صفحه اصلی  »  رایحه مظفریان
image_pdfimage_print
آبان
۲۶
۱۳۹۶
سرخو، روایت زنانی که سنت می‌شوند…
آبان ۲۶ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
سرخو
image_pdfimage_print

ماهرخ غلامحسین پور

زن صورتش را با روبنده سیاه پوشانده است. در پس‌زمینه و پشت سرش یک دختر نوجوان و دخترکی پنج شش ساله ایستاده­‌اند. با اینکه صورت دخترک شطرنجی شده، اما فضای عمومی عکس حس ناامنی را القا می‌کند. به نظر می‌رسد دخترک در انتظار تیغ تیز «سنت» است. آن‌ها دو تن از خیل دخترکانی هستند که به دایه و مادرشان اعتماد کرده‌­اند، اما جای زخمی همیشگی نصیبشان شده است.

 زن رو به دوربین نگاه می­‌کند و می‌­گوید : «آب دهان و دست (دختر ختنه‌نشده) درست نیست. از دست دختر ختنه‌نشده حرام است.» بی‌تردید زن پشت نقاب سیاه، خودش هم سنت شده است. «سنت» نامی است که محلی­ها برای عمل ناقص‌سازی زنان به کار می‌­برند.

فیلم سرخو به همت «رایحه مظفریان» ساخته شده است. این فعال و پژوهشگر برای حقوق زنانی فعالیت می­‌کند که در حاشیه شهرها یا مناطق فراموش‌ شده زندگی می‌­کنند. او در طول چند سال گذشته بخش عمده تلاشش را صرف این مساله کرده تا ثابت کند که کماکان در برخی مناطق جنوبی و غربی ایران، زیر پوست همین شهری که ما زندگی می­‌کنیم، عمل ختنه یا ناقص‌سازی زنان انجام می­‌شود که آن سرپوش می‌گذارند.

او نزدیک به هشت سال را صرف پرداختن به مساله ختنه زنان کرده و آخرین کار او مستند«سرخو»با موضوع ختنه دختران در ایران است. مستندی که در آن  با زنان قربانی و دایه­‌های محلی وارد گفت و گو شده است.

از او می­‌پرسم انگیزه و قصدش از ورود به این موضوع چه بوده است؟

 «هدف ما در کمپین، تغییر دیدگاه عمومی نسبت به مقوله ناقص‌سازی زنان است و نه ایجاد خصم و جبهه‌گیری. خودم دنبال این بودم به کسانی پاسخ بدهم که موضوع ناقص­‌سازی زنان را انکار کرده و از کنار آن با بی‌توجهی عبور می­‌کنند. به باور من باید کوچک‌ترین مشکلات و کمبودهای مربوط به کودکان و زنان مورد توجه قرار بگیرند، چه برسد به مساله ختنه که طبیعی­‌ترین حق آدمی بر تن خویش است و زنان و کودکان را درگیر می­‌کند. بسیاری از این زنان در کودکی ناقص می‌شوند. وقتی کودکی در سن ۵ سالگی ختنه می­‌شود، بعدها تبدیل به زنی می‌­شود که در ۲۵ سالگی نیاز به داشتن رابطه جنسی و جسمی و روانی سالمی دارد و دیگر چنین چیزی برایش مهیا نیست.

زنان دایه یا قابله‌های محلی که عمل ختنه را انجام می­‌دهند مورد پیگرد قرار نمی‌گیرند؟

این عمل گر چه در قانون ایران جرم است، اما پیگیری­‌اش نیازمند شاکی خصوصی است. تصورتان را باید نسبت به زنان کننده کار کاملا تغییر بدهید. آن‌ها زنانی معمولی، خوب و مهربان هستند. این تصور که با زنانی جانی، جاهل و یا سنگدل سر و کار دارید، نادرست است. آن‌ها فقط درگیر سنت و ناآگاهی شده‌اند و این ناآگاهی ناشی از نبودن اطلاعات و آموزش کافی است.

خودتان آیا به دلیل تجربه شخصی به این موضوع علاقمند شدید؟

بارها از من سوال شده شما خودتان ختنه شده­‌اید؟ خودتان زود ازدواج کرده‌اید؟ به باور من این دلیل خوبی نیست که کسی تا خودش تجربه شخصی در مورد یک آسیب اجتماعی نداشته باشد، نباید نسبت به آن آسیب احساس مسوولیت کند. برعکس آن هم ممکن است. من چون امکان درس خواندن داشتم و از آن جایی که از کودکی آموزش‌­های جنسی مناسب دیدم و مادرم در خصوص این موضوع به شدت حساس و متعهد بود، تفاوت را بیشتر حس می­‌کردم. در حقیقت من با انتخاب خودم این مسوولیت را پذیرفتم تا از هر طریق ممکن، بلندگویی برای زنان آسیب‌دیده باشم.

چه چیزی باعث شد که بعد از تدوین کتاب «تیغ و سنت»، به فکر کارگردانی فیلم «سرخو» با موضوع زنان قربانی این سنت خانوادگی بیفتید؟

نخستین گام­‌هایم را که برداشتم، هنوز تجربه کافی نداشتم تا از همه عناصر و ظرفیت­‌های موجود برای مبارزه با ناقص‌­سازی زنان بهره ببرم و همه ابزارهای یک کمپین را بشناسم. از مقاله شروع کردم. بعدها تبدیل به کتاب شد. به برنامه‌های رادیویی و ساخت وب‌سایت رو آوردم. زمانی می‌­شد که به کامنت خوانندگان توجه می­‌کردم که با تعجب می­‌پرسیدند مگر چنین امری هنوز در ایران اتفاق می­‌افتد؟ همین اظهار نظرها دستمایه کارهای بعدی­‌ام شدند. بنا بر این تصمیم گرفتم از رسانه‌ای به نام فیلم و تصویر استفاده کنم تا هم‌زمان موضوع ختنه زنان را از منظر دایه‌­ها که کننده کارند و هم از منظر کارشناسان بررسی کنم. در واقع می­‌شود گفت دستم برای بیان دیدگاه‌های مختلف در جریان فیلم بازتر بود.

اما برخی می‌گویند این مساله فراگیر نیست و پرداختن به آن چندان ضرورتی ندارد؟

حدود هشت سال است در این مورد فعالیت می‌کنم .اگر امروز دوستانی هستند که منکر آنند، به این دلیل است که  گزارش­ها و فعالیت­‌های انجام شده را دنبال نمی‌کنند. آن­‌ها هم مانند مردم عادی به شنیده‌هایشان اکتفا می­‌کنند و توجهی به پژوهش‌­های عمیق میدانی ندارند. بر این باورم که بخشی از آگاهی امروز مردم نسبت به خطرات، شیوع و لزوم پیشگیری از ختنه دختران، از همین تلاش یا به اصطلاح صرف انرژی‌هاست. گزارش همه این موارد در سایت ما مدام منتشر می‌شود.

در این مورد آمار مشخصی هم وجود دارد؟

خیر. دقت کنید که ختنه دختران عملی نیست که در ملا عام انجام بگیرد. بنا بر این علاوه بر آمارها و گزارش‌هایی که ما منتشر می­‌کنیم، آمارهای پنهان و موارد سیاهی وجود دارد که قابل دسترسی نبوده و در مطالعات لحاظ نمی­‌شوند. این البته به این معنا نیست که دست ما خالی است و هیچ آماری وجود ندارد! کتاب تیغ و سنت با هدف همین آمارگیری نوشته شد.

حتی اگر جامعه آماری شما چندان گسترده نباشد؟

گیرم که این حرف درست باشد که نیست، اما منطقی هم نیست که هر بار بگذاریم موضوعی به نقطه بحران برسد و بعد به سمت آگاهی‌سازی عمومی و پیدا کردن راهکار مناسب برویم. دلیل ندارد الزاما به علت جامعه آماری پایین، آن را نادیده بگیریم و در قبالش سکوت کنیم. آیا این موضع‌گیری در  مورد بقیه آسیب‌ها هم صادق است؟ مثلا ما در مورد قربانیان مین، تجاوز محارم، بیماری‌های نادری مانند پروانه‌­ای هم دست به انکار می‌­زنیم چون تعداد قربانی‌ها اندک است؟

نپرداختن به مساله ختنه دختران چیزی جز غرض‌ورزی و نادیده گرفتن حداقل حقوق آدمی نیست، حالا این آمار یک نفر باشد یا هزار نفر. اینکه روی صورت مساله خط بکشیم و نخواهیم وجهه ایران را در منظر بین­‌المللی  خراب کنیم، دلیل مناسبی برای نپرداختن به این آسیب نیست. مگر در مورد موضوع آتنا و تجاوز به او توجه تمام سران دولت و همه فعالان اجتماعی جلب نشد؟ سریع دادگاه تشکیل و فرد خاطی محاکمه شد و حکم نیز به اجرا در آمد. یک اتفاق برای یک کودک  به حق آن همه جنجال و پیامد داشت. اما همان فعالان محترم وقتی ما خبر می­‌زنیم که سحر، دخترک بوکانی، به علت ختنه و خون‌ریزی زیاد راهی بیمارستان شده،  سکوت می­‌کنند. شاید آن‌ها منتظر مرگ امثال سحر هستند تا تلنگر بخورند و حرکتی از خود نشان بدهند. کمپین ما تا زمانی که همچنان احتمال وجود یک قربانی باشد، با تمام توان جلوی کارشکنی­‌ها خواهد ایستاد.

در کنار مساله ختنه و سنت، به معضل ازدواج زودهنگام کودکان هم توجه کرده‌اید.

زمانی که در مورد  ختنه دختران پژوهش می‌­کردم، با این موضوع هم زیاد مواجه شدم. این‌بار کمپین دیگری به راه انداختم و مفصل و دقیق به بیان مشکلات کودکان در خصوص ازدواج زودهنگام پرداختم. کتاب «حلقه» را نیز در خلال پژوهش­‌هایم نوشتم. البته اگر باز هم دوستان این بخش را  کوچک و بی‌اهمیت تلقی نکنند. آن‌ها بارها بدون ذکر منبع، در محافل مختلف، از اطلاعات منتشر شده ما استفاده کردند. متن را ترجمه کرده به سازمان­‌های بین­‌المللی ارائه دادند، ولی چون هدف و نیتم مشخص است، تا به حال به هیچ وجه اعتراض نکرده‌­ام. در جلسه‌­ای بودم که نماینده اداره ثبت احوال هم آنجا بود و اعتراض می­‌کرد که از ۸۰۰ هزار ازدواجی که در سال در ایران انجام می‌­شود، فقط ۲۰۰ مورد ازدواج دختر کمتر از ۱۰ سال به ثبت رسیده و این رقم قابل‌توجهی نیست که لازم باشد برای آن این همه آشوب به پا شود. در آن‌جا بود که متوجه شدم نگاه کارمند دولت به عنوان دفاع کننده و یک فعال اجتماعی به عنوان منتقد در مورد حیطه پژوهش من فرق چندانی با هم ندارند.

برای دستیابی به اطلاعات و آمار آیا با بن‌بست هم مواجه می‌شدید؟

سختی‌ها کم نبود. برای گرفتن مجوز از اداره علوم پزشکی در یک شهرستان دور‌افتاده، به رییس آن اداره مراجعه کردم. او گفت به هیچ عنوان امکان ندارد آمار مادران باردار کمتر از ۱۵ سال را در اختیار شما قرار بدهیم، چون ایران طبق تفاهم‌نامه‌های متعدد، موظف است جلوی بارداری‌های زیر این سن را بگیرد، ولی چون نتوانسته موفق عمل کند، به تمام اداره‌های علوم پزشکی نامه زده شده که آمار و اطلاعاتی در اختیار کسی قرار ندهید. دقت کنید این جا مشکل اصلی وجود دارد و برای کسی که دنبال روشنگری است، مانع ایجاد می‌کنند. از یک سو با سنگ‌اندازی سایر دوستان فعال در این حوزه ها مواجه هستیم و از سوی دیگر با عدم همکاری سیستم دولتی. می‌توانم بگویم کمپین‌های ما کم‌ترین حمایت را از سمت فعالین حقوق کودک و زنان دارد.

بهمن
۱۸
۱۳۹۵
چند نکته درباه ختنه زنان در ایران
بهمن ۱۸ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
9
image_pdfimage_print

عکس: سایت ناقص‌ساری جنسی زنان http://www.stopfgmiran.com/

ماهرخ غلام‌حسین‌پور

امروز، ششم فوریه، روز جهانی عدم هرگونه مدارا با خشونتی به نام «ناقص‌سازی جنسی» یا «ختنه» زنان است. بریدن بخشی از اندام جنسی زنان هنوز هم نه در یک کشور آفریقایی روی نقشه، که در بخش‌­هایی از استان­‌های هرمزگان، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی انجام می‌شود.

 هنوز هم دخترکانی در روستاهای حوالی کنگ، بندر خمیر، جزیره هرمز، کیش، قشم، اورامان و کامیاران، پاوه، نوسود، شاهو و بسیاری از روستاهای دور و نزدیک استان‌های هرمزگان، کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی به بهانه مراعات سنت و عرف، بخشی از اندام جنسی‌شان را با تیغ تیز نادانی از دست می‌دهند و برای همیشه داغ خشونت را بر تن و روح‌شان حس می‌کنند.

می‌توان گفت در طول سال‌های اخیر با فعالیت و روشن‌گری تعداد اندکی از محققان و کنش‌گران یا فعالان محلی، از میزان این عمل خشونت‌بار کاسته شده است، اما کماکان آمارهای موجود نشان می‌دهد که دخترکان تازه متولد‌شده در برخی از استان‌های ایران در معرض خطر ناقص‌سازی جنسی هستند. گرچه نام ایران در لیست ۲۹ کشور ختنه‌کننده زنان که توسط یونیسف به ثبت رسیده، ذکر نشده است، اما نمی‌توان انکار کرد که قریب به ۶۰ تا ۸۰ درصد زنان ساکن هرمزگان و ۳۰ تا ۵۰ درصد زنان کردنشین به تیغ تیز سنت سپرده شده‌اند.

رایحه مظفریان یکی از پژوهش‌گرانی است که در طول چند سال اخیر جهت آموزش مردم استان‌های درگیر، وقت بسیاری صرف کرده و کتاب «تیغ و سنت» را هم در مورد نتایج تحقیقات میدانی‌اش در این رابطه منتشر کرده است. متن زیر گفتگوی خانه امن با رایحه مکارمی مظفریان در مورد معضل ختنه در ایران است.

به نظر شما وضعیت ختنه زنان در ایران نسبت به سایر کشورها قابل طرح و پیگیری است؟

نوع و درجه ختنه زنان در ایران با سایر کشورها مثلا مصر متفاوت است، در ایران نهایتا کلیتوریس مورد آسیب قرار می‌گیرد و البته گزارش‌هایی هم وجود دارد که گاهی بافت لب‌های کوچک هم آسیب دیده‌اند، اما در این‌که هنوز این عمل در برخی مناطق ایران به شدت زنده و حتی نگران‌کننده است هیچ شکی وجود ندارد.

کدام یک از مناطق ایران بیش‌ترین آمار ختنه زنان را دارد؟

یکی از مناطقی که معضل ناقص‌سازی جنسی زنان در آن رایج‌تر است، منطقه قشم است که به علت همجواری‌اش با دبی و کشورهای حاشیه خلیج فارس، و اینکه یک جزیره و محیط بسته‌ای است، طبیعتا هنوز هم به طور دقیق روی این مسئله کار نشده است. بعد از آن می‌توان به استان کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی اشاره کرد.

اما اهالی برخی مناطق، مثلا مردم کردستان با انتشار گزارش‌هایی از این دست، وجود ختنه زنان را به کلی انکار کرده و جبهه می‌گیرند.

شیوع ختنه زنان در مناطق کردنشین را فقط من به عنوان یک محقق، تایید نمی‌کنم بلکه خود کردها هم طبق گزارش‌هایی که سال گذشته در همین تاریخ منتشر شد، شیوع معضل ختنه زنان در مناطق کردنشین را تایید می‌کنند. می‌توانید به تحقیقاتی که دکتر عثمان محمودی در این مورد انجام داده است مراجعه کنید. یا تحقیقات کامیل احمدی و خانم‌ها فاطمه کریمی و پروین ذبیحی را مد نظر قرار بدهید. در این مورد هم‌صدایی وسیعی وجود دارد، گرچه نمی‌شود انکار کرد که در مناطق کردنشین میزان ختنه زنان درچند سال اخیر به صورت قابل توجهی کاهش پیدا کرده است.

به چه علت؟

شاید به علت همجواری کردستان ایران با کردستان عراق و فعالیت‌های فرهنگی که فعالان حقوق زن در کردستان عراق انجام می‌دهند و در تلویزیون‌های‌شان در مورد قبح این عمل صحبت می‌کنند. اما برای ما به عنوان پژوهش‌گر این حوزه حتی یک قربانی هم زیاد است و قابلیت توجه دارد. تمام تلاش‌مان این است که بتوانیم توجیه کنیم که این عمل چه روی یک نفر و چه روی صدها هزار زن انجام شود، معنای برابر و خشونت‌باری دارد.

میزان پراکندگی عمل ناقص‌سازی زنان در استان‌های مختلف را چطور ارزیابی می‌کنید؟

بر اساس نتایج تحقیقات خودم و سایر دوستانی که در این مورد پژوهش‌هایی انجام داده‌اند، بین ۳۰ تا ۵۰ درصد در برخی مناطق کردنشین و رقمی حول و حوش ۶۰ تا ۸۰ درصد در استان هرمزگان این اتفاق رخ داده است.

نرخ پراکندگی جغرافیایی عمل ختنه در سطح استان‌های مورد نظر یکسان است؟

خیر. در برخی مناطق همین استان‌ها ممکن است این عمل اصلا انجام نشود. منظور ما مثلا از مناطق کردنشین، کل مناطق این استان نیست. تفاوت بین شیعه و سنی هم در میزان پراکندگی مسئله ختنه زنان بارز است.

یعنی اهل تشیع اصلا زنان را ختنه نمی‌کنند؟

برخی از اهل تشیع نیز به خاطر همجواری‌شان با مناطق سنی‌نشین این عمل را انجام می‌دهند.

تاریخچه ختنه زنان به کجای تاریخ برمی‌گردد؟

انسان‌شناسان هنوز دلیل قانع‌کننده یا خط روشنی برای ختنه زنان پیدا نکرده‌اند. آن‌چه مسلم است، این است که ریشه ختنه به آفریقای مرکزی برمی‌گردد. این عمل از یک اسطوره آفریقایی آغاز شده و بعد از آن در مصر و فراعنه رواج پیدا کرده و بعد از آن قوم بنی‌اسرائیل که مایل بوده است طبقه خاص و الیت را نشانه‌گذاری و از طبقه محروم جامعه و یهود جدا کند، این عمل را باب می‌کند تا یکسان‌سازی طبقات اجتماعی را انجام دهد.

یعنی ختنه ریشه مذهبی ندارد؟

خیر. قرآن هیچ اشاره‌ای به این ماجرا نکرده است. مثلا اینکه الزام کند که باید ختنه انجام شود. ولی روایاتی وجود دارد که طبق آن روایات است که اهل تسنن نسبت به انجام این سنت پافشاری می‌کنند.

الان در همان مناطق سنی‌نشین هم وضعیت بهتری حکم‌فرماست چون آن‌ها تفهیم شده‌اند که اسلام به سلامت انسان‌ها بهای بسیاری می‌دهد و زندگی شاد را برای همه افراد جامعه روا می‌دارد و چون عمل ختنه زنان خطرناک است، بهتر است جلوی آن گرفته شود.

به هر حال در کشورهای آفریقایی ختنه زنان بین تمامی ادیان انجام می‌شود. مسلمان، مسیحی، بی‌دین، یهودی و سایر مکاتب و مذاهب هم به دلیل سنت و فرهنگ آن را انجام می‌دهند.

چرا این پدیده در برخی استان‌های کشور اصلا وجود ندارد و در برخی استان‌های دیگر شایع است؟

در مناطق جنوبی و در میان اهل تسنن شاید بتوان علت شیوع آن را پیگیری کرد اما دلیل قانع‌کننده‌ای برای این‌که چرا این عمل به استان کردستان هم کشیده شده و چرا در برخی استان‌های خاص در کشور انجام می‌شود، وجود ندارد. شاید کردها به علت نزدیکی به اعراب از این سنت و فرهنگ تاثیر پذیرفته‌اند چون این سنت در طول تاریخ از آفریقا به اعراب منتقل شده است.

نظر مراجع عظام در مورد ختنه چیست؟ آیا آن‌ها این عمل را تایید می‌کنند؟

در بین مراجع اهل تشیع تقریبا یک هم‌صدایی وجود دارد. پیش از این، این طور نبود و آن‌ها می‌گفتند مثلا جایز است اما واجب نیست. اما امروز می‌گویند چون عرف اجتماعی نیست انجام آن لزومی ندارد اما در بین اهل تسنن که دست یافتن به اجماع دشوارتر است، برخی‌ها موافقند و آن را واجب می‌دانند و برخی دیگر مستحب.

بهمن
۱۸
۱۳۹۵
به مناسبت روز جهانی منع ناقص‌سازی جنسی زنان: حکایت یک تلاش بی‌وقفه
بهمن ۱۸ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Creatively cut gaming card on the topic Female Genital Mutilation
image_pdfimage_print

Photo: VIPDesignUSA/bigstockphoto.com

آیلار صفوی

ازدواج کودکان و ناقص‌سازی اندام جنسی زنان یا آنچه که به صورت عامی‌تر ختنه‌زنان نامیده می‌شود هر دو از مصادیق بارز خشونت خانگی است. رایحه مظفریان، پژوهشگر و نویسنده کتاب «تیغ‌ و سنت» از اولین کسانی است که روی مسئله ناقص‌سازی اندام جنسی زنان در ایران به صورت جدی به تحقیق پرداخت. زمانی‌که او تحقیق روی این نمونه از خشونت علیه زنان را در ایران شروع کرد، هنوز منابع چندانی در این خصوص وجود نداشت. چندین کتاب نوشته و ترجمه شده بود اما توجه‌های چشم‌گیری به انجام عمل ناقص‌سازی جنسی زنان در ایران معطوف نشده بود.

مظفریان ترم اولی دوره فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی بود که مادرش، کتاب «گل صحرا» نوشته واریس دیری را برای مطالعه به او سپرد. پایان خواندن این کتاب، آغاز پژوهش‌ها و تحقیقات مظفریان و در نهایت انتشار کتاب تیغ و سنت بود. پس از ساخت فیلم‌های کوتاه، راه‌اندازی چند کمپین و رسانه برای اطلاع‌رسانی در خصوص ناقص‌سازی جنسی زنان و ازدواج زودهنگام کودکان بخش بزرگی از زندگی مظفریان شد.

گل صحرا

خواندن «گل صحرا» یک تصادف نبود. این کتاب یکی از تاثیرگذارترین کتاب‌های در این حوزه است. واریس دیری، سفیر سازمان ملل در مبارزه با ناقص‌سازی اندام جنسی در این کتاب روایت مثله شدن خودش را نوشته است: «مادرم مرا در بازوان‌اش گرفته بود٬ برای آنکه آرام بگیرم به او نگاه می‌کردم. درد به قدری زیاد بود که از حال رفتم. به هوش آمدم و چشم‌بندم کنار رفت و من زن جلاد را دیدم که مقداری خار درخت اقاقیا را کپه کرده و از آن‌ برای ایجاد سوراخ‌هایی در پوستم استفاده می‌کرد تا با نخ سفید محکمی مرا بدوزد. درد به قدری شدید بود که آرزو می‌کردم بمیرم. دوباره از حال رفتم. چشمان‌ام را که باز کردم مادرم رفته بود. سنگ٬ از خون من خیس بود و تکه‌هایی از گوشت تن‌ام آن‌جا افتاده بود؛ دست‌ نخورده و در حال خشک شدن زیر آفتاب.»

مظفریان در مدت نوشتن پایان‌نامه فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی به طور اتفاقی به قشم می‌رود. قشم را می‌توان یکی از بحرانی‌ترین مناطقی دانست که دختران در آن مثله می‌شوند. مظفریان قشم را این‌طور توصیف می‌کند: «جزیره‌ای بسته با ارتباطات کم که در آن رسانه‌های امارات مورد توجه است. سطح بهداشت بسیار پایین بود. البته استان هرمزگان محرومیت‌های ویژه خود را دارد. اما بدترین منطقه در آن استان، قشم است.»

چرا این سنت در قشم زنده است؟

به عقیده این پژوهشگر و کنشگر، یکی از مهم‌ترین عواملی که ناقص‌سازی اندام جنسی زنان را در این منطقه همچنان زنده نگه داشته، ارتباط میان قشم و امارات است: «مثلا برای دیدن اقوام مهاجرت می‌کنند و همین باعث شده که دایه‌هایی که مثله می‌کنند هم انگار به آن‌جا صادر می‌شوند. دایه می‌رود خانواده‌اش را ببیند و دختر خواهرش را هم مثله می‌کند. رابطه دو طرفه است. رسانه‌هایی هم که نگاه می‌کنند، مثله‌سازی زنان را تبلیغ می‌کند. مثل کانال‌های «کلمه» و «نور.» این رسم در امارات زنده است و به همین طریق در قشم هم زنده می‌ماند.»

مشکلات آماری و سرپوش گذاشتن روی آسیب‌های اجتماعی باعث شده هما‌ن‌طور که مظفریان تاکید دارد نمی‌توان میزان افزایش یا کاهش رخ دادن این مساله را در مناطق مختلف ایران محاسبه کرد: «از قبل آماری درباره قشم نداریم که بتوانیم کاهش آن را در نسبت با سی سال گذشته برآورد کنیم. اما از آمارها می‌توان متوجه شد که تقریبا حدود ۸۰ درصد زنان بین ۱۵ تا ۵۰ سال این منطقه مثله شده‌اند. از این آمار، ۶۰ درصد مدافع باقی ماندن این رسم هستند.»

به باور او اتفاقات ناگهانی باعث قوت یا ضعف مثله‌سازی در مناطق بحرانی می‌شود. به عنوان نمونه کردستان عراق سال‌ها تلاش کرد تا بتواند ناقص‌سازی اندام جنسی زنان را ملغی کند اما ورود ناگهانی «داعش» به این منطقه و دستور آن مبنی بر لزوم ناقص کردن اندام جنسی زنان باعث قوت گرفتن این مساله می‌شود.

پژوهش‌هایی که در ایران، کتاب نشد

مظفریان پس از تهیه پایان‌نامه‌اش در همین خصوص می‌خواست مجموعه پژوهش‌هایش را به شکل کتاب منتشر کند اما دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد بود و این مساله با مخالفت دولت روبه‌رو شد. برای همین نشر ناکجا در پاریس مسوولیت انتشار کتاب او را برعهده گرفت. در پی انتشار کتاب مظفریان بود که او را برای شرکت در کنفرانسی در همین خصوص درخصوص خاورمیانه به ترکیه دعوت کردند. خودش می‌گوید شروع ورود جدی او به مساله مثله‌سازی زنان همان کنفرانس بود. مظفریان می‌گوید: «آن کنفرانس واقعا یک دریچه بود. شرکت‌کنندگان از کشورهایی آمده بودند که اسم‌شان همین الان مثل ایران در لیست سازمان‌های بین‌المللی مخالف مثله‌سازی زنان نیست؛ مثل عربستان، عمان، اندونزی، فیلیپین و مالزی. در حالی‌که ناقص‌سازی اندام جنسی در این کشورها حتی به صورت سنتی و سوزن زدن در جریان است. پزشک زنان و زایمان اهل عربستان سعودی در آن کنفرانس شرکت داشت که می‌گفت بیشتر مراجعه‌کنندگان او اعراب سیاه‌پوست و مهاجر هستند یعنی بیشتر آفریقایی‌تبارها این رسم را زنده نگه داشته‌اند. تمامی این مسایل در منطقه ما، تلنگری بود که جدی‌تر به دنبال پژوهش‌هایم بروم.»

یافته‌های جدید در پژوهش‌ها

این محقق و فعال ضد ناقص‌سازی جنسی زنان به خانه امن می‌گوید: «برای اولین بار پارسال صدای مثله‌سازی گسترده زنان در هند و پاکستان درآمد. ارتباط‌اش با ایران این است که ما معتقد بودیم در ایران بیشتر شافعی‌ها و اهل تسنن این عمل را انجام می‌دهند و به اهل تشیعی که همجوار آن‌ها زندگی می‌کنند، دقت نکرده بودیم. در پژوهش‌ها مشخص شد که حنفی‌های ساکن ایران هم که بعضی‌ها تحت تاثیر شافعی‌ها هستند این اقدام را انجام می‌دهند. برای همین به دنبال گرفتن فتواهای اهل تشیع رفتیم.»

تلاش برای کسب نظر مراجع

مظفریان به دیدارش با آیت‌الله سیستانی اشاره می‌کند و معقتد است که می‌توان نگاه‌ها و رویکردها را نسبت به این مساله تغییر داد. آیت‌الله سیستانی فتوا داده بود که مثله‌سازی زنان حرام نیست. مظفریان در گفت‌وگو با او و طرح نمونه از داعش توانست روی نظر این مرجع عالی‌رتبه شیعیان تاثیر بگذارد و آیت‌الله سیستانی فتوای خود را تغییر داد که اگر این اقدام آسیبی به زن وارد کند، نباید انجام‌اش داد. مظفریان البته اعتقاد دارد که مثله‌سازی زنان مذهبی نیست بلکه «تنها شکل دینی به خود گرفته است.»

گرچه مالکی‌های خاورمیانه مثله‌سازی زنان را نهی کرده‌اند اما به گفته مظفریان مالکی‌های آفریقا نیز از روی سنت زنان را مثله می‌کنند. این مساله را می‌توان میان اهل یهود هم در اتیوپی مشاهده کرد: «این پراکندگی چنان گسترده است که هر روز از یک جای دنیا سر باز می‌کند. مهاجران اتیوپی به اسراییل، این رسم را به آن‌جا هم برده‌اند یا مثلا حالا خبر از قزاقستان رسیده، و در آینده نیز خبرهایی درباره ویتنام خواهیم شنید.»

ریشه این سنت کجاست؟

به عقیده مظفریان ریشه مثله‌سازی زنان به آفریقای مرکزی و انتقال آن به مصر برمی‌گردد؛ اسطوره‌هایی قدیمی‌تر از فراعنه: «پیش‌تر فکر می‌کردم مثله‌سازی زنان یک نشانه‌گذاری فرهنگی است. وقتی به آلت ختنه شده کسی نگاه می‌کردی متوجه می‌شدی که از جامعه نخبه بوده است. فراعنه یا نخبگان زن و مرد وقتی می‌خواستند به درجه خاصی از جایگاه اجتماعی برسند به قربانی کردن بخش مهمی از بدن‌شان مقابل خدایان معتقد بودند، برای همین خود را مثله می‌کردند.»

ناقص‌سازی جنسی زنان در ایران وجود دارد، چند روایت

مظفریان در طول پژوهش‌هایش با خاطراتی مواجه شده بود که زنی برای بار سوم مثله شده بود: «یا مثلا روایتی از دایه‌ای که حاضر نبود فرزندان خودش را مثله کند و می‌گفت دست و دلم نمی‌رود. در واقع زنانی مهربان در سنتی خشن که ما فکر می‌کنیم عاطفه ندارند در حالی‌که مثل آدم‌های عادی هستند که به باورهای اشتباه پایبندند.»

او ادامه می‌دهد: «در روستایی در هرمزگان به خانه‌ای رفتم که زنان مشغول کاردستی سنتی بودند. خانمی را نشانم دادند که زنان را مثله می‌کرد. ۲۷ سال داشت. در جامعه‌شناسی و پژوهش ممکن است به نقطه‌ای برسید که همه یک سن دارند و مثلا از مادربزرگ‌های‌شان یا منطقه جغرافیایی مشترک، اقدامی را یاد گرفته‌اند و می‌توانی نظریه‌ات را ببندی. اما درباره مثله‌سازی زنان نمی‌توانی. تا آن‌موقع به دایه‌های ۵۰ ساله برخورد کرده بودم ولی با دایه‌ای ۲۷ ساله روبه‌رو شدم. دایه مدام به دوستش میگفت اگر رویت را بکنی آن طرف دخترت را ختنه می‌کنم. گفت‌وگو میان‌شان در جریان بود ودوست‌اش مخالف ختنه دخترش بود اما دایه می‌گفت اگر ختنه‌اش کنی به شوهرش حلال می‌شود و می‌تواند به قرآن دست بزند.»

فعالیت‌هایی برای آگاهی‌رسانی

در بهمن ماه ۱۳۹۲ و پس از روی کار آمدن حسن روحانی به عنوان رییس‌جمهور کتاب مظفریان مجوز انتشار گرفت. اما هنوز این کتاب منتشر نشده بود که او توانست در همکاری با رادیو فردا، یکی از مهم‌ترین مجموعه برنامه‌های رادیویی را در خصوص مثله‌سازی زنان تهیه کند. برنامه‌ای که بعدتر جوایز مهمی را از آن خود کرد.

او در ادامه فعالیت‌هایش دو سایت را به عنوان دو کمپین در مقابله با مثله‌سازی زنان و ازدواج کودکان به راه انداخت: «گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران» و «گام به گام تا توقف ناقص‌سازی زنان در ایران». نماد کمپین ناقص‌سازی زنان گل شقایق انتخاب شده تا «هر جا گل شقایق دیدید به یاد بیاورید هر روز دختران بسیاری در ایران قربانی ناقص‌سازی جنسی زنان می‌شوند.» و نماد کمپین توقف ازدواج کودکان بادکنک‌هایی رنگی است: «ما ازدواج کودکان و عوارض آن را معطوف به دختر بچه‌ها ندانستیم نمی‌خواستیم لوگوی انتخابی کلیشه‌ای باشد و نماد عروسک برای دختران یا به طور مثال ماشین برای پسرها را در بربگیرد. به این نتیجه رسیدیم که علاقه به بادکنک در هر دو جنس وجود دارد و از سوی دیگر نشان‌دهنده دوران کودکی‌ست. از سوی دیگر می‌خواستیم که ازدواج بچه‌ها – چه دختر و چه پسر – صرفا با هم‌سن‌های خودشان مطرح نشود.»

مظفریان درباره ازدواج کودکان معتقد است که موضوع ازدواج آن‌ها همانقدر که برای دخترها مهم است برای پسرها نیز اهمیت دارد و اقلیت بودن آن‌ها دلیل نادیده گرفتن‌شان نمی‌شود.

مقابله فراگیر با خشونت‌هایی مانند ازدواج کودکان و ناقص‌سازی جنسی زنان، با تلاش‌های انفرادی ممکن نیست و ساختن‌های کمپین‌های موثر نیازمند درگیر کردن فعالانه همه بخش‌های جامعه است که نسبت به این موضوعات حساسیت دارند.

دی
۱۶
۱۳۹۵
رایحه مظفریان؛ مبارزه مستمر با دو نمونه آشکار خشونت خانگی
دی ۱۶ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
11243536_947612548624218_1703890183_n
image_pdfimage_print

Photo: sofreyeinterneti.com/

آیلار صفوی

ازدواج کودکان و ناقص‌سازی اندام جنسی زنان یا آنچه که به صورت عامی‌تر ختنه‌زنان نامیده می‌شود هر دو از مصادیق بارز خشونت خانگی است. رایحه مظفریان، پژوهشگر و نویسنده کتاب «تیغ‌ و سنت» از اولین کسانی است که روی مسئله ناقص‌سازی اندام جنسی زنان در ایران به صورت جدی به تحقیق پرداخت. زمانی‌که او تحقیق روی این نمونه از خشونت علیه زنان را در ایران شروع کرد، هنوز منابع چندانی در این خصوص وجود نداشت. چندین کتاب نوشته و ترجمه شده بود اما توجه‌های چشم‌گیری به انجام عمل ناقص‌سازی جنسی زنان در ایران معطوف نشده بود.

مظفریان ترم اولی دوره فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی بود که مادرش، کتاب «گل صحرا» نوشته واریس دیری را برای مطالعه به او سپرد. پایان خواندن این کتاب، آغاز پژوهش‌ها و تحقیقات مظفریان و در نهایت انتشار کتاب تیغ و سنت بود. پس از ساخت فیلم‌های کوتاه، راه‌اندازی چند کمپین و رسانه برای اطلاع‌رسانی در خصوص ناقص‌سازی جنسی زنان و ازدواج زودهنگام کودکان بخش بزرگی از زندگی مظفریان شد.

گل صحرا

خواندن «گل صحرا» یک تصادف نبود. این کتاب یکی از تاثیرگذارترین کتاب‌های در این حوزه است. واریس دیری، سفیر سازمان ملل در مبارزه با ناقص‌سازی اندام جنسی در این کتاب روایت مثله شدن خودش را نوشته است: «مادرم مرا در بازوان‌اش گرفته بود٬ برای آنکه آرام بگیرم به او نگاه می‌کردم. درد به قدری زیاد بود که از حال رفتم. به هوش آمدم و چشم‌بندم کنار رفت و من زن جلاد را دیدم که مقداری خار درخت اقاقیا را کپه کرده و از آن‌ برای ایجاد سوراخ‌هایی در پوستم استفاده می‌کرد تا با نخ سفید محکمی مرا بدوزد. درد به قدری شدید بود که آرزو می‌کردم بمیرم. دوباره از حال رفتم. چشمان‌ام را که باز کردم مادرم رفته بود. سنگ٬ از خون من خیس بود و تکه‌هایی از گوشت تن‌ام آن‌جا افتاده بود؛ دست‌ نخورده و در حال خشک شدن زیر آفتاب.»

مظفریان در مدت نوشتن پایان‌نامه فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی به طور اتفاقی به قشم می‌رود. قشم را می‌توان یکی از بحرانی‌ترین مناطقی دانست که دختران در آن مثله می‌شوند. مظفریان قشم را این‌طور توصیف می‌کند: «جزیره‌ای بسته با ارتباطات کم که در آن رسانه‌های امارات مورد توجه است. سطح بهداشت بسیار پایین بود. البته استان هرمزگان محرومیت‌های ویژه خود را دارد. اما بدترین منطقه در آن استان، قشم است.»

چرا این سنت در قشم زنده است؟

به عقیده این پژوهشگر و کنشگر، یکی از مهم‌ترین عواملی که ناقص‌سازی اندام جنسی زنان را در این منطقه همچنان زنده نگه داشته، ارتباط میان قشم و امارات است: «مثلا برای دیدن اقوام مهاجرت می‌کنند و همین باعث شده که دایه‌هایی که مثله می‌کنند هم انگار به آن‌جا صادر می‌شوند. دایه می‌رود خانواده‌اش را ببیند و دختر خواهرش را هم مثله می‌کند. رابطه دو طرفه است. رسانه‌هایی هم که نگاه می‌کنند، مثله‌سازی زنان را تبلیغ می‌کند. مثل کانال‌های «کلمه» و «نور.» این رسم در امارات زنده است و به همین طریق در قشم هم زنده می‌ماند.»

مشکلات آماری و سرپوش گذاشتن روی آسیب‌های اجتماعی باعث شده هما‌ن‌طور که مظفریان تاکید دارد نمی‌توان میزان افزایش یا کاهش رخ دادن این مساله را در مناطق مختلف ایران محاسبه کرد: «از قبل آماری درباره قشم نداریم که بتوانیم کاهش آن را در نسبت با سی سال گذشته برآورد کنیم. اما از آمارها می‌توان متوجه شد که تقریبا حدود ۸۰ درصد زنان بین ۱۵ تا ۵۰ سال این منطقه مثله شده‌اند. از این آمار، ۶۰ درصد مدافع باقی ماندن این رسم هستند.»

به باور او اتفاقات ناگهانی باعث قوت یا ضعف مثله‌سازی در مناطق بحرانی می‌شود. به عنوان نمونه کردستان عراق سال‌ها تلاش کرد تا بتواند ناقص‌سازی اندام جنسی زنان را ملغی کند اما ورود ناگهانی «داعش» به این منطقه و دستور آن مبنی بر لزوم ناقص کردن اندام جنسی زنان باعث قوت گرفتن این مساله می‌شود.

پژوهش‌هایی که در ایران، کتاب نشد

مظفریان پس از تهیه پایان‌نامه‌اش در همین خصوص می‌خواست مجموعه پژوهش‌هایش را به شکل کتاب منتشر کند اما دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد بود و این مساله با مخالفت دولت روبه‌رو شد. برای همین نشر ناکجا در پاریس مسوولیت انتشار کتاب او را برعهده گرفت. در پی انتشار کتاب مظفریان بود که او را برای شرکت در کنفرانسی در همین خصوص درخصوص خاورمیانه به ترکیه دعوت کردند. خودش می‌گوید شروع ورود جدی او به مساله مثله‌سازی زنان همان کنفرانس بود. مظفریان می‌گوید: «آن کنفرانس واقعا یک دریچه بود. شرکت‌کنندگان از کشورهایی آمده بودند که اسم‌شان همین الان مثل ایران در لیست سازمان‌های بین‌المللی مخالف مثله‌سازی زنان نیست؛ مثل عربستان، عمان، اندونزی، فیلیپین و مالزی. در حالی‌که ناقص‌سازی اندام جنسی در این کشورها حتی به صورت سنتی و سوزن زدن در جریان است. پزشک زنان و زایمان اهل عربستان سعودی در آن کنفرانس شرکت داشت که می‌گفت بیشتر مراجعه‌کنندگان او اعراب سیاه‌پوست و مهاجر هستند یعنی بیشتر آفریقایی‌تبارها این رسم را زنده نگه داشته‌اند. تمامی این مسایل در منطقه ما، تلنگری بود که جدی‌تر به دنبال پژوهش‌هایم بروم.»

یافته‌های جدید در پژوهش‌ها

این محقق و فعال ضد ناقص‌سازی جنسی زنان به خانه امن می‌گوید: «برای اولین بار پارسال صدای مثله‌سازی گسترده زنان در هند و پاکستان درآمد. ارتباط‌اش با ایران این است که ما معتقد بودیم در ایران بیشتر شافعی‌ها و اهل تسنن این عمل را انجام می‌دهند و به اهل تشیعی که همجوار آن‌ها زندگی می‌کنند، دقت نکرده بودیم. در پژوهش‌ها مشخص شد که حنفی‌های ساکن ایران هم که بعضی‌ها تحت تاثیر شافعی‌ها هستند این اقدام را انجام می‌دهند. برای همین به دنبال گرفتن فتواهای اهل تشیع رفتیم.»

تلاش برای کسب نظر مراجع

مظفریان به دیدارش با آیت‌الله سیستانی اشاره می‌کند و معقتد است که می‌توان نگاه‌ها و رویکردها را نسبت به این مساله تغییر داد. آیت‌الله سیستانی فتوا داده بود که مثله‌سازی زنان حرام نیست. مظفریان در گفت‌وگو با او و طرح نمونه از داعش توانست روی نظر این مرجع عالی‌رتبه شیعیان تاثیر بگذارد و آیت‌الله سیستانی فتوای خود را تغییر داد که اگر این اقدام آسیبی به زن وارد کند، نباید انجام‌اش داد. مظفریان البته اعتقاد دارد که مثله‌سازی زنان مذهبی نیست بلکه «تنها شکل دینی به خود گرفته است.»

گرچه مالکی‌های خاورمیانه مثله‌سازی زنان را نهی کرده‌اند اما به گفته مظفریان مالکی‌های آفریقا نیز از روی سنت زنان را مثله می‌کنند. این مساله را می‌توان میان اهل یهود هم در اتیوپی مشاهده کرد: «این پراکندگی چنان گسترده است که هر روز از یک جای دنیا سر باز می‌کند. مهاجران اتیوپی به اسراییل، این رسم را به آن‌جا هم برده‌اند یا مثلا حالا خبر از قزاقستان رسیده، و در آینده نیز خبرهایی درباره ویتنام خواهیم شنید.»

ریشه این سنت کجاست؟

به عقیده مظفریان ریشه مثله‌سازی زنان به آفریقای مرکزی و انتقال آن به مصر برمی‌گردد؛ اسطوره‌هایی قدیمی‌تر از فراعنه: «پیش‌تر فکر می‌کردم مثله‌سازی زنان یک نشانه‌گذاری فرهنگی است. وقتی به آلت ختنه شده کسی نگاه می‌کردی متوجه می‌شدی که از جامعه نخبه بوده است. فراعنه یا نخبگان زن و مرد وقتی می‌خواستند به درجه خاصی از جایگاه اجتماعی برسند به قربانی کردن بخش مهمی از بدن‌شان مقابل خدایان معتقد بودند، برای همین خود را مثله می‌کردند.»

ناقص‌سازی جنسی زنان در ایران وجود دارد، چند روایت

مظفریان در طول پژوهش‌هایش با خاطراتی مواجه شده بود که زنی برای بار سوم مثله شده بود: «یا مثلا روایتی از دایه‌ای که حاضر نبود فرزندان خودش را مثله کند و می‌گفت دست و دلم نمی‌رود. در واقع زنانی مهربان در سنتی خشن که ما فکر می‌کنیم عاطفه ندارند در حالی‌که مثل آدم‌های عادی هستند که به باورهای اشتباه پایبندند.»

او ادامه می‌دهد: «در روستایی در هرمزگان به خانه‌ای رفتم که زنان مشغول کاردستی سنتی بودند. خانمی را نشانم دادند که زنان را مثله می‌کرد. ۲۷ سال داشت. در جامعه‌شناسی و پژوهش ممکن است به نقطه‌ای برسید که همه یک سن دارند و مثلا از مادربزرگ‌های‌شان یا منطقه جغرافیایی مشترک، اقدامی را یاد گرفته‌اند و می‌توانی نظریه‌ات را ببندی. اما درباره مثله‌سازی زنان نمی‌توانی. تا آن‌موقع به دایه‌های ۵۰ ساله برخورد کرده بودم ولی با دایه‌ای ۲۷ ساله روبه‌رو شدم. دایه مدام به دوستش میگفت اگر رویت را بکنی آن طرف دخترت را ختنه می‌کنم. گفت‌وگو میان‌شان در جریان بود ودوست‌اش مخالف ختنه دخترش بود اما دایه می‌گفت اگر ختنه‌اش کنی به شوهرش حلال می‌شود و می‌تواند به قرآن دست بزند.»

فعالیت‌هایی برای آگاهی‌رسانی

در بهمن ماه ۱۳۹۲ و پس از روی کار آمدن حسن روحانی به عنوان رییس‌جمهور کتاب مظفریان مجوز انتشار گرفت. اما هنوز این کتاب منتشر نشده بود که او توانست در همکاری با رادیو فردا، یکی از مهم‌ترین مجموعه برنامه‌های رادیویی را در خصوص مثله‌سازی زنان تهیه کند. برنامه‌ای که بعدتر جوایز مهمی را از آن خود کرد.

 untitledwwwwww.stopfgmiran.com

او در ادامه فعالیت‌هایش دو سایت را به عنوان دو کمپین در مقابله با مثله‌سازی زنان و ازدواج کودکان به راه انداخت: «گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران» و «گام به گام تا توقف ناقص‌سازی زنان در ایران». نماد کمپین ناقص‌سازی زنان گل شقایق انتخاب شده تا «هر جا گل شقایق دیدید به یاد بیاورید هر روز دختران بسیاری در ایران قربانی ناقص‌سازی جنسی زنان می‌شوند.» و نماد کمپین توقف ازدواج کودکان بادکنک‌هایی رنگی است: «ما ازدواج کودکان و عوارض آن را معطوف به دختر بچه‌ها ندانستیم نمی‌خواستیم لوگوی انتخابی کلیشه‌ای باشد و نماد عروسک برای دختران یا به طور مثال ماشین برای پسرها را در بربگیرد. به این نتیجه رسیدیم که علاقه به بادکنک در هر دو جنس وجود دارد و از سوی دیگر نشان‌دهنده دوران کودکی‌ست. از سوی دیگر می‌خواستیم که ازدواج بچه‌ها – چه دختر و چه پسر – صرفا با هم‌سن‌های خودشان مطرح نشود.»

مظفریان درباره ازدواج کودکان معتقد است که موضوع ازدواج آن‌ها همانقدر که برای دخترها مهم است برای پسرها نیز اهمیت دارد و اقلیت بودن آن‌ها دلیل نادیده گرفتن‌شان نمی‌شود.

مقابله فراگیر با خشونت‌هایی مانند ازدواج کودکان و ناقص‌سازی جنسی زنان، با تلاش‌های انفرادی ممکن نیست و ساختن‌های کمپین‌های موثر نیازمند درگیر کردن فعالانه همه بخش‌های جامعه است که نسبت به این موضوعات حساسیت دارند.