صفحه اصلی  »  قتل خانوادگی
image_pdfimage_print
دی
۲۰
قتل‌های ناموسی در رده نخست
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
shutterstock_731565427
image_pdfimage_print

Photo: Sorapop Udomsri/shutterstock.com

ماهرخ غلامحسین پور

نرگس  علی‌شجاعی دختر هفده ساله بی‌گناهی که این هفته به ضرب سه گلوله برادرش کشته شد، هم‌ولایتی من بود. تشان تا چند سال پیش هنوز شهر نشده بود و روستای دلپذیری بود در نزدیکی بهبهان. سی دقیقه که عقب وانت‌بار عمو‌ بشیر می‌نشستیم، نزدیک چند کوه زیبا که درختان بنه کوهی، تمام دامنه‌اش را هاشور سبز زده بود، بغل به بغل رودخانه مارون، می رسیدیم به دشت سرسبزی که اسمش تشان بود. جایی که بیشتر زن‌هایش هنوز دامن‌های چین‌دار محلی می‌پوشیدند و موهای دو‌تال زیبایشان از زیر پوششی از تور نازک گلابتون‌دوزی شده پیدا بود.

نرگس هنوز کودک بود و میان کوچه‌باغ‌ که می‌دوید عطر خوب روزهای کودکی را توی چارقدش داشت. نرگس نمی‌‌خواست تن به ازدواج اجباری با پسردایی‌‌ بدهد. مادر و برادران نرگس او را برای این ازدواج زیر فشار فراوان گذاشته بودند. ۱۲ تیرماه زیر فشار فراوان خانواده، سرانجام کاسه صبر نرگس لبریز شد و رگ دستش را زد. او را  به بیمارستان شهیدزاده بهبهان بردند و بعد از بهبودی به خانه بازگشت.

علی‌اصغر و مهدی، برادران نرگس، و مادرش این نافرمانی را تاب نیاورده و  از دخترک نیمه‌جان خشمی سنگین به دل گرفتند. آنها فکر می کردند مقاومت و خودکشی نرگس به گوش همسایه‌ها رسیده و حیثیت خانواده را لکه‌دار کرده است. شبانه او را با شلیک سه گلوله به گلوگاه می‌کشند تا این لکه را پاک کنند.

«فریبا رواق» دوست روزهای کودکی من و پرستار بیمارستان شهیدزاده است. می‌گوید بار اول خودش دست‌های نرگس را پانسمان کرده است. روز بعد اما جسم بی‌جان نرگس را به بیمارستان برمی‌گردانند. لباسش پاره شده و موها و صورتش را لایه‌ای از خاک گرفته بود. لابد دم آخر خودش را در خاک و خل حیاط غلتانده و جان داده است. فریبا بغض دارد و می‌گوید سه گلوله اسلحه ژ-۳ چیزی از صورت دخترک  باقی نگذاشته بود.

درباره قتل‌های ناموسی بیشتر بخوانید:

قاتلی که بعد از خواهرش زندگی را گم کرد

مفهوم ناموس و نقش آن در خشونت علیه زنان: یک پژوهش علمی

فراوانی ترسناک قتل‌های ناموسی در ایران

قتل‌های ناموسی در رده نخست

سال قبل نه تنها  آمار قتل های ناموسی کاهش نیافت، بلکه قتل‌های ناموسی در صدر جرم‌های رخ داده در کشور بود. جنایاتی که در نهایت منجر به مرگ زنان خانواده می‌شود. زنانی که  به دلیل کارهایی که تصور می‌شده ننگین است و شرافت خانواده را زیر سوال می‌برد، به دست نزدیکان کشته شدند. این کارها می‌تواند مثل شهامت نرگس علی‌شجاعی برای تن ندادن به یک ازدواج اجباری  باشد، یا اعمال سلیقه در نوع پوشش و آرایش فردی.  امری که  در بیشتر کشورهای دنیا حقوق شخصی و عادی افراد است.

خانمی به نام فرشته زیر یکی از پست‌های اینستاگرام تهمینه میلانی، کارگردان سینما، در مورد قتل‌های ناموسی نوشته  که ساکن شهر بندر امام است و در ده سال اخیر حداقل خبر صد مورد قتل ناموسی به گوشش رسیده است. قتل‌هایی که رسانه‌ای نشده و حتی در مراجع انتظامی و قضایی ثبت نمی‌شوند. آنها به دست یک عضو درجه اول خانواده کشته می‌شوند و بدون مراسم سوگواری، خاک‌سپاری شده و سپس تمام خانواده در مورد غیبت زن یا دختر خانواده سکوت می‌کنند. طوری که گویی چنین انسانی هیچ وقت بین آنها زندگی نمی‌کرده است.

عضو کانال تلگرام خانه امن شوید. 

اگر به قتل خانوادگی تهدید شدیم چه کنیم؟

نیما ستارزاده، دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، به خانه امن می‌گوید: «زنان و دخترانی که با تهدید مردان خانواده روبرو شده یا همیشه زیر فشار هستند و رفت و آمدشان کنترل می‌شود،نباید این علامت‌ها را نادیده بگیرند. چنین فردی باید ابتدا با یک نفر از بزرگان فامیل یا افراد مورد اعتماد خانواده مساله را مطرح کند. حتی اگر امکان زندگی در محل دیگری دارد، در محیط خطر باقی نماند و یا اینکه ماجرا را به مراجع قانونی اطلاع دهد.»

این کارشناس همچنین به خانه امن می‌گوید: «فردی که احتمال دارد دست به قتل ناموسی بزند، از سوی یک نظام سنتی که معمولا طایفه، قبیله یا جامعه محل سکونت است، تحت فشار و قضاوت است. او فشارهای شدیدی را تحمل می‌کند چون مردانگی و عصبیت و غیرتش را زیر سوال می‌بیند و هراسان است که مبادا باور جمعی را از دست بدهد. او تحت فشارهای اجتماعی دست به قتل دیگری می‌زند تا خودش را از اتهام‌هایی مانند بی‌غیرتی مبرا کند.»

به نظر این کارشناس و  بر پایه تحقیقی که انجام داده، به روشنی می‌توان افکار پارانویید و اختلال رفتاری را در شیوه عملکرد عاملان قتل‌های ناموسی تشخیص داد. او تاکید می‌کند بیشتر زنان قربانی قتل‌های ناموسی، به دلیل چیزی به قتل می‌رسند که اثبات نشده  یا گاهی حتی انجام نشده‌اند.

او توصیه می کند زنانی که در این مورد احساس خطر می‌کنند هر چه سریع‌تر از محل خطر دور شده و بعد از استقرار در یک جای امن به مراجع قضایی شکایت کنند.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

در دو جبهه می‌جنگم؛ تابوی سکوت و سرطان

با کودک قربانی تجاوز چه کنیم؟

ایام قاعدگی، روزهای دشوار زنانه

قانون و مجازات تهدید به قتل

محسن طاهری جبلی، وکیل پایه یک دادگستری، در گفت و گو با وب‌سایت حقوقی و قضایی حمایت می گوید برای تهدید به قتل مجازات سنگینی در قانون پیش‌بینی شده و قانونگذار با آن به عنوان یک جرم جدی برخورد می‌کند.

بر اساس ماده ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی: «هرکس دیگری را به هر نحو به قتل یا ضررهای نفسی و شرافتی یا مالی یا به افشای سری نسبت به خود یا بستگانش تهدید کند، اعم از اینکه به این واسطه تقاضای وجه یا تقاضای انجام امر یا ترک فعلی را کرده یا نکرده باشد، به مجازات شلاق تا ۷۴ ضربه یا زندان از دو ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.»

شهریور
۲۳
علل وقوع قتل‌های خانوادگی و خشونت علیه همسران
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
آنا
image_pdfimage_print

Photo: http://www.ana.ir

عضو کمیته روان پزشکی مرکز تحقیقات پزشکی قانونی با اشاره به دلایل بروز خشونت در جامعه و قتل‌های خانوادگی گفت: ۳۵ درصد زنان مقتول توسط مردان مورد خشونت قرار گرفته‌اند.

غلامرضا ترابی، روانپزشک و عضو کمیته روان پزشکی مرکز تحقیقات پزشکی قانونی در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری آنا با اشاره به بروز دو قتل خانوادگی مشابه در تهران و شیراز که در این حوادث داماد خانواده با چاقو به زن، مادر زن و پدرزنش حمله کرده و آنان را مجروح و به قتل رسانده بود، اظهار کرد: باید مراقب باشیم که انتشار اخبار قتل‌های خانوادگی و دست به دست شدن این اخبار در جامعه منجر به کلیشه سازی نشود و نباید به دلیل شباهت این دو حادثه به یکدیگر آن را به کل جامعه تعمیم داد زیرا این برداشت اشتباهی است که لزوما به دلیل پخش این اخبار خشونت خانوادگی افزایش یافته است.

وی افزود: برای اعلام افزایش یا کاهش خشونت‌های خانوادگی به آمارهای رسمی از قوه قضاییه و پزشکی قانونی نیاز داریم که آیا خشونت در خانواده‌ها افزایش پیدا کرده یا خیر. برهمین اساس تنها با استناد به بروز دو حادثه مشابه اخیر نمی‌توانیم مدعی افزایش خشونت در خانواده باشیم.

علل بروز خشونت در جامعه

این روانپزشک ادامه داد: بروز خشونت در جامعه علل متفاوتی دارد به طوری که براساس مطالعات سازمان ملل متحد ۴ علت بحران‌های اقتصادی، ناامنی غذایی (عدم دسترسی مناسب به مواد غذایی بعلت مشکلات مالی و …)، توسعه یافتگی کم و شکاف طبقاتی در درآمد افراد جامعه از جمله مهم‌ترین دلایل بروز افزایش خشونت در جامعه است.

ترابی یادآور شد: آمار رسمی از میزان بروز قتل و خشونت سال اخیر در کشور در دست نیست اما براساس آمارهای جهانی نرخ آدم‌کشی در دنیا ۶٫۲ در ازای هر ۱۰۰هزار نفر است. برهمین اساس نرخ آن در قاره آمریکا ۱۶، اروپا ۳، آسیا ۲٫۹ و در آفریقا ۱۲ به ازای هر ۱۰۰هزار نفر است. البته یکی از دلایل بالا بودن میزان قتل در آمریکا مربوط به برخی کشورها مانند مکزیک است.

وی ادامه داد: در بررسی‌های صورت گرفته مشخص شده است ۳۰ درصد از قربانیان عامل خشونت را می‌شناختند و ۱۲٫۵ درصد قتل‌ها توسط اعضای خانواده صورت گرفته است. همچنین ۳۵درصد زنان مقتول توسط همسر یا دوستانشان مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند.

ریشه خشونت در کودکی افراد است

این روانپزشک یادآور شد: هورمون‌های جنسی و عوامل ژنتیکی می‌توانند بر میزان بروز خشونت تاثیرگذار باشد. همچنین فرزندان مادرانی که در حین بارداری دچار استرس و فشار عصبی بوده‌اند و یا دچار عفونت‌های بارداری شده‌اند، تطابق کمتری با محیط اجتماعی خود دارند. این عدم تطابق در آینده باعث افزایش احتمال بروز خشونت می‌شود.

وی افزود: همچنین کودکانی که در خانواده مورد خشونت واقع شده‌اند در بزرگسالی رفتارهای خشونت آمیز از خود بروز می‌دهند.

ترابی یادآور شد: اگر در خانواده‌ای گرم و صمیمی مهارت‌های حل مساله و نحوه درک دیگران به کودک آموزش داده شود معمولا در آینده کمتر دچار خشونت می‌شوند. روابط سرد اعضای خانواده با یکدیگر، اختلافات حل نشده شدید، جدایی و طلاق، عدم تعامل مناسب اعضای خانواده با یکدیگر منجر به بروز خشونت در فرزندان این خانواده‌ها می‌شود.

وی ادامه داد: در برخی موارد کسانی که رفتارهای خشونت آمیز از خود بروز می‌دهند در کودکی قربانی خشونت شده‌اند و مورد سوء استفاده دیگران قرار گرفته‌اند، به طوری که مورد بهره‌کشی اقتصادی، جنسی و جسمی نیز قرار داشته اند. دلایل متعددی برای این مسأله ذکر شده است. یک از این دلایل تغییرات شناختی قربانیان خشونت است. این افراد معمولا محیط اجتماعی را تنش‌زا و خطرناک می‌بینند و این نحوه ادراک، واکنش خشونت آمیز بیشتری به همراه دارد. یک تئوری دیگر یادگیری خشونت است. به طوری که وقتی فردی در کودکی قربانی خشونت می‌شود این رفتار را به عنوان یک راه حل مؤثر یاد می‌گیرد و در آینده نیز این رفتار را بروز خواهد داد. همچنین مبانی بیولوژیک نیز مطرح شده است. به عنوان مثال خشونت می‌تواند باعث تغییراتی در ساختار و عملکرد مغز شود به طوری که فرد را مستعد پرخاشگری کند.

این روانپزشک یادآور شد: عوامل اجتماعی نیز در بروز خشونت نقش دارد به طوری که در منابع معتبر علمی قید شده که خانواده در قیاس با دولت اولین و بهترین دفاع در برابر خشونت است. برهمین اساس یکی از راهکارهای کاهش خشونت، آموزش والدین و خانواده‌ها است که راه‌های حل مساله و راه‌های تطابق و کم کردن تنش‌های خانوادگی را به کودکان آموزش دهند.

ترابی با اشاره به سایر علل بروز خشونت گفت: مجردها بیشتر دچار خشونت می‌شوند، همچنین مصرف و دسترسی به مواد مخدر و الکل میزان خشونت را چندین برابر افزایش می‌دهد. البته افرادی که پایبند به اصول و دیدگاه‌های مذهبی و آیین‌های دینی هستند کمتر رفتارهای خشونت آمیز از خود بروز می‌دهند.

منبع: خبرگزاری آنا

مرداد
۱۹
قتل مجاز و قانونی
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , ,
Killing ourselves slowly. Stoned frustrated heroin addicted couple sitting on the street while feeling exhausted and having delusion after drug dose
image_pdfimage_print

Photo: Zinkevych/bigstockphoto.com

بررسی ماده‌ ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی

اسفندیار کیانی

در مورد ماده‌ ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی که به قتل در فراش مشهور است، چه در متن‌های فقهی و چه در متن‌های حقوقی بسیار نوشته شده ‌است. در این نوشته قصد ما براین است که به جنبه‌هایی از این ماده که کمتر بررسی شده، بپردازیم. متن این ماده می‌گوید: «هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد می‌تواند درهمان حال آنان را به قتل برساند و در صورتی که زن مکره باشد، فقط مرد را می‌تواند به قتل برساند. حکم ضرب وجرح نیز در این مورد مانند قتل است.»

درباره پیشینه‌ حقوقی و فقهی این ماده می‌توان گفت که ماده‌ یادشده گمان می‌رود از ترجمه‌ بخشی از ماده ۳۲۴ قانون مجازات فرانسه، مصوب ۱۸۱۰، الهام گرفته‌ که بیان می‌داشت: «… در صورتی که مردی همسر خود را درخانه مشترک زوجیت درحال زنا مشاهده کند و مرتکب قتل همسر خود و مرد اجنبی شود، از معافیت قانونی برخوردار خواهد شد.» به لحاظ فقهی هم شاید تنها منبع مورد اعتماد برای این ماده را بتوان در آرای شهید اول در کتاب دروس یافت.

مهم‌ترین مساله درباره این ماده لحن تجویزگر آن در خصوص عمل قتل است. در قانون مجازات فرانسه مشاهده‌ همسر در خانه‌ مشترک در هنگام انجام عمل زنا از عوامل رافع مسئولیت کیفری به شمار می‌آمد و در نتیجه مرتکب می‌توانست از مجازات معاف شود.  اما ماده‌ ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی ایران با بیانی متفاوت در واقع مجوز انجام قتل را صادر می‌کند، و از منظر اصول قانونگذاری جزایی دارای اشکال جدی ا‌‌ست. با توجه به اینکه خانه نباید جایی برای کینه و خشونت‌ورزی شود، اما لحن قانونگذار در این ماده میتواند  زمینه‌ساز انجام خشونت شود. شاید اگر قانونگذار انجام قتل در این شرایط را تنها از عوامل مخففه‌ جرم می‌شمرد، این اشکال کمرنگ می‌شد.

البته باید گفت با وجود  توجیهات سنتی یا فقهی، قتل به هر بهانه‌‌ای (جز مواردی چون دفاع از خود) از نمونه‌های خشونت خانگی است. دستگاه کیفری نباید قضاوت و اجرای احکام را در اختیار افراد قرار دهد. مثلا در این ماده شرط شده که همسر نباید مُکرَه باشد و باید با اختیارِ آزاد تن به هم‌بستر شدن با مرد بیگانه داده باشد. روشن است که تشخیص این امر به سادگی امکان‌پذیر نیست، به‌ویژه که شوهر به احتمال فراوان با مشاهده‌ چنین صحنه‌ای بیشتر تحت تاثیر عواطف و نه قوه‌ عقل تصمیم خواهد گرفت.

از آثار وجود نهاد‌هایی همچون دادگاه، گذار از دادرسی‌ شخصی و اعتماد به قوه‌ای مستقل است که نه بر مبنای خشم و انتقام‌جویی که بر اساس عدالت و حق به امور رسیدگی کند. بسیاری از نمونه‌های خشونت خانگی را می‌توان در یک نگاه کلی از بقایای سنت‌ دادرسی شخصی دانست.[أ‌]

نباید فراموش کرد که این ماده تنها درباره کسانی ا‌ست که رابطه‌ همسری بین آنها برقرار است. مثلا برادر، پدر یا پدر بزرگ بر مبنای این ماده نمی‌توانند دست به قتل زده و خود را از کیفر معاف بدانند.[ب‌] همچنین شوهر به صرف مشاهده عکس، تصویر، و مانند آنها که نمایانگر رابطه همسرش با مرد دیگری باشد، نمیتواند دست به قتل و یا ضرب و جرح همسر بزند. این ماده تنها ناظر بر موقعیتی است که عمل زنا مشاهده شود و  در “همان حال” شوهر واکنش نشان دهد. نه تنها عکس و ویدیو و صدا نمی‌تواند مصداق “مشاهده” باشد، که همزمانی “مشاهده” و انجام قتل یا ضرب و جرح نیز بسیار مهم است. بر اساس این ماده شوهر نمیتواند چند ساعت یا چند روز پس از مشاهده زنا دست به خشونت بزند. دیگر اینکه این ماده تنها درباره عمل زنا بوده و غیر از آن از شمول ماده خارج است. چنانچه زوج همسر خود را در حال معاشقه با دیگری ببینید مجوز قانونی برای  خشونت ندارد.

در کنار سویه‌های حقوقی در خصوص این ماده، باید سویه‌های اجتماعی و روانی این ماده را نیز در نظر داشت. این ماده نشان از اندیشه‌ای دارد که بر پایه آن مرد و به ویژه شوهر، دارای قدرت و مجاز به خشونت است. دستگاه توزیع قدرت درقوانین، بیشتر بر اساس شناسایی قدرت برتر مرد بوده،[ت‌] و از نشانه‌های این ساختار، شناسایی حق به‌ کارگیری خشونت برای مردان است. هرچند ماده‌هایی همچون ماده ۶۳۰ از نظر قانونی میتوانند زمینه دشواری‌های فراوانی باشند، باید به ریشههای ژرفتر  این قانون‌ها نیز پرداخت. ریشههایی که موجب گسترش الگوهای نادرست و خشن در بستر خانواده میشوند. قانون‌هایی از این دست نشانه کاستی یا کژفهمی در موضوعاتی بنیادی همچون برابری بین زن و مرد است. همچنین برای فهم بهتر این ماده مبانی رابطه ازدواج باید بررسی شود. رابطه‌ای که باید بر اساس علاقه و عاطفه انسانی—نه مالکیت و نابرابری—شکل بگیرد که در نوشته‌های آینده آن را بررسی می‌کنیم.

[أ‌] شاید مثال دیگر در این خصوص در نظام‌های حقوقی، وجود نهادی به نام حق قصاص در قوانین اسلامی باشد که حق انتقام‌جویی را به افراد واگذار می‌کند.

[ب‌]  البته پدر و جد پدری بنا به ماده‌ی ۳۰۱ در خصوص قصاص در صورت ارتکاب به قتل قصاص نخواهند شد هرچند به تشخیص قاضی می‌توان مجازات تعزیر را برای قاتل متصور بود.

[ت‌]  مثلا در قانون مدنی، نه تنها در ایران بلکه بسیاری از نظامهای حقوقی دیگر، مرد “رئیس” خانواده است.

تیر
۲۱
قتل‌های ناموسی، قطار مرگی که متوقف نمی‌شود
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Man with gun threaten woman. Terrorism concept
image_pdfimage_print

Photo: DMPhoto/bigstockphoto.com

ماهرخ غلامحسین پور

نرگس  علی‌شجاعی دختر هفده ساله بی‌گناهی که این هفته به ضرب سه گلوله برادرش کشته شد، هم‌ولایتی من بود. تشان تا چند سال پیش هنوز شهر نشده بود و روستای دلپذیری بود در نزدیکی بهبهان. سی دقیقه که عقب وانت‌بار عمو‌ بشیر می‌نشستیم، نزدیک چند کوه زیبا که درختان بنه کوهی، تمام دامنه‌اش را هاشور سبز زده بود، بغل به بغل رودخانه مارون، می رسیدیم به دشت سرسبزی که اسمش تشان بود. جایی که بیشتر زن‌هایش هنوز دامن‌های چین‌دار محلی می‌پوشیدند و موهای دو‌تال زیبایشان از زیر پوششی از تور نازک گلابتون‌دوزی شده پیدا بود.

نرگس هنوز کودک بود و میان کوچه‌باغ‌ که می‌دوید عطر خوب روزهای کودکی را توی چارقدش داشت. نرگس نمی‌‌خواست تن به ازدواج اجباری با پسردایی‌‌ بدهد. مادر و برادران نرگس او را برای این ازدواج زیر فشار فراوان گذاشته بودند. ۱۲ تیرماه زیر فشار فراوان خانواده، سرانجام کاسه صبر نرگس لبریز شد و رگ دستش را زد. او را  به بیمارستان شهیدزاده بهبهان بردند و بعد از بهبودی به خانه بازگشت.

علی‌اصغر و مهدی، برادران نرگس، و مادرش این نافرمانی را تاب نیاورده و  از دخترک نیمه‌جان خشمی سنگین به دل گرفتند. آنها فکر می کردند مقاومت و خودکشی نرگس به گوش همسایه‌ها رسیده و حیثیت خانواده را لکه‌دار کرده است. شبانه او را با شلیک سه گلوله به گلوگاه می‌کشند تا این لکه را پاک کنند.

«فریبا رواق» دوست روزهای کودکی من و پرستار بیمارستان شهیدزاده است. می‌گوید بار اول خودش دست‌های نرگس را پانسمان کرده است. روز بعد اما جسم بی‌جان نرگس را به بیمارستان برمی‌گردانند. لباسش پاره شده و موها و صورتش را لایه‌ای از خاک گرفته بود. لابد دم آخر خودش را در خاک و خل حیاط غلتانده و جان داده است. فریبا بغض دارد و می‌گوید سه گلوله اسلحه ژ-۳ چیزی از صورت دخترک  باقی نگذاشته بود.

قتل‌های ناموسی در رده نخست

سال قبل نه تنها  آمار قتل های ناموسی کاهش نیافت، بلکه قتل‌های ناموسی در صدر جرم‌های رخ داده در کشور بود. جنایاتی که در نهایت منجر به مرگ زنان خانواده می‌شود. زنانی که  به دلیل کارهایی که تصور می‌شده ننگین است و شرافت خانواده را زیر سوال می‌برد، به دست نزدیکان کشته شدند. این کارها می‌تواند مثل شهامت نرگس علی‌شجاعی برای تن ندادن به یک ازدواج اجباری  باشد، یا اعمال سلیقه در نوع پوشش و آرایش فردی.  امری که  در بیشتر کشورهای دنیا حقوق شخصی و عادی افراد است.

خانمی به نام فرشته زیر یکی از پست‌های اینستاگرام تهمینه میلانی، کارگردان سینما، در مورد قتل‌های ناموسی نوشته  که ساکن شهر بندر امام است و در ده سال اخیر حداقل خبر صد مورد قتل ناموسی به گوشش رسیده است. قتل‌هایی که رسانه‌ای نشده و حتی در مراجع انتظامی و قضایی ثبت نمی‌شوند. آنها به دست یک عضو درجه اول خانواده کشته می‌شوند و بدون مراسم سوگواری، خاک‌سپاری شده و سپس تمام خانواده در مورد غیبت زن یا دختر خانواده سکوت می‌کنند. طوری که گویی چنین انسانی هیچ وقت بین آنها زندگی نمی‌کرده است.

اگر به قتل خانوادگی تهدید شدیم چه کنیم؟

نیما ستارزاده، دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، به خانه امن می‌گوید: «زنان و دخترانی که با تهدید مردان خانواده روبرو شده یا همیشه زیر فشار هستند و رفت و آمدشان کنترل می‌شود،نباید این علامت‌ها را نادیده بگیرند. چنین فردی باید ابتدا با یک نفر از بزرگان فامیل یا افراد مورد اعتماد خانواده مساله را مطرح کند. حتی اگر امکان زندگی در محل دیگری دارد، در محیط خطر باقی نماند و یا اینکه ماجرا را به مراجع قانونی اطلاع دهد.»

این کارشناس همچنین به خانه امن می‌گوید: «فردی که احتمال دارد دست به قتل ناموسی بزند، از سوی یک نظام سنتی که معمولا طایفه، قبیله یا جامعه محل سکونت است، تحت فشار و قضاوت است. او فشارهای شدیدی را تحمل می‌کند چون مردانگی و عصبیت و غیرتش را زیر سوال می‌بیند و هراسان است که مبادا باور جمعی را از دست بدهد. او تحت فشارهای اجتماعی دست به قتل دیگری می‌زند تا خودش را از اتهام‌هایی مانند بی‌غیرتی مبرا کند.»

به نظر این کارشناس و  بر پایه تحقیقی که انجام داده، به روشنی می‌توان افکار پارانویید و اختلال رفتاری را در شیوه عملکرد عاملان قتل‌های ناموسی تشخیص داد. او تاکید می‌کند بیشتر زنان قربانی قتل‌های ناموسی، به دلیل چیزی به قتل می‌رسند که اثبات نشده  یا گاهی حتی انجام نشده‌اند.

او توصیه می کند زنانی که در این مورد احساس خطر می‌کنند هر چه سریع‌تر از محل خطر دور شده و بعد از استقرار در یک جای امن به مراجع قضایی شکایت کنند.

قانون و مجازات تهدید به قتل

محسن طاهری جبلی، وکیل پایه یک دادگستری، در گفت و گو با وب‌سایت حقوقی و قضایی حمایت می گوید برای تهدید به قتل مجازات سنگینی در قانون پیش‌بینی شده و قانونگذار با آن به عنوان یک جرم جدی برخورد می‌کند.

بر اساس ماده ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی: «هرکس دیگری را به هر نحو به قتل یا ضررهای نفسی و شرافتی یا مالی یا به افشای سری نسبت به خود یا بستگانش تهدید کند، اعم از اینکه به این واسطه تقاضای وجه یا تقاضای انجام امر یا ترک فعلی را کرده یا نکرده باشد، به مجازات شلاق تا ۷۴ ضربه یا زندان از دو ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.»

اسفند
۶
فراوانی ترسناک قتل‌های ناموسی در ایران
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Silhouette of a man carries a wooden stick and follows a young woman in a dark tunnel. Violence against women concept. Real people copy space
image_pdfimage_print

Photo: lucidwaters/bigstockphoto.com

ماهرخ غلامحسین پور

«همسرم را به خاطر خیانتش کشتم»، «زنم اعتراف کرد با مرد همسایه ارتباط دارد، راه نفسش را بریدم»، «دخترم را کشتم چون با داماد بزرگم رابطه جنسی داشت»، «سرکش بود، مایه سرافکندگی بود، همسایه ها یک جوری نگاهمان می کردند»، «کشتمش چون اس‌ام‌اس‌های عاشقانه‌اش را با مرد دیگری خواندم، مدام سرش توی تلفن بود، در نهایت خونم به جوش آمد»، « مطمئن بودم خیانت می‌کند اما نمی توانستم ثابت کنم به همین دلیل هم او را به بهانه گردش به بیابان کشاندم، خفه‌اش کردم و جسدش را همان جا سوزاندم.»

اینها و هزاران هزار تیتر مشابه دیگر، اخباری است که هر روز در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها می‌خوانیم، صفحه حوادث وب‌سایت‌ها پر است از شکل و شمایل حادث شدن این قتل‌ها و اتفاقات متنوع دردناکی که به بهانه عرف و شرع، مشروعیت پیدا می‌کنند.

کافی است مدت یک هفته در پی اخبار مرتبط با قتل های ناموسی خانوادگی باشید. فراوانی این قتل‌ها سرسام آورند؛ گاهی حضور کودکان در صحنه مرگ مادر ، ماجرا را پیچیده‌تر می‌کند: «مردی به نام رضا بعد از اینکه متوجه رابطه همسرش با دیگری شد، او را با اسلحه شکاری کشت و بعد از آن اقدام به زخمی کردن خودش کرد، فرزندان خردسال این زن و شوهری که در خون غلتیده بودند، شاهد تمامی این ماجرا بودند و با ترس و هراس به پلیس اطلاع دادند. مرد بعد از مداوا اظهار داشت همسرش را به علت خیانت و ارتباط با شریک خودش کشته است.»

متهمان و متوسلان به قتل ناموسی، گاهی به خاطر بی‌اعتمادی به «عدالت کیفری» خودشان دست به کار مجازات می‌شوند، مجازاتی که می‌تواند سرنوشت بقیه اعضای خانواده را هم به تباهی بکشاند، مانند تصمیم پدری که در شهرستان مراغه، دختر سی ساله دانشجویش را به دلیل داشتن رابطه نامشروع با همسردختر دیگرش به قتل رسانده است.

خبرگزاری فارس دراین مورد نوشت که مرد مورد نظر در ابتدا داشتن ارتباط با خواهر همسرش را انکار می‌کرد ولی با جستجوی خانه دختر کشته شده‌، عکس متهم به همراه بطری مشروب و وسایل استعمال مواد مخدر کشف شد، پلیس که به ماجرا مشکوک شده بود در ادامه تحقیقات متوجه شد که خانه مقتول توسط داماد قاتل برای او اجاره شده بوده و هزینه دانشگاهش نیز توسط همین مرد تامین می‌شده است.

موارد دردناکی هم هست که کودکان قربانی تردیدها یا اختلافات مابین زن و شوهر می‌شوند. مردی که نوزاد سه ماهه‌اش را به ظن خیانت همسرش کشت . پایگاه خبری بهار نوشت این مرد وقتی نوزاد گریه می کرده، بالش را روی صورتش گذاشته تا خفه شده است و بعد از آن جسد او را درون یک ساک جا داده و ساک را حوالی میدان تجریش گوشه خیابان رها کرده است. او بعد از انجام این جنایت با تلفن عمومی به نیروی انتظامی زنگ می‌زند و می‌گوید در خیابان قدم می‌زده که جسد یک نوزاد را درون یک ساک دیده است، همان جا کمین می‌کند تا مطمئن باشد که جسد نوزاد را از آنجا منتقل می‌کنند.

این قتل‌ها در استان‌های جنوبی کشور شکل خشن‌تری به خودشان می‌گیرند و از فراوانی بالاتری برخوردارند، بر اساس پژوهش‌های انجام شده‌، مناطق عرب‌نشین خوزستان، شهرهای فلاحیه و اهواز شاهد بالاترین آمار قتل های ناموسی در طول چند سال گذشته بوده‌اند، قتل‌هایی که غالبا با هم‌فکری و همراهی سایر اعضای خانواده یا طایفه اجرا می‌شوند.

 احمد الوانی، بیست و پنج ساله که به همسرش ظنین شده بود با کمک عموها و مردان دیگر خانواده، در محل پل ستاری اهواز، همسرش را محاصره کرد و او را با ضربات چاقو کشت، بعد از آن سرش را کاملا از بدن جدا کرد، داخل یک گونی قرار داد و به در خانه کسی فرستاد که ظن ارتباط همسرش را با او می‌برد. او با افتخار و حمایت طایفه، خودش را به نیروی انتظامی معرفی کرد، برخورد خانواده‌اش به شکلی بود که گویا او را مجاز به این قتل دانسته و به انجام آن افتخار می‌کردند، گر چه هیچ‌گاه تحقیقات پلیس به جایی نرسید و وجود چنین رابطه‌ای هرگز ثابت نشد.

به علت بافت سنتی و مردسالارانه جامعه و ناکارآمدی قانون مجازات، مردانی که تصور خیانت دیدگی دارند، خودشان را محق می دانند تا مجازات زن خاطی را شخصا و بدون توسل به قانون و با حمایت و پشتوانه سنت و عرف اجرا کنند، آنها از اجرای قانون واهمه ندارند، پدران قاتل بنا به ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی در صورت قتل فرزندشان به پرداخت دیه و تعزیر محکوم می‌شوند و همسران و برادران قاتل نیز اگر شاکی خصوصی نداشته یا اولیا دم از قصاص نفس او عبور کرده باشند، طبق ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی، به علت اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه، فقط  به سه تا ده سال حبس محکوم می‌شوند.

 مهرماه سال ۱۳۹۳ بود، رسانه ها نوشتند مردی به کلانتری ۱۰۸ نواب مراجعه کرد و گفت همسرش را با چاقو کشته است. او گفت متوجه شده که همسرش با مرد جوانی ارتباط برقرار کرده است، این اظهارات چنان با آرامش و خونسردی زده می‌شد که در ابتدا ماموران کلانتری با ناباوری برخورد کردند و فقط با اصرار مرد جوان بود که به محل جنایت مراجعه کردند. همان لحظه دیدند فرزند مشترک این زوج که هفده ساله است با جسد مادرش مواجه شده و به اورژانس اطلاع داده است.

قتل یک زن گاهی فقط بر پایه حدس و گمان به بدکاری و انحراف او اتفاق می‌افتد؛ نمونه‌هایی از این قبیل خشونت‌های ویرانگر در وب سایت «قتل‌های قومی و خشونت‌های ناموسی علیه زنان» نقل شده است: «نعیمه زن جوانی از عشایر عرب ساکن یکی از بخش‌های جنوبی خوزستان بود. در سال‌های جوانی به علت بدرفتاری‌های شوهر، از او جدا شد. تمام دوران جوانی تا میان‌سالی‌ وی در عسرت و سکوت گذشت و او برای گذران زندگی، در زمین‌های کشاورزی مردم منطقه کار می‌کرد. مردم منطقه در موردش حرف‌های نامربوط می زدند که حقیقت نداشت، یک روز هنگام چیدن علف‌های هرز زمین کشاورزی، توسط برادرزاده‌اش با تراکتور زیر گرفته شد و جانش را از دست داد. نعمیه اولین کسی بود که به عنوان دایه، فرزند برادرش را از شکم مادرش گرفته و بند ناف او را بریده بود.»

اما حتی مسئله رابطه خارج از عرفی هم وجود ندارد. بلکه صرف زیر بار نرفتن و مخالفت با یک ازدواج اجباری یا تن ندادن به انتخاب تحمیلی خانواده می‌تواند منجر به مرگ یک دختر جوان از سوی اعضای درجه اول خانواده ده و فاجعه دردناکی را رقم بزند، مانند مورد سودابه که علیرغم مقاومتش برای ازدواج اجباری، او را به طور شوهر دادند. سودابه به مرد جوانی علاقه داشت اما خانواده‌اش با ازدواج او مخالفت می کردند و در نهایت او را مجبور به ازدواجی کردند که علیرغم انتخاب و میلش بود. اما سودابه نتوانست حتی بعد از آن ازدواج اجباری هم مرد رویاهایش را فراموش کند. آنها یک علاقه سالم و قابل اعتنا داشتند و بی دلیل در معرض مخالفت خانواده سودابه بودند. چندی بعد جسد بی سر سودابه در یکی از بیابان‌های استان فارس پیدا شد. دست‌هایش را قبل از قتل بسته بودند. رسانه‌ها نوشتند برادر مقتول، قتل را بر عهده گرفت و گفت «روابط پنهانی خواهرم، آبروی ما را برده بود. به همین دلیل هم با مشورت با چند نفر از بستگان، قرار گذاشتیم با کمک پسر عمه‌ام، او را از بین ببریم.»

پلیس در حال تحقیق در مورد مرگ سودابه بود که خبر رسید مرد مورد علاقه سودابه نیز دست به خودکشی زده و جانش را از دست داده است.

چند ماه پیش مردی جان دخترش را در خیابان گرفت فقط به این دلیل که دخترش که دانشجوی موفق دانشگاه هم بود، نسبت به شرایط خواستگاری که به شکل رسمی برای ازدواج با او پا پیش گذاشته بود اظهار تمایل کرده بود…

خبر آنلاین نوشت مردی که در بلوار ولیعصر شهر خوی دخترش را به ضرب دو گلوله به قتل رسانده بود دستگیر شد. او که دخترش را به همراه پسر مورد علاقه‌اش حوالی دانشگاه پرستاری شهرستان خوی می‌بیند و از قصد دخترش برای فرار و ازدواج با مرد مورد علاقه‌اش مطمئن می‌شود، به سمت دختر و پسر جوان اسلحه می‌کشد، دختر که از قصد پدرش مطلع بوده خودش را جلوی گلوله می‌اندازد تا از آسیب زدن به پسر مورد علاقه‌اش جلوگیری کند و در این جریان کشته می‌شود.

جامعه شناسی چه می گوید؟

حسن رحیم زاده کارشناس جامعه شناسی به خانه امن می گوید:«یک جامعه بدوی و عقب مانده‌ای که  از ساختار یک جامعه سالم به دور مانده را به راحتی می‌توان از آمار بالای قتل‌های ناموسی آن بازشناخت چون این قبیل قتل‌ها در ساختار جامعه مدرن جای ندارند.»

از این جامعه‌شناس می پرسم چرا در یک جامعه امروزی‌تر، کمتر از جوامع سنتی شاهد بروز قتل‌های ناموسی هستیم؟

«چون که یک جامعه مدرن و امروزی، به فردیت انسان بها می‌دهد، او را در انتخابش آزاد می‌گذارد. در یک جامعه مدرن، حقوق شهروندی و فردیت انسانی در دل ساختار کلی جامعه مدنی و همراه با نهادهای اجتماعی کارکرد درستی دارند و دیگر کسی نگران آبرو و ماندگاری قبیله و عشیره و طایفه نیست.»

به گفته این کارشناس اغلب قتل‌های ناموسی در خانواده‌هایی رخ می‌دهند که به ساختار نظام عشیره و قبیله وابسته‌اند، سطح سواد و جایگاه اجتماعی درخوری ندارند و فرد به عنوان یک موجود، به رسمیت شناخته نمی‌شود بلکه ارزش و اعتبار و درجه ارزشمندی‌اش، بسته به اطاعتش از یک نظام خویشاوندی یا جامعه کوچک قبیله‌ایی سنجیده می‌شود.»

اما راه حل چیست؟ دکتر حسن هاشمیان، پژوهشگر و جامعه شناس، در وبلاگش ، در خصوص مبارزه با قتل های ناموسی فقط یک فرمول را توصیه می کند و بقیه نسخه‌های موجود را بی نتیجه می‌داند:

«گسترش مفاهیم جامعه مدنی با تمام معانی آن که شامل آزادی رسانه، تشکیل نهادهای مدنی و اجتماعی و سازمان یافتگی گروه های اجتماعی است چرا که جامعه مدنی با تمام ویژگی های خود، نظام خویشاوندی بسته را باز می‌کند و از اقتدار رویکرد قبیله‌گرائی می‌کاهد.»

 

اسفند
۴
پدر در آتش خشم پسر عاشق سوخت
این سو و آن سو خبر
۰
,
capture
image_pdfimage_print

پسرجوانی که برای رسیدن به دخترمورد علاقه‌اش، پدرش را ناخواسته به قتل رسانده بود بارضایت خواهر و مادر بزرگش از قصاص نجات یافت.
به گزارش خبرنگار جنایی «ایران»، پسر جوان دیروز دستنبد به دست وارد شعبه دوم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران شد. اوچند ماه قبل ، پس ازمشاجرات طولانی، پدرش را ازپا درآورده بود.با وجود این، خواهر جوان و مادر بزرگش- اولیای دم- با اعلام رضایت شان اورا بخشیدند. بدین‌ترتیب بازپرس منافی آذر از شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران، قراربازداشت بهرام را ازبازداشت موقت به وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی تبدیل کرد.
براساس اوراق پرونده رسیدگی به این ماجرا از ساعت ۴ بامداد اول مرداد امسال و به دنبال اعلام گزارش آتش‌سوزی خودرو پژو ۲۰۶ در یکی از خیابان‌های یافت آباد دردستورکارپلیس وبازپرس جنایی قرارگرفت.درجریان تحقیقات مشخص شد پسر ۲۳ ساله‌ای به ‏نام بهرام پس از اختلاف‌های شدید با خانواده‌اش خودرو را به آتش کشیده بود که دراین میان پدرش زنده زنده سوخته بود.
متهم پس ازدستگیری گفت: چند ماه پیش با دختری آشنا شدم و پس از مدت کوتاهی به او علاقه‌ پیدا کردم تا اینکه موضوع را با اعضای خانواده‌ام در میان گذاشتم، اما پدرم با ازدواج‌مان بشدت مخالفت کرد و همین موضوع سرآغاز اختلاف هایمان شد. به همین خاطر از حدود دو ماه پیش به خانه‌مان نمی‌رفتم و پس از پایان کار در همان کارگاه خیاطی محل کارم می‌ماندم.
پس از مدتی، پدرم خودروپژو ۲۰۶ را ازمن گرفت در حالی که با پول خودم این خودرو را خریده بودم. به همین خاطر بسیار عصبانی شده بودم شب حادثه دراوج ناراحتی با پدرم تماس گرفتم و تلفنی خبر دادم که ماشین را به آتش خواهم کشید. ساعت ۳ بامداد، پس از تهیه چند لیتر بنزین به خانه پدرم رفتم. ماشین هم درکوچه پارک بود.همان موقع با فریاد، بنزین را روی ماشین ریختم که پدرم با شنیدن صدای من، از خانه بیرون آمد. او قصد داشت بطری بنزین را ازدستم بگیرد که بقیه بنزین داخل بطری به روی صورت و بدنش پاشید.با این حال فندک را روشن کردم و به سمت ماشین پرتابش کردم که ناگهان ماشین شعله‌ور شد و پدرم آتش گرفت. من که بسیار ترسیده بودم بسرعت از آنجا فرار کردم و پس از چند روز متوجه شدم پدرم در بیمارستان فوت شده است،اما حالا بشدت پشیمانم؛ افسوس که پدرم قربانی اشتباهات و خودخواهی‌های من شد.

منبع: روزنامه ایران

اسفند
۲
پدرکُشی در شهرک گلستان
این سو و آن سو خبر
۰
,
57442173
image_pdfimage_print

عکس: ایسنا

معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ از دستگیری زنی که با ضربات متعدد چاقو اقدام به قتل پدر ۷۴ ساله‌اش کرده بود، خبر داد.

در ساعت ۱۹ دیروز  وقوع یک درگیری خانوادگی منجر به جنایت به کلانتری ۱۴۱ شهرک گلستان اعلام شد که با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمـد و به دستور بازپرس شعبه هشتم دادسرای ناحیه ۲۷ تهران، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

با حضور کارآگاهان اداره دهم ویژه قتل در محل ارتکاب جنایت که یک مجتمع مسکونی واقع در بلوار کاج، سروستان یکم بود، تحقیقات آغاز و مشخص شد که مقتول به نام عبدالرضا . ش  ۷۴ ساله طی یک نزاع و درگیری خانوادگی، توسط دخترش به نام شبنم ۴۵ ساله و بر اثر اصابت ضربات متعدد چاقو به ناحیه گردن و قسمت‌های مختلف بدن به قتل رسیده است.

بنابر تحقیقات انجام شده از همسایگان، ساعت وقوع درگیری میان پدر و دختر حدودا ساعت ۱۶ اعلام شدکه  همسایگان پس از اطلاع از موضوع وقوع جنایت و از طریق تماس با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ ، در ساعت ۱۹ موضوع را به پلیس اطلاع دادند.

بر اساس اعلام مرکز اطلاع‌رسانی پلیس آگاهی پایتخت، سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: متهم هنوز قادر به ارائه توضیحات کامل در خصوص نحوه آغاز درگیری و ارتکاب جنایت نیست و در تحقیقات اولیه تنها ادعا کرد که زمانیکه پدرش به قصد گرفتن پول به او حمله ور شده، وی را با ضربات متعدد چاقو به قتل رسانده است.

مکرم اضافه کرد:‌ تحقیقات در این پرونده در مراحل اولیه قرار دارد و متهم صبح امروز برای صدور قرار قانونی به دادسرای ناحیه ۲۷ تهران اعزام شد و بازپرس پرونده نیز با صدور قرار بازداشت موقت، متهم پرونده را برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار داده است.

منبع: ایسنا 

اسفند
۲
قتل شوهر به خاطر حضانت فرزند
این سو و آن سو خبر
۰
,
Iran_67
image_pdfimage_print

عکس: روزنامه ایران

راز قتل مرد میانسال که ۱۹ ماه قبل به شکل مرموزی درخانه‌اش به قتل رسیده بود درسینه همسرمطلقه مقتول و وکیل جوانش بود.عاملان این جنایت پس ازماه ها تحقیقات ویژه پلیسی ازسوی کارآگاهان پلیس جنایی تهران دستگیرشدند.به گزارش خبرنگار جنایی «ایران»، رسیدگی به پرونده این جنایت از تیر سال ۹۴ ودرپی تماس برادرقربانی با پلیس دردستوررسیدگی قرارگرفت. به دنبال اعلام این خبر، بازپرس مرادی از شعبه دوم دادسرای امور جنایی پایتخت به همراه تیم بررسی صحنه جرم راهی محل حادثه در محله اقدسیه-شمال شرق- تهران شدند.پ

آنها پس از ورود به آپارتمان با جسد مردی به نام فرهاد روبه‌رو شدند که دست‌هایش بسته بود و دستمال گردنی هم داخل دهانش قرار داشت. برادرمقتول که خبرقتل برادرش را به پلیس اعلام کرده بود به بازپرس جنایی گفت: «برادرم مدتی قبل از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می‌کرد. پسر و دختر فرهاد در حال حاضر با همسرش زندگی می‌کنند اما او می‌خواست حضانت پسرش را از همسرش بگیرد. آخرین بار که با او صحبت کردم دیروز بود. فرهاد خوشحال بود و گفت پسر و دخترش قرار است به دیدنش بیایند. بعد از آن، چند بار با تلفن همراهش تماس گرفتم اما پاسخی نداد. با این تصور که با بچه‌هایش سرگرم است نگرانی‌ام را جدی نگرفتم.»

وی گفت: «معمولاً فرهاد هر وقت تماس‌های از دست رفته‌ام را می‌دید با من تماس می‌گرفت، اما تا امروز صبح هم منتظرش شدم اما وقتی خبری ازاونشد وچند بار هم به تماس هایم پاسخ نداد خیلی نگران شدم و به خانه‌اش آمدم اما کسی در را باز نکرد. دوباره به تلفن همراهش زنگ زدم و این بار صدای زنگ تلفن را از داخل خانه شنیدم و مطمئن شدم که برایش حادثه‌ای رخ داده است،به همین خاطر با کلید یدکی که داشتم وارد خانه شده وپس ازورود با جسد‌ش مواجه شدم.»

میهمان‌های ناشناس
ازسوی دیگر، وسایل پذیرایی روی میز حکایت از آن داشت که مرد میانسال شب حادثه میهمان داشته است. در ادامه کارآگاهان به سراغ نازیلا- همسر- و دو فرزند مقتول رفته و به تحقیق ازآنها پرداختند. نازیلا ضمن اظهار بی‌اطلاعی ازمرگ همسرش گفت: «من وفرهاد اختلافاتی داشتیم که باعث جدایی‌مان شد. از آنجا که دخترم ۱۳ ساله و پسرم خردسال بود، قاضی حضانت بچه‌ها را به من سپرد،اما مدتی قبل فرهاد درخواست حضانت پسرم را داد. من نمی‌توانستم از پسرم جدا شوم و درنهایت برای کارهایم وکیل گرفتم. مرد جوانی به نام پدرام وکالتم را به عهده گرفت اما هر چه تلاش کرد موفق نشد که رضایت او را بگیرد. قرار بود بزودی در رابطه با پسرم به دادگاه برویم که این اتفاق افتاد.»نازیلا در خصوص دیدار بچه‌ها با پدرشان هم گفت: دیروزبچه‌ها به دیدن پدرشان رفتند وچند ساعت بعد هم برگشتند،اما نمی‌دانم پس ازآن چه اتفاقی افتاده است.

ردپای یک زن درجنایت
اختلافات قدیمی و گرفتن حضانت انگیزه‌هایی بود که احتمال دست داشتن زن جوان در قتل را قوت می‌بخشید اما نازیلا همچنان منکراطلاع از جنایت بود،تا اینکه در ادامه بررسی‌ها، کارآگاهان متوجه شدند میهمانی روز قبل ازجنایت وحضوربچه‌ها درخانه پدرشان از سوی مادرشان طراحی شده است. از سویی دیگربررسی‌ها نشان می‌داد زن جوان قبل و بعد از جنایت با وکیلش در تماس بوده است.بدین ترتیب زن جوان چند روزقبل برای چندمین بار تحت بازجویی‌های فنی کارآگاهان جنایی قرارگرفت،اما او این بار با مشاهده مدارک ومستندات پلیسی چاره‌ای جزافشای راز قتل همسرش ندید. «من نگفته بودم او را بکشند، اصلاً برنامه قتل درمیان نبود. زمانی که فرهاد مسأله حضانت پسرم را مطرح کرد، به پدرام مراجعه کردم.او وکیلی بود که یکی از آشنایانم معرفی‌اش کرده و مدعی بود که خیلی حرفه‌ای است. پدرام برای گرفتن رضایت دست به هر کاری زد، اما شوهرم دست بردار نبود و حضانت پسرم را می‌خواست. درنهایت قرار شد پدرام به خانه همسرم برود و با تهدید از او رضایت بگیرد.بعد هم برای آنکه مطمئن شوم فرهاد در خانه است، به بهانه اینکه بچه‌ها دل شان برایش تنگ شده و می‌خواهند او را ببینند، راهی خانه فرهاد شدیم. کلی خوراکی هم خریدم تا ماجرا طبیعی جلوه داده شود. بعد از دو ساعت هم به دنبال بچه‌ها رفتم و آنها را به خانه آوردم. بعد از آن با پدرام تماس گرفتم و او را مطمئن کردم که فرهاد در خانه است. بعد از آن نمی‌دانم چه اتفاقی بین آنها افتاد. فقط فردای آن روز بود که متوجه شدم همسر سابقم کشته شده و عامل این جنایت هم پدرام است.»

دستگیری وکیل جوان
به دنبال اعتراف‌های نازیلا، بلافاصله وکیل جوان دستگیر شد.او که ازبازداشت‌اش شوکه شده بود بلافاصله به قتل ناخواسته با همدستی یکی از دوستانش اعتراف کرد و گفت: «برای گرفتن رضایت از فرهاد از هر ترفندی استفاده کردیم، اما بی‌فایده بود. او رضایت نمی‌داد. به خاطر شغلم و اطلاع کافی از قانون می‌دانستم که موکلم دیگرنمی تواند حضانت پسرش را داشته باشد و فرهاد برنده این ماجراست. تنها راه چاره ،داشتن دست خطی از فرهاد بود که مدرکی معتبر در دادگاه به حساب می‌آمد. دست خطی که نشان می‌داد فرهاد با میل خود، حضانت پسرش را به همسرش داده است. شب حادثه زمانی که مطمئن شدم فرهاد خانه است، به همراه یکی از دوستانم به نام ارسلان به آنجا رفتیم. قبلاً چند بار فرهاد را دیده بودم و باهم حرف زده بودیم، به همین دلیل همدیگر را می‌شناختیم. به بهانه صحبت کردن وارد خانه‌اش شدیم. زمانی که موضوع را مطرح کردم او بازهم مخالفت کرد و من با همدستی ارسلان دست‌هایش را بستم و دستمال گردنش را داخل دهانش گذاشتم تا همسایه‌ها متوجه داد و فریادش نشوند، بعد از آن نیز کمی گلویش را فشار دادم.تا اینکه با تهدیدهای ما او برگه حضانت را امضا کرد و ما از خانه خارج شدیم. اصلاً قصدمان قتل نبود و نمی‌دانم چرا این اتفاق افتاد.» با اعتراف‌های هولناک وکیل جوان، همدستش نیز بازداشت شد.سپس بازپرس مرادی، دستور بازداشت موقت پدرام را به اتهام مباشرت در قتل و نازیلا و ارسلان را به اتهام معاونت در قتل صادر کرد.

منبع: روزنامه ایران 

بیشتر بخوانید: 

حضانت فرزند با پدر است یا مادر؟

سلب حضانت فرزند از مادر در صورت ازدواج مجدد

سایه خشونت خانگی بر حضانت فرزندان

بهمن
۲۹
معمای قتل نوزاد دوماهه
این سو و آن سو خبر
۰
,
Concept of child abuse - Smoking in the vicinity of children
image_pdfimage_print

Photo: Micha Klootwijk/Bigstockphoto.com

زن جوان که پس ازمرگ مرموز نوزاد دو ماهه‌اش بازداشت شده بود، در تحقیقات جنایی مدعی شد فرزند‌ش توسط پسر صاحبکارش کشته شده است. بدین ترتیب دستگیری مرد جوان دردستورکارپلیس قرارگرفت.

چندی قبل زن جوانی که نوزادی درآغوش داشت به یکی از مراکز درمانی جنوب پایتخت رفت. صورت نوزاد دو ماهه کبود شده بود و متخصصان پس از معاینات اولیه ازمرگ نوزاد خبردادند.

پس ازاعلام مرگ مشکوک به پلیس، به دستور بازپرس جنایی، جسد برای تعیین علت اصلی مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد. این درحالی بود که مادر نوزاد مدعی بود که در کنار کودکش خواب بوده و زمانی که بیدار شده، پی برده نوزادش به سختی نفس می‌کشد.

در ادامه تحقیقات، پزشکی قانونی علت مرگ نوزاد را به خاطر مصرف متادون اعلام کرد. بدین ترتیب با دستور بازپرس منافی آذر از شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران، دستور بازداشت زن جوان صادر شد.
او محل سکونتش را تغییر داده و نشانی محل زندگی جدیدش مشخص نبود، اما با تلاش کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت، زن جوان ردیابی و دستگیر شد.

او زمانی که در مقابل بازپرس جنایی ایستاد، ادعای جدیدی را در رابطه با مرگ فرزندش مطرح کرد و گفت: «مدت‌ها قبل به خاطر اختلافاتی که با همسرم داشتم از او جدا شدم. بعد از آن برای تهیه هزینه مواد مخدر و خرج زندگی‌ام تصمیم گرفتم در خانه‌ها کار کنم. بچه را با خودم به خانه‌های مردم می‌بردم و چون نوزاد بود بیشتر مواقع می‌خوابید و من به کارهایم می‌رسیدم. روز حادثه هم چون شیشه کشیده بودم حال خوبی نداشتم و تصمیم گرفتم کمی استراحت کنم. در خواب و بیداری بودم که مهیار، پسر صاحبخانه‌ای که درآنجا کار می کردم را دیدم که بالای سرم بود.او داخل آب قند بچه ام، متادون ریخت و با زور به اوخوراند. او بچه‌ام را کشت و من که در خماری مواد بودم نتوانستم هیچ حرکتی کنم. حالم که کمی بهتر شد، بچه را  به بیمارستان بردم که به من گفتند او مرده است.

به دنبال اظهارات زن شیشه‌ای، بازپرس جنایی دستور بازداشت مهیار را صادر کرد اما زمانی که کارآگاهان راهی محل زندگی مهیار شدند، دریافتند که او متواری شده است.درحال حاضر تحقیقات برای دستگیری مرد جوان و افشای راز قتل نوزاد دو ماهه از سوی بازپرس وکارآگاهان جنایی ادامه دارد.

منبع: روزنامه ایران

بهمن
۲۹
پایان کابوس چهارده ساله اعدام برای قتل همسر
این سو و آن سو خبر
۰
,
Iran_34
image_pdfimage_print

آریشگر جوان که ۱۴ سال پیش همسرش را در جریان مشاجره خانوادگی به قتل رسانده و به قصاص محکوم شده بود با رضایت والدین مقتول، از چوبه‌دار رهایی یافت.

زن جوان سحرگاه ۲۸ خرداد سال ۸۱ در یکی از محله‌های شهرری کشته شد. شوهرش- محمد- نیز در تماس با کلانتری خبر داد همسرش را با چاقو به قتل رسانده است. سپس تیم جنایی به همراه بازپرس کشیک قتل در محل قتل حاضر شده و جسد قربانی پس از بررسی‌های مقدماتی به پزشکی قانونی انتقال یافت.در نخستین مرحله از تحقیقات، مأموران اداره آگاهی پی بردند مرد جوان هنگام مشاجره با همسرش او را با چاقو به قتل رسانده است.سپس مرد آرایشگر در دادگاه محاکمه شد و قضات با توجه به درخواست اولیای دم، او را به قصاص محکوم کردند. اما با گذشت چند سال از جنایت، والدین مقتول دامادشان را به‌خاطر دختر ۱۴ ساله‌اش که در زمان قتل ۶ ماهه بود بخشیدند. بدین‌ترتیب مرد جوان از جنبه عمومی جرم محاکمه شد و قاضی زایی رئیس شعبه دوم دادگاه کیفری به پرس و جو از او پرداخت:
در زمان ارتکاب جرم چند ساله بودی؟ ۲۰ ساله.

در طول این ۱۴ سال که در زندان بودی به چه چیزهایی فکر کردی؟ فقط تنها دغدغه‌ام آینده دخترم است.

پشیمان هستی؟ بله، چون نمی‌خواستم زنم را بکشم این حماقت من بود که چاقو را برداشتم و زندگی‌ام را سیاه کردم. من همسرم را دوست داشتم.

فکر می‌کنی دخترت تو را به‌عنوان پدرش قبول کند؟ نمی‌دانم اما از اعماق وجودم دوستش دارم و برای آزاد شدنم لحظه شماری می‌کنم تا دخترم را ببینم. دخترم ۶ ماهه بود که به زندان رفتم و از ۵ سالگی‌اش تا الآن او را ندیده‌ام. اما امیدوارم خانواده همسرم و دخترم مرا به‌خاطر اشتباه جبران نشدنی‌ام ببخشند. باور کنید در طول ۱۴ سال زندگی در زندان پیر شده ام. هر روز از خدا و روح همسرم طلب بخشش کرده ام. امیدوارم مرا ببخشند!

بدین‌ترتیب پس از پایان جلسه، قضات برای صدور رأی نهایی وارد شور شده و با توجه به اینکه متهم ۱۴ سال در زندان بوده است، حکم آزادی‌اش را صادر کردند.

منبع: روزنامه ایران