صفحه اصلی  »  سقط.جنین
image_pdfimage_print
خرداد
۲۱
۱۳۹۸
قانون و حق فرزند‌آوری با رضایت در ایران
خرداد ۲۱ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , ,
Photo: IgorVetushko/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: IgorVetushko/depositphotos.com

معین خزائلی

افزایش آمار سقط جنین‌های مخفیانه و ناسالم، سرخوردگی و افسردگی، بی‌میلی جنسی نسبت به شوهر، بی‌علاقگی احتمالی نسبت به فرزند، داشتن مشکل در برقراری رابطه با فرزند و در مواردی حتی آزار و اذیت آگاهانه و ناآگاهانه او ….

اینها تنها بخش کوچکی از عواقب زیان‌بار بارداری ناخواسته و بدون رضایت در زنان است. عواقبی که جدای از مادر، فرزند و همسر او را نیز به شدت تحت تاثیر می‌دهد.

بر اساس گزارش‌ها در مواردی حتی دیده شده که زنان در دوران بارداری با روش‌های غیر علمی سعی در از بین بردن جنین کرده‌اند. در همین زمینه آمارهای سازمان بهداشت جهانی نشان می‌دهد عواقب بارداری ناخواسته و بدون رضایت در زنان که از افسردگی‌های کوتاه مدت آغاز شده و تا مرز کشتن فرزند یا خودکشی مادر پیش می‌رود، در مجموع می‌تواند نزدیک به ۲۰ سال از عمر زنان را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

شدت و حدت این پیامدهای مخرب به حدی است که امروزه قوانین بین‌المللی به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر لزوم به رسمیت شناختن حق زنان در باروری و رضایت در فرزندآوری تاکید کرده‌اند. در همین زمینه «منشور بین‌المللی حقوق باروری و جنسی مصوب ۱۹۹۵» و همچنین «کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان» به طور مستقیم و «اعلامیه جهانی حقوق بشر» و «میثاق بین‌المللی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی» به صورت غیرمستقیم حق باروری و رضایت در فرزندآوری را برای زنان مورد شناسایی قرار داده‌اند.

از این رو امروزه حق رضایت بر فرزندآوری که مشتمل بر حق تصمیم‌گیری در مورد تعدد دفعات بارداری و فرزندآوری، تعداد فرزندان و نیز شرایط و زمان بارداری است، در بسیاری از کشورها به صورت تضمین حق تصمیم‌گیری آزادانه و بدون اجبار در مورد این مسائل از طریق دسترسی کامل و آگاهانه به روش‌های پیشگیری از بارداری، حق سقط جنین در موارد مربوط به بارداری ناخواسته و بدون رضایت، مورد تاکید قانونگذاران قرار گرفته‌اند.

با وجود اهمیت این موضوع از منظر حقوقی اما قوانین موضوعه در ایران در مورد آن مسکوت بوده یا در عمل رویکردی کاملا مخالف با قوانین و مقررات بین‌المللی دارند. رویکردی که نتیجه آن پیامدهایی است که عملا منجر به تجربه گسترده پدیده خشونت خانگی در میان قشر وسیعی از زنان ایران شده است.

سکوت قانون و صدای فقه

به طور کلی قوانین موضوعه در ایران در زمینه حقوق باروری و فرزندآوری با رضایت مسکوت بوده و هیچ رویه قانونی مشخصی در این مورد وجود ندارد. با وجود این توجه به قوانین کلی در زمینه ازدواج و خانواده می‌تواند رویکرد کلی نظام قانونی و قضایی ایران به حق باروری و فرزندآوری با رضایت را تا حدودی روشن کند.

حق تصمیم‌گیری آزادانه و آگاهانه در مورد شرایط و زمان فرزندآوری: قوانین موضوعه در ایران (قانون مدنی و قانون حمایت از خانواده مصوب ۱۳۹۲) با وجود عدم شناسایی رسمی این حق به عنوان یکی از حقوق ذاتی انسان (چه برای مردان و چه برای زنان)، هیچ تکلیفی را برای زوجین ایجاد نکرده و از این منظر می‌توان گفت از نظر قانونگذار ایرانی «فرزندآوری» از الزامات اصلی ازدواج نیست. از این رو از نظر قانونی نمی‌توان مرد یا زنی را به فرزندآوری مجبور کرد یا او را به دلیل استنکاف از فرزندآوری مشمول قوانین تنبیهی (مانند آنچه در مورد اجبار به دادن نفقه برای مردان یا اجبار به تمکین برای زنان است) دانست.

در عین حال اما از آنجا که تمامی قوانین در ایران به تبعیت از فقه شیعه و با پیروی از احکام اسلام تدوین شده‌اند، این خلاء قانونی در عمل منجر به تضییع حق زنان در این زمینه شده است. این چالش آنجا پررنگ‌تر می‌نماید که بر اساس اصل ۱۶۷ قانون اساسی در ایران، قضات دادگستری مکلفند در موارد سکوت قانون، احکام دعاوی و چالش‌های حقوقی را در میان مستندات دینی و احکام فقهی بیابند. از همین رو روشن است که در موارد تعارض بین این حق ذاتی با قوانین موجود در زمینه خانواده که متعاقبا برآمده از فقه اسلامی است، اولویت با رعایت قوانین مدون است.

در همین زمینه اگرچه ماده ۱۱۰۴ قانون مدنی‌(۱) «تربیت اولاد» را از جمله فعالیت‌های مشترک بین زنان و مردان دانسته و بر لزوم «معاضدت» بین زوجین در آن تاکید کرده است، اما بر اساس ماده ۱۱۰۵ همین قانون‌(۲) حق ریاست بر خانواده و روابط بین زوجین به مردان واگذار شده است. ضمن اینکه اصولا بر اساس یکی از قواعد شناخته شده فقهی و همچنین تصریح قوانین موضوعه در ایران، زنان ملزم به تمکین از شوهر خود بوده و در صورت عدم تمکین با عواقبی از جمله عدم استحقاق نفقه روبه‌رو می‌شوند.

در عین حال اگرچه بر اساس قوانین ایران فرزندآوری از بایدهای ازدواج نبوده و زنان نیز در آن ملزم به تمکین نیستند، اما از آنجا که اجرا و رعایت این حق به طور مستقیم با حق برقراری آزادانه و آگاهانه رابطه جنسی پیوند خورده است، می‌توان گفت هر گونه تلاشی برای پاسداری از آن، در مقام عمل می‌تواند معارض با حق مطلق مردان در برقراری رابطه جنسی تلقی شده و از این رو با مقاومت‌های قانونی روبه‌رو شود، چرا که با توجه به صراحت قانونگذار در ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی‌(۳) و همچنین وجود احکام فراوان فقهی، اساسا عدم تمکین زنان در ارضای جنسی شوهر خود مگر در موارد مصرح قانونی (بیماری شوهر یا زن یا در دوران پریود زنان) مجاز نبوده و در صورت استنکاف زن از انجام آن، او مشمول احکام مربوط به عدم تمکین خواهد شد.

بیشتر بخوانید:

جای خالی وکلای دادگستری در پرونده‌های خشونت خانگی (بخش اول)

جای خالی وکلای دادگستری در پرونده‌های خشونت خانگی (بخش دوم)

دولت‌ها برای مبارزه با خشونت خانگی علیه دگرباشان جنسی چه کرده‌اند؟

حق دسترسی کامل و استفاده آزادانه و آگاهانه از روش‌های پیشگیری از بارداری: یکی دیگر از روش‌های عملی تضمین حق فرزندآوری با رضایت به ویژه برای زنان، حق دسترسی کامل و استفاده آزادانه و آگاهانه از روش‌ها و وسایل مربوط به پیشگیری از بارداری است. بر اساس این حق، زنان باید بتوانند آزادانه و آگاهانه و همچنین بدون وجود هیچ گونه اجبار یا اکراهی به وسایل و روش‌های پیشگیری از بارداری دسترسی داشته و از آن‌ها استفاده کنند.

قوانین موضوعه ایران در این مورد نیز ساکت بوده و قانون روشنی مبنی بر به رسمیت شناخته شدن این حق یا تاکید بر رعایت آن وجود ندارد. در عین حال بر اساس قوانین فعلی افراد از به کار بردن این وسایل و روش‌ها، منع نشده‌اند.

در عین حال اما با توجه به رویکرد جدید سیاست‌های جمعیتی در ایران، به ویژه تاکید رهبر جمهوری اسلامی بر لزوم «افزایش زاد و ولد و جمعیت»، این سکوت قانون باز در عمل منجر به تضییع حق زنان شده است؛ به ویژه اینکه تلاش‌هایی هم برای محدود کردن کامل این حق از سوی دستگاه‌های اجرایی در ایران، از جمله وزارت بهداشت، صورت گرفته است.

این تلاش‌ها تا جایی پیش رفته که مجلس ایران چندین سال است در پی تصویب قوانینی مبنی بر جرم‌انگاری انجام عمل‌های پیشگیری از بارداری مانند وازکتومی و توبکتومی‌ست. در عین حال اگرچه این قانون (طرح افزایش باروری و پیشگیری از کاهش جمعیت) هنوز به تصویب نرسیده است، اما با توجه به ابلاغ سیاست‌های جمعیتی وزارت بهداشت، انجام این عمل به جز در موارد خاص پزشکی از سوی مراکز درمانی ممنوع بوده و متخلفان با مجازات روبه‌رو خواهند شد. ضمن اینکه اساسا تا پیش از این نیز انجام عمل توبکتومی برای زنان تنها در صورت موافقت شوهر قابل اجرا بود.

در همین زمینه زنان در استفاده از دیگر روش‌های پیشگیری از بارداری نیز با وجود عدم تصریح قانونی، آزاد نبوده و بنا بر احکام مطلق فقهی (به ویژه نظر آیت الله خمینی) استفاده از این روش‌ها (مانند کاندوم‌های مخصوص زنان یا قرص‌های پیشگیری از بارداری) مجاز به رضایت زوج است، حال آنکه در موارد استفاده مردان از این روش‌ها رضایت همسر به هیچ وجه شرط نشده است.

حق سقط جنین در موارد مربوط به بارداری ناخواسته و بدون رضایت: این حق نیز یکی دیگر از حقوقی است که به طور مستقیم با حق باروری و رضایت در فرزندآوری برای زنان مرتبط بوده و عدم احقاق آن به ویژه در موارد مربوط به بارداری‌های ناخواسته و بدون رضایت، از نشانه‌های بارز سلب حق فرزندآوری با رضایت است.

امروزه در بسیاری از کشورهای جهان، حق سقط جنین (تا پیش از حلول روح در جنین که معمولا بین سه تا چهار ماهگی است) به صورت مستقل برای مادران به رسمیت شناخته شده و صرف خواست مادر برای اجرای آن کافی بوده و از این رو نیازی به اجازه زوج در آن نیست، هر چند تصمیم‌گیری مشترک در مورد آن بین زوجین تشویق شده است.

این حق در مواردی که عدم رضایت در بارداری مشهود است (تجاوز به عنف یا تجاوز در بستر زناشویی)، مطلق بوده و حتی در کشورهایی که در آنها اعمال حق سقط جنین منوط به رضایت زوج است، به صورت انحصاری برای زنان در نظر گرفته شده است.

در ایران اما اساسا بنا بر تصریح قوانین موضوعه به تبعیت از احکام فقه شیعه، سقط جنین تنها و صرفا در موارد مصرح قانونی (در خطر بودن جان مادر یا ناقص‌الخلقه بودن جنین) مجاز بوده که آن هم منوط به اذن شوهر است.‌(۴)

از این رو روشن است که بر اساس قوانین موضوعه در ایران، عدم رضایت زن در بارداری حتی در موارد بارداری ناشی از تجاوز برای سقط جنین کافی نبوده و زنان نمی‌توانند به استناد آن خواستار سقط جنین شوند.

از سوی دیگر از آنجا که تجاوز در بستر زناشویی از سوی قوانین ایران از اساس به رسمیت شناخته نشده و برقراری رابطه جنسی با شوهر از تکالیف غیرقابل انکار زنان محسوب می‌شود، روشن است که بر مبنای این قوانین عدم رضایت زن در بارداری ناشی از تجاوز در بستر زناشویی برای سقط جنین کافی نبوده و زنان نمی‌توانند به استناد آن خواستار سقط جنین شوند. ضمن اینکه قوانین ایران حتی بارداری ناشی از تجاوز به عنف را نیز دلیلی بر ایجاد حق سقط جنین برای زن ندانسته‌اند.

وجود این محدودیت در دسترسی به سقط جنین سالم، بهداشتی و ایمن در حالی است که بر اساس آمار وزارت بهداشت (سال ۱۳۹۳)، سالانه حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار سقط جنین غیرایمن و ناسالم در ایران انجام می‌شود. آماری که منابع غیر‌رسمی رقم اصلی آن را تا ۳۵۰ هزار مورد برآورد کرده‌اند.

با توجه به این موارد روشن است که با وجود عدم تکلیف قانونگذار در ایران مبنی بر الزام به فرزندآوری در روابط بین زوجین، تبعیت مطلق و بی حد و حصر قوانین و نظام قضایی ایران از احکام و دستورات فقهی، در عمل این سکوت قانونی منجر به تضییع حق زنان در بهره‌مندی از حق ذاتی خود در فرزندآوری با رضایت شده است.

افزایش آگاهی زنان از حق و حقوق ذاتی خود و همچنین یاری فعالان و کنشگران مدنی به ویژه وکیلان دادگستری در آگاهی‌بخشی به زنان در زمینه عدم الزام قانونی در فرزندآوری می‌تواند نقشی به سزا در احقاق این حق، البته تا رسیدن به راه‌حل نهایی آن یعنی تصویب قانون مستقل خشونت خانگی ایفا کند.

پانویس:

۱) ماده ۱۱۰۴ قانون مدنی: «زوجین باید در تشیید (استوار کردن) مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت کنند.»

۲) ماده ۱۱۰۵ قانون مدنی: «در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است.»

۳) ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی: «هر گاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود.»

۴) از سال ۹۱ بر اساس دستور‌العمل قوه قضاییه و نه تغییر قانون، در صورت تشخیص پزشکی قانونی در اورژانسی و الزامی بودن سقط جنین برای حفظ جان مادر، دیگر الزامی بر اذن زوج وجود ندارد.»

اردیبهشت
۱۹
۱۳۹۸
تکلیف جنین حاصل از رابطه خارج از ازدواج
اردیبهشت ۱۹ ۱۳۹۸
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , ,
Photo: saragolfart/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: saragolfart/depositphotos.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:

با سلام خدمت شما.

من از طرف دختر خاله‌ام سوال داشتم. دختر خاله من الان ۲۷ سال دارد. ایشان در ۲۰ سالگی با فشار و اصرار پدر و مادرش ازدواج کرد اما به دلیل مشکلات زیادی که داشتند، طلاق گرفت. به دلیل اینکه ما در یک شهرستان کوچک زندگی می‌کردیم و خیلی حرف و حدیث پشت سر دختر خاله‌ام در می‌آمد، ایشان به تهران رفت و در آنجا ساکن شد و در یک کارگاه خیاطی هم مشغول کار شد.

یک سال پیش او با یک آقایی آشنا شد و این آقا به ایشان قول ازدواج داد اما عقد را به بهانه‌های مختلف به تعویق انداخت.

حالا دختر خاله‌ام از این آقا باردار شده اما این آقا باز حاضر به عقد کردن او نیست و می‌گوید مشکلی نیست و بعد از متولد شدن بچه هم امکان عقد کردن وجود دارد. البته بعضی وقت‌ها هم می‌گوید که جنین را سقط کنیم.

من خودم هم با این آقا صحبت کرده‌ام و احساس می‌کنم تعادل روانی ندارد. الان چهار ماه است دخترخاله‌ام باردار است و به خاطر اینکه کسی متوجه نشود، کارش را هم رها کرده و از خانه بیرون نمی‌‌رود. من در تهران دانشجو هستم و فقط من از این موضوع باخبرم. یعنی اگر خانواده بفهمند حتی ممکن است دخترخاله‌ام را بکشند. من از شما راهنمایی می‌خواهم. سوالم این است که آیا می‌شود این آقا را طوری به عقد کردن مجبور کرد؟

جواب:

با سلام!

بر اساس قانون مدنی ایران وعده ازدواج الزام‌آور نیست و نمی‌توان کسی را که وعده داده به ازدواج مجبور کرد. بنابراین دخترخاله شما نمی‌تواند با اقدام قضایی الزام ایشان به عقد را بخواهد حتی اگر بچه متولد بشود و حتی اگر آقا قبول کند که بچه برای اوست.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

سوال:

اگر بچه متولد بشود وضعیتش چه‌طور می‌شود؟ یعنی مسائل شناسنامه گرفتن و …؟

جواب:

بر اساس ماده ۱۱۶۷ قانون مدنی ایران، «طفل متولد از زنا ملحق به زانی نمی‌شود».

حکم ماده ۱۱۶۷ اما مورد اختلاف فقها و حقوقدانان قرار گرفته بود و این اختلاف نظرها در رویه قضایی نیز منعکس شده بود به طوری که سال‌ها کودکان متولد شده از یک رابطه غیر نکاح، ناعادلانه از بسیاری از حقوق خود محروم می‌شدند اما خوشبختانه هیات عمومی دیوان عالی کشور در مقام پایان دادن به این اختلافات، در یکی از آراء وحدت رویه خود تفسیر مضیقی از این ماده ارائه داده که این تفسیر تا حد قابل توجهی مشکلات کودکان خارج از نکاح را برطرف کرده است.

در پرونده موضوع این رای وحدت رویه که به دلیل اختلاف نظر در صدور شناسنامه برای اطفال خارج از نکاح صادر شده است، دیوان عالی از لحاظ حق و تکلیف تفاوتی ما بین کودکان مشروع و نامشروع قائل نشده است، به جز در مورد توارث.

بر اساس رای وحدت رویه شماره ۶۱۷ مورخ ۳ /۴/ ۱۳۷۶، «به موجب بند الف ماده یک قانون ثبت احوال مصوب سال ۱۳۵۵، یکی از وظایف سازمان ثبت احوال ثبت ولادت و صدور شناسنامه است و مقنن در ‌این مورد بین اطفال متولد از رابطه مشروع و نامشروع تفاوتی قائل نشده است و تبصره ماده ۱۶ و ماده ۱۷ قانون مذکور نسبت به مواردی که ازدواج پدر‌ و مادر به ثبت نرسیده باشد و اتفاق در اعلام ولادت و صدور شناسنامه نباشد یا اینکه ابوین طفل نامعلوم باشد تعیین تکلیف کرده است، لیکن در‌ مواردی که طفل ناشی از زنا باشد و زانی اقدام به اخذ شناسنامه ننماید، با استفاده از عمومات و اطلاق مواد یاد شده و مسأله ۳ و مسأله ۴۷ از موازین‌ قضایی از دیدگاه حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه، زانی پدر عرفی طفل تلقی و نتیجه کلیه تکالیف مربوط به پدر از جمله اخذ شناسنامه بر عهده او می‌باشد و حسب ماده ۸۸۴ قانون مدنی، صرفا موضوع توارث بین آنها منتفی است.»

یعنی اگر بچه متولد بشود، امکان اخذ شناسنامه حتی به نام خانوادگی مادر وجود دارد اما به هر حال اگر پدرش بچه را قبول نکند و تعلق آن را به خود انکار کند، در این صورت مادر بچه باید دعوای اثبات نسب مطرح کند. در این صورت دادگاه مساله را برای آزمایش دی.ان.‌ای به پزشکی قانونی ارسال می‌کند و بعد رای به نسبیت می‌دهد. توجه کنید که در هر صورت مشکلاتی برای فرزندانی که خارج از ازدواج متولد می‌شوند، وجود دارد.

بیشتر بخوانید:

ترک طولانی مدت خانه و اثر آن بر حقوق زن

بدرفتاری با «همسر موقت» چه حکمی دارد؟

به بهانه‌های مختلف نمی‌گذارد بچه‌دار شویم

سوال:

به نظر شما اگر جنین سقط شود بهتر نیست؟ آیا امکان اینکه قانونی این کار انجام شود وجود دارد؟

جواب:

عرض شود که ما نمی‌توانیم در این مورد توصیه‌ای داشته باشیم و پیشنهاد سقط جنین را بدهیم اما از لحاظ حقوقی سقط جنین فقط در موارد خاصی که جان مادر یا کودک در خطر است با تشخیص پزشکی قانونی و حکم دادگاه امکان‌پذیر است. یعنی دخترخاله شما به هیچ وجه نمی‌تواند به صورت قانونی اقدام به سقط جنین کند.

سوال:

اگر جنین را سقط کنیم می‌توانیم علیه این آقا شکایت کنیم؟

جواب:

متاسفانه در حقوق ایران چنین امکانی پیش‌بینی نشده است. البته شکایت در قالب زنا امکان‌پذیر است اما چون دختر خاله شما با رضایت خودش اقدام به رابطه جنسی کرده است، در صورت شکایت خودش هم با مشکل مواجه خواهد شد. ضمن اینکه صرف بچه‌دار شدن در حقوق ایران زنا را اثبات نمی‌کند.

به طور کلی شکایت کردن در قالب زنا پیشنهاد نمی‌شود.

شهریور
۲۲
۱۳۹۵
طردشدگی، کودکانی که به دست روزگار سپرده می‌شوند
شهریور ۲۲ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , , , ,
Pink pram stands alone in the park without a child and her parents.
image_pdfimage_print

Timof/Bigstockphoto.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

هزار کودک در ایران، آمارهای قبلی مربوط به کودکان رهاشده می‌گوید. حالا، ۱۵۰ کودکان طی دوماه فقط در استان تهران جمع‌آوری شده‌اند، این را مدیرکل بهزیستی استان تهران درباره معضل این روزهای بهزیستی می‌گوید.

آنها را معمولا جلوی در ورودی یک بیمارستان، پیچ خلوت یک خیابان، کنار دیوار یک مسجد یا امامزاده، مقابل ساختمان بهزیستی یا شیرخوارگاه یک شهر و گاهی هم جلوی در منازل افراد متمول رها می کنند.

اسمشان تا پایان عمر می شود؛ «بچه سرراهی»، کودکی که همیشه با رنج ناخواسته بودن و طردشدگی زندگی کرده و به ندرت از اثرات این شکل از خشونت خانگی رها می شود.

آنها قربانی فقر، اعتیاد مادر یا حاصل یک رابطه نامشروع‌اند و بنا به آنچه معاون اجتماعی اداره بهزیستی استان اصفهان گفته، گاهی از سوی متقاضیان سرپرستی نوزادان هم مورد اقبال قرار نمی گیرند و تا پایان عمر، در صورتی که توان فعالیت نداشته باشند، تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارند.

معضل کنونی سازمان بهزیستی

شهاب الدین چاووشی، معاون سیاسی اجتماعی استاندار، می‌گوید: این که کودکان جمع آوری شده، مشروع یا نامشروع باشند یک مسئله اخلاقی است و ما به عنوان یکی از مجموعه های تابعه دستگاه قضایی به این بخش ها ورود نمی کنیم.

او این کودکان را معضل کنونی سازمان بهزیستی دانست و اظهار داشت از آن جایی که آنها معمولا از خانواده های آسیب دیده بوده و دچار بیماری هستند، مراکز بهداشتی و درمانی هزینه های درمانشان را تقبل نمی کنند.

غالب کودکان سر راهی جمع آوری شده در تهران راهی شیرخوارگاه آمنه می شوند، شیرخوارگاهی که زیر مجموعه سازمان بهزیستی شهرستان شمیران بوده و وظیفه نگهداری وحمایت از کودکان ناخواسته را تا سن دبستان بر عهده دارد.

طردشدگی

فاطمه رضانیا، کارشناس ارشد روانشناسی کودک و نوجوان در استان خوزستان، در مورد وضعیت دشوار این کودکان به خانه امن می گوید:« آنها در ابتدا با شکلی از اشکال بسیار بیرحمانه خشونت خانگی به نام طردشدگی مواجه اند. اما این همه ماجرا نیست، به تدریج بی توجهی دستگاه های دولتی برای صدور اوراق هویت و شناسایی را هم به ماجرا اضافه کنید. خوش شانس که باشند به فرزندخواندگی پذیرفته می شوند اما در تمام سال های بعد درگیر بحران هویتند. آنها بیش از کودکان عادی در معرض خطر خودکشی و افسردگی قرار دارند .

به گفته این کارشناس،«کودکان سر راهی غالبا کودکان متعادلی نیستند، یا آرام و منزوی اند، یا پرخاشگر و عصبی و بی قرار.»

طردشدگی کودکان، معلول ساختار ناکارآمد اجتماعی و بی عملی دولت

دکتر مهدی آقازمانی، جامعه شناس، در پاسخ این سوال که چند درصد از خشونتی با عنوان طردشدگی که منجر به سرراه گذاشتن یک نوزاد می شود،  به ساختار جامعه و کنش و واکنش اجتماع  برمی گردد؟ می‌گوید: در این مورد رابطه تنگاتنگی وجود دارد.

«نباید فراموش کنیم در طول چند سال گذشته سیاست جدید جمعیتی که در ایران توسط آیت الله خامنه ای ابلاغ و اجرا شده ، از جمع آوری وسایل جلوگیری و ممانعت از وازکتومی مردان گرفته، تا سخت تر شدن شرایط سقط جنین که پیش از این هم در ایران غیر قانونی محسوب می شد. باعث افزایش آمار کودکان سر راهی شده است.»

به گفته این جامعه شناس:«غیر قانونی بودن سقط جنین مهم ترین عامل در افزایش بارداری های ناخواسته و خصوصا بارداری های خارج از ازدواج است که می تواند در افزایش کودکان سرراهی مهم ترین عامل محسوب شود.»

او از سوی دیگر به نابسامانی های اقتصادی جامعه ایران اشاره می کند: «اگر چشممان را به روی  مناطق مرفه نشین شمال تهران یا برخی مناطق مرفه نشین شهرهای بزرگ ببندیم، کلیت ایران با نوعی فقر مزمن روبروست و همین فقر هم شرایط مناسب سرپرستی یک کودک یا نان خور اضافه برای والدین را محدودتر می کند.»

فقر فقر فقر

انگیزه احتمالی پدر و مادری که کودکش را سر راه می گذارد چیست؟

دکتر مهدی آقازمانی  می‌گوید: فقر. این روزها برخی والدین صلاح می دانند به جای این که کودکشان به علت فقر و نداری ، تبدیل به انسانی بدبخت و فلاکت بار و قابل ترحم باشد، او را به زعم خودشان به دست سرنوشت بهتری بسپارند.

اما لایه های زیرین شرایط اجتماعی که بستر مناسب ترک کودک از سوی والدین را فراهم می کند کدام است؟

زمینه های جاری در قوانین اجتماعی ایران، که قوانینی مردسالار و برآمده از شریعت اسلامی است، همواره این فضا را فراهم کرده تا حس قیومیت در سراسر لایه های اجتماعی ریشه دوانده باشد.

بیشتر بخوانید: هزار و یک مصیبت فرزندخواندگی در ایران

خرداد
۱۴
۱۳۹۵
فوت شوهر دلیل قانونی برای سقط جنین؟
خرداد ۱۴ ۱۳۹۵
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , ,
girl-218706_960_720
image_pdfimage_print

Photo: Public Domain / pixabay.com

موسی برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسشگر: باسلام. زن ۳۵ ساله‌ای هستم که  یک فرزند دختر شش ساله دارم. شوهرم سه هفته قبل در حالی که من باردار بودم در اثر یک حادثه کاری فوت کرد. هم اکنون جنین دو ماهه شده است. بر اساس مشورت با خانواده‌ام به این نتیجه رسیدم که سقط جنین کنم. این مساله را با خانواده شوهرم در میان گذاشتم اما آنان موافقت نکردند. من به پدر شوهرم گفتم که چون شوهرم فوت کرده نمی‌توانم فرزند دیگری به دنیا بیاورم و از او نگهداری کنم. پدر شوهرم می‌گوید که تو کاری نداشته باش ما خودمان از بچه نگهداری می‌کنیم و خرج و مخارجش را می‌دهیم. اما به هر حال مسئولیت فرزند با من خواهد بود. از طرف دیگر شوهرم اموال خاصی نداشت و الان مستاجر هستیم حتی کرایه خانه‌مان عقب افتاده بود که برادر شوهرم پرداخت کرد. بعد از اینکه موضوع سقط جنین را مطرح کردم، مادر شوهرم به بهانه نگهداری از دخترم بیست و چهار ساعته کنار من است. می‌ترسم اگر بچه به دنیا بیاید با مشکلات بیشتری مواجه شوم و نتوانم از هر دو نگهداری کنم. پدر و برادر شوهرم به شدت با سقط جنین مخالف هستند و حتی تهدید کردند که اگر سقط جنین کنم مرا راحت نمی‌گذارند. بسیار نگران و مضطرب هستم. از یک طرف از آینده نگران هستم و از طرف دیگر احساس گناه می‌کنم که می‌خواهم موجودی را از بین ببرم. نمی‌دانم چه کار باید بکنم. می‌خواستم از شما بپرسم که آیا از لحاظ قانونی می‌توانم سقط جنین کنم؟ آیا خانواده شوهرم می‌توانند مانع شوند؟

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم و عرض تسلیت! متاسفم از مشکل پیش آمده. قبل از پاسخ حقوقی پیشنهاد می‌کنم با یک روانشناس و مشاوره خانواده نیز صحبت کنید و در مورد تصمیمی که می‌گیرید مشورت کنید. اما خدمتتان عرض کنم که سقط جنین در ایران قانونی نیست. یعنی مادر نمی‌تواند و حق ندارد جنین خود را از بین ببرد مگر در مواردی که جنین بیمار است و پزشکان متخصص در سازمان پزشکی قانونی سقط جنین را تجویز کنند. به عبارتی سقط جنین در مواردی که جان مادر در خطر است و یا جنین دارای بیماریهای خاصی است آن هم قبل از چهار ماهگی امکان دارد. در غیر این صورت نمی‌توان اقدام به سقط جنین نمود.

پرسشگر: یعنی هیچ راه قانونی وجود ندارد؟ اینکه شوهر من فوت کرده است نمی‌تواند دلیل باشد؟

وکیل خانه امن: خیر. اگر جنین سالم باشد هیچ راه قانونی وجود ندارد. فوت شوهرتان در ابتدای تشکیل جنین نیز توجیهی قانونی برای سقط جنین نیست.

پرسشگر: اگر به صورت غیر قانونی جنین را سقط کنم چه می‌شود؟ آیا خانواده شوهرم می‌توانند از من شکایت کنند؟ همچنین آیا می‌توانند حضانت دختر شش ساله‌ام را از من بگیرند؟

وکیل خانه امن: به هر حال با توجه به اینکه سقط جنین ممنوع است چنانچه از طرق غیرقانونی اقدام کنید و از شما شکایتی شود، به پرداخت دیه محکوم می‌شود. در قانون مجازات اسلامی در ماده ۷۱۶ مقدار دیه جنین در مراحل مختلف اشاره شده است. در مورد حضانت لازم به ذکر است که حضانت دخترتان با شماست اما قانون پیش‌بینی کرده است که اگر در اثر انحطاط اخلاقی و عدم مواظبت از طرف مسئول حضانت، وضعیت طفل به خطر بیافتد دادگاه می‌تواند تصمیم مقتضی را در این مورد اتخاذ کند. یعنی قانون در مورد سوال شما پیش‌بینی خاصی نکرده و نمی‌توان گفت که سقط جنین غیرقانونی صلاحیت مسئول حضانت را از بین می‌برد. اما به هر حال ممکن است اگر اقدام به سقط جنین غیرقانونی کنید، خانواده شوهرتان نسبت به سلب حضانت شما اقدام کنند. در این صورت دادگاه در این مورد تصمیم‌گیری می‌کند.

پرسشگر: سوال دیگری داشتم. آیا پس از ۷ سالگی دخترم، پدربزرگش می‌تواند او را از من بگیرد؟ سوال دیگرم اینکه مسئولیت پرداخت کرایه خانه و مخارج من و فرزندم بر عهده کیست؟

وکیل خانه امن: نخیر. این مساله ۷ سال به هنگام جدایی است. در صورت فوت پدر، مادر مسئول حضانت خواهد بود حتی بعد از هفت سالگی. پس از اینکه دخترتان به سن ۹ سالگی رسید خودش می‌تواند تصمیم‌گیری کند. اما به هر حال ولی قهری دخترتان پدربزرگش است و ایشان در مورد امور مالی و غیر مالی دخترتان تصمیم‌گیری می‌کنند. در مورد سوال دومتان عرض کنم که پدر شوهرتان مسئول پرداخت هزینه‌های فرزندتان است اما مسئولیتی در قبال شما نخواهد داشت. به عبارتی هر گونه هزینه دخترتان اعم از خوراک و پوشاک و کرایه خانه بر عهده پدر شوهرتان است.

تیر
۳۰
۱۳۹۳
خشونت علیه جنینی که متولد نشده است
تیر ۳۰ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

2302578247_de432e3fb8_b

عکس: Tacoma Cartoonist

آزاده کریمی – روزنامه نگار

افسردگی کمترین و سرطان بیشترین تاوان خشونت علیه زنان باردار است.

خشونت علیه زنان، بار سنگینی بردوش سیستم بهداشت جهانی گذاشته است که در ظرفیت کاری زنان، کیفیت زندگی و امید آنها به زندگی اخلال ایجاد می کند. در این بین باردار بودن زنان به معنای پایان خشونت نیست و چه بسا مردان بسیاری هستند، که از وضعیت حساس زنان باردار سوء استفاده کرده و بیش از پیش شریک زندگی خود را مورد آزار قرار می دهند.

مطالعات انجام شده در ۴۸ کشور جهان؛ نشان می دهد که ۱۰/۶۹ درصد زنان در زندگی خود خشونت فیزیکی توسط همسرشان را تجربه کرده اند. همچنین مطالعاتی که برای اولین بار در ایالات متحده آمریکا، کانادا و استرالیا انجام شده، نشان داده است که بین ۰٫۹٪ و ۲۰٫۱٪ زنان در دوران بارداری خود خشونت را تجربه کرده اند. (۱)

در ایالات متحده آمریکا تخمین زده می شود که از هر شش زن، یک زن و از هر پنج زن باردار، یک زن خشونت را تجربه کرده اند. (۱) همچنین از هرچهار زن آلمانی، یک زن مورد خشونت قرار گرفته، اما هنوز خشونت علیه زنان باردار در آلمان مورد بررسی آماری دقیق قرار نگرفته است.(۴)

این آمار در ایران، بیش از ۶۰ درصد گزارش شده است. حدود ۲۰ درصد از مراجعات زنان به اورژانس مربوط به تاثیرات ناشی از خشونت خانگی بوده و بیش از یک سوم قتل زنان توسط شریک جنسی آنها صورت می گیرد. (۲) از سوی دیگر؛ بیش از ۸۰ % زنان در طول دوران بارداری دچار درجاتی از استرس های روانی- اجتماعی می شوند و در ۲۰ % زنان، این استرس ها شدید بوده است.(۵)

از آن جایی که زنان باردار، آسیب پذیری بیشتری نسبت به زنان دیگر دارند؛ هراس و تردیدشان از صحبت درباره خشونت اعمال شده علیه آنان؛ موجب افزایش میزان صدمات به مادر و جنین می شود. از این رو در برخی از کشورهای جهان با توجه به تعهدات اخلاقی برای کمک به قربانیان خشونت، به پزشکان و پرستاران نشانه شناسی و اثرات زنان باردار تحت خشونت آموزش داده می شود، که برای اقوام، دوستان و آشنایان نزدیک یا دور یک زن باردار نیز قابل استفاده است.

دکتر مینو عزیزی متخصص زنان و زایمان که در موسسه مشاور زنان باردار برلین فعالیت می کند، ابتدایی ترین اثرات خشونت خانگی (فیزیکی) بر زنان باردار را اینگونه بیان می کند: نشانه های واضح و تردید ناپذیر خشونت در زنان باردار؛ اغلب زخم، کبودی، سوختگی، و یا شکستگی استخوان و دندان است همچنین نشانه های خشونت فیزیکی که به طور معمول با لباس قابل مشاهده است بیشتر در قسمت بالای بدن، بازوها، سر (معمولا پوست سر) و پاها وجود دارد.

او کوچک ترین نشانه های خشونت دیدگی در زنان باردار را مراجعه بیش از حد معمول به پزشک و یا فراموش کردن مکرر قرار ملاقات با پزشک می داند و می گوید: درجه تحریک پذیری زیاد، بی حوصلگی، خستگی مفرط و شکایت زیاد از جنین؛ دیگر نشانه های مورد خشونت واقع شدن است که هنگام مراجعه به پزشک قابل شناسایی و دریافت است.

دکتر عزیزی استعمال بیش از همیشه سیگار؛ مصرف نوشیدنی های الکی، استفاده از مواد مخدر، آرام بخش ها و داروهای ضد افسردگی و خواب آور را از دیگر تاثیرات خشونت خانگی علیه زنان باردار می داند.

با توجه به درجه اعمال خشونت وآسیب دیدگی زن باردار ممکن است در ناحیه اعضای تناسلی و ادراری دچار سوزش و عفونت های مکرر می شود. درد شکم یا لگن، خارش در ناحیه تناسلی یا مقعدی، خونریزی واژن، ادرار دردناک، سختی غیرمعمول در راه رفتن و نشستن و اسپاسم عضلات اطراف مهبل، فقط بخشی از اثرات و مشکلاتی هستند که برای زنان باردار خشونت دیده بوجود می آیند.(۱)

علائم فیزیکی اعمال خشونت علیه زنان باردار شامل: فشار خون بالا، درد معده، زخم معده، درجه تحریک روده بزرگ، درد قفسه سینه و قلب، مشکلات درجه تنفس و علائم آسم هستند که اختلالات غذا خوردن مثل کاهش یا افزایش اشتها را هم در بر می گیرد.

مطالعات ارتباط خشونت خانگی و پیامدهای بد دوران حاملگی را؛ افزایش سقط، زایمان زودرس، کم وزنی زمان تولّد، کاهش ارتباط عاطفی مادر و نوزاد، خونریزی قبل از زایمان، محدودیت رشد داخل رحمی جنین، دکولمان جفت و مرگ و میر پریناتال را  نشان داده اند.(۲)

دکتر عزیزی همچنین به تاثیر خشونت در هنگام زایمان تاکید می کند و می گوید: تحقیقات نشان داده اند زنانی که دوران حاملگی بدون تنش داشته اند و مورد حمایت شوهر و خانواده شان بوده اند، اولا زایمان آسانی داشته و ثانیا فرزندشان در آینده، روحیه سالم و خوبی دارد. در حالی که زنان باردار پر استرس که مورد بدرفتاری قرار می گیرند؛ زایمانی سخت و کودکانی عصبی و ناسالم دارند. این اصل غیرقابل انکار است و متاسفانه در حادترین شکل خود؛ به سقط جنین و نارس بودن طفل منجر می شود.

دکتر کیوان حساس، متخصص داخلی با توجه به چرخه رشد جنین در رحم مادر به تاثیر خشونت بر زنان باردار اشاره می کند و می گوید: از نظر پزشکی ثابت شده است که جریان خون رحم ارتباط نزدیکی با میزان استرس و تپش قلب دارد. یعنی اگر استرس مادر زیاد باشد؛ خون کمتری به جنین می رسد و مسلما تاثیرات فیزیکی منفی خواهد داشت.

او می افزاید: جریان خون نامتعادل مانع رسیدن املاح غذایی و تغییرات هورمونی سوء می شود و برای رشد کودک مضر است و در رشد مغز نیز تاثیر غیرقابل انکاری دارد.

همچنین دکتر عزیزی بر تاثیرغیرقابل انکار نوع برخورد مادر با جنین، پدر با جنین و حتی اطرافیان با جنین در روند رشدش تاکید می کند.

او معتقد است که، مشکلات روحی و روانی و فشار روحی سنگین در زنان باردار باعث فشار خون بالا و جدا شدن جفت می شود. به همین دلیل متاسفانه در شرایط نامناسب روحی زنان باردار، اغلب جنین را از دست می دهند.

دکتر عزیزی حتی استرس بالای زندگی خشونت آمیز را باعث ابتلا به سرطان قلمداد می کند و می گوید: یکی از اصلی ترین دلایل مبتلا به سرطان؛ استرس است. در نتیجه زنانی که به عموما” مورد خشونت واقع می شوند؛ بستر مناسبی برای ابتلا به سرطان ایجاد می کنند.

دکترعزیزی تاثیرات خشونت خانگی علیه زنان باردار را در ارتباط مستقیم با میزان خشونت و قوای روحی و جسمی آنان می داند و اظهار می کند: به طور مثال زنان الجزایر اگر چه قربانی خشونت های فیزیکی و روانی بی شماری هستند و حتی از ابتدایی ترین امکانات بهداشتی بی بهره اند، اما به دلیل قدرت بدنی و روحی بدون حمایت پزشک کودک خود را به دنیا می آورند.

اما آسیب های وارده به زنان باردار فقط به جسم و بدن آنها تاثیر نمی گذارد. بلکه روح و روان مادر و جنین را هم درگیر خود می کند. از آن جایی که زنان باردار تمایل زیادی برای صحبت درباره خشونت نشان نمی دهند و اغلب خود را باعث اصلی خشونت رخ داده می دانند؛ از نظر روحی – فکری در شرایط حادی قرارمی گیرند.

دکتر عزیزی با اشاره به تاثیرات روانی خشونت در زنان باردار می گوید: ضربه روانی یکی از عواقب مهم خشونت علیه زنان است. خشونت تجربه ای غیر قابل کنترل و ناخواسته است که برخی زنان باردار از آن رنج می برند. این تجربه منجر به ناتوانی احساسات، آسیب پذیری و از دست دادن کنترل آنان بر زندگی می شود.

اضطراب، بی قراری، ناتوانی، گریه، نگرش خصمانه به زندگی، بی تفاوتی، بی حالی، بی حسی،خنده های بی دلیل، سردرگمی و وحشت، عوارض روانی قابل مشاهده در زنان باردار تحت خشونت اند.

از سوی دیگر؛ ضعیف شدن حافظه، از دست دادن زمان، افسردگی، احساس بی ارزشی، احساس گناه و شرم، مسخ شخصیت، احساس تنهایی، تغییر سریع خلق و خو، عدم تعلق، توهم فراموشی علائم طولانی مدت خشونت بر زنان باردار است.(۱)

همچنین تاثیرات اجتماعی خشونت علیه زنان؛ علائمی چون از دست دادن دوستان، قطع ارتباط با بستگان، شرکت نکردن در زندگی اجتماعی، چند یا بدون سرگرمی بودن، مطیع و خشک بودن در رفتار، عقب نشینی از مواضع و انزوا را به همراه دارد.(۱)

خانم دکتر عزیزی با بیان اینکه زنان باردار تحت خشونت، اغلب فشار حاصل از خشونت را درک نمی کنند، می افزاید: این زنان با توجه به فشار روحی شدید؛ میلی به خوردن غذا و ادامه حیات ندارند. به همین دلیل به تغذیه توجه نمی کنند و درجه آسیب رسانی را بالاتر می برند. مثلا این زنان وقتی برای معاینه مراجعه می کنند، حتی از زردی پوست و فشار پائین یا بالای خونشان بی اطلاع بوده و حتی به تپش بالای قلب خود بی توجه هستند.

دکتر عزیزی معتقد است، مشکلات فیزیکی زنان خشونت دیده تا زمانی ادامه خواهد داشت که زنان به فکر نجات خود باشند. اما متاسفانه اکثر این زنان به تسکین دهنده های موقتی چون سیگار، الکل و مواد مخدر روی می آورند که خود تاثیرات مخرب دیگری بر جای می گذارد. در این شرایط کودکانی به دنیا می آیند که در خارج رحم مادر، با شوک کمبود سیگار، الکل و مواد مخدر روبرو هستند.

همچنین دکتر حساس میزان و مدت زمان استرس را در رابطه مستقیم با مشکلات احتمالی جنین می داند: تاثیرات فیزیکی و روحی خشونت بر جنین به استمرار یا عدم استمرار خشونت و عمق تاثیرات آن بر مادر بستگی دارد. اگر خشونت خانگی در دوران بارداری ادامه پیدا کند؛ تاثیر درازمدتی بر جنین خواهد داشت، اما در صورتی که مقطعی بوده و زن باردار قدرت کافی برای ترمیم خود را داشته باشد؛ جنین آسیب غیرقابل جبرانی نخواهد دید.

وی در این مورد می افزاید: اگر خشونت اعمال شده بر زن باردار، در سه ماه اول یا آخر بارداری باشد؛ یعنی دقیقا زمانی که ارگان های اصلی کودک در حال تشکیل است، فاز مشکلات جنین گسترده تر و حساس تر خواهد بود.

به عقیده دکتر حساس زنان در دوران بارداری، به دلیل تغییر هورمون ها، احساس و تفکراتشان متفاوت از همیشه خواهد شد. این زنان به دلیل رشد جان دیگری در بدنشان، شکل دیگری از خود را تجربه می کنند که حتی برای خود آنها هم غیرقابل پیش بینی و کنترل است. به همین دلیل زنان باردار تحریک پذیری بالاتری دارند و تاثیرات خشونت خانگی دوران بارداری با قبل از آن بسیار بیشتر است.

دکتر نیلوفر محمدی روانپزشک و روانکاو کودکان و جوانان با اشاره به هوشیاری کامل جنین نسبت به رخدادهای حتی جهان خارج رحم می گوید: آزمایشات نشان داده که جنین فضای داخل و خارج رحم را می شناسد و به طور کامل با این دو فضا در ارتباط است.

او می افزاید: استرس، مصرف الکل و قرص های ضدافسردگی و کشیدن سیگار، فشار خون را بالا می برد و روی زمان بارداری تاثیر می گذارد. نوزادی که تحت تاثیر این شرایط در رحم بوده، بی دلیل گریه می کند، با غذا خوردن مشکل دارد و قاعدتا” مادر با آرام کردنش مشکل خواهد داشت.

این پزشک درباره میزان تاثیرات خشونت بر جنین می گوید: یک کودک حاصل شرایط دوران بارداری مادر و شخصیت خود است. کودکانی که از ابتدا شخصیت محکمی (حتی در مرحله جنینی) دارند؛ شاید شرایط سخت رحمی مشکل فیزیکی یا روانی برایشان ایجاد نکند، اما کودکان حساس تری که شرایط نامناسب جنینی را تجربه کرده اند؛ بازتاب های آن را در زندگی خود خواهند داشت.

دکتر محمدی می افزاید: کودکانی که وضعیت جنینی مناسبی نداشته اند( که می تواند حاصل وضع نامناسب خانواده، مشکلات اقتصادی و اجتماعی، شخصیت ضعیف مادر و پدر باشد)، از همان ابتدای راه زندگی، متفاوت از دیگر کودکان هستند. این کودکان را به راحتی نمی توان فهمید یا از حالت چهره و حرکاتشان مورد بررسی قرار داد.

اغلب این کودکان، مادر خود را در شرایط سختی قرار می دهند و مادر بسختی می تواند مشکل آنها را بفهمد. مادری هم که روحیه خوبی نداشته باشد و خود از مشکلات شخصیتی و خانوادگی رنج ببرد؛ طاقت و تحمل دریافت سیگنال های پنهان کودک را ندارد.

او می گوید: فاکتورهای فیزیکی در زن باردار قربانی خشونت می تواند شامل سقط، نارس بودن نوزاد و زایمان زودرس باشد. اما از نظر روحی داستان پیچیده تر از این ها است. در این مورد هم نمی توان کلیشه ای بحث کرد؛ چون این جریان در هر فرد با دیگری متفاوت است. در واقع تاثیرات روانی خشونت بر هر زن باردار با دیگری متفاوت؛ و بستگی به شخصیت قوی یا ضعیف زن دارد و اینکه تاریخچه زندگی اش چیست.

دکتر محمدی می افزاید: روانشناسی از ایده های دگم بیرون آمده و نزدیک به تجربه های پزشکی شده است. در واقع هر سوژه ای باید بررسی شود؛ چرا که ما مغز را کاملا نمی شناسیم و تعریف روشنی از ناخودآگاه و خودآگاه نداریم. تحقیقات امروز روی هر مریض کار می کند و حکم کلی صادر نمی کند.

ابعاد گسترده عوارض خشونت خانگی بر زنان باردار؛ نشانگر آن است که خشونت می تواند از جنبه های مختلف، مادر و جنین را با خطر مواجه سازد. بنابراین توجه و مقابله با این مشکل و پیشگیری از طریق آموزش و مشاوره می تواند در بهبود سیر حاملگی، زایمان و وضعیت نوزاد مؤثر باشد.

منابع:

۱٫Sirkka Perttu,Verena Kaselitz. Gewalt an Frauen in der Schwangerschaft. Handbuch fuer die Geburt- und Kindermedizin

  1. ماهرخ دولتیان، مریم قراچه، محبوبه احمدی، دکتر جمال شمس، دکتر حمید علوی مجد. بررسی همبستگی سوءرفتار همسر با پیامد حاملگی در زنان باردار، مجله پزشکی هرمزگان سال سیزدهم شماره چهارم زمستان ۸۸ صفحات ۲۶۹-۲۶۱
  2. راضیه باقرزاده، طاهره کشاورز، فرخنده شریف، صدیقه دهباشی، حمیدرضا طباطبایی. رابطه خشونت خانگی با عوارض حاملگی، نوع زایمان و وزن زمان تولد در خانمهای زایمان کرده بستری در بخش بعد از زایمان در بیمارستانهای  آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز

۴٫ دکتر مینو عزیزی؛ پزشک زنان و زایمان

۵٫ دکتر بابک اثباتی. اختلالات اضطرابی حین بارداری. نشریه تخصصی زنان و مامایی ایران، دوره ۶، شماره ۴، سال ۱۳۹۰ (طب مادر و جنین)

تیر
۱۶
۱۳۹۳
بچه هایم را زیر درخت انار چال کردم
تیر ۱۶ ۱۳۹۳
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس: namehnews.ir

 پریسا صفرپور، فارغ التحصیل رسانه و هنر

نه اینکه خیال کنید دیوانه بود. یعنی حداقل در ظاهر یک زن معمولی و مادری به نظر می‌رسید که بدشانسی آورده و معتاد شده است. حتی اگر تصور می‌کنید داستان معروف «زنان بدون مردان» که در آن زنی خودش را کاشت را خوانده باز هم  سخت در اشتباه هستید. او فقط یک زن ساده  و کم سواد بود که روزی خوشبخت بوده و آن روز که با من حرف می‌زد دیگر تفاوت «چال کردن» و «کاشتن» را نمی دانست، یا شاید می‌دانست و اهمیت نمی داد.

زنان همسایه می گفتند «اگر مستمری بگیر نبود تا به حال بچه هایش در خیابانها و خودش در جوی آب گمشده و‌مرده بودند». هیچ‌کس از گذشته‌اش نمی دانست. اغلب زنان همسایه اش که خودشان نیز تن فروش یا معتاد بودند می گفتند او خودخواه است. می گفتند از لج و با میل مواد می کشد و حامله می شود و بچه می اندازد. «افسر» که مالک آن امارت قدیمی با دوازده اتاق دراطراف حیاط  بود زن را بهتر می شناخت.

« او زن بدی نیست.حیف شده است. معلوم نیست قدیم‌ها چه بر سرش آمده. گاهی آن قدر می‌کشد که می‌گویم شاید دارد خودکشی می کند. یک بارآن قدر کشید که فکر کردم مرده و رفتم سرکوچه تزریقاتچی بیاورم. وقتی آمدیم دیدم زیر پا و فرش و زندگی اش غرق در خون است. وقتی او را بلند و‌ وارسی کردیم یک چیزی به بزرگی کف دست در لباس زیرش     دیدیم. پیچاندیمش در حوله تا خودش به هوش بیاید و ببینیم چه می خواهد بکند. وقتی به هوش آمد مثل دوش از بدنش خون   می‌رفت اما رفت بچه را چال کرد تو باغچه. دلم نیامد چیزی بگویم ولی یکی از زن‌ها گفت قبلا هم دیده که این کار را می کند(چال کردن چیزی در باغچه). کاشکی یک جایی بود که تحویلش بدهم. پلیس که فایده ندارد. کاش حداقل جایی   برای بچه هایش بود. بهزیستی هم فایده ندارد. دوتا از زنهای همین خانه بچه‌هایی هستند مثل بچه‌های این بدبخت که حالا   برو ببین در اتاقهای بغلی، اینکاره اند.»

وقتی صحبتم با او را شروع کردم تازه پایپ شیشه کشیدنش را کنار می گذاشت.

همسایه هایت می گویند مثل آب خوردن بچه سقط می کنی!؟
نه می فهمم کی حامله ام و نه می فهمم کی سقط می شود.

چطور نمی فهمی حامله ای؟
قاعدگی ام منظم نیست. گاهی یکسال خبری نیست. بهتر. دردسر و کثیفی کمتر.

سقط کردن که کار آسانی نیست. خطر مرگ دارد. چطور نمی فهمی؟
مواد که می‌زنم می‌روم هوا و نمی فهمم. فقط از دردهای بعدش و خونریزی می فهمم.

چرا پیشگیری نمی کنی؟
پیشگیری چی؟

جلوگیری از بارداری. با قرص. کاندوم…

(می خندد).

  چرا می خندی؟

زشته اسمش را می آوری.

کاندوم که خنده ندارد. یک وسیله ی معمولی و همگانی و قدیمی است برای پیشگیری از بارداری.
بله خوب، می دانم… ولی من که نمی توانم کسی را زور کنم از این استفاده کند.

خودت هم قرص نمی خوری؟
نه خوب نیست.

چه چیزش خوب نیست؟
خوب دیگر، بد است به هزار دلیل. مواد، حال و هوا، زنانگی، میل، معده‌ام ناراحت است.سر درد می گیرم.

یعنی برایت مهم نیست دائم باردار شوی و سقط کنی؟

نه مهم هست  نه مهم نیست. کار زن حامله شدن و زاییدن و سقط کردن و اینهاست دیگر.

شوهرت کجاست؟

ندارم. سالها پیش ازآنکه بیایم اینجا و زندگی خوبی داشتم مرا طلاق داد.

طلاق گرفتید یا طلاقت داد؟

حالا چه فرقی می کند. طلاق گرفتیم مثل هزاران طلاق دیگر.

صیغه می شوی؟
گاهی صیغه گاهی همینطوری.(خنده)

چند فرزند داری؟

یکی با شوهر اولم از روزهایی که خوشبخت بودم. دیگر نمی‌دانم کجا هستند ولی خوشبخت هستند. دوتا هم اینجا، یکی را هم فروختم و چندتا هم کاشته ام.

کاشته ای؟ کجا؟
توی همین باغچه. زیرآن درخت‌های انار و خرمالو.

یعنی همینطوری زمین را کندی و بچه را چال کردی؟
اینها که بچه نیستند. یک کف دست گوشت و خون هستند.

از بیماری های واگیردار نمی ترسی؟

چه بترسم؟ مریضی مال آدمیزاد است.

از روزهای خوب و خوشبختی ات برایمان می گویی؟
یادآوری آن روزها دردی دوا نمی کند. همانطور که حرفهای حالا. خوشبخت بودم دیگر. مثل تو، مثل این خانم. مثل همه  خوشبخت ها. طلاق گرفتیم و با یکی که دوست داشتم صیغه کردیم. از آن به بعد افتادم توی خط مواد و عشق و حال. تا وقتی بَرو رو داشتم خوب بود ولی اصلن نفهمیدم چطور شد. یک روز به خودم آمدم دیدم یک زنی توی آیینه چشمهاش مثل دانه ی عدس توی یک کاسه خون لق می خورد و می گویند منم.
طی بیست دقیقه ی اخیر سه بار مواد زده ای!
خوب حالا می شود چهاربار. مگر تو پولش را می دهی. می‌ترسی کنتور بیاندازد؟ ناراحتی برو!

ناراحت نیستم ولی فکر می کنی بتوانیم به حرف زدن ادامه بدهیم؟
….

هنوز نمی‌دانی مواد با تو چه کرده است؟

بیا، تو هم بزن… بیا نترس… تعارف می کنی؟

 فکر می کنی چرا خوشبخت ها مثل آن وقتهای تو، مواد می زنند تا بدبخت شوند؟

آدم نمی داند قرار است چه بشود…صیغه ای اولم تو کار مواد بود. می‌داد بزنم که جنس خوب دست مشتری بدهیم.

تو که احساس بدبختی می کنی چرا بچه های دیگری را به این دنیا می آوری که در بدبختی تو شریک شوند؟
بچه کی؟

بچه های خودت.

کجا بیاورم؟

پسرت هفت هشت ساله است و مواد می زند.
افسر بی پدر و مادر، مگر نگفتم چیزی نده دست این توله سگ. این افسر زن همسایه بغلی داده دستش حتمن. به بچه ی   بی پدر بدبخت وقتی نشئه است می خندند.

 با این حساب که پدر بچه ها مشخص نیست نه شناسنامه دارند و نه می توانند به مدرسه بروند.

چطور مشخص نیست؟… این مردک بی همه چیز که سر خیابان دیدی حتما! انگشتر می فروشد، او شش ماه صیغه اش  بودم بچه انداخت تو شکمم و زد زیرش.

هنوز صیغه می شوی؟

کسی دیگر سراغ من نمی آید. یک وقت گذری مهمانی چیزی همسایه ها داشته باشند و من دلم بکشد و اندازه دو سه روز مواد بدهند.

ازهمین ارتباطات باردار می شوی؟
مواد که می‌زنم، دیگر با کی و با چی مهم نیست.

از سقط  جنین هایت کم حرف زدی. این خیلی موضوع مهم و حیاتی است. چرا ازش فرار می کنی؟
هرچی من می زنم تو‌می پرانی. گفتی فقط چندتا سوال. به چه دردت می خورد؟ پول در آوردنش مال شماست و مواد حرام کردن و تو خماری ماندنش مال ما.

«نشئه بود و برخلاف تصور من از یک نشئه، دوست داشت بخوابد. شاید هم نمی‌خواست اما توان نشستن نداشت. به حیاط و بچه هایی که با موهای درهم گره خورده و بینی های آویزان دور درخت خرمالو و انار می دویدند نگاه کردم.

افسر معتقد بود مواد او را بی حس می‌کند که نمی‌فهمد اما «دفعه ی آخر تکه‌ای از رحم اش نیز آمده پایین و یک ماه رو  به مرگ در بیمارستان بستری اش کردند و دیگر بچه‌دار نمی شود». وقتی بیدار شد خُلق اش آن‌قدر تنگ بود که جواب خوش و بش مرا نداد. چند چای سرد و سیاه ریخت و هورت کشان از پنجره سرک کشید و سر بچه‌ها فریاد زد. «آتی بی پدر خودت را خیس نکن لباس نداری. اصلن حرف گوش نمی دهد. از صدتا پسر تخم جن تر است.»

خیلی دوستشان داری!
دلم برایشان می سوزد. شانس نداشتند که به دنیا آمدند. اگر آن موقع عقل امروز را داشتم همان نوزادی می فروختمشان یا  سقطشان می کردم. دعا کن مشتری پیدا بشود رد کنم بروند.

خرج زندگی ات از کار بچه ها در قبرستان ها می گذرد؟

مستمری بگیر مادرم هستم. کفاف نمی دهد. بعضی وقت ها با بچه ها می رویم اسپند دود می کنیم و گل می فروشیم.می گذرد. گرسنه نیستیم.

خرج مواد تو بیشتر است یا خوراک و پوشاک بچه ها؟

خیلی سؤال های بی سر و ته می پرسی. آن چندبار را که نگذاشتی به دلم بنشیند. حداقل بگذار این دفعه راحت بزنم وگرنه تو را می زنم.(می خندد)

تو بگو چه بپرسم! وقتی از گذشته‌ات می‌پرسم که حرف نمی زنی. دوست داری از آینده حرف بزنیم؟

  ما که آینده نداریم.

دوست داشتی کسی و جایی بود که کمکت کند؟

اگر وقتی طلاق گرفتم بی‌کس و کار نبودم و مردک صیغه‌ای بدبختم نمی کرد… برو خانم ولمون کن بذار به درد خودمون بمیریم.

طوری دود را می مکید که بی‌اختیار چشمم روی چشمهایش کلید شد. راست می گفت. دو دانه عدس در کاسۀ خون لق  می‌خورد و نمی‌فهمیدم چرا مژه هایش همچنان بلند و پیچیده و پرپشت باقی‌مانده است. دود را به صورت دختربچه دو سه ساله ای فرستاد که ده ثانیه نبود وارد اتاق می شد، با لباسهای خیس، سرشار از لذت آب تنی با شلنگ زیر درخت انار به مادر تکیه داد و من از اینکه دعا کردم «پدر و مادری پیدا بشوند و او را بخرند» خود را سرزنش می کردم.