صفحه اصلی  »  عراق
image_pdfimage_print
فروردین
۱۳
دلیل مشترک افزایش تجاوز جنسی به زنان در ۷۳ کشور
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , , , , , , ,
black-and-white-person-woman-girl-large
image_pdfimage_print

براساس پژوهش سازمان «Equality now» قوانین اجرایی ۷۳ کشور جهان به اندازه کافی بازدارنده نیست تا از اعمال زور و تجاوز جنسی مردان به زنان جلوگیری کند و همین مشکل عامل اصلی افزایش تجاوز در این کشورها محسوب می‌شود.

سازمان «Equality now» در پژوهشی که به مناسبت روز بین‌المللی زنان منتشر کرده آورده است که در تاجیکستان اگر متجاوز به عنف با قربانی خویش ازدواج کند، احتیاجی به جوابگویی در مقابل قانون نیست.

حداقل نظام حقوقی ۹ کشور از جمله بحرین، عراق، فیلیپین، تاجیکستان، لبنان و تونس این امکان را به متجاوز می‌دهد تا در صورت ازدواج با قربانی، از جوابگویی در مقابل قانون فرار کند.

به گزارش رادیو صدای آزادی تاجیکستان، همچنین سازمان فوق ابراز نگرانی کرده که در برخی کشورها به جز وجود چنین مشکلاتی، خشونت و بد رفتاری‌های جنسی از سوی شوهر نیز قابل قبول دانسته می‌شود که این مشکل نیز عاملی در جهت گسترش خشونت و بدرفتاری جنسی مردان نسبت به زنان است.

به گفته مدیر اجرایی سازمانEquality now حکومت‌های کشورها باید قانون‌‌‌های تاثیرگذار و بازدارنده‌ای را تدوین، تهیه و عملی کنند که سیاست آن در گام نخست جلوگیری از خشونت و بدرفتاری جنسی باشد و اگر این حادثه رخ داد باید امکاناتی وجود داشته باشد تا قربانی به آسانی به آن دسترسی داشته باشد و بتواند از طریق آن احقاق حق کند.

 پژوهش فوق متذکر شده است که براساس آمارهای سازمان ملل متحد هم‌اکنون یک سوم از زنان و دختران جهان در یک ماه یک بار هدف تجاوز، خشونت و بدرفتاری جنسی قرار می‌گیرند.

منبع: تسنیم

آبان
۸
پناهگاه زیرزمینی برای کمک به زنان تحت خشونت
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:The U.S. Army

نوشته‌ آنا بادکِن (Anna Badkhen)

خانه امن: در یک خیابان تخریب‌شده با گلوله در مرکز بغداد، جایی که تفنگداران ایالات متحده آمریکا در آوریل ۲۰۰۳ در سقوط مشهور مجسمه‌ صدام حسین نقش داشتند، یک ورودی نه چندان جالب توجه بین مغازه‌ای با کرکره‌ فولادی و یک غرفه‌ شیرینی‌فروشی کهنه و قدیمی، به پله‌های بتنی شیب‌دار منتهی می‌شود.

لوله‌های زنگ‌زده‌ آب از روی پله‌ بالایی که تا حدی تاریک است، می‌گذرد و باعث سکندری خوردن کسانی می‌شود که برای بار اول به آنجا می‌آیند.

طبقه‌ دوم به راه‌رویی تاریک و خالی منتهی می‌شود. زنان با چادر عربی با عجله و در سکوت از روی کاشی‌هایی می‌گذرند که خراب شده و از جای خود درآمده‌اند. این زنان به سرعت با عبور از یک درب چوبی در سمت راست ناپدید می‌شوند.

آپارتمان دوخوابه‌ کهنه در پشت این ورودی بی‌تکلف، نقطه‌ تلاقی مهمی است که فعالان در عراق و حامیان آمریکایی‌شان آن را راه‌آهن زیرزمینی می‌نامند. این راه‌آهن، در واقع یک شبکه‌ کوچک و مخفی از چندین پناهگاه است که اکثراً در بغداد واقع شده‌اند و به قربانیان بی‌شمار اما نادیده‌گرفته‌شده در جنگ عراق پناه می‌دهند: زنانی که به آنها تجاوز شده، کتک خورده‌اند یا مجبور به روسپی‌گری شده‌اند، و زنانی که به خاطر تجاوزی که به آنها شده، متهم به بی‌آبرو کردن خانواده‌ خود شده‌اند و به همین دلیل از سوی خویشاوندانشان طرد یا حتی تهدید به مرگ شده‌اند. این پناهگاه‌ها برای زنانی است که برای دریافت کمک جایی برای رفتن ندارند. گروهی متشکل از ۳۵ فعال عراقی که خود را سازمان آزادی زنان عراق (OWFI) می‌نامند، علی‌رغم این که مرتب تهدید‌ به مرگ می‌شوند و دولت نیز حمایتی از آنها نمی‌کند، این پناهگاه‌ها را اداره می‌کنند؛ پناهگاه‌هایی که روزنه‌ امید برای جامعه‌ مدنی هستند.

یانار محمد، سازمان‌دهنده‌ متولد بغداد که معمار بود و سپس فمینیست شد؛ رئیس OWFI و همچنین MADRE که یک گروه بین‌المللی حقوق زنان واقع در نیویورک است، راه‌آهن زیرزمینی را در سال ۲۰۰۴ تأسیس کردند.

اینجا تنها پناهگاه قربانیان خشونت جنسی و خشونت خانگی بیرون از منطقه‌ نیمه‌مختار کردستان در شمال عراق به شمار می‌رود که در آن دولت محلی و سازمان‌های غیردولتی چندین پناهگاه را اداره می‌کنند.

علاوه بر ارائه‌ پناهگاهی موقت، این شبکه به زنان کمک می‌کند تا در مکان‌هایی مستقر شوند که فرد متجاوز یا پرخاشگر نتواند به راحتی آنها را پیدا کند. به گفته‌ مدیر سیاست‌گذاری و ارتباطات MADRE، ییفات ساسکایند، این راه‌آهن از زمان آغاز به کارش به هزاران زن کمک کرده است.

چندین زن به ترکیه انتقال یافتند و حداقل دو تن از آنان اکنون در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کنند. اما بیشتر زنان نجات‌یافته در عراق مانده‌اند.

رژیم صدام حسین مخالفین سیاسی را تحت پیگرد قانونی قرار می‌داد اما به زنان حقوق شخصی و آزادی‌هایی را داده بود و حمله‌ جنسی و فیزیکی به زنان به ندرت رخ می‌داد. اما وقتی بعد از حمله‌ آمریکا، خشونت کشور را فرا گرفت، زنان به گفته‌ دالال جمعه، یکی از اعضای OWFI به “راحت‌ترین هدف ممکن” تبدیل شدند.

خشونت علیه زنان اکنون شایع است و نظام قانونی جدید عراق تقریباً هیچ گونه رسیدگی‌ای به این مسأله نمی‌کند. سازمان عفو بین‌الملل در ماه مارس گزارش کرد، خشونت جنسی “به ندرت گزارش می‌شود” و در کنار دیگر جرائم علیه زنان و دختران، خشونت جنسی نیز بدون این که مجازاتی در انتظار مجرم باشد، اعمال می‌شود.

در پناهگاه مرکز شهر، یک دختر نوجوان که مادرش در تلاشی ناموفق سعی کرد او را به یک فاحشه‌خانه در سوریه بفروشد (به گزارش گروه‌های یاری‌رسان بین‌المللی و وزارت خارجه‌ آمریکا، قاچاق جنسی از زمان حمله‌ آمریکا رونق پیدا کرده است)، اکنون روی یک کاناپه‌ کهنه نشسته و در حال تماشای تلویزیون است.

در کنار او، یک زن بیوه نشسته که به اتهام قتل شوهرش چهار ساعت در بازداشتگاه مانده بود (شوهری که در همان موقع در کشور دیگری بود).

اتهام در نهایت رد شد اما خویشاوندانش او را به بی‌آبرو کردن خانواده متهم کردند و تهدید کردند که او را خواهند کشت. روی زمین در کنار یک پنجره‌ شکسته که قسمت‌های شکسته‌اش با تکه‌های چوب پوشانده شده بود، دختر ۱۴ ساله‌ آن زن در حال لاک زدن انگشتان دستش به رنگ بنفش براق بود. او نیز خود را از پدربزرگ و مادربزرگش پنهان می‌کند، زیرا با توطئه‌چینی می‌خواستند در حالی که مادرش در بازداشتگاه بود، او را شوهر دهند. دختر دیگری که ۱۶ سال سن داشت، در حال بازی با گوشی خود بود. والدینش در ۱۲ سالگی او را به ازدواج مرد مسنی درآوردند که خیلی زود او را ترک کرد. چندین زن دیگر نیز در اتاق رفت و آمد داشتند.

این آپارتمان ارزان‌قیمت تنها چیزی است که سازمان، قدرت تهیه‌اش را داشت؛ یانار محمد به من گفت که اداره‌ پناهگاهی در این حد و اندازه، ۶۰ هزاردلار در سال خرج دارد.

این خرج شامل اجاره، برقراری امنیت، پول آب و برق و گاز، غذا و لباس برای زنانی است که در آنجا می‌مانند. این مکان کهنه و نه چندان تمیز، بی‌نام و نشان است و این امید را به همراه دارد که بالاخره این زنان در جایی امن هستند.

کارکنان پناهگاه بر این باورند که ماهیت بی‌تکلف پناهگاه که توجه کسی را به خود جلب نمی‌کند، باعث می‌شود که از شبه نظامیان مذهبی در امان بماند؛ شبه نظامیانی که به گزارش سازمان عفو بین‌الملل، مرتب طرفداران حقوق زنان را هدف می‌گیرند.

محمد ایمیل‌های حاوی تهدید به مرگ دریافت کرده است؛ او یک پیستول گلاک در کیف چرمی خود گذاشته و با خود حمل می‌کند، هرچند قبول دارد که تیرانداز ماهری نیست. مکان پناهگاه‌ها از شوهران و مردان خشمگین خانواده‌های گسترده، پنهان نگه داشته می‌شوند.

این پنهان‌کاری کارساز بوده است: سلما جابو، مشاور جلال طالبانی، رئیس جمهور عراق در امور زنان به من اطمینان داد که بیرون از کردستان “هیچ پناهگاهی برای دخترانی که به آنها تجاوز شده وجود ندارد.” با این که راه‌آهن از سال ۲۰۰۴ آغاز به کار کرده است، من و عکاس خبرنگار، میمی چاکارُوا اولین گزارشگرانی بودیم که اجازه‌ ورود به یکی از این پناهگاه‌ها را پیدا کردیم. برای احتیاط، دالال جمعه، ما را بعد از تاریکی به آنجا برد. ما روسری و چادر عربی سر کردیم و سعی کردیم به چشم نیاییم. مترجم زن عراقی ما اجازه‌ ورود پیدا نکرد.

زنان از راه اطلاع رسانی کلامی و فصلنامه‌ OWFI از پناهگاه اطلاع می‌یابند. تنها کسانی که از مکان آن باخبرند، زنانی هستند که آنجا را اداره می‌کنند و نیز نگهبانان امنیتی مرد که کاملاً گزینش شده‌اند و به اسلحه دستی مسلح هستند.

یکی از این نگهبانان با همسر جوان خود که کارمند OWFI است در پناهگاه زندگی می‌کند. تا جایی که به صاحبخانه مربوط می‌شود، این زوج آپارتمان را اجاره کرده‌اند و زنان دیگر نیز خویشاوندانشان هستند که برای دیدن آنها آمده‌اند. برای احتیاط، این سازمان برای مکانی که در حالت عادی ۱۵۰ دلار می‌ارزد، ماهیانه ۳۵۰ دلار پرداخت می‌کند. به گفته‌ جمعه، “این حق‌السکوت است”.

در کمال تعجب، OWFI تلاش نمی‌کند تا مقر و دفتر رسمی خود را در بغداد پنهان کند. در ماه مارس، دروازه‌ سفید آهنی با حصار امنیتی سیم خاردار آن، با دو پوستر روشن مزین شده بود که زنی را نشان می‌داد که از پشت میله‌های زندان فریاد می‌زد و روی آن نوشته شده بود: “صدای خود را به همگان برسانید و برای آزادی و برابری زنان بجنگید.”

سمیرا که از ترس از دست دادن جانش از ما خواست اسم واقعی‌اش فاش نشود، بعد از تحمل سه ماه خشونت جنسی روازنه به دست کارفرما و بردارش، به راه‌آهن زیرزمینی پناه آورد. در دفتر OWFI، سمیرا می‌تواند با یک روان‌پرستار صحبت کند که زنان را در ملاقات با پزشکان و متخصصین زن همراهی می‌کند. او می‌تواند نحوه‌ استفاده از رایانه را یاد بگیرد؛ مهارتی که در حالت ایده‌آل به او کمک می‌کند تا کاری پیدا کند که با آن به تنهایی از پس زندگی بربیاید. فعالان درباره‌ آینده‌ یک زن در زمان جنگ عراق واقع‌بین هستند. جمعه می‌گوید: “چه خوب می‌شود که اگر کسی بخواهد با او ازدواج کند.”

هم اکنون، سمیرا اکثر شب‌ها مشغول تمیز کردن پناهگاه است: پناهگاهی امن که شانس او برای آینده‌ای بدون خشونت است.

سمیرا می‌گوید: “اگر این پناهگاه نبود، یک فاحشه می‌شدم. الآن حس می‌کنم یک خانواده در کنارم است.”

آبان
۴
تغییر قوانین در عراق برای مبارزه با خشونت مبتنی بر جنسیت
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

مترجم: میترا پهلوان

در عراق به طور میانگین یک پنجم زنان بین ۱۵ تا ۴۹ سال، دچار خشونت فیزیکی از سوی همسران خود هستند.

طبق قانون اساسی عراق،  “تأدیب” زنان به دست همسرانشان قانونی شمرده میشود و مجازات قتل ناموسی فقط ۳ سال است.

دولت عراق با پشتیبانی برنامه توسعه سازمان ملل، برنامه هایی را  برای بهبود امنیت و عدالت در عراق آغاز کرده است، هدف این برنامه ها کنترل خشونت مبتنی بر جنسیت در کشور است.

زنان در عراق از دسترسی یکسان به عدالت  یا برخورداری از حمایت سازمان های مجری قانون محروم هستند، و این امر باعث آسیب پذیری آنها در معرض خشونت میشود.

هلن اولافسدوتیر مشاور عراق برای پیشگیری و حل بحران، در مورد وضعیت زنان در عراق می گوید : “وضعیت امنیت در عراق،  افراد آسیب پذیر در برابر خشونت را با مشکلات بیشتری روبرو کرده است. از سال ۲۰۰۳ یعنی زمانی که صدام حسین با مداخله نیروهای آمریکایی سقوط کرد، اوضاع زنان به جای بهبود،  بطور وحشتناکی رو به وخامت گذاشته است . ما فاصله زیادی تا بررسی و حل مسائل خشونت خانگی و خشونت مبتنی بر جنسیت داریم.”

در عراق خشونت خانگی یکی از دلایل اصلی برای جلوگیری از مشارکت زنان در جامعه است. براساس گزارش برنامه توسعه سازمان ملل در سال ۲۰۱۰ یک زن از هر پنج زن  بین ۱۵ تا ۴۹ سال  با خشونت فیزیکی از سوی همسر خود روبرو ست.

میزان واقعی خشونت های مبتنی بر جنسیت بیشتر از آمار منتشر شده رسمی است.  این گونه از خشونت ها به علت ترس زنان از بدنام شدن در جامعه و عدم اطمینان از رسیدگی مقامات قضایی به شکایت، هرگز گزارش نمی شوند.

براساس نظرسنجی که با همکاری دولت عراق و سازمان ملل در سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹  صورت گرفت مشخص شد زنان عراقی نه تنها از درجات بالای خشونت رنج می برند بلکه از دسترسی کافی به حمایت و عدالت هم بی بهره اند.

به علت دهه ها حاکمیت ضعیف در عراق، ساختار حقوقی منسجمی برای حمایت از زنان در برابر خشونت وجود ندارد. عدم وجود خانه های امن برای قربانیان و آموزش های لازم برای کارکنان حوزه بهداشت و مقامات اجرایی، کمک به قربانیان تحت خشونت مبتنی بر جنسیت را عملا ناممکن می سازد.

برنامه توسعه سازمان ملل در عراق  به وزارت دادگستری، حقوق بشر و شورای عالی قضایی،  برای ایجاد ظرفیت در نهاد های قانونی و قضایی  برای حفاظت از حقوق بشر در کشور یاری می رساند .

هلن اولافستودیر: “ما باید پلیس، سیستم قضایی، کمک های بهداشتی و روانی، مددکاران اجتماعی و کمک های حقوقی را به یکدیگر متصل کنیم. وظیفه سنگینی بر دوش ماست و دولت عراق باید همه چیز را از نو بسازد.”

ما علاوه بر پیگیری مستقیم باید به دولت نیز در نظارت بر روند تاثیرگزاری اقداماتشان در مقابله با خشونت خانگی و خشونت مبتنی بر جنسیت کمک کنیم.

در  اولین قدم،  برنامه توسعه سازمان ملل و دولت عراق نمونه های عملی موفق در رابطه با خشونت مبتنی بر جنسیت در خاورمیانه را مورد بررسی قرار دادند. سپس مقامات عراقی پروژه هایی  را برای انجام اقدامات .مشابه در عراق راه اندازی کردند

علاوه بر آن به عنوان قسمتی از برنامه سه ساله ” حمایت از خانواده، عدالت و امنیت” که در سال ۲۰۱۰ آغاز شده بود، دولت شش ایستگاه تخصصی پلیس برای بهبود عملکرد  در برابر گزارش های مربوط به خشونت مبتنی بر جنسیت تأسیس کرد. این مراکز “مدیریت حفاظت از خانواده”  قربانیان را به مراکز حمایتی و کمک های حقوقی معرفی کرده و  همچنین پرونده های قربانیان را که در بانک اطلاعات ذخیره می شوند را پیگیری می کنند.

دو مراکز “مدیریت حفاظت از خانواده”  در بغداد و چهار مرکزدیگر در کردستان  تأسیس شده اند.

در سپتامبر ۲۰۱۰ با هماهنگی برنامه توسعه سازمان ملل،  برنامه آموزشی در اربیل کردستان با هدف آموزش بهترین اقدامات عملی برای اجرای قانون و حمایت از قربانی به پلیس، مددکاران اجتماعی، وکلا و قضات از سرتاسر عراق برگزار شد.

دولت ملی دو پروژه  آموزشی دیگر را در پایان سال ۲۰۱۱ در مورد استانداردهای حقوق بین المللی زنان  برای قضات عراقی  برگزار کرد.

تا ژانویه ۲۰۱۱ بیش از ۴۰۰ تن از قضات در دوره های آموزشی در اربیل، بغداد و بصره در مورد خشونت مبتنی بر جنسیت، حقوق بشر و قانون خانواده شرکت کردند.

در سخنرانی آغازین یکی از این پروژه ها، رییس دادگاه عالی عراق مدحت المحمود اذعان داشت که این برنامه ها ظرفیت و توانایی قضات را بالا برده و به آن ها و سایر دست اندرکاران بخش قضایی در حل چالش های پیش رو کمک خواهد کرد.

منبع:NNDP

مرداد
۲۹
کودکان و جنگ!
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

2959924862_43ddea9c0a_z

صلاح الدین نادری _ فعال حقوق کودکان

همیشه و درهمه جنگ ها کودکان قربانیان اصلی هستند. این قضیه فقط به جنگ داعش در عراق و سوریه برنمی گردد و در همه جنگ ها و با هر مرام و مسلکی از جانب هر دو طرف درگیر جنگ،غالبأ حقوق کودکان و زندگی آن ها تحت تاثیر و در معرض تهدید جدی قرار می گیرد. جدای از اینکە در بسیاری از نقاط دنیا، خود کودکان نیز بە عنوان جنگجو بە خدمت اهداف گروە و جنبشهای مسلحانە در می آیند. بر اساس گزارش صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل یونیسف: در دهه اخیر دست کم ۳۰۰ هزار کودک سرباز در بیش از ۳۰ درگیری جنگی حضور داشتەاند، ۲ میلیون کودک براثر جنگ از بین رفته و۶ میلیون نفر نیز برای همیشه ناتوان شده اند.

همچنین بر اساس گزارش سازمان های حمایت از کودکان: درآغاز هزاره سوم و از سال ۲۰۰۳ میلادی، که ایالات متحده به عراق حمله کرد، ۳ میلیون انسان بی خانمان شدند که نیمی از آنها کودک بودند.

پس از جنگ هم با افزایش ناامنی، پدیده دزدی کودکان برای باجگیری از خانوادەهای آنها بسیار رایج شد. طبق پژوهشی که یونیسف روی ۶۰۰ کودک عراقی ۳ تا ۱۰ ساله در سال گذشته انجام داده، نیمی از این کودکان فشارهای روانی شدیدی را متحمل شدەاند از جمله اینکه شاهد کشته شدن پدر و مادر خود بوده اند و این صحنه مدام در ذهنشان مرور می شود.

در هر نزاعی دو طرف منازعه  خود را حامی و طرف مقابل را ناقض حقوق کودکان و زنان و اقشار بی پناه در جنگ معرفی می کنند. برمبنای آمار جدیدی که منتشر شده و به گفته سخنگوی یونیسف : چهارصد و چهل و هفت کودک فلسطینی در عملیات ارتش اسرائیل در نوار غزه جانشان را از دست دادەاند که سیصد و پنج نفر از آنها  کودکان شیرخوار بودەاند.

استناد بنیادی طرف های درگیر جنگ برای شروع یا اصرار به ادامه یک جنگ چه می تواند باشد؟ در این میان چه عوامی باعث می شود تا شمار قربانیان غیرنظامی و در این میان کودکان، آمار بیشتری را به خود اختصاص دهد؟ آیا غیر از این است که از افرد عادی و بویژه کودکان به عنوان سپرانسانی، ابزار یا طعمه استفاده می شود؟ به مانند آن چیزی که در پاکستان و افغانستان یا در غزه و عراق در سال های اخیر شاهد آن بوده ایم. کودکانی که تحت آموزش استشهادی و مغزشوئی و توجیهات ائدئولوژیک قرار گرفتە و سپس آن ها را وادار می کنند تا در بازار یا امکان عمومی و پر اذحام دیگری خود را منفجر نمایند. یا موشک هایی که حماس از دل خانه های فلسطینیان پرتاپ می نمود؟

افراد غیرنظامی، بویژە کودکان در جنگ های اخیر سوژه تبلیغاتی خوبی برای طرف های درگیر در جنگ بوده اند تا با استفاده خبری و روانی بوجود آمده از کشتار افراد بی دفاع مشروعیت بە جنگ و ستیزهای نامشروع خویش دادە و طرف مقابل شان را جانیانی کودک کش بشناسانند.

طبق اعلام یونیسف حدود دو هزار و نهصد کودک فلسطینی در بین مجروحان جنگ غزه دیده می شوند.

در جنگ سال ۲۰۰۸ در نوار غزه سیصد و پنجاه کودک و در سال ۲۰۱۲ سی و پنج کودک جان باختەاند. کودکان غزه دو جنگ ویرانگر اسرائیل را تجربه کردند و همچنان شاهد تصاویر هولناک سومین جنگ هستند.  در جنگ اخیر غزه آمارها بیانگر آنست که قربانیان ،بیش از دو جنگ قبلی بوده اند.

نمونه بارز دیگر، جنگ طالبان در افغانستان است که به گفته سیما سمر، رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، تلفات کودکان در جریان جنگ‌ها نسبت به سال‌های گذشته رو به افزایش بوده است بە طوری که تنها در سال ۱۳۹۲ در مقایسه با سال ۱۳۹۱ تلفات کودکان حدود ۱۴|۹ درصد بیشتر بودە است.

چیزی که طرف های درگیر جنگ هیچوقت به آن اهتمامی نداده اند، عدم درگیرکردن افراد غیرنظامی در جنگ است و از این رو ما شاهد افزایش آمار و تلفات در جنگ ها و خصوصا در جنگ های اخیر در کشورهای عربی و خاورمیانه هستیم. در واقع برای کارگردانان جنگ سود و منفعت این قربانیان مهمتر از نجات جان آنان است. از جملە آنها گروه بنیادگرای دولت اسلامی(داعش) است کە هنگام ورود به هر شهر و منطقه ای با هدف قرار دادن یه به اسارت درآوردن کودکان و زنان سعی نموده است رعب و وحشت بیشتری را در مناطق تحت کنترل خود حاکم گرداند. در موارد بسیاری نیز بدون در نظر گرفتن روحیات و ویژگی های روانی و جسمی این کودکان از آن ها به عنوان ابزاری برای پیشبرد مقاصد ایدئولوژیک و سازمانی خود بهرە جستە است. یکی از نمونەهای اخیر آن، خبری است که در مطبوعات استرالیا منعکس شدەاست تحت عنوان:” کودکی که در حمل سرهای بریده به پدر «داعشی» خود کمک می کند”. در این گزارش  کودکی را مشاهده می کنیم که سر بریده ای را در میان دستان خود گرفته است و به نقل از  پدر کودک آمدە که با افتخار نوشته است کە: “این پسر من است.”

از موارد دیگر استفاده داعش از کودکان  گزارشی است که توسط سازمان دیده بان حقوق بشر انتشار یافته است که در آن بیان شده که داعش، کودکان عراقی را به عنوان سپر انسانی در مقابل تیراندازی نیروهای عراقی، انجام عملیات شناسایی، جابه‌جایی کیسه‌های شنی و سنگرسازی در مقابل نیروها، مورد سوءاستفاده قرار داده و از این طریق تاکنون شمار زیادی از کودکان را به کام مرگ فرستاده است. به گزارش کمیساریای عالی حقوق بشر عراق، از ابتدای حضور نیروهای داعش در موصل تاکنون ۱۵۰ کودک آواره به دلیل افزایش دمای هوا و ابتلا به وبا جان خود را از دست داده‌اند و کودکان بازمانده هم با مشکل کمبود غذا و نبود سرپناه مواجه هستند.

حال این سوال مطرح می شود که پدر این کودک چگونه به قضیه می نگرد؟اساسا چه عامل یا عواملی باعث شده است تا شخصی به آموزش خشونت به کودکان خود بپردازد؟ داعش یا گروه ها و حکومت های درگیر در جنگ ها با چه هدفی و به چه نیتی کودکان را به کار می گیرند؟ آیا کودکان در این سن توان تشخیص مسائلی از این دست یا دلیل سربریدن افراد را دارند؟ یا بیشتر آن را به عنوان یک بازی می پندارند که پدرشان نیز آن ها را تشویق بە انجام آن می کند؟

چه اثراتی در دراز مدت متوجه این قبیل کودکان است؟ اهداف واقعی جریان های درگیر در جنگ برای استفاده ابزاری از کودکان چیست؟

در پاسخ به این سوالات و سوالاتی از این دست باید عنوان نمود که کودکان بهترین و سهل ترین گزینه برای تربیت موجودات مسخ‌شده‌یی هستند که به اشارۀ اربابان خود به حرکت درآیند و بعد ویرانگری بشر را به نمایش درآورند. کودکانی که برای جنگیدن و خشونت ورزی و قتل مورد آموزش قرار می‌گیرند، به‌راحتی شست‌وشوی مغزی داده می‌شوند و اهداف مورد نظر را در هر کجا که باشند، همراه با خود از میان برمی‌دارند.

از سویی دیگر، کودکانی که در معرض نوعی از انواع خشونت بەویژه جنگ بوده اند، خشونت را به سایر همسن و سالان خود نیزانتقال می دهند. از دیگر سو، کودکانی که در معرض جنگ بوده اند احساس همدلی هرگز درآنها شکل نمی گیرد و دچار بی احساسی می شوند چرا که کودکی که با خشم بزرگ می شود همیشه می خواهد انتقام بگیرد.

در گزارشی که از سوی سازمان یونیسف منتشر شدە، شرایط کودکان در معرض جنگ و خشونت ناشی از جنگ در سوریه را بدین صورت بیان می کند:

گزارش یونیسف بر آنچه «زخم های عمیق جسمی و عاطفی» جنگ بر کودکان سوری خوانده، تأکید دارد.

جین مکفیل، کارشناس حفاظت از کودکان یونیسف که برای پناهندگان سوری در اردن فعالیت می کند، می گوید بسیاری از کودکان سوری «صرفا در شرایط بقا زندگی می کنند و واکنش های عادی اجتماعی و احساسی به آنچه را که دیده اند، فراموش می کنند.”

در گزارش آمده است میلیون ها کودکی که بحران برآنها اثر گذاشته، ممکن است به «نسل گمشده» تبدیل شوند.

گزارش به دشواری دسترسی کودکان سوری به آموزش اشاره دارد – چه کودکانی که در اردوگاههای آوارگان اسکان داده شده اند و چه آنها که در مناطقی باقی مانده اند که مدارس تخریب و ویران شده یا به تصرف شورشیان درآمده است.

یونیسف می گوید نیمی از کودکان سوری که در سن تحصیل هستند نمی تواند به طور مرتب به مدرسه بروند، و از هر ۵ مدرسه یکی قابل استفاده برای کودکان نیست.

خطر بزرگ دیگری که کودکان سوری را تهدید می کند، نبود بهداشت و درمان کافی است. بنا به گزارش یونیسف، در حدود ۶۰% بیمارستان های سوریه آسیب دیده یا ویران شده اند.

نتیجه این وضع افزایش موارد ذات الریه و اسهال و آسیب پذیری بیشتر در برابر بیماری هایی مانند سرخک و فلج اطفال است.

از نقطه نظر روانشناختی نیز دکتر کتایون خوشابی عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی در باره عوارض روانشناختی ناشی از جنگ بر کودکان عنوان می کند: در هر جنگی در درجه اول کودکان دختر، بعد همه کودکان و در درجه بعد زنان از آسیب پذیرترین اقشار جامعه هستند که در همه فجایع چه فجایع طبیعی و چه فجایع ناشی از دخالت انسان ها همیشه بیشترین عوارض را محتمل می شوند.

کودکان عراقی در قربانگاه های خود کشته می شوند: در خانه هایی که زندگی می کنند و در مدارسی که درس می خوانند، کشته می شوند در حالی که مشغول بازی فوتبال هستند. در مدارس مورد هجوم نظامی ها، غیرنظامی ها و شورشی ها قرار می گیرند. آنان دزدیده می شوند تا برای آزادی از خانواده هایشان باجگیری شود. در دورانی که این کودکان گروگان گرفته می شوند، اکثرشان مورد تجاوز قرار می گیرند.

خوشابی همچنین اشاره می کند که:  براساس نتایج تحقیقاتی که یونیسف بر ۶۰۰ کودک عراقی بین سه تا۱۰ساله انجام داده است نشان می دهد که نیمی از این کودکان در دوره سه ساله تحقیق دچار تروماها و فشارهای روانی متعددی بوده اند. با یک دختر عراقی صحبت می شد که تعریف می کرد چگونه پدر و مادرش را جلوی چشمانش کشته اند و عمویش او را به پرورشگاهی در بغداد سپرده بود و با گذشت دو سال از آن اتفاق، این کودک هر روز صحنه کشتار را در ذهن خود مرور می کرد. این صحنه ها به راحتی از ذهن هیچ فردی محو نخواهد شد و اثرات عمیق و طولانی مدت خود را تا آخرین روزهای زندگی این افراد به جای می گذارد. بە طوریکە پرفروش ترین اسباب بازی که در کشور عراق به فروش می رسد سلاح های جنگی است و کودکان در بازی هایشان مدام صحنه های درگیری را که شاهد بوده اند، بازسازی و تکرار می کنند.

 کودکی که با خشونت و بی رحمی بزرگ می شود این بی رحمی را نسبت به همنوعان خود نشان می دهد.

کودکان دختر و دختران جوان در جنگ ها، مجبور به تحمل شرایط سخت تری هستند: از جملە تجاوز و حاملگی ناخواسته ناشی از تجاوز، زیرا دختران جوان بسیاری در جریان جنگ ها مورد تجاوز قرار می گیرند. بە عنوان مثال، در جریان نسل کشی که در اوگاندا اتفاق افتاد، بسیاری از کودکان دختر به دلیل تجاوزی که به آنها شده بود حامله شدند. مسلماً این مادران نوجوان احساسی جز خشم، تنفر و بیزاری نسبت به کودکان شان که ناشی از تجاوز است، ندارند و حتی ممکن است این کودکان را در کوچه و خیابان رها کنند.»

نتایج تحقیقات دیگری نشان می دهد وقتی راجع به جنگ و صحنه های خشونت بار آن صحبت می کنیم باز هم کودکان همان علائم اختلال استرس پس از سانحه را نشان می دهند.

تحقیقاتی که  پس از حادثه ۱۱ سپتامبر انجام شده نشان می دهد کودکانی که شاهد تصاویر جنگ و خشونت های آن  از تلویزیون بوده اند نیز دچار  اضطراب، احساس ناامنی، ترس های شبانه و بسیاری اختلالات دیگر بوده اند. که علائم آن مواردی همچون احساس ناامنی کودکان، چسپیدن به والدین است. اکنون بحث بر سر این است که کودکان نباید در معرض این تصاویر قرار بگیرند چه برسد به اینکه به عنوان قربانیان اصلی جنگ در صحنه حضور داشته باشند.

    کودکانی که دچار این دست علائم شده اند، تکرار مکرر این حادثه در ذهن شان صورت می گیرد. در نقاشی ها و بازی های این کودکان باز هم این ماجرا تداعی میگردد. این حوادث در کابوس های شبانه کودکان تکرار می شود و صحنه های خشونت بار دیگری هم به آن اضافه می شود.

در یکی از موارد، روزنامه «دیلی پست» طی گزارشی نوشتە است که لاوند (نامی مستعار)، نوجوانی از منطقه کوبانی در کردستان سوریه است. او ۱۴ سال دارد که داعش او را ربوده  و در سلولی به همراه ۲۱ نوجوان دیگر، زندانی کرد. او صدای داد و فریاد دوستانش را از طبقه پایین می شنید؛ جایی که زندانیان آن را «اتاق شکنجه» می نامیدند.

ترس، تنها چیزی است در ذهن لاوند مانده. دوستانش به تایرهای ماشین که به سقف آویزان بودند، بسته شده و به شدت مورد و شتم قرار می گیرند. او می دانست که نوبت او نزدیک است و به زودی به طبقه پایین برده خواهد شد و ماجراهای دوستانش نیز برای او تکرار خواهد شد.  سلولی که لاوند با دیگر هم سن و سالانش در آن زندانی بودند، اتاق ۳ در ۴٫۵ متر بودە و بازجویی از آن ها سه روز به طول انجامیدە است.

این مجموعه از میان ۱۵۰ دانش آموزی بودند که اواخر ماه می گذشته، در حالی که از امتحانات پایان سال از شهر حلب  در سوریه باز می گشتند، در نزدیکی شهر کوبانی غرب کردستان توسط شبه نظامیان داعش ربوده شدند.

لاوند به همراه ۹ دانش آموز دیگر این شانس را داشتند که دو ماه پس از اسارتشان فرار کنند. اما دیگر دانش آموزان همچنان در اسارت داعش هستند.

نمونە بارز دیگر، ربودن ٢٠٠ دختر دانش آموز در نیجریە توسط گروە ستیزەجوی بوکو حرام در روز ١۴ آوریل امسال است.

  کودکانی که در معرض جنگ بوده اند ، وقتی در محیطی قرار می گیرند که دیگر کودکان این تجربه را ندارند، منزوی و گوشه گیر می شوند. این کودکان دیگر هیچ وقت به دوارن کودکی باز نمی گردند چون کودکی برای اینها مرده است: اگر در مناطق جنگی، دیگر کودکان هم در معرض این حوادث قرار بگیرند میزان تروما کمتر است ولی وقتی کودک در محیطی قرار بگیرد که دیگران این تجربه را نداشته باشند، بیشترین آسیب را می بیند به خصوص اگر محیطی که در آن زندگی می کند محیط حمایتگری نباشد.

 پرخاشگری شدید در این کودکان خیلی شایع است: پرخاشگری نسبت به همسالان، والدین و حیوانات. از دردهای مختلف جسمی شکایت می کنند در حالی که هیچ کدام از این علائم منشاء ارگانیک و جسمی ندارد. کودکان دچار این احساس گناه می شوند که در حادثەای مقصر هستند و می توانستند جلوی مرگ عزیزان شان و این حادثه را بگیرند. ناامیدی هم از دیگر علائم شایع است.

به گزارش سازمان ملل متحد در امور کودکان، تاثیرات جنگ روی زندگی کودکان منفی بوده و در کنار این که سبب کشته و زخمی شدن و قطع اعضای بدن کودکان شده، همچنین کودکان را از دسترسی به حقوق اساسی شان از جمله آموزش و پرورش و مراقبت‌های کافی بهداشتی محروم کرده و موجب فقر و آسیب‌پذیری بیشتر در میان کودکان شده‌است.

همچنین در گزارش این سازمان در مورد وضعیت کودکان افغان در شرایط جنگی، شش مورد “نقض فاحش حقوق کودکان در جنگ‌های مسلحانه” در افغانستان برجسته شده است:

  • کشتار و معیوب کردن کودکان
  • استخدام کودکان توسط گروه‌های جنگی و نسبت دادن کودکان به نیروها و گروه‌های مسلح
  • کودک‌ربایی
  • حمله به مکاتب/مدارس و شفاخانه‌ها
  • تجاوز جنسی و سایر اشکال خشونت‌‎های جنسی علیه کودکان
  • محروم کردن کودکان از حق دسترسی به کمک‌های بشردوستانه

همه این سو استفاده ها و نقض حقوق کودکان توسط طرف های درگیر جنگ ها در حالی صورت میگیرد که این آمار روز به روز بیشتر می شود و در حال حاضر هزاران تن از کودکان کرد ایزدی بدون امکان دسترسی بە آب و غذای کافی در میان رشتە کوههای منطقە شنگال جنوب کردستان تحت محاصرە و در معرض حملات مرگبار داعش هستند. همزمان دهها تن از این کودکان توسط این گروە کشتە شدە یا بە اسارت در آمدەاند دهها تن نیز بر اثر تشنگی و گرسنگی جانشان را از دست دادەاند. ولی با این اوضاع نیز همه اصرار به ادامه جنگ دارند. جنگ هایی که در آن همه بازنده اند.

naderisalah@gmail.com