صفحه اصلی  »  مرد
image_pdfimage_print
اسفند
۲۵
۱۳۹۵
داستان اسحاق، یک قربانی غیرعادی
اسفند ۲۵ ۱۳۹۵
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , , , , , ,
bigstock-Depressed-Man-Portrait-81247451
image_pdfimage_print

Photo: igor stevanovic/bigstock.com

برگردان: لاله پیشدادی

اسحاق یک قربانی عادی خشونت خانگی نیست چراکه یک دکتر میانسال است! هرچند تحصیلکرده بودن وی مانع از آزارها و خشونت‌های همسرش علیه او نشده است‌.

ما اسحاق را زمانی ملاقات کردیم که به علت یکی از موارد خشونت همسرش روانه اورژانس بیمارستان شده بود. مددکار اجتماعی حاضر در بیمارستان اطلاعات ما را به اسحاق داده بود و او بلافاصله با ما تماس گرفت.

اسحاق داستان خشونت‌های کلامی٬ جسمی و روانی همسرش را نه تنها عامل از دست دادن آرامشش که باعث بیکاری و از دست دادن شغلش می‌داند. او هشت سال پیش ازدواج کرد و از همان آغاز زندگی مشترک همسرش انواع بدرفتاری‌ها را چه در حریم خصوصی‌ و چه در عموم دائما تکرار کرده است.

همسرش او را با نام‌ها و الفاظ زشت خطاب قرار داده و آن‌چنان موجب آزار او شده که خواب شب را از او گرفته است! به عنوان یک دکتر که استراحت کافی تاثیر حیاتی در نحوه انجام کارش دارد٬ نداشتن خواب بعد از یک درگیری شبانه با همسرش باعث بروز اشتباه کاری در روز بعد و نهایتا اخراج از محل کارش شده است.

در آخرین مورد خشونت٬ همسرش در خیابان او را با چاقو تهدید کرده و قصد ضربه زدن بر گردنش را داشته که اسحاق توانسته دست حامل چاقو را بگیرد و مانع ضربه زدن شود ولی همسرش با دست دیگر به صورت اسحاق مشت می‌کوبد که باعث آسیب به بینی٬ شکسته شدن شیشه عینک و خونین شدن صورتش می‌شود. فردی که در خیابان شاهد این درگیری بوده به پلیس زنگ می‌زند ولی تا زمانی که پلیس برسد همسر اسحاق فرار می‌کند.

داستان اسحاق یادآور این است که خشونت خانگی برای هرکسی فارغ از جنسیت٬ سن٬ نژاد٬ مذهب و رتبه اجتماعی می‌تواند اتفاق بیافتد و مردان نیز می‌توانند قربانیان خشونت‌ خانگی باشند و از تجربه‌های ناگوار رنج ببرند.

در مؤسسه «افق امن» به تمام افرادی که مورد خشونت و سوءاستفاده قرار گرفته‌اند شانس رهایی و ساختن دوباره زندگی داده می‌شود. علاوه بر آن امکانات عبور از بحران و رسیدن به آرامش و اعتماد برای‌شان فراهم می‌شود. در مورد اسحاق٬ هیچ‌گونه قضاوت و پیش‌داوری وجود ندارد بل‌که در مسیر گذر از بحران پیش آمده به او یاری می‌رسانیم.

مؤسسه «افق امن» امکان مشاوره را برای اسحاق فراهم کرد و او را به دادگاه خانواده ارجاع داد تا بتواند حکم مصونیت در قبال همسرش را دریافت کند. با توجه به سابقه خشونت‌ها و گزارش پلیس٬ اسحاق به آسانی توانست حکم مصونیت را بگیرد.

اسحاق نیاز به مشاوره داشت و ما این امکان را برایش فراهم کردیم و نهایتا معلوم شد که او به نوعی از آسیب‌های روانی ناشی از تجربه‌ خشونت خانگی رنج می‌برد که مانع از خواب شبانه‌اش شده و مدام در حال دیدن کابوس صحنه‌های خشونت است.

اسحاق به چیزی بیش از مشاوره نیاز داشت. برای او روان‌درمانی لازم بود٬ بنابراین او را به یک مرکز بهبود سلامت روانی معرفی کردیم. علاوه بر این٬ خدمات حقوقی مورد نیاز را برایش به عنوان یک قربانی خشونت خانگی فراهم کردیم و در حال حاضر اسحاق تمام ابزار و امکانات لازم جهت بهبودی و فراموش کردن تجربیات تلخ را دارد و به سوی آینده‌ای بهتر و امن‌تر پیش می‌رود.

بی‌تفاوت نباشید: خشونت خانگی می‌تواند برای هرکسی صرف نظر از سابقه و زمینه فردی پیش بیاید. شما می‌توانید از قربانیان خشونت خانگی حمایت کنید تا از بحران عبور کنند و اعتمادبه‌نفس رویارویی با مشکلات‌شان و حل آن‌ها را پیدا کنند.

منبع: safehorizon

خرداد
۲۸
۱۳۹۵
داستان اسحاق، یک قربانی غیرعادی
خرداد ۲۸ ۱۳۹۵
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , , , , , ,
bigstock-Depressed-Man-Portrait-81247451
image_pdfimage_print

Photo: igor stevanovic/bigstock.com

برگردان: لاله پیشدادی

اسحاق یک قربانی عادی خشونت خانگی نیست چراکه یک دکتر میانسال است! هرچند تحصیلکرده بودن وی مانع از آزارها و خشونت‌های همسرش علیه او نشده است‌.

ما اسحاق را زمانی ملاقات کردیم که به علت یکی از موارد خشونت همسرش روانه اورژانس بیمارستان شده بود. مددکار اجتماعی حاضر در بیمارستان اطلاعات ما را به اسحاق داده بود و او بلافاصله با ما تماس گرفت.

اسحاق داستان خشونت‌های کلامی٬ جسمی و روانی همسرش را نه تنها عامل از دست دادن آرامشش که باعث بیکاری و از دست دادن شغلش می‌داند. او هشت سال پیش ازدواج کرد و از همان آغاز زندگی مشترک همسرش انواع بدرفتاری‌ها را چه در حریم خصوصی‌ و چه در عموم دائما تکرار کرده است.

همسرش او را با نام‌ها و الفاظ زشت خطاب قرار داده و آن‌چنان موجب آزار او شده که خواب شب را از او گرفته است! به عنوان یک دکتر که استراحت کافی تاثیر حیاتی در نحوه انجام کارش دارد٬ نداشتن خواب بعد از یک درگیری شبانه با همسرش باعث بروز اشتباه کاری در روز بعد و نهایتا اخراج از محل کارش شده است.

در آخرین مورد خشونت٬ همسرش در خیابان او را با چاقو تهدید کرده و قصد ضربه زدن بر گردنش را داشته که اسحاق توانسته دست حامل چاقو را بگیرد و مانع ضربه زدن شود ولی همسرش با دست دیگر به صورت اسحاق مشت می‌کوبد که باعث آسیب به بینی٬ شکسته شدن شیشه عینک و خونین شدن صورتش می‌شود. فردی که در خیابان شاهد این درگیری بوده به پلیس زنگ می‌زند ولی تا زمانی که پلیس برسد همسر اسحاق فرار می‌کند.

داستان اسحاق یادآور این است که خشونت خانگی برای هرکسی فارغ از جنسیت٬ سن٬ نژاد٬ مذهب و رتبه اجتماعی می‌تواند اتفاق بیافتد و مردان نیز می‌توانند قربانیان خشونت‌ خانگی باشند و از تجربه‌های ناگوار رنج ببرند.

در مؤسسه «افق امن» به تمام افرادی که مورد خشونت و سوءاستفاده قرار گرفته‌اند شانس رهایی و ساختن دوباره زندگی داده می‌شود. علاوه بر آن امکانات عبور از بحران و رسیدن به آرامش و اعتماد برای‌شان فراهم می‌شود. در مورد اسحاق٬ هیچ‌گونه قضاوت و پیش‌داوری وجود ندارد بل‌که در مسیر گذر از بحران پیش آمده به او یاری می‌رسانیم.

مؤسسه «افق امن» امکان مشاوره را برای اسحاق فراهم کرد و او را به دادگاه خانواده ارجاع داد تا بتواند حکم مصونیت در قبال همسرش را دریافت کند. با توجه به سابقه خشونت‌ها و گزارش پلیس٬ اسحاق به آسانی توانست حکم مصونیت را بگیرد.

اسحاق نیاز به مشاوره داشت و ما این امکان را برایش فراهم کردیم و نهایتا معلوم شد که او به نوعی از آسیب‌های روانی ناشی از تجربه‌ خشونت خانگی رنج می‌برد که مانع از خواب شبانه‌اش شده و مدام در حال دیدن کابوس صحنه‌های خشونت است.

اسحاق به چیزی بیش از مشاوره نیاز داشت. برای او روان‌درمانی لازم بود٬ بنابراین او را به یک مرکز بهبود سلامت روانی معرفی کردیم. علاوه بر این٬ خدمات حقوقی مورد نیاز را برایش به عنوان یک قربانی خشونت خانگی فراهم کردیم و در حال حاضر اسحاق تمام ابزار و امکانات لازم جهت بهبودی و فراموش کردن تجربیات تلخ را دارد و به سوی آینده‌ای بهتر و امن‌تر پیش می‌رود.

بی‌تفاوت نباشید: خشونت خانگی می‌تواند برای هرکسی صرف نظر از سابقه و زمینه فردی پیش بیاید. شما می‌توانید از قربانیان خشونت خانگی حمایت کنید تا از بحران عبور کنند و اعتمادبه‌نفس رویارویی با مشکلات‌شان و حل آن‌ها را پیدا کنند.

منبع: safehorizon

شهریور
۲۰
۱۳۹۴
خشونت ، هویت خشونت دیده را تغییر می دهد
شهریور ۲۰ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:lolostock/Bigstock.com

سحر.ح

خانواده‌ها یا افرادی که خشونت خانگی را از سر گذرانده‌اند، باید آسیب‌های جسمی و روحی خود را درمان کنند.این آسیب ها تأثیرات مختلفی بر بدن، روح و روان دارند. تجربه این حالت‌ها کاملاً طبیعی است و پذیرفتن آنها اولین مرحله مهم در شروع روند بهبودی و درمان است.

اغلب افرادی که مورد خشونت خانگی قرار گرفته‌اند، تغییرات جسمی، ذهنی و روحی را تجربه می‌کنند که به آن تن می‌دهند و در صورتی که به این تغییرات توجه نشود، بدتر می شوند.

براساس تحقیقی که مرکز کنترل بیماری در آمریکا انجام داده است، تقریباً سه زن از هر ده زن، یعنی حدود ۳۲ میلیون زن، و یک مرد از هر ده مرد که در ایالات متحده آمریکا تجاوز، خشونت جسمی یا تعقیب دوست صمیمی را تجربه کرده‌اند، حداقل یکی از تأثیرات مربوط به رفتار خشونت‌آمیز در آن رابطه را گزارش داده‌اند.

حتی اگر افراد نجات یافته از خشونت خانگی همان نوع بدرفتاری را تجربه کنند، واکنش به آسیب در هر فردی متفاوت است.عوامل زیادی از جمله تکرار بدرفتاری و شدت و تأثیر بدرفتاری بر سلامت فرد، بر واکنش فرد به پیامدهای بدرفتاری اثر می‌گذارد.

تأثیر کلی خشونت خانگی بر فرد، به واکنش فرد به استرس و روش های چیره شدن بر استرس بستگی دارد.سن فرد در زمان آسیب، نوع بدرفتاری که در گذشته با آن مواجه شده و گستردگی و زمان درمان از دیگر عوامل دخیل بر واکنش فرد هستند.

بهتر است به این نکته مهم نیز توجه کنیم که از سرگذراندن یا حتی آگاهی از اثرات خشونت خانگی طاقت فرسا است.

اکثر افرادی که در رابطه ای خشونت آمیز بوده‌اند، بسیاری از جنبه های شخصیتی خود پیش از این رابطه را فراموش کرده اند،به ویژه اگر مدت زمان طولانی تحت خشونت قرار گرفته باشند؛گاهی به نظر می رسد که خشونت هویت این افراد را تعریف می کند.

اگر اثرات خشونت خانگی را بدانید،می‌توانید بر آنها غلبه کنید و چرخه خشونت را از بین ببرید. هر فردی بعد از خشونت خانگی، ‌می تواند بهبود یابد و زندگی عادی خود را در پیش بگیرد، در صورتی که واقعیت دردناک آن را بپذیرد و به نیروی جدید درون خود توجه کند، روندی که برای شروع به زمان و امنیت نیاز دارد.

آسیب بدنی

زمانی که خطر جسمی ما را تهدید می‌کند، توانایی فرار را از ما می‌گیرد یا چیزی است که نمی‌توانیم آن را متوقف کنیم، غریزه طبیعی بدن خود را برای نجات آماده می‌کند.

بدن در مدارهایی کوتاه، میزان زیادی انرژی برای مبارزه یا فرار جمع می‌کند، این مدارهای کوتاه از طریق ذهن و بدن فرد به خود او بازمی‌گردند و زمانی که فرد تحت خشونت قرار می گیرد، به شوک، گسستگی و بسیاری واکنش‌های ناآگاهانه دیگر می‌انجامد.

مدارهای کوتاه تا مدت‌ها بعد از پایان خشونت هم با ما می‌مانند و ریشه تأثیرات ذهنی، جسمی و روحی خشونت خانگی هستند.

اکثر افرادی که چنین آسیب‌هایی را از سر گذرانده‌اند، ‌متوجه می‌شوند که سازگاری دوباره و چیره شدن بر پیامدهای حادثه، زمان می‌برد.تأثیرات باقیمانده ذهنی، جسمی و روحی خشونت خانگی در زندگی روزانه فرد نجات یافته رسوخ می‌کند و درمان او را با مشکل مواجه می کند.

بعضی افراد، ‌بلافاصله بعد از توهین یا بدرفتاری، تأثیرات وخیمی را تجربه می‌کنند که گاهی ادامه می یابد و گاهی ادامه نمی یابد و بعضی دیگر تأثیرات را به صورت نوسان و بعد از بیرون آمدن کامل از شوک حادثه احساس می‌کنند.

تأثیرات خشونت خانگی

بدرفتاری بر تفکر و تعامل فرد با محیط اطرافش تأثیر جدی می گذارد. خشونت خانگی طولانی مدت و استرس ناشی از آن نه تنها باعث آسیب جسمی می شود، بلکه تغییرات ذهنی پی در پی نیز به دنبال دارد به این دلیل که ذهن سعی می‌کند آسیب را بررسی کند یا از بدن محافظت کند.

خشونت خانگی بر تفکر، احساسات و رفتار فرد تأثیر می گذارد و به شدت به ثبات روانی فرد آسیب می زند. اضطراب شدید، اختلال استرسی پس از سانحه و علائم افسردگی بین کسانی که از خشونت خانگی خلاص شده‌اند، زیاد دیده می‌شود.

اختلال استرسی پس از سانحه

اختلال استرسی پس از سانحه بیماری روحی است که با حادثه‌ای ترسناک شروع می‌شود. فلاش بک و تکرار خاطره‌های آسیب زا، کابوس، اضطراب شدید، تفکرات غیر قابل کنترل درباره حادثه از جمله علائم این اختلال هستند. بسیاری از افرادی که حادثه آسیب‌زا را از سر می گذرانند تا مدتی نمی توانند با آن کنار بیایند، ولی با گذشت زمان و حمایت اطرافیان، این واکنش های ناشی از آسیب به مرور بهتر می شوند.

افسردگی

افسردگی خیلی بیشتر از احساس ناراحتی موقتی است. ناراحتی طولانی مدت، احساس ناامیدی، گریه بدون دلیل، تغییر اشتها و کاهش یا افزایش شدید وزن، از دست دادن انرژی و بی علاقگی به انجام فعالیت‌های که قبلاً از آن لذت می‌بردید علائم افسردگی هستند.

افسردگی دید فرد را تغییر می دهد و باعث احساس ناامیدی می‌شود، احساس ناامیدی بر تفکر و توانایی تصمیم‌گیری فرد تأثیر می گذارد.

افراد مبتلا به افسردگی شدید، حتی به خودکشی فکر می کنند یا اقدام به خودکشی می‌کنند. اگر شما یا یکی از دوستان و آشنایانتان تمایل به خودکشی دارید، فوراً به روانپزشک مراجعه کنید.

افسردگی یکی از رایج ترین علائمی است که فرد نجات یافته از خشونت خانگی نشان می‌دهد. پژوهشی که در سال ۲۰۰۰ انجام شد، نشان داد که ۶۰ درصد از زنان صدمه دیده احساس ناراحتی یا افسردگی طولانی مدت داشته اند.

گسستگی

گسستگی معمولاً به احساسی مثل عدم حضور اشاره دارد. در بعضی موارد گسستگی، افراد دائماً در حال خیال پردازی اند؛ ولی در وضعیت گسستگی مزمن و پیچیده، فرد توانایی فعالیت در دنیای واقعی را از دست می‌دهد، مثلاً نمی‌تواند روی کارش یا درسش تمرکز کند.

از هر هفت نفری که خشونت خانگی را تجربه کرده‌اند، یک نفر آسیب جسمی را هم تحمل کرده است. کبودی روی بازو به دلیل محکم گرفتن بازو، شکستن استخوان یا سایر جراحت‌های جسمی به دلیل حوادث سوءرفتار بسیار رایج است.

افراد تحت خشونت خانگی اغلب جراحات خود را پنهان می‌کنند که دیگران نبینند و درباره آن نپرسند یا این جراحات را به زمین خوردن یا شکستن چیزی ربط داده‌اند.

فرد نجات یافته درباره زخم ها و جراحاتش به دلیل احساس شرمندگی آشکار صحبت نمی‌کند، حرف زدن درباره این جراحات، احتمال بدرفتاری دوباره با این افراد را بیشتر می‌کند. آسیب جسمی نشانه ای از رابطه خشونت‌آمیز است. اگر خودتان یا دوستانتان با این مشکل مواجه هستید، سایت خانه امن می تواند به شما کمک کند.

شواهد جسمی رایج خشونت خانگی از این قرارند:

  • کبودی یا هر لکه‌ای که به دلیل مشت زدن یا دفاع از خود روی پوست پیدا شود
  • زیر چشم تیره
  • لکه های قرمز یا زرشکی روی گردن
  • مچ شکسته یا پیچ خورده

علاوه بر این، بعضی از اثرات جسمی خشونت خانگی بر سلامت عمومی فرد تأثیر می گذارد. این اثرات نتیجه آسیب اند و بلافاصله بعد از بدرفتاری یا زمانی که بدرفتاری پایان یافت خود را نشان می دهند. تأثیرات جسمی ناشی از آسیب از این قرارند:

  • خستگی مزمن
  • تنگی نفس
  • گرفتگی عضلات
  • لرزش ناآگاهانه بدن
  • تغییر الگوی غذایی و خواب
  • ناکارآمدی جنسی
  • در زنان، مشکلات عادت ماهانه و باروری

از پس تأثیرات خشونت خانگی برآمدن کاری سخت و طاقت‌فرسا است، اغلب به این دلیل که فرد خشونتگر کنترل فرد نجات یافته بر خود و زندگی اش را از او گرفته است.

در این صورت، فرد نجات یافته برای خود دارو تجویز می‌کند یا از مواد مخدر یا الکل استفاده می‌کند که بر این احساس فشار غلبه کند.

آسیب زدن به خود نیز به فرد حس کنترل بر محیط اطراف را می‌دهد و فشار روحی او را تخلیه می‌کند. آسیب به خود همیشه به قصد خودکشی انجام نمی‌شود، اگرچه گاهی به آسیب شدید یا مرگ می‌انجامد.این رفتارها نوعی روش کنار آمدن است که در آینده باعث مشکلات بیشتر می شود.علاوه بر این،خشونت خانگی جهان بینی و دیدگاه فرد درباره زندگی را تغییر می دهد.

کنترل شدن دائمی توسط فردی دیگر باعث احساس ناامیدی می‌شود، فرد نجات یافته نگاهی منفی پیدا می‌کند و ممکن است احساس کند که شایسته زندگی خوب نیست. فرد خشونتگر عزت نفس فرد را با انتقاد یا توهین دائم از بین می برد و باعث می شود فرد نجات یافته ادراک خود در رابطه با جهان را از دست دهد.

تفکرات و عقاید نادرست درباره خود و محیط پیرامون، در آینده موجب احساس دلسردی و نگرانی می‌شود. خشونت خانگی احساس امنیت فرد را نیز از بین می‌برد و فرد دیگر نمی‌تواند به دیگران اعتماد کند.

کشمکش مذهبی هم در بین این افراد بسیار رایج است، به ویژه در موقعیت‌هایی که فرد خشونتگر برای کنترل فرد از اعتقادات او استفاده کرده باشد. افراد نجات یافته بی‌انگیزه اند و احساس می کنند تلاششان بی فایده است.

با این حال، غلبه بر اثرات خشونت خانگی امکان پذیر است. باید این واقعیت دردناک را پذیرفت و قدرت جدید درونی را کشف کرد، روندی که برای شروع به زمان و امنیت نیاز دارد. با گذراندن زمانی برای درمان، رشد مکانیسم کنار آمدن مثبت و مراقبت از خود، این واکنش‌ها شدت خود را از دست می‌دهند و حتی می توان ارتباطی مثبت با خود و دیگران برقرار کرد.

منبع: joyfulheart

شهریور
۱۳
۱۳۹۴
زنان پنج برابر بیشتر از مردان قربانی خشونت همسر خود می شوند
شهریور ۱۳ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:simpleinsomnia

خانه امن:از نظر تاریخی، خشونت خانوادگی منحصراً به عنوان یک مسئله مربوط به زنان مطرح و درک شده است. درست است که خشونت خانوادگی تأثیراتی نامطلوب بر زنان می‌گذارد، اما در عین حال پیامدهایی مخرب برای سایر اعضای جامعه و نهادهای اجتماعی نیز دارد.

مردان نیز می‌توانند قربانی خشونت شوند، کودکان هم به واسطه قرار گرفتن در معرض خشونت خانوادگی تحت تأثیر قرار می‌گیرند، و نهادهای رسمی با چالش‌های زیادی در رابطه با اقدام برای مقابله با خشونت خانوادگی در جوامع‌شان مواجه می‌شوند.بیشتر به تأثیرات خشونت خانوادگی بر قربانیان توجه می‌شود، اما مرتکبین خشونت نیز به دلیل رفتار خشونت‌آمیز خود آسیب می‌بینند زیرا فرزندان خود را از دست می‌دهند، روابط آنها آسیب می‌بیند و با عواقب قانونی مواجه می‌شوند.

خشونت خانوادگی بر همه اقشار جامعه تأثیر می‌گذارد و در همه گروه‌های سنی، نژادی، قومی، اجتماعی اقتصادی، جنسی، و مذهبی روی می‌دهد.خشونت خانوادگی یک دغدغه اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی برای کل جامعه است. در نتیجه، جوامع سراسر کشور در حال طراحی راهبردهایی برای جلوگیری از خشونت خانوادگی و ارائه راه‌حل‌هایی ایمن برای قربانیان خشونت خانوادگی هستند.

تعریف خشونت خانوادگی

خشونت خانوادگی عبارت است از یک «الگوی متشکل از رفتارهای زورمدارانه و تهاجمی که شامل حملات فیزیکی، جنسی، کلامی، و روانی و نیز اجبار اقتصادی است که بزرگسالان یا نوجوانان علیه همسر یا هم‌بستر خود به کار می‌گیرند.»

خشونت خانوادگی معمولاً یک رویداد منفرد نیست و فقط به تهاجم فیزیکی محدود نمی‌شود؛ بلکه عبارت است از استفاده فراگیر و روش‌مند از تهدید، ارعاب، سوء استفاده و خشونت فیزیکی توسط فردی که درصدد است بر همسر یا هم‌بستر خود تسلط و کنترل پیدا کند.

مرتکبین خشونت از یک تاکتیک یا مجموعه‌ای از تاکتیک‌ها برای القای ترس در همسر یا هم‌بستر خود و تسلط بر آنها استفاده می‌کنند.

هدف از راهبردهای مورد استفاده توسط مرتکبین خشونت این است که قربانیان خود را به پیروی از یک الگوی رفتاری که مورد نظر آنها است وادار کنند.

اغلب مرتکبین خشونت رفتارهای خاصی را به عنوان دلیل یا علت برخورد خشونت‌آمیز خود ذکر می‌کنند؛ بنابراین، اقدامات کلامی و فیزیکی خشونت‌آمیز غالباً به منظور تغییر یا کنترل رفتار قربانی صورت می‌گیرد.

گستره مشکل

در حال حاضر، نظرسنجی‌های سراسری از قربانیان جنایت، گزارش‌های جنایت، و پژوهش‌های انجام شده نشان می‌دهند که:

  • حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد از قربانیان خشونت خانوادگی زن هستند.
  • زنان پنج برابر بیشتر از مردان قربانی خشونت از ناحیه همسر یا هم‌بستر می‌شوند.
  • زنان بین سنین ۱۶ تا ۲۴ سال در برابر خشونت خانوادگی آسیب‌پذیرتر هستند.
  • زنان ۳۹ درصد از بیمارانی را تشکیل می‌دهند که بر اثر صدمات ناشی از خشونت خانوادگی به اورژانس بیمارستان‌ها مراجعه می‌کنند، و ۸۴ درصد از اشخاصی را تشکیل می‌دهند که به دلیل صدمات عمدی وارده توسط همسر یا هم‌بستر تحت درمان قرار می‌گیرند.
  • هر سال، حدود ۳۲۴ هزار زن طی دوران بارداری خود متحمل خشونت خانوادگی از ناحیه همسر یا هم‌بستر می‌شوند، و احتمال مرگ زنان باردار بر اثر قتل بیشتر از احتمال مرگ آنها به واسطه سایر عوامل است.
  • زنان بیشترین میزان حمله و تهاجم را (۳/۲۱ نفر در هر ۱۰۰۰ زن) بین سنین ۲۰ تا ۲۴ سالگی تجربه می‌کنند. این رقم هشت برابر میزان مشابه برای مردان است (۳ نفر در هر ۱۰۰۰ مرد بین ۲۵ تا ۳۴ سال).
  • خشونت خانوادگی ۲۲ درصد از جرایم خشونت‌آمیز علیه زنان و ۳ درصد از جرایم خشونت‌آمیز علیه مردان را تشکیل می‌دهد.
  • ۸ درصد از زنان و ۳/۰ درصد از مردان تجاوز به عنف از ناحیه همسر یا هم‌بستر خود را گزارش می‌کنند.
  • تقریباً ۳۳ درصد از افراد همجنس‌گرایان در وهله‌ای از زندگی خود قربانی خشونت خانوادگی می‌شوند.
  • ۲۸ درصد از دانش‌آموزان دبیرستانی و دانشجویان خشونت مربوط به قرار ملاقات را تجربه می‌کنند و ۲۶ درصد از دختران نوجوانی که باردار شده‌اند گزارش می‌کنند که مورد خشونت فیزیکی قرار می‌گیرند.
  • ۷۰ درصد از قربانیان قتل توسط همسر زنان هستند و احتمال اینکه زنان توسط شوهر یا دوست پسر خود کشته شوند دو برابر احتمال قتل آنها توسط غریبه‌ها است.
  • هر روز در ایالات متحده، به طور متوسط بیش از سه زن توسط شوهر یا دوست پسر خود به قتل می‌رسند. در سال ۲۰۰۰، ۱۲۴۷ زن توسط همسر یا هم‌بستر خود کشته شدند. در همان سال، ۴۴۰ مرد توسط همسر یا هم‌بستر خود کشته شدند.
  • تقریباً ۵ درصد از پرونده‌های خشونت خانوادگی مربوط به مردانی است که از جانب همسر یا هم‌بستر فعلی یا سابق خود مورد حمله فیزیکی قرار گرفته‌اند و به قتل رسیده‌اند.
  • قربانیان خشونت خانوادگی در مجموع حدود ۸ میلیون روز کاری با حقوق معادل بیش از ۳۲۰۰۰ شغل تمام وقت و تقریباً ۶/۵ میلیون روز بهره‌وری خانوادگی را بر اثر خشونت از دست می‌دهند.
  • هزینه‌های تجاوز به عنف، حمله فیزیکی و حمله غافلگیرانه هر سال به بیش از ۸/۵ میلیارد دلار بالغ می‌شود، که تقریباً ۱/۴ دلار آنها مستقیماً صرف خدمات پزشکی و مراقبت‌های بهداشت روانی می‌شود.
  • احتمال اینکه مردان توسط آشنایان (۵۰ درصد) یا غریبه‌ها (۴۴ درصد) قربانی شوند خیلی بیشتر از احتمال قربانی شدن آنها توسط همسر، هم‌بستر یا سایر خویشاوندان است.
  • زنان ۵ تا ۱۰ برابر بیشتر از مردان حوادث خشونت خانوادگی را تجربه می‌کنند. در مقایسه با مردان، زنان با خطر به مراتب بیشتری برای قربانی خشونت خانوادگی شدن و دچار شدن به حملات فیزیکی مزمن و شدید مواجه هستند.

 child protection in families experiencing domestic violenceمنبع بخشی از کتاب

دی
۱۰
۱۳۹۳
راه های اثبات مالکیت جهیزیه توسط زن
دی ۱۰ ۱۳۹۳
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

علامت-سوال

چگونه ثابت کنم که اثاثیه خانه جهیزیه من است و می خواهم آن را هم زمان با طلاق که در حال وقوع است از خانه مشترک به مکان دیگری منتقل کنم.

پرسش:

دو سال پیش با مرد مورد علاقه ام ازدواج کردم. او از مال دنیا چیزی نداشت، ولی خانواده من ثروتمند هستند و جهیزیه مفصلی برایم تدارک دیدند. در حال حاضر در موقعیت جدائی قرار گرفته ایم. وقتی با او از جهیزیه ام حرف می زنم، شانه بالا می اندازد و می گوید اگر ادعائی بر مالکیت داری آن را ثابت کن. نمی دانم چه کنم؟

پاسخ:

آیا هنگامی که جهیزیه را به خانه شوهر منتقل کردید، سیاهه ای از آن تنظیم شد و به امضای شوهر رسید؟

پرسش:

چرا باید این کار را می کردم؟ آیا درست است اول زناشوئی، انسان نسبت به شریک زندگی خود ابراز بی اعتمادی کند و از او امضاء و رسید بگیرد؟

پاسخ:

شاید اگر بخواهیم احساساتی به موضوع نگاه کنیم، البته درست نیست. ولی مشکل آن جاست که وقتی اختلاف پیش می آید مثل حالا که شما گرفتارش شده اید، با احساسات نمی شود حقی را در دادگاه ثابت کرد. اگر اکنون این سیاهه را داشتید زود می توانستید از دادگاه تقاضای تامین جهیزیه را کنید و سپس تقاضای استرداد آن را.

پرسش:

بنابراین جهیزیه مفصل من از دست رفته است، مثل مهریه ام که آن را بخشیده ام تا رضایت او را به طلاق جلب کنم؟

پاسخ:

خیر…، از دست نرفته است. ولی باید به خاطر استرداد جهیزیه کار کنید و به جمع آوری مدرک بپردازید.

پرسش:

چگونه؟

پاسخ:

حتما خانواده شما رسیدهای خرید تک تک اقلام جهیزیه را دارند. آنها را جمع آوری کنید و مستند استرداد جهیزیه تان قرار بدهید.

پرسش:

پدر و مادرم از آن رو که هم با ازدواج  من مخالف بودند، هم با طلاق من موافق نیستند، همکاری نمی کنند. چه کاری از دستم ساخته است؟

پاسخ:

اگر کسانی را که در جریان نقل و انتقال جهیزیه حضور و مشارکت داشته اند می شناسید از آنها بخواهید ذیل یک استشهادیه را که صورت جهیزیه روی آن نوشته شده است امضاء کنند و شهادت بدهند. چنانچه شرکت باربری و راننده کامیون یا وانتی را که جهیزیه را حمل کرده اند می شناسید از آنها بخواهید شهادت بدهند. اگر فروشگاه هائی را که از آن خرید شده می شناسید، بروید و از آنها رونوشت رسید پول های دریافتی را تقاضا کنید. شاید دادگاه هم کمک تان کند تا از آن فروشگاه ها استعلام کنید. ولی در هر حال این شما هستید که باید ادعای خودتان را ثابت کنید.

پرسش:

اگربرخی شهود زن باشند مانند خاله و عمه و دوستانی که حاضر بوده اند، شهادت آنها را می پذیرند؟

پاسخ:

در این موارد می پذیرند و با شهادت زنان مشکل ندارند. ولی بهترین راه حل این است که با خانواده به کمک همین خاله عمه ها وارد مذاکره شده و از آنها برای ارائه رسیدها کمک بگیرید.

پرسش:

شوهرم در چند مورد که عصبانی شد چند تکه از جهیزیه گران قیمت را زد شکست. دستم به جائی می رسد؟

پاسخ:

اگر ثابت کنید که برخی از جهیزیه به سبب تقصیر شوهر از بین رفته است، می توانید قیمت آن را مطالبه کنید. ولی یادتان باشد که فرسودگی متعارف اشیا و استهلاک آنها در زمان، موضوعی نیست که بتوانید بابت آن از شوهرتان خسارت بخواهید. تلف کردن جهیزیه با تقصیر شوهر می تواند محل مرافعه و حق خواهی شما شود.

شهریور
۱۲
۱۳۹۳
راه های اثبات مالکیت جهیزیه توسط زن
شهریور ۱۲ ۱۳۹۳
پرسش و پاسخ قانونی
۱
, , , , ,
image_pdfimage_print

علامت-سوال

چگونه ثابت کنم که اثاثیه خانه جهیزیه من است و می خواهم آن را هم زمان با طلاق که در حال وقوع است از خانه مشترک به مکان دیگری منتقل کنم.

پرسش:

دو سال پیش با مرد مورد علاقه ام ازدواج کردم. او از مال دنیا چیزی نداشت، ولی خانواده من ثروتمند هستند و جهیزیه مفصلی برایم تدارک دیدند. در حال حاضر در موقعیت جدائی قرار گرفته ایم. وقتی با او از جهیزیه ام حرف می زنم، شانه بالا می اندازد و می گوید اگر ادعائی بر مالکیت داری آن را ثابت کن. نمی دانم چه کنم؟

پاسخ:

آیا هنگامی که جهیزیه را به خانه شوهر منتقل کردید، سیاهه ای از آن تنظیم شد و به امضای شوهر رسید؟

پرسش:

چرا باید این کار را می کردم؟ آیا درست است اول زناشوئی، انسان نسبت به شریک زندگی خود ابراز بی اعتمادی کند و از او امضاء و رسید بگیرد؟

پاسخ:

شاید اگر بخواهیم احساساتی به موضوع نگاه کنیم، البته درست نیست. ولی مشکل آن جاست که وقتی اختلاف پیش می آید مثل حالا که شما گرفتارش شده اید، با احساسات نمی شود حقی را در دادگاه ثابت کرد. اگر اکنون این سیاهه را داشتید زود می توانستید از دادگاه تقاضای تامین جهیزیه را کنید و سپس تقاضای استرداد آن را.

پرسش:

بنابراین جهیزیه مفصل من از دست رفته است، مثل مهریه ام که آن را بخشیده ام تا رضایت او را به طلاق جلب کنم؟

پاسخ:

خیر…، از دست نرفته است. ولی باید به خاطر استرداد جهیزیه کار کنید و به جمع آوری مدرک بپردازید.

پرسش:

چگونه؟

پاسخ:

حتما خانواده شما رسیدهای خرید تک تک اقلام جهیزیه را دارند. آنها را جمع آوری کنید و مستند استرداد جهیزیه تان قرار بدهید.

پرسش:

پدر و مادرم از آن رو که هم با ازدواج  من مخالف بودند، هم با طلاق من موافق نیستند، همکاری نمی کنند. چه کاری از دستم ساخته است؟

پاسخ:

اگر کسانی را که در جریان نقل و انتقال جهیزیه حضور و مشارکت داشته اند می شناسید از آنها بخواهید ذیل یک استشهادیه را که صورت جهیزیه روی آن نوشته شده است امضاء کنند و شهادت بدهند. چنانچه شرکت باربری و راننده کامیون یا وانتی را که جهیزیه را حمل کرده اند می شناسید از آنها بخواهید شهادت بدهند. اگر فروشگاه هائی را که از آن خرید شده می شناسید، بروید و از آنها رونوشت رسید پول های دریافتی را تقاضا کنید. شاید دادگاه هم کمک تان کند تا از آن فروشگاه ها استعلام کنید. ولی در هر حال این شما هستید که باید ادعای خودتان را ثابت کنید.

پرسش:

اگربرخی شهود زن باشند مانند خاله و عمه و دوستانی که حاضر بوده اند، شهادت آنها را می پذیرند؟

پاسخ:

در این موارد می پذیرند و با شهادت زنان مشکل ندارند. ولی بهترین راه حل این است که با خانواده به کمک همین خاله عمه ها وارد مذاکره شده و از آنها برای ارائه رسیدها کمک بگیرید.

پرسش:

شوهرم در چند مورد که عصبانی شد چند تکه از جهیزیه گران قیمت را زد شکست. دستم به جائی می رسد؟

پاسخ:

اگر ثابت کنید که برخی از جهیزیه به سبب تقصیر شوهر از بین رفته است، می توانید قیمت آن را مطالبه کنید. ولی یادتان باشد که فرسودگی متعارف اشیا و استهلاک آنها در زمان، موضوعی نیست که بتوانید بابت آن از شوهرتان خسارت بخواهید. تلف کردن جهیزیه با تقصیر شوهر می تواند محل مرافعه و حق خواهی شما شود.

تیر
۳
۱۳۹۳
سفر با مادری که شاهد فرزند کشی بود
تیر ۳ ۱۳۹۳
تجربه ها و خاطره ها
۱
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

 

 

 پریسا صفرپور – فارغ التحصیل رسانه و هنر

 چند روز پیش از آنکه خبر قتل دختر نوجوان کنگاوری « عاطفه نویدی» توسط پدر، به دلیل  داشتن دوست پسر ، تیتر رسانه های داخلی و خارجی  شود، تعدادی از دوستان مهمان من بودند. چند پاراگراف از یک داستان در سبک سوررئال را که نصفه نیمه رها کرده بودم برایشان خواندم. همگی ازسوژه ی داستان متأثر شدند و پرسیدند اصل این جریان چیست.

قضیه به سال۱۳۸۵ برمی گردد که برای آخرین بار در ایران با دوستانم به ایرانگردی رفتم. وقتی اتوبوس در بندر لنگه توقف کرد تا مسافرهای گذری را برای صندلی های خالی سوار کند، زن خمیده ای را پیچیده در چادری که از کهنگی سبزشده بود دیدم. صندلی ها پر شده بود و او التماس می‌کرد حداقل روی بوفه به او جا بدهند. پیاده شدم و از شاگرد راننده

خواستم پیرزن را کنار ما بنشاند که یک صندلی اضافه خریده بودیم. زن کنار من نشست. لهجه اش چیزی شبیه به لری و بندری و آبادانی بود. صدایش خشدار، و ته گلویی مثل آنفولانزا گرفته که شربت سینه اش را نخورده است.

چشمهایش تمام مدت خیس بودند و من نمی‌دانستم اشک است یا بیماری. آنها را با گوشۀ شال سیاه نخی که دور تا دور سر و صورتش پیچانده بود پاک می کرد.

گفت می خواهد برای همیشه برود «کنار ضریح حضرت معصومه» خدمت کند. مراسم چهلمین روز مرگ شوهرش را روز قبل برگزار کرده بود.

« خدا نیامرزدش به حق سید عباس. چهل روز آزگار است می خواهم بگویم خدا ببخشدش اما در دهانم نمی چرخد. بدبختم کرد. بچه هایم را کشت.»

طپش قلبم بالا رفت واحساس کردم ابرو هایم به سقف خورده که پیرزن هم با سرتکان دادن، گویی حیرتم را تایید کرد.

« بله عزیزم. داغ سه عزیز دیده ام، سه تا. می دانی؟ نه، نمی فهمی. نه مادر هستی و نه جای من و نه داغدیده. الاهی به حق این غروب هرگز نبینی.»

وقتی گفت «دختر دوازده ساله اش را شوهر داده است به یک پیرمرد و دخترک دو سال بعد با اولین زایمان درگذشته» کمی گیج و متأثر نفس راحتی کشیدم که شاهد زنده ی فرزند کشی کنارم ننشسته است.

پیرزن انگار دیگر با من حرف نمی زد. نگاهش از پنجره روی تاریکی کلید شده بود و فقط لبهایش تکان می خورد.

« سعیده ی بی شانس و اقبالم را که گفتند تصادف کرده هم خانواده ی شوهرش کشتند. من می دانم. مردک معتاد بود و زن داشت. مرد از خدا بی‌خبر من هم گفت او آدم خوبیست و روی لنج کار می‌کند و زنش بچه‌دار نمی‌شود، دختر بدهیم برود. دامادم به خاطر مواد از مردانگی افتاده بود، من می دانم. دخترم دسته گل هجده ساله مگر می‌شود چهارسال در خانه ی شوهر بچه‌دار نشود؟ برایش حرف در آوردند که رفیق گرفته و در غیاب شوهرش چنین و چنان. من می‌دانم به خدا که     برادرشوهرهایش او را کشتند. اگرنه، چرا یک هفته بعد از خاکسپاری مرا خبر کردند؟ گفتند تصادف کرده است.»

ذهن تکه تکه اش را نمی توانست جمع کند، فقط می خواست دردش را بگوید. داشت دربارۀ دختر سوم حرف می زد.

« الاهی جانم برای حمیده در برود به حق سید عباس مظلوم. هنوز پانزده سالش هم نبود. عین گل پرپرش کرد، الاهی خیر نبینی مرد. خدا با هند جگر خوار همنشین ات کند.»

گویی روح و روان زن دیگر با ما و در اتوبوس نبود. احساس کردم برای هزارمین بار دارد داستان تلخ زندگی اش رابرای خودش بلند بلند و اشکبار فکر می کند.

« افتادم به دست و پایش که اجازه بده ببریمش دکتر معاینه اش کنند. گفت دختری که معاینه لازم بشود کارش تمام است. با داس زد مرا تکه تکه و راهی بیمارستان کرد. ببین. ببین. اینجا. اینجا.»

آستینهایش، دکمه هایش، پاچه های شلوارش و حتی یقۀ تا گردن بستۀ پیراهن سیاهش را باز کرد و کنار کشید تا جای زخم ها را به عنوان شاهد نشان دهد. زخمهایی که به نظر می‌آمد آنقدر عمق داشته‌اند که با وجود کهنه گی، هنوز سرخی و برجستگی زننده ای درقیاس با پوست آفتاب سوختۀ پیرزن داشتند.

« زد ناکارم کرد، فرستادم بیمارستان، دختر بدبختم را سوزاند. روح الله برایم تعریف کرد که چطور خواهر بدبختش را کنار ساحل نصف شب خواباندند، دورش را آجر چین کردند. دست و پاهایش را با سیم بوکسل و طناب بادبان بستند. گفت حمیده مدام پاهایش را جمع می‌کرده تا ادرار و مدفوعی که با خونریزی اش یکی شده بود را نبینند. به نظرم بچۀ معصومم قاعده شده بود از ترس. مرد خیر ندیده‌ام روح الله را می‌فرستد خانه ولی بچه‌ام از دور شاهد زنده زنده گُر گرفتن خواهرش بود.»

زن گفت حمیده هنوزعادت ماهانه نشده بود که او را کشتند. گفت وقتی کلاس دوم راهنمایی را تمام کرد به دلیل فقدان هایپی در پی خواهرانش و «ازدواج مجدد پدرش» که سبب دعواهای خانگی فراوان شده بود دچار کابوسهای شبانه شد.ترک تحصیل کرد و رفت کنار ساحل تا به توریستها و مسافرها ماهی و سبدهایی که خودش می بافت را بفروشد.

«هرچه گفتم نامه رد و بدل کردن که چیزی نیست. گفتم تو که شبانه‌روز پای ماهواره نشستی می‌بینی دنیا عوض شده. گفتم دوتا دختر از دست داده ایم بگذار این یکی زندگی کند. گفتم ما خودمان فرستادیمش بیرون ِ خانه. نمی‌شود که برود جلوی         مردم ولی عاشق نشود. زن دیگرش در گوشش خوانده بود که دخترت خراب شده و درمحله  و روستا و تا خود لنگه و بوشهر آوازه اش پیچیده.»

شب حادثه مرد همسرش را مجروح و راهی بیمارستان می کند. زن دوم و کودکان او را به شهر خودشان می فرستد. از پسر هفده ساله اش می‌خواهد که دست و پای دختر را ببندد و خودش فرغون را پر از آجر و بشکه های بیست لیتری نفت می کند.

«دخترک معصومم به من گفته بود که عاشق یک مسافر شده است. یک بچه هجده نوزده ساله اهل «بستک» بود. خرما چین بود به نظرم. می‌خواست پول اندازه ی خواستگاری جمع کند و بیاید.»

تازه متوجه می‌شدم زن پیر نیست. شاید در دهه ی چهل زندگی‌اش بود. همچنان با خودش بلند بلند فکر می کرد.

«دو هفته بعد وقتی از بیمارستانی در شیراز مرخص شدم و به خانه ی خرابم برگشتم هیچ اثری از جگرگوشه ام نبود.

روح الله را رد کرده بودند کویتی شارجه ای جایی با لنج. هنوز که هنوز است فقط گاهی تلفن می زند. برادرشوهرها و برادرهایم نیز شهادت دادند دخترم را آب برده است و مرا هم دزد زده است. همه حتی اهالی پاسگاه می‌دانستند دخترکم ماهی گیری دوست داشت. یک چوب و قلاب می‌گرفت دستش ده ساعت روی قایق حوصله می کرد. یکی دوتا ماهی        می‌گرفت و به مسافرها دانه ای پنجاه تومان می فروخت.»

اتوبوس تمام شب سرشار از مویه های مادری بود که هیچ سهمی در«داشتن» جگرگوشه هایش نداشت و اغلب «مسافرین خواب بودند.»  مثل این شب و روزها که کنگاور پر است از مویه های مادر«عاطفه نویدی» و ما خواب و گرفتاریم.