صفحه اصلی  »  سلامت خانواده
image_pdfimage_print
تیر
۶
۱۳۹۷
جامعه‌شناسی خودکشی
تیر ۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
shutterstock_1108945703
image_pdfimage_print

 

Photo: Lightspring/www.shutterstock.com

مقدمه: آنچه در این تحقیق آمده است شرحی بسیار اجمالی در مورد خودکشی و علل آن می باشد. دراین تحقیق برآن بودیم تا درابتدا تعریف مختصری ازخودکشی،علل آن وراه های پیشگیری از خودکشی را ارائه دهیم

،نظریات جامعه شناسان را بررسی کنیم و سرانجام نگاهی اجمالی به پدیده ی خودکشی درایران داشته باشیم و به همین منظورمطالب را به دوبخش نظری خودکشی و  بررسی تجربی خودکشی تقسیم کردیم .

 

 

بخش اول : بررسی نظری خودکشی 

۱- خودکشی

پدیده خودکشی که ازعوارض مهم دنیای صنعتی عصرحاضراست  بیشترمتأثر از نا به سامانی ها ،اختلال های روانی و نابرابری های اجتماعی است . دورکیم درکتاب ” تقسیم کار ” خود براین اعتقاد است که ” خودکشی همراه با تمدن ظاهر می شود و یا حداقل آن چه به شکل خودکشی  در جوامع فروتر ملاحظه می شود ، خصوصیات ویژه ای دارد …” . (دورکیم ،    ۱۳۵۹: ۲۸۴) (ستوده ،۱۳۷۸ : ۲۳۶)

در سال ۱۷۳۷ دفونتن برای نخستین بار کلمه   Suicideدرفرانسه به کار برد که بعداً آکادمی علوم فرانسه در سال ۱۷۶۲ آن را پذیرفت . (اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۷۳)

باتاموردراثر خود “جامعه شناسی” ،آورده است که دورکیم درتحقیق خود قصد آن  داشته که  بین میزان خودکشی و درجه ی پیوستگی افراد  درگروه های اجتماعی ( همبستگی و انسجام اجتماعی) رابطه برقرارکند ومعتقد است که هدف دورکیم این بود که میزان خودکشی در گروه های مختلف اجتماعی را به خصایص مشخصه ی این گروه ها ربط دهد و به این طریق علل اجتماعی خودکشی را کشف نماید .( باتامور، ۲۵۳۵ : ۵۱,۲۵ )

دورکیم طبیعت بشر را با رجوع به مفهوم واقعیت های اجتماعی تبیین می کند . به نظر وی واقعیت های اجتماعی طرق عمل کردن ، فکر کردن و احساس کردن است که تا حدودی بین شماری از مردم مشترک است که این واقعیت ها نسبت به افراد اموری خارجی و بیرونی محسوب می شوند و بر وی اقتدار آمرانه ای را اعمال می کنند. ( محسنی تبریزی ،۱۳۷۳ : ۱۲۰ )

درزندگی شهرنشینی کنونی، جمعیت بسیار زیاد  درشهرها وعدم تجانس افراد با هم واحساس غربت ، تنهایی وکم ‌شدن تعداد افراد خانواده‌ها و کاهش‌یافتن محبت خانوادگی ،افزایش استقلال فردی ،هم‌چشمی‌ها و پیداشدن آرزوهای دور و دراز زندگی مادی ، خواستن‌ها و نتوانستن‌ها، فرارازخانواده و پناه‌بردن به اجتماع نا آشنا ، سرگشتگی درمیان ارزش‌های متضاد زندگی شهری جدید، ناتوانی درمبارزه با دشواری ها وشکستها و نومیدیها، محرومیت درعشق توام با فقر مادی  وسرانجام ضعف یا رنجوری شخصیت آن چنان ناراحتی‌هایی ایجاد می کند که فرد خود را در نابودی وپوچی  جستجو می کند و دست به خودکشی میزند.

(پایان نامه:  TH30015ff, http://www.irandoc.ac.ir/Database/The-int.htm )

 

۲-۱- رفتار های قبل ازخودکشی

 

معمولاً افرادی که اقدام به خودکشی می کنند دارای برخی خصوصیات رفتاری مشترک هستند ؛ اغلب در سطح اقتصادی پایین جامعه قرار دارند و یا این که دچار افسردگی می باشند .

اضطراب مزمن ، افسردگی ، تهدید به خودکشی و … از نشانه های مهم رفتاری هستند که منجر به خودکشی می شوند . این افراد اغلب تصور می کنند که با مشکلی بزرگ وغیر قابل تحمل روبه رو هستند که تنها چاره باقی مانده مرگ است .( تایلر ،۱۳۷۶ :۴۶,۴۵ )

رفتارهای خودکشانه نتیجه تعامل پیچیده عوامل پزشکی – اجتماعی و خانوادگی می باشد . تغییرات اجتماعی که ممکن است با افزایش خودکشی جوانان مرتبط باشد عبارتند ازعوامل افزایش دهنده ی افسردگی کودکی ، کاهش ثبات خانوادگی و افزایش دسترسی به سلاح . (طباطبایی ،۱۳۸۴ : ۲۷)

دراروپا بزرگترین موج خودکشی جوانان طی جنگ جهانی بودو  ازدلایل آن می توان به بیکاری دسته جمعی ، ناکامی های ناشی ازآن حتی در بین افراد با تحصیلات بالا ، کاهش اعتقادات مذهبی ،مدارا با رفتارهای بحرانی در خرده فرهنگ جوانان و اثرات طلاق بر کودکان اشاره کرد .( محمدی ، ۱۳۸۳: ۲۱۴ )

عوامل بسیاری به نسبت های خودکشی بستگی دارند مانند جنس مذکر ، بیوه گی ، مجرد یا مطلقه بودن ، تمرکز جمعیت ، بحران های اقتصادی ، سکونت در کلان شهرها و شهر های بزرگ ، سابقه اختلافات خانوادگی در زمان کودکی ،اختلالات روانی و بیماری های جسمی . ( استنگل ،۱۳۴۷ :۲۳ )

می توان عومل مؤثر برشیوع خودکشی را به صورت زیر دسته بندی کرد :

جنس: در تمام سنین مردها سه برابر زن ها خودکشی موفق داشته اند در حالی که زن ها سه برابر مردها اقدام به خودکشی می کنند .

سن :خودکشی و بیشتر از آن ژست و فکر خودکشی در نوجوانان افسرده دیده می شود . (خودکشی سومین عامل مرگ ومیر نوجوانان است .)

مذهب:میان یهودیان و کاتولیک ها ، خودکشی نسبت به پروتستان ها کمتر است ومیان مسلمانان به خصوص طبقات مذهبی که ازایمان بیشتری  برخوردار باشند تصورمی شود از تمام مذاهب کمتر باشد.

وضعیت تأهل : خودکشی میان افراد مجرد دوبار بیشتر از افراد متأهل است و برای مطلقه وبیوه چهار تا ده بار بیشتر از کسانی است که  با همسر خود زندگی می کنند.

شغل

نژاد : در امریکا اغلب خودکشی سفیدپوستان از سیاه پوستان بیشتر است.

شرایط اقلیمی : اثربادهای خنک مثل ” فون” دردره‌های کوه آلپ وحتی در شمال ایران ، به ویژه درگرگان ، باعث حالت تهییج و تشویش بالایی  می‌شود .خطرات خودکشی در هوای خشک قاره‌ای، یا در بهار هنگام افزایش فشار جوی افزایش می‌یابند.

سلامت جسمی وروانی

محیط زندگی : زندگی در شهرهای بزرگ خطر اقدام به خودکشی را افزایش می دهد. (اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۸۷-۸۵) (اشراقی ،مجله جغرافیای ایران)

 

 

۱-۲-۱ شاخص های مهم رفتاری قبل از خودکشیwww.zibaweb.com

افسردگی ؛ افسردگی به معنی Depression  و افسردگی به معنی Melancholy  ( غمزدگی )

گیسختگی در روابط صمیمانه ی شخصی

سابقه ی خودکشی در خانواده

سابقه ی اقدام به خودکشی فرد

انزوای اجتماعی

الکلسیم و اعتیاد

فقر ومحرومیت مزمن

رفتارهای پرخاشگرانه در خانه یا محیط اجتماعی

صحبت مستقیم یا غیر مستقیم درباره ی خودکشی

تغییرات ناگهانی در رفتار مانند بی قراری غیرعادی ، ناآرامی و یا انتقال از افسردگی به حالت خوشی و شادمانی که باعث پوشاندن حالات روانی اصلی می شود

بیماری های روانی

از دست دادن ،همسر ،والدین ،فرزندان ،نزدیکان و دوست صمیمی

سابقه بستری شدن در بیمارستان روان پزشکی

آزار و رنجیدگی از نوع غیر قابل تحمل برای فرد (طباطبایی ،۱۳۸۴ : ۲۸) (تایلر ،۱۳۷۶ :۴۶,۴۵ ) (اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۲۶۰ )

 

 

۲-۲-۱- افسردگی 

همان طور که قبلاًاشاره شد افسردگی از مهم ترین رفتارهای منجر به خودکشی است ؛ احساس بی ارزشی، احساس گناه و اندیشیدن درباره مرگ،خودکشی یا اقدام به خودکشی از شایع ترین نشانه های افسردگی است ؛ فاربر و ولیمتن (۱۹۷۰) بیان کرده اند که هنگام افسردگی شدید ،شخص معمولاً دوراندیشی خود را از دست داده و از لحاظ عاطفی ، توانایی حل مشکلات را نداشته وبه دلیل محدودیت جریان فکری قادر به انتخاب راه حلی جز خودکشی نیست .(کلمن،۱۳۷۶:۶۷۷)

و نیز گفته شد که منظور افسردگی به معنی Depression  و افسردگی به معنی Melancholy  است .

علایم Depression عبارتند از : اختلال در اشتها ، اختلال در خواب ، فقدان انرژی ،احساس بدبینی ،هیجان روانی و حرکتی ، گاهی غمگین و گاهی شاد وهیجانی اشتغال ذهنی در مورد مرگ و خودکشی ،خستگی پذیری .

واز  علایم Melancholy  می توان به بی خوابی ،سوءهاضمه ،منزوی و غیر فعال شدن ،خودداری از حرف زدن و خوردن ،احساس شدید تقصیر و گناه و بیچارگی، اضطراب  و گریه بی اراده ، اعتراف نکردن به افسردگی اشاره کرد که درنهایت فرد تصورمی کند درد اوغیر قابل علاج است وتنها راه چاره خودکشی است .(دانش ،۱۳۷۹ :۱۸۴,۱۸۳ ) (محمد خانی ،۱۳۸۱: ۳۸ ) ( ریئس دانا ،۱۳۸۰: ۱۸۵-۱۷۹)

 

 

۳-۱- شیوه های خودکشی

وسایل خودکشی بسته به سهولت ،تقلید و هنجارهای اجتماعی وزمانی، تقلید می کند . روش های خودکشی درغرب نسبت به سال های ۱۹۶۰ که از گازهای مخرب و سمی استفاده می شد تغییر کرده است . شایع ترین روش خودکشی در امریکا ،اسلحه گرم است .( ریئس دانا ،۱۳۸۰ :۱۷۶) (اسلامی نسب ،۱۳۷۱: ۱۰۳ )

شایع ترین روش خودکشی درایران خودسوزی و پس از آن دارآویختگی است.

به طور کلی از ۵۰ سال قبل تا کنون می توان روش های خودکشی را چنین برشمرد : حلق آویز کردن ،مسموم کردن ، به کاربردن اسلحه های سرد ،غرق کردن ،پرتاب ازبلندی ،خود را به زیروسایل موتوری سنگین انداختن و بالاخره خودسوزی و استفاده از سلاح های گرم .

•    شیوه های خودکشی به موارد ذیل قابل تقسیم هستند :

•    شیوه های رنج آور : سقوط از بلندی ،سلاح گرم و سرد ،تصادف عمدی و  خودسوزی .

•    شیوه های خفه کننده : غرق شدگی ، خفگی با گازها و دود ذغال و  حلق آویز کردن .

•    شیوه های مسموم کننده : املاح آرسنیک ، داروهای خواب آور ،  الکل و سموم شیمیایی  .

•    و برخی شیوه های مشکوک که به تشخیص پزشکی قانونی بستگی دارد  مانند ضربات چاقوی مشکوک ،خفگی های مشکوک و غیره .

امروزه عامل تقلید ،پیچیدگی های شخصیتی و روانی ،تأثیربربازماندگان شیوه های مرگ گوناگونی را نزد فرد خودکش به همراه دارد .(اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۱۰۴,۱۰۶,  ۱۰۳ ) (ریئس دانا،۱۳۸۰ :۱۷۶ )

(محمدی،۱۳۸۳ :۲۱۶ )

 

 

۲- انواع خودکشی 

نظریه پردازان تقسیم بندی های مختلفی از  انواع خودکشی ارائه داده اند که مشهورترین آن تقسیم بندی دورکیم است .

 

 

۱-۲- انواع  اجتماعی خودکشی (طبقه بندی دورکیم )

دورکیم استدلال کرد  که هرچه فردخود را  از زندگی اجتماعی منفک سازد ، اجتماع یکپارچگی خود را از دست می دهد ودرنتیجه با ضعیف و ناتوان شدن گروه های اجتماعی که فرد بدان ها وابسته است ، فرد کمتر به آنها وابستگی پیدا می کند و به خود وابسته می شود و” تنها  قواعد رفتاری را که برمبنای منافع شخصی اش استوارباشد ،می پذیرد “. و سرانجام درنتیجه این خود فردی دربرابرخود اجتماعی ،فرد به خود خواهی یا فردگرایی افراطی خواهد رسید. دورکیم خودکشی را به چهار دسته تقسیم کرده است

 

 

۱-۱-۲- خودکشی خودخواهانه:

دورکیم این نوع خودکشی را خاص جوامع و اجتماعاتی که دارای فلسفه وسنت فرد گرایی ،استقلال طلبی افراد،خوداتکایی و خودکفایی می باشند ،می داند .

در چنین جوامعی به واسطه ی میزان کنترل اجتماعی و فشار جمعی بسیار کم ،تضعیف روح جمعی  ،بی طرفی سازمان های اجتماعی در مسئولیت های فردی ، غلبه مناسبات و روابط ثانویه و رسمی بر روابط اولیه ونخستین و عدم تعلق عمیق فرد به گروه ،کمبود یا اختلال شدید همانند سازی با گروه های اجتماعی و عدم پشتیبانی اجتماعی و سرپرستی عاطفی و روانی سازمان ها از فرد سبب افزایش تمایل او به خودکشی در شرایط بحرانی  می گردد. در این جوامع افراد شدیداً به اراده خود وابسته اند و رفتار خود را بنا به میل شخصی اشان تنظیم می کنندو ارزش های حاکم بر جامعه در انتخاب آنها  تأثیری ندارد البته این میزان فردگرایی بسته به جوامع متفاوت ، تغییر می کند .

دورکیم برای توجیه خودکشی خودگرایانه به مسایل روانی توجه نمی کند ، “اگر چه توضیح علل خودگرایانه خود به معنی پذیرش نوعی علل روانی است ولی دورکیم بررسی روانی آسیب های اجتماعی را ازمطالعاتش دورمی کند ” .

خودکشی خودخواهانه ،خود نیز به دو قسم است ؛ نوع مالیخولیایی که با نوعی سستی و احساس فتورهمراه است وحالات افسردگی و انفعال شدید درافراد دیده می شود . نوع اپیکوری که با احساس بی میلی و بی اشتهایی به صورت امری واقعی وغیرخیالی درفرد به شدت راه یافته است ،اورا نسبت به هرچه در پیرامون است بی میل ،بی تفاوت و خونسرد می سازد .

(تنهایی ، ۱۳۷۴ : ۱۴۲- ۱۴۱ ) (دورکیم ،۱۳۷۸ :۳۲۳-۱۶۱ ) (محسنی تبریزی ،۱۳۷۳ :۱۳۲-۱۳۱ ) ( شیخاوندی ،۱۳۷۳ : ۶۹  )(قائمی ،۱۳۶۴ : ۱۱۳)

ویتنی پوپ استدلال دورکیم رادرباره ی خودکشی خودگرایانه به اختصار زیر جمع بندی می کند :

” هر چه میزان کنش متقابل اجتماعی کم تر باشد ، احساسات جمعی ضعیف تر است ؛هرچه احساسات جمعی ضعیف تر باشد ،یگانگی اجتماعی ضعیف تر است ؛هر چه یگانگی اجتماعی ضعیف تر باشد ،افراد کمتر به منافع اجتماعی نظر دارند ؛ هر چه افراد کم تر به منافع اجتماعی نظر داشته باشند ،در زندگی معنای کم تری می یابند و میزان خودکشی اجتماعی زیادتر می شود . ”  (کیویستو ،۱۳۸۰ : ۱۴۰ )

 

 

۲- ۱-۲- خودکشی دگر گرایانه :

خودکشی دگر خواهانه بیشتردرجوامع ابتدایی و به صورت یک وظیفه اجتماعی تجلی پیدا می کند ؛ مثل رسم ساتی هندوان یا خودکشی مردان درآستانه سالمندی وافراد بیماردرقبایل فیجی ومانگا . خودکشی خوخواهانه عموماً متلعق به دنیای جدید و با رشد تکنولوژی وفرد گرایی ارتباط دارد .(دورکیم ،۱۳۷۸ :۲۵۴-۲۵۳ )

در این گونه جوامع میزان کنترل و فشار گروهی به شدت بالا ، تعلق گروهی بسیار عمیق و همانند سازی با گروه بسیار شدید است تا حدی که موجودیت فردی مستقل از موجودیت گروهی نامفهوم قلمداد می شود وکه درمجموع می توان گفت که دراین گونه جوامع ،تقسیم کار محدود ، احساس همبستگی بالا و پیوند  و احساس  یگانگی به علت همانندی شرکت درآداب و رسوم مشترک می باشد و قابل تقسیم به سه دسته ی اجباری ،اختیاری و هوشمندانه است .

در نوع اجباری خودکشی به عنوان یک وظیفه ی اجتماعی محسوب می شود ؛خودکشی دگرگرایانه ی اختیاری به گونه ای اطلاق می شود که فرد داوطلبانه به استقبال مرگ می رود اما در نوع سوم کناره گیری فرد از خود و چشم پوشی از دنیا به دلیل تمجید وستایش فرهنگ جامعه از این عمل است.(محسنی تبریزی،۱۳۷۳ : ۱۳۴ )

 

 

۳- ۱-۲- خودکشی آنومیک:

خودکشی آنومیک معلول عدم تعادل ،دگرگونی ساختاری ،وقفه ناگهانی شدید یا تغییرات عمیق و سریع سازمان ها ونظام های اجتماعی است که خوداین عوامل معلول کسادی سازمان اقتصادی ،ازهم پاشیدگی ارزش های سنتی ، تورم ،تغییر حکومت وانقلاب و.. است . و کنش افراد به وسیله ی هنجارهای روشن  و قاطع ، تکوین نیابد . چهار شاخص در بوز این نوع خودکشی مؤثر است :تغییرات سریع اجتماعی، آشفتگی در نظام جمعی و نظم عمومی جامعه ، داشتن مشاغل حرفه ای و لیبرال، طلاق و در نتیجه ی آن اغتشاش در روابط بین هدف ووسیله ی خانواده.(محسنی تبریزی ،۱۳۷۳ :۱۳۷- ۱۳۵) ( شیخاوندی ، ۱۳۷۳ : ۶۹ )

 

 

۴- ۱-۲- خودکشی تقدیرگرایانه :

این خودکشی نوعی عکس العمل به بازبینی ،کنترل و تنظیم اجتماعی جامعه است ؛زمانی که جامعه به حد مفرط و شدیدی دست به ” ایجاد نظمی دستوری ” می زند و( فرد به شدت تحت انقیاد و تقلید اجتماعی قراردارد وهرچیزی تحدید شده ،کنترل شده ،منظم ،خشک و بی روح است ). دراین مواقع حق گزینش از افراد سلب شده  و فرد تحت شرایط اجباری ، نمی تواند اهداف و راه های رسیدن به آنها را فراهم کند و سرانجام به قضا و قدر تن دهد.  (محسنی تبریزی ،۱۳۷۳ :۱۳۷) (شیخاوندی ، ۱۳۷۳ :۷۰ )

آسیب شناسی جامعه شناسی دورکیم عمدتاً دو حالت دارد : مشکل درنظام اجتماعی ومشکل درگروه های کوچک داخل اجتماع و یا افراد .  به طورکل می توان گفت که ” خودکشی دگر گرایانه و خودگرایانه ، ازپیوستگی شدید و پیوستگی ضعیف افراد ناشی می شود در حالی  که خودکشی ناشی ازبی هنجاری (آنومیک )  وخودکشی تقدیرگرایانه ،ازدخالت ونظارت بیش ازحد ناشی می شوند “.

( تنهایی ،۱۳۷۴ :۱۴۲-۱۴۱ ) (تایلر ،۱۳۷۶ : ۱۶ )

 

 

۲-۲- انواع روانی خودکشی

اسکیرول  معتقد است که در جنون تمام علایم دیوانگی دیده می شود .اما نمی توان گفت که خودکشی نوعی خاص از دیوانگی است ولی درعین حال این امکان نیز وجود دارد که ” خود کشی جز در حالتی از جنون رخ نمی دهد ”  . (دورکیم ، ۱۳۷۸ :۲۲, ۳۴-۲۹ )

•    دورکیم با توجه به تحقیقات ژوسه و موردوتور انواع خودکشی ناشی از بیماری  روانی را به چهار دسته طبقه بندی می کند :

•    خودکشی ناشی از مالیخولیا : این نوع خودکشی یا مربوط به وهم و خیال است یا به تصورات هذیان آمیز بیمار به خاطر فرار از یک خطر تصوری یا شرمساری خیالی  ویا اطاعت از یک دستور مرموز که از بالا دریافت کرده است ،خود را  می کشد.

•    خودکشی مالیخولیایی ناشی از حزن واندوه : از حالت کلی افسردگی مفرط و اندوه بی پایان ناشی می شود که به سبب آن بیمار روابطی را که با اشخاص دارد ،افراد و چیزهایی که او را احاطه کرده اند ،نتواند به صورت سالم و به درستی ارزیابی کند و در این حالت توهمات و هذیانها مانند حالت کلی آن ثابت هستند.

•    خودکشی ناشی از وسوسه : هیچ انگیزه ای –نه حقیقی و نه خیالی –موجب خودکشی نمی شود ،بلکه تنها ایده ای ثابت مرگ بدون دلیل قابل بیان ،فکر بیمار را به اعلاء درجه تسخیر می کند گویی این یک نیاز غریزی است که تفکر و استدلال بر آن تأثیر ندارد .

•    خودکشی ناشی از انگیزه آنی با غیر ارادی : خودکشی حاصل یک فشار درونی غیر ارادی است وناگهانی که بی مقدمه هر گونه مقاومت را از او سلب می کند و نه در واقعیت و نه در مخیله مریض هیچ علت وجودی پیدا نمی کند . (دورکیم ،۱۳۷۸ : ۳۴-۲۹ )

این طبقه بندی با مطالعه برروی بیماران روانی انجام شده است . اما لومبرزو خودکشی را به چهرنوع مستقیم ، غیر مستقیم، ساختگی  ومضاعف طبقه بندی می کند؛

نوع مستقیم عبارت است ار ارتکاب عملی که اتمام آن ،مرگ فرد را به دنبال دارد.

نوع غیر مستقیم به عمل فردی اتلاق می شود که ابتدا به دلیل ترس و بیماری های متعدد ، افراد دیگر را می کشد و به اعدام محکوم می شود .

نوع ساختگی به عمل افرادی گفته می شود که تظاهر به داشتن میل شدید به خودکشی دارند ولی بعد از اقدام به خودکشی فقط زخمی می شوند .

ونوع مضاعف که عبارت است از مجموعه ی قتل و خودکشی یا دو خودکشی در یک مکان وزمان .(اسلامی نسب ، ۱۳۷۱ : ۱۱۵-۱۱۴)

می توان گفت که به دو دلیل شیوع خودکشی دربیمارستان های روانی بیشتر ازعامه مردم است  : اول اینکه استعداد بیمار روانی آشکارا بالاترازحد متوسط است و دوم اینکه تمام بیماران بستری  در بیمارستان شدیداً تحت مراقبت هستند تا اعمال خودکشانه پیدا نشود .(استنگل ،۱۳۴۷ :۷۴ )

 

 

۳- اهداف خودکشی

علیرغم اینکه تصور می شود خودکشی یک اقدام خصوصی است ،خودکشی ناشی از یک برخورد اجتماعی عمیق است؛” گرچه هدف خودکشی منحصراًنابودی فرد است ،لیکن هم چنین عمل تجاوز کارانه ایست علیه افراد دیگر ” .  (اسنتگل  ،۱۳۴۷ :۱۱ )

•    برخی صاحب نظران معتقدند که اقدام به خودکشی دارای اهدافی همانند میل به انتقام جویی ، احساسات توأم با نومیدی ، خیال پردازی های پیوستن به هم و یکی شدن مجدد( خودکشی در سالگرد های فوت  نزدیکان ) و میل به کشتن ومیل به مردن است و می توان ازچهار مفهوم در مورد رفتار خودکشانه از نظر بیچلر نام برد:

•    گریزنده : هنگامی که خودکشی به عنوان فرار از وضعیتی تحمل ناشدنی ،تلقی می شود .

•    پرخاشجو : هنگامی که شخص منتحر ،قصد آزار یا جلب توجه دیگران را دارد .

•    ایثارگرانه : خودکشی معطوف به برخی عقاید سیاسی یا اخلاقی است.

•    مضحک : هنگامی که فرد خودکش با زندگی  ومرگ به قمار بپردازد .

•    (تایلر ،۱۳۷۶ :۵۷ ) (اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۸۰-۷۹)

 

 

۴- علل خودکشی

دورکیم برای تبیین علل خودکشی نخست مطرح کرد که “به هم پیوستگی اجتماعی در هر جامعه ای یا در میان هر دسته ای ازمردم ممکن است عادی یا آسیب شناختی باشد” و ویتنی پوپ می گوید این حالات ” به وضعیت گروه ها یا شرایط اجتماعی که باعث می شوند افراد خودشان را بکشند ” اشاره دارد. (کیویستو ،۱۳۸۰ :۱۳۷ )

دورکیم با توجه به آمارهای قرن ۱۹ در اروپا به این نتیجه می رسد که خودکشی یک پدیده اجتماعی است و “خودکشی را حاصل جمع شدگی عوامل گوناگون ،تأثیرات خانوادگی ، اجتماعی ،دینی وهمه ی واقعیت های اجتماعی و ناشی ازدرهم ریختگی قوالب وازهم پاشیدگی نظام اجتماعی و گسستگی روابط در جامعه و در نتیجه احساس تنهایی و مطرود بودن فرد می داند . ” عواملی هم چون علل آسیب شناختی روانی شامل بیماریهای جسمی و روانی نظیر افسردگی ،علل اقتصادی نظیر بیکاری ،اخراج از کار ،ورشکستگی و یا از دست دادن پایگاه اجتماعی ، علل عاطفی  و اختلاف ها و درگیری های خانوادگی ازمهم ترین علل اقدام به خودکشی و خودکشی محسوب می شوند ،اما برخی معتقدند که ازمهم ترین علل خودکشی می توان به موارد ذیل اشاره کرد :

•    احتیاج به جلب توجه و کسب شهرت

•    احتیاج به تنبیه دیگران

•    فرار از مشکلات در زندگی فردی و اجتماعی

•    شک در ارزش وجودی یا به عبارت دیگر احساس بی ارزشی (محسنی تبریزی،۱۳۷۳ :۱۲۰)(مسکنی ،۱۳۸۳ :۲۳-۲۱) ( قائمی ،۱۳۶۴ :۱۱۴ )

خصوصیات مشترک انواع خودکشی

 

(اشنایدمن، ۱۳۷۸ :۱۵۷)

 

۱-۴- بررسی انگیزه های خودکشی 

دورکیم نشان داد که تغییرات در میزان خودکشی از طریق روان شناختی و زیست شناختی قابل تبیین نیست و چگونگی تفاوت میزان های خودکشی را بیان نمود و براین باور بود که خودکشی بیماری اجتماع در حال تغییر است و نشانهی تضعیف هنجارهای تنظیم کننده ی رفتار است . و نرخ بالا در کشورهای در حال صنعتی شدن رابه دلیل وجود “آنومی ” یا تضعیف هنجارهای نظم دهنده به رفتار می دانست .دورکیم و فروید علی رغم تفاوت های بسیاری که درنظریات خود با یکدیگردارند دریک زمینه اشتراک عقیده دارند . هردواعمال فرد را درنتیجه ی نیروهای پرتوانی که فرد کنترل محدودی روی آنها دارد ،می دانند .دورکیم این نیروها را در “اجتماع ” وفروید آنها را در “ضمیر ناخودآگاه ” جایگزین می دانست ؛ البته دورکیم دو دسته علت فرااجتماعی را نیز بر می شمرد که عبارتند از آمادگی های اندامی –روانی وخصوصیات محیط طبیعی .وی معتقد به وجود تمایل به خودکشی درسرشت انسان  است  واشاره می کند که تأثیر آب وهوا که غیر مستقیم بر اندام ها اثر می گذارند را نباید نادیده گرفت . (استنگل ،۱۳۴۷ :۶۳) (دورکیم ،۱۳۷۸ :۲۲-۲۱ )(سخاوت ،۱۳۸۲ : ۶۵)

علل خودکشی را می توان در پنج مقوله ی مورد بررسی قرار داد :

•    شخصیت و تجربه های مراحل اولیه کودکی

•    عوامل فرهنگی

•    یگانگی اجتماعی

•    شرایط اقتصادی

•    تجدد طلبی (ستوده ،۱۳۷۸ : ۲۳۳-۲۳۰ )

 

 

۱-۱-۴- عوامل روانی 

۱-۱-۱-۴- تجربه های اولیه ی کودکی :

برخی از انواع خودکشی دوران بزرگ سالی را می توان به تجربه های خانوادگی و بعضی ویژگی های شخصیتی چون از دست دادن یکی از والدین ،طرد عاطفی دراز مدت ، فرزند ارشد بودن و اقدام به خودکشی بستگان نسبی مربوط دانست  .

البته علت های دیگری نیز دست اندر کارند مانند افسردگی خودانگیختگی ، بدبینی ، خودپنداری منفی ، انفعال ،درون گرایی و تضاد فکری .(ستوده ،۱۳۷۸ : ۲۳۳-۲۳۰)

کودکانی که به خودکشی تمایل دارند وعموماًفرزند ارشد خانواده اند ؛پدرو مادر معتاد به مواد مخدر و الکل دارند و زیر فشارهای بیشتر و فزاینده تری قرار داشته  که این فشار در اوان نوجوانی شدت می یابد.البته برخی عوامل هم چون کاتالیزور در سرعت بخشیدن به این اقدام مؤثر هستند ؛ مرگ پدر بزرگ یا مادر بزرگ ،طلاق والدین ، فروپاشی خانواده و یا ازدواج مجدد والدین از این دسته اند .این فشارهای روانی به گزینش راه کار های متفاوت نزد افراد گوناگون می گردد که پاسخ دراغلب زنان ،نوجوانان ، اقشار پایین تر اجتماع  به صورت خودکشی با مصرف زیاد دارو بروز می کند.( نلسون وایرزائل ،۱۳۷۶ :۳۱۸)( کوکرین ،۱۳۷۶ : ۱۹۲ )

 

 

۲-۱-۱-۴- انگیزه های روانی :

دکتر ادوین اشنایدمن پنج گروه نیاز روانی که منجر به خودکشی می شود را این گونه می داند:

– برآورده نشدن نیاز به عشق ،مقبول واقع نشدن ،تعلق و عضویت در گروه

– عدم کنترل ،پیش بینی ناپذیری و بی نظمی

– خودانگاره ی نامطلوب و اجتناب از شرم ،شکست و سرخوردگی

– قطع روابط مهم و حساس

– عصبانیت ،خشم و نفرت ( اشنایدمن ،۱۳۷۸ :۴۰)

برای بررسی زمینه های روانی  دیگر خودکشی چهار حالت زیر را به نقل از پیکل ، پروسوف و مایرز (۱۹۷۵)بر می شمریم  :

الف- بحران های ارتباط بین فردی :تعارض و قطع ارتباط بین فرد که از طریق اختلافات ، جدایی ،طلاق یا شکست در عشق به علت مرگ که منجر به تمایل فرد به خودکشی می شود .

ب- شکست و خودکم ارزشی:اغلب خودکشی ها در اثراحساس  بی ارزشی در فرد ایجاد می شود .

ج- تعارض درونی : فرد خودکش به علت تعارض درونی و جدال فکری در شخص به دلیل مشکلات بین فردی و شکست در امور زندگی و عدم درک معنی زندگی و مرگ ایجاد میشود و فرد دچار اضطراب دائمی است.

د- از دست دادن معنی و امید : ناامیدی و گسترش آن در تصورات ذهنی فرد ، باعث احساس بیهودگی در زندگی وی می شود . (کلمن ،۱۳۷۶ : ۶۷۷-۶۷۶ )

گلدر در الگوی علت شناسی خودکشی خود سه دسته از عوامل مؤثر بر خودکشی نام می برد بدین شرح :

•    عوامل زمینه ساز : عواملی که بسیاری از آنها از اول در زندگی وجود داشته و موجب آسیب پذیری فرد در مقابله با عواملی که در زمان شروع بیماری اثر می گذارند ،می شوند و شامل زمینه ها ژنتیکی، عوامل فیزیکی ،روان شناختی واجتماعی در شیرخوارگی و کودکی نیز می شوند .www.zibaweb.com

•    عوامل آشکار ساز : وقایعی هستند که در مدت کوتاهی قبل از وقوع یک بیماری یا اختلال رخ می دهند و به عنوان عامل تسریع کننده آن ظاهر می شوند ؛این عوامل ممکن است فیزیکی ،روان شناختی یا اجتماعی باشند و شامل مسایل روزمره نیز می شود .

•    عوامل تداوم بخش: دوره ی اختلال یا بیماری را پس از وقوع آن طولانی می سازد و در پیشیری و درمان لازم است به این عوامل توجه شود .( محمدخانی ،۱۳۸۱ : ۲۲)

دکتر روس بیان می کند  که افسردگی ،الکلیسم ، اعتیاد دارویی ، اسکیزوفرینا و اختلالات شخصیتی ازعلل عمده در اختلالات روان پزشکی خودکشی است .(اسلامی نسب ،۱۳۷۱ : ۷۹ )

احساس فقدان از عوامل بسیار مهمی است که دکتر بک (۱۹۸۹)بدان ها اشاره کرده است :

•    دختری که به علت سوختگی زیبایی خود را از دست داده است .

•    مرد جوانی که به علت قطع آلت تناسلی یا ضایعه ی نخاعی و یا به طور مادرزادی از قدرت جنسی کافی برخوردار نمی باشد و ناتوان ازارضای همسربعد ازازدواج است .

•    رسوایی اجتماعی

•    انحرافات جنسی و اخلاقی

•    ورشکستگی مادی

•    شکست تحصیلی

•    وغیره . ( اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۲۷۵,۲۷۰ )

 

 

۲-۱-۴- عوامل فرهنگی

اگر خودکشی رانوعی آنومی بنامیم ،دیاگرام زیر بیانگر ایجاد آنومی در جامعه است :

رشد سریع اقتصادی← ثروت ناگهانی ← ثروت / فقر← فقر غیر قابل تحمل ← تصویر/ قول آرزوهای بلند پروازانه← آرزوهای بی حد ← از هم پاشیدگی  هنجارهای سنتی ← عدم ارضای نیازهای بی حد ← نارضایتی اجتماعی که سرانجام به آنومی  منجر می گردد.( رفیع پور ،۱۳۷۸ :۱۹)

دورکیم و کونیک در رابطه با ارتباط خاص فقر و ثروت اشاره کرده اند که  با رشد سریع اقتصادی – اجتماعی ،ساختار پایدار نیاز اقشارمتحول شده و آنومی پدید می آید .(همان )

مذهب از علل فرهنگی در مطالعه خودکشی است ؛نرخ خودکشی در افرادی که به طور دائمی به فکرخدا و عبادت هستند،  بسیار از لائیک ها پایین تر است و شاید بتوان این گونه توجیح کرد که مشغله و باور ذهنی درباره ی خدا ، از” ورود آگاهی های مزاحم به فضای درونی فرد ” جلوگیری می کند و فرد به مسائلی از این قبیل بی اعتنا می ماند و از میزان خودکشی اش به طرز قابل توجهی کاسته می شود .(ریئس دانا ،۱۳۸۰ :۱۶۸ )

شاید عامل مذهب در کشورهای مذهبی تر (کاتولیک و مسلمانان ) به این دلیل عامل بازدارنده باشد که خودشی فردبرای خانواده یک ننگ و رسوایی قلمداد شود و فرهنگ مذهبی جامعه آن  را عملی مذموم و نکوهش شده بداند و مردم نیز از اعلام خودکشی افراد خانواده خود خودداری کنند .(اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۱۴۷ )

بی شک مهم ترین شاخص فرهنگی در مطالعه خودکشی رویدادهای منفی و اختلالات خانوادگی است که اهم آنان را می توان این گونه ذکر کرد : انتظارات بسیار بالا  یا پایین والدین ،انعطاف ناپذیری خانواده ،طرد شدگی و بی توجهی و برخورد مسایل عاطفی کودکان و اقتدار طلبی نامناسب یا افراطی آنان.( محمدخانی ،۱۳۸۱ :۲۵ )

 

 

۳-۱-۴- عوامل اجتماعی که این علل قابل تقسیم به دو گونه علل اجتماعی – طبیعی و علل اجتماعی-انسانی می باشد.

۱-۳-۱-۴- علل اجتماعی – انسانی

دورکیم نخستین کسی بود که علت های زیستی ،اقلیمی وروانشناختی رابرای تبیین رفتارهای اجتماعی رد کرده و طرق جامعه شناختی را برای درک واقعیت های اجتماعی ارائه داد . منشأ جریان های خودکشی نه ازفرد که ازجامعه است که درواقع علل واقعی وحقیقی خودکشی اند ؛ نیروهای اجتماعی از جامعه ای به جامعه دیگر و از گروهی به گروه دیگر ،ازمذهبی به مذهب دیگر فرق می کند و  ” این علل ازگروه بر می خیزد نه از افراد تک تک ” .( ستوده ،۱۳۷۸ :۲۲۳ ) ( سلیمی و داوری ،۱۳۸۰ : ۳۸۴ )

اعتقاد اساسی دورکیم این بود که حقایق اجتماعی را باید به عنوان واقعیت های خارجی نسبت به فرد درنظرگرفت و مطالعه کرد . مؤسسات اجتماعی مانندگروه های خانوادگی و مذهبی که نیروهای خارج از فرد محسوب می شوندو جامعه شناس از آنجایی که با واقعیت های معینی روبه رو بود ،می بایستی اجباراً عینی باشد ؛خودکشی یکی از این  واقعیت هاست .(استنگل ،۱۳۴۷ : ۵۴ )

خودکشی می تواند به علت انسجام اجتماعی  در جوامع یا نظم اجتماعی  ایجاد شود  که در صورت فشار بی حد هریک از این ویژگی ها شاهد شکل گیری یکی از انواع خودکشی هستیم

خودکشی گرچه آشکارا یک عمل کاملاًشخصی بود ،اما فقط با بررسی کم وکیف جامعه ای که شخص به آن تعلق دارد،می تواند توجیه شود و بدین ترتیب هر جامعه ای دارای نوعی تمایل مشترک به خودکشی بود که با نسبت خودکشی بیان می گردد  وتا زمانی که مشخصات جامعه تغییر نکند ،ثابت باقی می ماند . این تمایل مشترک جامعه فرد را تحت تأثیر قرار می داد و می توانست او را وادار به خودکشی کند.هراندازه فرد وابستگی نیرومندتری به گروه های اجتماعی داشته باشد ، احتمال وقوع خودکشی کمتر است .( استنگل ،۱۳۴۷ : ۵۴ )

تبیین دورکیم از نظم اخلاقی و اجتماعی این بود که نظم اجتماعی تحقق پذیر است و طبق نظریات دورکیم جامعه ازطریق پیوند دادن افراد به ارزش ها وهنجارهای گروهی ،آن ها را یک پارچه می کند  و یا ازطریق تعیین اهداف و راه های رسیدن به آنها به تعدیل امیال و آرزوهای بالقوه ی نامحدود افراد می پردازد . (تایلر ، ۱۳۷۶ : ۱۵ )

” هر فردی به طور جمعی دارای تمایل به خودکشی است وبه میزانی که گروه های اجتماعی که فرد جزیی از آن هاست هماهنگ و یکپارچه و متشکل  ومنظم و باقاعده باشد ،خودکشی کمتر است ” . نرخ خودکشی اجتماعی مدلی برای پیش بینی علل خودکشی فردی است تا مدلی برای تبین انگیزش های فردی . (محسنی تبریزی ، ۱۳۷۳ :۱۴۱ )

دورکیم بعد ازکشف این واقعیت که علت برخی ازانواع خودکشی را می توان دربی هنجاری یافت ، خودکشی ناشی از بی هنجاری را به عنوان شاخص درجه ی معمولاً غیرقابل اندازه گیری یکپارچگی اجتماعی به کار برد . استدلال دورکیم به این شرح بود که: ” این امر خود نشان می دهد که خودکشی را باید یک رخدادبه هنجار و عادی قلمداد کرد اما افزایش ناگهانی میزان خودکشی در برخی از گروه های جامعه و یا کل جامعه یک رخداد نا به هنجار و نشان دهنده ی اختلال های نوپدید در جامعه است  “. ( کوزر ،۱۳۸۰ :۱۹۳ )

دورکیم مفهموم بی هنجاری را برای اشاره به این فرض به وجود آورد که در جوامع امروزی معیارها و هنجارهای سنتی بی آنکه توسط هنجارهای جدیدی جایگزین شوند ، تضعیف می شوند . بی هنجاری هنگامی وجود دارد که  معیارهای روشنی برای راهنمایی فرد در حوزه ی معنی از زندگی اجتماعی وجود ندارد؛در این شرایط به عقیده ی دورکیم مردم احساس از دست دادن حس جهت یابی  ونگرانی می کنند که ازعواملی اجتماعی است که بر  تمایل به خودکشی تأثیر می گذارد. ( گیدنز ،۱۳۸۳ : ۱۵۹ )

آشکارا خودکشی را نمی توان کجروی نامید اما بی هنجارهای جامعه وانحرافاتی که در جامعه رخ می دهد ، بستری مناسب برای بروز آن است .

اختلال های زیر زمینه های اجتماعی پیدایش کجروی است :

 

 

•    قطبی شدن هنجاری: تمرکز فشارهنجاری بر بخش خاصی از جامعه ،ضعف و یا فقدان آن نسبت به بخش های دیگر که احساسی را مبتنی ر ضروری نبودن پای بندی به هنجارها در افراد آن بخش ایجاد می کند .

•    تضاد هنجاری : وجود هنجارها یا مجموعه هنجارهای متضاد در خصوص برخی امور اجتماعی که از پیامدهای آن تقسیم شدن نیروهای کنترل کننده ی اجتماعی به دو گروه و خنثی شدن نیروهای هنجاری هر یک در مصاف با دیگری است .

•    بی هنجاری: وضعیتی که اموراجتماعی بدون امکان درنظرگرفتن هر گونه هنجاری ،صورت می پذیرد که افراد بی حد و حصر ،کنترل ناپذیرند . (سلیمی و داوری ،۱۳۸۰ :۲۲۶)

صفت آمرانه بودن و بازدارندگی جامعه از ان جهت است که کلاً زندگی اجتماعی یک زندگی نومیک و به هنجار است و این بازدارندگی به دو صورت انجام پذیر است :

الف –  روح یا وجدان جمعی که در انسجام مکانیکی قانون تنبه گرا  ومناهی تجلی یافته است .

ب – میان بستگی متقابل که محصول افزایش تفکیک اجتماعی است ودر انسجام ارگانیکی قانون تصحیح گرا متجلی است .  ( محسنی تبریزی ،۱۳۷۳ : ۱۴۱-۱۴۰ )

در خودکشی ناشی از فشارهای اجتماعی که از مرز توان روحی وشخصیتی فرد گذشته و اورا از پای در می آورند دو بحث وارد است :

رفتار وراثتی انتحاری  : خودکشی را نمی توان پدیده ای دانست که  از راه وراثت و از والدین به فرزندان منتقل می شود ،اما رفتارهای پر تنش والدین ،فشارهای خانوادگی ،اقدام به خودکشی والدین یا یکی از نزدیکان به عنوان زمینه های اقدام به خودکشی تلقی شود .

تقلید کردن فرد از دیگران   : سرایت را می توان بین افراد مشاهده کرد و یا حتی آنرا نمودی فردی دانست . ( مثل سرفه کردن در طی یک مجلس سخنرانی )

در عوض واگیری که از طریق سرایت منتقل می شود ،نمودیست جمعی که بستر تمامی جامعه است . تقلید صرفاً یک پدیده ی روانشناسی است زیرا حتی بین افرادی که هیچ ارتباطی با هم ندارند نیز دیده می شود و  در واقع اشاعه تقلید به تنهایی توانایی آن را ندارد که آنها را به یکدیگر پیوند دهد . برای تقلید لازم نیست بین آن ها وجه اشتراک فکری یا اخلاقی یا تبادل خدمات یا حتی زبان مشترک وجود داشته باشد .( دورکیم ، ۱۳۷۸ :۱۱۷ )

سرایت ← نمودی فردی                      واگیر← نمودی جمعی

(آرون،۱۳۸۱: ۳۷۹ ،  ریئس دانا ،۱۳۸۰ :۱۷۲ )

 

 

از نظر دورکیم نظام تقسیم کار در جامعه دو وجه دارد : ۱- تفکیک یا تمایز اجتماعی    ۲- میزان همبستگی یک عنصر با عنصر دیگر و شکل گیری پدیده ای به نام خودکشی در جامعه به وجه دوم نظام تقسیم کار بستگی دارد و می دانیم که دورکیم همبستگی را به دو نوع  مکانیکی و ارگانیکی تقسیم می کند؛ که نوع اول در جوامعه ساده و بدون تقسیم کار یا با تقسیم کار محدود وجود دارد و نوع دوم خاص جوامع پیشرفته و دارای تقسیم کار پیچیده است . ( کارکنان نصر آبادی ، ۱۳۸۲ : ۴ )

نرخ خودکشی اساساً یک پدیده ی اجتماعی است ونه فردی و بستگی  به علل بیرونی دارد که بر فرد سلطه دارد. به نظر دورکیم در واقع تمایل اخلاقی فرد خودکش به ارتکاب عمل یک عامل و متغییر کلیدی در خودکشی است ،نه تجارب فردی و شخصی وی . (محسنی تبریزی ،۱۳۷۳ :۱۴۱ ) . به نظر دورکیم ،فردگرایی محصول جامعه است ،نتیجه ویژگی های معین جوامع صنعتی مدرن که در نهایت از رشد تقسیم کار ناشی می شود . وی در معنای کلی تر استدلال می کند که تغییرات  ساختاری اجتماعی که در نتیجه گسترش تقسیم کار پدید می آمد به خودی خود برای به وجود آوردن اساس جدید همبستگی اجتماعی کافی نیست .( کیویستو ، ۱۳۸۰ : ۱۴۵-۱۴۴ )

زمانی که حمایت از باورها ،نگرش ها و ارزش های شخصی از طریق در انزوا قرار دادن و جدایی او از گروه ونیز نابود کردن رشته هی دوستی وی سلب می شود ،او دیگر نمی تواند از طریق تعامل چشم گیر با دیگران به آنها ببخشد . فرایندهای روانی در رابطه با فرد وگروه یعنی وضعیتی که در آن اقدامات فرد در تماس مستقیم با دیگران بر وی فشار وارد می کند تا هماهنگ با آنها قضاوت کرده ،باور نموده یا عمل نماید و تأثیر آنها را بپذیرد را در تداوم عام “هم آوایی ” خطاب می کنند . طبق یافته های محققان ،هر گاه فردی برد وهنجار خود را توسعه داده و هنجارها تمایل به همگرایی دارند ،همگرایی چندان بزرگ نیست و هر گاه  افراد به عنوان اعضای یک گروه برای نخستین بار همان وضعیت بی ثبات و غیر نظام مند روبه رو می شوند ،آنها تشکیل برد ومعیار عجیبی برای گروه می دهند و هر گاه بعداً در قالب فرد با همین وضعیت روبه رو شوند ، آن ها آن را براساس برد و معیاری که با خود ازگروه می آورند ،درک می نمایند .( کوهن ، ۱۳۷۷ : ۱۲۵,۱۲۱)

“به هر حال خودکشی با تمدن ظاهر می شود یا حداقل آنچه به شکل خودکشی در جوامع فروتر ملاحظه می شود ،خصوصیات ویژه ای دارد و تیپ مخصوصی از این خودکشی را می سازد ” و بنابراین ارزش ین دو نوع از نظرگاه نشانه شناسی یکسان نمی شود . در میان اقوام فروتر ،خودکشی یک عمل نا امیدانه نیست بلکه نوعی از خودگذشتگی است . به عکس خودکشی واقعی و اندوه بار بیمارگونه در میان اقواام متمدن یافت می شود و حتی توزیع آن از جنبه ی جغرافیایی نظیر توزیع تمدن است .(دورکیم ،۱۳۵۹ : ۲۸۴ )

خودکشی از عوارض مهم دنیای صنعتی عصر حاضر شناخته شده وبیشتر معلول نا به سامانی ها و اختلال های روانی و نابرابری های اجتماعی است . دورکیم از نابه سامانی به مفهوم فقدان یا از هم پاشیدگی هنجارها سخن می گوید و این مفهومی است که در بررسی های خودکشی نقش مهمی را بازی می کند .( ستوده ،۱۳۷۸ : ۲۳۶ ) پدیده های اجتماعی همانند بحران های اقتصادی ،تطبیق نارسای کارگران با شرایط کار ،خشونت و دعاوی افراد در برابر اجتماع رانیز می توان در این امر مؤثر دانست و خودکشی یکی از ده عامل عمده مرگ در جهان صنعتی امروز شناخته شده است ( همان ). در فرا راه رشد و توسعه ی اقتصادی ، هرچه بر پیچیدگی روابط و مناسبات اجتماعی افزوده می شود ،فاصله ی طبقاتی از هم بیشتر می شود وسرخوردگی ها فزونی می یابد ودرنهایت به افزایش تعداد خودکشی منجرمی شود ؛ ازهم گسیختگی پیوندهای سنتی وهمبستگی های اجتماعی و نیز بیگانه شدن با ارزش ها و هنجارهای جامعه خودی ،موجب فزونی نرخ خدکشی در جامعه ها به ویژه در جامعه صنعتی گردیده است .( ستوده ،۱۳۷۸ : ۲۲۲ )

در کشور های کمتر توسعه یافته ،میزان خودکشی به تناسب رشد سریع شهرنشینی و بحران های اجتماعی – اقتصادی ناشی از آن بالا رفته است . شهرنشینی و گشودگی به سوی دنیای امروزی ،ضروری است که وقتی خارج از اراده و منافع عمومی و به دوراز رهبری و خرد وفادارانه به توسعه ی انسانی و پایداری و همگانی شکل می گیرد ،تناقض آفرین می شود و غمباری اجتماعی و فردی را به جای آن می نشاند . ( ریئس دانا ، ۱۳۸۰ : ۱۶۵-۱۶۳ )

هر چه جوامع صنعتی تر ،شهری تر ،بزرگتر و متمرکز تر و در عین حال فردگرا تر و منفعت طلب تر و عقل گراتر می شوند ،میزان خودکشی بالا می رود ،گر چه این رقم ممکن است با نوسانات و تغییرات همراه باشد . در محیط های صنعتی تر ،فرد منزوی تر و محیط ِ  “ناسازگاری بخش ” و موجد  روان پریشی فردی است و فرد پا به مرحله ی بحرانی می گذارد که در آن احساس بیهودگی و ابهام بیشتری می کند . ( ریئس دانا ،۱۳۸۰ : ۱۶۳ ). خودخواهی و هنجار گسیختگی از عوامل اصلی خودکشی در دنیای مدرن است ؛هنجار گسیختگی به معنای ضعیف بودن قانون یا نبودن هنجار است و قابل تقسیم به دو دسته است: ۱- هنجار گسیختگی مزمن ؛که به دلیل ضعف تدریجی کنترل اجتماع به وجود می آید.

۲- هنجار گسیختگی بحرانی : به علت تغیرات ناگهانی در وضعیت فردی خاص(طلاق ،از دست دادن همسر یا فرزند) به وجود می آید یا در نهاد های اجتماعی (رکود و رونق اقتصادی ) طبق آمار سازمان بهداشت جهانی ،ایران به عنوان کشوری که در حال گذار به جهان صنعتی است ،دچار تضاد شدید بین باور ها و واقعیت ها شدن ،انگیزه ی خودکشی در افراد را بالا می برد و افرد در مرحله صنعتی شدن دچار دوگانگی می شوند .( استونز،۱۳۸۳ :۸۲)

 

 

۲-۳-۱-۴- علل اجتماعی- طبیعی

نظر ” لمبرزو ” این است که گرما فرد را به خودکشی تحریک می کند و نه فرا رسیدن نخستین گرما یعنی اختلاف و تضاد بین رفتن فصل سرما و شروع فصل گرما . دورکیم استدلال می کند که این نظریه از اساس بی اعتبار است زیرا در صورت صدق نظریه ،منحنی تغییرات ماهانه خودکشی می بایست در پاییز وزمستان به صورت افقی باقی بماند و در زمان معین ناگهان با بروز اولین علایم فصل گرما بالا رود و همان طور هم ناگهانی پایین آید .                    ( دورکیم ، ۱۳۷۸ : ۱۰۳)

دورکیم بر این اعتقاد است که محیط طبیعی به طور مستقیم بر زندگی اجتماعی تأثیر ندارد و “مخصوصاً طبیعی نیست که محرک برای رفتار خودکشی است “. و بنا بر تحقیقات وی دلیل آن که از ژانویه تا ژوئیه ،مرگ های ارادی بیشتری رخ می دهند ،اثر مخرب گرما بر اندام ها نیست بلکه به علت تراکم و فشردگی زندگی اجتماعی است .( همان : ۱۱۵ )

عملکرد انسان در شرایط آب وهوایی گوناگون ،متفاوت است.ازنقطه نظر روان شناسی ،انسان در هوای آفتابی بیش از هوای بارانی احساس راحتی می کند.، خطرات خودکشی در هوای خشک قاره ای یا دربهارهنگام افزایش فشار جوی افزایش می یابد.( اشراقی ، “تاثیر فزاینده‌ی آب و هوا بر خودکشی افراد در فصول مختلف ” : نشریه ی الکتریکی جغرافیای ایران )

ممکن است گرمای بیش از حد و ناتوانی در حل وتخفیف آن وقتی نوع پوشش خاصی اجباری شود ،تمایلات خودکشانه بر انگیزد. در این مورد گرمای سخت برای فرد غیر قابل تحمل می شود و موجب رنجش وآزردگی را در فرد فراهم می سازد و سرانجام می تواند به خودکشی منجر شود . ( ریئس دانا ،۱۳۸۰ : ۱۸۳ )

چندی پیش محققان بریتانیایی اعلام کردند که آفتاب بهاری از عوامل افزایش دهنده ی  میزان خودکشی در این فصل است. مطالعات در کشورهای اسکاندیناوی و کانادا نشان داده است که میزان یک نوع ماده شیمیایی موسوم به “سروتونین” در مغز که احساس شادی به همراه می آورد، در افرادی که خودکشی می کنند بسیار کم است.سایر مطالعات نشان داده است که فرد هرچه بیشتر در معرض آفتاب قرار گیرد، میزان تولید سروتونین نیز در مغز او افزایش می یابد. ( اشراقی ، “تاثیر فزاینده‌ی آب و هوا بر خودکشی افراد در فصول مختلف ” : نشریه ی الکتریکی جغرافیای ایران)

همچنین اثر مخرب الاینده های شیمیایی را در افزایش نرخ خودکشی نمی توان نادیده گرفت. به نوشته ی پایگاه اینترنتی دانشگاه کارولینای شمالی ، بسیاری از صنایع ، مواد آلاینده ی خود را وارد محیط می کنند که می تواند افزون بر ایجاد عوارض جسمی ،اختلالات روحی را نیز درساکنان مناطق اطراف خود ایجاد کنند که ازمهمترین این گازها ، گاز سولفید هیدروژن است که با افزایش آن موارد خودکشی نیز افزایش خواهد داشت .(مرکزاطلاعات فنی ایران:  http://www.tici.info/default.aspx?dir=Learn_min&file=al%2084-htm)

 

 

۴-۱-۴ –  عوامل اقتصادی

نارسایی های اقتصادی درافزایش و شیوع نرخ خودکشی تأثیر به سزایی دارند. آ. هنری و جی . شورت دریکی از بنیادی ترین مطالعات درباره ی میزان های خودکشی دریافتند که خودکشی دردوره های کساد اقتصادی اقزایش می یابد ؛ خودکشی درمیان گروه های متعلق به پایگاه بالا ، نسبتاً شایع تراست و حال آن که قتل عمد به طورنسبی درمیان گروه های پایین تررواج دارد.   ( تایلر، ۱۳۷۶ : ۲۷ )

بیکاری ،اخراج از کار ، ورشکستگی مالی ، فقر و تنگ دستی  از علل اقتصادی مهم در رابطه با افزایش خودکشی هستند . بیکاری دسته جمعی و ناکامی های ناشی از آن از شاخص های عمده در بزرگترین موج بیکاری بعد از جنگ جهانی در بین جوانا ۱۵ تا ۲۴ ساله در کشورهای صنعتی بود . ( محمدی ، ۱۳۸۳ : ۲۱۴ ) ( اسلامی نسب ، ۱۳۷۱ : ۲۷۵ )www.zibaweb.com

هنری و شورت معتقدند که در دوره های کساد اقتصادی شاهد افزایش  نرخ خودکشی در میان افراد در پایگاه های بالاتر هستیم . ( تایلر ، ۱۳۷۶ : ۲۷ )

 

 

۵- تبیین خودکشی : نظریه جامعه شناختی خودکشی

دورکیم در مطالعات خود به این نتیجه رسید که در کشورهای کاتولیک مذهب خیلی کمتر از کشورهای پروتستان مذهب ودر کشورهایی با مذهب مختلط ،حد وسط این دو میزان است و این به دلیل این نیست که مذهب پروتستان کمتر از کاتولیک ،خودکشی را مذموم دانسته بلکه به دلیل رشد فردگرایی درجوامع پروتستان مذهب است و افراد این جوامع که دارای روحیه ی پرس وجوگری هستند در حالی که کاتولیک ها با حفظ سیمای سنتی خود از انسجام و یپارچگی بیشری برخوردارند ,به عبارت دیگربا کاهش سطح همبستگی اجتماعی ،خودکشی افزایش پیدا می کند . ( توسلی ،۱۳۷۴ : ۱۴۶ )

استنتاج کلی دورکیم این است که نرخ خودکشی اجتماعی هرجمعیتی تنها با عطف به نتایج و آثار میزان تغییرات دردرجات انسجام اجتماعی و یکپارچگی گروهی قابل تبیین است . وی هم چنین در صدد بود نرخ خودکشی را بدون کنترل متغییرهای  سن وجنس توضیح دهد. روش دورکیم جهت حصول به متغیر های علّی ِ تعیین کننده ی نرخ خودکشی عبارت است از :

۱- حذف عوامل فوق اجتماعی از رابطه ی علّی

۲- اقدام به نوعی تعمیم اخص درباب ارتباط بین نرخ خودکشی اجتماعی و میزان همبستگی و تشکل اجتماعی

در سخن دورکیم ،منش اجتماعی شامل کیفیت هایی مانند “چگونگی عمل ، تفکر و احساس ” به حساب می آیند . البته ا در نظر گرفتن عناصر ی “واقعه اجتماعی ” ،آن هم بدان سب که دورکیم مانند وبر خصوصیات این پدیده را صرفاً د رحالات ذهنی شخص جستجو نمی کند و به واقعیت های خارجی که خود را بر فرد تحمیل می کند هم ،توجه دارد. ( سلیمی و داوری ، ۱۳۸۰ : ۲۰۹ )

تارد معتقد بود که رفتار و اعمال هر فرد در اجتماع ناشی از تقلید است و افراد با تقلید از عادات و رفتار دیگران ،روابط اجتماعی خود را برقرار می کنند. دورکیم همچنین به انتقاد ازنظریات تارد پرداخته است و تقلید دررفتارهای اجتماعی را رد می کند  وبا واضح سازی اهداف  و روش های جامعه شناسی به آن جنبه ی علمی داده و عقیده دارد که افکار و رفتار افراد تابع نمودهای اجتماعی است مه ناشی از مجموعه ی تجربیات و آرمان های جامعه است که عقاید و اسلوب های انسان به طور ناخود آگاه بدان وابستگی دارد .  ( دانش ،۱۳۷۹ :۳۰۶-۳۰۴ )

از دهه ٧٠ میلادی به بعدنظریه دورکیم پیرامون خودکشی،به ویژه آنجاکه مسأله ارتباط میان خودکشی ومذهب مطرح است،به لحاظ تئوریک و تجربی وروش شناختی موردسؤالات جدی قرارگرفته است.

فرانک ون در مقاله ای با عنوان “Denomination , Religious Context, and Suicide: Neo- Durkheimian Multilevel Explanation Tested with  Individual and Contextual data”دراین قسمت به برخی ازاین ایرادات اشاره می شود:

١- نظریه دورکیم”پروتستانها بیشترازکاتولیکها خودکشی می کنند” بعد ازوی بصورت یک قانون عام  فراگیروهمیشگی جامعه شناسی درآمد. این درحالی است که نتایج برخی تحقیقات خلاف آن را نشان می دهد.تحقیقات انجام شده پیرامون”خودکشی” درکشورهلند برای مدت ١٩٧٣تا ١٩٧۶نشان میدهد درگروهی ازپروتستانها(پروتستانهای ارتدوکس)طی این مدت میزان خودکشی کمترازکاتولیکها بوده است ودرگروه دیگری ازپروتستانها (پروتستانهای لیبرال)میزان خودکشی بیشترازکاتولیکها بوده است. بنابراین به نظریه ی دورکیم نباید به صورت یک قانون جهان شمول و همیشگی جامعه شناسی نگریست.

٢- نظریه خودکشی دورکیم نظریه ای است که پدیده خودکشی را فقط درسطح کلان وکلی بررسی کرده اما فاقد تجزیه وتحلیل این پدیده در سطوح خردتروبا استفاده ازاطلاعات کافی و فردی است. منتقدانی چون جونزوانیل به مسأله “جمع گرایی”دورکیم وکم بهادادن به نقش افراد وعدم جمع بندی اطلاعات مربوط به ویژگی های فردی کسانی که اقدام به خودکشی دورکیم تلقی کرده اند.

٣- نظریه دورکیم عمدتا ًبا تکیه برآمارهای کلی جمع آوری شده ازکشورها تدوین وفرمولیزه شده است. به عقیده منتقدانی چون پاپه و دانی گلیس و دیگران،پدیده خودکشی می بایست در سطوح جغرافیایی کوچکتر یعنی مناطق محدودمورد بررسی قرارمی گیرد زیرا درغیراینصورت از مسأله تأثیر ویژگیهای محیط سکونت بر پدیده خودکشی غفلت خواهد شد.(اشتباه اکولوژیک)

۴- برخی منتقدان مثل آتکینسون ، دای و داگلاس اساساً عقیده دارند میزان خودکشی درپروتستان ها و کاتولیک ها مساوی بوده وهست اما کاتولیکها بیشتر از پروتستانها مسئله خدکشی را به عنوان”علت مرگ”پنهان کرده وخودکشی کاتولیکها دردفاتر ثبت احوال معمولاًکمتراز پروتستان ها ثبت و گزارش میشود؛ به عنوان مثال ون پاپل و دای درمطالعات خود مشاهده کردند که در هلندطی سالهای١٩١٠-١٩٠۵تفاوت میزان خودکشی کاتولیکها و پروتستانها  ناشی”کم گزارش شدن” نرخ واقعی خودکشی کاتولیکها به دفاترومرجع رسمی بوده است.

البته نویسندگان این مقاله ایرادات منتقدین را قبول نداشته و در ادامه مقاله به آن پاسخ داده اند(Van, 2005: 799-801)

اساس نظریه ی خودکشی را می توان روی مشخصات پویایی ،فشارها ،یگانگی و جذابیت سازمان ها و گروه های اجتماعی در میزان تعلق وهمانند سازی فرد در رابطه با گروه های  اولیه و ثانویه در اجتماع ،تعیین کننده گستردگی ،نوع و انگیزه ی خودکشی استوار است . ( اسلامی نسب ، ۱۳۷۱ : ۱۱۱)

جی گیبز و دبلیو مارتین جامعه شناسان امریکایی اظهار داشتند که حتی این قسمت اساسی نظریه دورکیم را نمی توان موضوع آزمایش رسمی و تجربی قرار داد ،بدان سبب که او هیچ تعریف کاری و عملیی را از همبستگی اجتماعی مد نظرش ارائه نکرده است ولی هر دوی آن ها درمورد تأثیرهمبستگی برخودکشی با دورکیم اتفاق نظر دارند و معتقدند که میزان خودکشی یک جمعیت با ثبات و دوام روابط اجتماعی در درون آن جمعیت رابطه معکوس دارد . ( تایلر ،۱۳۷۶ : ۲۴ )

به عبارت دیگر می توان اشاره داشت که جامعه ،فرد رابه خودکشی ،دیگرکشی و یا رفتار متعادل تشویق می کندوریشه های رفتار خودکشانه دررفتار متقابل جامعه قرار دارد.( اسلامی نسب ،۱۳۷۱ : ۱۱۱) . از دیگر نظریات در باب خودکشی می توان به دیدگاه مارکسیستی اشاره کرد ؛ آن ها خودکشی را پدیده ای مرتبط با ساخت سرمایه داری جامعه می داند و لذا از راه مشاهده ی رفتارگرایی ،از بیرون قضیه  به داخل قضیه موضوع را ارزیابی می کند و فقط به رابطه ی بین محرک و بازتاب توجه دارد. آسیب شناسی اجتماعی مارکسیستی در زمینه ی خودکشی ،فقط به سادگی پدیده  را مرتبط با ساخت سرمایه داری نمی بیند و آن را همان جا رها نمی کند و دراین دیدگاه خودکشی را باید هم  درمتن شخصیت و دگرگونی آن و هم محرک های ریشه ای و ساختی و هم آخرین محرک ها بررسی کرد .( ریئس دانا ،۱۳۸۰ :۱۷۱ )

جی. جاکوبز ،دورکیم و بسیاری ازنظریات دیگر جامعه شناسان را که به بررسی میزان خودکشی پرداخته اند به دلیل اعتقادی که در موردتبیین پدیده ی خودکشی  بدون مطالعه فرد منتحر ،مورد انتقاد قرار داده است .وی استدلال می کند که فرد به منظور اقدام به خودکشی ،در وهله ی نخست باید چنین پنداردکه با مشکلی لاینحل و غیرقابل تحمل روبه روست ،دوم این که مرگ را تنها چاره بیابد و در نهایت وضعیت را غیرقابل کنترل ببیند .( تایلر ،۱۳۷۶ :۵۵ )

 

 

۶- راه های پیشگیری از خودکشی 

کاملاً پیداست که خودکشی پدیده ای است که ممکن است درهر قشری از جامعه اتفاق بیفتد ،اما تلاش در کاهش عوامل تنش زای محیطی ،خانوادگی ،تحصیلی وسازمان ها و آموزش بهداشت روانی ازطریق رسانه ها ی گروهی می تواند ازراه کارهایی باشد که ازروند رو به رشد نرخ خودکشی در جوامع بکاهند . ( مسکنی ، ۱۳۸۳: ۲۳ )

دورکیم ثروت ناگهانی دربرابرفقررا یک عامل بحران زا می بیند و نشان می دهد که تحت تأثیراین عامل برخی ازاشکال رفتارهای انحرافی نظیر خودکشی افزایش می یابد که خود این عامل مولود تغییرات شتاب زده ی اجتماعی – اقتصادی است که به موجب ازهم  پاشیدگی هنجارهای سنتی یعنی وضعیت سریع آنومی می گردد. کونیک در تکمیل نظریه وی چنین آورده است : ” فقر به تنهایی بیشتر به عنوان یک عامل ثبات بخش در جامعه تأثیر می گذارد و در آن صورت فقر غیر قابل تحمل می شود و انسان می کوشد با همه ی ابزار ممکن از وضعیت فقر بیرن آید و در نتیجه ی این اعمال رفتار انحرافی رشد می کند “. ( رفیع پور ،۱۳۷۸ :۱۸ )www.zibaweb.com

مذهب از عواملی است که نرخ خودکشی را کاهش می دهد اما نه به این دلیل که در محکومیت خودکشی نسبت به اخلاق دینی تردید کمتری دارد و نه مفهوم خدا القا کننده ی اقتداری استثنایی بر اراده ی افراد است بلکه مذهب ،مجموعه ای از اعتقادات و اعمال مشترک نزد پیروان خود است که” سنتی و در نتیجه الزامی است ” در پایان این فصل نظری اجمالی بر برخی اقدامات پیشگیرانه در مورد خودکشی خواهیم داشت :

۱٫    مشاوره ، راهنمایی و حمایت فرد و روان درمانی فرد

۲٫    همبستگی اجتماعی درحد اعتدال باقی بماند و درتعیین سرنوشت و مسیرزندگی افراد ،هم مصالح فردی و هم مصالح جمعی به یک اندازه درنظرگرفته شوند و فشار و نظم اجتماعی درحد معقول و مطلوب باشد .

۳٫    احساس هویت اجتماعی در افراد تقویت شود زیرا باعث از بین بردن انزوای اجتماعی و غیرهدفمند کردن زندگی فرد می شود و افرادجامعه بر اساس آن ،جایگاه و منزلت واقعی خود را کسب می کنند.

۴٫    اشاعه فرهنگ احترام به حقوق انسانی و اصلاح الگو های ارتباط بین زن ومرد .

۵٫    تعمیق باورها و نگرش های دینی با به کار گیری شیوه ی تبلیغی مؤثر.

۶٫    مقابله با آداب و رسوم غلط اجتماعی درباره ی زنان.

۷٫    آشنا کردن خانواده با علایم و دگرگونی های رفتاری فرد قبل از خودکشی .

۸٫    ایجاد خانه ی سلامت وخطوط تلفن بحران.

۹٫    پیش بینی واحد درسی “حقوق  و دانش خانواده “در آموزش و پرورش.

۱۰٫    ۱۰)بررسی محیط زندگی افرادی که در خطرند .

۱۱٫    ۱۱)تعلیم و تربیت روحانیون ،پرستاران ، پلیس، معلمان و سایر مسئولینی که با افراد زیادی ذر تماس هستند.

۱۲٫    و همین طور باید تصویر فرد از خود و آینده اش را هموراه با عقاید مذهبی روشن کرد چرا که از موانع بسیار با اهمیت در پیشگیری از خودکشی می باشد .(کارکنان نصر آبادی ،۱۳۸۲: ۵ ) (کاوه امیدی ،۱۳۸۲ :۱۰۱- ۸۸ ) (کلمن ، ۱۳۷۷ : ۶۸۸ )

 

بخش دوم – بررسی تجربی خودکشی : مورد ایران

 

۱- علل خودکشی در ایران

در ایرن مطالعه ی دقیقی در مورد خودکشی صورت نگرفته است زیرا آمار پزشکی قانونی گویا نیست  وبسیاری از افراد خودکشی افراد خانواده ی خود را ننگ وبی آبرویی تلقی کرده و از افشای آن خودکشی می کنند.درکشوآمارهایی وجود دارد که حاکی از آنکه سالیانه  ۵ تا ۷ هزار نفرازطریق خودکشی  جان خود را می گیرند که نیمی از آن ها در شهرهای بزرگ ،یک چهارم در شهرها کوچک ومتوسط و بقیه در روستاها انفاق می افتد . دکتر قرایی مقدم معتقد است که نگاه سنتی خانواده ها به مسأله خودکشی که درکشورما وجود دارد موجب گردیده است تا به آماردقیق و صحیح دسترسی نداشته باشیم زیرا دربسیاری ازشهرهاخودکشی هر یک ازافراد خانواده موجب بی حیثتی و بی آبرویی خانواده می شود همین دلیل به مخفی کردن نوع مرگ می انجامد.( ریئس دانا ، ۱۳۸۰ :۱۸۷)(ستوده ،۱۳۷۱ :۲۳۹ )

 

 

علل خودکشی در ایران :

۱٫اختلافات زناشویی ،عشق و تمایلات شدید عاطفی وعلل ناموسی

۲٫ناراحتی های روانی ،شکست در عشق و اختلالات روانی و شخصیتی

۳٫مشکلات ناشی از شکست های تحصیلی واسترس ها وفشار های روانی و روحی ناشی از آنها(فشار های عاطفی ،فشار های تحصیلی مانند کنکور، نقایص جسمی و فیزیکی در نسل جوان)و احساس پوچی وبی هدفی وافسردگی

۴٫فقر و تنگدستی،بیکاری ،اخراج از کار و شرایط نامساعد اقتصادی

۵٫مسائل و معضلات زندگی شهری  و وضعیت نا به سامان زندگی

۶٫ازهم پاشیدگی گروه های اجتماعی مانند خانواده ، شغلی ، خویشاوندی ، دوستی و..

۷٫اعتیاد به مواد مخدر ، الکل و داروهای توهم زا

۸٫ضعیف شدن اعتقادات مذهبی

۹٫عدم استقلال واجبار در پیروی از مقررات سنتی

۱۰٫بر ملا شدن اسرار و حقایق خصوصی زندگی فرد.( ستوده ،۱۳۷۴ : ۲۴۰ )

 

۲- رابطه خودکشی با سن- جنس

 

طی تحقیقاتی که درکشورهای مختلف صورت گرفته نتایج به دست آمده حاکی ازآن است که مردها بیش اززنان خودکشی می کنند واغلب آنان درگروه سنی ۶۵-۴۵ ساله قراردارند . اوج اقدام به خودکشی درمیان زنان ومردان ایرانی درگروه سنی ۲۴-۱۸ ساله می باشد.درایران نوجوانان و جوانان ازیک طرف و زنان ازطرف دیگردو قشری هستند که بیشترازسایرین دست به خودکشی می‌زنند. تحقیقات سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشوردرسال ۱۳۸۲ خودکشی ۲۴۸۶ زن و ۱۴۸۱مرد را نشان می‌دهد و آمار وزارت بهداشت ازانجام حداقل ۱۳ خودکشی در روز با میانگین سنی ۲۹ سال خبر می‌دهد. طبق این آمار نسبت خودکشی مردان به زنان ۵/۲ به یک و گاه ۵/۴ به یک است.در یک طرح پژوهشی که در سال ۱۳۵۲ در کشور ، مشخص گردید که خودکشی در میان مردان وزنان جوان متأهل به دلیل درهم ریختگی ارزش های اجتماعی و فرهنگی و در نتیجه نا به سامانی نهاد خانواده افزایش یافته است.(رشید یاسمی ، ۱۳۴۵: ۱۰۰)

درتحقیقی که در سال های ۴۷-۱۳۴۵ بر روی افرادی که اقدام به خودکشی کرده بودند صورت گرفت ، جامعه مورد مطالعه شامل ۸۳۹ مرد و ۶۲۳ زن بوده و نتایج زیر حاصل پژوهش فوق است: خودکشی زنان در گروه سنی ۱۹-۱۵ ساله بیشتر است، اما بیشتر خودکشی های مردان مربوط به فاصله سنی ۳۴-۱۵ سال می باشد. این بررسی اختلاف های خانوادگی را مهم ترین انگیزه خودکشی عنوان می کند(۲۶%) و بعد از آن مسایل اقتصادی را دومین دلیل انجام انتحار معرفی می کند.

در سال ۱۳۴۹ نیز بررسی ای بر روی ۳۶۲۷ مورد انجام می گیرد که در بین آنها ۱۴۱۵ نفر مرد و ۲۲۱۲ نفز زن بوده اند. که باز حکایت از غلبه زنان خودکش بر مردان خودکشی کننده دارد. دکتر “امان الله قرائی مقدم”  با اشاره به تغییرات به وجود آمده درروند خودکشی ایرانیان طی سه دهه اخیرمعتقد است که نسبت خودکشی زنان و مردان نسبت به ده سال گذشته تغییرکرده است، قبل از سال ۱۳۷۰ نسبت خودکشی زنان به مردان ۵ به ۲ بود اما در ۱۰ سال گذشته نسبت خودکشی مردان به زنان ۳ به ۲ افزایش یافته است.

وی همچنین عامل خودکشی مردم ایران درسطح کلان را وجود “آنومی” یا نوعی بی هنجاری می خواند و پریشانی فکر، نابودی نظم منطقی فکری و دچار تشتت آرا بودن را که منجر به خودکشی افراد می شود از نتایج این بی هنجاری می داند.دکترعباس محمد اصل خودکشی را عملی تعمدی برای نابودی فرد می داند و آن را در سه سطح کلان ،میانه وخرد بررسی می کند.

۱- سطح کلان : از سویی ضعف هنجارها و درهم ریختگی ارزشی و از سوی دیگر فقدان حمایت های مدنی از فردیت رو به رشد شخص،موجب بروز خودکشی می شود.

۲- سطح میانه : فقدان تناسب میان فردیت افراد با هنجارهای اجتماعی و تضاد نمادهای معرفتی الگوهای جدید با ذهنیت و باورهای افراد که به دلیل وجود مدیریت ناکار آمد در سطح جامعه به وجود می آید.

۳- سطح خرد:مجوع این عوامل موجب بروز یک کنش اعتراضی می شود که فرد طی آن تلاش در آسیب رساندن به خود یا جامعه را دارد.(همان )

بر اساس گزارش مرکز امار ایران طی سال های ۱۳۸۲-۱۳۷۵ ، در گروه سنی ۲۴-۱۸ ساله در زنان و گروه سنی ۳۴-۲۵ ساله در مردان بالاترین تعداد اقدام به خودکشی دیده می شود .زنان بیشتر ازمردان اقدام به خودکشی می کنند ولی نرخ خودکشی ( منجر به فوت ) در مردان بیشتراست ؛رقم بالا درخودکشی مردان به تفکیک استان دراستان تهران و درزنان مربوط به لرستان بوده است.(سالنامه آماری کشور ۱۳۸۲ )

خانم حیدری درتحقیق خود اشاره دارد که شایع ترین روش خودکشی در مردان دارآویختگی، استفاده ازمواد مخدر،استفاده ازترکیب تریاک ودارو وسقوط از بلندی  و هم چنین دربین زنان خودسوزی، استفاده از دارو وجود دارد و روش هایی دیگری همانند برق گرفتگی ،بریدگی با چاقو نیز وجود دارد. ایلام بیشترین آمار خودسوزی را در کشور دارد واستان های کرمانشاه ، همدان، لرستان ، کهگیلویه و بویر احمد و گلستان در رتبه ای بعدی قرار دارند .(اسلامی نسب، ۱۳۷۱ : ۱۰۴)

به طور نسبی اقدام به خودکشی در زنان نسبت به سال ۱۳۷۵ کاهش داشته ولی چشمگیر نبوده و به عکس نرخ اقدام به خودکشی مردان روندی رو به افزایش داشته است و ازاین تعداد اقدام به خودکشی ،مردان اغلب خودکشی کرده در حالی که فوت شدگان در زنان نسبت به اقدام به خودکشی کمتر است.با توجه به سالنامه ی آماری کشوردرسال ۱۳۸۲  نمودارزیررا برای نشان دادن این اختلاف بین اقدام به خودکشی و مرگ ،رسم کرده ایم ؛همان طورکه نمودارها نشان می دهند اختلافی که وجود داردبه دلیل  جلب توجه تنبیه ،ترعیب ، اظهار ندامت و پشیمانی و.. می باشد.

 

مطالعات دیگری درمورد پدیده ی خودکشی درکشوروجود دارد به عنوان مثال در شهر قزوین نرخ خودکشی درمردان ۵/۲ برابر زنان می باشد یا درایلام که سالانه حدود ۴۰۰ مورد خودکشی در جمعیت ۵۸۰ هزار نفری ایلام اتفاق می افتد و۲۲۰ نفر زن و۱۸۰ مرد این انار را به خود اختصاص داده اند . (امیدی ملایری ، ۱۳۸۲ : ۱۰۱-۸۸)(ستوده ،۱۳۷۱ : ۲۴۰ ).

 

۳-زنان و خودکشی

طبق اخبار سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور ، آخرین آمار خودکشی زنان در ایران در مقایسه با سایر کشورها حاکی از پایین بودن این میزان نسبت به کشورهای اروپا ، آفریقای شمالی ، اقیانوسیه وآسیای شرقی درحالی که ازکشورهای امریکای لاتین ، مرکزی و جنوبی بالاتر است. درسال ۱۳۷۹ معاون اجتماعی مرکزامورمشارکت زنان گزارشی با عنوان “گزارش ملی خودکشی زنان”انجام دادند و به تفکیک استان ها به بررسی خودکشی زنان پرداخته بودند .آن ها درتحقیقات خود به روش های جامعه شناسی استناد جسته ونقش عوامل اجتماعی وبیرونی را در بروزاین پدیده متذکر شده اند. طبق بافته های آنان دراستان های کردستان ،سمنان ،کهگیلویه و بویر احمد،مرکزی ،هرمزگان ،یزد و سیستان وبلوچستان نرخ خودکشی به نسبت سال۱۳۷۷ افزایش داشته است و دو استان تهران وسیستان وبلوچستان کمترین نرخ خودکشی را به خود اختصاص داده اند. همچنین میزان خودکشی زنان در دو استان ایلام و کرمانشاه بیشتر از مردان بوده است و بیشترین میزان خودکشی در گروه‌های سنی بالای ۲۵ سال است.

دکتر فاطمه ملوک باشی روانشناس معتقد است گر چه در ایران خودکشی در مردان بالاتر از زنان است ولی در زنان به طور خاص ، موارد خودکشی در گروه سنی ۲۴ _ ۱۸ سال بیشترین میزان را دارد که عمدتاً به صورت مصرف دارو و خودسوزی است. (مسکنی ،۱۳۸۳ :۲۲)

مدیر کل امور اجتماعی وزارت کشور با اشاره به تحقیقات کشورتا سال۱۳۸۳  اعلام کرد که زنان بیشتر از مردان اقدام به خودکشی کرده‌اند و علت اصلی آن را اختلافات خانوادگی و باورهای متضاد زنان و مردان درزندگی مشترک دانست؛زیرا در بسیاری ازشهرهای کشور و علی‌الخصوص روستاها مردان خود را صاحب اختیارومالک زنان می‌دانند و ازآنان انتظار اطاعت، پذیرش مطلق عقاید مردان و عدم حضور درعرصه اجتماع را دارند.در تحقیقی هدف  آن بود تا رابطه ی بین سطح تحصیلی زنان و تمایل آنان به اافکارخودکشی و آسیب رساندن به همسرسنجیده شود و نتیجه چنین به دست آمد که داشتن سطح تحصیل بالاتربه شکل گیری خودپنداره های مثبت تردرفرد یاری می کند ودراین حالت توهین ها وتحقیرهای همسررا دلیل برضعف وحقارت خود ندانسته وبرآن باورند که همسرانشان دارای مشکل اند ؛ بنابراین عزت نفسشان حفظ می شود و تمایل به خودکشی در آنها کاهش می یابد. زیرا آنها راه های جبرانی ومنابع حمایتی همانند شغل و منزلت اجتماعی را دارند که باعث کاهش مشکلات ناشی از خشونت همسرانشان می شود .(خسروی ،۱۳۸۳ :۱۱۱-۱۰۹ )

منابع

 

 

الف- منابع فارسی :

۱-آرون ، ریمون. ۱۳۸۱٫مراحل اساسی اندیشه در جامعه شناسی .باقر پرهام (مترجم). تهران : انتشارات علمی و فرهنگی .

۲-ابوالحسن تنهایی، حسین. ۱۳۷۴٫ درآمدی برمکاتب ونظریه های جامعه شناسی . تهران : انتشارات مرندیز.

۳-استنگل ، اروین .۱۳۴۷٫ خودکشی و قصد خودکشی . حمید صاحب جمع (مترجم) .تهران : انتشارات اشرفی .

۴-استونز ،راب.۱۳۸۳٫متفکران بزرگ جامعه شناسی. مهرداد  میردامادی (مترجم) .تهران : انتشارات مرکز.

۵-اسلامی نسب ،بجنوردی. ۱۳۷۱٫بحران خودکشی.تران :نشرفردوس.

۶-اشنایدمن، ادوین. ۱۳۷۸٫ روانشناسی خودکشی: ذهن خودکشی گرا. مهرداد فیروزبخت(مترجم ). تهران : انتشارات رسا.

۷-امیدی ملایری ، کاوه. ۱۳۸۲٫” نگاهی به علل وعوامل خودکشی ” .فصل نامه ی علمی- کاربردی معاونت اجتماعی ناجا. پیش شماره ی اول .صص ۱۰۱-۸۸٫

۸-باتامور، تی. بی. ۲۵۳۵٫جامعه شناسی. سید حسن منصور و سید حسن حسینی کلجاهی (مترجمان ) . تهران : انتشارات جامعه واقتصاد.

۹-تایلر، استیو. ۱۳۷۶٫ جامعه شناسی خودکشی و علی موسی نژاد (مترجم) . تهران: انتشارات اصفهان .

۱۰- توسلی ،غلام عباس. ۱۳۷۴٫ نظریه های جامعه شناسی ۱ . تهران :انتشارات دانشگاه پیام نور.

۱۱- حمیدحق‌گو، پرویز.۱۳۵۲٫ پایان نامه :خودکشی. دانشگاه تهران،دانشکده علوم اجتماعی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران. ۱۳۵۲-۱۳۴۷:

۱۲- جمیلی کهنه شهری، فاطمه. ۱۳۸۵٫  جزوه ی درس نظریه های جامعه شناسی . دانشگاه الزهراء.

۱۳- خسروی ،زهره . ۱۳۸۳٫ “بررسی رابطه همسر آزاری با تمایل به افکار خودکشی و آسیب رسانی به همسر در زنان شهر تهران ” . فصل نامه ی علمی- پژوهشی مطالعات زنان .سال دوم . شماره ی ۶٫ تهران . صص۲۹۳-۲۷۵ .

۱۴- دانش ،تاج الزمان . ۱۳۷۹٫ مجرم کیست: جرم شناسی چیست . تهران : انتشارات کیهان.

۱۵- دورکیم، امیل. ۱۳۵۹٫ تقسیم کاراجتماعی .حسن حبیبی( مترجم ). تهران : انتشارات قلم.

۱۶- دورکیم، امیل . ۱۳۷۸٫ خودکشی. نادر سالار زاده امیری( مترجم ) . تهران : انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.

۱۷- دهخدا،علی اکبر.۱۳۴۷٫ لغت نامه . زیرنظرمحمد معین .تهران : انتشارات دانشگاه تهران.

۱۸- رشید یاسمی، هوشنگ. ۱۳۴۵٫ پزشکی قانونی و طب کار. تهران : انتشارات دانشگاه تهران.

۱۹- رفیع پور ،فرامرز. ۱۳۷۸٫ آنومی یا آشفتگی اجتماعی . تهران : انتشارات سروش.

۲۰- ریئس دانا، فریبز . ۱۳۸۰٫ بررسی هایی در آسیب شناسی اجتماعی ایران. تهران: انتشارات سازمان بهزیستی کشور.

۲۱- ستوده ،هدایت الله .۱۳۷۸٫آسیب شناسی اجتماعی . تهران : آوای نور.

۲۲- سخاوت،جعفر.۱۳۸۲٫ جامعه شناسی انحرافات اجتماعی. تهران :انتشارات دانشگاه پیام نور.

۲۳- سلیمی ، علی و محمد داوری. ۱۳۸۰ . بررسی هایی در آسیب شناسی اجتماعی ایران. تهران: انتشارات آوای نور.

۲۴- شیخاوندی، داور. ۱۳۷۳٫ جامعه شناسی انحرافات ، آسیب شناسی جامعوی .تهران : انتشارات مرندیز.

۲۵- طباطبایی ، سید موسی . ” تشخیص و پیشگیری از خودکشی جوانان” . ماهنامه ی اجتماعی ، فرهنگی، آموزشی اصلاح و تربیت. شماره ی ۴۱٫ سال چهارم . مرداد ماه ۱۳۸۴٫ تهران : صص۲۷-۳۰٫

۲۶- قائمی، علی. ۱۳۶۴٫ آسیب ها وعوارض اجتماعی: ریشه یابی ، پیشگیری ، درمان . تهران: انتشارات امیری.

۲۷- کارکنان نصرآبادی،محمد.”خودکشی از دیدگاه جامعه شناسی”. ماهنامه ی اجتماعی ، فرهنگی ، آموزشی اصلاح و تربیت. شماره ی ۱۷ . سال دوم . مرداد ۱۳۸۲ . صص ۳-۶٫

۲۸- کلدی ، علیرضا واردشیر گراوند. ” بررسی خوکشی در شهرستان کوهدشت”. فصلنامه ی علمی – پژوهشی رفاه اجتماعی، سال دوم . شماره ۶٫ زمستان ۱۳۸۱٫ تهران:صص ۲۷۵-۲۹۳٫

۲۹- کلمن ، جیمز سی. ۱۳۷۶ . روانشناس نابه هنجار و زندگی نوین . کیانوش هاشمیان (مترجم). تهران: انتشارات دانشگاه الزهرا.www.zibaweb.com

۳۰- کوزر ، لوئیس. ۱۳۸۰٫ زندگی و اندیشه ی بزرگان جامعه  شناسی. محسن ثلاثی (مترجم). تهران: انتشارات علومی.

۳۱-  کوهن، رابرت. ۱۳۷۷٫ تغییر نگرش و تأثیر اجتماعی . علیرضا کلدی(مترجم) . تهران: انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی.

۳۲- کوکرین ، ریموند . ۱۳۷۶٫ مبانی اجتماعی بیماری های روانی . فریده براتی سده و بهمن بخاریان (مترجمان). تهران : انتشارات رشد.

۳۳- کیویستو، پیتر. ۱۳۸۰٫ اندیشه های بنیادی در جامعه شناسی . منوچهر صبوری(مترجم). تهران : انتشارات نی.

۳۴- گیدنز، آنتونی. ۱۳۸۳٫ جامعه شناسی .منوچهر محسنی(مترجم). تهران : انتشارات نی.

۳۵- محسنی تبریزی، علیرضا . “ملاحظاتی درباب نظریه ی خودکشی دورکهایم” . نامه ی علوم اجتماعی. شماره ی ۷٫ دوره ی جدید. ج ۳ . زمستان ۱۳۷۳٫ تهران . صص۱۴۹-۱۱۷٫

۳۶- محمد خانی، شهرام . ۱۳۸۱٫ پیشگیری از  خودکشی جوانان و نوجوانان : راهنمایی عملی برای معلمان و مشاوران مدارس ومتخصصان بهداشت روان . تهران: انتشارات طلوع دانش.

۳۷- محمدی، زهرا . ۱۳۸۳٫ بررسی آسیب های اجتماعی زنان در دهه ی ۱۳۸۰- ۱۳۷۰ . تهران: انتشارات شورای فرهنگی اجتماعی زنان.

۳۸- مسکنی ، زهرا. مهر ۱۳۸۳ .”نگاهی به خودکشی و علل آن در جامعه “. ماهنامه ی اجتماعی ، فرهنگی ، آموزشی اصلاح و تربیت . سال سوم .شماره ی ۳۱ . تهران:۲۳-۲۱٫

۳۹- نلسون، ریتا ویلکس  و الن سی .ایزرائل. ۱۳۷۵٫ اختلال رفتاری کودکان. محمد تقی منشی طوسی ( مترجم ). مشهد : انتشارات آستان قدس رضوی.

۴۰- سالنامه ی آمار کشود سال ۱۳۸۲٫

 

ب- منابع اینترنتی:

 

۴۱٫http://www.iranhealers.com/moduhes.php?name=news&file=article&sid=633

۴۲٫ http://www.mehrnews.com/fa/Default.aspx?t= socialAndoccaption

۴۳٫ http://www.7sang.com/mag/2005/09/10/report-suicide-iran.htm  ۴۴٫http://irwomen.com/lindex.php

۴۵٫ http://www.tehanpi.org/content/view/11/1

http://www.fpm.ir/archive/no_175/farsi/articles/.46

TH30015ff,http://www.irandoc.ac.ir/Database/The-int.htm 47.

۴۸٫ http://shafaghuniver.persianblog.com/shafaghuniver_archive.html      ۴۹٫ http://www.fpm.ir/archive/no_175/farsi/articles/01.htm

۵۰٫ http://www.ofoghnews.com/news/001528.php

۵۱٫ http://www.persiangeo.com/content/view/264/2

۵۲٫ http://www.tici.info/default.aspx?dir=Learn_min&file=al%2084-htm 53.http://www.persianspring.org/content/fa/tellfriends.htm?aHR0cDovL3d3dy5wZXJzaWFuc3By

aW5nLm9y

Zy9mYS93aHlzdWNpZGUuaHRt

۵۴٫ http://www.dbase.irandoc.ac.ir/00099/0009934/0htm

۵۵٫ http://shafaghuniver.persianblog.com/shafaghuniver_archive.html

 

ج- منبع انگلیسی:

۵۶٫ Van Tubergen, Frank, Manfred Te Grotenhuis & Wout Ultee. 2005.” Denomination, Religious Context, and Suicide: Neo- Durkheimian Multilevel Explanation Tested with Individual and Contextual data ” AJS: American Journal of Sociology .Volume 111.Number 3. (November 2005).chicago:797-823

منبع: سایت تخصصی مددکاری اجتماعی ایران

خرداد
۲۹
۱۳۹۷
می‌گوید: «مگر دیوانه‌ هستم که دکتر بروم!»
خرداد ۲۹ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , ,
Domestic physical violence over woman social poster. Frightened female character and male hand with belt and shadow of angry man on wall vector illustration.
image_pdfimage_print

Photo: godruma/depositphotos.com

موسی برزین- پژوهشگر حقوق

سوال: سلام. خسته نباشید! من ۷ سال پیش ازدواج کرده‌ام و یک فرزند پسر۴ ساله دارم. شوهرم در یک کارخانه کار می‌‌کند و وضعیت مالی متوسطی دارد. پس از گذشت یک سال از زندگی مشترک مشکلاتمان شروع شد. شوهرم در خانه خیلی بدرفتاری می‌کند و همیشه مرا اذیت می‌کند. سر هر مساله کوچکی عصبانی می‌شود و داد و بیداد می‌کند و فحش و ناسزا می‌دهد. اگر جوابش را بدهم بدتر می‌کند و دیگر کنترلش را از دست می‌دهد. چند بار به او گفتم برو دکتر اما قبول نمی‌کند و می‌گوید: «مگر دیوانه‌ هستم که دکتر بروم!»

در مورد مخارج خانه هم بسیار خسیس است و حساب و کتاب همه چیز را می‌کند. چند بار هم مرا کتک زده حتی یک بار که درباره رفتن به یک عروسی دعوا کردیم چنان داد و فریاد به راه انداخت و ظرف‌ها را شکست که همسایه‌ها به پلیس زنگ زدند! همان روز من را هم با مشت زد. پلیس آمد و شوهرم گفت اختلاف خانوادگی است و آنها هم رفتند. یک بار هم با گلدان شیشه‌ای به دستم زد و دستم زخمی شد که حتی دکتر رفتم. خلاصه دیگر نمی‌توانم تحمل کنم. پسرم هم از این وضعیت خیلی اذیت می‌شود. می‌خواهم به دادگاه بروم اما در اینترنت خواندم که ثابت کردن چنین چیزهایی سخت است. چگونه در دادگاه می‌توانم کارهای شوهرم را اثبات کنم؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

تقاضای طلاق و خودداری مادر از نگهداری کودک: راه‌حل قانونی چیست؟

زندانی بودن شوهر و حق طلاق برای زن

محروم کردن دختر از ارث؛ آیا امکان‌پذیر است؟

جواب: سلام خانم محترم! چه شما بخواهید شکایت کیفری کنید و چه اینکه در دادگاه خانواده تقاضای طلاق کنید، باید بتوانید خشونت‌های شوهرتان را اثبات کنید. در شکایت کیفری اثبات خشونت‌ها اهمیت زیادی دارد و اگر نتوانید اثبات کنید دادگاه به نفع شما رای نمی دهد، اما در دادگاه خانواده کمی راحت‌تر است. در قانون مجازات اسلامی و برخی دیگر از قوانین، دلایل اثبات شمرده شده‌اند که مهم‌ترین آنها عبارت است از: اقرار و شهادت.

برای اثبات خشونت‌های شوهرتان در خانه چند راه دارید. اول اینکه اگر در این چند سال شاهدی برای خشونت‌های شوهرتان داشته‌اید می‌توانید به دادگاه معرفی کنید. از جمله اقوام و آشنایان و همسایگان که حداقل یک بار شاهد رفتارهای شوهرتان با شما بوده‌اند. توجه کنید که ممکن است دادگاه خود شاهدها را احضار کند. به همین دلیل کسانی که حاضرند شهادت بدهند، در صورت لزوم باید به دادگاه هم بروند.

کار دیگری که می‌توانید انجام دهید تهیه یک استشهادیه از همسایگان است. فرمودید که یک بار همسایگان با پلیس تماس گرفتند. بنابراین بارها صدای شوهر شما را که با شما بدرفتاری می‌کرده، شنیده‌اند. در استشهادیه هر چیزی را که همسایگان شنیده و دیده‌اند ذکر می‌شود و به امضای آنها می‌رسد. هر چه قدر تعداد امضا‌کنندگان بیشتر باشد، بهتر است.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

همچنین می‌توانید در شکایت یا دادخواستی که می‌دهید، آمدن پلیس به خانه را با ذکر تاریخ و ساعت بنویسید. در این صورت دادگاه یا دادسرا اگر صلاح بداند، از مرکز پلیس استعلام می‌کند. فرمودید که یک بار به دلیل جراحت دستتان به دکتر رفتید. می‌توانید به آن دکتر مراجعه کرده و گزارش معاینه بالینی و یا نامه از ایشان بگیرید و ضمیمه شکایت یا دادخواست کنید. در صورتی که به آن دکتر دسترسی ندارید، اگر مدارکی از درمانتان باقی مانده آنها هم قابل ارائه به دادگاه هستند. به طور کلی هر چه به فکرتان می‌رسد که ممکن است در دادگاه به دردتان بخورد را جمع‌آوری کنید. در نهایت ممکن است با شکایت شما شوهرتان به بعضی خشونت‌های خود اعتراف کند. اگرچه احتمال آن بسیار کم است.

سوال: اگر از شوهرم فیلم بگیرم یا صدایش را ضبط کنم در دادگاه به درد می‌خورد؟ قاضی به این فیلم‌ها توجه می‌کند؟ یکی از دوستانم این را به من  پیشنهاد کرده است.

جواب: فیلم یا صدا به تنهایی نمی‌تواند اثبات‌کننده باشد به‌ویژه در دعاوی کیفری. اما در اصطلاح حقوقی یک اماره و نشانه است. یعنی برای اثبات خشونت‌های شوهرتان فقط فیلم یا صدا کافی نیست و دادگاه شوهرتان را محکوم نمی‌کند. اما اگر در کنار اینها دلایل دیگری ارائه دهید، فیلم هم نشانه خواهد بود و برای اثبات ادعایتان مفید خواهد بود. اگر از هنگامی که شوهرتان فحش و ناسزا می‌گوید یا شما را کتک می‌زند فیلم بگیرید، بی‌گمان تاثیر مثبتی خواهد داشت.  همچنین اگر آثاری از ضرب و جرح در بدنتان باقی است و یا اینکه شوهرتان دوباره مرتکب ضرب و جرح شد، بلافاصله به دادسرا بروید تا شما را به پزشکی قانونی معرفی کند. در این صورت پزشکی قانونی تایید خواهد کرد که شما مورد ضرب و جرح قرار گرفته‌اید.

سوال: آیا شهادت خانواده خودم قبول است؟

جواب: اگر خانواده شما شاهد خشونت شوهرتان بوده‌اند، دادگاه اظهارات آنها را نیز گوش می‌دهد. اما اگر تنها دلیل اثباتی شما اظهارات خانواده‌ خودتان باشد، دادگاه این را نخواهد پذیرفت.

سوال: به نظرتان اگر شکایت کنم جواب می‌گیرم؟ آیا صلاح است شکایت کنم؟

جواب: در مورد شکایت کیفری توجه داشته باشید که فحش و ناسزا و افترا و ضرب و جرح جرم است، اما اثبات آن مشکل است. اگر آثاری از ضرب و جرح در بدنتان باقی نمانده باشد، در این مورد شکایتتان به نتیجه نمی‌رسد.  اما در مورد فحش و افترا اگر بتوانید اثبات کنید، ممکن است قاضی شوهرتان را محکوم کند. اگرچه دادگاه‌های کیفری ایران، در دعواهای خانوادگی تمایل چندانی به محکومیت شوهر ندارند. اما در مورد تقاضای صدور حکم طلاق چون خشونت همیشگی شوهر از موارد عسر و حرج است، شما با استناد به آن می‌توانید تقاضای طلاق کنید. دادگاه خانواده مساله را بررسی می‌کند و اگر خشونت را محرز بداند، حکم طلاق می‌دهد. البته اگر تصمیمتان به طلاق است بهتر است با شوهرتان در این مورد توافق کنید و رضایتش را برای طلاق توافقی جلب کنید. چون طلاق توافقی خیلی آسان‌تر و سریع‌تر به نتیجه می‌رسد.

خرداد
۲۴
۱۳۹۷
ایجاد یک گفتمان منطقی بجای هراس از کلمه “جنسی” در ایران
خرداد ۲۴ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Parents share child in a divorce. The father takes the child from his mother. The child decides with which parent to live. The concept of a parent's choice, litigation. Father visits his son.
image_pdfimage_print
به گزارش سرویس فرهنگ خبرگزاری رضوی، امروزه در جامعه شاهد شنیدن خبرهای ناگواری از کودک آزاری هستیم که کودکان معصوم ما در معرض آزارهای جنسی قرار می گیرند؛ کودکان همواره با نگاه پاک و معصوم خود به دنیا نگاه می کنند، اما دنیای امروز گاهی آنقدر بی رحم است که والدین و نظام آموزشی باید خیلی زود آنها را از حوادث و خطراتی که ممکن است برایشان پیش بیاید، آگاه کنند.
بچه هایی که مورد آزار قرار گرفته اند، آسیب دیده اند و حتی کشته شده اند. این مشکل در تمام کشورهای دنیا مشاهده می شود. اما مثل هر مشکل دیگری راهکارهایی برای جلوگیری از آن وجود دارد. خبرگزاری رضوی در این خصوص با کامیل احمدی مردم شناس و پژوهشگر گفتگو کرده است که شما را به خواندن آن دعوت می کنیم که در ابتدا بهتر است با او کمی آشنا شویم.
کامیل احمدی، محقق اصالتا از کردستان ایران است و امروزه در قالب یک انسان شناس اجتماعی در زمینه موضوعات مربوط به فرهنگ محلی،کودکان و زنان، حقوق اقلیتها کار کرده و در زمینه کار در ارتباطات نیز سوابقی دارد. وی سفرهای بسیاری به آفریقا و امریکایى لاتین داشته و علاقه خاصی به تجربیات روزمره زندگی انسانها، جنگ و فقر دارد (خصوصا در مناطقی مانند آفریقا، آسیای دور، بوسنی، ترکیه، افغانستان و عراق قبل و بعد از جنگ)
چند مورد از کارهای تحقیقی و بصری اخیر وی عبارتند از سه کتاب و دو فیلم کوتاه مستند- قوم نگاری که در آخرین بازدیدهای خود از منطقه خاور میانه تهیه کرده است.
او مدرک لیسانس را در حقوق انتشارات و چاپ ازدانشگاه هنر لندن/ مدرسه ارتباطات لندن و فوق لیسانس در انسان شناسی و مردمنگاری تصویری از دانشگاه کنت، کانتربری انگلستان دارد و تحقیق دانشگاهی وی در زمینه رسانه به عنوان منبعی برای بحث در مورد هویت در بین جوانان است. این تحقیق در مورد استفاده از رسانه، یکپارچگی و مقاومت، قومشناسی فرهنگی جوانان در کردستان ایران-مهاباد- بود. همچنین ایشان مدارک دورهای تخصصی روش تحقیق، سیاست درخاورمیانه و لابی و توانمند سازی کردن را به ترتیب از دانشگاها ی برک بک، اقتصاد و سیاست لندن در انگلستان و مرکز آموزشی ام-دی-اف هلند را دارا می باشد.

– آموزش های جنسی در سیستم آموزشی و خانواده ها چگونه نهادینه می شود؟
ایران یکی از معدود کشورهایی است که به این مقوله کمتر می پردازد با توجه به اینکه سیستم آموزش و پرورش نسبتا مترقی و فراگیری دارد اما در بحث آموزش های جنسی ضعیف عمل کرده، اگر متون درسی کنونی را مشاهده فرمایید در سنین راهنمایی و دبیرستان عملا جز یک صفحه در بخش اجتماعی کتاب آموزشی در این موضوع صورت نگرفته است که این یک صفحه هم بیشتر به شرح بدن پرداخته شده و کمتر به مسائلی در چهارچوب آموزش جنسی اشاره شده است. آموزش و پرورش ایران در مبحث ورود به مسئله ی آموزش جنسی حساس است و حساسیت های مذهبی هم نسبت به این موضوع اجازه ی ورود مستقیم این نهاد را نداده است.
مواجهه مردم ایران با کلمه ی جنس/جنسی همواره با نوعی هراس همراه است که این هراس باید تبدیل به یک گفتمان منطقی علمی و برپایه ی دانسته های کنونی دنیا شود، جامعه ی ایران یک جامعه ی زنده، جوان و پویا است که همراه با تمام تغییراتی که در جهان اتفاق می افتد خواسته یا ناخواسته و خیلی به سرعت خود را هماهنگ کرده است، با کمی دقت به پیرامون خود در می یابیم که جامعه ی جوان کنونی امروز بسیار خود را به فرهنگ کشور های دیگر اعم از تکنولوژی، لباس، نوع موسیقی و غذا و .. نزدیک کرده است و دست کمی از جوامع دیگر در دنیا ندارد و بسیاری از سبک های رایج در دنیا در زندگی جوانان جامعه ما وجود دارد و باید این هشدار را به جوامع ایرانی بدهیم که اگر از خطرات احتمالی و جدی این نوع تغییرات اجتماعی خود را مصون ندارید از دیگر جوامع عقب می مانید و تنها با نپرداختن و حساس پنداشتن برخی موضوع ها و ورود نکردن به آن ها از جمله مقوله ی جنسی یک پدیده ی آسیب زای اجتماعی را مبدل به یک بمب ساعتی می کنید که هر لحظه منفجر می شود که متاسفانه در چند سال اخیر در ایران شاهد چنین موارد آسیب زای اجتماعی بوده ایم.
برای جلوگیری از آسیب ها و نهادینه کردن آموزش های لازم به فرزندان باید در یک سطح علمی و تخصصی بدون در نظرگرفتن تابوهای کلیشه ای و حساسیت های بی مورد که سالیان سال بر سیستم آموزش و پرورش و نوع تفکر خانواده های ما سایه افکنده صاحبان نظر گفت و گو کنند و به یک توافق ضمنی برسند که این آموزش ها در یک چهارچوب منطقی، علمی، پرورشی و آموزشی بدون هراس و واهمه از صبحت کردن در این خصوص با در نظر گرفتن تمام مختصات به فرهنگ رایج در ایران و جوانب سنتی، خانوادگی، عرفی، شرعی و اسلامی این موضوع پر اهمیت نهادینه شود که راه طولانی در پیش داریم و از آنجایی که در این زمینه فعالیت های زیادی انجام نداده ایم شروع صحبت کردن در مورد این مساله می تواند آغازی خوب را رقم بزند.

-عوامل موثر بر تجاوزات جنسی به کودکان از منظر جامعه شناختی و مردم شناختی چیست؟
تجاوز در یک چهارچوب علمی به اشکال محتلف دسته بندی می شود از قبیل تجاوز در جنگ برای گرفتن انتقام، غلبه ی قدرت جنسی مذکر بر مونث؛ بیماری و اختلال جنسی و غیره. برخی از تجاورات مختص به افرادی است که دارای اختلالات روانی و ذهنی و بیمارگونه جنسی هستند و بسیاری از این گونه ها از طریق آموزش و بازپروری آن ها قابل درمان است. اغلب این عوامل در جامعه به گونه های مختلفی همچون آموزش های غلط، نوع نگاه جنسیتی به زن ومرد، عوامل محدود کننده ی ارتباطات جنسی برای نسل جوان، نوع نگاه محدود کننده پوششی، رفتاری و آموزشی باز می گردد و متولیان آموزش مسائل جنسی را یک مقوله ی ورود ممنوعی تلقی می کنند که آسیب های این موارد بیشتر است و این مسائل تشدید می شود و جوانان بیشتر به این سمت گرایش خواهند یافت.
افراد متجاوزگری که ابتدا وارد برنامه ای هماهنگ و مدون می شوند و افرادی مورد هدف آزار جنسی آن ها قرار می گیرد، افرادی را با علم براینکه آنان ترس از آبرو ریزی و ریختن عفت و حیثیت خود و خوانواده اشان را دارند انتخاب می کنند و معمولا این افراد را از جوامعی برمی گزینند که سن کمتری دارند و کم برخوردارتر و در معرض آسیب اند. محیط های آموزشی به آگاه سازی افراد بسیار کمک می کند. طبق تحقیقات گذشته ای که بنده انجام دادم آزارهای جنسی بیشتر در حیطه های خانوادگی و کاری رایج است و تجاوز به عنف یا زنا با محارم در خانواده ها به سبب ترس از آبروریزی اشخاص مسکوت می ماند. عوامل مختلفی که در جوامع ایرانی موثر هستند. آموزش همگانی سبب می شود تا جامعه و افراد و خانواده ها همیشه از خط قرمزها محافظت کنند.

-زیر ساخت های لازم برای از بین بردن تابو پرداختن به مسائل جنسی در جامعه ایران چیست؟ و وظیفه ی نهادهای متولی در این زمینه چیست؟
به نظر بنده مطالعه تجربیات جهانی در این زمینه که در کشورهای مترقی یا در حال رشد انجام گرفته می تواند راهنمای کار این مقوله باشد می توانیم از جوامعی که از لحاظ سنتی و فرهنگی با جوامع ما در کشورهای همجوار مانند ترکیه، اروپای شرقی نزدیک هستند که قوانین هماهنگی با کشورهای غربی دارند الگوبرداری کنیم و متون اولیه به عنوان یک طرح آزمایشی در مدارس تحت نظر والدین در یک نظر سنجی کلی آغاز شود. سازمان ها و نهاد های متولی برای آگاه سازی مسائل جنسی در همه جای دنیا آموزش و پرورش، بهزیستی، وزارت بهداشت و درمان و تمام سازمان های متولی حقوق کودکان و مهمتر از همه ی این ها قوه ی قضاییه به جهت قانون گذاری و اعمال قوانین باز دارنده است که وظیفه ی آنان حفظ و حمایت ازصیانت و کیان خانواده و آبرو و حیثیت است. حقوق کودکان باید مانند یک فرد بزرگ رعایت شود و قوه ی قضاییه نسبت به حقوق آنان متعهد باشد متاسفانه موضوع کودک در چهارجوب قوانین موجود به عنوان شخصیت حقیقی به آن پرداخته نمی شود و توجه لازم به حریم خصوص کودک در قوانین به طور مشخصی نداریم انگار یک کودک به عنوان یک شهروند در نظر گرفته نمی شود.
حمایت کنندگان رسمی و قانونی کودکان مشخص نیستند و این مورد فقط به عهده ی خانواده ها گذاشته شده است و خانواده ای که خود آموزش جنسی ندیده و پدران و مادرانی که خود از پرداختن و صحبت کردن در خصوص موضوعات و اموزش جنسی رنج می برند و بسیاری هم توان صحبت کردن ان را با فرزندانشان نداشته و نمی توانند این تجربیات را منتقل کنند. در این میان خانواده هایی هستند که از لحاظ بعد فرهنگی و اجتماعی از طبقه ی متوسط جامعه بالاتر هستند به این موضوع ورود پیدا می کنند و فرزندان خود را مسلح بردانشی می کنند که خود آموختند.

-نبود آموزش های جنسی رسمی به کودکان چه لطمه ای به جامعه وارد می کند؟
نبود این آموزش ها ابتدا متوجه افرادی خواهد شد که در معرض این آسیب قرار دارند، افرادی که آگاه براین آموزش های جنسی نیستند هر جایی امکان تعرض به آن ها در زندگیشان وجود دارد. افرادی که آسیب دیده اند را وقتی در کنار هم قرار می دهیم متوجه خواهیم شد بخش عظیمی از افراد جامعه تجربیات ناخوشایندی دارند که برای مدت ها در حافظه شان باقی می ماند و قطعا در زندگی و اعتماد به نفس اشخاص تاثیرگذار است. یک جامعه ی آسیب زا جامعه ای است که در مورد مسائل جنسی به یک
جامعه شکننده و ضعیف تبدیل شده و عنصرهای اجتماعی در مقطع های مختلفی در زندگی آسیب دیدند که اغلب این موارد ناشی از نبود آموزش های جنسی است.
شخصی که آسیب جنسی دیده در مورد آسیب هایش صحبت نمی کند و به همین روال این مورد به نسل های بعدی منتقل می شود در جامعه ای پویا مانند ایران می توانیم با علم جهانی در مورد آموزش های جنسی خودمان و فرزندانمان را به روز کرده و زمانی که قوانین اصلاح شوند و در صدد حمایت از افرادی برآیند که ضعیف تر از دیگر افراد جامعه هستند مانند کودکان، قانون با متجاوزگران مقابله می کند و شخص خاطی را مجازات و بازپروری می کند. باید مراقب باشیم با نوع برخوردهایی که با موضوع تجاوز جنسی داریم این مورد را در نظر بگیریم شخص متجاوز زاییده ی این فرهنگ، محدودیتها و تفکرات رایج در جامعه است و این شخص نیز خود به عنوان نوعی از یک قربانی باید یک سیستم ساز و کار علمی و تخصصی به وجود آید که این فرد در یک چهارچوبی قانونی، محافظت شده و با برخوردی منصفانه وارد مراکز بازپروری شود و رد نهایت به عنوان عضوی از نیرو و پتا نسیل انسانی به اجتماع برگردد. افراد زیادی داریم که مرتکب اشتباهاتی از این قبیل شدند و باید آن ها را بازپروری کرد.
مهم است که در نظر داشته باشیم افرادی زیادی هستند که در حیطه ی آموزشی مانند مدیر، ناظم، معلم و .. به خوبی فعالیت خود را انجام می دهند و اما افرادی معدودی در این موقعیت ها به آزارهای جنسی کودکان دست می زنند در هر صورت این سیانت و کرامت این حرفه مهم نباید آسیب ببیند، اعتبار و اعتماد جمعی در خصوص این حرفه ها نباید مخدوش شود در نهایت فرزندان ما دست پرورده ی همین سیستم آموزشی است که متولیان این بخش در این زمینه با جان و دل کار می کنند و بسیاری از موفقیتهای زندگیمان را مدیون این عزیزان هستیم.

خرداد
۱۷
۱۳۹۷
معرفی کتاب «درباره حقوق زنان بیشتر بدانیم»
خرداد ۱۷ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
حقوق-زنان
image_pdfimage_print

Photo: bidarzani.com

وقتی صحبت از ازدواج به میان می­آید، یک پیوند عاطفی محکم بین زن و مرد تصور می‌شود که شایسته است، ‌اما در کنار آن زنان و مردان باید از حقوق خود در خانواده نیز اطلاع کافی داشته باشند تا بتوانند در مقاطع مختلف زندگی راه‌حل مناسبی انتخاب کنند.

کتابچه‌ی حاضر، حاوی اطلاعات کلیدی و کاربردی در حوزه‌ی قوانین مربوط به زنان و خانواده ازجمله؛ حقوق مالی و غیرمالیِ مربوط به ازدواج و طلاق، خشونت خانوادگی و … است. در این متن، به زنان آموزش داده می‌شود که هنگام مواجهه با مشکلات، چگونه می‌توانند از راه‌های آسان‌تر به حقوق خود دست یابند. در همین راستا، انواع شروط ضمن عقد،‌ مزایا،‌ و نحوه‌ی ثبت آن شرح داده می‌شود. با در نظر گرفتن این شروط، زن و شوهر زندگی مشترک را با شرایط یکسان‌تری آغاز می‌کنند. به‌علاوه در شرایط نابرابر حقوقی که حق زن ضایع می‌شود، این شروط می‌تواند تا حدودی امنیت روانی زن را تأمین کند. امنیت روانی شوهر نیز تا حدودی تأمین می‌شود. چراکه بدون حقوق مساوی، بخش عمده‌ی مسئولیت زندگی و تصمیم‌گیری‌ها بر عهده‌ی مرد است. این حالت علاوه بر این‌که زن را به انفعال می‌کشاند، فشار بیش از اندازه‌ای به شوهر تحمیل می‌کند. همین امر ممکن است منشأ مشکلات زیادی نظیر بدخلقی شوهر و بی‌تفاوتی زن نسبت به زندگی مشترک شود. از همه مهم‌تر این شروط باعث می‌شود زن و شوهر بر اساس علاقه باهم زندگی ‌کنند، نه به‌اجبار قانون؛ بنابراین، خانواده‌ها بهتر است در ابتدای ازدواج  به‌جای چانه‌زنی بر سر حلقه‌ی ازدواج، مراسم عروسی مفصل و مهریه،به شروطی فکر کنند که می‌تواند زمینه‌ساز زندگی برابرتر و بهتری برای زوج جوان باشد.

نسخه پی دی اف کتابچه »درباره حقوق زنان بیشتر بدانیم« : زهرا مینویی وکیل پایه یک دادگستری

نسخه پی دی اف جلد کتابچه «درباره حقوق زنان بیشتر بدانیم»، طراح: مریم نوروزنیا

این کتابچه توسط «بیدار زنی (تا قانون خانواده برابر سابق)» و «خشونت بس» منتشر شده است. برای دریافت هر‌گونه اطلاعات بیشتر در رابطه با حقوق خانواده یا ارائه‌‌ی پیشنهاد، با ما در تماس باشید.

منبع: بیدار زنی 

اسفند
۲۵
۱۳۹۶
بچه‌های چه کشورهایی بیشتر کتک می‌خورند؟
اسفند ۲۵ ۱۳۹۶
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Depositphotos_112279692_s-2015
image_pdfimage_print

 photo by: Stadnikov.K

تنبیه بدنی کودکان یکی از مسائل تربیتی چالش‌برانگیز محسوب شده و همواره مخالفین و موافقین زیادی دارد.

به گزارش ایسنا، «سیناپرس» در ادامه نوشت: بسیاری از کارشناسان و والدین، تنبیه بدنی را به دلیل اثرگذاری منفی آن بر سلامت روانی کودک رد می‌کنند اما گروه دیگر معتقدند که تنبیه بدنی می‌تواند به تربیت بهتر کودکان کمک کند.

بر اساس گزارش یونیسف که ماه نوامبر ۲۰۱۷ منتشر شد، حدود ۳۰۰ میلیون کودک ۲ تا ۴ در جهان، از سوی والدین یا مراقبان خود به‌صورت منظم تنبیه بدنی می‌شوند. این تنبیه‌ها شامل ضربه زدن به باسن، سیلی زدن، پشت‌دستی زدن، یا زدن به قسمت‌های مختلف بدن با وسایل و ابزار مختلف است.

کلودیا کاپا (Claudia Cappa) نویسنده گزارش یونیسف تأکید کرد: والدین از روش‌های ترکیبی شامل اشکال خشونت‌آمیز و بدون خشونت – ترکیبی از تنبیه بدنی و آزار روانی مانند فریاد زدن – استفاده می‌کنند.

براساس داده های یونیسف، سوازیلند، نیجریه، لیبریا، مالزی، جمهوری وانواتو (اقیانوس آرام)، پنج کشور نخستی هستند که درصد زیادی از جمعیت بالای ۱۵ سال آنها معتقدند که تنبیه بدنی برای تربیت و آموزش کودکان لازم است.

(درصد جمیعت بالای ۱۵ سال که معتقدند تنبیه بدنی برای تربیت و آموزش کودکان لازم است – منبع: Unicef)

تنبیه بدنی در کدام کشورها ممنوع است؟

سوئد نخستین کشور جهان است که در سال ۱۹۷۹ با تصویب قانون، تنبیه بدنی کودکان در این کشور را ممنوع کرد. در آمریکا، تنبیه بدنی همچنان در تمامی ایالت‌ها قانونی است. در برخی کشورها، تنبیه بدنی کودکان با مجازات زندان برای والدین همراه است.

بر اساس گزارش یونیسف، در ۶۰ کشور، منطقه یا ایالت‌، قوانینی وضع‌شده است که تنبیه بدنی کودکان در خانه ممنوع شده است؛ از جمله می‌توان به کشورهای اتریش، قبرس، دانمارک، فنلاند، آلمان، مجارستان، لیختن‌اشتاین، هلند، نیوزلند، نروژ، پرو، ایسلند، لهستان و پرتغال، اسپانیا و رومانی اشاره کرد.

(منبع: CNN)

ایران در فهرست کشورهایی که معتقد به تنبیه بدنی برای تربیت کودکان هستند (نمودار اول) دیده نمی‌شود؛ درعین حال، اگرچه کشور ایران در بین ۶۰ کشور با قانون ممنوعیت تنبیه بدنی کودکان نیست (نقشه بالا)، اما طبق مواد ۲ و ۳ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب سال ۱۳۸۱، هر نوع اذیت و آزار کودکان و نوجوانان که موجب شود سلامت جسم یا روان آنان به مخاطره بیافتد، ممنوع بوده و مستوجب مجازات خواهد بود.

در ایران، کودک آزاری از جرائم عمومی بوده و احتیاج به شکایت شاکی خصوصی ندارد. هرگونه صدمه و اذیت و آزار و شکنجه جسمی و روحی کودکان و نادیده گرفتن عمدی سلامت و بهداشت روانی و جسمی و ممانعت از تحصیل آنان، ممنوع و مرتکب به حبس یا پرداخت جزای نقدی محکوم می شود.

بر اساس داده‌های یونیسف، در اکثر کشورها با داده‌های در دسترس، کودکان خانواده‌های ثروتمندتر مانند کودکان خانواده‌های فقیرتر، رفتار خشونت‌آمیز والدین را تجربه می‌کنند.

دیدگاه علم در مورد تنبیه بدنی چیست؟

بسیاری از کارشناسان معتقدند که تنبیه بدنی با افزایش خطر پیامدهای منفی برای کودکان مانند بروز رفتارهای تهاجمی، مشکلات سلامت روانی در بزرگسالی، و حتی بروز رفتارهای خشونت‌آمیز در زندگی زناشویی مرتبط است.

اندرو گروگان کایلر (Andrew Grogan-Kaylor)، استادیار دانشگاه میشیگان (آمریکا) که مطالعه‌های مختلفی را در مورد تأثیرات تنبیه بدنی بر روی کودکان انجام داده است، تأکید کرد: نتیجه مشخص بین اکثر کارشناسان این است که تنبیه بدنی مضر بوده و پیوند عاطفی بین مراقب و کودک را از بین می‌برد.

کایلر در همکاری مشترک با الیزابت گرشوف (Elizabeth Gershoff)، استادیار دانشگاه تگزاس در آستین، مطالعه‌های قبلی انجام شده طی ۵۰ سال گذشته بر روی ۱۶۰ هزار کودک را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند.

نتایج این متاآنالیز که سال ۲۰۱۶ در مجله Family Psychology منتشر شد، هیچ‌گونه شواهد قطعی از ارتباط تنبیه بدنی با بهبود رفتار کودکان را نشان نداد؛ برعکس، افزایش خطر بروز ۱۳ رفتار نابهنجار در کودکان گزارش شد.

محروم کردن از امتیازات خاص، روش انضباطی جایگزین تنبیه بدنی

گرشوف و همکارانش، در تحقیقات خود، روش انضباطی جایگزینی را کشف کردند که می‌تواند به شکل قابل ملاحظه‌ای، مشکلات رفتاری کودکان را کاهش دهد.

نتایج این مطالعه که سال ۲۰۰۵ در مجله Clinical Child and Family Psychology Review منتشر شد، نشان داد که محروم کردن کودک از برخی امتیازات ویژه، از اثربخشی رفتاری بالاتری برخوردار بوده و میزان بروز رفتارهای نابهنجار را به‌طور چشمگیری کاهش می‌دهد.

والدین باید این نکته را همواره مدنظر قرار دهند که محیطی عاطفی، حمایتی، گرم و سرشار از عشق برای فرزندان خود ایجاد کنند؛ اما در شرایطی که رفتار جدی‌تری برای تربیت کودکان مورد نیاز است، به‌جای استفاده از تنبیه بدنی، از روش‌های انضباطی جایگزین استفاده کنند.

این روش‌ها می‌تواند شامل گرفتن اسباب‌بازی (به مدت مشخص) یا محروم کردن از برخی امتیازات ویژه مثل دوچرخه‌سواری یا رفتن به پارک باشد که از اثربخشی تربیتی بهتری برخوردار بوده و از بروز رفتارهای تهاجمی کودک نیز پیشگیری می‌کند.

منبع: ایسنا

اسفند
۲۱
۱۳۹۶
نگاهی به عملکرد بهزیستی در سال۹۶
اسفند ۲۱ ۱۳۹۶
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
bigstock-Sad-Woman-Alone-On-Street-Subw-109476173-e1484062803727
image_pdfimage_print
Photo: Ocus Focus/bigstockphoto.com
در برخورد با آسیب‌های اجتماعی اولین نهادی را که مسؤول می‌دانیم، بهزیستی است؛ در کنار آن هرگاه نام معلولان می‌آید، نگاه‌ها به سمت بهزیستی می‌رود؛ همچنین برای بهبود وضعیت معیشتی بسیاری از گروه‌ها به سراغ بهزیستی می‌رویم. بر همین اساس حجم فعالیت‌های بهزیستی بالاست؛ البته بسیاری از فعالیت‌هایش با همکاری و هماهنگی سایر ارگان‌ها به انجام می‌رسد.

سازمان بهزیستی با وجود آن‌که در حوزه‌های مختلفی در حال فعالیت است اما در بررسی عملکرد یکساله‌اش می‌بینیم سرانجام بسیاری از طرح‌های مطرح‌شده از سوی این نهاد نامشخص است.

به گزارش مهرخانه، در برخورد با آسیب‌های اجتماعی اولین نهادی را که مسؤول می‌دانیم، بهزیستی است؛ در کنار آن هرگاه نام معلولان می‌آید، نگاه‌ها به سمت بهزیستی می‌رود؛ همچنین برای بهبود وضعیت معیشتی بسیاری از گروه‌ها به سراغ بهزیستی می‌رویم. بر همین اساس حجم فعالیت‌های بهزیستی بالاست؛ البته بسیاری از فعالیت‌هایش با همکاری و هماهنگی سایر ارگان‌ها به انجام می‌رسد.

زنان آسیب‌دیده و راه‌اندازی مراکزی که به انجام نرسید

فروردین‌ماه احمد خاکی، معاون اموراجتماعی بهزیستی استان تهران از راه‌اندازی مراکز غیراقامتی حمایت از زنان آسیب‌دیده و ویژه (مراکز راه نو) خبر داد. مراکز حمایت و بازپروری دختران و زنان در معرض آسیب اجتماعی حاد یا آسیب‌دیده اجتماعی (ویژه) به مراکزی اطلاق می‌شود که طبق وظایف قانونی محوله، دختران و زنان در معرض آسیب اجتماعی حاد و زنان ویژه را نگهداری یا به‌صورت غیرشبانه‌روزی تحت پوشش داشته و با ارائه خدمات تخصصی نظیر مددکاری اجتماعی، روان‌شناسی، بهداشتی، زمینه‌های توانمندسازی و بازگشت آن‌ها به زندگی سالم را از طریق پیوند مجدد با خانواده، آموزش، ایجاد اشتغال، کسب درآمد مشروع، ازدواج و تشکیل خانواده فراهم می‌کند.

در تعریف دختران و زنان در معرض آسیب اجتماعی حاد نیز آمده است: زنانی که به دلایلی همچون متشنج بودن خانواده، اغفال و… از کانون خانواده دور شده یا با سوء‌تفاهم از خانواده اخراج شده‌اند، به این ترتیب فاقد سرپرست مؤثر بوده و آمادگی، درایت یا توان کافی اقتصادی برای زندگی مستقل را نداشته و احتمال آسیب‌پذیری و برقراری روابط خارج از عرف در آن‌ها وجود دارد. همچنین زنانی که از طریق ایجاد روابط نامتعارف، کسب درآمد و گذران معیشت کرده یا به ارزش‌های اخلاقی اجتماعی پایبند نبوده و علی‌رغم مبادرت به روابطی، از این عمل انگیزه کسب درآمد را ندارند که این‌گونه افراد پس از تحمل مجازات قانونی به دلیل فقدان مکان زندگی و عدم پذیرش اجتماعی توسط مراجع قضایی به مراکز بازپروری معرفی می‌شوند یا به‌صورت خودمعرف برای بهره‌گیری از خدمات حمایتی و بازپروری مراجعه می‌کنند.

در آن زمان عنوان شد که ۲ مرکز بازپروری «آصف» ویژه افراد زیر ۱۸ سال و همچنین مرکز بازپروری «ارشاد» ویژه افراد بالای ۱۸ سال فعالیت کرده و شهرستان مجری این طرح نیز شمیرانات است. اما پس از آن اطلاعاتی از راه‌اندازی مرکزی جدید شنیده نشد.

سند ملی سالمندان

ابتدای امسال مسؤولان سازمان بهزیستی اعلام کردند که سند ملی سالمندان تدوین شده و به زودی به سازمان برنامه و بودجه کشور ارسال می‌شود تا در هیأت دولت تصویب و عملیاتی شود و طبق موارد پیش‌بینی‌شده در برنامه ششم توسعه، بخش‌هایی از آن در سال‌های مختلف این برنامه اجرا خواهد شد.

سرانجام پس از چندین ماه امیدواری برای تصویب این سند، در روز سوم دی به تصویب رسید.

از دیگر مباحث مطرح‌شده در حوزه سالمندان اعطای مجوز به سمن‌هایی با عناوین فرزانگان و مراکز نگهداری روزانه بود.

بیمه مراقبتی طولانی‌مدت

بیمه مراقبتی طولانی‌مدت به سالمندی که تحت مراقبت خود یا فرد دیگری است، تعلق می‌گیرد. در سند سالمندی به طور واضح به این موضوع اشاره شده است. اطلاعی از به سرانجام رسیدن این طرح وجود ندارد.

بانک اطلاعات سالمندان

بحث بانک اطلاعات سالمندان جزو موضوعاتی بود که ابتدای امسال به‌عنوان یکی از جدی‌ترین برنامه‌های بهزیستی در حوزه سالمندان مطرح شد. پس از آن در مردادماه از برگزاری اقدامات و جلسات اولیه برای ایجاد بانک اطلاعات جامع سالمندان خبری منتشر شد. اما از آن زمان به بعد صرفاً تاکیداتی بر ایجاد این بانک اطلاعاتی منتشر می‌شد و خبری دقیق در رابطه با شروع به کار جمع‌آوری اطلاعات سالمندان منتشر نشد.

راه‌اندازی کلوپ‌های سالمندی

به گفته مسؤولان سازمان بهزیستی کلوپ‌های سالمندی از دیگر بحث‌هایی است که به دنبال اجرای آن بوده‌اند. قرار بود در این کلوپ‌ها، به هر آن‌چه اوقات فراغت سالمندان را پر می‌کند، بپردازند. براساس قول مسؤولان قرار بود این کلوپ‌ها تا پایان سال ۹۶ راه‌اندازی شود که شاهد این اتفاق نبودیم.

راه‌اندازی دانشگاه نسل سوم

دانشگاه نسل سوم، برنامه‌ای دیگری است که بهزیستی در حوزه سالمندان تصمیم به اجرای آن داشت و طبق اعلام مسؤولان در اوایل سال جاری دو دانشگاه آماده بودند. در این طرح، کلیه آموزش‌هایی که در درجه اول برای سالمندان و در درجات بعدی برای اعضای خانواده و افراد مرتبط با سالمندان نیاز است، ارائه می‌شود. هدف از این آموزش‌ها این است که سالمندان به‌روز شوند، بتوانند در جامعه اثرگذار باشند و به سالمندان دیگر نیز آموزش دهند.

به گفته مسؤولان قرار بود در سال ۹۶ حتماً از این طرح بهره‌برداری شود. هرچند پس از مدتی به‌طور جدی مطرح شد که قرار است دانشگاه سالمندان در دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان راه‌اندازی شود اما هیچ خبری از راه‌اندازی یا عدم راه‌اندازی آن منتشر نشد. البته پیش از این برای اولین‌بار در ایران در سال ۱۳۹۱ دانشگاه علوم پزشکی زاهدان اقدام به راه‌اندازی دانشگاه نسل سوم کرده بود.

(در همین زمینه: آموزش سالمندان در نخستین دانشگاه سالمندان کشور/ باید برای روبه‌روشدن با سالمندی جمعیت آماده شویم)

طرح مراقبین خانگی و مشکل کمبود بودجه

تیرماه معاون توانبخشی سازمان بهزیستی از تحت پوشش قرار گرفتن ۱۰ هزار نفر از سالمندان و معلولان کشور در طرح مراقبین خانگی طی سال‌های اخیر خبر داد و اعلام کرد که طبق برآوردهای صورت‌گرفته در نظر داشتیم این طرح را برای ۲۵۰ هزار معلول اجرایی کنیم اما متأسفانه کمبود بودجه و اعتبارت مانع اجرای آن شد.

براساس این طرح افراد از کانون خانواده فاصله نمی‌گیرند و از تعداد متقاضیان برای نگهداری در مراکز شبانه‌روزی بهزیستی کاسته می‌شود. در مرحله اول مراقب خانگی از بین اعضای خانواده انتخاب می‌شود و در صورت نداشتن خانواده، تعیین مراقب از خارج از خانواده صورت می‌گیرد. البته از سوی سازمان بهزیستی کشور مبالغی به عنوان کمک‌هزینه نگهداری به مراقبان تعلق می‌گیرد. در این طرح به وسایل مورد نیاز معلول نیز توجه شده است؛ به طوری‌که اگر برای نگهداری معلول در منزل به تهیه تجهیزات ویژه و خاص از جمله تخت مخصوص و مناسب‌سازی محیط نیاز باشد، از سوی بهزیستی تأمین می‌شود. پیش از آغاز به کار، مراقبین خانگی در دوره‌های آموزشی سازمان بهزیستی شرکت می‌کنند و با نحوه مراقبت از سالمندان و معلولان آشنا می‌شوند. ۲ نوع مراقب برای معلولان و سالمندان در این طرح پیش‌بینی شده است.

(در همین زمینه: سند ملی سالمندان و پیش‌بینی حمایت‌هایی از خانواده‌ها/ ورود بنیادهای زیر نظر بهزیستی به موضوع مراقبین خانگی)

(در همین زمینه: طرح مراقبین خانگی و توجه ویژه به زنان سالمند/ برنامه‌هایی برای پرکردن اوقات فراغت زنان سالمند)

سامانه الکترونیک ثبت مداخلات طلاق

سامانه الکترونیک ثبت مداخلات طلاق به‌صورت پایلوت در پنج شهر خراسان رضوی اجرا شد و قرار بود تا پایان فروردین ماه نقاط قوت و ضعف آن بررسی شود و در سال ۹۶ به ۱۱ استان کشور توسعه یابد. اما در فروردین‌ماه اعلام شد که تا پایان سال راه‌اندازی سامانه الکترونیک ثبت مداخلات طلاق در تمام استان‌ها اجرا می‌شود. همچنین اعلام شد که تا پایان خرداد در ۱۰ استان با بیشترین نرخ طلاق راه‌اندازی می‌شود. تهران، البرز، اصفهان، فارس، گیلان، مازندران، مرکزی، قم، کرمانشاه، خراسان رضوی و خوزستان (بدون ترتیب) بیشترین نرخ طلاق کشور را دارند.

براساس این سامانه، افراد قبل از ورود به دادگاه‌ها و ثبت رسمی دادخواست طلاق و پیش از آن‌که بخواهند وارد چرخه وکلا شوند، از همان ابتدا به چرخه خدمات مددکاری و روان‌شناسی ورود پیدا می‌کنند و در جهت حل منازعات زناشویی آن‌ها اقدام می‌شود. بررسی‌های اولیه نشان داد که ۱۸ تا ۲۰ درصد زوجینی که از طرف دادگستری به مراکز این سامانه ارجاع داده شده‌اند، در پیگیری ۶ ماهه تا یک‌ساله به سازش رسیده‌اند.

با وجود وعده‌هایی برای راه‌اندازی این طرح در ۱۰ استان تا پایان خرداد، سرانجام در شهریورماه و در ۱۱ استان راه‌اندازی شد. در دی‌ماه نیز اعلام شد که ۱۹۵ مرکز مداخله کاهش طلاق در کشور ایجاد شده است و در آخرین اخبار در نیمه اسفندماه، کرمانشاه نیز جزو دارندگان این سامانه شد. با این وجود خبری از اجرای آن در کل استان‌ها مطرح نشد.

(در همین زمینه: راه‌اندازی سامانه الکترونیک ثبت مداخلات طلاق در تمام استان‌ها)

(در همین زمینه: شیب رشد طلاق کاهش یافته است، نه طلاق/ تفاوت مراکز مشاوره ناجا و بهزیستی)

راه‌اندازی مرکز مشاوره خانواده در کنار دادگاه‌ها

براساس اعلام مسؤولان بهزیستی در دی‌ماه، قرار بود تا پایان سال ۱۳۰ مرکز مشاوره خانواده در تهران در کنار دادگاه‌ها تشکیل ‌شود که هنوز خبری از آن نیست.

افزودن شیفت به سامانه تلفنی خط ملی اعتیاد

ابتدای امسال عنوان شد که یکی از اولویت‌های مرکز توسعه و پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی در سال ۹۶ افزودن یک شیفت کاری به سامانه خط ملی اعتیاد است که در صورت اجرای این طرح، مدت زمان فعالیت این سامانه تا ساعت ۱۲ شب افزایش پیدا می‌کند.

آبان‌ماه مسؤولان بهزیستی اعلام کردند که اضافه نکردن خطوط ملی اعتیاد، ناشی از همکاری نکردن لازم از سوی ستاد مبارزه با مواد مخدر در تأمین اعتبار مورد نیاز برای گسترش این سامانه تلفنی است.

سند راهبردی کنترل و کاهش طلاق

مردادماه مسؤولان بهزیستی از تدوین سند کنترل و کاهش طلاق در کشور خبر دادند. به گفته آن‌ها سند کنترل و کاهش طلاق در مرحله‌ای است که باید چند نشست کشوری داشته باشیم تا نظرات تمام دستگاه‌ها اخذ شود؛ زیرا لزوماً سازمان بهزیستی به تنهایی نباید فعالیت کند و در این فرآیند نقش تمام دستگاه‌ها پیش‌بینی می‌شود.

در آن زمان و مطابق اعلام بهزیستی پیش‌بینی می‌شد سند راهبردی کنترل و کاهش طلاق نیز تا پایان امسال رونمایی ‌شود. با این وجود براساس اطلاعات منتشرشده، اولین جلسه بررسی این سند در تاریخ ٨ اسفند امسال برگزار شده است و به نظر نمی‌رسد در روزهای پایانی سال شاهد به نتیجه رسیدن آن باشیم.

(در همین زمینه: سند راهبردی کنترل و کاهش طلاق تا پایان سال رونمایی می‌شود)

خانه امن

اردیبهشت‌‌ماه اعلام شد که خانه‌های امن استان‌های تهران، کرمانشاه، سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی و رضوی و آذربایجان شرقی به صورت مستقل فعالیت می‌کنند و در سال جاری این مراکز در کشور توسعه خواهند یافت؛ به طوری‌که تعداد خانه‌های امن کشور به ۱۵ واحد خواهد رسید. بر این اساس خانه‌های امن در استان‌های بوشهر، قزوین، هرمزگان، ایلام، اصفهان، خوزستان و خراسان شمالی نیز فاز غربالگری و شناسایی را به اتمام رسانده و در سال جاری به‌صورت مستقل راه‌اندازی خواهند شد.

در سوم مرداد همزمان با افتتاح خانه امن در گرگان اعلام شد که در سطح کشور ۲۲ خانه امن وجود دارد که از این تعداد ۱۵ خانه امن در اختیار بخش خصوصی و ۷ خانه امن در اختیار بخش دولتی قرار دارد.

(در همین زمینه: چرا ظرفیت خانه‌های امن کم است؟/ شماره‌هایی که افراد در معرض خشونت خانگی می‌توانند با آنها تماس بگیرند)

تدوین پروتکل آموزش به مرتکبین خشونت

تدوین و تصویب پروتکل آموزش به مرتکبین خشونت نیز یکی از برنامه‌های معاونت امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در سال جاری بود؛ به ‌طوری‌که برگزاری دوره‌های مخصوص مرتکبین خشونت به‌منظور کاهش خشونت آن‌ها انجام بگیرد. البته از سرانجام این طرح نیز اطلاعی در دست نیست.

تدوین سند حمایت از قربانیان خشونت

از زمستان سال ۹۵ پیش‌نویس سند حمایت از قربانیان خشونت در سازمان بهزیستی آغاز شد. پس از برگزاری جلساتی سرانجام در مردادماه اعلام شد که این سند راهبردی در حال تدوین است و باید به‌روزرسانی شود.

غربالگری اوتیسم

تیرماه غربالگری اوتیسم توسط سازمان بهزیستی در قالب برنامه ملی غربالگری، تشخیص و مداخله آنلاین در اختلال طیف اوتیسم در سراسر کشور در تمامی استان‌های کشور که دارای مراکز روزانه آموزشی و توانبخشی اختلال طیف اتیسم هستند، به‌صورت آنلاین آغاز به کار کرد.

در این برنامه، تمامی کودکان ۲ تا ۵ ساله مراجعه‌کننده به پایگاه‌های غربالگری و تشخیص آن استان (مراکز روزانه آموزش و توانبخشی اختلال طیف اوتیسم)، توسط والدین و با راهنمایی مربیان و کارشناسان آموزش‌دیده، از نظر احتمال دارابودن علایم این اختلال، مورد سنجش و غربال قرار خواهند گرفت. سپس در صورت مشکوک‌بودن کودک به ابتلای این اختلال، اجرای آزمون تشخیصی انجام می‌شود و در صورت قطعی‌شدن تشخیص، کودک به مراکز آموزشی و توانبخشی اختلال طیف اوتیسم استان جهت مداخلات مرکزمحور و خانواده‌محور ارجاع می‌شد.

(در همین زمینه: رنج‌های کودکان مبتلا به اوتیسم در سایه فقدان خدمات بیمه‌ای)

اورژانس اجتماعی

اردیبهشت‌ماه اعلام شد که مقرر شده در سال جاری، ۱۴۰ مرکز اورژانس اجتماعی جدید در شهرهای بالای ۵۰ هزار نفر تأسیس شود. بار دیگر در مردادماه مسؤولان بهزیستی اعلام کردند که در حالی‌که تاکنون ۱۹۰ مرکز اورژانس اجتماعی داشتیم، برای اولین‌بار امسال ۱۶۰ اورژانس اجتماعی جدید را راه‌اندازی می‌کنیم. با این وجود سرانجام در روزهای آخر شهریور فعالیت ۱۵۰ مرکز اورژانس اجتماعی در سراسر کشور آغاز شد.

افتتاح مراکز مداخله در بحران

مرکز مداخله در بحران یکی از مراکز بهزیستی است که با هدف کنترل و کاهش بحران های فردی، خانوادگی و اجتماعی از طریق ارائه خدمات فوری و تخصصی لازم به افراد آسیب‌دیده اجتماعی یا در معرض آسیب اجتماعی راه‌اندازی و در ابتدای سال جاری ۲۴ مرکز مداخله جدید افتتاح شد.

پرداخت دیه زنان سرپرست خانوار

اردیبهشت‌ماه اعلام شد که بهزیستی دیه جرایم غیرعمد ۲۰ زن سرپرست خانوار را پرداخت کرد. بر این اساس دیه ۱۵ زن سرپرست خانوار از ۱۵ استان کم‌برخوردار و پنج زن سرپرست خانوار شهرستان‌های استان تهران پرداخت شد. به گفته مسؤولان بیش از ۹۰ درصد این زنان، ناخواسته سر از زندان درآورده‌اند و کانون خانواده آن‌ها از هم گسیخته شده است.

راه‌اندازی مرکز ترک اعتیاد زیر ۱۸ سال

اردیبهشت‌ماه اعلام شد که سازمان بهزیستی مرکزی را برای افراد زیر ۱۸ سال شامل کودکان بی‌سرپرست و بد‌سرپرست که از سوی نیروی انتظامی به بهزیستی ارجاع داده می‌شوند در نظر گرفته است و در این مرکز کار سم‌زدایی انجام می‌شود. این افراد پس از طی فرآیند درمان، در صورتی‌که شرایط لازم برایشان فراهم باشد، به خانواده برگشته و در غیر این صورت، به مراکز سازمان بهزیستی از جمله شبه‌خانواده‌ها ارجاع داده می‌شوند.

براین اساس در زاهدان یک مرکز برای دختران و یک مرکز برای پسران راه‌اندازی شد. عمده گروه هدف این مراکز کودکانی هستند که سرپرست ندارند یا سرپرست‌شان فاقد وجاهت قانونی برای نگهداری از این کودکان است. مثلاً هر دو سرپرست ممکن است در زندان یا معتاد باشند یا نتوانند خانواده را اداره کنند. در زاهدان حدود ۱۱۰ تا ۱۱۵ کودک دختر و پسر درمان شدند

مراکز کودک و خانواده

مراکز کودک و خانواده یکی از مراکز روزانه برای کمک به کودکان کار و خانواده‌های آن‌هاست. طی سال جاری مرکز حمایتی آموزشی کودک و خانواده در پیشاهنگی کرج افتتاح شد و قرار بود گسترش یابد اما اطلاعی از افتتاح مراکز جدید شنیده نشد.

مراکز تارک

کودکانی که عمدتاً بدسرپرست یا گاهی بی‌سرپرست هستند، برای ورود به مراکز شبه‌خانواده و اقامت طولانی‌مدت در آن‌جا، یک فرآیند آماده‌سازی را طی می‌کنند. این فرآیند آماده‌سازی در گذشته در خانه تربیتی انجام می‌شد اما در حال حاضر نام این مراکز به خانه‌های توانمندسازی اجتماعی- روانی کودکان (تارک) تغییر کرده است. مراکز تارک، مراکزی تخصصی هستند و کودکانی که ابتدا می‌خواهند وارد سیستم بهزیستی شوند، در این خانه‌ها اقامت می‌کنند. به گفته مسؤولان بهزیستی، این فرآیند به‌ویژه برای کودکان ۱۲ تا ۱۸ ساله انجام می‌شود. زیرا سن‌شان بیشتر است و رفتارهایی در آن‌ها نهادینه شده؛ در نتیجه نیاز به کار بیشتر روانی- اجتماعی دارند.

خردادماه صرفاً تهران و البرز دارای مراکز تارک بودند اما براساس اعلام مسؤولان در سایر مراکز کلان‌شهرها نیز در حال راه‌اندازی است. حدود ۱۲ استان مراکز قدیمی خانه‌های تربیتی دارند و معمولاً در اتاقی در مراکز شبه‌خانواده آماده‌سازی صورت می‌گیرد که آن‌ها به‌روزرسانی می‌شوند تا بتوانند استاندارد مرکز تارک را پیدا کنند.

مقرر بود تا پایان امسال تمام استان‌ها دارای مراکز توانندسازی اجتماعی- روانی کودکان به تفکیک دختر و پسر شوند. با گذشت مدتی کوتاه در اصفهان و فارس مراکز تارک راه‌اندازی شد اما خبری از سایر استان‌ها شنیده نشد.

(در همین زمینه: مراکز تارک با خدمات تخصصی‌تر جایگزین خانه‌های تربیتی می‌شود)

راه‌اندازی مراکز جامع خدمات بهزیستی

تیرماه از سوی مسؤولان بهزیستی اعلام شد که راه‌اندازی مراکز جامع خدمات بهزیستی در مناطق محروم و حاشیه‌نشین کشور در دستور کار بهزیستی قرار گرفته است. به گفته مسؤولان ۳۰ شهرستان به‌عنوان محروم‌ترین نقاط ایران شناسایی شده بودند که برنامه‌های خود را برای راه‌اندازی مراکز جامع خدمات بهزیستی در آن‌ها تا پایان سال ارائه کردند و در گام بعدی اجرای این طرح نیز این مراکز جامع در ۱۲۰ منطقه حاشیه‌نشین کل کشور راه‌اندازی خواهد شد.

در آن زمان یک مرکز جامع خدمات بهزیستی در استان سیستان و بلوچستان و یک مرکز در حاشیه شهر مشهد با توجه به افزایش حاشیه‌نشینی در اطراف مشهد مقدس راه‌اندازی شده بود و قرار بود به زودی سه مرکز در استان‌های کرمان، کرمانشاه و خوزستان راه‌اندازی شود. با گذشت چند روز و در آستانه هفته بهزیستی انوشیروان محسنی‌بندپی، رییس سازمان بهزیستی کشور از راه‌اندازی این مراکز خبر داد. به گفته او در حوزه خدمات CBR یا مرکز جامع خدمات بهزیستی، هم‌اکنون بالغ بر ۴۲۰ هزار نفر از خدمات CBR روستایی سازمان بهزیستی بهره‌مند شدند.

به دنبال این اظهارات، روزهای پایانی تیرماه شاهد راه‌اندازی پایگاه‌هایCBR در برخی شهرهای کشور بودیم؛ به‌ طوری‌که در اولین افتتاح، رییس سازمان بهزیستی کشور با حضور در مرکز سراوان، آن را افتتاح کرد و همزمان ۲۰ پایگاه CBR شهرهای محروم کشور در ۶ استان سیستان و بلوچستان، خراسان رضوی، چهارمحال بختیاری، خوزستان، گلستان و کرمان به صورت ویدئوکنفرانس افتتاح شد. از مجموع این ۲۰ پایگاه، ۱۰ پایگاه آن در شهرستان‌های سیب و سوران، مهرستان، خاش، هیرمند، زهک، سرباز، دلگان، نیکشهر و کنارک از توابع استان سیستان و بلوچستان قرار دارند و پایگاه CBR سراوان به صورت پایلوت انتخاب شده است. همچنین ۷ پایگاه متعلق به شهرستان‌های جنوبی و محروم استان کرمان شامل عنبرآباد، قلعه‌گنج، منوجان، فاریاب، رودبار‌جنوب، ریگان و نرماشیر می‌شود.

آذرماه نیز عنوان شد که خدمات CBR برای ۴۲۰ هزار روستا انجام شده و قرار است این طرح برای استان سیستان و بلوچستان به شکل پایلوت در سطح شهری انجام شود.

غربالگری تنبلی چشم

اواسط تیرماه اعلام شد که ۷۵ درصد کودکان پیش‌دبستانی کشور بالغ بر ۳ میلیون نفر طی سال گذشته برای پیشگیری از تنبلی چشم غربالگری شدند. براین اساس عیوب تنبلی چشم در چهار درصد کودکان مشخص شد که با مداخله به‌موقع، از تنبلی چشم پایدار در آن‌ها جلوگیری به‌عمل آمد. همچنین درصدی از کودکان برای دریافت خدمات تخصصی به مراکز ارجاع شدند تا دچار نابینایی نشوند.

معضل زنان معتاد

تیرماه اعلام شد که سرپناه‌های شبانه ویژه زنان معتاد بی‌خانمان راه‌اندازی شده است. همچنین مراکز بین راهی نیز ایجاد شده تا از زنان متأهلی که پس از ترک اعتیاد از سوی خانواده پذیرش نمی شوند، نگهداری شود. از سویی ۲ تا ۳ مرکز مادر و کودک نیز برای مادران معتاد فعال شده تا این افراد به همراه کودکان‌شان نگهداری شوند. براین اساس تصمیم گرفته شده بود که سرپناه شبانه ویژه زنان معتاد بی‌خانمان توسعه یابد اما از سرانجام آن خبری نشد.

(در همین زمینه: اینجا خماری نمی‌کشیم/ جایی برای زندگی)

راه‌اندازی مهدکودک در کنار زندان‌ها

وجود یا عدم وجود مهدکودک در مجاورت زندان‌های زنان یکی از چالش‌هایی است که مخالفان و موافقان خود را دارد. پس از کشمکش این افراد سرانجام اعلام شد که در ۲ زندان شیرخوارگاه وجود دارد و زندان‌هایی که بیش از ۱۰ کودک دارند، می‌توانند مجوز شیرخوارگاه بگیرند. براین اساس اعلام شد که پیگیر راه‌اندازی شیرخوارگاه در زندان فشافویه تهران هستند.

زندان فشافویه صاحب شیرخوارگاه می‌شود

همچنین مدیرکل امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور در گفت‌و‌گو با مهرخانه بیان کرد که. پیش از این مشکلاتی مطرح بود که به گفته مسؤولان زندان حل شده است. تاکنون در تهران شیرخوارگاهی برای زندان افتتاح نشده است. چند سال قبل بازدیدی انجام شد اما شرایط لازم را برای راه‌اندازی شیرخوارگاه نداشتند که با رفع مشکلات در حال حاضر کار صدور مجوز آن به پایان می‌رسد.

پس از مدتی در اواخر مرداد بهزیستی اعلام کرد این آمادگی را دارد که به هر زندان که بیش از ۱۰ کودک در آن حضور داشته باشد، مجوز تأسیس مهدکودک ارائه کند؛ این در حالیست که بهزیستی نسبت به تربیت مربی برای این مراکز نیز از آن‌ها حمایت خواهد کرد.

در همان زمان در اصفهان خیریه حضرت علی اصغر(ع) که دارای مجوز از بهزیستی است در زندان با هزینه شخصی پروانه مهدکودک گرفته و در آن‌جا محلی را برای مهدکودک در اختیار گرفته بود.

طراحی سامانه‌ای برای پیگیری موارد ثبت‌شده آسیب‌ها

مردادماه حبیب‌الله مسعودی‌فرید، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور از راه‌اندازی سامانه‌ای برای ثبت اطلاعات آسیب‌دیدگان اجتماعی خبر داد. به گفته او بهزیستی در حال طراحی سامانه‌ای است تا بتواند تمامی موارد کودک‌آزاری، همسرآزاری و مواردی که به حوزه آسیب‌ها ارجاع داده می‌شود را ثبت کند تا قابل پیگیری باشد. هدف از این سامانه امکان پیگیری افراد در مراجعات احتمالی بعدی آن‌هاست. البته این سامانه بیشتر در حوزه آسیب‌های پنهان، زنان آسیب‌دیده و کودکان خیابانی که ممکن است کد ملی‌ خود را ندانند یا نگویند، فعالیت می‌کند.

در این سامانه هر فردی که وارد سیستم شود، از طریق قرنیه چشم یا روش‌هایی که بتواند کدی واحد به این افراد بدهد، رهگیری می‌شود. براساس اعلام بهزیستی احتمال این می‌رفت که اولین بخش سامانه تا اواخر پاییز در استان تهران راه‌اندازی شود اما خبری از افتتاح آن منتشر نشد.

اجباری‌شدن غربالگری ژنتیک و تدوین آیین‌نامه آن

مرداد‌ماه با خبر دیگری نیز همراه بود. از سوی مسؤولان بهزیستی مطرح شد که براساس قانون برنامه ششم توسعه که غربالگری ژنتیک را برای زوجینی که تصمیم به ازدواج دارند، اجبار کرده است، با همکاری وزارتخانه‌های بهداشت، تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان برنامه و بودجه، آیین‌نامه غربالگری ژنتیک در حال تدوین و ارائه به هیأت دولت است.

طبق برنامه ششم توسعه حدود چهار ماه بعد از ابلاغ قانون برنامه ششم آیین‌نامه باید تصویب شود. در مهر یا آبان زمان تصویب آیین‌نامه تمام و باید در نیمه دوم سال تکلیف‌ این موضوع مشخص می‌شد اما در این زمینه اطلاع‌رسانی نشده است.

برنامه ترک اعتیاد به الکل

تصمیم برای افزودن برنامه ترک اعتیاد به الکل خبر دیگری بود که در مرداد منتشر شد. بر این اساس مقرر شده بود تا این سازمان با انعقاد تفاهم‌نامه‌ای با انجمن‌ها و تشکل‌های مردم‌نهاد، برنامه‌های درمان اعتیاد به الکل و توانمندسازی‌های مربوط به آن را به‌طورادغام‌یافته در برنامه‌های ترک اعتیاد مراکز درمان اقامتی و سرپایی بگنجاند. نتایج این تصمیم نیز مشخص نیست.

(در همین زمینه: ۳۰ درصد از مصرف‌کنندگان الکل در ایران زن هستند/ آخرین وضعیت راه‌اندازی مراکز ترک اعتیاد به الکل)

لایحه اصلاحی ممنوعیت ازدواج فرزندخوانده با سرپرست

ازدواج فرزندخوانده با سرپرست یکی از چالش‌های چندساله است. شهریورماه مسؤولان بهزیستی از لایحه حذف ازدواج فرزندخوانده با سرپرست چه در زمان حضانت و چه بعد از آن، از متن قانون خبر دادند. به گفته آن‌ها دولت لایحه اصلاحی ممنوعیت ازدواج فرزندخوانده با سرپرست را تدوین و به‌زودی به مجلس شورای اسلامی ارسال خواهد کرد. چنان‌چه پس از ارسال لایحه اصلاحی مذکور مبنی بر ممنوعیت مطلق ازدواج میان فرزندخوانده و سرپرست فقها و حقوقدانان شورای نگهبان مجدداً آن را رد کنند، این لایحه را به مجمع تشخیص مصلحت نظام خواهیم فرستاد تا از این طریق نسبت به تصویب آن اقدام شود.

با این وجود خبری از لایحه دولت نشد و مهرماه سیده حمیده زرآبادی، نماینده مجلس شورای اسلامی از تهیه طرحی با عنوان اصلاح تبصره ماده ۲۶ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بدسرپرست و بی‌سرپرست خبر داد. به گفته او نمی‌توانستیم منتظر بمانیم که آیا دولت این لایحه را به مجلس می‌فرستد یا نه. اگر اختلافی بین لایحه دولت و مجلس وجود داشته باشد، در صورتی‌که لایحه به مجلس برسد، هرکدام بهتر بود را پیش می‌بریم. اگر هم‌پوشانی داشت یا مکمل یکدیگر بود، کامل و تحت عنوان طرح یا لایحه ارایه می‌کنیم. همچنین اگر به مجلس نرسد و در کمیسیون‌های دولت بماند، طرح خودمان را پیش می‌بریم. اگر لایحه نسبت به طرح کامل‌تر باشد، آن را پیش می‌بریم و طرح خود به خود کنار می‌رود.

از سرنوشت لایحه دولت اطلاعی در دست نیست و طرح مجلس نیز اعلام وصول شده است.

راه‌اندازی سامانه فرزندخواندگی

شهریور خبر افتتاح سامانه فرزندخواندگی منتشر شد. براساس گفته‌های مسؤولان، با افتتاح این سامانه زوجین متقاضی راحت‌تر از گذشته می‌توانند برای فرزندخواندگی ثبت‌نام کنند. این طرح به صورت پایلوت در تهران انجام می‌شود و پس از گذراندن فاز آزمایشی در سراسر کشور اجرایی خواهد شد. این سامانه برای سه گروه از متقاضیان راه‌اندازی شده است: افرادی که صاحب فرزند نمی‌شوند، خانواده‌هایی که یک فرزند دارند و در مرحله سوم نیز دختران مجرد بالای ۳۰ سال می‌توانند برای ثبت‌نام و تقاضای فرزندخواندگی در این سامانه اقدام کنند.

راه‌اندازی سامانه سراج

اوایل دی‌ماه سامانه پیمایش رصد آسیب‌های اجتماعی و تعیین‌کننده‌های آن (سراج) در ۳۱ استان راه‌اندازی شد. به گفته مسؤولان بهزیستی، این سازمان جزو نهادهایی است که باید تا پایان برنامه ششم توسعه میزان آسیب‌های اجتماعی را تا ۲۵ درصد کاهش دهد؛ به همین دلیل سامانه رصد راه‌اندازی شد. بحث رصد، به برنامه‌ریزان اجتماعی کمک می‌کند.

در مرحله ابتدایی طرح، در هر استان ۴۱۰۰ پرسشنامه به تعداد مساوی در بین جمعیت خانم و آقا و در رده سنی خاص توزیع می‌شود و پاسخ‌ها پس از جمع‌آوری در اختیار گروه پژوهشی-دانشگاهی متولی امر قرار گرفته و بر اساس روش‌های آماری علمی و دقیق تجزیه و تحلیل می‌شوند. پس از شناسایی آسیب‌های شایع و رایج در هر استان و اولویت‌بندی آسیب‌ها در هر منطقه، برای پیشگیری از آسیب‌ها برنامه‌ریزی و اقدامات مؤثر انجام خواهد شد.

(در همین زمینه: سامانه سراج رونمایی شد/ حل آسیب‌های اجتماعی با راهکارهای منطقه‌ای)

طرح خدمات سازگاری پس از وضعیت طلاق

اواسط بهمن‌ماه از سوی بهزیستی عنوان شد که مراکز خدمات مشاوره‌ای جهت سازگاری پس از وضعیت طلاق در سراسر کشور افزایش می‌یابد و طی آن، خدماتی مانند بازآرایی زندگی والد و فرزند و مشاوره برای ازدواج مجدد یا موقت ارائه می‌شود. همچنین اعلام شد که بهزیستی در حال آماده کردن محتوا و ساخت فیلم و انیمیشن برای سازگاری فرد پس از وقوع طلاق است.

با توجه به زمان شروع این طرح، احتمالاً در سال ۹۷ باید منتظر به نتیجه رسیدن آن باشیم.

مرکز رفاه کودک و خانواده

اواسط بهمن مرکز رفاه کودک و خانواده ویژه کودکان ۶ ماه تا ۱۲ سال برای ارائه خدمات نگهداری و مراقبتی در ساعات عدم حضور والدین در منزل، برگزاری دوره‌های آموزشی ویژه والدین، اردوهای فرهنگی تفریحی و برگزاری دوره‌های آموزشی مهارت‌های سرپرستی راه‌اندازی شد. این مرکز از مراکز غیردولتی تحت نظارت سازمان بهزیستی بوده و با ارائه خدمات عمومی و به‌صورت ساعتی و تمام‌وقت آماده به کار است و خدماتی نظیر مراقبت روزانه، انجام تکالیف مدرسه، مددکاری اجتماعی، مشاوره و راهنمایی، اردوهای فرهنگی تفریحی، فعالیت‌های فوق برنامه و دوره‌ها و جلسات آموزشی ویژه خانواده‌ها را ارائه می‌دهد.

براساس اعلام سازمان بهزیستی به‌طور کلی ۱۶ مرکز رفاه کودک و خانواده در سراسر کشور افتتاح شده است و تلاش می‌شود که تا پایان سال ۳ مرکز دیگر نیز افتتاح شود و بیشتر مهدها به سمت چنین مراکزی سوق داده شود.

قانون حمایت از معلولان

در روزهای ابتدایی اسفند از سوی سازمان بهزیستی اعلام شد که ایرادات مطرح‌شده از سوی شورای نگهبان برطرف شده و لایحه حمایت از معلولات تا پایان سال در مجلس به تصویب و بخشی از آن در سال ۹۷ اجرا خواهد شد.

منبع: مهرخانه

آذر
۳۰
۱۳۹۵
کلینیک‌های سلامت جنسی، وعده‌های پوچ، اخبار دروغ
آذر ۳۰ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Hands of a man and woman in bed with apple. Concept photo for sex health care sex life seduction sexual sexuality relationship sex problems desire lust love.
image_pdfimage_print
Photo: lucidwaters/bigstockphoto.com
در ادعایی عجیب در فروردین امسال معاون برنامه‌ریزی و هماهنگی معاونت زنان و خانواده اظهار کرد که با همکاری وزارت بهداشت ۱۳ کلینیک سلامت خانواده را در کشور راه‌اندازی کرده‌اند و امسال در تمام مراکز استان‌ها این کلینیک‌ها را راه‌اندازی خواهیم کرد. این در حالی است که یک ماه پیش از آن، مدیرکل دفتر سلامت خانواده و جمعیت وزارت بهداشت گفته بود به علت آماده نبودن زیرساخت‌ها، کلینیک‌ها در سال ۹۴ راه‌اندازی نشد.
 موضوع راه‌اندازی کلینیک‌های سلامت جنسی یا کلینیک‌های سلامت خانواده  از سال ۹۱ رسانه‌ای شد اما با گذشت چهارسال و وعده‌های هرساله مسئولان برای راه‌اندازی تعداد مشخصی از این کلینیک‌ها، حال می‌بینیم برخی مسئولان وزارت بهداشت می‌گویند لزومی برای راه‌اندازی این کلینیک‌ها وجود ندارد.

چند سالی است در راستای توجه به سلامت خانواده، در برخی بیمارستان‌ها کلینیک‌های سلامت جنسی یا کلینیک‌های سلامت خانواده راه‌اندازی شده است اما هنوز هم برای افراد ناشناخته‌اند و این روزها خبرهایی از تصمیم وزارت بهداشت برای عدم پیگیری راه‌اندازی این کلینیک‌ها می‌شنویم. کلینیک‌هایی که از اوایل دهه ۸۰ شروع به فعالیت کرد و در سال ۹۱ به‌طور رسمی مسئولان کشور به دنبال راه‌اندازی آن‌ها بودند.

سال ۹۱؛ شروع فعالیت
اولین بار در آذرماه سال ۹۱ زهرا سجادی، معاون امور خانواده مرکز امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری وقت از راه‌اندازی کلینیک‌های سلامت خانواده در استان‌های مختلف کشور خبر داد که با همکاری و تعامل وزارت بهداشت و درمان ایجاد و راه‌اندازی خواهند شد. او معتقد بود که راه‌اندازی کلینیک سلامت خانواده می‌تواند در رفع چالش‌ها و به‌خصوص مرتفع کردن معضلات خاص خانواده‌ها بسیار مؤثر واقع شود. براساس اظهارات سجادی در آن سال، جلسات برای نهایی شدن احداث کلینیک‌های سلامت خانواده در سراسر کشور ادامه داشت و قرار بود نتایج آن متعاقباً اعلام شود.

پیش‌بینی افتتاح کلینیک‌ها تا پایان دولت دهم
فروردین‌ماه سال ۹۲ معاون امور خانواده مرکز زنان و خانواده ریاست جمهوری وقت با تأکید بر این‌که اساسنامه کلینیک سلامت خانواده در سال گذشته تصویب شد، خبر از افتتاح این کلینیک‌ها تا پایان دولت دهم در دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور داد و اظهار کرد که کارهایی را که سال گذشته به صورت مقدماتی اجرایی کردیم، در سال ۹۲ و تا زمانی که دولت باقی است به صورت جدی دنبال می‌کنیم تا به نتیجه برسد. البته حدود یک ماه بعد، بار دیگر سجادی این خبر را تکرار کرد.

برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و تغییر مدیران وزارت بهداشت مانع راه‌اندازی شد
مهرماه سال ۹۲ درحالی‌که دولت دهم روزهای پایانی کار خود را می‌گذراند، انتظار می‌رفت کلینیک‌ها به نتیجه رسیده باشند اما سجادی خبر داد که آیین‌نامه راه‌اندازی کلینیک سلامت خانواده با همکاری معاونت امور زنان و خانواده و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دولت دهم تنظیم شد، اما تأسیس این کلینیک‌ها دوباره به تعویق افتاده است. او درباره علت این اتفاق تصریح کرد که بر اساس توافق‌های صورت‌گرفته قرار بود در دولت دهم دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور، کلینیک‌های سلامت خانواده را با هدف پاسخگویی به مشکلات خاص خانواده راه‌اندازی کنند. قرار بود این کلینیک‌ها پس از امضای وزیر بهداشت راه‌اندازی شود ولی با تغییر و تحول در بخش میانی وزارت بهداشت در زمان وزارت دکتر محمدحسن طریقت‌منفرد، این کار به تعویق افتاد و ما به مدیران جدید اطلاع‌رسانی‌های لازم را در زمینه ضرورت راه‌اندازی این کلینیک‌ها انجام دادیم، اما با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و تغییر مدیران وزارت بهداشت، راه‌اندازی این کلینیک‌ها برای دومین‌بار به تعویق افتاد. معاونت امور زنان و خانواده نامه‌ای را در زمینه راه‌اندازی کلینیک‌های سلامت خانواده به وزارت بهداشت ارسال کرده است و امیدواریم در سال جاری این کلینیک‌ها آغاز به کار کند.

زمزمه‌های راه‌اندازی در دولت یازدهم
اما این امیدواری به جایی نرسید؛ فعالیت دولت دهم به پایان رسید و دولت یازدهم روی کار آمد اما همچنان خبری از شروع به کار این کلینیک‌ها نشد. با گذشت ۲ سال از روی کار آمدن دولت یازدهم، سرانجام در اردیبهشت‌ماه سال ۹۴ زمزمه‌های راه‌اندازی این کلینیک‌ها بار دیگر شنیده شد؛ به‌طوری‌که سرپرست مرکز فوق‌تخصصی درمانی و تحقیقاتی ناباروری جهاد دانشگاهی استان مرکزی از راه‌اندازی کلینیک سلامت جنسی در این مرکز در آینده نزدیک خبر داد. پس از او، مرداد‌ماه همان سال مسعود حبیبی، رییس مجتمع دارویی درمانی هلال‌ ایران از راه‌اندازی کلینیک جنسی مرتبط با این مجتمع در تهران خبر داد.

طرح پایلوت کلینیک‌های سلامت خانواده در ۹ استان
نهایتاً مردادماه سال گذشته مسئولان کشور نیز وارد این بحث شدند. اطهره نژادی، معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری از راه‌اندازی کلینیک‌های سلامت خانواده در سال ۹۴ به صورت پایلوت در ۹ استان کشور با همکاری وزارت بهداشت خبر داد.

قرار بود این کلینیک‌ها در مراکز استان‌ها شروع به کار کنند و در آن‌ها تخصص‌های مختلف و متنوعی که برای یک خانواده پایدار مورد نیاز است مانند خدمات پزشکی، مشاوره حقوقی و روانشناسی و حتی مشاوره در زمینه مسائل شرعی ارائه شود. از طرفی در برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده تیم مجازی این کلینیک‌ها از مناطق مختلف کشور تشکیل و تلاش شد با نگاه تخصصی، کلینیک‌های سلامت خانواده درون پلی‌کلینیک‌های تخصصی دانشگاه‌های علوم پزشکی دایر شوند تا مردم برای رفت و آمد هم نگران عرف و هنجارها نباشند و این امنیت خاطر را داشته باشند که کنجکاوی در مورد حریم خصوصی زندگی آن‌ها انجام نمی‌شود. استان‌های مشهد، اصفهان، آذربایجان شرقی، شیراز، البرز، کرمان، ایلام، اهواز و تهران از جمله استان‌های انتخابی برای طرح پایلوت بودند.

کلینیک‌ها در ۹ استان در حال راه‌اندازی است
بار دیگر در مهرماه همان سال معاون برنامه‌ریزی و هماهنگی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری از راه‌اندازی ۹ کلینیک سلامت خانواده تا پایان آن سال خبر داد و گفت: این طرح در سال جاری در شهرستان‌های تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، کرج، شیراز، کرمان، ایلام و اهواز دنبال می‌شود و امیدواریم در سال آینده به طرحی ملی تبدیل شود. همچنین بنابر نظر معاون سلامت وزارت بهداشت، از تخصص افرادی در این کلینیک‌ها استفاده می‌شود که علاوه بر برخورداری از دانش مربوطه، متأهل بوده و حداقل ۴۰ سال سن داشته باشند.

این بار نوبت شهیندخت مولاوردی، معاون رییس‌جمهور در امور زنان و خانواده بود. او مهرماه سال گذشته با اشاره به کلینیک‌های سلامت خانواده که در ۹ استان در حال راه‌اندازی است، تصریح کرد که در این ارتباط تفاهم‌نامه‌ای را امضا کرده‌ایم و بیشتر کار این کلینیک‌ها به بحث سلامت جنسی برمی‌گردد که الان علت عمده بسیاری از طلاق‌هاست. بحث اساسی ما برای سال ۹۴ و ۹۵ کلینیک‌های سلامت خانواده است که ان‌شا‌الله بتوانیم این کلینیک‌ها را در سراسر کشور راه‌اندازی کنیم.

آمادگی ۱۵ استان برای ایجاد کلینیک «سلامت زناشویی»
آبان‌ماه زمانی بود که مسئولان وزارت بهداشت نیز در این زمینه ورود پیدا کردند. دکتر محمداسماعیل مطلق، مدیرکل سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت از آمادگی ۱۵ استان برای ایجاد کلینیک «سلامت زناشویی» خبر داد. به گفته او باید این اقدام را سریع‌تر به انجام برسانند و دستورالعمل برنامه این کلینیک‌ها متعاقباً از سوی دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس ابلاغ خواهد شد.

دی‌ماه سال ۹۴ علی‌اکبر سیاری، معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از نتایج تحقیقاتی بر روی ۴۰۰ خانواده خبر داد که بر اساس آن ۶۳ درصد زوجین از روابط جنسی خود ناراضی هستند. وزارت بهداشت در این رابطه چند کار انجام می‌دهد؛ آموزش‌های قبل و ضمن ازدواج یکی از آن‌ها است و به این نتیجه رسیدیم که باید آموزش‌ها در جهت توانمندسازی زوجین استمرار داشته باشد که این افراد بتوانند مسایل خود را حل کنند. به همین مناسبت گروهی به عنوان تیمی مشاوره‌ای در ۱۳ دانشگاه فعالیت می‌کنند و درصدد توسعه آن هستیم که کلینیک سلامت جنسی هم جزوی از این طرح است.

پوشش بیمه‌ای کلینیک‌های سلامت جنسی
هم‌زمان محمد اسلامی، رییس اداره سلامت خانواده وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اظهار کرد که ۱۳ کلینیک سلامت جنسی در بهمن و اسفند سال جاری در استان‌های مختلف راه‌اندازی می‌شود و بیمه‌ها، خدمات درمانی و مشاوره این مراکز را پوشش می‌دهند. آیین‌نامه فرابخشی فعالیت کلینیک‌های سلامت جنسی تدوین شده و مطابق آن، در این مراکز خدمات متنوعی از سوی متخصصان روانپزشکی، روانشناسان، متخصصان ارولوژی، زنان، متخصصان داخلی و عفونی و کارشناسان حقوق به مراجعه‌کنندگان ارائه می‌شود.

همچنین به گفته او از بین ۵۷ دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی کشور، ۱۳ دانشگاه برای ایجاد کلینیک سلامت جنسی اعلام آمادگی کرده‌اند و طی بهمن و حداکثر تا آخر اسفند ماه این ۱۳ کلینیک در شهرهای مختلف از جمله تهران، مشهد، شیراز، ساری و زنجان راه‌اندازی می‌شوند و سال آینده نیز این کلینیک‌ها در ۴۴ دانشگاه علوم پزشکی کشور تأسیس خواهند شد.

تأسیس کلینیک‌ها در سال ۹۵ بستگی به استقبال دانشگاه‌ها و همکاری استان‌ها دارد
در همان روزها بار دیگر اطهره نژادی، معاون هماهنگی و برنامه‌ریزی معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری از راه‌اندازی کلینیک سلامت خانواده در دانشگاه‌های علوم پزشکی مراکز استان‌ها به دنبال عقد تفاهم‌نامه با وزارت بهداشت خبر داد. به گفته او تا اسفندماه سال ۹۴، ۹ کلینیک در نقاط مختلف کشور راه اندازی می‌شود. تأسیس کلینیک‌های سلامت خانواده در سال ۹۵ بستگی به استقبال دانشگاه‌های علوم پزشکی و همکاری استان‌ها با مرکز دارد. ما برای تقویت بنیان خانواده چه در مرحله پیشگیری و چه در مرحله درمان، به بهره‌مندی از خدمات متخصصان روانشناسی، حقوق، پزشکی در تخصص‌های ارولوژی و زنان و زایمان و روحانی برای پاسخگویی به مسائل شرعی خانواد‌ها نیاز داریم و در کلینیک سلامت خانواده خدماتی در زمینه‌های بهداشت جنسی، مسایل شرعی، حقوق سالمندی و طب سالمندی با همکاری وزارت بهداشت ارایه می‌دهیم.

اسفند ۹۴ و کلینیک‌هایی که راه‌اندازی نشد
پس از این وعده‌هایی که هرکدام بارها تکرار شده بود، سرانجام اسفند ۹۴ رسید اما خبری از راه‌اندازی کلینیک‌ها نبود. به گفته محمداسماعیل مطلق، مدیرکل دفتر سلامت خانواده و جمعیت وزارت بهداشت، ایجاد ۱۳ کلینیک سلامت جنسی که قرار بود در زمستان امسال به بهره‌برداری برسد، به علت آماده نبودن زیرساخت‌های آن به سال ۹۵ موکول شد.

عدم هماهنگی سخنان مسئولان
در ادعایی عجیب در فروردین امسال معاون برنامه‌ریزی و هماهنگی معاونت زنان و خانواده اظهار کرد که با همکاری وزارت بهداشت ۱۳ کلینیک سلامت خانواده را در کشور راه‌اندازی کرده‌اند و امسال در تمام مراکز استان‌ها این کلینیک‌ها را راه‌اندازی خواهیم کرد. این در حالی است که یک ماه پیش از آن، مدیرکل دفتر سلامت خانواده و جمعیت وزارت بهداشت گفته بود به علت آماده نبودن زیرساخت‌ها، کلینیک‌ها در سال ۹۴ راه‌اندازی نشد.

خردادماه سال جاری شهیندخت مولاوردی، معاون زنان و خانواده ریاست جمهوری به موضوع کلینیک‌ها پرداخت. به گفته او در طول سه سال فعالیتش، ۱۷ کلینیک سلامت خانواده راه‌اندازی کرده‌اند. رقمی که پیش از این مسئولان وزارت بهداشت آن را رد کرده بودند.

تاریخ بعدی؛ اوایل نیمه دوم سال ۹۵
معاون برنامه‌ریزی و هماهنگی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری مردادماه نیز اعلام کرد که کلینیک‌های سلامت خانواده و جنسی با توجه به اولویت‌های‌ شورای عالی انقلاب فرهنگی، قرار است از اوایل نیمه دوم سال جاری شروع به کار کنند. بر اساس موافقت‌نامه با وزارت بهداشت، یک بسته خدمتی باید تدوین شود که شامل راهنمای ارایه خدمت در کلینیک‌های سلامت خانواده، نظام پایش و ارزیابی ارایه خدمت در کلینیک‌ها، آیین‌نامه اخلاقی کارکنان در کلینیک‌ها، طراحی سیستم بومی کدگذاری برای ایجاد حداکثر محرمانگی و امنیت اطلاعات در پرونده‌های کلینیک‌های سلامت خانواده و جنسی و استانداردهای خدمت در کلینیک سلامت و خانواده است. قرار است با انجام مصاحبه، ۱۰ نفر به عنوان ارائه‌دهندگان خدمت در هر کلینیک مشخص شوند. در مجموع ۱۷۰ نفر به‌عنوان ارایه‌دهنده خدمت جذب می‌شوند. بسته‌های خدمتی را یکی از واحدهای زیرمجموعه دانشگاه‌های علوم پزشکی تهران تدوین می‌کند. این بسته‌ها در اختیار مصاحبه‌شوندگان برگزیده قرار می‌گیرد و آنان ارایه مشاوره تخصصی را بر اساس همین بسته‌ها از آغاز نیمه دوم سال جاری آغاز می‌کنند.

همچنین او ادامه داد که کلینیک‌های سلامت خانواده و جنسی در دانشگاه‌های علوم پزشکی تهران، البرز، خراسان رضوی، گیلان، قم، مازندران، کرمانشاه، مرکزی، اصفهان، فارس، خوزستان، کرمان، ایلام، کاشان، ایران، شهید بهشتی و آذربایجان شرقی قرار است راه‌اندازی شود.

عدم لزوم فعالیت کلینیک‌های جنسی
پس از صحبت‌های نژادی، این‌طور به نظر می‌رسید که همه چیز برای شروع به کار کلینیک‌ها مهیاست اما صحبت‌های احمد حاجبی، مدیرکل سلامت روان وزارت بهداشت در روزهای گذشته، آب پاکی را روی دست همه ریخت. به گفته او “لازم نیست‌ همه متخصصان را یکجا جمع کنیم و اسمش را بگذاریم کلینیک جنسی که چه بسا به خاطر انگی که وجود دارد، کسی به آن‌ها مراجعه نکند. هرکس خواست این کلینیک‌ها را توسعه دهد، منعی نیست ولی نبودنش دال بر این نیست که مهارت و توانایی درمان این اختلالات در کشور وجود ندارد. در حال حاضر نیز این مراکز وجود دارند، آگاهی مردم کم است که به این مراکز مراجعه نمی‌کنند. باور نمی‌کنید، اکثر مردم نمی‌دانند اگر با مشکل جنسی مواجه شدند،‌ به کجا باید مراجعه کنند. تعداد متخصصان روانپزشکی، اورولوژی، زنان و زایمان در کشور کم نیستند، همه جا هم در دسترس هستند، حالا مشکل این است که در مراجعه باید پولی بدهند که این هم مشکل بزرگی نیست. دلیل عدم مراجعه مردم نیاز به آسیب‌شناسی دارد، من علت آن را ناآگاهی مردم می‌دانم، مگر می‌شود کسی بداند یک مشکل جنسی چیست، بعد برود از تبلیغات ماهواره‌ای که هیچ پشتوانه علمی ندارد، استفاده کند”.

براساس گفته‌های او “صحبت کردن درباره این مسأله سخت است، باید یاد بگیریم بیشتر درباره این موضوع صحبت کنیم و آگاهی دهیم. قبول دارم ما هم در وزارت بهداشت کمتر درباره این موضوع حرف زده‌ایم. باید این فضا را باز کنیم، شاید این‌قدر که درباره بینی عمل کردن صحبت کرده‌ایم، به مردم نگفته‌ایم که اگر مشکل جنسی دارید، این متخصصان وجود دارند و می‌توانید به آن‌ها مراجعه کنید، آن‌ها می‌توانند به شما کمک کنند. ما به این سمت می‌رویم که ظرفیت‌های مجموعه‌ای ایجاد کنیم، حالا اسمش را کلینیک جنسی نمی‌گذاریم، من آرزو می‌کنم روزی برسد که در هر دانشگاه علوم پزشکی (در هر استان) یک مرکز این‌چنینی داشته باشیم. کارهای آن در حال انجام است، حتی نشست تخصصی آن را هم گذاشته‌ایم و آموزش‌هایی هم در این زمینه داده شده است. درباره زمان عملی شدن آن واقعاً بحث ۱۰ سال و ۵ سال و سه ماه نیست، بالاخره این کاری است که باید به آن فکر شود و همین کار دوباره محل سوءاستفاده نشود”.

چه کسی پاسخگوست؟
به گزارش مهرخانه، صحبت‌های دوپهلوی حاجبی در شرایطی مطرح می‌شود که متخصصان این حوزه پیش از این بارها نسبت به عنوان کلینیک سلامت جنسی و انگی که باعث عدم حضور خانواده‌ها می‌شود، هشدار داده بودند و همواره پیشنهاد راه‌ادازی کلینیک‌های سلامت خانواده را مطرح می‌کردند.

سرگردانی این طرح از سال ۹۱، به تأخیر افتادن راه‌اندازی کلینیک‌ها و در حال حاضر مطرح شدن عدم نیاز به وجود این کلینیک‌ها از یک طرف و آرزو برای راه‌اندازی آن‌ها از طرف دیگر، سؤالاتی را در ذهن ایجاد می‌کند که آیا با گذشت چهار سال هنوز به ضرورت راه‌اندازی آن پی برده نشده است؟ اگر نشده، پس برنامه‌ریزی‌ها و تلاش‌ها و سخنرانی‌هایی که با هدف معرفی این طرح بوده، با چه منظور صورت گرفته است؟ اگر به ضرورت این طرح پی برده شده، پس به تأخیر انداختن چندساله و بیان عدم نیاز به وجود این کلینیک‌ها به چه معنایی است؟ برخی دلیل عدم نیاز به این کلینیک‌ها را وجود تعداد کافی انواع متخصص در کشور می‌دانند؛ مگر زمانی که تصمیم به راه‌اندازی گرفته شد، تعداد متخصص کافی وجود نداشت؟ گویا گروهی فراموش کرده‌اند که هدف از راه‌اندازی این کلینیک‌ها از همان ابتدا تجمیع متخصصان در یک مکان به‌منظور خدمت‌رسانی بهتر بود! حال اگر مسئولان از راه‌اندازی این کلینیک‌ها پشیمان شده‌اند، لازم است که با صراحت این موضوع را مطرح و تصمیم خود را برای آینده این حوزه تشریح کنند.

منبع: مهرخانه
مهر
۲۱
۱۳۹۴
روز جهانی سلامت روانی و نقش سرمایه‌گذاری در پیش‌گیری
مهر ۲۱ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
bigstock-Inspiration-And-Creativity-79908799
image_pdfimage_print

Photo: Jakub Jirsak/Bigstock.com

خانه امن: شعار امسال روز جهانی سلامت روانی مصادف با ۱۰ اکتبر (نوزدهم مهرماه)، سرمایه‌گذاری در بیماری‌های روانی به منظور پیش‌گیری از بروز از آن‌ها است.

چنین روزی در سال ۱۹۹۲ توسط سازمان بهداشت جهانی به منظور توجه بیش‌تر به اختلالات روانی، تاثیرات منفی آن‌ها بر جوامع و پیش‌گیری از آن‌ها نام‌گذاری شده است. سازمان بهداشت جهانی سلامت روانی را این‌گونه تعریف کرده است: «سلامت روانی عبارت است از کیفیت زندگی یک فرد که می‌تواند توانایی‌های خود را شناسایی کند و با استرس‌های روزمره به‌راحتی کنار بیاید. یک فرد سالم از لحاظ روانی باید بتواند به راحتی کار کند و با جامعه در مشارکت باشد.» شاید تعریف سازمان جهانی بهداشت را بتوان یک تعریف عمومی نامید، اما این تعریف در تمامی جوامع صدق نمی کند، به عنوان مثال سطح استرس وارده به فردی که در یک کشور با اقتصاد ضعیف زندگی می‌کند، به مراتب بیش‌تر از افرادی است که در جوامع پیشرفته زندگی می‌کنند.

بدیهی است خشونت خانگی و سلامت روانی رابطه مستقیمی با یکدیگر دارند و معمولا افرادی که از سلامت روانی پایین‌تری برخوردار هستند در معرض خشونت خانگی بیش‌تری نیز قرار دارند و به همین دلیل است که شعار امسال «سرمایه‌گذاری در بیماری‌های روانی به منظور پیش‌گیری از بروز از آن‌ها» انتخاب شده چرا که هر چه کشورها روی سلامت روانی بیش‌تر سرمایه‌گذاری کنند از پیامدها و آسیب‌های ناشی از چنین بیماری‌هایی کاسته خواهد شد.

در بسیاری از کشورها به ازای هر یک میلیون نفر، کم‌تر از یک روان‌شناس و یا روان‌پزشک وجود دارد و حتی درصد کمی از بیمارستان‌ها هزینه‌های‌شان را صرف بیماری‌های روانی می‌کنند چراکه به خوبی بر اثر بیماری‌های روانی و تاثیراتی که بر جامعه می‌گذارد آگاه هستند. یکی از این تاثیرات خشونت خانگی به عنوان یک پدیده اجتماعی است.

افسردگی، اضطراب، شک، وسواس، اختلالات دو قطبی، اسکیزوفرنی و همه بیماری‌های که در دسته بیماری‌های اعصاب و روان قرار می‌گیرند بر خشونت خانگی تاثیر می‌گذارند.

چنین بیمارانی هم مستعد اعمال و هم مستعد پذیرش خشونت خانگی هستند چراکه با تاثیر بر تفکر و رفتار باعث ایجاد ناراحتی برای فرد مبتلا یا ایجاد ناتوانی در وی می‌شوند و فرد حامل چنین مشکلاتی نمی‌تواند با مسائلی که هر روز با آن روبه‌رو است با آگاهی و مدیریت برخورد کند.

چنان‌چه فعالان اجتماعی مایل به کنترل خشونت خانگی هستند نمی‌توانند از کنار چنین بیماری‌های به‌سادگی بگذرند و مسئولان بهداشت و درمان نیز با نقش فعالانه‌ای که بازی می‌کنند می‌توانند در کاهش خشونت خانگی موثر باشند.

فدراسیون جهانی بهداشت شعار روز جهانی سلامت روانی در سال ۲۰۱۴ را «زندگی با اسکیزوفرنی» انتخاب کرد چرا که فدراسیون بهداشت جهانی به‌خوبی می‌داند توجه به بهداشت روان شخصی تا چه میزان بر خانواده و سلامت اطرافیان تاثیرگذار است.

در روز جهانی سلامت روانی باید بدانیم که برای کاهش خشونت خانگی و بهره‌مندی از زندگی شاد چگونه باید از سلامت روان خود مراقبت کنیم و تا چه میزان در سلامت روان اطرافیان و خانواده نقش داریم. چنان‌چه از بهداشت روانی خود مراقبت کنیم توانایی مدارا کردن با استرس‌های مختلف را پیدا می‌کنیم. مفید و سازنده باشیم. در معاشرت با اعضا خانواده پویا و فعال باشیم. قربانیان خشونت خانگی همواره در خطر از دست دادن سلامت روان خود هستند. بی‌توجهی به قربانیان خشونت خانگی جامعه را در خطر کاهش سلامت روانی و سوءاستفاده از آن‌ها قرار می‌دهد.

یکی از مسئولیت‌های وزارت بهداشت و آموزش پزشکی برنامه‌ریزی برای سلامت روانی قربانیان خشونت خانگی است که شعار امسال روز جهانی سلامت روانی یعنی سرمایه‌گذاری برای بیماران روانی می‌تواند در آن نقش موثری داشته باشد.