صفحه اصلی  »  مبارزه با خشونت علیه زنان
image_pdfimage_print
بهمن
۱۸
۱۳۹۵
به مناسبت روز جهانی منع ناقص‌سازی جنسی زنان: حکایت یک تلاش بی‌وقفه
بهمن ۱۸ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Creatively cut gaming card on the topic Female Genital Mutilation
image_pdfimage_print

Photo: VIPDesignUSA/bigstockphoto.com

آیلار صفوی

ازدواج کودکان و ناقص‌سازی اندام جنسی زنان یا آنچه که به صورت عامی‌تر ختنه‌زنان نامیده می‌شود هر دو از مصادیق بارز خشونت خانگی است. رایحه مظفریان، پژوهشگر و نویسنده کتاب «تیغ‌ و سنت» از اولین کسانی است که روی مسئله ناقص‌سازی اندام جنسی زنان در ایران به صورت جدی به تحقیق پرداخت. زمانی‌که او تحقیق روی این نمونه از خشونت علیه زنان را در ایران شروع کرد، هنوز منابع چندانی در این خصوص وجود نداشت. چندین کتاب نوشته و ترجمه شده بود اما توجه‌های چشم‌گیری به انجام عمل ناقص‌سازی جنسی زنان در ایران معطوف نشده بود.

مظفریان ترم اولی دوره فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی بود که مادرش، کتاب «گل صحرا» نوشته واریس دیری را برای مطالعه به او سپرد. پایان خواندن این کتاب، آغاز پژوهش‌ها و تحقیقات مظفریان و در نهایت انتشار کتاب تیغ و سنت بود. پس از ساخت فیلم‌های کوتاه، راه‌اندازی چند کمپین و رسانه برای اطلاع‌رسانی در خصوص ناقص‌سازی جنسی زنان و ازدواج زودهنگام کودکان بخش بزرگی از زندگی مظفریان شد.

گل صحرا

خواندن «گل صحرا» یک تصادف نبود. این کتاب یکی از تاثیرگذارترین کتاب‌های در این حوزه است. واریس دیری، سفیر سازمان ملل در مبارزه با ناقص‌سازی اندام جنسی در این کتاب روایت مثله شدن خودش را نوشته است: «مادرم مرا در بازوان‌اش گرفته بود٬ برای آنکه آرام بگیرم به او نگاه می‌کردم. درد به قدری زیاد بود که از حال رفتم. به هوش آمدم و چشم‌بندم کنار رفت و من زن جلاد را دیدم که مقداری خار درخت اقاقیا را کپه کرده و از آن‌ برای ایجاد سوراخ‌هایی در پوستم استفاده می‌کرد تا با نخ سفید محکمی مرا بدوزد. درد به قدری شدید بود که آرزو می‌کردم بمیرم. دوباره از حال رفتم. چشمان‌ام را که باز کردم مادرم رفته بود. سنگ٬ از خون من خیس بود و تکه‌هایی از گوشت تن‌ام آن‌جا افتاده بود؛ دست‌ نخورده و در حال خشک شدن زیر آفتاب.»

مظفریان در مدت نوشتن پایان‌نامه فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی به طور اتفاقی به قشم می‌رود. قشم را می‌توان یکی از بحرانی‌ترین مناطقی دانست که دختران در آن مثله می‌شوند. مظفریان قشم را این‌طور توصیف می‌کند: «جزیره‌ای بسته با ارتباطات کم که در آن رسانه‌های امارات مورد توجه است. سطح بهداشت بسیار پایین بود. البته استان هرمزگان محرومیت‌های ویژه خود را دارد. اما بدترین منطقه در آن استان، قشم است.»

چرا این سنت در قشم زنده است؟

به عقیده این پژوهشگر و کنشگر، یکی از مهم‌ترین عواملی که ناقص‌سازی اندام جنسی زنان را در این منطقه همچنان زنده نگه داشته، ارتباط میان قشم و امارات است: «مثلا برای دیدن اقوام مهاجرت می‌کنند و همین باعث شده که دایه‌هایی که مثله می‌کنند هم انگار به آن‌جا صادر می‌شوند. دایه می‌رود خانواده‌اش را ببیند و دختر خواهرش را هم مثله می‌کند. رابطه دو طرفه است. رسانه‌هایی هم که نگاه می‌کنند، مثله‌سازی زنان را تبلیغ می‌کند. مثل کانال‌های «کلمه» و «نور.» این رسم در امارات زنده است و به همین طریق در قشم هم زنده می‌ماند.»

مشکلات آماری و سرپوش گذاشتن روی آسیب‌های اجتماعی باعث شده هما‌ن‌طور که مظفریان تاکید دارد نمی‌توان میزان افزایش یا کاهش رخ دادن این مساله را در مناطق مختلف ایران محاسبه کرد: «از قبل آماری درباره قشم نداریم که بتوانیم کاهش آن را در نسبت با سی سال گذشته برآورد کنیم. اما از آمارها می‌توان متوجه شد که تقریبا حدود ۸۰ درصد زنان بین ۱۵ تا ۵۰ سال این منطقه مثله شده‌اند. از این آمار، ۶۰ درصد مدافع باقی ماندن این رسم هستند.»

به باور او اتفاقات ناگهانی باعث قوت یا ضعف مثله‌سازی در مناطق بحرانی می‌شود. به عنوان نمونه کردستان عراق سال‌ها تلاش کرد تا بتواند ناقص‌سازی اندام جنسی زنان را ملغی کند اما ورود ناگهانی «داعش» به این منطقه و دستور آن مبنی بر لزوم ناقص کردن اندام جنسی زنان باعث قوت گرفتن این مساله می‌شود.

پژوهش‌هایی که در ایران، کتاب نشد

مظفریان پس از تهیه پایان‌نامه‌اش در همین خصوص می‌خواست مجموعه پژوهش‌هایش را به شکل کتاب منتشر کند اما دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد بود و این مساله با مخالفت دولت روبه‌رو شد. برای همین نشر ناکجا در پاریس مسوولیت انتشار کتاب او را برعهده گرفت. در پی انتشار کتاب مظفریان بود که او را برای شرکت در کنفرانسی در همین خصوص درخصوص خاورمیانه به ترکیه دعوت کردند. خودش می‌گوید شروع ورود جدی او به مساله مثله‌سازی زنان همان کنفرانس بود. مظفریان می‌گوید: «آن کنفرانس واقعا یک دریچه بود. شرکت‌کنندگان از کشورهایی آمده بودند که اسم‌شان همین الان مثل ایران در لیست سازمان‌های بین‌المللی مخالف مثله‌سازی زنان نیست؛ مثل عربستان، عمان، اندونزی، فیلیپین و مالزی. در حالی‌که ناقص‌سازی اندام جنسی در این کشورها حتی به صورت سنتی و سوزن زدن در جریان است. پزشک زنان و زایمان اهل عربستان سعودی در آن کنفرانس شرکت داشت که می‌گفت بیشتر مراجعه‌کنندگان او اعراب سیاه‌پوست و مهاجر هستند یعنی بیشتر آفریقایی‌تبارها این رسم را زنده نگه داشته‌اند. تمامی این مسایل در منطقه ما، تلنگری بود که جدی‌تر به دنبال پژوهش‌هایم بروم.»

یافته‌های جدید در پژوهش‌ها

این محقق و فعال ضد ناقص‌سازی جنسی زنان به خانه امن می‌گوید: «برای اولین بار پارسال صدای مثله‌سازی گسترده زنان در هند و پاکستان درآمد. ارتباط‌اش با ایران این است که ما معتقد بودیم در ایران بیشتر شافعی‌ها و اهل تسنن این عمل را انجام می‌دهند و به اهل تشیعی که همجوار آن‌ها زندگی می‌کنند، دقت نکرده بودیم. در پژوهش‌ها مشخص شد که حنفی‌های ساکن ایران هم که بعضی‌ها تحت تاثیر شافعی‌ها هستند این اقدام را انجام می‌دهند. برای همین به دنبال گرفتن فتواهای اهل تشیع رفتیم.»

تلاش برای کسب نظر مراجع

مظفریان به دیدارش با آیت‌الله سیستانی اشاره می‌کند و معقتد است که می‌توان نگاه‌ها و رویکردها را نسبت به این مساله تغییر داد. آیت‌الله سیستانی فتوا داده بود که مثله‌سازی زنان حرام نیست. مظفریان در گفت‌وگو با او و طرح نمونه از داعش توانست روی نظر این مرجع عالی‌رتبه شیعیان تاثیر بگذارد و آیت‌الله سیستانی فتوای خود را تغییر داد که اگر این اقدام آسیبی به زن وارد کند، نباید انجام‌اش داد. مظفریان البته اعتقاد دارد که مثله‌سازی زنان مذهبی نیست بلکه «تنها شکل دینی به خود گرفته است.»

گرچه مالکی‌های خاورمیانه مثله‌سازی زنان را نهی کرده‌اند اما به گفته مظفریان مالکی‌های آفریقا نیز از روی سنت زنان را مثله می‌کنند. این مساله را می‌توان میان اهل یهود هم در اتیوپی مشاهده کرد: «این پراکندگی چنان گسترده است که هر روز از یک جای دنیا سر باز می‌کند. مهاجران اتیوپی به اسراییل، این رسم را به آن‌جا هم برده‌اند یا مثلا حالا خبر از قزاقستان رسیده، و در آینده نیز خبرهایی درباره ویتنام خواهیم شنید.»

ریشه این سنت کجاست؟

به عقیده مظفریان ریشه مثله‌سازی زنان به آفریقای مرکزی و انتقال آن به مصر برمی‌گردد؛ اسطوره‌هایی قدیمی‌تر از فراعنه: «پیش‌تر فکر می‌کردم مثله‌سازی زنان یک نشانه‌گذاری فرهنگی است. وقتی به آلت ختنه شده کسی نگاه می‌کردی متوجه می‌شدی که از جامعه نخبه بوده است. فراعنه یا نخبگان زن و مرد وقتی می‌خواستند به درجه خاصی از جایگاه اجتماعی برسند به قربانی کردن بخش مهمی از بدن‌شان مقابل خدایان معتقد بودند، برای همین خود را مثله می‌کردند.»

ناقص‌سازی جنسی زنان در ایران وجود دارد، چند روایت

مظفریان در طول پژوهش‌هایش با خاطراتی مواجه شده بود که زنی برای بار سوم مثله شده بود: «یا مثلا روایتی از دایه‌ای که حاضر نبود فرزندان خودش را مثله کند و می‌گفت دست و دلم نمی‌رود. در واقع زنانی مهربان در سنتی خشن که ما فکر می‌کنیم عاطفه ندارند در حالی‌که مثل آدم‌های عادی هستند که به باورهای اشتباه پایبندند.»

او ادامه می‌دهد: «در روستایی در هرمزگان به خانه‌ای رفتم که زنان مشغول کاردستی سنتی بودند. خانمی را نشانم دادند که زنان را مثله می‌کرد. ۲۷ سال داشت. در جامعه‌شناسی و پژوهش ممکن است به نقطه‌ای برسید که همه یک سن دارند و مثلا از مادربزرگ‌های‌شان یا منطقه جغرافیایی مشترک، اقدامی را یاد گرفته‌اند و می‌توانی نظریه‌ات را ببندی. اما درباره مثله‌سازی زنان نمی‌توانی. تا آن‌موقع به دایه‌های ۵۰ ساله برخورد کرده بودم ولی با دایه‌ای ۲۷ ساله روبه‌رو شدم. دایه مدام به دوستش میگفت اگر رویت را بکنی آن طرف دخترت را ختنه می‌کنم. گفت‌وگو میان‌شان در جریان بود ودوست‌اش مخالف ختنه دخترش بود اما دایه می‌گفت اگر ختنه‌اش کنی به شوهرش حلال می‌شود و می‌تواند به قرآن دست بزند.»

فعالیت‌هایی برای آگاهی‌رسانی

در بهمن ماه ۱۳۹۲ و پس از روی کار آمدن حسن روحانی به عنوان رییس‌جمهور کتاب مظفریان مجوز انتشار گرفت. اما هنوز این کتاب منتشر نشده بود که او توانست در همکاری با رادیو فردا، یکی از مهم‌ترین مجموعه برنامه‌های رادیویی را در خصوص مثله‌سازی زنان تهیه کند. برنامه‌ای که بعدتر جوایز مهمی را از آن خود کرد.

او در ادامه فعالیت‌هایش دو سایت را به عنوان دو کمپین در مقابله با مثله‌سازی زنان و ازدواج کودکان به راه انداخت: «گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران» و «گام به گام تا توقف ناقص‌سازی زنان در ایران». نماد کمپین ناقص‌سازی زنان گل شقایق انتخاب شده تا «هر جا گل شقایق دیدید به یاد بیاورید هر روز دختران بسیاری در ایران قربانی ناقص‌سازی جنسی زنان می‌شوند.» و نماد کمپین توقف ازدواج کودکان بادکنک‌هایی رنگی است: «ما ازدواج کودکان و عوارض آن را معطوف به دختر بچه‌ها ندانستیم نمی‌خواستیم لوگوی انتخابی کلیشه‌ای باشد و نماد عروسک برای دختران یا به طور مثال ماشین برای پسرها را در بربگیرد. به این نتیجه رسیدیم که علاقه به بادکنک در هر دو جنس وجود دارد و از سوی دیگر نشان‌دهنده دوران کودکی‌ست. از سوی دیگر می‌خواستیم که ازدواج بچه‌ها – چه دختر و چه پسر – صرفا با هم‌سن‌های خودشان مطرح نشود.»

مظفریان درباره ازدواج کودکان معتقد است که موضوع ازدواج آن‌ها همانقدر که برای دخترها مهم است برای پسرها نیز اهمیت دارد و اقلیت بودن آن‌ها دلیل نادیده گرفتن‌شان نمی‌شود.

مقابله فراگیر با خشونت‌هایی مانند ازدواج کودکان و ناقص‌سازی جنسی زنان، با تلاش‌های انفرادی ممکن نیست و ساختن‌های کمپین‌های موثر نیازمند درگیر کردن فعالانه همه بخش‌های جامعه است که نسبت به این موضوعات حساسیت دارند.

بهمن
۱۸
۱۳۹۵
کلینیکی کردن ناقص‌سازی جنسی زنان, خوب یا بد؟
بهمن ۱۸ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
how-to-draw-a-razor-blade-razor-tattoo-step-5_1_000000134213_5
image_pdfimage_print

عکس: http://www.stopfgmiran.com

برگرفته از کتاب تیغ و سنت

این استدلال که بهداشتی و پزشکی کردن ناقص‌سازی جنسی زنان، خطرات و عوارض ناشی از آن را کاهش می‌دهد به هیچ روی قابل پذیرش نیست. از آن جا که همه پژوهش‌های پزشکی و تلاش‌های بالینی برآنند تا دلایل مخرب و آسیب رسان به بدن را کنترل کنند، این رفتار می‌تواند یک عامل مخرب در سلامت اخلاقی و حرفه‌ای در آسیب رسانی به بدن فرد دیگر باشد. در دهه‌های اخیر بحث‌های داغی پیرامون ناقص‌سازی جنسی زنان از لحاظ خطرات بهداشتی آغاز شده است. عواقب سوءبهداشتی برش اندام تناسلی را از دو محور می‌توان بررسی کرد: از یک دیدگاه با تاکید بر جنبه‌های غیر ضروری، اغلب شدید، خطرات پزشکی و بالینی، حقوق سلامت بحث شده در مبارزات ضد “ختنه” و از یک سو نیز تلاش مبارزان برای به حداقل رساندن تاثیرات منفی خطرات بهداشتی با ارائه یا بهبود حمایت‌های پزشکی با این هدف که کلینیکی کردن برش اندام تناسلی مخالف با اهداف ذکر شده می‌باشد. متخصصان به هر طریقی از تبلیغ گرفته تا آموزش‌های پیشگیرانه مانند استفاده از موبر، آنتی بیوتیک‌های استعمالی اختصاصی و یا این که هر گونه عملی در زمینه اندام تناسلی تحت نظارت و کنترل بیمارستان‌ها باشد، در صدد بوده‌اند تا از اثرات زیانبار و خطرات ناشی از بیماری‌های مقاربتی و یا مرتبط با اندام تناسلی بکاهند. جای تعجب است که ارائه چنین خدماتی به زنان با استقبال چندانی روبرو نبوده است (شل- دانکن؛ ۲۰۰۱: ۸).

مخالفت با تمام اشکال کلینیکی کردن ناقص‌سازی جنسی زنان در مرکزیت تمام مبارزات بین المللی قرار دارد. در سال ۱۹۸۲ سازمان بهداشت جهانی با صدور بیانیه‌ای برش دستگاه تناسلی را توسط هر کدام از مقام‌های وزارت بهداشت، بیمارستان‌ها و یا هر گونه موسسه بهداشتی و سلامت، غیر اخلاقی اعلام کرد. در سال ۱۹۹۴، فدراسیون بین المللی زنان و زایمان، قطع نامه‌ای را تصویب کرد که خواستار شد تمام پزشکان از انجام ناقص‌سازی جنسی زنان امتناع کنند. بسیاری از سازمان‌ها از جمله کالج امریکایی متخصصین زایمان و پزشکان زنان[۲]، سازمان بین المللی صندوق اضطراری کودکان[۳] و انجمن پزشکی امریکا[۴] به این بیانیه پیوستند (همان).

این مخالفت سرسخت به مداخلات پزشکی بر یک فرض استوار است: کلینیکی کردن ناقص‌سازی جنسی زنان با ریشه کنی با آن مقابله می‌کند. به هر حال این فرضیه بر اساس شواهد تجربی نیست و نیازمند آزمون و خطا شدن است. نیاز به این واقعیت بدون در نظر گرفتن منطق و یا دیدگاه‌های بین المللی برش دستگاه تناسلی زن را تأکید نمی‌کند (همان).

محاسن و مشکلات کلینیکی کردن برش دستگاه تناسلی زمانی مشخص می‌شود که با با برنامه‌های دیگری که برای بهبود سلامت انسان اتخاذ می‌شود مقایسه شود. «کاهش آسیب» پارادایم جدیدی است که بیش از دو دهه است که در زمینه سلامت عمومی ظهور کرده است. این رویکرد به دنبال به حداقل رساندن خطرات سلامت با جایگزین کردن انواع رفتارها از طریق تشویق است (همان: ۹).

به عنوان کاهش آسیب‌ها، کلینیکی کردن این پتانسیل را دارد که سلامت زنان تحت “ختنه” را از دو راه بهبود بخشد: (۱) کاهش خطر‌های ناشی از عوارض پزشکی با بهبود شرایط بهداشتی، (۲) کاش مقدار برش و کاهش عوارض. اگر فرم‌های کمتر افراطی برش به عنوان یک استراتژی کاهش آسیب پیشنهاد شود، می‌تواند خطرات ناشی از عوارض را به حداقل برساند (همان).

در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ ابتدا در کشورهای سودان و سومالی تلاش برای آموزش به ختان‌ها در استفاده از یک تیغ استریل برای هر فرد و استفاده از داروی بی‌حسی شروع شد و در عین حال آن‌ها را به انجام انواع خفیف‌تر “ختنه” تشویق کردند. برای اولین بار در سومالی سوزن زنی سمبلیک در کلینیک‌ها توسط ماما‌های حرفه‌ای آغاز شد و جایگزین اشکال افراطی برش گردید. در سال ۱۹۹۱ سازمان ملل متحد از وجود یک درمانگاه در جیبوتی[۵] که توسط اتحادیه ملی زنان جیبوتی[۶] گشایش یافته بود، خبر داد. در این درمانگاه شکل خفیف‌تر “ختنه” (چیزی کمتر از نوع ۳ ناقص‌سازی جنسی زنان) با استفاده از داروی بی‌حسی توسط ختان‌های محلی و سنتی انجام می‌گیرد. همزمان با این خدمات، درمانگاه اطلاعاتی در باره “ختنه” و سایر شیوه‌های سنتی انتشار می‌دهد. در بعضی موارد نیز کارمندان پزشکی غربی جایگزین ختان‌های بومی می‌شوند. در بعضی مناطق شهری مالی و نیجریه نیز انجام ناقص‌سازی جنسی زنان برای پرستاران یک امر عادی و روزانه است. در غرب کنیا نیز که وزارت بهداشت انجام این عمل را برای تمام شاغلین در بیمارستان‌های کل کشور ممنوع کرده است (و افراد خاطی را ممنوع الکار می‌کند) باز بعضی از پرستاران در تعطیلات کریسمس این عمل را در خانه انجام می‌دهند. طبق گزارش‌ها، سرویس‌هایی که آن‌ها ارائه می‌دهند، استفاده از ابزارها و وسائل استریل، استفاده از داروهای بی‌حسی موضعی که درد را کاهش دهد و زیبا کردن کلیتوریس و اجازه برای برش‌های عمیق‌تر کنترل شده، می‌باشد. در سال ۱۹۹۴ وزارت بهداشت مصر برای پزشکان در بیمارستان‌ها مجوز “ختنه” صادر کرد. اما در سال ۱۹۹۵ با انتقاد مدافعان حقوق زنان و همچنین مدافعان بهداشت این اجازه نامه لغو شد و پزشکان از انجام این عمل منع شدند. پس از مرگ دختر ۱۱ ساله‌ای بر اثر “ختنه” منع این عمل برای تمام درمانگاه‌های خصوصی و دولتی ابلاغ شد. در نتیجه انجام این عمل به مکان‌های زیر زمینی و توسط ماماهای بدون مجوز و یا آرایشگران کشیده شد. مرگ و میر مرتبط با “ختنه” روز به روز افزایش پیدا می‌کرد و مدافعان این عمل منع افراد متخصص و پزشکان در انجام برش تناسلی زنان توسط وزارت بهداشت را علت این مرگ و میرها می‌دانستند (همان: ۱۰).

از سال ۱۸۸۰ تا ۱۹۵۰ ظاهرا برش به جلوگیری از سردی، هیستری، افسردگی، صرع، جنون سرقت و مالیخولیا در زنان منجر می‌شد. همچنین “ختنه” در درمان استشها، مساحقه (هم جنس بازی خانم‌ها)، حشری بودن زن‌ها (تمایل بیش از اندازه به داشتن رابطه جنسی) و جلوگیری از هر گونه رفتار غیر طبیعی جنسی استفاده می‌شد. در سال ۱۹۱۰، دو فورست ویلارد[۷]، در کتاب خود به نام جراحی کودکان، ادعا کرد که تحریک کلیتوریس می‌تواند باعث جلق زدن در دختر و زنان برای فرو نشاندن ناراحتیشان شود. وی معتقد بود که بنابراین برای کاهش این ناراحتی‌ها کلیتوریس باید از بین برود. در سال ۱۹۴۸ دختر ۵ ساله‌ای در ایالت متحده آمریکا برای درمان استشها تحت عمل “ختنه” (برش کلیتوریس) قرار گرفت. در اواخر قرن ۱۹ و به طور گسترده در دهه ۱۹۷۰، “ختنه” در این کشور برای کمک به زنانی که فاقد ارگاسم در رابطه جنسی با همسر خود بودند، مورد استفاده قرار گرفت. پزشکان بر این باور بودند که ۱۰ درصد زنان با “ختنه” تسکین یافتند. در دهه ۱۹۷۰، ۳۰۰۰ زن زیر پوشش بیمه صلیب آبی “ختنه” شدند (شوبرت؛ ۲۰۰۷: ۱۳).

وزارت بهداشت، رفاه و فرهنگ هلند طرحی را که در آن پزشکان عمل “ختنه” را با استفاده از ابزارهای استریل و داروهای بی‌حسی برای سوزن زنی به کلیتوریس انجام دهند، پیشنهاد کرد. اما این پیشنهاد با اعتراضاتی روبرو شد و دولت هلند نیز آن را نپذیرفت. در سال ۱۹۹۶ بیمارستان‌های ایالت متحده تصمیم گرفتند که “ختنه” سمبولیک را برای اعضای جامعه سومالی که قصد داشتند عمل چفت کردن را روی دخترانشان انجام دهند، به عنوان ارائه خدمات به این افراد بپذیرند. که در آن با استفاده از داروی بی‌حسی تنها سوزنی در کلیتوریس می‌کردند تا کمی خون بیاید اما این پروژه توسط فعالان مبارزه با “ختنه” مسدود شد. این موضع محکم بدون در نظر گرفتن این مسأله که پزشکی کردن این عمل می‌تواند ایمنی را بهبود دهد و یا می‌تواند تلاشی برای از بین بردن اشکال گوناگون این عمل باشد، گرفته شد. توجه به پزشکی کردن انواع ناقص‌سازی جنسی زنان در مطالعات و پژوهش‌ها بسیار اندک صورت گرفته است. در پژوهشی که در شمال کنیا توسط شل-دنکن[۸] و همکاران در سال ۲۰۰۰۰ انجام شده است نشان می‌دهد که انجام ناقص‌سازی جنسی زنان توسط ختان‌های سنتی با استفاده از تیغ استریل، تزریق آمپول ضد کزاز و مصرف آنتی بیوتیک، ۷۰ درصد عوارض ناشی از این عمل را کاهش داده است و خاطر نشان می‌کند که مداخلات هر چند اندک پزشکی در این امر تا چه میزان می‌تواند از خطرات آن بکاهد. انجام برش در اندام تناسلی زنان توسط کادر بیمارستانی از دیدگاه اخلاقی خلاف اصول است زیرا که از بین بردن و یا آسیب به یک اندام کارآمد و کاربردی به هر قیمتی جز این که حامل بیماری‌ای برای بدن باشد ممنوع است. بعضی بر این عقیده‌اند که باید به شدت با انجام تمامی اشکال مختلف برش اندام تناسلی زنان در بیمارستان‌ها مبارزه کرد و بر این عقیده هستند که رفتارهای بشری قابل تغییر است. اما از یک بعد دیگر بعضی از موافقان به کلینیکی شدن این جراحی باور دارند که عواملی چون تولید مثل، جنسیت، قدرت، هویت مذهبی و برای رسیدن به شرایط آرمانی ازدواج، انجام این امر تاثیر دارد و تلاش برای تغییر رفتار را باید به حساب تغییر معانی وسیع‌تر اجتماعی گذاشت و ممکن است دهه‌ها به طول انجامد (شل- دانکن؛ ۲۰۰۱: ۷).

با وجود تمام مخالفت‌های بین المللی، منطقه‌ای و سیاسی از جانب سازمان‌های پزشکی متعدد اما هنوز در آفریقا کلینیکی کردن ناقص‌سازی جنسی زنان به شدت دنبال می‌شود. مطالعات نشان داده‌اند که هرگاه جوامع تصمیم به رها کردن انجام ناقص‌سازی جنسی زنان گرفته‌اند، این عمل به سرعت انجام گرفته است. با این حال ریشه کنی این خرافه نیازمند تغییر در عقاید و باورها و رسیدن به اجماع است که ممکن است سال‌ها به طول انجامد (همان؛ ۱۱).

با وجود حضور مخالفان و موافقانی در زمینه کلینیکی کردن ناقص‌سازی جنسی زنان چند پرسش باقی می‌ماند: آیا ریشه کنی هر نوع از ناقص‌سازی جنسی زنان بهترین دست آورد در کاهش آسیب‌ها ست؟ آیا کلینیکی کردن این عمل باعث تغییر آهسته نگرش‌ها و رفتارها می‌شود؟ آیا کلینیکی کردن ناقص‌سازی جنسی زنان با هدف کاهش آسیب‌ها، مشوقی برای انجام و تداوم عمل نخواهد بود؟

[۱]. medicalization

[۲]. the American College of Obstetricians and Gynecologists

[۳]. the United Nations International Children’s Emergency Fund

[۴]. the American Medical Association

[۵]. Djibouti

[۶]. L’Union Nationale des Femmes de Djibouti

[۷]. De forest willard

[۸]. Shell-Duncan

منبع: گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران

دی
۱۶
۱۳۹۵
رایحه مظفریان؛ مبارزه مستمر با دو نمونه آشکار خشونت خانگی
دی ۱۶ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
11243536_947612548624218_1703890183_n
image_pdfimage_print

Photo: sofreyeinterneti.com/

آیلار صفوی

ازدواج کودکان و ناقص‌سازی اندام جنسی زنان یا آنچه که به صورت عامی‌تر ختنه‌زنان نامیده می‌شود هر دو از مصادیق بارز خشونت خانگی است. رایحه مظفریان، پژوهشگر و نویسنده کتاب «تیغ‌ و سنت» از اولین کسانی است که روی مسئله ناقص‌سازی اندام جنسی زنان در ایران به صورت جدی به تحقیق پرداخت. زمانی‌که او تحقیق روی این نمونه از خشونت علیه زنان را در ایران شروع کرد، هنوز منابع چندانی در این خصوص وجود نداشت. چندین کتاب نوشته و ترجمه شده بود اما توجه‌های چشم‌گیری به انجام عمل ناقص‌سازی جنسی زنان در ایران معطوف نشده بود.

مظفریان ترم اولی دوره فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی بود که مادرش، کتاب «گل صحرا» نوشته واریس دیری را برای مطالعه به او سپرد. پایان خواندن این کتاب، آغاز پژوهش‌ها و تحقیقات مظفریان و در نهایت انتشار کتاب تیغ و سنت بود. پس از ساخت فیلم‌های کوتاه، راه‌اندازی چند کمپین و رسانه برای اطلاع‌رسانی در خصوص ناقص‌سازی جنسی زنان و ازدواج زودهنگام کودکان بخش بزرگی از زندگی مظفریان شد.

گل صحرا

خواندن «گل صحرا» یک تصادف نبود. این کتاب یکی از تاثیرگذارترین کتاب‌های در این حوزه است. واریس دیری، سفیر سازمان ملل در مبارزه با ناقص‌سازی اندام جنسی در این کتاب روایت مثله شدن خودش را نوشته است: «مادرم مرا در بازوان‌اش گرفته بود٬ برای آنکه آرام بگیرم به او نگاه می‌کردم. درد به قدری زیاد بود که از حال رفتم. به هوش آمدم و چشم‌بندم کنار رفت و من زن جلاد را دیدم که مقداری خار درخت اقاقیا را کپه کرده و از آن‌ برای ایجاد سوراخ‌هایی در پوستم استفاده می‌کرد تا با نخ سفید محکمی مرا بدوزد. درد به قدری شدید بود که آرزو می‌کردم بمیرم. دوباره از حال رفتم. چشمان‌ام را که باز کردم مادرم رفته بود. سنگ٬ از خون من خیس بود و تکه‌هایی از گوشت تن‌ام آن‌جا افتاده بود؛ دست‌ نخورده و در حال خشک شدن زیر آفتاب.»

مظفریان در مدت نوشتن پایان‌نامه فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی به طور اتفاقی به قشم می‌رود. قشم را می‌توان یکی از بحرانی‌ترین مناطقی دانست که دختران در آن مثله می‌شوند. مظفریان قشم را این‌طور توصیف می‌کند: «جزیره‌ای بسته با ارتباطات کم که در آن رسانه‌های امارات مورد توجه است. سطح بهداشت بسیار پایین بود. البته استان هرمزگان محرومیت‌های ویژه خود را دارد. اما بدترین منطقه در آن استان، قشم است.»

چرا این سنت در قشم زنده است؟

به عقیده این پژوهشگر و کنشگر، یکی از مهم‌ترین عواملی که ناقص‌سازی اندام جنسی زنان را در این منطقه همچنان زنده نگه داشته، ارتباط میان قشم و امارات است: «مثلا برای دیدن اقوام مهاجرت می‌کنند و همین باعث شده که دایه‌هایی که مثله می‌کنند هم انگار به آن‌جا صادر می‌شوند. دایه می‌رود خانواده‌اش را ببیند و دختر خواهرش را هم مثله می‌کند. رابطه دو طرفه است. رسانه‌هایی هم که نگاه می‌کنند، مثله‌سازی زنان را تبلیغ می‌کند. مثل کانال‌های «کلمه» و «نور.» این رسم در امارات زنده است و به همین طریق در قشم هم زنده می‌ماند.»

مشکلات آماری و سرپوش گذاشتن روی آسیب‌های اجتماعی باعث شده هما‌ن‌طور که مظفریان تاکید دارد نمی‌توان میزان افزایش یا کاهش رخ دادن این مساله را در مناطق مختلف ایران محاسبه کرد: «از قبل آماری درباره قشم نداریم که بتوانیم کاهش آن را در نسبت با سی سال گذشته برآورد کنیم. اما از آمارها می‌توان متوجه شد که تقریبا حدود ۸۰ درصد زنان بین ۱۵ تا ۵۰ سال این منطقه مثله شده‌اند. از این آمار، ۶۰ درصد مدافع باقی ماندن این رسم هستند.»

به باور او اتفاقات ناگهانی باعث قوت یا ضعف مثله‌سازی در مناطق بحرانی می‌شود. به عنوان نمونه کردستان عراق سال‌ها تلاش کرد تا بتواند ناقص‌سازی اندام جنسی زنان را ملغی کند اما ورود ناگهانی «داعش» به این منطقه و دستور آن مبنی بر لزوم ناقص کردن اندام جنسی زنان باعث قوت گرفتن این مساله می‌شود.

پژوهش‌هایی که در ایران، کتاب نشد

مظفریان پس از تهیه پایان‌نامه‌اش در همین خصوص می‌خواست مجموعه پژوهش‌هایش را به شکل کتاب منتشر کند اما دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد بود و این مساله با مخالفت دولت روبه‌رو شد. برای همین نشر ناکجا در پاریس مسوولیت انتشار کتاب او را برعهده گرفت. در پی انتشار کتاب مظفریان بود که او را برای شرکت در کنفرانسی در همین خصوص درخصوص خاورمیانه به ترکیه دعوت کردند. خودش می‌گوید شروع ورود جدی او به مساله مثله‌سازی زنان همان کنفرانس بود. مظفریان می‌گوید: «آن کنفرانس واقعا یک دریچه بود. شرکت‌کنندگان از کشورهایی آمده بودند که اسم‌شان همین الان مثل ایران در لیست سازمان‌های بین‌المللی مخالف مثله‌سازی زنان نیست؛ مثل عربستان، عمان، اندونزی، فیلیپین و مالزی. در حالی‌که ناقص‌سازی اندام جنسی در این کشورها حتی به صورت سنتی و سوزن زدن در جریان است. پزشک زنان و زایمان اهل عربستان سعودی در آن کنفرانس شرکت داشت که می‌گفت بیشتر مراجعه‌کنندگان او اعراب سیاه‌پوست و مهاجر هستند یعنی بیشتر آفریقایی‌تبارها این رسم را زنده نگه داشته‌اند. تمامی این مسایل در منطقه ما، تلنگری بود که جدی‌تر به دنبال پژوهش‌هایم بروم.»

یافته‌های جدید در پژوهش‌ها

این محقق و فعال ضد ناقص‌سازی جنسی زنان به خانه امن می‌گوید: «برای اولین بار پارسال صدای مثله‌سازی گسترده زنان در هند و پاکستان درآمد. ارتباط‌اش با ایران این است که ما معتقد بودیم در ایران بیشتر شافعی‌ها و اهل تسنن این عمل را انجام می‌دهند و به اهل تشیعی که همجوار آن‌ها زندگی می‌کنند، دقت نکرده بودیم. در پژوهش‌ها مشخص شد که حنفی‌های ساکن ایران هم که بعضی‌ها تحت تاثیر شافعی‌ها هستند این اقدام را انجام می‌دهند. برای همین به دنبال گرفتن فتواهای اهل تشیع رفتیم.»

تلاش برای کسب نظر مراجع

مظفریان به دیدارش با آیت‌الله سیستانی اشاره می‌کند و معقتد است که می‌توان نگاه‌ها و رویکردها را نسبت به این مساله تغییر داد. آیت‌الله سیستانی فتوا داده بود که مثله‌سازی زنان حرام نیست. مظفریان در گفت‌وگو با او و طرح نمونه از داعش توانست روی نظر این مرجع عالی‌رتبه شیعیان تاثیر بگذارد و آیت‌الله سیستانی فتوای خود را تغییر داد که اگر این اقدام آسیبی به زن وارد کند، نباید انجام‌اش داد. مظفریان البته اعتقاد دارد که مثله‌سازی زنان مذهبی نیست بلکه «تنها شکل دینی به خود گرفته است.»

گرچه مالکی‌های خاورمیانه مثله‌سازی زنان را نهی کرده‌اند اما به گفته مظفریان مالکی‌های آفریقا نیز از روی سنت زنان را مثله می‌کنند. این مساله را می‌توان میان اهل یهود هم در اتیوپی مشاهده کرد: «این پراکندگی چنان گسترده است که هر روز از یک جای دنیا سر باز می‌کند. مهاجران اتیوپی به اسراییل، این رسم را به آن‌جا هم برده‌اند یا مثلا حالا خبر از قزاقستان رسیده، و در آینده نیز خبرهایی درباره ویتنام خواهیم شنید.»

ریشه این سنت کجاست؟

به عقیده مظفریان ریشه مثله‌سازی زنان به آفریقای مرکزی و انتقال آن به مصر برمی‌گردد؛ اسطوره‌هایی قدیمی‌تر از فراعنه: «پیش‌تر فکر می‌کردم مثله‌سازی زنان یک نشانه‌گذاری فرهنگی است. وقتی به آلت ختنه شده کسی نگاه می‌کردی متوجه می‌شدی که از جامعه نخبه بوده است. فراعنه یا نخبگان زن و مرد وقتی می‌خواستند به درجه خاصی از جایگاه اجتماعی برسند به قربانی کردن بخش مهمی از بدن‌شان مقابل خدایان معتقد بودند، برای همین خود را مثله می‌کردند.»

ناقص‌سازی جنسی زنان در ایران وجود دارد، چند روایت

مظفریان در طول پژوهش‌هایش با خاطراتی مواجه شده بود که زنی برای بار سوم مثله شده بود: «یا مثلا روایتی از دایه‌ای که حاضر نبود فرزندان خودش را مثله کند و می‌گفت دست و دلم نمی‌رود. در واقع زنانی مهربان در سنتی خشن که ما فکر می‌کنیم عاطفه ندارند در حالی‌که مثل آدم‌های عادی هستند که به باورهای اشتباه پایبندند.»

او ادامه می‌دهد: «در روستایی در هرمزگان به خانه‌ای رفتم که زنان مشغول کاردستی سنتی بودند. خانمی را نشانم دادند که زنان را مثله می‌کرد. ۲۷ سال داشت. در جامعه‌شناسی و پژوهش ممکن است به نقطه‌ای برسید که همه یک سن دارند و مثلا از مادربزرگ‌های‌شان یا منطقه جغرافیایی مشترک، اقدامی را یاد گرفته‌اند و می‌توانی نظریه‌ات را ببندی. اما درباره مثله‌سازی زنان نمی‌توانی. تا آن‌موقع به دایه‌های ۵۰ ساله برخورد کرده بودم ولی با دایه‌ای ۲۷ ساله روبه‌رو شدم. دایه مدام به دوستش میگفت اگر رویت را بکنی آن طرف دخترت را ختنه می‌کنم. گفت‌وگو میان‌شان در جریان بود ودوست‌اش مخالف ختنه دخترش بود اما دایه می‌گفت اگر ختنه‌اش کنی به شوهرش حلال می‌شود و می‌تواند به قرآن دست بزند.»

فعالیت‌هایی برای آگاهی‌رسانی

در بهمن ماه ۱۳۹۲ و پس از روی کار آمدن حسن روحانی به عنوان رییس‌جمهور کتاب مظفریان مجوز انتشار گرفت. اما هنوز این کتاب منتشر نشده بود که او توانست در همکاری با رادیو فردا، یکی از مهم‌ترین مجموعه برنامه‌های رادیویی را در خصوص مثله‌سازی زنان تهیه کند. برنامه‌ای که بعدتر جوایز مهمی را از آن خود کرد.

 untitledwwwwww.stopfgmiran.com

او در ادامه فعالیت‌هایش دو سایت را به عنوان دو کمپین در مقابله با مثله‌سازی زنان و ازدواج کودکان به راه انداخت: «گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران» و «گام به گام تا توقف ناقص‌سازی زنان در ایران». نماد کمپین ناقص‌سازی زنان گل شقایق انتخاب شده تا «هر جا گل شقایق دیدید به یاد بیاورید هر روز دختران بسیاری در ایران قربانی ناقص‌سازی جنسی زنان می‌شوند.» و نماد کمپین توقف ازدواج کودکان بادکنک‌هایی رنگی است: «ما ازدواج کودکان و عوارض آن را معطوف به دختر بچه‌ها ندانستیم نمی‌خواستیم لوگوی انتخابی کلیشه‌ای باشد و نماد عروسک برای دختران یا به طور مثال ماشین برای پسرها را در بربگیرد. به این نتیجه رسیدیم که علاقه به بادکنک در هر دو جنس وجود دارد و از سوی دیگر نشان‌دهنده دوران کودکی‌ست. از سوی دیگر می‌خواستیم که ازدواج بچه‌ها – چه دختر و چه پسر – صرفا با هم‌سن‌های خودشان مطرح نشود.»

مظفریان درباره ازدواج کودکان معتقد است که موضوع ازدواج آن‌ها همانقدر که برای دخترها مهم است برای پسرها نیز اهمیت دارد و اقلیت بودن آن‌ها دلیل نادیده گرفتن‌شان نمی‌شود.

مقابله فراگیر با خشونت‌هایی مانند ازدواج کودکان و ناقص‌سازی جنسی زنان، با تلاش‌های انفرادی ممکن نیست و ساختن‌های کمپین‌های موثر نیازمند درگیر کردن فعالانه همه بخش‌های جامعه است که نسبت به این موضوعات حساسیت دارند.

آذر
۵
۱۳۹۵
کمپین‌سازی برای محو خشونت علیه زنان
آذر ۵ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
orangetheworldbannercollage2016_960x450
image_pdfimage_print

Photos (L-R):UN Women/Stephanie Raison, UNDP/Tiago Zenero, UN Women/Ellie van Baaren, UN Albania/Olsi Beci, UN Women/Niels den Hollander

باران خسروی

یک سوم زنان در سراسر جهان در طول عمر خود خشونت را تجربه می‌کنند واین خشونت اغلب از طرف سمت کسی است که می‌شناسند، دوست دارند یا اعتماد دارند. براساس آمار، زنانی که در سال ۲۰۱۲ مورد قتل قرار گرفته‌اند تقریبا نیمی از آن ها توسط همسر یا اعضای خانواده‌شان کشته شده‌اند. ۶۰۳ میلیون زن در کشورهایی زندگی می‌کنند که در آنها خشونت خانگی علیه زنان، جرم محسوب نمی‌شود وطبق اطلاعات بانک جهانی، زنان ۱۵ تا ۴۴ ساله بیشتر در معرض خطر تجاوز و خشونت خانگی قرار دارند تا ابتلا به سرطان، حوادث رانندگی، جنگ و مالاریا.

خشونت علیه زنان و دختران نقص حقوق بشر است، باعث نابودی زندگی‌های بسیاری همراه با درد و رنج فراروانی شده است وجدا از رنج فردی هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی کلانی برای جامعه در بردارد. سال‌ها است فعالان حقوق زنان و فعالان حقوق بشراز راه‌های مختلف برای کاهش خشونت علیه زنان استفاده می‌کنند آن‌ها در تلاش‌اند که توجه عمومی را نسبت به این بحران بزرگ بشری جلب کنند و در عین حال همیشه در تلاش بوده‌اند که قوانین ضد زنی که باعث تقویت خشونت می‌شود را تبدیل به قوانین حمایتی از زنان خشونت دیده کنند. یکی از مهم‌ترین ابزارهایی که به آن‌ها در این راه کمک کرده است ترویج گری از طریق کمپین سازی است.

کمپین چیست؟

واژه کمپین یا کارزار اشاره به یک تلاش منظم برای آوردن فشار عمومی روی افراد و سازمان‌های تأثیرگذار در جهت تغییر است. کمپین‌ها می‌توانند تبلیغاتی، سیاسی و یا اجتماعی باشند.

دسته‌بندی کمپین‌های خشونت علیه زنان:

دو نوع کمپین گسترده برای تغییر خشونت علیه زنان وجود دارد:

  • کمپین‌هایی که هدف خودشان را بر روی تغییر سیاست‌ها و قوانین جاری که باعث تبعیض عیله زنان هستند و خشونت علیه زنان هستند قرار می‌دهند.
  • کمپین‌هایی که هدف خودشان را تغییر رفتار و فرهنگ عمومی دارند. این نوع کمپین‌ها در تلاش هستند که رفتارها یا عادت‌های غلطی را که باعث افزایش خشونت علیه زنان می‌شوند را مورد هدف تغییر قرار دهند.

آگاه‌سازی عنصر خیلی مهم در هر دو نوع کمپین است که در جهت افزایش توجه عمومی و تغییر رفتار عمومی به کاربرده می‌شود.

گروه هدف :

  • یک کمپین می‌تواند بزرگ و یا کوچک باشد، می‌تواند جهانی، منطقه‌ای، کشوری و یا محلی باشد.
  • می‌تواند گروه خاصی را مورد هدف قرار دهد، به عنوان مثال : قانون گذاران، دست اندرکاران بهداشت، معلمان، مردان، زنان، جوانان و …
  • می‌تواند تمرکزش روی شکل خاصی از خشونت باشد یا خشونت علیه زنان را به صورت کلی مورد هدف قرار دهد. به عنوان مثال می‌تواند تنها روی مسئله خشونت در محل کار، آزار خیابانی، ختنه زنان، اسید پاشی یا هر شکل دیگری از خشونت علیه زنان و دختران تمرکز کند و یا به صورت کلی همه اشکال خشونت را مورد هدف قرار دهد.

مدت زمان: 

مدت زمان هر کمپین بسته به ضروری بودن مسئله می‌تواند متفاوت باشد، می‌تواند چند روز، هفته و یا ماه باشد و اگر به دنبال تغییر اجتماعی یا سیاسی در طولانی مدت باشد ممکن است سال‌ها طول بکشد.

موضوع:

  • موضوع هر کمپین بسته به هر جامعه‌ای که کمپین در آن رخ می‌دهد متفاوت است، البته از آنجا که بعضی از موارد در همه جوامع رخ می‌دهد در نتیجه موضوع یکی است و تنها شکل اجرا آن می‌تواند متفاوت باشد مثل مسئله خشونت خانگی.
  • موضوعات کمپین‌های محلی وابسته به موقعیت محلی، منابع و حمایت‌های موجود و مهارت‌های افرادی که کمپین را راه اندازی می‌کنند تعیین می‌شود. بسیاری از کمپین‌هایی که روی تغییر رفتار کار می‌کنند موضوعشان و هدفشان در جهت توانمندسازی خشونت دیده است.

چرا به کمپین‌ها در محو خشونت علیه زنان نیاز است؟

در چند دهه گذشته کمپین‌ها در دهه‌های گذشته نقش خیلی مهمی و قابل توجهی در آگاه سازی خشونت علیه زنان به عنوان شکلی از نقص حقوق بشر داشته‌اند و این که چه تأثیری به صورت کلی بر روی جامعه می‌گذارند. با وجود همه این‌ها خشونت علیه زنان همچنان در همه نقاط جهان رخ می‌دهد و هر روز شکل‌های جدیدی از خشونت هم اضافه می‌شود.

آنها مفید هستند به این دلیل که می‌توانند:

  • یک مسئله را از حوزه خصوصی به حوزه عمومی بکشانند و تبدیل به مسئله و مشکل همگانی کنند.
  • چالش کشیدن و تغییر نگرش و نفوذ در سطح گسترده
  • اطلاع رسانی در ابعاد گسترده
  • آموزش قربانیان در خصوص حقوقشان و این که چه طور می‌توانند به حقوقشان برسند
  • همگانی بین افراد و سازمان‌هایی که هدفشان کمک به قربانیان است
  • کنار هم قراردادن افراد با پس زمینه‌های متفاوت تا از یکدیگر وتجربه های یکدیگر یاد بگیرند؛ همچین باعث شبکه سازی و احتمال جنبش سازی هم هستند
  • توانمند سازی افرادی که درگیر کمپین هستند و توسعه مهارت‌های رهبری آن‌ها

نمونه‌هایی از کمپین‌های موفق در راستای رفع خشونت علیه زنان:

نمونه‌ای از کمپینی کوتاه:

قدرت خودت را بشناس: این کمپین درسال ۲۰۱۰ در دانشگاه نیوهمشایر به مدت دو ماه به اجرا درآمد. گروه هدف دانشجویان دانشگاه بودند. تمرکز این کمپین روی نقش دانجشویان به عنوان ناظران و این که چه طور می‌توانند  آزار جنسی که در دانشگاه رخ می‌دهد جلوگیری کنند. این کمپین از طریق کانال‌های ارتباطی بازاریابی اجتماعی

نمونه‌ای از کمپینی طولانی:

رهایی از ترس: در سال ۱۹۹۸ یک گروه دولتی در استرالیا  کمپینی را به مدت ۱۰ سال با همکاری مرکز عدالت کیفری راه انداخت، تمرکز کمپین روی مردان خشونت‌گر و استراتژی‌هایی برای تشویق آن‌ها برای گرفتن درمان بود، این کمپین از آن‌ها می‌خواست که با خط درمانی کمک به مردان خشونت گر تماس بگیرند، و توانست در ۲۱ ماه شروع کمپین ۶۰۰۰ تماس دریافت شد.

بین المللی: کمپین اتحاد جهانی توسط بان کی مون دبیرکل سازمان ملل در سال ۲۰۰۸ راه اندازی شده است او از دولت جامعه مدنی سازمان‌ها رسانه‌ها بخش خصوصی که در یک اقدام جهانی برای پایان دادن به خشونت علیه زنان درگیر شوند.  هرسال از ۲۵ نوامبر همزمان با روز جهانی خشونت علیه زنان تا ۱۰ دسامبر به مدت ۱۶ روز از گروه‌های مختلف در سراسر دنیا دعوت می‌شود که به این کمپین جهانی بپیوند این کمپین سعی می‌کند هر سال یک موضوع را در راستای پایان دادن خشونت در نظر بگیرد. امسال این کمپین هدفش را جمع‌آوری و کمک مالی قرار داده است. این کمپین رنگ نارنجی را به عنوان نماد و رنگی به عنوان همبستگی در این راه انتخاب کرده است.

منطقه‌ای: کمپین پایان دادن به ختنه زنان توسط امنیستی ایرلند در سال  ۲۰۱۰ راه اندازی شده است باهدف حفاظت دختران و زنان اروپایی از ختنه راه اندازی شد. براساس آمارها تخمین زده شده است که ۵۰۰ هزار دختر در اتحادیه اروپا ختنه شده‌اند. هدف این کمپین سازمان‌ها برای جلوگیری از ختنه و درمان قربانیان است.

ملی: کمپین تحمل صفر در سال ۱۹۹۲ اسکاتلندی عضو شورای شهر ادینبورک را اندازه شده در راستای هدف آموزش مردم برای جلوگیری خشونت علیه زنان

محلی:  ان‌جی‌اوی اوگاندایی «صدایت را بلند کن» باهدف راه اندازی کمپین‌های محلی کوچک در راستای بسیج مردان و زنان محلی برای تغییر نگرش در  جامع محلی  از سال ۱۹۹۹ در تلاش است.

درباره کمپین‌های بیشتری بدانید: این سو و آن سوی دنیا: مبارزه با خشونت علیه زنان

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

منبع ۴

منبع ۵

آذر
۴
۱۳۹۵
بومی اما جهانی: مبارزه با خشونت علیه زنان
آذر ۴ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Red shoes women of various models are based on a white floor and are joined by a red ribbon which is the common thread that unites them: violence against women symbolized by red shoes.
image_pdfimage_print

Photo: Polifoto/bigstockphoto.com

نعیمه دوستدار

خشونت علیه زنان محدود به خشنت فیزیکی و جسمی نیست هرچند این نوع حشونت مشهورترین نوع خشونت علیه زنان است. زنان سراسر دنیا بسته به شرایط فرهنگی خود، با اشکالی متنوعی از خشونت روبه رو هستند که نقطه اشتراک‌شان این است که این خشونت به دلیل جنسیت‌شان به آنها روا داشته می‌شود. برای فعالان حقوق زنان کارزار برای مقابله با خشونت محدود به مشارکت خود زنان نمی‌شود و پیش و بیش از آن، بسیاری از آنها می‌کوشند مردان را هم در این مبارزه همراه کنند.

در قسمت قبل، ۸ کمپین از کمپین‌های موفق در زمینه مبارزه با خشونت علیه زنان را معرفی کردیم. در این قسمت هم با ۸ کمپین دیگر آشنا می‌شوید: کمپین‌هایی متعلق به نقاط مختلف دنیا که هر کدام با روش‌های بومی و خاص خود تلاش کرده‌اند جلوه‌ای از خشونت علیه زنان را هدف بگیرند و با آن مبارزه کنند.

کمپین‌های یک تا هشت را بخوانید.

کمپین شماره ۹: آزار جنسی زنان را در سیستم حمل و نقل عمومی پایان دهید

محل اجرا: سری لانکا

سازمان «اتحاد سری لانکا» کمپینی برای مقابله با آزار جنسی زنان در وسایل حمل و نقل عمومی طراحی کرد. صدها مرد در این زمینه آموزش داده شدند و سپس به داخل اتوبوس‌ها رفتند تا با مردم درباره آزار جنسی در وسایل نقلیه عمومی صحبت کنند. آنها از زنان به خاطر آزارهایی که دیده بودند عذرخواهی کردند و به آنها درباره امکانات قانونی پیگیری آزار جنسی در محیط‌های عمومی اطلاعات دادند. آنها مردان را هم برای پذیرش مسوولیت خود در این زمینه به چالش کشیدند. در عرض یک هفته، این مردان سوار بیش از هزار اتوبوس شدند و در شهرکلمبو با بیش از ۳۰ هزار نفر گفت و گوکردند. به گفته طراحان این کمپین، برخورد مردم با این کمپین بسیار مثبت بود و خیلی‌ها خواهان این بودند که اطلاعات بیشتری در این زمینه بگیرند.

کمپین شماره ۱۰؛ هشدار به پلیس درباره دختران داخل فاحشه خانه‌ها از طریق عکس‌های سری

محل اجرا کامبوج

«سومالی مام»، وقتی بچه بود وادار به تن فروشی شد اما بعد گریخت و حالا سال‌هاست برای نجات دختران جوان از چنگ قاچاقچیان انسان کار می‌کند. تلاش او در این زمینه باعث شد که صاحبان فاحشه‌خانه‌ها دختر او را بدزدند و به او تجاوز کنند و خود او را تهدید به مرگ کنند. با این حال او همچنان به کارش ادامه می‌دهد. او از شیوه‌های مختلفی برای کارش استفاده می‌کند؛ مثلا به داخل این مکان‌ها می‌رود و محفیانه از این دختران عکس می‌گیرد و سپس این مدارک را در اختیار مقامات پلیس قرار می‌دهد تا اقداماتی برای نجات این دختران انجام دهند.

این فعالیت‌های او نتایج مختلفی به بار آورده اما به نوشته نیکولاس کریستوف، درنیویورک تامیز، مبارزه با خشونت علیه زنان در نقاط مختلف دنیا به شیوه‌های محتلفی انجام می‌شود و این هم یکی از آن شیوه‌هاست.

کمپین شماره ۱۱: اجاق‌های نو، خطر تجاوز را کم می‌کند

محل اجرا:‌ سودان

زنان در کمپ پناهندگان زم زم در دارفور، هر بار که کمپ را برای جمع‌آوری چوب برای آشپزی ترک می‌کنند، در خطر تجاوز نیروهای نظامی سودانی قرار دارند. اگر نخواهند از کمپ خارج شوند، باید برای تهیه چوب پول بدهند: پولی که برای آنها خیلی زیاد است.

 آشوک گادگیل، وقتی از این مساله خبردار شد، با تعدادی از زنان دارفور و مهندسان محلی صحبت کرد تا نوعی اجاق ارزان قیمت بسازند که چوب کمتری بسوزاند. در واقع این اجاق‌ها یک چهارم آتش باز چوب لازم دارند و این باعث صرفه‌جویی در پول زنان می‌شود.

 نتیجه نهایی این بود که ۸۰ درصد زنان این کمپ‌ها حالا می‌توانند چوب مورد نیازشان را بخرند و لازم نیست کمپ را برای پیدا کردن چوب ترک کنند.

کمپین شماره ۱۲:  جمعه سیاه  برای محکوم کردن خشونت علیه زنان

محل اجرا: جامائیکا

داستان تجاوز وحشیانه به چهار زن و یک دختر در خانه در جامائیکا، توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده بود. به همین دلیل، ۱۵ سازمان این کشور دور هم جمع شدند تا اعتراضی را سازماندهی کنند. آنها مردم را تشویق کردند که برای شرکت در یک برنامه اعتراضی لباس سیاه به تن کنند. آنها از مردم خواستند در مکان‌های مختلف با لباس سیاه بایستند و همراهی خود را با کمپین مقابله با خشونت علیه زنان نشان دهند. این اعتراض با همراهی نخست وزیر این کشور، پورتیا سیمیسون  میلر همراه شد و او هم بیاینه‌ای در این زمینه صادر کرد.

کمپین شماره ۱۳: کفش‌های قرمز در اعتراض به خشونت علیه زنان

محل اجرا: مکزیک

در این کارزار، یک هنرمند دیگر حوزه هنرهای تجسمی، از نشانه‌ قرمز برای توجه دادن به موضوع خشونت علیه زنان استفاده کرد. الینا چاوت، کفش‌های قرمزی را خارج از کنسولگری مکزیک در ال پاسی تگزاس چید تا اعتراض خود را به خشونت علیه زنان در شهرهای مختلف مکزیک نشان دهد. عکس‌هایی که از این کمپین تهیه شده، بسیار مشهور است.

کمپین شماره ۱۴: هنرهای رزمی برای کمک به دختران برای مقاومت دربرابر خشونت جنسی

محل اجرا: لبنان

در جریان این کمپین، «سازمان مقاومت زنان علیه خشونت» در لبنان، برنامه‌ای طراحی کرد تا به دختران ورزش رزمی آیکیدو آموزش بدهد.

 آیکیدو یک ورزش رزمی ژاپنی است که به مردم یاد می‌دهد که زور و خشونت فرد مهاجم را هدایت کنند و تاکیدش این است که مقابله، به قدرت فیزیکی متکی نیست. آموزش آیکیدو بخشی از برنامه‌ای یک ساله بود به نام «با همدیگر تغییر ایجاد می‌کنیم» که در جریان آن، به بیش از ۲۵۰۰ دختر و پسر دانش آموز درباره آزار جنسی و چگونگی دفاع از خود در برابر آن آموزش داده شد.

 دندا یاسر، طراح این برنامه اشاره کرده که عناصر موجود در ‌آیکیدو، به دختران کمک می‌کند که با این باور سنتی که دختران ضعیف تر از پسران هستند مقابله کنند و به جای حمله متقابل، فرد مهاجم را در کنترل بگیرند.

کمپین شماره ۱۵:  مشارکت مردان و زنان برای مبارزه با خشونت خانگی و ازدواج زیر سن قانونی

محل اجرا: پاکستان

قمر نسیم، فعالیت‌های اکتیویستی خود را با راه‌انداری سازمان «رگ‌ آبی» که هدفش بالابردن آگاهی  درباره سرطان پستان بود، آغاز کرد اما در مناطق سنتی تر کشورش پاکستان، سخن گفتن از این بیماری واکنش‌هایی ایجاد می‌کرد.

 قمر می‌گوید که در فعالیت خود با مقاومت زیادی روبه رو شد و دریافت که زنان در این مناطق، حق تصمیم گیری درباره بدن خود را ندارند. او دریافت که برای اثرگذاری بیشتر، هم مردان و هم زنان باید مشارکت داشته باشند. به همین خاطر، او گروه‌هایی را ایجاد کرد که اعضای آن در مناطق سنتی‌تر، می‌توانستند درباره موضوعات مختلف مانند ازدواج در کودکی حرف بزنند. او همچنین موفق شد که فعالیت‌هایی برای فراهم کردن امکانات آموزشی برای دختران انجام دهد، کاری که او را حتی با گروه‌های ستیزه جوی این کشور رو دو رو کرد.

کمپین شماره ۱۶: ‌مبارزه با آزار جنسی در خیابان

محل اجرا: مصر

مرکز مطالعاتی حقوق زنان در مصر، پژوهشی را در سال ۲۰۰۸ انجام داد که نشان می داد ۸۳ درصد زنان مصری و ۹۸‌ درصد زنان خارجی آزار جنسی را در خیابان‌های این کشور تجربه کرده‌اند؛ آزارهایی مثل لمس بدن، دستمالی و متلک.

این گروه پس از این تحقیق،  کارزاری راه انداختند تا عملکرد رییس جمهوری کشور را در قبال حقوق زنان در یک دوره یک ماهه بررسی کنند. آنها امیدوار بودند که بتوانند ریس جمهوری را قانع کنند که آزار جنسی در خیابان را به عنوان یک آزار محرمانه معرفی کند.

برخی اقدامات دیگر هم از سوی گروه‌های مصری انجام شد. مثلا برخی از افراد داوطلب، برای مستندسازی در این زمینه، از صحنه‌های آزار جنسی زنان در خیابان، عکاسی کردند. آنها همچنین برنامه  تریبون آزادی گذاشتند که در آن زنان می‌توانستند آزادانه میکروفون را به دست بگیرند و درباره تجربه‌های خود از آزار جنسی در خیابان حرف بزنند.

آذر
۴
۱۳۹۵
این سو و آن سوی دنیا: مبارزه با خشونت علیه زنان
آذر ۴ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , ,
Photo: suns design/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: suns design/bigstockphoto.com

نعیمه دوستدار

مبارزه با خشونت علیه زنان در بسیاری از نقاط دنیا با محدودیت‌های فراوان روبه روست. مشکلاتی مثل نادیده انگاشتن مشکل، تابوهای فرهنگی که مانع ایجاد فضای باز برای گفت وگو و بحث در این زمینه می‌شوند، خشونت خانگی را نه یک مساله انسانی که تنها یک مساله زنانه دانستن و دشمنی فعالان حقوق مردان و تندروهایی که می‌خواهند زنان را ساکت کنند.

با در نظر گرفتن چنین شرایطی، کمپین‌هایی که برای مبارزه با خشونت علیه زنان کار می‌کنند باید در مقایسه با کمپین‌هایی که در زمینه مبارزه با سرطان، حقوق حیوانات، محیط زیست و … کار می‌کنند، خلاق‌تر باشند.

در چنین فضای دشواری، کمپین‌های موفق هم البته کم نبوده‌اند؛ کمپین‌هایی که کوشیده‌اند تغییرات مثبتی در زندگی زنان و دخترانی که با خشونت مواجه‌اند ایجاد کنند.

در این مطلب می‌خواهیم چند نمونه از موفق‌ترین کمپین‌های مربوط به مبارزه با خشونت علیه زنان را معرفی کنیم: کمپین‌هایی که چند ویژگی مشترک دارند:

کمپین‌هایی هستند که توانسته‌اند در جامعه تکان و هیجانی ایجاد کنند و نه فقط توجه‌ها را به خود که به کل موضوع خشونت علیه زنان جلب کنند. این کمپین‌ها اغلب در ارتباط خوبی با فعالان، گروه‌های غیرانتفاعی و نهادهای مردم نهاد بوده‌اند.

آشنایی با این کمپین‌ها می‌تواند برای ایجاد انگیزه در افراد و گروه‌هایی که برای پایان دادن به خشونت علیه زنان تلاش می‌کنند مفید باشد.

کمپین شماره ۱: استفاده از تکنولوژی برای نشان دادن اینکه کی و کجا خشونت علیه زنان اتفاق میافتد

 محل اجرا: هند

زمانی که نتایج یه پژوهش نشان داد که هند یکی از چهار مکان خطرناک دنیا برای زنان است، شیمر شوکه شد و تصمیم گرفت که کاری در این زمینه بکند. او یک نقشه طراحی کرد به نام «نقشه برای کمک» “Maps4Aid” که هرکسی می‌توانست گزارشی از خشونت علیه زنان را با استفاده از ابزارهای مختلف مثل اس ام اس و ایمیل در آن ثبت کند. به این ترتیب گزارش دریافتی ثبت و به مجموعه ای از شبکه‌های اجتماعی ارسال می‌شد.

 این پروژه می‌خواست این باور را در تقویب کند که خشونت علیه زنان ترسناک است و هر روز و هر لحظه در سراسر کشور اتفاق می‌افتد. این کمپین همچنین فهرستی از گزارش‌های دریافت شده را بر اساس تاریخ و محل وقوع فراهم می‌کرد. هدف نهایی آن این بود که پروژه از مستندسازی وارد مرحله مداخله شود؛ به این ترتیب که خطرناک‌ترین خیابان‌ها و مناطق هند، از طریق نقشه قابل شناسایی باشد و مقامات رسمی را وادار کند که در این مناطق امنیت بیشتری را فراهم کنند.

کمپین  شماره۲: اتحاد انجیاوها برای تشویق مردان به مقابله با خشونت علیه زنان

 محل اجرای: کنیا

یک شعبه جدید از سازمان مشارکت مردان (MenEngage) در کنیا ایجاد شد؛ کشوری که در آن بر اساس پژوهشی که در سال ۲۰۰۹ انجام شده، ۴۷ درصد زنان متاهل، خشونت خانگی را تجربه کرده‌اند. از آنجا که این رقم نسبت به سال‌های پیش از آن افزایش ۲۱ درصدی را نشان می‌داد، سازمان «مشارکت مردان» در کنیا، مردان این کشور را برای مقابله با این روند فراخواند. به خصوص مردانی که موقعیت اجتماعی و سیاسی و مقام تصمیم‌گیری داشتند به این کمپین دعوت شدند و از آنها خواسته شد که تلاش‌هایشان را برای مبارزه با خشونت علیه زنان بیشتر کنند. این کمپین در راستای و برای تقویت کمپین‌های موجود فعالیت کرده و هدفش این است که انواع خاصی از خشونت علیه زنان را که در کنیا وجود دارد هدف قرار دهد: مثلا ناقص سازی جنسی زنان را که در این کشور بسیار شایع است.

کمپین شماره ۳: مسابقه عکاسی برای تشویق مردم به مبارزه برای جامعهای برابر برای زنان و مردان محل اجرا: کاستاریکا

تعدادی از سازمان‌ها از جمله موزه زنان کاستاریکا، یک مسابقه ملی عکاسی با هدف افزایش آگاهی درباره عواقب خشونت علیه زنان و تشویق مردم به تلاش برای ایجاد جامعه برابر برگزار کردند. این نخستین مسابقه عکاسی در این کشور بود که با این هدف برگزار می‌شد. عکس‌ها می‌بایست مرتبط با یکی از مظاهر خشونت  فیزیکی، روانی، جنسی، اقتصادی، سمبلیک علیه زنان گرفته می‌شدند. این عکس‌ها باید باورها و تصورات غلطی را نشان می‌دادند که به حفظ چرخه خشونت علیه زنان کمک می‌کند و روش‌های غلبه بر آن را هم معرفی می‌کنند.

برندگان این مسابقه ۲۱ نوامبر سال ۲۰۱۲ همزمان با برنامه‌های مربوط به روز مبارزه با خشونت علیه زنان اعلام اعلام شدند.

کمپین شماره ۴: پروانههایی که زنانی را که در نیکاراگوئه مورد خشونت و سوءاستفاده قرار گرفتهاند، مشخص میکنند

 محل اجرا: بریتانیا

یک طراح برتانیایی به نام روبرت کنت، تصمیم گرفت که از امکان ورود خود به نمایشگاه گل و گیاه کاخ همپتون کورت استفاده کند تا توجه‌ها را به خشونت علیه زنان در نیکاراگوئه جلب کند. باغی که او طراحی کرده بود، پروانه‌ها و یاسمن‌ها را نشان می‌داد: یاسمن، گل بومی نیکاراگوئه است.

کنت این ایده را متاثر از کمپین سازمان عفو بین‌الملل به نام «پروانه‌های امید» اجرا کرد. او از طریق این کمپین به مردم بازیدکننده آموخت که  بیش از ۱۴ هزار زن در نیکاراگوئه -که بسیاری از آنها کمتر از ۱۷ سال دارند- در طی ۱۰ سال مورد تجاوز قرار گرفته‌اند.

او درباره اینکه چطور این موضوع الهام بخش او شده است گفته: «این واقعیت وجود دارد که تصور می شود زنی که مورد تجاوز قرار گرفته، خود مجرم است. من فکر می‌کنم به همین دلیل بسیاری از زنان در این زمینه سکوت می‌کنند. به همین خاطر تلاش کردم با این کار سکوت را بشکنم.»

کمپین شماره ۵: ورزشکاران حرفهای سخن میگویند

محل اجرا:‌ کانادا و ایالات متحده آمریکا

در این کمپین، ورزشکاران حرفه‌ای مرد در آمریکا، وارد کارزار شدند و درباره خشونت علیه زنان سخن گفتند. معاون رییس جمهوی آمریکا، جو بایدن، یکی از کسانی بود که به راه افتادن کمپین «یکی خیلی زیاد است» (۱ is 2 Many) کمک کرد.

ورزشکاران مشهوری مانند دیوید بکام فوتبالیست، جریم لین بسکتبالیست، و الی منینگ ستاره لیگ ملی  از آن جمله بودند. جو بایدن درباره این کمپین گفت: «پسربچه‌ها و مردان جوان درباره مفهوم مردانگی پیام‌های متناقضی از جامعه دریافت می‌کنند. به همین خاطر خیلی مهم است که این ورزشکاران برجسته، پا به میدان گذاشته‌اند و این کار را انجام داده‌اند.»

در کانادا، تیم فوتبال بی سی لیونز، به سازمان پایان خشونت علیه زنان، دولت و گروه «چیزی بیش از یک ناظر باش» پیوستند. مردان فعال در این کمپین با این شعار که خود خشونتی علیه زنان انجام نمی‌دهند، از مردان دیگر می‌خواهند که وارد کارزار شوند و خشونت علیه زنان را محکوم کنند.

کمپین شماره ۶:‌ کلوپ پدرها با خشونت علیه زنان مبارزه میکند

محل اجرا: هائیتی

در کشوری که در آن رفتارهای جنسیت‌زده بسیار شیوع دارد، اغلب مبارزاتی که برای کاهش خشونت بر مبنای جنسیت انجام شده، با مشارکت مردان انجام می‌شود. در تلاش برای جلب مشارکت بیشتر مردان، مردی از اهالی یک منطقه روستایی در فاصله ۹۰ دقیقه‌ای پایتخت این کشو، پورت آ پرینس، تصمیم گرفت که یک گروه از پدران درست کند که در آن، درباره مساله و اهمیت به کار نگرفتن خشونت نسبت به مردان بحث و گفت و گو شود. اعضای این گروه از سوی یک مرکز فعال در زمینه مبارزه با خشونت علیه زنان به نام CARE تمرین‌هایی دریافت کردند. به علاوه، اعضای گروه خانه به خانه به  دیدار مردان دیگر منطقه رفتند تا درباره خشونت علیه زنان با آنها صحبت کنند.

 رورنی آمیل، بنیانگذار گروه پدران می‌گوید: «بچه‌ها می‌بینند که پدرهایشان مادرها را می‌زنند و به این ترتیب چرخه خشونت استمرار پیدا می‌کند. ما تلاش می کنیم که به پدرهای دیگر نشان بدهیم که این کار خوب نیست.»

کمپین شماره ۷: لباسهای قرمز برای جلب توجه نسبت به خشونت علیه زنان

 محل اجرا: کانادا

جیم بلک، مبدع این کمپین، راه جالبی برای جلب توجه نسبت به موضوع زنان بومی ناپدید شده و به قتل رسیده در کانادا پیدا کرد. او متوجه شد که در کانادا ۶۰۰ پرونده از قتل و ناپدید شدگی زنان بومی کانادایی وجود دارد که ۳۰۰۰ مورد از این پرونده‌ها هرگز به نتیجه نرسیده است. خانم بلک از طریق یک اجرای هنری با نمایش لباس‌های قرمز در سراسر کمپ دانشجویی دانشگاه آلبرتا در ادمونتون، توجه‌ها را به این موضوع جلب کرد. لباس‌های قرمزی که در این کمپین استفاده شدند، همه اهدایی بودند و گروه‌های سنی مختلف و مشاغل مختلف زنان را در جامعه نمایندگی می‌کردند.

کمپین شماره ۸: مستندسازی خشونت علیه زنان در بهشت

 محل اجرا: نروژ

والتر آسترادا، عکاسی است که به شیوه‌های مختلف به کار خود برای آگاهی رسانی رباره خشونت علیه زنان  از طریق عکاسی ادامه می‌دهد. او قبلا هم از زنان گواتمالا و کنگو عکاسی کرده بود و این بار تصمیم گرفت لنز دوربینش را به سمت کشوری برگرداند که همه فکر می‌کنند از نظر کم بودن میران خشونت علیه زنان، بهشت است. او با عکاسی از نمونه‌های خشونت علیه زنان نروژی می‌خواست بگوید که حتی در چنین کشوری هم خشونت علیه زنان وجود دارد.

 عکس‌های آسترادا در نیویورک تایمز منتشر شدند و اثر عمیقی روی تمام کسانی گذاشتند که خشونت خانگی یا جنسی را تجربه کرده بودند.

ادامه را بخوانید: کمپین‌های نه تا شانزده.