صفحه اصلی  »  سالمندان
image_pdfimage_print
مهر
۹
۱۳۹۴
سالمندان بیشترین نرخ خود-دیگرکشی را دارند
مهر ۹ ۱۳۹۴
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:Kamyar Adl

نوشته‌ استفانی آکین (Stephanie Akin)

خانه امن :مرد همسرش را در حالی‌ که خواب بود با تبر می‌کشد و بعد خودکشی می‌کند. این زن و شوهر ساکن محله‌ «اِلم‌وود پارک» (Elmwood Park)، تنها زوج سالمند شهرستان برگن نبودند که در سال‌های اخیر در یک خود‌-دیگر‌کشی خشونت‌آمیز کشته شدند.

در ماه سپتامبر، یک مرد ۸۵ ساله‌ اهل «هَسبراک هایتس» (Hasbrouck Heights) که به پلیس گفته بود دیگر نمی‌خواهد زنده بماند، زنش، بهترین دوستش و خودش را با شلیک گلوله به قتل رساند.

در سال ۲۰۱۲، یک مرد ۸۲ ساله، پیش از کشتن خود، همسر ۷۹ ساله‌اش را با شلیک گلوله به پشت سرش در خانه‌شان در شهر ماوا به قتل رساند.

متخصصان محلی و ملی در زمینه‌ خشونت خانگی و سالمندان اذعان داشتند در حالی که تحقیقات بر روی قربانی‌های جوان‌تر متمرکز است، چنین خشونت‌هایی عمدتاً در میان سالمندان رخ می‌دهد.

طبق گزارش پلیس ایالتی نیوجرسی درمورد خشونت خانگی، در سال ۲۰۱۲، تقریباً ۵ درصد از قربانی‌های خشونت خانگی در نیوجرسی ( ۲۹۰۰ مورد از  موارد گزارش‌‌شده) افراد ۶۰ سال به بالا بودند.

اما آنها قربانیان ۱۸ درصد از قتل‌های خانگی بودند،یعنی ۷ مورد از هر ۳۸ مورد.

همچنین، جمعیت سالمند اغلب محروم از خدماتی هستند که به زنان آسیب‌دیده ارائه می‌شود، و در تحقیقات درمورد خشونت خانگی نادیده گرفته‌ می‌شوند.

اِلِین مِیِرسون، مدیر اجرای مرکز امید و امنیت در شهرستان برگن (که قبلاً «به خواهرانمان پناه دهید» نام داشت) گفت: «در شهرستان برگن، در کمتر از ۱۲ ماه، دو مورد (قتل خانگی شامل زوج‌های سالمند) داشتیم، بنابراین واضح است که این یک معضل است.»

وی گفت: «سوال این است که وقتی بسیاری از آنها خانه‌نشین هستند، چطور می‌توانیم به آن‌ها دست یابیم و به آنها در ارتباط با برنامه‌ریزی امنیت آموزش دهیم؟ این یک چالش است، و درست نیست که آنها مجبور باشند زندگی کردن در چنین خانه‌های پرخشونتی را تحمل کنند.»

اغلب، معضلات خاص کهولت همچون بیماری و تنهایی باعث می‌شوند انگیزه‌های قتل‌های خانگی درمورد سالمندان مبهم و ناشناخته بماند.

این مساله در هر یک ار سه مورد اخیر در شهرستان برگن مشهود بود؛ احتمالاً هیچ وقت انگیزه‌ واقعی هیچ یک از آنها پیدا نخواهد شد.

“آنجلو تالیگنانی”، در “هسبراک هایتس”، از خود نشانه‌های افسردگی نشان داده، و همسرش، “آنتونیت”، متحمل صدمات ناشی از زمین افتادن شده بود. در آن زمان پلیس می‌گفت آنها باور داشتند که “تالیگنانی” قصد کشتن کسی جز خودش را نداشت و احتمالاً قصد داشته هنگام ملاقات بهترین دوست ۸۴ ساله‌اش، “آنتونی جنتیل بزرگ”، اسلحه‌ای تهیه کند تا با آن خودش را بکشد. اما در عوض، “تالیگنانی” به “جنتیل” شلیک کرد، و سپس به خانه برگشت و همسرش را که روی تخت دراز کشیده بود با شلیک گلوله کشت و بعد تفنگ را به سمت خود گرفت و خودکشی کرد.

“هَری اِلیس”، در “ماوا”، به بیماری پارکینسون مبتلا بود. به دخترش تلفن زد و گفت: «همین الآن مادرت را کشتم و الآن هم می‌خواهم خودم را بکشم.» خیلی زود اجسادشان پیدا شد. جسد زن جلوی مانیتور رایانه بود که احتمالاً پیش از آنکه شوهرش به پشت سرش شلیک کند، مشغول کار بود. اما مدرکی پیدا نشد که نشان دهد “باربارا اِلیس” با «خودکشی توافقی» موافقت کرده باشد.

همچنین، پلیس گفت: زوج ساکن “الم‌وود پارک”، “مایکل”و “رسالیا جاسکین”، سابقه‌ «خشونت خانگی» داشتند. اعضای خانواده گفتند که مایکل، در سن ۱۰۰ سالگی، مبتلا به زوال عقل بود، اما مقامات انگیزه‌ای برای این خود-دیگر‌کشی نیافتند.

مایکل همسر خود را درحالی که خواب بود با تبر به قتل رساند، سپس با استفاده از چاقو خودش را در حمام خانه‌شان کشت.

بانی برندل، مدیر سازمان ملی بدرفتاری در اواخر زندگی (National Clearinghouse on Abuse in Later Life) واقع در ویسکانسین، می‌گوید:بسیاری از این موارد به عنوان قتل‌های مرتبط با خشونت خانگی ثبت نمی‌شوند، چون – معمولاً به غلط – چنین فرض می‌شود که از روی دلسوزی بوده است.

برندل گفت: «در بسیاری از این موارد، وقتی مردم پیرتر می‌شوند، نام آن را بیشتر قتل از روی ترحم می‌گذارند؛ وقتی یکی یا هر دوی آنها بیمارند، آنها چنان یکدیگر را دوست دارند که می‌خواهند با هم بروند.»

وی ادامه داد:«متاسفانه، اغلب به اشتباه به عنوان رابطه‌ای عاشقانه و بزرگ توصیف می‌شود در حالیکه دقیقاً عکس آن صادق است.»

برندل گفت قضیه‌ قتل از روی ترحم، باعث بی‌اهمیت جلوه دادن عقیده‌ رایج قدرت و کنترل می‌شود که دهه‌ها است در اغلب مواقع اتفاق می‌افتد.

بسیاری از قربانیان سالمند زن خشونت خانگی، خشونتی را که در معرض آن قرار می‌گیرند گزارش نمی‌کنند، زیرا جایی را ندارند که برای کمک به آن روی آورند. در بسیاری از ایالت‌ها تا دهه‌ ۱۹۷۰، خشونت خانگی جرم محسوب نمی‌شد، و قانون فدرال خشونت علیه زنان تا قبل از سال ۱۹۹۴ تصویب نشده بود.

مسائل روانشناختی نیز منجر به چنین رویدادهایی می‌شوند. به گفته‌ کارشناسان، زوج‌های سالمند معمولاً چنین باور دارند که  ازدواج، فارغ از هزینه‌هایش، یک نهاد است. با پیر شدن، مردم منزوی‌تر می‌شوند، که این پتانسیل خشونت را افزایش می‌دهد و بسیاری از قربانی‌های سالمند از کسانی که با آنان بدرفتاری می‌کنند مراقبت هم می‌کنند، چون خانه‌نشین هستند.

کارن روبرتو، مدیر مرکز پیرشناسی در موسسه‌ ویرجینیاتک و نویسنده‌ چندین مقاله در زمینه‌ خشونت خانگی در میان سالمندان، می‌گوید: «زنان مسن، اغلب از عذاب وجدان ترک فرد خشونت‌گری حرف می‌زنند که در شرایط سلامتی بدی به سر می‌برد.»

چنین اعداد و ارقامی، بازگوکننده‌ تحقیق “دونا کوهن” هستند. کوهن استاد روانپزشکی و علوم رفتاری گروه کهنسالی و سلامت روانی در دانشگاه فلوریدای جنوبی است، که نزد سنای آمریکا در ارتباط با این موضوع شهادت داده است. وی ‌یافت که سالمندان بیشترین نرخ خود-دیگرکشی را دارند.

جین شیواس، مدیر اجرایی ائتلاف نیوجرسی برای زنان آسیب‌دیده، می‌گوید: «این می‌تواند حاکی از کمبود منابع برای افراد مسن جامعه‌ ما باشد.»

اما مطالعات ملی در زمینه‌ خشونت خانگی اغلب سالمندان را نادیده می‌گیرند، و بر افراد زیر ۵۰ سال تمرکز دارند. تحقیقات درباره‌ خشونت علیه افراد مسن، عموماً روی فرزندان آنها و دیگر مراقبانشان که با آنها بدرفتاری می‌کنند متمرکز است.

روبرتو می‌گوید: «بزرگسالان مسن، مخصوصاً در این شرایط، دیده نمی‌شوند. فکر می‌کنم که در آینده صرفاً به دلیل پیر شدن جمعیت، شاهد تعداد بیشتری از این موارد باشیم. چطور با این مساله برخورد کنیم؟ دیگر نمی‌توانیم بیش از این، آن را پنهان کنیم.»

شهریور
۱۹
۱۳۹۴
خشونت خانگی علیه سالمندان، چرایی و چگونگی
شهریور ۱۹ ۱۳۹۴
پادکست
۰
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print


در هجدهمین میزگرد آنلاین خانه امن، «خشونت خانگی علیه سالمندان» از دو منظر روان‌شناسی و حقوقی بررسی می‌شود. محمد اولیائی‌فرد، وکیل دادگستری، از منظر حقوقی و نسترن ادیب‌راد، مشاور خانواده و جوانان، از منظر روان‌شناسی به تحلیل موضوع می‌پردازند.

مرداد
۲۱
۱۳۹۴
زیر و بم افسردگی در ایران
مرداد ۲۱ ۱۳۹۴
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

عکس:Lloyd Morgan

روان‌شناسان می‌گویند در جامعه ایران علائمی به‌وجود آمده که نشان می‌دهد افسردگی در حال گسترش و افزایش است. آن‌ها استفاده از قرص‌های ضدافسردگی، بی‌انگیزگی، عدم مشارکت اجتماعی و… را آلارم‌هایی می‌دانند که اگر به آن‌ها توجه نشود، روزی به مرحله انفجار خواهد رسید.

به گزارش فرارو، گفته می‌شود به طور کلی میزان افسردگی مردم جهان یک-چهارم جمعیت، برابر با ۲۵ درصد است. این آمار در ایران نیز مشابه و مابین ۲۰ تا ۲۵ درصد را تشکیل می‌دهد.

سال‌هاست که از افسردگی جامعه سخن گفته می‌شود. در سال ۹۰ پژوهشی انجام شد که در آن از وجود علائم افسردگی در ۱۲ درصد جمعیت سخن به میان آمد. این پژوهش در قالب طرح پیمایش ملی سلامت روانی بر روی ۷ هزار و ۸۸۶ فرد ۱۵ تا ۶۴ ساله تمرکز کرده بود که نتیجه آن پی‌بردن به ۱۲٫۷ درصد اختلال افسردگی در جمعیت عمومی مردم بود. بر اساس این مطالعه ۱۰٫۳ درصد مردان و ۱۵٫۴ درصد زنان اختلال افسردگی داشته‌اند.

آمارها در سال‌های بعد با تغییرات رو به رشدی ارائه شدند. در گزارشی گفته شده در سال ۹۱، ۱۰ تا ۱۵ جامعه ایران افسردگی دارند. آمارهای سال ۹۳ نیز ۲۱ درصد جمعیت کل کشور را افسرده و ۳۴ درصد مرد شهر تهران را دارای اختلال روانی دانسته‌اند.

علی‌اکبر نجاتی صفا –روان‌‌پزشک و عضو گروه روان‌پزشکی دانشکده پزشکی- نیز با اشاره به مطالعه همه‌گیرشناسی سلامت روان در کشور که بر روی ۳۵ هزار و ۱۵ نفر از سراسر انجام شده گفته “بنابر این مطالعه شیوع تخمینی مشکلات سلامت روان در مناطق روستایی کشور ۲۱٫۳ درصد و در مناطق شهری ۲۰٫۹ درصد است.

همچنین این پژوهش نشان داد که از میان موارد مورد مطالعه ۲۱ درصد دارای علائم افسردگی، ۲۰٫۸ درصد علائم اضطرابی، ۹٫۱۷ درصد علائم جسمانی و ۱۴٫۲ درصد دارای اختلال کارکرد اجتماعی هستند.

درنتیجه با توجه به آخرین نظرات کارشناسان و مسئولین، آمار افسردگی را به طور میانگین باید مابین ۲۰ تا ۲۵ درصد دانست. به‌گفته روان‌شناسان و روان‌پزشکان به طور کلی بیشترین اختلالات روانی در افراد متاهل، افراد مسن، افرادی که طلاق‌گرفته‌اند و زنان دیده می‌شود.

چرا زنان سه‌برابر مردان افسرده‌اند؟
بنابرآمار و اظهارنظرهای موجود، زنان بیش از مردان دچار افسردگی و اختلال‌های ناشی از آن هستند. بنابر گزارش انجمن روان‌شناسی ایران سهم زنان ایرانی از اختلال روانی، سه تا چهار برابر بیشتر از حد معمول است. استاندارد افسردگی زنان، بین پنج تا هفت درصد است اما با ارقام اعلام شده بین ۱۵ تا ۲۸ درصد زنان ایرانی افسرده‌اند.

دلایل متفاوتی برای آمار بالای افسردگی زنان ایرانی وجود دارد، که عمدتا به مسائل اجتماعی باز می‌گردند. مریم جمشیدی –جامعه‌شناس- معتقد است کمبود اوقات فراغت زنان منجر می‌شود تا آن‌ها به افسردگی مبتلا شوند.

کارشناسان دیگر نیز به ساختارهای مردسالارانه جامعه در افسردگی زنان اشاره دارند. دکتر ناهید کشاورز –روان‌شناس نیز می‌گوید “شرایط اجتماعی به گونه‌ای سازماندهی نشده که زنان بتوانند انتظارات خود را برآورده کنند، چون با این‌که دختران تا حدودی فرصت پرداختن به علایق خود را دارند؛ اما پس از ازدواج و فرزندآوری باید خود را وقف فرزند و شوهر کنند، در حالی که اگر به علایق آنان توجه کافی نشود، زنان نمی‌توانند نقش همسری و مادری خود را به درستی ایفا کنند و در نتیجه آن‌ها رو به افسردگی می‌روند”.

بخش دیگر از آمار افسردگی زنان به زندگی آن‌ها پس از طلاق بازمی‌گردد. قائم مقام وزارت کشور چندی‌پیش گفته بود که ۹۰ درصد زنان طلاق‌گرفته جامعه، نمی‌توانند ازدواج مجدد داشته باشند. کارشناسان معتقدند دلیل این امر ساختارهای اجتماعی غلط است. به گفته دکتر راد گودرزی –روان‌شناس- به‌طور کلی ۲۰ تا ۲۴ درصد افراد طلاق گرفته –چه زن و چه مرد- افسرده‌اند و زنان نقش بیشتری را در این آمار دارند.

افسردگی سالمندان را کسی جدی نمی‌گیرد
گروه دیگری که به زعم روان‌شناس بیش از دیگران در معرض افسردگی هستند سالمندان‌اند. دوره سالمندی با بازنشستگی و کاهش فعالیت‌های اجتماعی همراه است و اگر از افراد سالمند در این دوره حمایت‌های لازم صورت نپذیرد آن‌ها دچار افسردگی و طرد اجتماعی خواهند شد. عالیه شکربیگی -جامعه‌شناس و دبیرکارگروه خانواده سالم معاونت زنان وخانواده نهاد ریاست جمهوری- سه ضلع دولت، نهادهای غیردولتی و خانواده را در بحث مربوط به سالمندان موثر می‌داند و استنباط می‌کند که به‌دلیل عدم کارایی این سه ضلع سالمندان در ایران در خطر عدم حمایت قرار گرفته‌اند و در نتیجه افسرده‌ می‌شوند.

کارکرد سیستم‌های اجتماعی در قبال مقوله سالمندی درحالی از ضعف زیادی رنج می‌برد که جمعیت ایران تا ۱۰ الی ۱۵ سال دیگر رشدی زیاد در این زمینه خواهد داشت و پیش‌بینی شده تا ۱۰ سال دیگر ایران ۱۵ میلیون جمعیت سالمند داشته باشد.

متاهل‌ها بیش از مجردها افسرده‌اند
آمارهای روان‌پزشکی و روان‌شناسی گفته‌اند افراد متاهل در معرض افسردگی زیادی قرار دارند. بنابر طرح پیمایش ملی سلامت روان ۱۲٫۵ درصد از افراد متاهل دچار افسردگی هستند.

دکتر منتظری -عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی و رییس پژوهشکده علوم بهداشتی – در این‌باره معتقد است: درصد افسردگی متاهلان بیش از افراد مجرد است. مطالعات نشان می‌دهد که خود تاهل باعث سلامت فرد می‌شود، سبک زندگی وی را تغییر می‌دهد و رفتار‌های مخاطره‌آمیز فرد کاهش می‌یابد؛ به‌طور کلی مردان در تاهل نفع بیشتری از زنان می‌برند اما این‌که در متاهلین افسردگی بالاتر است به دلیل فقدان تنوع در زندگی حال حاضر متاهل‌ها به خاطر شرایط تحمیلی و نگرانی‌های موجود مثل مسائل و مشکلات اقتصادی است.

با وجود شیوع افسردگی در گروه‌های مختلف اجتماعی، این اختلال روانی درحالی در جامعه رو به افزایش گذاشته که درصد کمی از افراد به مداوای بیماری خود اقدام می‌کنند. دکتر آفرین رحیمی موقر –روان‌شناس- ضمن اشاره به طرح ملی سلامت روان سال ۹۰ گفته تنها ۴۰ درصد افراد افسرده برای درمان مراجعه می‌کنند.

بررسی چندوچون افسردگی‌ها در ایران نشان می‌دهد که مسائل و مشکلات اجتماعی زیادی افسردگی ایرانیان را دامن زده است. دکتر مصطفی اقلیما –رییس انجمن علمی مددکاری ایران- می‌گوید بسیاری از مسائلی که به حوزه روانی در ایران مربوط می‌شوند در واقع مسائلی اجتماعی‌اند. دکتر حسن مجتهدی –روان‌شناس- نیز معتقد به تاثیر بدون‌شک عوامل اجتماعی بر افسردگی جامعه است. او شکاف‌های متعدد سنی، جنسیتی و ارزشی موجود در جامعه را موجب سردرگمی افراد جامعه می‌داند که نتیجتا منتهی به افسردگی‌شان خواهد بود.

به این‌ترتیب، آن‌چه بیش‌تر از هرچیز ر افسردگی افراد جامعه دارای اهمیت است، عوامل و ساختارهای اجتماعی هستند. جامعه‌شناسان عدم درست کارکرد این ساختارها و اختلال در آن‌ها را بر سلامت روان و نگرش افراد جامعه موثر دانسته و می‌گویند تا زمانی که این ساختارها تغییرات و اصلاحاتی اساسی نداشته باشند نمی‌توان شاهد بهبود وضعیت روانی جامعه بود. دکتر مجید ابهری –جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی- گفته “اختلالات روانی و افسردگی در ایران دومین رتبه بیماری‌ها از نظر تحمیل هزینه‌های بهداشتی، روانی، اجتماعی و اقتصادی را دارد و متاسفانه تا کنون مسئولان برنامه‌ریزی دقیقی برای آن انجام نداده‌اند”.

با این وجود و با شرایط حاضر، در وضعیتی که هم سیستم‌ اجتماعی مردم را به افسردگی بیشتر سوق داده‌اند و هم بیشتر مردم به سمت بهبود اختلالات افسردگی‌اشان حرکت نمی‌کنند، نمی‌توان انتظار داشت که افسردگی در جامعه، دست کم در مدت زمان کوتاهی، رو به کاهش بگذارد. به‌نظر می‌رسد به این‌ترتیب باید همچنان شاهد بی‌توجهی مسئولان، بالارفتن آمار خودکشی و مصرف خودسرانه داروهای ضدافسردگی باشیم.

مرداد
۱۵
۱۳۹۴
خشونت خانگی ممکن است با افزایش سن، بدتر شود
مرداد ۱۵ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:Quinn Dombrowski

نوشته :دیانا ریس (Diana Reese)- ترجمه،خانه امن

جانای رایس در سن ۲۶ سالگی دچار خشونت خانگی شده است اما زنان میانسال هم در معرض خطر خشونت قرار دارند.

اگرچه کارشناسان می گویند ارائه شمار افراد بالای ۴۵ سال برای پیگیری دشوار است، اما آنها زنان میان سال و حتی سالخورده بسیار زیادی را دیده اند که در صدد دریافت کمک در مواجه با پدیده ای هستند که گاهی «خشونت معشوق صمیمی» نامیده می شود.

در دو سال اخیر بیش از ۳۹ هزار خشونت دیده بالای ۴۵ سال با خط تلفن ملی خشونت خانگی  تماس گرفته اند.

راجر گودل کمیسر عالی “ان اف ال” می گوید، این سازمان به منظور کمک به شکل دهی سیاست نامه آزار و اذیت خانگی با این خط تلفن مشارکت خواهد کرد.

در سیف هوم SAFEHOME، که یک پناهگاه و مرکز خدمات مشاوره ای برای قربانیان خشونت خانگی در اورلند پارک کانساس ،است حدود ۳۰ درصد افراد تماس گیرنده بالای ۴۰ سال و ۲۰ درصد زنان آن پناهگاه، بالای ۵۰ سال بوده اند.

سالی یکی از قربانیان خشونت خانگی، که به دلیل وجود خطر تهدید همسر سابقش نمی خواهد نام خانوادگی اش بیان شود، می گوید: «پیری این زنان به معنای بی ارزش شدن آنها نیست.» سالی در سن ۴۰ سالگی با مرد ۵۱ سالی ازدواج کرد. او هم اکنون ۶۹ ساله است و در کانساس سیتی مو زندگی می کند. طبق ادعای همسر سابق این مرد، وی همواره به دلیل اعمال خشونت او را راهی بیمارستان می کرده.

سالی می گوید: طبق ادعای همسر سابق این مرد، وی همواره به دلیل اعمال خشونت او را راهی بیمارستان می کرده.

سالی ادامه می دهد:«من گفته های آن زن را باور نمی کردم». این در حالی است که بعد از یک سال از ازدواج آنها، همسر سالی او را «تحت» خشونت فیزیکی قرار داد. سالی می گوید: «او چشمان و دماغ مرا پر از خون کرده بود.»

انواع آزار و اذیت

همسر سالی در مدت ۱۷ سال زندگی زناشویی آنها، کارهای دیگری نیز علیه وی انجام می داد، مثلاً این مرد با پافشاری به رفتن به ایالات دیگری، اقدام به تنها و غریب کردن سالی کرد و به این شکل توانست پول وی را در کنترل خود بگیرید و به صورت احساسی و زبانی وی را مورد آزار و اذیت قرار می داد.

سالی می گوید: « هربار که او عصبانی می شد، من مقصر بودم چراکه به گفته او من گیج، کسل کننده و زشت بودم. او می گفت مادرش از او تنفر داشت، چیزی که واقعاً غیرطبیعی بود.»

طبق گفته برایان پینرو، مدیر خدمات دیجیتال خط تلفن ملی خشونت خانگی و عشق یعنی احترام (National Domestic Violence Hotline and Love Is Respect)، از هر ۱۰ فرد بالای ۴۵ سال که با خط تلفن ملی خشونت خانگی  تماس می گیرند، تقریباً ۴ نفر (۴۱ درصد) تحت آزار و اذیت احساسی/زبانی، ۲۸ درصد مورد آزار و اذیت فیزیکی قرار گرفته اند، و ۳ درصد آنها قربانیان آزار و اذیت جنسی هستند. برنامه مذکور، برای نوجوانان و بزرگسالان تدارک دیده شده است.

کشمکش ها بر سر قدرت، با افزایش سن تغییر می کند

با افزایش سن زوج ها و رفتن بچه ها از خانه، شمار آزار و اذیت ها افزایش می یابد.گاهی خشونت فیزیکی بعداً در زندگی بیشتر می شود و ممکن است سبب کنار گذاشتن مراقبت های پزشکی و مثلاً داروها و غیره شود.

به خاطر داشته باشید که منظور از خشونت خانگی همواره کوباندن مشت به صورت دیگری نیست بلکه می تواند شامل اعمال فشار، استفاده از جملات طعنه آمیز یا حتی کوباندن دست باشد.

طبق گفته کریستین برام مدیر مسئول اجرایی سیف هوم SAFEHOME، «قدرت و کنترل ارکان تعریف خشونت خانگی هستند.»به منظور بررسی چگونگی استفاده اشکال مختلف آزار و اذیت در کنترل یک رابطه، “برام”پیشنهاد می دهد که چرخه قدرت و کنترل مورد بررسی قرار گیرد.

پینرو می گوید، برخی زنان تنها بعد از مشاهده برنامه های تلویزیونی ، می توانند علائم آزار و اذیت را تشخیص دهند.

چرا زنان اقدام به ترک این روابط نمی کنند؟

اگر ترک همسر برای زنان جوانی که تحت آزار و اذیت قرار می گیرند دشوار است، این مسأله برای زنانی که حداقل ۳۰ یا ۴۰ سال ازدواج کرده اند، قطعاً دشوارتر است.

پینرو می گوید، «ممکن است آنها واقعاً عاشق معشوق خود باشند. ممکن است آنها صاحب فرزند باشند، وضعیت مالی و خانوادگی آنها بسیار درهم تنیده است.» برای زنان  میانسال، از دست دادن کنترل بر امور مالی می تواند یکی از سخترین موانع باشد،مخصوصاً زمانی که درصدد پایان دادن یک رابطه پر از آزار و اذیت هستند.

برخی زنان به خاطر فرزندان و نوه هایشان به این نوع رابطه ها ادامه می دهند، حتی اگر فرزندانشان بزرگ باشند. برخی دیگر می خواهند به پایبندی به ازدواج خود افتخار کنند.

برخی پذیرش خشونت خانگی را شرم ساری محض می دانند و لذا چندین دهه اقدام به سکوت می کنند.

برخی باور دارند که حق انتخاب ندارند.پینرو می گوید، «خانمی با حداقل سن ۶۵ سال از منطقه ای روستایی می گفت: «من جای دیگری ندارم که بروم.»» زن دیگری به دلیل کار و سرمایه گذاری مشترک با همسرش، نمی توانست وی را ترک کند.

شروع زندگی جدید دشوار است. پینرو می گوید، «شاید او هرگز در آن خانه زندگی نکرده ولی حالا مجبور به پیدا کردن آپارتمانی برای خود است.»

تنهایی سبب ادامه رابطه برای برخی زنان است. پینرو مدیر خدمات دیجیتال خط تلفن ملی خشونت خانگی و عشق یعنی احترام می گوید، « به باور برخی زنان داشتن یکی، بهتر از تنها بودن است.»

از طرفی دیگر، برام مدیر مسئول اجرایی سیف هوم SAFEHOME می گوید، « بزرگ شدن بچه ها، به برخی زنان حس آزادی و استقلال می دهد» و آنها می توانند از آن در بررسی پایان دادن به رابطه خود استفاده کنند.

قربانیان می توانند چه کاری انجام دهند

اگر تحت خشونت فیزیکی، احساسی، زبانی یا جنسی معشوق خود هستید، تقاضای کمک کنید. با خط تلفن ملی خشونت خانگی یا با یک پناهگاه محلی تماس بگیرید. برام می گوید، « برخورداری از خدمات، الزاماً نیازمند ترک (رابطه) نیست.»

به طور میانگین، زنان هفت بار اقدام به ترک رابطه می کنند و زمان ترک چنین روابط خشونت باری بیشترین خطر را برای زنان در پی دارد، بنابرین ایجاد یک برنامه امن و مطمئن باید به عنوان مهمترین اولویت در نظر گرفته شود.

سالی (قربانی خشونت) فکر می کند که قبل از فرار، او نیازمند ایجاد یک منبع امرارمعاش برای خودش است. بنابراین، او از رویای رمان نویسی اش چشم پوشی می کند و تصمیم می گیرد تا برای تحصیل رشته برنامه ریزی کامپیوتر به دانشگاه بازگردد. داشتن شغلی تمام وقت، آزادی مالی کاملی برای پایان دادن به زندگی زناشویی به سالی می دهد.

به باور وکلا و مشاوران، زنان نیازمند یک برنامه ریزی احساسی امن و مطمئن هستند چراکه بسیاری از آنها فاقد اعتماد به نفس لازمه برای ادامه دادن زندگی به تنهایی هستند. مشاوران می گویند که آنها اغلب جملاتی نظیر: «من قصدم ترک این زندگی نیست، بلکه فقط می خوام بدونم چگونه باید نجات پیدا کنم.» را از زنان می شوند.

رفاه عاطفی می تواند شامل خوب غذا خوردن، شرکت در کلاس های یوگا، و قدم زدن باشد. پینرو می گوید، «شما بخش های کوچک قابل کنترل زندگی خود را پیدا می کنید، و این امر می تواند به افراد در رسیدن به فرداهای دیگر کمک کند.»

مرداد
۳
۱۳۹۴
سالمندان بیشترین نرخ خود-دیگرکشی را دارند
مرداد ۳ ۱۳۹۴
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:Kamyar Adl

نوشته‌ استفانی آکین (Stephanie Akin)

خانه امن :مرد همسرش را در حالی‌ که خواب بود با تبر می‌کشد و بعد خودکشی می‌کند. این زن و شوهر ساکن محله‌ «اِلم‌وود پارک» (Elmwood Park)، تنها زوج سالمند شهرستان برگن نبودند که در سال‌های اخیر در یک خود‌-دیگر‌کشی خشونت‌آمیز کشته شدند.

در ماه سپتامبر، یک مرد ۸۵ ساله‌ اهل «هَسبراک هایتس» (Hasbrouck Heights) که به پلیس گفته بود دیگر نمی‌خواهد زنده بماند، زنش، بهترین دوستش و خودش را با شلیک گلوله به قتل رساند.

در سال ۲۰۱۲، یک مرد ۸۲ ساله، پیش از کشتن خود، همسر ۷۹ ساله‌اش را با شلیک گلوله به پشت سرش در خانه‌شان در شهر ماوا به قتل رساند.

متخصصان محلی و ملی در زمینه‌ خشونت خانگی و سالمندان اذعان داشتند در حالی که تحقیقات بر روی قربانی‌های جوان‌تر متمرکز است، چنین خشونت‌هایی عمدتاً در میان سالمندان رخ می‌دهد.

طبق گزارش پلیس ایالتی نیوجرسی درمورد خشونت خانگی، در سال ۲۰۱۲، تقریباً ۵ درصد از قربانی‌های خشونت خانگی در نیوجرسی ( ۲۹۰۰ مورد از  موارد گزارش‌‌شده) افراد ۶۰ سال به بالا بودند.

اما آنها قربانیان ۱۸ درصد از قتل‌های خانگی بودند،یعنی ۷ مورد از هر ۳۸ مورد.

همچنین، جمعیت سالمند اغلب محروم از خدماتی هستند که به زنان آسیب‌دیده ارائه می‌شود، و در تحقیقات درمورد خشونت خانگی نادیده گرفته‌ می‌شوند.

اِلِین مِیِرسون، مدیر اجرای مرکز امید و امنیت در شهرستان برگن (که قبلاً «به خواهرانمان پناه دهید» نام داشت) گفت: «در شهرستان برگن، در کمتر از ۱۲ ماه، دو مورد (قتل خانگی شامل زوج‌های سالمند) داشتیم، بنابراین واضح است که این یک معضل است.»

وی گفت: «سوال این است که وقتی بسیاری از آنها خانه‌نشین هستند، چطور می‌توانیم به آن‌ها دست یابیم و به آنها در ارتباط با برنامه‌ریزی امنیت آموزش دهیم؟ این یک چالش است، و درست نیست که آنها مجبور باشند زندگی کردن در چنین خانه‌های پرخشونتی را تحمل کنند.»

اغلب، معضلات خاص کهولت همچون بیماری و تنهایی باعث می‌شوند انگیزه‌های قتل‌های خانگی درمورد سالمندان مبهم و ناشناخته بماند.

این مساله در هر یک ار سه مورد اخیر در شهرستان برگن مشهود بود؛ احتمالاً هیچ وقت انگیزه‌ واقعی هیچ یک از آنها پیدا نخواهد شد.

“آنجلو تالیگنانی”، در “هسبراک هایتس”، از خود نشانه‌های افسردگی نشان داده، و همسرش، “آنتونیت”، متحمل صدمات ناشی از زمین افتادن شده بود. در آن زمان پلیس می‌گفت آنها باور داشتند که “تالیگنانی” قصد کشتن کسی جز خودش را نداشت و احتمالاً قصد داشته هنگام ملاقات بهترین دوست ۸۴ ساله‌اش، “آنتونی جنتیل بزرگ”، اسلحه‌ای تهیه کند تا با آن خودش را بکشد. اما در عوض، “تالیگنانی” به “جنتیل” شلیک کرد، و سپس به خانه برگشت و همسرش را که روی تخت دراز کشیده بود با شلیک گلوله کشت و بعد تفنگ را به سمت خود گرفت و خودکشی کرد.

“هَری اِلیس”، در “ماوا”، به بیماری پارکینسون مبتلا بود. به دخترش تلفن زد و گفت: «همین الآن مادرت را کشتم و الآن هم می‌خواهم خودم را بکشم.» خیلی زود اجسادشان پیدا شد. جسد زن جلوی مانیتور رایانه بود که احتمالاً پیش از آنکه شوهرش به پشت سرش شلیک کند، مشغول کار بود. اما مدرکی پیدا نشد که نشان دهد “باربارا اِلیس” با «خودکشی توافقی» موافقت کرده باشد.

همچنین، پلیس گفت: زوج ساکن “الم‌وود پارک”، “مایکل”و “رسالیا جاسکین”، سابقه‌ «خشونت خانگی» داشتند. اعضای خانواده گفتند که مایکل، در سن ۱۰۰ سالگی، مبتلا به زوال عقل بود، اما مقامات انگیزه‌ای برای این خود-دیگر‌کشی نیافتند.

مایکل همسر خود را درحالی که خواب بود با تبر به قتل رساند، سپس با استفاده از چاقو خودش را در حمام خانه‌شان کشت.

بانی برندل، مدیر سازمان ملی بدرفتاری در اواخر زندگی (National Clearinghouse on Abuse in Later Life) واقع در ویسکانسین، می‌گوید:بسیاری از این موارد به عنوان قتل‌های مرتبط با خشونت خانگی ثبت نمی‌شوند، چون – معمولاً به غلط – چنین فرض می‌شود که از روی دلسوزی بوده است.

برندل گفت: «در بسیاری از این موارد، وقتی مردم پیرتر می‌شوند، نام آن را بیشتر قتل از روی ترحم می‌گذارند؛ وقتی یکی یا هر دوی آنها بیمارند، آنها چنان یکدیگر را دوست دارند که می‌خواهند با هم بروند.»

وی ادامه داد:«متاسفانه، اغلب به اشتباه به عنوان رابطه‌ای عاشقانه و بزرگ توصیف می‌شود در حالیکه دقیقاً عکس آن صادق است.»

برندل گفت قضیه‌ قتل از روی ترحم، باعث بی‌اهمیت جلوه دادن عقیده‌ رایج قدرت و کنترل می‌شود که دهه‌ها است در اغلب مواقع اتفاق می‌افتد.

بسیاری از قربانیان سالمند زن خشونت خانگی، خشونتی را که در معرض آن قرار می‌گیرند گزارش نمی‌کنند، زیرا جایی را ندارند که برای کمک به آن روی آورند. در بسیاری از ایالت‌ها تا دهه‌ ۱۹۷۰، خشونت خانگی جرم محسوب نمی‌شد، و قانون فدرال خشونت علیه زنان تا قبل از سال ۱۹۹۴ تصویب نشده بود.

مسائل روانشناختی نیز منجر به چنین رویدادهایی می‌شوند. به گفته‌ کارشناسان، زوج‌های سالمند معمولاً چنین باور دارند که  ازدواج، فارغ از هزینه‌هایش، یک نهاد است. با پیر شدن، مردم منزوی‌تر می‌شوند، که این پتانسیل خشونت را افزایش می‌دهد و بسیاری از قربانی‌های سالمند از کسانی که با آنان بدرفتاری می‌کنند مراقبت هم می‌کنند، چون خانه‌نشین هستند.

کارن روبرتو، مدیر مرکز پیرشناسی در موسسه‌ ویرجینیاتک و نویسنده‌ چندین مقاله در زمینه‌ خشونت خانگی در میان سالمندان، می‌گوید: «زنان مسن، اغلب از عذاب وجدان ترک فرد خشونت‌گری حرف می‌زنند که در شرایط سلامتی بدی به سر می‌برد.»

چنین اعداد و ارقامی، بازگوکننده‌ تحقیق “دونا کوهن” هستند. کوهن استاد روانپزشکی و علوم رفتاری گروه کهنسالی و سلامت روانی در دانشگاه فلوریدای جنوبی است، که نزد سنای آمریکا در ارتباط با این موضوع شهادت داده است. وی ‌یافت که سالمندان بیشترین نرخ خود-دیگرکشی را دارند.

جین شیواس، مدیر اجرایی ائتلاف نیوجرسی برای زنان آسیب‌دیده، می‌گوید: «این می‌تواند حاکی از کمبود منابع برای افراد مسن جامعه‌ ما باشد.»

اما مطالعات ملی در زمینه‌ خشونت خانگی اغلب سالمندان را نادیده می‌گیرند، و بر افراد زیر ۵۰ سال تمرکز دارند. تحقیقات درباره‌ خشونت علیه افراد مسن، عموماً روی فرزندان آنها و دیگر مراقبانشان که با آنها بدرفتاری می‌کنند متمرکز است.

روبرتو می‌گوید: «بزرگسالان مسن، مخصوصاً در این شرایط، دیده نمی‌شوند. فکر می‌کنم که در آینده صرفاً به دلیل پیر شدن جمعیت، شاهد تعداد بیشتری از این موارد باشیم. چطور با این مساله برخورد کنیم؟ دیگر نمی‌توانیم بیش از این، آن را پنهان کنیم.»

فروردین
۲۴
۱۳۹۴
خشونت جنسی علیه سالمندان
فروردین ۲۴ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

 

 

 

 

 

 

عکس: Flickr

این حق ماست که در تمامی مراحل زندگی در امنیت باشیم

ترجمه: فرخ نیک‌مرام

خشونت جنسی در کهنسالی

هر فردی در تمامی مراحل زندگی در خطر خشونت جنسی قرار دارد. خشونت جنسی یعنی اعمال یا کلام جنسی که برای مجبور کردنوسوء استفاده از یک فرد به کار رود. هدف از این اعمال و سخنان می‌تواند نزدیکی کردن، تحقیر یا کنترل قربانی باشد. خشونت جنسی می‌تواند شامل تماس فیزیکی یا نوازش و تماس جنسی بدون رضایت فرد، تجاوز، اجبار فرد به انجام اعمال جنسی، بوسیدن جنسی، آزار و تهدید جنسی، اجبار فرد به دیدن تصاویر جنسی، استفاده از فرد برای تولید تصاویر جنسی و به نمایش گذاشتن بدن فرد با هدف تحقیر باشد. نوع دیگر آزار جنسی، دست زدن بدون دلیل پزشکی و درد آور به آلت تناسلی فرد است. (رمزی – کلاسنیک، ۲۰۱۰) بسیاری از قربانیان خشونت جنسی، در موارد مختلفی در طول زندگی خود قربانی شده اند. (مرکز ملی منابع خشونت جنسی، ۲۰۱۰)

تمامی انواع خشونت جنسی می‌تواند علیه هر فردی، با هر سن، جنس، نژاد،گرایش جنسی، مقام اقتصادی – اجتماعی و میزان توانایی به کار رود. با این وجود اکثریت قربانیان خشونت جنسی در دوران سالمندی زن هستند. (برگس، رمزی – کلاسنیک و گرگوریان، ۲۰۰۸) این نوع خشونت معمولا از سوی افرادی که با فرد کهنسال ارتباط ویژه‌ای دارند و مورد اعتماد او هستند صورت می‌گیرد. این روابط معمولا شامل، نگهداری از فرد کهنسال، رابطه عاطفی، هم‌خانگی و رابطه خانوادگی، من جمله فرزندان بزرگسال می‌شود.

علائم خشونت جنسی

قربانیان خشونت جنسی ممکن است علائم ویژه‌ای از خود نشان دهند یا کلا علائمی نشان ندهند. پس از تجاوز، تهاجم جنسی یا تماس جنسی بدون رضایت رفتار و واکنش قربانیان یک سان نخواهد بود. اما با توجه به کهولت سن، قربانیان پیرتر بیشتر از نظر جسمی دچار آسیب می‌شوند. خشونت جنسی می‌تواند بر فرد کهنسال تاثیرات بسیار جدی عاطفی و اجتماعی داشته باشد.

این موارد تعدادی از نشانه‌های وجود خشونت جنسی در زندگی افراد کهنسال است. البته این نشانه‌ها می‌توانند نشان دهنده بیماری‌ها و مشکلات دیگر نیز باشند:

  • جراحت بر روی آلت تناسلی، جای گاز گرفتگی، جراحاتی که علامتشان باقی مانده است و کبودی بر روی ران، باسن، سینه، صورت، گردن و سایر نقاط بدن.
  • بیماری‌های مقاربتی
  • اچ آی وی / ایدز
  • ترس، نگرانی، ناراحتی، عدم اعتماد یا تغییرات شدید در رفتار فرد
  • مشکل در خوابیدن، خیس کردن جای خود، بی اشتهایی و فراموشی ناگهانی در افرادی که پیش از آن همه چیز را به خوبی به یاد می‌آورده‌اند.
  • شهود عینی یا بر ملا شدن خشونت جنسی
  • اعمال مشکوک در فردی که عامل خشونت است. (رمزی – کلاسنیک، ۲۰۱۰)

مشکلات بر سر راه گزارش دادن به پلیس

گزارش کردن خشونت جنسی برای همه دشوار است. میزان بسیار زیادی از خشونت جنسی هرگز گزارش نمی‌شود. این موارد نمونه‌هایی از موانع بر سر راه گزارش کردن خشونت جنسی هستند، بخصوص در کهنسالی.

  • برچسب و بی‌آبرویی در نتیجه گفتگو کردن در مورد مسائل جنسی و خشونت جنسی
  • معلولیت‌هایی که مانع از گزارش کردن این جرایم می‌شود
  • ترس از آزار بیشتر از سوی متجاوز
  • تمایل نداشتن به گزارش دادن، بخصوص زمانی که مجرم عضوی از خانواده یا سرپرست فرد باشد
  • نگرانی از این که گزارش از سوی دیگران به عنوان مشکل روانی و فراموشی دیده شود
  • نسبت دادن کبودی‌ها به کهولت سن (برگس و کلمنتس، ۲۰۰۸)
  • کمبود خدمات مخصوص برای قربانیان کهنسال خشونت جنسی

اگر یک نفر که شما با او آشنایی دارید قربانی خشونت جنسی است:

حرف او را بشنوید و باور کنید. بدون این که او را مورد قضاوت قرار دهید به سخنان وی گوش کنید و باور کنید و احساسات را نیز در نظر بگیرید. سردرگمی، عصبانیت، غم، احساس گناه، بی حسی، ناامیدی و سرزنش کردن خود، واکنش‌های معمول به شوک خشونت جنسی هستند.

به او پیشنهاد پشتیبانی بدهید. به قربانی اطمینان دهید که شما برای حمایت از او، اکنون و در آینده حاضر خواهید بود. حرف‌های او را خصوصی نگه دارید، مگر در زمان‌هایی که خود فرد از شما می‌خواهد که آن حرف‌ها را گزارش کنید.

سکوت نکنید. اگر کسی قربانی را ملامت کرد، شما از قربانی دفاع کنید و به دیگران بفهمانید که هرگز قربانی جرم مسئول ارتکاب جرم نیست و هیچ کس در هر سن و شرایط پزشکی نباید مورد آزار جنسی قرار گیرد.

خدمات حمایتی

ارتباط با سازمان‌های خدمات اجتماعی برای قربانیان خشونت جنسی، این امکان را به وجود می‌آورد که فرد برای به دست آوردن امنیت و درمان اثرات خشونت به حمایت و کمک دسترسی داشته باشد. این سازمان‌ها ۲۴ ساعت در روز و هفت روز در هفته مشغول ارائه خدمات هستند. این خدمات شامل تلفن اضطراری ، برنامه ریزی برای امنیت، اطلاعات و معرفی به سایر سازمان‌ها، حمایت فردی، حمایت حقوقی، حمایت درمانی در بیمارستان، گروه‌های حمایتی، کمک به دریافت قرامت برای قربانی و کمک به گرفتن حکم که موجب شود فرد متجاوز به قربانی نزدیک نشود می‌شوند. قربانیان می‌توانند بدون این که اطلاعات خصوصی خود را برملا کنند به این خدمات دسترسی داشته باشند.

تمام این خدمات رایگان و سری هستند و هرگز افشا نخواهد شد، مگر این که:

  • آن برنامه قانونا مجبور به افشای اطلاعات باشد
  • خود قربانی مجوزی با زمان محدود برای افشای اطلاعات به مقامات امضا کند
  • منبع
مرداد
۲۰
۱۳۹۳
خشونت خانگی در سالمندی
مرداد ۲۰ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

Jose Chavarry

عکس: Jose Chavarry

کمک فنی و منابع دادگاه‌های اوهایو – اکتبر ۲۰۰۹

ترجمه : فرخ نیک‌مرام

اگرچه در میان منابع موجود تفاوت‌هایی کوچک ممکن است به چشم بخورد، اما «خشونت خانگی» عموما دارای تعریفی مشخص است. به عکس، «خشونت خانگی علیه سالمندان» مفهومی در حال توسعه است. تا همین اواخر تفاوت ویژه‌ای میان دو مفهوم «خشونت خانگی علیه سالمندان» و «سالمند آزاری» وجود نداشت. هر عملی علیه افراد بالای ۶۰ سال یا افرادی که به دلیل سن بالا یا بیماری‌های فیزیکی یا روانی دچار معلولیت شده اند، که منجر به آسیب شود از نظر قوانین اوهایو «سالمند آزاری» به شمار می رود و سازمان‌های خدمات حمایتی بزرگسالان به این موارد رسیدگی می‌کنند.

این گونه آزار و اذیت، زمانی در قالب «خشونت خانگی» مورد بررسی قرار می‌گیرد که بر اساس قانون اصلاحی ۳۱۱۳٫۳۱ (A)(3)، رابطه خانوادگی یا هم خانگی مرتکب خشونت با قربانی، اثبات شود. در صورتی که عامل خشونت نه عضوی از خانواده قربانی باشد و نه با او در یک مکان زندگی کند، اما رابطه‌ او با فرد سالمند به اندازه‌ای نزدیک و صمیمانه باشد که مانند رابطه خانوادگی تصور شود، ممکن است مورد به عنوان خشونت خانگی مورد بررسی قرار گیرد.

دست کم سه عنصر در تفاوت میان خشونت خانگی علیه سالمند وسالمند آزاری قابل توجه‌اند. نخست، در قوانین مدنی و کیفری مربوط به خشونت خانگی به سن قربانی اشاره‌ای نشده است، در نتیجه این قوانین به صورت مشخص خشونت خانگی علیه سالمندان را مورد رسیدگی قرار نمی‌دهند. دوم این که خشونت خانگی به صورت مشخص مربوط به اعضای خانواده و افرادی است که با قربانی زندگی می‌کنند. و سوم این که قوانین مدنی و کیفری رفتارها و اعمال کاملا مشخصی را به عنوان خشونت خانگی به رسمیت می‌شناسند.

در نتیجه به دلیل اشاره نشدن به سن قربانی، تعریف حقوقی خشونت خانگی به طور مشخص علیه سالمندان مبهم باقی مانده است. با این وجود به نظر می‌رسد که محققان، خشونت خانگی علیه سالمندان را خشونتی می‌دانند که از سوی فردی معتمد، مانند عضوی از خانواده، هم خانه‌ و یا پرستار علیه فردی بالای ۵۰ سال اعمال شده باشد.

آزار و خشونت

مشخصه خشونت خانگی، اجبار اعمال شده بر اثر مجموعه‌ای از کارهای مختلف، و انگیزه مشخص فرد برای اعمال قدرت بر قربانی و کنترل اوست. به همان صورت خشوت خانگی علیه سالمندان در چارچوب اعمال قدرت و کنترل قرار می‌گیرد، با این ویژگی که با توجه به سن و سلامت روانی و بدنی قربانی، خشونت فیزیکی در این اعمال به صورت مشخص‌تری به چشم می‌خورد. خشونت خانگی علیه سالمندان به گونه‌های زیر مشاهده می شوند.

مثال‌های مربوط به هر یک از این موارد در ذیل ذکر شده‌اند.

خشونت فیزیکی

  • کبودی، شکستگی یا ترک استخوان بر اثر ضرب و شتم، هل دادن، بریدن و فشار آوردن، بدون توضیح موجه
  • جراحت بدون توضیح موجه

خشونت جنسی

  • جراحت در قسمت ها و اعضایی از بدن، که مفهوم جنسی داشته باشد در نتیجه تماس شدید یا نامناسب، بدون توضیح موجه
  • عفونت یا بیماری‌های مقاربتی بدون توضیح موجه
  • تعرض جنسی
  • استفاده نامناسب از کلمات جنسی
  • ذکر و اشاره به بخش‌ها و اعضایی از بدن که مفهوم جنسی داشته باشد

بی توجهی

  •  بدرفتاری با سالمند
  • شکستن و یا خراب کردن واکر، عینک یا دندان مصنوعی
  • استفاده بیش از حد یا کمتر از میزان مناسب دارو برای وی
  • جراحاتی که درمان نشده باشند یا مورد رسیدگی قرار نگرفته باشند
  • مشکلاتی که از حضور نداشتن فرد در مکان مناسب سرچشمه می‌گیرند، مانند ندادن و نگرفتن دارو و نرسیدن به ملاقات با دکتر
  • کاهش وزن بیمارگونه یا بدون توضیح موجه
  • سوء تغذیه و کاهش آب بدن
  • ظاهر ژولیده
  • نبودن یا کمبود بهداشت فردی

روانی و عاطفی

  • ارعاب
  • توهین
  • تمسخر
  • تهدید
  • رفتار با بزرگسالان بمانند کودکان ، در نظر نگرفتن سن و رشد افراد
  • پنهان یا جا به جا کردن وسایل درمانی مورد نیاز

سوء استفاده مالی

  • وابستگی مالی
  • اخاذی از وی
  • فعالیت‌های نا متعارف حساب بانکی سالمند
  • به نام زدن مستغلات
  • دریافت نکردن خدمات مورد نیاز
  • ناتوانی در پرداخت هزینه‌های مربوط به خدمات و آب و برق
  • استفاده نا مناسب و نا موجه از حق داشتن وکیل

عاملان خشونت

 دو مشخصه اصلی خشونت خانگی علیه سالمندان، سوء استفاده عامل آن از اعتماد قربانی، به رابطه با او و هدف عامل برای اعمال قدرت و کنترل بر قربانی است. این گونه خشونت می‌تواند از سوی همسر، کسی که در نقش همسر با فرد سالمند زندگی می‌کند، فرزندان (چه بزرگسال چه کودک) یا سایر اقوام اعمال شود. علاوه بر این افراد، خشونت خانگی ممکن است از سوی فردی اعمال شود که نه نسبت خانوادگی با فرد سالمند دارد و نه در یک مکان با او زندگی می‌کند اما رابطه‌ای بسیار نزدیک و صمیمی با او دارد. این رابطه لزوما نباید جنسی باشد. با توجه به نوع رابطه و توان بدنی و ذهنی فرد سالمند، خشونت خانگی می‌تواند به گونه‌های متفاوتی که در بالا ذکر شد و یا به صورت ترکیبی از این موارد ظهور کند.

به عنوان مثال، اصطلاح «خشونت خانگی قدیمی» به خشونتی اشاره دارد که در مدتی طولانی در یک رابطه وجود داشته است و ناگهان در نتیجه شکستن دهه‌ها سکوت آشکار می‌شود. این گونه از خشونت گاها” در نتیجه مشکلات ذهنی و بدنی خود عامل خشونت، مانند اعتیاد، زوال عقل، بیماری آلزایمر، افسردگی یا اختلالات شناختی تشدید پیدا می‌کند.

«خشونت خانگی معکوس» نمونه‌ای دیگر از خشونت است که در آن، فردی که در گذشته قربانی خشونت خانگی بوده است، در سال‌های پایانی زندگی خود به خشونت علیه طرف مقابل دست می‌زند. محققان همچنین به «خشونت خانگی متاخر» توجه دارند که به معنای عدم وجود مدارک و شواهدی است که نشان دهد خشونت در رابطه‌ای عاطفی سابقه‌ای دیرینه دارد. خشونت خانگی به اشکالی که ذکر شد، می‌تواند در روابط جدید نیز علیه طرفی از رابطه که سالمند است اعمال شود.

همان گونه که در تمامی موارد خشونت خانگی به چشم می‌خورد، عامل خشونت خانگی علیه سالمند تلاش می‌کند که بی‌توجهی یا جراحات را انکار کند، کمتر از چیزی که هست جلوه دهد یا توجیه کند. با این وجود عاملان خشونت خانگی علیه سالمنداناز این رو قابل تمایز با دیگران هستند که نقاط ضعف را نشانه گرفته، نیازمندی‌های فرد را تشدید می‌کنند و فرد سالمند را مورد بی‌توجهی قرار می‌دهند.

این گونه خشونت ممکن است پنهانی انجام شود و شناسایی آن دشوار باشد. مثلا ممکن است عامل خشونت برای اعمال قدرت و کنترل بر قربانی وسایل کمکی مانند صندلی چرخ دار، دندان مصنوعی، عصا یا واکر او را پنهان کند و او را به گونه‌ای ناسالم در تمامی کارهای روزمره به خود نیازمند کند. چنین نیازهایی به بی توجهی نسبت به فرد کهنسال و انزوای او دامن می‌زنند.

قربانیان  

با توجه به این که قربانیان دارای سنین متفاوت هستند و توان ذهنی و بدنی آنان می‌تواند در هر مورد متفاوت باشد، خشونت خانگی علیه سالمندان ممکن است پیچیده شود. معمولا قربانیان دلایل زیر را برای ماندن در رابطه‌ای که این گونه خشونت در آن وجود دارد عنوان می‌کنند. اگرچه ممکن است پاره‌ای از این دلایل از سوی قربانیان دیگر خشونت خانگی نیز به کار رود، اما بسیاری از این دلایل مخصوص افراد سالمند هستند.

  • ترس از ترک شدن
  • تفاوت نسل به نسل در ارزش‌های اخلاقی
  • نگرانی در مورد سلامت روانی و بدنی
  • نیاز به عامل خشونت برای کارهای فردی، حمل و نقل و دارو
  • پیوندهای روحی، فرهنگی و اجتماعی
  • ترس از مقابله به مثل
  • شرم و انزوا
  • احترام و پایبندی نسبت به خانواده
  • کمبود توان مالی
  • دسترسی به خدمات اجتماعی
  • عدم شناسایی خشونت و آزار
  • غروب زدگی؛ شرایطی که در آن سالمندان در پایان روز و به خصوص پس از تاریک شدن هوا احساس گیجی، ناراحتی و ناامنی می‌کنند

نقش دادگاه

برای شناسایی خشونت خانگی علیهسالمندان درک مسائل پیچیده‌ای مانند: خشونت خانگی، روند کهولت سن، تاثیرات روانی آزار و خشونت در صورت بروز مکرر و کاهش توان فکری و بدنی در افراد لازم است و این نیاز، شناسایی این گونه از خشونت خانگی را دشوار می‌کند. علاوه بر شناسایی وجود و چگونگی خشونت، دادگاه باید بتواند تشخیص دهد که آیا قربانی توان شرکت در روند قانونی را دارد یا خیر.

علاوه بر این موارد، جرم خشونت خانگی به سن قربانی بستگی ندارد. بخش‌های ۲۹۱۹٫۲۵ و ۳۱۱٫۳۱ قانون اصلاحی راهکارهای روشنی را برای مسئول دانستن عاملان و افزایش امنیت قربانیان خشونت خانگی ارائه کرده است.

بزرگترین چالش دادگاه این است که از مانع شدن شرایط سلامت روانی یا بدنی قربانی در جریان دادرسی، جلوگیری کند. شناسایی قدرت و کنترل در رابطه، در تمامی پرونده‌های خشونت خانگی حیاتی است. در نتیجه دادگاه در پرونده‌های مربوط به خشونت خانگی علیه سالمندان به این موارد دقت می‌نمایند:

سرپرستی و خدمات – در بسیاری از موارد ثبت شده، روند طبیعی کهولت سن برای سرپوش گذاشتن بر خشونت خانگی استفاده شده است. مثلا افراد سالمند ممکن است دچار فراموشی ‌شوند، حرکت کردن آنها دچار کندی شود یا از بیماری‌های مختلف(مانند پوکی استخوان، فشار خون بالا یا بیماری قند) رنج ببرند. دلیل بسیاری از جراحات و آسیب‌هایی که در شرایط دیگر ممکن است بر اثر کهولت سن و شرایط طبیعی اتفاق افتاده باشند خشونت خانگی هستند.

در نتیجه دادگاه باید دلیل بروز آسیب‌ها را شناسایی کرده، پس از آن در مورد مشخص کردن سرپرست تصمیم بگیرد. دادگاه همچنین باید مشخص کند که آیا برای قربانی بهتر است که برای او سرپرست انتخاب شود، یا این که فرد از خدمات و سازمان‌های موجود برای خشونت خانگی و خدمات و سازمان‌های مخصوص سالمندان کمک بگیرد. نظر به این که خشونت خانگی بر پایه‌ اعمال قدرت و کنترل شکل می‌گیرد، اعمال خشونت خانگی از سوی سرپرست جدیدی که اداره زندگی او را به دست می‌گیرد می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

همکاری با شورای پاسخگویی اجتماعی – دادگاه می‌تواند از اطلاعات در مورد خدمات موجود، در محدوده خود و این که این خدمات و برنامه ها به چه شکل عمل می‌کنند و چگونه با یکدیگر ارتباط دارند بهره ببرد. چنین اطلاعاتی به دادگاه کمک می‌کند که احکام مناسبی صادر کند.

حکم مراقبت – احکام مراقبت همچنان پرقدرت‌ترین و متنوع ترین وسیله در دست دادگاه هستند. حکم مراقبت، طبق تعریف، حکمی از سوی دادگاه است که برای جلوگیری از اعمال خشونت بیشتر، از سوی عامل خشونت صادر می‌شود. این احکام به ویژه در مواردی که حفظ رابطه میان قربانی و عامل خشونت مورد نیاز باشد (مانند رابطه والدین سالمند و فرزندان بزرگسالشان)، اما دادگاه همچنان نگران سلامت قربانی است کارایی دارند. دادگاه می‌تواند از این احکام برای تعیین مقررات، مانند ملاقات با نظارت، فرستادن عامل خشونت به سازمان‌های مربوطه (مانند برنامه مداخله با عاملان ضرب و شتم) یا محافظت از طرف‌های دیگر دعوا استفاده کند.

روش‌های برخورد با مسائل حقوقی

در پایان، برای برخورد با خشونت خانگی علیه سالمندان، ممکن است روش‌هایی متفاوت با روش‌های معمول در موارد دیگر مورد نیاز باشد. در بسیاری از موارد، عامل خشونت برای قربانی این باور را به وجود می‌آورد که هیچ کس باور نخواهد کرد که خشونتی در کار است. موارد طبیعی مربوط به کهولت سن، مانند عدم کنترل ادرار یا کندی فکر مزید بر این باور می‌شوند. در نتیجه موارد زیر برای ضمانت درستی دادرسی و مشارکت قربانیان خشونت علیه سالمندان در دادرسی پیشنهاد می‌شوند:

  • جلسات دادرسی برای سالمندان همراه با زمان استراحت باشد
  • تشکیل جلسات دادگاه با در نظر گرفتن نیازهای قربانی
  • ملاقات با قربانی جهت اطمینان از سلامت روحی و جسمی سالمند در طول دادرسی
  • محفوظ نگاه داشتن شهادت و اظهارات سالمند
  • راهنمایی سالمند به اظهار مطالب تاثیر گذار
  • تشدید مجازات و تاکید مضاعف، بر ضمانت اجرای حکم نسبت به قربانیان سالمند

برنامه دادگاه عالی برای خشونت خانگی 

با توجه به اهمیت سیاست‌های موثر و قدرتمند از سوی قوه قضاییه برای مبارزه با خشونت خانگی، دادگاه عالی اوهایو در سال ۲۰۰۷ برنامه خشونت خانگی خود را در بخش خدمات دادگاهی و قضایی راه اندازی کرد.

  • هماهنگی و همکاری را میان دادگاه‌هایی که احکام مراقبت و سایر احکام مربوط به خشونت خانگی را صادر می کنند ترویج می دهد.
  • از اقدامات مرتبط با مقابله با خشونت خانگی و احکام منع تعقیب افراد حمایت می‌کند.
  • به انتشار آخرین راه‌ کارهای مبارزه، سیاست‌ها و روش‌های مقابله با خشونت خانگی می‌پردازد.
  • روند مربوط به خشونت خانگی و پرونده‌های تعقیب افراد را  دنبال می‌کند.
  •  ارائه آموزش و تولید مواد آموزشی، برای جلب توجه به روند فعلی خشونت خانگی می‌پردازد.

برنامه خشونت خانگی از سوی کمیته مشاور دادگاه عالی در مورد خشونت خانگی حمایت می‌شود.

این سند از سوی برنامه خشونت خانگی تهیه شده است. نظرات ارائه شده در این سند، تنها نظرات تهیه کنندگان این مطلب هستند و نباید به عنوان مواضع رسمی دادگاه عالی اوهایو تلقی شوند.