صفحه اصلی  »  فرخ نیک مرام
image_pdfimage_print
شهریور
۱۱
۱۳۹۳
پرونده های بین المللی در رابطه با خشونت خانگی
شهریور ۱۱ ۱۳۹۳
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

4688099733_8f826be29a_b

عکس: Gabriela Camerotti

ترجمه: فرخ نیک مرام

مقدمه:

اصول قوانین بین المللی در فضای واقعی کشورها گاهی از فلسفه وجودی خود دور می شود. حتی دولت هائی که این متون را امضاء کرده و با هدف کنترل خشونت خانگی به تعهدات بین المللی پیوسته اند، به علت عدم درک پلیس و دیگر مجریان از مفاهیم مندرج در قراردادهای بین المللی، به وظایف خود درست عمل نمی کنند و برای دور نگاه داشتن قربانی از خشونت ورز از خود حساسیت نشان نمی دهند. تا جائی که در موارد بسیاری به قتل قربانی منجر می شود، حال آن که قربانی در بایگانی های پلیس و دادگاه ها، شکایت خود را ثبت کرده بوده و پرونده ها حاکی است که او مراتب را به مراجع مسئول گزارش داده است. جدی نگرفتن تهدیدهای جانی و عدم توجه به ضرورت بازدارندگی در این جرائم، نرخ قتل های خانگی را در جهان بالا برده است. این تصویر که در مقابل داریم باید از سوی پلیس و دیگر مراجع مسئول که احترام به حق حیات شهروندان بدون مرزهای جنسیتی  در دستور کارشان است، جدی گرفته شود.

گزارشی که از نظرتان می گذرد، با نقل چند Case Study  ( شرح پرونده ) حامل این پیام است که تا چه اندازه قوانین بین المللی با هدف کنترل خشونت خانگی، در فضای واقعی جوامع بی اثر می شود. به این نمونه ها نگاه کنید.

به کار بردن اصول قانونی بین المللی در شرایط واقعی: خلاصه پرونده‌های بین المللی

گوک علیه اتریش

حقایق: پس از سال‌ها رنج بردن از خشونت خانگی، شهیده گوک در دسامبر ۲۰۰۲ به دست شوهرش به قتل رسید. او از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۲ بارها و بارها موارد خشونت را به مقامات گزارش داده بود. پلیس دستورهای کوتاه مدت (۱۰ روزه) اخراج و محدودیت برای شوهر او صادر می‌کرد. در سال ۱۹۹۹ آقای گوک به اتهام آسیب بدنی مورد پیگرد قانونی قرار گرفت اما به دلیل جزئی بودن جراحات تبرئه شد. مقامات در آن زمان با توجه به این که خانم گوک حاضر به دادن مجوز نبود، امکان پیگرد قانونی آقای گوک به اتهام ایراد تهدیدات غیر قانونی خطرناک را نیافتند. در سال ۲۰۰۰، پس از ضرب و شتم مجدد و تهدید به قتل، ماموران پلیس از دادستان درخواست کردند که آقای گوک را دستگیر و بازداشت کنند. این درخواست رد شد. در سال ۲۰۰۲، پس از ضرب و شتم مجدد، خانم گوک از شوهرش برای آسیب بدنی و تهدیدات غیر قانونی خطرناک شکایت کرد. مدعی العموم یک بار دیگر درخواست پلیس برای جلب و بازداشت آقای گوک را رد کرد. در اکتبر ۲۰۰۲، در جریان روند دادگاه، دادگاه محلی حکم موقتی صادر کرد که به مدت سه ماه آقای گوک را از تماس با خانم گوک یا مراجعه به خانه منع می کرد. اجرای حکم بر عهده پلیس قرار گرفت. در نوامبر ۲۰۰۲ مسئولان خدمات اجتماعی گزارش دادند که آقای گوک بر خلاف حکم دادگاه به خانه باز گشته است و در خانه زندگی می‌کند. اقوام نیز گزارش می‌دادند که آقای گوک تهدیدات بیشتری برای جان همسرش از خود نشان داده است. در دسامبر ۲۰۰۲ دادستان دادرسی را بر اساس کمبود مدارک برای اتهامات آسیب بدنی و تهدیدات غیر قانونی خطرناک متوقف کرد. دو روز پس از آن خانم گوک با خط تماس‌های اضطراری تماس گرفت اما ماموری در پاسخ به تماس تلفنی او به خانه‌اش فرستاده نشد. چند ساعت بعد، آقای گوک در برابر چشمان دو دخترشان خانم گوک را به ضرب گلوله اسلحه کمری به قتل رساند.

دعوای دولت: خانواده خانم گوک شکایت خود مبنی بر کوتاهی دولت در انجام فعالیت‌های مورد نیاز برای حفظ جان خانم گوک را تسلیم «کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان» (CEDAW) کردند. دولت ادعا نمود که تلاش‌های مقامات با توجه به همکاری نکردن خانم گوک از ابتدا محکوم به شکست بود. دولت توضیح داد که در بازپرسی‌های پس از گزارش خشونت، خانم گوک همواره تلاش به کم اهمیت جلوه دادن واقعه و انکار حمله شوهرش به خود می کرد. دولت عنوان کرد که در دادرسی نخست در سال ۱۹۹۹ خانم گوک به دادستان اجازه دادخواهی برای اتهامات تهدید غیر قانونی خطرناک را نداده بود و از شهادت علیه همسرش سر باز زده بود. در سال ۲۰۰۲ پس از تماس با خانم گوک برای ارائه مدارک، وی مدعی شده بود که جراحات بر روی بدن وی بر اثر تشنج به دلیل بیماری صرع بوجود آمده بودند. دولت توضیح داد که خانم گوک داوطلبانه و در تخطی از حکم دادگاه کلید خانه را در اختیار شوهرش قرار داده بود.

یافته‌های «کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان»: کنوانسیون ایجاد «مدل جامع برای رسیدگی به خشونت خانگی» از سوی دولت را پذیرفت. با این وجود بر این موضوع تاکید کرده بود که برای دادن امکان به همه زنان قربانی خشونت خانگی برای بهره مندی از آزادی‌های خود، این مدل باید با توجه به خصوصیات هر پرونده، مورد به مورد و از سوی دولت اعمال شود. کمیته به این نتیجه رسید که با توجه به ترتیب اتفاقات از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۲ پلیس باید به این نتیجه می‌رسید که خانم گوک در خطر است. آخرین تماس او باید پاسخ اضطراری را بلافاصله دریافت می‌کرد. علاوه بر این، کمیسیون نتیجه گیری کرد که رفتار آقای گوک در فاصله چهار سال، از بالاترین حدود خشونت عبور کرده بوده و در نتیجه دادستان حق نداشته است که درخواست پلیس برای دستگیری و بازداشت او را رد کند. اگر چه پس از وقوع قتل، آقای گوک بازداشت، محاکمه و محکوم به حبس ابد شده بود، کمیسیون اعلام کرد که دولت در اجرای اقدامات لازم در  طول مدت سال ۹۹ تا زمان قتل کوتاهی کرده است. کمیسیون اعلام کرد که بر اساس مواد ۲ (a) و (c)-(f) «کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان» در سایه پیوست نخست این کنوانسیون این کوتاهی دولت منتج به از بین رفتن حق حیات و حق کرامت بدنی و روحی خانم گوک شده است.

پیشنهادات «کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان»: کمیسیون پیشنهاد کرد که دولت باید:

 (۱) اطمینان حاصل کند که ماموران اقدامات لازم برای جلوگیری و پاسخ به خشونت خانگی را انجام دهند و در همین راستا مامورانی که در این کار کوتاهی می‌کنند را مورد مجازات قرار دهد.

(۲) با هوشیاری و به سرعت عاملان خشونت خانگی را مورد پیگرد قانونی قرار دهد.

(۳) همکاری پلیس و مسئولان قضایی را افزایش داده، همکاری با مسئولان سازمان‌های جامعه مدنی را در دستور کار قرار دهد. (۴) برنامه‌های آموزشی در مورد خشونت خانگی برای قضات، وکلا و افسران پلیس را تقویت کنند.

“اِی تی” علیه مجارستان

حقایق: به مدت چهار سال “اِی تی” از سوی همسرش در معرض خشونت خانگی شدید و متعدد و تهدید قرار داشت. او توان رفتن به پناهگاه را نداشت چرا که هیچ پناهگاهی امکانات لازم برای پذیرش او و فرزندانش، که یکی از آنها دچار معلولیت نیز بود را نداشت. در چارچوب قوانین مجارستان هیچ گونه حکم منع تماس یا حکم حفاظتی برای او صادر نمی‌شد. او قفل درهای آپارتمانشان را تغییر داد تا همسرش نتواند وارد خانه شود. همسرش به دادگاه شکایت کرد و برنده پرونده شد. “اِی تی” دوباره به دادگاه مراجعه کرد که شاید دادگاه حکمی که به نفع همسرش صادر شده بود را تغییر داده، به او اجازه بدهد که همسرش را از خانه بیرون نگه دارد، ولی دادگاه بر اساس کمبود مدارک برای اثبات اتهام خشونت همسرش، رای به این داد که حق مرد به دارایی‌هایش نمی‌تواند محدود گردد. او در چندین مورد از همسرش به اتهام تهاجم و ضرب و شتم به دادگاه شکایت برد، اگر چه همسرش در یکی از پرونده‌ها محکوم و جریمه نقدی شد، اما پلیس در هیچ یک از موارد اقدام به بازداشت او نکرد. در موردی دیگر همسرش به دلیل کمبود مدرک تبرئه شد. “اِی تی” مکررا” از طریق نامه، تماس تلفنی و مراجعه شخصی از مسئولان حمایت از کودکان درخواست کمک کرد، اما پاسخ شنید که موارد خشونت در میان بزرگسالان به ماموریت آنان ربطی ندارد.

اظهارات دولت: ” اِی تی” به صورت فردی با «کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان» تماس گرفت و ادعا کرد که دولت در حمایت موثر از او در برابر خشونت همسرش کوتاهی کرده است و رفتار انفعالی دولت، تعهدات آن در چارچوب «کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان» را نقض می‌کند. دولت ادعا کرد که شکایات علیه همسر “اِی تی” در هنگام صدور نامه او به کنوانسیون به صورت معلق در آمده‌اند و اتهامات از سوی مقامات بارها به همسر “اِی تی ” وارد شده است. دولت توضیح داده بود که برای جلوگیری از خشونت خانگی در سطح ملی سیاستی را پذیرفته است و به زودی با قانونگذاری مناسب اطمینان حاصل خواهد کرد که چارچوبی مناسب و موثر به وجود خواهد آمد.

یافته‌های«کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان»: کمیته اعلام کرد که ساختار قانونی در مجارستان کارایی لازم برای ارائه حمایت اضطراری به اِی تی در مقابل خشونت همسرش را دارا نیست. تلاش‌های اخیر دولت برای تولید برنامه‌ای جامع در سطح ملی را ستود، ولی یاد آور شد که این برنامه ها هنوز برای ” اِی تی” فایده‌ای نداشته‌اند. کمیته به این نتیجه رسید که خشونت خانگی در دادگاه‌های مجارستان از اولویت لازم برخوردار نیستند و در قانون راهکارهای کافی برای حمایت از “اِی تی” در برابر خطر ادامه خشونت خانگی وجود ندارد. در نتیجه کمیته رای به آن داد که دولت در انجام فعالیت‌های مورد نیاز در این مورد کوتاهی کرده است و بند ۲(a)، (b) و (e) «کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان» را نقض کرده است.

پیشنهادات «کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان»: کمیته پیشنهاد کرد که دولت باید:

 (۱) اقدامات فوری برای تضمین کرامت فیزیکی و روحی “اِی تی ” و خانواده‌اش انجام دهد.

(۲) مکانی مناسب برای زندگی “اِی تی” و کودکانش به همراه خدمات کودک یاری و مشاوره حقوقی در نظر بگیرد.

(۳) اطمینان حاصل کند که مسئولان فعالیت‌های مورد نیاز برای مبارزه با خشونت خانگی را همواره انجام خواهند داد.

(۴) تمامی موارد خشونت خانگی را به سرعت و به گونه‌ای کامل، بی‌طرف و جدی بررسی کرده و متخلفان را مجازات کند.

 (۵) قربانیان خشونت خانگی را با سرعت به امنیت و عدالت، شامل حمایت حقوقی مجانی برساند.

(۶) به عاملان خشونت برنامه‌های بازپروری ارائه دهد.

“ویکی ” علیه بلغارستان             

حقایق: سال‌ها “ویکی” در دستان شوهرش در معرض آزار و خشونت عاطفی، اقتصادی، روانی و بدنی قرار داشت. پس از واقعه‌ای که طی آن شوهر “ویکی” پسرش را از او دور کرده بود و به مدت دو سال به او اجازه دسترسی به پسرش را نداده بود، “ویکی” برای حکم حفاظت فوری، تحت «قانون حمایت در برابر خشونت خانگی» در دادگاه محلی اقدام نمود. دادگاه به طور موقت حکم را صادر کرد ولی پس از چند ماه با عنوان این مطلب که “ویکی” موفق به اثبات اتهامات مربوط به خطر از سوی شوهرش برای خود و فرزندانش نشده است، از تمدید حکم سر باز زد. این تصمیم در تجدید نظر نیز تایید شد.

دعوای دولت: “ویکی” با «کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان» تماس گرفته، ادعا کرد که دولت از فراهم کردن امنیت برای او در مقابل خشونت خانگی سر باز زده است. دولت مدعی شد که گام‌های لازم برای تامین امنیت، از جمله با تصویب قانونی جدید برداشته است. دولت عنوان کرد که قانونی مبتنی بر ارائه احکام حمایت اضطراری وجود دارد که فرد را قادر می‌سازد طی ۲۴ ساعت چنین حکمی را دریافت کند و “ویکی”از این قانون بهره برده است. دولت ادعا نمود که “ویکی” نتوانسته است ادعای خود مبنی بر عدم داشتن امنیت، پس از باختن دادگاه برای دائمی کردن حکم حمایت را اثبات کند.

یافته‌های «کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان»: کمیته پذیرفت که دولت برای تامین امنیت گام‌هایی برداشته است. اما یاد آوری کرد که برای این که “ویکی” بتواند در عمل از این حمایت بهره ببرد، تمامی عناصر دولتی، از جمله دادگاه‌ها باید از اعمال این قانون علیه خشونت خانگی حمایت کنند. کمیته این سوال که آیا عدم صدور حکم حفاظت دائم به “ویکی” فرا قانونی یا تبعیض آمیز بوده است را بررسی کرد. دادگاه به این دلیل از ارائه حکم خودداری کرده بود که “ویکی” با توجه به عدم توانایی برای نشان دادن خطر فوری برای جان یا سلامت نتوانسته بود اتهامات علیه شوهرش را اثبات کند. کمیته توضیح داد که خشونت خانگی لزوما نباید مربوط به خطر فوری برای جان یا سلامت قربانی باشد. خشونت خانگی محدود به رساندن آسیب نیست، بلکه شامل فعالیت‌هایی که منجر به آسیب روحی و جنسی می‌شوند یا به از دست رفتن آزادی‌های فرد می‌انجامد نیز می‌شود. کمیته دریافت که دادگاه از تعریفی بسیار محدود از خشونت خانگی برای صدور رای استفاده کرده است که این تعریف با قوانین داخلی و تعریف موجود در کنوانسیون در تضاد است. علاوه بر این کمیته دریافت که دادگاه برای صدور رای، خواستار اثبات خشونت خانگی و موارد بسیار دشوار دیگری شده است و از شاکی خواسته است که خطر را «ورای شک منطقی» اثبات کند. به این معنی که مسئولیت اثبات کاملا بر دوش “ویکی” قرار داده شده است. در نتیجه این عمل بند ۲ (c) و (d) کنوانسیون را نقض کرده است. کمیته همچنین رای به این داد که عدم وجود سرپناه مناسب برای زندگی “ویکی” و کودکانش ناقض بند ۲ (c) و (e) کنوانسیون است.

پیشنهادات «کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان»: کمیته پیشنهاد داد که دولت باید:

 (۱) بندی به «قانون حمایت در برابر خشونت خانگی» بیافزاید که محدودیت زمانی را از روی درخواست حکم محافظت بردارد، بار حقوقی و اداری زیاده از حد را از روی شاکی برداشته و مسئولیت اثبات بر دوش قربانی را سبک تر کند.

 (۲) اطمینان حاصل کند که به اندازه کافی سرپناه‌هایی که بودجه‌شان از سوی دولت تامین می‌شود برای اسکان قربانیان خشونت خانگی و فرزندانشان وجود دارد و سازمان‌های غیر دولتی مربوطه کمک‌های لازم را دریافت می‌ کنند.

“ورتیدو “ علیه فیلیپین

حقایق: “کارن ورتیدو ” در گذشته مدیر اجرایی اتاق بازرگانی یک شهر در فیلیپین بود. در زمانی که او دارای این مقام بود، در سال ۱۹۹۶ یکی از مدیران پیشین آن اتاق بازرگانی به وی تجاوز کرد. در عرض ۲۴ ساعت خانم “ورتیدو “ مورد معاینه قرار گرفت و پس از ۴۸ ساعت گزارش واقعه را به پلیس ارائه کرده، به اتهام تجاوز از آن مدیر سابق شکایت نمود. در ابتدا تیمی از دادستان‌ها این مسئله را مورد بررسی قرار دادند و پرونده را به علت عدم وجود انگیزه برای ارتکاب جرم رد کردند. خانم “ورتیدو “ خواهان تجدید نظر شد و در تجدید نظر تصمیم تغییر کرد و فرد متهم به تجاوز شد. در سال ۲۰۰۵ دادگاه محلی متهم را تبرئه کرد. برای نیل به این رای، دادگاه اصولی را در نظر گرفته بود. از جمله این که وارد کردن اتهام تجاوز آسان است و طبیعت اتهام تجاوز به گونه‌ای است که شهادت شاکی باید با احتیاط و شک بسیار زیادی مورد بررسی قرار گیرد. دادگاه اعتبار شهادت خانم “ورتیدو “ را به پرسش گرفت، بخصوص در این مورد چرا زمانی که ایشان امکان فرار داشتند، دست به فرار نزدند. دادگاه همچنین به این نتیجه رسیده بود که اگر خانم “ورتیدو “ در مقابل متجاوز مقاومت می‌کرد، متهم که در آن زمان بیش از ۶۰ سال سن داشت نمی‌توانست به مرحله انزال برسد.

دعوای دولت: خانم “ورتیدو “ با «کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان» تماس گرفت و مدعی شد که او در نتیجه اعمال دولت پس از تجاوز دو بار قربانی شده است. او ادعا کرد که دولت در حمایت از وی در مقابل تبعیض، از جمله در دستگاه قضایی کوتاهی کرده است. او ادعا کرد که تصمیم دادگاه به برائت متهم بر اساس افسانه‌های جنسیتی و سوء برداشت‌ها نسبت به تجاوز و قربانیان تجاوز شکل گرفته بود و روند دادرسی سرشار از کلیشه‌های جنسیتی بوده است.

دولت ادعا کرد که دادگاه با دقت شرایط را مورد به مورد بررسی می‌کند و در این مورد شواهد و رفتارهای فردی را مورد ارزیابی قرار داده است. دادگاه تاکید کرد که این روش برای هم سویی با اصل بی‌گناهی پیش از اثبات جرم لازم بوده است. دادگاه مشخص کرد که روش دیگری برای دادرسی منجر به محکومیت فردی بی‌گناه می‌شود.

یافته‌های «کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان»: کمیته بر این تاکید داشت که خود را در بررسی واقعیت‌ها یا تشخیص مجرم یا مبرا بودن فرد جایگزین مقامات محلی نخواهد کرد. در عوض تمرکز کمیته بر اصول و مفاهیمی خواهد بود که دادگاه ملی برای رسیدن به رای نهایی بر آنها تکیه کرده است. کمیته تاکید نمود که «نگاه کلیشه‌ای اجازه نمی‌دهد که زنان دادرسی عادلانه‌ای داشته باشند و قوه قضاییه باید احتیاط کند که استانداردهای انعطاف ناپذیری مبنی بر این که زنان و دختران چگونه باشند ایجاد نکند و یا بر مبنای اینکه قربانی بر اساس باورهای کلیشه‌ای موجود درباره تجاوز و قربانیان تجاوز در هنگام تعرض چه باید واکنشی می‌داشته است تصمیم نگیرد.» کمیته بر این باور است که پایبندی دادگاه به تعهداتش در مورد کلیشه‌ها در مورد زنان باید در سایه درک دادگاه و حساسیت آن به هویت زنان مورد بررسی مجدد قرار گیرد. کمیته مشخص کرد اصولی که دادگاه بر آن تکیه داشته و روش کار دادگاه مملو از تعصبات جنسیتی بوده است. بخصوص به این قضاوت‌ها اشاره شده بود؛ زدن اتهام تجاوز آسان است، زنان در مقابل تجاوز مبارزه می‌کنند، زنان تلاش می‌کنند که فرار کنند. آشنایی یا عدم آشنایی خواهان و خوانده در موارد تجاوز بسیار تعیین کننده است. کمیته نتیجه‌گیری کرده بود که دولت بند ۲ (c) و (f) و بند ۵ (a) را در سایه بند یکم کنوانسیون زیر پا گذاشته است.

پیشنهادات «کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان»: کمیته پیشنهاد کرده بود که دولت باید:

 (۱) اطمینان حاصل کند که دادرسی‌های مربوط به تجاوز بدون تاخیر غیر موجه انجام گیرند.

(۲) اطمینان حاصل کند که تمامی روند دادرسی به موارد تجاوز و سایر جرائم جنسی بی‌طرفانه، عادلانه و بدون تاثیر پذیری از تعصبات و کلیشه‌ها و باورهای عمومی درباره‌ جنسیت صورت گیرند.

(۳) هر گونه بندی از قانون که اشاره به این داشته باشد که تجاوز و آزار جنسی باید به زور و با خشونت صورت گیرد یا این که برای اثبات تجاوز نیاز به اثبات دخول وجود دارد را از قوانین حذف کند.

(۴) تعریفی از تجاوز را به کار بندد که در آن به عدم «توافق صریح و داوطلبانه» بودن رابطه تاکید شده باشد و این که تجاوز می‌تواند در شرایطی به صورت اجباری و نه لزوما با زور انجام گیرد.

(۵) برای قضات، وکلا و کارکنان دستگاه قضایی آموزش‌های مناسب برای درک جرائم خشونت جنسی با آگاهی به تفاوت‌های جنسیتی ترتیب دهد که از دوباره قربانی شدن زنان جلوگیری شود.

“وی وی پی” علیه بلغارستان

حقایق: “وی وی پی” در کودکی از سوی یکی از همسایگان مورد تجاوز قرار گرفت. مادرش با مقامات محلی شکایتی تنظیم نمود و اتهام آزار جنسی کودک پس از دو سال به وسیله دادستان به دادگاه ارائه شد. در زمان وقوع این جرم، قانون برای این آزار جنسی کودکان تا ۵ سال زندانی در نظر گرفته بود و این جرم در قانون به عنوان «جرم جدی» به حساب نمی‌آمد. در نتیجه توافقی بین دادستان و متهم صورت گرفت و متهم پس از اعتراف به جرم به سه سال زندان محکوم شد. مجازات معلق ماند. چنین توافقی در آن زمان با توجه به «جدی» نبودن جرم مجاز بود. پس از این توافق، مادر قربانی درخواست اجازه کرد که به عنوان شاکی مدنی بر پایه آسیب اخلاقی در قالب همین پرونده علیه متهم شکایت کند. بر اساس توافقی که امضا شده بود، به مادر اجازه این کار داده نشد. در نتیجه خانواده وارد شکایتی جداگانه با هدف دریافت غرامت برای ایجاد خسارت عمدی شد. دادگاه به نفع شاکی رای داد و فرد متجاوز محکوم به پرداخت جریمه به خانواده شد. با این وجود ساختاری برای دریافت این جریمه وجود نداشت و با وجود این که خانواده فردی حرفه‌ای را برای دریافت بدهی استخدام کردند، موفق به دریافت پول نشدند.

دعوای دولت: مادر قربانی با «کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان» مکاتبه نمود و ادعا کرد که دولت در انجام اقدامات لازم کوتاهی کرده است. دولت پاسخ داد که قوانینش آزار جنسی به کودکان را جرم می‌داند و در قالب این قوانین امکان رسیدن به توافق وجود داشته و این کار انجام شده است. در عین حال دادگاه رای موافق با خانواده را در پرونده‌ مدنی صادر کرده است. دولت همچنین اعلام کرد که اخیرا آزار جنسی کودکان را به عنوان جرمی «جدی» شناخته است و مجازات آن افزایش پیدا کرده و دیگر امکان چنین توافقی وجود ندارد.

یافته‌های «کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان»: کمیته این پرسش را مطرح کرد که چرا این عمل به عنوان آزار جنسی کودک مورد دادرسی قرار گرفته است و نه به عنوان تجاوز یا اقدام به تجاوز. از نظر کمیته عمل تجاوز یا اقدام به تجاوز اتفاق افتاده بود. کمیته از معلق شدن مجازات محکوم، با توجه به این که آن مجازات در نتیجه توافق تعیین شده بود ابراز ناخرسندی کرد. کمیته بر این باور بود که دولت در مورد این پرونده استفاده لازم از قوانین برای مجازات موثر محکوم برای تجاوز و خشونت جنسی و استفاده از قوانین در عمل در تحقیقات و پیگرد قانونی مجرم کوتاهی کرده است. کمیته همچنین متوجه شد که در قوانین ساختاری برای جلوگیری از دوباره قربانی شدن قربانیان تجاوز و آزار جنسی وجود ندارد، چرا که پس از رسیدگی قانونی، مجرم آزاد شده است و هیچ حکم عدم تعقیب یا محافظتی برای دور نگه داشتن او از قربانی صادر نشده است. کمیته همچنین به این امر اشاره کرد که ساختاری عملی برای حصول اطمینان از این که قربانی به جریمه مورد نظر دادگاه دسترسی پیدا کند وجود ندارد. در نتیجه کمیته اعلام کرد که دولت تعهدات خود را زیر بند ۲ و پاراگراف‌های (a)، (b)، (e)، (f) و (g) کنوانسیون زیر پا گذاشته است.

پیشنهادات «کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان»: کمیته پیشنهاد کرد که دولت باید:

(۱) اطمینان حاصل کند که تمامی جرایم خشونت جنسی علیه زنان و دختران در راستای استانداردهای بین المللی تعریف شوند و به صورت موثر بررسی شده، عاملان آن با مجازاتی رو به رو شوند که با جدیت و عمق جرم هم خوانی داشته باشد.

(۲) کمک قانونی برای دریافت جرایمی که دادگاه مشخص کرده است ارائه نماید.

(۳) ساختاری مناسب برای دریافت خسارت برای قربانیان خشونت بر اساس جنسیت در نظر بگیرد.

 (۵) به قانون جزایی اصلاحیه‌هایی بیافزاید که از دوباره قربانی شدن قربانیان خشونت جنسی، پس از آزادی عاملان آن خشونت جلوگیری کند.

لینک منبع

شهریور
۶
۱۳۹۳
راهنمای مردان در حال ترک اعتیاد برای رویارویی با مشکلات ناشی از کودک آزاری
شهریور ۶ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

3029574501_73bd98608b_b

عکس: Emiliano

ترجمه: گ – حقیقی 

مرکز درمان سوء مصرف مواد مخدر و الکل (CSAT)، اداره خدمات سلامت روان و سوء مصرف مواد (SAMHSA) ، اداره سلامت و خدمات انسانی ایالات متحده (HHS).

مقدمه

مردانی که تحت درمان سوء مصرف مواد هستند احساسات مختلفی را تجربه می کنند. اغلب مردان به خاطر روشی که تربیت می شوند شاید برایشان سخت باشد احساسات خود را بفهمند و یا آنها را ابراز کنند. حالا که شما تحت درمان هستید ممکن است احساس رهایی و مثبت اندیشی کنید یا به خودتان افتخار کنید که قدم های اولیه را برای بهبود برداشته اید. با این وجود گاهی ممکن است این احساسات و علائم را هم داشته باشید:

  • شرمندگی
  • اضطراب
  • خجالت زده
  • افسردگی
  • عصبانیت
  • احساس گناه
  • نفرت از خود
  • مشکل در برقرار کردن ارتباط با خانواده یا دوستان
  • احساس دیوانگی
  • احساس کرختی یا این که هیچ حسی ندارید
  • ترس
  • درماندگی

شاید باور آن برایتان سخت باشد، اما بعضی از این احساسات در میان همه مردانی که درمان سوء مصرف مواد مخدر را آغاز می کنند رایج است. اما برای مردی که در بچگی مورد کودک آزاری قرار گرفته این احساسات می توانند شدیدتر بروز کنند. این عواطف می توانند آن قدر دردناک یا شدید باشند که فرد به هر دری بزند تا از آنها دوری کند، از جمله مصرف مواد مخدر یا الکل یا هر دو را از سر گیرد.

 برخی از مردان تحت درمان سوء مصرف مواد، به روشنی به خاطر نمی آورند از چه زمانی برای اولین بار مورد سوء استفاده قرار گرفتند، اما تعدادی از احساسات و علائمی که در فوق ذکر شد را دارند. بعضی از مردان ممکن است خاطرات سوء استفاده در کودکی را آن قدر به عقب پس زده باشند که نتوانند توضیح دهند چرا احساس خشم شدید می کنند، از شخص خاصی وحشت دارند، کابوس می بینند یا همیشه فکر می کنند قرار است اتفاق بدی بیافتد. گاهی پس از این که افراد از مصرف الکل یا مواد دست می کشند و تحت درمان هستند، خاطراتی برای آنها تداعی می شود، که به یاد آوردنشان قبلا” بیش از حد دردناک بوده یا کار کردن روی خاطرات کودکی یا لغزش های حافظه می تواند، در زمانی که تحت درمان سوء مصرف مواد مخدر هستید  کمک کند ، چون با مواجهه با دردهای گذشته می توانید بهتر بر زندگی کنونی خود تمرکز کنید.

کودک آزاری (یا سوء استفاده از کودک) چیست؟

سوء استفاده معانی متعددی دارد و گاهی دشوار است فهمید آنچه که در بچگی تجربه کرده اید سوء استفاده محسوب می شده یا نه؟ زیرا در آن زمان شکلی که تنبیه شدید یا با شما رفتار شده به نظر عادی می آمده است. در این جا یک سری سوالات وجود دارند که بهتر است درباره شان فکر کنید. این سوالات  درباره چند تجربه ای هستند که عموما” کودک آزاری به شمار می آیند. شما شاید تجربه های دیگری هم داشته باشید که در این فهرست نباشند.

آیا به یاد می آورید در زمان کودکی شما فردی:

  • شما را تنبیه یا تأدیب شدید کرده باشند؟
  • شما را آن قدر محکم کتک زده، که کبودی، بریدگی یا شکستگی استخوان بر جای گذاشته باشد؟
  • شما را کتک یا مشت زده باشد؟
  • با شما طوری رفتار کرده که احساس درماندگی و ناتوانی کرده باشید؟
  • به شما فحاشی کرده یا آزار کلامی داده باشد؟
  • در میان افراد خانواده و افراد نزدیک، کسی ظاهر فیزیکی شما مثلا” مو، رنگ پوست، شکل بدن یا ناتوانی شما را مورد انتقاد قرار داده یا مسخره کرده باشد؟
  • با شما صحبت جنسی کرده، لباس در آوردن یا حمام کردن تان را تماشا کرده، عکس ها یا فیلم های پورنوگرافیک به شما نشان داده یا به شکل نامناسبی عکس گرفته باشد؟
  • اعضای جنسی شما را لمس کرده و یا مجبورتان کرده باشد اعضای جنسی فرد دیگری را لمس کنید؟
  • شما را مجبور کرده دیگران را در حین اعمال جنسی نگاه کنید؟

 فردی که در کودکی مورد آزار قرار گرفته چه نشانه هایی دارد؟

تأثیرات کودک آزاری می تواند تا زمان بزرگسالی با شما بماند. علاوه بر احساس عصبانیت، اضطراب، شرمندگی یا افسردگی ممکن است:

  • خاطرات تصویری از آزارهای گذشته را به خاطر آورید
  • کابوس های مکرر داشته باشید
  • نسبت به صدای بلند، لمس شدن یا نزدیک بودن به دیگران حساس باشید
  • دائم منتظر یک اتفاق بد باشید
  • زود از کوره در بروید
  • دوران هایی از زندگی تان را به یاد نیاورید
  • از دیگران سوء استفاده کنید
  • احساس کرختی کنید
  • احساس افسردگی کرده یا به خودکشی فکر کنید
  • بگذارید دیگران از شما استفاده یا سوء استفاده کنند

این احساسات می توانند اضطراب یا موقعیت هایی که خاطرات سوء استفاده شدن را به یادتان می آورد، مثل زمانی که با آشنای نزدیکی دعوا می کنید، بدتر یا شدیدتر شوند. هر زمان احساس کردید می خواهید خودتان را آزار بدهید یا به خودکشی فکر می کنید، بلافاصله با مشاورتان تماس بگیرید.

چگونه می توانید مادامی که تحت درمان هستید به مسائل کودک آزاری پرداخت؟

تقریبا” در یک ماه اول درمان سوء مصرف مواد مخدر و الکل، وقت شما صرف خارج کردن آن مواد از بدن، باز کردن ذهن و یادگیری الگوهای سالم فکری یا رفتاری می شود. شاید بهتر باشد حرف زدن در مورد سوء استفاده دردناک گذشته را برای بعد از زمانی که دیگر مواد یا الکل مصرف نمی کنید نگه دارید و رابطه مستحکمی با مشاورتان برقرار کرده، دوست های جدید پیدا، و با افرادی که از مواد یا الکل استفاده نمی کنند روابط تازه ای برقرار کنید. آن موقع شاید کم کم احساس امنیت کافی برای فکر کردن به این موضوع را بیابید.

با این حال اگر این احساسات بیش از حد شدید یا دردناک شده اند و یا احساس می کنید باید بلافاصله به آن ها بپردازید، بدانید که می توانید هر زمانی که می خواهید یا نیاز دارید این موضوع را پیش بکشید. در هر مرحله ای از بهبود که باشید کمک در اختیارتان هست. یادتان باشد: مردان بسیاری روی دردشان کار کرده اند و امروز، زندگی شاد، سعادتمند و عاری از مواد مخدر دارند.

به خود شما بستگی دارد که تصمیم بگیرید چه زمانی درباره تجربه سوء استفاده با مشاورتان صحبت کنید، اما مهم است که این موضوع را هر زمان که آمادگی اش را دارید مطرح کنید. شاید اولین باری باشد که درباره آنچه در کودکی بر شما گذشته با کسی صحبت می کنید. شاید از صحبت کردن درباره افراد خانواده یا فردی نزدیک به شما احساس گناه یا ناسپاسی کنید. شاید نگران واکنش خانواده تان پس از شنیدن خاطرات گذشته خود باشید. همه این احساسات و ترس ها بسیار طبیعی هستند؛ آن ها را با مشاورتان در میان بگذارید.

گاهی به یاد آوردن تفاوت میان آنچه که در بچگی احساس قربانی بودنش را کرده اید و گزینه هایی که به عنوان یک فرد بالغ در طی مشاوره در اختیار دارید دشوار باشد. در آن زمان نمی توانستید از خودتان محافظت کنید اما الآن می توانید به عنوان یک فرد بالغ قادر هستید درباره آنچه بر شما گذشته صحبت کنید و می توانید شروع به خوب شدن کنید.

مشاورتان چگونه می تواند به شما کمک کند؟

مادامی که شما با مشاور یا درمانگرتان درباره تجربه هایتان صحبت می کنید، این گفتگو ممکن است زمانی که خاطرات دردناک گذشته و احساساتتان اوج می گیرند و دقیق تری به گذشته نگاه می کنید دشوارتر شود. گاهی اوقات این احساسات شدید سبب بازگشت به مواد یا الکل می شوند. یک مشاور یا درمانگر می تواند به شما کمک کند ارتباط بین سوء استفاده شدن در گذشته تان و سوء مصرف موادتان را در حال حاضر درک کنید. او می تواند به شما کمک کند با احساساتتان بهتر کنار بیایید تا کم تر آسیب ببینید.

مشاور همچنین می تواند کمک کند مشاور یا درمانگر دیگری پیدا کنید که تخصصش در کار کردن با افرادی است که قربانی کودک آزاری بوده اند. پرداختن به مسائل سوء استفاده در کودکی زمان زیادی می برد؛ باید با روانشناسی تماس بگیرید که هم می تواند در حال حاضر با شما کار کند و هم بعد از این که درمان سوء مصرف موادتان تمام شد.

یک نکته آخر

 به عنوان مردی که در حال بهبود است شما با چالش های مختلفی رو به رو شده اید و مقاومت کرده اید. این که این تصمیم شجاعانه را گرفته اید و وارد یک برنامه درمان سوء مصرف مواد مخدر شده اید خدمتی به قوی تر شدن خودتان است. شما لیاقت این فرصت را دارید که بهتر بشوید و یک زندگی شاد و سالم را پیش بگیرید.

شما در آینده با مشکلاتی رو به رو می شوید اما این توانایی را دارید که اوضاع را بهتر کنید. شما می توانید این کار را بکنید، همان طوری که بسیاری پیش از شما انجام داده اند. یادتان باشد: شما تنها نیستید. از منابع متعدد و شبکه های حمایتی که در اختیارتان هست استفاده کنید تا به شما کمک کنند احساس امنیت کنید و به سوی اهدافتان گام بردارید. مادامی که حواستان را متمرکز می کنید، گزینه ها برای انتخاب بیشتر می شوند. مادامی که رابطه بر پایه اعتمادی با مشاور یا درمانگر برقرار می کنید، شروع به بهتر شدن می کنید. شجاعتی که در کمک کردن به بهبود خودتان پیدا می کنید، می تواند روزی به فرد دیگری که در اعتیاد و درد از دست رفته است کمک کند.

با خودتان صبور باشید. بهبودی زمان می برد اما ارزشش را دارد؛ چون شما ارزشش را دارید.

لینک منبع

مرداد
۴
۱۳۹۳
«شورش مسالمت آمیز سازنده»: چگونه نمایش در زندان موجب تغییر سیاست در لبنان می‌شود
مرداد ۴ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

2618431285_e265727ca6_o

عکس: publik16

جینی استیونسون – ۱۴ می ۲۰۱۴

ترجمه : فرخ نیک مرام 

“زینه  دکاش” نظریه‌ای دارد: «نمایش می‌تواند در فراموش شده‌ترین مکان‌ها زنده بماند و در سخت‌ترین شرایط رشد کند». او به عنوان یک بازیگر و یک “نمایش درمانگر” که در زندان‌ها و بیمارستان‌های روانی لبنان فعالیت کرده است بر این موضوع اشراف کامل دارد. با این وجود هیچ چیز به اندازه کار اخیرش «شهرزاد در بعبدا، شهری در لبنان» فرضیه‌اش را ثابت نمی‌کند.

این «نمایش خویش بیانگر» بر اساس ده ماه نمایش درمانی بر روی ۲۰ زن محبوس در زندان بعبدا در جنوب لبنان شکل گرفته است. در طول تمرین با وسایل و تصاویر و قصه‌گویی، روندی خلاقانه را هدایت کرد تا زمانی که شوهران خود را کشته بودند و یا محکومیت هایی به دلیل مواد مخدر و روابط نا مشروع داشتند، توانایی پیدا کنند داشتان زندگی خودشان را ، همان داستان هایی از خشونت و خیانت و تجاوز و آزار که آنها را به زندان انداخته بیان کنند.

محصول نهایی، نخستین نمایشی بود که در یک زندان زنان عرب به نمایش در آمد. فیلم مستندی به نام «دفترچه خاطرات شهرزاد» که برنده جوایزی شد. «شهرزاد در بعبدا» که شامل تک گویی، صحنه‌های کوتاه و رقص فلامنکو است، به شدت نظام قضایی لبنان را زیر سوال می‌برد که این نظام در واقعیت مدافع کیست؟

“دکاش”می گوید: «در لبنان هیچ قانونی برای حمایت از زنان در برابر خشونت خانگی وجود ندارد و در اکثر مناطق روستایی طلاق چیز بدی است. پس زنی که از خشونت خانگی رنج می‌برد گزینه‌ مناسبی ندارد. اگر بخواهد طلاق بگیرد یا فرار کند از سوی شوهر یا خانواده اش تهدید می شود و اگر به پلیس مراجعه کند، به او گفته می‌شود که: ببخشید. ولی قانونی برای حمایت از شما وجود ندارد.»

نتیجه آنکه «در شرایط افراطی، بسیاری از زنان مظلوم با کشتن شوهران زورگوی خود، خود به ظالم تبدیل می‌شوند. زنانی که در بعبدا هستند از سال‌ها خشونت خانگی، ازدواج اجباری در دوران کودکی و آزار جنسی رنج برده‌‌‌‌‌اند. به جای گفتن داستان‌های فوق‌العاده شهرزاد، داستان این زنان آینه‌ای بی‌رحم می‌شود در برابر جامعه مردسالاری که سرنوشت آنها را رقم زده است.»

به دنبال یک ماموریت

با توجه به این که نظام قضایی سرمایه لازم را ندارد و تحت فشار است، بسیاری از زنان در بعبدا به جای سر کردن دوران محکومیت همچنان در بازداشت به سر می‌برند. “دکاش”می‌گوید: «شما مجرم تصور می‌شوید مگر این که عکسش ثابت شود. این به ازدحام در زندان‌ها، دادرسی‌های کند و تاخیر در وقت دادگاه می انجامد.» در زندان، زنان روز‌های خود را با نشستن بر روی صندلی‌های پلاستیکی در اتاق‌های بتونی و در انتظار تحولی در پرونده‌شان می‌گذرانند.

با این وجود، “دکاش”خود را در ماموریت می‌بیند. ماموریتی برای تغییر تصورعمومی از زندانیان و رسیدگی به مشکلات اجتماعی‌ که موجب می‌شود، افراد دست به قانون شکنی بزنند. در سال ۲۰۰۷، او نخستین مرکز نمایش درمانی در لبنان به نام «“کاتارسیس” تطهیر» را تاسیس کرد. این مرکز از نمایش برای توان بخشیدن به افراد کم‌ توان استفاده می‌کند و برای تغییر قوانین لابی‌گری می‌کند.

او می‌گوید:«نمایش ابزاری است برای هرکس و همه کس» و توضیح می‌دهد که “کاتارسیس” با افراد به حاشیه رانده شده، من جمله پناه جویان سوری، کارگران داخلی و افرادی که در مراکز بازپروری هستند کار می‌کند. فعالیت او برای زندانیان با هدف «تغییر نگاه عموم به زندانیان؛ نگاه کردن به آنان به عنوان یک انسان، مبارزه با کلیشه‌ها و باورهای غلط که زندانیان را به گناهکار، مجرم و یا بازنده محدود می‌کند» صورت می‌گیرد.

به نظر می‌رسد که مستند کمدی-تراژدیک “دکاش”به نام «دفترچه خاطرات شهرزاد» نیز همین هدف را دنبال می‌کند. این مستند به صورتی زنده و فکاهی شخصیت‌ها، ترس‌ها و آرزوهای زنان بعبدا که از نظر اجتماعی آسیب‌پذیرند، اما اراده‌ای‌ مستحکم دارند را به تصویر می‌کشد. صدای این افراد تا کنون در گفتمان عمومی غایب بوده است.

 “دکاش”ادامه داد:«در ابتدا بیشتر این زنان زندانی از قرار دادن خود در برابر مردم و دوربین و بر روی صحنه رفتن هراس داشتند. ما به این هراس احترام گذاشتیم و اخلاقیات، اولین قاعده‌ای بود که به آن پایبند بودیم. آنها آرام آرام خود خواستند که در برابر عموم ظاهر شوند و نمایش اجرا کنند. [پس از دیدن نمایش] آگاهی تماشاگران افزایش چشمگیری یافت، چرا که تعداد کمی از آنان با دلایل زندانی شدن این زنان آشنایی داشتند.»

پس از تماشای نمایش و مشاهده شرایط دشوار زندگی زنان در بعبدا، تماشاگران برای بهبود امکانات بهداشتی و حتی دادن کار به زنانی که از زندان آزاد می‌شوند  پیشنهاد ارائه کمک های قانونی و اجتماعی دادند و اعلام آمادگی کردند.

ابتکارات حمایتی

 “کاتارسیس” با پارلمان، قضات و وزیران جلسات مکرر برگزار می‌کند تا مسائل زندانیان را مطرح کرده، در موارد بخصوص به نفع افراد با مسئولان گفتگو کند. یکی از شهرزادها، به نام عفاف، پیش از این که به اتهام قتل محاکمه شود، چهارسال در زندان بازداشت بود. “دکاش” می‌گوید: «ما برای تشکیل دادگاه [به مسئولین] فشار آوردیم و برای او وکیل گرفتیم. ۱۰ روز پس از آن، او تبرئه و از زندان آزاد شد.»

به محض این که نمایش برای دید عموم باز شود یا نمایش بر روی DVD یا فیلمی مانند «دفترچه خاطرات شهرزاد» یا «۱۲ لبنانی خشمگین» به بازار بیاید فعالیت شروع می‌شود. “کاتارسیس” مسئولان دولتی و قضات را مستقیما به زندان دعوت می‌کند تا نمایش را ببینند و پس از آن با بازیگران ملاقات کنند.

«۱۲ لبنانی خشمگین» محصول یک پروژه نمایش درمانی در بزرگترین‌ زندان مردان در “رومیه” در سال ۲۰۰۹ بود. این نمایش که اقتباسی از «۱۲ مرد خشمگین» بود مستقیما به اجرای قانون ۴۶۳ (کاهش دوران زندانی بر اساس رفتار شایسته) منجر شد. “دکاش”با افتخار می‌گوید:« برای نخستین بارجامعه به این مکان فراموش شده توجه کرد. پیش از آن تنها زمانی که شورشی صورت می‌گرفت شما خبری در مورد زندان می‌شنیدید. هیچ کس به نیازهای زندانیان توجهی نمی‌کرد.» او نمایش در زندان را به یک «شورش مسالمت آمیز سازنده» تشبیه می‌کند.

«شهرزاد در بعبدا» هم به همین شکل عمل کرد. در آپریل ۲۰۱۴، کمتر از دو سال پس از اجرای اولیه، لبنان نخستین قانون در مورد خشونت خانگی را وضع کرد. “کاتارسیس” نیروی خود را در کنار سایر فعالیت‌های حمایتی برای ایجاد فشار جهت رسیدن به این تغییر متمرکز کرده بود. “دکاش”می‌گوید: «مهمترین مسئله این است که این زنان صدای خود را به سایر صداهایی که قانونی در مورد خشونت خانگی طلب می‌کردند افزودندحرف می زد اضافه کردند، البته او در مورد چگونگی اجرایی شدن قوانینی که می تواند به این زنان کمک کند مشکوک است.

“دکاش”بر این باور است که برای رهایی زنان در لبنان، تغییرات بزرگی باید انجام شود. در مواردی مانند ازدواج، طلاق، سرپرستی کودکان و ارث، قوانینی که بر اساس مقام فردی تبعیض آمیز هستند و بر اساس وابستگی مذهبی تعیین شده اند و زنان را در برابر مردان در موقعیت ضعف قرار می‌دهند.

ازدواج کودکان در این کشور مشکلی مزمن است. آن گونه که او تشریح می‌کند: «بسیاری از دخترانی که ازدواج می‌کنند همچنان ۱۲ تا ۱۵ سال بیشتر سن ندارند و نمی‌دانند به کجا می‌روند. در لبنان هیچ قانون عرفی در مورد حد اقل سن ازدواج وجود ندارد و [این سن] بر اساس مذهب تعیین می‌شود. به گزارش دیدبان حقوق بشر تمامی مذاهب ازدواج دختران در سنین کمتر از ۱۸ را مجاز می‌دانند.

“دکاش”با وجود فعالیت بی وقفه‌ای که دارد، خود را حامی کسی نمی‌داند. او می‌گوید: «من ابزار نمایش درمانی و نمایش را به افراد می‌دهم تا خود آنان به نمایندگی از خودشان فعالیت کنند و حامی خود باشند.» دلیل تاثیرگذار بودن این کار هم همین است. به عکس خلاصه گزارش در مورد سیاست، نمایش به ضربه پذیرترین افراد اجتماع این توان را می‌دهد که مستقیما به چشمان قانونگذاران خیره شوند و با شجاعت از آنان بخواهند که برنامه هایشان را با آنان در میان گذارند.

” زینه دکاش” مستند ساز اهل لبنان است که پس از اتمام تحصیلات تکمیلی در رشته” درمانگری نمایشی” از دانشگاه کانزاس به اجرای پرژوه های نمایشی بر روی گروه های آسیب پذیر اجتماعی پرداخت.

او به عنوان یک زن اکتیویست تلفیقی از مهارت ها و تعلقات خود ایجاد کرد و به درمان زندانیان و بیماران روانی پرداخت.

 لینک منبع  

مرداد
۲
۱۳۹۳
راهنمای کمک به کودکان و نوجوانان در معرض ضربات روحی
مرداد ۲ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

2043454719_2140a3433a_b-300x154

 

مترجم: فرخ نیک مرام

نکاتی درباره گفت و گو و کمک کردن به کودکان و نوجوانان، برای آنکه بتوانند با فجایع و وقایعی که ضربه روحی بر جای می گذارند، کنار بیایند.

حمایت و قوت قلب دادن از سوی بزرگترها کلید کمک به کودکان در دورانی است که ایجاد ضربات روحی می‌کنند.

کودکان و جوانان پس از وقایعی که ضربه روحی به همراه دارند، مانند تصادف رانندگی یا خشونت ممکن است، دچار فشار عاطفی و روحی شوند. فجایع نیز ممکن است تاثیرات زیان آور بلند مدت بر جای بگذارند. وقتی که کودکان ضربه روحی را تجربه می‌کنند، آن را در تلویزیون تماشا می‌کنند یا در میان گفتگوهای دیگران در مورد آن می‌شنوند، ممکن است دچار ترس، گیجی یا اضطراب شوند. جوانان در برابر این ضربات واکنش‌های متفاوتی از بزرگسالان دارند. گروهی ممکن است بلافاصله واکنش نشان دهند و گروهی ممکن است مدت‌ها بعد، علائم مشکل زا را از خود نشان دهند. در نتیجه بزرگسالان همیشه نمی‌دانند که کودکان چه زمانی نیازمند کمک برای کنار آمدن با آن ضربه هستند. این برگه به والدین، پرستاران و معلمان کمک می‌کند واکنش‌های متداول را شناسایی کنند، نسبت به آنان واکنش درست نشان دهند و بدانند چه زمانی باید از متخصصان کمک بگیرند.

واکنش های احتمالی به وقایع ضربه زننده

بسیاری از واکنش‌های زیر در میان کودکان و جوانان در هنگام اداره کردن فشار (استرس)، بلافاصله پس از واقعه طبیعی هستند. اگر هر یک از این واکنش‌ها بیش از ۲ تا ۴ هفته ادامه پیدا کنند، یا این که پس از مدتی ناگهان بروز کردند، کودک مورد نظر ممکن است برای کنار آمدن با ضربه به کمک نیاز داشته باشد.

کودکان پیش دبستانی – کمتر از پنج سال

کودکان بسیار کوچک ممکن است دوباره شروع به مکیدن شست کنند یا شب‌ها رخت خوابشان را خیس کنند. ممکن است از غریبه‌ها، تاریکی یا غول بترسند. در میان کودکان پیش دبستانی بسیار رایج است که کودک مدام به والدین، پرستار یا معلم بچسبد یا بخواهد مدام در جایی باشد که احساس امنیت کند. ممکن است بارها در هنگام بازی به ضربه مذکور اشاره کند، یا در تعریف ماجرا غلو کند. عادات خواب و خوراک بعضی کودکان ممکن است تغییر کند یا بعضی کودکان ممکن است دچار دردهایی شوند که قابل توضیح نیستند. سایر علائمی که باید به آنان دقت کرد عبارتند از خشونت، گوشه‌گیری، بیش‌فعالی، مشکلات تکلم یا سرکشی.

  • نوزادان و نوپایان – کمتر از ۲ سال: قادر به درک ضربه روانی نیستند، اما متوجه ناراحتی پرستارشان می‌شوند. این کودکان ممکن است واکنش‌هایی مشابه پرستاران خود نشان دهند یا رفتارهای متفاوت مانند: گریه بی دلیل، دوری از دیگران یا بازی نکردن با اسباب بازی‌هایشان داشته باشند.
  • کودکان – ۳ تا ۵ سال: قادر به درک تاثیرات ضربه هستند. ممکن است نتوانند به تغییرات یا از دست دادن [فرد یا چیزی] عادت کنند. ممکن است برای احساس بهتر داشتن به کمک بزرگسالان نیاز داشته باشند.
  • کودکان تا نوجوانان – ۶ تا ۱۹ سال: ممکن است در این بازه سنی رفتارهایی مشابه کودکان کوچکتر داشته باشند. کودکان کوچکتر معمولا نیاز به توجه بیشتری از سوی والدین یا پرستاران دارند. [این کودکان] ممکن است از انجام کارهای مدرسه یا مسئولیت‌های خود در خانه سر باز زنند. پاره‌ای از جوانان ممکن است دچار احساس گناه شوند، چرا که آنها در پاسخ به فاجعه یا ضربه، توان ایفای نقش بزرگترهای خانواده یا اجتماع را در خود نمی بینند.
  • کودکان – ۶ تا ۱۰ سال ممکن است از رفتن به مدرسه بترسند و دیگر با هم سن و سال‌های خود وقت نگذرانند. ممکن است تمرکز خود را از دست بدهند ویا به طور کلی در مدرسه دچار افت شوند. بعضی ممکن است بدون دلیل مشخص پرخاشگر شده یا کارهای کودکان کوچکتر را انجام دهند. مثلا ممکن است بخواهند که والدین یا پرستارشان لباسشان را عوض کنند یا به آنها غذا بدهند.
  • نوجوانان و جوانان – ۱۱ تا ۱۹ سال به دلیل رشد دچار تغییرات بدنی و عاطفی زیادی می‌شوند، پس ممکن است کنار آمدن با ضربات برای آنها دشوارتر باشد. در سنین بالای نوجوانی افراد ممکن است این واکنش‌ها را برای خود و دیگران انکار کنند. ممکن است تنها با پاسخ «خوبم» یا سکوت در هنگام ناراحتی پاسخ دهند. ممکن است از دردهای گوناگون گله کنند چون نمی‌دانند که چه چیزی آنها را از درون، دچار آزار عاطفی کرده است. بسیاری در خانه و مدرسه یکی به دو کرده، در مقابل هر گونه چارچوب یا قدرت بالاتر مقاومت می کنند. آنها ممکن است به رفتارهای خطرناک مانند مصرف الکل یا مواد مخدر نیز روی بیاورند.

والدین، پرستاران و معلمان چگونه می‌توانند به بهبود کودکان کمک کنند

خبر خوش این است که کودکان و جوانان بسیار انعطاف‌پذیرند. معمولا پس از ضربه به سرعت خوب می‌شوند. با حمایت درست از سوی بزرگترها بهبود پیدا کرده و رشد می‌کنند. مهمترین راه برای کمک کردن به این کودکان این است که  احساس کنند که [بزرگترها با آنان] ارتباط دارند، برایشان اهمیت قائل هستند و دوستشان دارند.

  • والدین، پرستاران و معلمان می‌توانند به کودکان کمک کنند که از راه گفتگو، نوشتن، نقاشی و خواندن احساسات خود را ابراز کنند. بیشتر کودکان دوست دارند در مورد ضربه حرف بزنند؛ به آنها اجازه این کار را بدهید. احساساتشان را بپذیرید و به آنها بگویید که غمگین، ناراحت یا نگران بودن ایرادی ندارد. گریه معمولا راهی برای تخلیه فشار عصبی و غم است. دقت کنید که شنونده‌ خوبی باشید.
  • بزرگترها می‌توانند از کودکانی که نگهداری می‌کنند بپرسند در مورد واقعه‌ای که رخ داده است چه می‌دانند. در مدرسه چه می‌شنوند و در تلویزیون چه می‌بینند. تلاش کنید که همراه آن‌ها بر روی اینترنت یا در تلویزیون به اخبار گوش دهید. کمی محدودشان کنید که زمان کافی داشته باشند از چیزهایی که یاد آور ضربه هستند دور بمانند. اجازه ندهید که گفتگو در مورد ضربه به طور طولانی مدت در خانه یا کلاس بحث غالب باشد. به آنها اجازه سوال پرسیدن بدهید.
  • بزرگسالان می‌توانند به کودکان کمک کنند تا چیزهای خوبی که از آن ضربه می‌توانند بیرون بیایند را ببینند. کارهای قهرمانانه، کمک خانواده و دوستان و حمایت‌هایی که از سوی جامعه انجام می شود نمونه‌هایی [از این چیزهای خوب] هستند. کودکان ممکن است از راه کمک به دیگران بهتر بتوانند با ضربه کنار بیایند. آنها می‌توانند به افرادی که مورد صدمه قرار گرفته‌اند یا خانه‌شان را از دست داده‌اند نامه‌های پر مهر بنویسند. می‌توانند به کسانی که کمک کرده‌اند نامه‌های تشکر بنویسند. این گونه فعالیت‌ها را تشویق کنید.
  • اگر خشونت یا خطای انسانی موجب واقعه‌ای شده است، مراقب باشید گروه فرهنگی، قومی یا نژادی، به خصوص افرادی با ناتوانی‌های ذهنی را ملامت نکنید. این می‌تواند فرصت مناسبی برای گفتگو در مورد تبعیض و گوناگونی [در جامعه] باشد. به کودکان بفهمانید که آنان مقصر اتفاقات بد نیستند.
  • اشکالی ندارد که کودکان بزرگسالان را ناراحت یا در حال گریه ببینند، اما تلاش کنید احساسات شدید نشان ندهید. فریاد کشیدن و به در و دیوار لگد زدن می‌تواند برای کودکان ترسناک باشد. خشونت ممکن است کودکان را بیشتر بترساند یا به ضربات بیشتری به آنها وارد کند.
  • بزرگسالان می‌توانند به کودکان و جوانان نشان دهند که چگونه از خود مراقبت کنند. اگر شما در سلامت بدنی و روحی به سر ببرید، می‌توانید بیشتر برای کمک به کودکان مورد حمایتتان آماده باشید. مراقبت از خود را به نمایش بگذارید، کارهای روزمره را انجام دهید، غذای سالم بخورید، به اندازه کافی بخوابید، ورزش کنید و برای اداره فشار (استرس) نفس عمیق بکشید.    

نکاتی در مورد گفتگو با کودکان و جوانان در گروه‌های سنی مختلف، پس از فجایع و وقایعی که ایجاد ضربه روحی می‌کنند

کودکان پیش دبستانی – زیر ۵ سال

این کودکان را زیاد مورد نوازش و حمایت کلامی قرار دهید:

  • پیش از بغل یا بلند کردن آنان نفس عمیق بکشید و بر روی آنان، و نه ضربه، تمرکز کنید.
  • هم سطح چشمانشان قرار بگیرید و با صدایی آرام و با کلماتی که برایشان قابل درک است سخن بگویید.
  • به آنان بگویید که همچنان دوستشان دارید و همچنان از آنان مراقبت می‌کنید تا احساس امنیت کنند.

کودکان تا نوجوانان – ۶ تا ۱۹ سال

کودکان و جوانان در این گروه سنی را پرورش دهید

  • از کودکانتان یا کودکانی که از آنان نگهداری می‌کنید بپرسید که چه چیزی آنان را نگران می‌کند و چه چیزهایی می‌تواند به آنان کمک کند تا [با ضربه] کنار بیایند.
  • با کلمات ملایم و در زمان‌هایی که مناسب باشد با در آغوش گرفتن، یا تنها با حضور خود به آنان آرامش دهید.
  • حتی برای دوره‌ای کوتاه با کودکان بیش از حد معمول وقت بگذرانید. بازگشتن به مدرسه و کارهای روزمره در خانه هم از اهمیت برخوردارند.
  • برای یک یا دو روز کودکانی که دچار ضربه شده‌اند را از کار خانه معاف کنید. پس از آن، اطمینان حاصل نمایید که فعالیت‌های متناسب با سنشان را انجام می‌دهند و به نوعی مشارکت می‌کنند. این عمل به آنان حس مفید بودن می‌دهد.
  • از وقت گذراندن آنها با هم سنی‌هایشان و اوقات تنهایی و سکوت برای نوشتن یا خلق آثار هنری حمایت نمایید.
  • کودکان را تشویق کنید تا در فعالیت‌های سرگرمی شرکت داشته باشند و به این طرف و آن طرف بروند و با دیگران بازی کنند.
  • به ضربه روحی خودتان بپردازید و از خشونت جسمی، منزوی کردن، تنها گذاشتن و مسخره کردن کودکان بپرهیزید.
  • کاری کنید که کودکان بدانند برای شما مهم هستند. برای انجام فعالیت‌های خاص با آن‌ها وقت صرف کنید و بدون این که فضولی کنید، به آنها سرکشی کنید.

هشدار: مراقب باشید کودکان را مجبور به حرف زدن در مورد ضربه یا شرکت در فعالیت‌های اجتماعی [که نشان دهنده احساسات و افکار باشند] نکنید. اگرچه بسیاری از کودکان به راحتی در مورد وقایع صحبت می‌کنند، برخی از کودکان دچار ترس می‌شوند. برخی ممکن است در اثر سخن گفتن از واقعه، گوش کردن به صحبت‌های دیگران یا دیدن نقاشی‌های مربوط به واقعه مجددا دچار ضربه شوند. به کودکان اجازه دهید که از چنین جلساتی کناره بگیرند و دقت کنید که آیا نشانه‌های پریشانی از خود نشان می‌دهند یا خیر.

زمانی که کودکان، جوانان، والدین، پرستاران و معلمان به کمک بیشتر نیاز دارند

در مواردی کودک و خانواده‌اش ممکن است برای عبور از ضربه دچار مشکل شوند. والدین یا پرستاران ممکن است از این که کودک را تنها بگذارند بترسند. معلمان ممکن است متوجه شوند که کودکی ناراحت است یا [رفتارش] متفاوت است. همکاری همه با هم می‌تواند کمک بزرگی باشد. گفتگو با یک متخصص بهداشت روانی برای پیدا کردن محدوده‌های مورد اشکال را در نظر بگیرید. در کنار هم، همه می‌توانند تصمیم بگیرند که چگونه باید کمک کرد و چگونه باید از یکدیگر آموخت. اگر کودک عزیزی را از دست داده است، همکاری با کسی که می‌داند چگونه با کودکان عزادار کار کند را در نظر بگیرید.

 لینک مطلب 

  

مرداد
۱
۱۳۹۳
چگونه به دوستی که تحت خشونت قرار دارد کمک کنیم؟
مرداد ۱ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

6961369610_ac51c7b4e0_z

عکس: Darren Johnson

مترجم : فرخ نیک مرام

اگر گمان می کنید که دوست شما مورد خشونت قرار دارد، طبیعی است که بخواهید به او کمک کنید، اما پیدا کردن راهی برای انجام این کار می‌تواند دشوار باشد. دوستتان را همراهی کرده و او را به سوی کسانی هدایت کنید که می‌توانند به او برای بیرون آمدن از شرایط خشونت آمیز کمک کنند.

مراحلی که باید طی کنید:

۱-      علائم خشونت را بشناسید. دوست شما ممکن است نخواهد به شما بگوید که در معرض خشونت قرار دارد، در نتیجه ممکن است این بر عهده شما است که به آن پی ببرید. بعضی از علائم خشونت عبارتند از:

  • غیبت ناموجه از مدرسه یا کار
  • رفتن زود یا رسیدن دیر به مدرسه یا کار
  • خستگی
  • تغییر در رفتار
  • کبودی یا انواع جراحات
  • عدم تمرکز
  • حواس پرتی در لباس پوشیدن یا آرایش

 ۲-      چیزی بگویید. اگرچه ممکن است مطرح کردن موضوع خشونت دشوار باشد، فراموش نکنید مطرح کردن موضوع خشونت برای شما آسان تر از دوستتان است. برای آسانتر کردن این کار، حقیقت را بگوئید. مثلا این که شما متوجه کبودی بر روی بدن یا خستگی شدید او شده‌اید. لازم نیست خیلی جدی باشید. کافیست بگویید: «اخیرا خیلی خسته به نظر می رسی. اتفاقی افتاده؟». در نهایت شما تنها می‌خواهید نگرانی خود را عنوان کنید. حتی اگر می‌خواهید به صورت راحت و غیر رسمی مسئله را مطرح کنید، این کار را در خلوت انجام دهید تا او احساس راحتی کند و بتواند در مورد این مسئله حرف بزند.

 ۳-      شنونده خوبی باشید. اگر دوست شما مایل است در مورد خشونت سفره دلش را باز کند، فقط به حرفش گوش دهید. قضاوت نکنید چرا که قضاوت شما باعث می‌شود در آینده با شما حرف نزند.

۴-      کسی را در جریان قرار دهید. برای حفظ امنیت دوستتان، خشونت نباید مخفی بماند. برای این که دوست شما به کمک مورد نیازش دسترسی پیدا کند، شما یا باید موضوع را با کسی که هر دو به او اعتماد دارید (مانند: والدین، معلم، مربی، ناظم، مشاور و غیره) در میان بگذارید، یا او را به موسسات خشونت خانگی دارای گروه‌های حمایتی و مشاوره، یا خطوط تلفنی که برای این کار وجود دارد ارجاع دهید.

ممکن است برای دوست شما دشوار باشد که اولین تماس تلفنی را برقرار کند یا به مرکزی که می‌تواند به او کمک بدهد برود. اگر این چنین است، به او پیشنهاد دهید که اولین تماس را شما بگیرید یا زمانی که تماس می‌گیرد همراه او باشید.

 ۵-      پیشنهاد کمک بدهید. اگرچه کمک شما نمی‌تواند جایگزین کمک افرادی تعلیم دیده برای کمک به قربانیان در شرایط خشونت باشد، شما همچنان می‌توانید به دوستتان پیشنهاد دهید که به هر شکل ممکن به او کمک کنید، با گوش کردن به حرف هایش، رساندن او با خودرو به مکان هایی که می‌خواهد، بردن او به خانه خودتان، همراهی کردن او در دادگاه یا مرکز خشونت خانگی برای حمایت عاطفی و غیره. حتی اگر می‌دانید که دوستتان از شما کمک نخواهد گرفت، پیشنهادتان را به قوت خود باقی بگذارید و به او بگویید که همیشه می‌تواند روی حمایت شما در صورت نیاز حساب کند.

نکات:

  • دوستتان را تشویق کنید که برای امنیت خود برنامه ریزی کند، که برنامه ای که به او امکان ترک شرایط خشونت آمیز را بدهد.
  • صبور باشید. ممکن است زمان زیادی طول بکشد تا دوستتان برای کمک خواستن تصمیم بگیرد. پس تلاش نکنید که او را مجبور به عجله کردن برای این کاربکنید.
  • فراموش نکنید که این وظیفه شما نیست که دوستتان را از شرایط خشونت آمیز «نجات» بدهید. دوستتان خودش باید تصمیم بگیرد. شما تنها می‌توانید او را حمایت ‌کنید و با افرادی که توان کمک کردن دارند ارتباط دهید.

هشدار:

  • دوستتان را مجبور به انجام کاری نکنید. شما می‌توانید او را تشویق کنید که کمک بگیرد یا شرایط خشونت آمیز را ترک کند، اما در نهایت تصمیم باید با خود او باشد و مجبور کردن او پیش از این که آمادگی داشته باشد، تنها او را از شما دور می‌کند و موجب می‌شود او بیشتر احساس ناتوانی کند.

 منبع:

http://www.wikihow.com/Help-Your-Friend-Who-Is-Being-Abused

تیر
۲۴
۱۳۹۳
روش ها، ابزارها و فعالیت ها در واکنش به خشونت خانگی
تیر ۲۴ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

126266408_bc12e7ab72_z

عکس: Don Sambandaraksa

مترجم : فرخ نیک مرام

آگاهی رسانی در واکنش به خشونت خانگی

تحقیق: گردآوری روش، ابزار و فعالیت های مثبت در زمینه خشونت خانگی

بخش چهارم: بسترهای فعالیت ( پیشنهادی از سوی کنفرانس بین المللی زنان پکن)

آگاهی رسانی یکی از ابزارهای بنیادی استراتژی اولیه جلوگیری [از خشونت خانگی] است و با این اهداف مورد استفاده قرار می‌گیرد:

  • تغییر نگرش، رفتارها و باورهایی که خشونت خانگی را در افکار عمومی عادی و قابل تحمل می‌سازد.
  • پیشگیری و جلوگیری از رفتارها و روابط همراه با خشونت و آزار در میان زنان و مردان
  • آگاهی بخشی به عامه اجتماع، قربانیان و عاملین خشونت در مورد وجود منابع برای برخورد با این مشکل.

کمپین های آگاهی رسانی به عنوان کارآمدترین و موثرترین ابزار اطلاع رسانی، بخصوص به عموم مردم، مورد پذیرش قرار گرفته‌اند. کمپین‌های اطلاع رسانی با تاکید بر این که خشونت خانگی نه یک مسئله خصوصی، بلکه نقض غیر قابل قبول حقوق بشر است، می‌توانند به تمامی اهداف فوق برسند. آگاهی رسانی جاده‌ای دو طرفه است که هم ارتباطات و تبادل اطلاعات را برای ارتقاع درک متقابل پرورش می‌دهد و هم اجتماعات یا کل جامعه را، در جهت ایجاد تغییر مورد نیاز در نگرش و رفتار به حرکت در می آورد.

آگاهی رسانی در سطح اروپا

نتایج این مطالعه نشان می‌دهد، که کمپین‌های اطلاع رسانی در تمامی ۲۷ کشور اروپایی و کرواسی فعال هستند. این کمپین‌ها به عنوان ابزاری کلیدی، در برنامه فعالیت‌های این اعضا (۸۷٫۵%) در سطح ملی و به شکل محدودتری (۳۷%) در سطح منطقه‌ای، به کار می روند. اهمیت کمپین‌های آگاهی رسانی در مورد خشونت خانگی در یک چهارم (۲۵%) قوانین ملی و منطقه‌ای و یک پنجم (۲۰%) قوانین ۲۷ کشور اروپایی و کرواسی نیز، مورد توجه قرار گرفته‌اند.

علاوه بر این، یک پنجم (۲۰%) از ۲۷ کشور اروپایی و کرواسی معیارهای ارزیابی خوبی ، در مورد نقش آگاهی رسانی درباره خشونت خانگی شناسایی کرده‌اند.

در طول این مطالعه، ۱۴۴ مورد کمپین آگاهی رسانی در زمینه خشونت خانگی، در ۲۷ کشور اروپایی و کرواسی مورد بررسی قرار گرفتند که از میان آنها:

  • ۷۶% از این کمپین ها دارای پوشش ملی و ۲۲% دارای پوشش منطقه‌ای و بقیه آنها کمپین‌های فراملیتی هستند.
  • ۵۲%  از سوی سازمان‌های غیر دولتی، ۴۲% از سوی سازمان های دولتی و قانونی و ۶% از سوی اجرا کنندگان دیگر این کمپین ها انجام شده بودند.

درباره‌ این مطالعه

«موسسه اروپایی برای برابری جنسیتی» (EIGE) متصدی مطالعه «گردآوری روش ها، ابزار و فعالیت های مثبت در زمینه خشونت خانگی (به شکل ذکر شده در بخش چهارم بسترهای فعالیتی پکن)» شد؛ این مطالعه با هدف شناسایی، گردآوری و سازماندهی منابع و اطلاعات مربوط به آموزش نحوه پاسخگویی به خشونت خانگی، اطلاع رسانی و خدمات حمایتی برای قربانیان، شناسایی شکاف‌ها و نیازها و رسیدن به نظرهای جدید برای پیشرفت.

این مطالعه به وسیله‌ موسسه‌ «آی آر اسIstituto per  la Ricerca Social  با همکاری «رصدخانه بین دانشگاهی برای مطالعات جنسیتی، برابری و فرصت های برابر (G.I.O.) از طریق شبکه‌ای از متخصصان از ۲۷ کشور عضو [اتحادیه اروپا] و کرواسی انجام گرفت. اطلاعات بیشتر در مورد این مطالعه و منابع در این لینک موجودند.

 اجرای کمپین آگاهی رسانی در اروپا

فرخ

کلمات روی چارت از راست به چپ: موجود در قوانین منطقه‌ای – موجود در قوانین ملی – موجود در دستور کارهای منطقه‌ای – موجود در دستور کارهای ملی

 همکاری در میان شرکای مختلف یکی از عوامل کلیدی در اجرای یک کمپین موفق است:

مشارکت سازمان‌های دولتی به کمپین‌ها قدرت بیشتری می‌بخشد و تاثیر بر روی کل سیستم را ممکن می‌کند، در حالی که تخصص سازمان‌های غیر دولتی می‌تواند فراهم کننده دانش تخصصی و لینک ارتباطی بین پیام کمپین و خدمات حمایتی موجود در مناطق، یا یک کشور بخصوص باشد.

اکثر کمپین‌های اطلاع رسانی خشونت خانگی عموم مردم، بخصوص بخش قابل توجهی از دختران و پسران را تحت بررسی قرار می‌دهند.

جزوات، بروشورها، کتابچه‌ها و دفترچه‌های راهنمای جمع آوری شده [در طول مطالعه] (رقم نهایی ۱۵۷) نیز، (۶۱%) متخصصان و (۳۹%) قربانیان را تحت بررسی قرار می دادند.

باور بر این است که کتابچه‌ها و دفترچه‌های راهنما، وسایلی هستند که اطلاعات دسته بندی شده و کارآمد را در اختیار افراد حرفه‌ای قرار می‌دهند تا این افراد بتوانند، اطلاعات را به صورت فردی یا گروهی به کار برند. جزوات و بروشورها ابزارهایی اساسی برای اطلاع رسانی در مورد خدمات حمایتی برای قربانیان و برنامه‌هایی برای عاملان [خشونت] هستند و این پیام کلیدی را ترویج می‌دهند که راهی برای گریز از خشونت وجود دارد.

تازه‌ ترین روندها در روش‌ و ابزار اطلاع رسانی در این مطالعه شامل:

  • طراحی وبسایت‌ها و اطلاعات مخصوص ، برآوردن نیازهای اقلیت‌های قومی و زنان مهاجری که قربانی خشونت خانگی هستند .
  • طراحی وبسایت‌ها و اطلاعات مخصوص، برآوردن نیازهای زنان قربانی خشونت خانگی که دچار ناتوانی‌هایی مانند ناشنوایی و نابینایی هستند .
  • تبیین استراتژی‌های برقراری ارتباط با همجنس‌گرایان زن و مرد، جهت غلبه بر قبح خشونت در روابط همجنس‌گرایانه.
  • استانداردهای حداقلی برای کمپین‌های آگاهی رسانی در مورد خشونت خانگی.

 نمونه‌های فعالیت‌های خوب کمپین‌های آگاهی رسانی در مورد خشونت خانگی

  • کمپین ملی «سکوت طلایی نیست» کرواسی، که به وسیله مرکز آموزش، مشاوره و تحقیق (CESI) و گروه رسانه باز (OMG) برای آگاهی رسانی در مورد کلیشه‌های جنسیتی و سایر علل خشونت خانگی، در میان جوانان ترویج می‌شود. این کمپین شامل تحقیق کمپین‌های رسانه‌ای بر اساس نتایج تحقیقات، فعالیت‌های آموزشی و فعالیت برای تغییر سیاست‌های عمومی (سیاست‌های دولتی در مورد مسائل اجتماعی) است. (سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸)
  • کمپین نمایشگاه سیار «در پس ظاهر» در اتریش که با مشارکت چندین گروه؛ مرکز حمایت در مقابل خشونت اتریش (Gewaltschutzzentrum OÖ)، شبکه خانه‌های زنان وین، وزارت برابری فرصت‌ها و وزارت مسائل خانواده ترویج می‌شود. نمایشگاهی که به شکل آپارتمانی با یک آشپزخانه، یک اتاق خواب، یک اتاق کودک و یک سالن طراحی شده است، به کمک وسایل ارتباطی اطلاعات در مورد علل، گونه‌ها و آثار خشونت خانگی را ارائه می‌دهد. در مورد قانون جدید «حمایت در برابر خشونت در اتریش» اطلاعات همراه با جزئیات و برنامه‌هایی که برای عاملان خشونت وجود دارد را در اختیار تماشاگران می گذارد. (ادامه‌دار از ۲۰۰۵)
  • کمپین «دیگر کافیست. بر عهده شماست که کمک بخواهید» هلند، ابتکار مشترک وزارت دادگستری و وزارت بهداشت، رفاه و ورزش در کنار مرکز حمایت در برابر خشونت هلند است. در سال ۲۰۱۰ فروشگاه اینترنتی « وسایل آرایش سِرّی من» نیز به این کمپین پیوست و استراتژی اصلی ارتباطی کمپین را متحول ساخت. این فروشگاه سلسله لوازم آرایش ویژه ای برای پوشاندن کبودی، ترمیم و پوشاندن لب‌های ترک خورده و زدودن لکه خون ارائه می‌دهد. هر کلیک بر روی این وبسایت به این پیام می‌رسد: «راه حل بهتری برای خشونت خانگی وجود دارد. با شماره ۰۹۰۰۱۲۶۲۶۲۶ برای مشاوره و کمک تماس بگیرید یا به این وبسایت بروید: ».

معیارهای شناسایی فعالیت‌های خوب در کمپین‌های آگاهی رسانی در مورد خشونت خانگی

  • تاکید همه جانبه بر حقوق بشر و تحلیل جنسیتی
  • تعریف روشن، مناسب و کاملی از خشونت خانگی
  • روش های “زن قربانی” محور
  • جوابگو بودن “مرد عامل” در برابر خشونت اعمال شده
  • تاکید برابری و فعالیت های ضد تبعیض
  • به رسمیت شناختن تفاوت های “زن قربانی” و “مرد عامل”

معیارهای ویژه تشخیص فعالیت های خوب در کمپین‌های آگاهی رسانی خشونت خانگی

  • طراحی کمپین بر اساس مدارک
  • استراتژی کمپین
  • اجرای کمپین
  • استراتژی ارتباطی قوی
  • شماره تماس برای قربانیان- عاملان که پاسخگوی مردان و پسران به عنوان عامل [خشونت] باشد.
  • ترویج رهبری و راهنمایی بر اساس جنبش زنان
  • به حرکت در آوردن جوامع
  • روش‌های چند بخشی
  • روش‌های چند سطحی

 درباره‌ موسسه‌ اروپایی برای برابری جنسیتی (EIGE)

موسسه‌ اروپایی برای برابری جنسیتی، مرکز اطلاعاتی اروپا در مورد برابری جنسیتی است. «ای آی جی ای» با ارائه تخصص‌های ویژه و اطلاعات قابل تطبیق درباره‌ برابری جنسیتی در اروپا، قانونگذاران و تمامی سازمان‌های مربوطه را در فعالیت‌هایی که به منظور تحقق برابری زن و مرد در تمامی اروپا و فراتر از آن صورت می گیرد را حمایت می کند..

برای اطلاعات بیشتر روی این لینک کلیک کنید.

خرداد
۲۶
۱۳۹۳
تاسیس دادگاه های سلامت خانواده
خرداد ۲۶ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , ,
image_pdfimage_print

4464256664_045295642f_z

عکس: Hubert K

ترجمه: فرخ نیک مرام

دخالت دادگاه ها برای حمایت از کودکان و نوزادان در معرض مواد مخدر

بخشی از مقاله قاضی «اریکا یو»، نوامبر ۲۰۱۱

«دادگاه سلامت خانواده» دادگاهی برای باز پروری است. این دادگاه از نخستین دادگاه هایی است که در سال ۱۹۹۸ در شهرمیامی ایالت فلوریدا، برای رسیدگی به پرونده های مربوط به مواد مخدر در خانواده ها تاسیس شد. اصولا دادگاه های بازپروری که به عنوان دادگاه حل اختلاف نیز شناخته می شوند برای پاسخ گویی به مشکلاتی مانند اعتیاد، خشونت خانگی، بی خانمان بودن و بزهکاری نوجوانان که به صورت روزمره در دادگاه ها مطرح می شوند ، شکل گرفتند. از آنجایی که کمبود منابع خدمات اجتماعی هر روزدر حال افزایش است و این منابع با افزوده شدن نیازها، نیز کاهش می یابند، شمار افرادی که برای عبور از موانع زندگی، به دادگاه مراجعه می کنند رو به افزون است.

بر اساس مطالعه ای که از سوی «شورای قضایی کالیفرنیا» و «دفتر اجرایی دادگاه ها»[۱] در سال ۲۰۰۵ انجام شد، اصول بنیادی دادگاه های بازپروری به شرح زیرهستند:

  • حفظ خدمات در چارچوب قضایی
  • اجتناب عمدی از روندهای سنتی خشونت آمیز در دادگاه
  • مداخله زودهنگام و قرار دادن طرفین دعوا در برنامه های دادگاه
  • دسترسی به زنجیره ای از خدمات
  • راهبردهای هماهنگ تشویق و تنبیه
  •  فعل و انفعالات مداوم قضایی
  • نظارت و بررسی برای سنجش میزان تاثیر درمان، خدمات و سایر برنامه ها
  • ادامه آموزش های بین رشته ای
  • مشارکت و همکاری برای افزایش دسترسی به خدمات
  • حمایت های محلی و اجتماعی
  • تاکید بر تعهد گروهی و فردی به صلاحیت های فرهنگی [۲]

جالب است که تکامل دادگاه های مواد مخدر، در مسیری مشابه با مداخلات درمانی برای بزرگسالان انجام گرفت.

–          در ابتدا دادگاه های مواد مخدر برای پاسخگویی به نیازهای مردان طراحی شده بودند. سپس زنان نیز مشمول دادگاه های جزایی مواد مخدر شدند. در قدم بعدی، مردان و زنان در هنگام رسیدگی به پرونده خود، کودکانشان را نیز به دادگاه آوردند. این کودکان بدون توجه یا هماهنگی از سوی دادگاه یا والدین، زیر دست پا منتظرمی ماندند اما هم اکنون دادگاه هایی وجود دارند که کودک محور هستند. دادگا ه هایی که  از تمایل والدین برای نگه داشتن کودکانشان به عنوان انگیزه ای در مسیر درمان والدین و ترقی سلامت کودک استفاده می کنند. به عنوان مثال دادگاه های کودک محوربه گونه ای طراحی شده اند که کودک در فضای دادگاه احساس آرامش کند. [۳]، یکی از کلیدی ترین اعضای دادگاه، متخصصی است که به صورت مداوم در طول جلسات دادگاه حضور دارد تا نیازهای کودک در حال رشد و والدین را مطرح کند. والدین از کمک مامورانی که به خانه سر می زنند و پرستاران سلامت عمومی و روان درمانگران برخوردارند. درمانگران در جلسات دو نفره، جلسات تعاملی بین کودک با والدین برگزار می کنند و از سایر اشکال درمان استفاده می کنند. تجربه ریاست دادگاه های سلامت خانواده احساس رضایت منحصر به فردی برای من به عنوان قاضی به  همراه داشت. چرا که همواره قاضی برای این کار با مسائل و شرایطی برخورد می کند که شاید بی سابقه است.

در این دادگاه ها والدین، مسائل مربوط به کودکان را نیز در مطرح و درباره آن گفتگو می کنند. دادگاه ها با استفاده از این رابطه به والدین برای درمان انگیزه می دهند. برعکس دادگاه های سنتی قضایی مواد مخدر، که در آن ها مرکز گفتگو، درمان والدین است.

من به عنوان یک قاضی از نقش گسترده خود دردادگاه سلامت خانواده لذت می بردم، ولی نقش تعریف نشده و نامشخص قاضی برای من ناراحت کننده بود. در این دادگاه ها قاضی به جای قرار گرفتن در بالای دادگاه ، مانند ترتیب دادگاه های معمولی [۴] و به جای حفظ فاصله با وکلا و طرفین دعوا، همواره موظف است که از نزدیک با کارکنان دادگاه همکاری کند و به همراه والدین اتحادی جهت درمان شکل دهد. این شکل بی سابقه هم برای طرفین دعوا و همینطور برای ارائه دهندگان خدمات، سردرگمی ایجاد می کرد. گاهی والدین من را در خیابان نگه می داشتند که حرف بزنند یا اعتراف کنند و یا اقدام به شروع گفتگویی نامناسب، در مورد شخص سومی می کردند که لازم می شد بلافاصله گفتگو را متوقف کنم، البته در شرایطی که ما از روش های  درمانی پس از ضربه روحی (م.TIC) استفاده می کردیم این کار بسیار دشواربود. گاهی درمانگران مشتاق و همیشه آماده، در مورد طرفین دعوا برای من ایمیل می فرستادند، که آن هم گفتگوی نامناسب در مورد شخص ثالث بود. اما با وجود سردرگمی حاصل از بی نظمی و موقعیت بیش از حد صمیمی من به عنوان قاضی، از دوران خدمت خود را در دادگاه سلامت خانواده عمیقا” رضایت دارم. من در این دوران درس هایی نیز آموختم و تجربه هایی کسب کردم، که می تواند برای افرادی که در این موارد فعالیت می کنند مفید باشند. از جمله تجربیات من در دادگاه های سلامت خانواده که می توان به آن اشاره کرد عبارتند از:

۱. عشق در اتاق

 این بسیار مهم است که به عنوان قاضی کسی را قضاوت اخلاقی نکنیم. نباید در پروسه این کار، هیچ قضاوت منفی یا شرمی باشد. قاضی باید تلاش کند هر کدام از والدین را بدون قید و شرط دوست داشته باشد. قاضی باید در این کار الگو باشد، چرا که دیگران در این باره قضاوت خواهند کرد. همچنین قاضی نباید اجازه دهد که این قضاوت به داخل دادگاه نشت کند. برای من بعنوان قاضی در ابتدا حرف زدن از دوست داشتن دشوار بود. بخصوص زمانی که والدین می گفتند که ما را دوست دارند؛ چون من می خواستم رابطه را حرفه ای نگه دارم و مرزها را حفظ کنم. در عین حال، برای من مهم بود که نشان دهم عشق برای درمان والدین ضروری است. در نتیجه من توانستم با موفقیت در مورد «عشقی که در این اتاق برای والدین وجود دارد» حرف بزنم. یکی از پدرها در دومین سالگرد جلسات دادگاه سلامت خانواده گفت: «قاضی ” یو” همیشه در مورد عشقی که در این اتاق برای من وجود دارد حرف می زد. من آن را احساس می کردم و همیشه با حال بهتری از این جا می رفتم.»

عشق روحیه والدین را افزایش می دهد و امید را شناور نگه می دارد. تربیت فرزند نیازمند عشق حقیقی است. عشق، در کنار خیلی از چیزهای دیگر، فرزندان را تحریک می کند که به دنبال رضایت والدین بروند. واقعیت این است که اگر ما بخواهیم فرزند تربیت کنیم یا فرزندان را دوباره تربیت کنیم، باید در آن اتاق با والدین، در کنار سایر اعضای گروه از عشق حرف بزنیم. باید آن عشق را نشان داد. «مارجری پنتلند»، یکی از مددکاران دوران زایمان می گفت که ما با ستایش و پذیرش والدین و آموزش این که دوست داشتنی هستند و با نمایش توجه مثبت بی قید و شرطی که می خواهیم به کودکانشان نشان دهند، ظرفیت آنان برای دوست داشتن افزایش می دهیم و قلب آنان را باز می کنیم. «ان لویس واگنر» اولین مشاور دادگاه سلامت خانواده ما، که مسئول مشاوره دادن به والدین بود می گفت: «اگر مراجعانمان را دوست نداشته باشیم، به آن ها دوباره زخم می زنیم.» به یاد آوردن این گفته «دیوید هاوکین» همیشه مفید است: «عشق به عنوان یک حس درک می شود. در حقیقت عشق سطحی از آگاهی است؛ نوعی از حضور در جهان. نوعی از دیدن خود و دیگران.»

۲. «صداقت در همه چیز»

معتادان می توانند بسیار زیرک و در فریبکاری ماهر باشند. فریبکاری یکی از مهارت های بسیار مهم بقای آنها است. قاضی و کارکنان دادگاه باید والدین معتاد را بدون قضاوت و شرمنده کردن در مورد رفتار و گفتارشان مسئول نگه دارند. ما همیشه تلاش می کردیم که بر روی نقاط قوت تمرکز کنیم. مسئول نگه داشتن به معنای به تمسخر گرفتن نیست. باید با فرد مستقیم وارد گفتگو شد، به او گفت که چه انتظاراتی از وی وجود دارد، چه خطایی از او سر زده است و چرا واکنش منفی دریافت می کند. ما در دادگاه سلامت خانواده به والدین می گوییم که نخستین انتظار ما صداقت در همه حال است، چرا که ما باور داریم که صداقت کلید بهبود آن هاست. ما همچنین به والدین قول می دهیم که همیشه با آن ها رو راست باشیم.

۳. «تشویق کارآمد است»

 خوشبختانه ما توانستیم با هدایای مردمی و کمک های مالی تعدادی جایزه بخریم. تقریبا” هر چیزی که با احترام و هیاهو ارائه شود می تواند به عنوان مشوق عمل کند. دو نکته در مورد مشوق ها لازم به ذکر است. نخست، بسیار اهمیت دارد که از مشوق ها  برای از بین بردن بی اعتمادی والدین نسبت به کارشناسان استفاده شود، این بی اعتمادی وجود دارد چرا که این مسئولان در نظامی عمل می کنند که فرزندانشان را از آن ها گرفته اند. دوم اینکه به اعتقاد من نو بودن و سالم بودن جایزه اهمیت دارد. والدین شرکت کننده در برنامه های ما به وسایل دور انداخته شده عادت دارند و چه در برنامه های اسکان و چه در مکان های سنتی مسکونی، اشیای دست دوم به آن ها داده می شود. آن ها همچنان می توانند این اشیاء را از هم قطاران خود دریافت کنند. تشویق باید به والدین احساس خاص بودن و مورد تقدیر قرار گرفتن بدهد. جایزه باید تا حد امکان نو و زرق و برق دارد باشد.

۴. «تنبیه نیز کار آمد است»

جالب است که مشوق ها برای تغییر رفتارهای بلند مدت مفیدند و تنبیه برای تغییر رفتارهای کوتاه مدت. در یک دادگاه مواد مخدر موفق، قاضی و کارکنان دادگاه باید بتوانند از هر دوی آنان به خوبی استفاده کنند. مسئله تنبیه در دادگاه سلامت خانواده پیچیده است چرا که حبس کوتاه مدت، که یکی از ابزار مفید در دادگاه های جزایی مواد مخدر است، در این دادگاه ها وجود ندارد. ما از این تنبیه ها استفاده می کنیم. تنبیهاتی مانند: الزام انجام خودآزمایی به تنهایی یا با کمک مربی و پرسش و پی گیری در جلسات بعدی، جلسات بررسی اضافی، پخش آگهی جلسه، انجام جلسات عقب مانده یا جلسات اضافی، نوشتن متن، نوشتن نامه خداحافظی به فرزند، ابراز نارضایتی یا ناامیدی از سوی کارکنان دادگاه، ابراز نگرانی برای شرایط والدین.

۵. «کارکنان دادگاه باید هماهنگ کار کنند»

انسجام نیروی انسانی در درمان بسیار مهم است. ایجاد انسجام در جلساتی که همه یا صحبت می کنند و یا فکر می کنند بسیار دشوار است. در این جلسات ما در مورد آزمایش های دارویی، شرایط برنامه درمانی، ملاقات ها، ملاقات ها در خانه، نیاز به اسکان یا یافتن کار، نیازهای کودکان و وجود کمک های دولتی، نیاز به خدمات پزشکی، دندان پزشکی یا چشم پزشکی، خشونت خانگی، شرایط مربوط به درگیری والدین با والدین ناتنی یا اعضای خانواده بزرگتر، حمل و نقل، خورد و خوراک و بسیاری چیزهای دیگر گفتگو می کنیم. «ریکاردو کاریو» یکی دیگر از مربیان دادگاه سلامت خانواده می گوید که این دادگاه یکی از کامل ترین گروه های درمانی ای است  که او در تمام دوران زندگی اش مشاهده کرده است. این جلسات به گروه کمک می کند که پیش از ورود هر کدام از والدین به دادگاه، پرونده آن ها را مورد بررسی قراردهند، تا گروه به نتیجه جامع برسد. برای ساده و شفاف بودن پیام، این موضوع اهمیت دارد که تمامی گروه در تمامی موارد هم صدا باشند.

۶. «دادگاه سلامت خانواده ریاضت نیست؛ درمان است»

 بعضی از دادگاه های مواد مخدر خشن هستند و با سختی کشیدن متهم و یا خوانده پرونده، مخالفتی ندارند. هدف دادگاه سلامت خانواده ریاضت نیست، درمان است. هدف ما این است، والدین در مکانی قرار بگیرند که هرگز احساس نیاز به مصرف [مواد مخدر] نکنند. ما این هدف را با والدین مطرح می کنیم و از آنان درخواست می کنیم تا تمامی ابعاد زندگیشان را پاکسازی کنند؛ چه بدن، چه روابطشان را. ما معتقدیم که هنگامی که کسی پاک باشد، همه چیز شفاف است و فرد نیازی به پنهان کردن چیزی ندارد. به همین دلیل است که این سخن گاندی در اسنادی که به والدین داده می شود نوشته شده است: «شادی زمانی است که آن چه می اندیشی، می گویی و انجام می دهی با یکدیگر هم خوان باشند.»

۷. «چشم هر کس به کاغذ خودش»

 مانند بسیاری از افرادی که در روابط عاطفی به سر می برند، والدین مورد نظر ما هم گاهی درگیر فکر روابط فعلی و پیشین خود می شوند. روابطی  که مرزهایشان درست مشخص نیست. همچنین با توجه به شمار بالای خشونت خانگی در میان این افراد، این والدین دائما” در مقابل چشم ما درگیر تلاش برای کنترل و اعمال  قدرت خود هستند. وقتی به نظر بیاید که یکی از والدین بی جهت به موفقیت، شکست، پیشرفت یا ملاقات با کودکان فرد دیگری توجه دارد، ما به او یادآوری می کنیم که موفقیتاو بسته به شرایط خود او و اعمالی است که او بر روی خود انجام می دهد. جمله «چشم هر کس به کاغذ خودش» برای بیشتر افراد این مفهوم را انتقال می دهد.

۸. «لغزش قابل درک است، نه قابل بخشش!»

 با این که ما نمی خواهیم هیچ یک از والدین دچار شرم یا نا امیدی شوند، ما نمی خواهیم کسی بر این باور باشد که لغزش قابل پذیرش است. هدف این است که والدین لغزش نداشته باشند. اما اگر لغزشی به وجود آمد، چه بهتر که این لغزش در دادگاه سلامت خانواده صورت بگیرد که برای کودکان و والدین حمایت مورد نیاز موجود است، تا این که این لغزش در شرایطی صورت پذیرد که پرونده بسته شده و افراد به حال خود رها شده اند. برای این که هم بتوان لغزش را درک کرد و هم بتوان با جدیت این والدین را درمقابل اعمال خود مسئول نگه داشت، ایده قبل درک بودن اما قابل بخشش نبودن لغزش به وجود آمده است. ما همچنان به والدین یاد آوری می کنیم که نباید امید خود را از دست بدهند و هرگز برای تغییر کردن دیر نیست. ما این گفته «ماریا رابینسون» را روی تخته ای در دادگاه قرار داده ایم که: «کسی نمی تواند برگردد و آغاز را از نو شروع کند، ولی هر کس می تواند از امروز شروع کند و پایان جدیدی رقم بزند.»

۹. «برگرد و بدرخش»

 در همه حال حفظ زبان و ارتباطات مبتنی بر قدرت مفید است. تعدیل رفتار شامل شکست ها و تنزل نیز می شود. وقتی به یکی از والدین گفته شد که او در حال از دست دادن هدف است و در حال شکست خوردن، به او گفته می شود که ما می دانیم او قادر به انجام این کار است و ما به او ایمان داریم. من به آن ها می گویم که بار دیگر :«برگرد و بدرخش.»

۱۰. «واقعی باش»

 به عنوان قاضی به ما آموزش داده می شود که فاصله و گارد خود را حفظ کنیم و حتی نفوذناپذیر باشیم. با این وجود برای موفقیت در دادگاه های مواد مخدر موفق، باید مرزها را کنار زد. ما باید واقعی باشیم و با تمام وجود حضور داشته باشیم. به گفته دکتر «گابور میت» نویسنده کتاب «در قلمرو روح گرسنه»: «زمانی که بیماران معتاد من به من نگاه می کنند، به دنبال من واقعی می گردند. مانند کودکان برایشان عنوان و موفقیت و مدارک دنیوی اهمیتی ندارد. نگرانی هایشان بیش از این ها فوری است و بیش از این ها  نیست… آن ها به دنبال حضور یا عدم حضور من به عنوان یک انسان هستند. با چشمان خطا ناپذیر ورانداز می کنند که آیا من به اندازه کافی می توانم آنها را درک و در کنارشان زندگی کنم، حرف هایشان را  به عنوان انسان هایی که احساس، امید و آرزوهایی به قوت من دارند گوش کنم. آنها در یک آن می توانند بفهمند که من صادقانه به سلامتشان پایبندم یا می خواهم از سر راه برشان دارم. آنها به افرادی که مراقبشان هستند حساس هستند و کار کردن در مکانی این چنین دور از روزهای کاری معمول این دنیا، فضایی که بر اصالت تاکید دارد، روح بخش است. چه بدانیم چه نه، اکثر ما ” ویار”  اصالت داریم؛ حقیقتی ورای نقش ها و عناوین و شخصیت های خوب تراش خورده..  دادگاه سلامت خانواده هوای تازه یا حقیقت را ارائه می کند، حتی اگر حقیقت مجرد و فرسوده ناامیدی باشد. این دادگاه ها آینه ای را در دست می گیرد که ما در آن ، فرد به فرد یا در کنار هم به عنوان جامعه خود را می شناسیم. ترس، درد و انتظاری که می بینیم، ترس و درد و انتظار خود ماست. از آن ما نیز هست زیبایی و شوری که این جا شاهدیم؛ شجاعت و تصمیم قاطعانه فائق آمدن بر عذاب.»

[۱] دادگاه بازپروری کالیفرنیا، ساختن نظام قضایی برای حل مشکلات، شورای قضایی کالیفرنیا و دفتر اجرایی دادگاه ها، مرکز نوآوری در دادگاه ها

[۲] مورد اشاره در صفحه ۱۴

[۳] «کودک محور» به این معناست که کودک در دادگاه حضور دارد و یا نیازها و منافع کودک یکی از اصلی ترین مسائل مورد توجه در فعالیت ها است

[۴] در دادگاه های نوجوانان ما، کرسی قاضی نسبت به دادگاه های دیگر پایین تر قرار دارد و کرسی های دادگاه به شکل نعل اسبی قرار گرفته اند، به عکس دادگاه های دیگر که [در آن ها افراد مختلف] میزهای جدا دارند.

منبع: http://goo.gl/PrIFhz

مهر
۱۶
۱۳۹۲
لایحه شماره ۳۴ (جلوگیری از خشونت خانگی)سال۲۰۰۵ پارلمان جمهوری سوسیال دموکرات سریلانکا
مهر ۱۶ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و قانون
۰

image_pdfimage_print

 

images

منتشر شده به دستور دولت در وزارت انتشارات دولتی، شده به عنوان مکمل بخش یازدهم در نشریه رسمی دولت ( جمهوری سوسیال دموکرات سریلانکا، مورخ ۷ اکتبر ۲۰۰۵ )

مصوب سوم اکتبر ۲۰۰۵

 لایحه‌ای برای پیشگیری از هرگونه خشونت خانگی و مسائل مرتبط با آن یا مسائل منتج از آن

عنوان مختصر این لایحه از سوی پارلمان جمهوری دموکراتیک سوسیالیستی سریلانکا، به شرح زیر لازم الاجراست:

عنوان مختصر

  • از این لایحه به عنوان لایحه جلوگیری از خشونت خانگی، شماره ۳۴ سال  ۲۰۰۵ یاد خواهد شد.

فرد قربانی که درخواست خواهد داد

  • ۱)  فردی که در حق او موردی از خشونت خانگی اعمال شده باشد، در حال اعمال باشد یا احتمال اعمال آن وجود داشته باشد که از این پس از او به عنوان فرد قربانی یاد خواهد شد ، برای جلوگیری از چنین خشونت خانگی میتواند از دیوان حاکم درخواست حکم حفاظت کند.

۲) افراد زیر می توانند بر پایه بند (۱) فرم درخواست را پر کنند:

الف)  فرد قربانی

ب) در صورتی که فرد قربانی کودک باشد، به نیابت از او به وسیله:

  • یکی از والدین یا قیم قانونی کودک
  • فردی که با کودک زندگی می‌کند
  • فردی که دارای مجوز کتبی از مقام ملی حمایت از کودک، بر اساس قانون شماره ۵۰مقام ملی حمایت از کودک مصوب ۱۹۹۸ باشد.

ج ) یک افسر پلیس به نیابت از فرد قربانی

 ۳) درخواست بر اساس بند (۱) می‌تواند به صورت المثنی، قابل ملاحظه در فرم ضمیمه دوم، به دیوان حاکمی که فرد مظلوم به صورت موقتی یا دائمی در حوزه قضایی او زندگی می‌کند یا عمل خشونت خانگی در حوزه او رخ داده یا احتمال دارد رخ بدهد ارائه شود.

۴) اظهارنامه هر فردی که از عمل خشونت خانگی مزبور مطلع باشد، جهت حمایت از درخواست باید ضمیمه آن درخواست باشد.

بررسی درخواست

  • در صورت ارائه درخواست مطابق مفاد این قانون، دادگاه موظف است فورا آن را بررسی کند.

روند صدور یا رد  کم حفاظت موقت

۱)  هنگام بررسی یک شکایت و اظهارنامه ‌های مربوط دادگاه باید:
الف در صورت لزوم حکم حفاظت موقت از این پس از آن با عنوان حکم موقت یاد خواهد شد صادر کند. تا زمان حصول نتیجه تحقیقات، باید حکم موقت با توجه به مفاد بند (۲) صادر شود و دستور تحقیق در مورد درخواست، حداکثر تا ۱۴ روز پس از تاریخ تسلیم درخواست صادر گردد.

  در صورت عدم لزوم صدور حکم موقت، دستور تحقیق در مورد درخواست، حداکثر تا ۱۴ روز پس از تاریخ تسلیم درخواست صادر نماید.

در صورتی که دادگاه لازم بداند، دادگاه می‌تواند پیش از صدور حکم موقت، با توجه به شرایط پرونده از افراد یاد شده در بند (۲) ماده ۲ این قانون یا دیگر شهود عینی، پس از ایراد سوگند، پرسش به عمل آورد.

۲)  برای تصمیم‌گیری در مورد صدور حکم موقت، دادگاه باید نیاز فوری به جلوگیری از ارتکاب خشونت خانگی و نیاز به حصول اطمینان از امنیت فرد قربانی را در نظر بگیرد.

۳)  در صورت صدور حکم بر پایه بخش الف یا ب بند (۱)، با توجه به شرایط ویژه پرونده، دادگاه باید برای خوانده احضاریه‌ای به تاریخ صدور حکم ارسال کند که دلایل صدور حکم محافظت علیه وی را نشان دهد.

۴)  حکم موقت بر پایه بخش الف بند (۱) در کنار حکم بر پایه بخش الف یا ب بند (۱)، در صورت صدق در پرونده، باید به همراه حکم بر پایه بند (۳) به خوانده ابلاغ شود. اگر ابلاغ واقعی اوراق قانونی به خوانده با وجود انجام کوشش‌های مناسب مامور قانونی یا افسر دارای مجوز میسر نشد، مدارکدر محل اقامت وی نصب کند به گونه ای که قابل رویت باشد و ( ابلاغ قانونی) شود قرار داده شده در نقطه‌ای در دید در محل زندگی معمول خوانده، ابلاغ شده فرض خواهند شد.

حکم موقت

 ۱) یک حکم موقت:

الف) باید تا زمانی که صدور حکم محافظت در دست بررسی است، خوانده را از ارتکاب یا موجب شدن هر گونه خشونت خانگی باز دارد.

ب) می‌تواند در حد حصول رضایت دادگاه با توجه به شرایط بخصوص پرونده بر اساس اطلاعات داده شده به وسیله فرد مظلوم و شهود پس از ایراد سوگند، دارای محدودیت‌ها و شرایط آمده در بخش (الف) تا (۱) بند (۱) ماده ۱۱ باشد تا شرایط لازم برای جلوگیری از ارتکاب هر گونه خشونت خانگی حاصل شود.

۲) زمانی که حکم موقت صادر شد، دادگاه در صورت لزوم می‌تواند:

الف) به نفع هر دو طرف دعوا، یک مددکار اجتماعی یا مشاور خانواده تعیین کرده، دستور شرکت طرفین در جلسات مشاوره را صادر نماید.

ب) برای تامین فوری امنیت برای فرد مظلوم، دستور به تعیین مددکار اجتماعی، مشاور خانواده، افسر عفو مشروط، بهیار خانواده یا افسر ترویج حقوق کودک برای نظارت بر اجرای حکم صادر کند. این فرد باید در تاریخ مشخص شده برای بررسی درخواست بر اساس مفاد بخش (۱) بند ۴ گزارشی را تسلیم دادگاه کند.

۳) حکم موقت را تا زمانی که حکم محافظت صادر شود یا حکم موقت لازم نباشد، به قوت خود باقی خواهد ماند.

صدور حکم محافظت در حضور خوانده

۱) زمانی که در تاریخ مطروحه در احضاریه بر اساس بخش (۳) بند ۴، خوانده در دادگاه حضور داشته باشد، دادگاه می‌تواند به بررسی درخواست و توجه به مدارک از پیش ارائه شده و سایر اظهارنامه‌ها یا مدارک شفاهی که در صورت لزوم در پرونده ضبط خواهند شد ادامه دهد.

۲) زمانی که خوانده در دادگاه دارای وکیل نباشد، دادگاه به تشخیص خود می‌تواند دستور دهد که:

الف) خوانده اجازه پرسش کردن از شهود از جمله فرد قربانی را نخواهد داشت.

ب) خوانده می‌تواند پرسش‌های خود را به دادگاه ارائه کند تا دادگاه خود، سوالات را به درستی از شهود و فرد قربانی بپرسد.

۳)  پس از اتمام بررسی‌ها، دادگاه در صورت این که لزوم آن را تشخیص دهد می‌تواند حکم محافظت را با در نظر گرفتن مقررات بند ۸ صادر نماید.

۴) زمانی که در تاریخ مطروحه در احضاریه بر اساس بخش (۳) بند ۴، خوانده حاضر در دادگاه اعتراف به ارتکاب عمل یا اعمال خشونت خانگی نکند اما اعتراضی به صدور حکم محافظت نداشته باشد، دادگاه می‌تواند با در نظر گرفتن مقررات بند ۸، حکم محافظت را صادر نماید.

صدور حکم محافظت در صورت عدم حضور خوانده

۱) اگر در تاریخ مطروحه در احضاریه بر اساس بخش (۳) بند ۴، خوانده در دادگاه حاضر نشود و دادگاه تشخیص دهد که احضاریه به خوانده ابلاغ شده است، دادگاه می‌تواند به بررسی درخواست و توجه به مدارک از پیش ارائه شده و سایر اظهارنامه‌ها یا مدارک شفاهی که در صورت لزوم در پرونده ضبط خواهند شد ادامه دهد.

۲) در صورتی که دادگاه بر اساس شواهد و مدارک ارائه شده تشخیص به لزوم صدور حکم محافظت بدهد می‌تواند با درنظر گرفتن مقررات بند ۸ این کار را انجام دهد.

مطالبی که باید برای صدور حکم محافظت در نظر گرفته شود

برای تشخیص این که آیا حکم محافظت باید صادر شود یا خیر، دادگاه باید نیاز به جلوگیری از ارتکاب هر گونه خشونت خانگی و نیاز به حصول اطمینان از امنیت فرد قربانی را در نظر بگیرد.

ابلاغ حکم محافظت به خوانده

در صورت صدور حکم محافظت دادگاه باید:

الف) حکم را به دست خوانده برساند

ب) رونوشت برابر اصل شده را به این افراد نیز ارائه کند: (یک) فرد قربانی

دو) فرد درخواست کننده، در صورتی که درخواست کننده همان فرد قربانی نباشد

سه) افسر مسئول اداره پلیسی که فرد قربانی و خوانده در منطقه استحفاظی آن زندگی می‌کنند

حکم محافظت

۱)حکم محافظت:

الف) باید خوانده را از ارتکاب یا موجب شدن خشونت خانگی باز دارد.

ب) می‌تواند برای حصول اطمینان از امنیت و سلامت فرد مظلوم، با توجه به شرایط مخصوص پرونده و مدارک ارائه شده و شهادت پس از سوگند فرد مظلوم یا شهادت پس از سوگند به نیابت از فرد قربانی  شامل هر گونه محدودیت دیگر مذکور در بخش (الف) تا (۱) بند (۱) ماده ۱۱، یا احکام تکمیلی ذکر شده در بند (۱) ماده ۱۲ باشد.

۲) حکم محافظت برای طول مدت یاد شده در حکم به میزان کمتر از ۱۲ ماه رسمیت دارد.

ممنوعیت‌هایی که ممکن است در حکم موقت یا حکم محافظت موجود باشد.

۱) دادگاه از طریق حکم موقت یا حکم محافظت می‌تواند خوانده را از این موارد منع کند:

الف) ورود به منزل یا مکان دیگری که فرد مظلوم و خوانده با هم در آن زندگی می‌کنند

ب) ورود به:

یک) منزل فرد قربانی

دو) محل کار

سه) مدرسه

ج) ورود به سرپناهی که فرد مظلوم موقتا در آن سکونت داده شده است.

د) ورود یا ماندن خوانده در محلی که به طور معمول به همراه فرد قربانی در آن زندگی می کرده یا می کند.

ه) اشغال محل زندگی مشترک

ر) هر گونه ارتباط با فرزند فرد قربانی، مگر در شرایط و به صورتی که دادگاه به دلیل منافع کودک مجوز آن را داده باشد.

ق) جلوگیری کردن از استفاده فرد قربانی یا دسترسی فرد مظلوم به اموال مشترک

ک) تماس یا تلاش برای تماس با فرد قربانی به هر شکل که باشد.

ط) ارتکاب هر گونه خشونت نسبت به هر کس، من جمله فامیل، دوست، مددکار اجتماعی یا مامور بهداشت که در حال کمک به فرد قربانی باشد.

ص) تعقیب فرد قربانی با هدف آزار دادن وی.

ی) انجام هرگونه فعالیتی که از دید دادگاه برای امنیت، سلامت یا رفاه فرد مظلوم یا هر کس دیگری که طبق دستور دادگاه خوانده باید از او دور بماند مضر باشد.

و) فروش، انتقال، مهجور کردن از و باز داشتن از دسترسی به خانه مشترک با هدف نیازمند نگه داشتن فرد قربانی.

۲) برای اعمال هر کدام از محدودیت‌های نام برده در بخش (۱)، دادگاه باید به موارد زیر توجه کند:

الف) نیاز به تامین مسکن و وسایل زندگی برای فرد مظلوم، فرزندان فرد مظلوم و خوانده در صورتی که فرزندی داشته باشند.

ب) هر دشواری‌ که در نتیجه حکم برای خوانده یا کس دیگری ایجاد شود.

احکام تکمیلی

۱) در صورتی که فرمان محافظت صادر شده باشد و دادگاه تشخیص به لزوم حمایت و فراهم کردن موجبات امنیت، سلامت و بهزیستی فوری فرد مظلوم دهد، دادگاه می‌تواند این احکام را نیز صادر کند:

الف) دستور به ضبط هرگونه سلاح که ممکن است خوانده در اختیار داشته باشد.

ب) همراهی کردن فرد قربانی به وسیله پلیس به هرجایی که ممکن است فرد قربانی نیاز داشته باشد برای جمع آوری مایمل خود برود.

ج) شرکت اجباری فرد قربانی و خوانده در جلسات مشاوره، روان‌درمانی یا گونه‌ای دیگر از درمان‌های توانبخشی که ممکن است موجود باشد.

د) نظارت مددکار اجتماعی، مشاور خانواده، افسر آزادی مشروط یا بهیار خانوادگی بر اجرای حکم محافظت بین فرد قربانی و خوانده و تقدیم گزارشی به دادگاه در هر سه ماه.

ه) الزام خوانده به بر آورده کردن تعهدات مالی خود نسبت به هر کس که نسبت به او تعهد مالی داشته باشد.

ر) الزام خوانده به پرداخت هزینه‌ها یا فراهم کردن ملزومات با توجه به شرایط پرونده، جهت تسهیل و ایجاد امکان اقامت طرف مظلوم در هر مسکنی که در طول دوره‌ رسمیت حکم محافظت، فرد ظلوم در آن سکونت دارد، با وجود این که بر اساس بخش ۱۱، خوانده ممکن است از سوی دادگاه مجاز به ورود یا ماندن در محل زندگی فرد قربانی نباشد

۲) حکم محافظت بر اساس بخش‌های (ص) و (ق) بند (۱) تنها می‌تواند پس از تحقیقات لازم و با در نظر گرفتن نیازهای مالی و منابعی که فرد قربانی و خوانده در اختیار دارند صادر شود.

این فرمان نباید حقوق هیچ فردی را بر اساس «قانون نگهداری [از کودکان و افراد آسیب پذیر] شماره ۳۷ مصوب ۱۹۹۹» را نقض کند.

۳) در صورتی که خوانده از پرداختن مبلغی که بر مبنای بخش (ه) بند (۱) به پرداخت آن موظف شده است خودداری کند، دادگاه می‌تواند به کارفرمای وی دستور دهد که کارفرما بخشی یا تمامی حقوق خوانده را به عنوان کمک مالی که دادگاه دستور داده است مستقیم به فرد مظلوم پرداخت کند.

فرمانهایی که با رضایت طرفین صادر میشوند

بر پایه این قانون، دادگاه می‌تواند با رضایت طرفین دعوا احکام را بدون اثبات یا پذیرش جرم صادر نماید. این احکام نباید به معنای اثبات جرم یا اعتراف به جرم تفسیر شوند.

دگرگونی یا لغو حکم محافظت.

۱) حکم محافظت می‌تواند در نتیجه درخواست پر شده از سوی خوانده یا فرد مظلوم و در شرایطی که دادگاه تشخیص دهد که شرایط پرونده به گونه ای تغییر کرده است که دگرگونی، تعدیل، تفاوت، تمدید یا ابطال حکم ضرورت داشته باشد، دگرگون، تعدیل، متفاوت، تمدید یا باطل شود.

البته این دگرگونی، تعدیل، تفاوت، تمدید یا ابطال تنها می‌تواند پس از استماع هم فرد مظلوم و هم خوانده صورت گیرد.

علاوه بر این، دادگاه نباید درخواست نامه‌ای به فرد مظلوم ارائه کند، مگر آن که اطمینان حاصل کند که فرد مظلوم با آزادی کامل و به صورت داوطلبانه درخواست فرم را داده است.

حضور خوانده و شهود

برای دادرسی در چهارچوب این قانون، مقررات فصل پنجم و ششم قانون آیین دادرسی کیفری شماره ۱۵ مصوب سال ۱۹۷۹، خوانده، شهود، هر فرد دیگری که از سوی درخواست کننده قرار است مدارکی را ارائه کند و فردی که ملزم به ارائه مدارک شده است را ملزم به حضور در دادگاه می‌کند.

همسر شاهد معتبر است.

در هر دادرسی بر اساس این قانون، همسر علیه همسر خود شاهد معتبر به حساب می‌آید.

حق تجدید نظر

هر که از حکم صادر شده از سوی حاکم بر اساس بخش ۶ یا بخش ۷ ناراضی باشد می‌تواند برای تجدید نظر به دادگاه بالاتر که بر پایه ماده ۱۵۴ قانون اساسی تشکیل شده است رجوع کند. در این صورت با آن حکم مانند احکام نهایی دیوان حاکم در پرونده‌ها یا موارد جزایی برخورد خواهد شد. بخش‌های ۳۲۰ و ۳۳۰ (هر دو) و بخش‌های ۳۵۷ و ۳۵۴ قانون آیین دادرسی کیفری شماره ۱۵ مصوب سال ۱۹۷۹، با تغییراتی تنها در مواردی که بسیار واجب باشند، در تجدید نظر خواهی صدق خواهند کرد.

البته در صورت مغایر بودن با بخش ۳۲۳ آیین دادرسی کیفری شماره ۱۵ مصوب سال ۱۹۷۹، هیچ حکمی نمی‌تواند به عنوان تجدید نظر از سوی قاضی پا بر جا بماند، مگر این که دادگاه دلایل خاص داشته باشد که این دلایل باید ضبطو جمع آوری شوند.

علاوه بر این، حاکم در هنگام فرستادن حکم خود به دادگاه بالاتر می‌تواند یک نسخه از حکم خود را با هدف اجرا، نزد خود نگه دارد.

اجرای حکم

خوانده‌ای که علیه وی حکم موقت یا حکم محافظت، بسته به شرایط پرونده، صادر شده باشد و به احکام عمل نکرده باشد، محکوم به قانون شکنی خواهد شد و پس از دادرسی مختصر در برابر دیوان حاکم به پرداخت جریمه مالی کمتر از ده هزار روپیه یا زندان یا جریمه های دیگر با دوره‌های زیر یک سال یا هر دوی جریمه و زندان محکوم خواهد شد.

تصمیم دادگاه در مورد آین دادرسی هنگام تنظیم دادخواست

مادامی که قانون آیین دادرسی کیفری شماره ۱۵ مصوب سال ۱۹۷۹ نقض نشده باشد، دادگاه می‌تواند در مورد آیین دادرسی مقتضی در مورد تنظیم دادخواست تصمیم بگیرد.

مجازات برای چاپ یا انتشار هر مسئلهای در موارد ویژه

هر فرد که این موارد را چاپ یا منتشر کند:

الف) نام یا هر اطلاعاتی که موجب شناخته شدن هویت یک درخواست کننده یا خوانده مربوط به یک درخواست بر اساس این قانون شود.

ب) هر مسئله‌ای بجز رای دادگاه عالی یا دادگاه تجدید نظر در مورد هر روندی مربوط به این قانون در هر دادگاهی.

می‌تواند با زندان یا مجازات‌های دیگر با مدت زمانی حداکثر دو سال یا جریمه نقدی و یا زندان و جریمه نقدی همزمان تنبیه شود.

اقدامهای دیگر منع نشده

هیچ چیز در این قانون نباید به معنی منع حقوق فرد قربانی با هدف ایجاد دادرسی مدنی یا جزایی دیگری تفسیر شود.

اولویت نسخه سینهالی در شرایط تناقض

در صورتی که تناقضی بین نسخه “سینهالی “این قانون و نسخه ” تامیلی”  آن وجود داشته باشد، اولویت با نسخه” سینهالی”  آن است.

تفسیر

در این متن، مگر در صورتی که متن به صورت بخصوص چیز دیگری نشان دهد:

«کودک» به معنای فرد زیر ۱۸ سال است.

«خشونت خانگی» یعنی:

الف) هر حرکتی که یورش‌های بخصوص ذکر شده در فرم ضمیمه یک را شکل دهد.

ب) هر گونه بد رفتاری عاطفی.

که در فضای زندگی یا خارج از آن از سوی یک فرد مرتبط انجام شده یا فردی از فامیل موجب انجام آن شود و آن عمل ریشه در روابط شخصی بین فرد قربانی و خوانده باشد.

«بد رفتاری عاطفی» به معنای الگوی رفتار جدا بی‌رحمانه، غیر انسانی، اهانت‌آمیز و تحقیر کننده است که فرد قربانی را هدف گرفته باشد.

«منابع مشترک» دارایی‌های منقول و غیر منقولی هستند که فرد قربانی و خوانده به صورت عادی از آن‌ها استفاده کرده‌اند یا به آن‌ها دسترسی داشته‌اند.

«فرد مرتبط» در مقابل فرد قربانی یعنی:

الف ) یک همسر

دو همسر سابق

 سه زوج زندگی

فرد قربانی

ب) یک پدر، مادر، پدربزرگ، مادربزرگ، پدرخوانده و مادرخوانده

دو) فرزند پسر، فرزند دختر، نوه دختر و نوه پسر، پسر خوانده و دختر خوانده

سه) برادر، خواهر، برادر یا خواهر ناتنی

چهار) برادر و خواهر یکی از والدین

پنج) فرزند خواهر یا برادر

شش) فرزند خواهر یا برادر یکی از والدین

فرد قربانی، همسر یا همسر سابق فرد قربانی یا زوج زندگی فرد قربانی

«خوانده» درباره یک فرمان محافظت یا فرمان موقت به فرد مرتبطی گفته می‌شود که حکم علیه او صادر شده یا درخواست شده است.

فرم ضمیمه یک

بخش ۲۲

            •           تمامی جرائم ذکر شده در فصل چهاردهم قانون جزایی

            •           اخاذی، بخش ۳۷۲ قانون جزایی

            •           ارعاب مجرمانه، بخش ۴۸۳ قانون جزایی

            •           هر کس که یکی از جرائم بالا را مرتکب شود

 مترجم: فرخ نیک مرام

 منبع: http://www.refworld.org/pdfid/4c03ba2f2.pdf