشان تمایل جنسی به آنان ندارد؛ و یا اینکه شاید آنها به اندازه کافی زیبا و جذاب نیستند.

 بطور طبیعی درسراسر دنیا، زنانی که با مرد مبتلا به ناتوانی جنسی زندگی می کنند، غالبا این احساسات پیچیده را تجربه می کنند اما سوال این است که چرا در اکثر موارد در جوامعی با فرهنگ مردسالارانه مانند ایران وجود اختلال ناتوانی جنسی در مردان منجر به خشونت خانگی و آزارهای روانی برعلیه زنان می شود ؟!

“ سمیرا تصمیم به جدایی دارد. او ۱۰ سال با همسرش که مبتلا به انزال زودرس است زندگی کرده است. سمیرا می گوید که علاقه اش به همسرش بعد از سال اول ازدواج تبدیل به احساس گناهی شده که اورا ۱۰ سال دررابطه ای بدون داشتن ارتباط جنسی نگاه داشته است. سمیرا می گوید که همسرش همیشه او را مقصر این ناتوانی قلمداد کرده و سرزنش می کرده  که به اندازه کافی عشوه گری نمی کند، حرف های تحریک کننده نمی زند و یا نمی داند چگونه او را تحریک نماید. در طول این سال ها شوهرش هر بار بهانه ای برای ناتوانی خود پیدا می کرده و در سال های آخرهرگاه سمیرا گله و به او  فحاشی و زدن حرف های رکیک زده است. شوهرش بارها با درخواست او برای رفتن به پزشک مخالفت کرده و او را مقصر اصلی ناتوانی اش دانسته است. گاهی تا هفته ها بدون گفتن کلمه ای با او قهر  می کرد.  به تازگی نیز، ابزار تهدید و تهمت برای نگه داشتن سمیرا بکار برده است. مثلا” به او می گوید با مردان دیگری در رابطه است حال که سمیرا تصمیم به عملی کردن طلاق را گرفته او را تهدید کرده که به محل کارش می رود وآبروی او را می برد. اما در طرف دیگر داستان ، سمیرا همواره مشکلش را از خانواده اش پنهان کرده؛ او می گوید همیشه از اینکه در مورد ناتوانی شوهرش صحبت کند خجالت می کشیده، او می ترسد که اطرافیانش او را” زنی بد”  قلمداد کنند  که به علت  تمایلات جنسی  خواستارجدایی از همسرش است.”

بسیاری از مردانی که ناتوانی جنسی را تجربه می کنند بطور قابل توجهی از مکانیسم دفاعی روانی  فرافکنی استفاده می کنند. آنان بطور ناخوداگاه تمامی احساسات منفی و بدی را که نسبت به خود دارند به طرف شریک زندگیشان برون فکنی می کنند؛ زن را مقصر اصلی دانسته و سرزنش می کنند.

 اما در روی دیگر سکه، در جوامعی به مانند ایران در کنار علت های گوناگون فیزیکی و روانی که به خشونت روانی می انجامد، الگوهای تربیتی ، باورهای سنتی و مذهبی درمورد رابطه جنسی در بروز مشکلات جنسی قابل تعمق است.

 پرورش در محیط خانوادگی که در آن والدین برای کنترل فرزندان یا بر اساس باورهایشان، مسایل جنسی را بد و قبیح جلوه می دهند، موجب شده است که رانش های جنسی نه تنها طبیعی پنداشته نشوند بلکه به منبع احساس گناه تبدیل گردند. در کنار این مسئله، چنین الگوهای تربیتی برای زنان پیچیده ترشده و همواره زنی که در مورد نیازهای  جنسی اش صحبت و یا شکایت  کند زنی بد و یا بی شرم  قلمداد می شود. الگوهای جامعه از یک زن خوب در کنار مسائل روانی  مانند  تحقیر، اعتماد به نفس پایین و احساس گناه، کوچک شمردن زن برای طرح نیازهای جنسی اش، اجتناب و انکارمسئله از طرف همسر، زن را در سر دوراهی ماندن و ترک رابطه قرار می دهد و چه بسا که  تصمیم  او سال ها بطول انجامد. تجربه این احساسات دوگانه و موجی از عواطف منفی، آسیب های روانی بسیاری را از جمله افسردگی و عدم اعتماد به نفس در زن ایجاد می کند. گاهی زخم باقی مانده براثر این آزارهای عاطفی و روانی حتی تا مدت ها بعد از ترک رابطه بر کیفیت زندگی زنان تاثیرمنفی می گذارد.

نبود قوانین حمایت از زنان در برابر خشونت های خانگی از جمله خشونت روانی و همچنین عدم برابری زنان در داشتن حق طلاق نیز یکی از عواملی است که زنان ایرانی را در معرض آسیب خشونت خانگی براثر ناتوانی جنسی مردان می گذارد.

“ مریم در جریان کشمکش طلاق با همسرش قرار دارد. همسرش مبتلا به ناتوانی جنسی است و این مشکل را انکارمی کند. مریم به مشاورش می گوید همسرش راضی به دادن طلاق نیست و برای مریم شرطی گذاشته است. شوهرش به او گفته، در صورتی حاضر به طلاق است که مریم به خانواده شان بگوید که خود او مبتلا به سرد مزاجی است و این  مریم است که مشکل دارد. مریم فکر می کند برای رهایی از این رابطه و گرفتن طلاق مجبور است که این شرط را بپذیرد .”

بسیاری از زنان ایرانی در موقعیت مشابه موقعیت مریم قرار دارند. عموما” مردان برای رهایی از بار فشارهای اجتماعی ناشی از مشکل خودشان، از زنان می خواهند که سپر بلایشان شوند.  به قولی آبرویشان را در میان اطرافیان و اقوام بخرند و در قبالش آزادی شان را پس بگیرند.

آزارهای روانی و عاطفی برعلیه زنان در خانه، جریانی است که بطور خاموش زنان را در چرخه خشونت خانگی قرار می دهد وشکستن این چرخه برای آنان بعلت عدم وجود حمایت های قانونی، عدم دسترسی به منابع خدمات اجتماعی بسیار مشکل می نماید. با این وجود آموزش های همگانی در ارتباط با روابط جنسی سالم در کنار اطلاع رسانی مناسب از طریق مراکزدولتی و غیردولتی مرتبط با سلامت و تنظیم خانواده  و تشویق مردان برای گرفتن درمان مناسب می تواند، نقش مهمی را در پیشگیری از خشونت های خانگی براثر اختلال در عملکرد جنسی داشته باشد.

  منابع :

   پایگاه تخصص زنان و دختران /اختلال جنسی از عوامل مهم طلاق

  پایگاه تنظیم خانواده در ایران

http://goo.gl/Tuevui

سکس از عوامل اصلی طلاق در ایران/-شهرزاد پورعبدالله

دی
۲۴
۱۳۹۲
صد و یک روش روزانه برای مردان که چگونه بتوانند دوستان زنان باشند(۳)
دی ۲۴ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

2464955731_e1583f7b17_n

عکس:   thehutch

قسمت سوم:

خانه امن: من مدتی است که خودم را یک مرد فمنیست و یک دوستدار حقوق زنان می دانم. دو سال پیش که اولین کلاس در مورد مطالعات زنان را برمی داشتم آنقدر متوجه نبودم که تا چه اندازه به مسیری زیبا، دگرگون و فارغ از هر بدگمانی در راه مساوات حقوق زنان قدم خواهم گذاشت. در اینجا ۱۰۱ روش روزانه را آورده ام که نشان می دهد مردان چگونه می توانند دوستان بهتری برای زنان باشند.

باید اذعان کنم که این متن تا حد ممکن یک نوشته فرا جنسیتی و علاقمند به حقوق جنس مخالف است و روی صحبتش با مردانی است که مسائل زنان با عدم حمایت و توجهشان روبرو بوده است، هر چند احساس می کنم بسیاری از این روش ها در مقیاس بزرگتری قابل اجرا و استفاده هستند. اگر شما پیشنهاد ویا نکته بیشتری برای این لیست دارید می توانید به آدرس پست الکترونیکی که در پائین صفحه قرار دارد بفرستید. گرچه برخی از این نکات توسط دوستان پیشنهاد شده بودند ولی اکثریت آنها از تجارب شخصی من با دوستی و فعالیت های حقوق زنان میسر شده است.

 از همجنس گراهاهراس نداشته باشید.

خواهر من یک همجنس گرا است، به عنوان یک دوست زنان من حمایت از این مسئله را در برنامه خود قرار داده ام.

 یک کتاب فمنیستی را از کتابخانه بگیرید و شروع به خواندن آن کنید.

نکته اصلی در مورد دوستی و اتحاد با زنان آموزش است. آن را در نظر داشته باشید و منابع مناسب پیدا کنید.

 با مدارس، مرکز آموزشی و برنامهایشان همکاری کنید.

دوستی و متحد شدن با زنان فقط به آموزش دادن خودتان ختم نمی شود بلکه باید در اشاعه آن کوشا باشید. دنبال منابع و مراکزی که در رابطه با مسائل اجتماعی فعال هستند باشید و با آنها همکاری کنید.

 سازمان های غیر دولتی و مدافع حقوق زنان را حمایت کنید.

ایمیل خود را در اختیار این سازمان ها قرار دهید و به صورت داوطلبانه و آموزشی با آنها همکاری کنید. راه های مختلفی برای یاری رساندن وجود دارد.

 یادداشت هایی از تاثیرات روزانه بر عقاید و افکارتان را تهیه کنید.

ما بعضی وقت ها باید خود آزمایی کنیم، من این کار را بسیار مفید یافته ام، این کار برای حرکت های بزرگتر و فعالیت بیشتر به من انگیزه می دهد.

 تبعیض جنسیتی را هر روزه در زندگی روزانه خود به چالش بکشید.

راه های مختلفی برای این کار وجود دارد. یکی از کارهایی که من هر روزه برای نقد این حرکت انجام می دهم این است که به دوستانی که حرف های غیر منصفانه علیه زنان می زنند تذکر می دهم. همچنین زمانی که سر کار هستم اطمینان حاصل می کنم که زنان نیز نظراتشان شنیده و مطرح می شود.

 فقط اهل حرف زدن نباشید بلکه به حرف هایی که می زنید عمل کنید.

 دوست و یار بودن یک کار اداری نیست، نمی توانید انتخاب کنید چه زمان های می خواهید و چه زمان های نمی خواهید که یک طرفدار حقوق زنان باشید، اگر به اندازه کافی شهامت این کار را دارید، باید آن را به درستی انجام دهید. این کار را به صورت روزانه انجام دهید. این کار بیشتر از یک ادعا، برچسب و حتی یک شیوه است. باید خود را در آن حل کنید و کاری را که می توانید از بهترین وجه انجام دهید.

 نیازی نیست به خانم ها بگویید شما با بقیه مردان متفاوت هستید در عمل ثابت کنید.

عملتان بیشتر از حرفتان باشد، سعی کنید متفاوت باشید.

  به دوستانتان در مورد جوک ها، نظرات و رفتارهای تبعیضانه تذکر دهید.

این نمونه بارزی از تبعیض جنسیتی است که همه روزه علیه زنان انجام می شود، رعایت این مسئله ممکن است در ابتدا سخت باشد چرا که این زبان در بین مردان بسیار ترویج یافته و عادت شده است، اما شما باید به این عادت دوستانتان مقابله کنید و آنان را دعوت به دوری از هر گونه تبعیض جنسیتی بکنید.

 مردان دیگر را تشویق به انجام کاری که می دهید بکنید.

تمام این اطلاعات در مورد رفع تبعیض جنسیتی بی فایده خواهد بود اگر آنها را با مردان دیگر قسمت نکنید. در زندگی خود بر روی مردان تاثیر مثبت بگذارید. این وظیفه شماست که مردان دیگر را متوجه امتیازات مردانشان کنید و دعوت به مقابله به مرد سالاری موجود در جامعه. اگر همه ما با هم کار کنیم امکان انجام کارهای بیشتری فراهم است.

  بر روی شیوهای که با آن به عنوان یک پسر بزرگ شده اید تاثیر بگذارید.

آموزش های اجتماعی به ما یاد داده اند که مردانی باشیم که امروز هستیم، تجربیات، درس ها و گفته های پدران و مادرانمان از ما انسان هایی ساخته اند که امروز هستیم، با آگاهی که به مسائل زنان پیدا کردید کودکی خود را بررسی کنید و بر آن چیزی که به شما یاد داده شده است تاثیر گذار باشید، گذشته خود را به چالش بکشید و تعریف جدیدی از هویت مردانه ارائه دهید. کسی باشید که واقعا می خواهید.

  رابطه خود را با مردان دیگر تقویت کنید.

به عنوان یک مرد دورانی کوتاهی را به یاد می آورم که از مردان به دلیل عدم استقبال شان از مسائل حقوق زنان متنفر بودم، فقط انگشت شماری بودند که این مطلب با اقبال شان روبرو می شد، بعدها دریافتم که به جای این خشم وظیفه من به عنوان یک فمنیست این است که خود را به آنان نزدیک کنم، باید هر کوششی را به کار ببرم بدون هیچگونه ترسی از عواقب آن. بعضی وقت ها رابطه نزدیک مردان به عنوان رابطه همجنس گرائی پنداشته می شود، این خود به آن معنی است که چه طبقه بندی های مغرضانه ای در اجتماع وجود دارد.

  اگر دارای فرزند هستید، مسولیت های پدرانه را به عهده بگیرید.

وضعیت موجود را به چالش بکشید. پدری مسئولیت پذیر باشید و در پرورش نسل آینده مشارکت داشته باشید. به پسرانتان یاد بدهید که به زنان احترام بگذارند. آنها به راهنمایی شما تکیه می کنند.

ادامه دارد…

ترجمه: مریم شجاعی

منبع:  http://goo.gl/GQrSpv