صفحه اصلی  »  قربانیان خشونت خانگی
image_pdfimage_print
آبان
۲
۱۳۹۷
حمایت از قربانی خشونت دیده
آبان ۲ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
,
shutterstock_1132059785
image_pdfimage_print

Photo: oleschwander/shutterstock.com

باران خسروی

وقتی زن خشونت‌دیده‌ای که برای گرفتن کمک به شما مراجعه کرده، هنوز تلاش می‌کند یا اصرار دارد که رابطه با آزارگر را حفظ کند، شما چه می‌کنید؟ آیا به حمایت خود ادامه می‌دهید یا با ناامیدی دست از کمک‌ می‌کشید؟ مطلب زیر برگرفته از راهنمایی است که با تلاش ۳ سازمان حامی قربانیان خشونت خانگی در آمریکا و بر اساس تجربه عملی مددکارن و مشاوران حقوقی آن‌ها منتشر شده است. مفاد این راهنما برگرفته از تجربه‌های مشابه حمایت‌گرانی است که بارها مشوق قطع ارتباط قربانی با فرد آزارگر بوده‌اند، اما تلاش آن‌ها با شکست روبرو شده است. ترجمه بخش‌هایی از این راهنما  با درک اهمیت و شرایط دشوار و پیچیده نجات یک قربانی خشونت خانگی صورت گرفته است. ما چه مددکار اجتماعی باشیم یا مدافع حقوق زنان یاحتی فردی معمولی که تلاش می‌کند دوست یا اعضای خانواده یا همسایه  را از چرخه خشونت نجات دهد، باید بدانیم خشونت خانگی به دلیل روابط پرفراز و نشیب عاطفی بین آزارگر و آزاردیده، یا تاریخ و تجربه مشترک تلخ و شیرین و گاه دراز مدت میان آن‌ها، وجود فرزندان و یا حتی نوع و میزان خشونت اعمال شده که گاه با مهربانی و دلجویی بعدی فرد آزارگر همراه است، ابعاد پیچیده‌ای دارد که بر نوع و کیفیت فعالیت‌های مرتبط با حمایت از قربانیان نیز تاثیر می‌گذارد. درسی که از درک این پیچیدگی‌ها باید گرفت این است که فراموش نکنیم خشونت خانگی زخم عمیقی بر جسم، احساس و خاطرات قربانی به جا می‌گذارد که مرهم گذاشتن بر آن نیاز به مراقبت صبورانه و بلندمدت دارد. راهنمای زیر یاد می‌دهد که چطور در فرآیند درمان این زخم باید صبور باشیم، به سخنان و نظرات قربانی گوش دهیم و از قضاوت عجولانه یا قطع حمایت بپرهیزیم حتی اگر او هنوز می‌خواهد در رابطه خشونت‌آمیز باقی بماند.[۱]

بیشتر زنان خشونت‌دیده در رابطه خود با شریک آزارگر فعلی یا سابق‌شان می‌مانند. ادامه این ارتباط گاه بنا به تصمیم خودشان است یا به دلیل ضرورت‌هایی که مستلزم ادامه ارتباط با فرد آزارگر است. فرزندان این زنان هم حتی اگر رابطه‌شان تمام شده باشد، هنوز احتمال زیادی وجود دارد که پدرشان را ببینند. در این شرایط باید بدانیم که همه قربانیان خشونت خانگی – و نه فقط آن‌هایی که رابطه را تمام کرده‌اند- مستحق دسترسی به منابع و حمایت در برنامه‌های مداخله و حمایت‌گری هستند.

بسیاری از شما که با قربانیان خشونت خانگی کار می‌کنید، مواردی را سراغ دارید که قربانیان هنوز با فرد آزارگر در ارتباطند. ممکن است با زن قربانی از طریق خطوط تلفنی هاتلاین صحبت کرده باشید یا این که برای او امکان رفتن به خانه امن را فراهم ساخته یا  به او اطلاعاتی را در زمینه منابع محلی و مقررات قانونی مربوط به تامین امنیت داده باشید. حتی ممکن است که به سخنان او و مشکلاتش در گروه‌های حمایتی گوش داده باشید.در این شرایط لازم است بدانید که فرزندان این زنان باید در کانون توجه فعالیت حمایت‌گری شما قرار بگیرند و همه قربانیان خشونت، بزرگسالان یا کودکانی که هنوز با فرد آزارگر در ارتباطند  از برنامه‌های حمایت‌گری شما مانند اطلاعات و منابع حفاظتی بهره‌مند شوند.

لازم است بدانید که مدافعان دارای مهارت و قدرت تاثیر، به قربانیان کمک می‌کنند تا ارتباط‌شان با فرد آزارگر را محدود کرده و زمینه را برای ترک رابطه فراهم سازند. این مساله اولین استراتژی حمایتی و یکی از موضوعاتی است که همه ما باید بدانیم. با این وجود وقتی توجه قربانی و هدف او هنوز به ماندن در ارتباط با فرد آزارگر یا ماندن در این رابطه یا بهبود رابطه کودکان با پدرشان است، ما ممکن است به عنوان مدافع این زنان از کوره در برویم. ممکن است برای در نظر گرفتن استراتژی مناسب مشکلاتی داشته باشیم و گاه ممکن است حتی ندانیم چه بگوییم یا چه کنیم.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

چرا ویران شدم؟

کودکان، شاهدان ساکت خشونت خانگی

کمپین‌سازی برای محو خشونت علیه زنان

حال اگر با روش‌های سنتی حمایت‌گری وارد چرخه حمایت از قربانی شوید، ممکن است قربانی با این دیدگاه که شما نمی‌توانید شرایط او را درک کنید، نا‌امید شده و از دریافت کمک سر باز زند. اما بر اساس راهنمای کنونی شما باید بدانید که تعهدتان به حمایت از حق قربانی برای تصمیم‌گیری در مورد رابطه است. تصمیمی که ممکن است بر اساس ملاحظات فردی و فرهنگی گرفته شود، یا طبق ارزیابی او  به نفع فرزندش است. ما نمی‌گوییم که قربانی باید در رابطه بماند یا این که حتما رابطه را  ترک کند. البته ما معتقد نیستیم که حفظ رابطه کودکان با پدر آزارگرشان لزوما مفید و یا امن است. ما از تاثیرات فیزیکی و روانی ویرانگر خشونت آگاهیم اما با این حال می‌گوییم به حمایت‌گری ادامه داده و آن را تقویت کنید تا به بهترین نحو به قربانی کمک شود. اما گاهی ممکن است در این که چطور کار کنیم، از چه زبانی برای کمک استفاده کنیم و چطور همکاری قربانی را جلب کنیم، ارزیابی‌های متفاوتی داشته باشیم.

به طور کلی قربانیان رابطه خود را زمانی حفظ می‌کنند که ترک رابطه، شرایط زندگی آن‌ها و فرزندانشان را وخیم می‌سازد. آن‌ها معمولا گزینه‌ای برای خروج ندارند، یا منابعی در اختیارشان نیست که به راحتی رابطه نامناسب را ترک کنند. گاهی اوقات نقاط مثبتی هم در رابطه‌شان هست که آن‌ها را متقاعد می‌کند حفظ رابطه تا حدودی ارزش تحمل کنترل و خشونت را دارد. گاهی هم این فرزندان هستند که خواهان حفظ رابطه‌اند.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

ترک یک رابطه در این شرایط، همیشه ریسک بالایی برای قربانی دارد. گاهی ترک یک رابطه موجب افزایش خشونت همسر یا شریک زندگی، از دست دادن فرزندان، از دست دادن محل زندگی، درآمد، شغل، بیمه بهداشتی، در خطر قرار گرفتن شرایط مهاجرت، قطع ارتباط با گروه‌های اعتقادی و حتی حمایت خانواده و دوستان می‌شود. به طور کلی ترک یک رابطه به معنای از دست رفتن ثبات مالی و حتی تامین غذای فرزندان و بی‌خانمانی است. به علاوه ترک رابطه چه تاثیری بر فرزندانشان خواهد گذاشت؟ در این شرایط بسیار دشوار یا غیر ممکن خواهد بود که فرزندان در شرایط فیزیکی یا احساسی امنی باشند.

اما چرا قربانیان بعد از ترک رابطه هنوز با آزارگر خود در تماس باقی می مانند؟

برای بسیاری از بازماندگان خشونت اصلا واقع گرایانه یا حتی مفید نیست که همه راه های ارتباطی قطع شود. اگر قربانی صاحب فرزند باشد به هر حال مسایل مربوط به سرپرستی از فرزندان یا مسایل مالی آنها دخیل در حفظ این ارتباط است. گاهی اوقات فرد آزارگر می تواند تنها منبع حمایتی یا مالی باشد که می توان در روزهای سخت از او کمک گرفت. به هر حال همیشه دلیلی متقاعد کننده برای فرد قربانی وجود دارد که رابطه اش را با شریک فعلی یا سابق آزارگرش حفظ کند.

چه باید کرد؟

آنچه در وهله اول برای یک مدافعه گر یا حامی مهم است به کار گرفتن یک دیدگاه مبتنی بر نظر و خواست قربانی است (victim defined appro The). یعنی این قربانی است که تصمیم به ترک ارتباط می گیرد یا ارتباطش را حفظ می کند و یا بین ترک و یا حفظ ارتباط قرار دارد. این دیدگاه در واقع مبتنی بر فهم نیازها، منابع، دیدگاه و حتی مولفه های فرهنگی تاثیر گذار بر تصمیم قربانی است. به کارگیری دیدگاه فوق باعث می شود که یک نگاه همه جانبه به مسایل قربانی در هنگام تعیین استراتژی های حمایتی برای او داشت. البته به خاطر داشته باشید که کار شما صرفا گوش دادن به قربانی و انجام آنچیزی نیست که او می خواهد بلکه شما نیاز به یک مشارکت فعال، پویا و حساس به فرهنگ درفرایند ارایه اطلاعات و در اختیار قرار دادن منابع دارید تا این که بتوانید به طور مناسبی به قربانی برای تصمیم گیری بهتر کمک کنید.

هدف به کارگرفتن دیدگاه مدافعه گری بر مبنای تعریف قربانی در وقع افزایش سلامت قربانی و فرزند اوست. برای این که قربانی در سلامت باشد البته که باید از چرخه خشونت و کنترل شریکش آزاد شود اما بایستی قادر به تامین نیازهای اساسی زندگی اش هم باشد. درست است که کاستن از خطر خشونت فیزیکی یا جنسی تلاش ماست اما رها کردن قربانی و فرزندانش بدون حمایت های مالی بلند مدت هم سلامتشان را تضمین نمی کند. به علاوه این رهایی او از رابطه خشونت به معنای امنیت در برابر مشکلات روانی، اعتیاد یا مشکلات مربوط به تروما نخواهد بود.

موفقیت در نجات یک قربانی و قطع رابطه با آزارگر او چیست؟

موفقیت همان چیزی است که قربانی تعریف می کند. این قربانی است که بر مبنای میزان خشونت شریکش و شرایط زندگی و فرهنگی اش تصمیم می گیرد. برای فردی که هنوز در رابطه با آزارگر خود است، تعریف موفقیت صرفا اولویت بندی برای کاهش خشونت فیزیکی نیست، این امر اگرچه بسیار مهم است اما ضرورتا ممکن است اولین یا مهمترین گزینه نباشد.

باید از هر قربانی بپرسید که به نظر او چه چیزی بهتر است و چه کاری وخامت شرایطش را کمتر یا بیشتر می کند. به طور مثال ممکن است یکی از قربانیان بگوید چه چیزهایی بهتر است انجام داد به این دلیل که شریکش دیگر بچه ها را کتک نمی زند یا این که دیگر حقوقش را  هدر نمی دهد. بنابراین این تغییر رفتارها چیزی است که برای قربانی ارزش و اولویت دارد. این همان تعریف قربانی از موفقیت است.

نکته پایانی:

برای ما ممکن است موفقیت به معنای این باشد که کسی آزار نبیند یا توسط شریکش کنترل نشود یا وقتی که کودکی در اثر خشونت خانگی آسیب جسمی و روانی نبیند. به دلیل این که می خواهیم هر قربانی کاملا و همیشه امن باشد، ممکن است با نوع تعریف قربانی از موفقیت مشکل داشته باشیم. ممکن است صرفا بهبود نسبی شرایط برای ما معنای موفقیت نداشته باشد به خصوص اگر قربانی هنوز متحمل خشونت و   کنترل از سوی همسرش است. به علاوه شنیدن قربانی لزوما به معنای صرفنظر از دیدگاه خود ما به خروج کامل از رابطه خشونت آمیز نیست اما مهم این است که ما هنوز به اقدامات حمایتی خود ادامه می دهیم و به نظر قربانی هم احترام می گذاریم در حالی که ممکن است نظر و اعتقاد خود را داشته باشیم. اما مطابق با یک برنامه سیستماتیک و متناسب با تمام سطوح ما هنوز برای پایان بخشیدن به خشونت برای همه قربانیان تلاش خود را می کنیم.

منبع

شهریور
۳۰
۱۳۹۵
کار کردن با مظنونان خشونت‌ خانگی و چند منبع مهم برای آموزش پلیس
شهریور ۳۰ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Photo: Innovated Captures/bigstock.com
image_pdfimage_print

مترجم: میترا پهلوان

در مطلب قبلی مراحل مقدماتی لازم برای انجام مصاحبه‌ با قربانیان خشونت و برخورد موثر پلیس: کار با زنان خشونت دیده را مرور کردیم، در این قسمت به کار کردن با مظنون خشونت خانگی و همچنین معرفی چند منبع مفید برای آموزش نیروهای پلیس اشاره می‌کنیم.

کار کردن با مظنون خشونت خانگی

نکات اصلی

  • در صورتی که مظنون عصبانی است یا رفتار خشن دارد او را آرام کنید.
  • بدون قضاوت یا تعصب با او صحبت کنید.
  • داستان را از زبان او هم بشنوید.
  • از سوال «چرا دست به خشونت زدی؟» بپرهیزید چون رفتار خشونت‌آمیز را توجیه می‌کند.
  • مطمئن شوید که مظنون تحت کنترل شماست.
  • به او نگویید که با همسر/شریک او صحبت کرده‌اید.
  • اگرپلیس او را دستگیر کرده است به او نگویید که چه کسی با پلیس تماس گرفته است.
  • اجازه ندهید که مظنون چیزی به شما دیکته کند.
  • به او بگویید که دستگیری او تصمیم پلیس است و نه قربانی.
  • به مظنون جرمی که مرتکب شده است را توضیح دهید.
  • وارد مسایلی که مربوط به پرونده خشونت نیست نشوید.

راهنمای مصاحبه

  • خوش آمد گویی.
  • آیا می‌توانید در مورد اتفاقی که بین شما و شریک‌تان اتفاق افتاده صحبت کنید؟
  • آیا قبلا هم اتفاق افتاده بود؟
  • آیا از جرمی که انجام داده‌اید آگاهی دارید؟ (برای مظنون اتهاماتش را توضیح دهید.)
  • اگر پرونده مورد پیگرد قانونی قرار نمی‌گیرد، برای مظنون کارهایی که انجام می‌شود را توضیح دهید (تعهد کتبی گزارش به مقامات بالاتر.)
  • به متهم بگویید که خشونت علیه زنان تحمل نمی‌شود.
  • آیا مایل هستید که به مشاور مراجعه کنید؟ لیست مراکز موجود را به او بدهید.

کتابچه‌ای در مورد واکنش‌های موثر پلیس در برابر خشونت علیه زنان طراحی شده است که شامل آشنایی با قوانین بین‌المللی مربوطه، استانداردها و باورهای رایج مربوط به خشونت علیه زنان، و بیان راه‌های نویدبخش برای واکنش به خشونت علیه زنان است. این کتابچه استراتژی‌ها و روش‌ها و نمونه‌های عملی که به پلیس برای بالا بردن امنیت زنان در جامعه کمک کرده است را بررسی می‌کند.

ابزارهای مهم

واکنش به خشونت خانگی: کتابچه‌ای برای پلیس اوگاندا

این کتابچه اطلاعات مقدماتی در مورد مساله خشونت خانگی به عنوان نقض حقوق بشر را در بردارد. علاوه بر آن راهنمایی برای چگونگی مصاحبه با قربانیان و کودکانی که قربانی و شاهد خشونت خانگی بوده اند و نیز عاملان خشونت خانگی را شامل می‌شود.

Available inEnglish

استراتژی‌ها و اقدامات عملی برای از بین بردن خشونت علیه زنان در حوزه پیشگیری از جرم و عدالت کیفری. در سال  ۲۰۰۹  استراتژی‌ها و اقدامات عملی  به نسخه مربوط به سال ۱۹۹۷ اضافه شد و راه‌های جدید و ابزار جلوگیری و راهکارهای عملی برای مبارزه با خشونت علیه زنان نیز در نظر گرفته شد.

Available in English.

پایان خشونت خانگی: دستورالعمل های گام به گام. این دستورالعمل با هدف ایجاد

راهنمای گام به گام برای محافظت زنان در برابر خشونت خانگی برای کارکنان تهیه شده است. و به آنها

چگونگی کمک به قربانی از زمان مراجعه تا تهیه پرونده قضایی یاری می‌رساند. این دستورالعمل به زبان ساده برای افراد غیر حقوقدان و بر اساس اطلاعات وکلا و اقدامات عملی صورت گرفته نوشته شده است. این مرجعی ضروری برای آموزش کارکنان است تا آنها بتوانند قانون را به درستی اجرا کنند. این دستورالعمل می‌تواند مورد استفاده پلیس، کانون‌های حمایتی ، مراکز بهداشتی، خانه‌های امن و گروه‌های مردمی که در حوزه خشونت علیه زنان فعالیت می‌کنند و همچنین زنانی که به دنبال راه حل حقوقی هستند قرار گیرد.

Available in English.

ارتقا اجرای قانون در پاسخ به قربانی. این برنامه یکی از سه مرجع در برنامه استراتژیک برای مجریان قانون و قانون‌گزاران است. این برنامه شامل بازبینی اهداف، زمان بندی‌ها و توضیح مراحل کار،  مثال‌هایی از برنامه‌های عملی، توافق‌های همکاری، قوانین و مراحل پاسخگویی به قربانیان، دخیل کردن کارکنان و استخدام کسانی برای ارزیابی عملکرد، کتاب ها و وسایل آموزشی (بروشور، خبرنامه و وبسایت های مربوط به قربانیان)

Available in English.

توصیه‌های امنیتی و اخلاقی سازمان بهداشت جهانی برای تحقیق ؛ مستندسازی و نظارت به سواستفاده جنسی در مواقع بحرانی. توصیه‌ها برای کسانی تهیه شده است که در برنامه‌ریزی، هدایت،  تامین بودجه،

طراحی پروتکل، کسانی که تهیه و ارزیابی اطلاعات راجع به خشونت جنسی در سازمان هایی با بشردوستانه دخالت دارند. این شامل محققان، طراحان و برنامه ریزان پروژه، خیرین،  کمیته های نظارت براخلاق،

مدیران و کارکنان سازمان های حقوق بشری و کمک های بشردوستانه، تمام کارکنانی که در فرایند تحقیق های مربوط به خشونت جنسی شرکت دارند (مترجمان، کارکنان جمع آوری داده، راننده ها و دیگران).

Available in English.

استراتژی‌های تحقیقاتی در گزارش های تجاوز جنسی: این راهنما و استراتژی‌های مصاحبه براساس بهترین روش‌ها برای تحقیقات در پرونده های تجاوز جنسی در آمریکاست و با همکاری مجریان قانوندادستان ها ، وکلا و متخصصان پزشکی و جرم شناسی تهیه شده است. هدف این راهنما آماده سازی موفق  ماموران و سازمان ها  برای پرونده های تجاوز جنسی در تمام مراحل نظیر مستندسازی جزییات، تحقیقات که شامل نوشتن گزارش، مصاحبه با قربانی،  بازجویی مظنون، تحقیقات و صحبت با افرادی که در معرض آسیب هستند، می باشد.

Available in English.

توصیه‌های امنیتی و اخلاقی سازمان بهداشت جهانی در مورد مصاحبه با زنان قربانی قاچاق انسان

این گزارش مرجعی برای محققان، رسانه ها و کسانی که کمک رسانی می کنند اما تجربه کمی در مورد

کار با زنان قربانی  قاچاق انسان دارند می‌باشد. این توصیه ها باید به همراه ده استاندارد اولیه برای مصاحبه با قربانی به کار برده شود.  توضیح این استانداردها و پیشنهاد هایی برای اجرای آنها در گزارش موجود است.

in ArmenianBosnianCroatianEnglishJapaneseRomanianRussian,Spanish and Serbian.

راهنمای گام به گام تحقیق در مورد قاچاق انسان. این راهنما به عنوان بخشی از <برنامه تغییرات پلیس> در بنگلادش می‌باشد. و برای کمک به نیروهای پلیس در واکنش به قاچاق انسان طراحی شده است.

Available inEnglish and Bengali.

زنان را در اولویت قرار دهید: توصیه‌های امنیتی و اخلاقی برای تحقیق در مورد خشونت خانگی بر علیه زنان

این راهنما برای محققان و فعالانی است که در مورد قربانیان اطلاعات جمع آوری می‌کنند. و شامل توصیه هایی برای هدایت مصاحبه هایی که نیروهای حرفه ای مانند پلیس انجام می‌دهند می‌باشد.

in EnglishFrench and Spanish.

شهریور
۲۶
۱۳۹۵
برخورد موثر پلیس: کار با زنان خشونت دیده
شهریور ۲۶ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Photo:Kasia Bialasiewicz/Bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

مترجم: میترا پهلوان

در مطلب قبلی مراحل مقدماتی لازم برای انجام مصاحبه‌ با قربانیان خشونت را مرور کردیم، در این قسمت به قوانین اصلی و راهنمای مصاحبه می‌پردازیم.

قوانین اصلی

به او اطمینان دهید که او مسول خشونت نیست.

به او بگویید هیچ توجیهی برای خشونت و جود ندارد.

به او اطمینان دهید که از او حمایت می‌کنید.

قوانین حفظ اسرار را رعایت کنید.

اگر توانایی انجام کاری را ندارید به او قول ندهید.

مصاحبه را به صورت خصوصی انجام دهید و اجازه ندهید کسی در مورد پرونده نظر دهد.

راهنمای مصاحبه

به مراجع خوش آمد بگویید و خود را معرفی کنید. توضیح دهید که از او سوالاتی راجع به پرونده اش خواهید کرد.

چه چیز باعث شد که امروز به اینجا بیایید؟

آیا قبلا هم تجربه خشونت در رابطه‌تان داشته‌اید؟

آیا مظنون تا به حال شما تهدید به صدمه زدن یا کشتن کرده است؟

آیا خود را در معرض خطر می‌بینید؟ اگر آری به راهنمای برسی ریسک مراجعه کنید.

آیا کسی هم در زمان وقوع حادثه علاوه بر شما کسی حضور داشت؟

آیا در مورد حادثه به کسی خبر داده‌اید؟ فامیل، والدین مرد، مراکز مشاوره محلی؟

چه کمک‌هایی از پلیس انتظار دارید؟

اگر به خانه بازگردید احساس امنیت می‌کنید؟

آیا ممکن است خشونت‌گر دوباره دست به خشونت بزند؟ در این صورت برای امنیت‌تان چه کاری انجام می‌دهید؟

آیا اطلاعات دیگری در مورد خطری که شما را تهدید می‌کند دارید که بخواهد پلیس را مطلع کنید؟

در مورد راه‌های پیش روی مراجع توضیح دهید (راه های مثل اخطار کتبی به مظنون، دستگیری مظنون، مراجعه به دادگاه …) برای مراجعه، شرایط لازم و پیامدهای هر کدام را توضیح دهید.

آیا مایل‌اید به مشاوره یا پزشک مراجعه کنید؟ به مراجع لیست محل‌های موجود را بدهید و تمام گزینه‌ها را برایش توضیح دهید.

توضیحاتی که در مورد حادثه نوشته‌اید را در اختیار مراجع قرار داده تا آن را بخواند اگر نمی‌تواند بخواند خودتان متن را بخوانید و از او سوال کنید که آیا مندرجات در مورد حادثه و درخواستش صحیح است یا نه؟

مراحل بعدی که انجام خواهد شد را برایش توضیح دهید و از او بپرسید که آیا با آنها موافق است یا نه.

در مطلب بعدی درباره کارکردن با مظنون خشونت‌ خانگی بخوانید.

شهریور
۲۴
۱۳۹۵
برخورد موثر پلیس با زنان قربانی خشونت: انجام مصاحبه
شهریور ۲۴ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Photo:  Kasia Bialasiewicz/Bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo:Kasia Bialasiewicz/Bigstockphoto.com

مترجم: میترا پهلوان

در این نوشته مراحل لازم برای انجام مصاحبه‌ با قربانیان خشونت را مرور می‌کنیم.

مصاحبه با قربانیان خشونت شامل مراحل زیر است:

برنامه‌ریزی و آماده سازی

  • مکان مناسب برای مصاحبه انتخاب کنید:

قربانی باید تصمیم بگیرد که آیا با انجام مصاحبه در اداره پلیس راحت است یا در مکانی دیگر مانند: خانه‌اشٰ در صورتی که امن باشد، بیمارستان و یا مراکز حمایتی. برای انجام مصاحبه در مرکز پلیس باید مکانی خصوصی با فاصله‌ای ازمتهم در نظر گرفته شود. برای مصاحبه از اتاق بازجویی نباید استفاده شود چون زن یا دختر مصاحبه شونده قربانی است و نه متهم.

  • کسانی دیگری هم در مصاحبه می‌توانند شرکت کنند.

یک مامور آموزش دیده (ترجیحا زن، بستگی به مورد خشونت متفاوت باشد) باید مصاحبه را مدیریت کند. با موافقت قربانی، مامور دیگری هم می‌تواند به زن یا دختر قربانی در جریان مصاحبه کمک کند.

  • سوال ها را از قبل آماده کنید

پرسنل باید سوال ها را بر اساس پروتکل موجود تهیه کند و یا راهنمای طرح پرسش که از طریق آن با حساسیت جزییات مربوط به حادثه مشخص شوند (چه کسی، چه چیزی، چگونه، چه زمانی، چه مکانی).

برای قربانی توضیح دهید.

مقدمه: به عنوان مقدمه، افسر باید خود را برای قربانی معرفی کند.

قوانین مصاحبه: مراحل مصاحبه باید برای قربانی توضیح داده شود و رضایت زن یا دختر قبل از شروع مصاحبه باید کسب شده باشد تا مطمئن شویم که قربانی مشکلی با توضیح دادن در مورد حادثه ندارد و از مراحل بعدی مطلع می باشد.

بخش اصلی

در ابتدا مامور باید به قربانی اجازه دهد که در مورد حادثه و تمام وقایعی که احساس می کند به حادثه مربوط است توضیح دهد، بدون قطع کردن صحبت‌های قربانی. باید زن یا دختر قربانی ترغیب شود تا تمام اتفاقاتی که افتاده است را به صورت کامل تعریف کند و زمان کافی برای این کار باید به او داده شود و مامور باید با دقت این اظهارات را ثبت کند.

سوال های کلی: بعد از توضیحات قربانی، مامور می‌تواند در مورد جزییات بیشتر یا روشن شدن توضیحات سوال بپرسد (سوالاتی مانند:«در مورد .. به من بگو»، «بعدش چه اتفاقی افتاد؟»، «در مورد … چه چیزهای دیگری به یاد داری؟»)

سوال های جزئی: سوال‌هایی که با «بله» و «خیر» جواب داده می‌شوند می‌توانند قسمت‌های جا مانده در توضیحات قربانی را تکمیل کند.

قسمت پایانی

  • مراحل بعدی پیگیری: قربانیان باید از راه‌های دیگر حمایتی آگاه شوند (پزشکی، روانی، خانه‌های امن و مشاوره حقوقی) و هر جا که ممکن بود پلیس باید دسترسی قربانی به این امکانات را تسهیل کند (انتقال قربانی به مراکز حمایتی، دسترسی به وکیل). در موارد خشونت خانگی، قاچاق انسان، ازدواج اجباری و جرایم ناموسی باید قبل از پایان مصاحبه، موارد امنیتی در صورت بروز دوباره خشونت بررسی شود.
  • جمع‌بندی: قبل از جمع‌بندی ، مصاحبه کننده باید آخرین فرصت را به قربانی بدهد تا هرگونه اطلاعات اضافی یا سوال در مورد مراحل بعدی دارد را مطرح کند. اقداماتی که پلیس پیگیری خواهد کرد را باید به اطلاع قربانی رساند (تا انتظاراتی بیش از حد توانایی پلیس ایجاد نشود ). در پایان مصاحبه کننده از قربانی به خاطر شرکت در مصاحبه تشکر کند.

ارزیابی

یک نفر یا یک گروه باید مصاحبه را بررسی کنند تا اقدامات بعدی شناسایی شوند. نکات جدید که در مصاحبه با آن برخورد کرده‌اند باید برجسته شده و اگر نیاز به بازبینی مجدد مراحل مصاحبه بود برای آن برنامه‌ریزی شود.

مثال عملی: پروتکل پلیس اوگاندا و مراحل قانونی برای مواجهه با قربانیان و مظنونان.

قوانین اصلی برای مواجهه با پرونده‌های خشونت خانگی:

صحبت با قربانی و مظنون به صورت جداگانه.

اطمینان دادن به قربانی در مورد محرمانه نگاه داشتن اطلاعاتش.

به مظنون منبع اطلاعات معرفی نشود.

با دقت و آرامش به قربانی گوش دهید.

از قضاوت کردن یا نتیجه گیری خودداری کنید.

به قربانی کمک کنید که تمام ابعاد قضیه را در نظر گرفته و گزینه های امنیتی برای خودش و کودکانش را در نظر بگیرد.

به او کمک کنید تا ریسک های موجود را بررسی کند.

کمک ها موجود برای زنان خشونت دیده را به او معرفی کنید.

او را به مراکز حمایتی دیگر معرفی کنید.

در قسمت بعد درباره کار با زنان خشونت‌دیده بخوانید.

مهر
۲۳
۱۳۹۳
راهکارهای حمایت از قربانیان خشونت خانگی (بخش سوم: حمایت های غیر حقوقی)
مهر ۲۳ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print


برزین

موسی برزین خلیفه لو- وکیل و پژوهشگر حقوقی

مقدمه

در دو بخش پیشین، به بررسی راهکارهای حقوقی حمایت از قربانیان خشونت خانگی پرداختیم. در این دو بخش که به حمایت های کیفری و حمایت های حقوقی اختصاص یافته است، مختصرا راهکارهایی را که قوانین کیفری و مدنی می توانند در راستای حمایت از قربانیان خشونت خانگی پیش بینی کنند مورد مطالعه قرار گرفت. همانگونه که اشاره شده بود، حمایت های حقوقی توسط قانونگذاران و مجریان آن محقق شده و نقش بسیار مهمی را در ترمیم اثرات خشونت خانگی خواهد داشت. همچنین این گونه حمایت ها نقش بازدارنده را نیز می توانند ایفا کنند. همچنین در بخش های قبلی به موقعیت حقوق ایران در راستای حمایت از قربانیان خشونت خانگی پرداختیم. در بخش حاضر، به آن دسته از راهکارهای غیر حقوقی، که وجود آنها در یک جامعه برای حمایت از قربانیان خشونت خانگی لازم است اشاره خواهیم کرد. بدیهی است بررسی مفصل و بنیادی حمایت های غیر حقوقی از حوصله این مقاله خارج است، لذا در نوشته حاضر سعی خواهیم کرد به کلیات مساله و راهکارهای مهم حمایت های غیر حقوقی از قربانیان خشونت خانگی بپردازیم.

اهمیت حمایت های غیر حقوقی از قربانیان خشونت خانگی

در کنار راهکارهای حقوقی که قانونگذاران می توانند برای حمایت از قربانیان خشونت خانگی پیش بینی کنند، یک سری از راهکارهای غیر حقوقی نیز وجود دارند که برای مبارزه با خشونت خانگی و حمایت از کسانی که قربانی آن واقع شده است، باید مورد توجه قرار گیرند. این راهکارها بیشتر ناظر بر موقعیت قربانی پس از وقوع خشونت بوده و برای بهبود وضعیت قربانی، جبران اثرات سوء خشونت و جلوگیری از تکرار خشونت علیه قربانی است. راهکارهای حمایتی غیر حقوقی طیف وسیعی را شامل می شوند. این راهکارها ممکن است بهداشتی و درمانی بوده یا رفاهی و اجتماعی باشد و یا کمک های مالی و اقتصادی را شامل شود و یا جنبه آموزشی داشته باشند. بدیهی است تحقق برخی از این راهکارها نیاز به حمایت دولت داشته و برخی نیز بدون حمایت دولتی تحقق پذیر است. بدون توجه به راهکارهای غیر حقوقی برای حمایت از قربانیان خشونت خانگی، مبارزه با خشونت ناقص مانده و قربانی نمی تواند به زندگی عادی خود ادامه دهد. برای موثر واقع شدن مبارزه با خشونت خانگی لازم است نهادهای مردمی و غیر دولتی و به طور کلی جامعه درگیر مساله شده و به ترمیم نتایج خشونت خانگی بپردازد.

دلیل لزوم مشارکت اقشار مختلف جامعه در حمایت از زنان پس از وقوع خشونت خانگی آن است که جامعه مدنی در کمک به پیشگیری از خشونت های جنسیتی موفق عمل نکرده و با مسامحه، خود زمینه وقوع آن را فراهم کرده است. از این رو شهروندان نیزمسئول نا امنی ای هستند که موفق به پیشگیری از آن نشده اند و از این جهت در مقام پاسخ گویی به کم کاری خود موظف به کمک به بزه دیده و تلاش در جهت بازتوانی او خواهند بود. (۱)

ساز و کارهای مختلف و متنوعی برای حمایت های غیر حقوقی از زنان قربانی خشونت خانگی وجود دارند اما مهمترین این راهکارها، راهکارهای درمانی، اجتماعی، اقتصادی و آموزشی می باشند. ذیلا این راهکارها به صورت خلاصه توضیح داده می شوند.

حمایت های درمانی

زمانی که یک خشونت خانگی رخ می دهد، فارغ از میزان شدت آن، فردی قربانی آن می شود. این فرد بدون شک متحمل آسیب هایی شده است. از مهمترین این آسیب ها، زیان هایی است که به جسم یا روان قربانی وارد شده است. شاید بتوان مهمترین اثرمنفی پدیده خشونت خانگی را ورود آسیب های جسمی و روانی به قربانی دانست. این آسیب ها با توجه به نوع و میزان و قربانی خشونت شدید و یا ضعیف خواهند بود. در برخی مواقع آسیب های جسمی و روانی چنان شدید هستند که ممکن است زندگی قربانی را در آینده با خطری جدی مواجه سازد. به خصوص زمانی که قربانی خشونت خانگی کودک باشد. لذا اهمیت درمان قربانی خشونت فوق العاده زیاد است. برای نیل به این امر، لازم است تدابیری پزشکی جهت درمان قربانیان خشونت خانگی اندیشیده شود. ایجاد مراکز بهداشت و درمان خانواده، آموزش و تربیت نیروهای متخصص در حوزه درمان قربانیان خشونت خانگی اعم از پزشک و پرستار و ایجاد امکانات لازم برای درمان رایگان قربانیان از جمله تدابیر درمانی است که باید در یک جامعه اندیشیده شود. بدیهی است با توجه به شرایط خاص پدیده خشونت خانگی، حمایت های درمانی باید با توجه به این شرایط انجام شود. درمان سریع و رایگان و صدور گواهی پزشکی، در صورت لزوم معرفی به پزشکی قانونی و مخفی نگهداشتن هویت قربانی از جمله مسائلی است که باید در حمایت از قربانی در نظر گرفته شود. همچنین آموزش پزشکان برای برخورد درمانی با خشونت خانگی اهمیت بسیاری دارد. درمان مقطعی بدون توجه به اینکه این گونه درمان ها برای قربانی خشونت خانگی مناسب نیست، نمی تواند آن گونه که لازم است وضعیت جسمی و روانی قربانی را ترمیم کند. بدیهی است ایجاد مراکز درمانی و به طور کلی حمایت درمانی از قربانیان خشونت، بیشتر بر عهده دولت ها است.

حمایت های آموزشی و مشاوره ای

طبیعتا بسیاری از افرادی که در زندگی خود قربانی خشونت خانگی می شوند، اطلاعات و دانش کافی برای برخورد با این پدیده و اینکه چگونه باید با آن مقابله کرد را ندارند. همچنین قریانیان به درستی نمی دانند که چگونه خود را از خطر تکرار خشونت خانگی رهانده و اثرات سوء آن را به حداقل برسانند. اقدامات قضایی و غیر قضایی را که می بایست انجام دهند به خوبی نمی دانند. به خصوص زمانی که قربانی بی سواد یا کم سواد بوده و یا کودک باشد. این مساله در جای خود نه تنها اینکه موجب افزایش خشونت خانگی خواهد شد، بلکه خطرات خشونت خانگی را برای قربانی بیشتر خواهد کرد. در صورتی که قربانیان خشونت خانگی دانش لازم را پیرامون پدیده خشونت خانگی داشته باشند، طبیعتا بهتر می توانند با آن مقابله کرده و درجه تاثیر پذیری آن را کاهش دهند. بدین جهت سیاست و اندیشه حمایت از قربانیان خشونت خانگی اقتضا می کند که آنان بتوانند آموزش لازم را در مورد خشونت خانگی دیده و در این مورد اطلاعات لازم را کسب کنند. اینجاست که وجود نهادهای دولتی و غیر دولتی برای تعلیم و ارائه مشاوره به قربانیان خشونت خانگی ضروری می شود. زمانی که یک خشونت خانگی پدید می آید، همانگونه که لازم است قربانی آن درمان شود، همچنین لازم است وی از جوانب مختلف این پدیده آگاه شده و از چگونگی برخورد با آن و از بین بردن یا کاهش خطرات آن نسبت به خود و دیگر اشخاص مرتبط از جمله فرزندان خود مطلع شود. علاوه بر نهادهای دولتی و غیر دولتی که می توانند متولی آموزش و مشاوره باشند، رسانه های دسته جمعی نیز در احقاق این امر نقش پراهمیتی را دارا هستند. بدون شک تأثیر گذاری رسانه ها از هر نهاد دیگری در جامعه بیشتر است؛ لذا لازم است رسانه ها با تولید برنامه های مختلف آموزشی، قربانیان خشونت خانگی را از چگونگی مقابله با آن آگاه سازند.

حمایت های اقتصادی

از آنجایی که یک قربانی خشونت خانگی متحمل آسیب های جسمی و روانی شده است، بدون شک برای درمان خود و یا پیگیری حقوق خود و به طور کلی برای مورد حمایت قرار گرفتن احتیاج به حمایت مادی خواهد داشت. این امر در صورتی که قربانی کودک بوده و یا اینکه محل درآمدی نداشته باشد بیش از پیش ضروری است. همچنین به دلیل اینکه اکثر قربانیان خشونت خانگی از طرف سرپرستان خود مورد خشونت قرار می گیرند، در صورتی که قربانی بخواهد برای فرار از خشونت از سرپرست خود موقتا یا دائما جدا شود، بدون شک نیاز به حمایت مادی خواهد داشت. علاوه بر تأمین احتیاجات قربانی، یافتن شغلی مناسب نیز تا حدودی وی را در برابر خشونت خانگی حمایت خواهد نمود. سازمان های دولتی و غیر دولتی لازم است در این زمینه تدابیری اندیشیده و برای حمایت های اقتصادی از قربانیان خشونت خانگی فعال شوند.

تأسیس خانه های امن

فردی که مورد خشونت خانگی قرار گرفته است در برخی موارد ناچار است که محل خشونت را ترک کند. زیرا ادامه زندگی در آن محل وی را بیش از پیش در معرض خشونت خانگی قرار خواهد داد و امکان دارد با ادامه خشونت زندگی وی به صورت جدی به خطر بیافتد. در مواردی که قربانی مکانی برای زندگی دور از خشونت ندارد، ضروری است در جامعه مکان هایی وجود داشته باشند که قربانی به آنها مراجعه کند. اینگونه مکان ها با نام های مختلفی از جمله خانه امن، خانه زنان، پناهگاه و … شناخته می شوند. در بسیاری از کشورها این گونه مکان ها از طرف دولت ها و یا نهادهای غیر دولتی تأسیس شده و به مکانی امن برای قربانیان خشونت خانگی تبدیل شده اند.

این مکان ها باید از هر جهت امن و استاندارد بوده و از بودجه و پرسنل مناسب برخوردار باشند. همچنین باید امکاناتی از قبیل برنامه های ویژه ترک اعتیاد و خدمات مشاوره ای در اختیار قربانیان خشونت خانگی به ویژه زنان قرار دهد. برای یافتن محل سکونت دائمی تر و حتی توانمند سازی و کارایی نیز می بایست برای زنان مساعدت هایی در نظر گرفته شود.(۲)

وجود چنین موسساتی باعث خواهد شد که زنان و کودکان قربانی خشونت خانگی مجبور به تحمل شرایط مشقت بار و خشونت نباشند. تجربه نشان داده است که تکرار خشونت خانگی در برخی موارد به دلیل این است که قربانی محلی برای سکونت نداشته و مجبور است با خشونت کنار آمده و آن را تحمل نماید لکن وجود خانه های امن قربانیان خشونت خانگی، این امید را به قربانی می دهد که خانه ای را که وی دائما در آن مورد خشونت قرار می گیرد، می تواند ترک کرده و به مکانی امن که دیگر خشونت در آنجا وجود نخواهد داشت نقل مکان کند. طبیعی است این گونه مکان ها باید بر اساس اصولی همچون مخفی ماندن و حمایت های قضایی و پلیسی تأسیس شود؛ چرا که بدون این حمایت ها ممکن است مرتکب خشونت از طریق راهکارهای قانونی و غیر قانونی، قربانی را به محل قبلی بازگردانده و دوباره وی را مورد آزار و اذیت قرار دهد.(۳)

نتیجه گیری

حمایت از قربانیان خشونت خانگی دارای اهمیت بسیاری است و برای مبارزه با خشونت خانگی ضروری است سیاست های حمایتی پیش بینی شود. در کنارحمایت های حقوقی که شامل حمایت های حقوق کیفری و حقوق مدنی می شود، لازم است حمایت های غیر حقوقی نیز از قربانیان خشونت خانگی به عمل آید. بدون توجه به این نوع حمایت بدون شک مبارزه با خشونت خانگی عقیم و ناقص خواهد ماند. حمایت های غیر حقوقی از خشونت خانگی فوق العاده اهمیت داشته و لازم است نهادهای دولتی و غیر دولتی و همچنان آحاد مردم در آن نقش ایفا کنند. حمایت های غیر حقوقی از قربانیان خشونت های خانگی طیف وسیعی را شامل می شوند. از جمله این حمایت ها، حمایت های درمانی، اجتماعی، آموزشی و اقتصادی هستند. در کشور ایران گرچه تا حدودی این گونه حمایت ها پیش بینی شده است، اما دایره آن بسیار محدود و به هیچ وجه نمی تواند آنگونه که شایسته است از یک قربانی خشونت خانگی حمایت کنند.

پی نوشت

۱- شادی عظیم زاده، پویایی جلوه های سیاست جنایی در حمایت از زنان بزه دیده خشونت، مجله حقوقی، شماره ۵۲ و ۵۳، سال ۱۳۸۴، صفحه ۲۴۱٫

۲- دکتر شهلا معظمی، حمایت از زنان در برابر خشونت های خانگی، فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی، سال سوم، شماره ۱۳، صفحه ۲۴۴٫

۳- به عنوان مثال در کشور ترکیه این گونه مکان ها با عنوان خانه پناهندگی زنان از سال ها پیش تأسیس شده است. در این کشور زنی که مورد خشونت خانگی قرار می گیرد می تواند با مراجعه به سازمان هایی از جمله شهرداری ها و اداره پلیس، خود را به این خانه ها معرفی کند. در صورت پذیرش قربانی از طرف این خانه ها، وی به شهر دیگری غیر از شهری که در آن مورد خشونت قرار گرفته یا ممکن است بگیرد، فرستاده شده و امنیت جانی وی تأمین می شود. این خانه ها کاملا مخفی بوده و هیچ مقامی حق نخواهد داشت که مکان آنها را افشا کند. همچنین پلیس یا مقامات قضایی و یا دیگر ارگان های دولتی به هیچ وجه از وجود قربانی در خانه های امن به مرتکب خشونت خانگی اطلاعاتی نمی دهند. این امر برای امنیت جانی و روانی قربانی انجام می شود. در خانه های امن نیز قربانی مورد حمایت همه جانبه قرار می گیرد. بیمه درمانی شامل وی خواهد شد، آموزش های لازم به وی داده خواهد شد، شغل مناسبی برای وی یافته خواهد شد و تا زمان لازم قربانی می تواند بدون پرداخت مبلغی در آنجا سکونت کرده و مطمئن باشد که دست مرتکب به وی نخواهد رسید.

شهریور
۲۴
۱۳۹۳
قربانیان خشونت خانگی و وکلای مدافع
شهریور ۲۴ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

3342891202_1dece92b35_b

عکس: Quinn Dombrowski

نوشته: مهری ملکوتی وکیل- پژوهشگر

 “خانه امن” علاقه مند است برخی تجربه های خود را از نقش هائی که وکیل مدافع در کمک رسانی به قربانیان خشونت می تواند ایفا کند، با خوانندگان این سایت در میان بگذارد. قربانی خشونت در بیشتر موارد احساس می کند باید از نیروی دفاع یک متخصص در این زمینه استفاده کند و به خصوص به این نتیجه می رسد که اطرافیان فاقد قدرت لازم برای بهبود شرایط خشونت بار زندگی او هستند. لذا در صدد تفویض وکالت به یک وکیل مدافع بر می آید. خوشبختانه وکلای با تجربه کم نداریم و تعداد وکلای زن و مرد رو به افزایش است. آنها می توانند به قربانی کمک کنند و محیط زندگی خانوادگی را برای او مساعد نمایند.

در ایران از سال ها پیش از انقلاب ۵۷، برای کسانی که امکانات مالی لازم ندارند و نمی توانند وکیل بگیرند و حق الوکاله بدهند، تدابیری اندیشیده اند. مثلا در کانون های وکالت دادگستری، دایره وکالت معاضدتی ایجاد شده و وکلا در این دایره به مراجعه کنندگانی که خود را فاقد امکانات مالی معرفی می کنند، مشاوره می دهند و چنانچه متقاعد شوند که مراجعه کننده نمی تواند هزینه وکالت را بدهد، با او قراردادی منعقد می کنند و رایگان وارد دفاع قانونی از او می شوند. البته در قرار داد پیش بینی می شود در صورت برنده شدن، موکل مبلغ ناچیزی به کانون بپردازد. بنابراین قربانیان خشونت خانگی نباید سکوت کنند و به این بهانه که پول ندارند، جسم و جان عزیز خود را در اختیار مردان خشونت ورز خانگی بگذارند.

اما وکیل چه می کند و از موکل چه توقعی دارد؟

این پرسش مهم و حساسی است. در پرونده های خشونت خانگی، موکل نمی تواند پس از آن که وکیل می گیرد، دست روی دست بگذارد و بگوید وکیل هم کاری نکرد و نتوانست مرد را سر جای خودش بنشاند. در این پرونده ها، البته وکیل یک نیروی دفاعی موثر است، اما اگر قربانی خشونت با او همکاری نکند، کاری از پیش نمی برد. قربانی خشونت هر لحظه که مورد خشونت قرار می گیرد، باید راهی کلانتری و ایستگاه پلیس و مراجع قضائی بشود. اگر بخواهد در تمام ساعات شبانه روز که ممکن است مورد خشونت قرار بگیرد، به عذر این که وکیل در دسترس نبوده، از اعلام شکایت خودداری کند، به ضررش تمام می شود.

وکیل مدافع بر پایه سوگندی که یاد کرده باید حافظ حقوق و منافع موکل باشد، اما در سیستم هائی که وکیل مدافع “مستقل” نیست و کانون وکلای دادگستری از “استقلال” بهره ای ندارد، گاهی وکیل مدافع گرفتار نیروهای پر نفوذی می شود که در دعاوی خانوادگی او را آسوده نمی گذارند و موجبات سلب آسایش از او را فراهم می کنند. در موارد بسیاری که قربانی از نیروی دفاع وکیل مرد استفاده می کند، گرفتاری ها برای وکیل بیشتر می شود و چه بسا شوهر، وکیل را متهم می کند که نسبت به همسرش عشق و علاقه دارد. با این تهمت کار بر وکیل مدافع سخت می شود. در مواردی استعفا می دهد. در مواردی کم کاری می کند و در مواردی هم زیر فشار شوهر که زن را زیر سلطه دارد، از سوی زن عزل می شود. به این ترتیب خشونت ورزان خانگی، به خصوص جمعی از آنها که با افرادی در کلانتری ها و مراجع قضائی مراوده دارند، به سهولت، زن را از نیروی دفاع محروم می کنند. در این وضعیت از دو حال خارج نیست:

یا زن در دست مرد خشونت ورز تنها می ماند و از ترس حرف در آوردن مردم، دیگر سراغ مردان وکیل را نمی گیرد. در این صورت باید خشونت را به شکل های بدتری تحمل کند.

یا با قدرت ادامه می دهد و بی توجه به تهمت ها همکاری با وکیل مدافع را ادامه می دهد و دست آخر برنده می شود.

اما راه سومی هم وجود دارد که برای قربانیان خشونت مناسب تر است. آن راه سوم این است که قربانی خشونت از وکلای زن استفاده کند. در حال حاضر تعداد وکلای زن در ایران زیاد است. آنها کمتر حساسیت مردان خشونت ورز را بر می انگیزند. البته به این معنا نیست که همه چیز به خوبی پیش می رود. بلکه به این معناست که حداقل راه برشایعه سازی های مردان خشونت ورز که اغلب سوء ظن دارند، بسته می شود.

توصیه به قربانیان خشونت خانگی که تصمیم می گیرند سکوت را بشکنند، این است:

با وکیل همکاری کنید و به این عذر که مثلا نتوانسته فورا” شما را به مقصود برساند، با او تندی نکنید. در ایران هنوز پلیس و قاضی و حتی شهود ناظر بر خشونت خانگی، آن را در خور اهمیت نمی دانند و در نتیجه چاره ای نیست جز آن که با طرح شمار زیادی شکایات از سوی زنان قربانی، به تدریج چنان با حجم بزرگی از این پرونده ها مواجه شوند که اجبارا” در پیش داوری های خود تجدید نظر کنند و موضوع را جدی بگیرند. طبیعی است که همکاری شما با وکیل مدافع ، بهترین شیوه ای است که می توانید برای نجات کرامت انسانی خود، آن را انتخاب کنید.

 از سوی دیگر اصرار شما و دیگر زنان خشونت دیده برای احقاق حق، فایده عمومی هم دارد. طرح شکایات  بی وقفه از سوی قربانیان خشونت خانگی، سرانجام قوه قضائیه را با این واقعیت اجتماعی آشنا می کند که قانونگزاری خاص در این باره یک ضرورت است و باید برای تامین این ضرورت لوایح قضائی خاص تدوین کند و به مجلس و شورای نگهبان و احیانا مجمع تشخیص مصلحت نظام بقبولاند که این قانونگزاری یک “اولویت” است و باید فورا نسبت به آن اقدام کرد.

کار دادخواهی را در نیمه راه رها کردن بدترین و زیان بارترین اقدام است. در هر شرایطی حتی اگر وکیل هم ندارید، خودتان کار را ادامه دهید تا یک حکم نهائی که در آن مثلا شوهر محکوم به  پرداخت “دیه” هرچند مبلغی ناچیز، محکوم شده باشد. در حال حاضر همین مجازات خفیف هم اگر در حکم نهائی بیاید، فایده های بسیاری دارد.

ممکن است شوهر خشونت ورز برخلاف تصور شما به دست و پا بیافتد و در حضور مقام قضائی زیر ورقه “گزارش اصلاحی ” را امضا کند و تعهد دهد که از آن پس دست روی شما دراز نکند و خشونت ورزی را کنار بگذارد. یک چنین گزارش اصلاحی دست کمی از حکم نهائی ندارد و به شما در آینده کمک می کند تا، در صورتی که خشونت را ادامه داد با دست پر بر ضد او اقدام کنید. و چنانچه رفتارش اصلاح شد به زندگی خانوادگی در محیط سالم ادامه دهید.

مهمترین فایده ای که از داشتن وکیل مدافع یا مشاور نصیب تان می شود، این است که یاد می گیرید چگونه مدارک لازم را جمع آوری و چگونه از این مدارک استفاده کنید. همچنین یک وکیل با تجربه با دانش قانونی و فقهی کافی طوری با پلیس و قاضی برخورد می کند که آنها در پیش داوری های خود تجدید نظر می کنند و متقاعد می شوند که شوهر به موجب قوانین و احکام دینی و اسناد بین المللی حق ندارد نسبت به زنش خشونت اعمال کند. پلیس و قاضی زیر فشار کار روزگار سختی را در ایران امروز می گذرانند و همدردی با آنها و در عین حال کمک رسانی به آنها تا با پرونده آن گونه که هست آشنا بشوند، می تواند یخ رابطه بین قاضی و قربانی یا پلیس و قربانی را آب کند.

از این نقش وکیل در جریان دادخواهی غافل نباشید.

در صورت تمایل به استفاده از مشاوره حقوقی در فضای مجازی با “خانه امن” تماس بگیرید. به شما یاد می دهیم تا چگونه مدارک جمع آوری کنید و چگونه وارد مراحل دادخواهی شوید. با مشاوران ما حرف بزنید. به ما ایمیل بزنید. بر احساس تنهائی خود در ماجرای بزرگ و بد فرجام خشونت خانگی غلبه کنید. مشاوران خانه امن در کنار شما هستند.

خرداد
۲۷
۱۳۹۳
قربانیان خشونت خانگی و وکلای مدافع
خرداد ۲۷ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۰
, ,
image_pdfimage_print

images1

عکس:  ilfa

نوشته: مهری ملکوتی وکیل- پژوهشگر

“خانه امن” علاقه مند است برخی تجربه های خود را از نقش هائی که وکیل مدافع در کمک رسانی به قربانیان خشونت می تواند ایفا کند، با خوانندگان این سایت در میان بگذارد. قربانی خشونت در بیشتر موارد احساس می کند باید از نیروی دفاع یک متخصص در این زمینه استفاده کند و به خصوص به این نتیجه می رسد که اطرافیان فاقد قدرت لازم برای بهبود شرایط خشونت بار زندگی او هستند. لذا در صدد تفویض وکالت به یک وکیل مدافع بر می آید. خوشبختانه وکلای با تجربه کم نداریم و تعداد وکلای زن و مرد رو به افزایش است. آنها می توانند به قربانی کمک کنند و محیط زندگی خانوادگی را برای او مساعد نمایند.

در ایران از سال ها پیش از انقلاب ۵۷ ، برای کسانی که امکانات مالی لازم ندارند و نمی توانند وکیل بگیرند و حق الوکاله بدهند، تدابیری اندیشیده اند. مثلا در کانون های وکالت دادگستری، دایره وکالت معاضدتی ایجاد شده و وکلا در این دایره به مراجعه کنندگانی که خود را فاقد امکانات مالی معرفی می کنند، مشاوره می دهند و چنانچه متقاعد شوند که مراجعه کننده نمی تواند هزینه وکالت را بدهد، با او قراردادی منعقد می کنند و رایگان وارد دفاع قانونی از او می شوند. البته در قرار داد پیش بینی می شود در صورت برنده شدن، موکل مبلغ ناچیزی به کانون بپردازد. بنابراین قربانیان خشونت خانگی نباید سکوت کنند و به این بهانه که پول ندارند، جسم و جان عزیز خود را در اختیار مردان خشونت ورز خانگی بگذارند.

اما وکیل چه می کند و از موکل چه توقعی دارد؟

این پرسش مهم و حساسی است. در پرونده های خشونت خانگی، موکل نمی تواند پس از آن که وکیل می گیرد، دست روی دست بگذارد و بگوید وکیل هم کاری نکرد و نتوانست مرد را سر جای خودش بنشاند. در این پرونده ها، البته وکیل یک نیروی دفاعی موثر است، اما اگر قربانی خشونت با او همکاری نکند، کاری از پیش نمی برد. قربانی خشونت هر لحظه که مورد خشونت قرار می گیرد، باید راهی کلانتری و ایستگاه پلیس و مراجع قضائی بشود. اگر بخواهد در تمام ساعات شبانه روز که ممکن است مورد خشونت قرار بگیرد، به عذر این که وکیل در دسترس نبوده، از اعلام شکایت خودداری کند، به ضررش تمام می شود.

وکیل مدافع بر پایه سوگندی که یاد کرده باید حافظ حقوق و منافع موکل باشد، اما در سیستم هائی که وکیل مدافع “مستقل” نیست و کانون وکلای دادگستری از “استقلال” بهره ای ندارد، گاهی وکیل مدافع گرفتار نیروهای پر نفوذی می شود که در دعاوی خانوادگی او را آسوده نمی گذارند و موجبات سلب آسایش از او را فراهم می کنند. در موارد بسیاری که قربانی از نیروی دفاع وکیل مرد استفاده می کند، گرفتاری ها برای وکیل بیشتر می شود و چه بسا شوهر، وکیل را متهم می کند که نسبت به همسرش عشق و علاقه دارد. با این تهمت کار بر وکیل مدافع سخت می شود. در مواردی استعفا می دهد. در مواردی کم کاری می کند و در مواردی هم زیر فشار شوهر که زن را زیر سلطه دارد، از سوی زن عزل می شود. به این ترتیب خشونت ورزان خانگی، به خصوص جمعی از آنها که با افرادی در کلانتری ها و مراجع قضائی مراوده دارند، به سهولت، زن را از نیروی دفاع محروم می کنند. در این وضعیت از دو حال خارج نیست:

یا زن در دست مرد خشونت ورز تنها می ماند و از ترس حرف در آوردن مردم، دیگر سراغ مردان وکیل را نمی گیرد. در این صورت باید خشونت را به شکل های بدتری تحمل کند.

یا با قدرت ادامه می دهد و بی توجه به تهمت ها همکاری با وکیل مدافع را ادامه می دهد و دست آخر برنده می شود.

اما راه سومی هم وجود دارد که برای قربانیان خشونت مناسب تر است. آن راه سوم این است که قربانی خشونت از وکلای زن استفاده کند. در حال حاضر تعداد وکلای زن در ایران زیاد است. آنها کمتر حساسیت مردان خشونت ورز را بر می انگیزند. البته به این معنا نیست که همه چیز به خوبی پیش می رود. بلکه به این معناست که حداقل راه برشایعه سازی های مردان خشونت ورز که اغلب سوء ظن دارند، بسته می شود.

توصیه به قربانیان خشونت خانگی که تصمیم می گیرند سکوت را بشکنند، این است:

با وکیل همکاری کنید و به این عذر که مثلا نتوانسته فورا” شما را به مقصود برساند، با او تندی نکنید. در ایران هنوز پلیس و قاضی و حتی شهود ناظر بر خشونت خانگی، آن را در خور اهمیت نمی دانند و در نتیجه چاره ای نیست جز آن که با طرح شمار زیادی شکایات از سوی زنان قربانی، به تدریج چنان با حجم بزرگی از این پرونده ها مواجه شوند که اجبارا” در پیش داوری های خود تجدید نظر کنند و موضوع را جدی بگیرند. طبیعی است که همکاری شما با وکیل مدافع ، بهترین شیوه ای است که می توانید برای نجات کرامت انسانی خود، آن را انتخاب کنید.

 از سوی دیگر اصرار شما و دیگر زنان خشونت دیده برای احقاق حق، فایده عمومی هم دارد. طرح شکایات  بی وقفه از سوی قربانیان خشونت خانگی، سرانجام قوه قضائیه را با این واقعیت اجتماعی آشنا می کند که قانونگزاری خاص در این باره یک ضرورت است و باید برای تامین این ضرورت لوایح قضائی خاص تدوین کند و به مجلس و شورای نگهبان و احیانا مجمع تشخیص مصلحت نظام بقبولاند که این قانونگزاری یک “اولویت” است و باید فورا نسبت به آن اقدام کرد.

کار دادخواهی را در نیمه راه رها کردن بدترین و زیان بارترین اقدام است. در هر شرایطی حتی اگر وکیل هم ندارید، خودتان کار را ادامه دهید تا یک حکم نهائی که در آن مثلا شوهر محکوم به  پرداخت “دیه” هرچند مبلغی ناچیز، محکوم شده باشد. در حال حاضر همین مجازات خفیف هم اگر در حکم نهائی بیاید، فایده های بسیاری دارد.

ممکن است شوهر خشونت ورز برخلاف تصور شما به دست و پا بیافتد و در حضور مقام قضائی زیر ورقه “گزارش اصلاحی ” را امضا کند و تعهد دهد که از آن پس دست روی شما دراز نکند و خشونت ورزی را کنار بگذارد. یک چنین گزارش اصلاحی دست کمی از حکم نهائی ندارد و به شما در آینده کمک می کند تا، در صورتی که خشونت را ادامه داد با دست پر بر ضد او اقدام کنید. و چنانچه رفتارش اصلاح شد به زندگی خانوادگی در محیط سالم ادامه دهید.

مهمترین فایده ای که از داشتن وکیل مدافع یا مشاور نصیب تان می شود، این است که یاد می گیرید چگونه مدارک لازم را جمع آوری و چگونه از این مدارک استفاده کنید. همچنین یک وکیل با تجربه با دانش قانونی و فقهی کافی طوری با پلیس و قاضی برخورد می کند که آنها در پیش داوری های خود تجدید نظر می کنند و متقاعد می شوند که شوهر به موجب قوانین و احکام دینی و اسناد بین المللی حق ندارد نسبت به زنش خشونت اعمال کند. پلیس و قاضی زیر فشار کار روزگار سختی را در ایران امروز می گذرانند و همدردی با آنها و در عین حال کمک رسانی به آنها تا با پرونده آن گونه که هست آشنا بشوند، می تواند یخ رابطه بین قاضی و قربانی یا پلیس و قربانی را آب کند.

از این نقش وکیل در جریان دادخواهی غافل نباشید.

در صورت تمایل به استفاده از مشاوره حقوقی در فضای مجازی با “خانه امن” تماس بگیرید. به شما یاد می دهیم تا چگونه مدارک جمع آوری کنید و چگونه وارد مراحل دادخواهی شوید. با مشاوران ما حرف بزنید. به ما ایمیل بزنید. بر احساس تنهائی خود در ماجرای بزرگ و بد فرجام خشونت خانگی غلبه کنید. مشاوران خانه امن در کنار شما هستند.