صفحه اصلی  »  عسر و حرج
image_pdfimage_print
اردیبهشت
۱۴
۱۳۹۸
ترک طولانی مدت خانه و اثر آن بر حقوق زن
اردیبهشت ۱۴ ۱۳۹۸
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , ,
Photo: stockyimages/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: stockyimages/depositphotos.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:

سلام!

من خانمی هستم ۳۷ ساله و دو فرزند دختر هم دارم که یکی ۱۳ سال دارد و دیگری هشت سال. شوهر من تقریبا هشت سال است که در خانه نیست. یعنی مدتی به دبی رفت و در آنجا کار کرد، پس از آن مدتی در تهران بود و بعدش هم رفت مشهد و آخر سر رفت ترکیه. یعنی در این هشت سال آخر روی هم رفته دو، سه ماهی بیشتر خانه نبوده است. من مجبور شده‌ام در خانه مادر شوهرم زندگی کنم چون توان پرداخت اجاره خانه را نداشتم.

شوهرم هر از چند گاهی مقداری پول برای ما می‌فرستد که آن هم کفاف هزینه‌ها را نمی‌کند. هر موقع هم به او اعتراض می‌کنم می‌گوید چه کار کنم؟ مجبورم بروم دنبال کار.

این رفتار ایشان مرا از خیلی نظرها دچار مشکل کرده است. من مجبور هستم کارهای مادر شوهرم را هم انجام بدهم چون در خانه او هستم. بچه‌هایم مرتب سراغ پدرشان را می‌گیرند و هر کسی در مدرسه و جاهای دیگر در مورد پدرشان می‌پرسد، چند روز ناراحت می‌شوند. خودم هم نمی‌دانم شغل او دقیقا چیست. بعضی وقت‌ها می‌گوید در کار فرش است، بعضی وقت‌ها می‌گوید کارهای توریستی می‌کند ….

خلاصه من در بد وضعیتی قرار گرفته‌ام. خانواده خودم هم هیچ اهمیتی نمی‌دهند و می‌گویند باید بسوزی و بسازی. فقط برادرم به ما پول می‌دهد. از لحاظ روحی و جسمی هم خیلی به هم ریخته‌ام. حتی خود مادر شوهرم می‌گوید پسر من به درد زندگی نمی‌خورد. واقعیتش مانده‌ام چه کار کنم. با مشورت با برخی دوستان فکر طلاق به ذهنم رسیده است چون دیگر بیشتر از این نمی‌توانم تحمل کنم. می‌خواستم در این مورد از شما راهنمایی بگیرم.

آیا اینکه شوهرم به خانه نمی‌آید دلیلی برای طلاق می‌شود؟

جواب:

سلام خانم محترم!

قبل از پاسخ حقوقی به سوال شما پیشنهاد می‌کنم حتما از یک مشاور خانواده هم مشورت بگیرید، چون احساس می‌کنم در تصمیمتان تردید دارید. برای اینکه بخواهید طلاق بگیرید ابتدا باید تصمیمتان جدی باشد چون با شک و تردید اقدام کردن نتایج روانی و روحی خوبی نخواهد داشت.

اما از لحاظ حقوقی خدمتتان عرض شود که بند یک تبصره الحاقی به ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی ترک زندگی خانوادگی از سوی زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی یا ۹ ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه را از مصادیق عسر و حرج دانسته است.

با توصیف شما به نظر می‌رسد شوهر شما در هر سال در مدت‌های مذکور در خانه نبوده است و به همین دلیل شما می‌توانید با استناد به عسر و حرج، تقاضای طلاق کنید.

برای تقاضای طلاق باید به دادگاه خانواده بروید و برای اثبات اینکه ایشان مدت‌هاست خانه را ترک کرده است، می‌توانید از افراد مطلع استشهادیه بگیرید و دختر بزرگتان را هم می‌توانید به عنوان شاهد معرفی کنید.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

سوال:

در توضیح شما گفته شده که باید ترک خانه بدون عذر موجه باشد. شوهر من ادعا دارد برای خانواده کار می‌کند و بعضی وقت‌ها هم پول می‌فرستد. آیا به نظر شما اگر ایشان در دادگاه بگوید که من برای کار کردن مجبورم خانه را ترک کنم، قاضی به نفع من رای می‌دهد؟

جواب:

دادگاه قطعا علت ترک خانه را بررسی خواهد کرد و شوهر شما هم می‌تواند از خود دفاع کند اما با توجه به اینکه ایشان مدتی طولانی اقدام به ترک خانه کرده و مبالغی که فرستاده نیز چندان قابل توجه نبوده است، احتمال اینکه دادگاه تقاضای شما را بپذیرد زیاد است.

در این مورد احکام متعددی صادر شده که برای نمونه بنده یک مورد را اینجا می‌نویسم تا اگر با مشکلی مواجه شدید، به آن استناد کنید:

به موجب دادنامه شماره ۱۹۷ مورخ ۲۳ /۴/ ۸۲ صادره از شعبه ۳۰ دیوان عالی کشور، شعبه ۱۷۱۰ دادگاه خانواده تهران، با وجود اعتراف تلویحی وکیل زوج مبنی بر ترک خانه و زندگی‏ به دلیل سوء اخلاق زوجه و همچنین نظریه داوران مبنی بر عدم حصول سازش، به دلیل پرداخت نفقه زوجه و فرزندانش به شرح فیش‌‏های ارائه شده که این نیز دلیلی بر ترک زندگی خانوادگی است، دعوی زن را مبنی بر تقاضای طلاق مردود اعلام و او را ملزم به تمکین از شوهر کرده است.

با اعتراض زوجه دادگاه تجدید نظر به موجب دادنامه ۳۵۵-۲۴ /۱۱ /۸۱ ، مفارقت جسمانی زن و شوهر را در مدتی طولانی از مصادیق «کالمطلقه بودن زوجه» دانسته و با احراز عسر و حرج زوجه، دادنامه بدوی را نقض کرده است.

دیوان عالی کشور نیز به موجب دادنامه فو‌‌ق‌‏الاشعار، مفارقت جسمانی طولانی زوجین از یکدیگر را دلیل بر عسر و حرج زوجه در ادامه زندگی مشترک دانسته و دادنامه فرجام خواسته را تأیید و ابرام کرده است.

به موجب دادنامه شماره ۱۰-۲۸ /۷ /۸۰، شعبه ۳۷ دیوان عالی کشور، دادنامه مرجع تجدید نظر را که در تأیید دادنامه صادره از شعبه ۱۷۰۲ دادگاه خانواده صادر شده است، ابرام کرده است. تقاضای طلاق به عنوان عسر و حرج و به علت غیبت خوانده و عدم پرداخت نفقه در دادگاه بدوی مطرح و دادگاه با ارجاع امر به داوری و عدم حصول نتیجه در جهت اصلاح ذا‌ت‌‏البین و گواهی گواهان و نتیجه تحقیقات واحد مددکاری اجتماعی که مؤید اظهارات خواهان در خصوص ترک زندگی مشترک و عدم پرداخت نفقه است، گواهی عدم امکان سازش را در غیاب زوج صادر کرده است.

وکیل زوج با قبول غیبت زوج، دلیل غیبت را بده‏کاری و مطالبه طلبکاران و در نتیجه اضطراری و اجباری دانسته است. اعتراض وکیل در دادگاه تجدید نظر و دیوان عالی کشور مردود و در نهایت رأی دادگاه بدوی ابرام گردیده است.

بیشتر بخوانید:

جایگاه قاضی مشاور زن در دعاوی مرتبط با خشونت خانگی

بدرفتاری با «همسر موقت» چه حکمی دارد؟

به بهانه‌های مختلف نمی‌گذارد بچه‌دار شویم

سوال:

اگر دادگاه حکم طلاق بدهد، وضعیت بچه‌ها و هزینه‌های آنان چه می‌شود؟

جواب:

در مورد حضانت مشکلی وجود نخواهد داشت چون دختران بعد از ۹ سالگی از سن حضانت خارج می‌شوند و خودشان می‌توانند تصمیم بگیرند با چه کسی زندگی کنند. دختر هشت ساله شما هم احتمالا چند ماه دیگر به ۹ سال قمری خواهد رسید.

در مورد هزینه‌ها به هر حال پدر بچه‌ها مسئول پرداخت نفقه آنان خواهد بود.

شهریور
۳۱
۱۳۹۷
برای جدایی از شوهر بد رفتار و ناسازگار چه باید کرد؟
شهریور ۳۱ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , ,
Photo: Natalie Board/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Natalie Board/www.shutterstock.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:

سلام!

من زنی هستم که ۲۸ سال است ازدواج کرده‌ام اما در این ۲۸ سال زندگی زناشویی، یک روز خوش ندیده‌ام.

ازدواج ما این‌طور بود که من ۱۷ سال داشتم و این آقا خواستگار من بود اما پدر و برادرانم رضایت نمی‌دادند چون خانواده‌شان شهرت خوبی در منطقه نداشتند. من ولی حماقت کردم و فریب این آقا را خوردم و با او فرار کردم و پدرم هم مجبور شد رضایت بدهد به ازدواج اما با من قطع رابطه کرد.

شوهر من بسیار آدم بدرفتار و ناسازگاری است. من سال‌ها در مغازه ایشان کار کردم و در خانه هم مرتب کار می‌کنم. چهار فرزند هم دارم. وضعیت مالی ایشان بسیار خوب است اما فقط در حد بخور و نمیر به ما پول می‌دهد. برای خودش یک اتاقی در باغ ساخته و مرتب با رفیق‌هایش در آنجا خوشگذرانی می‌کند و اصلا برای خانواده خودش وقت نمی‌گذارد. هر هفته هم یک خانمی‌ به آن اتاق می‌آورد و با او رابطه برقرار می‌کند.

او به پدر من که فوت کرده فحش‌های خیلی بد می‌دهد. با برادرانم هم از همان ابتدا قطع رابطه کرده و پیش بچه‌ها از آنها بدگویی می‌کند چرا که راضی نبودند من با ایشان ازدواج کنم.

بیشتر بخوانید:

بعد از بارداری تازه فهمیدم ازدواج ثبت نشده

چگونه طلاق مادرم را بگیرم، وقتی پدرم او را کتک می‌زند و با او بدرفتاری می‌کند؟

به دلیل افترا و ضرب و جرح، طلاق می‌خواهم

واقعیتش چون خانواده من آن زمان با ازدواجمان مخالف بودند دیگر نتوانستم برگردم خانه پدرم. از حرف مردم هم ترسیدم اما بعد کار به جایی رسید که شش سال پیش به پیشنهاد دخترم رفتم تقاضای طلاق دادم منتها آن‌قدر مرا دواندند و اذیت کردند که دیگر پیگیر نشدم. یک روز می‌گفتند بیا مشاوره، یک روز می‌گفتند داور بیاور و این جور چیزها. بین هر دادگاه هم چند ماه فاصله می‌افتاد.

به هر حال بعد از اینکه دیگر پیگیر نشدم، شوهرم رفتارش بدتر شد. حالا می‌گوید برو ببینم چه‌طور طلاق می‌گیری؟

چند وقت پیش به صورت اتفاقی رفتم باغ و دیدم با یک زنی نشسته‌اند دارند تریاک می‌کشند. من هم مخفیانه فیلم گرفتم از آنها. حالا می‌خواهم دوباره برای طلاق اقدام کنم. به او می‌گویم که حق و حقوق مالی من را بدهد اما ایشان قبول نمی‌کند. می‌گوید اگر طلاق می‌خواهی برو طلاق بگیر یا اینکه ادعایی نداشته باش تا طلاق توافقی بدهم.

سوال من این است که من به جز مهریه چه چیز دیگری می‌توانم از ایشان بگیرم؟ بعد اینکه اگر راضی به طلاق نشود می‌توانم این فیلم را مدرک قرار دهم؟

جواب:

سلام خانم محترم.

متاسفم از این مشکلی که برایتان پیش آمده است.

عرض به حضورتان که شما علاوه بر مهریه می‌توانید اجرت‌المثل هم مطالبه کنید. اجرت‌المثل مبلغی است که بابت کارهایی که زن در خانه انجام داده به او تعلق می‌گیرد. این مبلغ توسط کارشناس تعیین خواهد شد و میزان آن نهایتا با نظر دادگاه است.

توجه کنید که مهریه شما هم به نرخ روز حساب خواهد شد. بانک مرکزی هر ساله شاخصی ارائه می‌دهد و دادگاه با توجه این شاخص مبلغ مهریه شما را حساب خواهد کرد.

اگر شوهرتان اموالی به نام خود دارد، ابتدا به اداره ثبت اسناد و املاک بروید و در آنجا مهریه خود را به اجرا گذاشته و با معرفی اموال شوهرتان تقاضای توقیف اموال بدهید.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

در مورد مدتی که در مغازه ایشان کار کردید، اگر در آن مدت حقوقی بابت کار کردن نگرفته‌اید می‌توانید آن را هم مطالبه کنید. البته باید اثبات کنید که در آنجا کار می‌کرده‌اید و اگر سالیان زیادی از آن گذشته باشد، شاید مطالبه دستمزدتان دشوار باشد.

اما در مورد سوال دیگرتان عرض شود که شما باید در قالب عسر و حرج تقاضای طلاق بدهید. عسر و حرج یعنی سختی و مشقت. سعی کنید افرادی را که مطلع از رفتارهای شوهرتان هستند برای ادای شهادت در دادگاه قانع کنید. فرزندانتان نیز می‌توانند در دادگاه شهادت بدهند. هر مدرک و دلیل دیگری هم که می‌تواند بد رفتاری‌های ایشان را نشان بدهد مفید خواهد بود. مثلا اگر تاکنون کلانتری صورت‌جلسه‌ای داشته یا شما به دلیل ضرب و جرح به مراکز درمانی مراجعه کرده باشید.

سوال:

آن فیلمی‌ که گرفتم چه؟ آیا به نظرتان به دادگاه ارائه بدهم؟

جواب:

به هر حال ضرری نخواهد داشت. از آن فیلم می‌توان برداشت کرد که ایشان هم مواد مخدر مصرف می‌کنند و هم اینکه رابطه نامشروع دارند. بنابراین این فیلم هم می‌تواند به شما کمک کند. ضمن اینکه می‌توانید از شوهرتان بابت رابطه نامشروع نیز شکایت کنید. رابطه نامشروع در قانون جرم بوده و مجازات شلاق دارد.

علاوه بر این فیلم شما می‌توانید از بازپرس رسیدگی کننده به پرونده تقاضا کنید که ارتباطات مخابراتی شوهرتان نیز استعلام شود. آن‌وقت دادسرا لیست تماس‌ها و پیامک‌ها را از مخابرات استعلام خواهد کرد.

سوال:

یک سوال دیگری هم دارم. من یک پسر و سه دختر دارم. پسرم که بزرگ‌تر است به تازگی ازدواج کرده و مستقل شده است اما سه دخترم هنوز مجرد هستند. می‌خواستم بدانم اگر من جدا بشوم و دخترانم با من زندگی کنند، آیا پدرشان موظف است هزینه آنها را بدهد؟

جواب:

بله! پدر در هر حال موظف به پرداخت نفقه فرزندان شماست هر چند بزرگسال باشند. یعنی تا وقتی ازدواج نکرده‌اند پدرشان باید هزینه زندگی‌شان را بپردازد اما توجه کنید که برخی هزینه‌ها شامل نفقه نمی‌شود از جمله شهریه دانشگاه. با توجه به اینکه شوهرتان تمکن مالی دارد، اگر بعد از جدایی نفقه فرزندانش را پرداخت نکند آنها می‌توانند هم شکایت کیفری کنند و هم نسبت به مطالبه نفقه اقدام حقوقی کنند.

سوال:

سوال آخرم این است که چون من خودم از کارهای دادگاهی سر در نمی‌آورم و یک بار هم که موفق نشدم از دادگاه طلاق بگیرم، آیا جایی هست که به من وکیل بدهد؟ خودم هیچ درآمدی ندارم و توان گرفتن وکیل را ندارم.

جواب:

در قانون حمایت از خانواده پیش‌بینی شده است که اگر دادگاه تشخیص بدهد خانم احتیاج به وکیل دارد می‌تواند برای او وکیل معاضدتی تعیین کند؛ گرچه دادگاه‌ها معمولا این کار را نمی‌کنند. اما شما در دادخواست طلاق درخواست کنید که دادگاه به شما وکیل معاضدتی بدهد. همچنین می‌توانید به کانون وکلای دادگستری استان‌ محل سکونتتان که در مرکز هر استان است مراجعه کرده و از آنجا تقاضای وکیل معاضدتی کنید.

مرداد
۳۱
۱۳۹۷
چگونه طلاق مادرم را بگیرم، وقتی پدرم او را کتک می‌زند و با او بدرفتاری می‌کند؟
مرداد ۳۱ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , ,
Photo: 					grigvovan/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: grigvovan/depositphotos.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:

با سلام.

من در مورد مادرم می‌خواهم راهنمایی بگیرم. مادر من ۶۳سال دارد و صاحب سه فرزند است که همگی ازدواج کرده‌ایم.

پدرم اما از همان ابتدا مادرم را اذیت می‌کرد. یعنی مادرم صبح تا شب توی خانه کار می‌کرد بدون اینکه پدرم حتی یک لباس درست-حسابی برایش بخرد و وقتی مریض می‌شد، با او بدرفتاری می‌کرد و می‌گفت: «خودت را به تنبلی نزن!»

بارها شاهد بودم که مادرم را کتک زد. در آن زمان عمویم با ما زندگی می‌کرد و مادرم مجبور بود کارهای او را هم انجام دهد.  وقتی ما کوچک بودیم کاری نمی‌توانستیم بکنیم اما وقتی بزرگ شدیم دیگر جلوی پدرم را گرفتیم و ایشان جرات زدن نداشت اما بددهنی می‌کرد و مرتب به مادرم فحش می‌داد یا در برابر دیگران تحقیرش می‌کرد تا اینکه ما ازدواج کردیم و مستقل شدیم.

پس از اینکه ما از خانه رفتیم پدرم دوباره شروع کرده به انواع اذیت و آزار. ایشان بازنشسته است اما یک تومان هم به مادرم نمی‌دهد تا مثلا برای خودش چیزی بخرد. زانوهایش درد می‌کند و خودش زیاد نمی‌تواند راه برود و پدرم هم دکتر نمی‌بردش و می‌گوید که دارد فیلم بازی می‌کند.

من بعضی وقت‌ها مادرم را می‌برم دکتر اما متاسفانه برادرانم پس از ازدواج تغییر کرده‌اند و اصلا توجهی به مادر ندارند و فقط هر از گاهی سری می‌زنند. خلاصه خیلی سنگدل شده‌اند و هر چه می‌گویم باید فکری کنیم می‌گویند: «اتفاقی نیافتاده است که!»

راستش من به خاطر شغل شوهرم در شهرستان هستم و شوهرم هم راضی نیست مادرم را بیاورم اینجا با ما زندگی کند چون می‌گوید پسرهایش چرا کاری نمی‌کنند و به من ربطی ندارد.

چند وقت پیش شنیدم که پدرم، مادرم را زده و کتفش آسیب دیده. من تصمیم گرفتم که اولا شکایت کنم از پدرم و بعد طلاق مادرم را بگیرم و ثانیا مادرم را ببرم آسایشگاه یا خانه سالمندان و خودم هزینه‌اش را بدهم. در این مورد راهنمایی می‌خواستم که چه‌طور باید شکایت کنم؟

جواب:

سلام خانم محترم.  متاسفم از مشکل پیش آمده.

در مورد شکایت عرض شود که اگر آثاری از ضرب و جرح در بدن مادرتان هست، ایشان می‌تواند شکایت کند. برای این کار باید خود ایشان یا یک وکیل دادگستری اقدام کند. یعنی شما نمی‌توانید به جای مادرتان شکایت کنید. بنابراین بهتر است با یک وکیل دادگستری صحبت کنید تا ایشان از طرف مادرتان شکایت کند. اگر این شکایت به نتیجه برسد، پدرتان به دیه محکوم می‌شود.

در مورد طلاق هم باز مادرتان خودش باید اقدام کند. زن در صورتی که در وضعیت عسر و حرج باشد می‌تواند تقاضای طلاق بدهد. عسر و حرج یعنی سختی و مشقت. اگر مادرتان اثبات کند که دائما مورد ضرب و شتم قرار گرفته، امکان صدور حکم طلاق وجود دارد. اما توجه کنید بهتر است قبل از شکایت یا طرح دعوی یک مکان زندگی مجزا برای مادرتان فراهم کنید چون پس از اقدام قضایی اگر مادرتان با پدرتان در یک جا باشد، ممکن است خشونت‌های بیشتری را متحمل شود.

بعد از بارداری تازه فهمیدم ازدواج ثبت نشده

می‌گوید: «مگر دیوانه‌ هستم که دکتر بروم!»

تقاضای طلاق و خودداری مادر از نگهداری کودک: راه‌حل قانونی چیست؟

سوال:

در مورد وکیل، آیا دادگاه وکیل تسخیری به مادرم می‌دهد؟ چون خودش که سواد ندارد و نمی‌تواند برود و من هم شاید اولش بروم اما همیشه نمی‌توانم حضور داشته باشم.

جواب:

بر اساس قوانین ایران حضور وکیل در دعاوی خانوادگی یا پرونده ضرب و جرح الزامی‌ نیست اما اگر دادگاه تشخیص بدهد که حضور وکیل لازم است می‌تواند نسبت به تعیین وکیل معاضدتی اقدام کند. با توجه به سن و سال مادرتان و نداشتن توانایی مالی شاید دادگاه قبول کند که برای ایشان وکیل تسخیری تعیین شود.

طبق قسمت اخیر ماده پنج قانون حمایت از خانواده، «در صورت اقتضاء ضرورت یا وجود الزام قانونی دایر بر داشتن وکیل، دادگاه حسب مورد رأساً یا به درخواست فرد فاقد تمکن مالی، وکیل معاضدتی تعیین می‌کند.»

بنابراین در صورتی که دادگاه حضور وکیل را لازم بداند برای مادرتان وکیل معاضدتی تعیین خواهد کرد. حق‌الوکاله این وکیل توسط خواهان پرداخت نمی‌شود وکیل معاضدتی می‌تواند دستمزد خود را از قوه قضاییه مطالبه کند. اما اگر دادگاه وکیل معاضدتی را قبول نکرد، خودتان باید وکیل بگیرید.

سوال:

واقعیتش مادرم راضی به طلاق نمی‌شود چون زنی سنتی‌ست و فکر می‌کند طلاق آبروریزی است و خیلی کار گناهی‌ست اما من به هر طریق ممکن می‌خواهم جدا شود تا پدرم تنها بماند و تاوان این بلاهایی که سر مادرم آورده را بدهد. می‌خواستم ببینم آیا اگر قانونا طلاق نگیرند من می‌توانم مادرم را ببرم آسایشگاه سالمندان؟

جواب:

در قوانین در این مورد که برای پذیرش زن در خانه سالمندان نیاز به اجازه شوهر یا فرد دیگری است مطلبی وجود ندارد. درست است که زن باید از مرد تمکین کند اما با توجه به ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی که برای زن حق ترک خانه در صورتی که خطر جانی و جسمی‌ وجود داشته باشد را به رسمیت شناخته، می‌توان گفت مادرتان نیازی به اجازه همسرش در این مورد ندارد. ضمن اینکه اثر عدم تمکین فقط اسقاط نفقه و در شرایطی اجازه ازدواج دوم است. لذا به نظر نمی‌رسد برای اینکه مادرتان را به خانه سالمندان ببرید، لازم باشد رضایت پدرتان را داشته باشید.

با وجود این اما ممکن است برخی مراکز نگهداری سالمندان بر اساس ضوابط داخلی خود چنین اجازه‌ای را لازم بدانند و بنابراین بهتر است مساله را از مرکزی که می‌خواهید مادرتان را به آنجا ببرید بپرسید. ضمن اینکه بهتر است برادرهای‌تان را نیز در این تصمیم با خود همراه کنید.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

سوال:

سوال دیگرم این است که نمی‌شود قانونا قسمتی از حقوق پدرم را توقیف کرد و به مادرم داد؟ یعنی با وجود این همه سال که مادرم زحمت کشیده، همه درآمد خانواده برای پدرم است؟

جواب:

متاسفانه این امر در قوانین ایران پیش بینی نشده است که در در‌آمد مرد، خانم نیز سهیم باشد. مرد فقط ملزم به پرداخت نفقه است. البته اگر مادرتان مهریه خود را که به نرخ روز محسوب می‌شود مطالبه کند و پدرتان آن را پرداخت نکرده و نهایتا قسط‌بندی شود، هر ماه یک چهارم حقوق پدرتان کسر و به حساب مادرتان واریز خواهد شد.

 (عکس تزئینی است.)

مرداد
۲
۱۳۹۷
به دلیل افترا و ضرب و جرح، طلاق می‌خواهم
مرداد ۲ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۱
, , , , ,
Photo: Sergey Nivens/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Sergey Nivens/www.shutterstock.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:

سلام!

زنی ۳۶ ساله هستم. ۱۰ سال پیش با یکی از اقوام دورمان ازدواج کردم و به دلیل اینکه این آقا معتاد بود پس از سه سال زندگی مشترک جدا شدم. سه سال قبل با یک مردی آشنا شدم که ایشان هم از همسرش جدا شده بود. بعد از مدتی رفت و آمد تصمیم به ازدواج گرفتیم. ایشان دو پسر ۲۰ و ۱۷ ساله دارد و ۱۲ سال از من بزرگ‌تر است. پس از اینکه به خانه ایشان رفتم و چند ماهی گذشت متوجه شدم مشکل روانی دارد اما دیگر باردار شده بودم و الان یک دختر ۱۳ ماهه دارم.

او به زمین و زمان مشکوک است. دو پسرش خیلی خوب هستند و به من هم احترام می‌گذارند. قبل از ازدواج‌مان گفته بود که خانمش مشکل اخلاقی داشت و به همین دلیل طلاقش داده اما بعدها متوجه شدم اصلا این‌طور نبوده و خیلی هم زن پاکی بوده است اما این آقا آن‌قدر اذیتش کرده و کتکش زده و آخر سر هم از خانه بیرونش کرده است و بعد هم جدا شده‌اند. او حتی به پسرهایش هم اجازه نمی‌دهد با مادرشان رفت و آمد کنند. پسرهایش مخفیانه با مادرشان ملاقات می‌کنند و خیلی هم از پدرشان متنفرند. آن‌قدر بد خلق است که هیچ‌کس به خانه ما رفت و آمد ندارد و خانواده من هم دیگر به خانه ما نمی‌آیند. صبح می‌رود سر مغازه‌اش و بعد از ظهر می‌آید یک ساعتی در خانه می‌نشیند و بعد با رفیق‌هایش می‌رود این ور و آن ور. انتظارهای زیادی هم از من دارد. بیرون که می‌روم می گوید باید چادر سرت کنی. در خانه هم انتظار دارد همه چیز تمیز و مرتب باشد و ۲۴ ساعته انواع غذاها حاضر باشد. من الان دارم از سه بچه نگهداری می‌کنم و اصلا وقت نمی‌کنم یک دقیقه هم بنشینم. به من می‌گوید: «فکر کردی اینجا “خونه خاله” است؟ باید کار کنی.»

هر کاری می‌کنم آقا راضی نمی‌شود. با همه این مشکلات به خاطر دخترم و آبرویم تحمل می‌کردم اما دو هفته قبل من داشتم با پسر بزرگش در موبایل یک کلیپ نگاه می‌کردیم و می‌خندیدیم که یک‌دفعه از اتاق آمد بیرون و شروع کرد به کتک زدن پسرش.  در کمال بی‌شرمی به من اتهام زد که با پسرش رابطه دارم و من را هم با مشت و لگد زد و رفت بیرون. من هم دخترم را برداشتم آمدم خانه برادرم. می‌خواهم از این آقا شکایت کنم و طلاق بگیرم اما او مرتبا زنگ می‌زند که بچه را از تو می‌گیرم و طلاقت هم نمی‌دهم.

جواب:

سلام خانم محترم!

متاسفم از مشکل پیش آمده برای شما. مساله شکایت و طلاق دو امر جداگانه است. بر اساس قوانین ایران اگر کسی به دیگری یک عمل مجرمانه را نسبت دهد مجرم است. بر طبق ماده ۶۹۷ قانون مجازات اسلامی، «هر کس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله درج در روزنامه و جرائد یا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر به کسی امری را صریحا نسبت دهد یا آنها را منتشر نماید که مطابق قانون آن امر جرم محسوب می‌شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نماید جز در مواردی که موجب حد است به یک ماه تا یک سال حبس و تا۷۴  ضربه شلاق یا یکی از آنها حسب مورد محکوم خواهد شد ….»

با توجه به اینکه رابطه نامشروع در قوانین ایران جرم‌انگاری شده است بنابراین شما می‌توانید به دادسرا رفته و به اتهام افترا از شوهرتان شکایت کنید. در مورد اثبات موضوع عرض شود که اگر پسر شوهرتان حاضر به شهادت باشد امکان اثبات وجود دارد. اگر ایشان از طریق اس‌ام‌اس یا پیام در تلگرام و امثالهم به شما گفته باشد که با پسرم رابطه داشته‌ای، حتما آنها را پرینت گرفته و ضمیمه شکواییه نمایید. توجه کنید که شما باید اثبات کنید که ایشان اتهام رابطه نامشروع را به شما نسبت داده است. اگر اثبات نشود و نتوانید هیچ مدرک و شاهدی ارائه دهید، شکایت‌تان به نتیجه نمی‌رسد.

بیشتر بخوانید:

خشونت خانگی زوج ایرانی در ترکیه

تقاضای طلاق و خودداری مادر از نگهداری کودک: راه‌حل قانونی چیست؟

ازدواج موقت با مادر و تجاوز به دختر نوجوان: به کجا و چه‌طور باید شکایت کرد؟

سوال:

من تصمیم قطعی بر طلاق دارم. چه کار باید بکنم که راحت طلاق بگیرم؟ با توجه به شناختی که از او دارم ممکن نیست راضی بشود که طلاق بدهد.

جواب:

شما باید با استناد به عسر و حرج تقاضای طلاق بدهید. عسر و حرج یعنی مشقت و سختی زن. با توجه به اینکه ایشان چندین بار شما را مورد ضرب و شتم قرار داده است و در خانه بدرفتاری می‌کند، باید با توسل به این امر دادخواست طلاق بدهید. لازم است هر دلیل و مدرکی که نشان بدهد ایشان بدرفتار و خشونتگر است را جمع‌آوری کنید. از جمله استشهادیه از افراد مطلع. متاسفانه تقاضای طلاق یک طرفه از ناحیه زن مورد سختگیری قرار می‌گیرد. به همین دلیل بهتر است ابتدا مهریه خود را از اداره ثبت اسناد و املاک به اجرا گذاشته و اگر شوهرتان اموالی دارد توقیف کنید. سپس به جرم افترا از ایشان شکایت کنید. ممکن است خود ایشان راضی به طلاق توافقی شود.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

سوال:

مشکل من الان فقط بچه‌ام است. واقعیتش خیلی می‌ترسم که بچه‌ام را بگیرد و دیگر اجازه ندهد حتی ببینمش. سر خانم قبلی‌اش هم همین بلا را آورده. اصلا آدم منطقی‌ای نیست. مثل اراذل و اوباش رفتار می‌کند. آیا می‌توانم بچه‌ام را بگیرم؟

جواب:

بر اساس قانون مدنی حضانت طفل تا هفت سالگی با مادر و پس از آن با پدر است اما اگر اختلاف حاصل شود دادگاه در مورد حضانت فرزند تصمیم‌گیری می‌کند. توجه کنید که فرزندان پس از بلوغ از سن حضانت خارج می‌شوند. از آنجا که سن بلوغ قانونی برای دختران ۹ سال است، دخترتان پس از ۹ سالگی می‌تواند در مورد اینکه می‌خواهد با چه کسی زندگی کند، تصمیم بگیرد. با این وضعیت تا هفت سالگی که حضانت با شما خواهد بود و پس از آن هم تا شوهرتان بخواهد طرح دعوی کند و دادگاه تصمیم بگیرد، دخترتان به ۹ سالگی رسیده و می‌تواند بگوید که می‌خواهد با شما زندگی کند.

خرداد
۳
۱۳۹۷
زندانی بودن شوهر و حق طلاق برای زن
خرداد ۳ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , ,
Photo: Elnur/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Elnur/www.shutterstock.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

پرسش

با سلام. من یکی از مخاطبان سایت شما هستم. یک مشکلی برای خواهر من به وجود آمده است که درخواست راهنمایی دارم.

خواهر من ۱۵ سال قبل ازدواج کرده است. شوهرش هم یکی از اقوام‌مان است. دو دختر یکی ۱۲ ساله و یکی ۹ ساله و یک پسر پنج ساله دارد. متاسفانه شوهرش آدم خلافکاری است و به کار قاچاق مشغول است. تا حالا چندین بار دستگیر شده و هر بار بعد از چند ماه آزاد شده است. تقریبا پنج ماه پیش نیز به جرم قاچاق مشروبات الکلی دستگیرش کرده‌اند و الان در زندان است.

خواهر من همیشه با شوهرش سر این جور مسائل مشکل داشت اما چون در شهرستان کوچکی هستیم و خانواده‌ها بسیار سنتی هستند تا حالا هیچ اقدامی نکرده و مظلوم واقع شده است. چند بار هم که اعتراض کرده خانواده شوهرش گفته‌اند: به تو چه ربطی دارد شوهرت چه کار می‌کند؟

از پنج ماه پیش اما پدر شوهر خواهرم خانه کرایه‌ای ایشان را تحویل صاحبخانه داده و خواهرم و بچه‌هایش را به خانه خودش برده است. الان خواهرم در خانه پدر شوهرش خیلی اذیت می‌شود. مثل کلفت‌ها کار می‌کند و مرتبا هم مورد تحقیر و توهین قرار می‌گیرد.

بچه‌ها هم وضعیت خوبی ندارند چون مثل سربار به آنها نگاه می‌شود. با این وضعیت آینده آنها هم در خطر است. خانواده ما هم حمایتی نمی‌کند و راضی هم نیستند که به خانه ما بیاید.

خانواده شوهر خواهرم خیلی پرجمعیت است و در واقع اصلا در آن خانه جا نمی‌شوند. چند وقت پیش خواهرم آمده بود خانه ما و مرتب گریه می‌کرد. رفته‌اند از دادگاه پرسیده‌اند که حکم شوهر خواهرم چه می‌شود. جواب شنیده‌اند که معلوم نیست اما ممکن است تا ۱۰ سال هم زندان بدهند. خواهرم اصلا راضی به ادامه این زندگی نیست و می‌خواهد طلاق بگیرد اما می‌ترسد. من می‌خواستم از راه‌حل قانونی طلاق در چنین موردی بپرسم. آیا با این وضعیت خواهرم می‌تواند طلاق بگیرد؟

پاسخ

سلام! متاسفم از مشکل پیش آمده برای خواهرتان.

بر اساس قانون مدنی ایران اگر زن در وضعیت عسر و حرج قرار بگیرد می‌تواند تقاضای طلاق کند. عسر و حرج یعنی مشقت و سختی. طبق ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی ایران: «در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی می‌تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند. چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود، دادگاه می‌تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد، زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می‌شود. تبصره: عسر و حرج  موضوع این ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد.»

در همین ماده بیان شده است که محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر از مصادیق عسر و حرج است. گرچه هنوز در مورد شوهر خواهرتان حکم قطعی صادر نشده است اما به احتمال زیاد ایشان به حبس محکوم خواهد شد. اگر محکومیتش بیشتر از پنج سال باشد که هیچ مشکلی در راه طلاق وجود نخواهد داشت اما اگر کمتر از پنج سال باشد خواهرتان باید با استناد به سوابق شوهرش و محکومیت فعلی‌اش و همچنین مجموع مشکلاتی که در خانه پدر شوهرش دارد، تقاضای طلاق کند. در این صورت هم احتمال صدور حکم طلاق وجود دارد.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

محروم کردن دختر از ارث؛ آیا امکان‌پذیر است؟

اجبار به تن‌فروشی از طرف شوهر خواهر

۱۵ ساله بود که شوهرش دادند

پرسش

در مورد بچه‌ها چطور؟ آیا حضانت بچه‌ها را به مادرشان می‌دهند؟ آیا خانواده شوهرش می‌توانند بچه‌ها را بگیرند؟ چون که مادر شوهر خواهرم گفته است اگر طلاق بگیرد، بچه‌ها را به او نمی‌دهند.

پاسخ

بر اساس قانون، حضانت فرزند تا هفت سالگی با مادر و پس از آن با پدر است. البته باید توجه کنید که فرزندان بعد از رسیدن به سن بلوغ از سن حضانت خارج می‌شوند. یعنی دو دختر خواهرتان چون به سن ۹ سالگی رسیده‌اند، خودشان می‌توانند تصمیم‌گیری کنند که با چه کسی می‌خواهند زندگی کنند.

در مورد پسر پنج ساله نیز چون زیر هفت سال است، حضانت با مادرش است. بعد از هفت سالگی نیز احتمال اینکه دادگاه حضانت را به مادرش واگذار کند زیاد است چون پدر فرزندان چندین سابقه جرم دارد و امکان سلب صلاحیت حضانت از او وجود دارد.

توجه کنید که خانواده شوهر خواهرتان به هیچ وجه نمی‌توانند بچه‌ها را پیش خودشان نگه دارند زیرا آنها هیچ اختیاری نسبت به فرزندان ندارند. از آنجا که شوهر خواهرتان در زندان است، هم‌اکنون حضانت فرزندان بدون هیچ قید و شرطی به خواهرتان داده می‌شود.

پرسش

سوال دیگرم این است که اگر خواهرم طلاق بگیرد هزینه‌های بچه‌ها و کرایه خانه را چه کسی باید بدهد؟ آیا می‌تواند مهریه‌اش را بگیرد؟ گرچه شوهرش هیچ مالی ندارد.

پاسخ

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

نفقه اولاد بر عهده پدر است که شامل مایحتاج ضروری از جمله خوراک و پوشاک و مسکن و هزینه تحصیل می‌شود. با توجه به اینکه پدر بچه‌ها در زندان است، به احتمال بسیار توانایی پرداخت نفقه را نخواهد داشت. در این صورت پدربزرگ بچه‌ها به عنوان ولی قهری موظف است هزینه بچه‌ها را بدهد که دادگاه در حکم خود مقدار نفقه و مسئول پرداخت آن را مشخص خواهد کرد.

در مورد مهریه عرض می‌شود که خواهرتان می‌تواند همراه دادخواست طلاق یا قبل و بعد آن مهریه خود را مطالبه کند. از آنجا که شوهرش اموالی ندارد، قطعا دادگاه مهریه را قسط‌ بندی خواهد کرد.

پرسش

چقدر طول می‌کشد که دادگاه حکم طلاق بدهد؟ اگر شوهرش مخالف باشد چه می‌شود؟

پاسخ

اگر شوهرش راضی به طلاق توافقی شود، طلاق گرفتن بسیار راحت و آسان خواهد بود. به همین دلیل اگر خواهرتان تصمیم جدی دارند بهتر است ابتدا با شوهرشان صحبت کنند، اما اگر ایشان مخالفت کرد چاره‌ای به جز تقاضای طلاق یک طرفه وجود ندارد.

تقاضای طلاق از ناحیه زن معمولا با سخت‌گیری همراه است و ممکن است حتی بیش از یک سال طول بکشد. البته وضعیت شوهر خواهر شما به نوعی است که شاید دادگاه زیاد سخت‌گیری نکند.

دی
۲۹
۱۳۹۵
مصداق عسر و حرج زوجه در رای دیوان عالی
دی ۲۹ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
دیوان+عالی+کشور
image_pdfimage_print

جلسه هیات عمومی اصراری حقوقی دیوان عالی کشور به ریاست حجت الاسلام و المسلمین کریمی رئیس دیوان عالی و با حضور حجت الاسلام مرتضوی مقدم نماینده دادستان کل کشور و رؤسا، مستشاران و اعضای معاون شعب حقوقی دیوان تشکیل شد.

به گزارش ایسنا به نقل از دیوان عالی کشور، در این جلسه پرونده اصراری به شماره ۹۵/۴۷ مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.

خلاصه پرونده:

در این پرونده شعبه نوزدهم دادگاه خانواده شهرستان قم در رسیدگی به دعوای زوجه علیه زوج به خواسته طلاق به جهت عسر و حرج ناشی از سوء‌معاشرت و سوء رفتار زوج، دعوای زوجه را پذیرفته و حکم به طلاق صادر نموده است، اما شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان قم به لحاظ عدم احراز موجبات عسر و حرج، رای بدوی را نقض و حکم به بطلان دعوای زوجه صادر کرده است.

در ادامه با فرجام خواهی زوجه پرونده در شعبه بیست و هفتم دیوان عالی کشور رسیدگی و شعبه مذکور رای فرجام خواسته را به جهت نقص تحقیقات نقض و پرونده را به آن دادگاه تجدیدنظر جهت انجام تحقیقات بیشتر و صدور رای مجدد بازگردانده است و در این مرحله نیز شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان قم پس از انجام تحقیقاتی با همان استدلال قبلی رای بدوی را نقض و حکم به بطلان دعوای زوجه صادر کرده است.

با فرجام خواهی مجدد زوجه، بار دیگر پرونده در شعبه بیست و هفتم دیوان عالی کشور مطرح شده و این بار شعبه بیست و هفتم دیوان عالی کشور با محقق دانستن عسر و حرج زوجه رای شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان قم را ناصحیح دیده و با نقض آن، پرونده را به شعبه هم عرض دادگاه مذکور ارجاع داده است.

در این نوبت پرونده در شعبه اول دادگاه تجدید نظر استان مذکور مورد رسیدگی مجدد قرار گرفته، لیکن این شعبه نیز با اصرار بر رای شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان قم، حکم به بی حقی زوجه صادر نموده است. با فرجام خواهی اخیر زوجه، بار دیگر پرونده در شعبه بیست و هفتم دیوان عالی کشور مطرح و شعبه بیست و هفتم دیوان عالی کشور با عدم پذیرش آراء دادگاه‌های تجدیدنظر استان قم، پرونده را به هیأت عمومی دیوان عالی کشور ارسال کرده است. با طرح پرونده در جلسه هیات عمومی اصراری دیوان عالی کشور، ابتدا گزارشی از پرونده از ناحیه عضو معاون شعبه مذکور قرائت شد.

 نتیجه بررسی پرونده:

با اظهار نظر تعدادی از قضات محترم شرکت کننده و نماینده محترم دادستان کل کشور در مورد نحوه اعمال و رفتار زوج در طول دوران زناشویی از جمله نسبت زنای محصنه به زوجه که منتهی به حکم برائت مشارُالیها شده است و تحقیقات انجام شده از مطلعین، رأی گیری کتبی به عمل آمد و تمامی اعضای هیات عمومی به اتفاق آراء، رای شعبه بیست و هفتم دیوان عالی کشور در محقق بودن عسر و حرج زوجه را صائب تشخیص داده اند و نظر بر اعاده پرونده برای رسیدگی مجدد به تجدید نظرخواهی زوجه در شعبه دیگری از دادگاه های تجدید نظر استان قم صادر کردند.

آبان
۲۸
۱۳۹۵
از دردهایی که می کشیم: ده هزار پرونده همسرآزاری در شش ماه
آبان ۲۸ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Woman being kidnapped and abused a concept for domestic violence
image_pdfimage_print

Photo: Otna Ydur/bigstock.com

صبا امیدوار

لبانش به هم دوخته شده بود ، نگاهش به سقف. دراز به دراز افتاده بود روی تخت.

  • چند سالته ؟ این را دکتر پرسید .
  • ۲۴ سال – این را سحر گفت .
  • خب بگو ببینم چی شده؟

سحر، با انگشت گوشه دامنش را بالا زد و گفت: «همیشه سیگارش رو، روی ران من خاموش میکنه. میگه یه شب منو میکشه و تو حیاط چالم میکنه. انقد می زنه که خودش دست درد میگیره .یه شب از همون شبای لعنتی وقتی که از زدن خسته شد و خوابید ، زدم بیرون و رفتم کلانتری ، اونا هم منو فرستادن اینجا، پزشک قانونی ….»

تعدادشان کم نیست تازه‌ترین آمار پزشکی قانونی استان تهران، نشان می دهد که در شش ماه اول سال ۱۳۹۵، ۹ هزار و ۴۹۹ مورد همسرآزاری به این مرکز ارجاع شده ‌است .یعنی روز ۵۲ پرونده همسرآزاری در پزشکی قانونی.

این عدد تنها پرونده زنان تحت خشونتی است که سکوت را شکسته‌اند و به برای احقاق حق خود به دادسرا و کلانتری مراجعه کردند.

حسین رئیسی، وکیل و یکی از مشاوران حقوقی مرکز اسناد حقوق بشر ایران می‌گوید، زنان برای اثبات خشونت خانگی و معاینه پزشک قانونی به مراجعه به کلانتری و نامه دادسرا نیاز دارند. چرا که پزشکی قانونی فقط با نامه قضایی شخص را معاینه می‌کند.

این وکیل دادگستری می‌گوید: در حقیقت زنان برای به دست آوردن بخشی از برابری‌ها یا رفع برخی از نابرابری‌ها به پزشکی قانونی مراجعه می‌کنند.

او می گوید: وقتی زنی تحت خشونت خانگی است ولی نمیتواند از حق طلاق استفاده کند، و از آن شرایط رها شود، چرا که قانون حق طلاق را به او نداده مجبور است برای به دست آوردن این حق به پزشکی قانونی مراجعه کنند.

چرا که بنا به ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی اگر زنی یک یا دو برگه از پزشکی قانونی مبنی بر آزار و اذیت از سوی همسرش داشته باشد، می تواند عسر و حرج را ثابت کند و حکم طلاق را بگیرد.

این وکیل دادگستری یادآروی می‌کند: خشونت خانگی در ایران جرم‌انگاری نشده، و تنها خشونت فیزیکی و در مواردی خشونت اقتصادی جرم‌انگاری شده که آن هم مختص به زنان نیست.

طبق گفته قرآن زدمش تا آدم شود

ایستاد مقابل قاضی و گفت: من را تکمین نمی کرد. طبق قانون اسلام زدمش تا از من حرف شنوی پیدا کند.

[درباره پیچ و تاپ‌های قانونی تمکین بیشتر بخوانید: الزام به تمکین و خشونت خانگی، قانون چه می‌گوید؟]

مریم قربانی روانشناس می گوید: اگر چه همسرآزاری در بیشتر نقاط دنیا دیده می‌شود، اما در کشورهایی همچون ایران که پیشینه مردسالا‌رانه و اسلامی دارند، از گستردگی بیشتری بر خوردار است.

او با اشاره به آیه ۳۴ سوره  نساء -آیه نشوز– می‌گوید: اسلام در این آیه به مردانی که به تعبیر قرآن  حقوق شوهرانشان را نادیده می‌گیرند، اجازه می دهد که همسران خور را تنبه کنند.

مریم قربانی می‌گوید: قرآن در ابتدا پند و اندرز نسبت به این زنان را توصیه می‌کند و در گام دوم  دوری از بستر را و در نهایت اجازه زدن را صادر کرده است.

آمارهای پزشکی قانونی ایران بیانگر آن است، اکثر موارد همسرآزاری از سوی مردان و حدود سه درصد از همسر‌آزاری‌ها از سوی زنان انجام می‌شود.

این روانشناس می‌گوید: از نگاه قانون مردان قیم زنان هستند.از این رو  حقوقی بیشتر دارند و می توانند زنان را حتی در حقوق اولیه همچون سفر، تحصیل، کار و غیره محدود کنند.

مریم قربانی می گوید: این گشاده دستی قانون در حقوق مردان باعث شده علاوه بر خشونت‌های اجتماعی خشونت‌های خانگی نیز به زنان تحمیل شود . در نبود قانون علیه خشونت خانگی و جای خالی سیستم های حمایتگر، زنان تحت خشونت منزوی‌تر می‌شوند و حتی برای احقاق حقوق خود کاری نمی‌کنند چرا که از تشدید خشونت‌ها می‌ترسند.

آمارهایی که زنگ خطراند

مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران می‌گوید هر روز بیش از ۵۲ نفر آن هم فقط در تهران ، در پزشکی قانونی معاینه شده‌اند که ثابت کنند از سوی همسرانشان آزار و اذیت شده اند.

این آمار وقتی بزرگ‌تر می شود که در کنار آمار سال قبل  مقامات سازمان بهزیستی قرار می گیرد.

آماری که نشان می دهد سال‌های گذشته روزی ۲۵ تا ۳۰ نفر روزانه با اورژانس اجتماعی تماس می گرفتند و از همسرآزاری  گله می کردند.

مهرداد  درویش پور، جامعه شناس و فعال حقوق زنان، اما این اختلاف آمار را الزاما به دلیل افزایش خشونت خانگی نمی‌‌داند . به گفته او ، میزان شکایت ها الزاما با بالا رفتن عدد خشونت ربطی ندارد.

این جامعه شناس مراجعه بیشتر و حرف زدن از خشونت خانگی را  بیانگر بالا رفتن دانش و آگاهی زنان نسبت به خشونت توصیف می‌کند و می گوید: این که این آمار بالا رفته بدان معنا نیست که خشونت در گذشته کمتر بوده یا این روزها بیشتر است.

به گفته مهرداد درویش‌پور میزان خشونت‌ها به مراتب بالا تر از شکایت‌ها است، چرا که زنان به دلایل وابستگی‌های احساسی ، اقتصادی و فرزندان، تمایلی به برملا کردن خشونت ندارند.

او اما با اشاره به زنانی که جسارت شکایت را می شکنند می گوید: نسل زنان امروز تحت تاثیر جهانی شدن و تبادل اطلاعات و آشنایی با آنچه حقوق جهانی بشر و حقوق زنان مطرح است، تا حدودی با حقوق خود آشنا هستند، از این رو برای دستیابی به این حقوق تا جایی که می‌توانند حرکت می‌کنند.

مهر ماهی که گذشت حسین اسدبیگی، رئیس اورژانس اجتماعی بهزیستی ایران بیشترین استان‌های آسیب‌دیده در حوزه همسرآزاری به تفکیک جمعیت را استان‌های اردبیل، همدان، خراسان جنوبی، کرمانشاه، گیلان و فارس عنوان کرد.

گر چه در ایران آمار دقیقی از میزان همسرآزاری وجود ندارد وهمواره آمار‌های پراکنده از خشونت‌های خانگی منتشر می‌شود، اما حقیقت این است که خشونت خانگی پدیده ای خزیده در خانه است، که جز با شکستن سکوت قربانی پا به آمار عمومی نمی‌گذارد.

اردیبهشت
۱۶
۱۳۹۵
به درخواست نامتعارف جنسی قاطعانه «نه» بگوییم
اردیبهشت ۱۶ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
Feet of a missing kidnapped abused hostage victim woman tied up with rope in emotional stress and pain afraid restricted trapped call for help struggle terrified locked in a cage cell.
image_pdfimage_print

Photo: aradaphotography/Bigstock.com

ماهرخ غلام‌حسین‌پور

رفتارهای نامتعارف جنسی شامل وادار کردن شریک جنسی به رابطه مقعدی، بستن او به تخت، خشونت در حین ارتباط، کتک زدن، سوزاندن با ته سیگار، استفاده از الفاظ آزار دهنده و تحقیرآمیز یا اطاعت و فرمان بری جنسی است.

از آن‌جایی که به لحاظ عرفی، طرح مسائل جنسی تابو محسوب شده و امر متعارفی نیست و غالبا حرف زدن در مورد خشونتی که در روند رابطه، شریک جنسی را در معرض سوء‌استفاده قرار داده، قبیح و غیرمعمول است، آمار زنانی که درگیر درخواست‌های نامتعارف جنسی هستند به وضوح و روشنی مشخص نیست.

«بنفشه. ر» روان‌شناس بالینی و سکس‌تراپیستی است که در یکی از مراکز مشاوره در ایران در حوزه خدمات مرتبط با تشخیص و درمان اختلالات جنسی کار می‌کند. او آدرس وبلاگی را به من می‌دهد که در آن زنان بسیاری، از رفتارهای نامتعارف شرکای جنسی‌شان شکایت کرده و به ستوه آمده‌اند.

غالب زنانی که در این وبلاگ نسبت به رفتار نامتعارف جنسی شریک‌شان گلایه کرده‌اند، از رابطه مقعدی و خشونتی که هنگام سکس متحمل شده‌اند، حرف می‌زنند. برای یکی از این خانم‌ها به نام «شهیندخت» ایمیل می‌زنم و او برایم توضیح می‌دهد که «از‌‌ همان روزهای اول ازدواج متوجه شدم که همسرم میل بسیار زیادی به رابطه مقعدی دارد. او به هیچ‌وجه با رابطه طبیعی ارضا نمی‌شد. هر کاری که می‌کردم و هر ابتکاری که در رختخواب به خرج می‌دادم باز هم دستش می‌خزید به سمت پشتم. بار اول به خاطر راضی کردنش و احساس گناهی که داشتم به این رابطه تن دادم. درد وحشتناکی را تحمل کردم اما فکر می‌کردم قرار است‌‌ همان یک بار باشد، اما بعد از آن شب او هر بار هنگام سکس از من توقع رابطه مقعدی داشت و عملا لذت رابطه جنسی را فراموش کرده بودم و آمیزش برایم تبدیل به یک رنج و عذابی دائمی شده بود. احساس ناخوشایندی داشتم و در ناحیه مخاط مقعدم، درد‌های وحشتناکی احساس می‌کردم. گاهی کنترل مدفوعم را از دست می‌دادم و لباس زیرم مرتبا لکه‌های زرد رنگ مدفوع داشت. از بادهایی که بی‌هوا و بدون کنترل از معده و روده‌ام خارج می‌شد و مرا جلوی دیگران شرمنده می‌کرد دیگر چیزی نمی‌نویسم، به همین دلیل هم به مشاور خانواده مراجعه کردم و او مرا تشویق کرد که جلوی این درخواست نامتعارف همسرم بایستم و به او نه بگویم. باورتان نمی‌شود اگر بگویم کار من به خاطر مقاومت در برابر این رابطه به جدایی کشید و حالا من یک سال و نیم است که از او جدا شده‌ام.»

رفتارهای نامتعارف جنسی گاهی به شدت زیان‌بارند و ممکن است عوارض فیزیکی و روانی دهشت‌باری برای شریک جنسی به همراه داشته باشند. کتک‌های وحشیانه یا رفتار تحقیرآمیز می‌توانند اثراتی به مراتب، مخرب‌تر و ماندگار‌تر از اثرات خشونت فیزیکی به جای بگذارند. حتی در متداول‌ترین شکل رفتارهای نامتعارف، یعنی درخواست رابطه مقعدی، امکان بروز آسیب‌های روحی و روانی برای شریک جنسی مجبور و ناراضی وجود دارد.

دکتر «بابک حیدری اقدام» در سایت آنلاین سلامت در مورد عارضه‌های ناشی از رابطه مقعدی می‌نویسد: «وارد شدن هر شی در درون مقعد می‌تواند باعث آسیب دیدگی اسفنکتر خارجی شده و منجر به این شود که دریچه خروجی مقعد به درستی کار خودش را انجام ندهد، یعنی از قدرت ارادی خارج می‌شود. سپس به مرور زمان امکان ارادی خروج مدفوع یا نگه داشتن خود را از دست می‌دهید در این صورت نا‌خواسته و غیر ارادی مدفوع از دریچه مقعد خارج می‌شود.»

اما حقوق ناشی از رفتارهای جنسی نامتعارف برای زوجی که تحت فشار قرار گرفته چیست و در این گونه موارد، قانون چه تدابیر حمایتی برای زن پیش‌بینی کرده است؟

خانم «نسرین معروف‌خانی» حقوق‌دان ساکن ایران در این مورد به خانه امن می‌گوید: در قانون یک بحث کلی تحت عنوان «عُسر و حَرَج» وجود دارد. عسر در لغت به معنی در تنگنا قرار گرفتن وحرج هم به معنی در زحمت افتادن است. یعنی شما در هر زمینه‌ای دچار زحمت و تنگنا بشوید، در قوانین مدون ما ساز و کارهایی تعبیه شده که با استفاده از آن‌ها شما می‌توانید از حمایت قانون بهره‌مند شوید. در مورد خشونت جنسی زوج نسبت به زوجه این خشونت تحت همین عنوان کلی «عسر و حرج» مطرح می‌شود و قانون برای آن راهکار مشخص ارائه کرده است.»

او در این مورد به ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی اشاره می‌کند: «طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد ازدواج نباشد در ضمنِ عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بیاورند. مثل اینکه شرط شود هرگاه شوهر، زن دیگری بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا علیه حیات زن سوءقصد یا سوءرفتاری نماید که زندگی آن‌ها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود، زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه سازد.»

او می‌افزاید: «این اصل کلی است که به زن این حق را می‌دهد که در صورت ارتکاب هر گونه عمل سوئی که موجب شود زندگی‌اش با همسرش دشوار باشد با مراجعه به دادگاه خودش را مطلقه کند. البته ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی نیز چنین پیش‌بینی داشته است.»

این حقوق‌دان با اشاره به مفاد قانونی ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی اظهار می‌کند: «در صورتی که دوام زوجیت برای زن موجب عسر و حرج باشد وی می‌تواند به دادگاه مراجعه کرده و تقاضای طلاق کند؛ در صورت اثبات عسر و حرج، دادگاه زوج را اجبار به طلاق می‌کند. عسر و حرج موضوع این ماده عبارتست از به‌وجود آمدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد. مانند ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه و ضرب و شتم یا هرگونه سوءرفتار مستمر زوج که برای زوجه قابل تحمل نباشد.»

او در پاسخ به این سوال که اساسا چه کسی محدوده سوء‌رفتار را تشخیص می‌دهد؟ می‌گوید: «متاسفانه در این مواد اشاره‌ای به این ابهامات نشده است. و به طوری که از مفاد قانون‌هایی که اشاره کردم، مشاهده می‌شود موضوع «عسر و حرج» و «سوءرفتاری که موجب عسر و حرج و غیر ممکن شدن ادامه زندگی» می‌شود، در این دو ماده بسیار کلی و بدون ذکر مصادیق عنوان شده است. به همین دلیل تشخیص «سوء‌رفتار» آن قدر دشوار و مرزهای شمولیت آن، به حدی نامعلوم است که حمایت قانون را عملا ناکارآمد می‌کند.»

به گفتهٔ خانم معروف‌خانی «درصورتی‌که مردی به اجبار از راه غیرعادی با همسرش نزدیکی کند، در مراجع قضایی آن را «آزار و اذیت» تلقی کرده و جزء موارد «عسر و حرجی» که قبلا به آن اشاره شد، می‌دانند و برای اثبات آن، در صورت عدم اقرار زوج، امکان بررسی و اثبات ازطریق پزشکی قانونی وجود دارد. لازم به ذکر است که در صورت عدم اقرار زوج، هیچ ضمانت اجرایی در قانون وجود ندارد.»

از خانم معروف‌خانی در مورد قانون جزا در مورد این رفتارهای غیر متعارف می‌پرسم: «ببینید! قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ در بخش دیات ماده ۶۵۹ این طور می‌گوید که هرگاه به همراه ازاله بکارت جنایت دیگری نیز به وجود آید مانند آنک‌ه مثانه آسیب دیده و شخص نتواند ادرار خود را ضبط کند، جنایت مزبور دیه یا اَرش (خسارت) جداگانه دارد و در جای دیگری در ماده ۶۰ همین قانون آمده: «افضاء [عارضه‌ای که به سبب نزدیکی خشونت‌آمیز ایجاد می‌شود و آن عبارت است از یکی شدن دو مجرای ادرار و قاعدگی یا مدفوع و قاعدگی] همسر در دو صورت موجب ضمان است؛ نخست آن‌که همسر، بالغ و افضاء به سببی غیر از مقاربت [نزدیکی] باشد، که در آن صورت دیه کامل زن باید پرداخت شود و در شق دوم هرگاه همسر، نابالغ و افضاء به سبب مقاربت جنسی باشد علاوه بر تمام مهر و دیه کامل زن، نفقه نیز تا زمان وفات یکی از زوجین بر عهده زوج است هر چند او را طلاق داده باشد.»

این حقوق‌دان به این نکته اشاره می‌کند که «ضمانت اجرا در این موارد تنها شامل ضمانت اجرای مالی و پرداخت دیه و نهایتا مهریه و نفقه می‌شود آن هم در صورت بروز شدید‌ترین نوع آسیب بدنی و واقعیت این است که قوانینی که در راستای مقابله با خشونت علیه زنان وضع شده‌اند به‌صورت پراکنده هستند و قانون کامل و جامعی در این مورد تدوین نشده است. همچنین، خلأهای زیادی در این زمینه قابل مشاهده است و در این مواد قانونی به شکل موردی و مصداقی به مواردی که خشونت تلقی می‌شوند، اشاره نشده است. همچنین تغییرات الگوهای زیستی و اجتماعی و به تبع آن تغییر شکل خشونت‌های جنسی خانگی علیه زنان، در این قوانین به هیچ وجه مورد توجه قرار نگرفته است.»

از این حقوق‌دان در مورد «لایحه تامین امنیت زنان» می‌پرسم که از زمان دولت دهم تا کنون در دست رسیدگی و تدوین است. لایحه‌ای که می‌گویند با هدف تحکیم خانواده و تامین حقوق و امنیت زنان و با رویکرد حمایت از زنان قربانی در حال تدوین است.

خانم معرف‌خانی پاسخ می‌دهد: «بله. شنیده‌ام که این لایحه در پنج فصل تنظیم شده و به کلیات و مفاهیم، جرایم و مجازات‌ها، آیین دادرسی، تشکیلات و تدابیر حمایتی و پیش‌گیرانه و سایر مقررات مربوطه پرداخته و طبعا اشاره‌ای هم به خشونت‌های خانگی و به ویژه خشونت جنسی خواهد داشت، اما تا کنون که بیش از چهار سال از مطرح شدنش می‌گذرد، خبری از تصویب آن در مجلس شورای اسلامی نیست.»

بهمن
۱۵
۱۳۹۴
پدرم گفت معتاد تفریحی است و من را به ازدواج‌ راضی کرد
بهمن ۱۵ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , , ,
11754_569
image_pdfimage_print

موسی برزین خلیفه‌لو – وکیل دادگستری

در یکی از روزهای سال ۱۳۸۹ وقتی که در سالن دادگستری یکی از شهرستان‌ها، در انتظار جلسه دادگاه بودم، به یک پیرمرد همراه با یک خانم تقریبا ۲۵ ساله‌ و یک کودک برخوردم که به یک وکیل نیاز داشتند. به آن‌ها وقت مشاوره دادم.

آن‌ها به دفتر من مراجعت کردند و واقعه را شرح دادند. ماجرا از این قرار بود که زهرا در سال ۱۳۸۲ با یکی از اقوام پدری خود به نام ابراهیم ازدواج می‌کند. ابراهیم قبل از ازدواج مواد مخدر مصرف می‌کرده، اما به گفته آقای مردانی، پدر زهرا، معتاد نبوده و به صورت تفریحی اقدام به این کار می‌کرده است. آقای مردانی علی‌رغم آگاهی از این مسئله دختر خود را به ازدواج با این مرد راضی می‌کند. هنگامی که از آقای مردانی پرسیدم چرا با وجود اینکه می‌دانسته ابراهیم مواد مخدر مصرف می‌کند به ازدواج رضایت داده گفت: «فامیل بود دیگر اگر زهرا را نمی‌دادیم بد می‌شد.»

به هر حال زهرا با ابراهیم ازدواج می‌کند. ابراهیم تعمیرکار موتور سیکلت بوده و وضیت مالی مناسبی نیز نداشته است. پس از ازدواج بنا به گفته زهرا ابراهیم مصرف مواد مخدر خود را ادامه داده و هر روز مقدار آن را بیشتر می‌کرد. این امر باعث شده که ابراهیم نتواند مرتبا سر کار برود و لذا مشکلات مالی نیز برای آن‌ها به وجود آمده بود. پس از تولد فرزندشان ابراهیم باز هم به مصرف خود ادامه داد. زهرا می‌گفت که هر وقت به ابراهیم می‌گفتم که دست از این کارش بردارد او اهمیتی نمی‌داد و در صورت مشاجره نیز اقدام به ناسزا گفتن می‌کرد.

«اوایل زندگی ابراهیم فقط بر سر من داد می‌کشید و ناسزا می‌گفت. اما رفته‌رفته خشونت‌های فیزیکی نیز از وی بروز کرد. به صورتی که من را با مشت و لگد یا کمربند کتک می‌زد.» رفته‌رفته میزان اعتیاد ابراهیم افزایش یافته و با این افزایش رفتار وی نسبت به همسر و فرزندانش نیز خشونت‌آمیزتر شده بود. زهرا موارد زیادی از خشونت‌های همسرش را بازگو کرد که من اکنون به خاطر نمی‌آورم. وی همچنین گفت که خشونت‌های ابراهیم محدود به او نشده و فرزندشان را نیز دربرمی‌گرفت به طوری که ابراهیم مرتبا فرزندشان را به بهانه‌های مختلف کتک می‌زده است.

به هرحال زهرا دیگر تاب تحمل خشونت‌ همسرش را نسبت به خود و فرزندشان نداشته و تصمیم به جدایی از وی گرفته بود.

من به عنوان یک وکیل دادگستری با این تصمیم زهرا موافق بودم. به نظر من تنها راه پیش رو جدایی این خانم از همسرش بود زیرا از قراین پیدا بود که ابراهیم قصد ترک مواد مخدر را ندارد و از طرف دیگر خشونت‌های وی روز‌به‌روز بیشتر می‌شد. همچنین ادامه زندگی مشترک نیز قطعا به تعبیر حقوقی توالی فاسدی را به دنبال خواهد داشت. چه بسا ممکن بود ادامه این خشونت‌ها موجب خسارات جسمی و روانی خطرناک و جبران‌ناپذیری شود. خشونت‌های ابراهیم قطعا تاثیر بسیار منفی‌ای بر کودک نیز داشت و ممکن بود حیات وی را نیز به خطر بیاندازد. چه بسیار دیده شده است که یک فرد معتاد به دلیل اختلال روانی حتی اقدام به قتل اعضای خانواده خود کرده است.

اولین توصیه من به زهرا این بود که تا حل و فصل مسئله به خانه برنگردد و همچنین از ملاقات با وی بدون حضور شخص یا اشخاص دیگری خودداری کند. این توصیه را برای جلوگیری از خطرات اعمال خشونت از طرف ابراهیم بیان کردم.

وقتی از زهرا پرسیدم که آیا نسبت به خشونت اعمال شده علیه خود تمایل به اقامه دعوای کیفری دارد یا خیر جوابش منفی بود. زهرا و پدرش گفتند که شکایت کیفری فایده ندارد زیرا او یک فرد معتاد است و هر گونه حکمی وی را اصلاح نمی‌کند. از طرف دیگر آن‌ها به قول خودشان، از دادگاه و پاسگاه خوش‌شان نمی‌آمد و می‌گفتند حوصله و هزینه دوندگی برای شکایت کیفری را ندارند. زهرا قصد داشت هر چه سریع‌تر از ابراهیم جدا شود. بدین ترتیب چند موضوع حقوقی در رابطه با جدایی باید در نظر گرفته می‌شد:

وضعیت مهریه و دیگر حقوق مالی زهرا چگونه خواهد بود؟
در صورتی که ابراهیم حاضر به جدایی نشود با توجه به اینکه در قوانین ایران زن به راحتی نمی‌تواند خواهان جدایی از همسر خود باشد، آیا زهرا می‌تواند از ابراهیم طلاق بگیرد؟
وضعیت فرزند خانم مرادی چه می‌شود؟ حضانت فرزند و مخارج وی بر عهده چه کسی خواهد بود؟

در مورد موضوع اول قابل ذکر است که زهرا می‌توانست در مورد اخذ مهریه و دیگر حقوق مالی همراه با دادخواست طلاق و یا جدا از آن اقامه دعوی کند. مهریه و نفقه و دیگر حقوق مالی پذیرفته شده در قانون، حق زن بوده و می‌تواند پرداخت آن را تقاضا کند. لکن با توجه به اینکه در این مورد ابراهیم اموال یا درآمد چندانی نیز نداشت، به احتمال زیاد دادگاه رای به تقسیط مهریه با میزان کم می‌داد. به همین دلیل و همچنین دلایل دیگر شخصی زهرا حاضر به گذشت از حقوق مالی خود بود.

در مورد موضوع دوم قابل ذکر است که زوجه بر اساس قوانین ایران حق طلاق ندارد و در صورتی می‌تواند از همسر خود جدا شود که یا وکالت در طلاق را داشته باشد، یا مشمول یکی از شرایطی شود که می‌تواند بر اساس آن تقاضای طلاق کند. اعتیاد زوج و ضرب و شتم زوجه توسط زوج، اگر به صورت تکرار باشد عسر و حرج بوده و از شرایطی است که زوجه می‌تواند تقاضای طلاق کند. مسئله زهرا نیز مشمول این امر بود. گرچه در این صورت هم زمان زیادی لازم بود تا دادگاه حکم به طلاق دهد زیرا رویه قضایی ایران چندان تمایلی به صدور حکم طلاق به ویژه زمانی که زوجه خواهان آن است ندارد. بهترین روش جلب رضایت ابراهیم و راضی کردن وی به طلاق توافقی بود. به خصوص اینکه زهرا از حقوق مالی خود صرف‌نظر کرده بود. بنا به گفته‌های پدر زهرا، ابراهیم راضی به جدایی نمی‌شد. به هر حال بنده پیشنهاد کردم که ابراهیم را مجاب به رضایت به طلاق کنند و در صورت عدم رضایت وی، از حقوق مالی خود به زودی گذشت نکند. به هر حال تقاضای این حقوق شاید می‌توانست وسیله‌ای شود برای فشار به ابراهیم تا به طلاق رضایت دهد.

در مورد موضوع سوم، بر اساس  ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی، «برای حضانت و نگهداری طفلی که پدر و مادر او جدا از یکدیگر زندگی می‌کنند، مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است.» تبصره این ماده قانونی در تکمیل آن اضافه می‌کند: «بعد از هفت سالگی در صورت حدوث اختلاف، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه است.»

با توجه به اینکه فرزند زهرا ۵ ساله بود حضانت فرزند طبیعتا به مادرش واگذار می‌شد. همچنین پس از اینکه سن فرزند از ۷ سال عبور می‌کرد، با توجه به اینکه ابراهیم معتاد بوده و سابقه خشونت علیه کودک خود را نیز داشت به احتمال زیاد به دلیل عدم صلاحیت ابراهیم، حضانت فرزند با استناد به ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی به زهرا واگذار می‌شد. بند ۵ این ماده ضرب و جرح که نوعی از خشونت خانگی است را از موارد عدم صلاحیت اخلاقی دانسته است.

اما اینکه چه کسی مسئول خرج و مخارج  و به عبارت حقوقی، نفقه کودک باشد قابل ذکر است که ولی قهری وی یعنی پدر مسئول تامین هزینه‌های کودک خواهد بود. در این مورد که ابراهیم توانایی مالی پرداخت نفقه اولاد خود را به خوبی نداشته و رفته‌رفته نیز این توانایی ضعیف‌تر می‌شد، جد پدری فرزند باید عهده‌دار نفقه شود و در صورتی‌که وی نیز فوت کرده یا توانایی مالی نداشته باشد خانم مرادی مسئول تامین هزینه‌های فرزند خواهد بود.

تمام این مسایل را به آنان بیان گفتم و با توجه به اینکه اقامه دعوی باید در شهرستانی انجام می‌شد که من با آنجا فاصله قابل توجهی داشتم وکالت را به یکی از همکارانم در آن شهرستان ارجاع دادم. تا جایی که پیگیر موضوع بودم ابراهیم حاضر به جدایی نشده بود و همکار بنده به وکالت از زهرا دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش و تقاضای مهریه تقدیم دادگاه کرده بود.

آبان
۱
۱۳۹۴
زنانی پریشان در دادگاه خانواده
آبان ۱ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , ,
635641282847993007
image_pdfimage_print

رویا تاجی– روزنامه نگار

با این کارش روی اعصابم رژه می رود. یک کلام، “مهرم حلال جونم آزاد.”

چانه اش می لرزید، زنی که در مقابل قاضی دادگاه خانواده ایستاده بود تا شکاک بودن شوهرش را به قاضی اثبات کند.

قاضی همه داستان را شنید. انگار گوشش پر بود از داستان زنانی که در زندگی شان خوشحال نیستند. حکم به طلاق نداد و آنها را به واحد مشاوره دادگاه فرستاد.هر روز دل دادگاه های خانواده پر و خالی می شود از زنانی که خسته اند از زندگی، از مردهایشان.

آنها می گویند از مردشان بیزارند، از زندگی با او کراهت دارند. اما کراهت زن از شوهر جایی در قانون ندارد.

سارا نجیمی وکیل پایه یک دادگستری می گوید: “کراهت” زوجه به تنهایی نمی‌تواند عسر و حرج زن و دلیل طلاق محسوب شود به رغم اینکه حتی زن راضی به بذل کل مهریه اش شود.

او می گوید: گرچه معنی حقیقی عسر و حرج این است که اگر نفرت زوجه از شوهر به حدی است که ادامه زوجیت و زندگی مشترک را برای او غیر ممکن می‌سازد، حکم به طلاق صادر می‌کنند.

زنان زیادی درگیر این داستان ها هستند، آنها پس از ازدواج و زندگی زیر یک سقف عادت ها و رفتار هایی از همسرشان دیده اند، که ادامه زندگی را برایشان سخت کرده است.

۱٫      همه دنیا به من نظر دارند…

 هشت ماهه عقد کردیم و هنوز زیر یک سقف زندگی نمی کنیم. اما آنقدر به من شک داره که حتی اجازه نمیده با پدر یا برادرم روبوسی کنم.

 هنوز هیچی نشده تلفن های منو چک می کنه یا همه اش دنبال دوستای من تو فیس بوک می گرده و هی میگه چرا اینو “لایک” کردی؟ چرا اینو “اد” کردی؟، عکس “پروفایلت” رو عوض کن.”  فکر کنم مریضه. بهش می گم عزیزم من فقط تو رو دوست دارم، آخه اگر کسی دیگه رو می خواستم که به تو جواب “بله” نمی دادم . میگه خب منم چون عاشقتم می خوام  فقط مال خودم باشی .

می گه :من فقط می‌خوام از همسرم محافظت کنم چون تو ناموس منی”

این داستان حقیقیست. مینای ۲۶ ساله که وقتی ۸ ماهه عقد کرده بود راه افتاد دنبال طلاق و حالا ۱۱ ماه است در راهرو های دادگاه خانواده بالا و پایین می رود، تا قبل از این که زندگی مشترکش را با یک مرد شکاک آغاز کند، طلاق بگیرد. می گوید:”می خوام شوهرم باشد نه زندانبانم”.

اما وکیلش می گوید: این دلیل محکمه پسندی نیست،” شک” جزء موارد عسر و حرج محسوب نمی شود.

۲٫      “جونش” به “پولش” وصله …

روی صندلی دادگاه نشسته مدام گره روسری اش را سفت می کند. تیک چشمش کلافه اش کرده. زیر لب با خودش حرف می زنه.

سرباز اسمش را در راهرو داد می زند. پرونده اش را زیر بغل می گیرد و داخل اتاق دادگاه می شود.

“عشق اول و آخر همسرم پوله”. این را سیمین گفت. دوباره گره روسریش را محکم کرد و ادامه داد:” آقای قاضی، وقتی می خوایم مهمونی بریم، منو سوار ماشینش می کنه، اما کرایه رفت و برگشت رو از خرجی خونه کم می کنه. اگر مثلا برای یه مهمون دو تا چایی بریزم یا دو بار تعارف کنم که شام تشریف داشته باشید منو کتک می زنه”.

آقای قاضی باور کنید:” مریض شده بودم پول ویزیت دکتر و دارو رو از خرجی ام کم کرد”.

“می خواد از تو جیبش پول در بیاره پشتش رو به من می کنه. وقتی هم اعتراض می کنم میگه شکم تو و بچه هاتو که سیر می کنم. “

آقا من نه پولشو می خوام نه نونشو، من فقط  طلاق می خوام، طلاق.سیمین این را گفت و نشست. داستان او هم واقعی است، قاضی هنوز طلاقش را صادر نکرده و فقط او را برای حل اختلاف به واحد مشاوره دادگاه فرستاد. او باید دوباره با آن مرد زندگی کند.

۳٫      همه چیز برای رفیق …

“می گه می خوای کفتر جلدت باشم؟ نیستم. نمی شم. “

“مادربزرگم می‌گفت که مردها مثل گنجشک می‌مونن، باید تو مشتت یه جوری نگهش داری ولی حواست باشد که اگر شل بگیری می‌پره، اگر سفت بگیری، نمیشه. باید بلد باشی چطور مرد را نگه داری.”

من بلد نیستم شل می گیرم می پره، سفت می گیرم بازم می پره .

اول شل گرفتم هی گفتم فردا شب دیگه با رفیقاش نمیره، بازم رفت. سفت گرفتم، گفت: رفیقام همه زندگیم هستن هر کاری میخوای بکن.

هما دو سال است که به قاضی دادگاه می گوید: “آقا جان شوهر من حتی به اندازه دوستانش برای من وقت نمی گذارد. “

قاضی اما با مادر بزرگ هما هم عقیده است، می گوید: کاری کن که مردت به خانه علاقه مند شود. می گوید:” دختر جان برو خدا را شکر کن که معتاد نیست.”

اماهما می گوید: شوهرش به دوستانش و به بودن با آنها اعتیاد دارد. این را کسی نمی فهمد.

۴٫      تو چشم من دروغ میگه …

سه سال است که می آییم و می رویم هنوز جوابی نگرفتیم. دخترم پیش ماست. او هم اصلا عین خیالش نیست. پیغام فرستاده که تا موهاش مثل دندون هاش سفید نشه طلاق نمی دم. برای دروغگویی اش تقاضای طلاق دخترم را داریم.

مردی جا افتاده ای که برای طلاق تک دخترش سه سال در دادگاه های خانواده حیران بود این را گفت.

مرد گفت:”از روی دخترم خجالت می کشم. دخترم همیشه به ما می گفت او دروغگوست، اما ما باور نکردیم، تا این که متوجه شدیم حتی سنش رو هم به ما دروغ گفته، شناسنامه المثنی داره. از کجا معلوم هزار و یک چیز دیگه رو دروغ نگفته باشه.”

“دخترم میگه از دروغ های ریز و درشتش خسته شده. اما انگار قانون طرفدار “دروغگو” هاست. ما هنوز نتوانستیم دخترم را از شر این زندگی رها کینم و سال های جوانی اش را در دادگاه ها هدر دادیم.داستان واقعی این دختر هنوز ادامه دارد. می گوید شوهرش حتی با دروغ ها قاضی دادگاه را هم اغفال کرده است.

۵٫      دوست دارم کثافت باشم …

“با دمپایی رو فرشی میره تو توالت، از راه نرسیده با قاشق سر قابلمه است، مدام باید پشت سرش برم توالت رو بشورم ، مثل بچه باید دنبالش راه برم که لیوان ها و جاسیگاری و جوراباشو جمع کنم. با مسواک و حمام هم قهره. “

ازش پرسیدم مگه قبل از ازدواج ندیدی که حمام نمی ره و دهنش بو میده؟ میگه:” نامزد که بودیم در هفته دو بار همدیگر رو می دیدم. فکر کنم همون روزها فقط مسواک می زد و حمام می رفت.”

“قاضی به من می خنده، میگه همه مردها بچه اند. میگه اینا چیزی نیست، اون مسواک نمی زنه درد دندونشو خودش می کشه شما چرا ناراحتی؟ آخه عزیزم تو یک تخت خواب کنار من نفس می کشه، کنار من می خوابه از بوی تنش باید پشتمو بهش کنم بخوابم. “

مهدیه چهارسال با کثیفی شوهرش دست و پنجه نرم می کند، می گوید: “نقش کلفت را بازی می کنم، مدام در حال بشور و بسابم. خونه رو تمیز می کنم، کثیفی خودش رو کجای دلم بزارم؟ “

کثیفی شوهرش از نظر قاضی آنقدر اذیت کننده نیست که شامل عسر حرج باشد و او را وادار کند پای حکم طلاق آنها را امضا کند.

دادگاه خانواده پر است از قصه، قصه زنان  ومردانی که روزی عاشقانه به زندگی هم آمدند و حالا با نفرت از زندگی هم می روند .

روزی آرام جان هم بودند و حالا قاتل جان هم.

بسیاری از آنها از هم خسته اند، از کارهای هم، رفتار هم، دیدگاه هم، چیز هایی که شاید قانون مکتوبی برای آن  وجود نداشته باشد که حکم بر طلاق دهد. اما آزار دهنده است و گاهی ادامه زندگی را دشوار می کند. البته این دشواری بیشتر بر دوش زنان است، چرا که آنها حساس ترند و البته قانون طلاق برای آنها قانون حمایت کننده ای نیست.

مریم قربانی روانشناس می گوید: بعضی از مردان برای زنان “خطرناک “هستند. زنان باید در زندگی در دورانی که زمان برای شناخت مرد آینده  خود دارند، آگاهانه تر به موضوع نگاه کنند.

او می گوید: بیشتر درمانگران معتقدند؛ خصوصیات اخلاقی خواص مانند: دروغگویی، هیزی، خسیس بودن، شکاک بودن و… قابل درمان نیست و گرفتن این الگو های رفتاری از اشخاص کار سختی است .

این خصوصیات زن و مرد ندارد و در یک زندگی مشترک با دو فرهنگ متفاوت بیشتر خود نمایی می کند تا جایی که ادامه زندگی را ناممکن می کند و بیماری هایی بعدی را به همراه دارد.

او اضافه می کند: بیشتر زنان با توجه به این که فکر می کنند توانایی آن را دارند که همسر خود را تغییر دهند، وارد زندگی مشترک می شوند و شکست را تجربه می کنند.

قربانی ادامه داد: گروهی هم در ابتدای آشنایی این خصوصیات اخلاقی را نمی بینند و البته گروهی دیگر قربانی پنهان کاری می شوند. مردان این خصوصیات را از آنها مخفی کرده و به زبانی دیگر در ابتدای زندگی برای بدست آوردن زن “نقش” بازی می کنند.

قانون چه می گوید؟

همه چیز برای زنان در ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی خلاصه می شود.

زن هم  می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند و در صورتی که برای محکمه ثابت شود که دوام زوجیت موجب عسر و حرج است می تواند برای جلوگیری از ضرر و حرج زوج را اجبار به طلاق کند و در صورت میسر نشدن به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود.

اما تبصره این ماده می گوید: تنها وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه می سازد و تحمل آن را مشکل می کند از نظر قانون اینهاست.

ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت ۶ ماه متوالی و یا ۹ ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه.

اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است.

در صورتی که زوج به تعهد خود عمل نکند و یا پس از ترک، مجددا” به مصرف موارد مذکور روی آورده، بنا به درخواست زوجه، طلاق انجام خواهد شد.

محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر.ضرب و شتم یا هرگونه سوء استفاده مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد.

ابتلاء زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید.

سارا نجیمی وکیل دادگستری می گوید: عسر و حرج معنای بسیار مبسوطی دارد و با نگاه مرد سالارانه حاکم بر فضای دادگاه ها اثبات آن بسیار دشوار است.

این وکیل پایه یک می گوید: عسر و حرج عملا معنای واقعی ندارد و مصادیقی همچون خسیس بودن، شکاک بودن، رفیق بازی و … دلایل محکمه پسندی برای زن نخواهد بود و پروسه رسیدگی در دادگاه را فرسایشی می کند.