صفحه اصلی  »  سالمندان
image_pdfimage_print
دی
۳۰
ده هزار سالمند مجهول‌الهویه از سوی خانواده‌ها طرد شده‌اند
این سو و آن سو خبر
۰
,
image_pdfimage_print

معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور با ارائه آماری در خصوص درصد سالمندان در کشور گفت: در حال حاضر تنها ۸.۵ درصد از افراد جامعه را سالمندان تشکیل می‌دهند که این رقم تا سال ۲۰۵۰ به ۲۵ درصد خواهید رسید.

وی با ابراز تاسف از کم‌توجهی برخی از خانواده‌ها نسبت به سالمندان، گفت: متاسفانه امروز حدود ۱۰ هزار سالمند مجهول الهویه در کشور وجود دارد که عمدتا از سوی خانواده‌های خود طرد شده‌اند و مسؤولیت نگهداری آنها به بر عهده نهادهای حاکمیتی افتاده است.

معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور با اشاراه به زنانه شدن سالمندی، گفت: این یک پدیده‌ای است که باید مورد توجه قرار گیرد و در آینده تعداد زنان سالمند نسبت به مردان افزایش می‌یابد.

نحوی نژاد همچنین به آمار زنان سالمند تحت پوشش بهزیستی اشاره کرد و گفت: ۴۵ درصد از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش این سازمان، سالمند هستند.

وی در ادامه گفت: در حال حاضر هیچ خانه سالمندان دولتی نداریم و همه آسایشگاه‌های سالمندان کشور مربوط به بخش خصوصی و خیریه ها است؛ این درحالیست که در نظر داریم تا همین ظرفیت فعلی خانه‌های سالمندان را نیز کاهش دهیم.

معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور تصریح کرد: اگر ظرفیت خانه سالمندان را به همین منوال افزایش دهیم، درخواست مردم برای فرستادن سالمندان خود به آسایشگاه نیز زیاد می شود؛ این در حالیست که بجای نگهداری سالمندان در خانه سالمندان، ظرفیت مراکز روزانه نگهداری سالمندان را افزایش و طرح‌های مراقبت در خانه از سالمندان را اجرا می کنیم.

نحوی‌نژاد همچنین به محل سکونت مردان سالمند اشاره کرد و گفت: بالغ بر ۷۳ درصد از مردان در خانه‌های ملکی زندگی می‌کنند که درصد زنان برای زندگی در این محل‌ها نسبت به مردان کمتر است. ضمن اینکه میزان باسوادی در بین مردان سالمند بیشتر از زنان و حدود ۲.۸ برابر زنان سالمند است.

وی افزود: همچنین ۵۰ درصد خانه های سالمندان قدیمی و فرسوده بوده و برای بازسازی و نوسازی نیاز به وام های کم بهره و بلاعوض دارند؛ این نوسازی ها حداقل به یکهزار میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد. هم اکنون جمعیت سالمندان در کشور بالغ بر ۶.۵ میلیون نفر می شود و خانه های سالمندان در سراسر کشور ظرفیت پذیرش ۱۵ هزار سالمند را دارند؛ بنابراین بدیهی است که تعداد خانه سالمندان در کشور کم است.

معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور افزود: می خواهیم کاری کنیم که فقط سالمندانی که بیماری شدید دارند یا کسی را برای مراقبت ندارند یا تحت شرایط خاص اجازه زندگی نزد خانواده خود را پیدا نمی کنند، در خانه سالمندان بمانند و بقیه سالمندان را به تدریج به سمت مراقبت در منزل یا مراقبت موقت در مراکز ببریم.

 نحوی نژاد افزود: هم اکنون مراقبت های موقت برای سالمندان برای دو گروه از بیماران یعنی مبتلایان به اوتیسم و آلزایمر اجرایی شده و این دسته از بیماران فقط بطور مثال هنگامی که خانواده می خواهد به یک سفر یک ماهه برود یا خسته شده اند، در آسایشگاه ها مراقبت می شوند و بعد از مدت خاص و بطور مثال بهبود یافتن زخم بستر و اختلال رفتاری بیمار، دوباره نزد خانواده بازگردانده می‌شوند.

معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور گفت: در حال حاضر هیچ سالمند پشت نوبت برای ورود به آسایشگاه‌های کشور نداریم؛ هرچند امکان دارد فقط در آسایشگاه کهریزک تهران به علت رایگان بودن آن، درخواست ها زیاد باشد، اما در برخی آسایشگاه های خصوصی حتی تخت خالی هم داریم. هم اکنون برای اجرای طرح های مراقبت های در منزل، ۱۰ هزار مراقب خانگی و پنج هزار مراقب برای ویزیت در منزل فعالیت دارند.

وی در خصوص شهریه آسایشگاه‌ها نیز گفت: شهریه آسایشگاه های خصوصی ۹۰۰ تا ۹۵۰ هزار تومان در ماه است که ۵۰۰ هزار تومان آن از سوی سازمان بهزیستی به صورت یارانه پرداخت می شود.

معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور ادامه داد: بخشی از سالمندان مبتلا به آلزایمر در خانه های سالمندان نگهداری می شوند و هرچند آمار دقیقی از آنها در دست نیست، اما طبق آمار مراکز مختلف برآورد می شود حدود ۳۰ درصد از سالمندان در خانه های سالمندان دچار آلزایمر و فراموشی از نوع متوسط به بالا هستند؛ چون آلزایمر در ابتدا ممکن است تا زمانی که به اختلالات رفتاری، عدم کنترل در فرد و مسائلی از این دست برسد، در حد یک فراموشی مختصر بوده و خفیف باشد.

به گفته وی، هم اکنون ۲۳۰ خانه سالمندان در کشور فعالیت دارند که تعدادی از آنها به طور اختصاصی به اقلیت‌های مذهبی تعلق دارد؛ یک خانه سالمندان روسی ارتدوکس، یک خانه سالمندان ارمنی، دو خانه سالمندان کاتولیک، یک خانه سالمندان یهود و یک خانه سالمندان زرتشتی از جمله خانه های سالمندان مخصوص اقلیت های مذهبی است؛ به طور کلی نیز ۱۸ هزار سالمند در مراکز شبانه روزی سالمندان، نگهداری می شوند.

وی همچنین یادآور شد: ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار سالمند تحت حمایت های بهزیستی قرار دارند که یکصد هزار نفر آنان در مراکز شبانه روزی و روزانه سالمندان نگهداری می شوند؛ همچنین جمعیت سالمندان بالای ۶۰ سال در کشور ۶ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر، سالمندان بالای ۶۵ سال بیش از چهار میلیون نفر و سالمندان بالای ۷۵ سال بیش از دو میلیون نفر است که در برنامه های بهزیستی، افراد بالای ۶۰ سال، سالمند محسوب می‌شوند.

منبع: ایسنا

دی
۲۱
چند روایت کوتاه: اینجا کهریزک است، جنوبی‌ترین نقطه پایتخت
این سو و آن سو خبر
۰
,
09_big
image_pdfimage_print

زمستان است و سرمای هوا ساکنین کهریزک را خانه نشین کرده، حیاط مجموعه خالی و سوت و کور است و غیر از تعداد انگشت شماری سالمند و معلول کسی در حیاط چندین هزار متری کهریزک به چشم نمی خورد.

می‌گفت آسایشگاه خوب است اما بهترین آسایشگاه هم خانه خودِ آدم نمی‌شود، کمی اشک هم می ریخت آخر. می‌گفت فقط یک آرزو دارد و آن برگشتن در جمع خانواده‌ای است که سال‌ها برایش زحمت کشیده، اینجا بغضش حسابی ترکیده بود. خب چه کار کند؟ دلش می خواست صدای نوه‌ها در گوشش بپیچد وقتی با بازی های کودکانه شان خانه را از شادی پر می کنند. سهم کوچکی از شادی‌های این دنیا.
آسایشگاه برای پدر و مادرهای پیر و تنها همه چیز دارد جز محبتی که نبودش را با پوست و استخوان حس می کنند، درست همان زمانی که بیش از همیشه به آن نیاز دارند. دیدن اشک های پیرزنی که دلش برای دیدن خانواده اش پر می کشد یا آن پیرمردی که هنوز امیدوار است بچه ها به سراغش بیایند و سال تحویل را مثل قدیم ها دور هفت سین خانه‌اش جشن بگیرد. درست مثل روزهایی که همه دور یک سفره بودند و سرنوشت هرکدامشان با یک گوشه دنیا گره نخورده بود.

از دیدن اشک‌های پیرزن، امیدهای پدر پیر و «کِز» کردن نعمت‌های زندگی در گوشه‌ای سرد، بدنت سرد می‌شود، بغض گلویت را فشار می‌دهد و اشک درون چشمانت دو دو می‌زند. پیش خودت می گویی مگر می شود فرزندی این گونه دلتنگی پدر و مادرش را ببیند و به راحتی و زندگی شخصی خودش فکر کند؟!
وقتی مددکار آسایشگاه می گوید شاید شرایط اقتصادی خیلی از آنها را مجبور به این کار کرده، به تمام این پیرزن ها و پیرمردها آفرین می گویم که در جوانی شان با وجود تمام مشکلات فرزندانشان را بزرگ کردند و شرایط اقتصادی را بهانه ای برای طرد آنها نکردند، هرچند داماد یا عروس بی معرفت هم بی تاثیر نیست.

۱۰۰ تختخواب برای ده‌ها قلب شکسته

اینجا کهریزک است، جنوبی ترین نقطه پایتخت، جایی که ۴۴ سال قبل دکتر محمدرضا حکیم زاده سنگ بنایش را برای نگهداری از ۱۰۰سالمند و بیمار بی‌سرپرست بنا کرد، اما هرگز فکرش را هم نمی‌کرد نیم قرن بعد حتی محله کهریزک را هم به نام آسایشگاهی که او بنا نهاده بود بشناسند.
آسایشگاه ۱۰۰ تخت خوابی کهریزک حالا هزار و ۷۵۰ مددجو دارد و هزینه نگهداری سالمندان، معلولان و بیماران ام اس که در این آسایشگاه خیریه روز و شب می‌گذرانند، سالیانه از ۳۵میلیارد تومان هم گذشته است. هزینه های سرسام آوری که بیش از ۸۲ درصد از آن توسط خیرین و مردم تامین می شود و دولت سهم اندکی در اداره این بنگاه خیریه بزرگ دارد.
این روزها کمتر کسی است که نام کهریزک و پدر و مادرهای پیر و چشم انتظار ساکن در آن به گوش کسی نخورده باشد، آنهم در ایامی مانند عید سعید قربان که سیل گوشت های قربانی به کهریزک سرازیر می شود.
نذوراتی که به گفته مسئولان کهریزک بیش از نیاز سالمندان و معلولان ساکن در این خانه بزرگ است و ای کاش مردم و خیرین قدمی برای تامین دیگر هزینه‌های این موسسه خیریه بر می داشتند. از پرداخت هزینه های آب و برق و گاز که مبادا با بالا رفتن میزان بدهی ها، قطع شود تا هزینه خرید لباس و پزشک و پرداخت حقوق پرسنل.
وارد آسایشگاه که می‌شوی غم عجیبی سر تا پایت را فرا میگرد. دیدن پدر بزرگ‌ها و مادر بزرگ‌هایی که چشم انتظار بر روی نیمکت‌های آهنی و سرد روز و شب سر میکنند و هیچکس نمی‌داند در این هوای سرد، کدامین سال‌های زندگی را با حسرت مرور می‌کنند. شاید به تولد بچه‌ها فکر می کند، یا روز ازدواجشان. شاید به روزی فکر می کند که پسرش اولین بار راه رفت، با همان پاهای کوچکی که حالا بزرگ شده اند و او را در این گوشه از دنیا به حال خودش رها کرده اند.

پیرمردی با رکوردی عجیب در کهریزک

زمستان است و سرمای هوا ساکنین کهریزک را خانه نشین کرده است، حیاط مجموعه خالی و سوت و کور است و غیر از تعداد انگشت شماری سالمند و معلول کسی در حیاط چندین هزار متری کهریزک به چشم نمی خورد.
اتفاقی با «نقی» یعنی قدیمی ترین مهمان کهریزک برخورد می کنیم. او تنها مستاجر آسایشگاه است که از سالروز تاسیس آنجا تا امروز میمان کهریزک بوده است؛ ۴۴سال زمان کمی نیست برای تنها بودن.
نقی معلول جسمی حرکتی است و علاوه بر این به سختی می تواند صحبت کند. یکی از پرسنل آسایشگاه حرف های نقی را برایمان ترجمه می کند. اینکه از همان روز اول همراه دکتر حکیم زاده به کهریزک آمده و امسال چهل و چهارمین سالی است که حضورش در کهریزک را جشن می گیرد اما دقیقا نمی داند که چندسال دارد.
نقی از دار دنیا هیچ ندارد. نه قوم و خویش، نه مال و اموال. او تنهایی اش را در تمام این سال ها با خدا قسمت کرده است.
پرستارش می گوید: نقی هر سال سه ماه روزه است و رفاقتش با خدا سر دراز دارد. او را شخصِ دکتر حکیم زاده موسس آسایشگاه کهریزک به اینجا آورده و حالا قدیمی ترین مددجوی کهریزک است. نقی در این دنیا هیچ دوست و آشنایی ندارد اما خیرین و مردمی که هر از گاهی به دیدن ساکنین کهریزک می آیند نقی را مثل یک پدر یا برادری مهربان دوست دارند. حیف که دوست نداشت تصویری از او منتشر شود.

اینجا جمع مردان تاریخ جمع است

به آسایشگاه مردان می رسیم، جمع پدر بزرگ های تنها! پدرهای دیروز که خانواده‌ای اتکایش به بازوانشان بود و امروز آنقدر تنها مانده اند که باید روز و شب درگوشه‌ای از آسایشگاه به سر کنند.
پیرمرد، لاغر و نحیف روی نیمکت، بی تفاوت به سرمای زمستان نشسته است. پرستار میگوید بابا هشت سالی هست که اینجاست، می دانی شغل بابا چه بوده؟ بابا معلم تاریخ جغرافیا بوده و شاگردهایش الان هرکدام برای خودشان کسی شده اند.اینجا جمع مردان تاریخ جمع است، اما معلم تاریخ هم دارند.
پیرمرد با سردی نگاه می کند، دلش خون است، از بی مهری ها. میگوید وقتی سکته کردم نگهداری از من سخت بود. اما الان با هشت سال پیش خیلی فرق کرده ام. کارهایم را خودم میکنم ولی بازهم کسی سراغم نمی آید… بغض می‌کند و با حسرت از پسر نداشتنش می‌گوید و آهی می‌کشد که ای کاش پسر داشتم و به خاطر حمام کردن و کارهای دیگر کارم به آسایشگاه نمی کشید.

حرف هایمان هنوز تمام نشده بود که داوود از راه می رسد. داوود ۳۰ ساله به نظر می رسد و معلولیت ویلچرنشینش کرده است. داوود را کوهی از انرژی می بینم، پر از دغدغه و امید. می گوید فکرم درگیر است؛ فصل امتحانات دانشگاه است و باید برای امتحانات بخوانم. از آنطرف مسابقات شطرنج هم داریم و باید تیمم را بچینم.
هزینه دانشگاه داوود و امثال او، خرج رفت و آمدش تا دانشگاه و دیگر هزینه های سرسام آور را مردم می دهند؛ خیرینی که حتی نامی از آنها برده نمی شود، تا معلولیت برای امثال داوود تبدیل به محدودیت نشود.

آشنایی با پیرمرد مشهور تلگرامی

وارد سالن آسایشگاه که می شویم، چهره مهربان پیرمردی خندان برایم آشنا به نظر می رسد. چند دقیقه ای فکر می کنم و ناگهان کلیپی کوتاه که چندی پیش در فضای مجازی دست به دست می شد مقابل چشمانم مرور می شود.

پیرمردی دوست داشتنی که می گفت:«دخترم، هرکجایی که هستی، من تو کهریزکم… شماره تلفنی، خودت بیا، بخش یک اتاق ۵٫٫٫٫»

آن روزها کلیپ پیرمرد اشک خیلی ها را در آورده بود. اشک آنهایی که پدرهایشان دیگر بینشان نبودند و حاضر بودند تمام دار و ندارشان را بدهند اما یکبار دیگر پدر را در آغوش بگیرند. همان روزها خیلی ها به دیدن پیرمرد آمدند اما از دخترش خبری نشد.

پیرمرد مهربان است و خوش برخورد. سوهانی صدایش می زنند.

سوهانی با اینکه هفت سالی است مهمان کهریزک است اما روحیه ای طناز دارد.۷

سال پیش دخترش او را به تحویل آسایشگاه داده و رفته است.

می پرسم راستی بابا جان دخترت بالاخره آمد یا نه؟ خنده ای می کند و می گوید: نه هنوز نیامده است.
پرستار به آرامی می گوید: هیچ خبری از دخترش نیست، معلوم نیست زنده باشد یا نه. اگر زنده بود حتما پیدایش می کردیم ولی دختری در کار نیست، سوهانی اینجا تنهاست، تنهای تنها.

پیرمرد مشهور تلگرامی در کهریزک +عکس

مردم کهریزک را تنها نگذاشته اند

اینها اما یک روی سکه است، روی دیگرش را هم باید دید، باید دید که مردم می آیند و با جان و دل کمک می کنند و مهر می ورزند و همراز اهالی اینجا می شوند. اسپانسرها هم هستند که بی چشمداشت کمک می کنند و توقع سلفی و نام و امضا ندارند.
مدیران اینجا هم حواسشان جمع است و نمی گذارند هر فرد و گروه و شرکتی برای کمک کردن، خودشان را تبلیغ کنند و ده برابر رقمی که اینجا هزینه کرده اند، سود مادی و معنوی برای خودشان ایجاد کنند.
مهندس علینقی را در همین حوالی و در میان آمد و رفت های این آدم ها که الحمدلله قلیل و رو به کاهش نیستند، می بینم. طبق معمول همه آنهایی که اینجا می آیند، چشمانش خیس شده اما در همان حال، مشغول خنده و گفتگو با تعدادی از اهالی قدیمی اینجاست. مثل خیلی ها که اینجا می آیند، تمایلی به توضیح دادن درباره کمک ها و برنامه هایش ندارد اما مثل ساکنان خونگرم کهریزک، از همه می خواهد اگر کمک مادی هم از دستشان بر نمی آید، ساعتی قدم زدن در این مجموعه و ملاقات با پدرها و مادرهای ایرانی را از دست ندهند.
دیگرانی هم هستند که مهمانهای دائمی اینجا هستند. علی آقا که تمایل به گفتن فامیلش ندارد، برایمان می گوید که به دیدار این عزیزان عادت کرده و گویی جزئی از خانواده شان شده، بارها و بارها در ماه اینجا می آید و حسابی سبک می شود، درست مثل اشک هایی که آدمی در آغوش پدر و مادرش می ریزد.

پیرمرد عروسکی که روزی میلیاردر بود

درست روبروی اتاقی که سوهانی با فکر دختر و نوه هایش روز و شب ها را به سر می کند، پیرمرد عروسکی خانه دارد. ۸۰ ساله است اما تمام دار و ندارش از دنیا عروسک های رنگارنگی است که دور تا دور تخت خوابش چیده است.
آقای فرونچی مهربان است و مهمان نواز. آنقدر که به زور دستمان را می گیرد و داخل اتاقش می برد. از عکس های دوران جوانی اش تا عروسک های بی جانی که حالا همدم و مونسش شده اند را یک به یک نشانمان می دهد.


قصه فرونچی قصه پردردی است. مرد ثروتمندی که حالا همه به پیرمرد عروسکی می شناسندش. هنوز هم حال و روزش به هم می ریزد وقتی یاد روزی می افتد که دو پسرش خانه بزرگ و تمام دارایی اش را به نامشان زدند و پیرمرد را تنها و بی کس رها کردند و رفتند.حالا یکی از پسرها تکنسین هواپیما است و دیگری تکنسین کشتی های مسافربری. هر دو از ایران رفته اند و فرونچی را با عروسک هایش تنها گذاشته اند.

قصه عروسک هایش هم شنیدنی است. پرستار می گوید: وقتی بابا را به آسایشگاه آوردند آنقدر افسرده بود که کلامی حرف نمی زد. به توصیه روانشناسان دو تا عروسک به بابا دادیم و گفتیم سعی کن با این عروسک ها حرف بزنی. یک شب بالاخره بغضش ترکید و یک دل سیر گریه کرد. از آن به بعد توانست حرف بزند و به همین خاطر هرکس به دیدنش می آید برایش عروسک می آورد!

چشم بر هم زدنی کافی است تا متوجه شویم قریب ۴ ساعت است در این مجموعه قدم زده و اشک ها و لبخندهای پدربزرگ ها و مادربزرگ های دوست داشتنی را از نزدیک لمس کرده ایم. باید رفت اما هنگام خروج، غمی در چهره هر ساکن اینجا که رفتن مراجعه کننده ای را می بیند، موج می زند. شاید باید بلند فریاد می زدیم که زود باز میگردیم، سریعتر از قبل و این بار با همراهانی بیشتر، شاید با آدم هایی از جنس فرزندان شما.

منبع: رکنا

دی
۱۴
بهزیستی برای مناسب‌سازی خانه نیم میلیون معلول و سالمند پول ندارد
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
pic-1108-1430548705
image_pdfimage_print

معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور ضمن بیان آنکه خانه ۵۰۰ هزار معلول و سالمند نیازمند مناسب سازی است گفت: برای رفع حداقل نیازهای معلولان و سالمندان در زمینه تجهیزات توانبخشی سالانه ۱۶۰ میلیارد تومان نیاز است که در حال حاضر چشم انداز بودجه توانبخشی کشور مناسب نیست.

حسین نحوی‌نژاد در نشست خبری که امروز به مناسبت رونمایی از سامانه پیامکی معبر برگزار شد اظهار کرد: متاسفانه در حال حاضر ضمانت اجرایی خوبی برای مناسب سازی محیط در قانون حمایت از حقوق معلولان فعلی وجود ندارد، این در حالیست که در لایحه اصلاحی این قانون که در حال حاضر در مجلس در دست بررسی است الزامات و تکالیف خوبی در این زمینه گذاشته شده است.

وی افزود: در آئین نامه اجرایی این قانون آمده است که ظرف یک سال نماهای ساختمانی و ظرف دو سال باید تمام ساختمان‌ها مناسب سازی شود.

نحوی نژاد در ادامه عنوان کرد: بخشی از وابستگی معلولان از آنجایی نشات می‌گیرد که این افراد امکان حمل و نقل شهری و یا جابجایی در منزل خود را ندارند این در حالیست که اگر این شرایط محقق شود حتی ممکن است معلولان شدید نیز دیگر نیازمند مراقب نباشند، با این وجود باید اعلام کنیم که در حال حاضر این امکانات در خیلی از آسایشگاه‌ها نیز وجود ندارد.

معاون توانبخشی سازمان بهزیستی کشور ادامه داد: به همین دلیل به صورت پایلوت با در نظر گرفتن اعتباری خاص آسایشگاه کهریزک و منزل چند تن از معلولان را و همچنین برخی از خودروهای پلاک ویژه معلولان را مناسب سازی کردیم و در سال آینده این طرح را به صورت کشوری اجرا خواهیم کرد.

نحوی نژاد همچنین با تاکید بر آنکه وسایل مورد نیاز معلول در خانه محدود به تامین ویلچر، عصا و سمعک نیست گفت: در حال حاضر وسایل ای دی ال هم به امکانات توانبخشی معلولیت اضافه شده به این معنا که دستگیره در منازل، نحوه استفاده از سرویس بهداشتی و سایر نیازهای فرد معلول در خانه وی مکانیزه شود.

وی تصریح کرد: در سال جاری ۲ میلیارد تومان برای این برنامه اختصاص داده شد و این در حالیست که ۵۰۰ هزار معلول و سالمند با معلولیت شدید در کشور داریم که ۹۰ درصد آنها از مراقب خانگی برخوردارند و باید برای آنها نیز امکاناتی را فراهم کنیم. به این ترتیب اکنون مسئله رفع نیازهای روزمره معلولان در منازل آنها در بهزیستی مطرح و پیگیری می‌شود.

معاون توانبخشی سازمان بهزیستی کشور تاکید کرد: این امکانات برای همه ۶ میلیون سالمند کشور مهیا نخواهد شد بلکه فقط برای مددجویان بهزیستی محقق می‌شود و در زمان اجرای این برنامه هم به آن دسته از معلولانی که دارای معلولیت شدید بوده و نیاز مالی بالا دارند و یا تنها زندگی می‌کنند کمک مالی بیشتری ارائه می‌شود.

وی ادامه داد: هدف بهزیستی مناسب سازی ۵۰۰ هزار منزل معلول و سالمند است که برای هر منزل ۱ میلیون تومان اعتبار نیاز داریم. به این ترتیب ۵۰۰ میلیارد تومان اعتبار مورد نیاز این طرح است و این اعتبار با بودجه توانبخشی که در کل ۶۰۰ میلیارد تومان بوده تقریبا برابری می‌کند؛ به این ترتیب برای رفع حداقل نیازهای معلولان و تجهیزات توانبخشی آنها حداقل سالانه ۱۶۰ میلیارد تومان مورد نیاز است.

نحوی نژاد همچنین با بیان آنکه بودجه مناسب سازی کشور در سال آینده ۵ میلیارد تومان در نظر گرفته شده است گفت: بودجه مناسب سازی سال آینده ۵ میلیارد تومان بوده که نیازمند تامین اعتبار است. با این حال چشم انداز بودجه توانبخشی سال آینده مناسب نیست.

به گفته معاون توانبخشی سازمان بهزیستی کشور در حال حاضر ۳۴۰ هزار نفر در حوزه توانبخشی شامل معلول، سالمند و بیماری روانی مزمن مستمری بگیر بوده و ۱۵۰ هزار نفر نیز پشت نوبت دریافت خدمات این سازمان هستند.

منبع: ایسنا

دی
۱۰
دادستان قیم بزه‌دیدگان ناتوان، بیماران و سالمندان می‌شود
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Symbol of law and justice in the empty courtroom law and justice concept BLUE TONE
image_pdfimage_print

Photo: tomloel/bigstockphoto.com

وقتی جرمی رخ می‌دهد فرد یا افرادی متحمل ضرر و زیان می‌شوند در قانون آیین دادرسی کیفری «شاکی» یا «بزه دیده» تلقی می شوند.  اگر این افراد در جهت مطالبه ضرر و زیان خود برآیند شاکی خصوصی تلقی می‌شوند و در فرآیند رسیدگی کیفری حق و حقوق به خصوصی دارند. جواد طهماسبی حقوقدان و مدرس مرکز آموزش قوه قضاییه در  خصوص امتیازات شاکی در حقوق اسلامی که «حق الناس» نام دارد، گفت: قبل از هرچیز شاکی باید بداند چه حقوقی دارد تا در فرآیند رسیدگی کیفری از آن استفاده کند. در ماده ۶ آیین دادرسی کیفری به این موضوع اشاره شده است که شاکی حق دارد از حقوق خود اطلاع یابد. شاکی خصوصی پس از آگاهی از حقوق قانونی خود، می‌تواند در مرجع مستقل، بی‌طرف و قانونی طرح دعوا کند تا به شکایت او رسیدگی شود.

دادستان قیم بزه‌دیدگان ناتوان، بیماران و کهنسالان می‌شود

وی افزود: یکی از مواردی که جا دارد به آن توجه کنیم بحث حق و حقوق بزه دیده ناتوان است. منظور از بزه دیده ناتوان افراد صغیری هستند که ممکن است مورد جرم واقع شوند و سرپرست قانونی که باید حامی آن‌ها باشد خود علیه‌شان مرتکب جرم می‌شود. در چنین مواردی دادستان برای فرد صغیر قیم انتخاب می‌کند و تا انتخاب قیم خود شخصا موضوع را پیگیری می‌کند.

این حقوقدان تصریح کرد: اگر شاکی، بیمار یا کهنسال بوده و قادر نباشد طرح شکایت کند، در این وضعیت نیز دادستان دست به کار شده و شکایت را پیگیری می‌کند. هم چنین ممکن است شاکی در فرآیند دادرسی وضعیت آسیب‌پذیری داشته باشد، مانند زنان یا کودکان که در این موارد نیز قانون پیش‌بینی کرده که بازجویی از این افراد باید توسط پلیس زن انجام شود.

وی با اشاره به ظرفیت های قانون ویژه  افراد سالمند، گفت: دادستان می‌تواند از جانب افراد سالمند طرح شکایت کند یا اینکه سازمان‌های مردم نهاد هم این اجازه را دارند که به جای مردم ناتوان به مراجع قضایی مراجعه کرده و به حمایت از این افراد طرح شکایت کنند.

حقوق شاکی در دادگاه و مرحله اجرای احکام

طهماسبی در ادامه و در رابطه با طرح شکایت در مراجع قضایی، گفت:طرح دعوا و مطالبه خسارات مادی و معنوی پیچیدگی‌های خاص خود را دارد و یک کار کاملا تخصصی است. به همین منظور قانون حق استفاده از خدمات وکیل را در این مرحله برای شاکی در نظر گرفته است. شاکی حق دارد وکیل بگیرد و در هر مرحله‌ای از دادرسی در دادگاه یا دادسرا حضور پیدا کرده و دلایل خود را ارائه کرده و مطالبات خود را مطرح کند.

مدرس مرکز آموزش قوه قضاییه ادامه داد: یک واحدی هم با عنوان مددکاری اجتماعی در نظر گرفته شده است که شاکی را هدایت کرده و به او در فرایند دادرسی کمک می‌کند. یک واحدی هم به نام معاضدت قضایی وجود دارد که شاکی را با حقوق قانونی خود آشنا می‌کند و وی را برای طرح دعوا و چگونگی پیگیری شکایت یاری می‌رساند.

شکایت کتبی یا شفاهی، مساله این است

وی بابیان اینکه سوالی که ممکن است برای خیلی‌ها بوجود آید این است که آیا طرح شکایت حتما باید به صورت کتبی باشد یا اینکه می‌توان به صورت شفاهی هم شکایت کرد، گفت:شاکی اجازه دارد موضوع را به صورت کتبی یا شفاهی در دادسرا یا کلانتری مطرح کند و با صرف مطرح شدن شکایت، موضوع مورد تعقیب قرار می‌گیرد.حال اگر ادعای شاکی مستند به شهادت شهود باشد، وی باید شهود را در دادسرا یا دادگاه ارائه کرده و اگر هم ادعای او نیاز به تحقیقات محلی یا جلب نظر کارشناس داشته باشد این کار صورت می‌پذیرد.

این حقوقدان تصریح کرد: یک موضوع دیگری هم در این‌جا قابل طرح است و آن اینکه اگر شاکی شکایتی را اعلام کند ولی مستندات و دلایل کافی نداشته باشد دادسرا امکان احضار متهم را ندارد و این موضوع نه تنها حقوق شاکی را محدود نمی‌کند بلکه تدبیری است که برای جلوگیری از طرح شکایات واهی مطرح می‌شود و در راستای رعایت حقوق شهروندی است. به تعبیر دیگر این سیاست برای حفظ بیشتر حرمت افراد است چون ممکن است آبروی یک شخص حتی با یک احضاریه لطمه ببیند.

منبع: مهر

دی
۳
شاهدان خاموش خشونت، شریک خشونت هستند
روان‌شناسی و خشونت خانگی
۰
, , , , , ,
Photo: painless/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: painless/bigstockphoto.com

خانه امن: پاسخ‌های این قسمت به صورت عمومی و برای عرضه به گروه بزرگی از مخاطبان طراحی شده است و به هیچ‌وجه نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای خاص و شخصی افراد باشد. برای بررسی دقیق‌تر مشکلات، ما مشاوره‌های انفرادی را توصیه می‌کنیم، که از حوزه توانایی‌های خانه امن خارج است.

رزا خورشیدی، مشاور خانواده

سوال: من با پسرخاله‌ام ازدواج کرده‌ام و مادرشوهرم خاله من هست. ایشان سالمند است و متاسفانه همسرم با مادرش رفتارهای خشونت‌آمیزی می‌کند و دو دختر من شاهد این رفتارها هستند. من یا مجبورم مدام با شوهرم سر این رفتارها بحث کنم یا سکوت. همسرم به مادرش فحش می‌دهد و دوبار که مادرش روی زمین ادرار کرده او را کتک زده است. سوال من این است که آیا باید با دو دخترم شش و نه ساله هستند درباره خشونت صحبت کنم؟ اگر جواب مثبت است چه بگویم؟ که هم پدرشان جلو فرزندان خرد نشود و هم آنها بدانند چنین کاری صحیح نیست. دختر نه ساله‌ام بار آخر گریه می‌کرد و به پدرش التماس می‌کرد که با خاله‌جان عصبانی نشود. سوال من این است که چطور باید با فرزندانم که شاهد این خشونت هستند صحبت کنم؟

پاسخ: خشونت بر علیه کودکان، معلولین و سالمندان از بدترین انواع خشونت است چرا که قربانی توانایی دفاع از خود را حتی اگر بخواهد، ندارد. در کشورهای پیشرفته این کار مجازات بسیار سنگینی دارد و بدون نیاز به شاکی خصوصی، این جرایم قابل پیگیری است. فقط مسئله این است که کسی پیدا شود و به پلیس تلفن کند و دیگر کار تمام است. اما در اینجا یک مانع بزرگ وجود دارد. آیا هرکس که شاهد خشونت خانگی است، احساس مسئولیت می‌کند و دست به اقدامی می‌زند یا نه؟ متاسفانه حتی در کشورهایی که قانون صریحا از قربانی خشونت و شاهدی که خبر آنرا به پلیس رسانده حمایت می‌کند، درصد بالایی از شاهدان خشونت این کار را نمی‌کنند.

شاهدان خاموش

یادم هست چند سال پیش تمام راهروهای دانشگاه ما را که بسیار بزرگ است از صدها مانکن چوبی که هرکدام کاغذی به گردن داشتند پر کرده بودند. هرکدام نماینده کسی بود که در اثر خشونت خانگی کشته شده و حداقل یک نفراز این موضوع اطلاع داشته و چیزی نگفته بود. اسم نمایشگاه «شاهدان خاموش» بود. روی کاغذی که به گردن مانکن‌ها بود نام، سن هنگام مرگ، نسبت او با قاتل و چگونگی قتل نوشته شده بود. اکثریت قریب به اتفاق را زنان جوان تشکیل می‌دادند. همۀ آن قربانیان مظلوم که بعضا فرزند خردسال داشتند را می‌شد به سادگی با گرفتن یک شماره تلفن سه رقمی نجات داد ولی هیچکس این کار را نکرده بود.

خانم عزیز این سالمند تیره روزی که در دستان همسر شما اسیر است و قربانی خشونت اوست، حتی اگر خاله شما، یا مادرشوهر شما هم نباشد، یک انسان بی‌دفاع است. سکوت در برابر ظلم، بدون شک نوعی همدستی با ظالم به شمار می‌رود. فرقی نمی‌کند که ظالم همسر، فرزند، والد، همسایه، دوست شما ، یا اصلا یک فرد غریبه باشد که در خیابان دارد کسی را آزار می‌دهد. اگر اعتراض نکنیم ما هم  در برابر خدا، وجدان، یا هرآنچه که به آن اعتقاد داریم مسئولیم و باید پاسخگو باشیم.

نگران چه چیزی هستید؟ حرمت همسرتان؟ کسی که حرمت مادری که او را پرورده نگاه نمی‌دارد؟ البته منظورم این نیست که شما به ایشان پرخاش کنید ولی حتما و فورا اعتراض کنید. به دخترانتان می‌خواهید چه بگویید؟ با احتیاط و یواشکی به آنها بگویید که البته پدرشان کار بدی می‌کند و علتش کار زیاد و خستگی و اعصاب ناراحت است ولی به هرحال پدرشان است و باید احترامش را نگه داشت؟ فکر می‌کنید با سکوت خود چه درسی به دخترانتان می‌دهید؟ آنها بعدها در مقابل ظلم به خودشان و دیگران سکوت نخواهند کرد؟ شما دارید نسل بعدی قربانیان خشونت خانگی را در خانه خود بار می‌آورید. وانگهی داستانی که همه ما در کودکی شنیدیم را فراموش کردید؟ همان پسر کوچکی را میگویم که از پدرش خواسته بود سبدی را که پدربزرگ پیر را در آن گذاشته و در  بیابان رها کرده بودند را با خود بیاورد چون وقتی پدر پیر شد او سبد را لازم خواهد داشت. امیدوارم شما هرگز به سرنوشت مادر شوهرتان دچار نشوید ولی غیر ممکن هم نیست. توقع دارید دخترانتان با شما چه رفتاری داشته باشند؟

چرا سکوت؟

سکوت شما هیچ توجیهی ندارد. تا وقتی که بتوانید به هر ترتیب مسئله را از ریشه حل کنید، از هر راهی که می‌توانید جلوی این ظلم آشکار را بگیرید. قبل از هرکاری به همسرتان اعتراض کنید. اعتراض لزوما با جنگ و دعوا همراه نیست. اگر روابط خوبی با شوهرتان دارید با ایشان به آرامی صحبت کنید و بگویید که دیدن آن صحنه‌ها شما را آزار می‌دهد و به هیچ وجه به صلاح فرزندانتان هم نیست.

می‌توانید کارهای مادرشوهرتان را خودتان با کمک در حد توان دخترانتان انجام دهید تا همسرتان او را آزار ندهد. اگر وضع مالی شما اجازه می‌دهد، از یک نفر برای پرستاری از ایشان کمک بگیرید. همزمان فعالانه برای پایان دادن به این وضعیت اقدام کنید. من اطلاعی از امکانات شما ندارم. با بزرگترهای فامیل تماس بگیرید و از آنها کمک بخواهید. اگر خاله شما فرزندان دیگری هم دارد، از آنها بخواهید که در نگهداری از مادرشان کمک کنند تا همه فشار روی همسر شما نباشد. البته کار همسر شما هیچ توجیهی ندارد. شاید راه‌های دیگری پیش پای شما باشد که من اطلاع ندارم ولی به هر ترتیب این وضعیت باید فورا متوقف شود. اگر از راه‌های مسالمت آمیز نتوانستید مانع همسرتان شوید، با راهنمایی مشاورین حقوقی خانه امن اقدام کنید. فکر می‌کنم اورژانس اجتماعی بهزیستی از مادر شوهر شما حمایت کند.

مهر
۹
روز جهانی سالمند، روزی برای همه
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
1833
image_pdfimage_print

خانه امن: جهانی سالمند، اول اکتبر، بهانه‌‌ای است برای خانه امن تا به مقوله خشونت خانگی علیه سالمندان بپردازد. انواع خشونت خانگی علیه سالمندان در بافت‌های حقوقی و اجتماعی قابل بررسی است. صباامیدوار در مطلبی با عنوان آنها پدر و مادرهایشان را می‌کشند،به پدیده‌ای سالمندآزاری و نیز خشونت اقتصادی علیه آنان می‌پردازد و در گفتگو با حسین قاضیان، جامعه شناس، و محمد اولیایی‌فرد، حقوق‌دان، این موضوع تلخ اجتماعی را واکاوی می‌کند. ماهرخ غلامحسین‌پور هم در نوشته سالمندانی که احساس بی‌حرمتی می‌کنند به خشونت علیه سالمندان پرداخته است. اگر به جنبه حقوقی و قانونی این موضوع علاقه دارید، نوشته موسی‌ برزین خلیفه‌لو، پژوهشگر حقوقی، را تحت عنوان خشونت علیه سالمندان در اسناد بین‌المللی و قوانین ایران بخوانید. همین طور در این روز جهانی سالمند درباره امکان خط زندگی و امکانات آن برای سالمندان بدانید: الو خط زندگی! نیازهای سالمندان برآورده شدنی‌است.

اگر شما هم به همکاری داوطلبانه با خانه امن برای محو خشونت خانگی علاقه دارید، فرم همکاری با خانه امن را پر کنید.

شهریور
۱۲
الو خط زندگی! نیازهای سالمندان برآورده شدنی‌است
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
636067366035283470
image_pdfimage_print

تعارف که نداریم تا نام سالمند می آید چند سالمند مغموم روی تخت آسایشگاه ها در ذهن مان تصویر می شود که به نقطه ای نامعلوم خیره شده اند و مرتب به گذشته فکر می کنند.

شاید در حالت خوش بینانه تر پیرمردانی را تصور می کنیم که روی نیمکت پارک‌ها نشسته‌اند وحرف های تکراری می زنند و با دهان بدون دندان لبخند می زنند و یا پیرزنانی که به توصیه پزشک مجبور به پیاده روی شده‌اند و اگر پای درددلشان بنشینی دلشان راه رفتن نمی خواهد و از ترس زمین‌گیر شدن و خشک شدن دست و پایشان مجبورند راه بروند وگرنه ترجیح‌ می دهند درخانه بمانند وهر وقت دلشان گرفت صندلی‌ تاشویشان را در کوچه بگذارند و بنشینند و به رفت‌وآمد مردم و اتومبیل‌ها خیره شوند .

سالمند کیست؟
در منابع علمی کشورهای مختلف و براساس تقسیم بندی صندوق ملی سازمان ملل متحدشروع سالمندی از ۶۰ سالگی وسن بازنشستگی است براساس این تقسیم بندی افراد ۶۰ تا ۷۵ سال سالمند، از۷۶ تا ۹۰ سال سالمند پیر و از ۹۰ سال به بالا سالمندان خیلی پیر هستند. براین اساس اگر سالمندی را با توجه به سن حساب کنیم جمعیت کشور ما به سرعت رو به سالمندی می‌رود.

۲۵سال دیگر بیش از ۱۲ میلیون سالمند خواهیم داشت
با یک نگاه اجمالی به آمارجمعیت سالمندان بالای ۶۰ سال در سال ۱۳۷۰ (۵/۸) درصد بود و ۵ سال بعد در سال ۱۳۷۵ به (۶/۶) درصد رسید و درسال ۱۳۹۰ این رقم به(۱۹/۸) افزایش یافت. با این رشد در سال ۱۴۲۰- یعنی کمی بعد از برنامه چشم انداز- بیش از۱۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر سالمند خواهیم داشت اما نکته قابل توجه این است که این سالمندان نیازهای ویژه ای دارند که به نظر کوچک و پیش پا افتاده می رسند اما با فقط کمی توجه و دقت می تواند به سادگی رفع شود و زندگی را برایشان آسانتر کند ولبخند آسایش و آرامش را بر لب شان بنشاند

نیازهای سالمندان برآورده شدنی است اگر بشناسیم

سالمندانی که در خانه ها و کنار اعضای خانواده خود زندگی می کنند از آنهایی که در آسایشگاه ها و سرای سالمندان به سر می برند شانس بیشتری دارند، اما نیازهایی دارند که در غیاب فرزندانشان بیشتر نمود پیدا می کند .
تصور کنید مادر یا پدر سالمندی را که در خانه مانده و همه فرزندانش به محل کار خود رفته اند و حالش خراب می شود یا احتیاج به کمک های دیگری پیدا می کند و نمی داند به کجا و چه کسی مراجعه کند. شاید شما هم کمتر شنیده باشید که در ایران شبکه ای ایجاد شده که به صورت رایگان همه خدمات را به سالمندان و معلولان و جانبازان و بیماران و کودکانارائه می کند و وظیفه اش هماهنگ کردن همه خدماتی است که ممکن است یکی از این گروه ها داشته باشند.

با چه شماره‌ای تماس بگیریم ؟

فقط کافی است این افراد شماره تلفن چهار رقمی ۴۳۲۷ را حفظ کنند و یا در جایی یادداشت کنند و مطمئن باشند گروهی درکشور هستند که همه کارها از هماهنگی با اورژانس و آتش نشانی گرفته تا وقت گرفتن از پزشکان و وقت بیمارستان ها در کمترین زمان ممکن واعزام همراه برای بیمار، هماهنگ کردن و گرفتن محل اسکان برای بیماران شهرستانی، هماهنگی برای حضور پزشک در منزل و انجام آزمایشات و عکسبرداری در منزل و…. را انجام می دهند.

۴۳۲۷شماره تلفنی ضروری برای زندگی روزانه سالمندان
خط زندگی اولین دستیار رایگان سالمندان است که به صورت ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته در خدمت سالمندان و خانواده‌ آنهاست، این مرکز با همکاری سازمان بهزیستی کشور، اداره سلامت شهرداری تهران، وزارت بهداشت، کمیته سلامت شورای اسلامی شهر تهران، بنیاد بیماری‌های نادر ایران، مؤسسه خیریه عترت فاطمی، و همکاری بیش از ۲۰۰ مرکز تخصصی، به دنبال آن است تا استقلال فردی سالمندان و کرامت انسانی آنان را حفظ کند.
مدیر عامل خط زندگی با بیان این مطلب می گوید: زندگی سالمندان با استفاده از شبکه یکپارچه خط زندگی راحت‌تر، سالم‌تر، منظم‌تر و ارزان‌تر خواهد بود.
امید بهشتی می گوید: سالمندان، بیماران، معلولان و جانبازان و کودکان می توانند با شماره ۴ رقمی ۴۳۲۷ تماس بگیرند و درخواست خود را از خدمات درمانی تا خدمات روزانه، از خدمات فنی تا خدمات تغذیه سالم مطرح کنند و مطمئن باشند که خط زندگی در بانک اطلاعاتی وسیع خود خدمات مورد نیازآنها را جستجو می‌کند و معتبرترین و با تجربه‌ترین و مورد اطمینان‌ترین افراد و مجموعه‌های تخصصی را به آنها معرفی و ارزان‌ترین قیمت را فراهم می‌کند. تمامی مجموعه‌های خدماتی که از طریق خط زندگی هماهنگ می‌شوند موظف هستند با تخفیف ویژه برای سالمندان خدمت کنند و خط زندگی در تمامی مراحل بر عملکرد آنان نظارت دائمی و مستمر دارد.

بهشتی می گوید: استفاده از خدمات خط زندگی نیازمند ثبت‌نام نبوده و همه فرایند کاری خط زندگی که شامل بررسی نیازها، معرفی مراکز، انجام هماهنگی‌ها و نظارت بر خدمات است برای سالمندان، بیماران، جانبازان و معلولان رایگان است.

تا کنون پاسخگوی بیش از ۳۴۰۰۰ نفر از هموطنان بودهایم
امید بهشتی مدیر اجرایی خط زندگی با اشاره به اینکه تا کنون پاسخگوی بیش از ۳۴ هزار نفر بوده ایم می گوید: هموطنان شهرستانی می‌توانند با تماس با ۴۳۲۷ البته به همراه شماره‌گیری کد تهران (۰۲۱)، هر کاری که در تهران دارند را با برنامه‌ریزی منظم خط زندگی انجام دهند در این فرایند، با مرکز تماس گرفته و درخواست خود را می گویند و متخصصان خط زندگی، پذیرش هایی که آنها از مراکز درمانی مانند بیمارستان ها، مطب ها و مراکز عکسبرداری و آزمایشگاه ها و حتی ادارات و سازمان ها و نهادها لازم دارند را می گیرند و اسکان آنها را در نزدیک‌ترین محل به مراکز مربوطه هماهنگ می‌کنند و همین برنامه‌ریزی و هماهنگی دقیق باعث ایجاد نظم و سهولت و ارزان‌تر شدن خدمات می شود و خط زندگی کاملا رایگان این خدمات را ارائه می کند.
بهشتی با بیان مثالی می گوید: به عنوان مثال شهروندی از شیراز برای انجام آزمایشات درمانی و تخصصی قصد آمدن بهتهران را داشت و خط زندگی وقت آزمایش را هماهنگ کرد و از آزمایشگاه مربوطه تخفیف هم گرفت و همچنین اسکان هموطن شیرازی را هماهنگ کرد و او یک روزه با کمترین هزینه به امور درمانی خود رسید و خط زندگی حتی ریالی بابت این هماهنگی ها دریافت نکرد.

منبع: ایسکانیوز

شهریور
۱
ازدواج مردان سالمند ۴ برابر زنان: عروس‌های جوان در خانه بخت پدربزرگ‌ها
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
139505051215365738218714
image_pdfimage_print

بخشی از فیلم ازدواج بسرعت در فضای مجازی پخش می‌شود. ازدواج مرد ۸۰ ساله با دختر ۱۹ ساله. یکی دو تا عکس هم هست. بینندگان نچ نچ می‌کنند و ابروها را با تعجب بالا می‌اندازند. دختر، جای نوه مرد است؛ مرد ثروتمند. این را حتی نگفته هم می‌شود فهمید. هیچ جور دیگری نمی‌شود ۶۱ سال اختلاف سن عروس و داماد را توجیه کرد. عشق؟! بعید به نظر می‌رسد. دختر در عکس‌ها لبخند می‌زند و یک دستش را روی روسری سفید براق نگه داشته است. به خانه بختی می‌رود که به اعتقاد خیلی‌ها عاقبت خوشی ندارد اما بعضی‌ها هم جور دیگری فکر می‌کنند. اینکه احتمالاً مرد تا چند سال دیگر فوت می‌کند و دارایی‌اش می‌ماند برای زن جوان که تازه در ابتدای راه است. این، ماجرای تازه‌ای نیست. ازدواج دختران و زنان جوان با مردان سالخورده که بیشترشان ثروتمند هستند یا دست کم وضعیت مالی مناسبی دارند.

مرد، خنده از لبانش نمی‌افتد. تازه عقد کرده‌اند. می‌گوید: «این چند سال نفهمیدم زندگی‌ام چطور گذشت. حاج خانوم خیلی مریض بود. دو سال آخر که رسماً زمینگیر شده بود. خدا رحمتش کند. زن خوبی بود. بچه‌های خوبی هم تربیت کرد اما چه می‌شود کرد. رسم روزگار است دیگر.» ۸۲ ساله است. صورت گرد با موهای ریخته. شادابی و چالاکی اش، سنش را کمتر نشان می‌دهد. عروس، ۳۰ ساله است. قبلاً یک بار ازدواج کرده. شوهرش را در تصادف از دست داده است. بچه ندارد. پرستار حاج خانم بوده. دیپلمه است. توی درمانگاه، بهیار بوده. تزریقات و پانسمان. «برای تزریقات حاج خانم به منزل‌شان می‌رفتم. خانم خیلی خوبی بودند. روزی که فوت کردند خیلی گریه کردم. من آنجا نبودم. حاج آقا تنها بودند.» زن کم حرف است. همین چند جمله را هم انگار به زور می‌گوید. حاج آقا با محبت نگاهش می‌کند. زن جوان حالا از خانه اجاره‌ای پدرش در قلعه حسن خان، به خانه ویلایی ۸۰۰ متری حاج آقا در شمال شهر تهران نقل مکان کرده. خانه‌ای که تا ۳ ماه پیش به عنوان پرستار در آن رفت و آمد می‌کرد. زن، بچه دوست دارد. حاج آقا خودش ۴ تا بچه دارد که همه‌شان از عروس تازه، بزرگتر هستند. نوه هم دارد. عروس فعلاً به این چیزها فکر نمی‌کند. آینده را کسی نمی‌داند.

همیشه هم این‌طور نیست که دختر یا زن جوان به خاطر فرار از شرایط بد و مشکلات مالی، تن به ازدواج با مرد مسن بدهد. لیلا عاشق شده و با عشق ازدواج کرده. اسم واقعی‌اش لیلا نیست. ۲۸ ساله. زیبا. لیسانسه. یک سالی می‌شود که ازدواج کرده. شوهرش ۵۷ ساله است. مدیر یک شرکت بازرگانی. وضع مالی، عالی. «شرایط خانواده خودم بد نبود. متوسط رو به بالا. پدر و مادرم هردو کارمند بودند. البته پدرم خیلی سال پیش فوت کرده. خودم از زمان دانشگاه کار می‌کردم و مستقل بودم. با همسرم در یک سفر خارجی آشنا شدم، ترکیه. همسرش چند سالی بود که جدا شده بود و دو تا پسرش هم خارج از کشور زندگی می‌کردند. به نظرم خیلی مهربان و با ملاحظه بود. اوایل اصلاً احساس عاشقانه‌ای به او نداشتم. خودش هم بیشتر حس پدرانه‌ای به من داشت و فکر می‌کردم چون دختر ندارد و پسرهایش هم اینجا نیستند چنین حسی دارد و طبیعی است. بعد از سفر خیلی حال و احوالم را می‌پرسید. حتی کمکم کرد کاری را که همیشه دوست داشتم، شروع کنم و به لحاظ شغلی، مستقل شوم. خیلی هوایم را داشت. همین رفتارها و مهربانی‌هایش بود که باعث شد به او علاقه‌مند شوم. پیشنهاد ازدواج را هم خودم دادم. اولش مخالفت می‌کرد. به خاطر اختلاف سنی و شرایط مان. مادرم هم کاملاً مخالف بود. بعد از مدتی همسرم هم اعتراف کرد که از همان ابتدا به من علاقه‌مند شده اما ابراز علاقه و ازدواج با من به نظرش کاملاً غیرمنطقی بوده.» لیلا از زندگی‌اش راضی است. شوهرش را دوست دارد. می‌گوید: «کیفیت زندگی به نظرم مهم‌تر است. ممکن است به نظر دیگران شرایط زندگی من کمی عجیب باشد اما اهمیتی ندارد. مهم این است که خودم خوشحال هستم.»

پدر می‌خواهید یا شوهر؟!
پول، عشق، نیاز عاطفی، ناپختگی یا هر دلیل دیگری که داشته باشد، باز هم دلیل نمی‌شود با دیدن مردی مسن که همسری بسیار جوان‌تر از خود دارد، با تعجب نگاهش نکنیم.
چه دلایلی سبب می‌شود دختری جوان با مردی مسن ازدواج کند؟ مردی که می‌تواند جای پدر یا گاهی پدربزرگ او باشد. این، سؤالی است که در مواجهه با چنین زوج‌هایی به ذهن می‌رسد.

سمیرا شیخی، روانشناس و مشاور خانواده به نکات جالب توجهی در این رابطه اشاره می‌کند: «البته به لحاظ روانشناسی تأیید شده نیست که بگوییم افراد با چه کسی ازدواج کنند یا آنها را از ازدواج با شخصی منع کنیم. این مسأله کاملاً به دو طرف بستگی دارد. در واقع به تعداد آدم‌ها، روانشناسی وجود دارد. ما در مشاوره قبل از ازدواج، به پختگی دو طرف تأکید داریم و سن عقلی را در نظر می‌گیریم. به عنوان مثال ممکن است آقایی ۴۰ ساله باشد اما سن عقلی او در حد ۳۰ سال. در این صورت اگر بخواهد با دختری ۲۰ ساله ازدواج کند، از نظر ما بلامانع است چون از لحاظ ادراک و هوش هیجانی همسطح هستند. البته نتیجه‌گیری در مورد سن عقلی، منوط به برگزاری جلسات با مشاور خانواده و انجام تست‌های مربوط است.»

شیخی ادامه می‌دهد: «اینکه چرا دختران و زنان جوان با مردانی بسیار مسن‌تر از خود ازدواج می‌کنند، دلایل مختلفی دارد. بسیاری از دخترها به دلیل اینکه پدر خود را زود از دست داده‌اند یا رابطه عاطفی محکمی با پدرشان نداشته‌اند، از حمایت‌های لازم برای رشد، بهره کافی نبرده‌اند. بنابراین به دنبال یافتن همسری هستند که نقش حمایتگر داشته باشد که این ویژگی معمولاً در مردانی که سن‌شان خیلی از آنها بیشتر است وجود دارد. دلیل دیگر، کاملاً مالی و انتفاعی است. مردان مسنی که به ازدواج با دختران جوان اقدام می‌کنند، معمولاً وضع مالی خوبی دارند و از اینکه پول‌شان را برای رفاه همسر جوان‌شان خرج کنند، هیچ ابایی ندارند. برخی زنان جوان هم این حمایت مالی را به معیارهای دیگر ترجیح می‌دهند. برخی دیگر از دختران که معمولاً کم سن و بی‌تجربه‌اند، دنبال عشق هستند و دلشان می‌خواهد آن را به هر قیمتی به دست آورند. مردان مسن که باتجربه‌اند می‌توانند حمایت‌های روانی و عاطفی از این دختران جوان داشته باشند و به همین دلیل مورد توجه آنها قرار می‌گیرند.»

این‌ها مهم‌ترین دلایل دختران و زنان جوان برای ازدواج با مردان مسن است. دلایل مردانه‌ای هم برای این کار وجود دارد: «بعضی از مردها با بالا رفتن سن‌شان اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهند و در تلاشند آن را با برگزیدن همسری جوان جبران کنند. در این راه هم از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کنند و هزینه زیادی بابت این انتخاب‌شان پرداخت می‌کنند. در واقع یک جورهایی می‌شود گفت باج می‌دهند. مردها خصوصاً بعد از ۶۰ سالگی دوست دارند با کسی زندگی کنند که نشاط و سرزندگی را به خانه‌شان بیاورد چون همسر خودشان معمولاً همسن و سال‌شان است و درگیر کهولت سن و بیماری‌های مختلف شده است. در ضمن مردان در این رده سنی خواستار همسری هستند که از آنها مراقبت کند. به همین دلیل بعضی مردها در این شرایط به ازدواج دوم روی می‌آورند. همچنین مردها در رده سنی ۴۰ تا ۵۰ سال دارای جذابیت هستند و مورد توجه دختران جوان قرار می‌گیرند. همین مسأله گاهی آنها را به ازدواج با دختری بسیار کم سن و سال‌تر از خود سوق می‌دهد. به علاوه بسیاری از مردها در سن بالا ترجیح می‌دهند با کسی ازدواج کنند که کم تجربه باشد و به اصطلاح، پرونده عاطفی‌اش سبک باشد. در واقع ذهن پاک تری داشته باشد. همین عامل هم سبب می‌شود مردانی که از همسرانشان جدا شده‌اند، ترجیح بدهند با دختران مجرد ازدواج کنند تا به خیال خودشان دردسر کمتری در ایجاد ارتباط داشته باشند و زندگی‌شان آرام‌تر باشد.»

این روانشناس ادامه می‌دهد: «به هر شکل، ممکن است ازدواجی هم شکل بگیرد که در ابتدا بسیار با عشق هم باشد اما به مرور اختلاف‌ها پیش می‌آیند. مرد که سنی از او گذشته، بیشتر ترجیح می‌دهد استراحت کند اما زن در دوران جوانی و سرزندگی است و اختلافات زن و شوهر از همین جا شروع می‌شود. دلیلش هم این است که آنها قبل از ازدواج از تجربه دیگران استفاده نکرده‌اند و به صورت آزمون و خطایی عمل کرده‌اند. موارد زیادی هم بوده که این زوج‌ها بعد از برخوردن به مشکلات فراوان، برای مشاوره مراجعه کرده‌اند که معمولاً مشکل‌شان در مرحله ای است که کار زیادی نمی‌شود کرد. در این موارد معمولاً زن به نتیجه قطعی رسیده که طلاق بگیرد اما به دلایل مختلف از جمله عدم حمایت مالی، از این مسأله ترس دارد. به هر شکل توصیه ما این است که افراد در ازدواج فاصله مناسب سنی که بین ۲ تا ۵ سال است را رعایت کنند. مردانی که در سن بالا قصد ازدواج دارند، بهتر است زنانی در رده سنی متناسب با خودشان را برای همسری انتخاب کنند. در کشورهای پیشرفته هم معمولاً مردان در سنین بالا با زنانی همسن و سال خودشان ازدواج می‌کنند حتی اگر وضع مالی مناسبی داشته باشند. موارد استثنا هم وجود دارد که بیشتر در مورد سلبریتی‌ها دیده می‌شود.»

پدران پیر، نوزادان بی‌آینده
گرچه ازدواج زنان جوان با مردان سالخورده معمولاً امری غیرعادی در جامعه محسوب می‌شود اما در بعضی مناطق کشور از جمله سیستان و بلوچستان، این شکل از ازدواج نه تنها غیرعادی نیست، بلکه حتی در شرایطی که مرد از تمکن مالی هم برخوردار نیست، صورت می‌گیرد. از آن جمله پیرمحمد ۷۸ ساله است ساکن یکی از روستاهای سیستان و بلوچستان. او دو سال پیش بعد از مرگ همسرش، با زنی ۳۳ ساله ازدواج کرده و از او صاحب فرزند شده است. با خنده می‌گوید: «دختر ۱۸ ساله هم به من می‌دادند اما خودم خواستم با یک عاقله زن ازدواج کنم.» رباب، حداقل ۱۰ سال بیشتر از سنش نشان می‌دهد. کنار چشم‌ها، چین‌های عمیق به چشم می‌آیند. با اخم به شوهرش نگاه می‌کند. می‌گوید: «روزی ده بار منت سر من می‌گذارد. پولش نرسید دختره را بگیرد. ندادند که نگرفت.» می‌گویند اینجا رایج است که مردی سن و سال دار، دختری جوان را به زنی بگیرد. دخترها زود شوهر می‌کنند. دختری که سنش بگذرد، باید زن مردای پیر بشود. از بی‌شوهری بهتر است! خودشان این جور می‌گویند. مردها بچه‌های بزرگ و نوه دارند اما بیشترشان می‌خواهند از زن جدید هم صاحب اولاد شوند. به همین دلیل هم هست که تعداد کودکانی که در سن کم پدر خود را از دست می‌دهند در این مناطق کم نیست. بعضی هایشان اصلاً خاطره یا تصویری از پدر ندارند.»

آمار رسمی ثبت احوال حکایت از آن دارد که در چند استان همچون سیستان و بلوچستان، بخش‌هایی از خراسان رضوی و خوزستان بیش از سایر مناطق کشور این شکل از ازدواج رایج است که در بسیاری از موارد به فرزندآوری هم منجر می‌شود. فرزندانی که آینده‌شان احتمالاً با وجود میراث خواران فراوان پدر، به لحاظ مالی تأمین نیست.
بر اساس آمار رسمی سازمان ثبت احوال کشور، سال گذشته میزان زاد و ولد سالمندان بالای ۶۰ سال، بین ۸۰۰ تا ۹۰۰ نوزاد و افراد بالای ۷۰ سال نیز حدود ۱۰۰ نوزاد بوده است.

کسی از آینده خبر ندارد. بعضی وقت‌ها اما می‌شود با توجه به شرایط موجود حدس زد در آینده ممکن است چه اتفاقاتی روی دهد. استفاده از تجربه دیگران و بهره‌گیری از مشاور و مددکار، کمک بزرگی در شرایط غیرعادی است.

فرید براتی سده، رئیس شورای ملی سالمندان سازمان بهزیستی کشور در این باره می‌گوید: «ازدواج مردان سالمند با زنان و دختران جوان یک مسأله فرهنگی است که طبقه متوسط به بالای جامعه آن را نمی‌پذیرد و در مناطق محروم، رایج‌تر است. ازدواج مردان سالمند با زنان جوان بخصوص در مناطق محروم و به دنبال آن رقم فرزند‌آوری آنها تأمل برانگیز است، زیرا به هرحال نرخ مرگ و میر در میان افراد بالای ۶۰ سال بسیار بیشتر از جوانان است و هرلحظه امکان فوت آنها وجود دارد به همین دلیل در صورت ادامه این روند شاهد افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار و ایتام در کشور خواهیم بود.»

او ادامه می‌دهد: «با وجود آنکه ازدواج سالمندی را تشویق می‌کنیم، اما زمانی آن را مثبت و سازنده ارزیابی می‌کنیم که در آن مرد سالمند با زن سالمند ازدواج کند و به هیچ وجه ازدواج مردان مسن با زنان و دختران جوان را مصلحت ندانسته و همواره نسبت به آثار مخرب آن هشدار می‌دهیم. علاوه بر آن در حال حاضر ازدواج مردان سالمند در کشور بیش از ۴ برابر ازدواج زنان سالمند است و این نشاندهنده آن است که مردان سالمند راحت‌تر از زنان سالمند ازدواج می‌کنند و تعداد زنانی که در دوران سالمندی از تنهایی رنج می‌برند، بیشتر از مردان است.»

از این قصه، فیلم‌ها و سریال‌ها ساخته‌اند. قصه عشق پیری و ازدواج‌هایی که معمولاً سرانجام خوشی ندارند. آخر همان قصه‌ها هم همیشه یک پیام اخلاقی دارد: کبوتر با کبوتر، باز با باز. با این حال خیلی‌ها ترجیح می‌دهند خودشان امتحان کنند..

منبع: مریم طالشی – ایران

اسفند
۱۱
مجبور شدم پنهانی ازدواج کنم
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , , , , ,
Single woman alone swinging on the beach and looking the other seat missing a boyfriend
image_pdfimage_print

Photo: AntonioGuillem/Bigstock.com

فریده موسوی

همسرم جوان فوت کرد و من ماندم و ۳ دختر. آپارتمان کوچکی به ارث گذاشت که برادر شوهرم به عنوان قیم همه اختیار زندگی ما را در دست داشت. با مستمری همسرم و خیاطی شبانه‌روزی دختر‌ها را بزرگ کردم و دختر اولم را شوهر دادم و دو دختر دیگرم دانشجوهستند. یکی در اصفهان و دیگری در شیراز دوران دانشجویی‌شان را می‌گذارنند.

دو سالی است که با آقایی آشنا شدم که بسیار مرد خوبی است ولی وقتی پیشنهاد ازدواج آن آقا را با بچه‌ها مطرح کردم دختر بزرگم و دامادم به شدت مخالفت کردند و مدت‌ها با من سر و سنگین بودند. مجبور شدم پنهانی با آن آقا که واقعا عاشق هم هستیم ازدواج کنم ولی مدتی است که دختر و دامادم شک کرده‌اند و بعد از یک دعوای مفصل با من قهر کرده‌اند. دخترم می‌گوید که من آبروی او را جلوی خانواده شوهرش برده‌ام و دامادم هم به رگ غیرتش برخورده است. همسر من مرد خوب و شریفی است و معنای زندگی زناشویی موفق را به من چشانده است. البته همسر اولم هم مرد خوبی بود ولی هر دو جوان و کم تجربه بودیم و هر دو از زندگی چیزی نفهمیدیم.

دختر بزرگم بعد از این جریان هم سهم‌الارث پدرش از خانه را می‌خواهد که در تدارک فروش آن هستم. من در آن خانه سال‌ها خیاطی کردم و هنوز هزینه دو دختر دیگرم را از‌‌ همان خیاطی پرداخت می‌کنم و به این ترتیب به درآمدم لطمه می‌خورد ولی به هر حال حق پدری‌اش است و من چاره‌ای جز فروش ندارم. همسرم البته خانه کوچکی دارد که به آن نقل مکان می‌کنم ولی درآمد ایشان در حد پرداخت شهریه دانشگاه بچه‌هایم نیست.

زری‌خانم میان‌سالی است که فکر می‌کند رفتار و گفتار و طعنه و تحقیرهای دختر و دامادش خشونتی است که چه بسا در ایران نسبت به ازدواج والدین از سوی فرزندان اتفاق می‌افتد و وب‌سایت خانه امن به آن توجه نکرده است. وقتی از او درباره کلمات و تحقیر‌ها می‌پرسم ترجیح می‌دهد سکوت کند و درباره آن حرفی نزند ولی می‌گوید: «انتظار نداشتم که دخترم با چنین لحنی با من حرف بزند و قهر کند. دلم برایش تنگ شده به‌خصوص که شنیده‌ام باردار است.»

برچسب‌ها و تابوهای روزمره

ازدواج زن پس از فوت و یا جدایی از شوهر برای زنانی که به‌خصوص دارای فرزند هستند در کشور ما، بسته به فرهنگ و آداب و رسوم هنوز تابو محسوب می‌شود. زنان معمولا پس از بیوه شدن دچار اضطراب و حتی خشونت‌های اجتماعی ناشی از بیوه شدن قرار می‌گیرند و برچسب‌های ناعادلانه اجتماعی در صورتی که بخواهند مجددا ازدواج کنند حداقل در زمان کوتاهی به آن‌ها زده می‌شود. بر چسب‌هایی که بسیاری از زنان برای رهایی از آن تنهایی را به ازدواج یا رابطه مجدد ترجیح می‌دهند.

مینا در جزیره قشم زندگی می‌کند و از همسر مغازه‌دارش جدا شده است. مینا ۴۸ ساله است و فرزندانش بزرگ شده‌اند. پای صحبت مینا که می‌نشینم زوایای دیگری از خشونت علیه زنان بیوه برایم روشن می‌شود. مینا می‌گوید: «من خودم شاغلم و واقعا احساس تنهایی می‌کنم. شوهر قبلی من ازدواج کرد و بچه‌دار شد ولی حتی مادر خودم مرتب به من گوش‌زد می‌کند که بچه‌ها مادر می‌خواهند و فکر ازدواج دوم را نکن، در حالی‌که من واقعا احساس تنهایی می‌کنم. من اهل جزیره نیستم و با ازدواج به اینجا آمدم و همسرم وقتی قصد ازدواج مجدد داشت از او جدا شدم و در تمام سال‌های زندگی با این‌که از خانواده خودم دور بودم احساس تنهایی نمی‌کردم و شوهرم را دوست داشتم. در حال حاضر اصلا انگیزه زندگی را از دست داده‌ام و انگار یک ابر سیاه بر زندگی من سایه انداخته است و می‌دانم اگر ازدواج کنم هزار حرف و حدیث است که بشنوم.»

به مینا می‌گویم که این حرف‌ها بعد از مدتی تمام می‌شود ولی او از قضاوت مردم خیلی می‌ترسد و می‌خواهد که وجهه نامناسبی نداشته باشد در حالی‌که فرزندانش هم تمایلی به ازدواج مادر ندارند. به دکتر مراجعه کرده و دکترش هم به او گفته که روی ازدواج در حالی‌که که هنوز در دوره سوگواری پس از طلاق است حساب نکنند و گام اول پس زدن طوفانی از احساسات و هیجان‌هایی است مینا درگیر آن است. اما مینا فکر می‌کند و حتی اطمینان دارد آشنایی با یک مرد می‌تواند در گذار از این دوران به او کمک کند ولی حرف مردم او را از چنین ارتباطی دور می‌کند.

آخر کارتن‌خواب می‌شوم

یکی ازترس‌های زنان بیوه که از آن سخن نمی‌گویند ترس ناشی از بحران‌های مالی است. احساس بی‌پناهی و این‌که آینده را روشن نمی‌بینند. مریم در ۱۵ سالگی ازدواج کرده و همسرش را در سانحه تصادف از دست داده است. مریم ۴۲ ساله است و از آنجایی‌که که شوهرش راننده مسافرکش بوده و در حال حاضر درآمدی ندارد به شدت می‌ترسد. شب‌ها کابوس می‌بیند و کم‌خواب شده است. تمایلاتی از خودکشی در او دیده می‌شود و دارو او را بی‌قرار و کابوس‌های شبانه‌اش را بیش‌تر کرده است.

مریم می‌گوید: «من آخر توی کوچه می‌افتم. آخر کارتن‌خواب می‌شوم. با مردی آشنا شدم ولی به شدت خسیس بود و بیش‌تر می‌خواست که من به عنوان همسر موقت خدمات جنسی بدهم و حاضر نبود من را از نظر مالی طوری تامین کند که این همه ترس از دل من برود. از طرف دیگر اطمینان دارم که خانواده شوهر و در وهمسایه هم انتظار ندارند من سال شوهرم نشده ازدواج کنم. نمی‌دانم پس‌انداز شوهرم تمام شود چه کار کنم و حتی چطور سرپناهی پیدا کنم. ماشین شوهرم فعلا دست برادرش است و او هم چندرغازی جلوی من و بچه‌ها می‌اندازد. چهار تکه فرش داشتم که برای خرج کفن و دفن شوهرم فروختم و مخارج را که می‌بینید چقدر سنگین است. خیلی افسرده هستم و از آینده خودم و بچه‌ها می‌ترسم. درسی نخوانده‌ام و کاری بلد نیستم و هر روز حالم بد‌تر می‌شود.»

ازدواج مجدد میان‌سالان و سالمندان تابو نیست و می‌تواند شادی و احساس رضایت را به زندگی ببخشد، اما گاهی فرزندان و خانواده نسبت به این انتخاب مادرو حتی پدرشان احساس خوبی ندارند.

میان‌سالان نیز حق حیات دارند

دکترعالیه شکربیگی در گفت‌وگو با ایسنا می‌گوید: «متاسفانه معمولا فرزندان با فوت هریک از والدین خود با ازدواج مجدد پدر یا مادر خود مخالفت می‌کنند. در حالی‌که باید در این نگرش تجدید نظر کرد. این جامعه‌شناس در این گفت‌و‌گو تصریح می‌کند که احساس تنهایی در میان‌سالانی که طلاق گرفته‌اند یا همسرشان فوت کرده است بیش‌تر دیده می‌شود و آنان احساس انزوای اجتماعی می‌کنند و فردگرایی و فرورفتن در تنهایی، خود پیامد این وضعیت است.»

شکربیگی تاکید می‌کند: «میان‌سالانی که همسر خود را از دست داده‌اند می‌توانند با ازدواج مجدد تولد دوباره‌ای را تجربه کنند و به جای آن‌که بقیه عمر خود را به فکر مرگ بگذرانند زندگی شادی داشته باشند.»

آمار طلاق و سوانح در کشور ما بالاست و زنان به دلایل مختلف پس از بیوه شدن در معرض آسیب‌های مختلف قرار می‌گیرند. مشکلاتی که صرفا اقتصادی نیست و مشکلات ناشی از بدبینی نیز به آن اضافه می‌شود. ۱

واقعیت این است که زنان پس از بیوه شدن هم‌چنان که قبل از آن، باید باور کنند مالک بدن خود هستند و فرزندان و در و همسایه مالکیتی بر جسم و روح آن‌ها ندارند.

شاید نوشتن این عبارات راحت باشد و زنان با وجود علم به این موضوع همچنان از قضاوت‌های پیرامون خود بترسند ولی نتیجه پذیرش چنین محدودیت‌های اجتماعی و خانوادگی جز افسردگی و بیماری و از دست رفتن باقیمانده زندگی نیست.

چنین خشونتی ابدا پنهان نیست و در گفت‌و‌گو با زنان بیوه به شکلی عریان به چشم می‌خورد. طاهره می‌گوید: «خشونت شاخ و دم ندارد. اجباری ازدواج کردم و حالا که چند سال از فوت شوهرم می‌گذرد اجباری نباید ازدواج کنم. این‌که نشد زندگی. ماشالله هم پسرم و هم دخترم قبل از ازدواج دوست دختر و پسر داشتند ولی حالا که چند سال است پدرشان فوت کرده هی من را مکه و کربلا می‌فرستند. چه کسی می‌گوید که زن میل جنسی ندارد. چرا ما زن‌ها باید خودمان را سرکوب کنیم. اگر بچه‌ها همین‌طور پیش بروند می‌روم جایی که من را پیدا نکنند. چند ماهی است که پسر عموی پدرم همسرش فوت شده و پیغام داده که ازدواج کنیم. خانم وقتی به پسرم گفتم با کله زد تو دیوار که حالا جلوی در و همسایه و فامیل چه کند. بهش گفتم وقتی دوست دختر داشتی و دوستت را خانه می‌آوردی در و همسایه کجا بودند؟ حالا به من که رسید رگ غیرتت از گردنت می‌زند بیرون. خلاصه خانه ما از آن‌روز جهنم شده و خاموش هم نمی‌شود.»

در ‌‌نهایت بد نیست به نتایج یک تحقیق در دانشگاه ایالتی اوهایو در آمریکا هم توجه کنیم. این پژوهش‌گران بیش از ۳ هزار مرد و زن را که طی یک‌سال به لحاظ افسردگی مورد مصاحبه قرار گرفته بودند و پنج سال بعد نیز دوباره گرایش به افسردگی در آنان بررسی شده بود، زیر نظر قرار دادند و پرسش‌هایی را در ارتباط با میزان رضایت‌مندی آنان در صورت متأهل بودن مطرح کردند.

 جالب است بدانید، افرادی که در طول این پنج سال ازدواج کرده بودند، در مصاحبه دوم بهبود وضعیت روانی‌شان را نسبت به آن‌هایی که ازدواج نکرده بودند، گزارش دادند. آن‌ها در یک مقیاس ۸۴ نمره‌ای افسردگی به طور متوسط ۳. ۴۲ نمره پایین‌تری پیدا کرده بودند.

 وقتی محققان میزان تأثیر ازدواج را بر حسب افسرده بودن در شروع تحقیق در افراد مورد آزمایش اندازه گرفتند، نتایج حاصل ‌بر خلاف انتظارشان بود؛ زیرا افراد افسرده‌ای که ازدواج کرده، نسبت به افراد افسرده‌ای که ازدواج نکرده بودند به طور متوسط ۷. ۵۶ نمره کاهش نشان می‌دادند، در حالی‌که این کاهش در مورد افراد شادی که ازدواج کرده بودند تنها ۸۷. ۱ نمره بود. به عبارت دیگر ازدواج تقویت روانی بسیار بیشتری در افراد افسرده ایجاد کرده بود تا افراد شاد.

 جالب آن‌که در همین تحقیقات عنوان شده است که زندگی کردن در کنار همسر برای سلامت سالمندان نیز مفید است؛ زیرا براساس نتایج بررسی پژوهش‌گران که در نشریه آمریکایی سلامت جامعه به چاپ رسیده، آن دسته از مردان و زنانی که در سنین سالمندی همسر دارند و در کنار او زندگی می‌کنند، از نظر وضع سلامت در شرایط بهتری قرار دارند و بیشتر از سالمندان مجرد تحت مراقبت‌های بهداشتی پزشکی قرار می‌گیرند. پژوهش‌گران با بررسی چندین ساله بر روی بیش از ۱۳ هزار زن و مرد بالای ۶۵ سال به این نتیجه رسیدند؛ سالمندانی که در کنار همسر خود زندگی می‌کنند، امید به زندگی بیش‌تری دارند و آزمایش‌های دوره‌ای نظیر غربال‌گری سرطان روده بزرگ، اندازه‌گیری فشارخون، میزان کلسترول و قند خون و… را به موقع انجام می‌دهند.

برعکس، سالمندان مجرد زیاد به کنترل سلامت خود علاقه‌مند نیستند و علایم افسردگی در آنان بیش‌تر مشاهده می‌شود، در حالی‌که سالمندانی که همسر دارند، از روحیه با نشاط‌‌‌تر و اعتماد به نفس بیش‌تری برخوردارند. پس چنان‌چه در سنین میان‌سالی و سالمندی قرار دارید و تنها هستید بهتر است تا دیر نشده در جستجوی یک شریک زندگی برای خود باشید و تلاش کنید به فرزندان یاد دهید که والدین دارای حقوق خود در این مهم هستند.

بهمن
۲۹
تغییرات زندگی جنسی مردان سالمند
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Senior couple sit embracing and looking at water
image_pdfimage_print

Photo: Anatols/Bigstock.com

وقتی پا به سن می‌گذارید، رابطه جنسی دیگر مانند سن ۲۵ سالگی نیست اما می‌تواند لذت‌‌بخش باشد. رابطه جنسی فقط مخصوص جوانان نیست. بسیاری از افراد سالمند، تلاش می‌کنند تا زندگی جنسی خودشان را مانند قبل حفظ کنند.

یک زندگی جنسی سالم، نه تنها بخش کامل کننده زندگی زناشویی است، بلکه بر دیگر جنبه‌های زندگی مانند سلامت جسمانی و اعتماد به نفس تأثیرگذار است.

با افزایش سن در مردان، سطح هورمون تستوسترون نیز کاهش می‌یابد و در عملکرد جنسی فرد، تغییراتی ایجاد می‌شود که شامل نیاز به تلاش بیشتر برای تحریک، ارگاسم کوتاه‌تر، کاهش حجم و قدرت انزال و نیاز به زمان بیشتر برای رسیدن به ارگاسم دوم می‌شود.

ممکن است این تغییرات برای‌تان ناخوشایند و آزاردهنده باشد اما دلیل نمی‌شود که پایان لذت بردن از زندگی جنسی شما باشد. اگر سعی کنید خودتان را با این تغییرات وفق دهید، می‌توانید رابطه جنسی رضایت‌بخشی داشته باشید.

سلامت جسمانی شما می‌تواند تأثیر زیادی بر عملکرد جنسی‌تان داشته باشد. بیماری‌های مزمن مانند مشکلات قلبی یا روماتیسم، رابطه جنسی را به چالش می‌کشاند. حتی برخی از عمل‌های جراحی یا داروهایی که مصرف می‌کنید مانند داروی فشار خون، آنتی‌هیستامین یا داروهای ضدافسردگی می‌توانند زندگی جنسی شما را تحت تأثیر قرار بدهند.

تسلیم نشوید! شما و همسرتان، می‌توانید خودتان را با این محدودیت‌ها وفق دهید. به عنوان مثال، اگر حمله قلبی داشته‌اید و نگران رابطه جنسی‌تان هستید، با پزشک‌تان در این‌باره صحبت کنید و یا اگر دردهای روماتیسمی برای‌تان مشکل ایجاد کرده است، قبل و بعد از رابطه جنسی، مفاصلتان را گرم کنید.

منبع: سلامت نیوز