درخواست طلاق خانم آرایشگر ساکن دبی


Photo: SimpleFoto/depositphotos.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:

سلام!

من و شوهرم در دبی زندگی می‌کنیم و صاحب یک دختر دو ساله هستیم. شوهر من کار نمی‌کند و من تمام خرج خانه را می‌دهم. با این وجود خیلی هم طلبکار است: وقتی خانواده‌اش می‌آیند من باید کارم را تعطیل کنم و برای آنها آشپزی کنم آخرش هم هزار حرف در می‌آورند که چرا حجاب نداری و از این حرف‌ها. بارها مرا کتک زده و فحش‌های خیلی رکیک به من داده است. یک بار هم به پلیس اینجا زنگ زدم آمدند اما مثل ایران گفتند دعوای خانوادگی است و رفتند.

من در یک آرایشگاه زنانه خاصی کار می‌کنم و شوهرم تهمت‌های بدی به من می‌زند. من تصمیم گرفته‌ام به ایران برگردم اما شوهرم می‌گوید اجازه نمی‌دهم جایی بروی. تصمیم دارم بروم ایران و از ایشان طلاق بگیرم و دخترم را هم می‌خواهم ببرم اما نمی‌دانم می‌توانم دخترم را از اینجا خارج کنم یا نه؟ سوال من این است که اگر شوهرم اینجا کاری کند که من نتوانم دخترم را به ایران برگردانم چه کار باید بکنم؟

جواب:

سلام خانم محترم!

خدمتتان عرض شود که برای خروج دختر از ایران اجازه ولی قهری او لازم است اما در مورد ورود به کشور چنین مساله‌ای مطرح نیست. بنابراین مشکل قانونی‌ای در راه ورود به ایران چه در مورد خودتان و چه در مورد دخترتان وجود ندارد اما اگر در دبی قانون به نحوی باشد که اجازه خروج فرزند بدون اذن پدر را ندهد، در این صورت شما باید یا در دبی اقدام به طرح دعوا کنید یا اینکه به ایران بازگردید و تقاضای صدور دستور موقت کرده و سپس این دستور را به محاکم دبی برده و در آنجا اجازه خروج دخترتان را از امارات متحده عربی بگیرید. بنابراین ابتدا لازم است با یک وکیل در دبی صحبت کنید.

اما راه دوم که توضیح داده شد کمی‌ دشوار است. اگر قانون در دبی طوری باشد که اجازه خروج دخترتان را بدون اذن پدرش ندهد، سعی کنید با شوهرتان توافق کنید. اگر هیچ راه دیگری نبود در نهایت از طریق دادگاه‌های ایران اقدام کنید.

بیشتر بخوانید:

آزمایش نشان داد که این بچه من نیست

برای جدایی از شوهر بد رفتار و ناسازگار چه باید کرد؟

بعد از بارداری تازه فهمیدم ازدواج ثبت نشده

سوال:

اگر بروم ایران و بخواهم تقاضای طلاق و حضانت و مهریه بدهم باید به کجا مراجعه کنم؟ حالا که شوهرم در دبی خواهد بود دادگاه رای به نفع من صادر می‌کند؟

جواب:

مطابق ماده ۱۴ قانون حمایت از خانواده، «هر گاه یکی از زوجین مقیم خارج از کشور باشد، دادگاه محل اقامت طرفی که در ایران اقامت دارد برای رسیدگی صالح است. اگر زوجین مقیم خارج از کشور باشند ولی یکی از آنان در ایران سکونت موقت داشته باشد، دادگاه محل سکونت فرد ساکن در ایران و اگر هر دو در ایران سکونت موقت داشته باشند، دادگاه محل سکونت موقت زوجه برای رسیدگی صالح است. هر گاه هیچ ‌ یک از زوجین در ایران سکونت نداشته باشند، دادگاه شهرستان تهران صلاحیت رسیدگی را دارد، مگر آنکه زوجین برای اقامه دعوی در محل دیگر توافق کنند.»

بر اساس این ماده شما می‌توانید وقتی به ایران رفتید و در آنجا اقامت گزیدید، نسبت به طلاق و حضانت و مهریه اقدام کنید. اگر در آن زمان شوهرتان همچنان در دبی اقامت داشته باشد احضاریه‌ها به نشانی ایشان خواهد رفت و اگر ایشان در جلسات دادرسی شرکت نکرده یا لایحه دفاع ارسال نکند، دادگاه به صورت غیابی رای صادر خواهد کرد. یعنی نبود شوهرتان دلیلی برای اینکه رای به ضررتان صادر شود نخواهد بود اما این امر روند رسیدگی به پرونده را کمی‌ کند خواهد کرد.

سوال:

الان که ما در دبی زندگی می‌کنیم اگر من بخواهم همین جا اقدام به طلاق و گرفتن حضانت کنم آیا امکان دارد؟

جواب: 

این امکان وجود دارد اما دادگاه‌های دبی بر اساس قوانین ایران رای خواهند داد. اما در برخی مسائل جزیی کشورهای مختلف رویه‌های جداگانه‌ای دارند. اگر در دبی اقدام به طلاق کنید باید حکم دادگاه دبی را به ایران برده و در آنجا تایید و تنفیذش کنید. این کار مستلزم طرح دعوی است. اگر در دبی متقاضی طلاق شما باشید و دادگاه آنجا حکم به طلاق بدهد، احتمال اینکه دادگاه‌های ایران آن را بپذیرند بسیار بسیار کم است. بنابراین پیشنهاد می‌شود اگر هم می‌خواهید در دبی طلاق بگیرید به صورت توافقی این کار را انجام دهید.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

سوال:

اگر در ایران به دادگاه بروم آیا دادگاه حضانت بچه را به من می‌دهد؟ آیا می‌توانم با شوهرم توافق کنم که در مقابل مهریه حضانت را به من بدهد؟

جواب:

بر اساس قوانین ایران حضانت طفل تا هفت سالگی بر عهده مادر و پس از آن با پدر است مگر اینکه مادر قبول نکند که در این حال دادگاه بر اساس مصلحت طفل تصمیم‌گیری می‌کند. از طرف دیگر دختران در سن ۹ سالگی از سن حضانت خارج می‌شوند و خود می‌توانند در مورد اینکه می‌خواهند با چه کسی زندگی کنند تصمیم‌ بگیرند. بنابراین به نظر نمی‌رسد نیازی باشد توافقی در مورد حضانت بچه کنید و در مقابل آن چیزی ببخشید چون بعد از هفت سالگی دخترتان اگر پدرش همچنان در خارج باشد دادگاه حضانت را باز به شما خواهد داد و اگر در ایران هم باشد به هر حال دخترتان بعد از ۹ سالگی می‌تواند بگوید که می‌خواهد با شما زندگی کند.

در مورد توافقی که فرمودید عرض شود که چنین توافقی درست به نظر نمی‌رسد، چون حضانت تکلیف والدین است و حتی قانونگذار استنکاف از آن را جرم‌انگاری کرده است و بنابراین زن و شوهر نسبت به آن نمی‌توانند توافق کنند. به عبارتی حضانت از قواعد آمره است و اراده طرفین نمی‌تواند آن را مخدوش کند.




آزمایش نشان داد که این بچه من نیست


Photo: AllaSerebrina/depositphotos.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:

سلام و خسته نباشید.

سوالی که من از شما دارم مربوط به یکی از اقوام دور ماست. خدمتتان عرض شود که یکی از اقوام ما هست که در دوران عقد، رابطه جدی جنسی با همسرش نداشته اما یک روز همسرش می‌آید و اعلام می‌کند که باردار است. بعد همسرشان را می‌برند پزشک و متوجه می‌شوند که ایشان اصلا دختر نبوده و فاقد پرده بکارت بوده‌اند در حالی ‌که این آقا ادعا دارند رابطه‌شان به شکلی نبوده که پرده بکارت این خانم از بین رفته باشد.

بعد از گذشت مدتی اما آقا قبول می‌کنند که امکان داشته همسرشان باردار شده باشد و بچه را قبول می‌کنند و بعد از اینکه بچه به دنیا می‌آید، باز این آقا دچار شک می‌شود که آیا واقعا این نوزاد بچه‌ی اوست یا نه و برای همین به نحوی آزمایش دی‌ان‌ای می دهند که مشخص می‌شود نوزاد از ایشان نیست.

حالا این آقا قصد دارند نام نوزاد را از شناسنامه خود حذف کنند اما ظاهرا طبق قانون باید حداکثر دو ماه بعد از تولد بچه اقدام می‌کردند و ایشان دیرتر اقدام کرده‌اند و برای همین اسم بچه را نتوانسته‌اند از  شناسنامه‌شان حذف کنند.

حالا سوال من این است: آیا راهی هست که بشود اسم بچه را از شناسنامه‌شان در بیاورند؟

ممنون می شوم اگر راهنمایی کنید.

جواب:

با سلام.

در موردی که شما بیان کردید دو مشکل قانونی جدی وجود دارد. اول اینکه در دعوای نفی بلد شرط است که پدر طفل قبلا به ابوت خود اقرار نکرده باشد.

بر اساس ماده ۱۱۶۱ این قانون: «در مورد مواد قبل هر گاه شوهر صريحا يا ضمنا اقرار به ابوت خود نموده باشد دعوی نفی ولد از او مسموع نخواهد بود.»

این آقا الحاق جنین به خود را علی‌رغم شک و شبهه‌ای که داشته قبول کرده و بعد از تولد نیز اقدام به اخذ شناسنامه کرده و خود را پدر بچه معرفی کرده است. لذا بر اساس ماده فوق دیگر امکان انکار اقرار وجود ندارد.

از طرف دیگر بر طبق ماده ۱۱۶۲ مرد بلافاصله بعد از اطلاع یافتن از تولد طفل باید اقدام به طرح دعوی کند که حداکثر مهلت آن دو ماه است.

بر طبق این ماده: «در مورد مواد قبل دعوی نفی ولد باید در مدتی که عادتا پس از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل برای امکان اقامه دعوی کافی می‌باشد اقامه گردد و در هر حال دعوی مزبور پس از انقضای دو ماه از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل مسموع نخواهد بود.»

حال که بیشتر از دو ماه از تولد طفل گذشته است امکان طرح دعوای نفی ولد وجود ندارد اما با وجود این، اگر پدر طفل مشخص شود و ایشان قبول کند که دعوای اثبات نسب مطرح کند در این صورت این آقا دیگر پدر محسوب نشده و می‌تواند نام فرزند را از شناسنامه خود خارج کند.

بیشتر بخوانید:

بهره‌کشی و به‌کارگیری کودکان

پس از طلاق، با بی‌توجهی پدر به وضعیت کودکان چه باید کرد؟

آیا مرد می‌تواند در صورت بیماری همسرش ازدواج مجدد کند؟

سوال:

آیا امکان اینکه این آقا عقد را فسخ کند وجود دارد؟ چون به هر حال خانم ایشان را فریب داده است.

جواب:

بر اساس ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی: «هر گاه در يكی از طرفين صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود كه طرف مذكوره فاقد وصف مقصود بوده، برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذكور در عقد تصريح شده يا عقد متبانيا بر آن واقع شده باشد.»

اما باید توجه کرد که مورد خویشاوند شما خارج از این ماده است چون از این ماده مشخص است که فریب باید قبل از ازدواج بوده و وصلت بر اساس آن فریب باشد. در این مورد آقا و خانم ازدواج کرده‌اند و در این مرحله فریبی رخ نداده اما بعد از آن خانم جنین متعلق به مرد دیگری را به دروغ به شوهر خود نسبت داده است. بنابراین در مورد فرزند فریبی رخ نداده است.

ممکن است بگویید این خانم قبل از ازدواج باکره نبوده است که اثبات این امر بدون اقرار خانم غیر قابل تصور است. یعنی از طریق فسخ نکاح نمی‌توان اقدام کرد اما این امکان وجود دارد که مرد دادخواست طلاق بدهد و عنوان کند که نوزاد متعلق به ایشان نیست.

گرچه بر اساس قوانین ایران مرد برای طلاق زن خود نیازی به ارائه دلیل ندارد.

سوال:

در صورت جدایی به دلیل اینکه بچه برای مرد نبوده آیا باز باید مهریه پرداخت شود؟

جواب:

بله، مهریه در هر حال باید پرداخت شود حتی اگر ثابت شود نوزاد متعلق به مرد دیگری است. مهریه فقط در صورت فسخ نکاح و قبل از نزدیکی ساقط می‌شود. در این مورد اولا فسخ نکاح مطرح نیست و ثانیا رابطه جنسی وجود داشته است. بنابراین اگر خانم مهریه خود را مطالبه کند آقا باید آن را پرداخت کند.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

سوال:

پس هیچ راهی وجود ندارد که این آقا قانونا حمایت شود؟ آیا می‌تواند به جرم زنا شکایت کند. به هر حال آزمایش دی‌ان‌ای نشان می‌دهد این بچه برای ایشان نیست و ابطه دیگر نیز در دوران عقد صورت گرفته است؟

جواب:

متاسفانه پیش‌بینی فرصت دو ماه برای طرح دعوای نفی ولد مانعی بزرگ برای احقاق حق در این گونه موارد است.

در مورد سوال دیگرتان عرض شود که در قانون مجازات اسلامی اثبات زنا مشخصا ذکر شده است. اینکه بچه متعلق به خانم نیست گرچه منطقا نشان از رابطه جنسی زن با مرد بیگانه دارد اما صرف وجود بچه اثبات کننده زنا نمی‌شود. بنابراین بسیار دشوار است که شکایت زنا به نتیجه برسد. بهترین راه این است که آقا نسبت به طلاق همسر خود اقدام کند و سعی کند که در مورد عدم پرداخت مهریه توافق کنند.




پس از طلاق، با بی‌توجهی پدر به وضعیت کودکان چه باید کرد؟


Photo: SIphotography/depositphotos.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:

سلام!

من خانمی‌ هستم ۳۸ ساله و صاحب یک فرزند دختر و یک پسر. من سه سال قبل به دلیل بدرفتاری‌های شوهرم از ایشان طلاق توافقی گرفتم و دادگاه حضانت بچه‌ها را هم به من داد. یعنی خودش هم نمی‌خواست چون با یک خانمی‌ دوست شده بود و قرار بود با ایشان ازدواج کند که این کار را هم بعد از جدایی ما انجام داد.

او در دوران زوجیت ما خیلی من را اذیت کرد؛ از بددهنی گرفته تا ضرب و جرح. هیچ پایبندی‌ و تعهدی هم به زندگی نداشت و مرتبا در حال خوشگذرانی بود و کار هم نمی‌کرد چون از پدرش ارث بزرگی به او رسیده بود و آن را گذاشته بود بانک، سودش را می‌گرفت و یک مغازه هم بود که داده بود اجاره و اجاره‌اش را می‌گرفت.

بعد گذشت دو سه سال از زندگی ما اما او شروع کرد با خانم‌ها رابطه برقرار کردن و این خیلی من را اذیت می‌کرد. آخرش هم با یکی از این خانم‌ها قرار ازدواج گذاشت و من هم جدا شدم. الان مشکل این است که علی‌رغم اینکه توانایی مالی دارد، هزینه بچه‌ها را پرداخت نمی‌کند. من هم در شهرستان هستم و یک خانه کرایه کرده‌ام و نمی‌توانم هزینه‌ها را به تنهایی تامین کنم. حالا سوال من این است که چه باید بکنم تا این آقا را مجبور کنم هزینه بچه‌ها را بدهد؟

بیشتر بخوانید:

دعوای زن و شوهری: چگونه باید به خشونت‌دیده کمک کرد؟

برای جدایی از شوهر بد رفتار و ناسازگار چه باید کرد؟

چگونه طلاق مادرم را بگیرم، وقتی پدرم او را کتک می‌زند و با او بدرفتاری می‌کند؟

جواب:

سلام خانم محترم!

شما هم می‌توانید شکایت کیفری کنید و هم می‌توانید با مراجعه به دادگاه حقوقی، نفقه فرزندانتان را مطالبه کنید. با توجه به اینکه حتما در حکم دادگاه حضانت بچه‌ها بر عهده شما گذاشته شده است و پدرشان که مسئول پرداخت نفقه بوده این کار را انجام نداده است، شما می‌توانید با مراجعه به دادسرا شکایت کیفری کنید.

بر طبق ماده ۵۳ قانون حمایت خانواده، «هر کس با داشتن استطاعت مالی، نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب‌النفقه امتناع کند، به حبس تعزیری درجه شش محکوم می‌‌‌شود. تعقیب کیفری منوط به شکایت شاکی خصوصی است و در صورت گذشت وی از شکایت، در هر زمان تعقیب جزایی یا اجرای مجازات موقوف می‌‌‌شود.»

در کنار این اقدام می‌توانید به دادگاهی که حکم طلاق را صادر کرده است نیز مراجعه کرده و تقاضای صدور دستور اجراییه کنید.

بر اساس نظریه مشورتی شماره ۶۰۳/۹۳/۷ مورخ ۱۸ خرداد ۹۳، اداره حقوقی قوه قضاییه، «پس از صدور گواهی عدم امکان سازش بر اساس توافق زوجین و جاری شدن صیغه طلاق فیمابین آن‌ها، در صورتی که یکی از طرفین از انجام توافقات مندرج در گواهی مورد نظر خودداری کند، طرف ذی نفع می‌تواند تقاضای صدور اجراییه به منظور اجرای تعهدات مالی (مانند مهریه) یا غیرمالی (مثل حضانت) را وفق مفاد گواهی عدم امکان سازش از دادگاه صادرکننده آن، بنماید ….»

بنابراین احتیاجی نیست شما دادخواست مجزایی مطرح کنید. پس از صدور اجراییه پدر فرزندانتان ملزم به پرداخت نفقه می‌شود و اگر پرداخت نکند امکان توقیف اموالش وجود دارد.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

سوال:

من الان در شهرستان هستم و خیلی سخت است که به تهران بروم برای پیگیری. آیا این امکان وجود دارد که در شهرستان خودمان این کار را بکنم؟

جواب:

در مورد شکایت کیفری شما نمی‌توانید در محل سکونتتان شکایت کنید و باید به محل وقوع جرم یعنی تهران بروید اما در مورد الزام به پرداخت نفقه این امکان وجود دارد.

بر طبق ماده ۱۲ قانون حمایت خانواده، «در دعاوی و امور خانوادگی مربوط به زوجین، زوجه می‌تواند در دادگاه محل اقامت خوانده یا محل سکونت خود اقامه دعوی کند ….»

سوال:

دختر من الان هفت سال دارد و پسرم ۹ ساله است. می‌خواستم بدانم اگر پدر بچه‌ها بعدا به هر دلیلی بخواهد حضانت فرزندان را بگیرد، می‌تواند این کار را بکند یا نه؟

جواب:

حضانت تا سن هفت سالگی با مادر است و بعد از آن در صورت پیش آمدن اختلاف، دادگاه مسئول حضانت را تعیین می‌کند. اما باید توجه کنید که کودکان بعد از رسیدن به سن بلوغ شرعی از سن حضانت خارج شده و خودشان می‌توانند تصمیم بگیرند که با چه کسی می‌خواهند زندگی کنند. یعنی دخترتان در سن ۹ سالگی اگر بگوید می‌خواهد با شما زندگی کند دیگر پدرش نمی‌تواند او را با خود نگه دارد. در مورد فرزند پسرتان اما اگر توافقی در مورد حضانت داشته‌اید و شما مشکل خاصی نداشته باشید که عدم صلاحیتتان اثبات شود، مطابق توافق عمل خواهد شد. اگر در زمینه حضانت توافق نداشته‌اید، پدر می‌تواند درخواست گرفتن حضانت فرزند را بکند در این صورت اگر شما مخالف باشید، دادگاه مساله را بررسی کرده و تشخیص می‌دهد حضانت فرزند با چه کسی باید باشد.

سوال:

سوال دیگرم این است که بعد از جدایی ما پدر بچه‌ها اصلا توجه و محبتی به فرزندانش ندارد و این امر باعث بروز ناراحتی‌های روانی برای بچه‌ها شده است. وقتی در مدرسه معلم‌ها یا مسئولان می‌پرسند که پدرتان کجاست و چرا نمی‌آید مدرسه، بچه‌ها تا چند روز افسرده می‌شوند. مرتبا هم عکس خودش با خانمش را می‌گذارد در تلگرام و اینستاگرام و بعضی وقت‌ها بچه‌ها می‌بینند و ناراحت می‌شوند. می‌خواهم بدانم آیا از این جهت امکان شکایت وجود دارد؟

جواب:

در قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، شکنجه روحی یا بی‌توجهی عمدی به سلامت روانی و جسمی‌ جرم‌انگاری شده است. بر اساس ماده چهار این قانون، «هر گونه صدمه و اذیت و آزار و شکنجه جسمی‌ و روحی کودکان و نادیده‌ گرفتن عمدی سلامت و بهداشت روانی و جسمی‌ و ممانعت از تحصیل آنان ممنوع و‌مرتکب به سه ماه و یک روز تا شش ماه حبس یا تا ۱۰ میلیون ریال جزای‌ نقدی محکوم می‌گردد.»

اما به نظر نمی‌رسد رفتاری که پدر فرزندان شما دارد شامل این قانون شود زیرا قضات در اجرای این قانون بسیار سخت‌گیر هستند. گرچه به هر حال شما می‌توانید به دلیل بی‌توجهی و وارد آمدن ضربات روحی به فرزندانتان در دادسرا  از ایشان شکایت کنید.




زخم‌های سپیده


Photo: chrisroll/depositphotos.com

ماهرخ غلامحسین پور

بی­‌مقدمه می­‌پرسد «تو می­‌توانی یک دختر چهارساله را به فرزند‌خواندگی بپذیری؟» این جمله سرآغاز حجم عظیم اطلاعات دهشتناکی می­‌شود درباره دخترکی به نام سپیده که خانه امنی ندارد و روزها پشت در خانه دایی و عمه و خاله‌ای که دیگر راهش نمی­‌دهند، به انتظار می‌نشیند.

به سپیده  فکر می­‌کنم و دستش که جای دندان­‌های نامادری قلوه­‌کنش کرده و دکتری که گفته باید بخیه بزند و  رفته تا نخ بخیه بیاورد. دکتر باور نکرده که دست آسیب‌دیده نتیجه یک دعوای کودکانه و کار پسر کوچک‌تر خانواده باشد. قبل از اینکه دکتر برگردد، آن‌ها دخترک را با همان دست زخمی زده‌اند زیر بغلشان و از بیمارستان فرار کردند.  حالا روی زخمی که باید بخیه می‌­خورد، یک چسب زخم چرکین آویزان، باقی مانده و دو لبه پوستی که به هم چفت نشده… . هیچ‌کدامشان سپیده را نمی‌خواهند. سپیده یادگار یک زندگی مشترک از دست رفته است، حاصل اولین زندگی مشترک «مصطفی» که این روزها با فقر و بی‌کاری دست و پنجه نرم می‌کند.

مصطفی زمانی راننده تاکسی تلفنی بود. آن روزها هنوز ناچار نشده بود به خاطر بهانه‌تراشی­های طاق و جفت همسر دومش، تاکسی  را بفروشد. او ماشینش را با فروختن هدایای عروسی و طلاهای همسر اولش منیژه و اندک پس‌انداز خودش خریده بود و کار می‌کرد. وقتی آقای نقوی گفت یک سرویس ثابت شبانه برایش در نظر گرفته، منیژه تازه باردار شده بود. مصطفی از این پیشنهاد خوشحال شد، به این خیال که مخارج زایمان همسرش را بی­‌واهمه فراهم کند. او هر شب باید خانم منشی یک شرکت تولیدی را، از محل کارش که مرکز شهر بود، به خانه­‌اش در حومه شهر می­‌رساند. مسیر طولانی و دیدار هر شب، باب گفت و گو و علاقه را باز کرد و راه زندگی اولش به بن بست خورد. منیژه که ماجرا را فهمید، مصطفی و کودک یک ساله را رها کرد و چند ماه بعد هم زن مرد دیگری شد. خانم منشی هم یک دوقلوی پسر زیبا برایشان به دنیا آورد. مادر تازه وارد در طول دوران بارداری می‌گفت نسبت به بوی سپیده ویار دارد. سپیده را می‌فرستادند خانه اقوام دور و نزدیک که توی دست و پای آن‌ها نباشد. دوقلوها هم که به دنیا آمدند، باز هم حساسیتش نسبت به سپیده به قوت خود باقی ماند. اصلا نمی­‌توانست حضور دخترک را تاب بیاورد. مشکلات مالی مصطفی که بالا گرفت، سپیده این وسط بی‌کس و کار ماند. مثل یک لکه اضافه روی سطح یک ملحفه سپید.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

دشواری‌های زنانه

دختران خاک و رنج، دختران زلزله

قتل‌های ناموسی در رده نخست

هیچ‌کس تاب این کودک چهارساله را نداشت. اولین بهانه معمول کودکانه به دومی نمی‌­رسید که تحمل دیگران در مقابلش تمام می­‌شد و متوسل می­‌شدند به زور و خشونت.

موضوع سپیده را اول صبح روز بیست و پنجم نوامبر، در یک گروه بسته متشکل از اعضای درجه اول و دوستان نزدیک خانوادگی می‌خوانم. روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان و دختران است. روزی که سازمان ملل با انتخاب شعار «هیچ کس را پشت سرت جا نگذار، بیایید خشونت علیه زنان و دختران را متوقف کنیم.» تلاش کرده امسال هم چون سال‌های پیش، توجه افکار عمومی را به موضوع خشونت علیه زنان و دختران جلب کند.

 تمام صبح را در این گروه کوچک تلگرامی با هم بحث و تبادل نظر می­‌کنیم . به هر کسی که ممکن است آدم خوبی باشد، برای ساختن یک خانه تازه برای دخترک فکر می‌کنیم. یک نفر داوطلب گفت و گو با پدر دخترک می­شود . قرار می‌گذاریم اگر نتوانستیم وضعیت «سپیده» را تغییر بدهیم، هر‌چه سریع‌تر به مراجع قضایی اطلاع بدهیم. با اینکه یکی از اعضای گروه که همان حوالی زندگی می‌کند می‌گوید چنین کاری بی‌تاثیر و فایده است و فقط وضعیت موجود را بغرنج‌تر می‌کند. شنیدن این که «درعمل، هیچ مرجع واقعی حمایت‌گری وجود ندارد.»،  ترسناک است.

«ناخواسته» اصطلاحی که در جنوب ایران برای این کودکان کاربرد فراوان دارد و مفهوم درد در آن مستتر است. کودکانی که والدین آن‌ها به هر دلیل، امکان یا تاب و تحمل حضورشان را ندارند. عده زیادی از آن‌ها پیش از تولد در مراکزی غیر‌بهداشتی و بدون نظارت یا تایید قانونی، با رابطه‌ای که بین بیمار و دکتر شکل گرفته، به دیار نابودی می‌روند.

دکتر مهدی فصیحی‌زاده، که در خیابان مرکزی شهریاسوج یک مطب کوچک را اداره می‌کند، می‌گوید خودش به دلایل مذهبی و به این دلیل که حوصله درگیری­‌های قانونی را ندارد، حاضر به انجام سقط‌جنین نیست، اما مراجعین سقط‌جنین فراوانند و گاهی به دو یا سه مورد متقاضی بر می‌خورد. آن‌ها با کمی جستجو به خانم دکتری مراجعه می‌­کنند که حتی جنین هشت ماهه را هم سقط می‌کند.

این پزشک عمومی می‌گوید یک روز برای گرفتن یک دارو به مطب خانم دکتر سر زده، حین برگشتن یک جنین حدود شش ماهه را دیده که توی سطل آشغال مطب خانم دکتر دور انداخته شده بود. او می‌گوید خانم دکتر برایش تعریف کرده که یک بار وقتی آمپول را به بیمار تزریق کرده، جنین هشت ماهه زنده از رحم مادر خارج شده و والدینش با این معضل روبرو بودند که چطور جنین را از بین ببرند؟

اما زندگی همه کودکان ناخواسته در مرحله جنینی متوقف نمی‌شود. بسیاری از این کودکان بدسرپرست یا بی سرپرست پا به جهان امکان می‌گذارند و به دوران کودکی می‌رسند. آن‌ها ممکن است در شهرهای بزرگ، خرید و فروش شده یا به گروه‌های تکدی‌گر سودجو اجاره داده شوند و یا در شهرهای کوچک‌تر بین اقوام دور و نزدیک در رفت و آمد باشند. بخشی از جامعه آماری کودکان ناخواسته، کودکان طلاقند.

تا پیش از این، آمار طلاق از سوی مسئولان سازمان ثبت احوال، به شکل سالانه و بر مبنای موارد به ثبت رسیده اعلام می‌شد. در آخرین داده‌های موجود، رئیس انجمن مددکاری ایران، سید حسن موسوی چلک، گفته بود هر ساعت 19 طلاق در ایران به ثبت می‌رسد. اما سال گذشته علی اکبر محزون، مدیر کل اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور، با طرح این که ذکر آمار طلاق تاکنون دردی را دوا نکرده و می­‌تواند منجر به تکرار آسیب­های اجتماعی شود، اعلام کرد زین پس آمار طلاق نداریم.

با این همه شواهد موجود، بیان‌گر وجود یک رابطه معنادار بین کودکان طلاق و خشونت خانگی است. برخی کودکانی که به هر دلیل در زندگی تازه والدین، ناخواسته محسوب می­‌شوند، بیش از کودکان عادی در معرض خشونت قرار می­‌گیرند.

آرزو نقده، روانپزشک ساکن یکی از شهرهای جنوبی ایران و طرف مشاوره اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی، می‌گوید در طول شانزده سالی که تجربه درمان داشته، هرگز شرایطی به دردناکی وضعیت این کودکان ندیده، چون احساس اضافه بودن و سربار بودن در جایی می‌کنند که باید تنها گوشه امن جهان‌شان باشد.

این روانپزشک در ادامه سخنانش به کودکان طلاق اشاره می‌کند: «طلاق یک اتفاق یک‌باره و تصادفی نیست. این پدیده اجتماعی یک روند دردناک و کاهنده دارد. نقطه شروع، اوج و پایان دارد و متاسفانه در جامعه ما به دلیل عدم آموزش صحیح، فرآیند طلاق برای والدین و تطبیق خودشان با شرایط موجود و کمک به پذیرش کودکانشان برای بازسازی، مدت زمان بیشتری را نسبت به سایر جوامع دیگر طلب می‌کند. در دوره طلاق، والدین درگیر خشم و رفتارهای تنش‌­زا با همدیگر و با کودکانشان می‌شوند. هیچ‌یک از ما برای مدیریت بحران در دوره طلاق آموزش ندیده‌ایم و مجموعه این‌ها باعث می­‌شود که کودک طلاق، از ابتدا در معرض خشونت‌های کلامی، روانی و حتی فیزیکی قرار بگیرد.»

این روانپزشک معتقد است  بعد از پایان پذیرفتن جدایی و رسیدن به یک ثبات نسبی، باز هم این کودکانند که بیش از طرفین ماجرا ضربه‌پذیرند.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید

«در مناطق فقیرنشین و حاشیه شهرها، فقر و فشارهای اقتصادی باعث می‌شود که والدین، کودکان حاصل از ازدواج  سابق‌شان را به همدیگر پاس بدهند. این وضعیت ممکن است برای کودکان، نتایج خطرناکی به دنبال داشته باشد. احساس ناخواسته بودن، بی‌جا و مکانی و عدم تعلق به یک نقطه امن و باثبات، و حتی در معرض خشونت فیزیکی قرار گرفتن از سوی والدین یا شرکای جدید جنسی آن‌ها می‌تواند برای کودک، اثرات مخرب غیرقابل‌باوری در پی داشته باشد.»

خانم نقده، راه‌حل را در آموزش بنیادین مسئولیت‌پذیری می‌داند. این که مردم بدانند مسئولیت انتخابشان تا پایان راه با آن‌ها خواهد بود و اگر باعث به دنیا آمدن کودکی شدند، تا زمان بلوغ و استقلال او در مقابل سرنوشتش مسئول‌اند، مهم نیست که مجردند یا متاهل و مطلقه، آنچه مهم است به ثمر رساندن کودکی است که در این کشاکش می‌تواند قربانی اصلی باشد.

کشورهای توسعه‌یافته راه‌حلی برای کودکان ناخواسته دارند. دولت‌ها خود را متولی اصلی مراقبت از این کودکان می‌دانند. در اغلب این کشورها، در خیابان‌های خلوت شهر، باجه‌هایی به نام «بیبی باکس[1]» تعبیه شده که کودکان یا نوزادن ناخواسته را آنجا رها می‌کنند. زنگ باجه که به صدا در بیاید، در کم‌ترین زمان ممکن، اورژانس اجتماعی خودش را به کودک رها شده می‌رساند.

در ایران نیز طبق آخرین آماری که خبرگزاری جمهوری اسلامی منتشر کرده، 25 هزار کودک بی‌سرپرست یا بد‌سرپرست، تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارند، که ده هزار نفر از آن‌ها در  590 مرکز مخصوص نگهداری شده و بقیه آن‌ها به خانواده‌های جایگزین سپرده شده‌اند. در مورد کافی بودن این مراکز، نوع خدمات ارائه شده و عمومیت داشتن آن‌ها، حرف و حدیث فراوانی وجود دارد.

[1] Baby Box




آیا مرد می‌تواند در صورت بیماری همسرش ازدواج مجدد کند؟


Photo: romi49/shutterstock.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال: سلام! من در مورد مشکل دخترعمویم می‌خواستم  با شما مشورت کنم. دخترعموی من 11 سال پیش ازدواج کرده و یک پسر8 ساله دارد. متاسفانه مدتی است که بیماری ام.اس دارد. گاهی حالش خوب است و گاهی بد. وقتی حالش بد است توانایی حرکت کردن را از دست می‌‌دهد و باید استراحت کند. دکتر گفته احتمال دارد بدتر هم بشود. بیماری دخترعمویم مشکلات خانوادگی برایش ایجاد کرده است. شوهرش زیاد مراعات حالش را نمی‌کند و مرتب کنایه و یا حرف‌های ناخوشایندی به او می زند. همیشه سرکوفت می‌زند که تو از اول مریض بودی و من را بدبخت کردی. این باعث می‌شود حال دخترعمویم از لحاظ روحی و روانی بدتر شود. خانواده شوهرش هم پرجمعیت است و مرتب به خانه آنها رفت و آمد دارند. خانواده عمویم بیشتر در شهرستان هستند و زیاد نمی‌توانند کمکی به او بکنند. چند وقت پیش شنیدم که شوهرش به او توهین کرده و گفته چقدر باید بیماری تو را تحمل کنیم. به هر حال دخترعمویم تصمیم گرفته به خانه پدرش بیاید. چند روز پیش با من صحبت کرد و مشورت خواست. مثل اینکه خانواده شوهرش قصد دارند برایش زن دوم بگیرند.  سوال من این است که آیا مرد می‌تواند در صورت بیماری همسرش ازدواج مجدد کند؟

پاسخ: با سلام! متاسفم از مشکلی که پیش آمده است. بر طبق بند 4 ماده 16 قانون حمایت خانواده سال 1353، در صورتی که زن دچار بیماری صعب‌العلاجی شود طوری که دوام زندگی زناشویی برای طرف دیگر مخاطره‌آمیز باشد، شوهر می‌تواند با مراجعه به دادگاه اجازه ازدواج مجدد بگیرد. البته دادگاه با توجه به میزان بیماری زن حکم صادر می‌کند. یعنی اگر بیماری ام.اس دخترعمویتان امکان درمان داشته باشد، دادگاه این اجازه را صادر نخواهد کرد. اما اگر دادگاه بیماری را صعب‌العلاج تشخیص دهد، به شوهر اجازه ازدواج مجدد می‌دهد.

بیشتر بخوانید:

معلولان و کنترل‌گری؛ خشونت به نام محبت

روایت کاترینا

چالش‌های شهادت یک ناشنوا در دادگاه

سوال: اینکه شوهر مرتب به ایشان طعنه می‌زند و او را تحت فشار روانی قرار می‌دهد، آیا راه قانونی برای برخورد وجود ندارد؟

پاسخ: متاسفانه تا این حد رفتار شوهر جرم نیست. اگر توهین صریحی انجام شود، می‌توان شکایت کرد اما طعنه زدن و یا تحت فشار روانی قرار دادن در قوانین مورد توجه قرار نگرفته‌اند و با توسل به قانون نمی‌توان با آن برخورد کرد.

سوال: آیا دخترعمویم می‌تواند بدون اجازه شوهرش خانه را ترک کند و به خانه پدرش برود؟

پاسخ: ایشان می‌تواند خانه را ترک کند. یعنی شوهرش حق ندارد به زور مانع ترک خانه شود، اما اگر بدون دلیل موجه باشد حق نفقه ایشان ساقط خواهد شد. بر اساس ماده 1115 قانون مدنی: «اگر بودن زن با شوهر در يك منزل متضمن خوف، ضرر بدني، مالي يا شرافتي براي زن باشد زن مي‌تواند مسكن علي‌حده اختيار كند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محكمه حكم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام كه زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.» بنابراین با توجه به اینکه می‌گویید شوهر دخترعمویتان ایشان را تحت فشار قرار داده، شاید بتوان با استناد به این ماده گفت که دخترعمویتان حق ترک خانه را دارد. توجه کنید که اگر کار به دادگاه بکشد، این مساله توسط قاضی بررسی شده و طبق نظر ایشان دخترعمویتان شامل این ماده می‌شود. اگر قاضی تشخیص بدهد که دخترعمویتان در خانه متضمن ضرر نفسی یا شرافتی می‌شود، ایشان شامل ماده خواهد شد، اما اگر این مساله را تشخیص ندهد و شوهر تقاضای الزام به تمکین کند، خانم باید به خانه برگردد و اگر برنگردد نفقه‌اش ساقط می شود.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

سوال: ما احساس می کنیم که شوهر دختر عمویم قصد دارد او را طلاق بدهد. اول اینکه آیا می‌تواند طلاق دهد و دوم اینکه اگر طلاق بدهد حضانت بچه با کیست؟

پاسخ: بله شوهر هر موقع بخواهد می‌تواند همسر خود را طلاق بدهد و نیازی به ارائه دلیل و توجیه ندارد. در مورد حضانت فرزند بر طبق ماده 1169 قانون مدنی ایران: «براي حضانت و نگهداري طفلي كه ابوين او جدا از يكديگر زندگي مي كنند، مادر تا سن هفت‌سالگي اولويت دارد و پس از آن با پدر است. تبصره – بعد از هفت‌سالگي در صورت حدوث اختلاف ، حضانت طفل با رعايت مصلحت كودك به تشخيص دادگاه است.» با توجه به اینکه فرزند 8 سال دارد، حضانت به پدر واگذار می‌شود، اما اگر مادر مخالفت کند و خواهان حضانت باشد، دادگاه در این مورد تصمیم می‌گیرد. اگر شوهر مشکل خاصی از جمله اعتیاد و یا سابقه خشونت نداشته باشد، حضانت به ایشان واگذار خواهد شد. به هر حال دادگاه در این مورد تصمیم‌گیری می‌کند.

سوال: اگر دخترعمویم بداند که در صورت طلاق فرزندش را از او می‌گیرند، به هیچ وجه جدا نمی‌شود و مجبور است در خانه شوهرش بماند و تحمل کند. این به نظرتان قانون درستی است؟

پاسخ: متاسفانه قوانین ایران در مورد حضانت مشکلاتی دارند. خیلی وقت‌ها زن‌ها مجبور به تحمل خشونت می‌شوند تا در کنار فرزندانشان بمانند. مشکل دیگر اینکه اگر مرد یک‌طرفه هم طلاق بدهد، بازهم تغییری در وضعیت حضانت پیش نمی‌آید. یعنی اگر دخترعموی شما به دلیل فرزندش حاضر به طلاق نباشد، اما شوهرش طلاق دهد بازهم حضانت بر طبق مطالبی که گفته شد  به پدر واگذار می‌شود.

سوال: سوال آخر اینکه اگر دخترعمویم بدون اینکه طلاق بگیرد، با فرزندش به خانه پدرش برود، آیا شوهر می‌تواند بچه را از او بگیرد؟ آیا بیماری حق مهریه را از بین می‌برد؟

پاسخ: این مساله در قانون ذکر نشده اما با توجه به اینکه پدر ولی قهری طفل محسوب می‌شود و اختیار تصمیم‌گیری در مورد او را دارد، به احتمال بسیار دادگاه با تقاضای ایشان مبنی بر برگرداندن طفل موافقت می‌کند. در مورد مهریه، زن در هر حال می‌تواند مهریه خود را مطالبه کند، چه قبل از طلاق و چه بعد از آن. بیماری دخترعمویتان حق مهریه را از بین نمی‌برد.




بد سرپرست، تنهاتر است


Photo: deposit123/depositphotos.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

–         به درد اعتیادش خو کرده بودم اما این اواخر یک زخم تازه مهمان خانه کوچک ما شده بود. هنر کرده بود و این بار عاشق زن دیگری شده بود. اصرار می‌کرد جدا بشویم، اما من به خاطر دخترک سه ساله‌ام مقاومت می‌کردم.

چند ماهی وانمود کرد که از اصرار و ابرامش برای جدایی گذشته. من هم با اینکه هیچ تلاشی برای زندگیمان نمی‌کرد، همین قدر که از جدایی نمی‌گفت راضی بودم. بعد نقشه سفر به مشهد را ریخت. گفت برویم زیارت قلبمان آرام بگیرد و رفتیم. روز سوم بود که بیدار شدم و دیدم علی و دخترم نیستند. گفتم لابد بی‌خوابی به سرشان زده رفته‌اند قدمی‌ بزنند با هم اما آمدنشان به دراز کشید. دلشوره عجیبی داشتم و یک جا آرام نمی‌گرفتم. چند ساعت بعد علی را از پشت شیشه مسافرخانه دیدم که دارد عرض خیابان را به تنهایی عبور می‌کند. انگار کسی دلم را از ریشه چلاند. پس دخترم کو؟ علی به محض اینکه وارد اتاق شد گفت دیگر بهانه‌ای برای جدایی نداری. دخترت را بردم وسط حرم رهایش کردم.

مویه‌کنان تاکسی گرفتم به سمت حرم. به همه التماس می‌کردم و عکس دخترم را نشان می‌دادم. همه مردم دورم جمع شده بودند. یک نفر گفت برو به قسمت گمشدگان. شاید کسی دیده برده آنجا تحویل داده. رفتم آنجا دیدم سمیه آنجا روی نیمکت دفتر خوابیده . بس که گریه کرده بود صورتش ورم کرده بود. برش گرداندم هتل. سمیه از پدرش می‌ترسید. بقیه روزهای سفر پشت سرم پنهان می‌شد. ما جدا شدیم اما دختر ۱۳ساله‌ام مدام کابوس می‌بیند و خاطره آن روز حرم هرگز رهایش نمی‌کند.

چرا برخی فعالان حقوق کودک معتقدند کودک بد سرپرست به مراتب شرایط دردناک‌تری دارد تا کودک بی‌سرپرست؟ حتی در همین باب چند سال پیش پویشی با عنوان «بد سرپرست، تنهاتر است» با همدلی جمعیت‌های حامی‌ حقوق کودکان شکل گرفت و با اینکه کماکان در طول این چند سال این پویش نتوانسته به عنوان یک نهاد خیریه به ثبت رسمی‌ برسد، اما تلاش بسیاری برای تصویب لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان انجام داده است.

بیشتر بخوانید:

معضل نوار بهداشتی و به خطر افتادن سلامت زنان فرودست

آیا لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان می‌تواند مانع آزارگری والدین شود؟

زندگی‌‌هایی که پای منقل آن‌ها به باد می‌رود

خانه امن از کتایون نخعی که مددکار اجتماعی است و در دادگستری یکی از شهرستان‌های خوزستان برای کمک به کودکان و نوجوانان بزهکار استخدام شده، می‌پرسد چرا می‌گویند کودک بد سرپرست وضعیت وخیم‌تری دارد؟

او با لبخندی تلخ جواب می‌دهد: «من هم بعد از ۱۱سال تجربه کار با این کودکان معتقدم کودک بدسرپرست و دارای والد آزارگر، تنهاتر از کودک یتیم آواره خیابان‌هاست. کودک آواره و بی‌سرپرست حداقل می‌تواند توجه سازمان‌های مردم نهاد را جلب کند. اما کودکی که ظاهرا همه چیز دارد، خانه دارد، کاشانه دارد، پدر و والد و خانواده دارد، جایی برای دلسوزی یا حساسیت باقی نمی‌گذارد. هر روزه شاهدم که کودکان یتیم و بی‌سرپرست اندک دلسوزی افکار جمعی را در این وانفسای ویرانی جامعه به خودشان جلب می‌کنند. هر کسی می‌آید می‌گوید نذر کرده مثلا هزینه دو کودک یتیم را تامین کند. گوشه ناچیزی از کمک‌های دولتی به کودکان بی‌سرپرست و یتیم اختصاص پیدا می‌کند یا سازمانهای مردم نهاد در این باب تلاش می‌کنند دست یاری به سوی کودکان بی‌سرپرست دراز کنند، اما هیچ‌کس کودک بد سرپرست را نمی‌بیند. بد سرپرست تنهاتر است چون گرچه ظاهرا دست مهربان والد و سقفی ایمن بر سر دارد، اما هیهات که آزارگر همان کودک بی‌دفاع، زیر همان سقف ایمن و در پوشش مهر مادری یا حمایت پدری به آزار کودک مشغول است؛ کودکی که اساسا صدا و حنجره و توانی برای اظهار کمک ندارد و تنها پناه امنش همان آزاررسان ناپیدا و مغفول است. چندی پیش دادگاه مادری بود که دختر هفت ساله‌اش را عملا با قاشق کباب کرده بود. تمام تن دخترک از زخم‌های ناشی از سوختگی عفونت کرده بود، اما توی همان جلسه دادگاه دخترک چادر مادرش را گرفته بود و پشت سر او پنهان شده بود. تمام مدتی که دادگاه برگزار می‌شد من از واکنش‌ها و ترس کودک بی‌صدا گریه می‌کردم.»

سرگذشت معصومه

سرگذشت معصومه هم حکایت یکی از همان بد سرپرست‌هاست: «اولین بار که او را دیدم روی یکی از صندلی‌های قرمز درمانگاه سینا نشسته بود. چسب پشت دستش نشان می‌داد تازه از زیر سرم رها شده. چند کلمه‌ای که با او حرف زدم متوجه شدم در سن ۱۷سالگی آمده جنینش را سقط کند.

همان دیدار کوتاه اما منجر به ایجاد رابطه‌ای شد که تا امروز میان ما ادامه دارد. بعدها فهمیدم تنها دو سال داشته که مادرش در روستا به علت ابتلا به سرطان سینه درگذشته. هیچ‌کس آن روزها و در آن روستای دورافتاده نمی‌دانسته سرطان سینه از چه مقوله‌ای‌ست. زن جوان یک سال هم دوام نیاورده و بعد از مرگ مادر، پدر۲۵ ساله‌ معصومه او را انداخته ور دل خواهر خودش توی همان روستا و رفته دنبال زندگی‌اش.»

–         الان که فکرش را می‌کنم می‌توانم پدرم را ببخشم. چه راه چاره دیگری داشت یک مرد جوان ۲۵ ساله که سخت هم کار می‌کرد؟ عمه‌ام مرا تر و خشک می‌کرد و پدرم برای کار بنایی به آبادان می‌رفت و چند روزی یک بار به روستا می‌آمد تا مرا ببیند. کم کم که رفت وآمدهای پدرم کم شد شنیدم ازدواج کرده ومن حتی یک برادر دارم .نمی‌دانم چه شد که وسط گرفتاری‌های عمه بیوه‌ام که شوهرش به علت سانحه در محل کار و فرو رفتن پایش در حوضچه اسید درگذشته بود و دو پسرش که از من بزرگ‌تر بودند، بالغ شدم.

ما را در تلگرام خانه امن دنبال کنید. 

علی، پسر عمه معصومه، فقط یک سال از او بزرگ‌تر بوده اما به شدت عصبی. او مدام مادرش را کتک می‌زده و یک بار را جوری او را زیر بار کتک گرفته که دو دندان جلویش شکسته:

–         روزگار سیاهی با علی داشتم. حکومت نظامی‌ حکم فرما بود. همگی ما حتی عمه که بزرگ ما بود از علی حساب می‌بردیم چون او کارگری می‌کرد و خرج ما را می‌داد. او گاهی شب‌ها که روی پشت‌بام می‌خوابیدیم به من آزار می‌رساند. یک روز که عمه شاهد صدای قدم‌هایش و فرار بی‌محابایش بود با من حرف زد و گفت که راه چاره دیگری ندارم. بهتر از علی برایم سراغ ندارد و بهتر است با او ازدواج کنم. عمه می‌گفت ازدواج که کنید خلق و خویش بهتر می‌شود.

بد سرپرست تنهاتر است چون در انتظار معجزه می‌ماند. چون ایمان دارد که والدش او را از قلب جهنم به سرای عافیت می‌رساند. معصومه سال‌های سال یک ساک کوچک نیم‌دار با چند دست لباس کهنه و یک جفت دمپایی رنگ و رو رفته و عکس روزگار جوانی مادرش را پنهان کرده بوده توی گنجه کهنه عمه، به این امید که یک روز پدرش او را از آن خانه تاریک خواهد برد. پدرش اما هرگز برنمی‌گردد و او در نهایت یک روز به ازدواج ناخوشایند و ناخواسته با پسر عمه عصبی و خشونت‌گرش تن می‌دهد:

–         با اینکه پدر داشتم و شرایط اقتصادی پدرم به تدریج بهتر شده بود اما نه هرگز در طول این سال‌ها از من سراغی گرفت، نه اندک پولی برایم فرستاد، نه کاری کرد که بدانم به یادم بوده. یک بار هم نیامد تا مرا به خانه جدیدش ببرد و برادر و خواهرهایم را نشانم بدهد. من عملا برای هیچ‌کس وجود نداشتم و در نهایت ۱۴ سال و سه ماه بیشتر نداشتم که تن به ازدواج ناخواسته با پسر عمویم دادم. نگران تجاوز پنهانی او و از دست دادن باکرگی‌ام بودم و گفتم شاید این راه بهترین انتخاب باشد.

آن دختر ۹ساله

کتایون نخعی اما از سرگذشت تلخ دختر ۹ساله‌ای می‌گوید که هیچ‌کس در خانواده حاضر به پذیرش سرپرستی او نیست. دختر باهوش و زیبایی که به افسردگی و روان‌پریشی مبتلا شده است:

«مادر نیلوفر سه بار ازدواج کرده. نیلوفر حاصل ازدواج دوم اوست. پدر نیلوفر به جرم ماشین دزدی و قتل به زندان افتاده و به قصاص محکوم شده. مادر دخترک هم با توسل به همین موضوع از او طلاق می‌گیرد و با مغازه‌داری که همسر و سه فرزند بزرگ دارد ازدواج می‌کند. حالا اما دعوای آنها سر نیلوفر بالا گرفته و آن مرد با وجود تعهد روزهای اول، دیگر حاضر به نگهداری از دخترک نیست. حتی بارها او را کتک زده و نیمه شب از در خانه بیرون انداخته. دخترک ۹ساله بارها در دل تاریکی شب پشت در خانه مادرش به انتظار نشسته چون هیچ جا را نداشته که برود.»

نخعی اما از اینکه مادر نیلوفر هیچ دفاعی از او یا تلاشی برای تغییر شرایط دخترش نمی‌کند، شگفت‌زده و متعجب است: «مادر دخترک سالم و تندرست است. هر مادر طبیعی دیگری در چنین شرایطی قید این زندگی و ازدواج مشترک را به نفع فرزندش می‌زد. این زن می‌تواند از این مردک بی‌رحم جدا بشود و برود کار کند و از دخترش مراقبت کند، اما هیچ اصراری برای نگهداری از دخترک ندارد. دخترک افسرده و آشفته است. او در اوج بی‌پناهی مطلق بین اعضای دور ونزدیک خانواده دست به دست می‌شود. یک شب خانه این می‌خوابد یک شب خانه آن. هیچ‌کس او را نمی‌خواهد. حین جلسات مشاوره متوجه شده‌ام هوش و فراست و استعداد عجیبی دارد. گاهی می‌گویم ای کاش این همه باهوش نبود. حافظه‌اش مثل ساعت گرینویچ کار می‌کند. گاهی از خاطرات دو سالگی‌اش برای من تعریف می‌کند و صحنه‌هایی که نباید می‌دیده را به خاطر می‌آورد. هر بار که می‌رود من به قرص‌های آرام‌بخش متوسل می‌شوم و تا یک هفته روانم پریشان است تا باز برگردد. نمی‌دانم در نهایت سرنوشتش چه خواهد شد، اما نگران جانش هستم. نگران اینکه یک بار خدای نکرده به خاطر حل این مشکل، کلا صورت مساله را به کلی پاک کند.»

حسین اسدبیگی، رییس مرکز فوریت‌های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور سال گذشته به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفته بود ۸۸ درصد کودک‌آزاری‌ها توسط والدین و خصوصا از جانب پدر انجام شده است.

در سال گذشته از مجموع کودک‌آزاری‌هایی که به مرکز فوریت‌های اجتماعی سازمان بهزیستی گزارش شده  بود، بیش از یک هزار و ۶۴۲ مورد توسط پدر، ۷۳۹ مورد توسط مادر، هشت مورد توسط خواهر و ۲۰ مورد توسط برادر انجام شده و از مجموع این موارد گزارش شده، تنها ۱۵ درصد توسط افراد غریبه انجام شده است.

فعالان حقوق کودک اما امیدوارند با اجرایی شدن لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان، امکان ایجاد سقف ایمن‌تری برای کودکان بد سرپرست فراهم شود.




برای جدایی از شوهر بد رفتار و ناسازگار چه باید کرد؟


Photo: Natalie Board/www.shutterstock.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:

سلام!

من زنی هستم که ۲۸ سال است ازدواج کرده‌ام اما در این ۲۸ سال زندگی زناشویی، یک روز خوش ندیده‌ام.

ازدواج ما این‌طور بود که من ۱۷ سال داشتم و این آقا خواستگار من بود اما پدر و برادرانم رضایت نمی‌دادند چون خانواده‌شان شهرت خوبی در منطقه نداشتند. من ولی حماقت کردم و فریب این آقا را خوردم و با او فرار کردم و پدرم هم مجبور شد رضایت بدهد به ازدواج اما با من قطع رابطه کرد.

شوهر من بسیار آدم بدرفتار و ناسازگاری است. من سال‌ها در مغازه ایشان کار کردم و در خانه هم مرتب کار می‌کنم. چهار فرزند هم دارم. وضعیت مالی ایشان بسیار خوب است اما فقط در حد بخور و نمیر به ما پول می‌دهد. برای خودش یک اتاقی در باغ ساخته و مرتب با رفیق‌هایش در آنجا خوشگذرانی می‌کند و اصلا برای خانواده خودش وقت نمی‌گذارد. هر هفته هم یک خانمی‌ به آن اتاق می‌آورد و با او رابطه برقرار می‌کند.

او به پدر من که فوت کرده فحش‌های خیلی بد می‌دهد. با برادرانم هم از همان ابتدا قطع رابطه کرده و پیش بچه‌ها از آنها بدگویی می‌کند چرا که راضی نبودند من با ایشان ازدواج کنم.

بیشتر بخوانید:

بعد از بارداری تازه فهمیدم ازدواج ثبت نشده

چگونه طلاق مادرم را بگیرم، وقتی پدرم او را کتک می‌زند و با او بدرفتاری می‌کند؟

به دلیل افترا و ضرب و جرح، طلاق می‌خواهم

واقعیتش چون خانواده من آن زمان با ازدواجمان مخالف بودند دیگر نتوانستم برگردم خانه پدرم. از حرف مردم هم ترسیدم اما بعد کار به جایی رسید که شش سال پیش به پیشنهاد دخترم رفتم تقاضای طلاق دادم منتها آن‌قدر مرا دواندند و اذیت کردند که دیگر پیگیر نشدم. یک روز می‌گفتند بیا مشاوره، یک روز می‌گفتند داور بیاور و این جور چیزها. بین هر دادگاه هم چند ماه فاصله می‌افتاد.

به هر حال بعد از اینکه دیگر پیگیر نشدم، شوهرم رفتارش بدتر شد. حالا می‌گوید برو ببینم چه‌طور طلاق می‌گیری؟

چند وقت پیش به صورت اتفاقی رفتم باغ و دیدم با یک زنی نشسته‌اند دارند تریاک می‌کشند. من هم مخفیانه فیلم گرفتم از آنها. حالا می‌خواهم دوباره برای طلاق اقدام کنم. به او می‌گویم که حق و حقوق مالی من را بدهد اما ایشان قبول نمی‌کند. می‌گوید اگر طلاق می‌خواهی برو طلاق بگیر یا اینکه ادعایی نداشته باش تا طلاق توافقی بدهم.

سوال من این است که من به جز مهریه چه چیز دیگری می‌توانم از ایشان بگیرم؟ بعد اینکه اگر راضی به طلاق نشود می‌توانم این فیلم را مدرک قرار دهم؟

جواب:

سلام خانم محترم.

متاسفم از این مشکلی که برایتان پیش آمده است.

عرض به حضورتان که شما علاوه بر مهریه می‌توانید اجرت‌المثل هم مطالبه کنید. اجرت‌المثل مبلغی است که بابت کارهایی که زن در خانه انجام داده به او تعلق می‌گیرد. این مبلغ توسط کارشناس تعیین خواهد شد و میزان آن نهایتا با نظر دادگاه است.

توجه کنید که مهریه شما هم به نرخ روز حساب خواهد شد. بانک مرکزی هر ساله شاخصی ارائه می‌دهد و دادگاه با توجه این شاخص مبلغ مهریه شما را حساب خواهد کرد.

اگر شوهرتان اموالی به نام خود دارد، ابتدا به اداره ثبت اسناد و املاک بروید و در آنجا مهریه خود را به اجرا گذاشته و با معرفی اموال شوهرتان تقاضای توقیف اموال بدهید.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

در مورد مدتی که در مغازه ایشان کار کردید، اگر در آن مدت حقوقی بابت کار کردن نگرفته‌اید می‌توانید آن را هم مطالبه کنید. البته باید اثبات کنید که در آنجا کار می‌کرده‌اید و اگر سالیان زیادی از آن گذشته باشد، شاید مطالبه دستمزدتان دشوار باشد.

اما در مورد سوال دیگرتان عرض شود که شما باید در قالب عسر و حرج تقاضای طلاق بدهید. عسر و حرج یعنی سختی و مشقت. سعی کنید افرادی را که مطلع از رفتارهای شوهرتان هستند برای ادای شهادت در دادگاه قانع کنید. فرزندانتان نیز می‌توانند در دادگاه شهادت بدهند. هر مدرک و دلیل دیگری هم که می‌تواند بد رفتاری‌های ایشان را نشان بدهد مفید خواهد بود. مثلا اگر تاکنون کلانتری صورت‌جلسه‌ای داشته یا شما به دلیل ضرب و جرح به مراکز درمانی مراجعه کرده باشید.

سوال:

آن فیلمی‌ که گرفتم چه؟ آیا به نظرتان به دادگاه ارائه بدهم؟

جواب:

به هر حال ضرری نخواهد داشت. از آن فیلم می‌توان برداشت کرد که ایشان هم مواد مخدر مصرف می‌کنند و هم اینکه رابطه نامشروع دارند. بنابراین این فیلم هم می‌تواند به شما کمک کند. ضمن اینکه می‌توانید از شوهرتان بابت رابطه نامشروع نیز شکایت کنید. رابطه نامشروع در قانون جرم بوده و مجازات شلاق دارد.

علاوه بر این فیلم شما می‌توانید از بازپرس رسیدگی کننده به پرونده تقاضا کنید که ارتباطات مخابراتی شوهرتان نیز استعلام شود. آن‌وقت دادسرا لیست تماس‌ها و پیامک‌ها را از مخابرات استعلام خواهد کرد.

سوال:

یک سوال دیگری هم دارم. من یک پسر و سه دختر دارم. پسرم که بزرگ‌تر است به تازگی ازدواج کرده و مستقل شده است اما سه دخترم هنوز مجرد هستند. می‌خواستم بدانم اگر من جدا بشوم و دخترانم با من زندگی کنند، آیا پدرشان موظف است هزینه آنها را بدهد؟

جواب:

بله! پدر در هر حال موظف به پرداخت نفقه فرزندان شماست هر چند بزرگسال باشند. یعنی تا وقتی ازدواج نکرده‌اند پدرشان باید هزینه زندگی‌شان را بپردازد اما توجه کنید که برخی هزینه‌ها شامل نفقه نمی‌شود از جمله شهریه دانشگاه. با توجه به اینکه شوهرتان تمکن مالی دارد، اگر بعد از جدایی نفقه فرزندانش را پرداخت نکند آنها می‌توانند هم شکایت کیفری کنند و هم نسبت به مطالبه نفقه اقدام حقوقی کنند.

سوال:

سوال آخرم این است که چون من خودم از کارهای دادگاهی سر در نمی‌آورم و یک بار هم که موفق نشدم از دادگاه طلاق بگیرم، آیا جایی هست که به من وکیل بدهد؟ خودم هیچ درآمدی ندارم و توان گرفتن وکیل را ندارم.

جواب:

در قانون حمایت از خانواده پیش‌بینی شده است که اگر دادگاه تشخیص بدهد خانم احتیاج به وکیل دارد می‌تواند برای او وکیل معاضدتی تعیین کند؛ گرچه دادگاه‌ها معمولا این کار را نمی‌کنند. اما شما در دادخواست طلاق درخواست کنید که دادگاه به شما وکیل معاضدتی بدهد. همچنین می‌توانید به کانون وکلای دادگستری استان‌ محل سکونتتان که در مرکز هر استان است مراجعه کرده و از آنجا تقاضای وکیل معاضدتی کنید.




چگونه طلاق مادرم را بگیرم، وقتی پدرم او را کتک می‌زند و با او بدرفتاری می‌کند؟


Photo: grigvovan/depositphotos.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:

با سلام.

من در مورد مادرم می‌خواهم راهنمایی بگیرم. مادر من ۶۳سال دارد و صاحب سه فرزند است که همگی ازدواج کرده‌ایم.

پدرم اما از همان ابتدا مادرم را اذیت می‌کرد. یعنی مادرم صبح تا شب توی خانه کار می‌کرد بدون اینکه پدرم حتی یک لباس درست-حسابی برایش بخرد و وقتی مریض می‌شد، با او بدرفتاری می‌کرد و می‌گفت: «خودت را به تنبلی نزن!»

بارها شاهد بودم که مادرم را کتک زد. در آن زمان عمویم با ما زندگی می‌کرد و مادرم مجبور بود کارهای او را هم انجام دهد.  وقتی ما کوچک بودیم کاری نمی‌توانستیم بکنیم اما وقتی بزرگ شدیم دیگر جلوی پدرم را گرفتیم و ایشان جرات زدن نداشت اما بددهنی می‌کرد و مرتب به مادرم فحش می‌داد یا در برابر دیگران تحقیرش می‌کرد تا اینکه ما ازدواج کردیم و مستقل شدیم.

پس از اینکه ما از خانه رفتیم پدرم دوباره شروع کرده به انواع اذیت و آزار. ایشان بازنشسته است اما یک تومان هم به مادرم نمی‌دهد تا مثلا برای خودش چیزی بخرد. زانوهایش درد می‌کند و خودش زیاد نمی‌تواند راه برود و پدرم هم دکتر نمی‌بردش و می‌گوید که دارد فیلم بازی می‌کند.

من بعضی وقت‌ها مادرم را می‌برم دکتر اما متاسفانه برادرانم پس از ازدواج تغییر کرده‌اند و اصلا توجهی به مادر ندارند و فقط هر از گاهی سری می‌زنند. خلاصه خیلی سنگدل شده‌اند و هر چه می‌گویم باید فکری کنیم می‌گویند: «اتفاقی نیافتاده است که!»

راستش من به خاطر شغل شوهرم در شهرستان هستم و شوهرم هم راضی نیست مادرم را بیاورم اینجا با ما زندگی کند چون می‌گوید پسرهایش چرا کاری نمی‌کنند و به من ربطی ندارد.

چند وقت پیش شنیدم که پدرم، مادرم را زده و کتفش آسیب دیده. من تصمیم گرفتم که اولا شکایت کنم از پدرم و بعد طلاق مادرم را بگیرم و ثانیا مادرم را ببرم آسایشگاه یا خانه سالمندان و خودم هزینه‌اش را بدهم. در این مورد راهنمایی می‌خواستم که چه‌طور باید شکایت کنم؟

جواب:

سلام خانم محترم.  متاسفم از مشکل پیش آمده.

در مورد شکایت عرض شود که اگر آثاری از ضرب و جرح در بدن مادرتان هست، ایشان می‌تواند شکایت کند. برای این کار باید خود ایشان یا یک وکیل دادگستری اقدام کند. یعنی شما نمی‌توانید به جای مادرتان شکایت کنید. بنابراین بهتر است با یک وکیل دادگستری صحبت کنید تا ایشان از طرف مادرتان شکایت کند. اگر این شکایت به نتیجه برسد، پدرتان به دیه محکوم می‌شود.

در مورد طلاق هم باز مادرتان خودش باید اقدام کند. زن در صورتی که در وضعیت عسر و حرج باشد می‌تواند تقاضای طلاق بدهد. عسر و حرج یعنی سختی و مشقت. اگر مادرتان اثبات کند که دائما مورد ضرب و شتم قرار گرفته، امکان صدور حکم طلاق وجود دارد. اما توجه کنید بهتر است قبل از شکایت یا طرح دعوی یک مکان زندگی مجزا برای مادرتان فراهم کنید چون پس از اقدام قضایی اگر مادرتان با پدرتان در یک جا باشد، ممکن است خشونت‌های بیشتری را متحمل شود.

بعد از بارداری تازه فهمیدم ازدواج ثبت نشده

می‌گوید: «مگر دیوانه‌ هستم که دکتر بروم!»

تقاضای طلاق و خودداری مادر از نگهداری کودک: راه‌حل قانونی چیست؟

سوال:

در مورد وکیل، آیا دادگاه وکیل تسخیری به مادرم می‌دهد؟ چون خودش که سواد ندارد و نمی‌تواند برود و من هم شاید اولش بروم اما همیشه نمی‌توانم حضور داشته باشم.

جواب:

بر اساس قوانین ایران حضور وکیل در دعاوی خانوادگی یا پرونده ضرب و جرح الزامی‌ نیست اما اگر دادگاه تشخیص بدهد که حضور وکیل لازم است می‌تواند نسبت به تعیین وکیل معاضدتی اقدام کند. با توجه به سن و سال مادرتان و نداشتن توانایی مالی شاید دادگاه قبول کند که برای ایشان وکیل تسخیری تعیین شود.

طبق قسمت اخیر ماده پنج قانون حمایت از خانواده، «در صورت اقتضاء ضرورت یا وجود الزام قانونی دایر بر داشتن وکیل، دادگاه حسب مورد رأساً یا به درخواست فرد فاقد تمکن مالی، وکیل معاضدتی تعیین می‌کند.»

بنابراین در صورتی که دادگاه حضور وکیل را لازم بداند برای مادرتان وکیل معاضدتی تعیین خواهد کرد. حق‌الوکاله این وکیل توسط خواهان پرداخت نمی‌شود وکیل معاضدتی می‌تواند دستمزد خود را از قوه قضاییه مطالبه کند. اما اگر دادگاه وکیل معاضدتی را قبول نکرد، خودتان باید وکیل بگیرید.

سوال:

واقعیتش مادرم راضی به طلاق نمی‌شود چون زنی سنتی‌ست و فکر می‌کند طلاق آبروریزی است و خیلی کار گناهی‌ست اما من به هر طریق ممکن می‌خواهم جدا شود تا پدرم تنها بماند و تاوان این بلاهایی که سر مادرم آورده را بدهد. می‌خواستم ببینم آیا اگر قانونا طلاق نگیرند من می‌توانم مادرم را ببرم آسایشگاه سالمندان؟

جواب:

در قوانین در این مورد که برای پذیرش زن در خانه سالمندان نیاز به اجازه شوهر یا فرد دیگری است مطلبی وجود ندارد. درست است که زن باید از مرد تمکین کند اما با توجه به ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی که برای زن حق ترک خانه در صورتی که خطر جانی و جسمی‌ وجود داشته باشد را به رسمیت شناخته، می‌توان گفت مادرتان نیازی به اجازه همسرش در این مورد ندارد. ضمن اینکه اثر عدم تمکین فقط اسقاط نفقه و در شرایطی اجازه ازدواج دوم است. لذا به نظر نمی‌رسد برای اینکه مادرتان را به خانه سالمندان ببرید، لازم باشد رضایت پدرتان را داشته باشید.

با وجود این اما ممکن است برخی مراکز نگهداری سالمندان بر اساس ضوابط داخلی خود چنین اجازه‌ای را لازم بدانند و بنابراین بهتر است مساله را از مرکزی که می‌خواهید مادرتان را به آنجا ببرید بپرسید. ضمن اینکه بهتر است برادرهای‌تان را نیز در این تصمیم با خود همراه کنید.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

سوال:

سوال دیگرم این است که نمی‌شود قانونا قسمتی از حقوق پدرم را توقیف کرد و به مادرم داد؟ یعنی با وجود این همه سال که مادرم زحمت کشیده، همه درآمد خانواده برای پدرم است؟

جواب:

متاسفانه این امر در قوانین ایران پیش بینی نشده است که در در‌آمد مرد، خانم نیز سهیم باشد. مرد فقط ملزم به پرداخت نفقه است. البته اگر مادرتان مهریه خود را که به نرخ روز محسوب می‌شود مطالبه کند و پدرتان آن را پرداخت نکرده و نهایتا قسط‌بندی شود، هر ماه یک چهارم حقوق پدرتان کسر و به حساب مادرتان واریز خواهد شد.

 (عکس تزئینی است.)




چند درصد افراد، دید خوبی به طلاق دارند؟


Photo: baharnews.ir

گروه جامعه: یک مطالعه پژوهشی تأثیر سبک زندگی زوجین بر نگرش آن‌ها به پدیده طلاق را مورد بررسی علمی قرار داده و به این نتیجه رسیده است که بیش از ۶۳ درصد زوجین متقاضی طلاق، نگرشی مثبت به این پدیده دارند.
در بین نهادهای اجتماعی مؤثر بر شکل‌گیری شخصیت و هویت اجتماعی- فرهنگی انسان‌ها اعم از آموزش‌وپرورش، حکومت، دین، رسانه‌های جمعی، اقتصاد و گروه همتایان به‌جرات می‌توان گفت که نقش خانواده بی‌بدیل و غیرقابل جایگزین است. هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند از پیچ‌های سخت و طاقت‌فرسای رشد و توسعه به‌سلامت عبور کند، مگر آنکه از خانواده پویا و توانمند برخوردار باشد. درواقع، خانواده همچون آیینه، انعکاس دهنده و بازتابی از شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جامعه است.بنا بر گفته محققان، طلاق جنبه دیگری از این واقعیت است که هیچ فرد، گروه و جامعه‌ای از پیامدهای آن مصون نیست. جامعه ایران به‌عنوان جامعه در حال گذار و در تلاطم ساحت‌های دوگانه سنت‌گرایی و مدرنیته، در حال تجربه شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ویژه‌ای است که آن را در معرض آسیب‌ها و مسائل اجتماعی جدیدی قرار داده یا آنکه به آسیب‌های سنتی آن گستره و عمق بیشتری بخشیده است که از آن جمله می‌توان به روند رو به افزایش طلاق در جامعه اشاره کرد.

با توجه به رو به افزایش بودن طلاق، می‌توان گفت طلاق در جامعه تبدیل به یک مسئله اجتماعی شده است.
به‌منظور بررسی دقیق‌تر این موضوع، محققین دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز در مطالعه‌ای کاربردی، به تبیین جامعه‌شناختی تأثیر سبک زندگی بر نگرش به طلاق در بین زوجین پرداخته‌اند.به گفته این محققین، از طریق مطالعه سبک زندگی و بررسی رابطه آن با نگرش به طلاق می‌توان از نگرش‌ها، هنجارها و ارزش‌های پنهان که در ذهن، باور و کردارهای افراد وجود دارد، اطلاع یافت و از جهت‌گیری‌ها و الگوهای موجود یا در حال شکل‌گیری، تفسیر و تصویر واقع‌بینانه‌تری ارائه داد.در این پژوهش، ۲۸۲ نفر از زوجین متقاضی طلاق مراجعه‌کننده به مراکز بهزیستی گیلان مشارکت داشته‌اند و به پرسشنامه‌های نگرش به طلاق، سرمایه فرهنگی و اقتصادی و سبک زندگی پاسخ داده‌اند. محققان سپس، داده‌های حاصله را با استفاده از روش‌های آماری و به کمک کامپیوتر، تجزیه‌وتحلیل کرده‌اند.

نتیجه بررسی‌های این تحقیق نشان می‌دهد که ۳.۵ درصد از زوجین متقاضی طلاق، نگرش منفی به طلاق داشته، ۳۳.۴ درصد نگرش نه موافق و نه مخالف (بینابینی) به طلاق دارند و ۶۳.۱ درصد نیز دارای نگرش مثبت به طلاق هستند.بر این اساس، سطوح نگرش حاصله به طلاق، تصویر جامعه‌ای را منعکس می‌کند که دچار نوعی بحران خانواده‌گرایی است، واقعیتی که با وضعیت آماری طلاق در کشور و استان‌ها قابل توجیه است. وضعیتی که اگر ابعاد و دامنه طلاق عاطفی یا زندگی‌های خاموش را به آن بیفزاییم، گستره دردناک‌تری به خود خواهد گرفت.آن‌چنان‌که رضا جعفری سدهی، محقق جامعه‌شناسی مسائل اجتماعی ایران از گروه علوم اجتماعی واحد تهران مرکز دانشگاه آزاد اسلامی و همکارانش می‌گویند: «به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین عوامل افزایش طلاق در جامعه ایران، تغییر در معنا و اهداف زندگی زناشویی است.همچنین نتیجه تحقیق نشان می‌دهد که با افزایش سرمایه فرهنگی پاسخگویان، میزان نگرش افراد به سبک زندگی مدرن افزایش می‌یابد. یعنی با افزایش سرمایه فرهنگی، سبک زندگی پیچیده‌تر می‌شود. نکته‌ای که در این رابطه حائز اهمیت است آن که سرمایه فرهنگی مولد منش و عادت واره خاصی در افراد هست یعنی به‌تناسب وجود سرمایه فرهنگی، سبک زندگی خاصی نیز در زوجین به وجود می‌آید».

چه زمانی نگرش به طلاق مثبت می‌شود؟
این محققان دانشگاهی اعتقاد دارند: «بررسی فرضیه‌های تحقیق، حاکی از آن است که سبک زندگی، بر نگرش زوجین به طلاق تأثیر می‌گذارد، به‌گونه‌ای که با افزایش میزان نگرش افراد نسبت به الگوهای مدرن سبک زندگی، نگرش به طلاق نیز مثبت‌تر می‌شود.بهترین تفسیری که می‌توان نسبت به وجود این رابطه داشت آن است که سیر تغییر سبک‌های زندگی و ورود سبک‌های جدید زندگی، موجب تغییر و تهدید فرهنگی، فردی شدن و افزایش شکاف‌های اجتماعی، رواج مصرف‌گرایی، ازهم‌پاشیدگی شبکه‌های سنتی و درنهایت بحران هویت فردی و اجتماعی افراد می‌شود. در این وضعیت، افراد هویت خود را به‌جای منابع سنتی از خلال مصرف کالاها و سبک‌های گوناگون زندگی کسب می‌کنند».طبق نظر محققان فوق، نتیجه آن می‌شود که اگر سبک زندگی را طیف رفتاری تعریف کنیم که اصلی انسجام بخش بر آن حاکم است، می‌توان پذیرفت که سبک زندگی، همان‌گونه که حامل معانی و ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی خاصی هست، هم‌چنین عامل و موجد نظام فکری، نگرشی و باورها و اعتقادات خاص نیز هست که دامنه اثرات آن تنها به حوزه مصرف محدود نخواهد شد، بلکه تمامی قلمروهای زندگی فردی و اجتماعی را نیز در بر خواهد گرفت.

جعفری سدهی و همکاران محققش ادامه می‌دهند: «اگر بپذیریم، سبک زندگی جنبه عینی و بروز خارجی رفتار انسان‌ها در حوزه‌هایی چون مدیریت بدن، مصرف محصولات فرهنگی، نحوه پوشش، الگوی تغذیه و … است که بر اساس ساختمان ذهنی یا عادت واره کنش‌گران در طی فرایند جامعه‌پذیری یا درونی کردن ساختارهای جهان اجتماعی بر پایه موقعیت آن‌ها (مبتنی بر سرمایه فرهنگی و سرمایه اقتصادی) در درون فضاهای اجتماعی شکل می‌گیرد و به‌واسطه آن کنشگران قادر می‌شوند، جهان اجتماعی را درک کنند، بفهمند و آن را مورد ارزیابی قرار دهند،بر این اساس می‌توان پذیرفت که سبک‌های زندگی دربردارنده معانی گوناگونی هستند، یعنی هم دربردارنده ارزش‌های خاصی‌اند که هر کنشگر به‌طور ضمنی مدنظر دارد و هم آن‌که بازتاب‌دهنده ارزش‌ها و هنجارهای ویژه یک جامعه هستند که افراد بر اساس جهان ذهنی شکل‌گرفته در آن به سبک‌های زندگی ویژه‌ای گرایش می‌یابند».

بر همین اساس می‌توان گفت که پایداری و استواری زندگی زناشویی و حتی فراتر از آن شیوه‌های همسرگزینی نیز متأثر از سبک‌های زندگی و ارزش‌های ملهم از آن خواهد بود.به گفته مجریان این پژوهش: «نکته دیگر آن‌که شاید از یک منظر، تلون و تنوع سبک‌های زندگی، نشانگر پویایی و زنده‌بودن جامعه تلقی شود لیکن از سویی دیگر، در صورت عدم فهم یا بدفهمی تغییرات حادث‌شده و همچنین عدم مدیریت و برنامه‌ریزی فرهنگی متناسب، این عامل می‌تواند موجد بحران هویت فرهنگی گشته یا آن‌که بر دامنه بحران فرهنگی در جامعه افزوده، انسجام و یکپارچگی نظام ارزشی جامعه را مختل و متعاقب آن گستره‌ای از آسیب‌ها و مسائل اجتماعی ازجمله طلاق را گسترش دهد».این یافته‌های فرهنگی اجتماعی ارزشمند، در «پژوهشنامه مددکاری اجتماعی» که فصل‌نامه رسمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است، انتشار یافته‌اند.

مرجع : ایسنا



به دلیل افترا و ضرب و جرح، طلاق می‌خواهم


Photo: Sergey Nivens/www.shutterstock.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:

سلام!

زنی ۳۶ ساله هستم. ۱۰ سال پیش با یکی از اقوام دورمان ازدواج کردم و به دلیل اینکه این آقا معتاد بود پس از سه سال زندگی مشترک جدا شدم. سه سال قبل با یک مردی آشنا شدم که ایشان هم از همسرش جدا شده بود. بعد از مدتی رفت و آمد تصمیم به ازدواج گرفتیم. ایشان دو پسر ۲۰ و ۱۷ ساله دارد و ۱۲ سال از من بزرگ‌تر است. پس از اینکه به خانه ایشان رفتم و چند ماهی گذشت متوجه شدم مشکل روانی دارد اما دیگر باردار شده بودم و الان یک دختر ۱۳ ماهه دارم.

او به زمین و زمان مشکوک است. دو پسرش خیلی خوب هستند و به من هم احترام می‌گذارند. قبل از ازدواج‌مان گفته بود که خانمش مشکل اخلاقی داشت و به همین دلیل طلاقش داده اما بعدها متوجه شدم اصلا این‌طور نبوده و خیلی هم زن پاکی بوده است اما این آقا آن‌قدر اذیتش کرده و کتکش زده و آخر سر هم از خانه بیرونش کرده است و بعد هم جدا شده‌اند. او حتی به پسرهایش هم اجازه نمی‌دهد با مادرشان رفت و آمد کنند. پسرهایش مخفیانه با مادرشان ملاقات می‌کنند و خیلی هم از پدرشان متنفرند. آن‌قدر بد خلق است که هیچ‌کس به خانه ما رفت و آمد ندارد و خانواده من هم دیگر به خانه ما نمی‌آیند. صبح می‌رود سر مغازه‌اش و بعد از ظهر می‌آید یک ساعتی در خانه می‌نشیند و بعد با رفیق‌هایش می‌رود این ور و آن ور. انتظارهای زیادی هم از من دارد. بیرون که می‌روم می گوید باید چادر سرت کنی. در خانه هم انتظار دارد همه چیز تمیز و مرتب باشد و ۲۴ ساعته انواع غذاها حاضر باشد. من الان دارم از سه بچه نگهداری می‌کنم و اصلا وقت نمی‌کنم یک دقیقه هم بنشینم. به من می‌گوید: «فکر کردی اینجا “خونه خاله” است؟ باید کار کنی.»

هر کاری می‌کنم آقا راضی نمی‌شود. با همه این مشکلات به خاطر دخترم و آبرویم تحمل می‌کردم اما دو هفته قبل من داشتم با پسر بزرگش در موبایل یک کلیپ نگاه می‌کردیم و می‌خندیدیم که یک‌دفعه از اتاق آمد بیرون و شروع کرد به کتک زدن پسرش.  در کمال بی‌شرمی به من اتهام زد که با پسرش رابطه دارم و من را هم با مشت و لگد زد و رفت بیرون. من هم دخترم را برداشتم آمدم خانه برادرم. می‌خواهم از این آقا شکایت کنم و طلاق بگیرم اما او مرتبا زنگ می‌زند که بچه را از تو می‌گیرم و طلاقت هم نمی‌دهم.

جواب:

سلام خانم محترم!

متاسفم از مشکل پیش آمده برای شما. مساله شکایت و طلاق دو امر جداگانه است. بر اساس قوانین ایران اگر کسی به دیگری یک عمل مجرمانه را نسبت دهد مجرم است. بر طبق ماده ۶۹۷ قانون مجازات اسلامی، «هر كس به وسيله اوراق چاپی يا خطی يا به وسيله درج در روزنامه و جرائد يا نطق در مجامع يا به هر وسيله ديگر به كسی امری را صريحا نسبت دهد يا آنها را منتشر نمايد كه مطابق قانون آن امر جرم محسوب می‌شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نمايد جز در مواردی كه موجب حد است به يک ماه تا يک سال حبس و تا۷۴  ضربه شلاق يا يكی از آنها حسب مورد محكوم خواهد شد ….»

با توجه به اینکه رابطه نامشروع در قوانین ایران جرم‌انگاری شده است بنابراین شما می‌توانید به دادسرا رفته و به اتهام افترا از شوهرتان شکایت کنید. در مورد اثبات موضوع عرض شود که اگر پسر شوهرتان حاضر به شهادت باشد امکان اثبات وجود دارد. اگر ایشان از طریق اس‌ام‌اس یا پیام در تلگرام و امثالهم به شما گفته باشد که با پسرم رابطه داشته‌ای، حتما آنها را پرینت گرفته و ضمیمه شکواییه نمایید. توجه کنید که شما باید اثبات کنید که ایشان اتهام رابطه نامشروع را به شما نسبت داده است. اگر اثبات نشود و نتوانید هیچ مدرک و شاهدی ارائه دهید، شکایت‌تان به نتیجه نمی‌رسد.

بیشتر بخوانید:

خشونت خانگی زوج ایرانی در ترکیه

تقاضای طلاق و خودداری مادر از نگهداری کودک: راه‌حل قانونی چیست؟

ازدواج موقت با مادر و تجاوز به دختر نوجوان: به کجا و چه‌طور باید شکایت کرد؟

سوال:

من تصمیم قطعی بر طلاق دارم. چه کار باید بکنم که راحت طلاق بگیرم؟ با توجه به شناختی که از او دارم ممکن نیست راضی بشود که طلاق بدهد.

جواب:

شما باید با استناد به عسر و حرج تقاضای طلاق بدهید. عسر و حرج یعنی مشقت و سختی زن. با توجه به اینکه ایشان چندین بار شما را مورد ضرب و شتم قرار داده است و در خانه بدرفتاری می‌کند، باید با توسل به این امر دادخواست طلاق بدهید. لازم است هر دلیل و مدرکی که نشان بدهد ایشان بدرفتار و خشونتگر است را جمع‌آوری کنید. از جمله استشهادیه از افراد مطلع. متاسفانه تقاضای طلاق یک طرفه از ناحیه زن مورد سختگیری قرار می‌گیرد. به همین دلیل بهتر است ابتدا مهریه خود را از اداره ثبت اسناد و املاک به اجرا گذاشته و اگر شوهرتان اموالی دارد توقیف کنید. سپس به جرم افترا از ایشان شکایت کنید. ممکن است خود ایشان راضی به طلاق توافقی شود.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

سوال:

مشکل من الان فقط بچه‌ام است. واقعیتش خیلی می‌ترسم که بچه‌ام را بگیرد و دیگر اجازه ندهد حتی ببینمش. سر خانم قبلی‌اش هم همین بلا را آورده. اصلا آدم منطقی‌ای نیست. مثل اراذل و اوباش رفتار می‌کند. آیا می‌توانم بچه‌ام را بگیرم؟

جواب:

بر اساس قانون مدنی حضانت طفل تا هفت سالگی با مادر و پس از آن با پدر است اما اگر اختلاف حاصل شود دادگاه در مورد حضانت فرزند تصمیم‌گیری می‌کند. توجه کنید که فرزندان پس از بلوغ از سن حضانت خارج می‌شوند. از آنجا که سن بلوغ قانونی برای دختران ۹ سال است، دخترتان پس از ۹ سالگی می‌تواند در مورد اینکه می‌خواهد با چه کسی زندگی کند، تصمیم بگیرد. با این وضعیت تا هفت سالگی که حضانت با شما خواهد بود و پس از آن هم تا شوهرتان بخواهد طرح دعوی کند و دادگاه تصمیم بگیرد، دخترتان به ۹ سالگی رسیده و می‌تواند بگوید که می‌خواهد با شما زندگی کند.