صفحه اصلی  »  سالمند
image_pdfimage_print
اسفند
۲۴
۱۳۹۷
پسری که پدر سالخورده‌اش را کتک می‌زند
اسفند ۲۴ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , ,
Photo: grigvovan/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: grigvovan/depositphotos.com

(عکس تزئینی است)

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:

سلام! خسته نباشید!

در همسایگی ما یک پیرمرد ۷۵ ساله همراه پسر مجردش زندگی می‌کند. این پسر تقریبا ۳۰ ساله است و مواد مخدر هم مصرف می‌کند. البته کار دارد اما مواد مخدر هم مصرف می‌کند. بعضی وقت‌ها هم دوستانش را برای مصرف مواد مخدر به خانه می‌آورد. پیرمرد به دلیل کهولت سن و بیماری چندان نمی‌تواند راه برود و همسایه‌ها معمولا کمکش می‌کنند. پسر ایشان اما خیلی بد رفتار و خشن است و مرتبا پدرش را اذیت می‌کند. من خودم چندین بار شنیدم که به پدرش فحش می‌دهد و او را تحقیر می‌کند. حقوق بازنشستگی‌اش را می‌گیرد و همه‌اش را خودش خرج می‌کند. خانه‌ای هم که می‌نشینند برای پیرمرد است. هر از گاهی هم صدای فریادهای این پسر را می‌شنویم.

اما چند روز پیش صدای شکستن شیشه آمده و مادرم رفته در خانه‌شان و این آقا گفته به شما ربطی ندارد. فردای آن روز ما متوجه شدیم که این آقا پدرش را کتک زده است. بعد چند نفر از همسایه‌ها رفتند خانه اینها و بی‌چاره پیرمرد گفته که پنج سال است از پسرش کتک می‌خورد و توانایی شکایت کردن ندارد. پول هم برای وکیل گرفتن ندارد. ضمن اینکه خودش هم نمی‌تواند برود دنبال وکیل و ….

حالا سوال من این است: ما چطور می‌توانیم به این مرد کمک کنیم؟ آیا برای شکایت حتما باید خودش برود؟

ممنون می‌شوم اگر راهنمایی کنید.

جواب:

با سلام!

قبل از پاسخ به سوالتان عرض شود که هر موقع صدای فریاد و … شنیدید حتما با نیروی انتظامی تماس بگیرید تا در محل حاضر شوند. صورت‌جلسه‌هایی که نیروی انتظامی تنظیم می‌کند خیلی می‌تواند مفید باشد. ضمن اینکه باعث ترس خشونت‌گر شده و با توجه به اعتیاد او این امکان که خشونت را تکرار کند، پایین می‌آورد.

در مرحله بعدی می‌توانید به اورژانس اجتماعی با شماره تلفن ۱۲۳ اطلاع دهید. این مرکز نیز تدابیر و حمایت‌هایی برای سالمندان قربانی خشونت خانگی دارد و ممکن است حمایت‌های حقوقی انجام دهد.

اما در پاسخ به سوال شما عرض شود که در قانون پیش‌بینی شده در صورت سالمند بودن فرد، دادستان خود شخصا می‌تواند مساله را تعقیب کند.

بر اساس ماده ۷۱ قانون آیین دادرسی کیفری، «در مواردی که تعقیب کیفری منوط به شکایت شاکی است، اگر بزه‏‌دیده طفل یا مجنون باشد و ولی قهری یا سرپرست قانونی او با وجود مصلحت مولّی‌علیه اقدام به شکایت نکند، دادستان موضوع را تعقیب می‌کند. همچنین در مورد بزه‌‏دیدگانی که به عللی از قبیل معلولیت جسمی یا ذهنی یا کهولت سن، ناتوان از اقامه دعوی هستند، دادستان موضوع را با جلب موافقت آنان تعقیب می‌کندو»

سوال:

پس الان ما چه کار می‌توانیم بکنیم تا دادستان پیگیری کند؟

جواب:

بهتر است یک استشهادیه تنظیم شده و به امضای همسایگان و افراد مطلع برسد.

در اظهاریه نوشته شود که امضاکنندگان مرتبا صدای داد و فریاد پسر را می‌شنوند و شاهد بدرفتاری‌های ایشان نیز هستند.

قید شود که مرد سالخورده خود اظهار داشته است بارها از طرف پسرش مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد. همچنین اعتیاد شخص هم اگر نوشته شود مفید خواهد بود.

سپس نماینده‌ای از طرف خودتان به دادسرا رفته و این استشهادیه را به دادستان بدهد و تقاضای تعقیب کیفری بکند. دادستان با وجود استشهادیه موظف به پیگیری و تعقیب قضایی متهم است.

بیشتر بخوانید:

آیا رضایت شرط ازدواج نیست؟

آیا دادگاه بچه‌ها را به من می‌دهد؟

شکنجه کودک به دست پدر: چه باید کرد؟

سوال:

این‌طور که من فهمیدم فقط می‌توانیم گزارش بدهیم و حق پیگیری و … نداریم. آیا راهی هست که یک فرد دیگری پیگیر ماجرا شود؟

جواب:

اصولا خود دادستان باید پیگیر شود اما اگر بتوانید برای ایشان یک وکیل معاضدتی بگیرید بهتر است. قانونا دادستان می‌تواند این کار را بکند و بنابراین شما در گزارشی که می‌دهید این مساله را هم عنوان کنید که ایشان توانایی راه رفتن و طرح شکایت ندارد و تقاضا کنید تا برای ایشان وکیل معاضدتی تعیین شود.

همچنین می‌توانید به کانون وکلا مراجعه کرده و از این مرکز نیز تقاضای وکیل معاضدتی کنید.

در قوانین ایران الزامی برای وجود وکیل و موافقت مقامات قضایی با وکیل معاضدتی وجود ندارد اما با توجه به وضعیت خاص همسایه شما شاید با این تقاضا موافقت شود. ضمن اینکه طبق ماده ۶۶ قانون آیین دادرسی کیفری، سازمان‌های مردم‌نهادی که موضوع فعالیتشان در مورد حمایت از افراد ناتوان است حق دارند نسبت به جرایم ارتکابی مرتبط گزارش داده و مساله را پیگیری کنند. بنابراین شما می‌توانید با کمی تحقیق و جست‌و‌جو در اینترنت چنین سازمان‌هایی را پیدا کرده و از آنها نیز تقاضای کمک کنید.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

سوال:

سوال آخرم این است که اگر شکایت شود نتیجه چه می‌شود؟ آیا این امکان وجود دارد که ورود این پسر به خانه را ممنوع کنند؟

جواب:

مجازات ضرب و جرح دیه است و در مواردی که اثرات شدیدی داشته باشد، امکان حبس نیز وجود دارد.

متاسفانه حقوق ایران مجازات‌های مستقلی برای خشونت علیه سالمندان پیش‌بینی نکرده است و مسائل در قالب مقررات عمومی بررسی می‌شود. ضمن اینکه اگر آثاری از ضرب و جرح در بدن فرد باقی نمانده باشد امکان اینکه خشونت‌گر را محکوم کرد، وجود ندارد.

در حقوق ایران اما مجازات‌های تکمیلی از جمله منع رفت و آمد یا اقامت در محل معین، تحت شرایطی پیش‌بینی شده است.

با توجه به اینکه خانه برای پدر است، در صورتی که ایشان نخواهد، بدون نیاز به حکم دادگاه ایشان می‌تواند پسرش را از اقامت در آنجا منع کند. برای این کار لازم است با پلیس تماس بگیرد و بگوید این فرد بدون رضایت من و با زور و عنف وارد منزل من شده است. شما هم می‌توانید در استشهادیه بیان کنید که پسر همسایه‌تان معتاد است و مشکلاتی برای ساکنان ایجاد کرده و پس از گرفتن تایید مرد سالخورده، آن را به کلانتری محل ببرید.

آبان
۲۴
۱۳۹۷
عمرت را که داده‌ای، پولت را هم بده!
آبان ۲۴ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , ,
Photo: 	dimaberkut/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: dimaberkut/depositphotos.com

معین خزائلی

خشونت اقتصادی که به عنوان استثمار اقتصادی یا سوء استفاده اقتصادی نیز شناخته می‌شود، پس از خشونت کلامی‌ و روانی از شایع‌ترین خشونت‌های خانگی علیه سالمندان بوده و به دلیل وجهه پنهانش عواقب مخرب بیشتر و امکان کشف کمتری دارد.

از منظر بین‌المللی این نوع از خشونت علیه سالمندان بسیار فراگیر بوده و بسیاری از کشورها با ایجاد سازمان‌ها و موسسه‌های ویژه و تبیین قوانین مخصوص سعی در حمایت از افراد سالمند در برابر این نوع از خشونت خانگی کرده‌اند.

تنها در آمریکا بنا بر گزارش‌های  موسسه ملی حمایت از بزرگسالان در ایالات متحده، از هر ۹ سالمند یک نفر به نوعی در طول دوران سالخوردگی خود خشونت و استثمار اقتصادی را تجربه می‌کند.

موضوع خشونت اقتصادی علیه سالمندان در ایران متاسفانه به دلیل عدم وجود آماری روشن در این زمینه و نیز خلاء‌های قانونی بسیار و همچنین عدم وجود سازمان یا موسسه‌ای دولتی و غیر‌دولتی (مربوط به آن)، مورد بی‌توجهی و بی‌مهری فعالان مدنی، کنشگران و نیز وکلای دادگستری و حقوقدانان قرار گرفته و با وجود شواهد بسیار مبنی بر گستردگی آن در ایران، هنوز جدی گرفته نشده است.

خشونت اقتصادی علیه سالمندان چیست؟

به طور کلی هر گونه اِعمال فشار مالی بر فرد سالمند از جمله در مضیقه قرار دادن او یا عدم رفع نیاز مالی در صورت بضاعت و همچنین سلب استقلال مالی و اقتصادی فرد سالمند از طریق دخالت نابه‌جا در مسائل مالی شخصی او و نیز هر گونه استفاده بدون اجازه و رضایت از اموال و دارایی‌های فرد سالمند، به عنوان خشونت اقتصادی شناخته می‌شود.

از این منظر خشونت، سوء استفاده و استثمار اقتصادی فرد سالمند ممکن است به صورت عمدی و با قصد و هدف قبلی یا به صورت کاملا غیر عمدی و صرفا به دلیل افکار و عقاید غلط یا اشتباه سهوی در انجام وظیفه صورت گیرد.

در سوء استفاده و استثمار اقتصادی غیر عمد آنچه که پایه این خشونت را شکل می‌دهد وجود تفکری‌ست که بر اساس آن فرد سالمند و سالخورده ناتوان از درک اوضاع اقتصادی روز تشخیص داده شده و از این رو اجازه تصمیم‌گیری در مورد وضعیت اقتصادی خود و به ویژه اموال شخصی‌اش از او گرفته می‌شود.

در حقیقت آنچه در این نوع از خشونت اقتصادی هدف قرار می‌گیرد استقلال مالی و اقتصادی فرد سالمند برای تصمیم‌گیری در مورد اموال و دارایی‌های خود و در نتیجه وابسته شدن او به فرد استثمار‌کننده است؛ هر چند آزارگر تعمدی در رفتار خود مبنی بر آزار یا سوء استفاده از فرد سالمند نداشته باشد.

از معمول‌ترین موارد خشونت غیر عمد اقتصادی علیه سالمندان، مسدود سازی امکان دسترسی به حساب بانکی شخصی و نیز مسدود سازی امکان تصمیم‌گیری در مورد املاک و اموال غیر منقول است به نحوی که اختیار هر گونه دخل و تصرف در اموال و دارایی‌ها به طور کامل از فرد سالخورده سلب می‌شود و تحت نفوذ مطلق فرد آزارگر قرار می‌گیرد.

همچنین استفاده نادرست از اموال فرد سالمندی که به هر دلیل اختیار اموالش تحت اختیار فرد دیگری گذارده شده (مانند خرید وسایل و اموال غیر ضروری و گران یا تحمیل بار مالی نابه‌جا بر دوش سالمند)، اگر آگاهانه و از روی قصد نباشد، از جمله موارد رایج خشونت غیر عمد اقتصادی علیه سالمندان است.

از طرف دیگر سوء استفاده و استثمار عمدی سالمندان بیشتر در بین سالمندانی که مبتلا به بیماری‌های مربوط به اختلال حواس و حافظه هستند، دیده می‌شود. البته این بدان معنی نیست که سالمندان غیر مبتلا از خشونت اقتصادی عمدی در امان می‌مانند. به عنوان مثال سالمندانی که تنها زندگی کرده و برای تامین نیازهای روزانه خود به دیگران وابسته هستند نیز از جمله قربانیان معمول سوء استفاده عمدی اقتصادی خواهند بود.

بیشتر بخوانید:

کودک همسری، داستان یک جنایت

زنان دارای معلولیت، قربانیان سکوت قانون در ایران

سالمندان؛ قربانیان پنهان خشونت خانگی

قرض کردن پول از دیگران به اسم سالمند بدون اطلاع او، قرض کردن پول از سالمند و پس ندادن آن، تحمیل مخارج زندگی بر دوش سالمند بدون رضایت او، استفاده و تصاحب بدون اجازه و رضایت حقوق ماهانه، پول، وسایل منزل و املاک سالمند، عدم تامین نیازهای مالی فرد سالمند در صورت استطاعت مالی، اِعمال فشار روحی و روانی بر سالمند به منظور متقاعد کردن او در هزینه کردن دارایی خود در یک زمینه به‌خصوص مانند فشار بر او در امضای دسته چک شخصی، اِعمال فشار بر فرد سالمند مبنی بر نوشتن وصیت‌نامه یا وکالت‌نامه علی‌رغم میل باطنی، تلاش برای فریب سالمند در راستای منافع دیگران و علیه منفعت شخصی مثلا به منظور عقد یک قرارداد مالی، کلاهبرداری، خیانت در امانت، تقلب در ارائه صورت‌حساب‌های مالی به فرد سالمند به منظور دریافت وجه بیشتر و …، از جمله شایع‌ترین موارد خشونت اقتصادی عمدی علیه سالمندان هستند.

سالمندان از آنجا که ممکن است دچار اختلال حواس، بی‌حوصلگی یا اعتماد بیش از حد به افراد باشند، معمولا اهداف مناسبی برای سوء استفاده و استثمار اقتصادی‌اند. ضمن اینکه اساسا ممکن است به دلیل کهولت سن در مواردی که پی به نیت آزارگر و استثمار کننده می‌برند، در برابر او واکنشی نشان ندهند. در مواردی هم که فرد آزارگر از افراد نزدیک به سالمند است، ‌آنان به دلایلی مانند وابستگی به او یا حفظ آبروی خود و خانواده، معمولا از ایستادگی یا اقدام قانونی علیه او خودداری می‌کنند.

از سوی دیگر با توجه به پیشرفت تکنولوژی در زمینه‌ امور بانکی، سالمندان ممکن است به راحتی بازیچه تقلب و سوء استفاده فرد استثمار کننده شوند. به علاوه افراد سالمند، به ویژه آنها که تنها زندگی می‌کنند، به طور معمول نیاز به کمک دیگران داشته و از این رو ممکن است به طور خواسته یا ناخواسته هدف استثمار اقتصادی آنها قرار گیرند.

از آنجا که اساسا ذات و ماهیت خشونت اقتصادی تمامیت‌خواهانه و بر پایه قدر‌ت‌طلبی و کنترل مطلق یک رابطه است، خروج از چنین رابطه معیوبی برای افراد جوان‌تر قربانی خشونت اقتصادی مشکل است؛ چه رسد به آنکه قربانی، سالمند باشد.

اما خشونت اقتصادی علیه سالمندان علاوه بر وابسته کردن قربانی به آزارگر اثرات مخربی بر احساسات و نیز کرامت و اعتماد به نفس فرد قربانی گذارده و او را از نظر روانی آزرده و حساس می‌کند به نحوی که فرد قربانی ممکن است دچار حس ترس و عدم امنیت دائمی‌ شده و به افسردگی حاد دچار شود.

ضمن اینکه به طور معمول فرد آزارگر یا استثمار کننده در این نوع از خشونت علیه سالمندان از نزدیک‌ترین افراد به او هستند به طوری که در ۹۰ درصد موارد، فرد سالمند قربانی این نوع خشونت از سوی اعضای نزدیک خانواده خود (فرزندان یا نزدیکان قابل اعتماد) است و آنان از او سوء استفاده مالی می‌کنند.

چه باید کرد؟

خشونت و سوء استفاده اقتصادی از سالمندان در برخی کشورها به صورت جداگانه و مشخص جرم‌انگاری شده و قوانین مدون و معینی در مورد آن وجود دارد. ضمن اینکه در این کشورها سازمان‌ها و موسساتی متشکل از کمیته‌های دولتی یا غیر دولتی به طور ویژه در این زمینه فعال هستند و هدف آنها حمایت از سالمندان در برابر انواع خشونت از جمله خشونت اقتصادی است.

در ایران تنها به جز در یک مورد (زمانی که فرزندان فرد سالمند از تامین نیازهای مالی او در صورت استطاعت مالی سر باز می‌زنند)، قوانین موضوعه هیچ اشاره‌ای به حقوق اقتصادی سالمندان یا اعمال مجرمانه احتمالی علیه آنان (در موارد خشونت اقتصادی خانگی) نکرده‌اند.

بر این اساس تنها تامین مالی والدین سالخورده بر اساس ماده ۱۱۹۶ قانون مدنی بر عهده فرزندان گذارده شده و تمرد از اجرای آن در صورت داشتن توانایی مالی بنا بر ماده ۵۳ قانون حمایت از خانواده، جرم‌انگاری شده است.

این عدم پرداختن به موضوع خشونت اقتصادی علیه سالمندان در قوانین موضوعه ایران در حالی است که عدم تامین نیاز مالی از سوی فرزندان تنها بخش کوچکی از موارد خشونت اقتصادی علیه سالمندان را تشکیل داده و دایره خشونت‌های اِعمال شده بسیار بیشتر از آن است.

به عنوان مثال در زمینه تلاش برای فریفتن سالمند از طریق ارائه اسناد یا فاکتورهای دروغین، قوانین ایران هیچ قانون مجزا و مشخصی برای زمانی که قربانی فردی سالمند است، ندارد؛ اگرچه در صورت شکایت فرد سالمند یا شخص دیگری به نمایندگی از او می‌توان با استناد به مواد فصل پنجم قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده قانون مجازات اسلامی‌ مصوب ۱۳۹۲ حق ضایع شده فرد سالمند را باز پس گرفت.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

همچنین در موارد استفاده یا تصاحب دارایی‌ها و املاک فرد سالخورده، قوانین کلی قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده در مورد خیانت در امانت (مواد ۶۷۳ و ۶۷۴) و نیز قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری (به ویژه ماده یک) می‌تواند برای استیفای حق سالمند مورد استفاده قرار گیرد. ضمن اینکه مواد ۶۶۸ و ۶۶۹ قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده در موارد اجبار یا اکراه فرد سالخورده به انجام عملی مالی، می‌توانند مورد استناد قرار گیرند.

در عین حال اما در تمامی‌ این موارد بار حقوقی اثبات جرم همچنان بر عهده مدعی (فرد سالمند) است که با توجه به شرایط او غیر عادلانه و غیر منطقی به نظر می‌رسد، چرا که به طور معمول احتمال فریفته شدن فرد سالمند یا تحت اجبار و اکراه قرار گرفتن او یا مورد خیانت واقع شدن او با توجه به شرایط کهولت سن و اضمحلال قوه درک و تحلیل از دیگران بیشتر بوده و از این رو نمی‌توان با توجه به استنادات عقلی و منطق عادی، با این موضوع برخورد کرد.

به این ترتیب برای حمایت از حقوق مالی و اقتصادی سالمندان  در این موارد به قوانین حمایتی مشخص و ویژه نیاز است و جای خالی این قوانین در شرایط امروز ایران به شدت احساس می‌شود. موضوعی که نیاز بیشتر به فعالیت کنشگران، فعالان مدنی و حقوقی را بیش از پیش نمایان می‌سازد.

با وجود این اما در شرایط فعلی استفاده از/ استناد به قوانین اشاره شده فوق در صورت شناسایی موارد خشونت خانگی اقتصادی علیه سالمندان -به ویژه استفاده از ماده ۵۹۶ قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده- می‌تواند مسکنی برای این خلاء قانونی باشد. (۱)

–          پانویس:

۱. ماده ۵۹۶ قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده: «هر کس با استفاده از ضعف نفس شخصی یا هوی و هوس او یا حوایج شخصی افراد غیر رشید به ضرر او نوشته یا سندی اعم از تجاری یا غیرتجاری از قبیل برات، سفته، چک، حواله، قبض و مفاصاحساب یا هر گونه نوشته‌ای که موجب التزام وی یا برائت ذمه گیرنده سند یا هر شخص دیگر می‌شود، به هر نحو تحصیل نماید، علاوه بر جبران خسارات مالی به حبس از شش ماه تا دو سال و از یک میلیون تا ۱۰ میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شود و اگر مرتکب، ولایت یا وصایت یا قیمومت بر آن شخص داشته باشد مجازات او علاوه بر جبران خسارات مالی از سه تا هفت سال حبس خواهد بود.»

مهر
۱۳
۱۳۹۷
سالمندان؛ قربانیان پنهان خشونت خانگی
مهر ۱۳ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , ,
Photo: 			michaeljung/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: michaeljung/depositphotos.com

معین خزائلی

هر گاه سخن از خشونت خانگی به میان می‌آید، قریب به اتفاق افراد جامعه تنها زنان و کودکان را قربانیان این خشونت دانسته و از این رو غالب تلاش‌ها نیز به آگاهی‌بخشی و جلوگیری از قربانی شدن این دو قشر معطوف می‌شود. این در حالی است که بر اساس گزارش‌ها، در سال‌های اخیر و با افزایش جمعیت سالمندان در جهان، خشونت خانگی علیه آنان پس از خشونت خانگی علیه زنان و کودکان در جایگاه سوم خشونت‌های خانگی شایع قرار گرفته است.

همچنین با توجه به آمارهای سازمان بهداشت جهانی مبنی بر افزایش چشمگیر جمعیت سالمندان در آینده و رسیدن تعداد آنان به نزدیک به دو میلیارد نفر در سال ۲۰۵۰، خشونت خانگی علیه آنان احتمالا به مراتب بیشتر و گسترده‌تر خواهد شد.

در ایران نیز بر اساس آمارهای رسمی تا کمتر از ۱۰ سال دیگر جمعیت سالمندان به بیش از ۱۵ میلیون نفر خواهد رسید.

بر این اساس سالمندی که به طور معمول از سنین ۶۰ یا ۶۵ سالگی شروع می‌شود، خود به دلیل محدودیت‌هایی که به همراه دارد، از جمله کاهش توانایی جسمی‌ و ذهنی و نیز کاهش استقلال فرد و نیاز مداوم او به دیگران، سبب افزایش دامنه خشونت علیه سالمند و در نتیجه آسیب‌پذیری بیشتر او در برابر خشونت خواهد شد. ضمن اینکه سالمندان به طور کلی بیشتر در معرض خشونت‌های اجتماعی همانند «قلدری» قرار داشته و در موارد بسیاری قربانی این فشارهای فیزیکی و روانی هستند که در نتیجه کهولت سن بر آنان عارض می‌شود.

از این رو حمایت قانونی و حقوقی از این قشر در برابر انواع خشونت‌های احتمالی در جامعه، به ویژه خشونت خانگی از ضروریات دنیای امروز به شمار می‌رود.

سالمند آزاری یا خشونت علیه سالمندان چیست؟

بنا بر تعریفی که سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۴ از سالمند آزاری یا همان خشونت علیه سالمندان ارائه داده است، هر عمل یا اقدامی‌ که در برگیرنده آسیب علیه یک فرد سالمند باشد، سالمند آزاری محسوب می‌شود.

از این رو هر فعل یا ترک فعلی را که به نحوی سبب آسیب جسمی‌ و روحی فرد سالمند شود یا به نوعی باعث ناراحتی او یا سلب آسایش و آرامشش شود، می‌توان به عنوان سالمند آزاری برشمرد.

ضرب و شتم، برخورد فیزیکی سخت، عدم توجه به ضعف‌های جسمی‌ فرد سالمند و در نتیجه برخورد فیزیکی با او همانند یک فرد معمولی، هل دادن، عدم توجه و رسیدگی به موقع به نیازهای درمانی او و نیز خودداری از دادن کمک‌های مورد نیاز جسمی‌ به فرد سالمند مانند کمک برای برخاستن یا نشستن یا در دسترس قرار ندادن وسایل کمکی مانند «واکر»، از معمول‌ترین خشونت‌های جسمی‌ علیه سالمندان است.

این خشونت‌های خانگی به قدری شایع هستند که بر اساس گزارش‌ها بیشترین موارد وقوع آنها سهوی بوده و اطرافیان و نزدیکان فرد سالمند نه از روی قصد و غرض بلکه به دلیل بی‌توجهی، کم‌اهمیتی یا غلفت به انجام آنها دست می‌زنند. این در حالی است که در عمل، نتیجه این بی‌دقتی چیزی جز آزار سالمند نیست.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

فانتزی‌های جنسی و خشونت خانگی

کودک بد سرپرست و خشونت خانگی

خشونت خانگی و الزام وجود قانون کیفری مستقل

از طرف دیگر در موارد بسیاری این بی‌توجهی خود نشان از خشونت عمدی روانی داشته و نشانگر آزار روانی و روحی سالمند است.

در این نوع از خشونت، فرد سالمند مورد بی‌مهری، بی‌توجهی، بد رفتاری و در مواردی سوء استفاده عاطفی قرار گرفته و روح و روان او هدف آماج حمله‌هایی قرار می‌گیرد که تحمل آنها برای یک فرد جوان یا میانسال نیز غیرممکن است.

توهین، تحقیر، بی‌احترامی‌ و بی‌حرمتی، کنترل ارتباطات اجتماعی فرد سالمند یا جلوگیری از آنها و نیز کوچک‌انگاری از دیگر موارد خشونت روانی علیه سالمندان هستند.

در این میان تمسخر و استهزاء فرد سالمند به ویژه در جمع‌های خانوادگی و در مقابل دیگران آن هم به دلایلی مانند عدم کنترل بر ادرار یا مدفوع، فراموشی یا تحلیل قدرت تکلم درست از شایع‌ترین مصادیق خشونت خانگی روحی و روانی علیه سالمندان است. مواردی که به مرور زمان سبب القای حس بی‌مصرفی، سرباری و خفیف‌انگاری شده و به ویژه در مواردی که فرد سالمند با بیماری دست و پنجه نرم می‌کند، باعث بی‌انگیزگی او در مبارزه با بیماری خواهد شد.

علیه سالمند فقیر، علیه سالمند ثروتمند

اِعمال خشونت مالی و اقتصادی به ویژه علیه سالمندانی که یا به شدت دچار فقر مالی بوده یا به شدت ثروتمند هستند نیز از مصادیق شایع سالمند آزاری بوده که در مواردی حتی به قتل فرد سالمند منجر شده است.

در شرایط فقر مالی، فرد سالمند به همین دلیل از سوی اعضای خانواده خود طرد شده یا مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد. در مواردی دارایی اندک خود او نیز توسط نزدیکان غارت یا کنترل شده و در نتیجه فرد سالمند بهره‌ای از آن نمی‌برد.

در مقابل سالمندانی نیز که دارای تمکن مالی هستند از خشونت در امان نمانده و به دلیل انگیزه‌های مالی از سوی اطرافیان خود، به ویژه فرزندان یا پرستار خانگی خود مورد خشونت قرار می‌گیرند. این خشونت‌ها به حدی است که یکی از دلایل اصلی قتل سالمندان را معمولا انگیزه‌های مالی اطرافیان آنها برای تصاحب اموال‌شان می‌دانند.

آزار جنسی سالمندان

آزار جنسی نیز اگرچه در مقایسه با دیگر انواع خشونت‌ها ممکن است موارد وقوع کمتری داشته باشد، اما با توجه به آسیبی که هم از منظر جسمی‌ و هم از منظر روحی برای فرد سالمند در بردارد، از مصادیق مهم سالمند آزاری محسوب شده و ضرورت مقابله با آن به ویژه در مورد زنان سالمند وجود دارد.

از این رو روشن است که دامنه سالمند آزاری و به تبع آن مصادیق عملی آن به ویژه خشونت خانگی بسیار گسترده بوده و محدود کردن آن به تعاریفی بسته، سبب نادیده گرفته شدن خشونت علیه سالمندان و در نتیجه افزایش این خشونت‌های علیه آنان خواهد شد.

سالمند آزاری در ایران

بر اساس مطالعات انجام شده در ایران، علی‌رغم وجوب و لزوم احترام به سالمندان در فرهنگ این کشور، در سال‌های اخیر پدیده سالمند آزاری افزایش چشمگیری داشته به نحوی که از میانگین جهانی آن نیز بیشتر شده است.

بر این مبنا در حالی که میانگین جهانی افزایش خشونت علیه سالمندان در سال‌های اخیر بین شش تا هفت درصد رشد داشته، در ایران این معضل رشدی ۱۰ درصدی داشته است.

همچنین نتایج پژوهشی که در سال ۱۳۸۷ در تهران انجام شده نشان می‌دهد نزدیک به ۸۸ درصد از سالمندان در این کلان‌شهر به نوعی در دوران کهنسالی خود نوعی از خشونت خانگی را تجربه کرده‌اند.

بر این اساس خشونت روانی به ویژه تحقیر، توهین و سوء رفتار عاطفی از بیشترین آزارهایی بوده که سالمندان در این پژوهش با آن روبه‌رو بوده‌اند.

بی توجهی و غفلت نیز دیگر آزاری بوده که موارد شیوع آن در بین سالمندان این پژوهش فراوان دیده شده است.

حمایت قانونی از سالمندان؛ چرا و چگونه؟

در میان قربانیان خشونت خانگی، سالمندان از جمله قربانیان پنهان و خاموش محسوب شده و در عمل موارد بسیار اندکی از آزار علیه سالمندان گزارش می‌شود.

سالمندان قربانی خشونت خانگی به ویژه در مواردی که فرد آزارگر از بستگان نزدیک (مثلا فرزند) قربانی باشد، به دلایلی از جمله ترس و مراعات به خاطر جلوگیری از ایجاد مشکل یا دردسر برای خانواده، تلاش برای حفظ آبرو و حرمت خانواده یا به دلایل عاطفی، خود اقدام به ابراز ناراحتی‌های ناشی از این خشونت نکرده و در نتیجه تا پایان عمر خود این خشونت را تحمل می‌کنند.

از طرف دیگر عدم آموزش‌های لازم و عدم آشنایی با حقوقی که امروزه در جهان به عنوان حقوق اولیه و ذاتی سالمندان شناخته می‌شود و مهم‌تر از آنها، نبود قوانین حمایتی، سبب شده که در تعدادی از کشورها از جمله ایران، سالمندان خود را در مقابل خشونت خانگی تنها یافته و در نتیجه اقدام به سرکوب کردن خود کنند. در نتیجه فرد سالمند مدام خشونتی را که علیه او اِعمال می‌شود توجیه کرده و به نوعی خود را مستحق آن می‌داند.

در چنین شرایطی است که لزوم حمایت‌های مدنی و قانونی از سالمندان به ویژه در برابر خشونت‌های پنهان جامعه به مانند خشونت خانگی توسط نزدیکان بیش از پیش احساس شده و جامعه جهانی را بر آن داشته تا با به رسمیت شناختن این موضوع و تاکید بر احقاق حقوق سالمندان، اول اکتبر هر سال را به عنوان «روز جهانی سالمند» نامگذاری کند.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

جامعه جهانی به ویژه سامان ملل متحد، با تصویب چندین سند بین‌المللی اقدام به شناسایی رسمی‌ پدیده سالمند آزاری کرده و در همین راستا روزی (۱۵ ژوئن) را نیز به عنوان روز جهانی آگاهی‌بخشی در مورد سالمند آزاری در نظر گرفته است.

در ایران اما قوانین موضوعه کشور در زمینه حمایت از حقوق سالمندان موضع‌گیری مشخصی نداشته و به ویژه در موارد خشونت علیه آنان دچار خلاء است. اگرچه قوانین کلی مجازات‌ها در موارد توهین یا ضرب و جرح در موضوع خشونت علیه سالمندان نیز قابل حمل است، اما این قوانین کلی برای حمایت از سالمندان در برابر خشونت به ویژه از نوع روانی آن، کافی نیستند و تنها در زمینه خشونت مالی است که قانون ایران به پیروی از فقه شیعه وظیفه سرپرستی اقتصادی والدین کهنسال را بر اساس ماده ۱۱۹۶ بر عهده فرزندان گذاشته است.

همچنین بنا بر ماده ۵۳ قانون حمایت از خانواده، استنکاف از دادن نفقه به افراد واجب‌النفقه (از جمله والدین سالمند) جرم محسوب شده و در صورت شکایت، فرد خاطی به الزام به پرداخت نفقه و نیز حبس تعزیری محکوم خواهد شد.

در مقام عمل اما این قانون نیز کفاف خشونت اِعمال شده علیه سالمندان به ویژه خشونت مالی را نداده و آنچه روشن است این است که نیاز به قوانین حمایتی در این حوزه به شدت احساس می‌شود.

در این زمینه، بهره‌گیری از فعالیت‌های کنشگران مدنی و حقوقی به ویژه در حمایت از حقوق سالمندان نقشی است که کمتر در میان فعالان مدنی ایران دیده شده و از این رو آگاهی‌بخشی به کنشگران برای تمرکز بر این موضوع خود از جمله ضروریات است.

از طرف دیگر اعمال فشارهای لازم به دستگاه‌های قانون‌گذار و دولتی برای تصویب قوانین و آیین‌نامه‌های حمایتی نیاز به فعالیت این کنشگران داشته و در نتیجه تشویق کنشگران به ایفای نقش پررنگ‌تر در این موضوع خود سبب هموارتر شدن مسیر تصویب قوانین خواهد شد.

همچنین استفاده از تجربه کشورها و نظام‌های حقوقی‌ای که پیشتر اقدام به قانونگذاری در این زمینه کرده‌اند و روایت آنها، می‌تواند کمک شایانی به ترسیم نیازهای حقوقی سالمندان به ویژه در برابر خشونت کند.

دی
۳۰
۱۳۹۵
ده هزار سالمند مجهول‌الهویه از سوی خانواده‌ها طرد شده‌اند
دی ۳۰ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
,
image_pdfimage_print

معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور با ارائه آماری در خصوص درصد سالمندان در کشور گفت: در حال حاضر تنها ۸.۵ درصد از افراد جامعه را سالمندان تشکیل می‌دهند که این رقم تا سال ۲۰۵۰ به ۲۵ درصد خواهید رسید.

وی با ابراز تاسف از کم‌توجهی برخی از خانواده‌ها نسبت به سالمندان، گفت: متاسفانه امروز حدود ۱۰ هزار سالمند مجهول الهویه در کشور وجود دارد که عمدتا از سوی خانواده‌های خود طرد شده‌اند و مسؤولیت نگهداری آنها به بر عهده نهادهای حاکمیتی افتاده است.

معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور با اشاراه به زنانه شدن سالمندی، گفت: این یک پدیده‌ای است که باید مورد توجه قرار گیرد و در آینده تعداد زنان سالمند نسبت به مردان افزایش می‌یابد.

نحوی نژاد همچنین به آمار زنان سالمند تحت پوشش بهزیستی اشاره کرد و گفت: ۴۵ درصد از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش این سازمان، سالمند هستند.

وی در ادامه گفت: در حال حاضر هیچ خانه سالمندان دولتی نداریم و همه آسایشگاه‌های سالمندان کشور مربوط به بخش خصوصی و خیریه ها است؛ این درحالیست که در نظر داریم تا همین ظرفیت فعلی خانه‌های سالمندان را نیز کاهش دهیم.

معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور تصریح کرد: اگر ظرفیت خانه سالمندان را به همین منوال افزایش دهیم، درخواست مردم برای فرستادن سالمندان خود به آسایشگاه نیز زیاد می شود؛ این در حالیست که بجای نگهداری سالمندان در خانه سالمندان، ظرفیت مراکز روزانه نگهداری سالمندان را افزایش و طرح‌های مراقبت در خانه از سالمندان را اجرا می کنیم.

نحوی‌نژاد همچنین به محل سکونت مردان سالمند اشاره کرد و گفت: بالغ بر ۷۳ درصد از مردان در خانه‌های ملکی زندگی می‌کنند که درصد زنان برای زندگی در این محل‌ها نسبت به مردان کمتر است. ضمن اینکه میزان باسوادی در بین مردان سالمند بیشتر از زنان و حدود ۲.۸ برابر زنان سالمند است.

وی افزود: همچنین ۵۰ درصد خانه های سالمندان قدیمی و فرسوده بوده و برای بازسازی و نوسازی نیاز به وام های کم بهره و بلاعوض دارند؛ این نوسازی ها حداقل به یکهزار میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد. هم اکنون جمعیت سالمندان در کشور بالغ بر ۶.۵ میلیون نفر می شود و خانه های سالمندان در سراسر کشور ظرفیت پذیرش ۱۵ هزار سالمند را دارند؛ بنابراین بدیهی است که تعداد خانه سالمندان در کشور کم است.

معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور افزود: می خواهیم کاری کنیم که فقط سالمندانی که بیماری شدید دارند یا کسی را برای مراقبت ندارند یا تحت شرایط خاص اجازه زندگی نزد خانواده خود را پیدا نمی کنند، در خانه سالمندان بمانند و بقیه سالمندان را به تدریج به سمت مراقبت در منزل یا مراقبت موقت در مراکز ببریم.

 نحوی نژاد افزود: هم اکنون مراقبت های موقت برای سالمندان برای دو گروه از بیماران یعنی مبتلایان به اوتیسم و آلزایمر اجرایی شده و این دسته از بیماران فقط بطور مثال هنگامی که خانواده می خواهد به یک سفر یک ماهه برود یا خسته شده اند، در آسایشگاه ها مراقبت می شوند و بعد از مدت خاص و بطور مثال بهبود یافتن زخم بستر و اختلال رفتاری بیمار، دوباره نزد خانواده بازگردانده می‌شوند.

معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور گفت: در حال حاضر هیچ سالمند پشت نوبت برای ورود به آسایشگاه‌های کشور نداریم؛ هرچند امکان دارد فقط در آسایشگاه کهریزک تهران به علت رایگان بودن آن، درخواست ها زیاد باشد، اما در برخی آسایشگاه های خصوصی حتی تخت خالی هم داریم. هم اکنون برای اجرای طرح های مراقبت های در منزل، ۱۰ هزار مراقب خانگی و پنج هزار مراقب برای ویزیت در منزل فعالیت دارند.

وی در خصوص شهریه آسایشگاه‌ها نیز گفت: شهریه آسایشگاه های خصوصی ۹۰۰ تا ۹۵۰ هزار تومان در ماه است که ۵۰۰ هزار تومان آن از سوی سازمان بهزیستی به صورت یارانه پرداخت می شود.

معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور ادامه داد: بخشی از سالمندان مبتلا به آلزایمر در خانه های سالمندان نگهداری می شوند و هرچند آمار دقیقی از آنها در دست نیست، اما طبق آمار مراکز مختلف برآورد می شود حدود ۳۰ درصد از سالمندان در خانه های سالمندان دچار آلزایمر و فراموشی از نوع متوسط به بالا هستند؛ چون آلزایمر در ابتدا ممکن است تا زمانی که به اختلالات رفتاری، عدم کنترل در فرد و مسائلی از این دست برسد، در حد یک فراموشی مختصر بوده و خفیف باشد.

به گفته وی، هم اکنون ۲۳۰ خانه سالمندان در کشور فعالیت دارند که تعدادی از آنها به طور اختصاصی به اقلیت‌های مذهبی تعلق دارد؛ یک خانه سالمندان روسی ارتدوکس، یک خانه سالمندان ارمنی، دو خانه سالمندان کاتولیک، یک خانه سالمندان یهود و یک خانه سالمندان زرتشتی از جمله خانه های سالمندان مخصوص اقلیت های مذهبی است؛ به طور کلی نیز ۱۸ هزار سالمند در مراکز شبانه روزی سالمندان، نگهداری می شوند.

وی همچنین یادآور شد: ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار سالمند تحت حمایت های بهزیستی قرار دارند که یکصد هزار نفر آنان در مراکز شبانه روزی و روزانه سالمندان نگهداری می شوند؛ همچنین جمعیت سالمندان بالای ۶۰ سال در کشور ۶ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر، سالمندان بالای ۶۵ سال بیش از چهار میلیون نفر و سالمندان بالای ۷۵ سال بیش از دو میلیون نفر است که در برنامه های بهزیستی، افراد بالای ۶۰ سال، سالمند محسوب می‌شوند.

منبع: ایسنا

دی
۲۱
۱۳۹۵
چند روایت کوتاه: اینجا کهریزک است، جنوبی‌ترین نقطه پایتخت
دی ۲۱ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
,
09_big
image_pdfimage_print

زمستان است و سرمای هوا ساکنین کهریزک را خانه نشین کرده، حیاط مجموعه خالی و سوت و کور است و غیر از تعداد انگشت شماری سالمند و معلول کسی در حیاط چندین هزار متری کهریزک به چشم نمی خورد.

می‌گفت آسایشگاه خوب است اما بهترین آسایشگاه هم خانه خودِ آدم نمی‌شود، کمی اشک هم می ریخت آخر. می‌گفت فقط یک آرزو دارد و آن برگشتن در جمع خانواده‌ای است که سال‌ها برایش زحمت کشیده، اینجا بغضش حسابی ترکیده بود. خب چه کار کند؟ دلش می خواست صدای نوه‌ها در گوشش بپیچد وقتی با بازی های کودکانه شان خانه را از شادی پر می کنند. سهم کوچکی از شادی‌های این دنیا.
آسایشگاه برای پدر و مادرهای پیر و تنها همه چیز دارد جز محبتی که نبودش را با پوست و استخوان حس می کنند، درست همان زمانی که بیش از همیشه به آن نیاز دارند. دیدن اشک های پیرزنی که دلش برای دیدن خانواده اش پر می کشد یا آن پیرمردی که هنوز امیدوار است بچه ها به سراغش بیایند و سال تحویل را مثل قدیم ها دور هفت سین خانه‌اش جشن بگیرد. درست مثل روزهایی که همه دور یک سفره بودند و سرنوشت هرکدامشان با یک گوشه دنیا گره نخورده بود.

از دیدن اشک‌های پیرزن، امیدهای پدر پیر و «کِز» کردن نعمت‌های زندگی در گوشه‌ای سرد، بدنت سرد می‌شود، بغض گلویت را فشار می‌دهد و اشک درون چشمانت دو دو می‌زند. پیش خودت می گویی مگر می شود فرزندی این گونه دلتنگی پدر و مادرش را ببیند و به راحتی و زندگی شخصی خودش فکر کند؟!
وقتی مددکار آسایشگاه می گوید شاید شرایط اقتصادی خیلی از آنها را مجبور به این کار کرده، به تمام این پیرزن ها و پیرمردها آفرین می گویم که در جوانی شان با وجود تمام مشکلات فرزندانشان را بزرگ کردند و شرایط اقتصادی را بهانه ای برای طرد آنها نکردند، هرچند داماد یا عروس بی معرفت هم بی تاثیر نیست.

۱۰۰ تختخواب برای ده‌ها قلب شکسته

اینجا کهریزک است، جنوبی ترین نقطه پایتخت، جایی که ۴۴ سال قبل دکتر محمدرضا حکیم زاده سنگ بنایش را برای نگهداری از ۱۰۰سالمند و بیمار بی‌سرپرست بنا کرد، اما هرگز فکرش را هم نمی‌کرد نیم قرن بعد حتی محله کهریزک را هم به نام آسایشگاهی که او بنا نهاده بود بشناسند.
آسایشگاه ۱۰۰ تخت خوابی کهریزک حالا هزار و ۷۵۰ مددجو دارد و هزینه نگهداری سالمندان، معلولان و بیماران ام اس که در این آسایشگاه خیریه روز و شب می‌گذرانند، سالیانه از ۳۵میلیارد تومان هم گذشته است. هزینه های سرسام آوری که بیش از ۸۲ درصد از آن توسط خیرین و مردم تامین می شود و دولت سهم اندکی در اداره این بنگاه خیریه بزرگ دارد.
این روزها کمتر کسی است که نام کهریزک و پدر و مادرهای پیر و چشم انتظار ساکن در آن به گوش کسی نخورده باشد، آنهم در ایامی مانند عید سعید قربان که سیل گوشت های قربانی به کهریزک سرازیر می شود.
نذوراتی که به گفته مسئولان کهریزک بیش از نیاز سالمندان و معلولان ساکن در این خانه بزرگ است و ای کاش مردم و خیرین قدمی برای تامین دیگر هزینه‌های این موسسه خیریه بر می داشتند. از پرداخت هزینه های آب و برق و گاز که مبادا با بالا رفتن میزان بدهی ها، قطع شود تا هزینه خرید لباس و پزشک و پرداخت حقوق پرسنل.
وارد آسایشگاه که می‌شوی غم عجیبی سر تا پایت را فرا میگرد. دیدن پدر بزرگ‌ها و مادر بزرگ‌هایی که چشم انتظار بر روی نیمکت‌های آهنی و سرد روز و شب سر میکنند و هیچکس نمی‌داند در این هوای سرد، کدامین سال‌های زندگی را با حسرت مرور می‌کنند. شاید به تولد بچه‌ها فکر می کند، یا روز ازدواجشان. شاید به روزی فکر می کند که پسرش اولین بار راه رفت، با همان پاهای کوچکی که حالا بزرگ شده اند و او را در این گوشه از دنیا به حال خودش رها کرده اند.

پیرمردی با رکوردی عجیب در کهریزک

زمستان است و سرمای هوا ساکنین کهریزک را خانه نشین کرده است، حیاط مجموعه خالی و سوت و کور است و غیر از تعداد انگشت شماری سالمند و معلول کسی در حیاط چندین هزار متری کهریزک به چشم نمی خورد.
اتفاقی با «نقی» یعنی قدیمی ترین مهمان کهریزک برخورد می کنیم. او تنها مستاجر آسایشگاه است که از سالروز تاسیس آنجا تا امروز میمان کهریزک بوده است؛ ۴۴سال زمان کمی نیست برای تنها بودن.
نقی معلول جسمی حرکتی است و علاوه بر این به سختی می تواند صحبت کند. یکی از پرسنل آسایشگاه حرف های نقی را برایمان ترجمه می کند. اینکه از همان روز اول همراه دکتر حکیم زاده به کهریزک آمده و امسال چهل و چهارمین سالی است که حضورش در کهریزک را جشن می گیرد اما دقیقا نمی داند که چندسال دارد.
نقی از دار دنیا هیچ ندارد. نه قوم و خویش، نه مال و اموال. او تنهایی اش را در تمام این سال ها با خدا قسمت کرده است.
پرستارش می گوید: نقی هر سال سه ماه روزه است و رفاقتش با خدا سر دراز دارد. او را شخصِ دکتر حکیم زاده موسس آسایشگاه کهریزک به اینجا آورده و حالا قدیمی ترین مددجوی کهریزک است. نقی در این دنیا هیچ دوست و آشنایی ندارد اما خیرین و مردمی که هر از گاهی به دیدن ساکنین کهریزک می آیند نقی را مثل یک پدر یا برادری مهربان دوست دارند. حیف که دوست نداشت تصویری از او منتشر شود.

اینجا جمع مردان تاریخ جمع است

به آسایشگاه مردان می رسیم، جمع پدر بزرگ های تنها! پدرهای دیروز که خانواده‌ای اتکایش به بازوانشان بود و امروز آنقدر تنها مانده اند که باید روز و شب درگوشه‌ای از آسایشگاه به سر کنند.
پیرمرد، لاغر و نحیف روی نیمکت، بی تفاوت به سرمای زمستان نشسته است. پرستار میگوید بابا هشت سالی هست که اینجاست، می دانی شغل بابا چه بوده؟ بابا معلم تاریخ جغرافیا بوده و شاگردهایش الان هرکدام برای خودشان کسی شده اند.اینجا جمع مردان تاریخ جمع است، اما معلم تاریخ هم دارند.
پیرمرد با سردی نگاه می کند، دلش خون است، از بی مهری ها. میگوید وقتی سکته کردم نگهداری از من سخت بود. اما الان با هشت سال پیش خیلی فرق کرده ام. کارهایم را خودم میکنم ولی بازهم کسی سراغم نمی آید… بغض می‌کند و با حسرت از پسر نداشتنش می‌گوید و آهی می‌کشد که ای کاش پسر داشتم و به خاطر حمام کردن و کارهای دیگر کارم به آسایشگاه نمی کشید.

حرف هایمان هنوز تمام نشده بود که داوود از راه می رسد. داوود ۳۰ ساله به نظر می رسد و معلولیت ویلچرنشینش کرده است. داوود را کوهی از انرژی می بینم، پر از دغدغه و امید. می گوید فکرم درگیر است؛ فصل امتحانات دانشگاه است و باید برای امتحانات بخوانم. از آنطرف مسابقات شطرنج هم داریم و باید تیمم را بچینم.
هزینه دانشگاه داوود و امثال او، خرج رفت و آمدش تا دانشگاه و دیگر هزینه های سرسام آور را مردم می دهند؛ خیرینی که حتی نامی از آنها برده نمی شود، تا معلولیت برای امثال داوود تبدیل به محدودیت نشود.

آشنایی با پیرمرد مشهور تلگرامی

وارد سالن آسایشگاه که می شویم، چهره مهربان پیرمردی خندان برایم آشنا به نظر می رسد. چند دقیقه ای فکر می کنم و ناگهان کلیپی کوتاه که چندی پیش در فضای مجازی دست به دست می شد مقابل چشمانم مرور می شود.

پیرمردی دوست داشتنی که می گفت:«دخترم، هرکجایی که هستی، من تو کهریزکم… شماره تلفنی، خودت بیا، بخش یک اتاق ۵٫٫٫٫»

آن روزها کلیپ پیرمرد اشک خیلی ها را در آورده بود. اشک آنهایی که پدرهایشان دیگر بینشان نبودند و حاضر بودند تمام دار و ندارشان را بدهند اما یکبار دیگر پدر را در آغوش بگیرند. همان روزها خیلی ها به دیدن پیرمرد آمدند اما از دخترش خبری نشد.

پیرمرد مهربان است و خوش برخورد. سوهانی صدایش می زنند.

سوهانی با اینکه هفت سالی است مهمان کهریزک است اما روحیه ای طناز دارد.۷

سال پیش دخترش او را به تحویل آسایشگاه داده و رفته است.

می پرسم راستی بابا جان دخترت بالاخره آمد یا نه؟ خنده ای می کند و می گوید: نه هنوز نیامده است.
پرستار به آرامی می گوید: هیچ خبری از دخترش نیست، معلوم نیست زنده باشد یا نه. اگر زنده بود حتما پیدایش می کردیم ولی دختری در کار نیست، سوهانی اینجا تنهاست، تنهای تنها.

پیرمرد مشهور تلگرامی در کهریزک +عکس

مردم کهریزک را تنها نگذاشته اند

اینها اما یک روی سکه است، روی دیگرش را هم باید دید، باید دید که مردم می آیند و با جان و دل کمک می کنند و مهر می ورزند و همراز اهالی اینجا می شوند. اسپانسرها هم هستند که بی چشمداشت کمک می کنند و توقع سلفی و نام و امضا ندارند.
مدیران اینجا هم حواسشان جمع است و نمی گذارند هر فرد و گروه و شرکتی برای کمک کردن، خودشان را تبلیغ کنند و ده برابر رقمی که اینجا هزینه کرده اند، سود مادی و معنوی برای خودشان ایجاد کنند.
مهندس علینقی را در همین حوالی و در میان آمد و رفت های این آدم ها که الحمدلله قلیل و رو به کاهش نیستند، می بینم. طبق معمول همه آنهایی که اینجا می آیند، چشمانش خیس شده اما در همان حال، مشغول خنده و گفتگو با تعدادی از اهالی قدیمی اینجاست. مثل خیلی ها که اینجا می آیند، تمایلی به توضیح دادن درباره کمک ها و برنامه هایش ندارد اما مثل ساکنان خونگرم کهریزک، از همه می خواهد اگر کمک مادی هم از دستشان بر نمی آید، ساعتی قدم زدن در این مجموعه و ملاقات با پدرها و مادرهای ایرانی را از دست ندهند.
دیگرانی هم هستند که مهمانهای دائمی اینجا هستند. علی آقا که تمایل به گفتن فامیلش ندارد، برایمان می گوید که به دیدار این عزیزان عادت کرده و گویی جزئی از خانواده شان شده، بارها و بارها در ماه اینجا می آید و حسابی سبک می شود، درست مثل اشک هایی که آدمی در آغوش پدر و مادرش می ریزد.

پیرمرد عروسکی که روزی میلیاردر بود

درست روبروی اتاقی که سوهانی با فکر دختر و نوه هایش روز و شب ها را به سر می کند، پیرمرد عروسکی خانه دارد. ۸۰ ساله است اما تمام دار و ندارش از دنیا عروسک های رنگارنگی است که دور تا دور تخت خوابش چیده است.
آقای فرونچی مهربان است و مهمان نواز. آنقدر که به زور دستمان را می گیرد و داخل اتاقش می برد. از عکس های دوران جوانی اش تا عروسک های بی جانی که حالا همدم و مونسش شده اند را یک به یک نشانمان می دهد.


قصه فرونچی قصه پردردی است. مرد ثروتمندی که حالا همه به پیرمرد عروسکی می شناسندش. هنوز هم حال و روزش به هم می ریزد وقتی یاد روزی می افتد که دو پسرش خانه بزرگ و تمام دارایی اش را به نامشان زدند و پیرمرد را تنها و بی کس رها کردند و رفتند.حالا یکی از پسرها تکنسین هواپیما است و دیگری تکنسین کشتی های مسافربری. هر دو از ایران رفته اند و فرونچی را با عروسک هایش تنها گذاشته اند.

قصه عروسک هایش هم شنیدنی است. پرستار می گوید: وقتی بابا را به آسایشگاه آوردند آنقدر افسرده بود که کلامی حرف نمی زد. به توصیه روانشناسان دو تا عروسک به بابا دادیم و گفتیم سعی کن با این عروسک ها حرف بزنی. یک شب بالاخره بغضش ترکید و یک دل سیر گریه کرد. از آن به بعد توانست حرف بزند و به همین خاطر هرکس به دیدنش می آید برایش عروسک می آورد!

چشم بر هم زدنی کافی است تا متوجه شویم قریب ۴ ساعت است در این مجموعه قدم زده و اشک ها و لبخندهای پدربزرگ ها و مادربزرگ های دوست داشتنی را از نزدیک لمس کرده ایم. باید رفت اما هنگام خروج، غمی در چهره هر ساکن اینجا که رفتن مراجعه کننده ای را می بیند، موج می زند. شاید باید بلند فریاد می زدیم که زود باز میگردیم، سریعتر از قبل و این بار با همراهانی بیشتر، شاید با آدم هایی از جنس فرزندان شما.

منبع: رکنا

دی
۱۴
۱۳۹۵
بهزیستی برای مناسب‌سازی خانه نیم میلیون معلول و سالمند پول ندارد
دی ۱۴ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
pic-1108-1430548705
image_pdfimage_print

معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور ضمن بیان آنکه خانه ۵۰۰ هزار معلول و سالمند نیازمند مناسب سازی است گفت: برای رفع حداقل نیازهای معلولان و سالمندان در زمینه تجهیزات توانبخشی سالانه ۱۶۰ میلیارد تومان نیاز است که در حال حاضر چشم انداز بودجه توانبخشی کشور مناسب نیست.

حسین نحوی‌نژاد در نشست خبری که امروز به مناسبت رونمایی از سامانه پیامکی معبر برگزار شد اظهار کرد: متاسفانه در حال حاضر ضمانت اجرایی خوبی برای مناسب سازی محیط در قانون حمایت از حقوق معلولان فعلی وجود ندارد، این در حالیست که در لایحه اصلاحی این قانون که در حال حاضر در مجلس در دست بررسی است الزامات و تکالیف خوبی در این زمینه گذاشته شده است.

وی افزود: در آئین نامه اجرایی این قانون آمده است که ظرف یک سال نماهای ساختمانی و ظرف دو سال باید تمام ساختمان‌ها مناسب سازی شود.

نحوی نژاد در ادامه عنوان کرد: بخشی از وابستگی معلولان از آنجایی نشات می‌گیرد که این افراد امکان حمل و نقل شهری و یا جابجایی در منزل خود را ندارند این در حالیست که اگر این شرایط محقق شود حتی ممکن است معلولان شدید نیز دیگر نیازمند مراقب نباشند، با این وجود باید اعلام کنیم که در حال حاضر این امکانات در خیلی از آسایشگاه‌ها نیز وجود ندارد.

معاون توانبخشی سازمان بهزیستی کشور ادامه داد: به همین دلیل به صورت پایلوت با در نظر گرفتن اعتباری خاص آسایشگاه کهریزک و منزل چند تن از معلولان را و همچنین برخی از خودروهای پلاک ویژه معلولان را مناسب سازی کردیم و در سال آینده این طرح را به صورت کشوری اجرا خواهیم کرد.

نحوی نژاد همچنین با تاکید بر آنکه وسایل مورد نیاز معلول در خانه محدود به تامین ویلچر، عصا و سمعک نیست گفت: در حال حاضر وسایل ای دی ال هم به امکانات توانبخشی معلولیت اضافه شده به این معنا که دستگیره در منازل، نحوه استفاده از سرویس بهداشتی و سایر نیازهای فرد معلول در خانه وی مکانیزه شود.

وی تصریح کرد: در سال جاری ۲ میلیارد تومان برای این برنامه اختصاص داده شد و این در حالیست که ۵۰۰ هزار معلول و سالمند با معلولیت شدید در کشور داریم که ۹۰ درصد آنها از مراقب خانگی برخوردارند و باید برای آنها نیز امکاناتی را فراهم کنیم. به این ترتیب اکنون مسئله رفع نیازهای روزمره معلولان در منازل آنها در بهزیستی مطرح و پیگیری می‌شود.

معاون توانبخشی سازمان بهزیستی کشور تاکید کرد: این امکانات برای همه ۶ میلیون سالمند کشور مهیا نخواهد شد بلکه فقط برای مددجویان بهزیستی محقق می‌شود و در زمان اجرای این برنامه هم به آن دسته از معلولانی که دارای معلولیت شدید بوده و نیاز مالی بالا دارند و یا تنها زندگی می‌کنند کمک مالی بیشتری ارائه می‌شود.

وی ادامه داد: هدف بهزیستی مناسب سازی ۵۰۰ هزار منزل معلول و سالمند است که برای هر منزل ۱ میلیون تومان اعتبار نیاز داریم. به این ترتیب ۵۰۰ میلیارد تومان اعتبار مورد نیاز این طرح است و این اعتبار با بودجه توانبخشی که در کل ۶۰۰ میلیارد تومان بوده تقریبا برابری می‌کند؛ به این ترتیب برای رفع حداقل نیازهای معلولان و تجهیزات توانبخشی آنها حداقل سالانه ۱۶۰ میلیارد تومان مورد نیاز است.

نحوی نژاد همچنین با بیان آنکه بودجه مناسب سازی کشور در سال آینده ۵ میلیارد تومان در نظر گرفته شده است گفت: بودجه مناسب سازی سال آینده ۵ میلیارد تومان بوده که نیازمند تامین اعتبار است. با این حال چشم انداز بودجه توانبخشی سال آینده مناسب نیست.

به گفته معاون توانبخشی سازمان بهزیستی کشور در حال حاضر ۳۴۰ هزار نفر در حوزه توانبخشی شامل معلول، سالمند و بیماری روانی مزمن مستمری بگیر بوده و ۱۵۰ هزار نفر نیز پشت نوبت دریافت خدمات این سازمان هستند.

منبع: ایسنا

تیر
۴
۱۳۹۵
تاکید خانه امن برضرورت برنامه‌ریزی درحمایت از زنان بیوه 
تیر ۴ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر, خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
news13535_5822
image_pdfimage_print

بیست و سه ژوئن «روز جهانی زنان بیوه» نام‌گذاری شده است چرا که به خصوص در کشورهای در حال توسعه زنان از اقشار آسیب پذیر اجتماع محسوب می‌شوند و با تبعیض‌های مضاعف فرهنگی و حتی قانونی روبرو هستند. در چنین روزی باید بر ضرورت برنامه ریزی دولت ایران درایجاد نهادهای حمایتی از زنان بیوه به ویژه سالخوردگانی که این دوره را سپری می‌کنند تاکید کرد و به همین مناسبت است که سازمان ملل متحدد به منظور حمایت از حقوق و آزادی‌های اساسی‌شان در جوامع مختلف کشور‌های عضو را دعوت به همکاری می‌کند.

به نظر نمی‌رسد در جمهوری اسلامی ایران آمار و اطلاعات دقیقی از تعداد و سن و وضعیت زندگی و اوضاع اقتصادی این زنان موجود باشد. زنانی که به دلیل قانونی بودن سن ازدواج زیر ۱۸ سال‌گاه بیوگی را از کودکی تجربه می‌کنند و در جامعه بی‌درو پیکر امروز که از اوضاع نابسامان اقتصادی به سر می‌برد از امنیت لازم برای زیست اولیه و اشتغال امن بدون آنکه تحت فشار و آزار‌های جنسی قرار بگیرند بهره‌مند باشند.

از دولت جمهوری اسلامی ایران انتظار می‌رود با توجه به ارزش‌هایی که خود را به آن متعهد می‌داند و از رسانه‌ها و دستگاه‌های تبلیغاتی بر این ارزش‌ها تاکید می‌کند برنامه‌ریزی برای زنان بیوه را در صدر اولویت‌های فرهنگی و اجتماعی خود قرار داده و به جای صرف بودجه برای ترویج شعار سبک زندگی اسلامی در عمل از چنین سبکی برای حمایت از این زنان مدل سازی کند تا جامعه به جای شعار در عمل با بهبود وضعیت این زنان روبرو شود. به خصوص در جامعه ما که بسیاری از دختر بچه‌ها قبل از رسیدن به بلوغ بیوه می‌شوند.

۲۳ ژوئن «روز جهانی زنان بیوه» نام‌گذاری شده است. چرا که بر طبق برآوردهای ملل متحد، به طور تقریبی در تمامی ‌کشور‌ها، بالغ بر ۷ تا ۱۶ درصد کل جمعیت زنان بالغ را زنان بیوه تشکیل می‌دهند و به این ترتیب ملیون‌ها زن در سراسر جهان و در ایران با پدیده فقر، آزار و اذیت جنسی و جسمی و روانی، بی‌خانمانی، آداب و رسوم غلط و حتی قتل‌های ناموسی، افراط گرایی، منع از ازدواج مجدد و یا ازدواج اجباری، مالکیت و دخل و تصرف در اموال و حتی سو استفاده روبرو می‌شوند.

از مصادیق دیگری که زنان بیوه از آن رنج می‌برند فقدان دسترسی به سلامت و بیمه، استاندارهای اولیه زندگی و حتی حق حیات و کرامت انسانی است. حقوقی که با آموزش و تبلیغ و فرهنگ سازی می‌توان بخش عمده‌ای از مشکلاتی که این زنان با آن روبرو هستند کاهش داد و جامعه را با حقوق این زنان آشنا کرد.

دبیرکل ملل متحد در پیام سال ۲۰۱۶ به مناسبت چنین روزی بر لزوم حمایت از حقوق زنان بیوه در سراسر جهان تأکید کرد و خاطرنشان کرد: وقتی فردی، شوهرش را از دست می‌دهد، نباید حقوق خود را نیز از دست بدهد چرا که تعداد ۲۴۵ میلیون زن بیوه در سراسر جهان بسر می‌برند که تقریبا نیمی از آنان در فقر زندگی می‌کنند. اغلب خانواده‌ها و جوامع بر زنان بیوه داغ ننگ می‌زنند. بسیاری از آنان به دلیل سن یا جنسیت از تبعیض زنج برده و با سوءاستفاده جنسی و جسمی زندگی کرده‌اند.

بانکی مون در ادامه می‌گوید: زنان بیوه سالمند اغلب پس از یک عمر کار سخت اما بدون دستمزد، سرمایه اقتصادی اندکی دارند. حتی در کشورهای توسعه یافته، ارزش حقوق بازنشستگی زنان حدود ۴۰ درصد کمتر از مردان است. زنان بیوه جوان به عنوان سرپرست خانوار و مسئول نگهداری فرزندان، با چالش‌های دیگری روبرو هستند و فرصت‌های اقتصادی بسیار محدودی دارند.

حال این پرسش اساسی از مقامات جمهوری اسلامی از گذشته تا کنون و همان‌هایی که امروزقدرت تصمیم گیری دارند وجود دارد که شما برای بهبود وضعیت زنان بیوه چه کرده‌اید؟ زنان بیوه جوان به دلیل فقدان برنامه ریزی شما از چه مشکلاتی رنج می‌برند و از چه فرصت‌هایی محروم هستند؟

کدامین برنامه حمایتی به عنوان دستورکار در سیاست گذاری عمومی دولت جمهوری اسلامی وجود دارد و عواقب چنین کم کاری و اهمالی بر جامعه ایران چیست؟

 خانه امن از مسوولان دولتی به ویژه رییس قوه مجریه آقای حسن روحانی می‌خواهد اندکی به اهمیت این موضوع و عواقب بی‌برنامگی و سامان دهی برای زنان بیوه فکر کنند و چنانچه خود نیز به اهمیت آن پی بردند دربرنامه ریزی و همراهی با برنامه‌های بین المللی همراه شده و ارگان‌های ذی ربط را به پیگیری ویژه این مهم ترغیب و دستورات لازم را صادر کنند.

شاید اگر یک فقره از اختلاس‌های مالی که درسال‌های گذشته اقتصاد ایران را با فروپاشی مواجه کرده به این فقره اختصاص می‌یافت گزارش دولت ایران به ملت و سازمان ملل متحدد می‌توانست به عنوان یک نمونه موفق در منطقه و جهان بدرخشد.