صفحه اصلی  »  رابطه جنسی
image_pdfimage_print
آذر
۵
۱۳۹۷
به اندازه دیگر دخترها زیبا و سکسی نیستم
آذر ۵ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_427041625
image_pdfimage_print

Photo: Polina Gazhur/shutterstock.com

ترجمه‌ای از خانه امن

رابطه‌ عاطفی من مانند هر رابطه‌ای عاشقانه و سالم شروع شد اما به سرعت تبدیل به یک «بازی‌» شد بازی‌ای که در آن من باید مطابق دستورها و خواسته‌های دوست پسر سابقم  عمل می‌کردم و خودم را تغییر می‌دادم. آزارهای او  کلامی، روانی و جنسی بودند.

او به من می‌گفت که چه بپوشم، موهایم را چطور درست کنم، با چه کسی دوست باشم و با چه کسی دوستی نکنم، چه بگویم و چه نگویم. اما بدترین آزاری که در این رابطه تجربه کردم تکرار این جمله بود که من چیزی بیش از یک  زن احمق و غرغرو نیستم و «هیچ وقت به اندازه دیگر دخترها زیبا و سکسی» نیستم.

او مرا مجبور می‌کرد با او در مکان‌های عمومی مثل مدرسه وفضاهای عمومی سکس داشته باشم. او مرا وادار می‌کرد عمل‌های جنسی خاصی انجام بدهم که هرگز علاقه‌ای به انجامشان نداشتم.

در زمان‌هایی که از این کارها فارغ بود پشت سرم یا از من شکایت می‌کرد و یا در حال توهین، بدگویی و تمسخرم بود. من زمانی متوجه این حرف‌ها می‌شدم که دوستانم آنها را برایم تعریف می‌کردند. پس از اینکه یکی از معلمان مدرسه درباره این رابطه با من صحبت کرد و راهنمایی‌ام کرد از این رابطه خارج شدم.

چگونه با مساله برخورد کردم

من بسیار گریستم و اغلب خودم را مقصر این رابطه می‌دانستم. اما کم‌کم یاد گرفتم که بفهمم این رابطه تقصیر من نبود و قوی‌تر شدم.

چگونه این وضعیت تغییر کرد؟

دوست‌پسر سابقم به تهدید و آزار حتی پس از جدایی ادامه می‌داد. او حالا دست از سرم بر داشته است اما هنوز این ترس که او می‌تواند هر لحظه آسیبی بزند در من وجود دارد.

چه چیزی به من کمک کرد؟

پس از آنکه دوست پسر سابقم را ترک کردم، دوست پسر جدیدم و یکی از معلمان مدرسه که مثل مادر دوم من است حمایت زیادی از من کردند.

توصیه من به دیگران

اگر فکر می‌کنید رابطه شما درست پیش نمی‌رود از در میان گذاشتن این مساله با دیگران نترسید. خانواده و دوستان برای همین در کنار شما هستند. هیچ وقت خودتان را برای هیچ‌چیز سرزنش نکنید.

منبع

فروردین
۱۲
۱۳۹۵
رابطه‌ جنسی برابر و ایمن چه نوع رابطه‌ای است؟
فروردین ۱۲ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , ,
Happy couple sleeping in a comfortable bed at home
image_pdfimage_print

Photo: AntonioGuillem/Bigstock.com

محسن فرشیدی

اگر چه در طول تاریخ و میانِ جوامع انسانی، رابطه‌ میان زنان و مردان رایج‌ترین نوع رابطه‌ جنسی بوده است، اما روابط جنسی میان انسان‌ها به آن محدود نمی‌شود. امروزه در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، شکل‌های دیگر از رابطه مثل همجنس‌گرایی، دوجنس‌گرایی و… نیز به رسمیت شناخته می‌شود. اما هر کدام از این رابطه‌ها، با در نظر گرفتن برخی شرایط می‌توانند یک رابطه‌ برابر و همچنین ایمن نام بگیرند.

رابطه‌ جنسی ایمن و غیرایمن

در یک قرن گذشته و با پیشرفت اطلاعات و علوم مختلف، بسیاری از مناسبات انسانی دچار تحولات و تغییرات اساسی گردید. شناخت و در ادامه کاهش بیماری‌های مختلف، یکی از مهمترینِ آن‌ها بوده است. برخی از این بیماری‌ها از طریق روابط جنسی قابلیت انتقال را داشته و امروزه با در نظر گرفتن شرایطی آسان می‌توان از انتقال آن‌ها جلوگیری کرد. مرکز ملی پیشگیری از ایدز ایران در تعریف یک رابطه‌ ایمن می‌نویسد: «رابطه جنسی ایمن به هر نوع ارتباط جنسی گفته می‌شود که احتمال انتقال بیماری‌های مقاربتی از جمله ایدز ازطریق آن به هیچ‌وجه وجود نداشته باشد.» این مرکز هم‌چنین به یک رابطه‌ جنسی ایمن‌تر اشاره و تاکید می‌کند در این رابطه جنسی احتمال انتقال بیماری کم‌تر است و به هرگونه رابطه جنسی نفوذی با استفاده مناسب از کاندوم گفته می‌شود. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت رابطه‌ای غیر ایمن است که  احتمال انتقال انواع بیماری‌های مقاربتی در آن زیاد باشد و یا هرگونه رابطه‌ جنسی نفوذی که در آن از کاندوم استفاده نشود و دیگر شرایط  یک رابطه‌ ایمن در آن در نظر گرفته نشده باشد.

اهمیت رضایت طرفین در یک رابطه‌ جنسی

شرط اول برای برقرار کردن یک رابطه‌ جنسی، رضایت طرفین است. بدین معنا که اصرار بر شروع و یا ادامه دادنِ یک رابطه، در صورتی که هر کدام از طرفین بدان رضایت نداشته باشند، می‌تواند به خشونت بیانجامد. اصرار بر ادامه‌‌ چنین رابطه‌ای مصداق تجاوز نیز خواهد بود. اهمیت رضایت طرفین به همان اندازه که میان دو فرد نه چندان آشنا اهمیت دارد، میان همسران نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. امروزه در بسیاری از کشورها از رابطه‌ بدون رضایت همسران نیز لحاظ حقوقی در تعاریف خشونت و تجاوز قرار می‌گیرد. بنابراین اطمینان حاصل کردن از رضایت افرادی که در یک رابطه‌ جنسی هستند از شروط اولیه و مهم شکل‌گیری و ادامه‌ آن است.

ارگاسم، نشانه‌ای از یک رابطه‌ برابر

اگر چه برای شروع یک رابطه‌ جنسی رضایت طرفین شرط اول است، اما بعد از آن و برای داشتنِ یک رابطه‌ مطلوب، رسیدن به اوج لذت جنسی اهمیت دارد. این موضوع تنها زمانی حاصل می‌شود که نسبت به انواع  و چگونگی رسیدن به آن اطلاعات و آگاهی لازم وجود داشته باشد. بخش قابل توجهی از مشکلات افراد در یک رابطه، به عدم رضایت از رابطه‌ جنسی میان آن‌ها بر می‌گردد که نرسیدن یا توانایی نرسیدن افراد به ارگاسم یکی از مهم‌ترینِ آن‌هاست. یک رابطه‌ جنسی را می‌توان رابطه‌ای برابر نامید، که طرفین در آن به اوج لذت جنسی برسند. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در تحقیقی تاکید می‌کند ۲۳ تا ۴۳ درصد زنان ایرانی در روابط جنسی به ارگاسم نمی‌رسند. در ادامه‌ی این تحقیق آمده است «نزدیک به ۸۷ درصد زنان اعلام کرده‌اند تقریبا هیچ‌وقت در روابط زناشویی پیش قدم نمی‌شوند و ۲۳.۵ درصد اظهار می‌کنند ابراز نیاز جنسی زن کاری ناشایست است و ۳۴ درصد می‌گویند حتی در صورت تمایل نباید زن شروع‌کننده باشد.» واقعیت این است که در کشورهایی با ساختارهای مردسالار از جمله ایران، روابط جنسی و هر مسئله‌ای که به لذت جنسی مرتبط شود تابو حساب شده و از سنین نوجوانی آموزش‌های لازم از طریق کتب آموزشی و یا دیگر ابزارهای فرهنگی مثل رسانه‌ها داده نمی‌شود. در خلاء چنین مواردی نقش خانواده‌ها و دیگر نهادهای غیردولتی دو چندان است. عموما در چنین جوامعی و به دلیل عدم آموزش‌ و آگاهی لازم، یک رابطه‌ جنسی میان زن و مرد به لذت بردن مردان خلاصه شده و مردان در محوریت قرار می‌گیرند و چنین رابطه‌هایی با به ارگاسم رسیدن آنان پایان پیدا می‌کند. عوامل زیادی وجود دارند که وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند چنین نتیجه‌ای حاصل می‌شود. یکی از آن‌ها همان‌طور که گفته شد عدم آموزش درست و وجود ساختارها و آموزه‌های فرهنگی مردسالار است. مورد دیگر عدم آگاهی زنان در چگونگی رسیدن به ارگاسم به دلیل نبود آموزش‌های جنسی لازم است. نرسیدن هر کدام از طرفینِ یک رابطه‌ جنسی به ارگاسم، یکی از موارد اصلی‌ِ یک رابطه‌ نابرابر است.

پیشگیری از بارداری

رابطه‌ای می‌تواند ایمن باشد و به اوج لذت جنسی ختم شود که با آسایش و خاطرجمعی طرفین همراه باشد. یک رابطه‌ جنسی که با ارگاسم همراه است، در صورت در نظر گرفتن برخی شرایط به سادگی می‌تواند به بارداری ختم شود. موضوعی که انتخاب بسیاری از زنان شاید در آن زمان نبوده و برای آن آمادگی نداشته باشند و یا چنین تصمیمی را به صورت کلی نداشته باشند. بنابراین هر کدام از طرفینِ یک رابطه‌ موظف هستند دیگری را در این مورد آگاه کنند و به کمک هم  احتمال بروز بارداری را از بین ببرند. با پیشرفت‌های مختلف، راه‌های پیشگیری از بارداری نیز سهل و وسایل آن در دسترس همگان قرار گرفته است. اما افراد قبل از برقراری یک رابطه‌ جنسی باید از آن‌ها آگاهی داشته باشند. در کشورهایی که در آن‌ها قوانین سخت‌گیرانه برای سقط‌ جنین، حتی در صورت بارداری ناخواسته وجود دارد، لزوم توجه بیش‌تر به این مقوله ضروری‌ است. رایج‌ترین نوع پیشگیری از بارداری استفاده از کاندوم است. کاندوم‌ها جدای از اینکه یک رابطه‌ ایمن را تا حدود زیادی تضمین می‌کنند، یک رابطه‌ بدون نگرانی از احتمال بارداری را نیز تضمین می‌کنند. امروزه در بسیاری از کشورهای دنیا در داروخانه‌ها و فروشگاه‌ها به سادگی می‌توان انواع مختلف کاندوم را تهیه کرد. از جمله راه‌های دیگر، استفاده از قرص‌های ضدبارداری است. اضافه بر آن مقالات فراوانی در سایت‌ها و وبلاگ‌های اینترنتی در زمینه آموزش و راه‌های پیشگیری از بارداری در دسترس هستند که قبل از ایجاد یک رابطه‌ جنسی، طرفین بهتر است آن‌ها را مطالعه و اطلاعات لازم را داشته و در اختیار هم بگذارند. به هر میزان که نگرانی‌ها از هر کدام از موارد ناخواسته، مثل انتقال بیماری‌ها یا احتمال بارداری کاهش پیدا کنند، یک رابطه‌ جنسی با کیفیت‌تر و برابر‌تر خواهد بود.

سوال و خواسته‌های خود را مطرح کنید

بعد از چند مورد اصلی و در نظر گرفتن شرایطی که ذکر شد، جزئیات یک رابطه‌ جنسی نیز اهمیت بسزایی دارد. یک رابطه‌ جنسی مطلوب رابطه‌ای است که لحظه به لحظه‌ آن و در جزییات نیز برای طرفین رضایت‌بخش باشد. واقعیت این است هر چقدر هم که شناخت میان طرفین در یک رابطه بالا باشد، اما هیچ چیز به اندازه‌ طرح خواسته‌ها نمی‌تواند رابطه را به سمت مطلوب و اوج لذت پیش ببرد. هر کلام و یا رفتاری که برای هر کدام از طرفین مطبوع نباشد، می‌تواند تمایل به ادامه‌ رابطه را از بین برده و آن را در همان نقطه متوقف کند. بهترین و راحت‌ترین اقدام، عنوان کردنِ آن‌ها در تمامی لحظاتِ یک رابطه‌ جنسی است. بسیاری از سوءتفاهم‌ها و مشکلات صرفا به دلیل عنوان نکردن آن‌ها ایجاد می‌شوند.

نه یعنی نه، در هر لحظه از رابطه

یک رابطه‌ جنسی اگر تمامی شرایط بالا را نیز داشته باشد و در جزئیات نیز با رضایت کامل و کیفیت مطلوب برای طرفین پیش رود، منتها در هر لحظه از رابطه، چنان‌چه یکی از طرفین به هر دلیلی تمایلی به ادامه‌ آن نداشته باشد، آن رابطه باید در همان زمان متوقف شود. گفتنِ “نه” در هر سطحی از رابطه‌ جنسی به معنی پایانِ آن است تا مجددا شرایط رابطه با رضایت طرفین ایجاد شود. سایت زنان تی‌وی در یک کلیپ با نام رضایت پیش از سکس، به سادگی یه چای دم کردنو در تایید این موضوع می‌نویسد: «رضایت در هر فعلی که بین انسان‌ها به وقوع می‌پیوندد از مهم‌ترین مؤلفه‌هاست. سکس هم فعلی است که بین دو انسان یا بیش‌تر اتفاق می‌افتد. به‌ عبارت‌ دیگر سکس یک فعل با دو فاعل یا بیش‌تر است و رضایت همه طرفین برای وقوع این فعل مهم‌ترین نکته است و این کلیپ کوتاه سعی می‌کند اهمیت رضایت همه طرفین را در سکس نشان دهد.»

یک رابطه‌ زمانی برابر است که تمامی این موارد را دارا باشد. بدین معنا که ایمن باشد، با رضایت کامل طرفین بوده و اجباری در آن نباشد. طرفین از روش‌های مختلف پیشگیری از بارداری آگاهی داشته باشند. خواسته‌ها وعلایق خود را مطرح کنند و برای رساندنِ خود و دیگری به اوج لذت جنسی تلاش کنند. چنان‌چه هر کدام از شرایط ذکر شده در یک رابطه‌ جنسی وجود نداشته باشد، آن رابطه را نمی‌توان یک رابطه‌ جنسی برابر و ایمن دانست. اضافه بر آن، دولت‌ها این مسئولیت را دارند که از سنین نوجوانی مقدمات آموزش‌های لازم در این زمینه را برای افراد فراهم کنند و همچنین قانون‌گذاران باید پیش‌بینی‌های لازم برای شرایطی که خشونت و اجبار در یک رابطه‌ جنسی صورت می‌دهد را کرده و از فرد آزاردیده حمایت‌های لازم را صورت دهند.

دی
۱۰
۱۳۹۴
از حال خوب تا حال بد در رختخواب
دی ۱۰ ۱۳۹۴
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , ,
8550838313_1a8e57809c_o
image_pdfimage_print

Photo: Richard foster

نعیمه دوست‌دار

جامعه ایران در حالت فوران انرژی جنسی است. هرچند تابوها، قوانین سخت‌گیر و محدودیت‌های اجتماعی اجازه نمی‌دهند که روابط جنسی سیر طبیعی خود را طی کند و اغلب تمایلات جنسی به کانال تشکیل خانواده و ازدواج سوق داده می‌شود بی‌آنکه آموزش‌ها و زمینه‌های لازم برای آن فراهم شود. به همین دلیل است که در عین فوران نیازهای جنسی، بسیاری از زوج‌های ایرانی از رابطه جنسی‌شان ناراضی‌اند و علی اکبر سیاری، معاون بهداشت وزارت بهداشت ایران، مدتی قبل اعلام کرد که در مطالعه‌ای که روی ۴۰۰ خانواده انجام شده، ۶۳ درصد زوجین ذکر کرده‌اند از روابط جنسی‌شان رضایت ندارند.

این نارضایتی گاه در فضای داخل خانه محبوس می‌شود و در قالب بحث و جدل و درگیری‌های زناشویی، افسردگی و بیماری‌های روانی جلوه می‌کند و گاه از خانه بیرون می‌رود و به شکل روابط موازی، خیانت، و ازدواج مجدد در می‌آید.

با این حال روزی نیست که خبری درباره اثر رابطه جنسی سالم بر سلامت روح و روان منتشر نشود و نتیجه تحقیقات علمی این اثربخشی را ثابت نکند.

رابطه جنسی چطور حال‌مان را خوب می‌کند؟

ارگاسم یا اوج لذت جنسی تنها یک لحظه هیجانی نیست. امتداد این لحظات کوتاه جسمی، ساعت‌‌ها و روزها در زندگی هر فرد باقی می‌ماند. آنچه اتفاق می‌افتد، حتی بزرگ‌تر از ترشح اکسی‌توسین و تغییرات جسمی و هورمونی است.

سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۲ تعریفی از سلامت جنسی ارائه داده است: «حالت آسایش و به‌باشی جسمی، عاطفی، روانی و اجتماعی مرتبط با فعالیت‌های جنسی؛ این حالت صرفا با نداشتن بیماری، اختلال یا مشکل جنسی یکی نیست، بلکه سلامت جنسی مستلزم نگاهی مثبت و احترام‌آمیز به روابط جنسی و نیز داشتن تجربه‌های لذت‌بخش و ایمن جنسی و به دور از هرگونه تبعیض است و در حفظ آن، حقوق هر دو طرف باید محترم شمرده شده، از آن محافظت شود و این حقوق تأمین شوند.»

این تعریف از سلامت جنسی اهمیت روابط متقابل مثبت را نشان می‌دهد.

 افسانه، زنی ۳۵ ساله است که شش ماه پیش به یکی از کشورهای اروپایی مهاجرت کرده است: «در ایران دوست پسر نداشتم. هیچ وقت رابطه جنسی نداشتم. دلم می‌خواست رابطه جنسی را تجربه کنم اما محدودیت‌های جامعه مانع شد. مدت‌ها به همین دلیل افسرده بودم و تحت درمان دارویی قرار گرفتم. حس می‌کردم نقصی دارم که رابطه‌ای را نمی‌توانم شروع کنم. از خودم بدم می‌آمد. از وقتی که به دنبال یک رابطه از ایران خارج شدم، حالم خیلی بهتر شده است.»

در یک رابطه جنسی کامل و خوب عناصری وجود دارد مثل احترام به شریک جنسی، که اساس رفتار جنسی یک زوج را تشکیل می‌دهد. بر مبنای این احترام فرد به نیازهای روحی و جسمی شریک جنسی‌اش توجه بیشتری نشان می‌دهد. توجه و درک شریک جنسی، بر کیفیت رابطه اثر می‌گذارد و نتیجه رابطه را بهتر می‌کند.

 بسیاری از نارضایتی‌های جنسی، ناشی از بی‌احترامی و بی‌توجهی به خواست‌های شریک جنسی است: «وقتی می‌بینم که شوهرم تنها برای ارضای جنسی سراغم می‌اید و در حالت عادی اصلا توجهی به خواسته‌هایم ندارد، سرخورده می‌شوم. اصلا نمی‌خواهم با او رابطه داشته باشم. ترجیح می‌دهم از او کلامی محبت‌آمیز بشنوم تا اینکه هر شب با هم بخوابیم. رابط جنسی ما منظم است، اما اجباری است و او در دل رابطه هم توجهی به احساسات من و چیزهایی که می‌خواهم نمی‌کند. من هیچ‌وقت راضی نیستم و بعد از رابطه تا ساعت‌ها افسرده می‌شوم.»

یکی از شاخص‌های یک رابطه جنسی در خدمت سلامت روانی، آن است که افراد پس از برقراری رابطه جنسی احساس لذت و رضایت داشته باشند و دچار احساس گناه و اضطراب و نقص و کمبود نشوند. بررسی‌های علمی نشان می‌دهد که رضایت جنسی حاصل از چنین رابطه‌ای حتی می‌تواند در سلامتی بدنی و طول عمر بیشتر افراد مؤثر باشد.

اما وقتی امنیت روانی در یک رابطه وجود نداشته باشد، رابطه جنسی عکس خود عمل می‌کند و تبدیل به نوعی خشونت می‌شود. در فرهنگ ایرانی اغلب این زن‌ها هستند که این نوع خشونت را تحمل می‌کنند؛ یعنی در حالی که رابطه شرکای جنسی در بیرون از رخت‌خواب پر از تحقیر و خشونت و ناامنی است، رابطه جنسی تبدیل می‌شود به شکل تازه‌ای از اعمال خشونت علیه فردی که در رابطه مدام تحقیر می‌شود. در حالی که، اگر رابطه روزمره، انسانی و سرشار از احترام باشد، رابطه جنسی به تقویت امنیت روانی کمک خواهد کرد و شرکای جنسی سکس را عامل امنیت روانی بیشتر و عمیق‌تر خود خواهند یافت.

چطور نداشتن رابطه جنسی سالم حال‌مان را بد می‌کند؟

آیا می‌توان ادعا کرد که ریشه بسیاری از تنش‌ها و ناآرامی‌ها در روابط تامین نشدن نیازهای جنسی است؟ آیا ممکن است که تامین نشدن این نیازها افراد را دچار مشکلات روانی کند؟

پاسخ به هر دوی این سوال‌ها مثبت است. محققان پس از تحقیق روی صدها زن و مرد، دریافته‌اند که رابطه جنسی سالم یعنی منظم و درست، محرک مغز است. همه افراد به خصوص زنان در یک رابطه صمیمانه و  دور از تنش و استرس، سیگنال‌هایی به مغزشان فرستاده می‌شود که به طور مستقیم روی رگ‌های مخ تاثیر می‌گذارد و به نوعی آنها را احیا و بازسازی می کند. اما افرادی که رابطه جنسی خوبی ندارند، بیشتر در معرض افسردگی و آلزایمر قرار می‌گیرند.

احساس رضایت از زندگی با بهتر شدن رابطه جنسی تقویت می‌شود و فرد از اینکه امکان دوست داشتن پیدا کرده، شادتر می‌شود و رضایتش از زندگی بالا می‌رود. امید به زندگی با عمق پیدا کردن رابطه جنسی بیشتر می‌شود و به دنبال آن استرس کم می‌شود. رابطه جنسی سالم صمیمیت و احترام ایجاد می‌کند و فرد را از حمایت عاطفی روانی برخوردار می‌کند که نتیجه آن کم شدن استرس از راه تخلیه هیجانی و جنسی است.

در حالی که رابطه جنسی خوب و کامل می‌تواند به بالابردن سطح احساس مثبت کمک کند و روحیه شخص را بالا ببرد، تحقیر و شرط و شروط گذاشتن برای یک رابطه جنسی، هیجانات جنسی را تحت شعاع قرار می‌دهد: «مشکل اصلی جنسی ما این است که همسرم اندامم را مسخره می‌کند. مدام درباره کاهش وزن حرف می‌ز‌ند یا درباره اندام هنرپیشه‌ها. من فقط کمی اضافه وزن دارم اما از لخت شدن خجالت می‌کشم. او می گوید باید شبیه هنرپیشه‌ها شوی. این باعث می‌شود که اصلا از رابطه جنسی فرار کنم.» این را یک زن ۲۹ ساله می‌گوید که تنها دو سال است ازدواج کرده است.

شرط و شروط اما تنها مختص مردان نیست، زنان هم از این شرط‌ها می‌گذارند. احمد، یک مرد ۳۸ ساله اهل تهران است: «دوست دخترم همیشه برای رابطه جنسی شرط می‌گذارد. اگر چیزی بخواهد و فراهم نشود، به من اجازه نمی‌دهد حتی به او نزدیک شوم. حس می‌کنم رابطه از نظر او تنها اهرم فشار است. طوری است که حس می‌کنم یک حیوان دست‌آموزم که هر بار خوب دم تکان دهم جایزه‌ام سکس است.»

مهر
۲۹
۱۳۹۴
چگونه رابطه‌ خود را سالم نگاه داریم
مهر ۲۹ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
bigstock-Enjoying-Fresh-Coffee-Together-81179120
image_pdfimage_print

عکس:gstockstudio/Bigstock.com

نوشته‌ انجمن روانشناسی آمریکا

ترجمه خانه امن:روابط عاشقانه برای سلامت و شاد بودن ما مهم هستند. اما با در نظر گرفتن اینکه بیش از ۴۰ درصد ازدواج‌های جدید به طلاق منجر می‌شوند، به وضوح می‌توان دریافت که داشتن چنین روابطی همیشه آسان نیست. (۱) خوشبختانه، گام‌هایی وجود دارد که برای حفظ رابطه‌ عاشقانه‌ خود می‌توانید بردارید.

صادقانه حرف بزنید

صحبت کردن، بخش مهم و کلیدی روابط سالم است. زوج‌های سالم به طور مرتب برای صحبت با یکدیگر وقت می‌گذارند. اما مهم است که بدانیم موضوعات صحبت باید فراتر از مسائل مربوط به خانه‌داری و تربیت فرزندان باشد. سعی کنید چند دقیقه در روز درباره‌ موضوعات عمیق‌تر و شخصی‌تر بحث کنید تا با شریک زندگی خود برای مدت‌های طولانی در ارتباط بمانید.

این بدان معنا نیست که از مطرح کردن موضوعات سخت اجتناب کنید. نگه داشتن نگرانی‌ها و مشکلات در دل خود باعث خشم می‌شود. اما هنگام صحبت کردن درباره‌ این چنین موضوعاتی، باید مهربان باشید. محققان دریافته‌اند که برای پیش‌بینی اینکه زوج‌های شاد درنهایت طلاق خواهند گرفت یا نه، سبک صحبت کردن آن‌ها عامل بسیار مهم‌تری از میزان تعهد، ویژگی‌های شخصیتی یا رویدادهای پراِسترس زندگی است. به طور خاص، الگوهای منفی صحبت کردن، مانند خشم و اهانت، با افزایش احتمال جدایی مرتبط‌ هستند. (۲)

اختلاف نظر بخشی از هر رابطه‌ای است، اما بعضی از سبک‌های دعوا کردن به طور خاصی ویران‌کننده هستند. احتمال طلاق در زوج‌هایی که هنگام دعوا از رفتارهای مخرب – مانند داد و فریاد زدن، عیب‌های شخصی گرفتن و از بحث بیرون رفتن – استفاده می‌کنند، بیشتر از زوج‌هایی است که به صورت سازنده دعوا می‌کنند. مثال‌های راهکارهای سازنده برای حل اختلاف نظر عبارتند از: تلاش برای درک اینکه شریک زندگی دقیقاً شما چه حسی دارد، گوش دادن به نظرات او و تلاش برای خنداندن او. (۳)

رابطه را لذت‌بخش نگاه دارید

با وجود بچه‌، شغل، و تعهدات بیرون از رابطه، حفظ رابطه با شریک زندگی می‌تواند مشکل باشد. اما دلایلی زیادی وجود دارند که تلاش برای حفظ رابطه را ارزشمند می‌کنند. برای مثال، در مطالعه‌ای، محققان دریافتند زوج‌هایی که در سال هفتم ازدواجشان می‌گفتند که حوصله‌شان سر رفته و رابطه، کسل‌کننده شده است، به میزان قابل ملاحظه‌ای در نُه سال بعدی زندگی‌ از رابطه‌شان رضایت کمتری داشتند. (۴)

برای لذت‌بخش نگه داشتن زندگی، بعضی زوج‌ها به طور مرتب در بعضی شب‌ها با هم قرار ملاقات می‌گذارند. اگر همیشه فیلم کرایه کنید یا به یک رستوران بروید، حتی چنین قرارهایی هم می‌توانند تکراری و قدیمی شوند. کارشناسان، برهم زدن روتین و روال عادی و امتحان کردن چیزهای جدید را توصیه می‌کنند؛ مانند رقصیدن، با هم به کلاس رفتن، یا عصر به پیک‌نیک رفتن.

نزدیکی نیز بخش بسیار مهمی از رابطه‌ عاشقانه است. بعضی زوج‌های پرمشغله برنامه‌ سکس خود را در تقویم یادداشت می‌کنند. نوشتن آن با خودکار قرمز ممکن است حرکت خودجوشی نباشد، اما اختصاص دادن وقتی خاص برای نزدیکی، به برآورده شدن نیازهای فیزیکی و عاطفی کمک می‌کند.

چه زمانی زوج‌ها باید درخواست کمک کنند؟

همه‌ رابطه‌ها فراز و نشیب خود را دارند. اما بعضی عوامل احتمال بیشتری دارند که در رابطه، مشکلات و موانعی را به وجود آورند. برای مثال، تصمیمات مربوط به مسائل مالی و تربیت فرزندان معمولاً باعث دعواهای مکرر می‌شوند.

یک نشانه‌ مشکل این است که دعوا بر سر یک موضوع یکسان، بارها و بارها تکرار شود. در چنین مواردی، روانشناسان می‌توانند به زوج‌ها کمک کنند که نوع صحبت‌ کردنشان را بهتر کنند و راه‌های سالم‌تری برای گذر از درگیری پیدا کنند.

نباید منتظر بمانید که رابطه، نشانه‌هایی از وجود مشکل را نمایان کند تا برای تلاش در جهت تقویت رابطه خود اقدامی کنید. ثابت شده است که برنامه‌های آموزش زناشویی که مهارت‌هایی را مانند طرز درستِ صحبت کردن، گوش دادن مؤثر، و تلاش در حل و فصل درگیری را آموزش می‌دهد، خطر طلاق را کاهش می‌دهند.

منابع:

۱ Kreider, R. M. (2005). Number, timing, and duration of marriages and divorces: 2001. Current Population Reports. Washington, DC: U.S. Census Bureau.

۲ Lavner, J.A. & Bradbury, T.N. (2012). “Why do even satisfied newlyweds eventually go on to divorce?”Journal of Family Psychology, 26 (۱): ۱-۱۰٫

۳ Birditt, K.S., Brown, E., Orbuch, T.L., and McIlvane, J.M. (2010). “Marital conflict behaviors and implications for divorce over 16 years.” Journal of Marriage and Family, 72 (۵): ۱۱۸۸-۱۲۰۴٫

۴ Tsapelas, I., Aron, A., and Orbuch, T. (2009). “Marital boredom now predicts less satisfaction 9 years later.” Psychological Science, 20 (۵): ۵۴۳-۵۴۵٫

مهر
۱۸
۱۳۹۳
مسائل حقوقی پیرامون برقراری رابطه جنسی از طریق فریب دختران با وعده ازدواج
مهر ۱۸ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

14493350089_3afa1f74e2_k

عکس: Peter Kirkeskov Rasmussen

موسی برزین خلیفه لو – وکیل دادگستری و پژوهشگر حقوقی

مقدمه

وعده ازدواج و برقراری رابطه جنسی؛ پدیده ای که در جامعه ایران چندان بیگانه نیست. دخترانی که با وعده ازدواج پسران حاضر به برقراری رابطه جنسی با آنان می شوند و سپس این وعده ازدواج عملی نمی شود کم نیستند. این دختران غالبا خود را قربانی و فریب خورده می دانند. آسیب های روانی و حیثیتی و حتی مادی دیده اند. اغلب آنها از یک طرف با نظر به شرایط فرهنگی جامعه ترجیح می دهند سکوت کرده و حاضر به بازگو کردن مساله و پیگیری در دادگاه نیستند و از طرف دیگر از اینکه پیگیری قضایی مساله نتیجه ای داشته باشد مطمئن نیستند.

آیا دخترانی که بر اساس وعده ازدواج پسران با آنها رابطه جنسی برقرار کرده اند می توانند از دادگاه تقاضای مجازات و یا خسارت کنند؟ آیا این نوع از ارتباط جنسی تجاوز و یا زنای به عنف محسوب می شود؟ آیا این دختران خود مجرم هستند؟ مجازات فریب دهندگان چیست؟ آیا این دختران حق مطالبه خسارت مادی و معنوی را خواهند داشت؟ خلاء های قانونی در این زمینه کدامند؟…

اینها پرسش هایی هستند که در این نوشته سعی خواهیم کرد به آنها پاسخ دهیم. اما باید به این نکته دقت کنیم که با توجه به اینکه حقوق ایران در این مورد موضع روشنی ندارد و رویه قضایی نیز در این مورد به سختی یافت می شود، بررسی این موضوع و ارئه نظری قطعی و عملی دشوار است. لکن سعی خواهد شد نظرات ارائه شده در این نوشته با تفاسیر منطقی و نزدیک به عدالت ارائه شود. با توجه به چند بعدی بودن مسئله، برای بررسی این موضوع لازم است از جنبه های مختلف بدان پرداخته شود. این موضوع می بایست از منظر حقوق کیفری، حقوق مدنی و حقوق مسئولیت مدنی نگریسته شده و ارتباطی مابین آنها برقرار شود. لذا قانون مجازات اسلامی، قانون مدنی و قانون مسئولیت مدنی منابع این نوشته خواهند بود.

قانون مدنی

قانون مدنی ایران به صراحت در مورد وعده ازدواج و اثرات آن مقرراتی پیش بینی کرده است. بر اساس ماده ۱۰۳۵ قانون مدنی: « وعده ازدواج ایجاد علقه زوجیت نمی کند اگر چه تمام یا قسمتی از مهریه که بین طرفین برای موقع ازدواج مقرر گردیده پرداخت شده باشد. بنابراین هر یک از زن و مرد مادام که عقد نکاح جاری نشده می تواند از وصلت امتناع کند و طرف دیگر نمی تواند بهیچوجه او را مجبور به ازدواج کرده و یا از جهت صرف امتناع از وصلت مطالبه خسارتی نماید.»

از این ماده کاملا روشن است که توافق بر ازدواج و وعده به آن دادن برای هیچ کدام از دو طرف الزام آور نبوده و یک طرف نمی تواند با استناد به انجام ندادن وعده از طرف دیگر مطالبه خسارت کند. لذا از این منظر دختری که با وعده ازدواج مردی فریب خورده و بر این اساس حاضر به برقراری رابطه جنسی با آن مرد شده است نمی تواند با استناد به خلف وعده وی، خسارت مادی و معنوی از بابت عمل نکردن به وعده ازدواج مطالبه کند. بدیهی است وجود ارتباط جنسی در حکم این ماده تاثیری ندارد. به این معنی که دختر چه ارتباط جنسی داشته و چه نداشته باشد، مستحق مطالبه خسارت صرفا بابت عمل نکردن به وعده از طرف مرد شناخته نشده است. اما اینکه آیا زنی که با وعده دروغ مردی حاضر به ارتباط جنسی شده است از بابت این تعرض مستحق مطالبه خسارت است یا نه؟ و همچنین آیا اینکه مرد قابل مجازات است یا نه؟ در مباحث بعدی توضیح داده خواهد شد.

قانون مسئولیت مدنی

قانون مسئولیت مدنی که در سال ۱۳۳۹ تصویب شده است و هم اکنون نیز به قوت خود باقی است، در حکمی صریح به مساله همخوابگی در اثر حیله اشاره کرده و دختر قربانی را مستحق مطالبه خسارت مادی و معنوی می داند. بر اساس ماده ۹ این قانون: « دختری که در اثر اعمال حیله یا تهدید و یا سوءاستفاده از زیر دست بودن، حاضر برای همخوابگی نامشروع شده می‌تواند از مرتکب علاوه از زیان مادی، مطالبه‌ی زیان معنوی هم بنماید.» مفاد ماده به روشنی دختران فریب خورده را مستحق خسارت مادی و معنوی دانسته است. بنابراین در مورد موضوع بحث ما نیز این حکم صادق است. چنانچه مردی دختری را با وعده ازدواج فریب دهد و از این طریق با وی هم بستر شود و سپس به وعده خود عمل نکند بر اساس ماده فوق مسئول و مکلف به جبران خسارت مادی و معنوی است. اما مشکلی اساسی در استناد به این ماده وجود دارد. حکم این ماده منطقا” زمانی قابل اجرا خواهد بود که برقراری رابطه جنسی همراه با رضایت جرم نباشد. چنانچه این ماده قبل از انقلاب تصویب شده و در آن زمان، اینگونه رابطه جنسی جرم نبوده است. پس از انقلاب با جرم انگاری رابطه جنسی هر چند با رضایت، به نظر می رسد حکم این ماده در فرضی که دختری از طریق وعده ازدواج فریب خورده و حاضر به همخوابگی شده است ملغی شده است. زیرا چنانچه این مورد را زنای به عنف یا اکراه بدانیم، چنانچه در مباحث بعدی توضیح داده خواهد شد، قانونگذار در قانون مجازات اسلامی نوعی از خسارت مادی را تحت عنوان “ارش البکاره” و “مهرالمثل” تعیین کرده است. البته می توان در مورد خسارت معنوی حکم این ماده را جاری دانست. مشکل مهمتر و اساسی تر دیگر که مشروحا در مباحث بعدی بدان پرداخته خواهد شد، این است که به نظر می رسد قانون مجازات اسلامی چنین موردی را زنای به عنف نمی داند و در عوض این گونه ارتباط جنسی را هرچند که با حیله واقع شده است را زنای غیرعنفی دانسته و دختر را نیز مجرم می شمارد. حال چگونه می توان معتقد بود که یک فرد مجرم بتواند با استناد به ماده ۹ مطالبه خسارت کند؟ به عبارتی ماده ۹ با مواد قانون مجازات اسلامی دارای تعارضی اساسی است. اگر دختری به دلیل ایجاد رابطه جنسی مجرم شناخته شود دیگر نمی تواند به همین دلیل خود را قربانی دانسته و مطالبه خسارت نماید. همانطور که گفته شد منطقی ترین تفسیر این است که بگوییم ماده ۹ در زمانی تصویب شده است که رابطه جنسی همراه با رضایت جرم نبوده است و هم اکنون که جرم انگاری شده است استناد به این ماده خالی از وجاهت قانونی است. گرچه همانطور که گفته خواهد شد این تفسیر برخلاف عدالت است. مسبب این بی عدالتی نیز جرم انگاری نادرست و غیرعادلانه رابطه جنسی همراه با رضایت پس از انقلاب سال ۵۷ است. هر چند که این جرم انگاری با تاثیر از فقه اسلامی انجام شده باشد.

قانون مجازات اسلامی

در حقوق ایران ارتباط جنسی بین زن و مرد بدون وجود علقه زوجیت جرم بوده و دارای مجازات سنگینی است. اما در صورتی که زن مجبور به این ارتباط شده باشد زنا به عنف محسوب شده و صرفا مرد به مجازات اعدام محکوم خواهد شد. قانونگذار در قانون مجازات اسلامی برای این نوع ارتباط جنسی اصطلاح عنف و اکراه را ذکر کرده است. عنف و اکراه جنبه های مختلفی دارند و در اینکه چه اعمالی عنف یا اکراه محسوب می شود مباحث مختلفی مابین حقوقدانان مطرح شده است. پرسش اصلی و تعیین کننده ای که می توان در ارتباط با موضوع این نوشته مطرح کرد این است که آیا فریب یک خانم از طریق دادن وعده ازدواج با وی و برقراری رابطه جنسی از مصادیق اکراه بوده و در نتیجه این ارتباط زنای به عنف محسوب می شود یا نه؟ فرض ما بر این است که خانمی که حاضر به برقراری رابطه جنسی با مردی  شده است صرفا با تصور اینکه مرد وعده دهنده قطعا در آینده با وی ازدواج خواهد کرد اقدام به برقراری رابطه کرده است. نتیجه این بحث بسیار مهم و راه گشا خواهد بود، زیرا اگر معتقد باشیم که وعده دروغین ازدواج فریب محسوب شده و از مصادیق اکراه است می توان گفت این رابطه جنسی زنای به عنف و اکراه بوده و قربانی هیچ مسئولیت کیفری ندارد در عین حال مرد فریب دهنده علاوه بر اینکه به مجازات مرگ محکوم خواهد شد مکلف به جبران خسارت است. زیرا بند ت ماده ۲۲۴ قانون مجازات اسلامی مجازات زنای به عنف یا اکراه اعدام دانسته و ماده ۲۳۱ همان قانون نیز بیان داشته است که: « در موارد زنای به عنف و در حکم آن، در صورتی که زن باکره باشد مرتکب علاوه بر مجازات مقرر به پرداخت ارش البکاره و مهرالمثل نیز محکوم می‌شود و درصورتی که باکره نباشد، فقط به مجازات و پرداخت مهرالمثل محکوم می‌گردد.» اما در صورتی که معتقد باشیم دادن وعده ازدواج از مصادیق اکراه نیست، لذا برقراری رابطه جنسی نیز زنای به عنف نبوده و هر دو طرف به مجازات مشخصی محکوم خواهند شد. مضافا بر اینکه خانم در این فرض نمی تواند هیچ گونه خسارتی را از مرد مطالبه کند زیرا خود مجرم محسوب می شود. البته مساله به رابطه جنسی محدود نشده و می توان ارتباط غیر از نزدیکی را نیز متصور شد.

در اینکه این خانم فریب خورده است و در اثر همین فریب به ارتباط جنسی تن داده است شکی نیست اما در اینکه آیا این فریب رضایت وی را مختل و اراده او را معیوب کرده است مشکل وجود دارد و در فرض مثبت هم نمی توان به راحتی گفت که اینگونه عدم رضایت مصداق اکراه محسوب می شود. قانون مجازات اسلامی عنف و اکراه را تعریف نکرده است و از بررسی منابع فقهی نیز به سختی می توان وعده ازدواج را نوعی اکراه دانست. در این قانون صرفا مواردی همچون تجاوز به زن خواب یا بیهوش زنای به عنف محسوب شده است. مضافا بر اینکه دادگاه های ایران در عمل نیز به سختی زنای به عنف را می پذیرند و تلاش می کنند به نحوی از صدور حکم زنای به عنف امتناع ورزند. دلیل این امر نیز می تواند مجازات سنگین زنای به عنف و دشواری اثبات آن باشد.(۱)

البته موارد فوق در مورد دختران بالغ است. بر اساس تبصره ۲ ماده ۲۲۴ قانون مجازات اسلامی(۲) چنانچه مردی دختر نابالغی را فریب دهد و با وی ارتباط جنسی برقرار کند، عمل وی زنای به عنف است. لذا وعده ازدواج دادن به دختری نابالغ قطعا فریب و اغفال بوده و مشمول حکم زنای به عنف خواهد بود. از طرفی شاید بتوان با استناد به این ماده گفت که فریب به هرحال رضایت فرد را معیوب می کند و این حکم را به دختران بالغ نیز تسری داد اما از طرف دیگر قبول این نظر دشوار است زیرا قانونگذار صراحتا این حکم را در مورد دختران نابالغ تشریع کرده است.

حقوق کیفری ایران به دلیل علمی نبودن، در این مساله با تعارضات آشکاری مواجه است. از یک طرف چنانچه معتقد باشیم فریب از طریق وعده ازدواج دادن اکراه می باشد و فریب دهنده متجاوز به عنف، با این پرسش مواجه می شویم که آیا رفتار مردی که دختری را ربوده و مورد ضرب و شتم قرار می دهد و با بستن دست و پای آن دختر به طور وحشیانه وی را مورد تجاوز جنسی قرار می دهد با رفتار مردی که با دادن وعده ازدواج به زنی وی را فریفته و رابطه جنسی برقرار می کند یکسان است؟ آیا هر دو مستحق یک مجازات هستند؟

از طرف دیگر به هر حال عدالت حکم می کند که دختری که بر اساس وعده ازدواج و به تصور اینکه مرد وعده دهنده با وی ازدواج خواهد کرد، حاضر به همخوابگی با آن مرد شده است مورد حمایت قانون قرار گیرد. اینکه این دختر مجرم شناخته شود و بدین دلیل نتواند از مرتکب خسارت مادی و معنوی مطالبه کند بدون شک بی عدالتی و ظلم در حق وی است.

اساس مشکل از اینجا شروع می شود که قانون مجازات اسلامی ایران به تبعیت از فقه اسلامی تنظیم شده و ارتباط جنسی با رضایت طرفین را جرم قلمداد کرده است. این امر به اصطلاح حقوقی تالی فاسدی را در پی داشته و باعث شده است که نتوان راهکاری برای دختران قربانی فریب فرض کرد. چنانچه ارتباط جنسی با رضایت جرم نبود به راحتی با توجه به دیگر قوانین که در مبحث قبلی توضیح داده شد می توانستیم به صورت قطعی اظهار کنیم که چنین دختری حق مطالبه خسارت مادی و معنوی را خواهد داشت و همچنین مرتکب نیز علاوه بر جبران خسارت به مجازات متناسب با فعل ارتکابی مانند حبس محکوم می شد. اما با وضعیت فعلی قانون و جرم بودن رابطه جنسی گفتن اینکه قوانین ایران اجازه مطالبه چنین خسارتی را به دختر قربانی داده است مشکل است. زیرا که قانون مجازات اسلامی چنین دختری را نه تنها اینکه قربانی نمی داند بلکه یک مجرم نیز محسوب می کند. با این وضعیت دختری که به وعده ازدواج مرد فریب خورده و رابطه جنسی برقرار کرده چنانچه برای شکایت و طرح دعوی به دادگاه مراجعه کند، خود در مقام مجرم شناخته می شود و درعوض مورد حمایت قرار گرفتن ممکن است به اتهام زنا یا رابطه نامشروع مورد مجازات قرار گیرد، هرچند وی متحمل خسارت های حیثیتی و روانی جبران ناپذیری شده باشد. یقینا و بدون هیچ شکی عدالت در اینجا پایمال خواهد شد.

نتیجه گیری:

۱- وعده ازدواج الزام آور نیست و یک طرف نمی تواند با استناد به خلف وعده از طرف دیگر مطالبه خسارت کند.

۲- بر اساس ماده ای در قانون مسئولیت مدنی دختری که بر اساس حیله مرد حاضر به همخوابگی با او شده است می تواند خسارت مادی و معنوی از وی مطالبه کند. وعده دروغ ازدواج نیز حیله محسوب می شود. اما استناد به این ماده و مطالبه خسارت با توجه جرم انگاری رابطه جنسی پس از انقلاب سال ۵۷ از لحاظ حقوقی کمی مشکل است.

۳- به نظر می رسد قانون مجازات اسلامی فریب از طریق دادن وعده ازدواج و برقراری یک رابطه جنسی با دختر بالغ را از مصادیق زنای به عنف یا اکراه ندانسته، لذا مهر المثل و ارش البکاره در این مورد به عنوان خسارت مادی از طرف قربانی قابل مطالبه به نظر نمی رسد. البته مرتکب به مانند قربانی به مجازات زنای غیر عنفی محکوم خواهد شد.

۴- بر اساس قانون مجازات اسلامی فریب دختر نابالغ و برقراری رابطه جنسی با وی تجاوز به عنف یا اکراه محسوب می شود لذا مرتکب علاوه بر اینکه به مجازات اعدام محکوم خواهد شد باید مهر المثل و در صورت باکره بودن قربانی ارش البکاره نیز پرداخت کند.

۵- به نظر می رسد حقوق ایران از دختری که با وعده ازدواج پسر فریب خورده و بر اساس این فریب حاضر به همخوابگی با وی شده است، حمایت قانونی نکرده است. حقوق ایران علاوه بر دارا بودن خلاء و تعارض در این مورد کاملا ناعادلانه است.

پی نوشت

۱- به عنوان مثال شعبه ۷۷ دادگاه کیفری استان در سال ۱۳۸۵، چهاردرصد پرونده ارجاع داشته که از این میان ۱۹۵ مورد به شکایت زنای به عنف بوده است. از بین این ۱۹۵ مورد صرفا دو نفر محکوم به اعدام شدند. این دو مورد نیز از موارد مشهود و مشهور ربایش دختران و تجاوز به عنف به آنها بوده است. مابقی موارد یا منتهی به صدور حکم برائت شده و یا زنای به عنف پذیرفته نشده و پرونده با تشخیص رابطه نامشروع به دادسرا فرستاده شده است. (محمد فرجی ها و هاجر آذری، حمایت کیفری از زنان قربانی تجاوز به عنف در حقوق ایران، فصلنامه علمی – پژوهشی رفاه اجتماعی، سال یازدهم، شماره ۴۰، صفحه ۳۰۷)

۲-بر اساس این تبصره: «هرگاه کسی با زنی که راضی به زنای با او نباشد در حال بیهوشی، خواب یا مستی زنا کند رفتار او در حکم زنای به عنف است. در زنا از طریق اغفال و فریب دادن دختر نابالغ یا از طریق ربایش، تهدید ویا ترساندن زن اگرچه موجب تسلیم شدن او شود نیز حکم فوق جاری است.»

مهر
۱۴
۱۳۹۳
ناتوانی جنسی مردان، خشونت خانگی علیه زنان
مهر ۱۴ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۲
, , , , , , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

Run Jane Fox

مژگان میر اشرافی – مددکار اجتماعی

“ هما به تازگی بعد از شش ماه زندگی مشترک بعلت انزال زودرس و ناتوانی جنسی از همسرش  جدا شده است. او می گوید: هر بار که قصد انجام رابطه جنسی را داشتیم، همسرم دچار انزال زودرس می شد. شوهرم به شدت برآشفته و در حالی که بلند بلند گریه می کرد، خودش را کتک می زد. او می گوید فشارهای روانی ناشی از این مسئله در طول زندگی مشترکش او را بسیارافسرده کرده  تا جایی که فکر می کند شاید دیگر دوست نداشته باشد با مرد دیگری رابطه جنسی داشته باشد.”

اختلال در توانایی جنسی یکی از پنج علت طلاق در کشور است. طبق آمار اعلام شده در کشورمان ۴۳  درصد زنان و ۳۱ درصد از مردان که به نوعی از اختلال عملکرد جنسی در رابطه شان رنج می برند، اغلب در بیان مشکلات خود کوتاهی می کنند و این درحالی است که بیشتر بیماران درمان پذیرند.

در این میان برطبق نظر کارشناسان، بین ۲۵ تا ۴۰درصد از مردان در ایران به مشکل انزال زودرس مبتلا هستند که تابع بسیاری از مسائل روحی و روانی است. با این حال بسیاری از مردان در مورد این مشکل سکوت کرده و تا مدت ها این مسئله را از همسرشان مخفی نگاه می دارند.

تاثیرمسئله اختلال در عملکرد جنسی در مردان فرای مشکلات رابطه جنسی میان زوجین است. صحبت در مورد این مشکل برای مردان در تمامی جوامع مشکل به نظر می رسد. عدم مهارت برقراری ارتباط موثر میان زوجین باعث می شود که سلامت روحی و روانی بسیاری از زوجین درگیر با کم توانایی و یا ناتوانی جنسی، در معرض آسیب قرار گیرد.

در بسیاری از اوقات ناتوانی جنسی مردان تنها یک مسئله فیزیکی برای آنان نیست بلکه  برای بسیاری از آنان به معنای زیرسوال بردن مردانگی شان است. در جوامعی مانند ایران تصورعمومی از مردانگی ومعنای نقش مردان در هدایت رابطه جنسی میان زوجین، می تواند به مشکلات بیشتری مانند آزارهای روحی و روانی دامن زده و حتی همسران را در معرض خشونت خانگی  قرار دهد.

بسیاری از پژوهش ها در این حوزه نشان می دهد که اختلال در عملکرد جنسی تاثیر به سزایی برروی عزت نفس مردان دارد. چنانچه اعتماد به نفس آنها را به شدت کاهش می دهد و در نتیجه آن، ممکن است آنها به افسردگی مبتلا گردند.

 اما طرف دیگر این مشکل، طیف گسترده ای ازاحساسات و فشارهای عاطفی برهمسران آنان می باشد. زنان ممکن است بارها و بارها از خود سوال کنند که آیا آنان عملی را دررابطه جنسی درست انجام نمی دهند ؟! شاید شوهرشان تمایل جنسی به آنان ندارد؛ و یا اینکه شاید آنها به اندازه کافی زیبا و جذاب نیستند.

 بطور طبیعی درسراسر دنیا، زنانی که با مرد مبتلا به ناتوانی جنسی زندگی می کنند، غالبا این احساسات پیچیده را تجربه می کنند اما سوال این است که چرا در اکثر موارد در جوامعی با فرهنگ مردسالارانه مانند ایران وجود اختلال ناتوانی جنسی در مردان منجر به خشونت خانگی و آزارهای روانی برعلیه زنان می شود ؟!

“ سمیرا تصمیم به جدایی دارد. او ۱۰ سال با همسرش که مبتلا به انزال زودرس است زندگی کرده است. سمیرا می گوید که علاقه اش به همسرش بعد از سال اول ازدواج تبدیل به احساس گناهی شده که اورا ۱۰ سال دررابطه ای بدون داشتن ارتباط جنسی نگاه داشته است. سمیرا می گوید که همسرش همیشه او را مقصر این ناتوانی قلمداد کرده و سرزنش می کرده  که به اندازه کافی عشوه گری نمی کند، حرف های تحریک کننده نمی زند و یا نمی داند چگونه او را تحریک نماید. در طول این سال ها شوهرش هر بار بهانه ای برای ناتوانی خود پیدا می کرده و در سال های آخرهرگاه سمیرا گله و به او  فحاشی و زدن حرف های رکیک زده است. شوهرش بارها با درخواست او برای رفتن به پزشک مخالفت کرده و او را مقصر اصلی ناتوانی اش دانسته است. گاهی تا هفته ها بدون گفتن کلمه ای با او قهر  می کرد.  به تازگی نیز، ابزار تهدید و تهمت برای نگه داشتن سمیرا بکار برده است. مثلا” به او می گوید با مردان دیگری در رابطه است حال که سمیرا تصمیم به عملی کردن طلاق را گرفته او را تهدید کرده که به محل کارش می رود وآبروی او را می برد. اما در طرف دیگر داستان ، سمیرا همواره مشکلش را از خانواده اش پنهان کرده؛ او می گوید همیشه از اینکه در مورد ناتوانی شوهرش صحبت کند خجالت می کشیده، او می ترسد که اطرافیانش او را” زنی بد”  قلمداد کنند  که به علت  تمایلات جنسی  خواستارجدایی از همسرش است.”

بسیاری از مردانی که ناتوانی جنسی را تجربه می کنند بطور قابل توجهی از مکانیسم دفاعی روانی  فرافکنی استفاده می کنند. آنان بطور ناخوداگاه تمامی احساسات منفی و بدی را که نسبت به خود دارند به طرف شریک زندگیشان برون فکنی می کنند؛ زن را مقصر اصلی دانسته و سرزنش می کنند.

 اما در روی دیگر سکه، در جوامعی به مانند ایران در کنار علت های گوناگون فیزیکی و روانی که به خشونت روانی می انجامد، الگوهای تربیتی ، باورهای سنتی و مذهبی درمورد رابطه جنسی در بروز مشکلات جنسی قابل تعمق است.

 پرورش در محیط خانوادگی که در آن والدین برای کنترل فرزندان یا بر اساس باورهایشان، مسایل جنسی را بد و قبیح جلوه می دهند، موجب شده است که رانش های جنسی نه تنها طبیعی پنداشته نشوند بلکه به منبع احساس گناه تبدیل گردند. در کنار این مسئله، چنین الگوهای تربیتی برای زنان پیچیده ترشده و همواره زنی که در مورد نیازهای  جنسی اش صحبت و یا شکایت  کند زنی بد و یا بی شرم  قلمداد می شود. الگوهای جامعه از یک زن خوب در کنار مسائل روانی  مانند  تحقیر، اعتماد به نفس پایین و احساس گناه، کوچک شمردن زن برای طرح نیازهای جنسی اش، اجتناب و انکارمسئله از طرف همسر، زن را در سر دوراهی ماندن و ترک رابطه قرار می دهد و چه بسا که  تصمیم  او سال ها بطول انجامد. تجربه این احساسات دوگانه و موجی از عواطف منفی، آسیب های روانی بسیاری را از جمله افسردگی و عدم اعتماد به نفس در زن ایجاد می کند. گاهی زخم باقی مانده براثر این آزارهای عاطفی و روانی حتی تا مدت ها بعد از ترک رابطه بر کیفیت زندگی زنان تاثیرمنفی می گذارد.

نبود قوانین حمایت از زنان در برابر خشونت های خانگی از جمله خشونت روانی و همچنین عدم برابری زنان در داشتن حق طلاق نیز یکی از عواملی است که زنان ایرانی را در معرض آسیب خشونت خانگی براثر ناتوانی جنسی مردان می گذارد.

“ مریم در جریان کشمکش طلاق با همسرش قرار دارد. همسرش مبتلا به ناتوانی جنسی است و این مشکل را انکارمی کند. مریم به مشاورش می گوید همسرش راضی به دادن طلاق نیست و برای مریم شرطی گذاشته است. شوهرش به او گفته، در صورتی حاضر به طلاق است که مریم به خانواده شان بگوید که خود او مبتلا به سرد مزاجی است و این  مریم است که مشکل دارد. مریم فکر می کند برای رهایی از این رابطه و گرفتن طلاق مجبور است که این شرط را بپذیرد .”

بسیاری از زنان ایرانی در موقعیت مشابه موقعیت مریم قرار دارند. عموما” مردان برای رهایی از بار فشارهای اجتماعی ناشی از مشکل خودشان، از زنان می خواهند که سپر بلایشان شوند.  به قولی آبرویشان را در میان اطرافیان و اقوام بخرند و در قبالش آزادی شان را پس بگیرند.

آزارهای روانی و عاطفی برعلیه زنان در خانه، جریانی است که بطور خاموش زنان را در چرخه خشونت خانگی قرار می دهد وشکستن این چرخه برای آنان بعلت عدم وجود حمایت های قانونی، عدم دسترسی به منابع خدمات اجتماعی بسیار مشکل می نماید. با این وجود آموزش های همگانی در ارتباط با روابط جنسی سالم در کنار اطلاع رسانی مناسب از طریق مراکزدولتی و غیردولتی مرتبط با سلامت و تنظیم خانواده  و تشویق مردان برای گرفتن درمان مناسب می تواند، نقش مهمی را در پیشگیری از خشونت های خانگی براثر اختلال در عملکرد جنسی داشته باشد.

  منابع :

   پایگاه تخصص زنان و دختران /اختلال جنسی از عوامل مهم طلاق

  پایگاه تنظیم خانواده در ایران

http://goo.gl/Tuevui

سکس از عوامل اصلی طلاق در ایران/-شهرزاد پورعبدالله

اسفند
۲۱
۱۳۹۲
رابطه مهریه با رابطه جنسی زن و شوهر
اسفند ۲۱ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و حقوق
۱
, , ,
image_pdfimage_print

6563902327_80f08226a2_b

عکس:   ☺ Lee J Haywood

مهری ملکوتی: وکیل- پژوهشگر

کم نیستند زنان و حتی مردانی که تصور می کنند هرگاه زن آن گونه که خواست شرع و قانون مدنی ایران است از شوهر خود تمکین نکند، حق زن بر مهریه منتفی می شود. این تصور رایج و عامیانه متاسفانه ذهنیت بسیاری از زنان را تحت تاثیر قرار داده و بی آن که به مشاوران حقوقی مراجعه کنند، در شرایطی که شوهر خانه و زندگی را ترک کرده یا با وجود همزیستی درخانه مشترک، رابطه جنسی بین آن دو قطع شده، از مطالبه مهریه خودداری می کنند. به خیال آن که مهریه فقط در وضعیتی که زن و شوهر با هم رابطه جنسی مستمر دارند، قابل مطالبه است. در این یادداشت حقوقی، برای روشنگری بیشتر نسبت به مهریه و با استفاده از یک پرسش که به صورت کامنت در سایت “خانه امن” وارد شده، به این موضوع می پردازم. اما پیش از آن اصل کامنت را نقل می کنم:

« خواهر بنده بعد از ازدواج بنا به مشکلات خاصی با شوهرش نتونسته رابطه جنسی برقرار کنه و شوهرش هم طلاقش داده البته طلاقشون ثبت نشده و خودش روی برگه ای ۳ بار واضح نوشته که من فلانی همسرم رو طلاق دادم و چیز دیگری قید نکرده و الان هم زن دوم گرفته. ما می خواهیم مهریه اش رو ازش بگیریم که مبلغ ۱۰۰ مثقال طلا هست… در ضمن از جریان این طلاق هم دوسال می گذرد و به خاطر فامیل بودن در طول این مدت اقدامی نکردیم و در طول این مدت خرج خواهرم رو هم نفرستاده… با همه این تفاسیر آیا مشکلی در سر راه مهریه گرفتن به وجود نمیاد؟ مثلا شوهرش بگه با من رابطه جنسی نداشته و غیره؟ ” امضا: احمد»

این نامه کوتاه به خوبی نشان می دهد که تا چه اندازه، زنان و حتی مردان، از قوانین ناظر بر خانواده در ایران بی خبرند. همچنین ثابت می کند که تا چه اندازه زنان و مردان ایرانی، به خصوص بخش بزرگی از جمعیت که هنوز به اهمیت مراجعه به مشاوران حقوقی و

وکلای دادگستری پی نبرده اند، نیاز به کسب اطلاعات قانونی پیرامون مناسیات خانوادگی دارند.

در نامه کوتاهی که احمد نوشته است، چند نکته پیرامون وضعیت خواهرش را گزارش داده که لازم است آنها را بشکافیم.

  •  تاکید دارد بر این که شوهر خواهرش او را طلاق داده است؛ ولی شیوه طلاق بنا بر گزارش وی، با قوانین ایران در تعارض است. قانون مدنی و دیگر قوانین ناظر بر خانواده، این طلاق را که شوهر روی یک تکه کاغذ نوشته و در جریان آن دوشاهد عادل حضور نداشته و امضاء نکرده اند و صیغه شرعی طلاق هم جاری نشده است، حتی در جای طلاق شرعی قابل قبول نیست. بنابراین اگر پس ازآن اقدام، دادگاهی نشده و مراحل قانونی را تا صدور حکم طلاق طی نکرده است، خواهر احمد همچنان در علقه زوجیت شوهرش می باشد.
    • از طرفی به فرض که طلاق شرعی پذیرفته می شد، مرد مکلف بود واقعه طلاق را در دفاتر اسناد رسمی به ثبت برساند. استنکاف او از این دستور قانونی، جرم محسوب شده و مجازات دارد. به موجب ماده ۲۰ قانون حمایت خانواده مصوب سال ۱۳۹۲ ” ثبت نکاح دائم، فسخ و انفساخ آن، طلاق، رجوع و اعلام بطلان نکاح یا طلاق الزامی است.

    قانون مجازات اسلامی برای امتناع از ثبت واقعه ازدواج و طلاق در نکاح دائم در دفاتر رسمی و تنظیم سند نسبت به آن مجازات تعیین کرده است. به موجب ماده ۶۵۴ قانون مجازات اسلامی ” به منظور حفظ کیان خانواده،  ثبت ازدواج دائم، طلاق و رجوع، طبق مقررات اجباری است. چنانچه مردی بدون ثبت در دفاتر رسمی مبادرت به ازدواج دائم، طلاق و رجوع نماید، به مجازات حبس تعزیری تا یک سال محکوم می گردد.”

    بنابراین شوهر خواهر آقای احمد به علت تخلفات متعدد قانونی و شرعی، قابل تعقیب است و خواهر آقای احمد باید وکیل بگیرد و راهی حق خواهی در مراجع قضائی کشورشود.

    • تا زمانی که شوهر از دادگاه حکم بر ناشزه بودن زن نگرفته است، ملزم به پرداخت نفقه زن است و امتناع اواز ایفای این تکلیف قانونی و شرعی، مجازات حبس دارد. همچنین زن می تواند نفقه معوقه را که به وی پرداخت نشده است در دادگاه های خانواده مطالبه کند.

    به موجب ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی ” هرکس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تادیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید دادگاه او را از سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس محکوم می نماید.” ماده ۵۳ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۲ مجازات را تعیین کرده است.

    بنابراین تا زمانی که شوهر از دادگاه صالحه حکم بر ناشزه بودن زن خود دریافت نکرده باشد، چنانچه نفقه زن را نپردازد، قابل تعقیب جزائی است و مطالبه نفقه ایام گذشته از وی ممکن است.

    لذا خواهر آقای احمد اشتباه کرده که شوهر متخلف از احکام شرع و عرف را به حال خود رها کرده و او را مورد پیگرد قرار نداده است.

    •  مرد به موجب قانون در صورتی می تواند زن دوم اختیار کند که، زن اول اجازه رسمی و دادگاهی داده باشد یا دادگاه بر حسب خواسته مرد، پس از رسیدگی و احضار زن اول و شنیدن دفاعیات وی، اجازه برای اختیار زن دوم صادر کرده باشد. آن گونه که آقای احمد نوشته است، این مراحل قانونی به هیچوجه طی نشده و شوهر خواهرایشان، خودسرانه تجدید فراش کرده است. به موجب ماده ۵۶ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۲ ” هر سر دفتر رسمی که بدون اخذ گواهی موضوع مواد (۲۳ ) و (۳۱) این قانون یا بدون اخذ اجازه نامه مذکور در ماده (۱۰۶۰) قانون مدنی یا حکم صادر شده در مورد تجویز ازدواج مجدد یا بر خلاف مقررات ماده (۱۰۴۱ ) قانون مدنی به ثبت ازدواج اقدام کند ….، به محرومیت درجه چهار موضوع قانون مجازات اسلامی از اشتغال به سردفتری محروم می شود.”

    بنابراین از این حیث هم نه تنها شوهر خواهر آقای احمد متخلف است و باید از او شکایت کرد تا پاسخگو باشد؛ بلکه سردفتر رسمی هم که ازدواج مجدد مرد را بدون حکم دادگاه ثبت کرده مجرم است و مجازات می شود.

    •  اما پرسش اصلی آقای احمد این است که چون رابطه جنسی بین خواهرش و شوهر او برقرار نشده، به نظر می رسد حق زن بر مهریه منتفی شده است. در پاسخ به این نکته نیز گفتنی بسیار است و قانون مدنی ایران و دیگر قوانین مرتبط با قوانین ناظر بر مناسبات خانوادگی، موضوع را روشن کرده اند. به طور خلاصه و ساده باید گفت که حق زن بر مهریه با رابطه جنسی او و شوهرش ارتباط ندارد و وقتی مهریه عندالمطالبه در سند ازدواج قید شده است، زن می تواند از نظر شرعی و قانونی، بلافاصله پس از عقد، آن را مطالبه کند. از طرفی قانونگذار برای زن حقی به نام “حق حبس” راهم پیش بینی کرده است. به این معنا که زن می تواند تا دریافت تمام مهریه خود تن به هم آغوشی و تمکین ندهد. در این صورت امتناع او از تمکین مصداق نشوز را نخواهد داشت و نفقه تا زمانی که مهریه به او پرداخت نشده به او تعلق می گیرد. اما اگر یک بار تن به هم آغوشی داد دیگر “حق حبس” بی اعتبار شده و درصورت عدم تمکین، ناشزه می شود. البته همه این ها را باید در دادگاه ثابت کننند و نه روی یک تکه کاغذ به صورت خودسرانه.

    بنابراین خواهر آقای احمد می تواند مهریه خود را به اجرا بگذارد. اگر هم آغوشی واقع نشده باشد، و زن از حق حبس استفاده نکرده باشد، دادگاه با الزام شوهر به پرداخت نصف مهریه رای می دهد.

    شوهری که اراده می کند زن خود را طلاق بدهد، غیر از آن که باید به دادگاه خانواده مراجعه کند، ملزم است مهریه و نفقه معوقه زن و سه ماده و ده روز دوران عده و اجرت المثل را به زن بپردازد.

    بنابراین، شوهر خواهر آقای احمد از جمیع جهات زیر ارزش های شرع و عرف زده و زن جوانی را بلاتکلیف و سرگردان رها کرده و باید پاسخگو باشد.