صفحه اصلی  »  زن سرپرست خانوار
image_pdfimage_print
آبان
۶
۱۳۹۵
دو و نیم میلیون زن سرپرست خانوار
آبان ۶ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
2812_549
image_pdfimage_print

دکتر حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی در گفت‌وگو با برنامه «نیم‌نگاه» گروه خانواده رادیو سلامت علت افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار را طلاق، فوت همسر و تصادفات عنوان کرد و گفت: ما با این واقعیت مواجهیم که طبق آخرین سرشماری، تعداد زنان سرپرست خانوار به دو میلیون و ۵۵۳ هزار نفر رسیده، در حالی که این آمار در پنج سال گذشته، حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر بوده است، بنابراین با توجه به افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار لازم است نگاه ویژه‌تری به آنان داشته باشیم .

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی گفت: یکی از مهم‌ترین اقدامات برای زنان سرپرست خانوار خوداشتغال، توانمندسازی آنان از بعد اقتصادی است، اما حمایت‌هایی که دولت براساس قوانین بودجه سالانه، از زنان سرپرست خانوار دارد به‌قدری ناچیز است که بسیاری از آنها مجبورند کار کنند.

او با بیان این‌که لازم است دولت متناسب با نیاز منطقه سکونت زنان سرپرست خانوار و متناسب با مشاغل مورد نیاز جامعه، مهارت‌های شغلی را به آنها آموزش دهد، افزود: به‌طور مثال در کشور هندوستان که با آمار بالای زنان سرپرست خانوار مواجه است، دولت این کشور بر حسب نیاز جامعه، یک‌سری آموزش‌های فنی را به زنان سرپرست خانوار ارائه می‌دهد، سپس محصولات آنان را به کارخانجات و سایر صنایع می‌فروشد که از این طریق، وابستگی زنان سرپرست خانوار به دولت کاهش می‌یابد.

موسوی درخصوص حمایت از زنان سرپرست خانوار خوداشتغال، اعطای تسهیلات ارزان‌قیمت به آنان و فراهم آوردن شرایط ورود این زنان به چرخه اقتصادی را مطرح کرد و گفت: حمایت از بازاریابی تولیدات اقتصادی زنان سرپرست خانوار از اهمیت زیادی برخوردار است که متاسفانه سیستم‌های حمایتی ما نتوانسته‌اند به این مولفه ورود کنند.

او با بیان این‌که فقدان مهارت آموزش و نداشتن مهارت کسب و کار در زنان سرپرست خانوار آنان را به سمت دستفروشی که نیازی به مهارت ندارد سوق می‌دهد، افزود: به‌دلیل آن‌که دستفروشی در تعریف مشاغل قرار نگرفته است در نتیجه زنان سرپرست خانوار، مشمول هیچ نوع حمایتی نخواهند شد و اگر هم حمایتی از آنان صورت بگیرد این حمایت‌ها صرفا به واسطه ارتباط فردی است.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ادامه داد: از آنجایی که نظام مشخص و تعریف شده‌ای درخصوص تعریف دستفروشی در فهرست مشاغل نداریم، زنانی که مبادرت به کار دستفروشی می‌کنند، از بیمه اجتماعی نیز محرومند.

موسوی درباره تاثیر حمایت خویشاوندی از زنان سرپرست خانوار و پیشگیری از گرایش آنان به دستفروشی خاطرنشان کرد: به نظر می‌رسد هنوز مسئولیت اجتماعی در جامعه ایرانی جای خود را باز نکرده است، با وجود آن‌که در زندگی اجتماعی افراد زیادی در کنارمان هستند، اما بشدت فردگراییم. در چنین فضایی، با نبود حمایت خویشاوندی از زنان سرپرست خانوار آنها به سمت دستفروشی و مشاغل مغایر میل درونی خود کشیده می‌شوند، در حالی که چتر حمایت خویشاوندی می‌تواند زنان را از لحاظ اقتصادی به استقلال برساند. رئیس انجمن مددکاران اجتماعی با اشاره به این‌که خیابان محیط امنی به لحاظ اجتماعی و روانی برای زنان نیست و این مساله در کوتاه‌مدت مشکلاتی را برای زنان به وجود می‌آورد تاکید کرد: باید نظامی اجتماعی طراحی شود که قادر به توانمندسازی زنان سرپرست خانوار خوداشتغال باشد، چرا که حمایت‌های اندک و حداقلی از زنان سرپرست خانوار دستفروش و جلوگیری از درآمد مشروع آنان، می‌تواند مشکلات دیگری را برای آنان به وجود آورد.

منبع: سلامت‌نیوز 

تیر
۸
۱۳۹۴
مصائب زنان سرپرست خانوار
تیر ۸ ۱۳۹۴
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , ,
11654_831
image_pdfimage_print

رئیس سازمان بهزیستی کشور چندی‌ پیش از رشد ۵۵ درصدی زنان سرپرست خانوار در ۲۰ سال اخیر خبر داد. انوشیروان محسنی بندپی در این‌باره گفته است تعداد زنان سرپرست خانوار در سال ۷۰ یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر و در سال ۸۵ یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر بوده که این آمار در سال ۹۰ به ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار افزایش یافته که نشان‌دهنده رشد ۵۵ درصدی این آسیب‌ اجتماعی است.

به گزارش فرارو، رشد چشم‌گیر تعداد زنان سرپرست خانوار در این سال‌ها آسیب‌های زیادی را برای این زنان در پی داشت؛ آسیب‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به مشکلات اقتصادی این زنان اشاره کرد. تنها نگاهی به آمارهای رسمی و خبرِ بیکاری ۸۲ درصد از زنان سرپرست خانوار برای فهم این مشکل کافی است.

یک جامعه‌شناس درباره وضعیت زنان سرپرست خانوار در ایران معتقد است که «بحران‌های اجتماعی در سال‌های اخیر منجر به افزایش تعداد این زنان در جامعه شده، که در ابتدا باید با تعریف مشخص از زنِ سرپرست خانوار، آن‌ها را شناسایی و سپس این افراد را مورد حمایت‌های اجتماعی لازم قرار داد.»

دکتر نیره توکلی، جامعه‌شناس و عضور گروه مطالعات زنان انجمن جامعه‌شناسی ایران در گفتگو با فرارو درباره تعریف زنِ سرپرست خانوار گفت: «باید تعریف مشخصی از زنان سرپرست خانوار وجود داشته باشد. وقتی از افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار سخن به میان می‌آید عمدتا افراد خاصی در نظر گرفته می‌شود، مانند زنی که شوهر او فوت کرده و او وظیفه نگهداری از فرزندانش را دارد و یا زنی که عهده‌دار مادر، برادران و خواهران خود است و… . تاکنون دخترانی که در خانه پدری هستند و ازدواج نکرده‌اند اما عهده‌دار مسئولیت‌های خانواده هستند را جزء زنان سرپرست خانوار حساب نمی‌کردند. همچنین زنی که تنها زندگی می‌کند نیز جزء سرپرست خانوار به حساب نمی‌آید. در تعریف حاضر زنی که ازدواج کرده و سرپرستی خود و خانواده را بر عهده داشته و نان‌آور خانواده است زنِ سرپرست خانوار تعریف می‌شود.»

وی تاکید کرد: «باید تعریف زن سرپرست خانوار را گسترده‌تر دانست، از قالب تعریف کلاسیک آن خارج شد و زنانی که تنها زندگی می‌کنند را نیز در این دسته جای داد، چرا که آن‌ها نیز تیپی از خانوار هستند و مسئولیت آن‌را بر عهده دارند.»

تعداد زنان سرپرست خانوار چگونه بالا رفت؟

وی در ادامه دلایل بالارفتن تعداد زنان سرپرست خانوار را برشمرد و در این‌باره گفت: «با بالارفتن بحران‌های اجتماعی مانند اعتیاد، بزهکاری و بحران‌های اقتصادی، بسیاری از سرپرستان خانوار که مردان بودند به زندان‌ها رفتند. همچنین بالا رفتن افزایش طلاق نیز بر افزایش تعداد این زنان تاثیر داشت. یکی‌ دیگر از دلایل این افزایش را باید به بحران‌های پیش آمده و بیوه‌ شدن تعداد زیادی از زنان مرتبط دانست. بالا بودن اختلاف سنی زن و شوهر نیز موجب مرگ زودتر مرد و بیوه شدن زنان شد. چندهمسری نیز می‌تواند یکی از دلایل بالارفتن تعداد زنان سرپرست خانوار باشد.»

دکتر توکلی همچنین تصریح کرد: «مسائلی مانند عدم استقلال مالی زن‌ها نیز خود باعث شد تا تعداد زنان سرپرست خانوار افزایش پیدا کند، به این دلیل که، این زنان همواره اتکای مالی به یک مرد داشته‌اند و در نبود آن دچار مشکلات مالی و اقتصادی گشته‌اند. در صورتی که مرد سرپرست یک خانوار از بین برود، زنان پیرامون (شامل مادر، همسر، خواهر و فرزند) که به او اتکا کرده بودند، بی‌سرپرست خواهند شد.»

محدودیت مالی، عمده‌ترین مشکل زن سرپرست خانوار

این جامعه‌شناس در ادامه درباره مشکلات زنان سرپرست خانوار توضیح داد و در این‌باره گفت: «مشکلات زنان سرپرست خانوار همان مشکلاتی است که زنان بیوه یا مطلقه دارند، با این تفاوت که محدودیت‌های مالی بیشتر در زندگی زنان سرپرست خانوار وجود خواهد داشت. می‌توان گفت که مشکلات ناشی از سرپرستی خانوار توسط زنان در طبقات پایین اجتماعی نسبت به طبقات بالای اجتماعی بیشتر دیده می‌شود، چرا که در طبقات بالای اجتماعی آینده‌نگری اقتصادی بیشتر وجود دارد. این به معنای آن نیست که زنان سرپرست خانوار در طبقات بالا وجود ندارد، بلکه به این معناست که بحران‌های سرپرستی خانوار زنانه در طبقات پایین بسیار حاد و بیشتر دیده می‌شود.»

وی در انتها گفت: «آن‌چه در این سال‌ها شاهد آن بوده‌ایم افزایش تعداد دختران ازدواج‌نکرده‌ای است که عهده‌دار اعضای خانواده خود هستند. همچنین باید به این نکته توجه کرد که گاهی سرپرستی خانوار شکلی رسمی ندارد و ممکن است به شمار نیاید (مانند دخترانی که ازدواج کرده‌اند اما عهده‌دار خانواده خود نیز هستند)، اما در سطح جامعه دیده می‌شود. به طور کلی باید چتر بیمه و انواع حمایت‌های اقتصادی و فرهنگی از زنان سرپرست خانوار بشود تا شاهد بروز آسیب‌های اجتماعی در این خانوارها نباشیم.»

آذر
۱۳
۱۳۹۳
در روز گرامی داشت بیمه من بیمه نیستم
آذر ۱۳ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

70809_917

عکس: danakhabar.com

نام من سرپرست خانوار است 

فیروزه فروزانفر – روزنامه نگار 

از آخر و عاقبت خودم می ترسم . اگر توی خیابون زمین بخورم و پام بشکنه حتی بیمه نیستم پاموگچ بگیرم . شوهرم کارگر روز مزد گچ کار بود و وقتی سرش را روی زمین گذاشت ، من ماندم و چهاربچه یتیم که بزرگه تازه سرباز شده بود یک جایی به اسم “ عجب شیر” . غصه بچه سربازم یک طرف و غصه یتیمی سه تا دختر قد و نیم قد طرف دیگر . خدا رو شکرشوهرم آخرای عمرش یک خانه کلنگی چهارراه عباسی خریده بود . بعد ازچهلم اون خدا بیامرز اتاق اونور حیاط را اجاره دادم و خودم نشستم پای چرخ خیاطی و بقول قدیمی ها سوزن زدم به چشمام تا جلوی بچه هام و در و همسایه سرشکست نشم . میدونی مادر اگر بیمه داشتم خیلی جلو بودم .  نداشتن این دفترچه بیمه قنباد شده  روی دلم . حالا هم دست و دلم می لرزه مبادا یک درد و بلایی بگیرم که دو شب بخوابم بیمارستان .

عزیز خانم رو ۱۰ سالی بود که می شناختم . لباس های احرام مکه مادرم رو دوخته بود و همیشه تو کارهای جهازگیری دخترای فامیل عصای دستشان بود . در این ۱۰ سال هر وقت عزیز خانم رو دیدم بقول خودش “ واجار دفترچه بیمه رو داشت “ و می گفت کاش از این مرد یک مستمری به من و بچه ها می رسید.

روز جهانی بیمه و جای خالی زنان خانه دار و زنان بی سرپرست  

  جالب است بدانید طبق پژوهش های به دست آمده ازلوح ها و اسناد به دست آمده از تخت جمشید اگر فردی در حین کار بیمار می شد و یا فوت می کرد، دولت هخامنشی به خانواده اش مستمری می داد به همین دلیل کارشناسان صنعت بیمه معتقدند ، تاریخچه صنعت بیمه به ایران باستان بر می گردد . ( ۱ )

بیمه ای که  سال ۱۳۱۶رسما  در ایران قانونی شد ولی قبل از آن عملیات بیمه ای به معنای امروزی با فعالیت دو موسسه روسی در سال های آغازین قرن بیستم شروع شده بود . در سال ۱۳۱۰ شرکت های بیمه انگلیسی و آلمانی و اتریشی با باز کردن شعبه و نمایندگی فعالیت های بیمه ای خود را شروع کردند و ۴ سال بعد شرکت سهامی بیمه ایران با سرمایه صد در صد دولتی در ایران تاسیس شد. از آن تاریخ ۳۰ سال گذشت و دولت در سال ۱۳۴۷ تصمیم گرفت ۱۵ آبان را روز بیمه نام گذاری کند تا از این راه به گسترش صنعت بیمه در ایران سرعت بخشد . انقلاب اسلامی پیروز شد و دولت جمهوری اسلامی در ۱۳ آذر ۱۳۶۷ قانون شرکت های بیمه را تصویب و روز بیمه را به ۱۳ آذر تغییر داد، تا هر سال با گرامی داشت چنین روزی بر ضرورت و کارکردهای بیمه تاکید بیشتری کرده و مردم را با ابعاد و فعالیت های آن آشنا کند . اما متاسفانه با وجود رسمی بودن چنین روزی در تقویم ملی ایرانیان هنوز اقشار و گروه های مختلف اجتماعی چون زنان خانه دار و سرپرست خانوار با مشکل نداشتن بیمه روبرو هستند . ( ۲ )

سوال اساسی این است که با توجه به  اهمیت بیمه همگانی و فراگیر چرا هنوز این گروه های زنان از بیمه برخوردار نیستند و چرا کار خانگی، ارزش گذاری نمی شود و چرا پیرامون بیمه زنان خانه دار با وجود یک دهه گفت وگوهیچ  توافق و اراده عمومی وجود ندارد.

صدری کارشناس یکی از شرکت های بیمه در ایران است . او به خانه امن  چنین می گوید : کارکرد بیمه برای انسانها نه فقط نقش مادی که بر سلامت روانی آنها تاثیر دارد. به انسان ها احساس امنیت می دهد و امنیت یکی از بنیادی ترین نیازهای بشر است و زنان خانه دار و سرپرست خانوار و حتی سالمندان و معلولان با بهره مندی از بیمه از آینده خود نمی ترسند و احساس می کنند که از امنیت بر خوردارند.

این کارشناس صنعت بیمه معتقد است: زنان خانه دار فراموش شده اند . همه در یک سنی بازنشسته می شوند . حق مرخصی و ساعت کار دارند. در مقابل کار حقوق و مزایا دریافت می کنند اما زنان خانه دار در قوانین ایران نه کارگر هستند نه شاغل و نه حتی بیکار که به آنها بیمه بیکاری تعلق بگیرد . آنها اگر چه خانه دارند ولی شهروند هستند اما در مقابل نقش خانگی خود حقوقی ندارند و با این همه زحمت از همسر خود برابر فرزندانشان  ارث نمی برند تا همچنان فقیر و فقیر تر شده و به همین دلیل در معرض خشونت خانگی بیشتری قرار بگیرند در حالیکه در زمان حیات شوهر اختیار سفر و شغل و انتخاب محل زندگی اشان را ندارند و این شوهر است که برای آنها تصمیم می گیرد . زنان شاغل تنها ۱۵ درصد از سهم اشتغال را به خود اختصاص می دهند و این آمار اسفبار است .

شوهر دارم ولی سر پرست خانواده هستم 

زهرا زنی ۳۵ ساله و متاهل است و خودش را سرپرست خانواده می داند . زهرا فوق دیپلم کتابداری است و ۱۰ سال از ازدواجش می گذرد . وی که امروز تلفنچی یکی از روزنامه های تهران است می گوید : در خانواده ای پر جمعیت بزرگ شدم . مادرم خانه دار و پدرم نامه بر راه آهن بود . خانواده ما فقیر بودند و ما در شهرکی اطراف میدان راه آهن تهران زندگی می کردیم . من با زحمت زیاد فوق دیپلم کتابداری ام را گرفتم و در یک کتابخانه کوچک در شهرک غرب تهران استخدام شدم . هر روز صبح زود از خانه بیرون می زدم و با اتوبوس خودم را به محل کارم می رساندم . با حقوقی که می گرفتم به مادرم کمک خرجی میدادم  واز این موضوع خیلی خوشحال بودم . یک روز زن عموی بزرگم که ساکن شهر محل تولدم پدرم بود آمد خواستگاری من . شغل پسر عموم موتور پیچ کولر بود و با پدرش مغازه شراکتی داشت . تا به خودم جنبیدم جهیزیه من سوار کامیون و راهی شهر محل زندگی پسر عمو شد و من زن پسر عمویم شدم . کارم را از دست دادم و زن عمو طبقه بالای خانه اشان را به من و پسرش داد . خانه ای که من در آن دو دخترم را به دنیا آوردم درحالی که خیلی زود متوجه شدم شوهرم معتاد  است . متاسفانه بعد از مدتی هم افتاد زندان و من شدم نون خور پدر شوهرم و برای خرید دو تا نان چشمم به دست آنها بود.  همسرم که در تهران به جرم خرید وفروش مواد دستگیر شده بود در همان تهران هم زندانی شد ومن هر بار برای ملاقات باید با اتوبوس خودم را به تهران می رساندم . دست آخر یک روز پدرم و برادرهایم آمدند و با دعوا و مرافه من و بچه هایم را آوردند تهران .

از روزی که آمدم تهران با وجود آنکه اسم شوهردر شناسنامه ام بود ،  شدم سرپرست خانواده . به تازگی دادگاه برگه عدم سازش را صادر کرده و به زودی طلاق می گیرم . خدا رو شکر به کمک برادرهایم این شغل را پیدا کردم ولی هیچ حق و حقوقی ندارم . بیمه نیستم و اگر بچه هایم مریض شوند هزینه های درمان کمرم را می شکند. زهرا می گوید بدون بیمه زنان سرپرست خانوار اغلب محتاج نهادهای خیریه می شوند و این زنان احساس بدی نسبت به این موضوع دارند . من خودم برای درمان مشکلات دندان بچه هایم به این نهادها مراجعه می کردم و احساس گدایی به من دست می داد . من در این مدت زنان زیادی دیدم که شوهرانشان را در تصادف ، زلزله و یا در اثر بیماری از دست داده ، و از برادر شوهر گرفته تا بقال سر کوچه آنها دا مورد آزار و خشونت قراردادند . زنانی ناامید و افسرده که در جامعه رها شده  بودند .

صنعت بیمه اگر چه در ایران دارای قدمت قابل توجهی است اما پیشرفت لازم را نداشته و دارای نقاط ضعف فراوانی است . بیمه که باید چتری همگانی برای شهروندان باشد سایه ای بر سر زنان خانه دار و سرپرست خانوار ندارد و احساس امنیتش را از این شهروندان به دلیل سیاست گذاری غلط دریغ کرده است آنهم در جامعه ای که متاثر از حوادث جاده ای ، زلزله ، سوانح هوایی  و حوادث غیر مترقبه است . حوادثی که از قبل خبر نمی کنند وبه یک باره خانواده ای را به خاک سیاه می نشاند . در چنین شرایطی دفاتر رنگارنگ بیمه کجا هستند و دولت چه فکری برای بازماندگان این حوادث به خصوص زنان و کودکان کرده است ؟ آنهم در شرایطی که ، رئیس پژوهشکده آمار و مجری پژوهش زنان سرپرست خانوار می گوید :  طبق سرشماری سال ۹۰ از ۲۱ میلیون خانوار موجود در کشور، ۲ میلیون و پانصد خانوار زن  سرپرست هستند، و در سال ۹۰ سهم خانواده‌های زن سرپرست نسبت به سال ۸۵ از ۹٫۵ درصد به ۱۲٫۵ درصد افزایش یافته است. زاهدیان ضمن اشاره به دو دلیل عمده افزایش زنان سرپرست خانوار چنین ادامه می دهد: ۷۱٫۴ درصد از زنان سرپرست خانوار همسر خود را بر اثر فوت از دست داده اند، ۱۷٫۶ درصد بدسرپرست هستند، حدود ۱۰ درصد از این خانوارها بر اثر طلاق زن سرپرست خانوار شده اند و ۵ درصد نیز هرگز ازدواج نکرده اند.  زاهدیان معتقد است از نظر اقتصادی خانواده های زن- سرپرست در سطح پایینی قرار دارند؛ به طوری که ۴۳٫۳ درصد آنها در ۲ دهک پایین درآمدی قرار دارند.  رئیس پژوهشکده آمار و مجری پژوهش زنان سرپرست خانوار  تصریح کرد: علاوه بر این باید اقدامات پیشگیرانه را نیز تقویت کرد. برای مثال ترویج بیمه عمر می تواند به عنوان یک راه حل پیشگیرانه از به فقر کشیده شدن خانواده ها در صورت فوت همسر محسوب شود. ( ۳ )

در جمع بندی این گزارش به یاد حرف مرجانه همکلاسی قدیمم می افتم که همسرش صبح یک روز جمعه رفت برای کوهنوردی و برنگشت . وقتی برای دیدنش خودم را به او رساندم سرش را روی شانهام گذاشت و در حالی که اشک می ریخت گفت : حالا دیگر از من بنویس . من حالا شده ام  زن سرپرست خانواده . وقتی شوهرم را به خاک سپردم به جای گریه برای او ، از ترس به حال خودم گریه می کنم . حالا چکار کنم با  خانواده ۵ نفره ای که نمی دانم چگونه اداره اش کنم . همان روز فیس بوکم را که باز کردم در استاتوس دوستی این جمله را خواندم .

من «سرپرست خانوار» هستم، وقتی شوهرم چهار سال پیش با کامیون قراضه اش از گردنه حیران رد نشد و برای همیشه در ته دره خوابید.”