صفحه اصلی  »  سیل
image_pdfimage_print
فروردین
۲۲
۱۳۹۸
در فجایع طبیعی از زنان قربانیِ صرف نسازیم
فروردین ۲۲ ۱۳۹۸
این سو و آن سو خبر
۰
,
zanan-seil
image_pdfimage_print

Photo:/medn.me/yef4kr

بخشی از ادبیات رسانه‌ها، زنان را در کنار کودکان و سالمندان و افراد کم‌توان به عنوان قربانیان فجایع طبیعی معرفی می‌کنند. این نگرش به جایگاه فرودست زنان دامن می‌زند.

در هنگام فجایع طبیعی مثل زلزله و سیل زنان در هر سن و سال و با هر سطح از توانایی جسمی، اجتماعی و اقتصادی در کنار کودکان، سالمندان و افراد کم‌توان، به‌عنوان جمعیت آسیب‌پذیر شناخته می‌شوند و نقشی بیش از قربانی نصیب آن‌ها نمی‌شود. وقتی زلزله یا سیل اتفاق می‌افتد، عموماً تصاویر زنانی منتشر می‌شود که در حال ضجه زدن و مویه کردن هستند و یا بر خانمانی ویران‌شده می‌گریند. چنین تصاویری اگرچه ممکن است همدردی عمومی با مصیبت دیدگان را برانگیزد اما به‌طورکلی، آسیب‌پذیری اجتماعی و فرهنگی زنان را بیشتر می‌کند و به تصویر زن توانمند مستقل که در دو قرن اخیر برای شکل گرفتنش تلاش‌های بسیار شده است ضربه می‌زند.

اغلب این واقعیت نادیده گرفته می‌شود که همه زنان آسیب‌پذیر نیستند و آنچه زنان را در میان گروه‌های آسیب‌پذیر قرار می‌دهد، نقش مادریِ آن‌هاست. بدیهی است که زنانی که باردار هستند به لحاظ جسمی آسیب‌پذیر هستند و نیازمند مراقبت‌های جدی و اختصاصی‌اند؛ یا زنانی که فرزندان کوچک دارند برای مراقبت از کودکانشان با سختی و دشواری مواجه هستند، اما این وضعیت آسیب‌پذیری قابل تعمیم به همه زنان نیست.

تعمیم نقش قربانیِ آسیب‌پذیر به همه زنان، باعث به حاشیه رانده شدن آن‌ها و تقویت انگاره‌های مردسالارانه می‌شود. قربانی پنداری زنان، مانع از شناسایی ظرفیت‌ها و توانایی‌های زنان در پیشگیری و مدیریت بحران در سطح ملی و محلی می‌شود. عدم حضور زنان درصحنه‌های مدیریت و تصمیم‌گیری در مواقع بحران موجب نادیده گرفته شدن نظرات آن‌ها و نیز نیازهای مبتنی بر جنس در نیازسنجی‌ها و ارزیابی خطرات و پیامدها می‌شود و به‌این‌ترتیب زنان خواه‌ناخواه به درجه دوم اهمیت رانده می‌شود.

وقتی زنان به‌طورکلی برچسب آسیب‌پذیر می‌خورند و به حاشیه رانده می‌شوند، آسیب‌پذیری واقعی آن‌ها هم ممکن است به‌درستی شناخته نشود و درمجموع محافظت و حمایت اجتماعی مؤثری دریافت نکنند. مثلاً تجربیات جهانی در فجایع طبیعی نشان می‌دهد که آنچه به زنان در هنگام فجایع طبیعی آسیب می‌زند، افزایش خشونت‌های جسمی و جنسی است. درواقع در هنگام فجایع طبیعی زنان بیش از وضعیت عادی، از فقدان حمایت اجتماعی در مقابل خشونت‌های جسمی و جنسی رنج می‌برند. همچنین نیازهای بهداشتی خاص ، همچون مراقبت‌های بارداری، پیشگیری از بارداری ناخواسته، و مشکلات دوره قاعدگی ازجمله مسائلی هستند که ممکن است کمتر جدی گرفته شوند.

برای آنکه فجایع طبیعی در زمینهٔ نابرابری جنسیتی منجر به تثبیت و تقویت فرودستی زنان نشود، لازم است رویکرد مبتنی بر جنسیت تغییر کند و به سمت برابری جنسیتی میل کند. از طرفی ضروری است زنان در برنامه‌های پیشگیری، تصمیم‌گیری و مدیریت در سطوح ملی و محلی مشارکت کنند و از طرفی لازم است نیازهای مبتنی بر جنس هم برای زنان و هم مردان در نظر گرفته شوند.

در هنگام فجایع طبیعی بنا بر تجربیات جهانی،باید امدادرسانی صرفاً مردانه تعدیل شود و در تیم‌های امداد و نجات،پرسنل زن به‌اندازه پرسنل مرد یا به‌قدر کفایت حضور داشته باشند تا زنان مناطق فاجعه دیده به‌خصوص زنان روستایی بتوانند، به دور از شرم و ملاحظات فرهنگی از خدمات ارائه‌شده استفاده کنند. حضور زنان امدادگر، روانشناس، مددکار، پرستار و پزشک و مهندس و … هم به تسهیل امداد و خدمت‌رسانی به فاجعه دیدگان کمک می‌کند و هم تصویری توانمند از زن در اذهان جامعه‌ محلی و دختران جوان حک می‌کند.

در جوامعی که در انزوای فرهنگی نسبی هستند، لازم است علاوه بر آنکه ارتباط از طریق نیروهای امدادی محلی برقرار شود، نیازسنجی نیز بر اساس نظرات و اظهارات زنان مناطق آسیب‌دیده انجام شود تا نیازهای واقعی زنان و کسانی که تحت مراقبت آن‌ها هستند (کودکان و افراد کم‌توان و ناتوان) شناسایی شود. علاوه بر این، از توانایی‌های زنان محلی در مدیریت منابع و توزیع امکانات استفاده شود و به مشارکت آن‌ها در هنگام بازسازی و ترمیم ویرانی‌ها به‌عنوان یک منبع و فرصت نگریسته شود.

سخن آخر اینکه زنان واقعاً آسیب‌پذیر شامل زنان باردار،زنان با فرزندان کوچک و زنان کم‌توان و نیز زنان تنها را دریابیم، اما از تعمیم نقش قربانیِ صرف به همه زنان بپرهیزیم، تا فجایع طبیعی درزمینهٔ نابرابری‌های اجتماعی به فرودستی بیش‌ازپیش زنان نینجامد.

منبع: میدان

مهر
۲۲
۱۳۹۴
بلای طبیعی به جان ،زنان ،کودکان و سالمندان
مهر ۲۲ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

تهران در دام طوفان سیاه .

سیل تابستانه ۹ استان ایران را با خود برد.

۲۰ زمین لرزه پی در پی دل فیروزکوه را لرزاند.

اینها بخشی از بلایایی است که طبیعت هر روز ما را با آن تهدید می کند .طبیعت سالانه جان هزاران انسان را می گیرد و به زندگی ما ،بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار خسارت وارد میکند .

اما به غیر از خسارت های جانی و مالی ،این رفتار های طبیعت بر ادامه روند زندگی بازماندگان بلایای طبیعی نیز تاثیر می گذارد .یک کار مطالعاتی نشان می دهد که کـودکان، نوجوانان، زنان، سالمندان، بیماران و امدادگران بیشتر از بقیه در معرض آسیبهای ناشی از بلایا قرار میگیرند.

کودکان و نوجوانان

کودکان و نوجوانان آثار بلایا را به گونه ای مضاعف تجربه میکنند، هر چند به غلط تصور می شود آنها به طور ذاتی از انعطاف پذیری برخوردارند و در مـواجهه بـا ضـربه هـای شـدید بـه سـرعت بهـبود می یابند یا تنها در صورتیکه والدینشان مشکل پیدا کنند، تحت تأثیر بلایا قرار می گیرند. چـنانچه کودکان از والدین و افراد مورد علاقه خویش حمایت، محافظت و استحکام و ثبات دریافت کنند، دربرابر فاجعه واکنشهای مناسب و معقولی بروز خواهند داد. آنجـی و دیگران در نوشته خدمات روانی اجتماعی در بلایا، دامنه گستردهای از علایم را که کودکان و نوجوانان در واکنش به فاجعه ها از خود نشان میدهند را به شرح ذیل توصیف میکنند.

یـک تـا پـنج سالگی: به دلیل مشکل فزاینده کودکان در جدا شدن از والدین یا مراقبانـشان، آنهـا بـه واکنشهای ترس و اضطراب به شکل ترس از موجودات و افراد ناشناخته، دچار میشوند.

شـش تـا یـازده سـالگی: پـس از وقوع ضربه های روانی در کودکان رفتارهای بازگـشتی بـه سـطوح رشـدی پایـینتر (رفتار نامناسب با رده سنی) بسیار شایع است. کـودکان در ایـن سـنین، اغلـب بـه طـور مکرر به بازگویی حادثه یا ایفای نقش آن به صـورت نمـادین، یـا بـه صـورت مـستقیم میپردازند.

در این سنین افزایش رفتارهای پرخاشـگرانه و طغیانگـرانه بسیار شایع است و با بیشتر شدن نگرانیها، شدت می یابد.در ایـن سـنین، برای کودکان، تحمل از دست دادن حیوانات اهلی خانگی، دارایی ها ،افـراد مـورد علاقـه، بـسیار دشـوار اسـت.

دشـواری در عملکرد تحصیلی، اشکال در یـادآوری و حافظـه، اشـکال در تمرکـز و وجـود افکار مزاحم و رفتارهای اجتنابی، از ویژگیهای بارز پاسخ دهی به فاجعه ها در این سنین هستند.

سـنین نوجوانی: نوجوانان با انرژی و مهارت هایی که دارند، در زمانهای دشوار مـیتوانـند در مواجهه با ضربه های روانی در اجتماع، مشارکت مثبتی داشته باشند. آنان همچنین ممکن است نسبت به استیصال، سرخوردگی و بروز احساسات خشم و گناه، آسیب پذیر باشند. احـساسات نوجوان غالباً شدید است و ممکن است برای اداره کردن این هیجانها، بـه حمایـت نـیاز داشـته باشند . در مقایـسه با سایر رده های رشدی، خطر خودکشی در نوجـوانان بیـشتر است.

در نوجوانان، رابطه با گروه دوستان و همسالان، امری بسیار مهم تلقی میشود. احساس پذیرفته شدن از سوی دوستان و اطمینان خاطر از این موضوع که احـساس هـراس در نوجـوانان امـری عادی و طبیعی است، به سازگاریهای آنان کمک شایانی میکند.

کـودکان بی سرپرست: کـودکان بی سرپرست یا کودکانی که از خانواده خود جدا شده اند به ویژه برای ابتلا به مشکلات دیرپا، در معرض خطر قرار می گیرند.

جدایی از والدین بی تردید مهمترین عامل تنشزا برای کودکان به شمار می آید.

زنـان: براسـاس مطالعات قبلی (مثل رافائل، ۱۹۸۶ و درابک، ۱۹۸۶) زنان با توجه به ویژگـی هـای شخـصیتی، جنـسیتی، نقـشهـا و تجـربه هایشان نیز، از جمله گروههای آسیب پذیر در مقابل بلایا محسوب می شوند. یکـی از نقـاط قابـل توجه در تبیین شرایط روانشناختی زنان در پی بلایا، وجود پدیده طبیعی دلبستگی فوق العاده به ویژه نسبت به فرزندان است.

این موضوع می تواند بـر تمایل آنها در ترک محل خطر در هنگام بروز بلایا مؤثر واقع شود و آنها را بیشتر از مـردان در معـرض خطـر قـرار دهد و پس از بروز فاجعه و از دست دادن عزیزان نیز سازگاری با شرایط جدید و فقدان عزیزان را برای آنها دشوار سازد.

این شرایط دشوار در زمانی که مادر تعداد زیادی از فرزندان خود را از دست داده و از حمایـت باقـیمانـده بازمانـدگان محروم باشد یا زمانی که فرد شاهد صحنه کشته شـدن یا جان دادن فرزند خود بوده در حالی که ناتوان از کمک به او بوده است، بسیار پیچـیده و غیـرقابل تحمـل مـیشـود. بـه همـین نسبت هم، امکان گذراندن مناسب و سـریعتر واکـنشهـای سـوگواری را دشـوارتر مـی سازد.

چنین افرادی نیاز بیشتری به حمایت اجتماعی دیگران و خدمات تخصصی روانشناختی دارند. زنـان، بـه خصوص در برابر خشونت آسیب پذیرند. در مناطق جنگی، آنان ممکن اسـت هـدف تجـاوز جنسی قرارگیرند. آنها غالباً هدف خشونت های خانگی هستند و چـون وظـیفه مـراقبت از کـودکان و سالمندان بر عهده آنهاست، تحرک کمتری دارند، احـتمالاً از آنهـا انـتظار مـیرود تـا در موقعیت ضربه زا، پا پس نکشند و در گیر ماجرا باشـند و (در قحطـی، سیل و …) فداکاری کنند.

غالباً به دلیل آنکه تصور می شود زنها در مقایسه با مردان، مشکل و دردسر بزرگتری هستند، مورد انتقاد قرار میگیرند و گاه بـا تـوجه به تجاوز به عنفی که به آنها روا داشته شده است، به آنها احساس شرمساری دسـت مـیدهد.

چنین نگرشی، زنان را به خاطر مشارکت در فرایند مراقبت در اجتماع نیـز مـورد نکـوهش قـرار مـیدهد و خود آنان را در معرض خطر بیشتری برای قرار گـرفتن تحـت خـشونت قـرار مـی دهـد. وجود چنین نگرشی انتقادی نسبت به نقش مـشارکتی زنـان در جامعه، باعث میشود که افراد خاطی از رفتارهای سوء و نادرست خویش نسبت به زنان، مبرا شوند.

سـالمندان: از جملـه گـروههـای آسیب پذیر و نیازمند خدمات ویژه در پی بلایا، سـالمندان هستند.

افسردگی و پریشانی از جمله علایم شایع نزد چنین افرادی است که متأسفانه به راحتی نادیده گرفته میشوند؛ زیرا علایم آنها دقیقاً همان علائمی نیست که جـوانتـرها نـشان مـیدهـند.

بـه عـنوان مـثال؛ از دست دادن حافظه، تمرکز حواس، جهـت یابـی و … ممکن است به اشتباه به عنوان علائم سالمندی تلقی شود.آنها انرژی کافی را برای پیگیری و دریافت کمک ها در اختیار ندارند و از سوی دیگر ممکن است در مقایسه با کودکان و … در اولویت امداد قرار نگیرند.

افراد سالمند به دلیل سن بالا و امـید کمتر به زندگی، خیلی زودتر انگیزه و انرژی خود را برای مقابله با شرایط سخت جدیـد و داغدیدگی از دست می دهند. لذا آنها نیز نیاز قابل توجهی به تأمین احتیاج ها، خدمات تخصصی و حمایت اجتماعی دارند.

معلولــین: افــراد مبــتلا بــه ناتوانــی هــای جــسمی، بــیماریهــای روانــی و یــا عقـب ماندگـی هـای ذهنـی نیـز از گروههای نیازمند به خدمات ویژه در پی بروز بلایا هـستند.

آنهـا در پـی بلایـا، درمان، مراقبت و کمکهای ویژه قبل از فاجعه را از دست مـیدهند و این امر ضمن ایجاد استرس های بیشتر، سلامت آنها را به خطر می اندازد و بـیماری آنـان را تـشدید مـیکند.

آنها در معرض منزوی شدن، در حاشیه قرار گرفتن، قربانـی ثانـویه شـدن، سـوء تغذیه و بیماریهای عفونی قرار دارند، لذا نیاز به خدمات شخـصی ویـژه، مکـان و سـرپناه مناسب، محافظت در برابر خطرها و سوءاستفادهها و سازگاری با شرایط جدید را دارند.

بـه اعتقاد آنجی و دیگران (ترجمه صدیق و همکاران، ۱۳۸۴) سه گروه از مردم به شـرح ذیـل در خطـرند و در زمـان بحـران نسبت به سایر بازماندگان، نیازمند دریافت حمایت بیشتری هستند

حادتـرین شـرایط: کسانی که برای خود یا دیگران خطرناک هستند. افراد اقدام کننده به خودکشی، افرادی که نسبت به دیگران خشونت می ورزند و افرادی که به رفتارهای پرخطر مبادرت میکنند بدون آنکه به عواقب آن توجه داشته باشند.

شـرایط حـاد: افـرادی کـه قـادر به محافظت از خویش نیستند یا نمی توانند نیازهای اولیه خود را برآورده سازند، افراد بسیار منفعل، کسانی که صداهایی می شنوند، کـسانی کـه غـذا نمـیخـورند و اعمـال ابتدایی رسیدگی به سر و وضع خود را انجام نمـی دهـند، کـسانی کـه بـه لحـاظ روانـی ضربه شدیدی بر آنها وارد شده و کودکان وابستهای که جدا از خانواده شان، نگاه داشته می شوند.

نیازمـندان بـه حمایت: افرادی که قادر به انجام کارهای اولیه خود هستند اما نمی توانند نیاز دیگران را درک کنند، بخصوص کودکان وابسته، این گروه شامل افرادی اسـت کـه تصمیمات سنجیدهای نمی گیرند یا کسانی که درباره پیامد تصمیم گیریهای خـود نمـی اندیـشند. ایـن افراد مهارتهای ارتباطی ضعیفی دارند، ممکن است منزوی شوند و آماده اند که با دیگران مشاجره های زیادی داشته باشند.

مرداد
۲
۱۳۹۴
بلایای طبیعی ، بلای جان زنان و کودکان
مرداد ۲ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

خانه امن:سیل که آمد همه چیز را با خود برد با اینکه باد و طوفان و رعد و برق شدید بود  اول فکر کردم زلزله است . زمین می لرزید . دست بچه ها را گرفتم که به طرف کوچه فرار کنم ولی وقتی ازپنجره اتاق رو به حیاط بیرون را نگاه کردم همه به سمت راه پله پشت بام دویدیم . اصلا نمی دانستم چکار کنم . بچه ها جیغ می زدند و من به چشم خودم دیدم سیل همه ساختمان های پایین دست خیابان و هر چه سر راهش بود را با خود برد .

از در شمالی خانه به سمت دامنه کوه فرار کردیم در حالیکه من تا ۳۰ متر جلوتر از خودم را نمی دیدم . تمام شب را همان جا بدون هیچ امکاناتی ماندیم .همسرم ماموریت بود و من احساس درماندگی می کردم . دچار شوک و اضطراب شده بودم . نه امداد گری بود و نه کمکی. سنگ هایی به بزرگی یک ساختمان وسط جاده افتاده بودند . بعضی ماشین ها در میان گل و لای له شده بودند.وقتی که به خانه برگشتیم آب و برق نداشتیم .تمام حیاط و اتاق های رو به حیاط پر از گل شده بود . احساس ناامنی می کردم که مبادا دوباره تکرار شود و کسی به داد ما نرسد .

زنان،کودکان،سالمندان و معلولان در سوانح طبیعی بسیارآسیب پذیرند ومی توانند درمعرض خطرات وانواع خشونت های اجتماعی،اقتصادی و خانوادگی قرار گیرند ولی متولیان حوادث غیر مترقبه به آسیب پذیر بودن این افراد توجه لازم را ندارند .

فرهنگ ، بافت اجتماعی و مذهبی و بخصوص توسعه اقتصادی بر میزان آسیب پذیری این افراد در سوانح طبیعی همچون سیل و زلزله  تاثیر گذار است. پس از زلزله رودبار و بخصوص زلزله در شهر بم توجه محققان سوانح طبیعی به موضوع زنان و کودکان جلب شد اما حوادث بعدی نشان داد که همچنان سیاستگذاری عمومی  برای کاهش  آسیب های که پس از زلزله این افراد را تهدید می کند وجود ندارد .

نا امنی ، بی خانمانی ، مشکلات بهداشتی ، فقدان منابع مالی از جمله مواردی است که زنان و کودکان و سالمندان را در خطر قرار می دهد و حتی مشکلات ناشی از جنسیت که قبل از سانحه درمناطق مختلف وجود دارد بعد از سانحه تشدید می شود.

بنابراین متولیان سوانح طبیعی همواره باید در پیش بینی و پیشگیری ، آمادگی و مقابله و بازسازی و بازتوانی نگاه و برنامه ریزی جدا گانه ای برای افرادی که به هر دلیل در معرض آسیب قرار دارند داشته باشند .

یک نگاه سطحی به هر سانحه ای نشان می دهد که فقط در حوزه امداد رسانی خدماتی که به افراد ارایه می شود تا چه میزان به جنسیت و سن و وضعیت سلامتی آنها بستگی دارد و تا چه میزان سوانح آثار روانی متفاوتی بر هر یک از گروههای اجتماعی باقی می گذارد و آموزش امدادگران و کادر بهداشت و درمانی و پلیس و معلمین در برخورد با این گروه های اجتماعی تا چه اندازه ضروری است .

مهرداد شفقی استاد دانشگاه در رشته سوانح طبیعی به خانه امن می گوید : افراد درگیردر چنین شرایطی شرایط و موقعیت و احساسات نا خوشایندی را تجربه می کنند . واکنش افراد متفاوت است و زنان و کودکان بسیار آسیب پذیر هستند . مردان هم دچار عوارض و هیجان های مختلف می شوند ولی اصلا قابل مقایسه با وضعیت یک دختر بچه معلول یا سالمندی که اعضا خانواده اش را از دست داده نیست . آنها دچار ترس و نا امیدی عمیق ، خشم و سوگ و خشونت می شوند . سطح اعتماد در آنها یا به شدت کاهش پیدا کرده و یا برای نجات به هر فردی اعتماد می کنند . بی خوابی و دردهای جسمی و سردرگمی آنها را از حال عادی خارج می کند .

وی درباره ضرورت برنامه ریزی خاص برای کمک به کودکان وزنان در چنین حوادثی می گوید:واقعیت این است که ما در فراهم کردن شرایط مناسب برای زنان و کودکان غفلت کرده و حتی به نیازهای ویژه آنها توجه نمی کنیم . به عنوان مثال زنان باردار یا زنان شیرده وکودکی که والدینش را از دست داده و یا افرادی که دچار معلولیت هستند به خدماتی نیاز دارند که بدون مطالعه و برنامه ریزی و اختصاص بودجه خاص و فرهنگ سازی امکان پذیر نیست.

شفقی معتقد است توجه به مدیریت بلایای طبیعی برای خانواده اصولا سرفصل جداگانه ای را می طلبد که نیازمند مشارکت اجتماعی و آموزش عمومی گسترده است .

آموزشی که همگان در معرض آن قرار گرفته و از مدرسه تا رسانه ها را در بر بگیرد . سازمان مدیریت بحران وظیفه دارد که با برگزاری مانورهای متعدد امداد و نجات در شهرهای مختلف بخشی از این آموزش را به عهده گیرد تا با مشارکت عمومی فرهنگ پیشگیری و آمادگی و رعایت استاندارهای لازم گسترش پیدا کند .

این استاد دانشگاه یکی از نقاط ضعف جدی در چنین حوادثی را ضعف فناوری اطلاع رسانی در کاهش خسارت بر خانواده و اقشار آسیب پذیر می داند و معتقد است همسویی با سیاست های جهانی در کاهش خطر پذیری زنان و کودکان ، سالمندان و معلولان تاثیر گذار است .

۱۳ اکتبر روز جهانی کاهش خطر پذیری در راه است . این روز مقارن ۱۹ مهرماه است که هفته ایمنی در برابر زلزله و بلایای طبیعی در ایران آغاز می شود . چنانچه برگزاری چنین روزی از شعار و تشریفات خارج شود شاید بتوان از مشارکت مردم و صاحب نظران وحتی  نمایندگان آژانس های ملل متحدد و سازمان های غیر دولتی بین المللی که در زمینه امداد و نجات کودکان و زنان تخصص دارند استفاده ، و برنامه ریزی جدی را در این زمینه آغاز کرد .