صفحه اصلی  »  مبارزه با ختنه زنان
image_pdfimage_print
بهمن
۱۸
۱۳۹۵
به مناسبت روز جهانی منع ناقص‌سازی جنسی زنان: حکایت یک تلاش بی‌وقفه
بهمن ۱۸ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Creatively cut gaming card on the topic Female Genital Mutilation
image_pdfimage_print

Photo: VIPDesignUSA/bigstockphoto.com

آیلار صفوی

ازدواج کودکان و ناقص‌سازی اندام جنسی زنان یا آنچه که به صورت عامی‌تر ختنه‌زنان نامیده می‌شود هر دو از مصادیق بارز خشونت خانگی است. رایحه مظفریان، پژوهشگر و نویسنده کتاب «تیغ‌ و سنت» از اولین کسانی است که روی مسئله ناقص‌سازی اندام جنسی زنان در ایران به صورت جدی به تحقیق پرداخت. زمانی‌که او تحقیق روی این نمونه از خشونت علیه زنان را در ایران شروع کرد، هنوز منابع چندانی در این خصوص وجود نداشت. چندین کتاب نوشته و ترجمه شده بود اما توجه‌های چشم‌گیری به انجام عمل ناقص‌سازی جنسی زنان در ایران معطوف نشده بود.

مظفریان ترم اولی دوره فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی بود که مادرش، کتاب «گل صحرا» نوشته واریس دیری را برای مطالعه به او سپرد. پایان خواندن این کتاب، آغاز پژوهش‌ها و تحقیقات مظفریان و در نهایت انتشار کتاب تیغ و سنت بود. پس از ساخت فیلم‌های کوتاه، راه‌اندازی چند کمپین و رسانه برای اطلاع‌رسانی در خصوص ناقص‌سازی جنسی زنان و ازدواج زودهنگام کودکان بخش بزرگی از زندگی مظفریان شد.

گل صحرا

خواندن «گل صحرا» یک تصادف نبود. این کتاب یکی از تاثیرگذارترین کتاب‌های در این حوزه است. واریس دیری، سفیر سازمان ملل در مبارزه با ناقص‌سازی اندام جنسی در این کتاب روایت مثله شدن خودش را نوشته است: «مادرم مرا در بازوان‌اش گرفته بود٬ برای آنکه آرام بگیرم به او نگاه می‌کردم. درد به قدری زیاد بود که از حال رفتم. به هوش آمدم و چشم‌بندم کنار رفت و من زن جلاد را دیدم که مقداری خار درخت اقاقیا را کپه کرده و از آن‌ برای ایجاد سوراخ‌هایی در پوستم استفاده می‌کرد تا با نخ سفید محکمی مرا بدوزد. درد به قدری شدید بود که آرزو می‌کردم بمیرم. دوباره از حال رفتم. چشمان‌ام را که باز کردم مادرم رفته بود. سنگ٬ از خون من خیس بود و تکه‌هایی از گوشت تن‌ام آن‌جا افتاده بود؛ دست‌ نخورده و در حال خشک شدن زیر آفتاب.»

مظفریان در مدت نوشتن پایان‌نامه فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی به طور اتفاقی به قشم می‌رود. قشم را می‌توان یکی از بحرانی‌ترین مناطقی دانست که دختران در آن مثله می‌شوند. مظفریان قشم را این‌طور توصیف می‌کند: «جزیره‌ای بسته با ارتباطات کم که در آن رسانه‌های امارات مورد توجه است. سطح بهداشت بسیار پایین بود. البته استان هرمزگان محرومیت‌های ویژه خود را دارد. اما بدترین منطقه در آن استان، قشم است.»

چرا این سنت در قشم زنده است؟

به عقیده این پژوهشگر و کنشگر، یکی از مهم‌ترین عواملی که ناقص‌سازی اندام جنسی زنان را در این منطقه همچنان زنده نگه داشته، ارتباط میان قشم و امارات است: «مثلا برای دیدن اقوام مهاجرت می‌کنند و همین باعث شده که دایه‌هایی که مثله می‌کنند هم انگار به آن‌جا صادر می‌شوند. دایه می‌رود خانواده‌اش را ببیند و دختر خواهرش را هم مثله می‌کند. رابطه دو طرفه است. رسانه‌هایی هم که نگاه می‌کنند، مثله‌سازی زنان را تبلیغ می‌کند. مثل کانال‌های «کلمه» و «نور.» این رسم در امارات زنده است و به همین طریق در قشم هم زنده می‌ماند.»

مشکلات آماری و سرپوش گذاشتن روی آسیب‌های اجتماعی باعث شده هما‌ن‌طور که مظفریان تاکید دارد نمی‌توان میزان افزایش یا کاهش رخ دادن این مساله را در مناطق مختلف ایران محاسبه کرد: «از قبل آماری درباره قشم نداریم که بتوانیم کاهش آن را در نسبت با سی سال گذشته برآورد کنیم. اما از آمارها می‌توان متوجه شد که تقریبا حدود ۸۰ درصد زنان بین ۱۵ تا ۵۰ سال این منطقه مثله شده‌اند. از این آمار، ۶۰ درصد مدافع باقی ماندن این رسم هستند.»

به باور او اتفاقات ناگهانی باعث قوت یا ضعف مثله‌سازی در مناطق بحرانی می‌شود. به عنوان نمونه کردستان عراق سال‌ها تلاش کرد تا بتواند ناقص‌سازی اندام جنسی زنان را ملغی کند اما ورود ناگهانی «داعش» به این منطقه و دستور آن مبنی بر لزوم ناقص کردن اندام جنسی زنان باعث قوت گرفتن این مساله می‌شود.

پژوهش‌هایی که در ایران، کتاب نشد

مظفریان پس از تهیه پایان‌نامه‌اش در همین خصوص می‌خواست مجموعه پژوهش‌هایش را به شکل کتاب منتشر کند اما دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد بود و این مساله با مخالفت دولت روبه‌رو شد. برای همین نشر ناکجا در پاریس مسوولیت انتشار کتاب او را برعهده گرفت. در پی انتشار کتاب مظفریان بود که او را برای شرکت در کنفرانسی در همین خصوص درخصوص خاورمیانه به ترکیه دعوت کردند. خودش می‌گوید شروع ورود جدی او به مساله مثله‌سازی زنان همان کنفرانس بود. مظفریان می‌گوید: «آن کنفرانس واقعا یک دریچه بود. شرکت‌کنندگان از کشورهایی آمده بودند که اسم‌شان همین الان مثل ایران در لیست سازمان‌های بین‌المللی مخالف مثله‌سازی زنان نیست؛ مثل عربستان، عمان، اندونزی، فیلیپین و مالزی. در حالی‌که ناقص‌سازی اندام جنسی در این کشورها حتی به صورت سنتی و سوزن زدن در جریان است. پزشک زنان و زایمان اهل عربستان سعودی در آن کنفرانس شرکت داشت که می‌گفت بیشتر مراجعه‌کنندگان او اعراب سیاه‌پوست و مهاجر هستند یعنی بیشتر آفریقایی‌تبارها این رسم را زنده نگه داشته‌اند. تمامی این مسایل در منطقه ما، تلنگری بود که جدی‌تر به دنبال پژوهش‌هایم بروم.»

یافته‌های جدید در پژوهش‌ها

این محقق و فعال ضد ناقص‌سازی جنسی زنان به خانه امن می‌گوید: «برای اولین بار پارسال صدای مثله‌سازی گسترده زنان در هند و پاکستان درآمد. ارتباط‌اش با ایران این است که ما معتقد بودیم در ایران بیشتر شافعی‌ها و اهل تسنن این عمل را انجام می‌دهند و به اهل تشیعی که همجوار آن‌ها زندگی می‌کنند، دقت نکرده بودیم. در پژوهش‌ها مشخص شد که حنفی‌های ساکن ایران هم که بعضی‌ها تحت تاثیر شافعی‌ها هستند این اقدام را انجام می‌دهند. برای همین به دنبال گرفتن فتواهای اهل تشیع رفتیم.»

تلاش برای کسب نظر مراجع

مظفریان به دیدارش با آیت‌الله سیستانی اشاره می‌کند و معقتد است که می‌توان نگاه‌ها و رویکردها را نسبت به این مساله تغییر داد. آیت‌الله سیستانی فتوا داده بود که مثله‌سازی زنان حرام نیست. مظفریان در گفت‌وگو با او و طرح نمونه از داعش توانست روی نظر این مرجع عالی‌رتبه شیعیان تاثیر بگذارد و آیت‌الله سیستانی فتوای خود را تغییر داد که اگر این اقدام آسیبی به زن وارد کند، نباید انجام‌اش داد. مظفریان البته اعتقاد دارد که مثله‌سازی زنان مذهبی نیست بلکه «تنها شکل دینی به خود گرفته است.»

گرچه مالکی‌های خاورمیانه مثله‌سازی زنان را نهی کرده‌اند اما به گفته مظفریان مالکی‌های آفریقا نیز از روی سنت زنان را مثله می‌کنند. این مساله را می‌توان میان اهل یهود هم در اتیوپی مشاهده کرد: «این پراکندگی چنان گسترده است که هر روز از یک جای دنیا سر باز می‌کند. مهاجران اتیوپی به اسراییل، این رسم را به آن‌جا هم برده‌اند یا مثلا حالا خبر از قزاقستان رسیده، و در آینده نیز خبرهایی درباره ویتنام خواهیم شنید.»

ریشه این سنت کجاست؟

به عقیده مظفریان ریشه مثله‌سازی زنان به آفریقای مرکزی و انتقال آن به مصر برمی‌گردد؛ اسطوره‌هایی قدیمی‌تر از فراعنه: «پیش‌تر فکر می‌کردم مثله‌سازی زنان یک نشانه‌گذاری فرهنگی است. وقتی به آلت ختنه شده کسی نگاه می‌کردی متوجه می‌شدی که از جامعه نخبه بوده است. فراعنه یا نخبگان زن و مرد وقتی می‌خواستند به درجه خاصی از جایگاه اجتماعی برسند به قربانی کردن بخش مهمی از بدن‌شان مقابل خدایان معتقد بودند، برای همین خود را مثله می‌کردند.»

ناقص‌سازی جنسی زنان در ایران وجود دارد، چند روایت

مظفریان در طول پژوهش‌هایش با خاطراتی مواجه شده بود که زنی برای بار سوم مثله شده بود: «یا مثلا روایتی از دایه‌ای که حاضر نبود فرزندان خودش را مثله کند و می‌گفت دست و دلم نمی‌رود. در واقع زنانی مهربان در سنتی خشن که ما فکر می‌کنیم عاطفه ندارند در حالی‌که مثل آدم‌های عادی هستند که به باورهای اشتباه پایبندند.»

او ادامه می‌دهد: «در روستایی در هرمزگان به خانه‌ای رفتم که زنان مشغول کاردستی سنتی بودند. خانمی را نشانم دادند که زنان را مثله می‌کرد. ۲۷ سال داشت. در جامعه‌شناسی و پژوهش ممکن است به نقطه‌ای برسید که همه یک سن دارند و مثلا از مادربزرگ‌های‌شان یا منطقه جغرافیایی مشترک، اقدامی را یاد گرفته‌اند و می‌توانی نظریه‌ات را ببندی. اما درباره مثله‌سازی زنان نمی‌توانی. تا آن‌موقع به دایه‌های ۵۰ ساله برخورد کرده بودم ولی با دایه‌ای ۲۷ ساله روبه‌رو شدم. دایه مدام به دوستش میگفت اگر رویت را بکنی آن طرف دخترت را ختنه می‌کنم. گفت‌وگو میان‌شان در جریان بود ودوست‌اش مخالف ختنه دخترش بود اما دایه می‌گفت اگر ختنه‌اش کنی به شوهرش حلال می‌شود و می‌تواند به قرآن دست بزند.»

فعالیت‌هایی برای آگاهی‌رسانی

در بهمن ماه ۱۳۹۲ و پس از روی کار آمدن حسن روحانی به عنوان رییس‌جمهور کتاب مظفریان مجوز انتشار گرفت. اما هنوز این کتاب منتشر نشده بود که او توانست در همکاری با رادیو فردا، یکی از مهم‌ترین مجموعه برنامه‌های رادیویی را در خصوص مثله‌سازی زنان تهیه کند. برنامه‌ای که بعدتر جوایز مهمی را از آن خود کرد.

او در ادامه فعالیت‌هایش دو سایت را به عنوان دو کمپین در مقابله با مثله‌سازی زنان و ازدواج کودکان به راه انداخت: «گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران» و «گام به گام تا توقف ناقص‌سازی زنان در ایران». نماد کمپین ناقص‌سازی زنان گل شقایق انتخاب شده تا «هر جا گل شقایق دیدید به یاد بیاورید هر روز دختران بسیاری در ایران قربانی ناقص‌سازی جنسی زنان می‌شوند.» و نماد کمپین توقف ازدواج کودکان بادکنک‌هایی رنگی است: «ما ازدواج کودکان و عوارض آن را معطوف به دختر بچه‌ها ندانستیم نمی‌خواستیم لوگوی انتخابی کلیشه‌ای باشد و نماد عروسک برای دختران یا به طور مثال ماشین برای پسرها را در بربگیرد. به این نتیجه رسیدیم که علاقه به بادکنک در هر دو جنس وجود دارد و از سوی دیگر نشان‌دهنده دوران کودکی‌ست. از سوی دیگر می‌خواستیم که ازدواج بچه‌ها – چه دختر و چه پسر – صرفا با هم‌سن‌های خودشان مطرح نشود.»

مظفریان درباره ازدواج کودکان معتقد است که موضوع ازدواج آن‌ها همانقدر که برای دخترها مهم است برای پسرها نیز اهمیت دارد و اقلیت بودن آن‌ها دلیل نادیده گرفتن‌شان نمی‌شود.

مقابله فراگیر با خشونت‌هایی مانند ازدواج کودکان و ناقص‌سازی جنسی زنان، با تلاش‌های انفرادی ممکن نیست و ساختن‌های کمپین‌های موثر نیازمند درگیر کردن فعالانه همه بخش‌های جامعه است که نسبت به این موضوعات حساسیت دارند.

بهمن
۱۸
۱۳۹۵
کلینیکی کردن ناقص‌سازی جنسی زنان, خوب یا بد؟
بهمن ۱۸ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
how-to-draw-a-razor-blade-razor-tattoo-step-5_1_000000134213_5
image_pdfimage_print

عکس: http://www.stopfgmiran.com

برگرفته از کتاب تیغ و سنت

این استدلال که بهداشتی و پزشکی کردن ناقص‌سازی جنسی زنان، خطرات و عوارض ناشی از آن را کاهش می‌دهد به هیچ روی قابل پذیرش نیست. از آن جا که همه پژوهش‌های پزشکی و تلاش‌های بالینی برآنند تا دلایل مخرب و آسیب رسان به بدن را کنترل کنند، این رفتار می‌تواند یک عامل مخرب در سلامت اخلاقی و حرفه‌ای در آسیب رسانی به بدن فرد دیگر باشد. در دهه‌های اخیر بحث‌های داغی پیرامون ناقص‌سازی جنسی زنان از لحاظ خطرات بهداشتی آغاز شده است. عواقب سوءبهداشتی برش اندام تناسلی را از دو محور می‌توان بررسی کرد: از یک دیدگاه با تاکید بر جنبه‌های غیر ضروری، اغلب شدید، خطرات پزشکی و بالینی، حقوق سلامت بحث شده در مبارزات ضد “ختنه” و از یک سو نیز تلاش مبارزان برای به حداقل رساندن تاثیرات منفی خطرات بهداشتی با ارائه یا بهبود حمایت‌های پزشکی با این هدف که کلینیکی کردن برش اندام تناسلی مخالف با اهداف ذکر شده می‌باشد. متخصصان به هر طریقی از تبلیغ گرفته تا آموزش‌های پیشگیرانه مانند استفاده از موبر، آنتی بیوتیک‌های استعمالی اختصاصی و یا این که هر گونه عملی در زمینه اندام تناسلی تحت نظارت و کنترل بیمارستان‌ها باشد، در صدد بوده‌اند تا از اثرات زیانبار و خطرات ناشی از بیماری‌های مقاربتی و یا مرتبط با اندام تناسلی بکاهند. جای تعجب است که ارائه چنین خدماتی به زنان با استقبال چندانی روبرو نبوده است (شل- دانکن؛ ۲۰۰۱: ۸).

مخالفت با تمام اشکال کلینیکی کردن ناقص‌سازی جنسی زنان در مرکزیت تمام مبارزات بین المللی قرار دارد. در سال ۱۹۸۲ سازمان بهداشت جهانی با صدور بیانیه‌ای برش دستگاه تناسلی را توسط هر کدام از مقام‌های وزارت بهداشت، بیمارستان‌ها و یا هر گونه موسسه بهداشتی و سلامت، غیر اخلاقی اعلام کرد. در سال ۱۹۹۴، فدراسیون بین المللی زنان و زایمان، قطع نامه‌ای را تصویب کرد که خواستار شد تمام پزشکان از انجام ناقص‌سازی جنسی زنان امتناع کنند. بسیاری از سازمان‌ها از جمله کالج امریکایی متخصصین زایمان و پزشکان زنان[۲]، سازمان بین المللی صندوق اضطراری کودکان[۳] و انجمن پزشکی امریکا[۴] به این بیانیه پیوستند (همان).

این مخالفت سرسخت به مداخلات پزشکی بر یک فرض استوار است: کلینیکی کردن ناقص‌سازی جنسی زنان با ریشه کنی با آن مقابله می‌کند. به هر حال این فرضیه بر اساس شواهد تجربی نیست و نیازمند آزمون و خطا شدن است. نیاز به این واقعیت بدون در نظر گرفتن منطق و یا دیدگاه‌های بین المللی برش دستگاه تناسلی زن را تأکید نمی‌کند (همان).

محاسن و مشکلات کلینیکی کردن برش دستگاه تناسلی زمانی مشخص می‌شود که با با برنامه‌های دیگری که برای بهبود سلامت انسان اتخاذ می‌شود مقایسه شود. «کاهش آسیب» پارادایم جدیدی است که بیش از دو دهه است که در زمینه سلامت عمومی ظهور کرده است. این رویکرد به دنبال به حداقل رساندن خطرات سلامت با جایگزین کردن انواع رفتارها از طریق تشویق است (همان: ۹).

به عنوان کاهش آسیب‌ها، کلینیکی کردن این پتانسیل را دارد که سلامت زنان تحت “ختنه” را از دو راه بهبود بخشد: (۱) کاهش خطر‌های ناشی از عوارض پزشکی با بهبود شرایط بهداشتی، (۲) کاش مقدار برش و کاهش عوارض. اگر فرم‌های کمتر افراطی برش به عنوان یک استراتژی کاهش آسیب پیشنهاد شود، می‌تواند خطرات ناشی از عوارض را به حداقل برساند (همان).

در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ ابتدا در کشورهای سودان و سومالی تلاش برای آموزش به ختان‌ها در استفاده از یک تیغ استریل برای هر فرد و استفاده از داروی بی‌حسی شروع شد و در عین حال آن‌ها را به انجام انواع خفیف‌تر “ختنه” تشویق کردند. برای اولین بار در سومالی سوزن زنی سمبلیک در کلینیک‌ها توسط ماما‌های حرفه‌ای آغاز شد و جایگزین اشکال افراطی برش گردید. در سال ۱۹۹۱ سازمان ملل متحد از وجود یک درمانگاه در جیبوتی[۵] که توسط اتحادیه ملی زنان جیبوتی[۶] گشایش یافته بود، خبر داد. در این درمانگاه شکل خفیف‌تر “ختنه” (چیزی کمتر از نوع ۳ ناقص‌سازی جنسی زنان) با استفاده از داروی بی‌حسی توسط ختان‌های محلی و سنتی انجام می‌گیرد. همزمان با این خدمات، درمانگاه اطلاعاتی در باره “ختنه” و سایر شیوه‌های سنتی انتشار می‌دهد. در بعضی موارد نیز کارمندان پزشکی غربی جایگزین ختان‌های بومی می‌شوند. در بعضی مناطق شهری مالی و نیجریه نیز انجام ناقص‌سازی جنسی زنان برای پرستاران یک امر عادی و روزانه است. در غرب کنیا نیز که وزارت بهداشت انجام این عمل را برای تمام شاغلین در بیمارستان‌های کل کشور ممنوع کرده است (و افراد خاطی را ممنوع الکار می‌کند) باز بعضی از پرستاران در تعطیلات کریسمس این عمل را در خانه انجام می‌دهند. طبق گزارش‌ها، سرویس‌هایی که آن‌ها ارائه می‌دهند، استفاده از ابزارها و وسائل استریل، استفاده از داروهای بی‌حسی موضعی که درد را کاهش دهد و زیبا کردن کلیتوریس و اجازه برای برش‌های عمیق‌تر کنترل شده، می‌باشد. در سال ۱۹۹۴ وزارت بهداشت مصر برای پزشکان در بیمارستان‌ها مجوز “ختنه” صادر کرد. اما در سال ۱۹۹۵ با انتقاد مدافعان حقوق زنان و همچنین مدافعان بهداشت این اجازه نامه لغو شد و پزشکان از انجام این عمل منع شدند. پس از مرگ دختر ۱۱ ساله‌ای بر اثر “ختنه” منع این عمل برای تمام درمانگاه‌های خصوصی و دولتی ابلاغ شد. در نتیجه انجام این عمل به مکان‌های زیر زمینی و توسط ماماهای بدون مجوز و یا آرایشگران کشیده شد. مرگ و میر مرتبط با “ختنه” روز به روز افزایش پیدا می‌کرد و مدافعان این عمل منع افراد متخصص و پزشکان در انجام برش تناسلی زنان توسط وزارت بهداشت را علت این مرگ و میرها می‌دانستند (همان: ۱۰).

از سال ۱۸۸۰ تا ۱۹۵۰ ظاهرا برش به جلوگیری از سردی، هیستری، افسردگی، صرع، جنون سرقت و مالیخولیا در زنان منجر می‌شد. همچنین “ختنه” در درمان استشها، مساحقه (هم جنس بازی خانم‌ها)، حشری بودن زن‌ها (تمایل بیش از اندازه به داشتن رابطه جنسی) و جلوگیری از هر گونه رفتار غیر طبیعی جنسی استفاده می‌شد. در سال ۱۹۱۰، دو فورست ویلارد[۷]، در کتاب خود به نام جراحی کودکان، ادعا کرد که تحریک کلیتوریس می‌تواند باعث جلق زدن در دختر و زنان برای فرو نشاندن ناراحتیشان شود. وی معتقد بود که بنابراین برای کاهش این ناراحتی‌ها کلیتوریس باید از بین برود. در سال ۱۹۴۸ دختر ۵ ساله‌ای در ایالت متحده آمریکا برای درمان استشها تحت عمل “ختنه” (برش کلیتوریس) قرار گرفت. در اواخر قرن ۱۹ و به طور گسترده در دهه ۱۹۷۰، “ختنه” در این کشور برای کمک به زنانی که فاقد ارگاسم در رابطه جنسی با همسر خود بودند، مورد استفاده قرار گرفت. پزشکان بر این باور بودند که ۱۰ درصد زنان با “ختنه” تسکین یافتند. در دهه ۱۹۷۰، ۳۰۰۰ زن زیر پوشش بیمه صلیب آبی “ختنه” شدند (شوبرت؛ ۲۰۰۷: ۱۳).

وزارت بهداشت، رفاه و فرهنگ هلند طرحی را که در آن پزشکان عمل “ختنه” را با استفاده از ابزارهای استریل و داروهای بی‌حسی برای سوزن زنی به کلیتوریس انجام دهند، پیشنهاد کرد. اما این پیشنهاد با اعتراضاتی روبرو شد و دولت هلند نیز آن را نپذیرفت. در سال ۱۹۹۶ بیمارستان‌های ایالت متحده تصمیم گرفتند که “ختنه” سمبولیک را برای اعضای جامعه سومالی که قصد داشتند عمل چفت کردن را روی دخترانشان انجام دهند، به عنوان ارائه خدمات به این افراد بپذیرند. که در آن با استفاده از داروی بی‌حسی تنها سوزنی در کلیتوریس می‌کردند تا کمی خون بیاید اما این پروژه توسط فعالان مبارزه با “ختنه” مسدود شد. این موضع محکم بدون در نظر گرفتن این مسأله که پزشکی کردن این عمل می‌تواند ایمنی را بهبود دهد و یا می‌تواند تلاشی برای از بین بردن اشکال گوناگون این عمل باشد، گرفته شد. توجه به پزشکی کردن انواع ناقص‌سازی جنسی زنان در مطالعات و پژوهش‌ها بسیار اندک صورت گرفته است. در پژوهشی که در شمال کنیا توسط شل-دنکن[۸] و همکاران در سال ۲۰۰۰۰ انجام شده است نشان می‌دهد که انجام ناقص‌سازی جنسی زنان توسط ختان‌های سنتی با استفاده از تیغ استریل، تزریق آمپول ضد کزاز و مصرف آنتی بیوتیک، ۷۰ درصد عوارض ناشی از این عمل را کاهش داده است و خاطر نشان می‌کند که مداخلات هر چند اندک پزشکی در این امر تا چه میزان می‌تواند از خطرات آن بکاهد. انجام برش در اندام تناسلی زنان توسط کادر بیمارستانی از دیدگاه اخلاقی خلاف اصول است زیرا که از بین بردن و یا آسیب به یک اندام کارآمد و کاربردی به هر قیمتی جز این که حامل بیماری‌ای برای بدن باشد ممنوع است. بعضی بر این عقیده‌اند که باید به شدت با انجام تمامی اشکال مختلف برش اندام تناسلی زنان در بیمارستان‌ها مبارزه کرد و بر این عقیده هستند که رفتارهای بشری قابل تغییر است. اما از یک بعد دیگر بعضی از موافقان به کلینیکی شدن این جراحی باور دارند که عواملی چون تولید مثل، جنسیت، قدرت، هویت مذهبی و برای رسیدن به شرایط آرمانی ازدواج، انجام این امر تاثیر دارد و تلاش برای تغییر رفتار را باید به حساب تغییر معانی وسیع‌تر اجتماعی گذاشت و ممکن است دهه‌ها به طول انجامد (شل- دانکن؛ ۲۰۰۱: ۷).

با وجود تمام مخالفت‌های بین المللی، منطقه‌ای و سیاسی از جانب سازمان‌های پزشکی متعدد اما هنوز در آفریقا کلینیکی کردن ناقص‌سازی جنسی زنان به شدت دنبال می‌شود. مطالعات نشان داده‌اند که هرگاه جوامع تصمیم به رها کردن انجام ناقص‌سازی جنسی زنان گرفته‌اند، این عمل به سرعت انجام گرفته است. با این حال ریشه کنی این خرافه نیازمند تغییر در عقاید و باورها و رسیدن به اجماع است که ممکن است سال‌ها به طول انجامد (همان؛ ۱۱).

با وجود حضور مخالفان و موافقانی در زمینه کلینیکی کردن ناقص‌سازی جنسی زنان چند پرسش باقی می‌ماند: آیا ریشه کنی هر نوع از ناقص‌سازی جنسی زنان بهترین دست آورد در کاهش آسیب‌ها ست؟ آیا کلینیکی کردن این عمل باعث تغییر آهسته نگرش‌ها و رفتارها می‌شود؟ آیا کلینیکی کردن ناقص‌سازی جنسی زنان با هدف کاهش آسیب‌ها، مشوقی برای انجام و تداوم عمل نخواهد بود؟

[۱]. medicalization

[۲]. the American College of Obstetricians and Gynecologists

[۳]. the United Nations International Children’s Emergency Fund

[۴]. the American Medical Association

[۵]. Djibouti

[۶]. L’Union Nationale des Femmes de Djibouti

[۷]. De forest willard

[۸]. Shell-Duncan

منبع: گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران

دی
۱۶
۱۳۹۵
رایحه مظفریان؛ مبارزه مستمر با دو نمونه آشکار خشونت خانگی
دی ۱۶ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
11243536_947612548624218_1703890183_n
image_pdfimage_print

Photo: sofreyeinterneti.com/

آیلار صفوی

ازدواج کودکان و ناقص‌سازی اندام جنسی زنان یا آنچه که به صورت عامی‌تر ختنه‌زنان نامیده می‌شود هر دو از مصادیق بارز خشونت خانگی است. رایحه مظفریان، پژوهشگر و نویسنده کتاب «تیغ‌ و سنت» از اولین کسانی است که روی مسئله ناقص‌سازی اندام جنسی زنان در ایران به صورت جدی به تحقیق پرداخت. زمانی‌که او تحقیق روی این نمونه از خشونت علیه زنان را در ایران شروع کرد، هنوز منابع چندانی در این خصوص وجود نداشت. چندین کتاب نوشته و ترجمه شده بود اما توجه‌های چشم‌گیری به انجام عمل ناقص‌سازی جنسی زنان در ایران معطوف نشده بود.

مظفریان ترم اولی دوره فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی بود که مادرش، کتاب «گل صحرا» نوشته واریس دیری را برای مطالعه به او سپرد. پایان خواندن این کتاب، آغاز پژوهش‌ها و تحقیقات مظفریان و در نهایت انتشار کتاب تیغ و سنت بود. پس از ساخت فیلم‌های کوتاه، راه‌اندازی چند کمپین و رسانه برای اطلاع‌رسانی در خصوص ناقص‌سازی جنسی زنان و ازدواج زودهنگام کودکان بخش بزرگی از زندگی مظفریان شد.

گل صحرا

خواندن «گل صحرا» یک تصادف نبود. این کتاب یکی از تاثیرگذارترین کتاب‌های در این حوزه است. واریس دیری، سفیر سازمان ملل در مبارزه با ناقص‌سازی اندام جنسی در این کتاب روایت مثله شدن خودش را نوشته است: «مادرم مرا در بازوان‌اش گرفته بود٬ برای آنکه آرام بگیرم به او نگاه می‌کردم. درد به قدری زیاد بود که از حال رفتم. به هوش آمدم و چشم‌بندم کنار رفت و من زن جلاد را دیدم که مقداری خار درخت اقاقیا را کپه کرده و از آن‌ برای ایجاد سوراخ‌هایی در پوستم استفاده می‌کرد تا با نخ سفید محکمی مرا بدوزد. درد به قدری شدید بود که آرزو می‌کردم بمیرم. دوباره از حال رفتم. چشمان‌ام را که باز کردم مادرم رفته بود. سنگ٬ از خون من خیس بود و تکه‌هایی از گوشت تن‌ام آن‌جا افتاده بود؛ دست‌ نخورده و در حال خشک شدن زیر آفتاب.»

مظفریان در مدت نوشتن پایان‌نامه فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی به طور اتفاقی به قشم می‌رود. قشم را می‌توان یکی از بحرانی‌ترین مناطقی دانست که دختران در آن مثله می‌شوند. مظفریان قشم را این‌طور توصیف می‌کند: «جزیره‌ای بسته با ارتباطات کم که در آن رسانه‌های امارات مورد توجه است. سطح بهداشت بسیار پایین بود. البته استان هرمزگان محرومیت‌های ویژه خود را دارد. اما بدترین منطقه در آن استان، قشم است.»

چرا این سنت در قشم زنده است؟

به عقیده این پژوهشگر و کنشگر، یکی از مهم‌ترین عواملی که ناقص‌سازی اندام جنسی زنان را در این منطقه همچنان زنده نگه داشته، ارتباط میان قشم و امارات است: «مثلا برای دیدن اقوام مهاجرت می‌کنند و همین باعث شده که دایه‌هایی که مثله می‌کنند هم انگار به آن‌جا صادر می‌شوند. دایه می‌رود خانواده‌اش را ببیند و دختر خواهرش را هم مثله می‌کند. رابطه دو طرفه است. رسانه‌هایی هم که نگاه می‌کنند، مثله‌سازی زنان را تبلیغ می‌کند. مثل کانال‌های «کلمه» و «نور.» این رسم در امارات زنده است و به همین طریق در قشم هم زنده می‌ماند.»

مشکلات آماری و سرپوش گذاشتن روی آسیب‌های اجتماعی باعث شده هما‌ن‌طور که مظفریان تاکید دارد نمی‌توان میزان افزایش یا کاهش رخ دادن این مساله را در مناطق مختلف ایران محاسبه کرد: «از قبل آماری درباره قشم نداریم که بتوانیم کاهش آن را در نسبت با سی سال گذشته برآورد کنیم. اما از آمارها می‌توان متوجه شد که تقریبا حدود ۸۰ درصد زنان بین ۱۵ تا ۵۰ سال این منطقه مثله شده‌اند. از این آمار، ۶۰ درصد مدافع باقی ماندن این رسم هستند.»

به باور او اتفاقات ناگهانی باعث قوت یا ضعف مثله‌سازی در مناطق بحرانی می‌شود. به عنوان نمونه کردستان عراق سال‌ها تلاش کرد تا بتواند ناقص‌سازی اندام جنسی زنان را ملغی کند اما ورود ناگهانی «داعش» به این منطقه و دستور آن مبنی بر لزوم ناقص کردن اندام جنسی زنان باعث قوت گرفتن این مساله می‌شود.

پژوهش‌هایی که در ایران، کتاب نشد

مظفریان پس از تهیه پایان‌نامه‌اش در همین خصوص می‌خواست مجموعه پژوهش‌هایش را به شکل کتاب منتشر کند اما دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد بود و این مساله با مخالفت دولت روبه‌رو شد. برای همین نشر ناکجا در پاریس مسوولیت انتشار کتاب او را برعهده گرفت. در پی انتشار کتاب مظفریان بود که او را برای شرکت در کنفرانسی در همین خصوص درخصوص خاورمیانه به ترکیه دعوت کردند. خودش می‌گوید شروع ورود جدی او به مساله مثله‌سازی زنان همان کنفرانس بود. مظفریان می‌گوید: «آن کنفرانس واقعا یک دریچه بود. شرکت‌کنندگان از کشورهایی آمده بودند که اسم‌شان همین الان مثل ایران در لیست سازمان‌های بین‌المللی مخالف مثله‌سازی زنان نیست؛ مثل عربستان، عمان، اندونزی، فیلیپین و مالزی. در حالی‌که ناقص‌سازی اندام جنسی در این کشورها حتی به صورت سنتی و سوزن زدن در جریان است. پزشک زنان و زایمان اهل عربستان سعودی در آن کنفرانس شرکت داشت که می‌گفت بیشتر مراجعه‌کنندگان او اعراب سیاه‌پوست و مهاجر هستند یعنی بیشتر آفریقایی‌تبارها این رسم را زنده نگه داشته‌اند. تمامی این مسایل در منطقه ما، تلنگری بود که جدی‌تر به دنبال پژوهش‌هایم بروم.»

یافته‌های جدید در پژوهش‌ها

این محقق و فعال ضد ناقص‌سازی جنسی زنان به خانه امن می‌گوید: «برای اولین بار پارسال صدای مثله‌سازی گسترده زنان در هند و پاکستان درآمد. ارتباط‌اش با ایران این است که ما معتقد بودیم در ایران بیشتر شافعی‌ها و اهل تسنن این عمل را انجام می‌دهند و به اهل تشیعی که همجوار آن‌ها زندگی می‌کنند، دقت نکرده بودیم. در پژوهش‌ها مشخص شد که حنفی‌های ساکن ایران هم که بعضی‌ها تحت تاثیر شافعی‌ها هستند این اقدام را انجام می‌دهند. برای همین به دنبال گرفتن فتواهای اهل تشیع رفتیم.»

تلاش برای کسب نظر مراجع

مظفریان به دیدارش با آیت‌الله سیستانی اشاره می‌کند و معقتد است که می‌توان نگاه‌ها و رویکردها را نسبت به این مساله تغییر داد. آیت‌الله سیستانی فتوا داده بود که مثله‌سازی زنان حرام نیست. مظفریان در گفت‌وگو با او و طرح نمونه از داعش توانست روی نظر این مرجع عالی‌رتبه شیعیان تاثیر بگذارد و آیت‌الله سیستانی فتوای خود را تغییر داد که اگر این اقدام آسیبی به زن وارد کند، نباید انجام‌اش داد. مظفریان البته اعتقاد دارد که مثله‌سازی زنان مذهبی نیست بلکه «تنها شکل دینی به خود گرفته است.»

گرچه مالکی‌های خاورمیانه مثله‌سازی زنان را نهی کرده‌اند اما به گفته مظفریان مالکی‌های آفریقا نیز از روی سنت زنان را مثله می‌کنند. این مساله را می‌توان میان اهل یهود هم در اتیوپی مشاهده کرد: «این پراکندگی چنان گسترده است که هر روز از یک جای دنیا سر باز می‌کند. مهاجران اتیوپی به اسراییل، این رسم را به آن‌جا هم برده‌اند یا مثلا حالا خبر از قزاقستان رسیده، و در آینده نیز خبرهایی درباره ویتنام خواهیم شنید.»

ریشه این سنت کجاست؟

به عقیده مظفریان ریشه مثله‌سازی زنان به آفریقای مرکزی و انتقال آن به مصر برمی‌گردد؛ اسطوره‌هایی قدیمی‌تر از فراعنه: «پیش‌تر فکر می‌کردم مثله‌سازی زنان یک نشانه‌گذاری فرهنگی است. وقتی به آلت ختنه شده کسی نگاه می‌کردی متوجه می‌شدی که از جامعه نخبه بوده است. فراعنه یا نخبگان زن و مرد وقتی می‌خواستند به درجه خاصی از جایگاه اجتماعی برسند به قربانی کردن بخش مهمی از بدن‌شان مقابل خدایان معتقد بودند، برای همین خود را مثله می‌کردند.»

ناقص‌سازی جنسی زنان در ایران وجود دارد، چند روایت

مظفریان در طول پژوهش‌هایش با خاطراتی مواجه شده بود که زنی برای بار سوم مثله شده بود: «یا مثلا روایتی از دایه‌ای که حاضر نبود فرزندان خودش را مثله کند و می‌گفت دست و دلم نمی‌رود. در واقع زنانی مهربان در سنتی خشن که ما فکر می‌کنیم عاطفه ندارند در حالی‌که مثل آدم‌های عادی هستند که به باورهای اشتباه پایبندند.»

او ادامه می‌دهد: «در روستایی در هرمزگان به خانه‌ای رفتم که زنان مشغول کاردستی سنتی بودند. خانمی را نشانم دادند که زنان را مثله می‌کرد. ۲۷ سال داشت. در جامعه‌شناسی و پژوهش ممکن است به نقطه‌ای برسید که همه یک سن دارند و مثلا از مادربزرگ‌های‌شان یا منطقه جغرافیایی مشترک، اقدامی را یاد گرفته‌اند و می‌توانی نظریه‌ات را ببندی. اما درباره مثله‌سازی زنان نمی‌توانی. تا آن‌موقع به دایه‌های ۵۰ ساله برخورد کرده بودم ولی با دایه‌ای ۲۷ ساله روبه‌رو شدم. دایه مدام به دوستش میگفت اگر رویت را بکنی آن طرف دخترت را ختنه می‌کنم. گفت‌وگو میان‌شان در جریان بود ودوست‌اش مخالف ختنه دخترش بود اما دایه می‌گفت اگر ختنه‌اش کنی به شوهرش حلال می‌شود و می‌تواند به قرآن دست بزند.»

فعالیت‌هایی برای آگاهی‌رسانی

در بهمن ماه ۱۳۹۲ و پس از روی کار آمدن حسن روحانی به عنوان رییس‌جمهور کتاب مظفریان مجوز انتشار گرفت. اما هنوز این کتاب منتشر نشده بود که او توانست در همکاری با رادیو فردا، یکی از مهم‌ترین مجموعه برنامه‌های رادیویی را در خصوص مثله‌سازی زنان تهیه کند. برنامه‌ای که بعدتر جوایز مهمی را از آن خود کرد.

 untitledwwwwww.stopfgmiran.com

او در ادامه فعالیت‌هایش دو سایت را به عنوان دو کمپین در مقابله با مثله‌سازی زنان و ازدواج کودکان به راه انداخت: «گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران» و «گام به گام تا توقف ناقص‌سازی زنان در ایران». نماد کمپین ناقص‌سازی زنان گل شقایق انتخاب شده تا «هر جا گل شقایق دیدید به یاد بیاورید هر روز دختران بسیاری در ایران قربانی ناقص‌سازی جنسی زنان می‌شوند.» و نماد کمپین توقف ازدواج کودکان بادکنک‌هایی رنگی است: «ما ازدواج کودکان و عوارض آن را معطوف به دختر بچه‌ها ندانستیم نمی‌خواستیم لوگوی انتخابی کلیشه‌ای باشد و نماد عروسک برای دختران یا به طور مثال ماشین برای پسرها را در بربگیرد. به این نتیجه رسیدیم که علاقه به بادکنک در هر دو جنس وجود دارد و از سوی دیگر نشان‌دهنده دوران کودکی‌ست. از سوی دیگر می‌خواستیم که ازدواج بچه‌ها – چه دختر و چه پسر – صرفا با هم‌سن‌های خودشان مطرح نشود.»

مظفریان درباره ازدواج کودکان معتقد است که موضوع ازدواج آن‌ها همانقدر که برای دخترها مهم است برای پسرها نیز اهمیت دارد و اقلیت بودن آن‌ها دلیل نادیده گرفتن‌شان نمی‌شود.

مقابله فراگیر با خشونت‌هایی مانند ازدواج کودکان و ناقص‌سازی جنسی زنان، با تلاش‌های انفرادی ممکن نیست و ساختن‌های کمپین‌های موثر نیازمند درگیر کردن فعالانه همه بخش‌های جامعه است که نسبت به این موضوعات حساسیت دارند.