صفحه اصلی  »  فرهنگ‌سازی
image_pdfimage_print
تیر
۱۴
۱۳۹۷
خشونت خانگی یک پدیده آنی نیست
تیر ۱۴ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , ,
shutterstock_342661268
image_pdfimage_print

Photo: Polonezwww.shutterstock.com

موسی برزین- پژوهشگر حقوق

خشونت خانگی یک پدیده آنی نیست که با اعمال خشونت شروع و با پایان آن تمام شود. خشونت خانگی فرآیندی است که  پیش از انجام آن شروع شده و ممکن است پس از رخداد خشونت نیز ادامه پیدا کند. خشونت خانگی زاییده انگیزه‌ها و ریشه‌های گوناگونی است که اثر آن پس از رخداد خشونت هم باقی می‌ماند.

خشونت خانگی را در سه مرحله می‌توان بررسی کرد.  مرحله اول پیش از رخداد  است. انگیزه‌ها و بسترهای مختلفی سبب خشونت خانگی می‌شود. در این مرحله  بحث پیشگیری مطرح می‌شود. مرحله دوم هنگام ارتکاب خشونت خانگی است. در این مرحله اعمال فیزیکی و غیرفیزیکی که منجر به خشونت خانگی می شود و همچنین شرایط ارتکاب آن و وضعیت خشونت‌گر باید در نظر گرفته شود. مرحله سوم و آخر پس از خشونت خانگی است. پس از رخداد خشونت خانگی شاهد پیامدهایی در فرد قربانی و نزدیکان او مانند فرزندانش خواهیم بود.

بدون شک پیشگیری از خشونت، بهتر از درمان آن و یا مجازات خشونت‌گر است. بدون ریشه‌یابی نمی‌توان اقدام به پیشگیری کرد. به همین دلیل ضروری است قوانین کشورها تدابیر پیشگیرانه و بازدارنده اعمال کنند.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

تقاضای طلاق و خودداری مادر از نگهداری کودک: راه‌حل قانونی چیست؟

ازدواج موقت با مادر و تجاوز به دختر نوجوان: به کجا و چه‌طور باید شکایت کرد؟

زندانی بودن شوهر و حق طلاق برای زن

قانونگذاری

در حقوق ایران برخی مقررات پیشگیرانه مشاهده می‌شود . ماده ۱۱۱۵ قانون مقرر داشته در صورتی که بودن زن در خانه مشترک باعث ضرر جسمی یا جانی به وی شود، می‌تواند خانه را ترک کند و این سبب از بین رفتن حقوق مالی او نخواهد بود. در ماده ۷ قانون حمایت خانواده  هم صدور دستور موقت در مورد حضانت فرزندان به صورت فوری پیش‌بینی شده است.

با این حال  می‌توان گفت قوانین ایران  راه را برای گسترش خشونت خانگی هموار کرده است. نبود تعادل و توازن بین حقوق مرد و زن در خانواده و اعطای اختیارات بیش از حد به مردان در رابطه با خانواده خود، موجب شده تا فرد خشونت‌گر از پیامد عمل خود ترسی نداشته باشد. برخی از شکل‌های خشونت خانگی جرم‌انگاری نشده و نبود قوانین حمایتی از کودکان، دلیل دیگری برای گسترش خشونت خانگی در ایران است.

قانونگذاری صحیح یکی از مهم‌ترین اقدامات برای پیشگیری از خشونت خانگی است. از این رو پیشنهاد می‌شود یک قانون منسجم و فراگیر با در نظر گرفتن تمامی جنبه‌های خشونت خانگی تصویب شود. جرم‌انگاری انواع مختلف خشونت‌های جسمی از جمله ضرب و جرح، جرم‌انگاری خشونت جنسی علیه کودکان، ممنوع کردن تجاوز زناشویی، پیش‌بینی‌هایی برای جلوگیری از خشونت کلامی و افزایش سن ازدواج به حداقل ۱۸ سال از جمله موردهایی است که قانونگذار ایران برای پیشگیری از خشونت خانگی باید در دستور کار قرار دهد.

آموزش

یکی از موثرترین تدبیرها برای پیشگیری از خشونت خانگی آموزش است. آموزش در دوران کودکی می‌تواند میزان قابل‌توجهی خشونت را کاهش دهد. این آموزش باید به صورت علمی، فراگیر و از دوره ابتدایی شروع شود. ممکن است در جامعه‌ای بر اساس عرف و باورهای نادرست، عملی که واقعا زیان‌بار است خشونت خانگی قلمداد نشود. آموزش است که به انسان قدرت تشخیص باورهای درست را از نادرست می‌دهد. همچنین رفتار مناسب، کنترل خشم و اعتقاد به اصول اخلاقی در دوران کودکی شکل می گیرد.  به همین دلیل ضروری است در سیستم آموزشی کشور واحدهای درسی در رابطه با مهارت‌های کنترل خشم و شیوه برخورد با خشونت خانگی ارائه شود. کودکان لازم است با حقوق و آزادی‌های خود آشنا شده و شیوه مسالمت‌آمیز حل اختلاف را آموزش ببینند.

نظام آموزشی ایران از دوران ابتدایی تا دانشگاه، هیچ آموزشی در رابطه با این موضوع ندارد. در مورد خشونت علیه کودکان نیز به نظر می‌رسد، نبود آموزش‌های لازم ممکن است کودک را در دام خشونت به ویژه خشونت جنسی قرار دهد. تا کنون نمونه‌های زیادی از خشونت جنسی علیه کودکان در ایران گزارش شده است. اگر کودک شیوه رویارویی صحیح با کسی که قصد خشونت دارد را بداند، احتمال ناکامی فرد خشونت‌گر افزایش می‌یابد.

خدمات تامین اجتماعی به زنان فاقد درآمد

عامل دیگری که در ایران سبب بروز خشونت خانگی بر زنان می‌شود، نداشتن شغل، درآمد و استقلال اقتصادی است. زنانی که برای گذران زندگی محتاج به شوهران خود باشند، در صورت بروز خشونت مجبور به تحمل آن می‌شوند. چنانچه زنی شغل و درآمد داشته باشد، امکان مستقل شدن و ترک خانه را دارد.  زنان خانه‌دار اما توان مالی برای برقراری زندگی مستقل را ندارند. از این رو بهتر است تدابیری برای حمایت از زنان خانه‌دار و فاقد درآمد پیش‌بینی شود.

پلیس ویژه و آموزش ضابطین دادگستری

با توجه به اینکه خشونت خانگی بیشتر دور از چشم عموم مردم و در خانه اتفاق می‌افتد، ماموران پلیس برای جلوگیری یا مداخله در خشونت خانگی با مشکل روبرو هستند. این مشکل به ویژه در ایران که باورهایی چون عدم دخالت در زندگی دیگران وجود دارد، بیشتر است. ضابطین قوه قضاییه هم در مورد خشونت خانگی آموزش لازم را نمی‌بینند. شاید تشکیل پلیس ویژه و یا اختصاص تعدادی از نیروهای منتخب و آموزش‌دیده  پلیس زن برای برخورد با خشونت خانگی مفید باشد.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

فرهنگ‌سازی از طریق رسانه‌ها

راهکار دیگری که می تواند در پیشگیری از خشونت خانگی تاثیرگذار باشد، فرهنگ‌سازی و  آموزش همگانی شهروندان از رسانه‌های عمومی است. رسانه‌های عمومی می‌توانند با تهیه برنامه‌های صوتی و تصویری، شهروندان را در مورد خشونت خانگی مطلع کرده و در فرهنگ‌سازی موثر باشند. نمایش زشتی‌های خشونت خانگی می‌تواند جامعه را نسبت به آن حساس کرده و فرصت اعمال خشونت را محدود کند.

رادیو و تلوزیون دولتی ایران اما سیاستی در مورد خشونت خانگی ندارند. بی‌توجهی دولت به فرهنگ‌سازی در زمینه خشونت خانگی  همراه با بافت سنتی و مذهبی جامعه ایران، سبب شده تا انواعی از خشونت خانگی امری عادی تلقی شود. حتی در برخی مناطق، خشونت نشانه‌ای از درستی، غیرت و مردانگی به شمار می‌رود. چنین باورهایی بستر مناسبی برای بروز خشونت خانگی خواهند بود. رسانه های دولتی می‌توانند نقش موثری در اصلاح چنین باورهایی داشته باشند.

وجود پناهگاه‌هایی که قربانیان خشونت خانگی بتوانند در آنجا برای مدتی سکونت کنند، هم حمایت از قربانیان است و هم تدبیر پیش‌گیری از تکرار خشونت خانگی است. شخصی که مورد خشونت خانگی قرار گرفته باید به محل دیگری منتقل شود تا مجبور به تحمل خشونت نباشد. در نمونه‌هایی که قربانی مکانی برای زندگی دور از خشونت ندارد، ضروری است در جامعه مکان‌هایی مخصوص برای سکونت موقت آنها وجود داشته باشد. این مکان‌ها با نام‌های مختلفی از جمله خانه امن، خانه زنان، پناهگاه و … شناخته می‌شوند.

در بسیاری از کشورها این مکان‌ها از طرف دولت و یا نهادهای غیردولتی تأسیس شده و مکانی امن برای قربانیان خشونت خانگی هستند. این مکان‌ها باید از هر جهت امن و استاندارد بوده و از بودجه و پرسنل مناسب برخوردار باشند. وجود چنین موسساتی باعث خواهد شد که زنان و کودکان قربانی خشونت خانگی مجبور به تحمل شرایط مشقت‌بار و خشونت نباشند. تجربه نشان داده که تکرار خشونت خانگی گاهی به این دلیل است که قربانی محلی برای سکونت نداشته و ناچار با خشونت کنار آمده و آن را تحمل می‌کند.  وجود خانه‌های امن این فرصت را به قربانی می‌دهد که خانه‌ای را که در آن پیوسته مورد خشونت است ترک کرده و به مکانی امن برود.

تقویت سازمان‌های مردم‌نهاد

تجربه بسیاری از کشورها نشان داده که قربانیان خشونت خانگی خود به تنهایی نمی‌توانند با آن مقابله کنند.  به همین دلیل نقش سازمان‌های مردم‌نهاد که دارای انسجام و منابع انسانی و مالی هستند در پیشگیری از خشونت خانگی و حمایت از قربانیان بسیار موثر است. در ایران این سازمان‌ها از لحاظ تعداد بسیار کم بوده و سازمان‌های کنونی هم با دشواری‌های بسیاری روبرو هستند. تقویت این سازمان‌ها و حمایت دولت از آنها می تواند گام موثری برای پیشگیری از خشونت خانگی باشد.

مرداد
۴
۱۳۹۶
پیشگیری از خشونت خانگی
مرداد ۴ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , ,
Cop arresting a man for domestic violence and female victim in the background
image_pdfimage_print

Photo: Innovated Captures/bigstockphoto.com

موسی برزین- پژوهشگر حقوق

خشونت خانگی یک پدیده آنی نیست که با اعمال خشونت شروع و با پایان آن تمام شود. خشونت خانگی فرآیندی است که  پیش از انجام آن شروع شده و ممکن است پس از رخداد خشونت نیز ادامه پیدا کند. خشونت خانگی زاییده انگیزه‌ها و ریشه‌های گوناگونی است که اثر آن پس از رخداد خشونت هم باقی می‌ماند.

خشونت خانگی را در سه مرحله می‌توان بررسی کرد.  مرحله اول پیش از رخداد  است. انگیزه‌ها و بسترهای مختلفی سبب خشونت خانگی می‌شود. در این مرحله  بحث پیشگیری مطرح می‌شود. مرحله دوم هنگام ارتکاب خشونت خانگی است. در این مرحله اعمال فیزیکی و غیرفیزیکی که منجر به خشونت خانگی می شود و همچنین شرایط ارتکاب آن و وضعیت خشونت‌گر باید در نظر گرفته شود. مرحله سوم و آخر پس از خشونت خانگی است. پس از رخداد خشونت خانگی شاهد پیامدهایی در فرد قربانی و نزدیکان او مانند فرزندانش خواهیم بود.

بدون شک پیشگیری از خشونت، بهتر از درمان آن و یا مجازات خشونت‌گر است. بدون ریشه‌یابی نمی‌توان اقدام به پیشگیری کرد. به همین دلیل ضروری است قوانین کشورها تدابیر پیشگیرانه و بازدارنده اعمال کنند.

قانونگذاری

در حقوق ایران برخی مقررات پیشگیرانه مشاهده می‌شود . ماده ۱۱۱۵ قانون مقرر داشته در صورتی که بودن زن در خانه مشترک باعث ضرر جسمی یا جانی به وی شود، می‌تواند خانه را ترک کند و این سبب از بین رفتن حقوق مالی او نخواهد بود. در ماده ۷ قانون حمایت خانواده  هم صدور دستور موقت در مورد حضانت فرزندان به صورت فوری پیش‌بینی شده است.

با این حال  می‌توان گفت قوانین ایران  راه را برای گسترش خشونت خانگی هموار کرده است. نبود تعادل و توازن بین حقوق مرد و زن در خانواده و اعطای اختیارات بیش از حد به مردان در رابطه با خانواده خود، موجب شده تا فرد خشونت‌گر از پیامد عمل خود ترسی نداشته باشد. برخی از شکل‌های خشونت خانگی جرم‌انگاری نشده و نبود قوانین حمایتی از کودکان، دلیل دیگری برای گسترش خشونت خانگی در ایران است.

قانونگذاری صحیح یکی از مهم‌ترین اقدامات برای پیشگیری از خشونت خانگی است. از این رو پیشنهاد می‌شود یک قانون منسجم و فراگیر با در نظر گرفتن تمامی جنبه‌های خشونت خانگی تصویب شود. جرم‌انگاری انواع مختلف خشونت‌های جسمی از جمله ضرب و جرح، جرم‌انگاری خشونت جنسی علیه کودکان، ممنوع کردن تجاوز زناشویی، پیش‌بینی‌هایی برای جلوگیری از خشونت کلامی و افزایش سن ازدواج به حداقل ۱۸ سال از جمله موردهایی است که قانونگذار ایران برای پیشگیری از خشونت خانگی باید در دستور کار قرار دهد.

آموزش

یکی از موثرترین تدبیرها برای پیشگیری از خشونت خانگی آموزش است. آموزش در دوران کودکی می‌تواند میزان قابل‌توجهی خشونت را کاهش دهد. این آموزش باید به صورت علمی، فراگیر و از دوره ابتدایی شروع شود. ممکن است در جامعه‌ای بر اساس عرف و باورهای نادرست، عملی که واقعا زیان‌بار است خشونت خانگی قلمداد نشود. آموزش است که به انسان قدرت تشخیص باورهای درست را از نادرست می‌دهد. همچنین رفتار مناسب، کنترل خشم و اعتقاد به اصول اخلاقی در دوران کودکی شکل می گیرد.  به همین دلیل ضروری است در سیستم آموزشی کشور واحدهای درسی در رابطه با مهارت‌های کنترل خشم و شیوه برخورد با خشونت خانگی ارائه شود. کودکان لازم است با حقوق و آزادی‌های خود آشنا شده و شیوه مسالمت‌آمیز حل اختلاف را آموزش ببینند.

نظام آموزشی ایران از دوران ابتدایی تا دانشگاه، هیچ آموزشی در رابطه با این موضوع ندارد. در مورد خشونت علیه کودکان نیز به نظر می‌رسد، نبود آموزش‌های لازم ممکن است کودک را در دام خشونت به ویژه خشونت جنسی قرار دهد. تا کنون نمونه‌های زیادی از خشونت جنسی علیه کودکان در ایران گزارش شده است. اگر کودک شیوه رویارویی صحیح با کسی که قصد خشونت دارد را بداند، احتمال ناکامی فرد خشونت‌گر افزایش می‌یابد.

خدمات تامین اجتماعی به زنان فاقد درآمد

عامل دیگری که در ایران سبب بروز خشونت خانگی بر زنان می‌شود، نداشتن شغل، درآمد و استقلال اقتصادی است. زنانی که برای گذران زندگی محتاج به شوهران خود باشند، در صورت بروز خشونت مجبور به تحمل آن می‌شوند. چنانچه زنی شغل و درآمد داشته باشد، امکان مستقل شدن و ترک خانه را دارد.  زنان خانه‌دار اما توان مالی برای برقراری زندگی مستقل را ندارند. از این رو بهتر است تدابیری برای حمایت از زنان خانه‌دار و فاقد درآمد پیش‌بینی شود.

پلیس ویژه و آموزش ضابطین دادگستری

با توجه به اینکه خشونت خانگی بیشتر دور از چشم عموم مردم و در خانه اتفاق می‌افتد، ماموران پلیس برای جلوگیری یا مداخله در خشونت خانگی با مشکل روبرو هستند. این مشکل به ویژه در ایران که باورهایی چون عدم دخالت در زندگی دیگران وجود دارد، بیشتر است. ضابطین قوه قضاییه هم در مورد خشونت خانگی آموزش لازم را نمی‌بینند. شاید تشکیل پلیس ویژه و یا اختصاص تعدادی از نیروهای منتخب و آموزش‌دیده  پلیس زن برای برخورد با خشونت خانگی مفید باشد.

فرهنگ‌سازی از طریق رسانه‌ها

راهکار دیگری که می تواند در پیشگیری از خشونت خانگی تاثیرگذار باشد، فرهنگ‌سازی و  آموزش همگانی شهروندان از رسانه‌های عمومی است. رسانه‌های عمومی می‌توانند با تهیه برنامه‌های صوتی و تصویری، شهروندان را در مورد خشونت خانگی مطلع کرده و در فرهنگ‌سازی موثر باشند. نمایش زشتی‌های خشونت خانگی می‌تواند جامعه را نسبت به آن حساس کرده و فرصت اعمال خشونت را محدود کند.

رادیو و تلوزیون دولتی ایران اما سیاستی در مورد خشونت خانگی ندارند. بی‌توجهی دولت به فرهنگ‌سازی در زمینه خشونت خانگی  همراه با بافت سنتی و مذهبی جامعه ایران، سبب شده تا انواعی از خشونت خانگی امری عادی تلقی شود. حتی در برخی مناطق، خشونت نشانه‌ای از درستی، غیرت و مردانگی به شمار می‌رود. چنین باورهایی بستر مناسبی برای بروز خشونت خانگی خواهند بود. رسانه های دولتی می‌توانند نقش موثری در اصلاح چنین باورهایی داشته باشند.

تاسیس خانه‌های امن

وجود پناهگاه‌هایی که قربانیان خشونت خانگی بتوانند در آنجا برای مدتی سکونت کنند، هم حمایت از قربانیان است و هم تدبیر پیش‌گیری از تکرار خشونت خانگی است. شخصی که مورد خشونت خانگی قرار گرفته باید به محل دیگری منتقل شود تا مجبور به تحمل خشونت نباشد. در نمونه‌هایی که قربانی مکانی برای زندگی دور از خشونت ندارد، ضروری است در جامعه مکان‌هایی مخصوص برای سکونت موقت آنها وجود داشته باشد. این مکان‌ها با نام‌های مختلفی از جمله خانه امن، خانه زنان، پناهگاه و … شناخته می‌شوند.

در بسیاری از کشورها این مکان‌ها از طرف دولت و یا نهادهای غیردولتی تأسیس شده و مکانی امن برای قربانیان خشونت خانگی هستند. این مکان‌ها باید از هر جهت امن و استاندارد بوده و از بودجه و پرسنل مناسب برخوردار باشند. وجود چنین موسساتی باعث خواهد شد که زنان و کودکان قربانی خشونت خانگی مجبور به تحمل شرایط مشقت‌بار و خشونت نباشند. تجربه نشان داده که تکرار خشونت خانگی گاهی به این دلیل است که قربانی محلی برای سکونت نداشته و ناچار با خشونت کنار آمده و آن را تحمل می‌کند.  وجود خانه‌های امن این فرصت را به قربانی می‌دهد که خانه‌ای را که در آن پیوسته مورد خشونت است ترک کرده و به مکانی امن برود.

تقویت سازمان‌های مردم‌نهاد

تجربه بسیاری از کشورها نشان داده که قربانیان خشونت خانگی خود به تنهایی نمی‌توانند با آن مقابله کنند.  به همین دلیل نقش سازمان‌های مردم‌نهاد که دارای انسجام و منابع انسانی و مالی هستند در پیشگیری از خشونت خانگی و حمایت از قربانیان بسیار موثر است. در ایران این سازمان‌ها از لحاظ تعداد بسیار کم بوده و سازمان‌های کنونی هم با دشواری‌های بسیاری روبرو هستند. تقویت این سازمان‌ها و حمایت دولت از آنها می تواند گام موثری برای پیشگیری از خشونت خانگی باشد.

اردیبهشت
۱۱
۱۳۹۶
تدابیر کلی پیشگیرانه از خشونت خانگی
اردیبهشت ۱۱ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Woman with her hand extended signaling to stop (only her hand is in focus)
image_pdfimage_print

 Photo: Dean Drobot/bigstockphoto.com

موسی برزین- پژوهشگر حقوقی

بر اساس یک تقسیم‌بندی کلی در حوزه جرم‌شناسی هر انحراف اجتماعی یا هر جرم را می‌توان فرآیندی محسوب کرد که سه مرحله دارد. مرحله اول زمان قبل از وقوع انحراف است. در این مرحله علل و عوامل متعددی که باعث بروز انحراف می‌شود مورد بررسی قرار می‌گیرد. مرحله دوم زمان ارتکاب انحراف اجتماعی یا جرم است که بیشتر نحوه برخورد با انحراف و یا اعمال مجازات مورد توجه این مرحله است و مرحله سوم پس از وقوع انحراف است. در این مرحله آثار انحراف بر جامعه و قربانی بررسی می‌شود و حمایت از قربانی و اصلاح بزه‌دیده  بحث و مطالعه می شود. از آنجا که خشونت خانگی نیز یک رفتار انحرافی و مضر به جامعه است و دارای یک سیر زمانی است، این تقسیم‌بندی در مورد آن صدق می‌کند. به عبارتی خشونت خانگی را نباید پدیده‌ای آنی دانست که در یک لحظه اتفاق می‌افتد و تمام می‌شود بلکه خشونت خانگی یک فرآیند است که در طول زمان اتفاق می‌افتد. طبیعتا علل و عواملی که می‌تواند فرهنگی، اقتصادی، روانی و غیره باشد بر وقوع خشونت خانگی تاثیر بگذارد. به دیگر سخن وجود خشونت خانگی در یک جامعه قطعا به دلیل وجود علل و عوامل متعدد است و از این رو بهترین نوع و روش برخورد با انحرافات اجتماعی و جرایم همچون خشونت خانگی، پیشگیری از آن است.

مرحله اول انحراف اجتماعی یعنی قبل از وقوع، مهمترین مرحله‌ای است که باید به آن توجه شود. نمی‌توان بدون ریشه‌یابی عواملی که باعث خشونت خانگی می‌شوند و پیشگیری از آن، مبارزه‌ای جدی با خشونت خانگی داشت. توجه صرف به برخورد با مرتکب خشونت خانگی یا ترمیم خسارت‌های قربانی به تنهایی نمی‌تواند خشونت خانگی در یک جامعه را به طور معناداری کاهش دهد. به همین دلیل قوانین کشورها و همچنین سیاست‌های پیش‌بینی شده ضروری است تدابیر پیشگیرانه و بازدارانده اعمال کنند. بخشی از این تدابیر ممکن است تدابیر قانونی باشد. به عنوان مثال در قانون مدنی ایران پیش‌بینی شده است که در صورتی که زندگی زوجه در منزل مشترک متضمن «خوف جانی» باشد، زن می‌تواند خانه را ترک کند و این امر او را حقوق مالی محروم نخواهد کرد. این قانون را می‌توان ابزاری قانونی برای پیشگیری خشونت خانگی دانست. اما مهمترین تدابیر پیشگیرانه، تدابیر غیرحقوقی هستند. به این معنا که ضروری است تمامی راه‌هایی که می‌تواند باعث بروز خشونت خانگی شود مسدود شوند و در جامعه شهروندان به صورتی تربیت شوند که خشونت خانگی را زشت بدانند.

در این نوشته به برخی از تدابیر پیشگیرانه در مورد خشونت خانگی اشاره می‌شود.

آموزش

آموزش از دوران کودکی قطعا یکی از مهمترین تدابیری است که می‌تواند برای پیشگیری از خشونت خانگی اعمال شود. بسیاری از کسانی که در ایران مرتکب خشونت خانگی می‌شوند اعتقادی به قبیح بودن این مساله ندارند. از طرف دیگر ممکن است قربانی خشونت خانگی نیز اطلاعی از حقوق خود و اینکه چگونه باید با خشونت خانگی برخورد کند ندارد. از این رو ضروری است در سیستم آموزشی کشور واحدهای درسی در رابطه با مهارت‌های کنترل خشم و همچنین نحوه برخورد با خشونت خانگی ارائه شود. افراد از سن کودکی لازم است با حقوق و آزادی‌های خود آشنا شده و همچنین حل و فصل مشکلات از طرق مسالمت‌آمیز و غیر خشن را آموزش ببینند. این در حالی است که در سیستم آموزشی ایران از دوران ابتدایی تا دوران تحصیلات عالیه، هیچ‌گونه آموزشی در رابطه با این موضوع وجود ندارد.

فرهنگ‌سازی از طریق رسانه‌ها

راهکار دیگری که می‌تواند در پیشگیری از خشونت خانگی تاثیرگذار باشد، فرهنگ‌سازی آموزش همگانی شهروندان از طریق رسانه‌های عمومی است. رسانه‌های عمومی می‌توانند با تهیه برنامه‌های صوتی و تصویری شهروندان را در زمینه خشونت خانگی مطلع کنند و در فرهنگ‌سازی تقبیح خشونت خانگی موثر باشند. طبیعتا سیاست کراهت‌سازی از خشونت خانگی می‌تواند جامعه را نسبت به خشونت خانگی حساس کند و فرصت اعمال خشونت را محدود نماید. با این وجود در رادیو و تلوزیون ایران که به طور کامل در اختیار دولت است، هیچ‌گونه سیاستی برای کراهت‌سازی از خشونت خانگی  وجود ندارد. عدم توجه دولت به فرهنگ‌سازی صحیح در باب خشونت خانگی در کنار بافت سنتی و مذهبی در ایران، سبب شده است مصادیق زیادی از خشونت خانگی امری عادی تلقی شده و در برخی نقاط خشونت نشانه‌ای از درستی و غیرت و مردانگی باشد و حتی قربانیان نیز آن را خشونت تلقی نکنند. طبیعتا وجود چنین باورهایی بستر مناسبی برای بروز خشونت خانگی خواهند بود. از این رو قطعا رسانه‌های دولتی موظف به اصلاح چنین باورهایی هستند.

تاسیس خانه‌های امن

وجود پناهگاه‌هایی که قربانیان ناتوان خشونت خانگی بتوانند در آنجا به صورت موقت سکونت کنند، از طرفی نوعی حمایت از قربانیان است و از طرف دیگر به نوعی تدبیر پیش‌گیری‌کننده از تکرار خشونت خانگی می‌باشد. شخصی که مورد خشونت خانگی قرار گرفته است و احتمال تکرار این خشونت وجود دارد، لازم است به محلی دیگر دسترسی داشته باشد تا مجبور به تحمل خشونت نباشد چرا که ادامه زندگی در آن محل وی را بیش از پیش در معرض خشونت خانگی قرار می‌دهد و امکان دارد با ادامه خشونت زندگی وی به صورت جدی به خطر بیفتد. در مواردی که قربانی مکانی برای زندگی دور از خشونت ندارد، ضروری است مکان‌هایی وجود داشته باشند که قربانی به آنها مراجعه کند. این‌گونه مکان‌ها با نام‌های مختلفی از جمله خانه امن، خانه زنان، پناهگاه و … شناخته می‌شوند.

در بسیاری از کشورها این گونه مکان‌ها از طرف دولت‌ها و یا نهادهای غیر دولتی تأسیس شده و به مکانی امن برای قربانیان خشونت خانگی تبدیل شده‌اند. این مکان‌ها باید از هر جهت امن و استاندارد بوده و از بودجه و پرسنل مناسب برخوردار باشند. همچنین باید امکاناتی از قبیل برنامه‌های ویژه ترک اعتیاد و خدمات مشاوره‌ای در اختیار قربانیان خشونت خانگی به ویژه زنان قرار دهد. برای یافتن محل سکونت دائمی‌تر و حتی توانمند‌سازی و کارایی نیز می‌بایست برای زنان مساعدت‌هایی در نظر گرفته شود. وجود چنین موسساتی باعث خواهد شد که زنان و کودکان قربانی خشونت خانگی مجبور به تحمل شرایط مشقت‌بار و خشونت نباشند. تجربه نشان داده است که تکرار خشونت خانگی در برخی موارد به دلیل این است که قربانی محلی برای سکونت ندارد و مجبور است با خشونت کنار بیاید و آن را تحمل کند.

خدمات تامین اجتماعی به زنان فاقد درآمد

یکی دیگر از عواملی که در ایران سبب بروز خشونت خانگی علیه زن می شود، نبود استقلال مالی و درآمد زن است. این امر باعث شده است که زنان برای امرا معاش و گذران زندگی محتاج به شوهران خود باشند و در صورت بروز خشونت از طرف شوهر مجبور به تحمل آن باشند. چنان‌چه زنی شغلی داشته و درآمد مستقلی داشته باشد قطعا امکان مستقل شدن و ترک خانه وجود دارد اما زنان خانه دار توان مالی برای برقراری زندگی مستقل را نخواهند داشت. از این رو بهتر است تدابیری پیشگیری شود که زنان خانه دار و فاقد درآمد از حقوق ماهیانه برخوردار شوند.

فراهم کردن امکان تحقیقات

طبیعی است بدون بررسی و ریشه‌یابی عوامل خشونت خانگی نمی‌توان سیاست‌های پیشگیرانه نسبت به آن اعمال نمود. این مهم صرفا با ایجاد شرایط و امکانات لازم در جهت انجام پژوهش‌های تخصصی در این مورد امکان‌پذیر است. ضروری است تدابیری پیش‌بینی شود تا متخصصان امر به راحتی بتوانند به داده‌ها و اطلاعاتی که مورد نیاز است دسترسی داشته باشند. متاسفانه در ایران هر چند تحقیقاتی در این مورد انجام شده است لکن شرایط لازم برای انجام پژوهش در مورد خشونت خانگی فراهم نیست. قوه قضائیه معمولا اجازه دسترسی به پرونده‌ها را به محققان نمی‌دهد. سازمان‌ها هم وظیفه‌ای قانونی برای همکاری با محققان ندارند. از این رو ضروری است قوانینی تصویب شود که ارگان‌های دولتی را موظف به همکاری با محققان نماید.