صفحه اصلی  »  فرشته
image_pdfimage_print
مرداد
۳۱
۱۳۹۳
حکایت او خلق تاریخ است: دختری محلی که رهبر شد
مرداد ۳۱ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

WoA_namgay_300x300 jpg

عکس: Photo courtesy of Namgay Peldon / UN WOMEN 

مترجم: م.ع

Namgay Peldonهیچوقت فکر نمی کرد که در کشور هیمالیایی محصور در خشکی بوتان تاریخ ساز بشود، اما شد.وقتی که مردم در سال ۲۰۰۸ برای اولین بار، در گذر از پادشاهی به دموکراسی، رای  می دادند او را به عنوان اولین  بخشدار زن انتخاب کردند. بخش ها در بوتان واحد های اجرایی هستند که تحت نظر بخش داری ها اداره می شوند.در سرزمینی که مملو از تابوهای اجتماعی است و زنان تنها با هشت و نیم درصد سهم کوچکی در سیاست دارند، داستان او را  به عنوان زنی موفق که از منطقه ای کوچک تاشیدینگ در مرکز بوتان است غیر عادی می سازد.

برنامه های بخشداری پلدون در مدت تصدی این زن در مقام بخشدار، عبارت از ساختن بیمارستانی برای بخش، بهبود بخشیدن وسایل دسترسی به مرکز بخش برای روستائیان، افزایش ذخیره های آب خوردن و کشاورزی بودند. این مادر ۳۲ ساله که دو فرزند کوچک دارد، قبلا معلم بوده  و روابط محکمی در محل دارد، وی می گوید که موفقیتش را مدیون تحصیلات و اعتقاد خلل ناپذیر به برابری انسان ها است.

فکر می کنید چه عواملی در پیشرفت شما از همه مهم تر بوده است ؟

در رسیدن من به اینجایی که هستم آموزش عاملی کلیدی بوده و نقش مهمی ایفا کرده و خانواده ام نیز بر من تاثیر زیادی گذاشته و مشوق من بوده است. علاوه بر این، شغل معلمی هم به من این امکان را داد که با جامعه رابطه نزدیکی داشته باشم و آنها موجب الهام من برای به عهده گرفتن شغل بخشداری شدند.

بزرگترین موانع بر سر راه شما چه بودند؟

بزرگترین چالش من کاستن نقش مادرانه ام به خاطر کار محسوب می شد چون در آن زمان فرزندم کوچک بود و گرفتن پرستار بچه در مدت انتخابات خیلی گران بود. من مجبور شدم برای مراقبت از فرزندم پول اضافی خرج کنم تا بتوانم در ملاقات های مهم شرکت کنم. بنابر این اگر محیط پیرامون شما رسانا نباشد زن بودن چالش بر انگیز است.

شما ازمعدود زنانی هستید که در این منطقه عمدتا مرد محور کار می کنید با این موضوع چگونه کنار می آیید؟

از آنجایی که این جامعه، مرد سالار است و من تنها بخشدار زن در کل کشور بودم، در آغاز جلب همکاری بخشداران دیگر دشوار بود، اما طی چندین سال توانستم بر این مشکل غلبه کنم. حالا آنها مرا با خود در تصمیم گیری برابر می بینند و به نظراتم احترام می گذارند. بعد از گرفتن این شغل من کارهای عمرانی زیادی انجام دادم مثلا ساختن بخشداری، بازسازی معبد قدیمی، ساختن جاده های روستایی جدید و کانال های آبیاری برای بخش، که مردم را قادر به آغاز کشاورزی و سایر کشت ها کرد.

پیام شما به نسل جوانتر چیست؟ آنها باید چه چیزی از تجربه های شما بیاموزند؟

مهم ترین پیامی که می خواهم بدهم اینست که همه انسان ها برابرند و زن بودن نباید عامل باز دارنده ای برای مشارکت فعال آنان باشد. این کار امکان پذیر است و من می توانم با اطمینان بگویم که اگر کسی توانایی اش را دارد چه زن باشد چه مرد باید در انتخابات شرکت کند.

برای زنان یا دخترانی که از پیشرفت و دستاورد های شما الهام می گیرند چه پیامی دارید؟

من تجربه خوبی از اینکه اولین بخشدار زن در بوتان بودم دارم و می خواهم همه دختران جوان را تشویق کنم که پا پیش بگذارند و در انتخابات محلی دولت کاندید بشوند.

لینک منبع  

خرداد
۷
۱۳۹۳
 استفاده از قوانین بین المللی برای پایان دادن به ازدواج اجباری و زود هنگام کودکان
خرداد ۷ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
image_pdfimage_print

عروسعکس: James Gordon

مترجم: فرشته

ازدواج کودکان اغلب به بارداری های ناخواسته و زود هنگام منجر شده و دختران را در معرض ریسک های جانی قرار می دهد.

گزارش های سازمان های غیر دولتی(NGO) به کمیته های معاهدات سازمان ملل، و درخواست آنها در مورد اینکه، ازدواج کودکان را به عنوان نقض حقوق بشر دولت ها عنوان کنند، یک استراتژی موثر برای حمایت از اجرای قانون بین المللی در سطح محلی است. این گزارش ها می توانند به صورت یک توصیه محکم به دولت ها باشند که قدم های ویژه ای را جهت مبارزه با ازدواج کودکان بردارند، مانند هنگامی که در یمن در سال ۲۰۱۲ کمیته حقوق بشر به دولت توصیه کرد که حداقل سن ازدواج را معین کند. در حال حاضر، گروه ” Equality Now” و همکارانش، با موفقیت از برنامه کمیسیون جایگاه ارتباطات زنان و دیگر روش ها در سطح بین المللی و همینطور منطقه ای استفاده کرده اند، تا توجه دولت ها را به این موضوع جلب کنند .

گزارش های نهادهای غیر دولتی (NGO) می توانند تأثیر ویژه و مثبتی روی جلب توجه افراد، نسبت به زیان بار بودن نورم های جامعه که اجازه می دهند این سنت ها حتی زمانی که قانون با ازدواج کودکان مخالف است، داشته باشند.

قانون ملی – یک ابزار اساسی برای پایان دادن به ازدواج های پیش از موعد و اجباری کودکان

لازم است که دولت ها با قوانین بین المللی تشریک مساعی کنند تا بتوانند آنها را در سیستم قانونی تصویب و اعمال کنند. بخش های دولتی CEDAW , CRCمسئولند تمامی معیارهای قانونی، قضایی، مدیریتی و تمام موارد دیگر را برای اطمینان حاصل کردن از رعایت کلیه حقوق زنان و کودکان در نظر گیرند.

بنا به توافق مشترک دولت ها، بخش های دولتی همچنین وظیفه دارند بخش های خصوصی را از اعمال تبعیض نسبت به زنان و کودکان که شامل: خشونت های جنسیتی، جنسی، فیزیکی، روانی، روحی، اخلاقی و همچنین اعمالی که مانع رشد روحی و اجتماعی کودکان هستند، باز دارند .

با این وجود در چند گزارش اخیر دیگر نیز مشخص شده است، حتی زمانی که کشوری حداقل سن ازدواج که نزدیک به استاندارد جهانی است را قانونی کرده است، همچنان در اغلب موارد اجرا یا تائید نمی شود ، یا ممکن است شروطی، مانند رضایت در قانون وجود داشته باشد که استثناهایی را برای اجرای صریح قانون در نظر بگیرد. به علاوه، همانطور که گزارشات و موارد دیگر نشان می دهند، این سازمان های غیر دولتی هستند که در صف مقدم مبارزه با ازدواج کودک بوده و تنها بر اثر فشار همین سازمان هاست که ارگان های دولتی پیگیر موضوع می شوند. حتی با درگیر شدن این ارگان های دولتی، مداخله آنها به ندرت صورت می گیرد و، شواهد کمی از مداخله دولت در مورد ازدواج کودک در سطح ملی وجود دارد. با اینکه چند نمونه مثبت در این مورد وجود دارد، اما همچنان این عدم رسیدگی دولت و فراهم نکردن منابع بیدن معناست که که بار مسئولیت، بر دوش خود دختران است که با جرأت و آگاهی جلو بروند و یا بر دوش سازمان های غیر دولتی است که هر چه از دستشان بر می آید برای کمک به این دختران انجام دهند و یا از منابع محدود اجتماعات محلی استفاده کنند.
در مواردی که ازدواج کودکان صورت می گیرد اینکار با معضلات دیگری روبرو است، برای مثال، ناقص سازی جنسی زنان یا تغذیه اجباری که دختران را آماده ازدواج می کند یا قیمت گذاری روی کودک عروسان. اینها مواردی هستند که در معامله ازدواج به دخترها و زن ها ارزش و مقبولیت می بخشد.

(توضیح مترجم در مورد تغذیه اجباری: درنظر مردم موریتانی، زنان و دختران هر چه چاقتر باشند زیباتر به نظر می رسند. به علاوه سن ازدواج برای دختران حدود ۱۲ تا ۱۴ سال است، بنابراین اگر دختر چاق تر باشد اینطور به نظر می رسد که از نظر جسمی کاملا رشد کرده و آماده ازدواج است. برای همین بعضی از خانواده ها دختران خود را به کمپ هایی می فرستند که در آنجا روزانه به اجبار با غذاهایی معادل ۱۶۰۰۰ کالری در روز تغذیه می شوند، که حدود ۱۰ برابرکالری لازم برای یک زن بالغ است، این کار ممکن است ازوقتی که دختران ۵ یا ۶ سال دارند شروع شود. در این مکان ها به زور کتک و شکنجه، غذا و شیر شتر به مقدار زیاد به آنها خورانده می شود، تا یک دختر در ۱۵ سالگی حدود ۸۰ کیلوگرم وزن داشته باشد )

از آنجایی که خیلی از این کارها طبق فرهنگ یا آداب و رسوم معمول و یا جزء سنت های مذهبی در نظر گرفته می شوند، معمولا” توسط دولت ها تحمل می شوند ودر بعضی موارد صریحا” به صورت قانونی مجاز هستند. در موارد دیگر ازدواج اجباری دختران برای تسویه حساب یک بدهی یا بر طرف کردن یک دشمنی بین خانواده ها و یا قوم ها تحت قوانین سنتی صورت می گیرد، که به موازات قانون رسمی کشور وجود دارند، بنابر این دولت ها از آن چشم پوشی می کنند یا حتی مورد تایید قرار می دهند .
ازدواج کودکان در زندگی اجتماعی و اقتصادی فرد تأثیر گذار است، که این تاثیرات می تواند بعد از ازدواج و در تمام مراحل زندگی یک دختر یا زن ادامه داشته باشد.

به علاوه اشکال دیگری از تبعیض علیه زنان در قانون و سنت وجود دارد، برای مثال حق شهروندی، امنیت، ارث و مالکیت زمین همه می توانند تاثیر عمیقی روی توانایی یک دختر یا زن برای ادامه زندگی در صورت طلاق یا مرگ همسر یا کلا” در زندگی داشته باشد .

مقابله با ازدواج کودکان به تنهایی نمی تواند آنقدرها موفقیت آمیز باشد مگر اینکه استراتژی های مبارزه با قوانین تبعیض آمیز را توسعه دهیم و قانون را به صورت جامع اصلاح کنیم .
رشد قابل توجهی بین دولت ها، قانونگذاران، کارمندان بهداشت، معلمان، رهبران مذهبی و اجتماعی وجود دارد که به صورت موثر به موضوع ازدواج کودکان می پردازند. جامعه مدنی باید به موضوع تبعیض و ضررهای خانوادگی و اجتماعی که به نقض حقوق بشرو به صورت کلیشه ای بر ضد زنان و دختران انجام می شود بپردازد.

شناخت حالات و رفتارهای کلیشه ای تبعیض آمیز نسبت به زنان و دختران مستقیما “با مفهوم جایگاه و طرز برخورد نسبت به آنها در ارتباط است و این بار منفی کلیشه ای مانع اجرای قانون و ساختارهای اصولی است که برابری را تضمین می کند و از تبعیضات جنسیتی جلوگیری می کند. همچنین سازمان ملل به کشورها توصیه کرده به منظور تحت تأثیر قرار دادن خانواده ها و اجتماع با هدف به تأخیر انداختن ازدواج ها فعالیت ها و برنامه هایی را طرح ریزی کنند.

قوانین مرسوم و مذهبی
در بسیاری از کشورهایی که ازدواج کودکان در آنها رواج زیادی دارد، ازدواج ها توسط دولت، قانون مذهبی یا سنت تأئید و تصویب می شود. در بسیاری از این کشورها قوانین اساسی این موارد را شامل موضوعات خصوصی یا خانوادگی می دانند، و تا جایی که مخالف قانون اساسی یا قانون موجود نباشد دخالتی انجام نمی دهند. اما وضعیت همیشه واضح نیست، واقعیت این است که سیستم قانونی معمولا در مورد دخترها و زن ها اغماض می کند، مخصوصا در مورد کسانی که در مناطق روستایی زندگی می کنند. حتی وقتی که قانون به صورت واضح حداقل سن ازدواج یا حق برابری را مشخص می کند،آداب و رسوم یا قوانین مذاهب معمولا تأکید به نا برابری بین زنان و مردان دارد.

دولت ها باید بررسی کاملی روی آداب و رسوم، قوانین، مذاهب و تجربیات سنتی داشته باشند و ارزیابی کنند که چطور این قوانین و سنت ها روی دخترها، زن ها و ازدواج کودکان تاثیرهمیشگی دارد. آنها باید اطمینان پیدا کنند، که دخترها و زن ها هم به صورت قانونی و هم به صورت واقعی با پسر ها و مردها برابر باشند.

بررسی های ملی
این گزارش با پشتیبانی داوطلبانه TrustLaw Connect که به وسیله موسسه حقوقی atham & Watkins نوشته شده، در خیلی از موارد با همکاری از طرف شورای محلی در مورد جایگاه حقوقی ازدواج کودک و موضوعاتی در همین رابطه در ۱۸ کشور انجام شده است. ازدواج کودکان در تمام دنیا رخ می دهد. این کشورها به صورت نمونه از تمام قاره ها انتخاب شده اند، به این دلیل که، یا ازدواج کودکان در آنها رواج بیشتری داشته است، و یا اینکه سیستم قضایی آنان ممکن است بصیرتی را در این مورد و چگونگی برخورد موفق با آن فراهم کند.
گزارش های تهیه شده توسط Latham & Watkns ، نه تنها به شرایط قانونی محض در رابطه با سن ازدواج توجه دارد، بلکه همچنین بر روی اجرای آنها نیز تأکید دارند در این گزارشات همچنین قوانین و اجرای مواردی مرتبط که شامل قوانین مربوط به قیمت یا مهریه عروس، قوانین مربوط به تجاوزبه کودکی که ازدواج اجباری داشته، و یا فراهم بودن خدمات امداد رسانی به کودک عروسان فراری، و نیازهای قانونی برای ثبت تولد یا ازدواج و تحصیل دخترها نیز بررسی شده اند .

آنها همچنین ارتباط بین ازدواج کودکان و دیگر مشکلات حقوقی و اجتماعی مثل خشونت های جنسی، قاچاق انسان، استثمار، ملیت، ختنه زنان، تغذیه اجباری و غیره را نشان داده اند. خیلی از گزارش ها، متاسفانه نه همه آنها، شامل روشنگری و شناخت تدبیرهای منطقه ای است که امکان یک نگاه اجمالی را به واقعیت ازدواج کودکان درزمینه های مختلف می دهد، که برای تعیین وضعیت یک قانون، اساسی هستند. اگر چه مهم است توجه کنیم که محدودیت نظرسنجی ها و اینکه آنها نمی توانند کاملا وضعیت را در هر زمینه ای منعکس کنند باید همچنان مد نظر قرار گیرند. کلید بازنگری هر قانونی بدست سازمان های غیر دولتی محلی است که روی ازدواج کودکان و حقوق زنان کار می کنند. اطلاعات وکلایی که در این موارد تجربه دارند و تمایل به همکاری با دولت ها را داشته باشند ضروری است.
تصویری که به وسیله این پژوهش ارائه شده نه تنها دل گرم کننده نیست، بلکه نشانگر این است که اغلب این دختران پس از ازدواج در سیستمی سراسر درگیری، خشونت و تبعیض گرفتار می شوند. شرط هایی برای باطل کردن ازدواج در قانون وجود دارد اما در واقعیت برای یک دختر دسترسی به آنها بدون آگاهی از قانون، تحصیلات و منابع حمایتی بسیار مشکل است. حتی اگر او بتواند یک راه فراری پیدا کند اغلب باز هم به محیط آسیب پذیری برمی گردد که از اول شروع کرده بود. تمام این موارد نیاز به بررسی فوری دارند، موضوع مهم، تلاش های متمرکز دولت هاست تا از ازدواج کودکان جلوگیری کنند و به رنج و ظرفیت های گمشده میلیون ها دختر در اطراف جهان پایان دهند.

ما توجه همگان را به بعضی از موانع برای پایان دادن به ازدواج کودکان جلب می کنیم. ما دولت ها و بقیه را تشویق می کنیم که به ازدواج کودکان پایان دهند و نگاهی به قوانین و سیاست هایی داشته باشند که زن را قادر می سازد به بهترین وجهی که حق اوست ، بدون خشونت و تبعیض زندگی کند. ما در اینجا این سوال را مطرح می کنیم که چطور می شد اگر در این دنیا به جای اینکه دختر ها جزء مایملک فرد دیگری محسوب شوند، مورد تجاوز و سواستفاده قرار گیرند، فروخته شوند، و یا هیچ قدرتی بر روی سرنوشت خود نداشته باشند؛ از سلامت، امنیت، تحصیل و قدرت بهرمند شوند؟

این بررسی بر اساس مطالعه Lathem & Watkins از ۱۸ کشور است.

منبع:
http://www.equalitynow.org/sites/default/files/Protecting_the_Girl_Child.pdf

اسفند
۱۰
۱۳۹۲
کمک کردن به قربانیان خشونت
اسفند ۱۰ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
image_pdfimage_print

مترجم:  فرشته

راهنمای خشونت خانگی و کمک به قربانی های سوء استفاده برای دوستان و خانواده ها

          زمانی که ما به عنوان دوست یا عضو خانواده فردی که مورد سواستفاده واقع شده می خواهیم به وی کمک کنیم ، اغلب برای چنین اقدامی دچار یأس و عدم اطمینان می شویم . در زیر چند راهنمایی و پیشنهاد برای چنین موقعیت های  ذکر شده است، بدون اینکه کنترل اوضاع را به دست بگیریم ، باید توان و حق قربانی برای انتخاب بهترین راه حل را برای مشکل خودش را در نظر داشته باشیم .

چطور می توانیم مطمئن شویم که شخصی مورد سوء استفاده قرار گرفته است؟

        قبول کنید که برای اطمینان از موضوع ، احتمالا بهترین راه حل سوال کردن است . خیلی از مردم فکر می کنند  که قربانی های خشونت نمی خواهند در مورد زندگی و موقعیت شان صحبت کنند. البته خیلی از قربانی ها به دلایلی سعی می کنند که وضعیت را مخفی کنند . دلایل آنها به این شرح است:  آنها اغلب  شرمسار هستند ، یا می ترسند که همسرشان بفهمد ، یا از ترس سرزنش دیگران ، یا اینکه کسی حرف آنها را باور نکند ، یا اینکه تحت فشار قرار بگیرند و مجبور شوند کاری را که برایش آمادگی ندارند یا قادر به انجامش نیستند انجام دهند.

         به صورت خصوصی سوال کنید آگاه باشید که شخص قربانی ممکن است  فورا شروع به صحبت نکند. قضاوت نکنید و فرد را تحت فشار قرار ندهید- این سنگینی  بار حرف زدن را کم می کند و قربانی با تمایل بیشتری شروع به حرف زدن می کند . به این ترتیب نگرانی شما و تمایلتان برای حمایت از قربانی آشکار می شود.

       ساده  مسئله را مطرح کنید، اگر مورد  خاصی را شاهد بودید هست که  باعث دلواپسی شما شده است می توانید اینطور شروع کنید ،  ” من متوجه  چند مورد شدم و  نگران تو هستم ، آیا کمک و کاری هست که من بتوانم انجام بدهم؟ ” ،  یا  ” به نظرم خیلی عصبی و ناراحت هستی، اگر بخواهی الان یا یک وقت دیگر درباره اش حرف بزنی ، بین خودمان می ماند.”  متوجه باشید که ممکن است قربانی در وحله اول پیشنهاد کمک را قبول نکند اما او حتما پیشنهادتان را به یاد می سپارد. در را باز کنید ، اجازه دهید بدانند شما آماده شنیدن هستید و متوجه باشید که احتمالا لازم است  مدتی منتظر بمانید.

    مردم معمولا در مورد نزدیک شدن به دوستان یا کسانی که دوستشان دارند تردید می کنند زیرا آنها حس می کنند که مسئله شان ” به آنها ربطی ندارد”  ، یا ” کمکشان لزومی ندارد” . اما تصور اینکه ” آنچه که پشت درهای بسته می گذرد خصوصی است ” اغلب به تنها ماندن و بی پناهی منجر می شود.  اگرپیشنهاد کمکتان مورد قبول واقع نشود چیز خیلی کمی را از دست می دهید ، اما خیلی از قربانی ها فقط به یک نفر با پیشنهاد کمک نیاز دارند تا زندگیشان را تغییر بدهند.

   اگر سوال می کنید، آماده ارایه یک جواب دلگرم کننده باشید: برای ارایه یک کمک مؤثر و دلگرم کننده به یک قربانی خیلی کارها برای آماده سازی می توانید انجام دهید.

   هر چه می توانید راجع به خشونت های خانگی بیشتر تحقیق کنید : مطالب این وب سایت و لینک هایی را که پیشنهاد شده را مرور کنید، با یک مشاور خشونت خانگی صحبت کنید ، در گفتگوهای خشونت های خانگی  شرکت کنید .

   یک مکالمه خصوصی در این مورد را شروع کنید و مطمئن باشید که اگر قربانی تصمیم به صحبت گرفت به اندازه کافی وقت برای شنیدن دارید.

   هر توقعی را کنار بگذارید: فکر نکنید که یک راه حل سریع برای رفع خشونت خانگی یا موانعی که در مقابل قربانی ها هست وجود دارد. باید متوجه باشید که امن ترین انتخاب یک قربانی ادامه دادن به وضعیت موجود است تا وقتی که بتواند یک راه حل برای مشکلش پیدا کند. به این معنی نیست که ماندن در وضعیت موجود درست است بلکه به معنی این است که طرح و برنامه ریزی یک راه حل ، که از کجا باید شروع کرد، چه باید کرد و کجا باید رفت برای قربانی زمانبر است .

   با هر رفتار و عقیده نادرستی که در مورد قربانیهای خشونت دارید مبازره کنید ونظراتتان را تصحیح کنید. یک فرد به دلیل اینکه اشتباهی کرده قربانی سواستفاده قرار نمی گیرد. در واقع آنها در رابطه ای اسیر می شوند که همسرانشان از خشونت و تهدید استفاده می کنند. هر چه بیشتر روی قابلیت های قربانی از قبیل توانایی ، ابتکار ، و قدرت تصمیم گیری او  تمرکز کنید و آنها را تشخیص دهید، بهتر   می توانید به او کمک کنید.

   پشتیبانی و حمایت مؤثر: برای کمک به یک قربانی خشونت ، باید تاثیرات منفی خشونت را بر روی اعتماد به نفس، احساس ارزشمند بودن و اعتماد به توانایی های فردی وی را بفهمید . قربانی خشونت خانوادگی بودن، تنها یک گرفتاری فیزیکی  نیست – آنها در واقع اسیر گرفتاری های احساسی و روانی نیز هستند. حمایت ، شامل کمک به قربانیان در بازسازی و یا تقویت اعتماد به نفس آنها است .

    (برخی از مردم خواندن کتاب هایی در مورد خشونت های خانگی  را به دوستانشان توصیه می کنند که به این ترتیب ، آنها بهتر متوجه می شوند که در چه شرایطی هستند و راحت تر می توانند در مورد آن صحبت کنند. یکی از کتاب های خوب در این زمینه ” زندگی کردن با  سلطه گر”  اثر پت کراون است. )

   افراد را باور داشته باشید و اینرا به آنها بگویید . به یاد داشته باشید که افراد سلطه گر اغلب درمقابل جمع ، گونه ای دیگری رفتار می کنند تا در خلوت .  بنابراین  حتی اگر شما آنها را از قبل می شناسید، احتمالا هرگز آنها را طوری که با قربانی رفتار می کنند ندیده اید.

    به حرف هایشان گوش دهید :  به دقت گوش کنید، سوالات روشن کننده  بپرسید ، از قضاوت و نصیحت کردن بپرهیزید ، به احتمال زیاد مستقیما از خودشان می شنوید که به چه چیزی  نیاز دارند.

   اصل را بر تواناییهای قربانی قرار دهید : طبق مشاهدات خودتان و اطلاعاتی که آنها به شما می دهند  ، پیشرفتهای مثبتی را که  آنها برای کنار آمدن با مشکل داشته اند را پیدا کنید ،  مشکلاتی را که قبلا حل کرده اند  ، نشانه هایی از جرات و مصمم بودنشان ، حتی اگر تلاشهایشان کاملا موفقیت آمیز نبوده است. به آنها کمک کنید تا توانشان را بر مبنای این نکات مثبت بنا کنند.

   از تصمیماتشان حمایت کنید : به یاد داشته باشید که هر تصمیمی، ریسکی برای قربانی خشونت به همراه دارد. اگر واقعا می خواهید کمک کنید صبر داشته باشید و حتی اگر با تصمیمات قربانی موافق نیستید به آنها احترام بگذارید.

   برای احساساتشان ارزش قایل شوید: بین قربانیان خشونت ، داشتن احساسات متضادی مثل عشق و ترس، گناه و عصبانیت ، امید و یاس عادی است . به آنها بفهمانید که احساساتشان عادی و معقول است .

   از سرزنش قربانیان خودداری کنید : به قربانی بگویید که خشونت تقصیر او نیست. این ایده را که خشونت مشکل و مسئولیت همسر اوست را برایش روشن کنید. اما از اهانت به همسرش خودداری کنید . در صحبتهایتان روی رفتار منفی همسر قربانی تمرکز کنید نه روی نظر منفیی که نسبت به شخصیت آن فرد دارید.

     ترس های قربانی را جدی بگیرید: اگر نسبت به امنیت قربانی نگران هستید ، بدون پیشداوری احساستان را بیان کنید، مثلاً بگوئید: ” موقعیتت به نظرم خطرناک است و من برایت دلواپس هستم “.

   پیشنهاد کمک کنید: به صورتی مناسب پیشنهاد نوع  مشخصی از کمک یا اطلاعات را بدهید ، که می تواند شامل توصیه خدمات اجتماعی، مراجعه قانونی و یا کمک از گروههای حمایتی باشد. اگر از شما درخواست کمکی شد و امکان ارایه آن را دارید انجام دهید. اگر نمی توانید یا نمی خواهید صریحا ابراز کنید تا راه دیگر که مورد نیاز است مشخص شود.

    به صورت فعال و خلاقانه در مورد طرح برنامه رهایی قربانی از خشونت به او کمک کنید: کلید  طرح برنامه  ایمنی برای قربانی این است ،  مشکل را در نظر بگیرید ، تمام راه حل های ممکن را مرور کنید ،  ریسک ها و منافع راه های مختلف را بررسی کنید و راهی را که کمترین ریسک را دارد مشخص کنید . ایده ها ، منابع  و اطلاعات را به قربانی ارائه دهید .

 منبع:

http://www.hiddenhurt.co.uk/helping_abuse_victims.html