صفحه اصلی  »  زنای با محارم
image_pdfimage_print
آذر
۱۱
۱۳۹۴
محرم‌آمیزی؛ خشونت پنهان در پستوی خانه
آذر ۱۱ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , ,
bigstock-Sad-woman-sitting-alone-near-w-70044427
image_pdfimage_print

Photo: Sasin Tipchai/Bigstock.com

نعیمه دوستدار

آخرین آمار مربوط به محرم‌آمیزی یا آنچه که تحت عنوان زنای با محارم نامیده می‌شود، چند سال قبل در روزنامه رسالت به نقل از رییس انجمن آسیب‌های اجتماعی منتشر شد. در این آمار از تشکیل ۵۲۰۰ پرونده قضایی در کشور در مورد رابطه جنسی برادر با خواهر و پدر با دختر خبر داده شده است.

همانند بسیاری از آمارهای مربوط به آسیب‌های اجتماعی که یا سانسور می‌شوند یا از اساس گزارشی درباره آنها وجود ندارد، این آمار می‌تواند نشان دهنده تنها بخشی از اتفاقی باشد که در متن جامعه جاری است. تا جایی که از یک قاضی پرونده آزار جنسی در ایران نقل شده که گفته است: «اگر قرار باشد به همه این موارد رسیدگی کند، باید روزی چهل پنجاه حکم اعدام صادر کند.» محرم‌آمیزی اغلب بدون رضایت زنان و شکلی از خشونت شدید خانگی است.

مجازات فرد زانی به عنف و محارم در فقه امامیه و قانون، قتل است و طبق ماده هشتاد و دوم قانون مجازات اسلامی، زنای با محارم نسبی به هر شکلی مستوجب اعدام است. به گفته برخی مقامات قضایی، حکم چنین موردی بر اساس تحریر‌الوسیله آیت‌الله خمینی در صورت آگاهی طرفین از آن سنگسار است. با این حال، در ۹۹ درصد از پرونده‌های تجاوز به محارم، علی رغم این که تجاوز واقع شده است، متجاوزان تبرئه می‌شوند. اثبات تجاوز به محارم از طریق چهار بار اقرار، شهادت چهار مرد عادل و در نهایت علم حسی قاضی امکان‌پذیر است؛ شرایطی که به ندرت اتفاق می‌افتد.

خانهناامن

بر اساس آمار اغلب موارد تجاوز جنسی محارم، از سوی پدران به دختران گزارش می‌شود و پس از آن از سوی برادران به خواهران. ناپدری، دایی و عمو و سایر بستگان هم در رده‌های بعد این آمارها قرار می‌گیرند. در پژوهشی که محمد مالجو در ایران انجام داده، آمده است که بسیاری از کارهای تحقیقی در این زمینه نشان داده اند که محرم‌آمیزی بین برادر و خواهر متداول‌ترین نوع زناست. به عنوان نمونه، در یک تحقیق درباره نمونه‌های یک دادگاه در فدرال آلمان گزارش شده که ۹۰ درصد از موارد محرم‌آمیزی، بین پدر و دختر یا ناپدری و دختر و بین پدربزرگ و نوه دیده شده است و شش درصد هم بین پدر و پسر بوده است و بقیۀ آن هم بین مادر و پسر اتفاق افتاده است. محقق دیگری به نام وینبرگ، در یک پژوهش از ۲۰۰ پرونده در ناحیه شیکاگو مشاهده کرده که موارد محرم‌آمیزی بین پدر-دختر ۷۸ درصد نمونه، بین برادر و خواهر ۱۸ درصد، بین مادر و پسر یک درصد بوده است. اما در بررسی‌های گب هارد، محرم‌آمیزی بین برادر و خواهر نسبت آن به موارد زنای پدر و دختر تقریبا پنج بر یک است.

هرچه که هست، بسیاری از تجاوزها تا سال‌ها مخفی می‌ماند و هرگز فاش نمی‌شود. قربانیان این نوع تجاوزها به دلیل ترس، تهدید فرد متجاوز و عواقب قضایی آن که فرد مورد تجاوز قرار گرفته را هم شامل می‌شود، آن را گزارش نمی‌کنند و این نوع آزار جنسی تا سال‌ها ادامه پیدا می‌کند.

خبری که گاه درز میکند

در حالی که تابوهای اجتماعی اجازه نمی‌دهند گزارش‌های اجتماعی دقیق درباره این موضوع نوشته شود و ابعاد مختلف موضوع بررسی شود گاه برخی از نمونه‌ها خبرساز می‌شوند.

یکی از نمونه‌های این روابط که در میان کودکان رخ داد و به رسانه‌ها کشیده شد به یک دهه قبل برمی‌گردد. مهرماه سال ۱۳۸۳ رسانه‌ها خبر دادند که خواهر و برادری که بر اثر رابطه نامشروع صاحب فرزند شده‌اند. آنها را به بهزیستی مریوان تحویل دادند و خود آنها نیز به سنگسار محکوم شدند. این برادر و خواهر بختیار و ژیلا به ترتیب ۱۵ و ۱۳ سال سن داشتند. علاوه بر مردم شهر، والدین آنها نیز خواستار مجازات آنها شده بودند.

در نهایت اما فرماندار این شهرستان اعلام کرد این دو نوجوان از سوی شعبه اول دادگاه مریوان به ۵۵ ضربه شلاق محکوم شده‌اند. اسداله حیدری زاده، که رئیس دادگستری مریوان نیز بود، اعلام کرد: «دو متهم این پرونده طبق فتوای حضرت امام در تحریرالوسیله و قانون مجازات اسلامی بی اطلاع بودن از میزان مجازات، از اتهام زنای با محارم که حکم آن اعدام است، با توجه به صغر سن تبرئه شدند.»

به گفته او عدم آگاهی متهمان از حکم موضوع برای دادگاه ‌محرز شد و به همین دلیل متهمان به حکم تعزیر محکوم شدند. اخبار مربوط به سنگسار و پس از آن احتمال محکومیت به حبس تعزیزی این دو نوجوان از سوی این مقام مسئول ساخته و پرداخته دشمنان و استکبار اعلام شد.

این نمونه یک پایان خوش برای پرونده‌هایی از این دست بوده است. در موارد دیگر گاه فردی که مورد تجاوز قرار گرفته پیش از اینکه به هر دادگاهی فرستاده شود، در دادگاه خانواده محکوم و کشته می‌شود و دلیل آن هم به سادگی دفاع از شرف و ناموس معرفی می‌شود.

یکی دیگر از پرونده‌های مشهور در این زمینه مربوط به لیلا مافی، دختری ۱۹ ساله بود که بر اساس بررسی‌ها از نظر ذهنی درک یک دختر هشت ساله را داشت و از ۹سالگی به اجبار مادر ناچار به فحشا شده بود. او را در ۱۲ سالگی به عقد مردی در آورده بودند و پس از ازدواج، مادر شوهرش هم او را به فحشا وا می‌داشت. سر انجام وقتی لیلا در ۱۸ سالگی دستگیر و به جرم ریاست باند فحشا به اعدام محکوم شد، برای او حکم اعدام صادر شد. آن زمان شادی صدر، وکیل لیلا در لایحه دفاعیه او نوشته بود: «حکم اعدام برای موکلم به جرم زنا با محارم صادر شده در صورتی که او در گفته‌های خود به طور مکرر از واژه تجاوز برای شرح ارتباط با برادرانش استفاده کرده است. بین زنا دادن و تجاوز تفاوت معنایی بسیاری وجود دارد.»

سرانجام حکم اعدام و پنج سال زندان لیلا مافی از سوی دیوان عالی کشور نقض شد. شادی صدر گفته بود که قضات شعبه ۴۲ دیوان عالی کشور حکم اعدام لیلا مافی را به دلیل وارد نبودن استدلال‌های قاضی دادگاه بدوی نقض کرد: «دیوان طبق دفاعیات ما دلایل قاضی را در مورد زنای با محارم، نا وارد تشخیص داد و حکم اعدام وی را نقض کرد. همچنین مجازات پنج سال زندان لیلا نقض شد.»

نابرابری و مساله اعمال قدرت جنسی در خانواده

مردسالاری و قدرت نابرابر یکی از اولین دلایل تجاوز جنسی است. مردان که قدرت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارند، به خود حق می‌دهند که از زنان به عنوان ابزار جنسی بهره‌برداری کنند و حتی اگر این زنان خواهر یا دخترشان باشند. پدر که قدرت مشروع دارد از سوی قانون هم خطر زیادی احساس نمی‌کند.

قصاص پدر در صورت قتل عمد فرزندان قصاص نمی‌شود و قتل فرزند برای تأدیب و تنبیه قتل غیر عمد است. به همین دلیل قانون امکان مداخله چندانی در امور خانواده‌های مردسالار ندارد و در چنین شرایطی امکان محرم‌آمیزی آسان‌تر پدید می‌آید. در مورد برادران هم این شرایط با اندکی تغییر وجود دارد. برادران بر اساس نظام مردسالار حاکم بر خانواده دست به اعمال قدرت جنسی بر خواهران می‌زنند. آنها که به دلیل نارسایی‌های اجتماعی احساس محرومیت جنسی می‌کنند، رفتار خشونت‌آمیز را برای خود مجاز می‌دانند و دختران و زنان به دلیل ترس از انگ خوردن، تهدید شدن یا عادت به واکنش‌های انفعالی در چنین شرایطی سکوت می‌کنند.

بررسی پرونده‌های قضایی مربوط به این مساله نشان می‌دهد که احتمال رهیدن مردان از این پرونده‌ها به مراتب بیشتر است، اما پیگیری سرانجام آنها عموما بر عهده هیچ نهادی نیست. پسران نوجوانی که خواهران خود را آزار جنسی می‌دهند، مشاوره و درمانی دریافت نمی‌کنند و دختران نوجوان هم آموزشی برای برخورد با این موضوع و گزارش‌دهی آن نمی‌بینند. در حالی که مردان در قامت پدر، برادر بزر‌گ‌تر یا عمو و دایی دست به این عمل می‌زنند و با استفاده از ابزارهای مختلف تهدید، اجازه انعکاس آن موضوع را به خارح از خانواده نمی‌دهند، زنان نیز از ترس اعدام، سکوت را به مقاومت ترجیح می‌دهند. آنها می‌دانند که در بسیاری از موارد پیگیری‌های قضایی تنها زنان را هدف می‌گیرد و بدون توجه به عوامل و زمینه‌ها، آنان را به عنوان «عامل فساد» مجازات می‌کنند.

نکته مهمی که از آن غفلت می‌شود، شرایط عاطفی و روانی فردی است که به این شکل مورد تجاوز قرار گرفته است. کسانی که در محیط خانه چنین تجربه‌ای را داشته اند، برای فرار از این موقعیت به روش‌های مختلفی متوسل می‌شوند؛ از فرار از خانه گرفته تا خودکشی یا تن دادن به ازدواج اجباری. نتیجه این روش‌ها اغلب مثبت نیست. احتمال گرایش به تن فروشی و اعتیاد در این شرایط بیشتر است و ازدواج‌های اجباری هم خود مساعد کننده این شرایط ثانویه است. کابوس تجاوز محارم، کارکرد طبیعی ذهن و زندگی جنسی این افراد را مختل می‌کند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که هرچه زنان آزاردیده بیشتر از شبکه‌های فردی و حمایت‌های اجتماعی برخوردار باشند، بیشتر امکان اعتراض خواهند داشت و برعکس هرچه این حمایت‌ها کمتر باشد، واکنش‌ منفعلانه بیشتر است.

آبان
۲۱
۱۳۹۳
آزارهای جنسی و زنای با محارم
آبان ۲۱ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

Rudi Schlatte

عکس: Rudi Schlatte

عبدالسمیر اخی زاده – فوق لیسانس علوم جنایی

با اسارت زن، هیچ کس بیشتر از مرد مجازات نمی شود.«کارل مارکس»

چیستی خانواده

در میان تمامی نهادهای اجتماعی، خانواده نقش و اهمیتی خاص و به سزایی دارد. تمامی کسانی که در باب سازمان جامعه اندیشیده‌اند، به خانواده و اهمیت حیاتی آن برای جامعه تاکید ورزیده‌اند. به درستی هیچ جامعه‌ای چنانچه از خانواده‌های سالمی برخوردار نباشد، نمی‌تواند ادعای سلامت کند.خانواده بزرگ‌ترین حامی کودک و تأمین‌کننده آرامش و امنیت روحی و روانی اوست، اما درعین‌حال خانواده تنها زمانی می‌تواند کارکرد خودش را به درستی انجام دهد که سالم باشد. در حالی که دختران بیشترین حمایت را از خانواده خود انتظار دارند، و به مادر، خاله، عمه و خواهر بیش از سایرین متوسل می شوند. زیرا آنها را بیشتر شبیه خویش و محرم خود می یابند. و اگر خانواده به مکان ناامنی برای کودک تبدیل شود آن وقت می‌توان تصور کرد که جامعه چه وضعیت نابسامانی خواهد داشت. (فرمهمینی،فراهانی،۱۳۸۶: ۳۲)

 دختران و پسران در خانواده، مدرسه، و محله و بلکه کل اجتماع در معرض آزار قرار دارند. آنان نه تنها قربانی خشونت می شوند، بلکه برای خشونت ورزی نیز آماده می شوند. دختران آرزو دارند همچون پسران آزادانه و دوشادوش آنان بتوانند در مراحل مختلف زندگی و تحصیل، توفیق حاصل نموده و در این راه از حمایت های قانونی و تامین اجتماعی برخوردار باشند.به نظر دختران، فرصت ها و امکانات توفیق اجتماعی آنان به نحو برابر با پسران توزیع نگردیده و لذا بایستی فشار بیشتری برای پیشرفت اجتماعی متحمل شوند.(محمدی اصل،عباس،۱۳۸۸: ۴۹)

خشونت جنسی                                                                                                            

هرچند خشونت جنسی پدیده‌ای جدید نیست و یکی از معضلاتی است که بشر همواره به آن مبتلا بوده، در عصر جدید، خشونت علیه کودکان افزایش یافته است، و البته بخش عمده این کودکان نیز دختران هستند. جرائم جنسی، نسبت به پاره‌ای دیگر از جرائم و معضلات اجتماعی، جنبه تولیدی دارند و مایه گسترش آن‌ها نیز می‌شوند. برای نمونه، گسترش زنای با محارم به طور طبیعی موجب افزایش سقط‌جنین می‌شود که نه تنها معضلی اجتماعی است، بلکه در بسیاری از کشورها جرم مهم به شمار می‌آید.

زنای با محارم ممکن است به افزایش آمار کودکان نامشروع و بی‌سرپرست نیز بینجامد. که خود می‌تواند پیامدهای ناگوار برای جامعه داشته باشد.(نوبهار،رحیم،۱۳۸۹: ۵۰). امروزه در پیشرفته‌ترین کشورهای جهان، کودکان بی‌شماری از تبعات و عوارض ناشی از خشونت جنسی، به خصوص در زندگی خانوادگی رنج می‌برند و آزارهای جسمی، جنسی و روانی نه تنها تندرستی، سلامت عقل، تعادل عاطفی و روانی آن‌ها را به خطر می‌اندازد، بلکه جامعه را نیز متضرر می‌سازد. درعین‌حال در سال‌های اخیر پدیده خشونت جنسی و تجاوز به کودکان در خانواده به صورت صعودی رشد می‌یابد. آزارهای جنسی عمدتاً از جانب نزدیکان این افراد و در سنینی اتفاق می‌افتد که توانایی چندانی برای دفاع از خود و عقب زدن متجاوز ندارند. اغلب این متجاوزین را برادران یا پدران تنی یا ناتنی و گاه خویشاوندان و یا همسایگان نزدیک آن‌ها تشکیل می‌دهند. آزارهای جنسی اغلب به صورت لمس بدن، یا برهنه کردن فرد و مجبور کردنش به لمس اعضای جنسی هست. یک نمونه حاد آن را اخیراً در شهرکابل شاهد هستیم که منجر به حاملگی دختر توسط پدر وی شد. این امر که بسیار نگران کننده است، نیازمند بررسی و کاوش هست. و جا دارد که مسئولین جامعه بااحساس خطر و نگرانی از این امر آن را جدی بگیرند.

پیامدهای مخرب خشونت جنسی

یکی از عواملی که امنیت و سلامت خانواده را در معرض نابودی قرار می‌دهد، خشونت و تجاوز جنسی به کودکان است. مراد نویسنده از خشونت جنسی در خانواده تجاوز به کودک و زنای با محارم است. ساده‌ترین تعریف تجاوز جنسی به کودک عبارت است از انجام دادن عمل جنسی توسط بزرگ‌ سالان با کودکان بر خلاف رضایت آن‌ها یا زیر سن رضایت.زنا با محارم به روابط جنسی میان اقارب نسبی اطلاق می‌شود. بدترین نوع تجاوز، تجاوز جنسی توسط محارم نسبی همانند: پدر، برادر، و… است که  عواقب بسیار بد روانی بر متجاوز و  قربانی دارد. حدود ۴۰درصد کودکانی که مورد آزار و سوءاستفاده‌‌ جنسی قرار می‌گیرند، ابتدا واکنش محسوسی از خود نشان نمی‌دهند و تغییر بارزی در رفتار آن‌ها دیده نمی‌شود. اغلب کودکان پیش مدرسه‌ای در بازی با عروسک‌های خود، خشونتی را که بر آنان اعمال‌شده، نشان می‌دهند. برخی می‌کوشند این تجربه‌های تلخ را پس بزنند و هیچ‌گاه به یاد نیاورند. برخی دیگر سکوت می‌کنند، ولی از بی‌خوابی، ترس، افسردگی و پرخاشگری رنج می‌برند. این که آیا ناهنجاری‌های روانی ناشی از سوءاستفاده‌‌ جنسی درمان‌ پذیر است، بستگی به شرایط اعمال خشونت، زمان، شخصیت کودک و عوامل تعیین‌کننده‌ دیگر دارد. (دکترجنیس،۱۳۸۳: ۱۲)

علل تجاوز به کودکان و محارم نزدیک

ویژگی های رفتاری

  1. بیماری پدوفیلبا

 تجاوز جنسی به عضوی از اعضای خانواده ممکن است در اثری بیماری نیز باشد، به عنوان مثال بیماری جنسی پدوفیلیا یا میل به رابطه جنسی با کودکان یکی از عوامل تجاوز خانگی پدران به دختران یا رفتارهای نامتعارف آنان با کودکان دختر معرفی شده است.

  1. سوءمصرف الکل

اگر چه سوء مصروف الکل و مواد«افیونی» در احتمال ارتکاب به آزار گری و تشدید حملات به کودک ممکن است سهیم باشد، اما بررسی‌های موجود نقش کمی برای این موضوع قائل هستند.با این وجود سوءمصرف الکل و مواد می‌تواند همچنان یک عامل مهم در تکوین و تشدید پدیده کودک‌آزاری باشد . برای مثال ممکن است مصرف الکل و مواد موجب تشدید بدرفتاری با کودک شود چرا که الکل و مواد تأثیر منفی در توانایی‌های شناختی افراد کودک‌آزار دارد.(رابرت ال،۱۳۸۸: ۷۳).

  1. نقش بزه دیده

تحقیقات مربوط به علت شناسی جنایی تنها زمانی موفقیت‌آمیز و کامل خواهند بود، که به تجزیه و تحلیل و بررسی رفتار متقابل بزه‌کار و بزه دیده و نقشی که بزه دیده در تکوین جرم دارد پرداخته شود.

گاه علت وقوع جرم و بزه دیدگی خود قربانی است، به این معنی که بزه دیده با اعمال و رفتار خود موجبات بزه دیدگی خود را فراهم می‌کند. به عبارت دیگر بین مجرم و قربانی  یک واقعیت جرم‌شناسی وجود دارد. به گونه‌ای که گاه می‌توان گفت: بزه دیده خود یکی از عناصر و عوامل اصلی در وقوع جرم است، در تعداد قابل‌ توجهی از موارد بزه دیده، با رضایت خود، همکاری و یا تحریک و نقش اساسی در تکوین عمل مجرمانه ایفا می‌کند.بدین معنی که گاه این بزه دیده است که بزه‌ کار بالقوه را برای ارتکاب جرم  وسوسه و اغوا می‌کند «برای مثال کشش جسمانی و روانی که به طور خودآگاه یا ناخودآگاه میان زن و مرد وجود دارد، که در بسیاری از موارد انگیزه او را در حمله جنسی تا اندازه‌ای فراهم می‌آورد. خوابیدن زیر یک سقف به شکل گروهی،چگونگی لباس ،در صورت جوان شدن اطفال بایستی اتاق جداگانه  برای خوابیدن در نظر گفته شود.بنابراین،عدم رعایت نکات تربیتی بین محارم می‌تواند یکی از عوامل تجاوز جنسی در خانواده باشد.(نجفی ابرند آبادی،علی حسین،۱۳۷۹: ۶۷).

  1. گروه‌های همسالان

نظریه پیوند افتراقی ادوین ساتر لند مشهورترین نظریه از مجموعه نظریه‌های«جامعه پذیری» یا «یادگیری» در مباحث انحرافات و کج رفتاری اجتماعی است. ولی مدعی است که فرد جرم و انحرافات را در درون محله‌های خاص و یا عضویت در گروه‌های منحرف،یاد گرفته و به فردی منحرف و مجرم تبدیل می‌شود.در این میان نقش گروه‌های همسالان فرد نقشی مهمی دارد. چه آنکه فرد بیشتر تأثیر را در جریان جامعه‌ پذیری از افراد هم سن و سال خود می‌پذیرد و موافق با آن‌ها عمل می‌کند.(رجبی پور،۱۳۸۷: ۱۴۶).

  1. رسانه‌های جمعی و مطبوعات

وسایل ارتباط جمعی ممکن است در تربیت و گسترش استانداردهای اخلاقی و اعتلای سطح دانش و آگاهی و ایمان پاک و خالص بسیار موثر و قوی باشند.و برعکس امکان دارد از عوامل انحراف و بد آموزی ها و جدال و جنایت‌ها باشد. امروزه رسانه‌های گروهی به ویژه تلویزیون، رادیو و… به تمام خانه‌ها را یافته است و مردم به آسانی به تمام مطبوعات دسترسی دارند. لذا این رسانه‌ها تأثیر شگرفی در افکار تمام افراد می‌تواند داشته باشد. که عواقب مخرب آن متوجه جامعه شود. به هر حال کودکان و نوجوانان و همه افراد از این رسانه‌ها جمعی الگو می‌گیرند. و پیام آن‌ها را در یافت می‌کنند، برنامه‌های تلویزیونی و محتوای آن باید با خواسته‌ها و نیازهای روانی و خصوصیات جامعه مترقی و متحول هماهنگ باشد. در غیر این صورت نوعی از خود بیگانگی شدید در افراد به وجود خواهد آورد.به علاوه تضاد میان نسل‌ها را شکل می‌دهد و موجب تخریب و ویرانی میراث‌های گران‌ بهای فرهنگی خواهد شد.(کی نیا،۱۳۸۲: ۱۱۵۶).

علت سکوت وابستگان

در پژوهشی که درباره تجاوز جنسی پدر به دختر صورت داده ام به این نتیجه رسیدم که مادران در اکثر موارد از سوء استفاده قرار گرفتن جنسی دختر خود یا مطلع هستند و به روی خود نمی آورند یا بعد از اطلاع به خاطر ترس از پیامدهای آن، ترس از شوهر، ترس از آبروریزی، ترس از شکستن حریم خانواده و از همه مهم تر به دلیل وابستگی اقتصادی و نبود حمایت های مالی، عاطفی، و خانوادگی پس از طلاق احتمالی، لب به سخن و اعتراض نمی گشایند و حتی گاهی تمامی عصبانیت و خشم فروخفته   خود را بر سر دختران قربانی خود خالی می‌کنند. در واقع، وابستگی اقتصادی مهم ترین علت سکوت مادران نسبت به آزار جنسی فرزندانشان است. بنابراین بسیاری از زنان به علت وابستگی اقتصادی که به همسر خود دارند و نگران تأمین معاش خود هستند نه واکنش فعالانه اعتراض بلکه واکنش منفعلانه سکوت را برمی گزینند. و بعد از مدتی دچار مشکلات روحی و روانی زیادی می شوند.قضیه تجاوز به خاطره و صعیبه توسط پدرانشان به نظر می‌رسد که مشت نمونه خروار باشد، ممکن است که هزاران مورد تجاوز و سوءاستفاده جنسی خانگی توسط محارم است که هرگز به دلایلی  گزارش نشده‌اند.

علت سکونت ستم دیده‌ای جنسی

علت سکوت متضرر جنسی می‌تواند،عدم حمایت عاطفی، خانوادگی، اجتماعی، و… باشد. یا بیمی دور شدن از اعضای خانواده، نسبت دل‌ بستگی که دارد. ترس از آبروریزی، ترس از مرگ و… بنابراین، متضرر از میان بد و بدتر می آید بد را انتخاب می‌کند، چون اگر بیاید، همه چیز را بازگو شود، ممکن تهدیدهای دامن‌گیرش شود. وقتی که زنان خود را در برابر خشونت مذکر بی‌پناه احساس کنند و ناآگاهی از حقوق خود را مکمل فقدان قوانین ضد خشونت بیابند؛ در این صورت احساس ناامنی بالا می‌گیرد و آنان برای حفظ آبرو و در کنار خانواده و فرزندان ماندن،خشونت را می‌پذیرند.(محمدی اصل،عباس،۱۳۸۸: ۹۶).

طفره رفتن نهادهای ذی‌ربط

  1. عدم کنترل نهاد حکومت و قانون

 در نظریه لیبرال فمینیسم بیش از سایر نظریه‌ها بر عنصر قانونی به عنوان عامل کلیدی در ستمدیدگی زنان تاکید شده است. هدف فمینیست‌های لیبرال از طرح این بحث، دستیابی به برابری و یکسانی حقوق زن و مرد است و عمدتاً از این زاویه به مسئله نگریسته‌اند. از سوی دیگر نویسنده فمینیست و غیر فمینیست ضمن بررسی موضوع خشونت جنسی، بر ناتوانی قوای فضایی و پلیس در اجرا عدالت و احقاق حقوق زنان تاکید کرده‌اند.از دیدگاه اسلام نیز تأثیر نهادهای حکومتی و قانون بر پدیده ستم جنسی، چه در مرحله وضع قوانین و چه در مرحله اجرای آن‌ها قابل توجه است. نظارت و کنترل رسمی بر جوانان«اعم ازدختر و پسر» توسط نهادهای رسمی و دولتی که یک بخش از راهکارهای پیشگیری وضعی از جرائم جنسی محسوب می‌شود می‌تواند در کاهش چنین جرائم موثر واقع شود. در اینجا با کنترل وضعیت‌های مشرف بر ارتکاب جرم، خطر دستگیری، کشف جرم بالا رفته و اسباب انصراف مجرم فراهم می‌شود.(بستان،حسین،۱۳۸۵: ۹۰).

  1. عدم نظارت اجتماعی

یکی از ویژگی‌های جوامع مدرن که ریشه در فلسفه و روحیات فردگرایانه از یک سو و پدیده شهری شدن از سوی دیگر دارد. ضعف نظارت اجتماعی به معنای ضعف احساس مسئولیت و همدلی با دیگران است. از نتایج این امر برخی از جامعه‌شناسان آن را« بی اعتنایی تماشاچی» نامیده‌اند، بی‌اعتنایی تماشاچی یا عدم تمایل نسبت به مداخله در مشکلات دیگران، به ویژه در شهرهای بزرگ و سایر محیط‌های پر ازدحام شایع است.مردم در چنین محیط‌های به ندرت یک وضعیت را اضطراری تفسیر می‌کند و نتیجه این امر، غفلت و بی‌اعتنایی نسبت به مشکلات دیگران است.

تیر
۲۶
۱۳۹۳
 مجازات “زنای با محارم” برای هر دو طرف “اعدام” است
تیر ۲۶ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۱
, , , , ,
image_pdfimage_print

 

IMG_4429

حسین رئیسی – پژوهشگر حقوقی

 گلنار، نام زیبایی است، این نام را من برایش برگزیدم تا حتی خودم هویت واقعی او را ندانم. او در یکی از رشته های مهندسی دانشگاه آزاد درس می خواند. هر وقت دانشگاه تعطیل می شد، برخلاف بقیه بچه ها مضطرب و نگران به نظر میرسید و خوشحال نبود.  ناراحتی خود را کتمان نمی کرد. از تعطیلات چند روزه متنفر بود. یک روز گلنار به دفتر یکی از اساتید رشته روانشناسی  می‌رود تا مشاوره بگیرد وهمان روز دلیل اینکه چرا هیچوقت  اشتیاقی  برای رفتن به خانه را ندارد با مشاورش مطر ح می کند .

از قضا استاد مشاور که دوست من بود با من تماس گرفت تا جنبه های حقوقی اتفاقی که سبب شده بود گلناررا ازشوق رفتن به خانه بازدارد، مطرح نماید.

ماجرا از این قرار بود که از سال ها پیش یعنی از زمانی که گلنارتنها سیزده سال داشته ، برادرش به او  تجاوز می کند و بعد از مدتی به دلیل سکوت گلنار ، این کار برای برادر به  شکل عادت در آمده  وبه  اذیت و ازار و تجاوز جنسی دختر جوان  ادامه داده است. زمانی که استاد، داستان دخترک جوان را مطرح کرد ابتدا تعجب کردم. دلیل عمده تعجبم هم به خاطر استمرار تجاوزبرای چندین سال بود!

جستجو فکری برای پاسخ دادن به این پرسش که چه حقوقی برای گلنار متصور است و چگونه او می تواند خود را از این شرایط نجات دهد و از حمایت حقوقی بهره مند کند، در ذهنم غوغایی برپا کرد. از استاد خواستم تا فرصت بیشتری برای پاسخ داشته باشم و  بعد از ملاقات با گلنار جواب بدهم.

 یکی از روزهای گرم تابستان او به اتفاق یکی از همکلاسی هایش که سنگ صبور گلنار بود به دفتر من آمدند. از پیش خود را برای روبرو شدن با یک قربانی آماده کرده بودم،  با خودم گفتم او نیاز به راهنمایی دقیق دارد. باید با دقت و همه جوانب موضوع را باز و مطرح کرد.

به دلیل اینکه ضمانت ها و حمایت های حقوقی به خصوص در باره ماجرای گلنار و ماجراهای شبیه آن ، در کشور ما بسیار نا مطمئن هستند و قربانی را در شرایط سخت روحی و روانی قرار خواهد داد. اظهار نظر روشن و دقیق فوق العاده سخت بود.

زمانی که گلنار وارد شد شرم در چشمان و صورتش هویدا بود. او بدون دلیل شرمگین بود، نیازی به بازگویی مطالب آزار دهنده نداشت. به او گفتم نیازی به بیان صورت مسئله نیست. به اندازه کافی یادآوری موضوع تو را آزار می دهد، پس بهتر است راه حل های ممکن برای طرح  این موضوع  با خانواده ات و انجام  اقدام حقوقی را بررسی کنیم.

ادامه دادم، برای رهایی از استمرار خشونت راه حل های حقوقی را با شما مطرح می کنم،در نتیجه تمرکز ما بر راهکارهای حقوقی است.

  برای این امر باید به همه جوانب موضوع از جمله نکات زیر توجه کرد.

  نخست: دلیل استمرار عمل تجاوز

احتمال وقوع خشونت در مکان های مختلف و برای همه کودکان و یا زنان وجود دارد، از این رو توجه به  فضای پیرامون، وظیفه والدین و اطرافیان آنان است. عدم آگاهی اطرافیان و شاید غیر قابل تصور بودن موضوع برای آنها، سبب وقوع خشونت می شود. در مورد گلنار بی اطلاعی موجب سکوت قربانی  و  استمرار تجاوز شده بود.

 به او گفتم: این نخستین بار است که شما سکوت خود را شکسته اید. با این حال تاکنون خانواده و متجاوز از این اتفاق بی خبر هستند. برای رهایی از استمرار خشونت ضروری است باور کنید، هیچ خطا و حتی سهل انگاری متوجه شما نبوده و سکوت را بکشنید. حال زمان آن فرا رسیده تا خانواده ات و متجاوز نیز از موضوع با خبر شوند.

گام دوم:

به دلیل قرابت نزدیک بین گلنار و  متجاوز طرح موضوع اگر همراه با قرار دادن دو طرف زیر یک سقف باشد خطرات جدی او را تهدید می کند. از این رو از گلنار درخواست کردم قدری در باره خانواده اش توضیح دهد ، بعد از سخنانش از او خواستم تا اجازه دهد به پدرش در این باره گفتگو کنیم.

 با اجازه او به پدرش تماس گرفتم و از او خواهش کردم تا هر زمان می تواند به دفتر من بیاید. او ابتدا بهانه آورد  که سرم شلوغ است و گرفتارم، امکان سفر ندارم. از این رو از وی خواستم تا از طریق تلفن به حرف هایم گوش دهد.

در برخی از این موارد ممکن است مرتکب به کلی موضوع را انکار نماید و یا اینکه برعکس انتظار، موضوع را بپذیرد و امکان حل خانوادگی آن و حتی تا حدودی عادی سازی روابط نیز فراهم گردد. از این رو بررسی این ابعاد نیز با اتکاء به شرایط عدالت ترمیمی می تواند با باز توانی یا توان بخشی قربانی و همچنین رفع خطر در مرتکب منجر شود.

با در نظر داشتن همه شرایط، پس از آماده کردن ذهن پدر گلنار با این جمله، که گاهی  اتفاقات غیر قابل باوری دراطرافمان رخ می دهد و بی خبر از آن هستیم، ماجرا را برایش بازگو کردم.

کمک خانواده و اطرافیان برای تحمل موضوع بدون قضاوت کردن در باره قربانی و متجاوز بسیار اهمیت دارد. اگر خانواده موضوع را به خوبی مدیریت کند، با گفتمان دقیق امکان بررسی ریشه ای مشکل و ممانعت از تکرارآن و ایمن سازی محیط برای قربانی و همچنین بازدارندگی مرتکب از تکرار این رفتارها وجود دارد. از این رو جامع نگری و مطالعه همه ابعاد قضیه و کمک گرفتن از روانشناس  و حقوق دان مفید خواهد بود.

گام سوم:

 تشریح مجازات این جرم و چگونگی اثبات آن گام بعدی بود. در این گام مجازات قانونی و شرایط احراز آن بررسی می شود.

 اقدام قانونی من به عنوان وکیل گلنار، برادرش را در معرض حکم اعدام قرار می داد. چون مجازات زنای با محارمبرای هر دو طرف اعداماست، اگر یکی دیگری را به زور مورد تجاوز قرار دهد، فقط متجاوز به اعدام محکوم می شود. البته  پس از اثبات عنف و اکراه در قربانی این امکان فراهم است. متاسفانه ارائه دلیل برای اثبات عنف و اکراه با قربانی است!

در ادامه به پدر گلنار گفتم:  بهتر است پاره ای بیندیشید و در وهله نخست قبول کنید تا گلنار در شهرستان محل تحصیل بماند و به منزل باز نگردد. پدر گلنار به خوبی به حرف هایم گوش داد، احساس بسیار بدی در او مستولی شده بود، سعی کردم خودم را جای او بگذارم و دلداریش دادم . اما او طاقت نیاورد و بالاخره صدای گریه اش بلند شد.

اندکی بعد قدری ارام گرفت و قبول کرد تا او برای دیدار گلنار به اتفاق همسرش عازم شهرستان محل تحصیل شوند.

بعد از چند روز به دفتر من آمدند و گلنار نیز همراه آنها بود. هر دو شدیدا ناراحت بودند. چاره ای نبود. باید دقیق و سنجدیده عمل می شد. بار سنگین این اتفاق از یک سو و سنگین تر، سیستم دادرسی اسلامی است که در این باره اجرا می گردداز دیگر سوی، فضای تصمیم گیری را فوق العاده دشوار ساخته بود. و ناراحت کننده تر این بود که طرح موضوع گلنار را به شدت درگیر خود خواهد می ساخت!

گام دیگر:

ار آنجایی که شکایت کیفری از دو جهت خطرناک بود، اول اینکه گلنار و برادرش را در معرض اتهام زنای با محارم قرار می داد، و بر اساس ماده ۲۲۴ قانون مجازات اسلامی مجازات این جرم برای دوطرف اعدام است، مگر اینکه قربانی اثبات کند مورد تجاوز به عنف و اکراه قرار گرفته ، و تمایل به آن نداشته است! تنها در این صورت بر اساس بند “ت” همین ماده  فقط متجاوز اعدام خواهد شد.

در باره گلنار به دلیل اینکه شروع به تجاوز در سن کودکی رخ داده ، امکان اثبات تجاوز تا حدودی آسان است، اما سکوت و استمرار عمل تجاوز، وی را در معرض اتهام تسلیم و رضایت به استمرار قرار می دهد. این درحالی است که تردیدی وجود ندارد که گلنار بی گناه بوده و هیچ تمایلی به این ارتباط نداشته است.

همه این مسایل اثبات اکراه و اجبار را با مشکل روبرو می سازد و بیشتر برای قربانی شبیه به شکنجهمحسوب خواهد شد. از این رو درگیر کردن قربانی با نظام قضایی اسلامی که توجه دقیق به عمل متجاوز ندارد، بلکه نتیجه مجرمانه را بیشتر مورد توجه قرار می دهد، بسیار خطر آفرین و سبب آسیب روحی بعدی برای خواهد شد.

باید توجه داشت که قانون در این جا “قانون همه یا هیچاست، یعنی یا مرتکب اعدام باید گردد و یا آزاد، حالت دیگری وجود ندارد و برای رهایی قربانی از مجازات نیازبه اثبات عنف است که این موضوع نیز بر عهده قربانی است! و متجاوز تنها به انکار نیاز دارد! و در فرض اثبات تجاوز و زنا متجاوز حتما اعدام می شود، مگر اینکه قبل از اقرار توبه نماید و در این صورت حداکثر به کمتر از ۱۰۰ ضربه شلاق محکوم می شود و پس از آن فورا آزاد خواهد شد.

به این دلیل اغلب قربانیان و خانواده ها در چنین مواردی تن به شکایت نمی دهند، چنانچه پدر گلنار و خود او نیز با شنیدن این سخنان من به شدت نگران شدند و تصمیم  گرفتند شکایت نکنند.

نتیجه و راه حل

با توجه اینکه، خشونت های جنسی رقم بسیار بالایی در روابط میان انسان ها به خود اختصاص می دهد. مذموم و ناپسند بودن خشونت جنسی در همه فرهنگ ها و جوامع مطرح است، اما با وجود قبح وسیع این موضوع همواره رخ می دهد و زندگی قربانی را تباه می سازد. برای رهایی از این نوع خشونت ها شایسته است تا عدالت را برای آنها جستجو کرد.

 در شرایط حقوقی کنونی عدالت محقق نمی گردد. چون امکان اثبات علمی جرایم وجود ندارد، و این نوع جرایم صرفا با ادله شرعی که مهمترین آن اقرار و چهار شاهد عادل است، امکان پذیر می شود، سپردن قربانی به چنین شرایطی او را در معرض آسیب های بعدی قرار می دهد. نتیجه این شرایط بازخورد عادلانه ای در پی نخواهد داشت.

  مجازات همه یا هیچ، یعنی جنگ بین متجاوز و قربانی و نتیجه آن اگر به عدم اثبات جرم و یا عدم اثبات عنف و اکراه در قربانی منجر شود قربانی را در معرض خطر جدی مجازات وحتی اعدام قرار خواهد داد. درفرض بی خطر بودن اقدام حقوقی برای قربانی به دلیل اعدام متجاوز که از اقوام اوست، بار سنگین روانی بر قربانی وارد خواهد کرد!

 همچنین چنانچه متجاوز به صورت متناسب مجازات نشود نیز خطر تکرار جرم و برخورد با قربانی و انتقام شخصی نیز وجود دارد! درهمه این موارد مردم عطای دستگاه قضایی اسلامی را به لقای آن ترچیح می دهند، مانند گلنار و خانواده اش که شرایط برای آنها بسیار سخت شده بود و تن به شکایت ندادند!

 بنابراین اصلاح قوانین حاکم بر این نوع جرایم و تغییر مقررات و روش های اثباتی تشخیص و اثبات جرم  ضروری است. اصلاح قواین حمایتی برای بررسی این نوع جرایم،  بدون نیاز به حضور و همراهی قربانی با متجاوز و متناسب کردن عمل مجرمانه با مجازات نیز ضروری است.