صفحه اصلی  »  صیغه
image_pdfimage_print
مهر
۳۰
ازدواج موقت مخفیانه، عدم ثبت ازدواج و موضوع فرزند: قانون چه می‌گوید؟
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , , , , ,
635578938967682017
image_pdfimage_print

موسی‌ برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسش: دخترخاله من چهار سال پیش با یکی از آشنایان ازدواج کرد. سال قبل صاحب یک فرزند نیز شده است. اما چندهفته پیش یک اتفاق بدی افتاد. متوجه شدیم که شوهرش یک زن صیغه ای داشته است. بنابرگفته خودش وقتی که دختر خاله من باردار بوده است با یک زن به صورت موقت صیغه کرده است. اما مشکل اصلی این است که شوهر دختر خاله‌ام از این زن صیغه ای یک نوزاد دارد. ما به تازگی مساله را فهمیدیم. مثل اینکه آن زن صیغه‌ای گفته که من از بچه نگهداری نمی کنم و بچه را تحویل شوهر دخترخاله ام داده و فراری شده است. بعد ایشان این نوزاد را به پیش مادرش برده است و مساله را به او گفته است.

 به هر حال ابتدا سعی کرده‌اند مساله مخفی بماند اما به هر طریقی روشن شده است. دخترخاله‌ام به خانه پدرش رفته است. به هر حال ریش سفیدها را واسطه کردند و شوهر دخترخاله ام گفته است که اشتباه کرده و پشیمان است. در نهایت دخترخاله ام را راضی کرده اند که برگردد اما هنوز برنگشته است. اما شوهر می گوید که بچه را هم می خواهد پیش خودش نگه دارد و دختر خاله ام را تحت فشار گذاشته است که باید از آن بچه نیز نگهداری کند. من با دخترخاله ام هم سن هستم و چند سال همکلاسی بودم. خیلی برایش ناراحت هستم. خودش می گوید قصد جدایی دارد اما خانواده اش نمی گذارند. خیلی تحت فشار است. من می خواستم بپرسم آیا شوهر می تواند دخترخاله ام را مجبور کند که از بچه دیگری نگهداری کند؟ آیا دخترخاله ام می تواند طلاق بگیرد؟

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم! خدممتان عرض شود که دختر خاله شما صرفا موظف به نگهداری از فرزند خودش است و هیچ وظیفه ای در قبال فردی که عضو خانواده اش نیست ندارد. بنابراین هیچ فردی نمی تواند او را مجبور به نگهداری از فرزند شوهرش کند. در مورد طلاق نیز خدمتتان عرض شود که بر اساس قانون مدنی به هنگامی که وضعیت عسر و حرج برای زن پیش آید، زن می تواند با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق نماید. یکی از موارد عسر و حرج ازدواج مجدد مرد است. البته لازم به ذکر است در قباله های ازدواج یک شرطی وجود دارد مبنی بر اینکه اگر مرد بدون اجازه همسر ازدواج مجدد کند زن می تواند به وکالت از مرد خود را طلاق دهد. یعنی در این صورت جدایی بسیار آسان خواهد بود. اما چنانچه مدت عقد موقت به پایان رسیده باشد نمی توان از این حق استفاده کرد. بنابراین اگر همچنان عقد موقت شوهر دختر خاله تان پابرجا باشد، بهترین روش استفاده از حق وکالت مندرج در سند ازدواج است اما اگر مدت عقد به پایان رسیده باشد یا باید به صورت توافقی جدا شوند و یا اینکه خانم به دادگاه خانواده مراجعه کرده و به استناد به عسر و حرج تقاضای صدور حکم طلاق نماید

پرسشگر: آیا این کار شوهر دختر خاله ام جرم نیست؟

وکیل خانه امن: بر اساس قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳ ازدواج مجدد مرد باید با رضایت همسر اول و یا حکم دادگاه باشد. اما اگر مردی بدون رضایت ازدواج مجدد کند، همسرش صرفا حق جدایی دارد و از بابت ازدواج مجدد بدون رضایت همسر اول نمی توان شکایت نمود اما عدم ثبت ازدواج جرم بوده و مجازات دارد. بر اساس ماده ۴۹ قانون حمایت خانواده جدید، عدم ثبت واقعه اردواج موقت از طرف مرد،  در مواردی که ثبت آن الزامی است جرم می باشد. در قانون حمایت خانواده جدید ذکر شده است که در ازدواج موقت در صورت بارداری زن، مرد موظف به ثبت آن است. حال چون همسر موقت شوهر دخترخاله شما باردار شده بود پس شوهر موظف به ثبت بوده است. به احتمال بسیار ایشان این ازدواج را ثبت نکرده است. از این بابت می توان شکایت کیفری نمود. مجازات عدم ثبت واقعه ازدواج، حبس تعزیری درجه هفت یعنی نود و یک روز تا شش ماه حبس یا جزای نقدی درجه پنج یعنی هشتاد تا صدو هشتاد ملیون ریال جزای نقدی است.

پاسخ سوالات دیگر را بخوانید:

الزام به تمکین و خشونت خانگی، قانون چه می‌گوید؟  

طلاق توافقی و طلاق یک طرفه، قانون چه می‌گوید؟

ازدواج مجدد شوهر به دلیل بیماری ام‌اس زن

بهمن
۱
من زن صیغه‌ای بودم
تجربه ها و خاطره ها
۱
, , , , , ,
9738_695
image_pdfimage_print

فریده موسوی، روزنامه‌نگار

چهارده ماهه بودم که فلج اطفال گرفتم و راه نیافتاده زمین‌گیر شدم. پدر و مادرم آنچه در توان داشتند انجام دادند و من معجزه‌آسا و آرام‌آرام راه افتادم اما تا همین امروز که برای شما می‌نویسم پا‌هایم مشکل دارد و می‌لنگم. با مشکلات اجتماعی در مدرسه و فامیل و دانشگاه کنار آمدم و بالاخره توانستم فوق لیسانسم را بگیرم و شغل خوبی هم دست و پا کنم. جالب است بدانید من در طول این سال‌ها یک خواستگار نداشتم. در ۲۷ سالگی عشقی بی‌اندازه به پسری پیدا کردم. در یک جلسه کاری آشنا شدیم و کم‌کم این آشنایی برای من تبدیل به عشق شد و من فکر می‌کردم او هم عاشق من است. خانواده من مذهبی بودند و حقیقتش خود من هم مذهبی بودم و به همین دلیل از او خواستم که برای رابطه بیشتر ازدواج کنیم ولی او می‌گفت که باید خانواده‌اش را برای خواستگاری من آماده کند تا آن‌ها مشکل فیزیکی من را بپذیرند.

سه سال تمام طول کشید تا او گفت که خانواده‌اش به کلی مخالفند و پیشنهاد صیغه موقت کرد، ولی من اطمینان داشتم پدرم موافقت نمی‌کند. بالاخره به یک مجتهد مراجعه کردم و او حکم شرعی دختر رشیده به من داد که من بتوانم بدون آنکه پدر و مادرم بفهمند صیغه پسری شوم که عاشقش بودم. ۱۰ سال صیغه موقت او بودم و او هفته‌ای یکی‌دوبار به خانه می‌آمد و می‌گفت اگر بیشتر بیاید پدر و مادرش می‌فهمند و او نمی‌خواهد که آن‌ها از موضوع چیزی بدانند. البته چند سفر با هم رفتیم و اوقات خوبی با هم داشتیم و من آنقدر عاشق او بودم که انگار کر و کور شده بودم و حالا که فکر می‌کنم می‌بینم اگر این‌همه عاشق نبودم باید می‌فهمیدم و یا شک می‌کردم که ممکن است او زن داشته باشد.

بله او زن داشت و دو پسر و من زن صیغه‌ای او بودم. من که زنی هوادار حقوق زنان و مخالف ازدواج مجدد مردان بودم حالا خودم زن صیغه‌ای مردی شده بودم که عاشقش بودم. وقتی موضوع را فهمیدم دچار شوک سنگینی شدم که روز‌ها و شب‌های من را به گریه و ناله و بیماری تبدیل کرد و شاید اگر تنها دوست رازدارم نبود من مرده بودم. اما من قادر به جدایی از او نبودم. قهر و آشتی‌های ما شروع شد. دروغ‌ها و وعده‌های او، کینه‌ها و حسادت‌های من و ۳ سال این وضعیت جهنمی ادامه داشت. در این سه سال او را تعقیب می‌کردم. ساعت‌ها دم خانه‌اش کشیک می‌کشیدم و همین کارهای من او را ترساند که مبادا زن و بچه‌اش را از دست بدهد و پس از مدتی به راحتی من را ترک کرد.

یک باره به خودم آمدم که تمام این سال‌ها من با درآمد خوبی که داشتم کرایه خانه و خرج خانه را که دادم هیچ کلی به او قرض داده‌ام که سر به آسمان می‌زند به این امید واهی که روزی با هم ازدواج کنیم. حالا که چهل سالگی را طی می‌کنم و به گذشته بر می‌گردم از‌‌ همان ۳ سالی خجالت می‌کشم که می‌دانستم زن صیغه‌ای هستم ولی با او زندگی کردم و اگر او من را ترک نمی‌کرد من هرگز او را ترک نمی‌کردم و همچنان زن صیغه‌ای باقی می‌ماندم.

وقتی از او درباره راه‌حل می‌پرسم، زنی که ضمن مذهبی بودن طرفدار حقوق زنان است می‌گوید: «قانون نباید به یک مرد اجازه تعدد زوجات بدهد. چه عقد دائم و چه کوتاه مدت.»

وقتی دوباره از او سوال می‌کنم که ممکن است چنین رابطه‌ای در قالب خیانت شکل بگیرد می‌گوید: «در‌‌ همان زمان هم قانون باید برای قربانی خیانت شرایطی را در نظر بگیرد که فرد متاهل چنانچه قصد خیانت یا تعدد زوجات دارد با از دست دادن حقوقی روبرو شود که به جای خیانت و یا تعدد زوجات روش دیگری را در پیش بگیرد.»

در ‌‌نهایت سوال آخرم را مطرح می‌کنم که شما قربانی خیانت آن مرد بودید یا همسر اول او. پس از چند ثانیه در چت فیسبوکی می‌نویسد: «هر دو، ما هر دو قربانی بودیم.»

چند بار خیانت کردم

پس از شنیدن شرح حال این دختر تصمیم گرفتم به جای گفت‌و‌گو با کار‌شناسان با مردان مختلف به گفت‌و‌گو بنشینم. رضا که مهندس کامپیو‌تر است و تنها ۳ سال با همسرش زندگی کرده و تنها پسرش را خودش بزرگ کرده می‌گوید: «افرادی که در عین داشتن زن و یا شوهر فرقی نمی‌کند با فرد دیگری رابطه پیدا می‌کنند هم خدا را می‌خواهند و هم خرما را. به‌خصوص اگر این رابطه تحت رابطه زناشویی باشد هم زن و بچه و پرستیژ همسر و خانواده خوب را می‌خواهند و هم معشوقه‌ای که به هر دلیل با او رابطه‌ای برقرار کرده‌اند که همسرشان نمی‌داند.

رضا خاطره‌ای از خودش را تعریف می‌کند: «چند سال پیش با خانمی دوست شدم و پس از سه جلسه فهمیدم که او شوهر دارد. جا خوردم و گفتم که به هیچ‌وجه حاضر به ادامه رابطه نیستم. زن شروع به تعریف زندگی توام با مشکلات خودش کرد ولی برای من قابل قبول نبود. او می‌توانست رابطه با او را ترک کند و بعد با هر مردی که دلش می‌خواهد رابطه داشته باشد ولی او نمی‌توانست از خانه و زندگی که به قول خودش ساخته بود بگذرد.»

رضا همه تجربیاتی که بیان می‌کرد نیز فارغ از درست یا غلط بودن یک طرفه بود. به همین دلیل از او خواستم صادقانه بگوید در طول زندگی با همسر یا دوست دخترهایی که ممکن است در طول زندگی مجردی داشته به آن‌ها خیانت کرده یا خیر. صادقانه پاسخ داد در ازدواج اولم هرگز ولی در ازدواج دومم چند بار خیانت کردم ولی حالا که سال‌ها از آن دوران می‌گذرد تجربیاتم نشان می‌دهد که اگر مرد یا زن در رابطه تحت عنوان ازدواج یا دوستی قرار می‌گیرد باید وفادار باشد وگرنه از آن رابطه چیزی باقی نمی‌ماند.

حسین مردی است که ۳۰ سال از ازدواجش گذشته و ضمن قول گرفتن از من که نامش فاش نشود می‌گوید: «من در زندگی زناشویی همیشه برای خودم حیاط خلوت داشتم. وقتی از او می‌پرسم اگر همسرت هم حیاط خلوت داشته باشد چی؟ او می‌گوید فکر نکنم عرضه این کار‌ها را داشته باشد. به او می‌گویم فرض کن داشته باشد و او باز جوابش‌‌ همان است. «نه بابا عرضه این کار‌ها را ندارد.» حسین می‌گوید حتی با همسرش به جشن عروسی یکی از دوست دختر‌هایش هم رفته است.

توافق‌های اجتماعی و استانداردهای موجود

سال‌ها پیش دختری را می‌شناختم که صیغه شوهر یکی از دوستانم شده بود و کار دوست من و شوهرش به طلاق رسید، هر چند که هنوز با یکدیگر زندگی می‌کنند. در آن زمان تصمیم گرفتم با دختر جوانی که صیغه موقت شوهر دوستم شده بود صحبت کنم.

خانه‌ای در شهرک اکباتان که معلوم بود شوهر دوستم برایش سنگ تمام گذاشته است. زن زیر سی سال بود و مرد بالای ۵۰ سال و من با هماهنگی با شوهر دوستم و دوستم برای ملاقات او رفتم تا بلکه راهی برای دوستم که ۴ فرزند داشت پیدا کنم. زن جوان با علم به دانستن اینکه مرد زن و چهار بچه دارد صیغه موقت او شده بود. دلیلش را پولی بیان کرد که مرد برای او هزینه می‌کند. خانه و ماشین و مسافرت و همه چیز و مهم‌تر آنکه اطمینان دارد مرد از بودن با او لذت بیشتری می‌برد. به هر حال وساطت من با آن زن به جایی نرسید ولی دعوا‌ها و تهدید دوستم بر آبروریزی منتهی به آن شد که مرد پس از به نام کردن خانه و ویلای شمال و ماشین به نام همسرش قول بدهد که آن زن را ترک کند. آنچه برای من و حتی دوستم مسلم بود این بود که مرد هرگز به قولش وفادار نماند و بعد‌ها آن زن را‌‌ رها کرد و با زن جوان دیگری دوست شد.

بسیاری از زنان معتقدند که اگر زنان حاضر به رابطه با مرد زن‌دار نشوند این اتفاقات پایان می‌یابد. ولی واقعیت این است این قبیل اتفاقات پایان نمی‌یابد تا زمانی که جامعه و نظام اجتماعی و قانونی تصمیم بگیرد با آموزش از دوران کودکی استاندارهایی برای فهم روابط زناشویی و یا دوستی در نظام اجتماعی به گونه‌ایی ایجاد کند که زن و مرد در چارچوب توافق‌های اجتماعی و یا‌‌ همان استاندار‌ها رشد پیدا کرده و آن را به عنوان شیوه زندگی انتخاب کنند.

نقش دولت و سازمان‌های غیردولتی حمایت از افرادی است که به دلایل مختلف قادر به رعایت این استاندارد‌ها نیستند. طلاق، فقر، اعتیاد و نیاز اشخاص به مشاوره در زمان‌های حساس زندگی و دیگر آسیب‌های اجتماعی از جمله مواردی است که نیاز به دخالت دولت و سازمان‌های غیردولتی و خیریه‌ها را به میان می‌کشد.

بدون شک مواردی از این دست که «وب‌سایت خانه امن» بسیار با آن روبروست با موعظه و نصیحت حل نمی‌شود. طرح تجربیات مراجعه‌کنندگانی که مایل به اشتراک گذاشتن تجربه خود هستند نیز تنها با هدف حساس‌سازی جامعه و مسئولان و جلب نظر آن‌ها به مشکلاتی است که زیر پوست جامعه جریان دارد و چارچوب‌های ارتباط بین زوجین و شرکای جنسی را در معرض از هم گسیختگی قرار داده است.

قانون نیز با حذف صورت مسئله نمی‌تواند فروپاشی روانی خانواده‌ها را از بطن جامعه پاک کند. جامعه ما نیازمند قوانینی است که بتواند مناسبات موجود و نظم اجتماعی را حذف کند و با پافشاری بر قوانین نا‌کارآمد نیز وضعیت سلامت جنسی و سلامت روانی جامعه بهبود پیدا نمی‌کند.

جامعه نیازمند نهادهای دخالت در بحران است. «وب‌سایت خانه امن» در طول فعالیت‌اش تلاش کرده که هم‌زمان ضمن ارتقا آگاهی و ظرفیت‌سازی به حساس‌سازی جامعه بپردازد و نظر مردم و مسئولان را به پدیده‌هایی که خانه و خانواده و جامعه را درگیر خود ساخته جلب کند. راهی که تنها با همیاری مخاطبان تعریف‌شده  این وب‌سایت در مسیر سازندگی قرار می‌گیرد.

آبان
۸
عسر و حرج زن در ازدواج موقت 
پرسش و پاسخ قانونی
۱
, , , , , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:Megadeth’s Girl

موسی برزین خلیفه لو – وکیل خانه امن

پرسشگر: با سلام. خانم ۴۰ ساله ای هستم.۶ ماه پیش با مردی آشنا شدم و به صورت موقت با وی ازدواج کردم. یعنی با صیغه موقت برای ۵ سال. قرار گذاشتیم که پس از ۵ سال اگر از همدیگر راضی بودیم ازدواج دائم بکنیم. در یک مرکزی صیغه خواندیم و ازدواجمان را ثبت کردیم. پس از اینکه به خانه آن مرد رفتم و چند هفته ای گذشت، متوجه شدم که ایشان بسیار عصبانی است. وی با من بدرفتاری میکرد و در ارتباط زناشویی چیزهایی از من می خواست که مایل به انجام آن نبودم. به هر حال به این نتیجه رسیدم که نمی توانم با وی ادامه دهم. به او گفتم که جدا شویم اما او مخالفت کرد. می گوید که راضی نیست جدا شود و باید ۵ سال بگذرد. من خانه این مرد را ترک کردم. از جایی شنیدم که در ازدواج موقت نمی توان به دادگاه مراجعه کرد و طلاق خواست بلکه باید مرد از ادامه ازدواج صرف نظر کند. خواهش می کنم در این مورد من را راهنمایی کنید. چه کار باید بکنم؟

وکیل خانه امن: سلام  بر شما. مقررات مربوط به ازدواج موقت با ازدواج دایم متفاوت است. در ازدواج موقت طلاق وجود ندارد اما انحلال نکاح ممکن است. در ازدواج موقت در مقابل مالی که مرد می دهد زن برای مدت معینی به عقد او در می آید. مرد هر وقت بخواهد می تواند با بذل مدت باقی مانده، ازدواج موقت را به پایان برساند. اما وضعیت شما این چنین نیست. یعنی مردی که با او ازدواج کرده اید حاضر به بذل مدت باقی مانده و انحلال نکاح نیست. آیا در عقد نکاح شرط شده است که شما از طرف شوهر می توانید بذل مدت کنید؟

پرسشگر: خیر. چنین شرطی نشده است.

وکیل خانه امن: با این وجود تنها راهی که پیش روی شماست این است که یا بدون زندگی در کنار مرد منتظر شوید ۵ سال به پایان برسد که این امر ممکن است مشکلاتی را پیش آورد  و یا به دادگاه مراجعه کنید.

پرسشگر: نمی توانم صبر کنم. می خواهم تکلیفم روشن شود. آیا می توانم به دادگاه بروم؟

وکیل خانه امن: در قانون مدنی ایران آمده است که هر موقع وضعیتی در زندگی پیش آید که برای زن ادامه زندگی غیر ممکن باشد زن می تواند برای جدایی به دادگاه مراجعه کند و تقاضای طلاق کند. این امر عسر و حرج زن گفته می شود. اما طلاق بر مبنای عسر و حرج در ازدواج دایم است. با این وجود عده ای هم معتقدند که وضعیت عسر و حرج در ازدواج موقت برای زن نیز می تواند سبب جدایی باشد و زن نیز حق مراجعه به دادگاه را دارد. بنابراین بهتر است شما به دادگاه خانواده رفته و دادخواست الزام به بذل مدت و یا انحلال عقد نکاح دهید. یعنی چون ازدواج شما موقت است، اگر شما اثبات کنید که شوهرتان با شما رفتار بدی داشته است به طوری که امکان ادامه زندگی مشترک را نداشته اید، دادگاه شوهرتان را ملزم خواهد کرد که مدت باقی مانده را بذل کند و اگر این امر ممکن نشد خود دادگاه حکم به انحلال عقد خواهد داد. البته توجه کنید که رویه واحدی در این زمینه وجود ندارد. یعنی چون در این مورد قانون صراحتا تعیین تکلیف نکرده است، قضات ممکن است تصمیمات مختلفی بگیرند. در این مورد یک نظر مشورتی از اداره حقوقی قوه قضاییه وجود دارد که برای شما مفید است. بر اساس این نظریه مشورتی شما می توانید از طریق دادگاه برای جدایی اقدام کنید. اما پیشنهاد می کنم با شوهرتان در این مورد صحبت کنید و وی را قانع به بذل مدت کنید زیرا اقدام قضایی وقت بسیاری از شما خواهد گرفت. ضمن اینکه باید شما اثبات کنید که شوهرتان رفتار بدی با شما داشته است و این کار چندان آسانی نخواهد بود.

متن این نظریه این چنین است:

نظریه مشورتی عسر و حرج در ازدواج موقت

سؤال: طبق ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی، در ازدواج دائم چنانچه با عسر و حرج روبه‌رو شود دادگاه می‌تواند پس از اثبات آن حکم به طلاق زوجه صادر نماید آیا در عقد موقت نیز برای زوجه این امکان وجود دارد؟

نظریه شماره ۴۱۴۰/۷ مورخ ۲۷/۲/۱۳۶۴

«در ازدواج موقت نیز در صورت احراز عسر و حرج می‌توان از ملاک ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی استفاده کرد.»

سؤال: طبق ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی، در ازدواج دائم چنانچه با عسر و حرج روبه‌رو شود دادگاه می‌تواند پس از اثبات آن حکم به طلاق زوجه صادر نماید آیا در عقد موقت نیز برای زوجه این امکان وجود دارد؟

نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائیه

هرچند تحقق عسر و حرج در مورد ازدواج‌های موقت مشکل و غالباً غیرمتصور است زیرا که در غالب موارد در ازدواج‌های موقت، زوجه تا حدودی از آزادی بیشتری برخوردار بوده و حقوق و تکالیفی که در ازدواج دائم برعهده زن هست در ازدواج موقت نیست و یا خیلی کمتر است ولی در عین حال چنانچه در مواردی زوجه با عسر و حرج (حرجی بودن ادامه زوجیت) روبه‌رو شود و این موضوع بر دادگاه ثابت شود در این صورت دادگاه می‌تواند از ملاک ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی تنفیح مناط کرده و حکم به اجبار زوج به بذل بقیه مدت متعه و در صورت میسر نشدن این امر حکم به انحلال زوجیت و قطع بقیه مدت نکاح موقت صادر کند.

آبان
۷
تفاوت آثار حقوقی ازدواج دائم و موقت برای زنان
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

سحربیت مشعل – وکیل

نکاح در حقوق ایران دو گونه است :نکاح دائم  و نکاح منقطع که آن را نکاح موقت ،صیغه ویا متعه نیز میگویند.

درازدواج منقطع زن ومرد بدون نیاز به عاقد، شهود ویا ثبت آن ،با توافق بر مهریه برای مدت زمان معین اقدام به تزویج خود می کنند.ذکر مدت و مهریه از شرایط اساسی این عقد است.ماهیت ازدواج منقطع یا متعه نوعی بهره مندی واستمتاع جنسی است.

امروزه در ایران با توجه به میزان جمعیت جوانان ،وضعیت اقتصادی نامناسب ،ترس از دست دادن حق حضانت فرزندان برای برخی از زنان در صورت ازدواج مجدد وهزاران موارد دیگر باعث شده تا بدلیل سهولت  واز همه مهمتر عدم ثبت رسمی آن شاهد بالا رفتن آمار اینگونه ازدواجها باشیم .

علیرغم مشروعیت ازدواج منقطع وحمایت آن از سوی فقهای شیعه وترغیب وتشویق از جانب دولت اما به دو دلیل عمده مقبولیت اجتماعی ندارد .

اول اینکه بخشی از جامعه بدلیل عدم ثبات وامکان تکرارطرفین به ازدواج منقطع با اشخاص دیگر وهمچنین به لحاظ پرداخت مبلغی تحت عنوان مهراز سوی شوهر به زوجه ،دید مردم  نسبت به این زنان بسیار بد وعمل آنها را نوعی *روسپی گری مشروع* به حساب می آورند.

دوم اینکه طیف وسیعی از مردم به لحاظ آگاهی ازحمایت بیشتر قانون ازازدواج دائم نسبت به حقوق وتکالیف زوج ،زوجه وفرزندان وبرخلاف آن که در ازدواج منقطع مخصوصا زنان وگاها فرزندان حاصل ازاین ازدواج امتیازات وحمایت کمتری برخوردارند وبا معنای واقعی ازدواج که تشکیل خانواده است منافات دارد لذا ترویج این نوع ازدواج درجامعه را پسندیده نمی بینند.

با بررسی مواد قانون مدنی در باب نکاح آثارحقوقی ناشی ازازدواج موقت ودائم را میبینیم که در واقع تفاوت وتمایز ازدواج دائم با منقطع را بشرح ذیل منعکس میکند:

۱)ماده۱۰۷۵ قانون مدنی اعلام میدارد (نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد) پس شرط صحت عقد لزوم ذکر مدت است .

۲)ماده ۱۰۹۵ قانونی مدنی صراحتا اعلام کرده که (در نکاح منقطع عدم مهردر عقد موجب بطلان است ) در اینجا  تعیین مهر از شرایط اساسی نکاح منقطع است وعدم ذکر آن در عقد موجب بطلان آن میشود برخلاف آن که در نکاح دائم عدم وجود مهر یا ذکر نشدن آن جایز است .

زن پس از جاری شدن عقد مالک مهر میشود ومواردی چون فوت زن در زمان ازدواج ،عدم نزدیکی شوهر با وی تا اتمام مدت عقد وبخشیدن مدت زمان عقد از طرف شوهر مهر را ساقط نمی کند.

۳) قانونگذاردر ماده ۱۱۱۳ قانون مدنی اعلام کرده که(در عقد انقطاع ،زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده یا آن که عقد مبنی بر ان شده باشد) نتیجتا شوهر الزامی به دادن نفقه ندارد مگر اینکه در عقد شرط شده ویا بر بر اساس آن منعقد شده .

نکته قابل توجه این است که همانطور زن جهت دریافت نفقه درعقد دائم منوط به تمکین شوهراست در عقد منقطع نیز تمکین زوجه شرط دریافت نفقه خواهد بود وچنانچه زوجه تمکین نکند مستحق نفقه نخواهد بود.

۴) ازمتن ماده ۹۴۰ قانون مدنی که اعلام کرده (زوجین که زوجیت آنها دائمی بوده وممنوع از ارث نباشند از یکدیگر ارث میبرند) چنین استنباط میشود که در نکاح منقطع زوجین از هم ارث نمیبرند.

۵) درنکاح منقطع احکام وتشریفات طلاق جاری نمیشود وجدایی زن وشوهربا فوت یکی از زوجین ،فسخ نکاح،بذل مدت از طرف شوهر وانقضای مدت معین شده منحل میشود.تنها راهی که به زن اختیار انحلال ازدواج موقت را میدهد زمانی است که  شرط ضمن عقد کرده ویا وکالتنامه مبنی بر داشتن حق بذل مدت از سوی شوهر را دارا باشد.

لازم بذکر است درنکاح دائم چنانچه شوهر سه بارمتوالی زوجه را طلاق دهد برای رجوع به زوجه نیازبه (محلل) دارد یعنی مردی باید با آن زن ازدواج کرده ونزدیکی صورت گیرد وپس ازفسخ/طلاق/فوت مرد، درآن صورت شوهرسابق میتواند با زوجه خود مجددا ازدواج  کند(ماده ۱۰۵۷قانون مدنی )ودر شرایطی خاص ممکن است زوجه بر شوهر اول حرام ابدی شود اما در نکاح منقطع بعد ازهرجدایی (پایان مدت یا بذل مدت )شوهر میتواند با آن زن مجددا ازدواج کند ومحدودیتی از این حیث ندارد.

۶)وضعیت عده در ازدواج منقطع با دائم متفاوت است .طبق ماده ۱۱۵۲ (عده‌ی فسخ نکاح و بذل مدت و انقضای آن در مورد نکاح منقطع دو طهر*دو عادت ماهانه* است مگر این که زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت ۴۵ روز است) وبرای زنان باردارتا زمان وضع حمل است.

همچنین زنان یائسه وزنی که با همسر خود نزدیکی نداشته باشد نیازی به نگاه داشتن عده بذل مدت /فسخ نکاح /انقضائ مدت را ندارد.

اما در نکاح دائم عده طلاق و فسخ نکاح سه طهر *سه عادت ماهانه* است مگر اینکه زن باقتضای سن ،عادت زنانگی نبیند که در اینصورت سه ماه است.اما عده وفات چه در نکاح دائم ومنقطع چهار ماه وده روز است .

نکته حائز اهمیت در خصوص فرزندان حاصل از ازدواج منقطع این است که به پدر ملحق میشوند یعنی فرزندان مشروع پدر شناخته میشوند وحقوقی همانند فرزندان حاصل از ازدواج دائم دارند وپدر موظف به پرداخت نفقه است وفرزندان از پدرخود ارث میبرند .

لیکن مساله اینجاست که با توجه به اینکه بسیاری از زوجین  ثبت محضری نشدند یا جاری شدن صیغه توسط آنها صورت گرفته در صورت فوت ،مفقود شدن وانکارشوهر ، باراثبات نسب فرزندان بر دوش زوجه خواهد بود که کاری است شاق ودر مواردی اثباتش غیر ممکن خواهد بود وبه تبع آن حقوق فرزندان تضییع خواهد شد لذا برقانوگذاراست  تا تدابیری بیاندیشد تا با الزام به ثبت محضری وارایه راهکارهای مناسب برای حمایت قانونی ازاین زنان وفرزندان حاصل از این ازدواج را تضمین کند.

خرداد
۲
صیغه آری یا نه؟    
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

نوشین پیروز

«ازدواج موقت» یا «صیغه» از جمله قوانین اسلامی است که درباره آن‌ بحث و اختلاف نظر فراوان است.

حتی در بین معتقدان به دین اسلام درباره موضوع «ازدواج موقت» اختلاف نظرهای اساسی وجود دارد. (۱)

گذشته از تفسیرهای دینی وقوانین ایران، در کشورهایی که قانون جمهوری اسلامی وجود ندارد، آنچه مورد بحث و اختلاف نظر است، تعیین و تعریف حق زن و مرد در یک رابطه موقت یا ثبت نشده، روشن شدن ارثیه درصورت مرگ یکی و حقوق دیگری بعد از مرگ و یا سرنوشت کودکانی که در چهارچوب روابط غیر زناشویی و ازدواج به دنیا می‌آیند و آنچه حق وحقوق آنهاست مورد بحث بوده ، و پیدا کردن راه حل‌های درست وعادلانه و منطقی یکی از دغدغه‌های مسئولین مربوطه درهرکشوری است.

صیغه بیشتر شبیه یک توافق نامه بین زن و مردی است که می‌خواهند مدتی درکنار هم زندگی کرده و شریک عاطفی و یا شریک جنسی هم باشند و خبری از مفهوم ازدواج (۲) و پیوندی دائمی درآن نیست.

در کشورهای دیگر هم ممکن است زن ومردی تصمیم بگیرند بدون ازدواج مدتی با هم زیر یک سقف زندگی کنند و در بعضی مواقع این زندگی مشترک شروع یک رابطه عمیق و منجر به ازدواج شده و یا اینکه به دلیلی رابطه موقت بوده و تمام ‌شود. در حالت عادی ،اگر یکی از دوطرف متاهل نباشد، رابطه به شکل پنهانی نیست.

در این نوع رابطه، یکی از دوطرف نقش قربانی  را ندارد.رابطه آنها ، انتخاب  و خواست هر دو نفر است که ممکن است درست یا غلط باشد. دیگران هم اصلا مهم نیست که چه بگویند، بپذیرند یا نپذیرند.

برعکس، زنانی که در ایران مدتی صیغه شده باشند، داغ صیغه روی پیشانی آن‌ها باقی می‌ماند. درصیغه شرایط  برای مرد و زن برابر یا معادل نیست . در میان اجتماع هم برای مرد ،  زن صیغه داشتن  نمایش قدرت جنسی بالا، یا اوضاع مالی خوب اوست و در‌‌نهایت انگار بار مثبت بیشتری برای او به همراه دارد تا بارمنفی.

اما زنان صیغه‌ای اغلب از اقوام وفامیل و دوستان خود پنهان می‌کنند که صیغه شده‌اند و صیغه بودن یک زن  ، بارمنفی در اجتماع برای او به همراه دارد.

انگار قانون نانوشته ای می گوید : مرد به سراغ صیغه می رود چون “می تواند ” اما زن به سراغ صیغه می رود چون ” نمی تواند! “

انسان‌هایی که پایبند قانون و اخلاق نیستند و از پذیرش مسئولیت اعمال و رفتار خود سرباز می‌زنند، آنهایی که به بلوغ فکری نرسیده و یا با داشتن ناراحتی‌های عمیق روانی در اجتماع زندگی می‌کنند، در هر شغل و سن و جنسیت و با هر اعتقاد و عنوان و درهرجایگاه اجتماعی که باشند، راهی برای سواستفاده ازدستورات هر دینی یا قانون کشوری را پیدا کرده و به خود یا دیگران آسیب می‌رسانند.

شما درباره ازدواج موقت یا صیغه چطور فکر می‌کنید؟

 آیا دوست دارید دررابطه‌ هیچ قید وبندی نداشته باشید و یا از طرفداران رسمی شدن و شیوه‌های سنتی ازدواج هستید؟ آیا داشتن رابطه با شریک‌های جنسی متعدد و یا داشتن چند شریک زندگی را نشانه زندگی مدرن می‌دانید؟  آیا به زن و مرد را دراین باره ، آزادی و حقی یکسان می‌دهید؟

 با توجه به اینکه درایران قوانین ازدواج براساس قانون اسلام و مذهب شیعه نوشته شده و اجرا می‌شود، صیغه و ازدواج موقت راه حل می‌دانید ، یا آن را قبول ندارید؟  چرا؟

نفر اول- من موافق صیغه شدن هستم چون :

صیغه ، مناسب جامعه مُدرن امروزی است.

 برای من صیغه یک جور قول و قسم است. یعنی در یک لحظه زن و مردی به هم اعلام می‌کنند، واضح و درست و روشن و بی‌پرده بدون حرف زدن با ایهام و اشاره، که مایل هستند با هم رابطه برقرار کنند.

ابهامی در کار نیست. بعدا کسی نمی‌تواند بگوید من اغفال شدم، نمی‌خواستم مجبور شدم، منظورم این نبود، اما به رابطه جنسی کشیده شدم.

درست و دقیق وقتی صیغه می‌شوی، مثل دو تا آدم بزرگ اعلام می‌کنی، من تو را انتخاب کرده‌ام. حتی اگر همه چیز فرمالیته بنظر برسد. مثل عقد خواندن در همه ادیان و در وقت ازدواج  .

مهم این است که دو نفر با هر زبان و یا دینی، قرارداد می‌بندند که بنظرم خیلی هم خوب است، اما اینکه بعد به آن پایپند باشند از آن هم مهم‌تر است.

وقتی  دو نفر تصمیم به صیغه می‌گیرند،حتی شده چند دقیقه ، مجبور هستند به این موضوع‌ها فکر کنند و مسئولیت رفتار خود را باید بپذیرند‌. اگر مرگ پیش بیاید،یا مثلا اگر بچه‌ای بوجود بیاد ،همه چیز قبلا روشن می شود.

 در صیغه برعکس عقد دائم، زن مجبور نیست برای کار کردن و بیرون رفتن از مرد اجازه بگیرد وآزاد‌تر است. این‌ها آزادی‌هایی هست که زنان مُدرن و امروزی می‌خواهند؛ اما  وقتی در قالب «صیغه» گفته ‌شود بد است، درحالی که در زندگی روزمره  همه این‌ها پیش می‌آید. چه خوشمان بیاید و چه نیاید، تعدد زوجین  هم هست. حالا به اسم صیغه  نباشد یکجا به اسم معشوقه است و یک روز به اسم دوست .

به شرع و دین کاری ندارم. اما اینکه کسی نمی‌تواند یک زن را بترساند که من هروقت بخواهم با تو رابطه جنسی و یا عاطفی برقرار می‌کنم و بعد هم هروقت نخواهم تو را تهدید می‌کنم که با من رابطه‌ای داشته‌ای، با گفتن صیغه، این داستان تمام می‌شود.

اما حالا دین که مُدرن شود، بازهم بد است؟ اگر بدون محرمیت این کاررا بکنند، و بدون مثلا خواندن صیغه مسافرت بروند ، آنوقت این نشانه  روشن فکری و اروپایی  بودن است؟ اسلام گفته می‌خواهی رابطه داشته باشی؟ بفرما! محرم شوید و خلاص! مرد یا زنی که صیغه می‌شوند، از نظر من هردو به یک اندازه مسئول هستند، حتی زن نمی‌تواند بگوید باید خرج مرا بدهی یا برعکس مرد نمی‌تواند در خیلی از کارهای زن دخالت کند. این که خوب است ، مدرن است .

[ توضیح: زن در عقد موقت نفقه و ارث ندارد. زن در عقد موقت آزاد است که شغل براى خود انتخاب کند واجازه همسر براى او شرط نیست]

در سیستم اسلامی آزادی زیاد تری در ازدواج موقت برای زن و مرد هست و از قوانین دست و پا گیرقدیمی هم خبری نیست.

در ‌‌نهایت من موافقم.

بنظرم ،صیغه عملا به درد زندگی مدرن امروزی می‌خورد. دوران ازدواج دائم تمام شده چه مسلمان باشیم، چه بی‌دین. چه در ایران چه خارج از ایران. دیگر بسیاری از آدم‌ها خودرا مقید نمی‌کنند، وقت و پول برای عروسی‌های آنچنانی هدر نمی‌دهند. یک کارت ملی می‌خواهد و والسلام. ثبت نمی‌شود. دردسر ندارد. ارزان است. کاملا اسلامی اما  امروزی و به درد جامعه و قشر جوان ایران می‌خورد. شاید باید مثل «رِفیق» که شنیدنش چِندش آور بود واما بعد دوست پسر و یا دوست دخترها درواقع‌‌ همان بودند اما شیک‌تر، بجای «صیغه» هم لغت مدرن و جدیدی استفاده کنیم تا دیگر بارمنفی نداشته باشد.

نفر دوم- من موافق صیغه شدن هستم چون :

ما در ایران زندگی می‌کنیم.

 اینجا از نظر قانون جمهوری اسلامی نمی‌شه یک زن و مرد با هم رابطه جنسی داشته باشند. فاحشه خانه رسمی هم وجود ندارد. زن و مرد هم ندارد. وقتی دو نفر نامحرم با هم باشند، داشتن رابطه جنسی و حتی تنها  بودن  آنها زیر یک سقف  هم زنا و گناه محسوب می‌شود.

شلاق دارد یا سنگسار می‌شوند. خوب چطوری باید زندگی کرد؟ بفرض من می‌خواهم با کسی اصلا نامزد شده‌ایم، قصد ازدواج هم داریم می‌خواهم اورا بدون ترس و راحت بدون حجاب ببینم یا او را ببوسم. دستش را بگیرم و یا به خانه آن‌ها رفت و آمد کنم. چه دین اسلام قلبا ویا شناسنامه‌ای قبول داشته باشم، چه اصلا اسلام را قبول  نداشته باشم، ترجیح می‌دهم این چند جمله عربی را بخوانم تا به هم محرم بشویم.

درست نیست، خوب نیست، مسخره س؟ خوب باید وقتی انقلاب شد، ‌‌‌دین را از سیاست وقانون  جدا می کردند تا قانون ازدواج و طلاق براساس شرع و دین اسلام نوشته نمی‌شد. اینجا که آمریکا نیست! هرکی قوانین این کشوررا دوست ندارد، قبول ندارد، برود جای دیگر.

صیغه موقت است . اگر مرد آن تعهد را نخواهد و زیر حرف و قولش بزند و صیغه را بهم بزند، باید پولی به زن بدهد. حال اسمش باشه، خسارت، جریمه، مهریه، هرچی. اینکه بد نیست. چرا باید تعصب داشته باشیم.

 [توضیح: در ازدواج موقت با پایان مدت زمان تعیین شده، عقد باطل می‌شود – مرد می‌تواند همه یا بخشی از مدت زمان را به زن ببخشد و زود‌تر از هم جدا شوند.]

 قانون در ایران اسلامی این است. خارج از ایران ، یک قانون دیگری است . کسی درهلند که مسلمان نیست، لازم نیست، برای نامزد یا دوست دخترش صیغه محرمیت بخواند، یا اگر مردی که زن دارد و می‌خواهد با زن‌های دیگه رابطه جنسی داشته باشد، می‌رود فاحشه خانه.

اگر معلوم شود زنی از مردی بچه دار شده، قانون دنبال کار بچه و مادر و یا حتی پدر را می‌گیرد. رابطه دختر و پسر‌های نوجوان و یا رابطه جنسی رسمی و غیر رسمی آنجا هم هست و  تعریف و قواعد  آنجا را دارد. ساعت دارد، نرخ دارد. منظورم این است که هرکاری یک قانون و هرکشوری هم قوانین مربوط به خودش را دارد.

 مثلا اگر قانون اسلام نباشد، یا صیغه را بردارند، دیگر مردان متاهل ایرانی، سراغ زن‌ها نمی‌روند؟ اشکال جای دیگری  است .

نفر سوم- من موافق صیغه شدن نیستم چون :

زنی که صیغه می‌شود از دید من خودفروش است و من مخالف تن فروشی هستم.

اگر درایران زندگی نمی‌کردم هم  با تن فروشی مشکل داشتم و آنرا کاری درست نمی‌دانستم. بنظرم‌‌ همان مردهایی که مشتری زنان روسپی هستند، همان‌ها هم در ایران دنبال صیغه می‌روند. چه مجرد باشند و چه متاهل.

همان زن‌هایی که اگرمیشد رسما فاحشه باشند، این شغل را انتخاب می‌کردند و بعد می‌گفتن: چاره ندارم، آخه بچه دارم، آخه خرج تحصیل باید بدم…‌‌ همان دلیل‌ها را برای صیغه شدن می‌آورند.

از یک فاحشه‌ هم بپرسی چرا تن فروشی می‌کنی؟ ،یک ساعت داستان غمگین زندگی و دلیل‌هایش را می‌شمارد و تعریف می‌کند. اما چطورکه فاحشه زنی  گناهکار است و زنا کار و آن یکی که  صیغه خوانده و دو جمله گفته، بی‌گناه و مومن؟

 همیشه می‌شود برای نیاز مالی غیر از تن فروشی کار دیگری انجام داد. کسی که به سرغ این کار برای رفع گرسنگی ویا داشتن سقفی بر سر می‌رود، همه جای دنیا یک جور طرز فکر دارد. این آدم‌ها همه عین هم فکر می‌کنند. صیغه هم تن فروشی به روش اسلامی است. یک کارت ملی می‌خواهد و مبلغ و زمان مشخص. حالا می‌تواند چند ماه باشد یا چند ساعت. مگر تن فروش‌ها چیز دیگری می‌گویند؟ چند می‌گیری؟ جا داری یا نه؟ چند ساعت یا چند روز؟

ازطرفی مردی که زنی را موقت و فقط برای ارضای نیاز جنسی می‌خواهد و برای این کار پول می‌دهد هم، آدم سالمی نیست. نتوانسته و یا نمی‌خواسته به یک آدم متعهد باشد. از زیر بار مسئولیت فرار کرده و یا از خودش مطمئن نیست، خلاصه یک جای کارش مشکل دارد. تازه بسیاری از مردان متاهل هستند که که زن و بچه دارند و برای رابطه جنسی بیشتر و یا داشتن شریک عاطفی و یا جنسی جوان‌تر، به سراغ صیغه کردن می‌روند.

 همه چیز غریزه نیست. صیغه نام دیگری برای تن فروشی است. در قبول اینکه زنی صیغه شود، بجز حقارت هیچ نفعی برای زن ندارد. تعهد اگر باشد، و آدم‌ها مثل آدم‌های بالغ رفتار کنند و مسئول باشند، هرگز به سراغ کثافت کاری چه به اسم روشنفکری و چه به اسم شرع نمی‌روند.

نفر چهارم- من موافق صیغه شدن نیستم چون :

باید با یک نفر بود. غریزه اگر به انسان حاکم باشد، با حیوان فرق ندارد. انسان می‌تواند خود را کنترل کند و به این می‌گن اخلاق. چیزی که در حیوان وجود ندارد و آدم را بر‌تر می‌کند.

چرا اگر دونفر آدم بزرگ و بالغ تصمیم می‌گیرند که با هم رابطه‌ای نزدیک و انسانی برقرار کنند، باید این چند جمله عربی را بخونند (۳)؟ بعد از گفتن «زوّجتُ موکّلتی لنفسی…» بهم محرم و همه چیز شرعی و خوب و درست است، حتی رابطه جنسی، اما تا قبل از صیغه خواندن و بله گفتن همه چیز غلط و گناه و زناست؟ خوب بنظر من صادقانه بگم، مسخرس!

در همه جای دنیا، در همه ادیان و مذهب‌ها، در همه کتاب‌هایی که درباره اخلاق و قوانین و قواعد اجتماعی انسانی نوشته شده، تعدد زوج داشتن بد و زشت و ناپسند و نادرست است. جای بحث هم ندارد.

دوست دختر و دوست پسری که با هم روابط خاص و یا رابطه جنسی دارند اگر یکی با یک نفر دیگر هم زمان باشد، کاری نادرست انجام داده. برعکس در همین کشور‌ها می‌بینیم دونفر تا آخرعمر با هم زندگی می‌کنند، بچه هم دارند، به هم وفادار هستند و با خوشبختی زندگی می‌کنند، هرگز هم به یکدیگر خیانت نمی‌کنند و ازدواج هم نکرده‌اند.

در صیغه می‌شود چیزی ثبت نشود، یعنی حتی در اینجا باز هم می‌تواند اوضاع بنفع فقط داشتن یک رابطه جنسی تمام شود.

اگر صیغه خوانده شده باشد شلاق ندارد، صیغه نخوانده باشید ۷۵ ضربه شلاق دارید. خوب همه فکر می کنند: بریم یک ورقه صیغه بگیریم. جای دیگر مردم پول را به صندوق روسپی خانه می‌ریزند، اینجا  پول را باید به صندوق دولت و محضر و یا مُلایی که صیغه می‌خواند ریخت.

آن چند خط و امضا، ممکن است در مورد ازدواج و قوانین مالیاتی و ارث و بچه‌ها اثر داشته باشد، اما تعهد و تاهل را خود آدم‌ها هستند که بوجود می‌آورند. وقتی بگوییم این آقا دو تا زن دارد، و یا یک زن و چهار صیغه دارد، یعنی این آقا هم زمان با چند زن در رابطه جنسی و عاطفی است. زنی که همزمان که شوهر و یا دوست پسر ثابتی دارد و با چند نفر دیگر باشد هم هیچ کجای دنیا آدم جالب و یا از نظر اجتماعی و روانی آدم قابل اعتمادی نیست و مشکل روانی دارد. این در هیچ قانون و مرام و مسلکی کار درستی نیست.

مجرد‌هایی هم که از بغل این زن، به بغل زن دیگری می‌روند، و یا برعکس زن‌هایی که شریک‌های جنسی متعددی دارند، از نظر جسمی و روحی اغلب دچار مشکل می‌شوند. حالا چه صیغه موقت خوانده باشند و پول مهریه بگیرند، چه روسپی باشند.

من از هرنظر با روابط و متعدد و موازی داشتن، چه خانم و چه آقای متاهل و چه مجرد مخالفم. باید با یک نفر بود. غریزه اگر به انسان حاکم باشد، با حیوان فرق ندارد. انسان می‌تواند خود را کنترل کند و به این می‌گن اخلاق. چیزی که در حیوان وجود ندارد و آدم را بر‌تر می‌کند.

 [توضیح: در ازدواج موقت مرد می‌تواند هر تعداد زن را که بخواهد به عقدموقت خویش درآورد]

آدمی که به سراغ رابطه پایدار و تشکیل خانواده می‌رود کسی است که با یک نفر معاشرت کرده، او را می‌شناسد، به او احساس خاص پیدا کرده، رابطه دو طرفه است، تصمیم می‌گیرند که با هم باشند. چون تصمیم می‌گیرند، بقیه‌ای نه برای زن و نه مرد دیگر وجود ندارد.

نفر پنجم- من موافق صیغه شدن نیستم چون :

صیغه هم مثل دیگر قوانین ایران، فقط الزام و تعهد و حتی دردسر برای زن ایجاد می‌کند.

من صیغه شدم.

مدت شش ماه با مردی زندگی کردم با زنش متارکه کرده بود. قرار بود شش ماه صیغه باشیم و اگر در زندگی با هم همه چیز رو به راه بود، بعد عقد دائم کنیم.

قبل از آنکه صیغه بشوم، بخاطر اعتقادات مذهبی خودم، نمی‌خواستم با مردهای متعدد معاشرت کنم. این آقا از بستگان دور من بود که زنش می‌خواست خارج از کشور با بچه‌ها زندگی کند و مرد می‌خواست ایران بماند.

برای اینکه مرد راحت اقامت بگیرد و بتواند برود بچه‌ها را ببیند، با زنش بصورت توافقی متارکه کرده بودند، اما رسما طلاق نگرفته بودند. همه اقوام و آشنایان هم در جریان زندگی آن‌ها بودیم. چیزی پنهان نبود.

من هم قبلا در جوانی از شوهرم جدا شده بودم. ازدواج اول من عقد دائمی بود. مهریه و نفقه وخلاصه همه چی قانونی و درست و بجا بود اما وقت طلاق هیچ کدام به درد کارم نخورد. مهرم را بخشیدم که شوهرم به طلاق دادنم راضی شود. سال‌ها بود که عنوان مطلقه را یدک می‌کشیدم و نمی‌خواستم اشتباه انتخاب کنم و گذشته را دوباره تکرار کنم. بنظرم از نظر شرعی و منطقی عقد موقت و صیغه خوب و درست آمد.

مهریه تعیین می‌شد و مدت زمان مشخص داشت. فکر می‌کردم مثل خارجی‌ها می‌توانیم زیر یک سقف زندگی کنیم و همدیگر را بشناسیم ووقتی صد درصد مطمئن بودیم، عروسی کنیم. شرعی و قانونی.

 اینکه زیر یک سقف باید با یک نفر زندگی کرد تا اورا شناخت، کاملا درست بود. من هم بعد از اینکه با ایشان زندگی کردم، فهمیدم به هیچ عنوان حاضر به ازدواج با او نیستم.

 اما صیغه چه نفعی برای من داشت؟

من بی‌اینکه دلم بخواهد با مردی رابطه جنسی داشتم که از اون خوشم نیامده بود. چند ماه مانند کلفت و خدمتکار و معشوقه در خدمت این آقا بودم. بعدکه تمام شد، من تبدیل به زنی شدم که انگار دوبار طلاق گرفته! وبرعکس من، او هنوز هم مرد مجردی بود که یک خانواده هم در جایی برای روزمبادا داشت.

چیزی جایی ثبت نشد اما برای من، آنهایی که می‌دانستند به آنهایی که نمی‌دانستند هم خبر داند، صیغه شدنم، عملامرا با آن خانم‌هایی که اعتقاد مذهبی ندارند و با دوست و رفیق خود بدون ازدواج زندگی می‌کنند یکی کرد.

نمی‌توانستم از او توقع شوهر معمولی را داشته باشم. نمی‌خواستم فامیل و آشنا‌ها مارا با هم ببینند. چون فکر می‌کردم اگر بعد مرا نخواهد چی؟ اگر به عقد خود در نیاورد آبرویم بیشتر می‌رود. این ترس اینکه «اگر مرا نخواهد چه کنم» مرا می‌کشت. نمی‌توانستم با او همه جا بروم چون تمام مدت فکر می‌کردم اگر عروسی نکینم چه؟ یک جور معشوقه پنهانی بودم. اصلا تجربه خوبی نبود. با اقوام و دوستان او روزهای اول چند بار رفت و آمد کردیم، چون همه می‌دانستند که او زن و بچه دارد، با من رفتار یک شوهر دزد، زن خراب، معشوقه، یا یک زنی حقیر که برای اینکه با کسی بخوابد صیغه شده را داشتند. برایم تحمل رفتار و متلک‌هایشان بسیار سخت بود.

 صیغه هم مثل دیگر قوانین ایران، فقط الزام و تعهد و حتی دردسر برای زن ایجاد می‌کند. مهریه دربرابر همه بدبختی‌ها بعد از صیغه و یا حتی گرفتن آن و حتی مبلغی که می‌گیری هیچ و بی‌ارزش و یک لغت توخالی است. بنظرم این نوع رابطه فقط برای مردان مریض مفید و چاره گشاست. وحشتناک بود. وحشتناک بود.

نفر ششم- من موافق صیغه شدن هستم چون :

هرچقدر پول داشته باشی ،همون قدر زن بهت می‌دن!

هرچقدر پول داشته باشی همون قدر زن بهت می‌دن. از زمان های قدیم تا امروزهم همین بوده.

اونی که بیشتر پول داره می‌تونه عقد موقت یا دائمی بکنه، یا اصلا چهار تا زن بگیره و چند تا صیغه؛ و اونی که مثل من پول نداره باید زنی را صیغه مدت دار بکنه و یا حتی دیگه خیلی بدبخت بود، یه صیغه چند ساعته.

من نمی‌توانم ازدواج کنم. پول کافی ندارم، خونه و کار دائم ندارم. راننده آژانس هستم ونقاش ساختمان. خیلی پول در بیاورم، بیمه ماشینم را جور کنم. خرج عروسی و مهریه و کادوی قبل عروسی و حلقه نامزدی و فیلم برداری هم ندارم. همه زن‌ها اولش می‌گن هیچی نمی‌خوان. فقط یک عقد ساده. بعد یا مادربزرگی، بابای دم مرگی، کسی سرو کله‌اش پیدا می‌شه که آرزو داشته خانم را در لباس سفید ببنید. یا اینکه می‌گویند عقد، همین فقط فامیل درجه یک. بعد دم عقد معلوم می‌شه تمام فامیل خانم از شهرستان‌ها و ده‌های اطراف نزدیک هفتاد- هشتاد نفرن. من تا حالا دوبار دختر نامزد کردم و بعدش بهم زدیم.

بار اول، وقت نامزدی، صیغه محرمیت خوندم، وقتی می‌خواستم نامزدی را بهم بزنم و ، پدرم را درآوردن و روزگارم را سیاه کردن و می‌گفتن باید خسارت بدی! دختر ما دست خورده شده. بیا و درستش کن. نقل آش نخورده و دهان سوخته شد! حالا چطور ثابت کنم که من رابطه‌ای خاص با این خانم نداشتم؟

[توضیح : مطابق ماده ۱۰۹۷ – درنکاح منقطع هرگاه شوهرقبل ازنزدیکی تمام مدت نکاح را ببخشد بایدنصف مهررابدهد. ]

بعدی یک سال بعد بود، گفتم من تا روز عقد، حاضر نیستم صیغه محرمیت بخونیم. اونم. سر تهیه خانه بهم خورد. دختر خوب وفهمیده‌ای بود. اما من از روز اول وضعیت کاری و مالی خودم را گفته بودم. چیزی پنهانی نداشتم. می‌خواستند خانه‌ای نزدیک خانه مادرش اجاره کنیم. پولم نمی‌رسید. سر همین در ‌‌‌نهایت بهم خورد.

الان سه یا چهار سال است زن صیغه می‌کنم. می‌روم خانه شامم حاضر، رخت و لباسم اتو شده و تمییز است. چراغ خانه‌ام روشن است و کسی منتظر من است.

تازه، زن صیغه‌ای مهریه‌اش کم است. به خیال اینکه شاید بخوام اورا بگیرم، بسیار خوش اخلاق و مهربان و اغلب خانه دار و تمییز هستن. تا ببینم دارن سر ناسازگاری را باز می‌کنند حتی تحمل هم نمی‌کنم. راحت صیغه را زود‌تر بهم می‌زنم و تمام کنم. مهرش را انقدر می‌بندم که از پس پرداختش بر بیایم. انگار برای مدتی زن اجاره می‌کنم. تاحالا که به اندازه بودجه‌هایی که گذشته‌ام الحمدوالله زن‌های خوبی نصیبم شده.

 اول خیال می‌کردم شاید با یکی از آن‌ها عروسی کنم، بعد گفتم من که بچه نمی‌خواهم، مگر عقلم کم است خودم را به دردسر بی‌اندازم؟ اینطوری دردسر بقیه متاهل‌ها را هم ندارم که با خانواده زن جماعت رفت و آمد کنم و خلاص! فقط باید مراقب باشم ناخواسته  زن صیغه ای از من باردار نشود .همین

[ توضیح : ثبت نکاح درصورت باردارشدن زوجه  الزامی است (۴)]

خرج و مخارجم به اندازه است، زن هم دارم و تنها نیستم. برای هرمردی، با هر شرایط و هر سنی، یه کمی زشت‌تر، یا کمی پیر‌تر، بالاخره همیشه زن هست.

نفرهفتم- من موافق صیغه شدن هستم چون :

شاید با قانونی شدن صیغه بشود اوضاع را کنترل کرد.

فساد به دنبال فقر و فقر به دنبال فساد همیشه بوده و هست و سالهاست که آمار و عدد و رقم نمی‌خواهد، به وضوح و بطور قابل ملموسی می‌بینیم که فقر و فحشا در کشور بیشتر شده است.

چرا از این جنبه به قضیه صیغه نگاه نکنیم که اوضاع واقعی کشور چه ما بخواهیم و چه نخواهیم این است. فقر و فحشا وجود دارد. مثل وجود مواد مخدر. گاهی بحث بر سر این موضوع نیست که مواد مخدر خوب است یا بد؟ بهتر است باشد یا نباشد، چرا مردم معتاد می‌شوند و یا چقدر آدم معتاد وجود دارد.

 گاهی بحث اصلی این می‌شود که نمی‌شود ناگهان اعتیاد را از بین برد، کشور را ازوجود معتادان و قاچاق چی‌های مواد پاک کرد. کلید خاموش و روشن ندارد، بنزنیم اوضاع به حالت صفر برد، پاک شود و از نو شروع کنیم.

وضعمان این هست. حالا چه کنیم؟

 شاید راه اول اوضاع فعلی کنترل باشد.

 در مورد مواد مخدر مثلا راههای ورود و تولید و پخش مواد را کنترل بیشتری می‌کنند و یا اگر بتوانند می‌بندند یا کشورهایی دولت خودش ورود مواد مخدر را بدست می‌گیرد و خودش می‌فروشد و می‌گوید اینطوری می‌دانیم کی مصرف کننده است، چقدر وارد کشورم شده؟ کجا پخش شده؟ آماردارم که چه موادی مصرف می‌شود قیمت‌ها چند است و خلاصه کنترل دارم. هنوز راه زیادی از نابودی باقی است. اما کنترل اوضاع را بدست گرفتن هم گام بزرگی رو به جلو برای ریشه کنی مشکل است. یا درست مثل مبارزه با سرطان.

صیغه هم شاید راهی باشد برای کنترل فقر و فحشا.

 آنکه دنبال تن فروشی است، یا آنکه دنبال هرزگی و روسپی هاست، چه عقد دائم داشته باشد، مسیحی باشد یا بی‌دین، یا مسلمان و با زن و بچه و یا زن شوهر دار چه فرقی می‌کند؟ همه می‌دانیم و می‌بینیم که به دنبال آنچه می‌خواهد می‌رود و آنچه می‌خواهد را ارزان یا گران، دیر یا زود، شرعی یا غیر شرعی، در کشور بدست می‌آورد.

مثلا اگر کسی خطبه نخوانده مدتی با یک نفر باشد، خوب است؟ مشکل حل شده؟ یا هر ماه برای یکی خطبه بخواند و هر ماه بایکی باشد اسلامی و قانونی است؟ نخیر.

 اما وقتی ثبت شود، و یا راهی باشد که قانون بتواند از بچه‌هایی که بوجود می‌آیند، حمایت کند، یا مردان و زنان را تشویق کند که قانومند‌تر رفتارکنند، تشویق شوند صیغه خود را ثبت کنند، شاید کنترل به فریادمان برسد و بشود لااقل یک آمار درستی از اوضاع نابسامان بدست آورد. این مهم است.

هیچکس نمی‌داند چند بچه بی‌شناسنامه وجود دارد، یا چقدر سقط جنین بعد از صیغه‌ها می‌شود، هیچ نظارت و آماری روی بیماری‌های جنسی و مقاربتی نیست، هیچکسی نمی‌داند چقدر تن فروش در ایران هست یا چند صیغه ثبت نشده اصلا وجود دارد؟ ما نمی‌دانیم چند نفر زن ومرد اصلا از این امکان صیغه خوب یا ید، درست یا غلط استفاده می‌کنند. فقط حدس می‌زنیم. ازتعداد آدم‌هایی که با هم زندگی می‌کنند اما ازدواج نکرده‌اند، چه آنهایی که با هم رابطه جنسی دارند و چه آنهایی که ندارند، هیچ آمار و اطلاعی در دست نیست، ما حتی خبر نداریم اوضاع تا چقدر خراب است. فقط می‌بینیم، چیزی در اجتماع درست نیست.

زنان چون می‌دانند که دولت و قانون از آن‌ها حمایت نمی‌کند، به‌‌‌ همان پول کم  و یا یک سکه  یا خرج یک ماه و یا اینکه فقط مدتی سقفی به سر داشته باشند راضی‌اند. کسی زورکی صیغه نمی‌شود ، مرد‌ها صیغه برایشان نفع دارد، بسیار خوب! مرد‌ها زن صیغه می‌کنند، اما لابد زنی هم هست که رضایت دارد. چرا؟ اگر راه و یا چاره دیگری داشت هم رضایت به صیغه شدن می‌داد؟ زود جواب ندهیم. خیلی از خانم‌های صیغه عملا مثل برده زندگی می‌کنند و خودشان شکایت که نمی‌کنند که هیچ، راضی هم هستند.  اما شاید اگر اوضاع را به هراسمی بشود در قدم اول کنترل کرد، و به آن جنبه علنی و قانونی داد، وقتی  قانون شد ، تازه می شود برایش جنگید، تبصره گذاشت، لایحه نوشت، بحث کرد، به مطبوعات کشاند.

 آنوقت می‌شود کم کم در همین قوانین اسلامی، تبصره‌هایی به قانون‌ ‌ها اضافه کرد که مردان نتوانند صیغه‌های متعدد داشته باشند، متاهل‌ها، به سراغ زنان دیگری نروند، و یا اگر قانون وجود داشته باشد، آنوقت زنی که به فرض صیغه شده، حتی اگر مثل یک تن فروش باشد، آدم که هست، پس کسی باشد که از حق و حقوق انسانی او بتواند دفاع کند.

 او هم بتواند اگر حقش را نداند، به دنبال گرفتن حقوقش باشد، یا آن‌ها را وادار کند که به برای مراقبت‌های بهداشتی و واکسن و استفاده از روش‌های پیشگیری کار ی بکنند. وقتی بگوییم صیغه نباشد. خوب از فردا هیچکس صیغه نیست. مسئله فحشا، خشونت خانگی، زنی که شوهرش زن دیگری گرفته بی‌توجه به او و بچه‌ها چند تا صیغه دارد، یا آن خانومی که برای گذران زندگی تن فروشی می‌کند، دست از کار می‌کشند؟ مسئله حل می‌شود؟

 چه فرق دارد که اسم این کار و یا نام آن شخص چه باشد؟ انسان که هستند. اگر قانون وجود داشته باشد و قانون ضمانت اجرایی داشته باشد، آدم‌های همه جای دنیا، در برابر قانون رفتاری یکسان نشان می‌دهند، قانون شهروندان را ملزم به رعایت حقوق دیگران می‌کند.

درآمستردام، به یک فاحشه نمی‌توان بی‌ادبی کرد. می‌رود به پلیس شکایت می‌کند. پلیس هم از حق او در این لحظه به عنوان یک شهروند دفاع می‌کند. همین خانم اگر بدون مجوز تن فروشی کند هم پلیس اورا دستگیر کرده و جریمه می‌شود.

من با قانون موافقم.

 چه فرق دارد که کجایی باشی؟ کار خوب همه جای دنیا خوب و کار بد، در همه دنیا بد است.

هر اسمی که دارد، داشته باشد. از هر دین و مذهبی که می‌خواهد باشد. به یهودی و ارمنی و لائیک‌ها بگویی “زرتشت” گفته: «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک»، می‌گوید چه حرف خوب درستی.

کارشناس ها درباره ازدواج موقت یا صیغه چه نظری دارند؟

آیت الله یوسف صانعی  ،مرجع  تقلید – شیعه

بنظر اینجانب نه تنها متعه نمی‏تواند مانع فساد باشد بلکه اگر از مورد فی‏الجمله‏اش خارج شود و در عرض ازدواج دائم قرار گیرد اساس زندگی و کانونهای گرم خانواده را به خطر و نابودی انداخته و بی‏بندوباری ناشی از آن جامعه را به سقوط، از جهات عدیده می‏کشاند.(۵)

دکترعفت السادات مرقاتی خویی،سکسولوژیست و عضو هیأت علــمی دانشگاه علـوم پزشکی ایران

با صیغه و ازدواج موقت درصورتی که به مسائل بهداشتی و آموزش افراد توجه شود ، موافق است  و بنظر ایشان  و با توجه به تحقیقات انجام شده در ایران (۶)، صیغه می تواند یکی از راه حل های جلوگیری از افزایش ایدز باشد .

علی مندنی پور،حقوق دان- جامعه شناس

 باید بپذیریم که در عرف جامعه ما، صیغه هنوز برای اکثریت قابل قبول نیست. اگرچه در اصل پذیرفتن فقهی و شرعی نکاح موقت بحثی نیست اما برای اجرایی کردن این قانون نیازمند زمینه‌سازی و آمادگی‌های لازم است که به اعتقاد من در شرایط کنونی و با توجه به فرهنگ مردسالار غالب بر بخشی از جامعه ما چنین شرایطی موجود نیست.

شهلا اعزازی،جامعه‌شناس – فعال حقوق زنان – نویسنده – پژوهشگر

« خشونت علیه زنان مفهوم گسترده‌ای دارد اما بهترین تعریف از خشونت علیه زنان، متعلق به سازمان ملل است که آن را «هرگونه عمل خشونت‌آمیز بر پایه جنسیت که بتواند منجر به آسیب فیزیکی (بدنی)، جنسی یا روانی زنان بشود» تعریف کرده است.

حداقل اتفاقی که برای همسر اول مردی که ازدواج مجدد کرده یا همسر فردی که ازدواج موقت می‌کند، پیش می‌آید این است که از نظر روانی آسیب‌دیده و در وضعیت نامطلوب روحی و روانی قرار می‌گیرد. » (روزنامه شرق – شماره ۱۴۸۲- ۱۶ اسفند ۱۳۹۰)

 مشکلات عدم ثبت ازدواج موقت

عدم ثبت واقعه ازدواج موقت به هر دلیلی که باشد مشکلاتی را به دنبال دارد که در مرتبه اول دامنگیر زن می‌شود چنانچه اگر مهر خود را مطالبه کند بدواً لازم است که اثبات زوجیت کند، به عبارت ساده‌تر باید ثابت کند که همسر شرعی مرد است و صیغه توسط کسی دیگر و یا خود مرد جاری شده است و در مواردی که با انکار شوهر خود مواجه شود با توجه به این که نه سند ثبتی در دست است که ثابت کند عقدی در میان بوده و نه حتی سند عادی یا تکه‌ای کاغذ که این رابطه را ثابت کند و نه شهودی که شاهد و ناظر رفت و آمد این زن و شوهر باشند، در قدم اول با مشکلی مواجه می شود که حل آن ساده و آسان نیست.

علاوه بر آن چنانچه این رابطه منجربه تولد فرزند یا فرزندانی شود، اثبات این که طفل متعلق به این پدر است. زمانی طولانی درپی خواهد داشت و در صورتی که پدر رابطه ابوت (پدر و فرزندی) را نپذیرد از طریق آزمایشات پزشکی قانونی باید اقدام شود و چنانچه دسترسی به پدر طفل ممکن نباشد کسی که در این رابطه باقی می‌ماند زنی تنها و بی‌پناه با فرزندی بدون شناسنامه و هویت است.

به هر حال مهمترین توصیه به زنانی که قصد ازدواج موقت دارند این است که ازدواج خود را ولو برای مدتی کوتاه به ثبت برسانند و یا حتی در نوشته‌ای کوتاه که میزان مهریه و مدت عقد مشخص و معلوم و به امضای هر دو طرف رسیده باشد، درج کنند تا از بروز مشکلات بعدی که دامنگیر خود و فرزندانشان می‌شود، پیشگیری کنند. (۶)

منابع :

 ۱) مُتعِه یا نکاح مُنقَطِع یا ازدواج موقت که به صیغه نیز معروف است، نوعی از ازدواج در مذهب شیعه است که در آن عقد ازدواج برای مدت معین و محدودی با مهریه‌ای معلوم، بین زن و مرد بسته می‌شود و با پایان آن رابطه زوجیت خودبه‌خود منقضی می‌شود.

توضیح المسائل –  احکام متعه ( ازدواج موقت ) – سایت رسمی دفتر سیدعلی حسینی سیستانی

–  پایگاه اطلاع رسانی حوزه – تفاوت های ازدواج دائم و موقت

– احکام عقد موقت –   مسأله ۲۰۷۰الی  مسأله ۲۰۷۹- سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی

–  افزایش صیغه یا عقد موقت در ایران- مهری ملکوتی: وکیل- پژوهشگر- خانه امن

– احکام شرعی ازدواج موقت –  “حافظون” – تارنمای اختصاصی همسریابی ازدواج موقت

– پرتال اطلاع رسانی وکالت آنلاین – تحلیل حقوقی و اجتماعی ازدواج موقت بدون ثبت رسمی

اردیبهشت
۱۶
فرزندان بازمانده از صیغه و مشکلات ارثی آنها
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print


پرسش:

هرگز پدرم را ندیده ام و نخواسته ام ببینم. به این علت که او مادرم را سال ها پیش صیغه کرده و پس از پایان مدت، غیب اش زده و مادرم به تنهائی من را بزرگ کرده و برایم شناسنامه ای گرفته که جای پدر در شناسنامه خالی است. حال اطلاع پیدا کرده ام که پدرم درگذشته و از خود ارث قابل توجهی به جا گذاشته و فرزندان دیگرش در حال انجام تشریفات ارث بری از او هستند. آیا راه قانونی وجود دارد که من هم در لیست وراث قرار بگیرم.

پاسخ:

فقط فرزندان حاصل از رابطه جنسی حلال از پدر ارث می برند. رابطه جنسی پدر و مادر شما شرعی بوده و اگر مدارک کافی داشته باشید می توانید اولا رابطه زوجیت پدر و مادرتان را ثابت کنید و ثانیا نسب خودتان را.

پرسش:

مشکل این است که مادرم فاقد مدرک از این زوجیت است. یک سند عادی در دست داشته که آن را هم گویا پدرم با خود برده است. عقد موقت شان هم ثبت رسمی نشده است. بنابراین دستم خالی است.

پاسخ:

آیا مادرتان در حیات است؟

پرسش:

بله، کاری از دستش ساخته نیست.

پاسخ:

به نظر می رسد اهمال کرده اید و باید وکیل می گرفتید و زودتر از این دنبال اثبات رابطه زوجیت و نسب می رفتید.

پرسش:

منظورتان این است که کار از کار گذشته و دیگر نمی شود حقوق ارثی ام را مطالبه کنم؟

پاسخ:

می شود. ولی آسان نیست. باید وارد میدانی از حق خواهی بشوید که دوندگی آن زیاد است.

پرسش:

مثلا از کجا شروع کنم؟

پاسخ:

باید بتوانید در محضر دادگاه دو موضوع را به اثبات برسانید. یکی این که فرزند آن مرد در گذشته هستید. یعنی نسب را ثابت کنید. دیگر این که ثابت کنید حلال زاده هستید. یعنی پدر و مادر شما با یکدیگر رابطه جنسی خارج از ازدواج نداشته اند و رابطه شان بر اساس عقد شرعی دائم یا موقت بوده است و شما در همان مقطع زمانی در بطن مادرتان به وجود آمده اید.

پرسش:

نسب را چگونه می شود ثابت کرد؟

پاسخ:

خوشبختانه با آزمایش های پزشکی DNA   ، نسب را آسان می توان ثابت کرد. اما قوانین ایران به اثبات نسب برای برخورداری از ارث قناعت نمی کند. در شرع اسلام فرزندی که از رابطه مشروع به وجود نیامده از پدر ارث نمی برد. بنابراین باید رابطه زوجیت مادر و پدرتان را نیز در زمانی که نطفه شما در بطن مادر منعقد شده، ثابت کنید.

پرسش:

با کدام مدرک. دست مادرم خالی است.

پاسخ:

موضوع در این خصوص پیچیده است. باید مدارک لازم را که بتواند جایگزین مدرک عقد شرعی بشود پیدا کنید.

پرسش:

لطفا بیشتر توضیح دهید

پاسخ:

آیا مادر رسیدی و مدرکی دارد که نشان بدهد در زمانی که مدعی است به عقد موقت پدرتان در آمده از سوی پدر پولی به او پرداخت شده باشد تا آن را در جای مدرکی دال بر پرداخت مهریه مادر ارائه کنید؟

پرسش:

از قرار یک کاغذی دارد که نشان می دهد از او پول دریافت کرده است.

پاسخ:

خوب است ولی کافی نیست. آیا آدرسی در دست هست که نشان می دهد آن دو مدتی با هم در یک خانه و یک مسکن زندگی کرده اند؟

پرسش:

یک اجاره نامه دست نویس وجود دارد که در آن مادرم مستاجر است. و پس از عقد موقت، پدرم به او در همان مکان ملحق شده و بعد از دوماه که مدت صیغه بوده غیب شده. آن وقت من در شکم مادرم بوده ام.

پاسخ:

آیا کسانی را می شناسید که از هم خانه بودن پدر و مادرتان در همان تاریخ خبر داشته باشند و به آن شهادت بدهند؟

پرسش:

صاحبخانه و کسبه محل و بیشتر همسایه ها که می دانستند مادرم با صیغه زندگی خود را در شهرستان قم می گذراند، فوت کرده اند. گویا برخی زنده اند و مادرم با آن ها آشناست.

پاسخ:

خیلی مفید است. مادرتان از همین افراد به قید قسم بخواهد تا کتبا شهادت بدهند که آنها مدت دو ماه در فلان تاریخ در همان آدرس با یکدیگر مثل زن و شوهر زندگی می کرده اند. دیگرانی هم که از این موضوع خبر دارند اگر شهادت بدهند، ادعای شما و مادرتان تقویت می شود.

پرسش:

آیا این گونه افراد هم در دسترس هستند؟

پاسخ:

بله هستند. شوهر خاله ام هنوز زنده است و از موضوع خبر دارد. ولی عاقد خیلی وقت است فوت شده. وقتی هم زنده بود و مادرم نزد او رفت، حاضر نشد بنویسد که خودش عقد شرعی صیغه دو ماهه را جاری کرده است. گویا پدرم دم او را دیده بود. مادرم هم دیگر دنبال نکرده و از خانواده پدرم ترسیده است.

پرسش:

حال اگر بتوانم نسب را ثابت کنم با استفاده از آزمایش پزشکی DNA ، اما نتوانم رابطه زوجیت پدر و مادرم را ثابت کنم، فایده ای دارد؟

پاسخ:

در صورت اثبات نسب، آن مرحوم می شود پدر عرفی شما، ولی نه پدر شرعی. تمام آثار پدر و فرزندی قابل قبول می شود، غیر از حق شما برای ارث بردن ( توارث ). در هر حال خوب است مدارک را جمع آوری و ضمن اثبات نسب، با همکاری مادرتان، رابطه شرعی زوجیت را هم ثابت کنید. تا سهم الارث نصیب تان شود. اگر میراث به جا مانده قابل توجه است حتما با استفاده از وکیل مدافع وارد دعوی بشوید.

پرسش:

اگر هر دو موضوع را ثابت کنیم، نام پدر به شناسنامه ام افزوده می شود و همچنین  تاریخ زوجیت پدر و مادرم؟

پاسخ:

البته. در آن صورت این حق قانونی شماست و دادگاه به ثبت احوال دستور لازم را صادر می کند.

آذر
۱۴
 صیغه؛ داغی ابدی به دل و پیشانی ام
تجربه ها و خاطره ها
۱
, , , , ,
image_pdfimage_print

6835034944_e656f4edf6_zعکس: Roberto AI

پریسا صفرپور- فارغ التحصیل رسانه و هنر

 فرزانه قبل از طلاق اولش، از خانه پدری رانده شده و مانند اغلب زنان بی سرپرست و بد سرپرست، برای فرار از کارتن خوابی و در به در شدن در کوچه و خیابان تن به ازدواج موقت داد. فرزانه ۲۷ساله است و در چهارده سالگی به خاطرآزار و تعصب پدر و برادرش، محبت های رضا شاگرد مکانیک سر کوچه به دلش نشست و عاشق او شد و یک سال بعد هم ازدواج کردند.

او می گوید:«خانواده ام راضی نبودند ولی خیلی اصرار کردم. رضا هم پافشاری می کرد. او بیست سال بیشتر نداشت و با مادر بسیار جوانش زندگی می کرد و برای پدر و مادرم قابل پیش بینی بود که این زندگی دوامی نخواهد نداشت.»

فرزانه سه سال بعد از زندگی کردن با مادر شوهر سی و چندساله ای که به گفتۀ فرزانه خسیس، بی حوصله و اهل ازدواج موقت های «بی در و پیکر» بود از شوهر بی اراده اش جدا می شود.

«نه مهریه، نه نفقه، نه طراوت چهارده سالگی و هجده سالگی، هیچ چیز با خودم به خانه پدری برنگرداندم. همه شدند چهارچشم و گوش که مبادا راه خلاف بروم. سلام و احوالپرسی با پسر خاله و پسر عمو نیز برایم قدغن شد.»

سخت گیری و تعصب خانوادهٔ فرزانه پس از جدایی اش چند برابر می شود و او بالاخره بعد از دو سال از آن خانه می رود.

«به مادرم گفته بودم آخرش خودکشی می کنم. او همیشه نگران و زیر فشار هر دو طرف ماجرا، برای زن های اطراف و دوستانش تعریف می کرد که دخترش در خانه اسیر پدر و برادر است. زن دایی ام گفته بود یک مرد زن مرده در همسایگی شان می شناسد که زن صیغه ای خوب می خواهد شاید بعد هم فرزانه را عقد کند . مادرم گفت برو شاید بختت باز شود.»

فرزانه بعد از دو هفته دوستی و رفت و آمد با مرد سی و هشت سالهٔ آرایشگر، صیغه یک ساله او می شود.

«مادرم خودش را بی خبر نشان داد تا از طرف پدر و برادرها آزار نبیند. شوهر من هم مودبانه از پدر و برادرم خواست مزاحم زندگی ما نشوند تا بی احترامی صورت نگیرد. فرزند خردسالش را مادرش نگه می داشت که فقط یک بار به دیدن من آمد. محترمانه برخورد کرد اما هرگز نه دعوتم کردند و نه آمدند و نه فامیل حسابم کردند و وجودم را نادیده می گرفتند. مادرم می گفت پدرت شبانه روز دعا می کند که این مرد تو را عقد دائم کند و دیگر آبروریزی نشود و مضحکه مردم نشویم.»

اما وقتی یک سال صیغه تمام می شود، مرد به او اعلام می کند که خانواده اش برایش «دختری مناسب ازدواج دائم» پیدا کرده اند که بچه اش را هم می پذیرد. فرزانه التماس می کند که من هم بچه‌ات را بر چشم بزرگ می کنم. اما مرد قبول نمی کند و تنها علتش مخالفت شدید مادرش با  فرزانه به این دلیل است که قبلا او طلاق گرفته و می گفت معلوم نیست از تو هم طلاق نگیرد. فرزانه سرافکنده با پنج سکه مهریه و دو چمدان لباس و وسایلی که به راحتی در صندوق عقب یک ماشین جا می شدند که در آن مدت با عشق و امید خریده بوده به خانه پدری باز می گردد.

«وقتی راننده تاکسی از صندوق عقب جعبه های خرده پیله ها را در می آورد و دم در می گذاشت دلم می خواست به او بگویم شما را به خدا زن خوب و اهل زندگی و مادر و دلسوز نمی خواهید؟ دلم می خواست روی دست و پایش بیافتم و بگویم پشت در این خانه ای که داری چمدان و کارتن خالی می کنی، چشم ها و دل هایی روبه آسمان است که برای برنگشتن من دعا می کنند.»

غم زدگی و دلسوزی و کمی خشم فروخوردۀ اعضای خانواده دوامی نمی آورد و دو سه هفته بعد روزی که فرزانه از نانوایی دیر به خانه بر می گردد برادرش با چاقو بر کمرش می زند.

«مرا به بیمارستان نبردند تا برادرم گرفتار نشود. تزریقاتی سر کوچه را تطمیع کردند تا زخمم را بخیه بزند.اما زخمم عمیق بود وعفونت کرد و وضعیت وخیمی پیدا می کرد که رضایت دادند و مرا دکتر بردند. بالاخره پنج شش ماه در خانه زندانی شدم. به کسی نگفتند به خانه برگشته ام. جز یکی دو فامیل نزدیک هیچکس از موضوع خبر نداشت.

نه مرا با خودشان مهمانی می بردند و نه وقتی مهمان داشتیم نشان می دادند که دیگر در آن خانه زندگی می کنم. اگر کسی می پرسید می گفتند آمده سر بزند.»

فرزانه این بار خودش تصمیم می گیرد برود ولی مادرش مانع او می شود و به او قوت قلب می دهد که در خانه حداقل سقف و غذا و جای گرم و امنیت هست.

«حق با مادرم بود. در طول روز راحت بودم. فقط شب ها برادرها و پدرم به هر بهانه ای تحقیرم می کردند. من هم دیگر جلوی چشمشان ظاهر نمی شدم. تا اینکه پس از مدتی همسر دایی ام باز هم به کمک من آمد.»

بانوی دنیا دیده پدر را سرزنش می کند که حداقل به فکر ازدواج مجدد دختر باشد. از اینکه تا چه وقت دخترک باید مجرد بماند و مردم خیال کنند شوهر دارد. نمی شود که تا ابد موضوع را پنهان کرد.

«برادرهایم سناریویی ترتیب دادند از مهاجرت من و شوهر خیالی ام به بندر برای کار. سه ماه بعد هم سناریوی درگذشت داماد خیالی درشهرستان طوری که فامیل شک نکنند . انگار از اعدام رها شده بودم. مادرم امید داشت که پس از مدتی خواستگار برایم بیاید. من خوشحال بودم که می توانم مثل قبل به عروسی و مهمانی بروم. اما کمتر از یک سال بعد متوجه شدم که نگاه مردم بد شده است. انگار مرا نحس یا موجودی فلک زده می دیدند که باید زیرچشمی نگاهش می کردند و به حال زارش افسوس می خوردند.»

فرزانه شب عروسی خواهرش با یک جوان فیلم بردار آشنا می شود و پسرک شماره تلفنش را به او می دهد . تلفن های یواشکی رد و بدل شده و پس از مدتی مرد جوان به او ابراز عشق می کند و دروازهٔ دوستی و همراهی باز می شود. فرزانه صادقانه تمام ماجرای زندگی اش را برای او بازگو می کند و مرد جوان نیز به او پیشنهاد ازدواج موقت می دهد تا «اگر کسی بازخواست کرد بگویند شرعی است».

مادر فرزانه مطلع از ماجرا کمی نگران اما حامی دخترش است.

«مادرم به شدت به او می رسید و مثل مادر تر و خشکش می کرد و برایمان غذا می پخت می آورد پارک، سه تایی غذا می خوردیم. برایش هدیه می خرید و یک بار طاقت نیاورد و گفت قول بده دامادم بشوی.»

مرد جوان رک و راست می گوید که موقعیت ازدواج ندارد اما اگر روزی بخواهد و ‌بتواند شوهر دائم کسی بشود، انتخاب اول و آخر فرزانه است.

«مادرم خیلی امیدوار شده بود. یک سال شبانه روز در خانه از من حمایت کرد و دیر رفتن ها و کم و زیادها را به پای کلاس خیاطی ام گذاشت و مدام به گردن گرفت. مثلا می گفت خودم فرستادمش پی کاری، زن دایی کارش داشته، خیاطی کلاس فوق العاده دارد، رفته ابروی خانم فلانی را بردارد… بیچاره مادرم.»

فرزانه و مرد جوان هر دو راضی از رابطه و با جرات به خاطر وجود صیغه نامه در شهر آزادانه می گشتند و وقت زیادی را با هم صرف می کردند، اما خوشحالی آنها دوامی نداشت زیرا پدربزرگش آن‌ها را با هم دید. فرزانه دیگر به خانه نمی رود و تلفنی مادرش را مطلع می کند و از او می خواهد هرطور شده سکه های طلا، جواهرات کوچکی که دارد و لباس هایش را به او برساند. مرد جوان هم اگرچه ترسیده و نگران و پریشان است اما به فرزانه قول حمایت می‌دهد.

«یک هفته در خانهٔ دوستانش این طرف و آن طرف ماندیم اما نهایتا به خواهرش زنگ زد و گفت بیاید مغازه. برای اولین بار مرا با عضوی از خانواده اش آشنا کرد و از او خواست موقت به من جا بدهد. زن حدودا چهل ساله ای بود که به شدت خوشرویی نشان داد اما هیچ کمکی نکرد.»

خانوادهٔ مرد جوان مذهبی، سنتی، همیشه مخالف کارهای پسرشان بخصوص عکاسی و فیلم برداری، با وضع زندگی بسیار متوسط و پر جمعیت هستند. فرزانه اگرچه اینها را می دانست اما همه چیز را عمیق تر درک می کند.

«مثل روز روشن گویی در پیشانی خواهرش خواندم که هرگز پیوند مبارک و دائمی بین ما نخواهد بود.»

مادر فرزانه به شدت مورد سرزنش و خشونت همسرش قرار می گیرد و برادرهای فرزانه از او می خواهند اگر جای آنها را می داند بگوید تا «برویم سر هر دو را روی سینه شان بگذاریم، یا مردک را با تهدید چاقو پای سفرهٔ عقد بنشانیم که زنش را بردارد و برود.»

مادر فرزانه اما خود را کاملا بی اطلاع نشان می دهد زیرا تهدیدها را جدی می گیرد و به دخترش اطلاع می دهد که «هر اتفاقی هم برایت افتاد برو دنبال زندگی ات» فرزانه با فروش سکه هایش یک زیرزمین سی متری اجاره کرده و با مرد جوان زیر یک سقف بودن را تجربه می کند.

«بعد از پنج ماه که مستقل زندگی کردیم با یک دعوای بی خودی گفت تو زن پر دردسری هستی و بوی شر از این رابطه می آید. با اینکه هفتاد و سه روز تا پایان صیغه مانده بود رهایم کرد و ‌رفت.»

فرزانه دربه در دنبال او در مغازه و گالری های دوستان دنبالش می گردد اما مرد جوان خودش را نشان نمی دهد و همه می گویند خبری از او ندارند.

«شرکای او در مغازه نیز مرا تشویق می کردند که به دنبال زندگی ام بروم و خودم را معطل نکنم ،اما من جایی برای رفتن نداشتم. گفتند او مرا دوست داشته اما از اتفاقات چند ماه اخیر وحشت کرده است. گفتند اهل اینکه کسی را بگذارد و برود نیست اما قطعا این رابطه دیگر برایش خوشایند نبوده. گفتند هرگز نمی توانند و نمی خواهند آدرس خانوادهٔ او را به من بدهند. بالاخره بعد از چند هفته سر زدن ها و گریه ها و التماس های مکرر من، یکی از همکارانش با تحقیر به من گفت ای بابا ول کن و وا بده ، تو انگار جایگاه خودت را اشتباه گرفته ای. زن رسمی اش که نبودی. صیغه ای بودی. وا بده و خیال کن صیغه نامه تمام شده است و دیگر نخواسته! می خواهی چکارش بکنی؟»

فرزانه چندماه به سختی از شکست عشقی و تنهایی و درماندگی ازنداشتن  حامی در خانه پدری با غصه و بیماری و پریشانی، زندگی را با فروش چند قطعه طلایی که داشت و کمک های پنهانی مادر و دو سکه ای که مرد جوان به عنوان مهریه برایش باقی گذاشته می گذراند اما بالاخره بی پول می شود.

«سیگار می کشیدم و غذا نمی خوردم. دوستانی در پارک پیدا کردم که بعد از دوسه ملاقات فهمیدم تن فروش، خرده فروش مواد مخدر، معتاد و بیمار هستند. وحشت کردم و به مادرم زنگ زدم.نمی دانم چرا جریان را که فهمید گوشی را گذاشت. در آن مدت خیلی کم در تماس بودم به بهانه اینکه کسی در خانه از رابطه بو نبرد اما در واقع می خواستم از حال و روزم با خبر نشود و زجر نکشد.»

مادر فرزانه با کمی پول و مواد خوراکی به ملاقات دخترش می آید و به او توصیه می کند با خیاطی گذران زندگی کند اما «در آن خانه هنوز بوی خون هست و بهتر است خودت را نشان ندهی».

«وقتی مادرم گفت قید خانه را بزنم فهمیدم که رفتنم فاجعه به دنبال دارد وگرنه او به مرگ خودش هم راضی بود که من آواره و تنها و دل شکسته نباشم.»

فرزانه در خیاط خانه کار پیدا می کند و وقتی چندماه بعد نمی تواند با پولی که دارد زیرزمین را دوباره اجاره کند، از سر ناچاری و بی سرپناهی به عقد موقت یک مرد مسن، صاحب کار کارگاه در می آید.

تیر خلاص

«تیر خلاصی که جگر مرا سوزاند او بود. چهارماه بیشتر با هم نبودیم که ناگهان غیب شد. از طریق کارگاه فهمیدم پسرش در تصادف موتور جان باخته است. صیغه نامه موعدش سر آمد و او نیامد. قول داده بود صیغه را تمدید کند چون برایم اتاق یک ساله اجاره کرده بود. جواب تلفن هایم را هم نمی داد. بالاخره یک روز یک پیک موتوری آمد و بسته بی نام و نشانی داد و رفت. نامه کوتاهی تایپ شده بود به این مضمون که پول اتاق تا یک سال پرداخت شده، می توانی بمانی. مهریه ات هم که قبلا پرداخت شده و موعد صیغه هم که سر آمده پس دیگر مزاحم زندگی من نشو چون خودم همسرم و خانواده ام در شرایط بسیار سخت و بد و حساسی هستیم.»

فرزانه زیاد از رفتن مرد ناراحت نیست و خیالش از بابت اینکه تا یک سال سقف دارد راحت است اما از کارگاه اخراج می شود. نه بیمه دارد و نه قرارداد. پس حق اعتراض هم ندارد. در ضمن می داند که بانی این اخراج کیست. اهمیت نمی دهد اما خبر ندارد که چه فاجعه ای برای زندگی اش رخ داده است.

«من دیگر تبدیل شده بودم به یک زن تنها که فقط به سقف و غذا اهمیت می دهد. همه شکست ها سبب می شد بگویم به جهنم. اخراج که شدم هم همینطور. گفتم این نشد یک کارگاه دیگر. یک کار دیگر. یک صیغه دیگر. اما وقتی فهمیدم باردارم فقط به مرگ اندیشیدم. دوستی که در کارگاه درد دل هایم را شنید گفت نگران نباش. وقتی از فکر خودکشی خلاص شدم به فکر سقط افتادم. دوستم گفت مگر احمقی که خودت را ناقص کنی و خدا را از خودت با قتل یک بچه سه ماه و نیمه برنجانی. برو یقه مردک را بگیر برای حق و حقوقت. نفقه. شناسنامه و ارث.»

فرزانه تا پنج ماهگی بارداری اش دوندگی می کند تا بتواند با مرد به مذاکره و گفتگو بنشیند.

«گفت برو ثابت کن که بچه من است. صیغه نامه را او داشت و من هیچ مدرکی نداشتم. همان دوست کارگاهی گفت بگو آزمایش دی ان ای معلومش می کند.

پدر بچه را دوباره با دردسر پیدا کردم گفتم مجبورت می کنم  برای آزمایش دی ان ای به دادگاه بیایی. با خونسردی گفت خوب گیرم ثابت کردی بچه من است. نه ارثی می برد و نه نفقه چون بچه حرامزاده محسوب می شود، برو ثابت کن موقع بسته شدن نطفه همسر شرعی من بودی.»

فرزانه با راهنمایی دوستش با یک وکیل مشورت می کند.

«خدا عمرش بدهد خیلی دلسوزی کرد. گفت اگر واقعا نتوانی ثابت کنی شرعی زنش بوده ای چیزی دستت را نمی گیرد جز اسم مرد در شناسنامه بچه، آن هم پس از دادگاه و پیچیدگی های آزمایش “دی ان ای” و هزینه ها و دوندگی و اینها.»

فرزانه که در محضر عقد نشده و یک روحانی دوست پدر بچه در خانه صیغه شان کرده، هیچ نشان و شاهد و مدرک مستندی ندارد.

«وکیل هیچ پولی نگرفت ولی به پدر بچه زنگ زد و گفت وکیل فلانی هستم و باید صحبت کنیم. مرد کمی ترسید و سریع خودش را به قرار رساند. یک چک روز ده میلیون تومانی آورده بود. وکیل گفت باید برای بچه شناسنامه بگیری. مرد قبول نکرد. وکیل تهدید کرد. بالاخره مرد گفت اسم من را بگذارید اما فامیل مادرش. اینهم ده میلیون پول. همین جا، همین حالا در حضور شما و دو شاهد تعهد بدهد که همه حق و حقوق خودش و بچه اش را گرفته است و دیگر هرگز نه مزاحم زندگی من می شود و نه ادعایی می کنند. من و وکیل تعهدی ندادیم و او پافشاری کرد که پس بروید دنبال کارهای دادگاهی اش.»

فرزانه بالاخره شناسنامه ای با نام کوچک مرد و نام خانوادگی خودش برای بچه گرفته است.

«تعهد دادم و با ده میلیون یک خیاطی کوچک راه انداخته ام و زندگی ام می گذرد. گاهی برای مسائل زناشویی و عاطفی و تنهایی وسوسه می شوم صیغه بشوم ولی واقعا دیگر توبه کرده ام. یک مدت دوست پسر گرفتم ولی دیگر حوصله آن را هم ندارم. صیغه داغ بود به دل و پیشانی ام. فرق دوست پسر و صیغه این است که در دوست پسر چیزی به نام امید در تو شکل نمی‌گیرد اما با صیغه تو حس همسر بودن داری. امیدوار می‌شوی که شاید دائم بشود. تعهد داری و اگر موقعیت دیگری برایت به وجود بیاید به عنوان همسر نمی‌توانی خارج بشوی.»

او به مغازه دارهای اطراف و همسایه های خانه‌اش گفته که شوهرش ماموریت است. چون سرش به کار و فرزندش گرم است و کمتر در عموم ظاهر می‌شود حرف زیادی پشت سرش نیست. مادر فرزانه گاهی بی‌خبر از خانواده به او سر می زند و مدام نگران است مرد دیگری به زندگی او راه نیابد. فرزانه بعید می داند مردی و پناهی و همسری و عشقی در این دنیا برایش باقی مانده باشد. می گوید چون در حال حاضر حال و وضع خوبی دارد و از نگه داشتن بچه راضی است و در عین حال اضافه می کند که دوست دارد بداند اگر بچه را می انداخت سرنوشت بهتری برای هردوشان رقم نمی خورد؟ او نگران آینده و پاسخ‌هایی که باید به کودکش پس بدهد نیز هست.

«نمی دانم بعد از حماقتم در نگه داشتن بچه اگر با آن وکیل مشورت نمی کردم و او به من اطلاعات و راهنمایی نمی داد، حالا با بچه گدایی می کردم؟ یا زیر پل ها دنبال مواد و بچه فروشی بودم؟ یا چه چیز وحشتناک تر دیگری در انتظارمان بود!؟»

مهر
۱۱
فرزندان بازمانده از صیغه و مشکلات ارثی آنها
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

پرسش:

هرگز پدرم را ندیده ام و نخواسته ام ببینم. به این علت که او مادرم را سال ها پیش صیغه کرده و پس از پایان مدت، غیب اش زده و مادرم به تنهائی من را بزرگ کرده و برایم شناسنامه ای گرفته که جای پدر در شناسنامه خالی است. حال اطلاع پیدا کرده ام که پدرم درگذشته و از خود ارث قابل توجهی به جا گذاشته و فرزندان دیگرش در حال انجام تشریفات ارث بری از او هستند. آیا راه قانونی وجود دارد که من هم در لیست وراث قرار بگیرم.

پاسخ:

فقط فرزندان حاصل از رابطه جنسی حلال از پدر ارث می برند. رابطه جنسی پدر و مادر شما شرعی بوده و اگر مدارک کافی داشته باشید می توانید اولا رابطه زوجیت پدر و مادرتان را ثابت کنید و ثانیا نسب خودتان را.

پرسش:

مشکل این است که مادرم فاقد مدرک از این زوجیت است. یک سند عادی در دست داشته که آن را هم گویا پدرم با خود برده است. عقد موقت شان هم ثبت رسمی نشده است. بنابراین دستم خالی است.

پاسخ:

آیا مادرتان در حیات است؟

پرسش:

بله، کاری از دستش ساخته نیست.

پاسخ:

به نظر می رسد اهمال کرده اید و باید وکیل می گرفتید و زودتر از این دنبال اثبات رابطه زوجیت و نسب می رفتید.

پرسش:

منظورتان این است که کار از کار گذشته و دیگر نمی شود حقوق ارثی ام را مطالبه کنم؟

پاسخ:

می شود. ولی آسان نیست. باید وارد میدانی از حق خواهی بشوید که دوندگی آن زیاد است.

پرسش:

مثلا از کجا شروع کنم؟

پاسخ:

باید بتوانید در محضر دادگاه دو موضوع را به اثبات برسانید. یکی این که فرزند آن مرد در گذشته هستید. یعنی نسب را ثابت کنید. دیگر این که ثابت کنید حلال زاده هستید. یعنی پدر و مادر شما با یکدیگر رابطه جنسی خارج از ازدواج نداشته اند و رابطه شان بر اساس عقد شرعی دائم یا موقت بوده است و شما در همان مقطع زمانی در بطن مادرتان به وجود آمده اید.

پرسش:

نسب را چگونه می شود ثابت کرد؟

پاسخ:

خوشبختانه با آزمایش های پزشکی DNA   ، نسب را آسان می توان ثابت کرد. اما قوانین ایران به اثبات نسب برای برخورداری از ارث قناعت نمی کند. در شرع اسلام فرزندی که از رابطه مشروع به وجود نیامده از پدر ارث نمی برد. بنابراین باید رابطه زوجیت مادر و پدرتان را نیز در زمانی که نطفه شما در بطن مادر منعقد شده، ثابت کنید.

پرسش:

با کدام مدرک. دست مادرم خالی است.

پاسخ:

موضوع در این خصوص پیچیده است. باید مدارک لازم را که بتواند جایگزین مدرک عقد شرعی بشود پیدا کنید.

پرسش:

لطفا بیشتر توضیح دهید

پاسخ:

آیا مادر رسیدی و مدرکی دارد که نشان بدهد در زمانی که مدعی است به عقد موقت پدرتان در آمده از سوی پدر پولی به او پرداخت شده باشد تا آن را در جای مدرکی دال بر پرداخت مهریه مادر ارائه کنید؟

پرسش:

از قرار یک کاغذی دارد که نشان می دهد از او پول دریافت کرده است.

پاسخ:

خوب است ولی کافی نیست. آیا آدرسی در دست هست که نشان می دهد آن دو مدتی با هم در یک خانه و یک مسکن زندگی کرده اند؟

پرسش:

یک اجاره نامه دست نویس وجود دارد که در آن مادرم مستاجر است. و پس از عقد موقت، پدرم به او در همان مکان ملحق شده و بعد از دوماه که مدت صیغه بوده غیب شده. آن وقت من در شکم مادرم بوده ام.

پاسخ:

آیا کسانی را می شناسید که از هم خانه بودن پدر و مادرتان در همان تاریخ خبر داشته باشند و به آن شهادت بدهند؟

پرسش:

صاحبخانه و کسبه محل و بیشتر همسایه ها که می دانستند مادرم با صیغه زندگی خود را در شهرستان قم می گذراند، فوت کرده اند. گویا برخی زنده اند و مادرم با آن ها آشناست.

پاسخ:

خیلی مفید است. مادرتان از همین افراد به قید قسم بخواهد تا کتبا شهادت بدهند که آنها مدت دو ماه در فلان تاریخ در همان آدرس با یکدیگر مثل زن و شوهر زندگی می کرده اند. دیگرانی هم که از این موضوع خبر دارند اگر شهادت بدهند، ادعای شما و مادرتان تقویت می شود.

پرسش:

آیا این گونه افراد هم در دسترس هستند؟

پاسخ:

بله هستند. شوهر خاله ام هنوز زنده است و از موضوع خبر دارد. ولی عاقد خیلی وقت است فوت شده. وقتی هم زنده بود و مادرم نزد او رفت، حاضر نشد بنویسد که خودش عقد شرعی صیغه دو ماهه را جاری کرده است. گویا پدرم دم او را دیده بود. مادرم هم دیگر دنبال نکرده و از خانواده پدرم ترسیده است.

پرسش:

حال اگر بتوانم نسب را ثابت کنم با استفاده از آزمایش پزشکی DNA ، اما نتوانم رابطه زوجیت پدر و مادرم را ثابت کنم، فایده ای دارد؟

پاسخ:

در صورت اثبات نسب، آن مرحوم می شود پدر عرفی شما، ولی نه پدر شرعی. تمام آثار پدر و فرزندی قابل قبول می شود، غیر از حق شما برای ارث بردن ( توارث ). در هر حال خوب است مدارک را جمع آوری و ضمن اثبات نسب، با همکاری مادرتان، رابطه شرعی زوجیت را هم ثابت کنید. تا سهم الارث نصیب تان شود. اگر میراث به جا مانده قابل توجه است حتما با استفاده از وکیل مدافع وارد دعوی بشوید.

پرسش:

اگر هر دو موضوع را ثابت کنیم، نام پدر به شناسنامه ام افزوده می شود و همچنین  تاریخ زوجیت پدر و مادرم؟

پاسخ:

البته. در آن صورت این حق قانونی شماست و دادگاه به ثبت احوال دستور لازم را صادر می کند.