صفحه اصلی  »  فرزندآوری
image_pdfimage_print
مرداد
۲۴
۱۳۹۸
کتک، تحقیر، طلاق و مرگ به «جرم» نازایی
مرداد ۲۴ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Photo: focuspocusltd//depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: focuspocusltd//depositphotos.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

–        مردی در یک روستا در حومه تویسرکان همسر ۲۶ ساله‌اش را به «ج رم نازایی» در خواب خفه کرد.

سرهنگ محمد معصومی، رئیس پلیس شهرستان تویسرکان در گفت‌و‌گو با خبرآنلاین گفت با اینکه مادر و خواهر شوهر متوفی در جریان تحقیقات گفتند او سابقه بیماری قلبی داشته اما پلیس از راز مرگ نابه‌هنگام زن جوان در خواب، پرده برداشت.

جسد زن ۲۶ ساله به پزشکی قانونی همدان منتقل و کالبد شکافی شده و بعد از انجام آزمایش‌های متعدد، معلوم شد او به علت خفگی و انسداد مجاری تنفسی ناشی از فشار بر حنجره، در خواب درگذشته است.

شوهر این زن در جریان بازجویی‌های تخصصی گفت آنها با وجود گذشت شش سال از ازدواجشان صاحب فرزند نمی‌شدند.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

به نظر می‌رسد این زوج تا مدت‌ها به روشنی نمی‌دانستند این مسئله به کدام یک از آن دو مربوط است اما بعد یک پزشک گفته بوده که زن به علت مشکل مربوط به تخمدان‌ها، نازاست.

آن روز بین مرد ۳۲ ساله و همسرش بر سر این موضوع مشاجره در گرفته و چون مرد اقدام به هیاهو و کتک‌کاری کرده، مقتول مرد را از خانه بیرون رانده بوده. او به منزل مادرش که همسایه دیوار به دیوارشان بوده رفته اما ساعت پنج بامداد به منزل شخصی‌اش برگشته و با فشردن گلوی زنش در خواب، او را به قتل رسانده.

نازایی و مردسالاری

نازایی از جمله عوامل موثر بر خشونت خانگی و یکی از دلایل طلاق است. در جوامع سنتی و مردسالار، فرزندآوری و تسلسل نسل نوعی موهبت و علت اصلی پیوند زناشویی تلقی می‌شود. به همین دلیل است که ناتوانی در فرزندآوری یک نقص جدی به شمار می‌رود و از آنجا که جامعه مبتنی بر جنسیت نمی‌تواند نقصی برای مرد متصور باشد، هر گونه ناتوانی در فرزندآوری تا سال‌های متوالی بی‌توجه به دلایل علمی آن، به زنان نسبت داده می‌شود و زنی که نازاست، مستحق خشونت، طلاق و قضاوت عمومی.

٭٭٭

می‌گوید فلانی زنش را طلاق داد.

تعجب می‌کنم. با اینکه سال‌هاست ترک دیار کرده‌ام اما ته ذهنم خاطره خوشی از رابطه آن زوج نقش بسته است.

می‌پرسم: «چرا؟»

می‌گوید: «نشنیده‌ای پیامبر گفته حصیری که گوشه خانه افتاده، بهتر از زنی است که نازا باشد؟ بیچاره حق داشت. خیلی هم تحمل کرده بود تا به حال. زنک بچه‌دار نمی‌شد. عمرش را پای آن  درخت بی‌بر هدر داد …»

نزدیک است از کوره در بروم. به تاکید به گوینده این جمله‌ها می‌گویم که در درستی این حدیث تردید اساسی وجود دارد و قانون هم به زنان و مردان نابارور نگاهی برابر دارد.

بر اساس قانون، مهریه زنی که باردار نمی‌شود بایستی تمام و کمال و عندالمطالبه پرداخت شود و توانایی باروری، دلیل مستدل و قانونی برای عدم پرداخت حقوق قانونی زن یا مرد نیست.

واقعیت امر اما نگاه تحقیرآمیز عرف غالب و سنت جامعه به زنان و مردان نابارور است:

نسرین بهبود ۲۵ سال پیش با علاقه به خواستگاری همسرش حمید پاسخ مثبت می‌دهد، اما زندگی آرام و پر از تفاهم آنها از سال چهارم و با طرح موضوع به دنیا آوردن یک کودک، رو به تیرگی می‌گذارد. همسرش شروع می‌کند به بهانه‌جویی برای بچه‌دار شدن. نسرین هم البته موافق بچه داشتن است.

یک خانه کوچک از ارث پدری حمید، حمایت خانواده نسرین و درآمد نسبی و رابطه معقول، جایی برای به تاخیر انداختن این تصمیم نمی‌گذارد و هر دوی آنها مشتاق‌اند کودکی به دنیا بیاورند و بزرگ کنند. اما یک مشکل اساسی وجود دارد. سعی و تلاششان برای بارداری نسرین بی‌نتیجه می‌ماند.

بیشتر بخوانید:

مهاجرت و عریان‌تر شدن چهره خشونت

رفتن به «خانه بخت» به خاطر چند تار مو

مردان متاهل و وعده سرِ خرمن

چند سال اول به توصیه‌های متعدد و گاهی حتی چندش‌آوری که به ایشان می‌شده عمل می‌کردند. این در حالی بوده که دکترها می‌گفتند هیچ مشکل خاصی وجود ندارد.

این جمله که «هیچ مشکل مشخصی وجود ندارد» اما عملا اوضاع آشفته رابطه و خانه و زندگی آنها را سامان نمی‌دهد. نسرین گاهی به خاطر دلخوشی حمید کارهایی می‌کند که در شرایط عادی حاضر به انجامشان نیست و باوری به آنها ندارد. دم مارمولک خاکستری کوبیده شده در شاتره می‌چشد یا فلان جای کفتار وحشی ماده به گوشه چارقدش می‌بندد و از این مامای محلی به دفتر آن رمال مشهور می‌رود تا سرکتاب باز کند اما هر چه می‌کند در نهایت به نتیجه مورد نظر نمی‌رسد.

ادامه ماجرا چنین پیش می‌رود:

اوایل دعوا می‌کردند و طعنه‌های سرد حمید به عمق جانش می‌نشست. این که یک درخت سترون را تمام این سال‌ها آب داده و تیمارداری کرده یا عمرش را هدر داده.

شبی نبوده که نسرین بی گریه سر به بالین نگذارد. خانواده همسرش به سختی جواب سلامش را می‌داده‌اند و جوری رفتار می‌کرده‌اند که انگار مرتکب گناه بزرگی شده. یک روز شنیده که خواهر شوهرش دارد توی گوش آن یکی او را «چندش» می‌خواند. همه اینها و احساس گناه باعث شده کنار بکشد و به ازدواج مجدد حمید رضایت بدهد.

مدتی بعد حمید تجدید فراش می‌کند. نسرین کماکان در ظاهر زن قانونی‌اش می‌ماند اما با هم هیچ مراوده‌ای نداشته‌اند. فرح، همسر جدید حمید هم بچه‌دار نمی‌شود و شش سال بعد از او طلاق می‌گیرد.

فرح بلافاصله با یک تاجر خشکبار ازدواج می‌کند و سال ماه بعد، دخترش را به دنیا می‌آورد. با بچه‌دار شدن فرح دیگر کسی از بد اقبالی حمید و قدم شوم زن‌هایی نمی‌گوید که پا گذاشته بودند وسط زندگی‌اش.

اما چندین سال طول می‌کشد تا زن پنهانی و سوم حمید که او را هم به هوای بچه‌دار شدن وارد زندگی‌اش کرده بوده، از او شکایت کند و مهریه‌اش را به اجرا بگذارد و همه دارایی‌ حمید و نسرین را که به سختی از اول زندگی جمع کرده بودند، از آنها بگیرد.

حالا هر دوی آنها در یک آپارتمان اجاره‌ای در جنوب شهر، زندگی سرد و پر اندوهی را از سر می‌گذرانند. نسرین دیگر زن روز اول نیست. کوهی از کلمات سرد، سرزنش‌هایی که مستحقش نبوده، طعنه‌ها، مداخله‌ها، پیشنهادهای کاهنده، فضولی‌ها و داغ ننگ القاب ناروا از او زن دیگری ساخته که گاهی خودش هم نمی‌شناسدش.

خشونت خانگی، وقتی بچه‌ای در کار نیست

نیما ستارزاده، روان‌شناس بالینی معتقد است کماکان در برخی استان‌های کشور، به‌خصوص استان‌های مرزی یا مناطقی که درگیر فقرند، لازمه دوام و قوام زندگی مشترک، داشتن فرزند است و در صورتی که یک زوج فاقد فرزند باشند، زندگی مشترک آنها از دید دیگران جدی گرفته نمی‌شود.

او با اشاره به اینکه طرف دیگر ماجرا حتی اگر بخواهد از میل خود برای فرزندآوری به نفع طرف مقابل چشم‌پوشی کند، از سوی جامعه پیرامونش تحت فشار قرار می‌گیرد، می‌گوید: «بسیاری وقت‌ها مرد یا زن ماجرا به عشق همسرش از میل به فرزندآوری می‌گذرد اما به شدت تحت فشار افکار عمومی قرار می‌گیرد چون این تصور ایجاد می‌شود که دارد فداکاری بزرگی در حق طرف مقابل می‌کند و به دلیل انباشت خشمی که ناشی از این برداشت در یک رابطه نابرابر وجود دارد، ممکن است همیشه درگیر حس منفی و عصبانیت بماند. این افراد اغلب معتقدند طرف مقابل باید نسبت به این فداکاری و گذشت آنها سپاسگزار باشد و گاهی حتی این مسئله تبدیل به ابزار کنترل یا خشونت می‌شود و رابطه بدهکار و طلبکار، تعادل زندگی مشترک را به هم می‌ریزد.»

به باور ستارزاده، در کشورهای پیشرفته موضوع فرزندخواندگی تا حد زیادی توانسته این قبیل معادله‌ها را حل کند: «اینکه باید حتما فرزندت از خون و نژاد خودت باشد و این باور عامیانه که پولم را خرج بزرگ کردن بچه دیگران نمی‌کنم، در بطن جوامع غیر شرقی کم‌رنگ‌تر است و به همین دلیل هم موضوع نازایی به ندرت تبدیل به عامل خشونت خانگی می‌شود. آنها اغلب به یک مرکز نگهداری کودکان بی‌سرپرست مراجعه می‌کنند و با سرپرستی یک کودک، او را جزء واقعی خانواده تلقی می‌کنند چون موضوع وابستگی بیولوژیک در بسیاری فرهنگ‌ها تابو یا خط قرمز خانواده نیست.»

این روان‌شناس تاکید می‌کند که زوج‌های نابارور باید مشاوره‌های روان‌شناسی نازایی را جدی بگیرند: «ناباروری شرایط خاصی است و زوج‌هایی که در این موقعیت قرار می‌گیرند نیازمند کمک گرفتن از بیرون چارچوب خانواده هستند چون فشارهای روحی، پرخاشگری و افسردگی، شایع‌ترین پیامد ناباروری است.»

ماجرای الهام

آن‌چه بر الهام گذشته است، تایید اظهارات نیما ستارزاده، روان‌شناس است.

نخستین واکنش الهام بعد از اینکه متخصص زنان به او گفت به علت نقص عملکرد تخمدان‌ها قادر به بچه‌دار شدن نیست، انکار بوده.

علی‌رغم هزینه سنگین آزمایش‌های مربوط به باروری، او که به تشخیص دکترش بی‌اعتماد بوده، به چندین پزشک دیگر مراجعه می‌کند. در نهایت با تایید چندین باره نتایج آزمایش، الهام این واقعیت را می‌پذیرد اما به ورطه افسردگی می‌افتد.

او به همسرش پیشنهاد می‌دهد برای ازدواج مجدد اقدام کند چون نمی خواهد همسرش تاوان مشکل او را بدهد. همسرش اما می‌گوید که زندگی بدون فرزند هم زیباست و الهام آن‌قدر برایش اهمیت دارد که حتی خیال جدایی را به سرش راه ندهد.

احساس گناه اما الهام را رها نمی‌کند. شبانه‌روز به سرزنش خود می‌پردازد و در نهایت به مصرف قرص‌های ضد افسردگی روی می‌آورد:

«اگر همسرم در جریان دید و بازدید و مهمانی‌های فامیلی کمترین توجهی به کودکان اطراف می‌کرد، تصور می‌کردم دارد به من پیام می‌فرستد. زندگی مشترک ما مختل شده بود و این ماجرا باعث شد دو بار دست به خودکشی بزنم. در نهایت هم شخصا درخواست طلاق دادم و با بخشیدن همه حق و حقوق مالی و مهریه، از همسرم جدا شدم.»

باید امیدوار بود که فرهنگ‌سازی، آموزش عمومی و تسهیل مراحل فرزندخواندگی بتواند نگاه جامعه به زن یا مرد نابارور را تغییر دهد.

اردیبهشت
۱۲
۱۳۹۸
‌ ‌ تجربه‌هایی از زایمان:‌ اتاق درد یا اتاق وحشت؟
اردیبهشت ۱۲ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Photo: valuavitaly/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: valuavitaly/depositphotos.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

غالب زنانی که راهی اتاق زایمان یک بیمارستان دولتی می‌شوند، از برخوردهای تحقیرآمیز، کلمات نامهربان و رفتارهای غیرهمدلانه تیم مستقر در اتاق زایمان گله می‌کنند.

به جز خستگی ناشی از پروسه زایمان و درد کشیدن‌های ممتد که به اندازه کافی می‌تواند کلافه کننده باشد، آنها با یک حس بد دیگر هم مواجهند؛ با حسی که بعد از شنیدن این جملات به آنها دست می‌دهد:

–        پاتو باز کن! برای شوهرت که بلد بودی پاتو باز کنی …

–        خفه شو! به جای جیغ زدن، زور بزن …

–        زر نزن سرم رفت …

یا:

–        وقتی در حال تفریح بودی باید فکر این لحظه رو هم می‌کردی …

–        مرض …

یا:

–        قاتل بچه خودت می‌شی آخرش. زور بزن اگه تا حالا نمرده باشه …

–        همه‌تون بی عار هستید. یادتون می‌ره …. سال دیگه بازم اینجا مهمون مایید …

اینها و بیش از اینها بخشی از جمله‌هایی هستند که هر شش مادر مصاحبه شده در این گزارش، دست‌کم یک بار تجربه شنیدن آن را در جریان پروسه زایمان در یک بیمارستان دولتی داشته‌اند.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید

در اغلب بیمارستان‌های تخصصی زنان، مادران باید سه مرحله مشخص را برای زایمان کودکشان طی کنند:

معاینه اولیه در اتاق معاینه برای تایید اینکه مشخص شود آیا زمان زایمان آنها فرا رسیده است.

اتاق لیبر یا اتاق درد که در آنجا مادر دوره‌های دردناک انقباض و انبساط دهانه رحم را طی می‌کند و بعد از باز شدن دهانه رحم به مرحله نهایی یا اتاق زایمان منتقل می‌شود.

و در نهایت در برخی بیمارستان‌های مجهز، اتاق دیگری برای پس از زایمان تعبیه شده که به آن اتاق «پست پارتوم» می‌گویند و در آن به مراقبت‌های بعد از زایمان و آموزش مادران می‌پردازند.

سمانه، اولین مادری است که گزارشگر در یک سایت مربوط به مادران جدید با او آشنا شده است. او یک دختر چهار ماهه دارد و در بیمارستان دولتی فیروزآبادی تهران فرزندش را به دنیا آورده است.

او می‌گوید در جریان زایمانش بدترین تجربه ممکن را گذرانده: زنانی که به حال خودشان رها شده‌ بودند تا با جیغ‌های ممتد بغل گوش هم، درد بکشند و یک ماما و یک پزشک متخصص تنها در آخرین دقایق زایمان بالای سرشان حاضر می‌شده و بین تعداد زیادی زن زائو رفت و آمد می‌کرده‌اند.

سمانه می‌گوید: «تنها چیزی که به خاطرم مانده صدای فحاشی پرستارهاست. برای حرف زدن با همدیگر از این سر اتاق به آن سر اتاق جیغ و هوار می‌کشیدند تا صدایشان بین صدای زائوها به هم برسد. به نظر می‌رسید نه آموزشی برای همدلی دیده‌اند، نه تجربه‌ای برای کاهش درد و آلام مادر دارند. آنجا به لحاظ روانی یک اتاق ایمن نبود.»

دکتر مریم قمی‌زاد، متخصص زنان و زایمان اما به خانه امن می‌گوید در بیمارستان‌های دولتی و بیمارستان‌های شهرستان به ندرت می‌توان اتاق ال.‌دی.‌آر یا اتاق خصوصی برای زایمان پیدا کرد.

و البته این امر به منزله آن نیست که محیط همه بیمارستان‌های خصوصی در حد استانداردهای بین المللی عمل می‌کنند: «در بیمارستان‌های خصوصی هم همان برخوردهای ناشیانه و تحقیرآمیز وجود دارد اما به مراتب کمتر است، چون آنها برای جلب مشتری بیشتر مراعات می‌کنند.»

جایی برای همراه زائو نیست

پگاه یک مادر دیگر است. او می‌گوید در اتاق زایمان به شدت احساس تنهایی می‌کرده است: «من از شدت تنهایی احساس خفگی می‌کردم. همسرم ماموریت بود و نتوانسته بود خودش را برساند. من آرزویم بود که مادرم می‌توانست آنجا باشد، اما مادرم را راه ندادند. هیچ اتاقی برای همراه بیمار وجود نداشت و مادرم روی یک نیمکت وسط راهرو نشسته بود.»

دکتر سیما رضازاده، متخصص زنان و زایمان، نقش یک محیط مطلوب و آرام و وجود یک همراه و پشتیبان در جریان زایمان را غیر قابل انکار می‌داند:

«شرایط مطلوب روانی قطعا روحیه زن را بالا برده و آستانه تحمل درد را افزایش می‌دهد. زایمان اگر با همراهی همسر، مادر یا هر همراه همدل دیگری باشد، محیط ایمن‌تری برای مادر ایجاد خواهد کرد. مثل کودکی که در دل تاریکی دست مادرش را گرفته و از هیچ چیزی واهمه نمی‌کند و می‌داند که ایمن است. بر عکس آن هم صادق است. تجربه من به عنوان کسی که بارها به مادران زیادی برای زایمان کمک کرده، نشان می‌دهد اگر محیط زایمان محیطی اضطراب‌آور و پراسترس باشد، درد مادر هم به مراتب بیشتر می‌شود و زایمان سخت‌تری خواهد داشت و حتی ممکن است زایمان به سمت یک زایمان پرخطر سوق پیدا کند.»

اتاق درد کجاست؟

اتاقی که زائو را تا قبل از باز شدن دهانه رحم در آنجا مستقر می‌کنند تا او را راهی اتاق زایمان کنند به اتاق لیبر یا اتاق درد شهرت دارد.

در ایران اتاق لیبر یا اتاق درد در اکثر بیمارستان‌های دولتی، یک اتاق با چهار یا شش تخت مشترک است. در سیستم پیشرفته یا بیمارستان‌های خصوصی معمولا فرایند درد، زایمان و مراقبت‌های پس از زایمان در یک اتاق خصوصی به نام ال.‌دی.آر انجام می‌شود. امری که زنان طبقه فرودست جامعه که امکان تامین هزینه بیمارستان خصوصی را ندارند، از آن محرومند.

دکتر مریم قمی‌زاد، متخصص زنان و زایمان، با اشاره به اینکه پروسه زایمان یک فرآیند طولانی است و گاهی ممکن است زمان درد کشیدن از یک ساعت تا حتی یک روز کامل در نوسان باشد، می‌گوید: «بسیاری از بیمارها از اینکه دکتر در اتاق درد حاضر نمی‌شود گله می‌کنند. طبیعی است که در تمام این دقایق دکتر نمی‌تواند کنار زائو باشد. اصلا به همین دلیل است که او را به اتاق درد هدایت می‌کنند تا بعد از کامل شدن پروسه باز شدن دهانه رحم و وقتی مادر به آمادگی کامل برای زایمان رسید او را به اتاق زایمان هدایت کنند که در آنجا دکتر حتما حضور دارد. در طول سابقه کارم تا به حال ندیده‌ام در اتاق زایمان دکتر نباشد.»

او می‌گوید غالب بیمارستان‌های خصوصی در ایران به روش سنتی عمل نمی‌کنند و بیشتر آنها دارای اتاق ال.دی.آر هستند. در این اتاق‌ها زائو همراه همسر برای طی مراحل درد و زایمان و تمرین‌های تنفسی مورد حمایت قرار می‌گیرد، اما متاسفانه چنین امکاناتی در بیمارستان‌های دولتی وجود ندارد.

یک اتاق و یک ماما برای همه جماعت

شرایط فاطمه در طول فرایند بارداری طبیعی بوده و گرچه همه دکترهایی که به آنها رجوع می‌کرده، آشکارا یا زیرپوستی، او را به سمت انجام عمل سزارین سوق می‌داده‌اند، اما او آگاهانه انتخاب کرده که زایمان طبیعی داشته باشد. فاطمه فکر می‌کرده به جای تاب آوردن درد زخم و بخیه برای ماه‌های طولانی، یک شب درد زایمان را تحمل کند و از آن جایی که بدنی مقاوم و قوی داشته، به این تصمیمش مطمئن بوده:

«به بیمارستان آتیه مراجعه کردم و آنها گفتند در قبال یک اتاق خصوصی، حضور دکتر و یک شب بستری باید هشت میلیون تومان بپردازم. دکتر خودم که از قضا خانمی مومن و با ایمان بود و در وزارت بهداشت هم سمت داشت، از من درخواست شش میلیون تومان کرد تا شب زایمان در کنارم باشد. طبیعی بود که ما چنین پولی نداشتیم. به همسرم گفتم کل ماجرا چند ساعت است. به بیمارستان دولتی می‌روم و همه سختی‌هایش را تحمل می‌کنم. به هر حال دکتر همان بیمارستان و کادر پزشکی آنجا از من مراقبت می‌کنند.»

او در ادامه می‌گوید: «شبی که وقتش رسید راهی بیمارستانی دولتی در جنوب شرقی تهران شدیم که می‌گفتند یکی از مهم‌ترین بیمارستان‌های پایلوت کشور است. در ابتدا هیچ‌کس مرا به داخل بخش زنان هدایت نکرد. زن‌ها را تا نزدیک شدن به موعد مقرر، توی راهروی عمومی نگه می‌داشتند. راهروهای کثیف و شلوغی که مختص بخش زایمان نبود و بیرون بخش زایمان قرار داشت: محل عبور و مرور مردم عادی، پیرمردی با عصا، مردی که با پرونده دخترش در حال گذر بود و همراهان یک بیمار تصادفی.»

فاطمه در ادامه شرح آن‌چه بر او گذشته می‌گوید: «زن‌ها می‌نالیدند. درد می‌کشیدند و هر چه دم دستشان بود می‌گرفتند توی دستشان و از شدت درد مچاله می‌کردند. زن‌ها را پنج نفر به پنج نفر می‌فرستادند داخل اتاقی که باید ببخشید اما به یک طویله شباهت داشت. چهار طرف اتاق، آدم‌هایی در حال فریاد کشیدن بودند و هیچ‌کس کمترین توجهی به این فریادها نداشت. به من آمپول فشار زدند، اما نه کسی فشار خونم را چک کرد و نه در طول سه ساعتی که آنجا درد کشیدم، کمترین سراغی از من گرفت. وقتی نوبت رفتن من به اتاق زایمان رسید و حین درد کشیدن، یک دانشجوی در حال آموزش با تیغ برش حاضر شد تا واژنم را برش بدهد. من درد می‌کشیدم و ذهنم به خوبی کار نمی‌کرد اما حاضر بودم پروسه طبیعی درد را تحمل کنم تا اینکه بخواهم با عفونت بخیه‌ها و مصیبت‌های بعدش سر و کله بزنم. به همین دلیل درخواست کردم یک پزشک متخصص مرا ببیند. آنها می‌خواستند هر چه زودتر جریان تولد بچه را تسریع کنند تا تخت برای زن بخت برگشته بعدی که وسط راهرو درد می‌کشید، خالی بشود. دیگر برایشان اهمیت نداشت که این بخیه‌ها ممکن است مرا بعد از زایمان درگیر چه درد، عفونت یا عواقبی کند.»

بیشتر بخوانید:

مادر شدن کودکان، ننگی بی‌پایان

روایت زنانی که ختنه می‌شوند…

وقتی مشاوران خانه‌های امن سوئد به دادم رسیدند

دکتر قمی‌زاده اما می‌گوید رفت و آمد و آموزش دانشجویان طبیعی است و برخورد ماما یا پرستار بخش زایمان یک برخورد شخصی نیست و سیستم حاکم بر فضای بیمارستان زمینه چنین برخوردهایی را فراهم می‌کند: «من دکتر باید ۹ ساعت متوالی شاهد جیغ کشیدن‌های ممتد باشم که روانم را به هم می‌ریزد و هیچ پرسنل کمکی‌ای هم ندارم. طبیعی است که اعصاب من هم آهنین نیست.»

شاید یکی از دلایلی که باعث شده است زایمان به شیوه سزارین بر زایمان طبیعی در ایران پیشی بگیرد، ناایمن بودن اتاق‌های درد و اتاق‌های زایمان است.

چندی پیش دکتر ابوالفضل مهدی‌زاده، رییس بخش زنان بیمارستان امیر اکرم و استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران نیز تایید کرد یکی از مهم‌ترین دلایل بالا بودن آمار سزارین در کشور، نامناسب بودن زایشگاه‌ها و بخش‌های زنان در بیمارستان‌های مختلف است.

او به نشریه سلامت گفت: «بیشتر زایشگاه‌ها، به خصوص زایشگاه‌های دولتی کشور ما در شأن یک بانوی ایرانی نیست و خانم بارداری که برای زایمان به آنها مراجعه می‌کند، نه محیط مناسب و در خور شأن خود را می‌یابد و نه رفتار مناسبی از کارکنان.»

با همه اینها بسیاری از مادران طبقه فقیر جامعه، علی‌رغم آگاهی از این برخوردهای غیر انسانی، باز هم چاره دیگری جز پذیرش این پروسه دشوار در بیمارستان‌های نامهربان دولتی ندارند.

فروردین
۵
۱۳۹۸
حق باروری و آزادی در فرزند‌آوری
فروردین ۵ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , ,
Photo: petrograd99/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: petrograd99/depositphotos.com

معین خزائلی

حق باروری، تولید مثل و مدیریت آن از نیازهای اصلی زنان و مردان بوده که به طور ویژه با سلامت جسمی و روحی آنان پیوند خورده است.

بر اساس گزارش‌های سازمان بهداشت جهانی، عدم بهره‌مندی از حقوق باروری به معنی سوء مدیریت در امور مربوط به باروری زنان از جمله فرزندآوری و امور جنسی، به علاوه عدم دسترسی به بهداشت باروری و اطلاعات مورد نیاز در مورد آن و همچنین محدودیت‌های موجود در این زمینه علیه زنان در تعداد قابل توجهی از جوامع، در مجموع ۲۲ درصد از سال‌های عمر زنان را درگیر مشکلاتی از قبیل بارداری برنامه‌ریزی نشده و اجباری، مرگ و میر ناشی از بارداری زودهنگام یا عدم دسترسی به بهداشت باروری و همچنین ابتلا به بیماری‌های مقاربتی می‌کند.

از این رو امروزه بهره‌مندی از حق باروری و رابطه جنسی به عنوان یکی از حقوق اصلی و ذاتی انسان‌ها و از حقوق مسلم بشری تلقی می‌شود.

بر این اساس، حق تمامی انسان‌ها و به ویژه زنان در زمینه امور مربوط به باروری از جمله اختیار تصمیم‌گیری آزادانه، آگاهانه و مسئولانه در مورد چگونگی فرزندآوری، تعداد فرزندان، فاصله و زمان بارداری و همچنین دسترسی آزادانه به اطلاعات و آموزش‌های لازم در زمینه امور باروری و جنسی بدون هر گونه اجبار، تبعیض و خشونت، محترم بوده و باید به رسمیت شناخته شود.

اهمیت بهره‌مندی از این حق به حدی است که در تعداد قابل توجهی از اسناد بین‌المللی به آن اشاره شده و کشورهای بسیاری نیز اقدام به تدوین قوانین در راستای احقاق آن کرده‌اند. با وجود این هنوز در شماری از جوامع، دسترسی به حق باروری و بهره‌مندی از آن برای افراد به ویژه برای زنان امری چالش‌برانگیز و همراه با سختی‌ها و مشقت‌های فراوان است.

حق باروری در قوانین بین المللی

اگرچه اعلامیه جهانی حقوق بشر اشاره‌ای مستقیم به حق باروری نداشته و این حق را به عنوان یکی از حقوق ذاتی و انسانی بشر در متن خود به رسمیت نشناخته است، اما این حق به طور مستقل در دیگر اسناد بین‌الملی به عنوان یکی از حقوق اساسی انسان‌ها به رسمیت شناخته شده است.

در همین زمینه اولین سندی که در آن به طور مستقیم به حق باروری اشاره شد اعلامیه «کنفرانس بین‌المللی حقوق بشر سازمان ملل متحد» در تهران در سال ۱۹۶۸ بود.

در این اعلامیه که به عنوان یک اعلامیه غیر الزام‌آور به نام «اعلامیه تهران» به تصویب رسید، از حق باروری به عنوان حقی یاد شده است که بر اساس آن «والدین از حق انسانی برای تصمیم‌گیری آزاد و مسئولانه در مورد تعداد و فاصله سنی فرزندانشان برخوردارند.»

پس از آن در سال ۱۹۷۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد در اعلامیه رشد و توسعه اجتماعی خود و همچنین کنفرانس بین‌المللی زنان ملل متحد در سال ۱۹۷۵، با تاکید بر مفاد اعلامیه تهران در این زمینه بر لزوم به رسمیت شناختن حق باروری به عنوان یکی از اصول مسلم حقوق بشر، اصرار ورزید.

این اما کنفرانس بین‌المللی جمعیت و توسعه قاهره در سال ۱۹۹۴ بود که به طور رسمی حق باروری را در زمره حقوق اساسی بشر قرار داد و برای احقاق آن ساز و کار تعیین کرد.

در این کنفرانس که با حضور ۱۸۴ کشور برگزار شد، برای اولین بار حق باروری به عنوان حقی انسانی، شخصی و ذاتی و نه «صرفا به منظور اهداف جمعیتی» به رسمیت شناخته شد و «رفع نیازهای باروری افراد» در زمره وظایف دولت‌ها قرار گرفت.

بیشتر بخوانید:

ازدواج اجباری جرم است

لزوم برخورد قاطع با مرتکبان خشونت خانگی علیه قربانیان بالقوه

لزوم گزارش خشونت خانگی؛ از اخلاق تا قانون

این کنفرانس همچنین توصیه‌هایی عملی در زمینه خدمات بهداشتی باروری، خدمات زایمان سالم و ایمن، مراقبت از عفونت‌های مقاربتی و مراقبت‌های بعد از سقط جنین داشت.

تلاش‌های صورت گرفته در کنفرانس قاهره در تاکید بر حق باروری و دیگر حقوق مرتبط با آن از جمله «داشتن یک زندگی جنسی رضایت‌بخش و مطمئن، توانمندی تولید مثل و آزادی تصمیم‌گیری در مورد آن و حق دسترسی آگاهانه و آزادانه به روش‌های مطمئن و موثر تنظیم خانواده» و نیز اقدامات عملی بسیاری از کشورها پس از این کنفرانس در راستای توسعه برنامه‌های بهداشت باروری و قوانین داخلی مرتبط با آن، سرانجام منجر به تدوین منشوری با نام «منشور حقوق باروری و جنسی» در سال ۱۹۹۵ از سوی «فدراسیون بین‌المللی تنظیم خانواده» شد.

بر اساس این منشور که اصلی‌ترین سند جهانی مربوط به حقوق باروری است، «حقوق بشر زنان شامل حق اداره و تصمیم‌گیری آزادانه و مسئولانه در کلیه امور جنسی مرتبط با ایشان، از جمله بهداشت باروری و جنسی به دور از هر گونه جبر، تبعیض و خشونت است. عدالت در روابط بین زنان و مردان در زمینه‌های جنسی و باروری شامل احترام کامل به تمامیت شخصی، نیاز به احترام متقابل، رضایت از رفتار جنسی و تقسیم مسئولیت و عواقب آن است.»

در این منشور ۱۲ حق به عنوان حقوق بشر زنان به رسمیت شناخته شده که چهار حق یعنی «حق انتخاب در ازدواج و تشکیل خانواده، حق تصمیم‌گیری در مورد تعدد، فواصل و شرایط زمانی فرزندآوری، حق تصمیم‌گیری مسئولانه و فارغ از تبعیض، اجبار و خشونت در مسائل جنسی و حق آگاهی از اطلاعات و دریافت آموزش‌های مرتبط با سلامت باروری و جنسی» به طور مستقیم و ویژه بر حقوق باروری و جنسی تاکید می‌کنند.

علاوه بر این منشور، حق باروری در مواد ۵، ۱۱ و ۱۲ «کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان» نیز مورد تاکید قرار گرفته است. همچنین ماده ۱۶ این کنوانسیون به طور مستقیم حقوق باروری و جنسی را برای زنان به رسمیت شناخته است.

حقوق باروری شامل چه حقوقی است؟

حق انتخاب در ازدواج و تشکیل خانواده: برخورداری از آزادی و اختیار و دوری از خشونت، تبعیض و اجبار در امر ازدواج و تشکیل خانواده، یکی از اساسی‌ترین حقوقی است که در زیر مجموعه‌ی حق باروری قرار گرفته و از این رو تلاش برای احقاق آن از ضروریات حقوق بشر و در مقابل ایجاد هر گونه ممنوعیت، محدودیت یا تبعیض در آن، سبب سلب حقوق بشر می‌شود.

بر اساس این حق، تمامی افراد باید توانایی و اختیار تصمیم‌گیری آزادانه در مورد زمان ازدواج و فردی را که می‌خواهند با او ازدواج کنند، داشته باشند بدون اینکه هیچ عرف، مذهب، دین، نژاد یا قانونی ممنوعیت یا محدودیتی برای آنها ایجاد کند.

لزوم بهره‌مندی از این حق به حدی است که الزام به پایبندی و تعهد به آن علاوه بر منشور حقوق باروری و جنسی، در قوانین بین‌المللی دیگری از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و همچنین کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان مورد تاکید قرار گرفته است.

امروزه اکثریت کشورهای جهان نیز با تدوین قوانین داخلی اقدام به شناسایی این حق کرده‌اند. به عنوان مثال این حق در اتحادیه اروپا در قالب «کنوانسیون اروپایی پیشگیری و محو خشونت علیه زنان و خشونت خانگی» به تصویب رسیده و رعایت آن برای کشورهای عضو الزامی است.

بر اساس این کنوانسیون، اِعمال هر گونه اجبار و تبعیض علیه زنان در زمینه ازدواج ممنوع بوده و ازدواج ناشی از اجبار باطل است. ضمن اینکه در تعداد قابل توجهی از جوامع ایجاد محدودیت در ازدواج یا اِعمال اجبار در ازدواج جرم‌انگاری شده و در کشورهایی مانند فرانسه، آلمان، اتریش، نروژ و بریتانیا با مجازات زندان همراه خواهد بود.

این حق اما در برخی جوامع به ویژه جوامع اسلامی، همچنان آن‌طور که باید به رسمیت شناخته نمی‌شود.

به عنوان مثال در ایران بر اساس قوانین مدنی، ازدواج دختران باکره همچنان منوط به اذن پدر، جد پدری یا دادگاه است (ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی). ضمن اینکه ازدواج کودکان (افراد زیر ۱۸ سال) به عنوان یکی از بارز‌ترین موارد نقض این حق هنوز در ایران قانونی بوده و تلاش‌های صورت گرفته نیز تاکنون منجر به شناسایی قانونی این حق برای کودکان ایرانی نشده است.

حق تصمیم‌گیری در مورد تعدد، فواصل و شرایط زمانی فرزندآوری: این حق که شامل بهره‌مندی از اختیار تصمیم‌گیری در مورد تعداد دفعات بارداری و فرزندآوری، تعداد فرزندان و زمان مطلوب بارداری است، از دیگر حقوق اساسی باروری است.

بر اساس این حق همه افراد به ویژه زنان، باید بتوانند به‌طور آزادانه و به دور از هر گونه اجبار، اکراه و ترس، در مورد تمامی این امور تصمیم‌گیری کنند.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

در واقع هدف از احقاق این حق، جلوگیری از بارداری‌های اجباری، ناخواسته و زودهنگام است.

امروزه در بسیاری از کشورهای جهان، این حق به صورت تضمین حق دسترسی به تمامی روش‌های ممکن پیشگیری از بارداری، حق دسترسی به بهداشت باروری و زایمان سالم و ایمن و همچنین حق سقط جنین (تا پیش از سه تا چهار ماهگی به صرف درخواست مادر) به رسمیت شناخته می‌شود.

تاکید بر سقط ایمن و بهداشتی و جلوگیری از موارد سقط ناسالم و غیر ایمن و همچنین بهره‌مندی از خدمات بهداشتی پس از سقط نیز از دیگر موارد متضمن این حق است. به علاوه وجود آزادی کامل سقط جنین (پیش از حلول روح) در موارد تجاوز به عنف نیز یکی دیگر از موارد تضمین کننده این حق است.

در این زمینه منوط کردن سقط جنین به اجازه شوهر آن هم فقط در موارد مورد تصریح قانون (در خطر بودن جان مادر یا ناقص‌الخلقه بودن جنین)، ممنوع کردن آن مگر در موارد مصرح، و همچنین ایجاد ممنوعیت یا محدودیت در دسترسی به آلات یا روش‌های پیشگیری از بارداری، از بارز‌ترین موارد نقض این حق است که متاسفانه در قوانین فعلی ایران نیز به صراحت بر آنها تاکید شده است.

در حقیقت بر اساس قوانین فعلی ایران، صرف خواست مادر مبنی بر سقط جنین به دلیل بارداری ناخواسته، اجباری یا حتی محصول تجاوز به عنف بودن جنین، سبب ایجاب مجوز سقط نیست.

به علاوه اینکه رویکرد جدید حکومت در ایران در زمینه ایجاد محدودیت و ممنوعیت برای روش‌های پیشگیری از بارداری، به ویژه در وازکتومی و توبکتومی، نقض کامل این حق بوده و در نتیجه نقض مسلم حقوق بشر است.

حق تصمیم گیری مسئولانه و فارغ از تبعیض، اجبار و خشونت در مسائل جنسی: حق برخورداری از رابطه جنسی سالم، آزادانه، آگاهانه و رضایت‌بخش به دور از هر گونه تبعیض، اجبار و خشونت از دیگر حقوق مربوط به حق باروری است.

بر اساس این حق همه افراد باید اختیار تصمیم‌گیری در مورد زندگی جنسی خود، نوع رابطه، زمان رابطه و دیگر مسائل مربوط به آن را داشته باشند.

این حق امروزه به صورت ممنوعیت هر گونه اجبار و اکراه در رابطه جنسی، جرم‌انگاری رابطه جنسی اجباری، جرم‌انگاری خشونت جنسی، جرم‌انگاری ازدواج کودکان و به ویژه جرم‌انگاری و به رسمیت شناختن رابطه جنسی اجباری در ازدواج به عنوان نوعی از تجاوز به عنف در بسیاری از کشورها به اجرا در می‌آید.

در ایران اما این حق نیز به طور کامل به زنان داده نشده است و به ویژه در ازدواج، زنان مکلف به ارضای جنسی شوهر خود در هر زمان و مکان و شرایط و حتی علی‌رغم رضایت و میل باطنی هستند.

این تکلیف به حدی در قوانین ایران مورد تاکید قرار گرفته که عدم اجرای آن بر اساس ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی، موجب عدم استحقاق زن برای دریافت نفقه خواهد شد.

حق آگاهی از اطلاعات و دریافت آموزش‌های مرتبط با سلامت باروری و جنسی: حق دسترسی آزادانه و آگاهانه به اطلاعات، دانش و آموزش‌های مرتبط با مسائل جنسی به دور از هر گونه محدودیت، ممنوعیت و تبعیض، از دیگر حقوق مرتبط با حقوق باروری است.

ارائه آموزش‌های مناسب در زمینه مسائل جنسی، سلامت جنسی و باروری، امروزه از اصلی‌ترین راه‌های احقاق این حق است.

بر این اساس امروزه بسیاری از کشورها به طور منظم و سیستماتیک برنامه‌های جامعی را در این زمینه در نظام آموزشی خود گنجانده‌اند. لزوم آموزش مسائل جنسی به کودکان، آموزش روش‌های پیشگیری از بارداری به نوجوانان و جوانان و نیز در دسترس قرار دادن وسایل جلوگیری از بارداری نیز از دیگر رویه‌های تضمین کننده این حق است.

ممنوعیت آموزش مسائل جنسی تا مقطع دانشگاه و نیز محرومیت و محدودیت کلی موجود در آموزش سالم و علمی مسائل جنسی در ایران، در عمل منجر به نقض فاحش این حق شده است. ضمن اینکه رویکرد جدید این کشور در سیاست‌های جمعیتی نیز سبب اِعمال محدودیت‌های نابه‌جا در آموزش روش‌های موثر پیشگیری از بارداری شده است؛ در حالی که اجرای سیاست‌های سند ۲۰۳۰ ممکن بود بتواند تا حدودی موجب احقاق این حق شود.