صفحه اصلی  »  فرزندکشی
image_pdfimage_print
شهریور
۵
۱۳۹۵
دختران قربانی قتل‌های خانوادگی، فرزندکشی فقط ۱۵ سال حبس دارد
شهریور ۵ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
Paper bloody syringes and instruments. Injuries ulceration bleeding Murderous
image_pdfimage_print

Photo: gundy/ Bigstockphoto.com

مدیرکل امور اسناد و مترجمان قوه قضاییه گفت: در قتل‌های خانوادگی معمولا دختران آماج جرائم بیشتری هستند، زیرا از دختران انتظار دارند که در برابر هر تصمیم پدر خود اعم از ازدواج اجباری، ازدواج در سن پایین یا ترک تحصیل تسلیم باشند.

علی کاظمی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا درباره قتل‌های خانوادگی با بیان اینکه گاهی این قتل‌ها دلایل روانشناختی دارند، گفت: یعنی ممکن است؛ پدر یا مادری دچار اختلالات روانی همچون پارانویا، دو قطبی بودن و یا سایر اختلالات روانی باشند که این موضوع باعث گرفتن تصمیمات اشتباه و انجام اقدامات نادرست توسط آنان می‌شود.

وی ادامه داد: به عنوان مثال در یک پرونده پدر خانواده یادداشتی را که در آن نوشته  شده بود «ساعت ۱۱ امشب» روی میز دیده و براساس همین یادداشت همسر خود را با ۱۱ ضربه چاقو به قتل رسانده بود. قاتل در توضیح عمل خود عنوان کرده بود؛ «همسر و فرزندانم قرار گذاشته بودند؛ ساعت ۱۱ شب من را بکشند، من هم پیش دستی کردم و با کشتن همسرم جلوی این کار را گرفتم».

ضرورت آموزش مهارت کنترل خشم

کاظمی خاطرنشان کرد: این اقدام مرد به دلیل اختلال روانی و منفی‌نگری وی بوده و به عبارت دیگر مشکلات روحی و روانی او باعث این اقدام شده است، لذا باید چنین افرادی را شناسایی کرده و ضمن انجام اقدامات روانشناختی، مهارت‌های زندگی را نیز به آنها آموزش دهیم.

مدیرکل امور اسناد و مترجمان قوه قضاییه با اشاره به اینکه گاهی این قتل‌ها ریشه در مسایل خانوادگی دارد، اظهار کرد: یعنی اعضاء خانواده دچار اختلاف شده و کنترل خود را از دست می‌دهند و به یکدیگر آسیب می‌رسانند که از این دست پرونده‌ها زیاد داریم و ضروری است؛ مهارت‌های کنترل خشم و شیوه‌های زندگی مشترک و همسرداری را به افراد آموزش دهند.

وی با بیان اینکه بخش دیگری از قتل‌های خانوادگی ناشی از آداب و رسوم ناروا و مضری است که برخی مواقع در جامعه وجود دارد، یادآور شد: نوع نگاه مالکانه پدر نسبت به فرزند باعث می‌شود که پدر در مواردی که فرزند برخلاف دسور وی عمل می کند با او برخوردهای شدیدی داشته باشد.

برخی نگاه‌ها به فرزند مالکیتی است

کاظمی خاطرنشان کرد: این عملکرد ناشی از نگاه غلطی است که می‌گوید؛ پدر نسبت به فرزند مالکیت دارد. ما پرونده‌ای داشتیم که پدری دختر خود را کشته و در چاه انداخته و مادر نیز جرات طرح شکایت علیه همسر خود را نداشته است، زیرا در آن فضا پدر همه کاره مطلق بوده است.

این حقوقدان در ادامه افزود: در چنین شرایطی علاوه بر وقوع جرم کسی هم شکایت نمی‌کند؛ این موضوع مشکلات را افزایش می‌دهد.

وی با تاکید بر اینکه در فرهنگ‌های قبیله‌ای در برخی مناطق این نگاه مالکانه وجود دارد، گفت: در این فرهنگ‌ها اگر پدر مرتکب اعمالی همچون قتل، ضرب و جرح و ایجاد صدمه بدنی نسبت به فرزندانش شود؛ کسی حق پیگیری موضوع را ندارد.

مجازات ۱۵ سال حبس برای کشتن فرزند

مدیرکل امور اسناد و مترجمان قوه قضاییه با اشاره به نگاه اشتباهی که والدین را نسبت به فرزندان مبسوط الید دانسته و براساس آن والدین می‌توانند؛ هر کاری را در قبال فرزندان خود انجام دهند، تصریح کرد: هرچند که قانونگذار مجازات قصاص را نسبت به پدر یا ولی شرعی در نظر نگرفته است، اما مجازات حبس را برای ایشان پیش بینی کرده و برای افرادی که مرتکب چنین قتل‌هایی می‌شوند تا ۱۵ سال حبس در نظر گرفته شده است.

مجازات‌ها بازدارندگی لازم را ندارند

این قاضی دادگستری اضافه کرد: هرکس که از وقوع چنین قتلی باخبر شود، می‌تواند به دادستان طرح شکایت کرده و وی موضوع را پیگیری کند.

وی با تاکید بر اینکه چنین مجازات‌هایی بازدارندگی لازم را ندارند، اظهار کرد: گاهی مشاهده می‌کنیم که یک پدر به صرف این که گمان می‌کند؛ دخترش با فردی رابطه نامشروع دارد یا با شخصی  ازدواج کرده که مورد تایید او نیست، دست به اقدامات شدیدی علیه فرزند خود زده است.

کاظمی با بیان اینکه در قتل‌های خانوادگی معمولا دختران آماج جرائم بیشتری هستند، عنوان کرد: این موضوع نیاز به تغییر فرهنگ و الگوهای فرهنگی دارد. باید خرده فرهنگ‌های غلطی که فرزند را مانند شی‌ تلقی می‌کند که مالکیت آن با پدر بوده و پدر می‌تواند به هر شکل بخواهد با وی رفتار کند از بین برود.

این حقوقدان اضافه کرد: معمولا در چنین خرده فرهنگ‌هایی انتظار می‌رود که دختر در برابر پدر تسلیم‌پذیر بوده و اگر غیر از این باشد؛ آماج خشونت قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر در این فرهنگ‌ها دختر باید در برابر هرتصمیم پدر خود اعم از ازدواج اجباری، ازدواج در سن پایین یا ترک تحصیل تسلیم باشد و در غیر این صورت با او برخوردهای شدید می‌شود.

این قاضی دادگستری در بخش دیگری از سخنان خود با تاکید بر اینکه گاهی جامعه ما از حالت عقلانی به حالت غریزی سوق پیدا می‌کند، عنوان کرد: در این حالت با کمترین کنش نسبت به فرد او سریعا واکنش از خود نشان می‌دهد که این کار را در جامدات و نباتات نیز می‌بینیم.

وی با تاکید بر اینکه برخی از افراد درجامعه ما کاملا غریزی عمل می‌کنند، گفت: این افراد به محض ناراحتی بلافاصله و به انحای مختلف واکنش خود را نشان می‌دهند. این درحالی است که در جامعه متمدن افراد عقلانی عمل کرده و ابتدا مخاطب، عمل صورت گرفته و نحوه برخورد مناسب را تجزیه و تحلیل کرده و در زمان مناسب برخورد مناسب انجام می‌دهند.

خشونت نتیجه عملکرد غریزی افراد است

کاظمی ادامه داد: در جامعه متمدن افراد سعی می‌کنند با یکدیگر برخورد عقلانی داشته باشند که ما این قسمت را نداریم، چنانکه امروز بسیاری از افراد احساسی و غریزی عمل می‌کنند که نتیجه آن خشونتی است که امروز در جامعه وجود دارد.

این حقوقدان با بیان اینکه آمار خاصی از قتل‌های خانوادگی نداشته و فکر نمی کنم؛ این نوع قتل‌ها و صدمات از سایر موارد تفکیک شده باشند، خاطرنشان کرد: باید چنین آماری وجود داشته باشد. مقام معظم رهبری نیز چند سال پیش برای از بین بردن ریشه ظلم در خانواده تاکید کردند که قتل و خشونت خانوادگی نیز از اجزای ظلم است.

وی در پایان تاکید کرد: باید ابتدا واقعیت و عمق ماجرا را شناسایی کرده و آمار دقیق آن را داشته باشیم و همچنین قربانی اصلی و نیازهای آنها را بشناسیم. ما نیاز به آمار فراگیر و دقیق و برنامه‌ای جامع برای مدیریت اطلاعات مربوط به خشونت‌های خانگی داریم و ضروری است؛ سیاست‌های اجتماعی و برنامه‌های دراز مدتی را در راستای جلوگیری از این نوع خشونت‌ها تعریف کنیم.

منیع: ایلنا

شهریور
۲
۱۳۹۵
دستگیری مادر ژاپنی به اتهام قتل فرزندان
شهریور ۲ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
A black and white headshot of a sad looking middle aged Japanese woman.
image_pdfimage_print

Photo: justtscott/Bigstock.com

پلیس ژاپن از دستگیری مادری به اتهام قتل چهار فرزندش خبر داد.

پلیس محلی استان “فوکوئوکا” اعلام کرد: این زن روز گذشته (دوشنبه) به اتهام قتل چهار فرزندش دستگیر شد.

پدر این چهار کودک ۳ تا ۱۰ ساله پس از پیدا کردن اجساد فرزندانش در محل زندگی‌شان، موضوع را به پلیس اطلاع داد. پلیس ژاپن نیز پس از مشکوک شدن به مادر این کودکان، بازجویی از او را آغاز کرد.

این زن که قصد خودکشی نیز داشته است در بازجویی‌های انجام گرفته به قتل چهار فرزندش اعتراف کرد.

منبع: ایسنا

فروردین
۱۳
۱۳۹۵
کودکانی که قربانی می‌شوند؛ والدینی که فرزند می‌کشند
فروردین ۱۳ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , , ,
Family violence and aggression concept - furious angry man raised punishment fist over scared or terrified child boy sitting at wall corner
image_pdfimage_print
Photo: ia_64/Bigstock.com

به نظر می رسد هنوز در ایران کودکان در برابر خشونت والدین خود هیچ مامنی ندارند زیرا نگاهی به اخبار جنایی منتشر شده در سال ۱۳۹۴ نشان از آن دارد که کودکانی که به قتل رسیده اند توسط والدین خود کشته شده اند.

 بررسی اخبار جنایی منتشر شده در سال ۱۳۹۴ حکایت از آن دارد که دستکم ۲۱ کودک و یک جنین در فاصله اول فروردین تا ۲۹ اسفندماه این سال به قتل رسیده اند. این تعداد خبر قتل حاصل از بررسی اخبار چند خبرگزاری از جمله خبرگزاری خبرآنلاین و خبرگزاری مهر در بازه زمانی اول فروردین تا ۲۹ اسفند۱۳۹۴ است. حاصل این بررسی نشان می دهد ۲۱ عنوان خبری مربوط به قتل کودکان بوده است که در این جنایات ۲۲ کودک شامل ۱۰ پسر و ۱۱ دختر و نوزادی که در شکم مادرش بوده به قتل رسیده اند.

نگاهی به همین ۲۱ عنوان خبری نشان می دهد جنایاتی که کودکان قربانی آن بوده اند عمدتا توسط نزدیکان کودکان به ویژه پدر و مادر و همین طور ناپدری رقم خورده است. این در حالی است که هنوز قانون در کشورمان قادر به حمایت از کودکان در برابر والدین نیست و با وجود راه اندازی اورژانس اجتماعی با خط داغ ۱۲۳ هنوز هم نمی توان کودکان را از آسیب های وارده از سوی والدینشان به سهولت در امان داشت.

وقتی آماری نباشد

برای بررسی وضعیت کودکانی که به قتل رسیده اند هیچ آمار رسمی وجود ندارد کما اینکه از وقوع جرم در کشور نیز به سهولت نمی توان آماری به دست آورد. نمونه آن را می توان در این اظهارنظر رییس پلیس آگاهی کشور به وضوح لمس کرد. سردار محمد مقیمی رییس پلیس آگاهی نیروی انتظامی سوم آذرماه ۱۳۹۴ در پاسخ به این پرسش که وقوع تجاوز و قتل در سال جاری نسبت به سال گذشته چه تغییری داشته است، گفت: آمار دقیقی در این زمینه ندارم، اما قطعا اعلام می کنم که نسبت به سال گذشته اصلا افزایش آماری وجود نداشته است. چنین اظهارنظرهایی در مورد جرایم این پرسش را در ذهن تداعی می کند که اگر سردار مقیمی آماری از قتل ندارد پس کدام نهاد و مقام مسئولی باید این آمار را داشته باشد.

در چنین شرایطی برای بررسی یک وضعیت جنایی ناگزیر به بررسی اخبار منتشر شده در این زمینه هستید. برای نوشتن گزارشی که پیش رو دارید در یک مسیر ۱۸ هزار و ۶۸ عنوان خبری از خبرگزاری مهر با جستجوی واژه «قتل» مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین تمام اخبار جنایی با موضوع قتل در خبرگزاری خبرآنلاین نیز مرور شد. از بررسی این اخبار آنچه مربوط به قتل افراد زیرا ۱۸ سال بود و به عنوان خبر منتشر شده بود به عنوان موضوع این گزارش مد نظر قرار گرفت. همچنین اخبار حاصل از جستجو با واژه «جنایت» نیز با اخبار به دست آمده از جستجوی واژه «قتل» بررسی و اخبار مشترک از میان آن انتخاب شد.

نقش والدین معتاد به شیشه در قتل ها

در بررسی ۲۰ عنوان خبری مربوط به قتل کودکان که در جدولی پیش رو دارید ۱۱ کودک به دست والدین مصرف کننده شیشه به قتل رسیده اند. ۸ قتل توسط پدر معتاد به شیشه و ۳ قتل توسط مادر مبتلا به شیشه رقم خورده است. در همین حال جنایتی که هفتم دیماه در گچساران واقع در استان کهگیلویه و بویراحمد روی داد که مادری ۳۷ ساله دو فرزند خود را به قتل رساند نیز ناشی از مشکل روانی مادر ذکر شد ولی اطلاعات بیشتری دراین باره منتشر نشد.

تکرار جنایت در شهری کوچک

حال که سخن از جنایت گچساران به میان آمد که در آن مادری دو فرزند ۴ و ۷ ساله خود را کشت باید گفت یکسال و چندماه قبل از این جنایت نیز گچساران جنایتی مشابه را به خود دید که در آن مردی ۲ کودک خود را در حالی که در حال تماشای تلویزیون بودند مورد ضرب و شتم قرار داد. این اقدام او که روز ۶مهرماه ۱۳۹۳ رخ داده بود به قتل دختر ۵ ساله اش منجر شد. این مرد سپس اقدام به خودکشی کرده و جان باخت. در سال ۱۳۹۴ نیز در شهرک هدایت گچساران زنی ۳۷ ساله دست به قتل پسر۴ ساله و دختر ۷ ساله خود زد. کامروز امینی مدیرکل پزشکی قانونی کهگیلویه و بویراحمد درباره این جنایت به خبرگزاری مهر گفته بود که مادر این دو کودک به بیماری روانی مبتلا بوده است.

پدرانی که تصمیم به پایان زندگی فرزندان می گیرند

بررسی ۲۰ عنوان خبری مربوط به قتل کودکان در سال ۱۳۹۴ نشان می دهد تعداد قابل توجهی از این وقایع مربوط به مردانی است که تصمیم به قتل همه اعضای خانواده خود گرفته اند که کودکان نیز بی دفاع تر از بقیه اعضای خانواده قربانی شده اند. بهار ۱۳۹۴ به نیمه رسیده بود که خزانی سرد همه نگاه ها را به کلاچای در گیلان معطوف کرد. مردی که رییس شورای شهر کلاچای بود با به آتش کشیدن خانه اش موجب قتل همسر و دو فرزندش علیرضا و عرشیا شد. این ماجرا علاوه بر آنکه در کانون توجه عام و خاص قرار گرفت در جامعه شورایی کشور نیز زنگ خطری پرصدا محسوب شد.

این جنایت در حالی رقم خورد که بعد از گذشت چندماه از واقعه خانواده همسر رییس شورای شهر کلاچای از عدم طرح شکایت از داماد خود خبر دادند و عملا این ماجرا هیچ شاکی خصوصی نداشت. همانطور که می دانید طبق قانون مجازات اسلامی پدر در صورت قتل فرزند قصاص نمی شود و صرفا قاضی می تواند به جهت آثار عمومی جرم او را به تحمیل ۱۰ سال حبس محکوم کند.

نمونه دیگری از قتل هایی که پدران به این شیوه مرتکبش شدند مربوط به مردی اهل بروجرد است که همسر و دو فرزندش را با قرص برنج مسموم کرد. فرزند دخترش به همراه مادر جان بخت و پسرش نجات یافت. این واقعه که در تاریخ ۱۴ مردادماه منتشر شده به دلیل آنکه سن قربانیان را در خود نداشت در محاسبه این گزارش در جدول آورده نشده است.

همچنین ۲۳ آبان ماه در نعمت آباد تهران مردی معتاد به شیشه همسر و دو پسرش را قتل رساند. این جنایت ۱۰ روز بعد و در حالی که این مرد به دلیل موادمخدر در بازداشت بود با تماس همسایگان با پلیس برملاشد. همسایه ها از بوی تعفنی که از خانه این خانواده به مشامشان رسیده بود ناراضی به پلیس زنگ زده بودند و همین سبب شد پرده از جنایتی برداشته شود که در آن زنی ۲۰ ساله به همراه پسران ۲۰ روزه و ۲ساله اش قربانی تصمیم یک مرد شده بودند.

اما در حادثه دلخراش دیگری که در روزهای پایانی سال اتفاق افتاد، مرد خشمگین زمانی که متوجه شد پسر ۱۲ ساله‌اش پول ترقه را به مرد مغازه‌دار نداده، جان فرزندش را گرفت و همسر و دختر ۱۷ ساله‌اش را هم زخمی کرد. مدتی دختر ۱۷ ساله این مرد در کما بود و البته بعد از چند روز به هوش آمد. در بررسی صحنه حادثه مشخص شد این مرد تبر و میله بارفیکس به جان دو فرزند و همسرش افتاده است. او پس از بازداشت، در اعترافاتش گفت: شب حادثه زمانی که متوجه شدم پسرم بدون اجازه من ترقه خریده و پولش را نداده، عصبانی شدم و به جان آنها افتادم.

در جدول زیر، فهرست وار، کودک کشی هایی که در سال ۹۴ اتفاق افتاده است را می بینید؛

ردیف

تاریخ 

شرح

شهر محل حادثه منبع خبر

۱

۱۴ فروردین

جسد محمد جواد نظریان ۴ ساله که در استان کشف شده بود در منطقه مرزی اینچه برون استان گلستان کشف شد

اینچه برون

خبرآنلاین

۲

۱۹ فروردین

عاملان قتل پسر بچه دو ساله در علی آباد استان لرستان دستگیر شدند. مادر کودک با مردی رابطه نامشروع داشت در پی مصرف شیشه کودک را به قتل رساند.

علی آباد استان لرستان

مهر

۳

۱۹ فروردین

پسری ۸ ساله در پی بازی کودکانه با اسلحه خواهر ۱۵ ساله اش را کشت.

خبرآنلاین

۴

۱۵ اردیبهشت

رییس شورای شهر کلاچای همسر و دو پسر ۵ و ٨ساله‌اش را به آتش کشید و موجب قتل آنها شد.

کلاچای

خبرآنلاین

۵

۲۸ اردیبهشت

گروگانگیران پسر بچه سیستانی را برای پول به قدری شکنجه کردند که جان خود را ازدست داد

زابل

مهر

۶

۶ تیر

در آبادان مردی به نام قدرت تحت تاثیر شیشه سر دختر سه ساله اش را به آهن کوبید او را کشت

آبادان

مهر

۷

اواخر مرداد

قاتل ۲۱ ساله پس از آزار وحشیانه دختر بچه ۶ ساله و ربودن طلاهای وی او را خفه کرد.

خراسان

۸

۱۴ تیر

در خرمدشت مردی در پی مصرف ششه دختر ۵ ماهه خود را به قتل رساند.

خرمدشت

مهر

۹

اوایل مرداد

آقای «م» دختر بچه ای ۵ ساله را در سبزوار پس از هتک حیثیت به قتل رساند.

سبزوار

مهر

۱۰

۴ شهریور

مرد خشمگین دختر ۵ ساله اش را به قتل رساند و همسرش را مجروح کرد.

جام جم

۱۱

۱۰ شهریور

مردی همسر سابقش و پسر ۴ ساله او را به قتل رساند و سپس با شلیک گلوله ای به خود خودکشی کرد.

همشهری

۱۲

۱۳ شهریور

سپهر ۱۰ ساله برای خرید نان از خانه اش واقع در … خارج شد.

تهران

مهر

۱۳

۲ مهر

جسد زنی که ۹ ماهه باردار بود در خانه ای در جنوب تهران کشف شد در حالیکه پیش از مرگ مواد مخدر مصرف کرده بود.

تهران

روزنامه جوان

۱۴

۲ مهر

ناپدری خشمگین زمانی که نتواست گریه‌های دخترخوانده‌اش راتحمل کند دختر هفت ساله راکتک زد و با ضربه آجر وی را ازپای درآورد.

کیانمهر کرج

روزنامه ایران

۱۵

۲۱ آبان

دختر ۱۰ ماهه با کتک خوردن از مادر شیشه ای کشته شد.

نیشابور

ایران

۱۶

۲۳ آبان

مرد شیشه ای ۲۴ ساله همسر و دو فرزندش را به قتل رساند. یکی از پسرانش ۲۰ روز و یکی دیگر ۲ ساله بود.

نعمت‌آباد تهران

مهر

۱۷

۴ آذر

مرد ۳۶ ساله ای متهم به قتل همسر و دختر ۱۴ ماهه اش است.او  زن را با ضربات شی نوک تیز و کودک در اثر خفگی به قتل رسیده اند.

خراسان

۱۸

۷ دی

پسر۴ ساله و دختر ۷ ساله توسط مادر ۳۷ ساله اشان در گچساران به قتل رسیدند

گچساران

مهر

۱۹

اوایل بهمن

مرد جوان شیشه ای دختر بچه ۲ ساله ای را خفه کرد.

شرق

۲۰

۴ بهمن

مرد شیشه ای پسر ۱۴ ساله اش را با شال گردن خفه کرد

تهران

مهر

۲۱ ۱۷ اسفند مرد خشمگین زمانی که متوجه شد پسر ۱۲ ساله‌اش پول ترقه را به مرد مغازه‌دار نداده، جان فرزندش را گرفت و همسر و دختر ۱۷ ساله‌اش را هم زخمی کرد. شهریار باشگاه خبرنگاران جوان

منبع: خبرآنلاین

تیر
۳
۱۳۹۳
سفر با مادری که شاهد فرزند کشی بود
تیر ۳ ۱۳۹۳
تجربه ها و خاطره ها
۱
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

 

 

 پریسا صفرپور – فارغ التحصیل رسانه و هنر

 چند روز پیش از آنکه خبر قتل دختر نوجوان کنگاوری « عاطفه نویدی» توسط پدر، به دلیل  داشتن دوست پسر ، تیتر رسانه های داخلی و خارجی  شود، تعدادی از دوستان مهمان من بودند. چند پاراگراف از یک داستان در سبک سوررئال را که نصفه نیمه رها کرده بودم برایشان خواندم. همگی ازسوژه ی داستان متأثر شدند و پرسیدند اصل این جریان چیست.

قضیه به سال۱۳۸۵ برمی گردد که برای آخرین بار در ایران با دوستانم به ایرانگردی رفتم. وقتی اتوبوس در بندر لنگه توقف کرد تا مسافرهای گذری را برای صندلی های خالی سوار کند، زن خمیده ای را پیچیده در چادری که از کهنگی سبزشده بود دیدم. صندلی ها پر شده بود و او التماس می‌کرد حداقل روی بوفه به او جا بدهند. پیاده شدم و از شاگرد راننده

خواستم پیرزن را کنار ما بنشاند که یک صندلی اضافه خریده بودیم. زن کنار من نشست. لهجه اش چیزی شبیه به لری و بندری و آبادانی بود. صدایش خشدار، و ته گلویی مثل آنفولانزا گرفته که شربت سینه اش را نخورده است.

چشمهایش تمام مدت خیس بودند و من نمی‌دانستم اشک است یا بیماری. آنها را با گوشۀ شال سیاه نخی که دور تا دور سر و صورتش پیچانده بود پاک می کرد.

گفت می خواهد برای همیشه برود «کنار ضریح حضرت معصومه» خدمت کند. مراسم چهلمین روز مرگ شوهرش را روز قبل برگزار کرده بود.

« خدا نیامرزدش به حق سید عباس. چهل روز آزگار است می خواهم بگویم خدا ببخشدش اما در دهانم نمی چرخد. بدبختم کرد. بچه هایم را کشت.»

طپش قلبم بالا رفت واحساس کردم ابرو هایم به سقف خورده که پیرزن هم با سرتکان دادن، گویی حیرتم را تایید کرد.

« بله عزیزم. داغ سه عزیز دیده ام، سه تا. می دانی؟ نه، نمی فهمی. نه مادر هستی و نه جای من و نه داغدیده. الاهی به حق این غروب هرگز نبینی.»

وقتی گفت «دختر دوازده ساله اش را شوهر داده است به یک پیرمرد و دخترک دو سال بعد با اولین زایمان درگذشته» کمی گیج و متأثر نفس راحتی کشیدم که شاهد زنده ی فرزند کشی کنارم ننشسته است.

پیرزن انگار دیگر با من حرف نمی زد. نگاهش از پنجره روی تاریکی کلید شده بود و فقط لبهایش تکان می خورد.

« سعیده ی بی شانس و اقبالم را که گفتند تصادف کرده هم خانواده ی شوهرش کشتند. من می دانم. مردک معتاد بود و زن داشت. مرد از خدا بی‌خبر من هم گفت او آدم خوبیست و روی لنج کار می‌کند و زنش بچه‌دار نمی‌شود، دختر بدهیم برود. دامادم به خاطر مواد از مردانگی افتاده بود، من می دانم. دخترم دسته گل هجده ساله مگر می‌شود چهارسال در خانه ی شوهر بچه‌دار نشود؟ برایش حرف در آوردند که رفیق گرفته و در غیاب شوهرش چنین و چنان. من می‌دانم به خدا که     برادرشوهرهایش او را کشتند. اگرنه، چرا یک هفته بعد از خاکسپاری مرا خبر کردند؟ گفتند تصادف کرده است.»

ذهن تکه تکه اش را نمی توانست جمع کند، فقط می خواست دردش را بگوید. داشت دربارۀ دختر سوم حرف می زد.

« الاهی جانم برای حمیده در برود به حق سید عباس مظلوم. هنوز پانزده سالش هم نبود. عین گل پرپرش کرد، الاهی خیر نبینی مرد. خدا با هند جگر خوار همنشین ات کند.»

گویی روح و روان زن دیگر با ما و در اتوبوس نبود. احساس کردم برای هزارمین بار دارد داستان تلخ زندگی اش رابرای خودش بلند بلند و اشکبار فکر می کند.

« افتادم به دست و پایش که اجازه بده ببریمش دکتر معاینه اش کنند. گفت دختری که معاینه لازم بشود کارش تمام است. با داس زد مرا تکه تکه و راهی بیمارستان کرد. ببین. ببین. اینجا. اینجا.»

آستینهایش، دکمه هایش، پاچه های شلوارش و حتی یقۀ تا گردن بستۀ پیراهن سیاهش را باز کرد و کنار کشید تا جای زخم ها را به عنوان شاهد نشان دهد. زخمهایی که به نظر می‌آمد آنقدر عمق داشته‌اند که با وجود کهنه گی، هنوز سرخی و برجستگی زننده ای درقیاس با پوست آفتاب سوختۀ پیرزن داشتند.

« زد ناکارم کرد، فرستادم بیمارستان، دختر بدبختم را سوزاند. روح الله برایم تعریف کرد که چطور خواهر بدبختش را کنار ساحل نصف شب خواباندند، دورش را آجر چین کردند. دست و پاهایش را با سیم بوکسل و طناب بادبان بستند. گفت حمیده مدام پاهایش را جمع می‌کرده تا ادرار و مدفوعی که با خونریزی اش یکی شده بود را نبینند. به نظرم بچۀ معصومم قاعده شده بود از ترس. مرد خیر ندیده‌ام روح الله را می‌فرستد خانه ولی بچه‌ام از دور شاهد زنده زنده گُر گرفتن خواهرش بود.»

زن گفت حمیده هنوزعادت ماهانه نشده بود که او را کشتند. گفت وقتی کلاس دوم راهنمایی را تمام کرد به دلیل فقدان هایپی در پی خواهرانش و «ازدواج مجدد پدرش» که سبب دعواهای خانگی فراوان شده بود دچار کابوسهای شبانه شد.ترک تحصیل کرد و رفت کنار ساحل تا به توریستها و مسافرها ماهی و سبدهایی که خودش می بافت را بفروشد.

«هرچه گفتم نامه رد و بدل کردن که چیزی نیست. گفتم تو که شبانه‌روز پای ماهواره نشستی می‌بینی دنیا عوض شده. گفتم دوتا دختر از دست داده ایم بگذار این یکی زندگی کند. گفتم ما خودمان فرستادیمش بیرون ِ خانه. نمی‌شود که برود جلوی         مردم ولی عاشق نشود. زن دیگرش در گوشش خوانده بود که دخترت خراب شده و درمحله  و روستا و تا خود لنگه و بوشهر آوازه اش پیچیده.»

شب حادثه مرد همسرش را مجروح و راهی بیمارستان می کند. زن دوم و کودکان او را به شهر خودشان می فرستد. از پسر هفده ساله اش می‌خواهد که دست و پای دختر را ببندد و خودش فرغون را پر از آجر و بشکه های بیست لیتری نفت می کند.

«دخترک معصومم به من گفته بود که عاشق یک مسافر شده است. یک بچه هجده نوزده ساله اهل «بستک» بود. خرما چین بود به نظرم. می‌خواست پول اندازه ی خواستگاری جمع کند و بیاید.»

تازه متوجه می‌شدم زن پیر نیست. شاید در دهه ی چهل زندگی‌اش بود. همچنان با خودش بلند بلند فکر می کرد.

«دو هفته بعد وقتی از بیمارستانی در شیراز مرخص شدم و به خانه ی خرابم برگشتم هیچ اثری از جگرگوشه ام نبود.

روح الله را رد کرده بودند کویتی شارجه ای جایی با لنج. هنوز که هنوز است فقط گاهی تلفن می زند. برادرشوهرها و برادرهایم نیز شهادت دادند دخترم را آب برده است و مرا هم دزد زده است. همه حتی اهالی پاسگاه می‌دانستند دخترکم ماهی گیری دوست داشت. یک چوب و قلاب می‌گرفت دستش ده ساعت روی قایق حوصله می کرد. یکی دوتا ماهی        می‌گرفت و به مسافرها دانه ای پنجاه تومان می فروخت.»

اتوبوس تمام شب سرشار از مویه های مادری بود که هیچ سهمی در«داشتن» جگرگوشه هایش نداشت و اغلب «مسافرین خواب بودند.»  مثل این شب و روزها که کنگاور پر است از مویه های مادر«عاطفه نویدی» و ما خواب و گرفتاریم.