صفحه اصلی  »  طلاق
image_pdfimage_print
بهمن
۲۰
تیراندازی داماد جوان به همسرش برای فرار از پرداخت مهریه
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
Capture
image_pdfimage_print

عکس: رکنا

فریبا در پلیس آگاهی تهران در خصوص زندگی ناکامش با داود و ماجرای دستگیر شدن او یکسال پیش با داوود در مسیر جمکران آشنا شدم و در این مدت او به خاطر علاقه ای که به من داشت به خواستگاری ام آمده که به خاطر اینکه از او بزرگتر بودم به خواسته اش جواب منفی دادم.

دختر جوان گفت: به خاطر اصرار های داوود پذیرفتم تا به خواستگاری اش جواب مثبت دهم اما فردای روز عقدمان نامزدم مرا به باد کتک گرفت که این کتک کاری ها ادامه داشت و تصمیم به جدایی گرفتم که خانواده هایمان با میانجیگری ما را آشتی دادند و زندگی مان تا ماه رمضان خوب بود اما پس از آن دوباره داوود مرا کتک زد و همین باعث شد تا از  داوود بخواهم طلاق توافقی بگیریم اما وقتی پیش مشاور رفتیم داوود ادعا کرد که نمی خواهد از من طلاق بگیرد.
فریبا در حالیکه اشک می ریخت  گفت: ماه محرم بود که داوود دوباره مرا کتک زد و تهدید کرد مرا خواهد کشت تا اینکه جلوی در خانه توانستم از دستش فرار کنم و وارد خانه شدم. خانواده ام به خانه مان آمده و مرا به خانه خود بردند و از داوود شکایت کردم. داوود همراه مادر و خواهر و زن دایی اش پس از چند روز به خانه مان آمدند و با شکستن در خانه وارد خانه شدند که داوود طلاهایم را از روی میز برداشت و از خانه خارج شد.

دختر جوان گفت: در این مدت بارها از سوی داوود تهدید شدم تا اینکه پذیرفت به صورت توافقی از هم جداشویم و صبح روزی که می خواستیم به دادگاه برویم چون حالم خوب نبود داوود پیشنهاد داد خودش به دنبالم می آید و با هم به دادگاه می رویم و این در حالی بود که مادرم مخالف بود و وقتی داوود به دنبالم آمد من و مادرم سوار بر خودروی او شده و به سمت دادگاه حرکت کردیم.

در مسیر دادگاه بودیم که ناگهان داوود مسیرش را تغییر داد و به سمت بیابان های اطراف تهران رفت که تازه متوجه شدم شوهرم نیت شومی در سر دارد که از او خواستم ما را به خانه بازگرداند اما ناگهان داوود اسلحه ای از زیر لباسش بیرون کشید و ادعا که مرا خواهد کشت که در همین لحظه گلوله ای شلیک کرد که به شیشه خودرو اثبات کرد.

وی گفت: با جیغ و فریاد از مردم کمک می خواستم اما کسی صدایم را نمی شنید که مجبور شدم در حالیکه خودرو در حال حرکت بود از خودرو خودم را به بیرون پرت کنم و بعد از فرار شنیدم که داوود مادرم را در محدوده چهاردانگه اسلامشهر از خودرویش پیاده کرده است.

پس از این ماجرا از داوود شکایت کردم تا اینکه صبح امروز شنیدم داوود دستگیر شده است.

فریبا گفت:داوود ادعا می کند که مرا دوست دارد و حرفهایش را قبول دارم ولی این چه دوست داشتنی است که تصمیم به قتل من گرفته بود.

داود ۲۳ ساله با اشاره به اینکه برای جرم تیراندازی دستگیر شده است به خبرنگار گفت: می خواستم او را تهدید کنم و به همین دلیل به سمت بیرون ماشین شلیک کردم و نمی خواستم او را بکشم.
داوود اظهار داشت: من سابقه دار نیستم اما توان پرداخت مهریه و تحمل زندان را ندارم به همین دلیل مجبور شدم این کار را بکنم تا شاید گذشت کنند و مرا ببخشند و سر زندگی بیاید.

منبع: رکنا

بهمن
۱۹
پیشگیری از خشونت خانگی با شروط ضمن عقد
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , ,
10426886_867708813249577_550509066695526396_n-1
image_pdfimage_print

موسی برزین- پژوهشگر حقوقی

یکی از مهمترین عواملی که می‌تواند از خشونت خانگی پیشگیری کند،  پیش‌بینی ابزارهای قانونی عادلانه در روابط زوجین است. اگر قوانین اختیارات بیشتری به یکی از زوجین اعطا کند و طرف مقابل را به نوعی زیر سلطه و کنترل قرار دهد، قطعا احتمال سوء‌استفاده از این اختیارات وجود دارد.

تئوری توازن کنترل

بر اساس  یک نظریه جرم‌شناسی به نام «توازن کنترل[i]» که توسط چارلز تیتل[ii] ارائه شده است، کنترل افراد در ارتباط با یکدیگر باید متوازن باشد. یعنی میزان کنترلی که فرد می‌تواند بر دیگران اعمال کند با میزان کنترلی که دیگران می‌توانند بر فرد اعمال کنند باید متوازن باشد. تا زمانی که این دو عامل در توازن باشد همنوایی وجود خواهد داشت و در غیر این صورت رفتارهای مجرمانه و انحراف پدید خواهد آمد. از نظر تیتل انحراف زمانی به وجود می‌آید که یک نفر نسبت به دیگری یا دیگران دارای کنترل اضافی و یا نقصان کنترل باشد. این نظریه گرچه در حوزه جرم‌شناسی مطرح شده است اما می‌تواند در مقوله خشونت خانگی نیز کاربرد داشته باشد.

در حقوق ایران ابزارهای قانونی برای کنترل زن توسط مرد وسیع است، در حالی که قوانین قدرت محدودی را به زن برای کنترل مرد داده است. این عدم توازن را می‌توان یکی از عوامل مهم اعمال خشونت خانگی علیه زنان دانست. سوال اساسی قابل طرح این است که آیا می‌توان با راهکارهایی این عدم توازن در حقوق ایران را برطرف کرد؟ در جواب این سوال می‌توانیم بگوییم که پیش‌بینی شروط ضمن عقد نکاح مهمترین ابزار برای ایجاد توازن بین زن و شوهر است. اگر قوانین ایران اختیارات بیشتری در زندگی مشترک برای مرد قائل شده است می‌توان با پیش‌بینی شروطی این اختیارات را کاست.

شروط ضمن عقد

بر اساس قانون مدنی هر شرط و قراردادی که برخلاف قانون نباشد صحیح است بنابراین زنان می توانند در حین عقد نکاح یا پس از آن شروطی را پیش‌بینی کنند تا بر اساس آن اختیارات خود در زندگی مشترک را افزایش دهند.

بر اساس یک تقسیم‌بندی کلی شروطی که در عقود ذکر می‌شوند به سه دسته تقسیم‌بندی می‌شوند:

  • شروطی که باطل هستند و عقد را نیز باطل می‌کنند. این شروط شروطی هستند که بر خلاف مقتضای ذات عقد می‌باشند. در مورد اینکه مقتضای ذات نکاح چیست اختلاف نظر وجود دارد اما می‌توان گفت رابطه جنسی از اصلی‌ترین اهداف عقد نکاح است. بنابراین اگر شرط شود که زن و شوهر هیچ رابطه جنسی با یکدیگر نداشته باشند به نظر می‌رسد این شرط باطل و باط‌ل‌کننده عقد است.
  • شروطی که خود باطل هستند اما عقد را باطل نمی کند. به عنوان مثال اگر شرط شود که مرد هیچ گاه حق طلاق زن را نخواهد داشت و یا اینکه زن ولی قهری طفل است، این شروط باطل و اثری نخواهند داشت.
  • دسته سوم شروط جایز هستند. این دسته شروطی هستند که زن و شوهر می‌توانند پیش‌بینی کنند. هدف از این نوشته نیز توضیح این دسته از شروط است.

حقوق جایز

۱-حق اشتغال: ماده ۱۱۷۷ قانون مدنی می‌گوید: «شوهرمی‌تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند.» این ماده علاوه بر اینکه نوعی تبعیض می‌شود ممکن است زمینه‌ساز بروز خشونت خانگی از طرف مرد باشد. به همین دلیل می‌توان ضمن عقد نکاح یا پس از آن این ماده را بلااثر کرد. زنان می‌توانند شرط کنند که حق انتخاب هر شغل دلخواه خود را داشته و شوهر نمی‌تواند به هیچ وجه زن را از اشتغال به حرفه‌ای باز دارد. با وجود این شرط، مرد نمی‌تواند در شغل زن دخالت کرده و وی را از اشتغال به شغل معینی باز دارد.

۲-وکالت در طلاق: بر اساس قانون مدنی ایران مرد هر وقت بخواهد می‌تواند زن خود را طلاق بدهد در صورتی که زن برای جدایی از شوهر خود باید دلایل محکم و قانع کننده‌ای داشته باشد. اگر زن بخواهد بدون رضایت شوهر خود طلاق بگیرد باید در وضعیت عسر و حرج قرار گیرد و این امر را اثبات کند. همین مساله باعث شده است که زنان در بسیاری از موارد مجبور به تحمل زندگی نامطلوب باشند و برخی از مردان ممکن است از عدم اختیار زن در جدایی سوء استفاده کرده و شرایط نامساعدی را بر آنان تحمیل کنند.  برای برطرف کردن این تبعیض، زنان می‌توانند در عقد نکاح یا پس از آن شرط کنند که شوهر به زن وکالت در طلاق می‌دهد تا زن هر وقت بخواهد با مراجعه به دادگاه خود را مطلقه کنند. این شرط که در بین عموم به حق طلاق معروف شده است، می‌تواند تا حد قابل توجهی ابزاری باشد برای کنترل شوهر و همچنین راهکاری برای خاتمه دادن آسان به یک زندگی مشترک نامطلوب.

۳-حق تعیین مسکن: قانون مدنی ایران مقرر کرده است که اختیار تعیین مسکن با شوهر است، و زن باید در منزلی سکونت کند که شوهر تعیین می‌کند. این مقرره نیز در مواردی باعث سوء‌استفاده شده و زن را در وضعیت سختی قرار می‌دهد. توافق بر خلاف این مققره امکان‌پذیر است از این رو زن می‌تواند شرط کند که اختیار تعیین مسکن بر عهده اوست و یا این‌که بدون موافقت زن امکان انتخاب مسکن مشترک وجود ندارد.

۴– حق خروج از کشور: بر طبق قوانین ایران زن برای خروج از کشور موظف به اخذ اجازه از شوهر است. از آنجا که حق حرکت و مسافرت یکی از حقوق اساسی انسان‌ها است، این مقرره می‌تواند این حق اساسی را از زنان سلب کند. برای رفع این مشکل زنان می‌توانند شرط کنند که زوج اجازه خروج از کشور به زن را داده و به هیچ وجه حق ساقط کردن آن را ندارد. با وجود این شرط زن تا پایان زندگی مشترک احتیاجی به اخذ اجازه برای خروج از کشور را ندارد.

۵-حق ادامه تحصیل: گرچه در مورد این‌که آیا مرد می‌تواند همسر خود را از ادامه تحصیل بازدارد یا نه توافق نظر وجود ندارد اما در موارد قابل توجهی مشاهده شده است که مردان همسر خود را از ادامه تحصیل بازداشته و در صورت ادامه تحصیل اقدام به طلاق می‌کنند. از این رو بهتر است در ضمن عقد نکاح شرط شود که زن تا هر مقطع و زمانی که بخواهد می‌تواند ادامه تحصیل بدهد.

۶-حق تنصیف دارایی: بر اساس قوانین ایران زن و شوهر چه در هنگام زندگی مشترک و چه بعد از جدایی در اموال یکدیگر شریک نمی‌باشند. در عقدنامه‌های چاپی شرطی وجود دارد که اگر طلاق با تقاضای زن نبوده و زن عدم تمکین نکرده باشد، زن مالک تا نصف دارایی مرد خواهد بود. اما از آنجا که در این شرط عنوان شده است که «تا» نصف دارایی و همچنین مشروط به عدم تقاضای طلاق از طرف زن شده است، در این عمل این شرط بدون کارکرد باقی مانده است. از این جهت زن و شوهر می‌توانند توافق کنند که اموال به دست آمده در زندگی مشترک در هر صورت پس طلاق به صورت نصف تقسیم شود. می‌توان شرط نمود که صرفا اموال مرد تنصیف شود و یا اموال هر دو زوج. در صورت چنین توافقی به نظر می‌رسد وجود مهریه ناعادلانه خواهد بود هر چند زن از لحاظ قانونی می‌تواند هم مهریه داشته باشد و هم با توافق شوهر، شرط تنصیف دارایی مرد را ذکر کند.

در پایان قابل ذکر است شروط مذکور مهمترین شروطی که می‌توان انجام داد می‌باشد و به جز آنها هر شرط دیگری که برخلاف قانون نباشد قابل ذکر در عقد ازدواج است. قطعا زن یک طرفه نمی‌تواند شروط مذکور را در عقد ازدواج ذکر کند بلکه حتما رضایت و توافق مرد شرط است.

[i] Control Balance Theory

[ii] Charles R. Tittle

بهمن
۱۲
داستان منیژه خانم و شوهری که بعد از هفده سال حکم طلاق را باطل کرد
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Iran
image_pdfimage_print

زن سالخورده که ۲۰ سال پیش از شوهرش طلاق گرفته بود، درپی اتفاق جدیدی ناچار شد با مراجعه به دادگاه خانواده، دوباره طلاق بگیرد.

چشم‌های «منیژه» خوب نمی‌دید، با تاکسی به دادگاه خانواده آمده  و با راننده قرار گذاشته بود برای برگرداندنش منتظربماند. پشت اتاق شعبه ۲۴۴ مجتمع قضایی صدر ایستاده بود و دائم این پا وآن پا می‌کرد. چند ماهی بود که پرونده‌اش را پیگیری می‌کرد.

در شناسنامه زن ۷۰ ساله اسم دو مرد دیده می‌شد که جلوی اسم هر دو نفرشان هم مهر طلاق خورده بود. ازدواج اول منیژه خانم به سال‌ها پیش بازمی گشت. سال‌های دور که با خانواده‌اش در شهری بسیار دور از تهران زندگی می‌کردند. طبق رسم و رسوم خانوادگی‌شان دخترها وقتی به سن ۱۵ سالگی می‌رسیدند عروس می‌شدند. شوهر اولش مرد مهربانی بود که سرش به کار و زن و دو فرزندشان گرم بود، ۵ سال با خوبی و خوشی زندگی کردند. تا اینکه مرد جوان درجریان پرونده‌ای دستگیر ومحکوم به مرگ شد وکانون زندگی‌شان به یکباره ازهم پاشید. بنابراین پدر منیژه دنبال کارهای طلاق دخترش افتاد تا حق و حقوقی از دخترش ضایع نشود. بعد از طلاق هم به تهران آمدند و زندگی‌شان را ادامه دادند. بچه‌ها به درس و مشق اهمیت زیادی می‌دادند و همین موضوع باعث شد تا طی ۲۰ سال به فکر آینده بچه‌ها باشد و شوهر نکند. در عوض دختر و پسرش ازدواج‌های موفقی داشتند و برایش چند نوه به دنیا آوردند که سرش به آنها گرم باشد.

در سال‌های تنهایی‌اش یکی از آشنایان مردی را به او معرفی کرد که می‌گفت تاجر است و وضع مالی خوبی دارد. با آنکه مرد مورد نظر ۵ سالی از او کوچکتر بود، همه اعضای خانواده به این وصلت رضایت دادند و منیژه خانم برای بار دوم به عقد مردی درآمد که در همان سال‌های نخست زندگی را به کامش تلخ کرد. او نه تاجر بود و نه برای دومین بار تجدید فراش کرده بود. او مردی خلافکار با چند ازدواج و طلاق بود که تریاک می‌کشید و شغل درست و حسابی نداشت. حتی به بهانه‌های مختلف از منیژه پول می‌گرفت و چند وقت یکبار غیبش می‌زد. در روزهایی هم که در خانه بود با بچه‌ها و نوه‌ها سازش نداشت و به آنها توهین می‌کرد. در سال سوم ازدواجشان دعوا و بحث دیگر همنشین دائمی خانه آنها شده بود. اما منیژه خانم می‌سوخت و می‌ساخت و البته دلش نمی‌خواست با طلاق گرفتن مایه سرافکندگی بچه‌ها و نوه‌هایش شود. با همه این مشکلات یک روز شوهرش رفت و دیگر برنگشت. دو سه سالی که گذشت راهی دادگاه خانواده شد و بعد از ماه‌ها دوندگی مدارک لازم را تهیه کرد و به طور غیابی طلاق گرفت.

از روزی که منیژه خانم طلاق گرفته بود تا روزی که به شعبه ۲۴۴ دادگاه خانواده مراجعه کرد، ۲۰ سالی گذشته بود. در این سال‌ها هیچ خبری از شوهرش نداشت، انگار آب شده و رفته بود توزمین. تا اینکه سه سال پیش پدرش درگذشت و ارث خوبی به او رسید که توانست یک آپارتمان بزرگ برای خودش بخرد. اما چند ماه بعد که تصمیم داشت برای دیدن دخترش از کشور خارج شود متوجه شد ممنوع الخروج شده است. وقتی پیگیری کرد باخبر شد شوهر سابقش بعد از ۱۷ سال آفتابی شده و با تنظیم پرونده واخواهی حکم طلاق غیابی را باطل کرده است.
از روزی که منیژه خانم ممنوع الخروج شد، چند بار شوهرش را دید که به زندگی با او علاقه نشان می‌دهد، اما وقتی به این مرد اطلاع داد که همه اموالش را به نام بچه‌ها منتقل کرده دیگر او را ندید. شوهر سابقش حتی شخصاً در دادگاه حاضر نشد و زن نگون بخت ناچار شد با ارائه مدارک و شواهد لازم در خصوص عسر و حرج دوباره حکم طلاق دریافت کند. در تمام روزهایی که پیگیر کار طلاقش بود، غصه می‌خورد و گاهی در خلوت خودش گریه می‌کرد، سرانجام آن همه گریه کردن به بافت‌های چشم و بینایی‌اش آسیب رساند.وقتی که زن سالمند آرام آرام وارد شعبه ۲۴۴ شد، قاضی «بهروز مهاجر» مشغول بررسی پرونده‌اش بود. او رو به قاضی کرد و گفت:«آقای قاضی، حکم طلاقم برای بار دوم صادر شده، اما شوهرم مکان و محل مشخصی ندارد و به پیغام هایم برای رفتن به دفترخانه اهمیت نمی‌دهد. از شما خواهش می‌کنم راهی پیش پایم بگذارید تا از دست این مرد رها شوم»

قاضی تک تک ورق‌های دادخواست زن را مطالعه کرد و با توجه به مدارک موجود به منشی‌اش دستور داد نامه‌ای برای معرفی او آماده کنند تا برای ثبت طلاق اقدام شود.
منیژه خانم تشکر کرد و خارج شد. نزدیک در خروجی روی نیمکت نشست تا راننده تاکسی برسد. در مدت انتظار، سال‌های گذشته زندگی‌اش را مثل یک فیلم در ذهنش مرور کرد. دلش برای نوه‌هایش تنگ شده بود. هر چند چشمانش خیلی خوب نمی‌دیدند، اما دوست داشت زودتر به دیدن آنها برود.

منبع: روزنامه ایران

بهمن
۸
آنچه درباره طلاق توافقی و طلاق یک طرفه باید بدانید
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , ,
Photo:  stokkete/ Bigstock.com
image_pdfimage_print

Photo:  stokkete/ Bigstock.com

موسی برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه‌امن

پرسشگر: سلام خسته نباشید! ۲۷ سال دارم و سه سال است که ازدواج کرده ام. از اوایل ازدواج با شوهرم اختلاف دارم. سر هر مساله کوچک دعوا می کنیم و اصلا تفاهم نداریم. ایشان یک فروشگاه لباس دارند. من هم در آنجا مشغول به کار بودم و به شوهرم کمک می کردم دائما در محل کار پیش کارکنان و مشتریان مرا تحقیر می کرد و اصلا احترامی برایم قائل نبود. در یک موسسه کامپیوتری کار دیگری پیدا کردم اما اجازه نداد که بروم.

مشکل دیگر این است که خیلی مرا محدود کرده است و روابطم را با اقوام قطع کرده است. از آنجایی که در آپارتمان پدر شوهرم می نشینیم، خانواده شوهرم خیلی در زندگی مان دخالت می کنند. من خیلی اصرار داشتم که مستقلا منزل دیگری تهیه کنیم اما ایشان قبول نکرد.

از طرف دیگر برادر من با خواهر ایشان ازدواج کرده اند و مشکلات آنها نیز به ما سرایت می کند. هر وقت که خانم برادر من دعوا می‌کند و به خانه پدرش می آید، اینها شروع می کنند به برادر و خانواده من فحش دادن و من نمی توانم تحمل کنم. یکبار خودم شنیدم که مادرشوهرم به شوهرم می گفت که تو هم باید زنت را اذیت کنی تا برادرش جرات نکند دختر ما را از خانه بیرون کند.  به هر حال در وضعیتی قرار گرفتم که نمی توانم تحمل می کنم. قصد جدایی دارم اما نمی دانم که چه کار کنم. به کجا مراجعه کنم؟

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم! آیا در عقد ازدواج وکالت برای طلاق یا همان حق طلاق را دارید؟

پرسشگر: نخیر

وکیل خانه امن: بر طبق قوانین ایران زن حق طلاق ندارد و اگر خواستار جدایی باشد باید دلیل محکمی به دادگاه ارائه دهد. یکی از دلایلی که برای زن حق جدایی ایجاد می کند، عسر و حرج است. عسر و حرج یعنی وضعیت سخت و مشقت آور برای زن به طوری که غیر قابل تحمل باشد. سوء رفتار شوهر با زن می تواند موجب عسر و حرج زن شود اما اینکه آیا وضعیت شما عسر و حرج است یا نه در این مورد دادگاه نظر می‌دهد.

توجه داشته باشید که به هنگامی که زن متقاضی طلاق است سخت گیری های بسیاری وجود دارد و ممکن است به نتیجه نرسید و یا سالها درگیر پرونده باشید. به هر حال برای تقاضای طلاق باید به دادگاه خانواده مراجعه کرده و تقاضای صدور حکم طلاق را کنید. تمامی مشکلاتتان را در داخواست شرح دهید. اما پیشنهاد می شود که اگر تصمیم قطعی به جدایی دارید، ابتدا نسبت به طلاق توافقی اقدام کنید.

پرسشگر: چطور باید برای طلاق توافی اقدام کنم؟

وکیل خانه امن: طلاق توافقی طلاقی است که با رضایت هر دو زوجین محقق می شود. برای این کار شما باید با شوهرتان صحبت کنید و وی را راضی به طلاق کنید. در طلاق توافی شما باید قبل از مراجعه به دادگاه نسبت به همه چیز توافق کنید. از جمله مهریه و اجرت المثل و اگر فرزند دارید در مورد وضعیت حضانت و ملاقات فرزند. یعنی همه چیز به توافق شما بستگی دارد.

مهمترین مساله در این میان شاید مهریه باشد. در مورد مهریه به احتمال زیاد شوهرتان راضی به پرداخت تمام آن نیست. در این صورت اگر تمایل داشتید می توانید با بذل بخش یا تمام مهریه رضایت شوهرتان برای طلاق توافقی را اخذ کنید. البته هیچ اجباری برای بخشش مهریه ندارید اما اگر فکر می کنید بخشش بخشی از مهریه می تواند شوهرتان را به طلاق راضی کند و این به نفع شماست این کار را انجام دهید. منظورم این است که از یک طرف باید مشکلات تقاضای طلاق یک طرفه را در نظر بگیرید و از طرف دیگر حق و حقوق قانونی تان. اگر شوهرتان راضی به طلاق توافقی شد، با تنظیم دادخواستی با شوهرتان به دادگاه خانواده رفته و موراد توافق شده را کتبا بیان کنید.

طلاق توافقی معمولا کمتر از یک ماه به نتیجه می رسد. حتی می توانید از طریق وکیل اقدام کرده و خودتان به دادگاه نروید. به هر حال پیشنهاد می شود، تمامی تلاش خود را برای طلاق توافقی و قانع کردن شوهرتان به جدایی را بدون اینکه تمامی مهریه را ببخشید انجام دهید. اگر توافق حاصل نشد چاره دیگری به جز تقاضای طلاق یک طرفه نخواهید داشت. در این صورت دیگر نیازی نیست حتی از بخش کوچکی از مهریه تان گذشت کنید.

بهمن
۵
عدم اجرای تعهدات پس از طلاق، چطور می‌توان پیگیری قانونی کرد؟
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , ,
Divorce, separation: hands of woman removing wedding or engagement ring
image_pdfimage_print

Photo: Krivinis/bigstockphoto.com

موسی برزین خلیفه‌لو- پژوهشگر حقوقی

یکی از مشکلات رایجی که معمولا بین زوج‌های جدا شده ایجاد می شود، عدم پایبندی یک طرف به تعهدات خود است. به هنگام جدایی چه از طریق طلاق توافقی و یا چه از طریق الزام زوج به طلاق، دادگاه در حکم جدایی تعهدات طرفین نسبت به یکدیگر را ذکر می‌کند. همچنین ممکن است زوجین جدا شده طی یک سند رسمی نسبت به یکدیگر انجام اقداماتی را متعهد شوند. این تعدات ممکن است مالی باشد از جمله پرداخت نفقه فرزند، دادن کرایه خانه، پرداخت مهریه و غیره و ممکن است غیر مالی باشد از جمله ملاقات با فرزند یا نگاهداری از آنها. بیشترین موارد عدم انجام تعهد مربوط به پرداخت مهریه و نفقه زن و سپس ممانعت از ملاقات فرزند است.

عدم انجام تعهدات یکی از زوجین جدا شده، مشکلاتی را برای طرف مقابل به وجود می‌آورد. به خصوص در مواردی که پای فرزندی در میان باشد. اگر حضانت فرزند به مادر واگذار شده باشد، پدر باید مخارج فرزند را تامین کند. این مخارج شامل خوراک و پوشاک و مسکن و غیره است. اگر این هزینه‌ها توسط پدر متقبل نشود مادر با سختی و مشقت مواجه می‌شود و زندگی کودک نیز به مخاطره می‌افتد، همچنین است در مورد مهریه. از آنجا که در اغلب موارد دادگاه‌ها حکم به تقسیط مهریه می‌دهند، لازم است مرد محکوم به پرداخت مهریه تا سال‌ها پس از جدایی اقدام به پرداخت آن کند. از طرف دیگر معمولا دادگاه‌ها در حکم خود تعیین می‌کنند که مسئول حضانت باید امکان ملاقات فرزند با طرف مقابل را فراهم کنند. اگر این حکم مورد توجه قرار نگیرد بدون شک حقوق یکی از طرفین محدود می‌شود.

در این نوشته سعی می کنیم ضمانت اجراهای عدم انجام تعهدات پس از جدایی را بررسی کنیم.

صدور اجرائیه

از آنجا که جدایی یا طلاق فقط از طریق حکم دادگاه امکان پذیر است، دادگاه در رای خود علاوه بر این حکم نسبت به اطراف و فرعیات نیز تصمیم‌گیری می‌کند. بر اساس ماده ۲۹ قانون حمایت از خانواده: « دادگاه ضمن رأی خود با توجه به شروط ضمن عقد و مندرجات سند ازدواج، تکلیف جهیزیه، مهریه و نفقه زوجه، اطفال و حمل را معین و همچنین اجرت المثل ایام زوجیت طرفین مطابق تبصره ماده (۳۳۶) قانون مدنی تعیین و در مورد چگونگی حضانت و نگهداری اطفال و نحوه پرداخت هزینه‌های حضانت و نگهداری تصمیم مقتضی اتخاذ می‌کند. همچنین دادگاه باید با توجه به وابستگی عاطفی و مصلحت طفل، ترتیب، زمان و مکان ملاقات وی با پدر و مادر و سایر بستگان را تعیین کند. ثبت طلاق موکول به تأدیه حقوق مالی زوجه است. طلاق درصورت رضایت زوجه یا صدور حکم قطعی دایر بر اعسار زوج یا تقسیط محکوم به نیز ثبت می‌شود. در هرحال، هرگاه زن بدون دریافت حقوق مذکور به ثبت طلاق رضایت دهد می‌تواند پس از ثبت طلاق برای دریافت این حقوق از طریق اجرای احکام دادگستری مطابق مقررات مربوط اقدام کند.»

بنابراین بر اساس این ماده به هنگامی که یکی از طرفین تعهداتی را که در حکم دادگاه آمده است رعایت نکند، طرف دیگر می‌تواند با مراجعه به واحد اجرای احکام نسبت به صدور اجرائیه و الزام به انجام تعهد اقدام کند. در این مورد فرقی بین تعهدات مالی و غیر مالی نداشته و نیازی به طرح دعوی و تنظیم دادخواست نیست.  در این مورد اداره حقوقی قوه قضائیه نیز نظریه ای صادر کرده است. از این اداره پرسیده شده است که: « با توجه به قانون حمایت خانواده مصوب۱/۱۲/۱۳۹۱خواهشمند است اعلام فرمائید: در طلاق­های توافقی که گواهی عدم امکان سازش بین زوجین صادر می­شود در صورت اجرای صیغه طلاق چنانچه زوج به تعهد مالی خود عمل نکند آیا با تقاضای زوجه امکان صدور اجرائیه وجود دارد یاخیر؟» این اداره نیز در پاسخ بیان داشته است که: « پس از صدور گواهی عدم امکان سازش بر اساس توافق زوجین و جاری شدن صیغه طلاق فیمابین آن‌ها، در صورتی که یکی از طرفین از انجام توافقات مندرج در گواهی مورد نظر خودداری نماید، طرف ذی‌نفع می‌تواند تقاضای صدور اجرائیه به منظور اجرای تعهدات مالی (مانند مهریه) و یا غیرمالی (مثل حضانت) را وفق مفاد گواهی عدم امکان سازش از دادگاه صادرکننده آن، بنماید. تصریح ذیل ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده ۹۱ به این امر راجع به امور مالی، صرفاً از این جهت است که در این ماده، ثبت طلاق موکول به تأدیه حقوقی مالی زوجه شده است و متعاقب آن اعلام گردیده که هرگاه زن بدون دریافت حقوق مذکور به ثبت طلاق رضایت دهد، می تواند پس از ثبت طلاق برای دریافت این حقوق از طریق اجرای احکام دادگستری مطابق مقررات مربوط اقدام کند. بنابراین به معنای انحصار حکم (امکان صدور اجرائیه) به حقوق مالی نمی‌باشد.» (نظریه شماره ۶۳۷/۹۳/۷ مورخ ۲۱/۳/۹۳)

همانطور که مشاهده می‌شود علاوه بر تعهدات مالی، تعدات غیر مالی نیز شامل ماده شده و متضرر می‌تواند نسبت به آنها نیز درخواست صدور اجرائیه کند.

در مورد امور مالی همچون مهریه و نفقه، اگر الزام متخلف به انجام تعهد ممکن نشود، شخص متقاضی می تواند نسبت به توقیف اموال متخلف اقدام کرده و دین خود را ار محل این اموال برداشت نماید. در نهایت در مورد مهریه نسبت به ۱۱۰ سکه در صورت فقدان اموال وممکن نبودن الزام، می توان در خواست حبس متخلف را بر اساس قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی کرد.

ضمانت اجرای کیفری

در برخی موارد فردی که از انجام تعهدات خود پس از طلاق امتناع می‌کند، مجرم شناخته می‌شود و ممکن است تحت تعقیب کیفری قرار گیرد. از جمله این موارد ممانعت از پرداخت نفقه فرزند است. به عنوان مثال اگر دادگاه حضانت فرزند را بر عهده مادر گذارد، از آنجا که پدر به عنوان ولی قهری مکلف به پرداخت نفقه فرزند است، بنابراین در صورت عدم پرداخت مادر می تواند نسبت به تعقیب کیفری پدر اقدام کند. بر طبق ماده ۵۳ قانون حمایت از خانواده: « هرکس با داشتن استطاعت مالی، نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع کند به حبس تعزیری درجه شش محکوم می‌شود. تعقیب کیفری منوط به شکایت شاکی خصوصی است و درصورت گذشت وی از شکایت در هر زمان تعقیب جزائی یا اجرای مجازات موقوف می‌شود…»

همچنین است در مورد ملاقات با فرزند، با این توضیح که پس از طلاق دادگاه حضانت فرزند را به یکی از والدین واگذار می‌کند اما نسبت به ملاقات فرزند با طرف مقابل نیز دستوراتی را صادر می‌کند. به عنوان مثال تعیین می‌کند که مسئول حضانت باید هر هفته چند ساعت امکان ملاقات طفل با طرف مقابل یعنی صاحب حق ملاقات را فراهم کند. چنانچه مسئول حضانت مانع این امر شود در شرایطی مجرم شناخته می‌شود. ماده ۵۴ قانون حمایت از خانواده در این مورد مقرر کرده است که: «هرگاه مسؤول حضانت از انجام تکالیف مقرر خودداری کند یا مانع ملاقات طفل با اشخاص ذی‌حق شود، برای بار اول به پرداخت جزای نقدی درجه هشت و درصورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور محکوم می‌شود.»

بنابراین با توجه به مطالب فوق می‌توان گفت عدم انجام تعهدات توسط زوجین پس از طلاق دارای ضمانت اجراهای مدنی و کیفری است. مهمترین ضمانت اجرای مدنی الزام متخلف با صدور اجرائیه است. از این طریق شخص متضرر بدون اینکه احتیاجی به طرح دعوی و طی تشریفات دادخواست داشته باشد، می‌تواند با مراجعه به واحد اجرای احکام مدنی با ارائه حکم دادگاه الزام متخلف به انجام تعهدات خود را بخواهد.

دی
۱۹
در دو جبهه می‌جنگم؛ تابوی سکوت و سرطان
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , , , , ,
manizhe_02-1-png-815x390_q85_crop_upscale-e1467818981680
image_pdfimage_print

ماهرخ غلامحسین‌پور

این روز‌ها غالب زنانی که درگیر سرطانند به نوعی با اینستاگرام آشنا هستند، «منیژه برزگر» را می‌شناسند. ۴۸ ساله است و مبتلا به سرطان تخمدان. منیژه شرح مبارزه‌ها و تلاش‌هایش برای کنترل بیماری را در دنیای مجازی می‌نویسد.

منیژه در جبهه دیگری نیز می‌جنگد. تامین هزینه‌های درمانی‌اش، سرپرستی دو فرزندش و مبارزه حقوقی با همسرش که نه حاضر به طلاق اوست و نه مایل به ادامه زندگی مشترک.

منیژه معتقد است که سکوتش در مقابل زندگی مشترک نابسامانی که داشته و تلاشی که برای حفظ آرامش فرزندان دو قلویش انجام داده و سرپوش گذاشتن روی رنج‌های درونی‌اش او را به وادی سرطان کشانده. حالا می‌خواهد به زن‌هایی با شرایط مشابه بگوید فشارهای عصبی ناشی از خشونت‌های روانی همراهانشان را تحمل نکنند چون خشم و نفرت متراکم به راحتی می‌تواند به تومورهای خطرناک مبدل شود.

همسرت بعد از ماجرای بیماری تو را ترک کرد؟

خیر، یک سال پیش از آن بود که در پی یک مشاجره معمولی خانه را ترک کرد. سعی کردم کنترل اوضاع را در دستم بگیرم. رانندگی سرویس کارمندان دانشگاه شهید بهشتی و پذیرش سفارش آشپزی در خانه، بخشی از تلاش‌هایم برای سرپرستی بچه‌ها بود اما فقط یک سال پس از این ماجرا متوجه شدم سرطان تخمدان دارم.

با شروع بیماری کارت را هم‌‌ رها کردی؟

نه. ماه‌های اول ابتلا، علی‌رغم شیمی‌درمانی و عوارضش یعنی درد و تهوع و شرایط نامتعادل روحی، سر کارم حاضر می‌شدم و با پاهای ناتوانم با ترمز و کلاچ و دنده سر و کله می‌زدم تا بتوانم هزینه‌های درمان و مخارج زندگی خودم و بچه‌ها را تامین کنم.

برخورد همسرت بعد از شنیدن خبر بیماری تو چطور بود؟

نه حاضر به ادامه زندگی شد نه حاضر به طلاق یا تامین هزینه‌های فرزندانمان. این شرایط منجر به عود دوباره سرطان و شروع دوباره شیمی درمانی شد.

من آبان ماه سال ۹۴ به او زنگ زدم و به خاطر شرایط نابسامانی که داشتم پیشنهاد ادامه زندگیمان را دادم اما همسرم گفت ادامه زندگی‌اش با من دو شرط دارد، نخست اینکه مهریه‌ام را ببخشم و دوم اینکه برای زندگی مشترکمان او خانه‌ای تهیه نخواهد کرد. یک ماه بعد دادگاه مرا فراخواند و پرسید که آیا مایل به تمکین هستم یا خیر؟ من شرح ماجرا را نوشتم و به پرونده‌ام الحاق کردم که البته تا به حال خبری از روند پرونده نشده.

خانه‌ای از دوران زندگی مشترک ندارید؟

تمام این بیست و یک سال در خانه پدرم زندگی کردیم و اجاره خانه نمی‌دادیم. قاضی به من گفت می‌بایست حق مسکن به تو می‌داد.

در شرایط فعلی و مبارزه‌ات در جبهه بیماری با چه انگیزه‌ای مایلی مشکلات زندگی زناشویی‌ات را هم مطرح کنی؟

می‌خواهم به جای تمام زنانی که در بند آزارهای خانگی خصوصا آزارهای پیچیده روانی هستند فریاد بزنم و تمام مسائلی را که زن‌ها در شرایط مشابه پنهان می‌کنند، در مقابل دید وجدان عمومی قرار بدهم.

گاهی وقتی در مورد ماجرای سرطان و صفحه اینستگرامم با رسانه‌ها حرف می‌زنم، همسر سابقم عصبانی می‌شود. او به دفتر روزنامه‌ها مراجعه کرده و سرپرست خانوار بودن مرا انکار می‌کند. جالب است که یکی از شرایطی که برای ادامه زندگی مطرح کرد این بود که با هیچ رسانه‌ای مصاحبه نکنم.

هنوز هم سرویس دانشگاه را انجام می‌دهی؟

از سال گذشته و با گران شدن بنزین و عود کردن بیماری‌ام فقط پول استهلاک ماشین در می‌آمد ناچار شدم کار رانندگی را‌‌ رها کردم. وقتی مرا ترک کرد چند ماهی منتظر ماندم شاید برگردد اما دیدم چنین قصدی ندارد به همین دلیل هم مهریه‌ام را به اجرا گذاشتم.

مهریه‌ات چقدر بود؟

۲۵۰ سکه که هر یک ماه در میان یک سکه برایم تعیین شده است.

چه احساسی در مورد بیماری‌ات داری؟

جریان کمی پیچیده است با اینکه سرطان سلامتی فرد را به مخاطره می‌اندازد اما همین سرطان برای من تبدیل به بزرگ‌ترین نعمت زندگی‌ام شده و زندگی‌ام را تغییر داده است. باورتان نمی‌شود بعد از ابتلا قدر فرصت‌هایم را عمیقا می‌دانم. به مخاطره افتادن سلامتی‌ام ارزشش را داشت تا این عشق و ایمان به زندگی را تجربه کنم.

13391127_1065431730162982_1327567834_n

چطور شد به فکر عمومی کردن تجربه‌هایت در فضای مجازی افتادی؟

سال گذشته تیرماه یک روز که داشتم در مورد حس و حالم برای خواهرم حرف می‌زدم او گفت که من خیلی برخورد متفاوت و جالبی با بیماری‌ام دارم و پیشنهاد داد یک صفحه در اینستاگرام باز کنم، و تجربه‌هایم را بنویسم.

حس می‌کردم که قصه من با دیگران متفاوت است. می‌دانستم ریشه سرطان در مشکلات روحی و استرس‌هایی است که تاب آورده‌ام. سال‌های سال تحت فشار خشم و نفرت زندگی کردم. می‌خواستم تجربه‌هایم را با زنان دیگری که سرپرست خانوار و مثل من بیمار بودند در میان بگذارم. فشار‌ها و حلقه محاصره زندگی روز به روز بر من تنگ‌تر می‌شد و شیوه‌های متفاوتی برای مقابله با آن برمی‌گزیدم و این‌ها قابل انتقال بود.

این بار نمی‌خواستم از ترس قضاوت مردم سکوت کنم در شرایطی شیمی‌درمانی می‌شدم که به شدت بابت هزینه‌های زندگی و درمانم در مضیقه و فشار بودم ولی با همه این‌ها می‌خواستم تجربه‌هایم را تقسیم کنم و به همین دلیل هم گاهی فکر می‌کنم درد و رنجی که تحمل می‌کنم بیهوده نیست.

همسرت در طول این مدت نفقه هم پرداخت می‌کند؟

او مردادماه نود و دو خانه را ترک کرد و من آذرماه مهریه‌ام را اجرا گذاشتم دو ماه بعد از شکایتم، حکم مهریه‌ام صادر شد. بعدش درخواست نفقه دادم. نفقه کار‌شناسی شد و گفتند که پنج میلیون میزان نفقه من است. اما تنها مالی که داشت پاداش سنوات خدمتش بود و با اینکه بیست و هشت میلیون دریافت کرده بود دو روز بعد از دریافت این پول خانه‌ای به نام خواهرزاده‌اش اجاره کرده بود و من نتوانستم در این مورد ادعایی داشته باشم.

چون برادرش را با این بیماری از دست داده، روزهای نخستی که مبتلا شدم گفت که تحت تاثیر قرار گرفته و قصد دارد به من کمک کند. اما آنچه که به من کمک کرد،‌‌ همان میزان نفقه‌ای بود که دادگاه برایم تعیین کرده بود و افزون بر آن تا به حال هیچ کمکی به من نکرده.

آیا متوسل به خشونت فیزیکی هم می‌شد؟

خیر. بخواهم صادق باشم خیر. اما چنان ترس و رعبی در دل من و بچه‌هایم انداخته بود که وقتی کلید را توی در خانه می‌انداخت من و دو بچه‌هایم می‌شدیم عین سه موش کتک خورده؛ هراسان و بی‌پناه، بابت خشونت‌های روانی و فضای بدی اکه ایجاد می‌کرد به شدت آزار دیدم.

پس برای چه در این رابطه ماندید؟

باید اعتراف کنم اشتباه کردم که در این رابطه خشونت بار ماندم. الان که مصمم هستم سکوتم را بشکنم به گذشته فکر می‌کنم و می‌بینم هم خودم تاوان این اشتباه را پس دادم هم فرزندانم. زندگی که می‌شد جور دیگری رقمش زد، از ترس آبرو و قضاوت مردم و اطرافیان و ترس از بیوه شدن تبدیل شد به این شکل بی‌قواره و ناموزن.

ما زن‌های ایرانی خودمان را به بهانه بچه‌ها فریب می‌دهیم. ادامه می‌دهیم مثلا به خاطر بچه‌هایمان. اما متوجه نیستیم که در یک رابطه نامتعادل، اتفاقا بچه‌ها هستند که به شدت آسیب می‌بینند و تا آخر عمرشان هم از زیر سیطره و تاثیر این آموزه‌های اشتباه خارج نمی‌شوند.

در طول این بیست و یک سال هرگز به جدایی فکر نکردی؟

فرزندانم دو ساله بودند که من مصمم به جدایی شدم. این مسئله را در صفحه اینستاگرامم هم نوشته‌ام. قبول می‌کنم که انتخابم از آغاز اشتباه بوده اما اشتباه واقعی و بزرگم، ادامه دادن این مسیر بود. خصوصا وقتی فرزندانم به دنیا آمدند و متوجه شدم که مسیرم اشتباه است. اما متاسفانه ما می‌ترسیم و واهمه داریم در فضای عمومی تجربه‌هامان را با دیگران قسمت کنیم. وانمود می‌کنیم که خوشبختیم. از سر حساسیت خانواده‌ام، در یک رابطه اشتباه ماندم. می‌توانستم مسیرم را اصلاح کنم. نخواستم شریک زندگی‌ام را آن طور که هست بپذیرم و مدام می‌خواستم اصلاحش کنم. می‌خواستم او را از رنج عمیق درونی‌اش جدا کنم در حالی که متوجه نبودم در آن سن و سال قادر به این کار نیستم و بعضی آدم‌ها رنج‌هایشان را دوست دارند، چسبیده‌اند به این رنج‌ها و تغییر مسیرشان کار من نیست.

بعد از این‌که فهمیدی قادر به این تغییرات نیستی چه کردی؟

وقتی فهمیدم نمی‌توانم مسیر زندگی را تغییر بدهم سکوت و تحمل را انتخاب کردم. از طرف خانواده‌ها تحت فشار بودم برای پذیرش آن زندگی. به من می‌گفتند می‌خواهی طلاق بگیری بعدش چه کار کنی؟ خیال می‌کنی سرنوشت بهتری در انتظار توست؟ کسی نبود به من بگوید تو کارمی کنی و درآمد داری. زیر سقف خانه پدری‌ات نشسته‌ای. قرار نیست دنیا کن فیکون بشود و تو زن لایقی هستی که از پس خودت برمی آیی. در واقع این تو نیستی که خودت را تحمیل کرده ایی.

انتظار تو دقیقا چه بود؟

او شریک بیست و اندی ساله زندگی‌ام بود. تنها درخواست من این بود که در حین روند درمانم از بچه‌ها حمایت کند. یکیشان سرباز بود آن روز‌ها و آن دیگری دانشجو.

وقتی صفحه اینستاگرامم مورد توجه قرار گرفت و روزنامه ایران با من مصاحبه کرد به او به شدت برخورد که من چرا مطرح کرده‌ام که سرپرست خانوارم؟ خوب تو من و بچه‌ها را ترک کردی، نه حاضر به ادامه زندگی هستی نه طلاقم می‌دهی نه آن طور که باید و شاید تامینمان می‌کنی. با این وصف چه کسی سرپرست خانوار است؟ من تحت فشار روانی زیادی قرار گرفتم این سال‌ها. پزشکان بعد از جراحی تاکید می‌کردند که یکی از مهم‌ترین فاکتور برگشت سرطان، شرایط روحی – روانی است. اما من واقعا در شرایط بدی زیست کردم در این چند ساله.

الان مخارجت را چطور تامین می‌کنی؟

خوب من مهریه‌ام را اجرا گذاشته‌ام و یک ماه و نیمی یک سکه دریافت می‌کنم. گاهی در خانه‌ام سفارش آشپزی می‌پذیرم و خانواده‌ام با اینکه خودشان در مضیقه هستند، اندکی کمک می‌کنند. پیش از این‌ها هم راننده سرویس دانشگاه بودم. به هر حال سعی‌ام را می‌کنم. از آن سو مثلا از همدلی پزشکم برخوردار شدم. او واقعا به من کمک کرد و هزینه ناچیزی از من گرفت. به هر حال از حق نمی‌گذرم که همسرم هم تحت فشار نزدیکان مرا بیمه تکمیلی کرد.

الان به لحاظ بیماری در چه شرایطی هستی؟

اردیبهشت ماه سال گذشته درمانم تمام شد اما از زمستان امسال که شرایطم متشنج شد و هر چه سعی کردم ماجرا را مدیریت می‌کردم، باز هم قادر به کنترل اوضاع نبودم و اوضاع بهم ریخت. دکتر باز هم شیمی درمانی تجویز کرد. از سی‌ام فروردین ماه دوباره شیمی درمانی‌ام به مدت شش دوره آغاز شده است.

13320173_1049914975082867_85049997_n

دی
۱۷
چرا اعلام طلاق دشوار است؟
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Photo: vchal/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: vchal/bigstockphoto.com

جدای از عوامل فرهنگی و نوع واکنش اطرافیان و ترس از نتایجی که این مساله می‌تواند به دنبال داشته باشد، عوامل فردی هم می‌توانند در این بین، موثر باشند. در واقع برخی عوامل روانی باعث میشوند تا افراد دائم این موضوع را به تعویق انداخته و تمایلی نداشته باشند که این مساله را حتی به افراد نزدیک خود نیز بیان کنند.

اعلام موضوع طلاق به دیگران، امری نیست که بتوانیم درباره‌اش برای همه نسخهٔ واحدی بپیچیم. در واقع قرار هم نیست تا افراد از هم جدا شدند، این موضوع را به اطلاع همهٔ دوستان و آشنایان برسانند! اما واقعیت این است که گاهی افراد از سویی دیگر دچار افراط شده و ترجیح می‌دهند، موضوع طلاق خود را از همه، حتی اقوام بسیار نزدیکشان نیز مخفی کنند. نفسِ مخفی نگاه‌داشتن موضوع طلاق امر مذمومی نیست، چرا که طلاق امری شخصی است که قرار هم نیست همه از آن خبردار شوند؛ اما اگر قرار باشد به واسطه بیان‌نکردن این موضوع، فرد دائم استرس داشته باشد، ناچار از دروغ‌گفتن شود یا حتی ترجیح دهد برای گریز از سوالات احتمالی دیگران و برملا شدن موضوع، از جمع‌های دوستانه و خانوادگی دوری کند، دیگر داستان بیان‌نکردن امور شخصی با دیگران در میان نیست. در واقع در این شرایط، این پنهان‌کاری، خودِ بهداشت روانی فرد را نشانه رفته است.

نکتهٔ دوم این که اعلام موضوع طلاق به صورت حساب‌شده و با مدیریتی درست، نه‌تنها می‌تواند باعث آرامش فرد شود، بلکه خود می‌تواند فرصت‌های جدیدی برای دوباره ساختن زندگی در اختیار فرد قرار دهد؛ اما علی‌رغم همهٔ این منافعی که بیان درست و به‌موقع موضوع طلاق می‌تواند در پی داشته باشد، باز هم این موضوع امری دشوار است. ممکن است باعث موانع زیادی شود تا افراد در مواجهه با آن احساس سردرگمی کنند. جدای از عوامل فرهنگی و نوع واکنش اطرافیان و ترس از نتایجی که این مساله می‌تواند به دنبال داشته باشد، عوامل فردی هم می‌توانند در این بین، موثر باشند. در واقع برخی عوامل روانی باعث می‌شوند تا افراد دائم این موضوع را به تعویق انداخته و تمایلی نداشته باشند که این مساله را حتی به افراد نزدیک خود نیز بیان کنند.

همه من را به عنوان فردی شکست‌خورده و بیچاره خواهند شناخت

هر چقدر افراد دربارهٔ زندگی بعد از طلاق خود، احساس سردرگمی بیشتری کرده و در واقع برنامهٔ مشخصی برای این موضوع نداشته باشند، احتمال بیشتری دارد که بخواهند آن را مخفی سازند. این مساله بیشتر در زنان دیده می‌شود؛ البته دلیل این امر نیز چندان پیچیده نیست؛ چرا که در بسیاری نمونه‌ها، زن تا پیش از طلاق سر کار نمی‌رفته، اما بعد از طلاق از او انتظار می‌رود به دنبال کسب درآمد باشد. در این شرایط، شاید افراد ترجیح بدهند تا وقتی موقعیت ثابتی ندارند، اعلام طلاق به نزدیکان را به تعویق بیندازند و آن را زمانی برملا کنند که به افراد نشان دهند که بعد از طلاق توانسته‌اند روی پای خود بایستند، موقعیت‌های جدیدی برای خود دست و پا کنند و خلاصه این‌که اگر در بخشی از زندگی شکست را تجربه کرده‌اند، در بخش‌های دیگر توانسته‌اند به موفقیت دست پیدا کنند.

اما واقعیت این است که احساس سردرگمی بعد از طلاق، تنها با سرِکاررفتن و یا کارهایی از این دست، حل‌وفصل نخواهد شد. در واقع پژوهش‌های روان‌شناسی نشان داده است که هویت افراد ممکن است تحت تاثیر وقایع مهم زندگی تغییر کند. یکی از وقایعی هم که به طور قطع، ممکن است بر هویت افراد تاثیرگذار باشد، طلاق است. در واقع بعد از این تجربه، افراد نیاز دارند تا بتوانند خودشان را دوباره بازیافته و تعریف جدیدی از خود پیدا کنند؛ اما اگر قرار باشد این فرآیند به درستی طی نشود یا فرد نتواند به جمع‌بندی برسد، به احتمال زیاد اضطراب مربوط به اعلام موضوع طلاق نیز در سطح بالایی حفظ شده و باعث اکراه فرد از بیان آن خواهد شد.
هیچ لزومی به اعلام طلاق به همه دوستان و آشنایان نیست. این امر به ویژه برای زنان اهمیت بیشتری دارد؛ چراکه متاسفانه برخی افراد نسبت به زنان مطلقه، دیدگاهی منفی دارند و همین ممکن است، باعث واکنش‌هایی آزاردهنده از سوی آن‌ها شود.

اگر شما نیز در چنین وضعیتی قرار دارید، بد نیست این سردرگمی خود را با فرد مطمئن و معتمدی در میان بگذارید. در این وضعیت والدین، خواهروبرادر یا روان‌شناسی مجرب، احتمالاً گزینه‌های بسیار مناسبی باشند. توجه داشته باشید که ماندن در این برزخ و نداشتن تعریفی مشخص از خود و آیندهٔ خود، می‌تواند گاهی اوقات باعث تصمیم‌گیری‌هایی عجولانه، اشتباه و نادرست شود، پس برای این موضوع وقت بگذارید.

قطعاً همه من را محکوم خواهند کرد

این تجربهٔ مشترک برای افراد است؛ بعد از طلاق و در زمان مرور زندگی مشترک، افراد در کمال تعجب متوجه می‌شوند که حجم قابل توجهی از خاطرات خوشایند مربوط به همسر سابق، دائم به ذهن آن‌ها هجوم می‌آورد و البته همین خاطرات نیز آن‌ها را دچار این شک و دودلی می‌کند که شاید در تصمیم به طلاق عجله کرده‌اند. این ذهنیت گاهی به اشکال دیگر نیز خود را نمایان می‌سازد، این‌که فرد هر روز بیشتر از قبل تصور می‌کند: «اگر کسی از طلاق من خبردار شود، حتماً من را محکوم کرده و تصمیم من را نادرست و اشتباه می‌داند.»

این وضعیت گاهی حتی در شرایطی خود را نشان می‌دهد که فرد از کسی جدا شده است که ایرادات او بسیار مشخص بوده و سابق بر این نیز، همه به او توصیه جداشدن کرده‌اند؛ اما حتی در این شرایط نیز علی‌رغم ایرادات قابل‌توجه همسر سابق، باز هم این تصور که دیگران تصمیم آن‌ها را به چالش خواهند کشید، به سراغ افراد می‌آید.

این شک و دودلی، بین افراد طلاق‌گرفته بسیار شایع است؛ پس اگر شما نیز به تازگی طلاق گرفته‌اید و دچار چنین احساساتی هستید، لازم نیست برآشفته شوید. شاید در این شرایط، یکی از بهترین راه‌حل‌ها کمک‌گرفتن از متخصصی بی‌طرف، مانند روان‌شناس است، تا به شما کمک کند هم از میزان درستی تصمیم خود آگاه شوید و هم بتوانید از عهده مدیریت احساساتی چون حس گناه و تقصیر که در این روز‌ها به سراغ شما آمده، بربیایید. زمانی که بتوانید از درون احساس گناه خود را کاهش دهید، ترس از واکنش دیگران نیز کاهش پیدا می کند.

کنترلی بر صحبت دیگران درباره خودم ندارم

اینکه شما نمی‌توانید مانع کنجکاوی‌های بی‌پایان دیگران شوید و به صورتی مودبانه از دیگران بخواهید که داستان زندگی شما را زیرورو نکرده و نخواهند از همه چیز سر در بیاورند، تا حدی می‌تواند نشانگر ناتوانی شما در بیان خواسته‌های خود به صورت کارآمد باشد. یادتان باشد که ما خواسته‌های خود را به هر صورت بیان می‌کنیم، با این تفاوت که گاهی به شکلی بسیار ناکارآمد و به عنوان مثال با اوقات تلخی، کناره‌گرفتن از دیگران یا با واکنش‌های هیجانی و شدید نشان می‌دهیم و گاهی به صورتی کارآمد و با بیانی خلاصه و تاثیرگذار. سعی کنید برای این‌که از واکنش دیگران کم‌تر آسیب‌دیده و اذیت شوید، روش‌های مناسب برای بیان خواسته‌ها و البته احساسات خود را تمرین کرده و به کار ببرید.

در ‌‌نهایت توجه داشته باشید که اعلام موضوع طلاق به منزلهٔ بیان آن در جلسهٔ عمومی نیست، بلکه می‌شود این کار را در صحبت کوتاه و خصوصی شما یا والدین شما با افرادی که لازم می‌دانید از این موضوع مطلع باشند، خلاصه کرد. علاوه بر اینکه بیان عدم‌تمایل شما به صحبت و اشاره به این موضوع و یا پخش‌شدن این خبر هم ممکن است تا حدی از عوارض احتمالی بکاهد.

نکتهٔ پایانی اینکه درست است که اعلام طلاق به ویژه به دوستان و اقوام نزدیک در غالب نمونه‌ها احتمالاً برای شما آرامش‌آفرین خواهد بود؛ اما یادتان باشد هیچ لزومی به اعلام طلاق به همه دوستان و آشنایان نیست. این امر به ویژه برای زنان اهمیت بیشتری دارد؛ چراکه متاسفانه برخی افراد نسبت به زنان مطلقه، دیدگاهی منفی دارند و همین ممکن است، باعث واکنش‌هایی آزاردهنده از سوی آن‌ها شود. از سوی دیگر برخی مردان نیز ممکن است به دنبال سوءاستفاده از موقعیت این زنان باشند؛ پس به ویژه در محیط‌های کاری، با دقت نظر بیشتری موضوع طلاق خود را تنها با افرادی که لازم و ضروری می‌دانید در میان بگذارید.

منبع: سلامت‌نیوز به نقل از سپیده دانایی

آذر
۲۶
شوهرم کتکم می‌زند، چطور طلاق بگیرم؟
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , , , ,
Photo: HalfPoint/Bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: HalfPoint/Bigstockphoto.com

موسی برزین خلیفه‌لو – وکیل خانه امن

پرسشگر: سلام! خانم ۴۰ ساله‌ای هستم که دو فرزند دارم. شوهرم در خانه خیلی بدرفتار است، به طوری که بر سر مسائل کوچک مرا مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. به خاطر بچه‌هایم تا حالا تحمل کرده‌ام اما دیگر نمی‌توانم. چند روز پیش پس از بازگشت از یک مهمانی به بهانه اینکه نباید حرفهایی را می‌زدم و اینکه به برخی‌ بی‌احترامی کرده‌ام مرا به شدت کتک زد. بینی من شکست و پیشانی‌ام به شدت آسیب دید. به درمانگاه رفتم و معالجه شدم.

فکر نمی‌کنم که رفتار شوهرم تغییر کند و اصلاح شود چون سالهاست که همین رفتار را دارد. قبلا هم بار‌ها مرا کتک زده است حتی یک بار مقابل خانواده‌اش به من سیلی زد. وقتی هم که می‌گویم چرا چنین رفتاری می‌کنی می‌گوید من شوهرت هستم و طبیعی است عصبانی بشوم. می‌گوید تقصیر خودت است که کارهایی می‌کنی که من عصبانی می‌شوم.

به هر حال من الان در خانه برادرم هستم و قصد دارم از او شکایت کنم و طلاق بگیرم. راه دیگری برای من باقی نمانده است. لطفا راهنمایی کنید که چطور می‌توانم شکایت کنم؟

وکیل خانه امن: متاسفم از وضعیت پیش آمده برای شما. ایا منظورتان از شکایت این است که می‌خواهید نسبت به ضرب و جرح شکایت کنید؟

پرسشگر: بله. هم نسبت به ضرب و جرح و هم می‌خواهم جدا بشوم.

وکیل خانه امن: نسبت به ضرب و جرح می‌توانید شکایت کیفری کنید و شوهرتان را تحت تعقیب قرار دهید. جنایت عمدی بر عضو یا‌‌ همان ضرب و جرح بر اساس حقوق ایران جرم بوده و مجازات‌هایی برای آن پیش‌بینی شده است.

قانون مجازات اسلامی فردی را که عمدا فرد دیگری را مورد ضرب و جرح قرار دهد مجرم می‌داند و مجازات او را قصاص، دیه و در برخی موارد تعزیر از جمله حبس تعیین کرده است. بدین ترتیب اگر مردی هرگونه آسیبی به جسم یا منافع همسر خود وارد کند مجرم محسوب می‌شود و قربانی می‌تواند در دادگاه علیه وی شکایت کرده و مجازاتش را بخواهد.

مجازات ضرب و جرح عمدی قصاص و دیه است که در اکثر موارد به دلیل عدم امکان اجرای قصاص، مجازات دیه در نظر گرفته می‌شود. دادگاه با توجه به میزان آسیب و نظریه پزشکی قانونی مقدار دیه را معین و مرتکب را به پرداخت آن ملزم می‌کند. مقررات و مقدار دیه در مواد ۴۴۸ الی ۷۲۷ قانون مجازات اسلامی بیان شده است.

پرسشگر: پس مجازات ایشان فقط دیه خواهد بود؟

وکیل خانه امن: بستگی به آسیب‌های وارده به شما دارد. علاوه بر مجازات دیه، در برخی موارد ممکن است شوهری که همسر خود ضرب و جرح همسر خود پرداخته است به مجازات حبس نیز محکوم شود. با این توضیح که اگر ضرب و جرح منجر به آسیب شدیدی در بدن شود و یا مرتکب از سلاح سرد یا گرم استفاده کرده باشد، مجازات حبس به میان خواهد آمد. بر اساس ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات): «هرکس عمدا به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که ‌موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا منتهی به ‌مرض دایمی یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل‌ مجنی‌علیه گردد در مواردی که قصاص امکان نداشته باشد چنانچه ‌اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم‌ تجری مرتکب یا دیگران گردد به دو تا پنج سال حبس محکوم‌ خواهد شد و در صورت درخواست مجنی علیه مرتکب به پرداخت ‌دیه نیز محکوم می‌شود. تبصره ـ در صورتی که جرح وارده منتهی به ضایعات فوق نشود و آلت جرح اسلحه یا چاقو و امثال آن باشد مرتکب به سه ماه تا یک ‌سال حبس محکوم خواهد شد.»

بنابراین اگر وضعیت شما با ماده فوق مطابقت می‌کند احتمال محکوم شدن ایشان به حبس نیز وجود دارد اما اگر آسیب در حد شکستن بینی و یا خراش و کبودی باشد فقط حکم به دیه داده می‌شود. در این مورد دادسرا شما را به پزشکی قانونی معرفی می‌کند و پزشکی قانونی پس از معاینه میزان و کیفیت آسیب‌ها را گزارش می‌کند. این گزارش در جریان دادگاه در اختیار قاضی پرونده قرار می‌گیرد.

پرسشگر: برای شکایت باید به کجا مراجعه کنم؟

وکیل خانه امن: باید به دادسرای حوزه خانه مشترکتان بروید و شکایت خود را مطرح کنید. توجه کنید که تمامی مدارک و شواهدی که ضرب و جرح را ثابت می‌کند باید ارائه دهید. به عنوان مثال گزارش درمانگاهی که به آنجا مراجعه کردید، استشهادیه از همسایگان و آشنایان مبنی بر ضرب و جرح، شهادت فرزندانتان و دیگر کسانی که از موضوع اطلاع دارند از جمله مواردی است که می‌تواند در دادگاه ادعای شما را ثابت کند.

پرسشگر: در مورد طلاق چطور؟ آیا می‌توانم طلاق بگیرم؟

وکیل خانه امن: یکی از مواردی که برای زن حق جدایی ایجاد می‌شود ضرب و جرح و سوء‌رفتار شوهر است. برای تقاضای طلاق شما باید به دادگاه خانواده مراجعه کنید. در دادخواست رفتارهای شوهرتان را توضیح دهید و مدارک لازم از جمله پرونده درمانی و استشهادیه محلی را ضمیمه کنید. دادگاه اگر تشخیص دهد که زندگی برای شما سخت و غیر قابل تحمل شده حکم طلاق را صادر خواهد کرد. اما قبل از اینکه یک طرفه تقاضای طلاق بدهید با شوهرتان صحبت کنید تا به طلاق توافقی راضی شود زیرا طلاق توافقی خیلی راحت‌تر به نتیجه می‌رسد. در مورد جنبه‌های مالی نیز اگر توافق کنید که بر اساس توافق عمل می‌شود اگر توافق نکنید دادگاه شوهرتان را ملزم به پرداخت مهریه و اجرت المثل می‌کند.

آذر
۱۹
پایین آمدن سن طلاق و مسأله‌ای به نام بیوگی در سنین پایین
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Photo: Oleg Golovnev/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print
Photo: Oleg Golovnev/bigstockphoto.com
روند ده سال اخیر طلاق‌ها نیز بیانگر افزایش تعداد زنان بیوه در سنین پایین است. در در سال ۹۴، ۱۶۳ هزار و ۷۶۵ مورد طلاق به ثبت رسید که بیشترین تعداد در ترکیب سنی مردان ۳۰ تا ۳۴ و زنانه ۲۵ تا ۲۹ ساله بود. سال ۹۳، ۱۶۳هزار و ۵۶۹ مورد طلاق و در سال ۹۲، ۱۵۵ هزار و ۳۶۹ مورد طلاق به ثبت رسید که در هر ۲ سال بیشترین تعداد در ترکیب سنی مردان ۲۵ تا ۲۹ ساله و زنان ۲۰ تا ۲۴ بود.
براساس آمارها و به گفته مسئولان در سال‌های اخیر سن طلاق پایین آمده که به دنبال خود جامعه را با پدیده بیوگی در سنین پایین روبه‌رو کرده است. این نوع از بیوگی، آسیب‌های بسیاری در سطوح خرد، میانه و کلان ایجاد می‌کند.

براساس تعریف بیوگی، افرادی که به دنبال فوت یا طلاق، همسر خود را از دست می‌دهند، به‌عنوان فردی بیوه شناخته می‌شوند. در چند سال اخیر نیز شاهد کاهش سن طلاق بودیم که همین امر افزایش زنان بیوه در سنین پایین را به دنبال دارد. سال ۹۳ دکتر محمد اسلامی، معاون دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت اعلام کرد که ۸۰ درصد طلاق‌های سال ۹۲ در کشور در سنین زیر ۳۰ سال بوده و حدود ۱۴ درصد طلاق‌ها نیز مربوط به یک سال اول زندگی است.

بیوگی در ۱۷ سالگی
عدم ارایه آمار مشخص از تعداد زنان بیوه، عاملی است که پرداختن به این موضوع را دشوار می‌کند. هرچند این آمار از سوی مسئولان به درستی اعلام نمی‌شود اما جامعه‌شناسان با ارزیابی‌های خود وضعیت را ترسیم می‌کنند. سال گذشته امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس با انتشار آماری اظهار کرد که سن طلاق و بیوگی به ۱۷ سال رسیده است.

بیشترین تعداد طلاق ها در زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله است
روند ۱۰ سال اخیر طلاق‌ها نیز بیانگر افزایش تعداد زنان بیوه در سنین پایین است. در در سال ۹۴، ۱۶۳ هزار و ۷۶۵ مورد طلاق به ثبت رسید که بیشترین تعداد در ترکیب سنی مردان ۳۰ تا ۳۴ و زنانه ۲۵ تا ۲۹ ساله بود. سال ۹۳، ۱۶۳هزار و ۵۶۹ مورد طلاق و در سال ۹۲، ۱۵۵ هزار و ۳۶۹ مورد طلاق به ثبت رسید که در هر ۲ سال بیشترین تعداد در ترکیب سنی مردان ۲۵ تا ۲۹ ساله و زنان ۲۰ تا ۲۴ بود. روند عمومی در ۱۰ سال گذشته به همین شکل بود؛ به‌طوری‌که در سال ۸۵ که ۹۴ هزار و ۳۹ مورد طلاق به ثبت رسید هم بیشترین طلاق‌ها مربوط به ترکیب مردان ۲۵ تا ۲۹ ساله و زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله بود. حتی در سال ۸۳ با ۷۳ هزار و ۸۸۲ مورد طلاق، بیشترین طلاق‌ها مربوط به این گروه سنی بوده است.

هم‌باشی از پیامدهای بیوگی در نوجوانی و جوانی
بیوگی همواره با خود آسیب‌هایی را برای فرد و جامعه به همراه دارد. این آسیب‌ها زمانی که سن بیوگی پایین باشد، چندین برابر می‌شود. به‌منظور بررسی آسیب‌شناسانه پایین بودن سن بیوگی به سراغ عالیه شکربیگی، جامعه‌شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی رفتیم. او در گفت‌و‌گو با مهرخانه با اشاره به پیامدهای افزایش طلاق در سنین پایین تصریح کرد: یکی از بحث‌های مرتبط با افزایش طلاق در سنین نوجوانی و جوانی، گرایش این افراد پس از طلاق به سمت هم‌باشی است. در واقع یکی از بسترهای افزایش هم‌باشی، افزایش زنان بیوه است که از پیامدهای خروجی طلاق است.

عدم‌پذیرش عملکرد دختران بیوه در خانواده
او با بیان این‌که در بررسی پدیده‌های اجتماعی، هر مسأله اجتماعی خود می‌تواند علتی برای رخ دادن پدیده‌های دیگر باشد، افزود: هر پدیده خود پیامدهایی را به بار می‌آورد. بنابراین اگر بخواهیم بیوگی و افزایش آن را آسیب‌شناسی کنیم، طبعاً می‌توانیم آسیب‌های زیادی را به لحاظ فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و اقتصادی برای آن در نظر بگیریم. وقتی یک دختر در خانواده حضور دارد، کارهایش مورد قبول آن سیستم (خانواده) است، اما وقتی این دختر ازدواج می‌کند، طلاق می‌گیرد و دوباره به کنار خانواده بازمی‌گردد، سیستم خانواده، کارکرد او را مانند قبل قبول ندارد. بنابراین کنش، عملکرد و کارکرد این زن بیوه در نهاد خانواده که قبلاً نیز در آن بوده، پذیرفته‌شده نیست و حمایت‌های اجتماعی و عاطفی که پیش از این در خانواده از او صورت می‌گرفته، ممکن است از بین برود که دلیل آن ذهنیت‌ها، رسوبات و مشتقاتی است که جامعه نسبت به یک زن بیوه دارد.

بزرگترین آسیب برای فرد بیوه، تصور تهدید بودن آن‌هاست
این جامعه‌شناس با تأکید بر تحولات اجتماعی در ارزش‌ها و هنجارهای خانوده طی سه دهه بعد از انقلاب اسلامی گفت: هنوز درصدی از افراد حضور زن بیوه را در جمع خود نمی‌پذیرند و آن را در اجتماع و خانواده به‌عنوان تهدید می‌بینند. بزرگترین آسیب برای فرد بیوه این است که هر لحظه حضور خود را به‌عنوان یک سربار و تهدید در خانواده، جمع دوستان و اجتماع تلقی می‌کند. علاوه بر این‌ها معمولاً زنانی که بیوه می‌شوند به دلیل این‌که شرایط و بستر قبل را در خانواده ندارند، بعضاً به دنبال ازدواج مجدد هستند و ازآن‌جایی‌که در ازدواج اول نتوانسته‌اند توافق و تفاهم لازم را داشته باشند، در ازدواج‌های بعدی نیز دچار افسردگی حاد و مشکلاتی می‌شوند که خود در یک پروسه همچنان تولید و بازتولید می‌شود. بیوگی بعضاً می‌تواند مشکلات روحی و روانی برای فرد به وجود آورد تا جایی که در بعضی مواقع می‌بینیم این افراد به سمت افسردگی می‌روند و در بعضی موارد ممکن است، دست به خودکشی بزنند. بنابراین پیامدهای بیوه‌شدگی در جامعه می‌تواند در سه سطح خرد، میانه و کلان مورد بررسی قرار گیرد.

بحرانی به نام بیوگی در سن پایین؟!
شکربیگی با اشاره به بحران‌سازشدن بیوگی در سن پایین تصریح کرد: افزایش بیوگی در سن پایین طبعاً می‌تواند در آینده بحران‌ساز شود. قطعاً اگر حمایت‌های عاطفی، اجتماعی، مالی و اقتصادی از این افراد صورت نگیرد که از زندگی مشترک بیرون می‌آیند و در مرحله طلاق قرار می‌گیرند و به مرحله بیوگی می‌رسند، بحران‌های آینده را رقم می‌زند. یکی از زمینه‌های بحران‌ساز در این مسأله، ناکارآمدی قوانین ماست. وقتی زنی بیوه می‌شود، آیا حمایت‌های لازم قانونی را دریافت می‌کند؟ به نظر می‌رسد این‌طور نیست یعنی در بسیاری از موارد، قوانین لازم برای حمایت از زنانی که بیوه شده‌اند، وجود ندارد؛ بنابراین ضعف و نارسایی قوانین در بسیاری از موارد می‌تواند بحران‌ساز شود. مثلاً قانونی وجود داشته باشد که زن بیوه به لحاظ مالی و اقصادی حمایت شود، ادامه تحصیل دهد و دنبال آموزش و کسب سرمایه فرهنگی برای خود باشد یا بستر کسب شغل برای او فراهم شود.

از بین رفتن فضای امن پس از بیوگی
او درباره از دست دادن فضای امن پس از جدایی بیان کرد: زنی که در سنین پایین بیوه می‌شود، ممکن است فضای حمایتی و عاطفی را که در آن حضور داشته، از دست دهد؛ ولو این‌که این فضا با جدال و خشونت همراه بوده، اما جایی امن برای او بوده است. در بسیاری از موارد آن‌ها دچار ناامنی فضای زندگی پس از بیوگی می‌شوند. این زنان در هر جایی که قرار بگیرند با توجه به رسوبات ذهنی موجود در ذهن افراد جامعه، ممکن است درخواست‌های نامشروع دریافت کنند. حتی در مواردی مشاهده شده که مردان متأهل در مواجهه با زنی بیوه، خواسته‌ای نامشروع داشتند. با توجه به افزایش آسیب‌هایی که در جامعه وجود دارد، بلافاصله ممکن است ذهن‌شان به این سمت برود که فرد مورد خوبی است که رابطه‌ای را شروع کنند زیرا زمینه، بسترها و مسائلی که بتواند این ارتباط را رقم بزند، آماده است. ممکن است حتی اطرافیان و خویشاوندان فردی که بیوه می‌شود، حضور این زن را به‌عنوان آسیب تلقی کنند؛ از بابت این‌که بخواهد نگاه همسران آن‌ها را به خود جلب کند.

تغییر نگاه توسط رسانه‌ها
این جامعه‌شناس با تأکید بر نقش رسانه‌ها در بهبود دید جامعه اظهار کرد: بحران‌شدن چنین پدیده‌ای به دلیل بی‌تفاوتی رسانه نسبت به آن است. رسانه‌ها باید آموزش دهند که به دنبال شرایط جامعه ممکن است دختری در سن پایین بیوه شود و نیاز به حضور در خانواده، جامعه، محیط تحصیل، بهداشت و تغذیه دارد. خوب است که رسانه‌ها در این زمینه ورود کنند و بگویند ممکن است این اتفاق برای هرکسی رخ دهد؛ پس ما خودمان را تافته جدا بافته تلقی نکنیم. در حال حاضر انگار سرمایه اجتماعی موجود نیست و زمانی که اعتماد بین خانواده‌ها و دوستان موجود نباشد، زمینه‌ساز بحران می‌شود. حال که سن بیوگی پایین آمده است و دخترانی در سن پایین ازدواج می‌کنند و به دلیل نداشتن مهارت‌ها و تفاهم لازم، نگرش‌های سنتی یا هر دلیل دیگری ازدواج می‌کنند و بیوه می‌شوند، خوب است که برای حضور مجدد آن‌ها فرهنگ‌سازی شود. نمی‌توانیم تلقی کنیم حتماً حضور این‌ها آسیب‌زا و بحران است. در بسیاری از موارد این افراد اگر راهنماهای خوبی داشته باشند، قطعاً به جایگاه‌های خیلی خوبی در زندگی خواهند رسید و به هر حال در آینده ممکن است ازدواج موفق دیگری داشته باشند. اما اگر نگاه ما نسبت به آن‌ها، فقط با دید آسیب باشد، پیامدش آسیب‌زایی و بحران خواهد بود.

روسپیگری و پیامدهای آن، از آسیب‌های سن پایین بیوگی است
شکربیگی با اشاره به تأثیر پایین بودن سن بیوگی بر روسپیگری گفت: یکی از آسیب‌های پایین آمدن سن بیوگی، افزایش روسپی‌گری در جامعه است. در واقع زنی که بیوه شده، ممکن است به لحاظ اقتصادی مشکل داشته و از طرفی مهارتی برای اشتغال نداشته باشد؛ بنابراین زودرس‌ترین کارکردی که می‌تواند برایش باشد، تن‌فروشی است. بستر روابط جنسی نیازمند عشق، علاقه و انگیزه دوطرفه است و اگر این موارد نباشد، رابطه از روی اجبار و نیاز است. تن‌فروشی می‌تواند بسترهای زیادی داشته باشد؛ یکی از آن‌ها نیاز فردی است که تن‌فروشی می‌کند. بنابراین زنی که بیوه می‌شود، اگر شرایط و حمایت‌های لازم و اقتصادی را از طرف خانواده، سازمان‌ها و نهادهای مردمی نداشته باشد، به این نتیجه می‌رسد که تن‌فروشی سریع‌ترین راه ممکن برای پیش بردن معیشت زندگی خود است. این موضوع می‌تواند آسیب بسیار مهمی برای جامعه و اجتماع باشد و برای آن ناامنی ایجاد کند. در بسیاری از موارد گسترش بی‌بندوباری‌های جنسی پیامدهای دیگری مانند افزایش بیماری ایدز و عدم‌ سلامت جسمی و جنسی این زنان و کسانی که در ارتباط با آن‌ها قرار می‌گیرند را رقم می‌زند.

کارکردهای منفی بیوگی
همواره بحث نیازهای جنسی و زن در مناسبات زندگی اجتماعی مهم بوده که می‌تواند کارکردهای مثبت و منفی به دنبال داشته باشد. کارکردهای مثبت پویایی یک زن، حضور با انگیزه‌اش، کنش پویا و عاملیت زنان در بحث تحصیلات بالا و اشتغال و مدیریت‌های سطوح میانه و کلان است اما از آن طرف، بیوگی در بسیاری از موارد حریم انسان‌ها را از بین می‌برد. در واقع انسان‌ها برای خود حریمی قائل‌اند و دخترانی که در جامعه حضور دارند و تحصیل می‌کنند، حریمی نامرئی دارند. زمانی که بیوگی اتفاق می‌افتد، ممکن است به صورت نامرئی آن حریم حمایتی و امنیتی که یک زن در اجتماع دارد، از بین برود و به دلیل اندیشه‌های غلط موجود در فرهنگ ما و بسیاری از ضدارزش‌های رایج نسبت به زنان بیوه، می‌تواند کارکردهای منفی را در این مسیر به دنبال آورد که خود منشأ آسیب‌های اجتماعی دیگری است. تصور کنید به طور ناخودآگاه و ناخواسته زنی در مسیر زندگی یک زوج قرار بگیرد و مرد متأهلی با یک زن بیوه ارتباط برقرار کند. بین آن‌ها علاقه‌ای ایجاد شود، آسیبی که وارد می‌شود به خانواده مرد است. بیوگی در سن پایین دایره وسیعی از آسیب را می‌تواند در بربگیرد. اگر قوانین لازم، نهادهای مدنی و سازمان‌های دولتی برای حمایت از زنان بیوه وارد صحنه نشوند، شاهد آسیب‌هایی خواهیم بود که در آینده منجر به بحران می‌شود.

وجدان جامعه را در زمینه زنان بیوه بیدار کنید
این جامعه‌شناس با تأکید بر لزوم بیدار کردن وجدان جامعه اظهار کرد: در بعضی از موارد حضور زنان بیوه به دلیل بستر آسیب‌زایی که در جامعه ما وجود دارد، ممکن است بحران و مشکل تلقی شود. بعضی از آن‌ها ناخواسته گرفتار چنین مشکلاتی شده‌اند؛ به همین دلیل باید نهادهای دولتی، نهادهای مدنی، رسانه‌ها و انجمن‌های علمی با اطلاع‌رسانی نسبت به این مسأله وجدان جامعه را نسبت به آن بیدار کنند که حرمت، احترام، شأن و اعتبار چنین زنانی را نگه دارند. اگر ما در جلسه‌ای متوجه شدیم زنی بیوه است، بلافاصله در ذهن‌مان شروع به آسیب‌بافی نکنیم. ممکن است زنی در زندگی اول ازدواج موفقی نداشته باشد؛ این برچسب و انگاره بیوه که بر پیشانی فرد می‌خورد، نباید او را از زندگی سعادتمند بعدی محروم کند.

بی‌تفاوتی اجتماعی هم در ساختار و هم مردم زمینه‌ساز بحران است
شکربیگی با انتقاد از عملکرد جزیره‌ای مسئولان گفت: وقتی جزیره‌ای عمل شود، مشکلات در جامعه به وجود می‌آید. اگر هر مسئولی خودش بخواهد بحث آسیب اجتماعی و مشکلات خانواده را حل کند، به تنهایی موفقیتی به دست نخواهد آمد. اگر همه دست به دست بدهیم و با همکاری و همدلی مشکلات را یکی پس از دیگری بررسی کنیم، می‌توانیم از بحران‌های آینده جلوگیری کنیم. تشکیل خانه‌های امن در محله‌ها برای زنانی که از جامعه رانده می‌شوند و ره به جایی ندارند، باعث جلوگیری از تن‌فروشی و روسپی‌گری آن‌ها می‌شود. در بسیاری از موارد کوتاهی نه تنها از سوی دولت بلکه از جانب مردم است؛ مردم جامعه دچار نوعی بی‌تفاوتی نسبت به هم شده‌اند. متأسفانه بی‌تفاوتی اجتماعی هم در ساختار و هم در مردم زمینه‌ساز بحران‌ها و آسیب‌های حاصل از پدیده‌هایی مثل طلاق، بیوه‌شدگی و ازدواج‌های ناموفق (که مهم‌ترین دلیل آن عدم مهارت در زندگی زناشویی است) شده است.

آسیب‌هایی جدی مانند روسپیگری و گسترش هم‌باشی از پیامدهای بیوگی در سنین پایین است که به گفته کارشناسان، با ادامه این روند در آینده به بحران می‌رسیم؛ پس لازم است که دولت و نهادهای مدنی به‌طور جدی‌تری وارد این موضوع شوند و با اقدامات پیشگیرانه علاوه بر کاهش آمار بیوگی در سنین پایین، حمایت‌های لازم از این زنان را در برنامه داشته باشند.

منبع: مهرخانه
آذر
۱۸
دیدن مادرت شرط دارد: کل حقوق ماهیانه‌ات
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , ,
Business woman has to choose between two way. Business option conceptual
image_pdfimage_print

Photo: leolintang/ bigstockphoto.com

شرط دیدن مادرم این بود که همه حقوق ماهیانه خود را به حساب همسرم بریزم و من از ترس آن که مبادا بعد از طلاق دو پسرم را از من بگیرد سکوت می‌کردم.

نام من فروغ است و پس از گرفتن لیسانس علوم سیاسی ازدواج کردم. همسرم از اقوام بود و گاه گاهی او را در مهمانی‌ها و مراسم مختلف می‌دیدم و یک بار هم که خانوادگی به کیش رفتیم او هم با خانواده‌اش همسفر ما بود و پس از چند ماه به خواستگاری من آمد و در نهایت با توافق خانواده‌ها ازدواج کردیم.

قبل از ازدواج من در اداره دولتی شروع به کار کرده بودم و او هم مخالفتی با کار کردن من نداشت. پس از ازدواج باردار شدم و دوقلو پسردار شدم. زندگی سریع می‌گذشت و همسر من اندکی خسیس و اندکی هم شکاک بود ولی مادرم همیشه می‌گفت گل بی‌عیب خداست و من آرزو می‌کردم پس از به دنیا آمدن بچه‌ها بهتر می‌شود.

البته دروغ نگویم باورم این بود که زندگی الکی نیست که با این قبیل مشکلات اساسش را به هم بزنم و تلاش می‌کردم که با روش‌های مختلف رفتار او را آرام آرام تغییر دهم.

پسران من به دنیا آمدند و واقعا بزرگ کردن دو قلو برای من راحت نبود و برای همین تصمیم گرفتم که پس از تمام شدن مرخصی زایمان، مرخصی بدون حقوق بگیرم. تصمیمی که همسرم به شدت با آن مخالفت کرد.

هر وقت دعوا می‌کردیم به زور با من همبستر می‌شد

آغاز مشکلات جدی ما هم از همان روزی شروع شد که من این موضوع را با او مطرح کردم. او به شدت عصبانی شد و از کلماتی مانند مفت خور و بی‌عرضه و خونه من خونه خاله نیست مفت بخوری راست راست بچرخی استفاده کرد. برای اولین بار در حالی‌که من خیلی ناراحت بودم و بچه ها از صدای داد او ترسیده بودند و گریه می‌کردند با من همبستر شد.

خوشبختانه خانه پدر و مادر همسرم دو کوچه با ما فاصله داشت و من پس از تمام شدن مرخصی زایمانم در حالیکه هنوز آن ها را شیر می‌دادم راهی کار شدم. با پدر و مادر شوهرم حرف زدم و آن‌ها قول دادند که با او حرف می‌زنند ولی نه تنها حرف‌های آن ها تاثیر نداشت همسر من روز به روز خسیس‌تر می‌شد و همیشه پدر و مادر من و او بودند که سعی می‌کردند به عنوان کادو یا عیدهای مختلف بعضی مایحتاج من و بچه ها را تامین کنند.

او حتی حاضر نبود من و بچه‌ها را به یک پارک ببرد و همیشه حساب پول بنزین و استهلاک ماشین را می‌کرد و متاسفانه هر وقت به او اعتراض می‌کردم به زور با من همبستر می‌شد. انگار من یک زن غریبه هستم و در آن زمان هیچ محبتی نسبت به من نشان نمی‌داد و نمی‌دانست که این کارش از خسیس بودن و همه رفتارهایش بدتر است.

دیدن ماردم شرط داشت: کل حقوق ماهیانه‌ام 

کم کم شروع کرد به گفتن این که همه چیز زیر سر مادرت است و این عفریته می‌خواهد زندگی من را نابود کند و اجازه نداری مادرت را ببینی. چند ماه اول مادرم را یواشکی خانه مادر شوهرم می‌دیدم و یا او برای دیدن من به محل کار من می‌آمد ولی همسرم فهمید و با بهانه این که تو پول پنهان می‌کنی و به خانواده ات پول می‌دهی روی من فشار گذاشت که حقوق ماهیانه‌ام مستقیم به شماره حساب او واریز شود.

مقاومت من را که دید گفت شرط من برای دیدن مادر و پدرت همین است که گفتم و من تسلیم شدم. خسته شده بودم و افسرده و همیشه منتظر یک حادثه بودم. بچه هایم در آستانه کلاس اول بودند و حال روحی پسرها از من بدتر بود. مادرش هم توانایی بزرگ کردن دو قلوها را نداشت ولی جرات نداشت که بگوید من بچه‌ها را نگه نمی دارم.

از آن زمان حقوق من که قبلا هم کاملا در خانه خرج می‌شد یک سره راهی حساب بانکی ایشان شد و من احساس می کردم که دیگر هیچ قدرت دفاعی در برابر او ندارم. دچار خستگی و ناامیدی مطلق بودم و تنها امیدم دیدن خانواده‌ام، هر دو هفته یک بار بود .

مشاوری که زندگی من را عوض کرد

اداره ما مدتی یک مشاوره خانواده رایگان داشت و من از همین فرصت استفاده کردم و هر هفته به او مراجعه می‌کردم. می دانستم اگر طلاق بگیرم بچه‌ها را از من می‌گیرد و درست یا غلط به جدایی فکر نمی‌کردم ولی مشاور خانواده به من توصیه کرد به دنبال درآمدی دیگر ولو اندک باشم و همین پیشنهاد او نور کوچکی به قلب من باز کرد.

تمام دوران کودکی و تا قبل از ازدواجم پدر و مادرم من را کلاس زبان گذاشته بودند و با این که زبان انگلیسی فرار است من شروع به تقویت خودم در زمینه ترجمه کردم . مشاور مهربان که سنش کمتر از من بود رابط من شد با یک دارالترجمه و برای من کار می‌آورد و پول‌هایش را به حساب خواهرم می‌ریخت.

پول‌های جمع‌شده برای من فقط پول نبودند راهی برای نجات و حتی بازگشت آرام سلامتی روحی من هم بودند طوری که یک بار او به من شک کرده بود و حتی به روی من آورد که چه خبر شده تازگی‌ها رنگ و رخت باز شده ولی من نشنیده می‌گرفتم و فقط می گفتم اداره کلاس ورزشی در نمازخانه برای خانم‌ها گذاشته که فکر کنم روی من تاثیرخوبی گذاشته و می دانستم که حتما او ته و توی کلاس ورزش را هم در می‌آرود.

مشاور خانواده با آنکه از اداره ما رفته بود ولی با من همچنان ارتباط داشت و تلاش می‌کرد بدون آنکه روی من فشار بگذارد و یا من را قضاوت کند فقط کمک کند که من قوی شوم.

پسرانم که چهارده ساله شدند من یک روز اسباب و اثاثیه ام را بستم، بچه‌هایم را به مادر شوهر مهربانم سپردم و به خانه پدرم که دیگر در این دنیا نبود برگشتم. با مدارکی که در این مدت از او جمع کرده بودم اقدام به درخواست طلاق کردم‌. دوران طلاق من ۲ سال طول کشید و در این مدت برای پسرانم گواهی رشد گرفتم. مهریه‌ام را دریافت کردم و حالا با پسرانم در خانه کوچکی که مثل بهشت است زندگی می‌کنم.‌

من زندگی خود را مدیون مشاور جوان خانواده هستم‌. مدیون کمک‌های آرام و گام به گام او که جرات و اعتماد به نفس را آرام و گام به گام به من برگرداند. مدیون دختر جوانی که امروز خودش مادر شده و همچنان نه به کارش که به کمک‌های داوطلبانه‌اش به افرادی چون من ادامه می دهد. [اگر شما هم مایل به همکاری داوطلبانه با خانه امن هستید این فرم را پر کنید.]

نجات قربانی خشونت ممکن است زمان‌بر باشد ولی ممکن است. همچنان که من نجات یافتم. همسر من فکر می کرد با زور و اجبار و تهدید و محروم کردن خانواده‌اش از همه چیز همیشه دنیا به کام او می‌چرخید، ولی من به کمک آن مشاور جوان و پشتیبانی خانواده توانستم دنیای خودم را جور دیگری بچرخوانم، آن‌طوری که مطابق میل من و فرزندانم بود.