صفحه اصلی  »  ماهرخ غلام‌حسین‌پور
image_pdfimage_print
بهمن
۱۸
۱۳۹۵
چند نکته درباه ختنه زنان در ایران
بهمن ۱۸ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
9
image_pdfimage_print

عکس: سایت ناقص‌ساری جنسی زنان http://www.stopfgmiran.com/

ماهرخ غلام‌حسین‌پور

امروز، ششم فوریه، روز جهانی عدم هرگونه مدارا با خشونتی به نام «ناقص‌سازی جنسی» یا «ختنه» زنان است. بریدن بخشی از اندام جنسی زنان هنوز هم نه در یک کشور آفریقایی روی نقشه، که در بخش‌­هایی از استان­‌های هرمزگان، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی انجام می‌شود.

 هنوز هم دخترکانی در روستاهای حوالی کنگ، بندر خمیر، جزیره هرمز، کیش، قشم، اورامان و کامیاران، پاوه، نوسود، شاهو و بسیاری از روستاهای دور و نزدیک استان‌های هرمزگان، کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی به بهانه مراعات سنت و عرف، بخشی از اندام جنسی‌شان را با تیغ تیز نادانی از دست می‌دهند و برای همیشه داغ خشونت را بر تن و روح‌شان حس می‌کنند.

می‌توان گفت در طول سال‌های اخیر با فعالیت و روشن‌گری تعداد اندکی از محققان و کنش‌گران یا فعالان محلی، از میزان این عمل خشونت‌بار کاسته شده است، اما کماکان آمارهای موجود نشان می‌دهد که دخترکان تازه متولد‌شده در برخی از استان‌های ایران در معرض خطر ناقص‌سازی جنسی هستند. گرچه نام ایران در لیست ۲۹ کشور ختنه‌کننده زنان که توسط یونیسف به ثبت رسیده، ذکر نشده است، اما نمی‌توان انکار کرد که قریب به ۶۰ تا ۸۰ درصد زنان ساکن هرمزگان و ۳۰ تا ۵۰ درصد زنان کردنشین به تیغ تیز سنت سپرده شده‌اند.

رایحه مظفریان یکی از پژوهش‌گرانی است که در طول چند سال اخیر جهت آموزش مردم استان‌های درگیر، وقت بسیاری صرف کرده و کتاب «تیغ و سنت» را هم در مورد نتایج تحقیقات میدانی‌اش در این رابطه منتشر کرده است. متن زیر گفتگوی خانه امن با رایحه مکارمی مظفریان در مورد معضل ختنه در ایران است.

به نظر شما وضعیت ختنه زنان در ایران نسبت به سایر کشورها قابل طرح و پیگیری است؟

نوع و درجه ختنه زنان در ایران با سایر کشورها مثلا مصر متفاوت است، در ایران نهایتا کلیتوریس مورد آسیب قرار می‌گیرد و البته گزارش‌هایی هم وجود دارد که گاهی بافت لب‌های کوچک هم آسیب دیده‌اند، اما در این‌که هنوز این عمل در برخی مناطق ایران به شدت زنده و حتی نگران‌کننده است هیچ شکی وجود ندارد.

کدام یک از مناطق ایران بیش‌ترین آمار ختنه زنان را دارد؟

یکی از مناطقی که معضل ناقص‌سازی جنسی زنان در آن رایج‌تر است، منطقه قشم است که به علت همجواری‌اش با دبی و کشورهای حاشیه خلیج فارس، و اینکه یک جزیره و محیط بسته‌ای است، طبیعتا هنوز هم به طور دقیق روی این مسئله کار نشده است. بعد از آن می‌توان به استان کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی اشاره کرد.

اما اهالی برخی مناطق، مثلا مردم کردستان با انتشار گزارش‌هایی از این دست، وجود ختنه زنان را به کلی انکار کرده و جبهه می‌گیرند.

شیوع ختنه زنان در مناطق کردنشین را فقط من به عنوان یک محقق، تایید نمی‌کنم بلکه خود کردها هم طبق گزارش‌هایی که سال گذشته در همین تاریخ منتشر شد، شیوع معضل ختنه زنان در مناطق کردنشین را تایید می‌کنند. می‌توانید به تحقیقاتی که دکتر عثمان محمودی در این مورد انجام داده است مراجعه کنید. یا تحقیقات کامیل احمدی و خانم‌ها فاطمه کریمی و پروین ذبیحی را مد نظر قرار بدهید. در این مورد هم‌صدایی وسیعی وجود دارد، گرچه نمی‌شود انکار کرد که در مناطق کردنشین میزان ختنه زنان درچند سال اخیر به صورت قابل توجهی کاهش پیدا کرده است.

به چه علت؟

شاید به علت همجواری کردستان ایران با کردستان عراق و فعالیت‌های فرهنگی که فعالان حقوق زن در کردستان عراق انجام می‌دهند و در تلویزیون‌های‌شان در مورد قبح این عمل صحبت می‌کنند. اما برای ما به عنوان پژوهش‌گر این حوزه حتی یک قربانی هم زیاد است و قابلیت توجه دارد. تمام تلاش‌مان این است که بتوانیم توجیه کنیم که این عمل چه روی یک نفر و چه روی صدها هزار زن انجام شود، معنای برابر و خشونت‌باری دارد.

میزان پراکندگی عمل ناقص‌سازی زنان در استان‌های مختلف را چطور ارزیابی می‌کنید؟

بر اساس نتایج تحقیقات خودم و سایر دوستانی که در این مورد پژوهش‌هایی انجام داده‌اند، بین ۳۰ تا ۵۰ درصد در برخی مناطق کردنشین و رقمی حول و حوش ۶۰ تا ۸۰ درصد در استان هرمزگان این اتفاق رخ داده است.

نرخ پراکندگی جغرافیایی عمل ختنه در سطح استان‌های مورد نظر یکسان است؟

خیر. در برخی مناطق همین استان‌ها ممکن است این عمل اصلا انجام نشود. منظور ما مثلا از مناطق کردنشین، کل مناطق این استان نیست. تفاوت بین شیعه و سنی هم در میزان پراکندگی مسئله ختنه زنان بارز است.

یعنی اهل تشیع اصلا زنان را ختنه نمی‌کنند؟

برخی از اهل تشیع نیز به خاطر همجواری‌شان با مناطق سنی‌نشین این عمل را انجام می‌دهند.

تاریخچه ختنه زنان به کجای تاریخ برمی‌گردد؟

انسان‌شناسان هنوز دلیل قانع‌کننده یا خط روشنی برای ختنه زنان پیدا نکرده‌اند. آن‌چه مسلم است، این است که ریشه ختنه به آفریقای مرکزی برمی‌گردد. این عمل از یک اسطوره آفریقایی آغاز شده و بعد از آن در مصر و فراعنه رواج پیدا کرده و بعد از آن قوم بنی‌اسرائیل که مایل بوده است طبقه خاص و الیت را نشانه‌گذاری و از طبقه محروم جامعه و یهود جدا کند، این عمل را باب می‌کند تا یکسان‌سازی طبقات اجتماعی را انجام دهد.

یعنی ختنه ریشه مذهبی ندارد؟

خیر. قرآن هیچ اشاره‌ای به این ماجرا نکرده است. مثلا اینکه الزام کند که باید ختنه انجام شود. ولی روایاتی وجود دارد که طبق آن روایات است که اهل تسنن نسبت به انجام این سنت پافشاری می‌کنند.

الان در همان مناطق سنی‌نشین هم وضعیت بهتری حکم‌فرماست چون آن‌ها تفهیم شده‌اند که اسلام به سلامت انسان‌ها بهای بسیاری می‌دهد و زندگی شاد را برای همه افراد جامعه روا می‌دارد و چون عمل ختنه زنان خطرناک است، بهتر است جلوی آن گرفته شود.

به هر حال در کشورهای آفریقایی ختنه زنان بین تمامی ادیان انجام می‌شود. مسلمان، مسیحی، بی‌دین، یهودی و سایر مکاتب و مذاهب هم به دلیل سنت و فرهنگ آن را انجام می‌دهند.

چرا این پدیده در برخی استان‌های کشور اصلا وجود ندارد و در برخی استان‌های دیگر شایع است؟

در مناطق جنوبی و در میان اهل تسنن شاید بتوان علت شیوع آن را پیگیری کرد اما دلیل قانع‌کننده‌ای برای این‌که چرا این عمل به استان کردستان هم کشیده شده و چرا در برخی استان‌های خاص در کشور انجام می‌شود، وجود ندارد. شاید کردها به علت نزدیکی به اعراب از این سنت و فرهنگ تاثیر پذیرفته‌اند چون این سنت در طول تاریخ از آفریقا به اعراب منتقل شده است.

نظر مراجع عظام در مورد ختنه چیست؟ آیا آن‌ها این عمل را تایید می‌کنند؟

در بین مراجع اهل تشیع تقریبا یک هم‌صدایی وجود دارد. پیش از این، این طور نبود و آن‌ها می‌گفتند مثلا جایز است اما واجب نیست. اما امروز می‌گویند چون عرف اجتماعی نیست انجام آن لزومی ندارد اما در بین اهل تسنن که دست یافتن به اجماع دشوارتر است، برخی‌ها موافقند و آن را واجب می‌دانند و برخی دیگر مستحب.

اردیبهشت
۱۶
۱۳۹۵
به درخواست نامتعارف جنسی قاطعانه «نه» بگوییم
اردیبهشت ۱۶ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
Feet of a missing kidnapped abused hostage victim woman tied up with rope in emotional stress and pain afraid restricted trapped call for help struggle terrified locked in a cage cell.
image_pdfimage_print

Photo: aradaphotography/Bigstock.com

ماهرخ غلام‌حسین‌پور

رفتارهای نامتعارف جنسی شامل وادار کردن شریک جنسی به رابطه مقعدی، بستن او به تخت، خشونت در حین ارتباط، کتک زدن، سوزاندن با ته سیگار، استفاده از الفاظ آزار دهنده و تحقیرآمیز یا اطاعت و فرمان بری جنسی است.

از آن‌جایی که به لحاظ عرفی، طرح مسائل جنسی تابو محسوب شده و امر متعارفی نیست و غالبا حرف زدن در مورد خشونتی که در روند رابطه، شریک جنسی را در معرض سوء‌استفاده قرار داده، قبیح و غیرمعمول است، آمار زنانی که درگیر درخواست‌های نامتعارف جنسی هستند به وضوح و روشنی مشخص نیست.

«بنفشه. ر» روان‌شناس بالینی و سکس‌تراپیستی است که در یکی از مراکز مشاوره در ایران در حوزه خدمات مرتبط با تشخیص و درمان اختلالات جنسی کار می‌کند. او آدرس وبلاگی را به من می‌دهد که در آن زنان بسیاری، از رفتارهای نامتعارف شرکای جنسی‌شان شکایت کرده و به ستوه آمده‌اند.

غالب زنانی که در این وبلاگ نسبت به رفتار نامتعارف جنسی شریک‌شان گلایه کرده‌اند، از رابطه مقعدی و خشونتی که هنگام سکس متحمل شده‌اند، حرف می‌زنند. برای یکی از این خانم‌ها به نام «شهیندخت» ایمیل می‌زنم و او برایم توضیح می‌دهد که «از‌‌ همان روزهای اول ازدواج متوجه شدم که همسرم میل بسیار زیادی به رابطه مقعدی دارد. او به هیچ‌وجه با رابطه طبیعی ارضا نمی‌شد. هر کاری که می‌کردم و هر ابتکاری که در رختخواب به خرج می‌دادم باز هم دستش می‌خزید به سمت پشتم. بار اول به خاطر راضی کردنش و احساس گناهی که داشتم به این رابطه تن دادم. درد وحشتناکی را تحمل کردم اما فکر می‌کردم قرار است‌‌ همان یک بار باشد، اما بعد از آن شب او هر بار هنگام سکس از من توقع رابطه مقعدی داشت و عملا لذت رابطه جنسی را فراموش کرده بودم و آمیزش برایم تبدیل به یک رنج و عذابی دائمی شده بود. احساس ناخوشایندی داشتم و در ناحیه مخاط مقعدم، درد‌های وحشتناکی احساس می‌کردم. گاهی کنترل مدفوعم را از دست می‌دادم و لباس زیرم مرتبا لکه‌های زرد رنگ مدفوع داشت. از بادهایی که بی‌هوا و بدون کنترل از معده و روده‌ام خارج می‌شد و مرا جلوی دیگران شرمنده می‌کرد دیگر چیزی نمی‌نویسم، به همین دلیل هم به مشاور خانواده مراجعه کردم و او مرا تشویق کرد که جلوی این درخواست نامتعارف همسرم بایستم و به او نه بگویم. باورتان نمی‌شود اگر بگویم کار من به خاطر مقاومت در برابر این رابطه به جدایی کشید و حالا من یک سال و نیم است که از او جدا شده‌ام.»

رفتارهای نامتعارف جنسی گاهی به شدت زیان‌بارند و ممکن است عوارض فیزیکی و روانی دهشت‌باری برای شریک جنسی به همراه داشته باشند. کتک‌های وحشیانه یا رفتار تحقیرآمیز می‌توانند اثراتی به مراتب، مخرب‌تر و ماندگار‌تر از اثرات خشونت فیزیکی به جای بگذارند. حتی در متداول‌ترین شکل رفتارهای نامتعارف، یعنی درخواست رابطه مقعدی، امکان بروز آسیب‌های روحی و روانی برای شریک جنسی مجبور و ناراضی وجود دارد.

دکتر «بابک حیدری اقدام» در سایت آنلاین سلامت در مورد عارضه‌های ناشی از رابطه مقعدی می‌نویسد: «وارد شدن هر شی در درون مقعد می‌تواند باعث آسیب دیدگی اسفنکتر خارجی شده و منجر به این شود که دریچه خروجی مقعد به درستی کار خودش را انجام ندهد، یعنی از قدرت ارادی خارج می‌شود. سپس به مرور زمان امکان ارادی خروج مدفوع یا نگه داشتن خود را از دست می‌دهید در این صورت نا‌خواسته و غیر ارادی مدفوع از دریچه مقعد خارج می‌شود.»

اما حقوق ناشی از رفتارهای جنسی نامتعارف برای زوجی که تحت فشار قرار گرفته چیست و در این گونه موارد، قانون چه تدابیر حمایتی برای زن پیش‌بینی کرده است؟

خانم «نسرین معروف‌خانی» حقوق‌دان ساکن ایران در این مورد به خانه امن می‌گوید: در قانون یک بحث کلی تحت عنوان «عُسر و حَرَج» وجود دارد. عسر در لغت به معنی در تنگنا قرار گرفتن وحرج هم به معنی در زحمت افتادن است. یعنی شما در هر زمینه‌ای دچار زحمت و تنگنا بشوید، در قوانین مدون ما ساز و کارهایی تعبیه شده که با استفاده از آن‌ها شما می‌توانید از حمایت قانون بهره‌مند شوید. در مورد خشونت جنسی زوج نسبت به زوجه این خشونت تحت همین عنوان کلی «عسر و حرج» مطرح می‌شود و قانون برای آن راهکار مشخص ارائه کرده است.»

او در این مورد به ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی اشاره می‌کند: «طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد ازدواج نباشد در ضمنِ عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بیاورند. مثل اینکه شرط شود هرگاه شوهر، زن دیگری بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا علیه حیات زن سوءقصد یا سوءرفتاری نماید که زندگی آن‌ها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود، زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه سازد.»

او می‌افزاید: «این اصل کلی است که به زن این حق را می‌دهد که در صورت ارتکاب هر گونه عمل سوئی که موجب شود زندگی‌اش با همسرش دشوار باشد با مراجعه به دادگاه خودش را مطلقه کند. البته ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی نیز چنین پیش‌بینی داشته است.»

این حقوق‌دان با اشاره به مفاد قانونی ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی اظهار می‌کند: «در صورتی که دوام زوجیت برای زن موجب عسر و حرج باشد وی می‌تواند به دادگاه مراجعه کرده و تقاضای طلاق کند؛ در صورت اثبات عسر و حرج، دادگاه زوج را اجبار به طلاق می‌کند. عسر و حرج موضوع این ماده عبارتست از به‌وجود آمدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد. مانند ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه و ضرب و شتم یا هرگونه سوءرفتار مستمر زوج که برای زوجه قابل تحمل نباشد.»

او در پاسخ به این سوال که اساسا چه کسی محدوده سوء‌رفتار را تشخیص می‌دهد؟ می‌گوید: «متاسفانه در این مواد اشاره‌ای به این ابهامات نشده است. و به طوری که از مفاد قانون‌هایی که اشاره کردم، مشاهده می‌شود موضوع «عسر و حرج» و «سوءرفتاری که موجب عسر و حرج و غیر ممکن شدن ادامه زندگی» می‌شود، در این دو ماده بسیار کلی و بدون ذکر مصادیق عنوان شده است. به همین دلیل تشخیص «سوء‌رفتار» آن قدر دشوار و مرزهای شمولیت آن، به حدی نامعلوم است که حمایت قانون را عملا ناکارآمد می‌کند.»

به گفتهٔ خانم معروف‌خانی «درصورتی‌که مردی به اجبار از راه غیرعادی با همسرش نزدیکی کند، در مراجع قضایی آن را «آزار و اذیت» تلقی کرده و جزء موارد «عسر و حرجی» که قبلا به آن اشاره شد، می‌دانند و برای اثبات آن، در صورت عدم اقرار زوج، امکان بررسی و اثبات ازطریق پزشکی قانونی وجود دارد. لازم به ذکر است که در صورت عدم اقرار زوج، هیچ ضمانت اجرایی در قانون وجود ندارد.»

از خانم معروف‌خانی در مورد قانون جزا در مورد این رفتارهای غیر متعارف می‌پرسم: «ببینید! قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ در بخش دیات ماده ۶۵۹ این طور می‌گوید که هرگاه به همراه ازاله بکارت جنایت دیگری نیز به وجود آید مانند آنک‌ه مثانه آسیب دیده و شخص نتواند ادرار خود را ضبط کند، جنایت مزبور دیه یا اَرش (خسارت) جداگانه دارد و در جای دیگری در ماده ۶۰ همین قانون آمده: «افضاء [عارضه‌ای که به سبب نزدیکی خشونت‌آمیز ایجاد می‌شود و آن عبارت است از یکی شدن دو مجرای ادرار و قاعدگی یا مدفوع و قاعدگی] همسر در دو صورت موجب ضمان است؛ نخست آن‌که همسر، بالغ و افضاء به سببی غیر از مقاربت [نزدیکی] باشد، که در آن صورت دیه کامل زن باید پرداخت شود و در شق دوم هرگاه همسر، نابالغ و افضاء به سبب مقاربت جنسی باشد علاوه بر تمام مهر و دیه کامل زن، نفقه نیز تا زمان وفات یکی از زوجین بر عهده زوج است هر چند او را طلاق داده باشد.»

این حقوق‌دان به این نکته اشاره می‌کند که «ضمانت اجرا در این موارد تنها شامل ضمانت اجرای مالی و پرداخت دیه و نهایتا مهریه و نفقه می‌شود آن هم در صورت بروز شدید‌ترین نوع آسیب بدنی و واقعیت این است که قوانینی که در راستای مقابله با خشونت علیه زنان وضع شده‌اند به‌صورت پراکنده هستند و قانون کامل و جامعی در این مورد تدوین نشده است. همچنین، خلأهای زیادی در این زمینه قابل مشاهده است و در این مواد قانونی به شکل موردی و مصداقی به مواردی که خشونت تلقی می‌شوند، اشاره نشده است. همچنین تغییرات الگوهای زیستی و اجتماعی و به تبع آن تغییر شکل خشونت‌های جنسی خانگی علیه زنان، در این قوانین به هیچ وجه مورد توجه قرار نگرفته است.»

از این حقوق‌دان در مورد «لایحه تامین امنیت زنان» می‌پرسم که از زمان دولت دهم تا کنون در دست رسیدگی و تدوین است. لایحه‌ای که می‌گویند با هدف تحکیم خانواده و تامین حقوق و امنیت زنان و با رویکرد حمایت از زنان قربانی در حال تدوین است.

خانم معرف‌خانی پاسخ می‌دهد: «بله. شنیده‌ام که این لایحه در پنج فصل تنظیم شده و به کلیات و مفاهیم، جرایم و مجازات‌ها، آیین دادرسی، تشکیلات و تدابیر حمایتی و پیش‌گیرانه و سایر مقررات مربوطه پرداخته و طبعا اشاره‌ای هم به خشونت‌های خانگی و به ویژه خشونت جنسی خواهد داشت، اما تا کنون که بیش از چهار سال از مطرح شدنش می‌گذرد، خبری از تصویب آن در مجلس شورای اسلامی نیست.»

بهمن
۱۷
۱۳۹۴
ختنه زنان، خشونتی که هنوز قربانی می‌گیرد
بهمن ۱۷ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , ,
a portrait  for violence against women with white ribbon
** Note: Slight graininess, best at smaller sizes
image_pdfimage_print

Photo: sognolucido/Bigstock.com

ماهرخ غلام‌حسین‌پور

امروز، ششم فوریه، روز جهانی عدم هرگونه مدارا با خشونتی به نام «ناقص‌سازی جنسی» یا «ختنه» زنان است. بریدن بخشی از اندام جنسی زنان هنوز هم نه در یک کشور آفریقایی روی نقشه، که در بخش‌­هایی از استان­‌های هرمزگان، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی انجام می‌شود.

 هنوز هم دخترکانی در روستاهای حوالی کنگ، بندر خمیر، جزیره هرمز، کیش، قشم، اورامان و کامیاران، پاوه، نوسود، شاهو و بسیاری از روستاهای دور و نزدیک استان‌های هرمزگان، کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی به بهانه مراعات سنت و عرف، بخشی از اندام جنسی‌شان را با تیغ تیز نادانی از دست می‌دهند و برای همیشه داغ خشونت را بر تن و روح‌شان حس می‌کنند.

می‌توان گفت در طول سال‌های اخیر با فعالیت و روشن‌گری تعداد اندکی از محققان و کنش‌گران یا فعالان محلی، از میزان این عمل خشونت‌بار کاسته شده است، اما کماکان آمارهای موجود نشان می‌دهد که دخترکان تازه متولد‌شده در برخی از استان‌های ایران در معرض خطر ناقص‌سازی جنسی هستند. گرچه نام ایران در لیست ۲۹ کشور ختنه‌کننده زنان که توسط یونیسف به ثبت رسیده، ذکر نشده است، اما نمی‌توان انکار کرد که قریب به ۶۰ تا ۸۰ درصد زنان ساکن هرمزگان و ۳۰ تا ۵۰ درصد زنان کردنشین به تیغ تیز سنت سپرده شده‌اند.

رایحه مکارمی مظفریان یکی از پژوهش‌گرانی است که در طول چند سال اخیر جهت آموزش مردم استان‌های درگیر، وقت بسیاری صرف کرده و کتاب «تیغ و سنت» را هم در مورد نتایج تحقیقات میدانی‌اش در این رابطه منتشر کرده است. متن زیر گفتگوی خانه امن با رایحه مکارمی مظفریان در مورد معضل ختنه در ایران است.

به نظر شما وضعیت ختنه زنان در ایران نسبت به سایر کشورها قابل طرح و پیگیری است؟

نوع و درجه ختنه زنان در ایران با سایر کشورها مثلا مصر متفاوت است، در ایران نهایتا کلیتوریس مورد آسیب قرار می‌گیرد و البته گزارش‌هایی هم وجود دارد که گاهی بافت لب‌های کوچک هم آسیب دیده‌اند، اما در این‌که هنوز این عمل در برخی مناطق ایران به شدت زنده و حتی نگران‌کننده است هیچ شکی وجود ندارد.

کدام یک از مناطق ایران بیش‌ترین آمار ختنه زنان را دارد؟

یکی از مناطقی که معضل ناقص‌سازی جنسی زنان در آن رایج‌تر است، منطقه قشم است که به علت همجواری‌اش با دبی و کشورهای حاشیه خلیج فارس، و اینکه یک جزیره و محیط بسته‌ای است، طبیعتا هنوز هم به طور دقیق روی این مسئله کار نشده است. بعد از آن می‌توان به استان کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی اشاره کرد.

اما اهالی برخی مناطق، مثلا مردم کردستان با انتشار گزارش‌هایی از این دست، وجود ختنه زنان را به کلی انکار کرده و جبهه می‌گیرند.

شیوع ختنه زنان در مناطق کردنشین را فقط من به عنوان یک محقق، تایید نمی‌کنم بلکه خود کردها هم طبق گزارش‌هایی که سال گذشته در همین تاریخ منتشر شد، شیوع معضل ختنه زنان در مناطق کردنشین را تایید می‌کنند. می‌توانید به تحقیقاتی که دکتر عثمان محمودی در این مورد انجام داده است مراجعه کنید. یا تحقیقات کامیل احمدی و خانم‌ها فاطمه کریمی و پروین ذبیحی را مد نظر قرار بدهید. در این مورد هم‌صدایی وسیعی وجود دارد، گرچه نمی‌شود انکار کرد که در مناطق کردنشین میزان ختنه زنان درچند سال اخیر به صورت قابل توجهی کاهش پیدا کرده است.

به چه علت؟

شاید به علت همجواری کردستان ایران با کردستان عراق و فعالیت‌های فرهنگی که فعالان حقوق زن در کردستان عراق انجام می‌دهند و در تلویزیون‌های‌شان در مورد قبح این عمل صحبت می‌کنند. اما برای ما به عنوان پژوهش‌گر این حوزه حتی یک قربانی هم زیاد است و قابلیت توجه دارد. تمام تلاش‌مان این است که بتوانیم توجیه کنیم که این عمل چه روی یک نفر و چه روی صدها هزار زن انجام شود، معنای برابر و خشونت‌باری دارد.

میزان پراکندگی عمل ناقص‌سازی زنان در استان‌های مختلف را چطور ارزیابی می‌کنید؟

بر اساس نتایج تحقیقات خودم و سایر دوستانی که در این مورد پژوهش‌هایی انجام داده‌اند، بین ۳۰ تا ۵۰ درصد در برخی مناطق کردنشین و رقمی حول و حوش ۶۰ تا ۸۰ درصد در استان هرمزگان این اتفاق رخ داده است.

نرخ پراکندگی جغرافیایی عمل ختنه در سطح استان‌های مورد نظر یکسان است؟

خیر. در برخی مناطق همین استان‌ها ممکن است این عمل اصلا انجام نشود. منظور ما مثلا از مناطق کردنشین، کل مناطق این استان نیست. تفاوت بین شیعه و سنی هم در میزان پراکندگی مسئله ختنه زنان بارز است.

یعنی اهل تشیع اصلا زنان را ختنه نمی‌کنند؟

برخی از اهل تشیع نیز به خاطر همجواری‌شان با مناطق سنی‌نشین این عمل را انجام می‌دهند.

تاریخچه ختنه زنان به کجای تاریخ برمی‌گردد؟

انسان‌شناسان هنوز دلیل قانع‌کننده یا خط روشنی برای ختنه زنان پیدا نکرده‌اند. آن‌چه مسلم است، این است که ریشه ختنه به آفریقای مرکزی برمی‌گردد. این عمل از یک اسطوره آفریقایی آغاز شده و بعد از آن در مصر و فراعنه رواج پیدا کرده و بعد از آن قوم بنی‌اسرائیل که مایل بوده است طبقه خاص و الیت را نشانه‌گذاری و از طبقه محروم جامعه و یهود جدا کند، این عمل را باب می‌کند تا یکسان‌سازی طبقات اجتماعی را انجام دهد.

یعنی ختنه ریشه مذهبی ندارد؟

خیر. قرآن هیچ اشاره‌ای به این ماجرا نکرده است. مثلا اینکه الزام کند که باید ختنه انجام شود. ولی روایاتی وجود دارد که طبق آن روایات است که اهل تسنن نسبت به انجام این سنت پافشاری می‌کنند.

الان در همان مناطق سنی‌نشین هم وضعیت بهتری حکم‌فرماست چون آن‌ها تفهیم شده‌اند که اسلام به سلامت انسان‌ها بهای بسیاری می‌دهد و زندگی شاد را برای همه افراد جامعه روا می‌دارد و چون عمل ختنه زنان خطرناک است، بهتر است جلوی آن گرفته شود.

به هر حال در کشورهای آفریقایی ختنه زنان بین تمامی ادیان انجام می‌شود. مسلمان، مسیحی، بی‌دین، یهودی و سایر مکاتب و مذاهب هم به دلیل سنت و فرهنگ آن را انجام می‌دهند.

چرا این پدیده در برخی استان‌های کشور اصلا وجود ندارد و در برخی استان‌های دیگر شایع است؟

در مناطق جنوبی و در میان اهل تسنن شاید بتوان علت شیوع آن را پیگیری کرد اما دلیل قانع‌کننده‌ای برای این‌که چرا این عمل به استان کردستان هم کشیده شده و چرا در برخی استان‌های خاص در کشور انجام می‌شود، وجود ندارد. شاید کردها به علت نزدیکی به اعراب از این سنت و فرهنگ تاثیر پذیرفته‌اند چون این سنت در طول تاریخ از آفریقا به اعراب منتقل شده است.

نظر مراجع عظام در مورد ختنه چیست؟ آیا آن‌ها این عمل را تایید می‌کنند؟

در بین مراجع اهل تشیع تقریبا یک هم‌صدایی وجود دارد. پیش از این، این طور نبود و آن‌ها می‌گفتند مثلا جایز است اما واجب نیست. اما امروز می‌گویند چون عرف اجتماعی نیست انجام آن لزومی ندارد اما در بین اهل تسنن که دست یافتن به اجماع دشوارتر است، برخی‌ها موافقند و آن را واجب می‌دانند و برخی دیگر مستحب.