صفحه اصلی  »  قتل
image_pdfimage_print
اسفند
۶
فراوانی ترسناک قتل‌های ناموسی در ایران
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Silhouette of a man carries a wooden stick and follows a young woman in a dark tunnel. Violence against women concept. Real people copy space
image_pdfimage_print

Photo: lucidwaters/bigstockphoto.com

ماهرخ غلامحسین پور

«همسرم را به خاطر خیانتش کشتم»، «زنم اعتراف کرد با مرد همسایه ارتباط دارد، راه نفسش را بریدم»، «دخترم را کشتم چون با داماد بزرگم رابطه جنسی داشت»، «سرکش بود، مایه سرافکندگی بود، همسایه ها یک جوری نگاهمان می کردند»، «کشتمش چون اس‌ام‌اس‌های عاشقانه‌اش را با مرد دیگری خواندم، مدام سرش توی تلفن بود، در نهایت خونم به جوش آمد»، « مطمئن بودم خیانت می‌کند اما نمی توانستم ثابت کنم به همین دلیل هم او را به بهانه گردش به بیابان کشاندم، خفه‌اش کردم و جسدش را همان جا سوزاندم.»

اینها و هزاران هزار تیتر مشابه دیگر، اخباری است که هر روز در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها می‌خوانیم، صفحه حوادث وب‌سایت‌ها پر است از شکل و شمایل حادث شدن این قتل‌ها و اتفاقات متنوع دردناکی که به بهانه عرف و شرع، مشروعیت پیدا می‌کنند.

کافی است مدت یک هفته در پی اخبار مرتبط با قتل های ناموسی خانوادگی باشید. فراوانی این قتل‌ها سرسام آورند؛ گاهی حضور کودکان در صحنه مرگ مادر ، ماجرا را پیچیده‌تر می‌کند: «مردی به نام رضا بعد از اینکه متوجه رابطه همسرش با دیگری شد، او را با اسلحه شکاری کشت و بعد از آن اقدام به زخمی کردن خودش کرد، فرزندان خردسال این زن و شوهری که در خون غلتیده بودند، شاهد تمامی این ماجرا بودند و با ترس و هراس به پلیس اطلاع دادند. مرد بعد از مداوا اظهار داشت همسرش را به علت خیانت و ارتباط با شریک خودش کشته است.»

متهمان و متوسلان به قتل ناموسی، گاهی به خاطر بی‌اعتمادی به «عدالت کیفری» خودشان دست به کار مجازات می‌شوند، مجازاتی که می‌تواند سرنوشت بقیه اعضای خانواده را هم به تباهی بکشاند، مانند تصمیم پدری که در شهرستان مراغه، دختر سی ساله دانشجویش را به دلیل داشتن رابطه نامشروع با همسردختر دیگرش به قتل رسانده است.

خبرگزاری فارس دراین مورد نوشت که مرد مورد نظر در ابتدا داشتن ارتباط با خواهر همسرش را انکار می‌کرد ولی با جستجوی خانه دختر کشته شده‌، عکس متهم به همراه بطری مشروب و وسایل استعمال مواد مخدر کشف شد، پلیس که به ماجرا مشکوک شده بود در ادامه تحقیقات متوجه شد که خانه مقتول توسط داماد قاتل برای او اجاره شده بوده و هزینه دانشگاهش نیز توسط همین مرد تامین می‌شده است.

موارد دردناکی هم هست که کودکان قربانی تردیدها یا اختلافات مابین زن و شوهر می‌شوند. مردی که نوزاد سه ماهه‌اش را به ظن خیانت همسرش کشت . پایگاه خبری بهار نوشت این مرد وقتی نوزاد گریه می کرده، بالش را روی صورتش گذاشته تا خفه شده است و بعد از آن جسد او را درون یک ساک جا داده و ساک را حوالی میدان تجریش گوشه خیابان رها کرده است. او بعد از انجام این جنایت با تلفن عمومی به نیروی انتظامی زنگ می‌زند و می‌گوید در خیابان قدم می‌زده که جسد یک نوزاد را درون یک ساک دیده است، همان جا کمین می‌کند تا مطمئن باشد که جسد نوزاد را از آنجا منتقل می‌کنند.

این قتل‌ها در استان‌های جنوبی کشور شکل خشن‌تری به خودشان می‌گیرند و از فراوانی بالاتری برخوردارند، بر اساس پژوهش‌های انجام شده‌، مناطق عرب‌نشین خوزستان، شهرهای فلاحیه و اهواز شاهد بالاترین آمار قتل های ناموسی در طول چند سال گذشته بوده‌اند، قتل‌هایی که غالبا با هم‌فکری و همراهی سایر اعضای خانواده یا طایفه اجرا می‌شوند.

 احمد الوانی، بیست و پنج ساله که به همسرش ظنین شده بود با کمک عموها و مردان دیگر خانواده، در محل پل ستاری اهواز، همسرش را محاصره کرد و او را با ضربات چاقو کشت، بعد از آن سرش را کاملا از بدن جدا کرد، داخل یک گونی قرار داد و به در خانه کسی فرستاد که ظن ارتباط همسرش را با او می‌برد. او با افتخار و حمایت طایفه، خودش را به نیروی انتظامی معرفی کرد، برخورد خانواده‌اش به شکلی بود که گویا او را مجاز به این قتل دانسته و به انجام آن افتخار می‌کردند، گر چه هیچ‌گاه تحقیقات پلیس به جایی نرسید و وجود چنین رابطه‌ای هرگز ثابت نشد.

به علت بافت سنتی و مردسالارانه جامعه و ناکارآمدی قانون مجازات، مردانی که تصور خیانت دیدگی دارند، خودشان را محق می دانند تا مجازات زن خاطی را شخصا و بدون توسل به قانون و با حمایت و پشتوانه سنت و عرف اجرا کنند، آنها از اجرای قانون واهمه ندارند، پدران قاتل بنا به ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی در صورت قتل فرزندشان به پرداخت دیه و تعزیر محکوم می‌شوند و همسران و برادران قاتل نیز اگر شاکی خصوصی نداشته یا اولیا دم از قصاص نفس او عبور کرده باشند، طبق ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی، به علت اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه، فقط  به سه تا ده سال حبس محکوم می‌شوند.

 مهرماه سال ۱۳۹۳ بود، رسانه ها نوشتند مردی به کلانتری ۱۰۸ نواب مراجعه کرد و گفت همسرش را با چاقو کشته است. او گفت متوجه شده که همسرش با مرد جوانی ارتباط برقرار کرده است، این اظهارات چنان با آرامش و خونسردی زده می‌شد که در ابتدا ماموران کلانتری با ناباوری برخورد کردند و فقط با اصرار مرد جوان بود که به محل جنایت مراجعه کردند. همان لحظه دیدند فرزند مشترک این زوج که هفده ساله است با جسد مادرش مواجه شده و به اورژانس اطلاع داده است.

قتل یک زن گاهی فقط بر پایه حدس و گمان به بدکاری و انحراف او اتفاق می‌افتد؛ نمونه‌هایی از این قبیل خشونت‌های ویرانگر در وب سایت «قتل‌های قومی و خشونت‌های ناموسی علیه زنان» نقل شده است: «نعیمه زن جوانی از عشایر عرب ساکن یکی از بخش‌های جنوبی خوزستان بود. در سال‌های جوانی به علت بدرفتاری‌های شوهر، از او جدا شد. تمام دوران جوانی تا میان‌سالی‌ وی در عسرت و سکوت گذشت و او برای گذران زندگی، در زمین‌های کشاورزی مردم منطقه کار می‌کرد. مردم منطقه در موردش حرف‌های نامربوط می زدند که حقیقت نداشت، یک روز هنگام چیدن علف‌های هرز زمین کشاورزی، توسط برادرزاده‌اش با تراکتور زیر گرفته شد و جانش را از دست داد. نعمیه اولین کسی بود که به عنوان دایه، فرزند برادرش را از شکم مادرش گرفته و بند ناف او را بریده بود.»

اما حتی مسئله رابطه خارج از عرفی هم وجود ندارد. بلکه صرف زیر بار نرفتن و مخالفت با یک ازدواج اجباری یا تن ندادن به انتخاب تحمیلی خانواده می‌تواند منجر به مرگ یک دختر جوان از سوی اعضای درجه اول خانواده ده و فاجعه دردناکی را رقم بزند، مانند مورد سودابه که علیرغم مقاومتش برای ازدواج اجباری، او را به طور شوهر دادند. سودابه به مرد جوانی علاقه داشت اما خانواده‌اش با ازدواج او مخالفت می کردند و در نهایت او را مجبور به ازدواجی کردند که علیرغم انتخاب و میلش بود. اما سودابه نتوانست حتی بعد از آن ازدواج اجباری هم مرد رویاهایش را فراموش کند. آنها یک علاقه سالم و قابل اعتنا داشتند و بی دلیل در معرض مخالفت خانواده سودابه بودند. چندی بعد جسد بی سر سودابه در یکی از بیابان‌های استان فارس پیدا شد. دست‌هایش را قبل از قتل بسته بودند. رسانه‌ها نوشتند برادر مقتول، قتل را بر عهده گرفت و گفت «روابط پنهانی خواهرم، آبروی ما را برده بود. به همین دلیل هم با مشورت با چند نفر از بستگان، قرار گذاشتیم با کمک پسر عمه‌ام، او را از بین ببریم.»

پلیس در حال تحقیق در مورد مرگ سودابه بود که خبر رسید مرد مورد علاقه سودابه نیز دست به خودکشی زده و جانش را از دست داده است.

چند ماه پیش مردی جان دخترش را در خیابان گرفت فقط به این دلیل که دخترش که دانشجوی موفق دانشگاه هم بود، نسبت به شرایط خواستگاری که به شکل رسمی برای ازدواج با او پا پیش گذاشته بود اظهار تمایل کرده بود…

خبر آنلاین نوشت مردی که در بلوار ولیعصر شهر خوی دخترش را به ضرب دو گلوله به قتل رسانده بود دستگیر شد. او که دخترش را به همراه پسر مورد علاقه‌اش حوالی دانشگاه پرستاری شهرستان خوی می‌بیند و از قصد دخترش برای فرار و ازدواج با مرد مورد علاقه‌اش مطمئن می‌شود، به سمت دختر و پسر جوان اسلحه می‌کشد، دختر که از قصد پدرش مطلع بوده خودش را جلوی گلوله می‌اندازد تا از آسیب زدن به پسر مورد علاقه‌اش جلوگیری کند و در این جریان کشته می‌شود.

جامعه شناسی چه می گوید؟

حسن رحیم زاده کارشناس جامعه شناسی به خانه امن می گوید:«یک جامعه بدوی و عقب مانده‌ای که  از ساختار یک جامعه سالم به دور مانده را به راحتی می‌توان از آمار بالای قتل‌های ناموسی آن بازشناخت چون این قبیل قتل‌ها در ساختار جامعه مدرن جای ندارند.»

از این جامعه‌شناس می پرسم چرا در یک جامعه امروزی‌تر، کمتر از جوامع سنتی شاهد بروز قتل‌های ناموسی هستیم؟

«چون که یک جامعه مدرن و امروزی، به فردیت انسان بها می‌دهد، او را در انتخابش آزاد می‌گذارد. در یک جامعه مدرن، حقوق شهروندی و فردیت انسانی در دل ساختار کلی جامعه مدنی و همراه با نهادهای اجتماعی کارکرد درستی دارند و دیگر کسی نگران آبرو و ماندگاری قبیله و عشیره و طایفه نیست.»

به گفته این کارشناس اغلب قتل‌های ناموسی در خانواده‌هایی رخ می‌دهند که به ساختار نظام عشیره و قبیله وابسته‌اند، سطح سواد و جایگاه اجتماعی درخوری ندارند و فرد به عنوان یک موجود، به رسمیت شناخته نمی‌شود بلکه ارزش و اعتبار و درجه ارزشمندی‌اش، بسته به اطاعتش از یک نظام خویشاوندی یا جامعه کوچک قبیله‌ایی سنجیده می‌شود.»

اما راه حل چیست؟ دکتر حسن هاشمیان، پژوهشگر و جامعه شناس، در وبلاگش ، در خصوص مبارزه با قتل های ناموسی فقط یک فرمول را توصیه می کند و بقیه نسخه‌های موجود را بی نتیجه می‌داند:

«گسترش مفاهیم جامعه مدنی با تمام معانی آن که شامل آزادی رسانه، تشکیل نهادهای مدنی و اجتماعی و سازمان یافتگی گروه های اجتماعی است چرا که جامعه مدنی با تمام ویژگی های خود، نظام خویشاوندی بسته را باز می‌کند و از اقتدار رویکرد قبیله‌گرائی می‌کاهد.»

 

اسفند
۴
پدر در آتش خشم پسر عاشق سوخت
این سو و آن سو خبر
۰
,
capture
image_pdfimage_print

پسرجوانی که برای رسیدن به دخترمورد علاقه‌اش، پدرش را ناخواسته به قتل رسانده بود بارضایت خواهر و مادر بزرگش از قصاص نجات یافت.
به گزارش خبرنگار جنایی «ایران»، پسر جوان دیروز دستنبد به دست وارد شعبه دوم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران شد. اوچند ماه قبل ، پس ازمشاجرات طولانی، پدرش را ازپا درآورده بود.با وجود این، خواهر جوان و مادر بزرگش- اولیای دم- با اعلام رضایت شان اورا بخشیدند. بدین‌ترتیب بازپرس منافی آذر از شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران، قراربازداشت بهرام را ازبازداشت موقت به وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی تبدیل کرد.
براساس اوراق پرونده رسیدگی به این ماجرا از ساعت ۴ بامداد اول مرداد امسال و به دنبال اعلام گزارش آتش‌سوزی خودرو پژو ۲۰۶ در یکی از خیابان‌های یافت آباد دردستورکارپلیس وبازپرس جنایی قرارگرفت.درجریان تحقیقات مشخص شد پسر ۲۳ ساله‌ای به ‏نام بهرام پس از اختلاف‌های شدید با خانواده‌اش خودرو را به آتش کشیده بود که دراین میان پدرش زنده زنده سوخته بود.
متهم پس ازدستگیری گفت: چند ماه پیش با دختری آشنا شدم و پس از مدت کوتاهی به او علاقه‌ پیدا کردم تا اینکه موضوع را با اعضای خانواده‌ام در میان گذاشتم، اما پدرم با ازدواج‌مان بشدت مخالفت کرد و همین موضوع سرآغاز اختلاف هایمان شد. به همین خاطر از حدود دو ماه پیش به خانه‌مان نمی‌رفتم و پس از پایان کار در همان کارگاه خیاطی محل کارم می‌ماندم.
پس از مدتی، پدرم خودروپژو ۲۰۶ را ازمن گرفت در حالی که با پول خودم این خودرو را خریده بودم. به همین خاطر بسیار عصبانی شده بودم شب حادثه دراوج ناراحتی با پدرم تماس گرفتم و تلفنی خبر دادم که ماشین را به آتش خواهم کشید. ساعت ۳ بامداد، پس از تهیه چند لیتر بنزین به خانه پدرم رفتم. ماشین هم درکوچه پارک بود.همان موقع با فریاد، بنزین را روی ماشین ریختم که پدرم با شنیدن صدای من، از خانه بیرون آمد. او قصد داشت بطری بنزین را ازدستم بگیرد که بقیه بنزین داخل بطری به روی صورت و بدنش پاشید.با این حال فندک را روشن کردم و به سمت ماشین پرتابش کردم که ناگهان ماشین شعله‌ور شد و پدرم آتش گرفت. من که بسیار ترسیده بودم بسرعت از آنجا فرار کردم و پس از چند روز متوجه شدم پدرم در بیمارستان فوت شده است،اما حالا بشدت پشیمانم؛ افسوس که پدرم قربانی اشتباهات و خودخواهی‌های من شد.

منبع: روزنامه ایران

اسفند
۲
پدرکُشی در شهرک گلستان
این سو و آن سو خبر
۰
,
57442173
image_pdfimage_print

عکس: ایسنا

معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ از دستگیری زنی که با ضربات متعدد چاقو اقدام به قتل پدر ۷۴ ساله‌اش کرده بود، خبر داد.

در ساعت ۱۹ دیروز  وقوع یک درگیری خانوادگی منجر به جنایت به کلانتری ۱۴۱ شهرک گلستان اعلام شد که با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمـد و به دستور بازپرس شعبه هشتم دادسرای ناحیه ۲۷ تهران، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

با حضور کارآگاهان اداره دهم ویژه قتل در محل ارتکاب جنایت که یک مجتمع مسکونی واقع در بلوار کاج، سروستان یکم بود، تحقیقات آغاز و مشخص شد که مقتول به نام عبدالرضا . ش  ۷۴ ساله طی یک نزاع و درگیری خانوادگی، توسط دخترش به نام شبنم ۴۵ ساله و بر اثر اصابت ضربات متعدد چاقو به ناحیه گردن و قسمت‌های مختلف بدن به قتل رسیده است.

بنابر تحقیقات انجام شده از همسایگان، ساعت وقوع درگیری میان پدر و دختر حدودا ساعت ۱۶ اعلام شدکه  همسایگان پس از اطلاع از موضوع وقوع جنایت و از طریق تماس با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ ، در ساعت ۱۹ موضوع را به پلیس اطلاع دادند.

بر اساس اعلام مرکز اطلاع‌رسانی پلیس آگاهی پایتخت، سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: متهم هنوز قادر به ارائه توضیحات کامل در خصوص نحوه آغاز درگیری و ارتکاب جنایت نیست و در تحقیقات اولیه تنها ادعا کرد که زمانیکه پدرش به قصد گرفتن پول به او حمله ور شده، وی را با ضربات متعدد چاقو به قتل رسانده است.

مکرم اضافه کرد:‌ تحقیقات در این پرونده در مراحل اولیه قرار دارد و متهم صبح امروز برای صدور قرار قانونی به دادسرای ناحیه ۲۷ تهران اعزام شد و بازپرس پرونده نیز با صدور قرار بازداشت موقت، متهم پرونده را برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار داده است.

منبع: ایسنا 

اسفند
۲
قتل شوهر به خاطر حضانت فرزند
این سو و آن سو خبر
۰
,
Iran_67
image_pdfimage_print

عکس: روزنامه ایران

راز قتل مرد میانسال که ۱۹ ماه قبل به شکل مرموزی درخانه‌اش به قتل رسیده بود درسینه همسرمطلقه مقتول و وکیل جوانش بود.عاملان این جنایت پس ازماه ها تحقیقات ویژه پلیسی ازسوی کارآگاهان پلیس جنایی تهران دستگیرشدند.به گزارش خبرنگار جنایی «ایران»، رسیدگی به پرونده این جنایت از تیر سال ۹۴ ودرپی تماس برادرقربانی با پلیس دردستوررسیدگی قرارگرفت. به دنبال اعلام این خبر، بازپرس مرادی از شعبه دوم دادسرای امور جنایی پایتخت به همراه تیم بررسی صحنه جرم راهی محل حادثه در محله اقدسیه-شمال شرق- تهران شدند.پ

آنها پس از ورود به آپارتمان با جسد مردی به نام فرهاد روبه‌رو شدند که دست‌هایش بسته بود و دستمال گردنی هم داخل دهانش قرار داشت. برادرمقتول که خبرقتل برادرش را به پلیس اعلام کرده بود به بازپرس جنایی گفت: «برادرم مدتی قبل از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می‌کرد. پسر و دختر فرهاد در حال حاضر با همسرش زندگی می‌کنند اما او می‌خواست حضانت پسرش را از همسرش بگیرد. آخرین بار که با او صحبت کردم دیروز بود. فرهاد خوشحال بود و گفت پسر و دخترش قرار است به دیدنش بیایند. بعد از آن، چند بار با تلفن همراهش تماس گرفتم اما پاسخی نداد. با این تصور که با بچه‌هایش سرگرم است نگرانی‌ام را جدی نگرفتم.»

وی گفت: «معمولاً فرهاد هر وقت تماس‌های از دست رفته‌ام را می‌دید با من تماس می‌گرفت، اما تا امروز صبح هم منتظرش شدم اما وقتی خبری ازاونشد وچند بار هم به تماس هایم پاسخ نداد خیلی نگران شدم و به خانه‌اش آمدم اما کسی در را باز نکرد. دوباره به تلفن همراهش زنگ زدم و این بار صدای زنگ تلفن را از داخل خانه شنیدم و مطمئن شدم که برایش حادثه‌ای رخ داده است،به همین خاطر با کلید یدکی که داشتم وارد خانه شده وپس ازورود با جسد‌ش مواجه شدم.»

میهمان‌های ناشناس
ازسوی دیگر، وسایل پذیرایی روی میز حکایت از آن داشت که مرد میانسال شب حادثه میهمان داشته است. در ادامه کارآگاهان به سراغ نازیلا- همسر- و دو فرزند مقتول رفته و به تحقیق ازآنها پرداختند. نازیلا ضمن اظهار بی‌اطلاعی ازمرگ همسرش گفت: «من وفرهاد اختلافاتی داشتیم که باعث جدایی‌مان شد. از آنجا که دخترم ۱۳ ساله و پسرم خردسال بود، قاضی حضانت بچه‌ها را به من سپرد،اما مدتی قبل فرهاد درخواست حضانت پسرم را داد. من نمی‌توانستم از پسرم جدا شوم و درنهایت برای کارهایم وکیل گرفتم. مرد جوانی به نام پدرام وکالتم را به عهده گرفت اما هر چه تلاش کرد موفق نشد که رضایت او را بگیرد. قرار بود بزودی در رابطه با پسرم به دادگاه برویم که این اتفاق افتاد.»نازیلا در خصوص دیدار بچه‌ها با پدرشان هم گفت: دیروزبچه‌ها به دیدن پدرشان رفتند وچند ساعت بعد هم برگشتند،اما نمی‌دانم پس ازآن چه اتفاقی افتاده است.

ردپای یک زن درجنایت
اختلافات قدیمی و گرفتن حضانت انگیزه‌هایی بود که احتمال دست داشتن زن جوان در قتل را قوت می‌بخشید اما نازیلا همچنان منکراطلاع از جنایت بود،تا اینکه در ادامه بررسی‌ها، کارآگاهان متوجه شدند میهمانی روز قبل ازجنایت وحضوربچه‌ها درخانه پدرشان از سوی مادرشان طراحی شده است. از سویی دیگربررسی‌ها نشان می‌داد زن جوان قبل و بعد از جنایت با وکیلش در تماس بوده است.بدین ترتیب زن جوان چند روزقبل برای چندمین بار تحت بازجویی‌های فنی کارآگاهان جنایی قرارگرفت،اما او این بار با مشاهده مدارک ومستندات پلیسی چاره‌ای جزافشای راز قتل همسرش ندید. «من نگفته بودم او را بکشند، اصلاً برنامه قتل درمیان نبود. زمانی که فرهاد مسأله حضانت پسرم را مطرح کرد، به پدرام مراجعه کردم.او وکیلی بود که یکی از آشنایانم معرفی‌اش کرده و مدعی بود که خیلی حرفه‌ای است. پدرام برای گرفتن رضایت دست به هر کاری زد، اما شوهرم دست بردار نبود و حضانت پسرم را می‌خواست. درنهایت قرار شد پدرام به خانه همسرم برود و با تهدید از او رضایت بگیرد.بعد هم برای آنکه مطمئن شوم فرهاد در خانه است، به بهانه اینکه بچه‌ها دل شان برایش تنگ شده و می‌خواهند او را ببینند، راهی خانه فرهاد شدیم. کلی خوراکی هم خریدم تا ماجرا طبیعی جلوه داده شود. بعد از دو ساعت هم به دنبال بچه‌ها رفتم و آنها را به خانه آوردم. بعد از آن با پدرام تماس گرفتم و او را مطمئن کردم که فرهاد در خانه است. بعد از آن نمی‌دانم چه اتفاقی بین آنها افتاد. فقط فردای آن روز بود که متوجه شدم همسر سابقم کشته شده و عامل این جنایت هم پدرام است.»

دستگیری وکیل جوان
به دنبال اعتراف‌های نازیلا، بلافاصله وکیل جوان دستگیر شد.او که ازبازداشت‌اش شوکه شده بود بلافاصله به قتل ناخواسته با همدستی یکی از دوستانش اعتراف کرد و گفت: «برای گرفتن رضایت از فرهاد از هر ترفندی استفاده کردیم، اما بی‌فایده بود. او رضایت نمی‌داد. به خاطر شغلم و اطلاع کافی از قانون می‌دانستم که موکلم دیگرنمی تواند حضانت پسرش را داشته باشد و فرهاد برنده این ماجراست. تنها راه چاره ،داشتن دست خطی از فرهاد بود که مدرکی معتبر در دادگاه به حساب می‌آمد. دست خطی که نشان می‌داد فرهاد با میل خود، حضانت پسرش را به همسرش داده است. شب حادثه زمانی که مطمئن شدم فرهاد خانه است، به همراه یکی از دوستانم به نام ارسلان به آنجا رفتیم. قبلاً چند بار فرهاد را دیده بودم و باهم حرف زده بودیم، به همین دلیل همدیگر را می‌شناختیم. به بهانه صحبت کردن وارد خانه‌اش شدیم. زمانی که موضوع را مطرح کردم او بازهم مخالفت کرد و من با همدستی ارسلان دست‌هایش را بستم و دستمال گردنش را داخل دهانش گذاشتم تا همسایه‌ها متوجه داد و فریادش نشوند، بعد از آن نیز کمی گلویش را فشار دادم.تا اینکه با تهدیدهای ما او برگه حضانت را امضا کرد و ما از خانه خارج شدیم. اصلاً قصدمان قتل نبود و نمی‌دانم چرا این اتفاق افتاد.» با اعتراف‌های هولناک وکیل جوان، همدستش نیز بازداشت شد.سپس بازپرس مرادی، دستور بازداشت موقت پدرام را به اتهام مباشرت در قتل و نازیلا و ارسلان را به اتهام معاونت در قتل صادر کرد.

منبع: روزنامه ایران 

بیشتر بخوانید: 

حضانت فرزند با پدر است یا مادر؟

سلب حضانت فرزند از مادر در صورت ازدواج مجدد

سایه خشونت خانگی بر حضانت فرزندان

بهمن
۲۹
معمای قتل نوزاد دوماهه
این سو و آن سو خبر
۰
,
Concept of child abuse - Smoking in the vicinity of children
image_pdfimage_print

Photo: Micha Klootwijk/Bigstockphoto.com

زن جوان که پس ازمرگ مرموز نوزاد دو ماهه‌اش بازداشت شده بود، در تحقیقات جنایی مدعی شد فرزند‌ش توسط پسر صاحبکارش کشته شده است. بدین ترتیب دستگیری مرد جوان دردستورکارپلیس قرارگرفت.

چندی قبل زن جوانی که نوزادی درآغوش داشت به یکی از مراکز درمانی جنوب پایتخت رفت. صورت نوزاد دو ماهه کبود شده بود و متخصصان پس از معاینات اولیه ازمرگ نوزاد خبردادند.

پس ازاعلام مرگ مشکوک به پلیس، به دستور بازپرس جنایی، جسد برای تعیین علت اصلی مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد. این درحالی بود که مادر نوزاد مدعی بود که در کنار کودکش خواب بوده و زمانی که بیدار شده، پی برده نوزادش به سختی نفس می‌کشد.

در ادامه تحقیقات، پزشکی قانونی علت مرگ نوزاد را به خاطر مصرف متادون اعلام کرد. بدین ترتیب با دستور بازپرس منافی آذر از شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران، دستور بازداشت زن جوان صادر شد.
او محل سکونتش را تغییر داده و نشانی محل زندگی جدیدش مشخص نبود، اما با تلاش کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت، زن جوان ردیابی و دستگیر شد.

او زمانی که در مقابل بازپرس جنایی ایستاد، ادعای جدیدی را در رابطه با مرگ فرزندش مطرح کرد و گفت: «مدت‌ها قبل به خاطر اختلافاتی که با همسرم داشتم از او جدا شدم. بعد از آن برای تهیه هزینه مواد مخدر و خرج زندگی‌ام تصمیم گرفتم در خانه‌ها کار کنم. بچه را با خودم به خانه‌های مردم می‌بردم و چون نوزاد بود بیشتر مواقع می‌خوابید و من به کارهایم می‌رسیدم. روز حادثه هم چون شیشه کشیده بودم حال خوبی نداشتم و تصمیم گرفتم کمی استراحت کنم. در خواب و بیداری بودم که مهیار، پسر صاحبخانه‌ای که درآنجا کار می کردم را دیدم که بالای سرم بود.او داخل آب قند بچه ام، متادون ریخت و با زور به اوخوراند. او بچه‌ام را کشت و من که در خماری مواد بودم نتوانستم هیچ حرکتی کنم. حالم که کمی بهتر شد، بچه را  به بیمارستان بردم که به من گفتند او مرده است.

به دنبال اظهارات زن شیشه‌ای، بازپرس جنایی دستور بازداشت مهیار را صادر کرد اما زمانی که کارآگاهان راهی محل زندگی مهیار شدند، دریافتند که او متواری شده است.درحال حاضر تحقیقات برای دستگیری مرد جوان و افشای راز قتل نوزاد دو ماهه از سوی بازپرس وکارآگاهان جنایی ادامه دارد.

منبع: روزنامه ایران

بهمن
۲۹
پایان کابوس چهارده ساله اعدام برای قتل همسر
این سو و آن سو خبر
۰
,
Iran_34
image_pdfimage_print

آریشگر جوان که ۱۴ سال پیش همسرش را در جریان مشاجره خانوادگی به قتل رسانده و به قصاص محکوم شده بود با رضایت والدین مقتول، از چوبه‌دار رهایی یافت.

زن جوان سحرگاه ۲۸ خرداد سال ۸۱ در یکی از محله‌های شهرری کشته شد. شوهرش- محمد- نیز در تماس با کلانتری خبر داد همسرش را با چاقو به قتل رسانده است. سپس تیم جنایی به همراه بازپرس کشیک قتل در محل قتل حاضر شده و جسد قربانی پس از بررسی‌های مقدماتی به پزشکی قانونی انتقال یافت.در نخستین مرحله از تحقیقات، مأموران اداره آگاهی پی بردند مرد جوان هنگام مشاجره با همسرش او را با چاقو به قتل رسانده است.سپس مرد آرایشگر در دادگاه محاکمه شد و قضات با توجه به درخواست اولیای دم، او را به قصاص محکوم کردند. اما با گذشت چند سال از جنایت، والدین مقتول دامادشان را به‌خاطر دختر ۱۴ ساله‌اش که در زمان قتل ۶ ماهه بود بخشیدند. بدین‌ترتیب مرد جوان از جنبه عمومی جرم محاکمه شد و قاضی زایی رئیس شعبه دوم دادگاه کیفری به پرس و جو از او پرداخت:
در زمان ارتکاب جرم چند ساله بودی؟ ۲۰ ساله.

در طول این ۱۴ سال که در زندان بودی به چه چیزهایی فکر کردی؟ فقط تنها دغدغه‌ام آینده دخترم است.

پشیمان هستی؟ بله، چون نمی‌خواستم زنم را بکشم این حماقت من بود که چاقو را برداشتم و زندگی‌ام را سیاه کردم. من همسرم را دوست داشتم.

فکر می‌کنی دخترت تو را به‌عنوان پدرش قبول کند؟ نمی‌دانم اما از اعماق وجودم دوستش دارم و برای آزاد شدنم لحظه شماری می‌کنم تا دخترم را ببینم. دخترم ۶ ماهه بود که به زندان رفتم و از ۵ سالگی‌اش تا الآن او را ندیده‌ام. اما امیدوارم خانواده همسرم و دخترم مرا به‌خاطر اشتباه جبران نشدنی‌ام ببخشند. باور کنید در طول ۱۴ سال زندگی در زندان پیر شده ام. هر روز از خدا و روح همسرم طلب بخشش کرده ام. امیدوارم مرا ببخشند!

بدین‌ترتیب پس از پایان جلسه، قضات برای صدور رأی نهایی وارد شور شده و با توجه به اینکه متهم ۱۴ سال در زندان بوده است، حکم آزادی‌اش را صادر کردند.

منبع: روزنامه ایران 

بهمن
۲۸
همسرش را کشت و مستقیم به کلانتری رفت
این سو و آن سو خبر
۰
,
Red blood trace leak out of scary door keyhole burglary criminal murder metaphor
image_pdfimage_print

Photo: arsen merc/bigstockphoto.com

مرد جوانی از اهالی عالیشهر استان بوشهر نیمه شب به کلانتری رفت و اعتراف کرد که همسر جوانش را در جریان درگیری کشته است. این مرد که در بازجویی‌ها به مأموران گفت: نیمه شب به‌خاطر اختلاف‌های خانوادگی با همسرم مشاجره کردیم و هنگام درگیری با فشار دادن گلویش او را خفه کردم.

مأموران آگاهی پس از حضور در خانه مرد ۳۹ ساله، با جسد همسر ۲۲ ساله‌اش روبه رو شدند. پزشک قانونی هم تأیید کرد این زن با فشار به گلویش به قتل رسیده است.

منبع: ایران 

بهمن
۲۷
پسر۴ ساله، قربانی اشتباه پدر؟
این سو و آن سو خبر
۰
,
iran
image_pdfimage_print

پزشک قلابی و پدرجوان که پس ازمرگ دلخراش کودک ۴ ساله دستگیر شده‌اند، دربازجویی‌ها اتهام خود را نپذیرفتند. پزشک قلابی مدعی است که ۳ ساعت بعد از خوردن متادون توسط پسرک وارد خانه شده است اما پدر کودک می‌گوید قصد داشته بچه را به بیمارستان ببرد اما دکتر- قلابی – مانعش شده است.

پزشک قلابی با موهای ژولیده و ظاهری به هم ریخته، درحضوربازپرس منافی آذر از شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران نشسته بود. اعتماد به نفس بالایی داشت و هر کلمه‌ای که به زبان می‌آورد منطقی پشتش قرار می‌داد. سعی داشت جملاتی را انتخاب کند که از اتهامش کم کند وازاتهام قتل پسرک رها شود. در کنار‌ش نیز پدر شایان نشسته بود که مهندس مکانیک است. درابتدای جلسه تحقیق، مدیر ساختمان گفت: حدود ۴ سال قبل پدر و مادر کامران – پزشک قلابی – که ساکن مجتمع بودند به فاصله کوتاهی فوت کردند. بعد ازمرگ آنها کامران را برای نخستین بار دیدیم. پسر عمویش می‌گفت: کامران به خاطر مشکلاتی که داشته حدود دوسال ازسوی خانواده‌اش حبس شده بود.آن طورکه اومی گفت: کامران تحصیلاتی در خارج از کشور ندارد و تنها ۱۵ روز برای ترک اعتیاد به مالزی برده شد. کامران رفتار معقولی باهمه داشت و همه او را دکتر صدا می‌کردند. حتی برای من‌«ام آر آی» و چند نسخه هم برای سایر ساکنان ساختمان نوشت. همیشه از بوی تعفن داخل آپارتمانش شکایت داشتیم و بعد از دستگیری‌اش وقتی با هماهنگی قضایی وارد خانه شدیم پی بردیم که کامران واحد ۱۴۲ متری را درمنطقه سعادت آباد به زباله دانی تبدیل کرده است. داخل حمام به قدری آشغال بود که من نمی‌دانم او چطور حمام می‌کرد. او شب‌ها هم روی آشغال‌ها می‌خوابید. پس ازاین ماجرا وهنگام تمیزکردن خانه کامران، یک متر لیزری و یک میخ پرچ پیدا کردیم. دو سال قبل ما تعمیرات داشتیم و کارگرها وسایل شان را در لابی ساختمان می‌گذاشتند، یک روز متوجه شدیم که وسایل گم شده‌اند و وسایل جدید خریدیم. بعد ازدو سال وسایلی که ناپدید شده بود را داخل خانه کامران پیدا کردیم.»

درادامه جلسه، کامران به بازپرس گفت: «لیسانس متالوژی دارم و برای ادامه تحصیل به مالزی رفتم و مدرک متالوگرافی گرفتم. اما چون مدرکم به زبان انگلیسی بود و باید به فارسی ترجمه می‌کردم، این کار را نکردم و به همین دلیل نتوانستم مهر پزشکی بگیرم. وقتی به تهران آمدم پدر و مادرم در عرض ۴ ماه فوت کردند. تنها برادرم نیزسال ها قبل در استخر غرق شد. به همین دلیل کسی را نداشتم و این تنهایی باعث افسردگی من شد. اوایل که به تهران آمده بودم در مؤسسات زبان تدریس می‌کردم. اما بعد از یک سال این کار را ترک کردم و تصمیم گرفتم کمی طبابت کنم. البته من برای کسی نسخه ننوشتم وفقط چهار بار از مهر جعلی استفاده کردم که برای انجام آزمایش بود. دو مهر جعلی درست کردم که یکی شماره نظام پزشکی‌اش اشتباه بود و آن را معدوم کردم و دومی شماره نظام پزشکی‌اش مربوط به دندانپزشکی با فامیلی خودم بود.

او در رابطه با ماجرای مرگ شایان نیزگفت: «من ساعت ۱۲ شب حادثه به خانه پدر شایان رفتم. درحالی که طبق نظریه پزشکی قانونی زمان استفاده از شربت متادون ۳ ساعت قبل از حضور من بوده است. او می‌توانست در این مدت بچه‌اش را به دکتر ببرد. من هیچ دارویی تجویز نکرده‌ام و حتی قرص زغال را هم خود پدر و مادر شایان به او داده بودند. قبول دارم که مریضم و کمی مشکل دارم اما دست داشتن در مرگ کودک را قبول ندارم.»

پدر شایان هم اظهارکرد: «من مهندس هستم و به صورت تفننی مواد مصرف می‌کنم. متادون را هم برای همین مسأله گرفتم. من می‌خواستم بچه را  نزد دکتر ببرم، او را روی کولم گذاشته بودم که یک دفعه کامران وارد شد و او را معاینه کرد و گفت حالش خوب می‌شود. گفت اگر سر و صدایی هم از بچه شنیدید موضوع نگران‌کننده‌ای نیست. ساعت حدود دو نصفه شب بود که متوجه شدم بچه نفس نمی‌کشد.همان موقع با اورژانس تماس گرفتم که وقتی آمدند وبچه را معاینه کردند گفتند بچه فوت کرده است.»

در ادامه بازپرس منافی آذر، دکتر قلابی را به اتهام مشارکت در قتل عمدی شبه عمدی کودک چهار ساله، دخالت در امور پزشکی و معرفی خود به‌عنوان پزشک، جعل عنوان پزشک و جعل مهر پزشکی و سرقت و پدر شایان را به اتهام مشارکت در قتل شبه عمدی پسرش، انتقال  ندادن بموقع او به مرکز درمانی و بی‌توجهی به وضعیت کودک بازداشت کرد. ضمن اینکه دستورتحقیقات ویژه جنایی برای رفع ابهام‌های موجود درپرونده نیزصادروتیمی ازکارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی مسئول تحقیق دراین باره شدند.

منبع: ایران

بهمن
۲۵
زن جوان، فرزندان خردسالش را کشت
این سو و آن سو خبر
۰
,
Hands touching frosted glass. Conceptual scream for help, depression, stress, panic
image_pdfimage_print

Photo: PHOTOCREO Michal Bednarek/Bigstockphoto.com

زن جوان که پس ازقتل  دوفرزند خردسالش اقدام به خودزنی کرده بود، پس ازنجات، انگیزه جنایت را اختلاف با همسر دومش و بی‌توجهی‌های او اعلام کرد.

بامداد دیروز، ناهید ،پیامکی را برای خواهرش فرستاد، پیامکی که نشان می‌داد او قرار است دو بچه‌اش را به قتل برساند و بعد از آن دست به خودکشی بزند. ناهید پیامک را ارسال کرد و پس از ساعتی، وقتی پاسخی از طرف خانواده‌اش دریافت نکرد به سراغ دختر هشت ساله و پسر چهار ساله‌اش رفت و آنها را درخواب خفه کرد بعد از آن نیز شاهرگ دستش را زد.

ساعت ۹ صبح بود خواهر ناهید که نگران حال او و فرزندانش شده بود با عجله به خانه خواهرش رفت. اوپس از ورود به خانه با جسد دو خواهرزاده‌اش و پیکر نیمه جان وخونین خواهرش روبه‌رو شد که بلافاصله با اورژانس وپلیس تماس گرفت.دقایقی بعد امدادگران ،زن را به بیمارستان منتقل کردند.بعد هم بازپرس احمدی‌نژاد و تیم جنایی وارد محل شدند. پس ازتحقیقات مقدماتی اجساد پسر۴ساله وخواهر۸ساله‌اش به پزشکی قانونی منتقل شد.

زن جوان نیز پس از انتقال به بیمارستان و بهبود نسبی  به بازپرس جنایی گفت:«من دوبار ازدواج کرده ام. دخترم حاصل ازدواج اول و پسرم حاصل ازدواج دوم‌ است؛ مدتی بود که بچه‌های همسر اولم در زندگی‌ام دخالت می‌کردند و همین مسأله باعث شد  همسرم از من دور شود و به سمت همسر اولش برود. از طرفی او پایش را در یک کفش کرده بود که نباید دخترم در این خانه زندگی کند. اختلاف بین ما روز به روز بیشتر شد و درنهایت شوهرم ۵ ماه قبل خانه‌ای اجاره کرد و از ما جدا شد. درحالی که از این وضعیت خسته شده بودم تصمیم گرفتم بعد از کشتن فرزندانم، خودکشی کنم تا به این زندگی نکبت بار پایان دهم .به همین خاطر وقتی دختر و پسرم خوابیدند، آنها را خفه کردم. بعد از اطمینان از مرگ دو فرزندم، رگ دست خودم را بریدم اما متأسفانه خواهرم سررسید ومن زنده ماندم.»

منبع: روزنامه ایران

بهمن
۲۱
زن، شوهر خاله را برای کشتن شوهرش راضی کرد
این سو و آن سو خبر
۰
,
Hands touching frosted glass. Conceptual scream for help, depression, stress, panic
image_pdfimage_print

Photo: PHOTOCREO Michal Bednarek/Bigstockphoto.com

زن جوان دستور داد تا مرد آشنا شوهرش را به قتل برساند.

 ۴ شهریور ماه امسال ماموران پلیس گنبد در جریان پیدا شدن جسد مردی به نام حسن مهماندوست در صندوق عقب خودروی سمندی در شهرستان آزاد شهر قرار گرفتند.

در این مرحله تیمی از ماموران برای شناسایی عامل جنایت  وارد عمل شدند و در تحقیقات فنی ماموران پلیس آگاهی آزاد شهر مشخص شد که قاتل شوهرخاله زن قربانی جنایت است و ماموران در عملیات غافلگیرانه موفق به دستگیر قاتل مرد جوان شدند.

عامل جنایت در بازجویی های پلیسی اعتراف کرد که دستور قتل را از سوی زن مقتول گرفته است که خیلی زود زن جوان نیز دستگیر شد.

زن جوان و شوهرخاله اش برای تحقیقات بیشتر و افشای راز این جنایت به دستور بازپرس در اختیار ماموران قرار دارند.

منبع: رکنا