صفحه اصلی  »  فیروزه فروزانفر
image_pdfimage_print
اردیبهشت
۲۸
۱۳۹۴
تجاوز به عنف، در سیستم قضائی ایران قابل اثبات نیست
اردیبهشت ۲۸ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

فیروزه فروزانفر

منصوره هر روز از میدان آزادی سوار ماشین های کرایه آزادی – کرج می شد و به سمت خانه اش می رفت . تازه عروس بود و هنوز خانه بوی نویی و تازگی داشت .

یک روز بعد از کار منصوره سوار ماشینی شد که بقیه مسافرهایش مرد بودند . ماشینی که از میان راه به جاده فرعی پیچید و آنچه نباید اتفاق افتاد . منصوره را کنار جاده رها کردند و رفتند .عروس جوان اگر چه به نیروی انتظامی شکایت کرد ولی هرگز پس از گذشت ده سال داغ آن عصر جهنمی را فراموش نکرده است .

پرونده شکایت وی با عنوان ” تجاوز به عنف ” در دادگاه باز شد و هنوز که هنوز است متجاوزان دستگیر نشده و معلوم نیست سر چند نفردیگر مثل منصوره این بلا را آورده اند .

تجاوز به عنف و قانون

عنف در لغت به معنی خشونت و زور است و منظور از اصطلاح تجاوز به عنف انجام نزدیکی جنسی بدون رضایت زن و با استفاده از قهر و غلبه است. تجاوز به عنف جرمی در ردیف مجازات های جنایی است.  تجاوز به عنف در همه کشورها مجازات شدیدی دارد و به جنایت مربوط است. در قانون جمهوری اسلامی ایران در ماده ۸۲ قانون مجازات اسلامی مجازات تجاوز به عنف اعدام است.

البته باید توجه داشت که در قوانین ایران تجاوز به عنف تنها در چهارچوب رابطه خارج از چهارچوب مشروع ازدواج  اعم از دائم و موقت ــ به رسمیت شناخته شده است .بنابراین توسل به خشونت جنسی در روابط میان زن و شوهر تجاوز به عنف محسوب نمی شود .

فرقی بین جوان و غیرجوان و محصن و غیرمحصن نیست

چندی پیش روزنامه خراسان در همین زمینه مصاحبه مفصلی با قاضی عزیزی از وکلا و قاضی سابق دیوان عالی کشور انجام داد و نظر وی را درباره جزای اقدامات مجرمانه تجاوزبه عنف جویا شد.

وی در این خصوص گفت : طبق ماده ۸۲ قانون مجازات اسلامی حد زنا در ۳ مورد، قتل است و فرقی بین جوان و غیرجوان و محصن و غیرمحصن نیست که این موضوع نیز با توجه به مقررات بین المللی جای بحث و بررسی دارد.
این قاضی دادگستری زنا را دارای انواع مختلف دانست و گفت : اولین مورد تجاوز به عنف به محارم نسبی است و دومین آن تجاوز مرد غیر مسلمان به زن مسلمان و بعدی زنای به عنف که موجب قتل زانی اکراه کننده است .
اما نکته مهمی که در مورد تجاوز به عنف مطرح می شود، موضوع اثبات زنا و از آن مهمتر اثبات این است که آیا زنا بدون رضایت زن و با قهر و غلبه صورت گرفته است یا خیر؟ و اثبات این موضوع نیز بر عهده قربانی است. بنابراین، اگر چنانچه زنا مورد انکار مرد باشد زن باید آن را اثبات کند و در عین حال باید ثابت کند که نزدیکی بدون رضایت وی رخ داده است.

به عقیده کارشناسان، در تجاوزهای دسته جمعی مانند آنچه در خمینی شهر اصفهان و روستای قوژد کاشمر روی داده، اثبات آن زیاد سخت نیست اما در تجاوز به عنف که گاه در جامعه مواردی از آن اتفاق میافتد، قربانی باید شواهد و قرائن یا گواهی پزشکی قانونی برای اثبات جرم به محکمه ارائه کند.
دکتربابک رزم ساز، معاون دادستان تهران و سرپرست دادسرای صادقیه با اشاره به جرم تجاوز به عنف، میگوید: اگرچه قانون ما سنگینترین مجازات را برای زنای به عنف تعیین کرده است، اما ما در تعریف این جرم، خلاء قانونی داریم.
رزم ساز توضیح میدهد: تجاوز در معنای گسترده هر گونه تعرض جنسی نسبت به زن است ولی ممکن است تعرضات جنسی به اندازه تعریف شرعی زنا نرسیده باشد. حال آنکه، این مسئله به طور خاص و جداگانه در قانون، جرمانگاری نشده و لازم است در این زمینه بررسیهای لازم انجام شود.(منبع)
قاضی عزیزی نیز در این باره می گوید :  باید متهم در نزد قاضی ۴ بار اقرار کند و اقرارهای وی در نزد پلیس ملاک رای قاضی نیست. همچنین طبق ماده ۱۲۰قانون مجازات اسلامی یکی از شرایط اثبات زنا، علم قاضی است که از طریق متعارف حاصل می شود، یعنی این که قاضی می تواند با توجه به اقرارهای کسانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند و سایر قرائن و شواهد، جرم متهم را زنای به عنف تشخیص داده و حکم صادر کند.(منبع)

اقرار و انکار

 مرد جوان متهم است سه سال قبل دختری به نام «سوگل» را میان شمشاد‌های میدان آزادی مورد آزارجنسی قرار داده‌است.

سوگل ساعاتی بعد از این حادثه خود را به ماموران پلیس رساند و به آنها گفت: «من دانشجوی دندانپزشکی هستم و در شهرستان درس می‌خوانم. امروز -روز حادثه- دیروقت به تهران رسیدم. قرار بود پدرم دنبالم بیاید اما وقتی از اتوبوس پیاده شدم او را ندیدم، برای همین با وی تماس گرفتم و او توضیح داد کجا ایستاده‌است. چون مطمئن نبودم مسیری که می‌روم درست است از مرد جوانی سوال کردم، به من گفت از میان شمشادها بروی چند دقیقه بیشتر راه نیست.

من هم همین کار را کردم، یکدفعه احساس کردم کسی تعقیبم می‌کند. تا بتوانم به خودم بیایم و فرار کنم آن شخص من را از پشت گرفت و همان مرد جوانی بود که از او آدرس پرسیده‌بودم. او مرا به زمین کوبید و مورد آزار قرار داد. هرچه سعی کردم در برابرش مقاومت کنم، نتوانستم. التماس کردم و خواستم مرا رها کند اما توجهی نکرد و به من تجاوز و بعد با لباس‌های پاره رهایم کرد و گریخت..

دختر جوان گفت: وقتی بلند شدم و سعی کردم کشان‌کشان خودم را از میان شمشادها بیرون بیاورم، متوجه شدم تلفن همراه مرد متجاوز روی زمین افتاده ‌است که آن را برداشتم وبه ماموران دادم .

وقتی پرونده تشکیل شد و به دادسرا رفت بازپرس دستوربازداشت این مرد را صادر کرد سپس مرد جوان مورد بازجویی قرار گرفت و به تجاوز اعتراف کرد..

وقتی قضات از متهم خواستند درباره اتهامش توضیح بدهد او هم اتهامش را قبول کرد و گفت که به دختر دانشجو تجاوز کرده‌است. بعد از چند جلسه بازجویی و اعتراف متهم به تجاوز، جلسه محاکمه برگزار شد اما مرد جوان این بار گفت اتهام را قبول ندارد و این دختر خودش خواست با من رابطه داشته باشد قضات شعبه ۷۲ دادگاه کیفری‌استان تهران بعد از محاکمه مرد جوان، وی را مجرم شناختند و او را به اعدام محکوم کردند. متهم به رای صادره اعتراض و پرونده به دیوان عالی کشور رفت .

قضات دیوان رای صادره را نقض و اعلام کردند چون او اتهامش را در جلسه محاکمه انکار کرده‌است بنابراین حکم درست نیست و شعبه هم‌عرض باید به پرونده رسیدگی کند.

این بار پرونده به شعبه ۷۷ دادگاه کیفری‌استان تهران رفت و قضات این شعبه متهم را یک‌بار دیگر محاکمه کردند.

 این مرد باز هم اتهام تجاوز را رد کرد و گفت: دختر دانشجو خودش خواست با من رابطه داشته‌ باشد و بعد هم چون از کارش پشیمان شد از من شکایت کرد.

این انکار کارساز نبود، چرا که هیات قضات شعبه ۷۷ اعلام کردند متهم را مجرم می‌دانند زیرا او چهار بار نزد قضات شعبه ۷۲ به جرم خودش اعتراف کرده‌است، ضمن اینکه ادعای او در مورد دختر دانشجو نمی‌تواند صحت داشته باشد زیرا شاکی دانشجوی رشته دندانپزشکی است و شأن خانوادگی بالایی دارد و حتی اگر بخواهد با کسی رابطه داشته باشد این عمل را میان شمشادهای میدان آزادی انجام نمی‌دهد.

ضمن اینکه دختر جوان بعد از این تجاوز دچار مشکلات روحی شدیدی شده‌ و این نشان‌دهنده عدم تمایل او برای برقراری رابطه ‌است.

 بنابراین قضات شعبه ۷۷ هم رای بر اعدام متهم دادند. این حکم یک‌بار دیگر مورد اعتراض قرار گرفت و دیوان عالی کشور هم بر نظر خود باقی ماند، بنابراین پرونده برای تعیین تکلیف به هیات عمومی دیوان عالی کشور رفت. ۵۰

 قاضی دیوان برای بررسی پرونده تشکیل جلسه دادند و در نهایت با اکثریت آرا مرد جوان را مجرم شناختند و رای دادگاه کیفری را مورد تایید قرار دادند .(منبع)

پرونده برای طی کردن مراحل قانونی جهت اجرای حکم به دادسرای اجرای احکام فرستاده شد و روز گذشته پیشنهاد شد این مجرم در میدان آزادی اعدام شود.

قضات شعبه ۷۷ برای بررسی این پیشنهاد تشکیل جلسه دادند که به زودی تصمیم خود را اعلام می‌کنند

قاضی عزیزی وکیل و قاضی سابق دادگستری در این زمینه می گوید : ممکن است متهم ابتدا نزد قاضی اقرار ولی بعد انکار کند که این جا قاضی می تواند با استفاده از علم خود حکم صادر کند. وی با اشاره به این که یکی از راه های دیگر اثبات جرم، حضور ۴ شاهد می باشد، گفت: زمانی که ۴ شاهد برای اثبات جرم وجود نداشته باشد، قاضی می تواند به علم خود رجوع کند.

قانون پاسخگو نیست

امیر کریم نیا کارشناسی ارشد حقوق خصوصی و وکیل پایه یک دادگستری نیز معتقد است : اگر به دیده تحقیق بنگریم، معلوم می‌شود که تجاوز به عنف، در سیستم قضائی ایران قابل اثبات نیست. زیرا متهم اقرار نمی‌کند. اگر برای اقرار وی نیز شرایط خاصی قائل شویم، اقرار موضوعاً منتفی است .

چون فرض بر این است که تجاوز با زور و عنف صورت گرفته است، لذا شاهدی نیز نمی‌تواند وجود داشته باشد در نتیجه فعل ارتکابی را نمی‌توان ثابت کرد.

چنانکه گفته شد در دنیای امروز راه‌های اثبات دعوی کیفری جنبه علمی- معنوی پیدا کرده است. آن‌چنان دلایلی که ایمان قاضی را به وقوع جرم تقویت می‌کند و برای او جای تردید باقی نمی‌گذارد.

در چنین دنیایی قوانین موضوعه جمهوری اسلامی ایران و در کنار آن رویه‌های قضائی و عملکرد دادگاه‌ها برای این ادله جایگاهی نمی‌شناسد و به ویژه جرائم منافی عفت را تنها با راه‌های سنتی قابل اثبات می‌داند.

روشی که امنیت جامعه را سخت به مخاطره می‌اندازد و موجبات نگرانی شهروندان را فراهم می‌کند. تردیدی نیست که دلایل علمی- معنوی می‌تواند در کنار دلایل قانونی و در جهت تکمیل آنها کاربرد داشته باشد.

اصلاح قوانین موضوعه با این دیدگاه می‌تواند پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه امروزی ایران باشد.  (منبع)
اما آیا اقرار زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند، نمی تواند دلیلی محکم برای صدور حکم از سوی قاضی شود.

سیدجلال عزیزی گفت: طبق شرع و قاعده حقوقی اقرار هر کسی علیه خودش نافذ است ولی اقرار زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند، برای علم قاضی مهم است و جزو قرائن و شواهد محسوب می شود .( منبع)
وکیل قوه قضاییه می گوید: در هر جای کشور که دادگاه کیفری حکمی مثل حکم اعدام یا تبرئه صادر کند، حکم برای تایید باید به دیوان عالی کشور ارسال شود و اگر دیوان عالی رای دادگاه کیفری را نقض کرد، پرونده را به شعبه هم عرض در دادگاه همان استان ارجاع می دهد و اگر دادگاه هم عرض، هم بر خلاف نظر دیوان رای داد و همان حکم شعبه اولی را صادر کرد، این حکم به شعبه دیوان عالی که قبلا حکم را نقض کرده می رود و در آن جا این شعبه موضوع را به هیئت عمومی دیوان ارجاع می دهد و می نویسد که مثلا رای ما، قتل متهم است ولی هم شعبه اولیه دادگاه کیفری و هم شعبه هم عرض نظر ما را نپذیرفتند و حکم به تبرئه دادند و ما صالح به رسیدگی این موضوع نیستیم.
عزیزی افزود: متعاقب این موضوع، پرونده در هیئت عمومی دیوان عالی کشور که متشکل از سه چهارم قضات حدود ۳۳ شعبه اعم از رئیس، مستشار و عضوهای معاون هستند، بررسی می شود و در آن جا ابتدا دادستان کل کشور یا نماینده او سخنانی را ایراد می کند و بعد موافقان و مخالفان حکم دیوان عالی نظرات خود را می گویند. در آخر نیز دادستان و یا نماینده او نظر خود را درباره حکم پرونده می گوید و سپس رای گیری می شود و هر رایی که اکثریت داد را انشا می کنند و آن رای را که اصطلاحا به آن «رای اصراری» می گویند به همراه پرونده، به شعبه دیگری از دادگاه کیفری استان ارسال می کنند تا  هیئت عمومی دیوان عالی کشور رای بدهند.

اردیبهشت
۱
۱۳۹۴
کودکان معلول ذهنی سربار جامعه نیستند  
اردیبهشت ۱ ۱۳۹۴
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس : بهمن صادقی

فیروزه فروزانفر: پدر شوهر و مادر شوهرم از روز نامزدی تا روزی که معلوم شد اولین نوه پسری اشان عقب افتاده ذهنی است من را ” عروس گلم ” صدا می کردند . راه و نیم راه ، به هر مناسبتی برایم کادو می خریدند و طلا به دست وگردنم می انداختند . بخصوص وقتی که معلوم شد صاحب یک نوه پسر می شوند برایم سنگ تمام گذاشتند. بعد از تولد محمد گوسفند عقیقه کردند و ولیمه دادند و برای من و محمد حساب بانکی باز کردند .

از تولد محمد هفت روز گذشته بود که از دکترش این لغت عجیب و غریب را شنیدم ”  آسیفیکسی ” . دکتر گفت پسرکم دچار این بیماری شده است . سرم گیج رفت و صدای دکتر را نمی شنیدم . انگار دنیا را کوبیده بودند وسط سر من .

بیمار شدم و چند روز بعد فهمیدم زمان تولد اکسیژن به محمد نرسیده و برای همین جریان خون در مغز دچار مشکلاتی شده و مرگ سلولی در مغز پسرکم ایجاد شده که او را به یک معلول ذهنی تبدیل کرده است . کار من شد اشک و آه و قسم وآیه به شوهرم که به پدر و مادر و فامیل نگوید . نمی خواستم کسی بداند محمد من یک عقب افتاده ذهنی است ولی کم کم همه فهمیدند . همه از روی علائم حرکتی او فهمیدند که مشکلی وجود دارد و از آن روز من شدم مقصر . مقصر اینکه حتما عیب و ایرادی داشتم که بچه معلول شده و رویاهای من روز به روزبیشتر از دیروز بر باد رفت .

هر روز کودکان بیشماری با معلولیت ذهنی دنیا آمده و یا در اثر سوانح و حوادث دچار معلولیت ذهنی می شوند.کودکانی که نیازمند حمایت های دولتی و غیر دولتی برای رشد و انجام فعالیت های اولیه زندگی خود هستند و هنوزفرهنگ عمومی بسیاری از جوامع پذیرای کودکان ذهنی و حقوق اولیه آنها برای زیست متعادل نیست .

معصومه ۶ فرزند دارد که دختر بزرگش در اثر عفونت دوران زایمان دچار معلولیت ذهنی شده است .

او می گوید : زمانی که برای دو دختر دیگرم خواستگار می آید من دختر معلولم را پنهان می کنم چرا که معلول بودن او روی ازدواج دختر هایم تاثیر گذاشته است و نمی دانم روی ازدواج پسرها هم تاثیر خواهد گذاشت یا نه ؟ ما آنطور که شاید و باید به فرزند معلولم رسیدگی نکردیم و او آموزش های لازم را ندیده و من نگرانم که بعد از مرگ من چه بلایی سر این دختر خواهد آمد . وجود کودک معلول ذهنی در خانواده مشکلات زیادی ایجاد می کند که ما با آن آشنا نبوده و نیستیم .

«اروپاییان فراموش‌شده»

اخیرا  نماینده دفتر منطقه‌ای حقوق بشر ملل متحد برای اروپا، از الگوی جدید کشورهای اروپایی در رابطه با معلولین ذهنی خبر داد.نماینده دفتر منطقه‌ای حقوق بشر ملل متحد برای اروپا تصریح داشت: هنوز در بسیاری از کشورهای جهان الگوی پدرسالارانه و از بالا به پایین در رابطه با معلولین ذهنی اجرا می‌‌شود که در نتیجه آن، معلولین از امکان و فضای کافی برای رشد برخوردار نمی شوند .
امسال جوامع اروپایی با شعار «اروپاییان فراموش‌شده» بنا دارند که در عمل نسبت به معلولین ذهنی یا بیماران دارای اختلالات روانی در این جوامع، با رویکردی حقوق بشری متمرکز شوند. در راستای تحقق این هدف، جلب مشارکت کارشناسان، افراد شاغل در زمینه نگهداری و درمان معلولین و نیز نمایندگان دولتی و بخش‌های غیردولتی لازم دانسته شده است.

اکنون در سطح اروپا این ایده به‌طورجدی مطرح است که افراد معلول ذهنی به مؤسسات نگهداری سپرده نشوند، بلکه از طریق ارایه خدمات و امکانات لازم اجازه و این امکان داده شود که بتوانند به‌طور مستقل زندگی کنند و در جامعه مشارکت داشته باشند. در سطح کمیسیون اروپا تلاش می‌شود که از این الگو برای اجرا در کشورهای عضو، پشتیبانی لازم به‌عمل آید. ۱

مربی نقاشی مرکز خیریه جامه توانبخشی شبانه روزی اراک در زمان برگزاری نمایشگاهی از آثار کودکان معلولان ضمن تاکید برفعالیت های خیریه برای حمایت از این کودکان می گوید : دو سال است که با بچه های ذهنی نقاشی کار می کنم و چون خودم کم بینا هستم و در دوره مهدکودک و چند سالی از مدرسه ام را با بچه های استثنائی بوده ام، البته کلاس هایمان جدا بود ولی با آن ها و خصوصیات رفتاریشان تا حدودی آشناهستم .

یاسمن ساکی فر که ۲۷ سال دارد و فارغ التحصیل نقاشی است، ادامه می دهد: حدود یک سال در انجمن محک به کودکان استثنائی آموزش نقاشی دادم و به مرور بیشتر با آن ها آشنا شدم و هم اکنون نیز در مرکز خیریه مشغول آموزش نقاشی به معلولان ذهنی و بیماران اعصاب و روان هستم .چرا که با این کار آنها به توانایی های خود پی برده  و روند درمان در آنها تسریع می شود .

وی تاکید می کند: سعی می کنم در آموزش به گونه ای  با بچه ها برخورد کنم که عزت و اعتماد بنفسشان بالا رود و و مانند بچه های عادی اگر در مواردی اشتباه کنند به آن ها تذکر می دهم تا کار را به درستی انجام دهند.

وی معتقد است: کودکان معلول و اصولا معلولان دارای کرامت انسانی هستند و وظیفه ما رعایت حقوق آنهاست و وظیفه بنیادین ما رعایت حقوق آنهاست . ۲

فروغ کدخدایی مادر دو فرزند معلول ذهنی است . او می گوید :  من بیشتر زیرسلطه بزرگترها بودم ، به خصوص مادرم که خیلی نسبت به من حساس بود. دوست نداشتم ، غصه بچه های مرا بخورد و به همین دلیل طوری برخورد می کردم که انگار بیماری بچه ها، یک مسئله عادی است و پذیرای معلولیت بچه ها شدم و قبول کردم وجود آن ها برایم برکت است و واقعا هم همین طور شد .

همسرم دیدگاه های خاص خود را داشت . وقتی متوجه مشکل بچه دوم مان شد، مرا سرزنش می کرد و می گفت تو به بچه نرسیده ای و از نظر غذایی به او توجه نداشتی. همسرم می گفت مادر باید تمام وقتش برای بچه ها باشد و به آن ها برسد و درمن احساس گناه ایجاد می کرد که چون تو مدرسه می روی، در مراقبت از این بچه کوتاهی می کنی. همه این حرف ها باعث می شد، هنگام شیردادن به بچه دچار اضطراب و نگرانی شوم. هردو بچه مشکل خوردن داشتند و سهراب بلعش سخت بود و شیرخوردنش خیلی طول می کشید . اوایلی که خونش را عوض کرده بودند، از خوردن امتناع می کرد . مدت زیادی طول می کشید تا یک قاشق غذایی که برایش درست کرده بودم، بخورد و درنهایت بیشتر آن را دور می ریختم ولی باز درست می کردم . او طی پنج ماه اول زندگی چیزی نمی خورد. بعد هم که شروع به خوردن کرد فقط شیر می خورد و غذای مکمل را پس می زد. چشمش هم ضعیف بود و ظاهرش کاملا نشان از معلولیت او داشت.همسرم تحمل بی قراری و گریه هایش را نداشت و عصبانی می شد و برخلاف فرزند اولم که خیلی دوستش داشت، سعی می کرد از دومی دوری کند. به هرحال، اطرافیان برخورد درستی داشتند، چون خودم اجازه نمی دادم به خاطر بچه ها به من یا آن ها ترحم و یا لطف خاصی بکنند ولی کمک می کردند. مثلا” برادرم بچه ها را به منزل مادرم می برد و من سرکار می رفتم. در واقع به کار من احترام می گذاشتند. خانواده همسرم هم همیشه مرا تشویق و پشتیبانی می کردند.

تولد کودک معلول دارای پیامدهای مختلفی برای خانواده است و بالقوه می تواند با خودش خشونت برای کودک و مادر و خانواده را به همراه بیاورد . این مسئله موجب تهدیداتی جدی علیه سلامت روانی و جسمی خانواده بخصوص کودکان و زنان است که می تواند مورد توجه قرار بگیرد .

 در جامعه ما بر روی کودکان معلول ذهنی و خانواده های آنها فعالیت جدی نشده است . حقوق طرفین نا شناخته است و خانواده ها آموزش لازم برای برخورد با کودکان معلول ذهنی را ندارند . با معلولان مانند افرادی سربار جامعه برخورد می شود در حالی که آنها مانند دیگر انسان ها توانمندی های دارند که باید راه درست بکار گرفته شدنشان آموزش داده شود .

شاید به همین دلیل است که در کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت دولت های عضو متعهد می شوند که در جهت تحقق حقوق بشر و آزادیهای بنیادین برای تمامی افراد دارای معلولیت تلاش کنند . تلاشی که بدون هر گونه تبعیض تضمین شود و دسترسی و بهره مندی آنان از فرصت های عمومی در جامعه را با توجه به استانداردها و دستورالعمل های موجود ارتقا بخشد .۳

فروردین
۲۱
۱۳۹۴
روز زن و گرامی داشت نقش های از پیش تعیین شده
فروردین ۲۱ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

 

 

 

 

 

عکس : Flickr

فیروزه فروزانفر

خانه امن: همزمان با گرامی داشت روز زن در ایران رییس نهاد زنان ملل‌متحد طی بیانیه اخیر خود به اجلاس پنجاه و نهم کمیسیون مقام زن با نقش های از پیش تعیین شده برای زنان  مخالف کرد و گفت : سال ۲۰۱۵، سال شروع حرکت به‌ سوی تحقق برابری جنسیتی و توان‌افزایی زنان است، سال تکمیل‌کردن اقداماتی که در طول بیست ساله گذشته انجام شده است و فرصت مناسبی برای تداوم اقداماتی به‌شمار می‌رود که تاکنون انجام شده است.

در حالی که  رییس نهاد زنان ملل متحد به نقش های از پیش تعیین شده در جوامع توسعه یافته و نیافته نقد می کند روز زن در ایران با بزرگ کردن همین نقش ها گرامی داشته می شود و با اصلی نشان دادن هویت خانگی زن ، هویت اجتماعی زنان نادیده گرفته شده وهمین الگو در رسانه ها تبلیغ می شود .

روز زن در ایران در حالی جشن گرفته می شود که همچنان شهادت و دیه و ارث زن نیم مردان است و در قانون خانواده حقوق مسلم یک انسان . مطالبات مربوط به برابری جنسیتی از او نادیده گرفته می شود . مطالباتی که رییس نهاد زنان ملل متحدد برا آن تاکید کرده و تحقق آن را مستلزم اتخاذ اقدامات و تحقق پیشرفت‌هایی در تمامی زمینه‌ها دانسته است .

وی در این بیانیه می گوید : بایستی در فاصله سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰، تحقق اهداف توسعه پایدار را با توجه به ملاحظات جنسیتی و برابری جنسیتی دنبال کرد، اما تا ۲۰۳۰ باید تحقق برابری جنسیتی و سیاست ۵۰-۵۰ را به‌طو ر کامل دنبال کنیم. تحقق سیاست ۵۰-۵۰ هم در عرصه‌های کمی و هم در زمینه‌های کیفی باید اعمال شود و به لحاظ کمی، بایستی تعداد نمایندگان زن با تعداد نمایندگان مرد، برابر باشد.

رییس نهاد زنان ملل‌متحد ادامه داد: این امر به معنای نادیده گرفتن چالش‌ها و معضلات موجود نیست، اما باید بدانیم که ما نخستین نسل از زنان هستیم که از این فرصت برخوردار شده‌ایم که در جهت مقابله با معضلات زنان و دختران از جمله در جهت مقابله با فقر زنان و دختران، اقدام کنیم. همچنین ما نخستین نسلی هستیم که درصدد ایجاد تغییرات اساسی در توازن قدرت میان زنان و مردان برآمده‌ایم؛ اگر چه حرکت ما در ۲۰ سال اخیر، بسیار کند بوده است، اما این نباید منجر به نادیده‌گرفتن پیشرفت‌ها شود.

در میان سوال اساسی از متولیان سیاستگذاری فرهنگی برای زنان و بخصوص معاونت زنان ریاست جمهوری این است که برنامه ریزی شما برای تحقق اهداف توسعه پایدار با همان ملاحظات جنسیتی چیست ؟

تا چند سال زنان ایرانی که در قالب قوانین اسلامی زندگی می کنند می بایست تحقق این اهداف را از مردان مطالبه کرده و برای آن هزینه های گزاف پرداخت کنند و طبق این بیانیه قرار است زنان ایرانی در سال ۲۰۲۰ کجا ایستاده و چه سهمی از فرصت ها ی سیاسی و اجتماعی را به خود اختصاص دهند .

اگر خوب به بیانیه پایانی اخیر نهاد زنان ملل متحدد  دقت کنیم به چند نکته کلیدی و بنیانی اشاره شده که جامعه ایرانی همچنان از آن رنج می برد . جامعه ای که در روز زن شوهر با دسته گل و کادو به استقبال زنی می رود که می تواند روی او چند زن گرفته و قانون حق طلاق را یکسره از آن شوهر می داند .

نکته بسیار مهم در بیانیه رییس نهاد زنان ملل متحد، اِعمال فشار بر دولت‌ها جهت تغییر قوانین، عرف‌ها و سنت‌ها و هنجارها و ارزش‌هایشان خصوصاً در زمینه مربوط به حقوق و تکالیف خانوادگی است. در این بیانیه هرگونه پذیرش کلیشه‌های جنسیتی و نقش‌های کلیشه‌ای برای زنان و مردان در خانواده (پذیرش نقش‌های خانوادگی متفاوت از جمله مادری، پدری و زن و شوهری) به عنوان مصادیق و مظاهر پدرسالاری دانسته شده و محکوم به رد شده است.

از نکات قابل توجه در رویکرد نهادهای مختلف در اجلاس پنجاه‌ونهم کمیسیون مقام زن، از یک سو، اتخاذ رویکردهای کاملاً بدبینانه نسبت به نقش‌پذیری متفاوت زنان و مردان در خانواده و از سوی دیگر، اِعمال فشار ضمنی بر دولت‌ها جهت بازپس‌گیری شروط خود به اسناد بین‌المللی و اقدام در جهت ایجاد تغییرات بنیادین در ارزش‌ها و هنجارها و سنت‌های حاکم بر جوامع بوده است.

رییس نهاد زنان ملل متحد نیز صراحتاً در بیانیه اخیر خود به این اجلاس خاطرنشان کرده است که قواعد سنتی و مذهبی دولت‌ها در زمینه ازدواج، زندگی خانوادگی، اموال و مالکیت و ارث و نیز حقوق و آزادی‌های سلامت جنسی و باروری باید مورد بازنگری جدی قرار گیرد.

یکی از محورهای مورد تأکید رییس نهاد زنان ملل‌متحد در بیانیه اخیر خود به اجلاس پنجاه‌ونهم کمیسیون مقام زن، تأکید بر به رسمیت شناختن حقوق و آزادی‌های مربوط به سلامت جنسی و باروری زنان است.

امسال در حالی به استقبال روز زن در ایران می رویم که هنوز بیش از گرامی داشت هویت انسانی زن نقش های از پیش تعیین شده ارزش گذاری شده و ارزش وحقوق و تکالیف زنان را مردان معین می کنند.

مبع

فروردین
۱۸
۱۳۹۴
آموزش حقوق خانواده و نقش دولت و نظام آموزشی
فروردین ۱۸ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس: مهر خانه

فیروزه فروزانفر

خانه امن: آموزش حقوق خانواده پیش از ازدواج ضروری است . بسیاری از دختران و پسران جوان در حالی دهها برگ زیبای سند ازدواج را امضا می کنند که هیچ اطلاعی از بندها و تعهداتی که به واسطه این امضاها برای آنها الزام آور می شود را ندارند .

این آموزش نه تنها در دانشگاهها و رسانه ها که در سالهای آخر دبیرستان می تواند در سرنوشت دختران و پسرانی که قرار است چنین سند مهمی در آینده امضا کنند مهم و تاثیر گذار باشد .

خانواده نیز موظف است دختران و پسران خود را نسبت به حقوق و تکالیفی که پس از قرار داد ازدواج برای آنها مسئولیت قانونی ایجاد می کند آگاه کند و این در حالی است که تقریبا هیچ آموزش رسمی و غیر رسمی درباره آن انجام نمی گیرد و بدون آموزش نیز نمی توان از زوجین جوان انتظار داشت از عهده تکالیفی که بر عهده گرفته اند به خوبی بر آمده و نهاد خانواده را با توجه به کارکردهای آن تقویت کنند .

اگر به اهمیت آموزش حقوق متقابل اعضای خانواده پی برده باشیم بدون تردید نیاز به یک برنامه آموزشی از خانواده تا مدرسه و دانشگاه و جامعه را نیز احساس می کنیم . به راستی برنامه آموزشی سیاستگذاران عمومی جامعه برای آموزش حقوق به اعضا خانواده چیست ؟

آموزشی که می تواند حق و تکلیف تک تک اعضا خانواده را مشخص کرده و آنها را نسبت به رعایت آنها آماده کند .

یکی از آموزش های ضروری یادگیری حل مسئله و حل اختلاف در خانواده است . مهارت های که می توان با یادگیری و خواندن و تمرین آنها را آموخت و اجرا کرد .

به نظر می رسد مسوولان جمهوری اسلامی که اخیرا از بالا رفتن آمار طلاق احساس نگرانی می کنند  بهتر است به جای آنکه این دلایل را در ماهواره و اینترنت جستجو کنند اتفاقا از رسانه ها و فضای مجازی در جهت آموزش حل مساله بین اعضا خانواده استفاده کرده و آنها را از کودکی در معرض چگونگی برخورد با حقوق دیگر اعضا خانواده تمرین و آموزش دهند .

توصیه اول به مسوولان جمهوری اسلامی : نخستین نکته این است که انجام دادن هر کاری به مهارت و دانش نیاز دارد. برای آنکه زن و مرد به همسران توانایی تبدیل شوند دانائی ها ، دانش ها و مهارت های لازم را کسب کنند و نقش دولت و نظام آموزشی در این مسیر دارای اهمیت است  .

همچنین در آموزش ها باید تاکید محوری بر این نکته باشد که  راه حل عمده مسائل و مشکلات زناشویی ، اصلاح نگرش به نقش های زنانه و مردانه و تقسیم بندی جامعه بر اساس جنسیت است . چنانچه شیوه برخورد و انتظارات زوجین بر اساس نقش های نوشته شده و لایتغیر اصلاح شود امکان گفت و گوی برابر بین آنها ایجاد شده و اصولا گفت و گو صورت می گیرد و اگرنه در شرایطی که مرد طبق تعالیم هر روز در جامعه احساس برتری کند نه گفت و گویی شکل گرفته و اگر هم شکل بگیرد به نتایج زیان باری تبدیل می شود .

مشخص شدن انتظارات براساس هویت برابر از جمله نکاتی است که چه در روابط دوستی یا ازدواج می بایست بین شرکای جنسی مشخص و معلوم شود .

طرح انتظارات همواره افراد را در قبول مسئولیت آماده کرده و سطح توقعات را با توانمندی طرفین متعادل می کند .

آموزش نگرش مثبت به یکدیگر از جمله نکات ضروری است که برنامه ریزی طولانی مدت نیاز دارد . در جامعه ای که اعتماد به یکدیگر خدشه دار شده مسلم است که نه تنها آمار طلاق ،که آمار کلاهبرداری و جرم و آسیبهای اجتماعی در آن بالا می رود .

آموزش و تمرین چگونگی اعتماد سازی ، چگونگی و روش های گفت و گو و مشورت با یکدیگر و هماهنگی و تصمیم گیری جمعی از جمله نکات ضروری است که مسولان فرهنگی ما باید به آن توجه ویژه کنند .

چگونه می توان شعار همدلی ، همفکری ، همکاری ، پشتیبانی ،حسن نظر ، حل وفصل مسائل ،فعالانه به حرف هاییکدیگر گوش کردن ، تشریک مساعی و احترام به عقاید یکدیگر داد بدون آنکه از مدرسه تا دانشگاه ، از رسانه تا جامعه آن را تمرین کرد و بدون آنکه در همه آموزش ها ،  آموزش حق و حقوق طرفین را به عنوان زیر بنای آموزش مورد توجه قرار نداد .

شناسایی مسئله ، علت یابی و سرانجام راهیابی از نکاتی هستند که با آگاهی به حقوق متقابل می بایست به آن توجه و مرتب تمرین کرد .

قانون روش مسالمت آمیز ،صمیمانه و خوش بینانه را زیر ساخت نظم عمومی قرار داده ولی چگونه می توان بدون آموزش انسانهای داشته باشیم که محور رفتارهای خانوادگی و اجتماعی خود را بر این اصول قرار داده اند .

مسولان دولتی جمهوری اسلامی که نگران افزایش آمار طلاق هستند باید بدانند بدون داشتن مشاوران آگاه و با تجربه و استفاده از تجربه دیگر کشورها راه به جایی نمی برند و آمار طلاق در سالهای آینده با افزایش بیشتری روبرو خواهد شد .

اصلاح قوانین مربوط به خانواده و آموزش این قوانین چراغ راهی است که می تواند یک برنامه دقیق برای تحکیم خانواده را رقم زند و اگرنه به زودی خانواده در ایران با بحران جدی روبرو خواهد شد .

اسفند
۲۵
۱۳۹۳
درباره من قضاوت نکنید
اسفند ۲۵ ۱۳۹۳
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

Yahya Natanzi

 

 

 

 

عکس:Flickr

فیروزه فروزانفر-روزنامه نگار

پدرم هیئتی بود و افتخارش این که بقال سر کوچه هم نمی داند حاج آقا دختر دارد . از همان کلاس اول مادر بزرگم عزیز خانم رویش را کیپ می گرفت و من را از کوچه پس کوچه های خیابان زیبا به مدرسه رفاه می رساند و سر ساعت هم بر می گرداند . خانواده مرفه ای داشتیم و پدرم بالاتر از مسجد آشتیانی ها نرسیده به میدان شهدا مغازه داشت .

بابا را حاج آقا صدا می کردیم و مادرم بدون اجازه پدرم آب نمی خورد . بعد بابا همه کاره خانه ما عزیز خانم بود که حتی نوع غذایی که باید برای نهار و شام می خوردیم را معین می کرد. تقریبا مادرم در پانزده سال اول ازدواجش گوش به فرمان مادر بزرگ مهربانم  بود که به پشتی تکیه می داد و زیر لب ذکر می گفت وهیچ کسی بالای حرفش حرف نمی زد .

هر روز راه و نیم راه عمه کوچکه و عمه بزرگه و عموها و عروس ها و بچه هاشون خونه ما می آمدند و می رفتند و مادرم بنده خدا لخ و لخ چادرش را به دندون می کشید و من هم روزگار بهتری از مادرم نداشتم .

هر شب مادرم یک تشت  برنج برای فردا خیس می کرد واکثر زندگی اش را در آشپزخانه ای که هم کف حیاط بود می گذراند . گاهی بعد از ظهرها تن خسته اش را می کشید تو اتاقی که بهش صندوقخانه می گفتند و ده دقیقه ای چرت می زد . فکر کنم توی همین اتاقک سی چهل دستی رختخواب کناری مهمان روی هم تا سقف چیده شده بود و هر از چندی هم عزیز خانم همه را وارسی می کرد .

مادرم ۶ تا بچه پشت هم به دنیا آورد که من آخری بودم و البته حاج آقا هم سالی چند بار با مادرم و مادرش و عهد و عیال راهی زیارت می شد . از مشهد و سوریه بگیر تا مکه و کربلا  .

نمی دانم چرا از همان اول علاقه ای به درس نداشتم وعاشق نقاشی بودم . بیشتر دلم می خواست هر جا مادرم هست همان جا باشم و اورا نقاشی کنم . مادر هم که به قول خودش همیشه یک پا توی آشپزخانه ایستاده بود و اگر آشپزی نمی کرد مشغول باقالی پاک کردن و رب پختن و ترشی انداختن و دسته دسته سبزی خرد کردن بود .

مادری که این روز ها نزدیک ۶۵ سال دارد و گاهی خیره می شود به دو عکس روی دیوار که جوانی قاب گرفته از دو پسر بزرگش است . پسر هایی که در حورالعین جا ماندند و هیچوقت از روزهای سرد جنگ به خانه بر نگشتند .

من هم در همان روز های سرد جا ماندم . روزهایی که حاج آقا تصمیم گرفت من را به پسر یکی از هم هیتی هایش شوهر دهد و من مات،  روزهایی را می گذراندم که خرید عروسی و حنا بندون و جهاز برون و شب زفاف نام داشت و تفریح من این بود که پس از پایان هر کدام از مراسم از چهره ها و اتفاقات حاشیه ای در دفترچه ۴۰ برگم نقاشی کنم .

حقیقتش یک باره من که جلوی برادر هایم آستین بلند و یقه بسته و لباس های گله گشاد می پوشیدم یک دفعه نشستم روی تختی با یک لباس خواب حریر که عزیز خانم در آخرین سفر مشهد قبل از فوتش از بازار رضا خریده بود و سفارش کرده بود من شب عروسی آن را تنم کنم .

روی تختم یک تکه پارچه سفید تور دوزی شده انداخته بودند . مادرم سفارش کرد تا از تنم خون آمد خودم را با آن پاک کنم و دستمال را بگذارم توی سینی نوربلین زیر تخت و نگهش دارم برای روز مبادا .

مادرم می گفت برو خدا را شکر کن . دوره ما باید دستمال را تحویل زن اوسای حمامی می دادیم که بیرون در منتظر ایستاده بود . لی لی ، لی لی می کرد و دستمال خونی را تحویل مادر شوهر می داد و مشتلق می گرفت و اسپند دود می کرد .

زل زدم به سقف و دندان هایم را به هم فشار دادم  تا خون آمد و من فوری دستمال را گذاشتم توی همان سینی که مادرم زیر تخت گذاشته بود .

شدم مادرم . پختن و گذاشتن و برداشتن و شبها هم خوابیدن با مردی که دستش به تنم می خورد یخ می کردم . پا هایم مثل چوپ می شد و خدا خدا می کردم زودتر تمام شود و پنهان شوم در لاک خودم با یک تفاوت اساسی . مادرم زیبا بود و من نبودم . مادرم زنیت داشت و من نداشتم . مادرم سفره می انداخت از این سر تا آن سر اتاق و من نمی توانستم . مادرم با آن همه گرفتاری از سر وظیفه یا هر چیز دیگر عشوه ای برای حاج آقا می آمد و من نمی توانستم . من شوهرم را دوست نداشتم . تلاشی هم نمی کرد که دوستش داشته باشم . من زیبا نبودم و توی فامیل چو افتاده بود که کمی خنگ هم هستم و جز نقاشی روی هر کاغذی که پیدا می کردم کاری بلد نیستم .

من عروس پانزده ساله بودم که هر شب دعا می کردم مرد روی پشتی خوابش ببرد و من پناه ببرم به دفترچه نقاشی و مداد رنگی هایم . من در پانزده سالگی شدم دخترکی برای پنج دقیقه فراز و فرود مردی به نام شوهر که هر از چندی یاد آوری می کردم زیبا نیستم  .

زن دایی و زن عمو و خلاصه عروس های جوان فامیل به سفارش مادرم شدند مشاوران شوهر داری من . عطر بزنم . موهایم را بیگودی برقی بپیچم .ماتیک بمالم تا شوهرم از راه برسد و من فوری با یک لیوان آب طالبی و لبخند یخ زده به استقبالش بروم و حتما لباس خواب های تازه مد شده ژاپنی را بپوشم که هر کسی می رفت مکه رنگ و وارنگش را با یک قواره چادر مشکی کلوکه یا وال گل درشت سوغاتی می آورد .

توصیه ها افاقه نکرد . مادر شوهرم می گفت دو پاره استخوان . خواهرش از دماغم ایراد می گرفت و مادر و خانواده ام باج میدادند که مبادا بشم ” طلاق به … ” .

پسر هم هیاتی بابا جانم  دست آخر درخواست طلاق داد و چون دستی هم در بسیج محل داشت در دایره رزمندگان دادگاه طلاق پارتی بازی کرد و من را طلاق داد .

الحمدلله مهر دندان گیری نداشتم که طلاق سختش باشد . جهازم را دادند و طلاهای سر عقدم را بالا کشیدند و راهی خانه پدرم کردند .

شدم غصه روی دل مادر اما خانواده دست از سرم بر نداشتند . حالا دیگه برادر کوچکه تا کلاس خیاطی من را می برد و می آورد . حتی حق نداشتم تنهایی دکتر بروم . دلم کلاس نقاشی می خواست اما بابا گفت این پنبه را از گوشم در آورم . راه فراری نبود . تنها زن دایی بود که یواشکی برایم مداد رنگی و کاغذ می خریدو یک بار به اسم  دکتر من را برد یک جایی اطراف شهرک غرب تا نمایشگاه نقاشی تماشا کنم . دو سالی از طلاقم گذشته بود که حاج آقا یک خانه توی خیابان شکوفه به اسمم کرد تا بلکه به گوش دروهمسایه برسد و خواستگار پیدا شود .

خواستگار پیدا شد . از من خواستند با خواستگار حرف بزنم و من که هیچ اعتماد به نفسی نداشتم نتوانستم از پسر جوان هیچ سوالی بپرسم و یا از خودم بگویم فقط به مادرم گفتم من را شوهر ندهید من می خواهم کلاس نقاشی بروم . می خواهم کمکم کنی روی پاهای خودم بایستم . التماس کردم ولی

هیچ کسی به حرف من توجه نکرد . تصمیم گرفتم غذا نخورم . حرف نزنم اما برای هیچکس مهم نبود . مهم این بود که من شوهر کنم و حرفی پشت من در نیاید .

من شوهر کردم و دیگر توضیح نمی دهم که چه بلاهایی سر من آمد چون احتمالا درباره من قضاوت می کنید و می گویید خودت مقصر بودی اما فقط یک جمله به شما می گویم

دخترتان را به زور شوهر ندهید .هرگز پسر و دخترتان را مجبور به ازدواج نکنید . بگذارید بزرگ و مستقل شوند و خودشان تصمیم بگیرند واگرنه می شوند مثل من که کتک هم که می خورم مادرم می گوید پنبه طلاق را از گوشت در بیار باید زندگی کنی با اینکه می دانند دامادشان زن دیگری در شهرستان نم کرده دارد و بیشتر وقتش را با او می گذارند .

ازدواج اجباری چیست ؟

منظور از ازدواج اجباری هنگامی است که زن یا مرد جوانی توسط خانواده اش مجبور به ازدواج می شود. فشار می تواند جسمی یا روانی باشد . ازدواجی که که در آن دختر یا پسر توسط فردی دیگر چون والدین، سرپرست، خواهر یا برادر و… با تهدید، ارعاب، مشوق های چشمگیر، خشونت یا قطع امکانات قبلی، مجبور به ازدواج با شخصی که هیچ علاقه ای به زندگی با وی ندارند، شوند.

بعضی از خانواده ها از ایجاد فشارهای روانی به فرزندان استفاده می کنند و با او قهر می کنند،‌ به حال خود رهایش می کنند،‌ به خشونت زبانی روی می آورند مثلا تکه می اندازند، تحقیر می کنند، سرکوفت می زنند، منت می گذارند و… عده ای از والدین هم فرزندشان را از برخی از حقوق طبیعی یا فرصت ها و خواسته هایشان محروم می کنند.

اشکال ازدواج اجباری

ازدواجی که از سوی والدین تحمیل می شود.

ازدواجی که از سوی سرپرستان فرد چون برادر بزرگتر، عمو و… اجبار می گردد.

ازدواجی که قبایل تحمیل می کنند. مثل ازدواج های خون بس.

معمولاً افراد به دلایل مختلفی درگیر نوع اول و دوم ازدواج های اجباری می شوند که گاه آنها را به سمت ازدواج اجباری نوع سوم یعنی خود تحمیلی سوق می دهند:

خواستگار جزو آشنایان نزدیک والدین یا سرپرستان می باشد و به قولی خانواده به خاطر رو دربایستی فامیلی دختر یا پسرشان را مجبور به ازدواج می نمایند.

گاه برخی از خانواده ها به ازدواج فرزندشان مانند یک معامله پرسود می نگرند و به همین دلیل فرزندشان را وادار به ازدواج با فرد مورد نظرشان می نمایند.

گاه والدین گمان می کنند که فرزندانشان به دلیل سن کم و نداشتن تجربه نمی توانند خوب را از بد تشخیص دهند به همین دلیل آنها را مجبور می کنند که با فلان فرد که آنها برایش تعیین کرده اند ازدواج کند به این گمان که ازدواجشان به خوشبختی خواهد انجامید.

در چنین شرایطی ابتدایی روش این است که قربانیان در معرض خطر به بزرگان فامیل و افراد مورد اعتماد والدینشان استفاده کنند حتما با پدر و مادر ولو آنکه فکر کنند نتیجه نمی گیرند حرف بزنند و نارضایتی خودشان را اعلام کنند و تسلیم نشوند و بدانند که در نهایت خطبه عقد با بله گفتن آنها بسته می شود .

ازدواج اجباری هیچ نتیجه ای جز گسترش خشونت و بالارفتن آمار طلاق ندارد . در چنین خانواده های گسست عاطفی و ناراحتی های روحی و جسمی با آمار بالای به چشم می خورد . امکان خیانت بیشتر می شود و عملا زندگی زناشویی معنا ندارد .

ازسوی دیگر دربیشتر موارد ازدواج اجباری درباره دختران و پسرانی که زیر ۱۸ سال هستند بیشتر به چشم می خورد هر چند که در سنین دیگر والدین با استفاده از ابزارهای فرهنگی و اقتصادی فرزندان را مجبور به ازدواج می کنند . البته بین ازدواج اجباری و سطح تحصیلات و یا فقر رابطه مستقیمی وجود دارد بهمین دلیل سازمان های بین المللی و نهادهایی چون صنوق جمعیت سازمان ملل متحدد و یونیسف تلاش های فراوانی کرده اند تا دولت ها را وادار به تصویت قوانینی کنند که از ازدواج اجباری یا ازدواج کودکان جلوگیری کنند .

این نهادها جهت آگاهی و آموزش و ظرفیت سازی جامعه مدنی مداوم و مستمر دولت ها و نهادهای غیر دولتی را تشویق به ایجاد و تولید برنامه های به منظور فرهنگ سازی می کنند و دربسیاری از اسناد بین المللی درباره آن به طور جدی اصولی را مطرح کرده اند تا رضایت طرفین به عنوان شرط اصلی ازدواج مطرح و روی آن تاکید شود .

اصولی که می تواند اثرات ناگوار ازدواج های اجباری را کاهش داده و شانس استفاده از دوران کودکی برای تحصیل و سلامتی و شرایط بهتری برای زیست را فراهم کند .

 

بهمن
۳۰
۱۳۹۳
آنچه مرا رنج می داد
بهمن ۳۰ ۱۳۹۳
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

2673815994_384b57b29c_z

عکس: Beshef

فیروزه فروزانفر- روزنامه نگار

وقتی شوهرم از کوه پرت شد ومن و بچه ها را تنها گذاشت مزه خشونت را چشیدم. رضا هم شوهر بود و هم رفیق. اگرچه وضع مالی ما خوب نبود ولی خوشبخت بودیم.

مراسم چهلم که تمام شد هنوز گیج بودم با این وجود متوجه تغییر رفتار خواهرم شدم. خواهری که ۲۲ سال هم اتاق بودیم و از غم و شادی و درد دل های هم با خبر، حالا سرد شده بود و به گرمی و صمیمیت قبل نبود. تعارف هایش هم واقعی نبود.  اگر ۱۰ بار تلفن می کردم یک بار جواب می داد.

 کم کم متوجه شدم خیلی خوشش نمی آید که با شوهرش حرف بزنم و یا به خانه آنها رفت و آمد کنم اگر چه صراحتا حرفی نمی زد ولی نمی توانست رفتارش را کنترل کند. من به خوبی متوجه دلشوره او بودم ولی هر چه فکر می کردم دلیل آن را نمی فهمیدم.

یک روز مادرم سر صحبت را با من باز کرد و گفت: عزیزم رضا سایه سرت بود و رفت و از حالا باید مراقب باشی. مراقب حرف زدنت، حتی لباس پوشیدنت. نگاهش کردم. چه فایده داشت بحث کنم یا استدلال بیاورم. مانند آدمی بودم که از یک سیلی محکم سرگیجه گرفته و با سر توی دیوار رفته است. مادرم گفت که خواهرت حق دارد. شوهرش جوان است و خام و دلش هزار راه می رود. مادر از من می شنوی کمتر خونه خواهرت برو.

۴ ماه که گذشت افتادم دنبال کار وخدا می داند چقدر سخت کار پیدا کردم ولی آنچه من را رنج می داد نه رفتار صاحب کار و بقال سر کوچه، رفتار اطرافیانی بود که قبلا با من و رضا دوست بودند. رفت و آمد داشتیم. نون و نمک هم را خورده بودیم و با هم زیارت و سیاحت رفته بودیم.

رضا مردم دار بود و هر ماه خانه یکی از دوستان همکارش شام دوره داشتیم. بعد از یکی دو ماه دعوت آنها هم یکی در میان شد ورفتارهایشان تغییر کرد حتی عید نو رضا یا نیامدند و یا اگر آمدند یک ربع نشستند و رفتند.

بعد از فوت همسرم من شدم خطرناک. زنی جوان که ممکن است شوهر دوستان و حتی خواهرش را بدزدد و آنها را خانه خراب کند.

ذره بین جامعه و زنان بیوه

مکانیسم اعمال خشونت خانگی ظریف و پیچیده است. تاثیرات آن هم با همه تحقیقات موجود گاهی وسیع تر از آن چیزی است که انتظار می رود تا جایی که بعضی قربانیان بعد ازدوری از محیطی که خشونت اعمال می شده تا مرحله انتقام از خود با عکس العمل های متفاوت پیش می روند.

افرادی هم که خشونت را اعمال می کنند لزوما افرادی نیستند که دشمن قربانی باشند و گاهی دوست داشتن های مرضی و وابستگی های غیر عادی و حتی ترس از دست دادن موقعیت یا منفعت موجب اعمال خشونت علیه یکی از اعضا خانواده می شود.

با مهتاب صحبت می کنم. زنی ۵۵ ساله که ۴ فرزند دارد و شوهرش استاد دانشگاه است. مهتاب را اتفاقی پیدا کردم. وقتی در یک مهمانی به شوهرش چشم غره می رفت و او را از صحبت با هما، زن میانه سالی که چند سالی از طلاقش می گذشت دورمی کرد.

از مهتاب می پرسم به شوهرت بیشتر بی اعتمادی یا مثلا به هما و او از سوال من با وجود اینکه موضوع گفت و گو را پذیرفته جا می خورد.

نگاه می کند و می گوید اگر بخواهم با خودم رو راست باشم از شوهرم. من به او اعتماد ندارم. بارها و بارها به من خیانت کرده است. حتی وقتی بارداربودم. یک بار عروسی کارمند جوانش رفتم که بعدها فهمیدم با او رابطه داشته است.

مهتاب با عبارت خشونت بعداز طلاق و یا خشونت علیه زنان بیوه آشنا نیست ولی وقتی از او می پرسم که اگر جای هما بود و با چنین رفتاری روبرو می شد چه احساسی داشت سکوت می کند.

او هم فکر می کند نگاه جامعه نسبت به زنی که طلاق گرفته و یا شوهرش فوت کرده توام با خشونت است و این زنان همیشه زیر ذره بینی قرار دارند که آنها را آزار می دهد.

دکتر والی پور درباره بعضی عوارض خشونت  می گوید:  پنیک و حملات عصبی درتعدادی از قربانیان قابل مشاهده است. بیمارانی که با در پاسخ به ترس های شدید دچار اختلال در فعالیت های بدن می شوند. نشانه هایی که  شامل لرزش، تنگی نفس، تپش قلب، درد سینه، تعریق، تهوع، سرگیجه، احساس سبکی در سر و احساس خفگی است. در هنگام حمله پنیک مقادیر زیادی آدرنالین در خون ترشح می شود. بسیاری از افراد که برای اولین بار دچار این حملات می شوند، فکر می کنند که دچار حمله قلبی شده اند، در حال از دست دادن عقل خود هستند و یا دارند می میرند.

بسیاری می گویند این حملات دلهره آورترین وقایع زندگی آنها بوده است. اگر این حملات به صورت مکرر و غیر منتظره اتفاق بیافتد به عنوان بیماری پنیک تلقی خواهد شد، ولی حملات پنیک در جریان دیگر بیماری های اضطرابی نیز اتفاق می افتد.

رویا زن جوانی است که در مواجه با خشونت خانگی دچار پنیک های عصبی شدید می شد با اینکه دندانپزشک و از نظر مالی مستقل بود کاملا در کنترل و حتی خشونت جسمی شوهرش قرار داشت. رویا با پسر دایی اش که دکتر زنان بود در یک مطب مشترک کار می کرد. وقتی به زحمت طلاق گرفت فکر نمی کرد که همسر پسر دایی با داد و فریاد درعرض یک ماه مطب دیگری برای شوهرش اجاره کند و در وتخته مشترک را بکند و ببرد.

رویا می گوید من از طلاقم پشیمانم نیستم ولی برخورد دوستان و آشنایان بعد از جدایی من را متعجب کرد. من زیر نگاه زنانی بودم که وقتی با شوهرانشان سلام و علیک می کردم چشم غره می رفتند والبته مردان هم زیر چشمی من را می پاییدند و گاه و بی گاه محک می زدند. حتی یکی ازهمکاران مرد پس از برخورد نامناسب همسرش زنگ زد و عذر خواهی کرد. به هر حال من اجازه ندادم رفتار اطرافیان من را از میدان به در کند هر چند که هم دل گیر می شوم و هم می رنجم اما برای تغییر چنین رفتاری نباید منزوی شد.

فربد – ف روانپزشک معتقد است زنانی که در معرض خشونت پس از طلاق قرار می گیرند به دلیل قطع ارتباط های عاطفی با اطرافیان دچار واکنش های چون رنجش شدید، آزردگی و انزواطلبی و افسردگی و حتی احساس گناه می شوند. ما از سوی این زنان با مواردی از وسواس شدید نسبت به ظاهرو پوششان روبرو هستیم که فکر می کنند رفتار ولباس و برخورد و خنده شان است که موجب چنین عکس العمل های از سوی جامعه می شود و مرتب خود را قضاوت می کنند.

ما نسبت به زنان بیوه با یک پدیده فرهنگی – اجتماعی روبرو هستیم که از هنجارهای اجتماعی ناشی می شود. هنجارهای ناشی از نقش های جنسیتی و نگاه های تبعیض آمیز خشن جنسیتی که جامعه علیه جامعه بکار می گیرد که از عوامل زیستی در ایران ریشه می گیرد.

خشونت پس از طلاق یا مرگ همسر زنان را آسیب پذیر و در شرایطی درمانده می کند به طوری که بدون مطالعه و زیر فشار خانواده به ازدواج مجدد نسنجیده رو می آورند. گاهی هم این زنان پس از گذر از اندوه فراوان دچار غضب و عصبیت و عصیان می شوند و رفتارهایی را انجام می دهند که با گذشته و حتی شخصیت آنها هم خوان نیست.

این دکتر روانپزشک معتقد است چگونگی رشد روانی – اجتماعی ما درچنین مواردی از اعمال خشونت موثر است. چگونگی رشد است که هویت های جنسی و عکس العمل های ناشی از آن را شکل می دهد و منتهی به پذیرش الگوهای جنسیتی می شود.

به باور متخصصان این رشته نوع اجتماعی شدن نگاه ما به خود و خانواده و روابط درونی آن را شکل می دهد و واکنش های انسانی را کنترل می کند.

من با خانمی روبرو بودم که پس ازطلاق خاله اش دچار این وسواس فکری نسبت به او شده بود که او با شوهرش رابطه دارد در حالی که بعدها معلوم شد مرد با زن دیگری در رابطه بوده است. این زن هر بار خاله خود را در جایی می دید دچار ضعف و سرگیجه و تهوع همراه با لرزش اندام و احساس حقارت شدید می شد.

کابوس های شبانه می دید و آرامش خود را از دست می داد. رفتارهای او هم خودش را آزار می داد و قطعا در خاله او نیز تاثیرات بالینی مختلف بر جا می گذاشت.

بدیهی است زنان بیوه در کوتاه مدت و دراز مدت در برخورد با خانواده و اطرافیان با عوارضی چون بدبینی و بی حسی عاطفی و حتی دشمنی و گوشه گیری روبرو می شوند. احساس آزادی نمی کنند و روابطشان با اطرافیان محدود می شود.

خشونت پس از طلاق یا مرگ شوهر از جمله خشونت هایی است که از سوی خانواده به زن اعمال می شود و آنچنان که باید هم مورد بررسی و تحلیل قرار نگرفته است. خشونتی که منزلت و اعتماد به نفس و حتی عزت نفس زنان را نشانه گرفته و واکنش های آنها را شکل می دهد.

.

بهمن
۲۴
۱۳۹۳
نقش مدیردرانشعابات گروهی
بهمن ۲۴ ۱۳۹۳
ارتباطات موثر
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

 3645313261_a645d215ea_z

عکس: NASA Goddard Space Flight

فیروزه فروزانفر- روزنامه نگار

خصوصیات همکاران و کارمندان و داوطلبان در مدیریت سازمان غیر دولتی تاثیر گذار و تعیین کننده است و می تواند کل تشکیلات و سازماندهی را تحت تاثیر خود قرار دهد.

اگر شما مدیر یک سازمان هستید هرگز درباره آنها قضاوت نکنید بلکه باید مشکل را حل کنید این یک قانون طلایی است.

کمال گرا هم نباشید همچنان که خود شما نیز در مدیریت دارای نقاط ضعف و قوت هستید پافشاری روی کمال گرایی نتیجه عکس می دهد و چه بسا اعتماد به نفس همکاران شما را کاهش دهد.

نکته سنجی نیز سرعت کار را کاهش می دهد و کارمندان را درگیر حل جزییات کرده و دستیابی به اهداف را با توجه به زمان مشخصی که تعیین شده به عقب می راند.

کارمندان و همکاران خود را برای حل مشکل مشارکت دهید وگاهی ازآنها بخواهید مشکل را خودشان حل کنند.

فراموش نکنید حل مشکلات سازمان که ناشی از خصوصیات فردی همکاران است نیاز به اعتماد سازی با خود آنها دارد. ما بخش عمده ای از زندگی خود را با همکاران ودوستانی می گذاریم که با آنها یک فعالیت خیریه یا داوطلبانه انجام می دهیم چنانچه دراین برنامه مشترک میان ما آرامش نباشد امکان فعالیت دست جمعی از ما گرفته شده وبه جای لذت سوهان روح یکدیگر می شویم و با ریزش نیرو مواجه خواهید شد.

تحمل کردن بدترین شیوه برای حل مشکل در چنین مواردی است. فرض کنید همکاری راحت طلب دارید که اتفاقا خودش را فعال هم نشان می دهد در چنین شرایطی هر چه تحمل کنید و امیدوارباشید بهترمی شود او روز به روز بدتر خواهد شد بنابراین با مساله روبرو شوید و صورت مساله را حذف نکنید.

حالا واقعا فرض کنیم شما با همکاری راحت طلب روبرو هستید چگونگی برخورد چه خواهد بود؟

فراموش نکنید این افراد معمولا حاضر به اعتراف درباره کم کاری خود نیستند وهمواره گناه را بر گردن دیگران می اندازند و در مقابل تغییر مقاومت می کنند و مرتب از کار زیاد شکایت می کنند. پروسه کاری را طولانی کرده ومدیر پروژه را به التماس وادار می کنند.

بیشتر از آنچه کار کنند در آستین دلیل دارند که چرا کارها با تاخیر انجام شده و زمین و زمان را متهم می کنند.

 برای برخورد با آنها به نکات زیر توجه کنید.

–              همیشه برای آنها زمان تحویل کار را معین کنید

–              به آنها نشان دهید که پیگیر هستید و بخواهید هر گونه تاخیر را چند ساعت قبل از زمان مقرربا دلایل اطلاع دهند

–              در جلسات عمومی سعی در پنهان کردن و توجیه تاخیر آنها نکنید

–              با آنها جلسه دو نفره بگذارید و درباره کم کاری از او پرسش کنید

–              در طول جلسه به چشمش نگاه کنید

–              هدف و روش و سوالاتی که می خواهید در جلسه مطرح کنید یاد داشت کرده و توجیهات احتمالی او را پیش بینی کنید

–              نکات و دلایل برای اثبات کم کاری کارمند را جمع آوری کنید و مستند حرف بزنید

–              مکان گفت و گو را بررسی کنید تا افراد دیگر در میان جلسه وارد نشوند

–              زنگ تلفن را قطع کنید و جلسه را جدی بگیرید

–              آنقدر مکالمه را ادامه دهید تا به اهداف خود دست پیدا کنید

–              برای حل مشکل به او زمان بدهید

–              اطمینان داشته باشید که منظور شما را فهمیده است. بنابر این خوب توضیح دهید و خوب گوش کنید

–              به او نشان دهید که باید در جهت اهداف سازمانی قرار بگیرد

–              پیشنهادات او را در نظر بگیرید

–              حالت تدافعی نداشته باشید

فراموش نکنید ارزش و دارایی یک سازمان نیروی انسانی است بنابراین به آنها احترام بگذارید چرا که آنها سرمایه اصلی عمل جمعی هستند.

بهمن
۱۵
۱۳۹۳
روز جهانی سرطان و مسئولیت ما
بهمن ۱۵ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

8115523897_50d6304910_k

عکس: USAG- Humphreys

فیروزه فروزانفر- روزنامه نگار

 ۴ فوریه روز جهانی سرطان نام گذاری شده است تا شاید به بهانه این نام گذاری درباره سرطان بیشتر یاد بگیریم، بیشتراطلاع رسانی کنیم و باورهای نادرست را اصلاح کنیم. باور کنیم که سرطان تنها یک مشکل بهداشتی نیست و آثار اجتماعی و اقتصادی و پیامد های انسانی دارد. پیامدهایی که نه تنها بر فرد که بر خانواده تحمیل می شود و خانواده را نیزقربانی می کند.

فاطمه که دراردبیل زندگی می کند و پدرش مبتلا به سرطان است می گوید: ما قبل از سرطان پدرم مشکل اقتصادی نداشتیم. این بیماری نه تنها کمر پدرم که کمرمادروخانواده ما را شکست. خانه و مغازه را فروختیم. برادرم درس را رها کرد و تمام وقت مشغول به کار شد و من برای ادامه تحصیل شبانه روز کار می کنم. سرطان به خانه ما فقر و افسردگی و نا امنی آورد. ما با هم مهربان بودیم ولی بعدها که بی پول شدیم و مشکلات زندگی اعصابمان را نابود کرد حتی صدایمان را روی هم بلند کردیم.

وی که کارشناس رسانه است به خانه امن می گوید: شاید اگر اطلاعات و امکانات حمایتی بیشتری داشتیم امروز یک خانواده از هم گسیخته و مستاصل در مقابل این بیماری نبودیم. این بیماری می تواند به سراغ همه بیاید. فقیر و غنی ندارد. جوان و پیر نمی شناسد ولی در کشورهایی مثل کشور ما بار سنگین تری دارد.

پیشگیری و تشخیص زود، راه مقابله با رشد تکان دهنده سرطان

هدف کلی روز جهانی سرطان تلاش برای بهبود کیفیت زندگی بیماران و بالا رفتن بقا و کاهش مرگ زودرس و کمک به بیمار و خانواده ها و نهادهای مربوط به بیماری برای چگونگی برخورد با آن است. هر سال چنین روزی با یک شعار و برنامه کلی برگزار شده و تلاش های دولت ها و سازمان های غیردولتی پیرامون آن سازماندهی می شود.

 به عنوان مثال آژانس بین المللی تحقیقات سرطانی به مناسبت چنین روزی درسال ۲۰۱۴ طی بیانیه ای اعلام کرد، تاکید بیشتر بر پیشگیری و تشخیص زودهنگام بهترین راه مقابله با رشد تکان دهنده سرطان در سراسر جهان است. (۱)

بچه بودم و عاشق خاله مادرم که همه خاله جان صدایش می کردیم. سالی یک ماه به خانه ما می آمد وبا آمدنش عطر عشق و سادگی  همه جا می پیچید. بعد از ناهار سرم را روی پایش می گذاشتم و با گوشه چارقد گلدارش بازی می کردم تا در زیر آفتاب کم جان پاییزی خوابم ببرد. تا اینکه یک روز پچ پچ های مادرم و خواهرهایم را شنیدم که درباره بیماری لاعلاج حرف می زدند.

همه می دانستند چقدر خاله جان را دوست دارم و تلاش می کردند من چیزی از ماجرا نفهمم .پیرزن نقلی فامیل، با اینکه از خودش مال و منال داشت آواره خانه این پسر و آن پسرشد و عروس ها حاضرنبودند بیش از یک ماه او را نگه دارند تا مادرم یک روز رفت و خاله جان را با ساکش به خانه آورد. بالاخره یک روز او با بیماری لاعلاج از دنیا رفت و این داغ را بر دل ما گذاشت که اگر بیماری او زود تشخیص داده می شد می توانست سال ها زنده مانده و با آن همه درد از دنیا نرود.

اتحادیه جهانی مبارزه با  سرطان ” در سال ۲۰۱۳ اعلام کرد: بیمار سرطان محکوم به مرگ است یک باور غلط است. بسیاری از سرطان ها که زمانی مرگ در آنها حتمی بوده امروزه قابل درمان هستند و بیماران بسیاری به طور موثر درمان می شوند و با برنامه ریزی و اتخاذ راهبردهای صحیح، از هر ۳ مورد یک مورد سرطان قابل پیشگیری است.

اولین بار

سرطان یکی از بیماری های شایع در جهان است که می تواند منجر به مرگ شود، با توجه به آمار ارائه شده از سازمان WHO در بازده زمانی بین سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۵ نزدیک به ۸۴ میلیون نفر از این بیماری خواهند مُرد اگر در این امر تدبیری اندیشیده نشود. کشورهایی که درآمد کم یا متوسط دارند قطعا تلفات بیشتری در این زمینه خواهند داد چرا که هزینه های درمان و نگهداری از بیماران سرطانی بسیار سرسام آور است.

روز جهانی سرطان بخشی از برنامه جهانی مبارزه با سرطان است که اولین بار در پاریس در روز چهارم فوریه سال ۲۰۰۰ در نیوملنیوم (New Millennium) مراسم برگزار شد. این مراسم به منظور ایجاد هماهنگی بین محققان، متخصصان سلامت، بیماران، دولت مردان، صنعت گران و به ورزان برای مبارزه با سرطان بود. این مراسم با همکاری سازمان ها و موسسات مختلف نظیر سازمان بهداشت جهانی، آژانس انرژی اتمی و سایر موسسات بین المللی برگزار می شود. UICC اولین روز جهانی سرطان را در سال ۲۰۰۶ سازماندهی نمود. (۲)

نشانه های مختلفی برای سرطان های مختلف در دنیا مرسوم شده است. به عنوان مثال روبان صورتی برای سرطان سینه و روبان نارنجی برای سرطان کودکان و نرگس زرد که نماد سازمان ضد سرطان آمریکاست که به نوعی گسترش دهنده امید مردم برای ریشه کن شدن سرطان در آینده است.

نقش تک تک ما چیست؟

معلمان و کادرهای آموزشی در مدارس و دانشگاه ها می توانند در کلاس ها و یا فضاهای عمومی، به اطلاع رسانی درباره سرطان  بپردازند. میزهای اطلاع رسانی بگذارند و روزنامه دیواری درست کنند. مسابقه عکاسی و داستان نویسی و نقاشی گذاشته و با روش های مختلف درباره پیشگیری و از سرطان و یا نشانه ها و علائم آن صحبت کنند.

ادارات دولتی و غیر دولتی، شهرداری ها و نیروی انتظامی نیز با برگزاری سخنرانی و برنامه های عمومی و چاپ پوستر و بروشور می توانند در گسترش آگاهی موثر باشند.

مدیران و کارگزاران رسانه های نوشتاری و دیداری نقش تعیین کننده داشته و اطلاع رسانی درباره این بیماری را باید جدی بگیرند و درباره انواع سرطان ها و نحوه مراقبت از بیماران و نحوه جلوگیری از آن صحبت کنند.

بر اساس اعلام سازمان بهداشت جهانی، ابتلا به ۸۰ درصد سرطان‌ها مستقیما” به سبک زندگی ما بستگی دارد. پس رسانه ها می توانند درباره سبک زندگی و تغذیه ای که نقش پیشگیری دارد با مردم و خانواده ها بیشتر گفت و گو کنند.

میهمانی های خیریه که با هدف جمع آوری کمک های مردمی برای بیماران سرطانی برگزار می شود نیز موثر است. این مهمانی ها  که به صورت معمول از حضور یک یا چند سخنران که در مورد سرطان آگاهی رسانی می کنند بهره می برند.

سرطان ، جنسیت و خشونت

کسانی که در کودکی مورد خشونت جسمی واقع شده اند بیشتر از بقیه به سرطان مبتلا می شوند.

روزنامه ایزوستیا به نقل از محققان دانشگاه تورنتو کانادا می نویسد: محققان این دانشگاه به این نتیجه رسیده اند که برخورد خشونت آمیز با کودکان خطر افزایش بیماری های سرطانی را در بزرگ سالی تا چهل و نه درصد افزایش می دهد.

بر اساس این گزارش حتی اگر عوامل تاثیر گذار بر وضعیت سلامتی از جمله وضعیت اجتماعی و اقتصادی، استعمال دخانیات، مصرف الکل و کم تحرکی را در نظر بگیریم ارتباط بین خشونت فیزیکی و بروز سرطان همچنان خیلی زیاد است.

دانشمندان معتقدند توضیح علت این مسئله بررسی اختلال نقش کورتیزول یعنی هورمون مهمی که در تنظیم بسیاری از فرایندهای بیولوژیک در بدن تاثیر مهمی دارد و نقش کلیدی در واکنش های دفاعی بدن به اضطراب و گرسنگی ایفا می کند ممکن است. (۳)

از سوی دیگر استرس به عنوان یکی از ریشه های اصلی سرطان شناخته شده و بررسی جدید دانشمندان در امریکا ارتباط بین خشونت فیزیکی علیه زنان از طرف همسرانشان را با بروز اختلال در نوعی هورمون کلیدی آشکار می‌کند که دارای اثراتی منفی بر سلامتی آن‌هاست. محققان «مرکز یادگیری اجتماعی» اورگون دانشگاه اورگون، سطوح کورتیزول را با فرکانس خشونت بین فردی در روابط زوجین مقایسه کردند و نوعی اختلال در ریتم‌های کورتیزول روزانه را فقط در زنان مشاهده کردند؛ در واقع، سطوح کورتیزول در این زنان تمامی بعد از ظهر به کندی کاهش می‌یافت و اواخر روز به بیش از حد معمول می‌رسید. جامعه علمی سال‌هاست بر این باور بوده‌ که سیستم کنترلی محور هیپوتالاموس – هیپوفیز-آدرنال در بدن تحت تاثیر خشونت است. محور هیپوتالاموس – هیپوفیز- آدرنال، به تعامل پیچیده بین سه غده هیپوتالاموس، هیپوفیز و آدرنال گفته می‌شود که تولید کورتیزول را در واکنش به استرس کنترل می‌کند.

دانشمندان در این پژوهش دریافتند قربانی‌شدن زنان و نه مردان، با شاخص‌های چندگانه سطوح کورتیزول روزانه مرتبط بودند. آن‌ها معتقدند خشونت بین فردی برای زنان بیش از مردان تعیین‌کننده است و پژوهش جدید نیز نشان می‌دهد این موضوع احتمالا به دلیل اختلال در فعالیت محور هیپوتالاموس – هیپوفیز- آدرنال آنان است. تیم علمی در حال بررسی ریتم‌های کورتیزول روزانه مختل شده و ارتباط آن با بازدهی‌های روان‌شناسی و فیزیکی هستند تا با کمک نتایج حاصله، نوعی آسیب‌پذیری جنسیتی خاص به خشونت بین‌ فردی در روابط را تایید کنند. هر چند که خشونت خانگی خود سرطان دیگری است که جامعه را از درون نابود می کند. (۴) 

در نهایت می توان گفت سرطان بیماری همه گیری است که مقابله با آن همکاری همه را می طلبد، تک تک کشورها و تمام انسان هایی که برای کمک به دیگران احساس مسئولیت می کنند. این بیماری آثار ویرانگری بر جان و مال خانواده های درگیر سرطان می گذارد و به خصوص در کشورهای توسعه نیافته و کم در آمد و حتی در آمد متوسط که امکان تشخیص زود هنگام و گزینه های درمان کمتراست نیاز به هم یاری نیز بیشتر است.

 با وجود آنکه تمرکز بیشتر کمک های داوطلبانه روی کودکان است ولی سالخوردگان بیشترین درصد ابتلا به سرطان را دارند. اکثر سرطان ها در افراد بالای ۶۵ سال دیده می شود وسرطان در چنین سنینی امکان خشونت خانگی روانی و اقتصادی را بیشتر می کند. جمعیت سالخورده ای که به طور روز افزونی در حال افزایش است و خشونت بی سرو صدایی را علیه آنها رقم می زند. (۵)

بنابراین در روز جهانی سرطان می توانیم با یک سوال اساسی از خودمان گامی برای پیشگیری و مقابله برداریم.

نقش ما در چنین روزی چیست و ما چگونه می توانیم مفید باشیم؟

 

بهمن
۶
۱۳۹۳
چگونه از ایجاد اختلاف در گروه جلوگیری کنیم
بهمن ۶ ۱۳۹۳
ارتباطات موثر
۰

image_pdfimage_print

9328297980_89f2826db3_m

عکس: Michael Coghlan

فیروزه فروزانفر- روزنامه نگار

یکی از مدیران سازمان غیر دولتی در شهرستان های شمالی در تماس با خانه امن از دلایل ضعف کار تیمی و نداشتن روحیه انتقاد پذیری در ایران سوالاتی را مطرح کرد که فکر کردیم شاید بد نباشد به تفکیک درباره آن با شما گفت و گو کنیم. وی از تفرقه و جدایی در سازمانی که برای کمک به دختران فراری تاسیس شده می ترسید و آینده گروه را در خطر می دید.

سوال اساسی این است چرا نمی توانیم با یکدیگرکار جمعی انجام دهیم و موانع این اصل اساسی در تشکیل و تداوم فعالیت سازمان غیر دولتی چیست؟

آنچه مسلم است همکاری و کارگروهی در ایران نهادینه نشده و قهرمان گرایی، شخصیت گرایی، رقابت نا سالم، حسادت و قدرت طلبی از موانع جدی هستند که کار گروهی را تهدید می کند.

در جامعه ای که درکار گروهی، یک نفرقهرمان معرفی می شود ومعرفی قهرمان یعنی نادیده گرفتن فعالیت هایی که دیگران انجام می دهند. این نادیده گرفتن از مدرسه شروع وتا محل کارو دانشگاه و مسجد وهمه مکان های عمومی ادامه دارد. یک نفر قهرمان می شود و تشویق، و بقیه حذف می شوند.

قبیله گرایی از جمله رفتارهایی است که فعالیت جمعی را تضعیف کرده و به آسیب های جبران ناپذیری به جامعه منتهی می شود. به جای شایستگی روابط فامیلی و دوستی و همشهری بودن جایگزین شده و افراد توانا تضعیف می شوند.

در چنین شرایطی و با علم به نقطه ضعف ها چگونه می توانیم کار جمعی و همکاری را درمیان سازمان های جامعه مدنی تقویت کنیم؟

هیچ‌ یک از ما به خوبی همه ما نیست

باور کنیم که کار جمعی برای همه ما سودمند است. باور کنیم که بدون کار جمعی هیچکس موفق نخواهد شد و منفعتی برای هیچ کدام از افراد گروه به وجود نمی آید.

باوراین موضوع  تمرین و آموزش و ممارست می خواهد. یک شبه ایجاد نمی شود و با خواندن یک مقاله در فرهنگ عمومی جامعه درونی نمی شود. برای باور اگر چه باید از دوران کودکی و بهینه سازی فرهنگ سازمانی مدرسه شروع کرد اما باید از همین امروز در هر کجایی که زندگی یا فعالیت می کنیم فعالیت و برنامه ریزی برای تقویت فعالیت جمعی و اهمیت کار گروهی را شروع کنیم.

آموزش و یادگیری اولین گامی است که باید برداریم. آموزش را دست کم نگیریم بنابراین در گروه و سازمانی که عضو آن هستید درباره این موضوع گفت و گو کنید. کلاس برگزار کنید و درباره آن حرف بزنید . از حرف زدن درباره این مشکل نترسید و اطمینان داشته باشید که همه استقبال خواهند کرد.

حرف زدن درباره مشکلات و نظر خواهی از گروه به صمیمانه شدن و خلق محیطی صمیمانه و یادگیری جمعی و نشاط و ایجاد انگیزه کمک می کند و تاثیرات شگرفی از خود به جا می گذارد.

گام دوم این است که جمع یک کار گروهی تعریف کرده و کار گروهی را با آزمون و خطا تمرین کنید.

تشکیل یک تیم کاری به معنای ایجاد فرهنگی است که در آن همکاری ارزش پیدا می‌کند. در یک تیم کاری، افراد به این باور می‌رسند که افکار، برنامه‌ها، تصمیمات و فعالیت‌ها وقتی با همکاری انجام شوند، نتیجه بهتری به دنبال خواهند داشت. افراد در این تیم می‌فهمند و به این باور می‌رسند که هیچ‌یک از ما بخوبی همه ما نیست.

تجربیات ناخوشایندی که اغلب به دلیل ناآشنایی با فوت و فن کار تیمی گریبانگیر افراد شده است، مسوولیت‌ نپذیرفتن برخی از اعضا، مشکلاتی که در زمینه تصمیم‌گیری رخ می‌دهد، صرف زمان زیاد برای انجام تصمیمات، سنبل‌کاری‌ها و فرار از انجام وظایف عواملی است که افراد را از انجام کار تیمی گریزان می‌کند. فراموش نکنید که همیشه خرد جمعی بهتر از فرد کار می‌کند. خلاقیت، مواجهه مثبت با تغییراتی که روز به روز در دنیا ایجاد می‌شود، هم‌افزایی مثبت از مزایایی است که کار گروهی و تیمی را مورد توجه و در اولویت قرار داده است.

افراد کنترل کننده را فقط عمل جمعی کنترل می کند

 در همه سازمان ها و فعالیت جمعی و حتی خانه و مدرسه و محل کار افرادی با روحیه کنترل کننده پیدا می شوند. گاهی این افراد جزیی نگر یا وسواسی یا عصبانی و یا افکاری با توهم توطئه هستند. گاهی بیمارند و گاهی قدرت طلب ولی بدانید تنها عمل جمعی و همکاری گروهی است که می تواند آنها را به جمع بازگردانده و فعالیت جمعی را تقویت کند.

اگر شما به اهداف سازمان خود علاقه مند هستید به جای باند بازی و حذف و درست کردن دسته بندی بهتر است شفاف و صریح درباره موضوع گفت و گو کنید و مشکل را باز کرده و در جهت حل آن کوشش کنید و نشان دهید که چنین افرادی مورد قدردانی قرار نمی گیرند و بخصوص جامعه امروز آنها را بر نمی تابد.

تعارف و رودربایسی از آفت های فرهنگ ایرانی است که امکان گفت و گو شفاف توام با صداقت را از ما می گیرد . تعارف را کنار بگذارید و با نیت سالم با اعضا گروه درباره مشکلات گروه گفت و گو کنید. نشان دهید که شما قصد حذف آنها را ندارید و آنها نیز دارای نقاط قوتی هستند که گروه و سازمان به آنها نیازمند است.

 برنامه ریزی مهمترین روش برای تبلیغ  فعالیت گروهی است

 اگر سازمان شما از فقدان فعالیت جمعی رنج می برد شاید این سازمان دارای برنامه ریزی و سازماندهی درستی نیست و افراد در نبود برنامه ریزی امکان فعالیت جمعی و گروهی را ندارند. برنامه ریزی تمرکز افراد را از خود و خود محوری کم کرده و جمع گرایی و فعالیت گروهی را تقویت می کند.

برنامه ریزی تمرکز از جزییات را به سمت تمرکز روی اهداف می برد و ارزش کار افراد را به جمع  نشان می دهد. برنامه ریزی همکاری و تعاون را بالا می برد و حتی افراد کنترل کننده و یا قدرت طلب در برنامه حل و جذب می شوند.

برنامه ریزی حلقه ای برای بهتر کار کردن تشکیل می دهد و حتی خلاقیت فردی را در کنار کار گروهی افزایش می دهد. برنامه ریزی استرس ناشی از رفتارهای کنترل کننده بعضی افراد گروه را کم می کند و محیط پر از فشار را به محیطی همراه با شادی ایجاد می کند.

 برای تقویت همکاری گروهی اعتماد ضروری است

 اگر به دیگران اعتماد کنید، آنها هم به شما اعتماد خواهند کرد. این همان قانون طلایی در ارتباطات گروه به اعضای گروهتان نشان دهید که به آنها و کیفیت کارشان ایمان دارید. اعتماد اولین قدم در ایجاد رابطه است و شما را قادر خواهد ساخت که آگاهی بیشتری از روند انجام کارها پیدا کنید.

به اعضایتان اجازه دهید خود برای نحوه  انجام کارشان تصمیم بگیرند. با این روش کارها خلاقانه تر انجام خواهد گرفت و انگیزه و عملکرد اعضا نیز افزایش می یابد.

در قسمت های دیگر این سلسله مقاله درباره چگونگی غلبه بر موانعی که سال ها امکان فعالیت جمعی را از ما گرفته اشاره خواهیم کرد.

بهمن
۲
۱۳۹۳
چگونه یک سمینار موثر برگزار کنیم 
بهمن ۲ ۱۳۹۳
ارتباطات موثر
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

cs7_156-300x201

عکس: cyrusoft.net

فیروزه فروزانفر: روزنامه نگار

برگزاری سمینار یکی از فعالیت های است که شما می توانید به منظور آموزش یا ظرفیت سازی برای گروهی از مخاطبان با هدفی مشخص برگزار کنید. در کشور ما واژه همایش جایگزین سمینار شده است در حالی که همواره سمینار تحت نظارت یک استاد برگزار می شود و تفاوت ماهوی با همایش و کنفرانس و نشست دارد .

چنانچه شما قصد تشکیل یک سمینار دارید قبل از تشکیل لازم است به ۳ موضوع مهم توجه کنید .

دقیقا چه چیز را می خواهید بیان کنید

چگونه می خواهید به موضوع نزدیک شوید

مطالبی را که می خواهید بیان کنید اولویت بندی کنید

توجه کنید که در چگونگی ارائه سمینار، شنوندگان باید به حرف های شما توجه و آن را دنبال کنند بنابراین سالنی که انتخاب می کنید ، رنگ ها، چینش صندلی و نور و صدا و نحوه بیان شما در موفقیت سمینار تاثیر گذار است. البته هیچ روش ثابت و معینی در برگزاری سمینار وجود ندارد و خلاقیت برگزار کننده می تواند به افزایش کارآیی اضافه کند .

 همچنین شرایط شرکت کنندگان اعم از خوشحالی ، عصبانیت ، انگیزه ، توجه ، هیجان و علاقه در بهره وری جلسه مهم است بنابراین کوشش کنید روز و ساعت مناسبی را برای آن انتخاب کنید و قبل از روز برگزاری یک بار آنچه می خواهید بیان کنید یا نمایش دهید تمرین و سوالات احتمالی را بررسی کنید .در طول سمینار واضح و آرام و دقیق صحبت کنید و تمرین در ارائه مناسب برنامه و کاهش اضطراب شما موثر خواهد بود .

اضطراب در چنین برنامه های طبیعی است ولی باید از روش هایی برای کاهش اضطراب استفاده کنید و به خودتان اطمینان دهید هیچکدام از شرکت کنندگان بیشتر از شما درباره آن موضوع نمی دانند .

زمان بندی سمینار دارای اهمیت است و چه بسا لازم باشد چندین بار زمان بندی را کنترل کنید . از بکار گیری کلمات نا آشنا پرهیز کنید و سطح دارایی فکری شرکت کنندگان را در نظر بگیرید . حتی فرهنگ منطقه ، زبان و شهری که شرکت کنندگان از آن می آیند در کار آمدی و میزان موفقیت سمینار موثر است . تلاش کنید شرکت کنندگان به اهمیت موضوع و اهداف سمینار آگاه باشند و این وظیفه شماست که درباره اهمیت موضوع به اندازه کافی توضیح دهید . چنانچه اهمیت موضوع کلی و به تفکیک بخش مشخص نشود فراگیری شرکت کنندگان آنچنان که باید نخواهد بود .

اسلاید و عکس را فراموش نکنید 

بدون ساختار بندی عناوین و موضوعاتی که باید مطرح کنید وارد سمینار نشوید و از ارتباط تصویری خوب مانند پخش اسلاید و پاورپوینت استفاده کنید . هر تصویر به اندازه صدها کلمه ارزش دارد بنابراین از اسلایدهای واضح و ساده و گویا در انتقال مطالب به شرکت کنندگان کم نگذارید . اسلایدهایی که پس زمینه ساده داشته باشد تا در طول جلسه بتواند تمرکزو فضای متنوعی برای شرکت کنندگان ایجاد کند .

با تهیه اسلاید عنوان شروع کنید. بهتر است در هر دقیقه بین ۱.۵ تا۲ اسلاید نمایش دهید. اسلایدها باید فقط دارا نکات کلیدی باشند و ارائه دهنده آن نکات را توضیح دهد. اسلایدها نباید دارا توضیح باشند. اسلایدها باید از لحاظ نگارش مناسب وهماهنگ باشندو سطح شرکت کنندگان نیزدر نگارش در نظر گرفته شود .

از کم اهمیت ترین موضوع به سمت مهمترین موضوع حرکت کنید.

در هر اسلاید یک موضوع را مطرح ،و موضوع اصلی هر اسلاید را برای خود مشخص کنید .

همه مطالب را به صورت ساده بیان کنید.

توجه داشته باشید که اطلاعاتی را که مورد نظرتان نیست در اسلاید قرار ندهید.

در هر اسلاید بیش از ۶ خط و ۱۰ کلمه ننویسید.

اسلاید را پر از نوشته نکنید.

از آشنا ترین ایده ها به سمت ناشناخته ترین ایده ها حرکت کنید.

سعی کنید ازکمترین تعداد رنگ برا تهیه اسلایدها استفاده کنید.

به بزرگ و کوچک بودن حروف انگلیسی دقت کنید.

غلط های املایی و گرامر را بررسی کنید.

از ایده ساده به سمت ایده ها پیچیده بروید.

از رنگ های تند استفاده نکنید.

اگر از منبع و یا مطالب چاپ شده ا استفاده می کنید نام منبع را در اسلاید ذکر کنید.( ۱ )

مزایای استفاده از عکس 

همانطور که گفته شد تصاویر در آموزش نقش پایداری ایجاد می کنند و مزایای استفاده از تصاویر عبارتند از :

درک سریع مطالب را برا ی شرکت کنندگان ممکن می کند.

زمان را صرفه جویی می کند

جزییات را به روشنی نشان می دهد

شرکت کنندگان را با خود به فضا بیرون از جلسه می برد

مراحل یک پروسه ر ا می توان بخوبی با آن تشریح کرد

استفاده از اعداد و ارقام در سمینار توصیه نمی شود زیرا به علت مشکل بودن درک ارتباط اعداد با هم و سخت دیده شدن آنها در هنگام ارائه سمینار، باعث ایجاد خستگی در شرکت کنندگان می شود.

هنگامی که از تصاویر مجلات یا کتاب ها استفاده می کنید هماهنگی کامل در بین اسلایدها شما وجود نخواهد داشت، زیرا بین تصاویر اسکن شده وتصاویر کامپیوتر تفاوت کیفیت وجود دارد.پس در صورت امکان تصاویر را دوباره بکشیدو در غیر این صورت با استفاده از نرم افزارها گرافیکی حداکثر هماهنگی را بین تصاویر اسکن شده و کامپیوتر فراهم کنید.

اجازه بدهید اسلایدها و عکس ها حرف بزنند و فقط در جای لازم توضیح دهید.

پایان سمینار مانند شروع آن سخت است سخنران باید کاملا مشخص کند که سمینار تمام شده است و پیشنهاد پرسیدن سوال را بدهد و یک خلاصه و نتیجه گیری خوب برای شرکت کنندگان ارائه دهد . نتیجه بهتر است مهمترین بخش های سمینار را تکرار کند و نزدیک به پایان برنامه ارائه شود. برگزاری سمینارخوب در عین سادگی نیازمند برنامه ریزی و دقت است .با یک نفس عمیق و با اعتماد به نفس آن را شروع و با یک نفس عمیق آن را تمام کنید ( ۲ )

 منابع:

  1.  http://fann-e-bayan.blogfa.com/post-3606.aspx
  2. http://fann-e-bayan.blogfa.com/cat-59.aspx